اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Aug 01 2013

روایت یک نوجوان افغان از هشت ماه تجاوز گروهی طالبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوزمانه: «وقتی شانزده سال داشتم به خاطر این که یک هزاره بودم ۴٢نفر از اعضای طالبان در مرز پاکستان هشت ماه به من و بیست جوان دیگر تجاوز کردند. آن‌ها پیش رویم سر پدرم را بریدند.»

آنچه خواندید بخشی از روایت محمد، نوجوان هفده‌ساله اهل کابل، پایتخت افغانستان است که پس از گریختن از مهلکه تجاوز گروهی و شکنجه‌های زجرآور اعضای طالبان در مرز پاکستان نخست به ایران و از آن جا به ترکیه می‌گریزد.

او اکنون نزدیک به پنج ماه است که در یکی از شهرهای ترکیه با ترس و افسردگی و بحران روانی زندگی می‌کند. تعدادی از ایرانیان ساکن ترکیه به او کمک می‌کنند تا دوران پناهجویی را سپری کند.

تجاوزهای روزانه و پی‌درپی اعضای طالبان به وی از سوی پزشکان سازمان ملل در آنکارا تائید شده است. محمد اکنون تنها با مصرف داروهای آرامبخش است که می‌تواند اندکی خاطرات آن‌همه شکنجه و زجر و تجاوز را از ذهن خود دور کند. با وجود تحمل همه این شرایط سخت و دردناک، این نوجوان زجرکشیده افغانستانی اکنون مجبور به انجام سخت‌ترین کارهای ساختمانی در ترکیه است. او هر هفته ١۵٠ لیر از تمام دستمزد خود را به خواهرش می‌دهد که اکنون در شهر سیواس ترکیه همراه با فرزند و برادرشوهر بیمارش زندگی می‌کنند.

تعداد ۴٢ تن از اعضای طالبان به مدت هشت ماه، هر روز به محمد و نزدیک به بیست جوان دیگر با خشونت و شدیدترین وضع، تجاوز می‌کنند. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا اینکه نیروهای آمریکایی به منطقه اقامت آنها حمله می‌کنند. در این شرایط، محمد و دیگر جوانان زندانی در آن کانتینر، از فرصت بمباران هوایی آمریکایی استفاده و از منطقه فرار می‌کنند.

در بهار سال ١٣٩١ خورشیدی، محمد، هنگامی که شانزده سال سن داشت همراه با پدرش در منطقه سالار ولایت وردک، شهری نزدیک کابل توسط نیروهای طالبان بازداشت می‌شوند؛ تنها به این دلیل که پدر راننده یک کامیون آمریکایی‌ بوده است. محمد می‌گوید: «ما در کابل یک خانه اجاره کرده بودیم که اجاره‌اش هر ماه ده هزار افغانی بود. هرماه هم نزدیک به همین مبلغ خرج خورد و خوراک ما بود. من همراه با پدرم که یک راننده تریلی بود کار می‌کردم. او برای آمریکایی‌ها کار می‌کرد.»

هنگامی که نیروهای طالبان به محمد و پدرش یورش بردند اعضای پلیس افغانستان در صدمتری آن‌ها قرار داشتند. با این وجود آن‌ها بدون هیچ واکنشی آن محل را ترک کردند: «هر دو ما را یک جا گرفتند و با ماشین‌های پلیس دولتی به شهری نزدیک مرز پاکستان انتقال دادند. اول، ازبک‌ها را کشتند.»

ما هم می‌خواهیم گردن‌شان را بزنیم

در همان روزها بود که در مقابل دیدگان محمد یکی از اعضای طالبان، سر پدرش را با کارد از بدنش جدا می‌کند: «خون پدرم را حلال کردند».

در آن لحظه، محمد شانزده ساله، به خاطر شوک ناشی از مشاهده صحنه قتل پدرش بیهوش می‌شود. پس از ساعتی که دوباره به هوش می‌آید یکی از اعضای طالبان، سر پدرش را از ناحیه گردن در دیگ روغن داغ فرو می‌کند تا ریزش خون از گردن او قطع شود. اعضای طالبان در آن لحظه به محمد می‌گویند: «رقص مرده را ببین.»

در سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ میلادی، حزب وحدت اسلامی یکی از حزب‌های سیاسی قوم هزاره در افغانستان نیز همانند شماری دیگر از احزاب جهادی حاکم بر کابل، در جنگ‌های داخلی افغانستان شرکت می‌کند و جنایت‌های زیادی را مرتکب می‌شود. دیدبان حقوق بشر، برخی از عوامل حزب وحدت را در نقض حقوق بشر در افغانستان دخیل می‌داند.

یک روزنامه‌نگار ساکن افغانستان که خود را عبداللطیف معرفی می‌کند در این زمینه می‌گوید: «من از پدربزرگم شنیده‌ام در آن زمان که شهر کابل به دست سه گروه حزب وحدت اسلامی مربوط به هزاره‌ها، حزب اسلامی به رهبری گلبدالدین حکمت یار و حزب جمعیت اسلامی به رهبری برهان‌الدین ربانی بود، نیروهای یکی از این احزاب ازجمله حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری سر تعدادی از مردان را قطع و در روغن فرو ‌می‌کنند. آنها به این شیوه رقص مرده می‌گفتند. همچنین در قسمت دیگری از کابل، مردان مسلح، سینه‌های زنان را قطع می‌کردند و به عنوان تحفه برای گروه مقابل می‌‌فرستادند.»

محمد اکنون تنها با مصرف داروهای آرامبخش است که می‌تواند اندکی خاطرات آن‌همه شکنجه و زجر و تجاوز را از ذهن خود دور کند. با وجود تحمل همه این شرایط سخت و دردناک، این نوجوان زجرکشیده افغانستانی اکنون مجبور به انجام سخت‌ترین کارهای ساختمانی در ترکیه است.

نیروهای طالبان به تلافی کشتارهای سه گروه یاد شده به ویژه حزب وحدت اسلامی، حزب سیاسی هزاره‌ها، به شهادت ناظران بین‌المللی و گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر در هشتم آگوست ۱۹۹۸ وارد شهر مزارشریف شدند که جمعیت بسیاری از مردم هزاره را در خود داشت. یک هفته پس از این تاریخ، نظامیان طالبان دست کم دو هزار تن از مردم مزار شریف را به قتل رساندند که بیشتر آن‌ها غیر نظامی بودند.

محمد در ادامه سخنان خود اضافه می‌کند: «پس از کشتن پدرم آن‌ها خون هشت نفر دیگر را مثل پدرم حلال کردند که همگی از اهالی مزار شریف و بدخشان بودند. آنها می‌گفتند چون مردم هزاره در سر ما میخ هجده اینچ کوبیده‌اند ما هم می‌خواهیم گردنشان را بزنیم.

بعد چهل نفر از ازبک‌ها را کشتند. من و بیست جوان بیست تا ساله بیست و پنج ساله را با چشم‌های بسته در چاهی گود انداختند که بر اثر افتادن در آن چاه، دست راست من شکست. درآنجا، هشت روز به جز آب هیچ چیزی به ما ندادند.»

چه دختر خوبی! عروس داریم…

هزاره‌ها در افغانستان، سومین گروه قومی به شمار می‌روند که بیشتر شیعه دوازده امامی و برخی اسماعیلی هستند؛ اما این‌که هزاره‌ها در چه زمانی به تشیع روی آوردند به درستی مشخص نیست. در این مورد بسیاری معتقدند که هزاره‌ها در زمان صفوی به مذهب شیعه گرایش پیدا کردند. برخی معتقدند در زمان غازان خان مغول به تشیع گرویدند. برخی محققان نیز بر این باورند که این اتفاق در زمان خلافت علی بن ابیطالب، امام اول مسلمانان اهل تشیع رخ داده است.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار اهل افغانستان با بیان اینکه «طالبان در بیشتر شهرهایی که بودند به هر بهانه‌ای هزاره‌ها را بازداشت می‌کردند و آن‌ها را از بین می‌بردند»، می‌گوید: «طالبان با هزاره‌ها به دلیل این‌که شیعه هستند خصومت دارند، اما با ازبک‌ها از زمانی مشکل پیدا کردند که “دوستم” بیش از سه هزار طالب را در دشت لیلی در طی بیست چهار ساعت کشت. “جنرال عبدالرشید دوستم” رهبر جنبش ملی اسلامی در شمال افغانستان است و در حال حاضر رئیس ارکان کاخ ریاست جمهوری کرزای است و بیشتر در شمال افغانستان به سر می‌برد. اکنون یک پست تشریفاتی به او داده‌اند. او از کسانی که است که بیشترین تعداد طالبان را کشته است.»

عبدالرشید دوستم در فروپاشی رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ با نیروهای آمریکایی همکاری کرد. نیروهای تحت فرمان ژنرال دوستم، همراه با سایر شبه نظامیان مربوط به گروه‌های جهادی، نقش مهمی را در پیروزی حملات آمریکا با هدف سرنگونی رژیم طالبان در افغانستان بازی کردند.

به گفته محمد، پس از گذشت هشت روز آن‌ها را به اعضای طالبان پاکستان تحویل دادند. او به یاد می‌آورد که یکی از اعضای طالبان پاکستانی او را به همه نشان می‌دهد و می‌گوید: «چه دختر خوبی آورده‌اید. عروس داریم.»

نرخ مرگ و میر مادران در زمان زایمان در این کشور همچنان بالاست. به طوری که در هر صد هزار زایمان، ۳٢٧ مادر جان خود را از دست می‌دهند.

شکنجه های جسمی و روحی محمد شانزده ساله از همان روزهای نخست زندانی شدن‌اش آغاز می‌شود: «اول ناخن‌های مرا کشیدند، بعد با یک میله آهنی بر بدنم می‌زدند و به من و پدرم می‌گفتند: شما مسلمان نیستید، کافرید.»

هشت ماه تجاوز و شکنجه گروهی

در ماه سوم اسارت، نیروهای طالبان، محمد و دیگر جوانان زندانی را به یک کانتینر جاسازی شده در زیر زمین منتقل می‌کنند و روی آن را با خاک می پوشانند. او می‌گوید: «در آنجا ناخن‌های من و دیگر جوانان زندانی را کشیدند، پوست کمرهایمان را هم بریدند. مدام روی آن‌ها نمک می‌پاشیدند. پوست شانه‌های مرا می‌کندند و روی آن نمک می‌زدند. در شکنجه‌ها مرا وادار می‌کردند که از آمریکا بد بگویم و از مذهبم روی برگردانم. من به آن‌ها التماس می‌کردم که به من تجاوز نکنید. حتی می‌گفتم آماده هستم که مرا بکشید، ولی دست از مذهبم نمی‌کشم.»

در داخل آن کانتینر، تعداد ۴٢ تن از اعضای طالبان به مدت هشت ماه، هر روز به محمد و نزدیک به بیست جوان دیگر با خشونت و شدیدترین وضع، تجاوز می‌کنند. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا اینکه نیروهای آمریکایی به منطقه اقامت آنها حمله می‌کنند. در این شرایط، محمد و دیگر جوانان زندانی در آن کانتینر، از فرصت بمباران هوایی آمریکایی استفاده و از منطقه فرار می‌کنند.

محمد در مورد چگونگی فرار خود می‌گوید: «نیروهای آمریکایی مرا به افغانستان و از آنجا مستقیم به شفاخانه بکران کابل منتقل کرد. در آنجا سراغ مادرم را می‌گرفتم، اما بعد متوجه شدم که مادرم از غصه من و پدرم سکته کرده و مرده است.»

در شفاخانه بکران کابل، یک سرباز زن آمریکایی ماجرای مادر محمد را به وی می‌گوید. او وقتی از شرایط روحی و جسمی وخیم محمد آگاه می‌شود بسیار به او مهربانی می‌کند. محمدد می‌گوید: «آن سرباز زن بسیار بر من مهربان بود. وقتی موضوع مادرم را فهمید گریه کرد و مرا بغل کرد و گفت: “لعنت به این زندگی که شما دارید.”»

محمد پس از مرخصی از شفاخانه کابل مدتی در خانه خاله‌اش می‌ماند. او از آن روزها خاطرات خوبی به یاد دارد: «خاله‌ام زن مهربانی بود. او با کمک مردم به من مقداری پول داد تا خود را به ایران برسانم. »

سرانجام، محمد خود را به مرز ایران می‌رساند، اما این نوجوان افغانستانی پس از ورود به ایران نیز با برخورد شدید نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی مواجه می‌شود.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار افغانستانی می گوید:« من خودم یادم است سال ۱۳٧٨ در هرات پس از کشته شدن مولوی موسی، خطیب مسجد شیخ فیض که درهرات زندگی می کرد طی یک روز طالبان بیشتر از صد نفر از هزاره‌ها را به اتهام آشوب گرفتند و تاکنون کسی از آنها خبردار نشده است.»

وی شرایط ورود به ایران را اینگونه توصیف می‌کند:« در مرز بلوچستان، پلیس‌های ایران مرا خیلی لت کردند (کتک زدند). آن‌ها مرا به مرز افغانستان منتقل کردند. در افغانستان مجبور شدم به یک قاچاقچی میلیون تومان بدهم تا من و خواهر، خواهرزاده و برادر شوهرخواهرم را از مرز رازی به مرز وان ببرد. ما این مسیر هجده ساعته را پیاده طی کردیم.»

به گفته محمد، اعضای طالبان، هشت سال پیش، برادر و شوهرخواهرش را با خود برده بودند. از آن‌ها تا امروز هیچ خبری به خانواده محمد نرسیده است.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار افغانستانی در ادامه می گوید:« من خودم یادم است سال ۱۳٧٨ در هرات پس از کشته شدن مولوی موسی، خطیب مسجد شیخ فیض که درهرات زندگی می کرد طی یک روز طالبان بیشتر از صد نفر از هزاره‌ها را به اتهام آشوب گرفتند و تاکنون کسی از آنها خبردار نشده است.»

در سال ۲۰۰۷ قبایل کوچی، با حمله به روستاهای هزارگی باعث آوره شدن هزاران تن از هزاره و کشته شدن ده‌ها تن شدند. سازمان‌های غیر دولتی با انتشار گزارشی بر بدتر شدن وضعیت حقوق شهروندی‌ها هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آن‌ها هشدار داده‌اند.

دخترکان دوشیزه، عروس ملاهای پیر و پولدار

در زمان حاکمیت گروه طالبان، دختران اجازه نداشتند به مکتب بروند. با این وجود، دسترسی دختران به آموزش در مناطق روستایی به دلیل مشکلات فرهنگی و کمبود امکانات آموزشی، محدود است.

محمد در مورد شرایط تحصیل در بین هزاره‌های افغانستان می‌گوید: «مسلمانان ما خیلی سخت‌گیری می‌کنند. آنها به دختران اجازه می‌دهند تا کلاس اول یا دوم درس بخوانند و بیشتر نمی‌شود. می‌گویند درس خواندن برای دخترها خوب نیست. من که خودم بی‌سوادم. همه پسرها مجبور هستند به جای درس خواندن کار کنند و خرجی خانواده را تامین کنند. پدرم آنقدر درامد نداشت که بتواند خرج درس و مدرسه مرا بدهد.»

او در مورد شرایط ازدواج در بین هزاره‌ها می‌گوید: «در بین هزاره‌ها دخترها و پسرها معمولاً در ۱۳ یا ١۴سالگی عروسی می‌کنند. تنها اگر کسی پولدار باشد حق دارد با یک دوشیزه عروسی کند، اما افراد فقیر، توان ازدواج با یک دختر دوشیزه را ندارند. آن‌ها مجبور هستند با زنان بیوه ازدواج کنند.»

به گفته محمد، ملاهای هزاره و افراد مسن پولدار برای ازدواج با دختران زیر ١۵ سال مبلغی نزدیک به ده لک معادل بیست هزار دلار به خانواده دختر پرداخت می‌کنند.

محمد در مورد ازدواج خواهر با شوهرخواهرش می‌گوید: «پدرم مثل بقیه دخترش را به یک پیرمرد نداد. شوهرخواهر من نه مادر داشت و نه پدر، وضع مالی خوبی هم نداشت. خواهر محمد هنگام ازدواج بیست ساله بود و زندگی خوبی با همسرش تجربه کرده بود.»

محمد در بخشی از روایت خود به ماجرای دختری ۱۳ ساله اشاره می‌کند که از خانه شوهر پیرش فرار کرده و به پدر محمد پناه آورده بود. آن دختر از پدر محمد خواسته بود که به او امان بدهند و برای نجات از مرگ، وی را به خانواده‌اش تحویل ندهند. آن زمان مادر محمد، طلاهای خود را می‌فروشد و به آن دختر می‌دهد. آن دختر نیز پس از مدتی به وسیله یک قاچاقچی به مرز پاکستان فرار می‌کند.

این نوجوان هفده ساله افغانستانی به ازدواج دخترانی اشاره کرد که در ۱۳سالگی شوهر می‌کنند: «خیلی از آنها قبل و بعضی بعد از زایمان می‌میرند. دختر خاله من در ١۵سالگی موقع زایمان مرد.»

سازمان ملل متحد در اکتبر سال ٢٠١٢ خواستار تلاش‌ بیشتر جامعه جهانی در زمینه حفاظت از دختران خردسال در افغانستان شده بود. در هر شش ازدواج، یکی از دختران در زیر سن پانزده سالگی قرار دارد. با وجود پیشرفت‌هایی که در ده سال گذشته در افغانستان صورت گرفته است، بنا براعلام نمایندگی ملل متحد درافغانستان، نرخ مرگ و میر مادران در زمان زایمان در این کشور همچنان بالاست. به طوری که در هر صد هزار زایمان، ۳٢٧ مادر جان خود را از دست می‌دهند.

No responses yet

Jul 31 2013

جدیدترین فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای: از معاشرت با بهاییان «اجتناب» شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: رهبر جمهوری اسلامی در فتاواهایی گفته است: معاشرت با بهاییان جایز نیست، ریش پرفسوری حرام است، رقص حرام است، ذکر ظلم بعضی از مسوولین در صورتی که موجب فتنه شود حرام است و..»

وب‌سایت «تسنیم» [2]، در یادداشتی مجموعه‌ای از جدیدترین فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای را گردآوری کرده که برخی از آنها جالب توجه است.

براساس یکی از این فتواها خامنه ای گفته است: «از هرگونه معاشرت با این فرقه‌ى ضالّه‌ى مضلّه، اجتناب شود.»

گفتنی است این فتوا در حالی است که هفته‌ی گذشته محمد نوری‌زاد با حضور در منزل یکی از بهاییان به پای‌بوسی کودک این خانواده پرداخت [3].

دیگر فتواهای جالب توجه خامنه‌ای بدین شرح است:

* گرفتن یا دادن هدیه به کفّار فى‌نفسه مانعى ندارد.

* گزارش دادن ظلم مسوولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى‏ شود حرام است.

* تقلّب حرام است ولى اگر شخصى که تقلب کرده است تخصص و مهارت لازم را براى کارى که براى آن استخدام شده دارد و مقرّرات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

* واجب است از مشاهده فیلم‌هایى که به مقدسات جمهورى اسلامى اهانت مى‌‌کنند، اجتناب شود.

* استفاده از کلاه‌گیس براى حجاب مجزى نیست.

* ریش پرفسورى: تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و بنا بر احتیاط حرام است.

* رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است.

* استفاده از ماهواره: «آنتن‌هاى ماهواره‌اى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏‌هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏‌کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‌‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏‌اى هم مترتّب نمى‏‌شود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.»

* نصب و تعمیر آنتن‌هاى ماهواره‌اى‌: «اگر از آنتن ماهواره‌اى براى امور حرام استفاده شود که غالباً همین‌طور است و یا تعمیر کننده و یا نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‌‏کند، خرید و فروش و نصب قطعات و راه‏‌اندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.»

* سرویس‌دهى کافى‌‌نت به مشتریان: «اگر کسى‌‌کافى‌‌نت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى که در اختیار او قرار داده مى‌شود استفاده حرام مى‌کند، جایز نیست آن را در اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت شک در اینکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مى‌کند، اشکال ندارد.»

No responses yet

Jul 21 2013

پدری دخترش را به خاطر «شماره‌ی ناشناس» موبایل کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: روز دوشنبه کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

بر اساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر، محکوم خواهد شد.» پدر زهرا هم باید دیه را ورثه، از جمله خودش پرداخت کند…

گزارشی از سوی یک هم‌استانی در شهر «نافچ» در استان چهارمحال و بختیاری به دستم رسیده است؛ روایتی از قتل فجیع و دردناک دختر به دست پدر، برخاسته از یک داوری نادرست و شتابزده و به دنبال آن، اقدامی جنون‌آمیز و به دور از فکر و اندیشه؛ من، با توجه به اینکه زادگاهم در استان چهارمحال و بختیاری است، شهر کوچک «نافچ» و وضعیت فرهنگی و مذهبی آن را به‌خوبی می‌شناسم و بارها به آنجا رفته‌ام؛ مردمانی پاک و ساده‌دل، بی‌ریا و…؛ اما به ناگاه، فردی ناآگاه، با نگاهی برخاسته از تعصب کور و ایدئولوژیک و نشأت‌گرفته از باورها و تلقین‌های سراسر نادرست، به نام غیرت، با دختر، خانواده، خود و احساسات پاک شهر خود چنین می‌کند؛ ای کاش جمهوری اسلامی این‌چنین مفاهیم را تهی از محتوا و دارای معنای منفی نمی‌کرد! ای کاش…!

بر اساس این گزارش، روز دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۲ شهر کوچک «نافچ» واقع در ۲۰ کیلومتری شهرکرد، مردی ۴۹ ساله، کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

به گواهی یکی از همسایگان، ساعت ۲ بعدازظهر حسینعلی وارد خانه می‌شود و می‌بیند دخترش در حیاط خانه مشغول صحبت با مویایل است؛ او اصلاً برای فرزندانش موبایل نمی‌خرید، فقط این گوشی را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند. او از دختر می‌پرسد:«با کی صحبت می‌کنی؟! دخترک جواب می‌دهد: فریبا یکی از همکلاسی‌هایم.»

بعد از آن، حسینعلی، گوشی را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را می‌گیرد؛ پسری پشت خط جواب می‌دهد؛ مرد بدون لحظه‌ای تأمل، گوشی را به دیوار می‌زند و با چوب، به جان زهرا، دختر ۱۸ ساله خود، می‌افتد، به گفته پزشکی قانونی، ۵ ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونریزی مغزی و مرگ او بوده است. مادر زهرا و برادران کوچکش وقتی عصبانیت پدر و ضربات چوب را می‌بینند که به سر زهرا می‌خورد، شروع به فریاد و کمک‌خواهی از همسایگان می‌کنند؛ دقایقی نگذشته که همسایه وارد خانه شده و حسینعلی را از پیکر بیجان دختر دور می‌کند.

گوشی موبایل کمی آن‌طرف‌تر افتاده است، به خاطر اینکه به دار قالی برخورد کرده بود صدمه‌ای ندیده و مرتب زنگ می‌خورد. همه دور زهرا جمع شده‌اند و می‌بینند خون همه صورتش را گرفته؛ او را به بهداری شهر می‌رسانند، به محض رسیدن، به اتاق احیا برده می‌شود و پزشکان مرگ را ثبت می‌کنند.

او نمی‌دانست آخرین شماره گرفته شده مربوط به خانه برادرزنش بوده و نیم ساعت قبل از زهرا، همسر حسینعلی با برادرش تلفنی صحبت کرده بود. او نمی‌دانست این زهرا نبوده که به فریبا زنگ زده، بلکه فریبا بوده که به موبایل زنگ زده بود و با زهرا صحبت می‌کرد. در لحظه مرگ زهرا، دایی او مرتب به موبایل زنگ می‌زد تا بپرسد چه کسی شماره او را گرفته و سریعاً قطع کرده.

…

زهرا امشب در کنار خانواده‌اش نیست، مادر او هنوز بی‌هوش است و در بیمارستان با داروهای آرام‌بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نمی‌دانم با خود چه می‌گوید.

No responses yet

Jul 21 2013

در میانه تهدید و دعوا بر سر ارگ ساسانی انار و مقبره شهید گمنام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: دعوا بر سر ساخت قبر شهید گمنام در جوار ارگ انار ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. در حالیکه پس از حرکت‌هایی اعتراضی ساخت مقبره برای مدتی متوقف شده بود، تهدید علیه فعالان میراث فرهنگی بار دیگر آغاز شده است.

ارگ انار بنایی خشتی و گلی است که در زمینی به مساحت حدود ۱۱ هزار و ۱۷۹ متر مربع در مرکز شهر تاریخی انار واقع شده است. این شهر کویری در شمال استان کرمان حدود ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد.

براساس پژوهش‌های انجام شده، تاریخ احداث ارگ انار به دوران سلسله ساسانیان، یعنی به پیش از اسلام می‌رسد. اما بخش‌هایی از این بنا در دوره صفویه تکمیل و از آن استفاده شد. در گذشته، ارگ انار کاربرد مسکونی و دفاعی داشت و بخشی از داد و ستد مردم نیز در آن انجام می‌گرفت. ارگ انار در سال ۱۳۸۹ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

فعالان میراث فرهنگی انتقاد می‌کنند که بی‌توجهی به میراث تاریخی بویژه آثار پیش از اسلام در چند سال اخیر بیشتر شده است.

دعوا بر سر ارگ ساسانی و آرامگاه شهید گمنام

فیروزه رمضان‌زاده، روزنامه‌نگار و فعال میراث فرهنگی، به دویچه وله می‌گوید بیش از ۳ سال است که ساخت مقبره شهید گمنام در حریم ارگ تاریخی انار اعتراض دوستداران میراث فرهنگی را برانگیخته و ساخت این مقبره متوقف مانده بود، اما روز یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲ (۷ ژوئیه ۲۰۱۳) عملیات ساخت و ساز آن با نصب اسکلتی فلزی دوباره آغاز شد.
فیروزه رمضان‌زاده، فعال میراث فرهنگی فیروزه رمضان‌زاده، فعال میراث فرهنگی

وی تاکید می‌کند: «به خصوص در شهرستان‌‌هایی مثل انار که تمام مسئولین محلی‌اش دید فوق‌العاده بسته‌ای دارند، قصد دارند برای شهید گمنام گنبد و بازاری به حالت اما‌مزاده درست بکنند.»

رمضان‌زاده پیش‌بینی می‌کند که تلاش دوستداران میراث فرهنگی در روزهای پایانی دولت دهم به جایی نخواهد رسید و ریاست فعلی میراث فرهنگی کشور هم کاری از پیش نخواهد برد، چون طرف مقابل آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

اعتراض دوستداران میراث فرهنگی نتیجه داد

پس از نصب تیرآهن‌های فلزی و ساخت و ساز دوباره در حریم ارگ انار شماری از روزنامه‌نگاران، فعالان و دوستداران میراث فرهنگی طی نامه‌ای خطاب به خانم توسا مومنی، معاون سازمان میراث فرهنگی کشور، خواهان دخالت فوری وی برای جلوگیری از تعرض به حریم این ارگ تاریخی شدند.

امضاکنندگان این نامه می‌نویسند: «ساخت مقبره آن هم با زیربنای ۳۶۰ متر مربع و ۱۲ متر ارتفاع در ۸۰ متری ارگ انار که در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده، اقدامی غیرقانونی و خطرساز است که باید برای آن چاره‌ای فوری اندیشید.»

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «متاسفانه در سال‌های اول پس از انقلاب برخی افراد از روی نادانی، تعدادی از بناهای داخلی ارگ انار را تخریب کردند و امروز هم اگر سازمان میراث فرهنگی اقدامی نکند، حریم این ارگ تاریخی برای همیشه آسیب خواهد.»

بدنبال اعتراض فعالان، خبرگزاری میراث فرهنگی از توقف ساخت و ساز مقبره شهید گمنام در حریم ارگ تاریخی انار خبر داد. آتوسا مومنی، معاون سازمان میراث فرهنگی کشور، در۲۶ تیر ۱۳۹۲ در بازدید از ارگ انار گفت: «فعلا باید ساخت و ساز در حریم ارگ انار متوقف بماند تا شورای فنی تصمیم نهایی را بگیرد و سپس وارد مرحله اجرا و عملیاتی شود.»

تهدید فعالان و دوستداران میراث فرهنگی

مسئولین سایت‌های محلی از جمله “انارپرس”، اولین سایت خبری شهرستان انار به دلیل پوشش اخبار مربوط به ساخت و ساز در اطراف ارگ از سوی دفتر حجت الاسلام ابراهیمی امام جمعه این شهر مورد تهدید قرار گرفته‌اند.

دفتر امام جمعه انار در ۲۱ تیر ۱۳۹۲ با انتشار اطلاعیه‌ای، محمدرضا نسب عبداللهی، سردبیر انارپرس را فردی “هتاک و معلوم‌الحال” خطاب کرد و تهدید کرد با مدیر سایت انارپرس برخورد قضایی شود. اما در اطلاعیه دفتر امام جمعه انار درباره توهین انارپرس توضیحی داده نشده است.

روز شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲ سایت انارپرس از “حملات شدید سایبری” خبر داد. انارپرس می‌نویسد: «در حال حاضر روزانه بیش از ۱۰۰ حمله سایبری علیه انارپرس صورت می‌گیرد تا به هر شکل ممکن این سایت از نظر فنی دچار مشکل شود و از کار بیفتد.»

افراد محلی به دویچه وله گفتند که تهدید علیه رسانه‌ها و فعالان میراث فرهنگی بویژه در این شهرستان بسیار جدی شده است. فیروزه رمضان‌زاده که از مسائل ارگ انار آگاه است درباره تهدید مقام‌های محلی به دویچه وله گفت: «کار به رسانه‌ها کشیده شود حساسیت‌ها بیشتر می‌شود و وقتی سایت‌های خارج از ایران هم به این موضوع بپردازند، حساسیت‌شان دوچندان می‌شود و متاسفانه بعضی از کارشناسان را که دلسوزانه پیگیر این ماجرا هستند به بی‌بی‌سی نسبت می‌دهند و افراد نفوذی معرفی می‌کنند. من متاسفم که حکایت ارگ انار به جای باریک کشیده می‌شود. من نگران کسانی هستم که پیگیری و اطلاع‌رسانی‌ می‌کنند و آنها را به دشمنان فرضی جمهوری اسلامی منتسب می‌کنند.»

«تخریب‌کنندگان ارگ انار از مردم حلالیت بطلبند»

بنا به نوشته منابع خبررسانی محلی، برخی افراد سپاه پاسداران انار “از روی نادانی در اوایل انقلاب”، بخشی از ساختمان‌های داخلی ارگ انار را تخریب کرده‌اند. در تخریب این اثر تاریخی ساختمان‌های داخلی ارگ صدمه دیدند.

منابع خبری محلی می‌نویسند که این اقدام آنها جرم محسوب می‌شود و کسانی که در آن ماجرا نقش داشته‌اند بایستی خسارت مالی تخریب این بنای تاریخی را نیز پرداخت کنند. یک سایت محلی دراین مورد می‌نویسد: «همه کسانی که در ماجرای تخریب ساختمان‌های داخلی ارگ انار دست داشته‌اند، بهتر است پیش از آنکه دیر شود، از مردم حلالیت بطلبند. چون این ارگ، یک بنای ملی و متعلق به همه مردم است و جزو حق‌الناس محسوب می‌شود که روز حساب و کتاب در برابر اقدام به تخریب آن باید پاسخگو باشند.»

اعتراض بسیجیان به برچیده شدن قبر شهید گمنام

از سوی دیگر بسیجیان کرمانی نیز “برای مقابله با برچیدن حرم شهید گمنام” در ۲۵ تیر ۱۳۹۲ در دفتر مدیرکل میراث فرهنگی استان کرمان جمع شدند. آنها “خواستار مقابله با توهین و هتک حرمت حرم شهید گمنام” شدند.
“صبح زرند”، یک پایگاه خبری محلی، نامه‌ی طرفداران ساخته‌شدن حرم قبر شهید گمنام در جوار ارگ را منتشر کرده‌است. در این نامه آمده است که در برخی رسانه‌ها از “تاریخچه دروغینی که از این ارگ مخروبه و رو به زوال در رسانه‌‌هایشان منتشر کرده‌اند”، صحبت می‌شود.

امام جمعه انار: رقاص‌خانه می‌ساختیم حمایت می‌کردند

حجت‌الاسلام ابراهیمی، امام جمعه شهرستان انار، گفته است: «من مطمئنم اگر می‌خواستیم یک سینما بسازیم‌، یک رقاص‌خانه بسازیم، نه تنها مخالفت نمی‌کردند بلکه حمایت هم می‌کردند همانطور که قبلا انواع ساخت و سازها در حریم ارگ انجام شد و اینها کوچک‌ترین اعتراضی نکردند.»
DW.DE
اعتراض به دفن اجساد قربانیان جنگ در اماکن تاریخی یزد

خبرگزاری “میراث فرهنگی” گزارش داده به‌رغم مخالفت میراث فرهنگی یزد، قرار است جنازه ۸ تن از کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق در محوطه تاریخی امیرچخماق یزد خاک شود. پیش‌تر اعلام شد ۱۴۳ دانشگاه نیز در نوبت دفن “شهدا” هستند.
ساخت حرم کنار ارگ ساسانی در شهری که بیمارستان ندارد
در ۷۰ متری ارگ دوره ساسانی حرم می‌سازند

اشاره امام جمعه احتمالا به نصب وسائل بازی و ورزشی است که شهرداری انار آن را در ۵ متری دیوار ارگ، و بنا به گفته‌ برخی از کارشناسان، روی قبرهای تاریخی نصب کرده است.

فعالان میراث فرهنگی گزارش می‌دهند که چندین اثر تاریخی انار به زباله‌دانی تبدیل شده و داخل آنها حتی سرنگ‌هایی مشاهده می‌شود که معتادان برای تزریق استفاده می‌کنند. آنها از تردد موتورسواران در داخل ارگ نیز خبر می‌دهند.

دکتر علیرضا جعفری‌زند، باستان شناس و استاد دانشگاه، درباره تعرض به حریم ارگ انار و نصب وسائل بازی به روزنامه “شرق” گفت: «این اقدام فوق‌العاده برای یک محوطه تاریخی خطرناک است. ضمن اینکه چهره اثر را مخدوش کرده و به لایه‌هایی که می‌توان در کاوش‌ها از آن برای تاریخ‌گذاری این ارگ نتیجه موثری گرفت، آسیب می‌زند.»

به گفته جعفری‌زند، نصب این وسایل بازی و ورزشی در ضلع شمالی ارگ انار در تخریب لایحه‌های زیرین این اثر باستانی موثر است. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تا کنون کاوشی در ارگ انار انجام نداده است.

علیرضا جعفری‌زند ابراز امیدواری کرده است که ارزش‌های تاریخی این اثر به نمایش گذاشته شود و زیر نوسازی مدفون نگردد.

No responses yet

Jul 13 2013

فتوائی جدید از بیات زنجانی پیرامون روزه: آب خوردن روزه را باطل نمی کند!!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بیات زنجانی: مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي بيات زنجاني(مدظله العالی) در فتوايي جديد ابراز داشتند:
“با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب “من يصح منه الصوم” آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.”

لازم به ذکر است نظر فقهی معظم له در رسالۀ عملیه به این شکل نبوده و این نظر فقهی جدید ایشان است./

————————————

مرجع عالیقدر به سؤال دیگری که در پی انتشار این فتوا برای دفتر ارسال شده است پاسخ دادند.

متن این استفتاء و پاسخ آن به شرح زیر است:

سؤال: ضمن عرض سلام؛ حضرتعالی در فتوائی فرموده اید:
با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب “من يصح منه الصوم” آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.
حال سؤال من اینجاست آیا فردی که در چنین شرایطی قرار گرفته، می تواند احتیاطاً و از روی استحباب روزۀ خود را قضا کند؟

پاسخ: “باسلام و تحیت؛ احتیاط همیشه امری پسندیده است ودر فرض سؤال نیز احتیاط مستحب آن است که فرد روزۀ خود را در وقت مقتضی، قضا کند.”

کپی فریز شده این صفحه

No responses yet

Jul 08 2013

ترمینولوژی عمل شیرین لواط از زبان آقای کدیور، ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ف. م. سخن: جل الخالق! جل الخالق! باز هم جل الخالق! چه می کند اسلام عزیز! واقعا که برای همه چیز یک جواب حاضر و آماده دارد. لابد می گویید اسلام آقایان جنتی و مصباح یزدی و سبحانی منظورت است دیگر نه؟!
دقیقا نه! اصلا اسلام آقایان مدّ نظرم نیست و به اسلام عزیز روشنفکران دینی نظر دارم که هرمنوتیک اش زده بالا و یک تفسیر و تعبیری از عمل شیرین لواط ارائه داده که ما انگشت به دهان مانده ایم!
آقای محترمی از جناب محسن کدیور -که عمرش دراز باد- سوال کرده است که:

“در قانون مجازات اسلامی جدید مجازات اعدام فقط برای فرد مفعول در لواط در نظر گرفته شده، و فرد فاعل فقط در صورت احصان محکوم به اعدام می گردد. در صورتی که در قانون پیشین هم مفعول و هم فاعل محکوم به اعدام بودند. اکثر مراجع کنونی شیعه قائل به قرائت سابق بودند و هر دو را مستحق اعدام می دانند، و حتی آیت الله خمینی نیز قائل به اعدام هر دو بودند. حال پرسش آن است که چرا در قانون جدید قرائت اقلیت مراجع جایگزین قرائت اکثریت شده است؟”

و ایشان یک پاسخ هرمنوتیکی به معنای واقعی کلمه داده که من قطع و یقین دارم دهن هابرماس هم از شگفتیِ شنیدن آن باز خواهد ماند. ایشان در پاسخ می فرمایند:
“در مورد مجازات لائط/ فاعل قول مشهور در فقه امامیه قتل مطلقا و قول غیرمشهور قتل در صورت احصان و جلد در صورت عدم احصان است. مجازات ملوط / مفعول مطلقا قتل است. علت اختلاف روایات مختلف است. مجازات مفعول از فاعل شدیدتر است. در فقه اهل سنت مالکیه و حنابله (در اشهر روایتین احمد بن حنبل) قائل به وجوب رجم لائط مطلقا هستند. شافعیه قائل به وجوب رجم لائط محصن و جلد و تعزیر غیرمحصن است، ابوحنیفه تعزیر لوطی را کافی دانسته معتقد به قتل لائط نیست مطلقا.

از اسباب تغییر قانون مجازات اسلامی بی اطلاعم.

موفق باشید.

جان؟! این موفق باشید آخر مرا کشته! چی چی را موفق باشد؟! یاد جریانی افتادم که یک بار دیگر آن را تعریف کرده ام و آن شلاق خوردن یک فاعل و مفعول بود در سرباز خانه که آقای فاعل مثل “راکی” دو دست اش را بالا برد و فریاد زد “بر محمد و آل محمد صلوات!” و همه ی پادگان صلوات فرستادند. ما فکر کردیم ایشان شلاق زن است٬ نگو جناب فاعل است! بعد هم پیراهن اش را کند قهرمانانه و سر افرازانه رفت روی تخت دراز کشید شلاق را خورد و بعد که برخاست٬ دوباره مثل این که فتح خیبر کرده باشد٬ دو دست اش را بالا برد و برای سربازان مات و مبهوت مانده دست تکان داد!

حالا از «موفق باشید» آقای کدیور بگذریم و برویم سراغ هرمنوتیکِ ترمینولوژیک جریان. من تا به امروز کلماتی از قبیل لائط و ملوط را نشنیده بودم که الحمدلله شنیدم و آموختم. یک لوطی هم این وسط بود که آن را شنیده بودم و این در معنای مجازی اش خوب چیزی بود که بعد از خواندن پاسخ آقای کدیور بد چیزی شد (یعنی فردا به رفیق تان نگویید خیلی لوطی هستی! دمت گرم! یا مزه ی لوطی خاکه! به سلامتی هر چی لوطیه! این ها را بگویید آبروی تان می رود. به خاطر خودتان می گویم).

احصان و محصن هم که می گویند یعنی آدم ازدواج کرده و این به قول مستر بین خیلی بده! چی چی بده؟! این بده که یارو زن داره بعد می رود می شود فاعل یا بدتر از آن مفعول! خاک بر سر!

خلاصه من که از پاسخ آقای کدیور دچار ترمینولوژی جدیدی شدم که در آینده برای بازشکافی روشنفکری دینی به کار خواهم گرفت؛ خدا حفظ شان کند.

گفتم خدا حفظ شان کند یادم نرود بگویم نمی دانم ایشان در کدام کشور خارجی زندگی می کند ولی اگر این حرف هایی که زده اند به گوش پلیس یا دادستان یا حتی یک نفر همجنس گرا برسد ممکن است بلایی سرشان بیاید که بدتر از مجازات لائط و ملوط در ایران باشد! خلاصه از ما گفتن بود!

آزار و تحقير يک همجنسگرا در يک کلانتري در تهران

No responses yet

Jul 05 2013

ترور افسر زنی که خار چشم طالبان افغانستان بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: اسلام بی بی یکی از معدود زنان درجه دار افغان بود و سمبل افغانستانی مدرن شناخته می‌شد. زنی که توانسته بود با وجود مخالفت‌های بسیار به عنوان افسر پلیس خدمت کند. او روز گذشته در ولایت هلمند ترور شد.

اسلام بی بی روز گذشته (پنج‌شنبه ۴ ژوئیه) در شهر لشکرگاه واقع در ولایت هلمند سوار بر موتور دامادش در راه محل کار خود بود که چند مرد ناشناس که آن‌ها هم سوار بر موتور بودند، به سوی او شلیک کردند. زخم‌های اسلام بی بی کاری بود و وی باوجود انتقال به بیمارستان، جان سالم به در نبرد.

این افسر پلیس ۳۷ ساله، مادر سه فرزند و یکی از شناخته‌شده‌ترین ماموران پلیس افغانستان بود. او سمبل آزادی زن افغان بعد از سرنگونی طالبان در این کشور به شمار می‌رفت. زنی که بارها تهدید به مرگ شده بود، حتی از سوی برادر خود.

اسلام بی بی قدیمی‌ترین افسر پلیس زن ولایت هلمند بود. او چندی پیش در توصیف دشواری‌های این شغل برای یک زن در افغانستان به «ساندی تلگراف» گفته بود: «برادرم، پدرم و خواهرم هرسه مخالف من بودند. برادرم سه بار سعی کرد مرا بکشد.»

فرار به ایران و بازگشت به افغانستان

اسلام بی بی در جوانی از دست طالبان به ایران فرار کرد . در سال ۲۰۰۱ و بعد از سقوط طالبان به افغانستان بازگشت. نه سال پیش کارش را به عنوان پلیس شروع کرد. هم به خاطر درآمدی برای گذران زندگی و هم آن‌طور که خودش گفته «برای خدمت به کشورش».

حقوق زنان در افغانستان یکی از مسایل عمده جامعه جهانی است. زنانی که در پست‌های دولتی کار می‌کنند، همواره در معرض خطرند. در سال ۲۰۰۸ نیز یک زن افسر ارشد پلیس در ایالت قندهار کشته شد. در سال گذشته دو زن معلم در ایالت لقمان به فاصله کوتاهی ترور شدند.

No responses yet

Jun 27 2013

پیام شناگر زن ایرانی‌: تسلیم حرف زور نمی‌شم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jun 25 2013

مباهته از زبان حسین شریعتمداری: توجیه گزارشهای دروغ و خلاف واقع

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ویکی پدیا: دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، در حاشیه جلسه مدیران مسئول مطبوعات با رئیس جمهور، جناب مهاجرانی مجالی برای گفتگو با شریعتمداری می یابد. روزنامه کیهان در آن ایام نوشته بود عبدالکریم سروش در سفر به آلمان جاسوسی کرده و اسرار مملکتی را با بیگانگان در میان گذاشته است. مهاجرانی به شریعتمداری می گوید شما هر اختلافی که با سروش و ایده ها و اطرافیانش داری داشته باش و آنها را بنویس و در روزنامه ات منتشر کن؛ اما شما می دانی، من هم می می دانم که وصله جاسوسی به سروش نمی چسبد و این تهمتی ناروا و غیر موجه است. سروش چه منصب دولتی و اطلاعات محرمانه ای دارد که با خارجی ها در میان بگذارد؟! شریعتمداری در پاسخ می گوید: می دانم سروش جاسوسی نکرده، اما می شود به ایشان « بهتان» زد و «افترا» بست؛ چراکه در فقه بابی داریم تحت عنوان « مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و در عین حال خلاف اسلام سخن می گوید و نمی توان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می توان به او « بهتان» و «تهمت » زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست…… مهدی نصیری، مدیر مسئول هفته نامه «صبح» نیز در اواسط دهه هفتاد شمسی در یکی از سرمقاله های خود به قصه « مباهته» پرداخته و آنرا تبیین همدلانه کرده بود. [۲۱]

No responses yet

Jun 25 2013

الهام: احمدی‌نژاد با امام زمان بازمی‌گردد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، گفته است محمود احمدی‌نژاد به همراه امام دوازدهم شیعیان بازخواهد گشت.

آقای الهام گفته است “احمدی‌نژاد در رجعتی دیگر همراه با امام عصر (عج) حکومت مطلوب را پیگیری خواهد کرد.”

غلامحسین الهام این سخنان را در جشنی که به مناسبت سالگرد تولد امام دوازدهم شیعیان برگزار می‌شد، بیان کرده است.

آقای الهام در این باره گفته “در سوم تیر ۸۴ حادثه‌ای روی داد و دولتی بر سر کار آمد تا امید مهدوی را در دل‌ها بنشاند و باور خفته انقلاب اسلامی که خود وسیله‌ای به سوی قله نور و صاحب اصلی ولایت بود، بار دیگر احیا کند و در راه ماندگانی که عدالت را فراموش کرده بودند، را به سوی این حقیقت ناب تلنگری بزند.”

محمود احمدی‌نژاد در واکنش به ستایش آقای الهام گفت: “احمدی‌نژاد عددی نیست؛ به خدا اگر من خاک پای نوکر رده نهم امام زمان باشم برایم بالاترین و ابدی‌ترین افتخار است. بالاترین افتخار ما این است که نوکر نوکرهای امام زمان (مردم) هستیم.”

در این مراسم شعارهایی در حمایت از آقای احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی سر داده شده است. از جمله عده‌ای شعار داده‌اند: “چپ، راست، کارگزار، علیه خدمتگزار”.

در سال‌های اخیر دیدگاه‌های محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش درباره امام دوازدهم شیعیان و مسایل آخرالزمانی انتقادهای زیادی را برانگیخته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .