اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Jun 04 2017

پاسخ مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری به روزنامه رسالت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران روز یکشنبه ۱۴ خرداد،‌ گزارش روزنامه رسالت درباره «بازداشت مسئول دفتر» حسام الدین آشنا، مشاورحسن روحانی، را تکذیب و اعلام کرد که هشت ماه پیش یک پژوهشگر که «ارتباطی با آقای آشنا ندارد»، دستگیر شده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، این نهاد اعلام کرد که این پژوهشگر با تعدادی از سازمان ها از جمله مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری «همکاری موردی» داشته است.

در این اطلاعیه تاکید شده که هشت ماه پیش یک پژوهشگر در منزل خود از سوی وزارت اطلاعات دستگیر و «مجموعه‌ای از گزارش‌های تحلیلی تهیه شده توسط خودش و تعدادی از مکاتبات ارجاع داده شده به او از کامپیوتر شخصی استخراج شده است».

براساس این گزارش، اتهام این فرد«هنوز مشخص نشده» و پرونده وی «در آستانه رسیدگی قضایی است.»

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری تاکید کرد که این پژوهشگر«ارتباط اداری» با دفتر حسام الدین آشنا نداشته و«به عنوان محقق آزاد با نهادهای مختلف نظامی و تحقیقاتی و رسانه‌ای»، از جمله این مرکز«همکاری موردی» داشته است.

در این گزارش به نام این پژوهشگراشاره ای نشده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی، روز ۱۰ خرداد در پاسخ به سئوالی، گزارش‌ها درباره بازداشت یک فرد در محل کار حسام‌الدین آشنا از سوی وزارت اطلاعات و به اتهام «جاسوسی» را تائید کرده بود. با این همه،‌ او جزئیات بیشتری درباره این پرونده ارائه نکرد.

در این میان، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، به نقل از آقای محسنی اژه‌ای از دستگیری «مسئول دفتر» حسام‌الدین آشنا خبر داده و این گزارش به عنوان تیتر اول شماره روز پنج‌شنبه روزنامه رسالت منتشر شده بود.

در همین حال، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران تیتر روزنامه رسالت در اینباره را «غیراخلاقی»،«غیرحرفه‌ای»،«جهت دار» و «نادرست» خواند.

حسام‌الدین آشنا نیز روز پنج‌شنبه، ۱۱ خردادماه، در مطلبی در کانال تلگرامی خود گزارش‌ها درباره دستگیری «مسئول دفتر» خود به اتهام «جاسوسی» را «دروغ» خوانده بود.

آقای آشنا، خبرگزاری قوه قضائیه را متهم کرده بود که متن سوال اولیه که مربوط به خبرگزاری مهر بوده را «تحریف» و به جای عبارت «یکی از مرتبطین» آقای آشنا، عبارت «یکی از مسئولین دفتر» را جایگزین کرده است.

وی همچنین ضمن مقایسه پاسخ سخنگوی قوه قضائیه به برخی از سئوالات دیگر درباره بازداشت افراد، از نحوه پاسخ آقای اژه ای به این سئوال انتقاد کرده بود.

No responses yet

Jun 04 2017

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رییس جدید میز ایران سازمان سیا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: آرش عزیزی

منابع: نیویورک تایمز و واشنگتن پست.

اسم مستعار زیاد دارد؛ از «امیر تاریکی» تا «آیت‌الله مایک». تا سال‌ها بیرون دالان‌های سازمان‌های اطلاعاتی امریکا یا کسی اصلا از وجودش خبر نداشت و یا با نام مستعار «راجر» می‌شناختندش. نقش داشتن او در فاجعه‌ای در افغانستان در سال ۲۰۱۵ بود که خبرنگاری از «نیویورک تایمز» را واداشت با سرپیچی از خواستِ سازمان «سیا»، نام او را علنی کند.
«مایکل دِآندریا»«Michael D’Andrea»، یکی از کلیدی‌ترین نیروهای سازمان سیا در دو دهه اخیر که نیویورک تایمز امروز گزارش داد به مدیریت میز ایران سازمان سیا منصوب شده است.این سازمان البته انتصاب‌های این چنینی را علنی نمی‌کند اما این روزنامه خبر را به نقل از مقامات کنونی و سابق دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا منتشر کرده است.

دآندریا از آن شخصیت‌هایی است که انگار از سریال‌های تلویزیونی مثل «میهن» (Homeland) بیرون آمده است. او 9 سال تمام ریاست مرکز ضدتروریسم سازمان سیا را بر عهده داشت در حالی که کم تر کسی در سمتی به این طاقت‌فرسایی این همه مدت دوام می‌آورد. مهم ترین اقدامش در این مقام، ایفای نقش در پیدا کردن و کشتن «اسامه بن لادن» و البته کشتن هزاران تروریست اسلام‌گرا در حملات پهپادی است.

معروف است که در مقر سیا، در «لنگلیِ» ایالت ویرجینیا گوشه‌ای نشسته است و تصمیماتی می‌گیرد که بر جان هزاران نفر تاثیر می‌گذارد. همیشه سیگاری بر لب دارد و اغلب تسبیحی به دست. این امریکایی متولد شهری کوچک در ایالت ویرجینیا، همسری مسلمان دارد و خود نیز به اسلام گرویده است. در اتاق کارش تختخوابی هست و خیلی مواقع اصلا رنگ خانه‌اش را هم نمی‌بیند. همکارانش می‌گویند انرژی بی‌پایانی دارد، همکاری با او سخت است و وقتی دنبال کاری می‌افتد، تا به نتیجه نرسد، توقف نمی کند.

حالا انتصاب او به میز ایران سازمان سیا شاخک‌های بسیاری را حساس کرده است. نیویورک تایمز نوشته است: «این اولین نشانه عمده است که دولت ترامپ می‌خواهد موضعی سرسختانه نسبت به ایران بگیرد.»

این بخشی از تغییرات سازمان سیا تحت مدیریت «مایک پامپیو»«Mike Pompeo»، نماینده سابق کنگره ایالات متحده و از دست راستی‌های حزب‌جمهوری‌خواه است. مرکز ضدتروریسم این سازمان هم رییس جدیدی پیدا کرده است که می‌خواهد اقدامات نظامی آن افزایش پیدا کند. کم کم رنگ سازمان سیای تحت رهبری ترامپ دارد معلوم می‌شود.

ایران یکی از دشوارترین کشورها برای فعالیت سازمان سیا است. امریکا در ایران سفارتی ندارد و خبری از پوشش دیپلماتیک در آن نیست. ضمن آن که جمهوری اسلامی سال‌ها است مقابله با جاسوسی امریکا را از اهداف اصلی خودش تعیین کرده است.

ترامپ در زمان کارزار انتخاباتی خود، ایران را «دولت تروریستی شماره یک» نامید و بارها وعده داد توافق هسته‌ای را لغو کند؛ کاری که البته در عمل انجام نداد اما نشانه‌هایی از اتخاذ موضع سخت نسبت به ایران از سوی دولت ترامپ به چشم می‌خورد؛ مثلا «رکس تیلرسون»، وزیر خارجه امریکا «برجام» را شکست‌خورده می داند و بسیاری از افرادی که ترامپ به شورای امنیت ملی منصوب کرده است، مواضع افراطی علیه ایران دارند.

یک دیپلمات سابق امریکایی که بدون افشای نامش با «ایران‎وایر» صحبت کرد، گفت: «خیلی از این چهره‌های جدید دولت ترامپ هدف مشخصی دارند و آن سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق سازمان سیا است؛ به همین سادگی.»

به گزارش نیویورک تایمز، «ارزا کوهن واتنیک»، مدیر ارشد اطلاعاتی شورای امنیت ملی که رابط اصلی کاخ سفید با سازمان‌های اطلاعاتی هم چون سیا است، به سایر مقامات دولت گفته است که می‌خواهد دقیقا همین کار را انجام دهد: «استفاده از جاسوس‌های امریکایی برای سرنگونی دولت ایران.»

سپهبد «مک‌مستر» که مشاور امنیت ملی ترامپ است، در سال‌های اول جنگ عراق، فرمانده پیاده‌نظام بود و همیشه از نقش ماموران جمهوری اسلامی در کمک به گروه‌های عراقی که درگیر جنگ با امریکایی‌ها بودند، گفته است. «درک هاروی»، مدیر ارشد خاورمیانه در شورای امنیت ملی امریکا هم جزو چهره‌هایی به حساب می‌آید که مواضع تندی نسبت به ایران دارند.

پامپیو پیش از آن ‌که رییس سازمان سیا شود، نماینده منطقه جنوبی-مرکزی ایالت کانزاس در مجلس نمایندگان بود. او در دوران مذاکرات هسته‌ای با ایران، از سرسخت‌ترین مخالفان برجام در کنگره به شمار می رفت. دو ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود که مقاله‌ای در مجله «فارین پالیسی» نوشت و گفت امریکا نباید بگذارد بازرگانی بین‌المللی با ایران رونق بگیرد.

در ماه ژانویه که مجلس سنا داشت انتصاب پامپیو به ریاست سازمان سیا را به رای می‌گذاشت، او وعده داد اگر هم برجام پابرجا بماند، او به شدت مواظب اعمال جمهوری اسلامی خواهد بود تا از پیروی آن از این توافق کسب اطمینان کند. پامپیو گفت: «ایرانی‌ها دروغ‌گوهای حرفه‌ای هستند.»

***

دِآندریا بزرگ‌شده شمال ایالت ویرجینیا است و خانواده‌اش دو نسل است که در سازمان سیا کار می‌کنند. او از سال ۱۹۷۹ در سیا بوده است. اولین ماموریت خارجی‌ وی در آفریقا بود که جزو عرصه‌های دشوار است. در یکی از همین ماموریت‌های خارجی با همسر مسلمانش آشنا شد‌ و پس از ازدواج با او، به دین اسلام گروید. در دنیای پس از ۱۱ سپتامبر او سمت‌های مهمی مثل ریاست ایستگاه سیا در قاهره و بغداد را برعهده داشته و شاید بیش از هر چهره دیگری، در تضعیف القاعده نقش داشته است.

«امیر تاریکی» چهره‌ای عمومی نیست و قاعدتا دیدگاه‌هایش در مورد ایران شناخته‌شده نیستند. وظیفه او عملیاتی است و نه سیاست‌گذاری. اما در واشنگتن معروف است که می گویند:«انتخاب پرسنل، گویاترین گواه جهت سیاست‌ است.»
انتخاب فردی مثل دآندریا احتمالا خبر از تشدید فعالیت‌های سازمان سیا در مورد ایران می‌دهد.

دآندریا در شکل دادن به برنامه دستگیری و بازجویی در پی حملات ۱۱ سپتامبر که شامل شکنجه بود و در گزارش مجلس سنا در سال ۲۰۱۴ محکوم شد که هم غیرانسانی بوده و هم غیرموثر، نقش داشت. اوایل سال ۲۰۰۶ او رییس مرکز ضدتروریسمِ سیا شد و 9 سال در این سمت باقی ماند. وظیفه اصلی وی، تعقیب نیروهای سازمان‌های اسلام‌گرا در سراسر دنیا و کشتار آن‌ها بود.
یکی از مهم‌ترین طعمه‌های دآندریا، «عماد مغنیه» بود؛ رییس عملیات بین‌الملی «حزب‌الله» لبنان. در سال ۲۰۰۸ سیا در همکاری با دولت اسراییل، با بمبی ماشینی مغنیه را هنگام پیاده‌روی به سوی خانه‌اش در دمشق کشت. در عین حال، وقتی باراک اوباما سیاست استفاده از پهپاد برای کشتار رهبران تروریستی در افغانستان و پاکستان را اتخاذ کرد، دِآندریا به یکی از عاملان اصلی او بدل شد.

اما هویت دِآندریا را وقتی رسانه‌ها افشا کردند که نقش وی در چند اشتباه بزرگ معلوم شد؛ وقتی یکی از همکاران سازمان سیا جاسوسِ «القاعده» از کاردرآمد و با انفجار خود در پایگاهی امریکایی در افغانستان، هفت مامور سازمان را کشت. این مرگ‎بارترین حمله علیه ماموران سازمان سیا در بیش از ربع قرن بود.

آن‌چه خشم مخالفان آیت‌الله مایک را بیش تر برانگیخت اما در ژانویه ۲۰۱۵ رخ داد؛‌حمله‌ای پهپادی به یکی از پایگاه‌های القاعده در پاکستان باعث کشته شدن دو گروگانی شد که سیا از وجودشان خبر نداشت؛«وارن واینشتاین»، مددکار و مشاور اقتصادی امریکایی و «جیووانی لو پورتو»، شهروند ۳۷ ساله ایتالیایی.

دِآندریا اما حالا بازگشته است و باید دید این بار مامور اجرای چه سیاست‌هایی می‌شود.

No responses yet

Jun 04 2017

خبر ‘دیدار خصوصی’ ابراهیم رئیسی و آیت الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

:بی‌بی‌سی حسین باستانی

رئیسی و خامنه ای
حامیان ابراهیم رئیسی، کماکان مشکلی با گره زدن وضعیت سیاسی او به رهبر ندارند. حتی اگر معنی آن، اقداماتی در حد خبرکردن رسانه ها از “دیدار خصوصی” آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای باشد

ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی اطلاعیه ای را در اختیار خبرگزاری های ایران گذاشته که حکایت دارد: “به دنبال انتشار مطالبی در خصوص دیدار حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی با رهبر معظم انقلاب اسلامی در برخی شبکه‌های اجتماعی، به اطلاع می رساند، این دیدار خصوصی بوده و رهبر معظم انقلاب اسلامی از حضور و تلاش‌های حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری تقدیر کردند.”

در ادامه اطلاعیه آمده: “سایر اخبار منتشر شده از محتوای این دیدار، مخدوش، فاقد اعتبار و غیرقابل استناد است.”

واقعیت این است که پیش از انتشار این اطلاعیه، رد قابل تشخیصی از خبر ملاقات آقای رئیسی و آیت الله خامنه‌ای در فضای رسانه ای ایران موجود نیست. توضیح ستاد ابراهیم رئیسی در مورد دیدار اما، طبیعتا بازتاب گسترده ای در رسانه های ایران داشته است. توضیحی که لُبِّ کلامش این است که آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای “دیدار خصوصی” داشته و در جریان آن، مورد “تقدیر” قرار گرفته است.

چنین بیانیه ای، قاعدتا باید برای تصحیح “سایر اخبار منتشر شده” در مورد محتوای دیدار ابراهیم رئیسی با رهبر جمهوری اسلامی صادر شده باشد. هرچند مخاطبان بیانیه، نوعا چیزی در مورد آن دیدار نمی دانسته اند که نیاز به تصحیح اطلاعاتشان باشد.

در نتیجه، انگار صادرکنندگان بیانیه، بی میل نبوده اند که با استفاده از آنچه می گویند در حساب‌های شخصی تعدادی از کاربران فضای مجازی منتشر شده، در مورد دیدار خصوصی کاندیدای اصلی اصولگرایان با رهبر اطلاع‌رسانی کنند.

پیش از این هم، برخی اطلاع رسانی های دیگر در ارتباط با دیدارهای خصوصی آقای رئیسی و آیت الله خامنه ای نیاز به توضیح پیدا کرده بود.

مثلا در نیمه فروردین، حسینعلی حاجی‌دلیگانی از نمایندگان حامی ابراهیم رئیسی در مجلس، بدون ذکر نام رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت که وی از آقای رئیسی خواسته تا در رقابت های انتخاباتی ۱۳۹۶ حضور داشته باشد. او تعریف کرد چون آقای رئیسی تازه حکم تولیت آستان قدس را از رهبری گرفته تردید داشته که کاندیدا بشود یا نه: “استمزاج [نظرخواهی] کردند که آیا اجازه می‌دهید من اعلام رسمی‌ کنم که نمی‌آیم، اما این اجازه را به ایشان ندادند.”

آقای حاجی دلیگانی البته بعد از خبرساز شدن نقل قول خود گفت از حرف هایش بد برداشت شده است.

رئیسی و خامنه ای فارغ از اینکه گمانه زنی های مطرح در مورد آینده سیاسی ابراهیم رئیسی تا چه حد ریشه در واقعیت داشتند، وی و حامیانش، فعالانه به این برداشت دامن زدند. نتیجه چنین وضعیتی این شد که پس انتخابات و در سطح افکار عمومی، شکست انتخاباتی آقای رئیسی – به درست یا غلط- اهمیتی بسیار فراتر از شکست “هر” کاندیدای اصولگرای دیگری پیدا کرددر یک نگاه کلی تر، ابراهیم رئیسی و حامیانش از پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ – و اساسا از زمان انتصاب وی به سمت تولیت آستان قدس در اسفند ۱۳۹۴- به گونه ای رفتار کردند که تصور نوعی نزدیکی “ویژه” میان این سیاستمدار اصولگرا و رهبر جمهوری اسلامی ایران تقویت شد.

خود آقای رئیسی در این میان تا به آنجا پیش رفت که به مشابهت سازی های ظاهرا معنی دار با رفتارهای آیت الله خامنه ای در جلوی دوربین پرداخت. در همین راستا بود که انتشار صحنه های مکرر از “دیدارهای مردمی” ابراهیم رئیسی، به حضور پذیرفتن رسانه ای مقام های حکومتی -تا حد نشاندن فرماندهان ارشد سپاه پیش پای خود روی زمین- یا حتی تقلید ظاهر و پوشش رهبر جمهوری اسلامی، همه و همه در سطح افکار عمومی مورد توجه قرار گرفت.

وجود چنین فضایی در یک سال گذشته، حتی در میان برخی ناظران به این گمانه زنی منجر شد که شاید متولی آستان قدس برای خود -و چه بسا با حمایت رهبری- آینده ای مشابه با آیت الله خامنه ای را متصوراست.

فارغ از اینکه برداشت فوق تا چه حد ریشه در واقعیت داشت، ابراهیم رئیسی و حامیانش، فعالانه به این برداشت دامن زدند. این فضا تا به آنجا گسترش یافت که حتی وقتی متولی آستان قدس اعلام کاندیداتوری کرد، بسیاری از ناظران این تصمیم را در تناسب با تاثیر احتمالی آن بر آینده رهبری نظام جمهوری اسلام ایران مورد بررسی قرار دادند و دستاورد انتخاباتی آقای رئیسی را، به معنی کامیابی یا ناکامی شخص آیت الله خامنه ای دانستند.

نتیجه این شد که پس انتخابات و در سطح افکار عمومی، شکست انتخاباتی ابراهیم رئیسی – به درست یا غلط- اهمیتی بسیار فراتر از شکست “هر” کاندیدای اصولگرای دیگری پیدا کرد.

اکنون احتمالا بخش مهمی از افکار عمومی در ایران، شکست انتخاباتی آقای رئیسی را اتفاقی بسیار فراتر از شکست مثلا سعید جلیلی یا محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۹۲ می دانند و بخش مهمی از این فرایند، نتیجه تلاش های ابراهیم رئیسی و حامیانش در گره زدن وی به آیت الله خامنه ای بوده است. تلاشی که البته، رفتار جانبدارانه رهبر جمهوری اسلامی ایران و نهادهای زیرنظرش در جریان مبارزات انتخاباتی هم، به تقویت آن دامن زده.

اینکه آینده سیاسی متولی آستان قدس، بعد از انتخاباتی با این ویژگی ها چه خواهد بود، موضوعی است که فعلا برای قضاوت در مورد آن اطلاعات کافی وجود ندارد.

اما به نظر می رسد که حامیان ابراهیم رئیسی، کماکان مشکلی با گره زدن وضعیت سیاسی او به رهبر جمهوری اسلامی ایران ندارند.

حتی اگر معنی آن، اقداماتی در حد خبرکردن رسانه ها از “دیدار خصوصی” آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای باشد. آن هم به بهانه تصحیح خبری که مخاطبان، نمی دانند چیست.

No responses yet

Jun 03 2017

جسد بچه‌هایمان را تحویل ندادند، می‌خواهند گورشان را خراب کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «بچه‌های ما را در گورهای دسته جمعی دفن کردند؛ یک کانال کنده و همه را کنار هم دفن کرده و روی کانال را با سیمان پوشانده بودند. بعد از مدتی هر کس اسم عزیزش را روی یک تکه سنگ مرمر نوشت و گذاشت تا نشانی مزار را گم نکند.»

این روایت پر از هق هق گریه یک مادر است؛ مادری که فرزندش را در جریان اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است و اکنون در قبرستانی در اطراف اهواز دنبال نشانه های برجای مانده از جگرگوشه اش می گردد.

گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان «بهشت آباد» واقع شده است: «قبلا آن زمین نخلستان بود که تبدیل به بیابان شده بود. از بهشت آباد که بیرون می آمدی، یک جاده خاکی و متروکه بود که خانواده ‌ها با ماشین خودشان را به آن‌جا می‌رساندند. اعدامی‌های سال‌های 61 و 62 اول در آن جا دفن شدند تا رسید به سال 67 و اعدامی‌های 67 را هم همان جا دفن کردند.»

او خاطره‌ای از یکی از مادرهای داغ‎دار شنیده که با گذشت 29 سال از آن روزها هنوز در یادش مانده است: «یکی از مادرها که یکی از فرزندانش را سال 61 از دست داده بود و به مزار بچه‌اش سر می‌زد، در تیرماه 67 متوجه کندن این کانال که الان قبر دسته جمعی بچه‌ها است، شده بود. او یک بار حین برگشتن از مزار فرزندش متوجه شده بود ماشین آب پاشی آن جا ایستاده است و چیزهایی داخل کانال ریخته می‌شود اما فاصله زیاد بوده و او متوجه نبوده چه کاری در حال انجام است. بعدها همان مادر متوجه شد قبر فرزند دیگرش آن جا است.»

نوروز امسال که خانواده‌ها سر مزار عزیزان شان می‌رفتند، می بینند اطراف قبرها پر از نخاله‌های ساختمانی شده است: «حجم عظیمی از خاک روی گورهای جمعی ریخته شد به طوری که سطح مسطح قبلی تبدیل به یک تپه کوچک شده است. انگار یک پروژه ساختمانی در حال اجرا است که در صورت تکمیل شدن سازه، روی تعدادی از قبرها قرار می‌گیرد و تعداد دیگری از قبرها هم روی کناره جاده قرار می‌گیرند و از بین می‌روند.»

یک کارگر ساختمانی در اواخر اردیبشهت ماه به اعضای خانواده‌ها که به محل گورهای جمعی رفته بودند، گفته قرار است جاده‌ای که از کنار گورهای جمعی می‌گذرد را تا نزدیکی آن‌ها تعریض کنند و در مرحله بعدی، گورهای سیمان‌شده به منظور ایجاد فضای سبز یا احداث یک مجتمع تجاری ویران خواهند شد. این موضوع نگرانی خانواده‌های اعدام شدگان را بیش تر کرده است. یکی از آن‌ها می‌گوید: «جسد عزیزان‎مان را که تحویل ندادند، اجازه برگزاری مراسم هم ندادند، دل‎مان به همین سنگ‌های کوچک و اسم‌ها خوش است، این را هم می‌خواهند از ما بگیرند.»

آن‌ها صدای خودشان را به سازمان‌های حقوق بشری رسانده‌اند. «سازمان عفو بین الملل» و سازمان غیردولتی «عدالت برای ایران» در اطلاعیه‌ای مشترک نسبت به تخریب این قبرها هشدار داده‌اند. «شادی صدر»، مدیر سازمان عدالت برای ایران می‌گوید: «طی سالیان گذشته مقامات درد و رنج غیرقابل تحملی را به خانواده‌های قربانیان اعدام‌های فراقضایی سال ۱۳۶۷ تحمیل کرده‌اند. آن‌ها خانواده‌ها را از حق دفن محترمانه عزیزان‌شان محروم و آن‌ها را مجبور کرده‌اند که برای بازدید از مزار عزیزان‌شان از میان تپه‌های زباله‌ها عبور کنند. حالا هم قصد دارند آرامگاه قربانیان را نابود و خاطره‌ آن‌ها از تاریخ محو کنند.»

در این اطلاعیه تاکید شده است گورهای ‌جمعی، صحنه‌ جرم‌ به حساب می‌آیند و برای حفظ آن ها نیاز است که متخصصان جرم‌شناسی به کار گرفته شوند تا حفاری‌های لازم را انجام داده و از حفظ آثار جرم و شناسایی دقیق پیکرها اطمینان حاصل کنند. مقامات ایران با تخریب محل گورهای جمعی، شواهد مهمی را از بین می‌برند که یک روز می‌توانند برای روشن شدن تعداد و هویت کسانی که به‌دست حکومت کشته شدند، استفاده شوند.

«مگدلانا مغربی»، معاون بخش خاورمیانه و آفریقای عفو بین الملل هم می‌گوید: «مقامات ایران به جای تلاش برای محوکردن یاد کشته‌‌شدگان و جلوگیری از اجرای عدالت، باید از گورهای جمعی مربوط به کشتار سال ۱۳۶۷ حفاظت و مراقبت کنند تا روزی که انجام تحقیقات مستقل و موثر ممکن شود. خانواده‌ها حق دارند بدانند بر سر عزیزان‌شان چه آمده است و آن ها را به طور محترمانه دفن کنند.»

خانواده‌های قربانیان اعدام‌های 67 تحت فشارهای شدید امنیتی هستند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «مدام تهدید می‌شویم. می گویند چرا به مزار عزیزان‎تان سر می‌زنید و چرا با آن هایی که خارج از ایران هستند، تماس دارید؟ ما به سختی می‌توانیم از وضعیتی که برای قبرهای بچه‌ها پیش آمده، اطلاع رسانی کنیم. لااقل شما حرف دل ما را بزنید. این قبرها برای ما عزیز هستند؛ خیلی عزیز.»

No responses yet

Jun 03 2017

خالی بندی مقام عظمای جغرافیای ایران: گردشگری ایران، جاذبه‌های بی‌بدیل

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

روزنامه دنیای اقتصاد پرویز کردوانی
ایران، از نظر جاذبه توریستی رتبه دوم را دارد و از این نظر بعد از آمریکا قرار دارد. من به تمام دنیا سفر کرده‌ام و فقط به آمریکای جنوبی نرفته ام. اشتباه می کنند که می گویند ایران رتبه دهم جاذبه‌های گردشگری است و از نظر گردشگری طبیعی رتبه پنجم را دارد.
گردشگری ایران، جاذبه های بی بدیل
پرویز کردوانی*
ایران، از نظر جاذبه توریستی رتبه دوم را دارد و از این نظر بعد از آمریکا قرار دارد. من به تمام دنیا سفر کرده‌ام و فقط به آمریکای جنوبی نرفته ام. اشتباه می کنند که می گویند ایران رتبه دهم جاذبه‌های گردشگری است و از نظر گردشگری طبیعی رتبه پنجم را دارد.

به هر حال، ما اینهمه امکانات داریم ولی درآمد ما از محل گردشگری ناچیز است. آمریکا 50 ایالت دارد. آمریکا، آلاسکا را دارد تا فلوریدا. یعنی زمستان در آلاسکا دمای هوا منهای 80 تا 90 درجه زیر صفر است و در فلوریدا هم می توانند شنا کنند. ما هم، همین طور است. یعنی شرایط طبیعی ایران، در طول دوران تکامل کره زمین به گونه ای شده است که اینهمه ارتفاعات و کوه را داریم. مثلا دمای هوا در قله دماوند در زمستان به منهای 80 یا 90 درجه زیر صفر می رسد و در همان ساعت می توانیم در چابهار به دریا برویم و شنا کنیم. تازه اصلا چابهار ما با فلوریدای آمریکا قابل مقایسه نیست و ما وضع بهتری داریم.
برای این که در سال گذشته فلوریدا یخبندان شد و خرمای آنجا دچار سرمازدگی شد ولی در چابهار، هیچوقت دمای هوا پایین تر از 15 درجه نمی رود. به همین دلیل، ایران در همه جنبه ها استعداد دارد. از نظر داشتن کوه، ایرانی مناطق کوهستانی زیادی دارد و در کوهستان ها، ابشارهای زیادی داریم و جنگل ها و مرتع زیادی داریم و زراعت دیم زیادی نیز داریم. میوه های سردسیری زیادی هم وجود دارد. در کوهستان ها نیز بارندگی اتفاق می افتد و آب به دشت ها سرازیر می شود و دشت های مثل تهران و کرج را داریم.

هر توریستی در هر فصلی به ایران بیاید این امکانات متنوع برای او وجود دارد. دو تا کویر و بیابان هم داریم که از لحاظ اقتصادی هم قابل توجه است. من نظریه جدیدی به سازمان ملل داده ام و آن را پذیرفته است که این کویرها نعمت بسیار بزرگی از لحاظ اشتغال و از لحاظ درآمد است. کویر یعنی نمکزار. بزرگترین دنیا در ایران قرار دارد؛ همین کویری که از شرق ورامین شروع می شود تا جنوب گرمسار و بعد سمنان و دامغان و شاهرود و سبزوار و جنوب این کویر به یزد و استان اصفهان می خورد.
این بزرگترین کویر دنیا است و بعد از ما، بولیوی بزرگترین کویر را دارد. این کویر، انواع زیبایی ها را دارد. کویرها نیز انواع مختلفی دارند و به کویرهای گیاه دار و کویرهای فاقد گیاه تقسیم می شوند. از کویرهای که گیاه دار هستند در زمینه های مختلف اقتصادی می توان استفاده کرد. به عنوان چراگاه شتر. بهترین چراگاه برای شتر، کویر است و خار شتر است. بعد هم می توان برای چراگاه حیات وحش از آن استفاده کرد. بیشتر گیاهان کویری و شاید تا 90 درصد آن، صنعتی و دارویی هستند. سومین جنبه هم، زیبایی کویرهایی است که گیاه دارند. وقتی بهار می شود کویری که گیاه دارد، انواع درخت گز دارد و گزها انواع گل های بنفش دارند. انواع گیاهان سبز رنگ و سفید رنگ در کویر وجود دارد و خصوصا اگر در آن حیات وحش باشد جذابیت های آن بیشتر می شود.
به هر استانی که می روم و سخنرانی می کنم می گویم استان شما استثنا است. اما به من می گویند آقای دکتر شما به همه جا استثنا می گویید و من می گویم برای این که هر استان با استان دیگر فرق می کند. مثلا به استان کرمانشاه می روید که منطقه سردسیری دارد و در طرف غرب استان کرمانشاه، منطقه گرمسیری دارد و خرما دارد. کسانی که باید برای رونق گردشگری کاری انجام بدهند فعالیت چندانی انجام نداده اند و بیشتر، سراغ تحقیق رفته اند. اعتقاد دارم که ما حتی باید به مناطق روستایی برویم و گردشگری را توسعه بدهیم. در جنوب دشت کویر و در نزدیکی منطقه جندق، روستاهای فرحزاد و مصر و عروسان قرار دارد. در آنجا خانواده طباطبایی آمده اند خانه اجدادی خود را در روستای فرحزاد جندق، خیلی خوب مرمت کرده اند و خارجی ها خیلی به آنجا می روند و توالت های تمیزی دارد. غذاهای ایرانی هم در آنجا درست می کند.
بنابراین، خیلی جاها هست که می تواند موجب رونق گردشگری شود. باید مردم روستاها را تشویق کنند که در این زمینه فعال شوند. یعنی استانداران به فرمانداران بگویند و فرمانداران هم به بخشداران بگویند و بخشداران به دهیارها بگویند و جلسه بگذارند و بگویند خودتان، خانه خود را آماده کنید یا امکانات خود را آماده کنید. میوه ای دارید یا محصولی دارید نشان دهید. اگر پنج تا اتاق دارید خودتان از دو تا اتقاق استفاده کنید و سه تا اتاق را برای توریست ها خالی کنید. باید این کارها را انجام دهند ولی باید به آنها امکانات بدهند. باید برای روستاها جاده بکشند.
الان می گویند در شهرهای بزرگ مثل اصفهان و مشهد دارند هتل هفت ستاره م

ی سازند. در حالی که در دنیا هتل هفت ستاره وجود ندارد و بیشتر پنج ستاره است. باید استعدادهای مناطق مختلف کشور را شناسایی کنند و از روستاها نیز باید شروع کنند و بعد بیایند به بخش و شهر و بعد شهرهایی مثل اصفهان و تهران که جای خود را دارند. تا الان دستگاه ها بودجه خود را صرف تحقیقات کرده اند. واقعا دیگر تحقیقات کافی است. الان باید امکانات بدهند.
فرض کنید همین کویری که گرمسار دارد و آن همه ظرفیت دارد یا بیابان لوت که گرمترین نقطه کره زمین است و تمام دانشمندان دنیا آرزو دارند به اینجا بیایند و چقدر منبع درآمد عظیمی است ولی امکانات کافی برای اقامت در آنجا وجود ندارد. مردم برای کویرنوردی به کرمان و شهداد سفر می کنند ولی یکسره باید به بیابان لوت بروند و برگردند. نه غذایی در آنجا هست و نه ماشینی دارد و نه امکاناتی دارد. در حالی که هر منطقه اقلا باید هتل وجود داشته باشد. در شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان، دریاچه نمک و کاروانسرای مرنجاب وجود دارد. فرماندار آن شهرستان از من دعوت کرد و به آنجا رفتم. گفتم شما باید در اینجا مرکزی درست کنید و هتل و ماشین و امکانات داشته باشد و رستوان بسازید و بیایید تور گردشگری ببرید و برای مثال، امروز صبح، گردشگران را از این مسیر ببرید و غذا هم در آنجا به آنها بدهند و شب برگردید و فردا هم مسیر دیگری ببرید.
خلاصه این که، ایران استعداد زیادی دارد. از نظر جاذبه توریستی و به خصوص جاذبه طبیعی بعد از آمریکا، ما هستیم. یعنی هیچ کشوری بیشتر از آمریکا و ایران، بیشترین زیبایی را از لحاظ زیبایی و ظرفیت ندارد. وقتی به طور طبیعی ما اینهمه استعداد داریم هزینه زیادی نخواهیم داشت. جاده و ماشین و امکانات می خواهد که گردشگران به این مناطق بروند. بنابراین باید به این مسائل رسیدگی شود. کشوری مثل اسپانیا، درآمد نفتی ندارد ولی میلیاردها دلار درآمد توریستی دارد. فرانسه هم همین طور است. ما هم در شب ها، کویر و بیابان مان زیبا است.
شب ها کسی به کنار دریا نمی رود یا شب ها کسی به جنگل نمی رود. بنابراین، باید در بیابان محلی درست کنند و ساختمان بسازند و ایوان بزرگ باید داشته باشد. تا صبح نسیم خنک کویر و بیابان را استشمام می کنند و ستاره ها را تا صبح می بینند. خنکی شب، گرمای روز را جبران می کند و بعد هم تا صبح باید بیدار بمانند مثل «گرند کنیون» آمریکا. میلیون ها توریست به آریزونای آمریکا می روند.
در آریزونا، رود کلرادو در طول میلیون ها سال دره عمیقی درست کرده است که آن را دره گرند کنیون نامیده اند. میلیون ها مسافر به آنجا می روند و تا صبح در آنجا بیدار می مانند. ما هم باید این نوع کارها را انجام دهیم. گردشگران گرمای روز را تحمل می کنند ولی در شب، نسیم خنک در بیابان می وزد و ستاره ها را می بینند و تا صبح بیدار می مانند. وقتی صبح، آفتاب می زند در آن زمان باید در کویر و بیابان عکس بگیرند.
بنابراین، ما همه چیز داریم. جنگل داریم. دریا داریم و می تواند توریست آبی به ایران بیاید. توریست اسکی می تواند بیاید. توریست آب می تواند بیاید. ما همه چیز در این مملکت داریم و هر زمان هم که توریست بیاید کشور ما برای او جاذبه گردشگری زیادی دارد.

No responses yet

Jun 03 2017

آغاز «بازپرداخت سپرده‌های ۴۰۰ هزار سپرده‌گذار» مؤسسه کاسپین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: در پی تجمع‌های اعتراضی مالباختگان مؤسسه کاسپین در شهرهای مختلف ایران٬ یک مقام مسئول در بانک مرکزی ایران از آغاز پرداخت به ۴۰۰ هزار سپرده‌گذار این مؤسسه خبر داد.
خبرگزاری تسنیم روز جمعه ۱۲ خرداد گزارش داد که فرشاد حیدری، معاون نظارتی بانک مرکزی، در یک برنامه تلویزیونی همچنین گفت که این تعداد از سپرده‌گذاران هر یک زیر ۲۰ میلیون تومان سپرده داشته‌اند.

آقای حیدری افزود که قرار شده «عملیات تسویه» از «سپرده‌گذاران خرد» مؤسسه و با پرداخت ۹۰ درصد سپرده‌های آنها آغاز شود.

او دارایی‌های کنونی مؤسسه کاسپین را حدود سه هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان اعلام کرد و گفت اگر «کسری در پرداخت‌ها به سپرده‌گذاران به وجود بیاید٬ سهام‌داران باید پاسخگو باشند.»

تجمع‌های اعتراضی «مالباختگان مؤسسه کاسپین» در شهرهای مختلف ایران که از مدت‌ها پیش آغاز شده است٬ روز چهارشنبه دهم خرداد ، در مقابل مجلس شورای اسلامی هم دنبال شد.

ماه‌های اخیر، تجمع‌ها و اعتراض‌های متعددی در شهرهای مختلف ایران علیه مؤسسات مالی و اعتباری برگزار شده است.

اغلب این تجمع‌ها در اعتراض به از بین رفتن یا پرداخت نکردن اصل و سود سپرده‌های مردم توسط این مؤسسه‌ها برگزار شده‌اند.

کاسپین از جمله مشهورترین این مؤسسه‌ها است که سپرده‌گذاران آن می‌گویند ولی‌الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی از آن حمایت می‌کند.

اما آقای سیف می‌گوید «یک سری مؤسسات بدون مجوز و نظارت بانک مرکزی شکل گرفتند در نتیجه باعث شده بی‌نظمی‌هایی ایجاد شود و عده‌ای سوءاستفاده و کلاهبرداری کنند.»

هشتم خرداد ماه نیز صدها نفر از مالباختگان موسسه «کاسپین» با تجمع در برابر ساختمان بانک مرکزی ایران در تهران، به سردادن شعار پرداخته و خواستار دریافت سپرده‌های خود شده بودند.

در خرم‌آباد، مرکز استان لرستان، نیز ده‌ها معترض به وضعیت نامعلوم سپرده‌های خود در این مؤسسه روز یکشنبه با نیروهای ضدشورش درگیر شده بودند.

بر اساس اطلاعیه بانک مرکزی، مؤسسه «کاسپین» از هشت مؤسسه تعاونی اعتباری تشکیل شده که به صورت مستقل قادر به تأمین شرایط بانک مرکزی و اخذ مجوز نبوده‌اند.

مجوز فعالیت مؤسسه اعتباری کاسپین در اسفندماه ۹۴ صادر شده است.

یکی از این تعاونی‌های اعتباری تعاونی فرشتگان است که به گفته بانک مرکزی ۳۱۰۰ میلیارد تومان از دارایی آن و۳۰ ساختمان شخصی مدیران آن شناسایی شده که فعلاً ۲۵۰۰ میلیارد تومان از این دارایی‌ها قابل انتقال به مؤسسه «کاسپین» است.

مرکز پژوهش‌های مجلس روز سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۹۵، در گزارشی وضعیت نظام بانکی ایران را «بحرانی» توصیف کرده و درباره «خطر ورشکستگی» بانک‌های کشور هشدار داده بود.

به گزارش این مرکز، از هفت هزار و ۳۳۳ مؤسسه مالی در کشور تنها هزار مؤسسه مجوز دارند و در فاصله سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۹۰ حجم فعالیت‌های بانکی توسط مؤسسات مالی غیربانکی تقریباً سه برابر شده است.

مرکز پژوهش‌های مجلس بدون ذکر نام همچنین اعلام کرد که شش مؤسسه اعتباری «غیرمجاز» حدود ۱۳۳ هزار میلیارد تومان یعنی حدود شش درصد از کل دارایی‌های سیستم بانکی مجاز و غیرمجاز، نقدینگی دارند.

امیر خجسته٬ رئیس مجمع نمایندگان استان همدان در مجلس هم روز جمعه در گفت‌و‌گو با وب‌سایت «خانه ملت» از بلوکه شدن سپرده‌ مردم در موسسه مالی و اعتباری «آرمان همدان» خبر داده است.

آقای خجسته گفته که ۲۵۰ میلیارد تومان سرمایه مردم همدان در این موسسه بلاتکلیف است و «چرا نظارت دستگاه‌های نظارتی صورت نگرفته که حالا باید شاهد تجمعاتی در سراسر کشور باشیم؟»

به گفته وی «مردم از سر ناچاری با توجه به مشکلات عدیده اقتصادی سرمایه‌های خود را در این مؤسسه پس‌انداز کرده‌اند ولی حالا باید شاهد غارت سرمایه خود باشند.»

این نماینده مجلس اضافه کرده که «عدم پاسخگویی مدیران و مسئولان بانک مرکزی و مؤسسه آرمان به سردرگمی مردم دامن زده» و «در صورت عدم پاسخگویی استیضاح وزیر اقتصاد را کلید می‌زنیم.»

No responses yet

Jun 03 2017

″آیت‌الله مایک″ مامور جدید سازمان سیا در مورد عملیات ایران | ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: نیروهای امنیتی آمریکا او را به نام “آیت‌الله مایک” یا “شاهزاده سیاه” می‌شناسند. نام واقعی‌اش مایکل دآندرا است. ظاهرا قرار نبوده که نام این شخص فاش شود. روزنامه امریکایی “نیویورک تایمز” که خبر انتصاب این مامور جدید سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) را منتشر کرده، مدعی شده انتشار نام او بلامانع بوده، چون هویت این فرد با همین نام در ارتباط دیگری رسانه‌ای شده است.

“آیت‌الله مایک” کیست؟
مایکل دآندرا را در ارتباط با دو عملیات می‌شناسند: او به عنوان افسر سازمان سیا هم بر عملیات شکار اسامه بن لادن نظارت داشت و هم مجموعه عملیات پهپادی آمریکا را هدایت کرد که در جریان آن بنا بر نوشته نیویورک تایمز، هزاران جهادگرای مسلمان و صدها نفر از افراد غیرنظامی کشته شدند.

بیشتر بخوانید: از سرنوشت مبهم مأمور سیا در ایران ده سال می‌گذرد

حالا رسما وظیفه هدایت آنچه در سازمان سیا به “عملیات ایران” معروف است بر عهده او گذاشته شده است. نیویورک تایمز انتخاب دآندرا از سوی دولت ترامپ را نشانه‌ آشکار دنبال کردن سیاستی تند در قبال ایران می‌داند. سازمان سیا در اقدام جداگانه‌ای اخیر رئیس جدیدی برای بخش مبارزه با تروریسم این سازمان معرفی کرده است. فردی که گویا خواستار در پیش گرفتن سیاستی قاطع‌تر در مقابله با تروریست‌ها است.

USA Lobby der CIA Hauptquartier in Langley, Virginia (Reuters/L. Downing)

دشواری‌های فعالیت سازمان سیا در ایران

“نیویورک تایمز” در ادامه به دشواری‌های سازمان سیا در ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد که نبود نمایندگی سیاسی آمریکا در ایران امکان پوشش اخبار سیاسی و دیپلماتیک را از بین برده است و دولت ایران همه توان خود را برای مقابله با فعالیت‌های جاسوسی ماموران اطلاعاتی و امنیتی به کار گرفته است.

بیشتر بخوانید: رئیس سیا حمله به سوریه را هشدار به ایران دانست

حال قرار است با انتخاب این مامور جدید، بر دامنه فعالیت‌های سازمان سیا برای مقابله با نفوذ ایران افزوده شود. نیویورک تایمز “آیت‌الله مایک” را یگانه افسر سازمان سیا می‌داند که شاید بزرگترین نقش را در تضعیف گروه تروریستی شبکه “القاعده” ایفا کرده است.

رابرت ایتینگر، وکیل پیشین سازمان سیا درباره مایکل دآندرا می‌گوید: «او کسی است که می‌تواند با پنبه سر ببرد.»

دولت تروریستی شماره یک

دونالد ترامپ جمهوری اسلامی را “دولت تروریستی شماره یک” می‌داند. هرچند ترامپ برخلاف شعارهای خود در جریان کارزار انتخاباتی، برجام را پاره نکرد، اما یا خود او و یا اعضای دولت او همچنان از خطا بودن توافق هسته‌ای با ایران سخن می‌گویند. آخرین نمونه آن، اظهارات رکس تیلرسون، وزیرامورخارجه آمریکا بود.

ترامپ در جریان سفر آسیایی خود بار دیگر بر لزوم مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه تاکید کرد.

No responses yet

Jun 02 2017

حداد عادل: در مورد نتیجه انتخابات، جواب دل مردم را چه می دهید؟ / رئیسی به هیچ‌کس حکم اعدام نداده و اگر برای منافقین این حکم صادر شده، نباید آن را منفی قلمداد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: اگر در جامعه جهانی به ما بگویند ۳۸ سال قاتل بودید چه باید بگوییم؟
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از برخی سخنان روحانی در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفت: آیا این سخن خردمندانه‌ای بود که بگویند مردم به کسی که ۳۸ سال حکم قتل و زندان امضا کرده رای نمی‌دهند. اتفاقا آقای رییسی در همه عمر قضایی خود یک حکم قتل هم صادر نکرده است.

به گزارش عصرایران به نقل از ایسنا، غلامعلی حداد عادل در مراسم ضیافت افطاری جامعه اسلامی مهندسین با گرامی‌داشت سالروز رحلت امام خمینی (ره) گفت: ایام رحلت جانسوز بنیانگذار انقلاب اسلامی فرصتی برای تجدید میثاق با آرمان‌های امام است که بهترین آن، ایستادن پشت سر مقام معظم رهبری است.

او به برگزاری دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: اینکه گفته می‌شود حضور مردم باعث افزایش اقتدار و نظام است، حرف درستی است. ما با حکومت دینی بهترین شکل دمکراسی را به دنیا عرضه کردیم. دنیای غرب فقط خودش را دارنده دمکراسی می‌داند و معتقد است حکومت‌های دینی نمی‌توانند اما جمهوری اسلامی نشان داد که مردم سالاری دینی می‌تواند باشد.

او ادامه داد: به نظرم مسئله‌ای که آمریکایی‌ها و غربی‌ها از آن هراس دارند، الگو شدن جمهوری اسلامی ایران است. در عربستان و کشورهای دیگر چیزی به اسم مردم سالاری دینی نداریم. در یکی از نشست‌های خبری مسئولان امریکا، خبرنگاری پرسید شما دمکراسی ایران را در عربستان به سخره گرفتید در حالی که در عربستانی که دمکراسی وجود ندارد می‌خواهید با تروریسم مبارزه کنید. دیدیم که آن آقا جلوی دوربین‌ها ۲۰ ثانیه ساکت ماند و این در دنیا بی‌سابقه است. این سکوت حقانیت نظام ما را اثبات کرد.

این فعال سیاسی اصولگرا پدیده انتخابات اخیر را به وجود آمدن جبهه مردمی نیروهای انقلاب مطرح کرد و گفت: ما یک تجربه ائتلافی در انتخابات مجلس گذشته داشتیم که تا حدودی توانستیم تمامی احزاب و جریان‌ها را گرد هم بیاوریم و نتیجه اش این بود که مجلس دهم ، مجلسی نشد که بعضی‌ها می‌خواستند. دیدید که در تهران فاصله بین نفر سی‌ام و سی ویکم فقط ۱۹ هزار رای بود. یعنی آن ائتلاف کارایی خود را نشان داد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه جبهه مردمی نتیجه کنکاش چند ماهه بود که با بزرگان مشورت داشتیم، اظهار کرد: برای ما مسلم بود که احزاب و گروه‌ها اصولگرایی به تنهایی نمی‌توانند به موفقیت برسند. امروز کسی نمی‌تواند ادعا کند به عنوان حزب واحد ۱۶ میلیون رای مسلم بیاورد. عقل سلیم حکم می‌کرد که باید به وحدت برسیم. برای رسیدن به آن سازوکاری وجود داشت که در عین وجود تکثر در انتخابات ریاست جمهوری به تفرقه نرسیم. راه حل این بود که از همه نیروها انقلاب دعوت شود و عقل جمعی به این رسید که جبهه‌ای بدون تعلق به حزبی تشکیل شود.

او افزود: در مجموع سازوکار ۲۱ نفر به ۱۰نفر رسید و در مجمع دوم به ۵نفر رسید و از ۵ نفر خودش منصرف شد. دونفر تایید صلاحیت نشدند و دونفر در عرصه رقابت باقی ماندند و تا زمان انتخابات و پس از نظرسنجی‌ها تصمیم گرفته شد یک نفر باقی بماند و نتیجه آن تجمیع آرا شد. با توجه به اینکه از عمر جبهه مردمی ۵ ماه نگذشته و امکاناتی نداریم، این نتیجه به دست آمده قابل قبول بود و از اول هم احتمال پیروزی رقیب را می‌دادیم.

حداد عادل اضافه کرد: یک دلیلش این است که توده مردم صبح که تلویزیون را باز می‌کند تا شب رییس‌جمهور را می‌بیند و تصویر او در ذهن آنها نقش می‌بندد. رقیب رئیس جمهور در این انتخابات کسی بود که در این مسابقه نابرابر ظرف سی ، چهل روز خودش را باید به مردم بشناسد. ما تلاش کردیم که جبهه کار خودش را انجام دهد و این رای موفقیت بزرگی است.

نماینده سابق مردم تهران در مجلس با بیان اینکه انتخابات یک تکثر است در درون یک وحدت، اظهار کرد: انتخابات وقتی موفق است که کثرت به وحدت لطمه نزند ، مانند درختی که دوشاخه می‌شود که شکوه دارد اما وقتی که این دوشاخه بودن به پایین برسد نگران کننده است.

این فعال سیاسی اصولگرا ادامه داد:‌من نگران کشور بودم تا سخنان و رفتارها در انتخابات باعث تفرقه در جامعه شود، اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد اما عصبانیت و ناراحتی که وجود دارد، قابل تامل است.

حدادعادل تصریح کرد: انتخابات خوب انتخاباتی است که همه مردم رییس جمهور منتخب را رییس جمهور خود بدانند مخصوصا وقتی که شورای نگهبان تایید می‌کند. ولی خب یک قانون است و یک دل ، جواب دل مردم را چه می دهید، درست است که مردم در برابر شورای نگهبان سکوت کردند ولی باید دید در دل چه دارند؟

او با بیان اینکه روحانی صحبت‌های ساختار شکنانه‌ای در انتخابات بیان کرد، گفت: قرارنیست برای به دست آوردن رای بگوییم اگر رقیب من پیروز شود در پیاده رو دیوار می‌کشند. آن مردمی که می‌خواهند رای دهند از خود می‌پرسند آیا همچین اعتقادی داریم؟ یعنی ۱۶میلیونی که به رییسی رای دادند می‌گویند آیا حق بوده که به چنین افکاری متهم شوند؟

این فعال سیاسی اصولگرا یادآور شد: آیا این سخن خردمندانه‌ای بود که بگویند مردم به کسی که ۳۸ سال حکم قتل و زندان امضا کرده رای نمی‌دهند. یعنی اینطور باید رقیب خود را از میدان به در کرد؟ اتفاقا آقای رییسی در همه عمر قضایی خود یک حکم قتل هم صادر نکرده است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:بر فرض اینکه کسی قاضی بود حکم قتل چه کسی را صادر کرد؟ مگر غیر این است که شما در زیر پوست مردم قصه منافقین را مطرح کردید. آیا نباید ملت از همه کسانی که شر اینها را از سر مردم کم کردند ممنون باشند.

حداد عادل ادامه داد: اگر فردا در جامعه جهانی به ما بگویند ۳۸ سال قاتل بودید و حکم قتل صادر کردید و رییس‌جمهورتان این را بیان کرده که آدمه‌ایی بودند در نظام شما که کارش دادن حکم اعدام بوده چه باید بگوییم.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:وقتی دشمن ما می‌آید در منطقه و فقط برای یک قلم تسلیحات نظامی دهها میلیارد دلار قرار داد می بندد با عربستان که با ما دشمنی کند و روی موشک ایران حساسیت دارندچه لزومی دارد که در مناظره ها انتخاباتی قدرت موشکی کشور را زیر سوال ببریم؟ اینکه مواردی جز امنیت کشور باشد و ما آن را مورد خدشه قرار دهیم تا به جایی برسد که رهبری در میانه مناظره‌های انتخاباتی تذکر دهند که نامزدها گسل‌های امنیت کشور را تحریک نکنند، درست نیست.

حداد عادل در خاتمه تاکید کرد: مراقب باشید باند ثروت و قدرت بر کشور حاکم نشود.

او ادامه داد : این نکته را فراموش نکنیم که متعهد به انقلاب هستیم و خواهان تضعیف هیچ دولتی طبق گفته امام و رهبری نستیم. باید ظرفیت رای به دست آمده با ترارزوی انقلاب مورد قضاوت قرار می‌دهیم.

No responses yet

Jun 02 2017

مشاور روحانی بازداشت «مسئول دفتر» خود به اتهام جاسوسی را «دروغ» دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور ایران، روز پنج‌شنبه، ۱۱ خردادماه، گزارش‌ها درباره دستگیری «مسئول دفتر» خود به اتهام «جاسوسی» را «دروغ» خواند. او در عین حال بازداشت یکی از افراد شاغل در دفتر خود را تکذیب نکرد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه، ۱۰ خرداد، در پاسخ به سوالی گزارش‌ها درباره بازداشت یک فرد در محل کار حسام‌الدین آشنا توسط وزارت اطلاعات و به اتهام «جاسوسی» را تائید کرد.

او اما جزئیات بیشتری درباره این پرونده ارائه نکرد.

وی در عین حال گفت: «ممکن است فردی در محل کار خود دستگیر شود اما ارتباطی با فرد کناری خود نداشته باشد.»

با این حال خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، به نقل از آقای اژه‌ای از دستگیری «مسئول دفتر» حسام‌الدین آشنا خبر داد و این گزارش به عنوان تیتر اول شماره روز پنج‌شنبه روزنامه رسالت منتشر شد.

در واکنش به این گزارش‌ها، آقای آشنا در مطلبی در کانال تلگرامی خود خبرگزاری قوه قضائیه را متهم کرد که متن سوال اولیه که مربوط به خبرگزاری مهر بوده را «تحریف» و به جای عبارت «یکی از مرتبطین» آقای آشنا، عبارت «یکی از مسئولین دفتر» را جایگزین کرده است.

مشاور رئیس جمهور ایران همچنین این خبرگزاری را متهم کرد که «با ارائه تیتری دروغ» سخنان سخنگوی قوه قضائیه را «تحریف و بر دستگیری مسئول دفتر تصریح» کرده است.

آقای آشنا در این مطلب در عین حال گزارش‌ها درباره بازداشت یکی از افراد شاغل در دفتر خود را تکذیب نکرده و جزئیات بیشتری نیز در این باره ارائه نکرد.

پیش از مطرح شدن این گزارش‌ها در رسانه‌های ایران، حمید رسایی، نماینده مجلس نهم و عضو جبهه پایداری، در توئیتر خود از بازداشت فردی «نفوذی» در دفتر آقای آشنا خبر داده بود.

No responses yet

Jun 02 2017

ردپای داورزنی در سامانه 3090 و درآمدهای غیرشفاف

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

خُسن اقا: چپاول و غارت واژه های ضعیفی هستند برای اینگونه دزدی ها!
ایران وایر:مینا لباف، شهروند خبرنگار

اگر هوادار استقلال یا پرسپولیس هستید و تا امروز یک بار (فقط یک بار) عدد ۶ یا ۴ را برای سامانه‌های هواداری این دو باشگاه پیامک کرده باشید، حتماً مجبور به ضرب و تقسیم اعداد شده و حساب‌وکتاب کرده‌اید که مثلاً از جمع هواداران پرسپولیس، چند نفر در سال چنین عددی را برای سامانه «۳۰۹۰» ارسال می‌کنند؟
اول باید ۳۰۹۰ را شناخت. فکر راه‌اندازی این سامانه را اول بار «حسین نصر»، یکی از مدیران «آی تی» شرکت «همراه اول» مطرح کرد. فقط قرار بود یک سامانه هواداری از سوی شرکت همراه اول برای کسب درآمد و همین‌طور سرشماری هواداران والیبال در کشور راه اندازی شود. سال ۹۲ این شرکت از هواداران تیم ملی والیبال خواست برای حمایت از تیم، عددی را به این سامانه پیامک کنند. میزان مشارکت حیرت‌انگیز بود. همراه اول انتظار بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار پیامک را داشت اما این رقم به بیش از یک و نیم میلیون رسید.
خیلی زود اتاق فکری با حضور «حسین نصر» و «وحید صدوقی»، مدیرعامل همراه اول شکل ‌گرفت و مقرر ‌شد پیش از آغاز جام جهانی، سامانه 3۰۹۰ برای هواداران تیم ملی طراحی شود. هدف مشخص بود؛ کسب درآمد و البته سرشماری جدید از هواداران ورزشی.
پس از جام جهانی، سودای درآمدزایی بیش تر ‌شد. همراه اول نه تنها یک سامانه جدید با نام ۳۰۹۰ را از سال ۹۳ طراحی کرد که حتی از سال ۹۴ خورشیدی با عقد قراردادی با «ایرانسل»، پای این اپراتور را هم به مشارکت و درآمدزایی باز کرد.

هر پیامک اعتبار ماهیانه داشت؛ یعنی اگر به‌عنوان هوادار استقلال، عدد 4 را وارد می‌کردید، شش هزار تومان در ماه از حساب شما کسر می‌شد. صداوسیما از چنین درآمد هنگفتی سهم می‌خواست. برای همین، از ابتدای لیگ ۹5-۹4 پخش تیزرهای تبلیغاتی ۳۰۹۰ را قطع ‌کرد.

«یدالله سیفی» مدیرعامل بازرگانی صداوسیما اردیبهشت سال ۹۵ گفت که سهم صداوسیما از درآمد خالص ۳۵ میلیارد تومانی این سامانه در سال ۹۴ فقط 10 درصد بوده است. اما یک ماه بعد حسین نصر در گفت‌وگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت: «ما ۹۰ درصد درآمد را به باشگاه‌ها پرداخت می‌کنیم و 10 درصد در اختیار همراه اول قرار می‌گیرد.»
مساله فقط گم شدن 10 درصد صداوسیما در حساب‌وکتاب سامانه هواداری نبود؛ اعداد در این بازی سامانه‌ای گم شده اند.
همراه اول یک شرکت موازی را هم کنار ۳۰۹۰ با همان مدیران حاضر در این سامانه تأسیس کرد به نام «۳۰۶۰». استدلال‎شان هم این بود که اگر قرار است در این بازار دست تازه‌ای وارد شود، به دو دست اول بازار نرسد.
هیچ تناسب و صداقتی در اعداد ارایه‌ شده وجود ندارد. مدیر بازرگانی صداوسیما از ۳۵ میلیارد تومان حرف زده است؛ رقمی که به شدت غیرقابل‌باور به نظر می‌رسد.

خبرگزاری «میزان» اردیبهشت‌ماه یک سال بعد درآمد یک ساله این سامانه را ۱۲۰ میلیارد تومان گزارش کرد. سایت «طرفداری» نیز فروردین سال قبل مجموع درآمد این سامانه را طی سال‌های ۹۴ و ۹۵ خورشیدی بیش از ۲۱۰ میلیارد تومان اعلام کرد.

خبرگزاری «تسنیم» آبان ماه سال گذشته به بررسی بخشی از تناقض‌ها میان گفته‌های حسین نصر پرداخت و نوشت: «با مبنا قراردادن همان ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار کاربر که آقای نصر مدعی ثبت‌نام و ارسال پیامک به این سامانه برای باشگاه پرسپولیس است و با کسر حدود ۱۵ درصد، پرسپولیس باید ماهیانه نزدیک به دو میلیارد و سالیانه ۲۴ میلیارد تومان درآمد مستقیم تنها از همراه اول داشته باشد.»
اما پرسپولیس دقیقاً تا همین امروز بیش از 12 میلیارد تومان از قرارداد خود طی دو سال اخیر از این سامانه طلب‎کار است. این رقم طی ماه‌های اخیر، پنج میلیارد، هفت میلیارد و 11 میلیارد هم اعلام شده بود.
حالا اگر از آن جمعیت 30 میلیون نفری که کنفدراسیون فوتبال آسیا از هواداران این باشگاه تخمین زده و اعلام کرده است، فقط یک میلیون نفر (میانگین تعداد نفراتی که در حمایت از باشگاه پرسپولیس به برنامه تلویزیونی«90» هر هفته پیامک می‌زنند، عضو این سامانه شده باشند، درآمد این سامانه هرماه شش میلیارد تومان خواهد بود؛ یعنی سالی 72 میلیارد تومان.
از این مبلغ، دو درصد برای صداوسیما و همراه اول را که کسر کنیم، عدد 57 میلیارد و 600 میلیون تومان باقی می‌ماند. پرسپولیس و استقلال امروز برای مطالبات ۱۰ میلیاردی خود با سامانه ۳۰۹۰ دچار چالش جدی شده‌اند.
خبرگزاری میزان سال گذشته در گزارش خود نوشته بود: «هواداران تیم‌های استقلال، تراکتورسازی و ملوان هم به عضویت این سامانه درآمده بودند که نکته مهم، پرداختِ تنها ۱۷ میلیارد تومان به باشگاه استقلال است. تاکنون نه مدیران شرکت اسپانسر و نه مسوولان دو باشگاه بزرگ پایتخت دراین‌باره شفاف‌سازی نکرده‌اند.»

این خبرگزاری به مبلغ واریزی سامانه «هواداری» به باشگاه پرسپولیس اشاره کرده و نوشته است: «نکته مهم این جا است که تنها رقمی در حدود ۳۰ میلیارد تومان به باشگاه پرسپولیس پرداخت شده و مشخص نیست مابقی این مبلغ کجا رفته و به چه کسی رسیده است.»
این‌که باقی مبلغ کجا رفته است را باید در تلاش‌های چند هفته اخیر شخصیت‌های سیاسی و ورزشی جست‌وجو کرد. این روزها یک مرد در ساختمان وزارت ورزش و جوانان به‌شدت خبرساز شده است؛ «محمدرضا داورزنی».

بیوگرافی محمدرضا داورزنی را می‌توان در گذشته‌ای مانند فرماندهی سپاه پاسداران (از جنگ ایران و عراق تا امروز به‌عنوان سردار)، مسوولیت آموزش‌های رزمی سربازان سپاه در لشگر ۲۷، مسوول تربیت‌بدنی سپاه کشور و همین‌طور ریاست بر فدراسیون‌های سوارکاری و چوگان، والیبال و حالا معاونت وزارت ورزش و جوانان دید.
سودای بزرگ او، ریاست بر باشگاه پرسپولیس بوده و هست. از نهم بهمن‌ماه که با حکم «مسعود سلطانی فر»، به‌عنوان معاون اول ورزش قهرمانی در وزارت ورزش و جوانان جای «نصرالله سجادی» را گرفت تا امروز، این خواسته را به خوبی نشان داده است. برای نمونه، فروردین‌ماه به «علی‌اکبر طاهرِی» دستور می‌دهد که برای پرسپولیس هیچ بازیکن داخلی و خارجی جذب نکند. تیمی که قهرمان لیگ شد و باید در لیگ قهرمانان آسیا امسال و سال بعد بجنگد و البته مدعی قهرمانی فصل بعد هم باشد، به دستور معاون وزیر از حضور در بازار نقل و انتقالات منع شده است.
اردیبهشت‌ماه امسال گفته بود پس از انتخابات، تغییراتی در هیات‌مدیره دو باشگاه استقلال و پرسپولیس (تیم‌های نایب‌قهرمان و قهرمان لیگ) به وجود خواهد آمد. این ادعایش را وزیر ورزش و جوانان رد کرد. بعد خودش دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری گفت که وزیر ورزش خواستار ثبات در هر دو باشگاه است. یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری هم به «فارس» گفت که به زودی تغییرات گسترده‌ای در اتاق مدیران استقلال و پرسپولیس شاهد خواهیم بود. او مهم‌ترین مخالف برای تمدید مجوز فعالیت علی‌اکبر طاهری از سوی هیات دولت هم هست. وزارت ورزش و جوانان به دلیل بازنشسته بودن طاهری، باید برای او مجوز مدیریت در باشگاه پرسپولیس را بگیرد که البته درخواست برای این مجوز از زمان حضور داورزنی در وزارت ورزش به تعویق افتاده است.

این بازی خاص داورزنی است؛ مردی که از مشاوران رسمی حسین نصر، مدیرعامل سامانه ۳۰۹۰ برای راه‌اندازی این شبکه تبلیغاتی و هواداری بوده است. حسین نصر در زمینهٔ راه‌اندازی این سامانه به دنیای اقتصاد واقعیت را گفت اما نه همه حقیقت را. بخشی از حقیقت این است که طرح سامانه کمک هواداران به فدراسیون والیبال را محمدرضا داورزنی به یار و همراه قدیمی خود در سپاه پاسداران (حسین نصر) ارایه کرده بود. درست وقتی‌که خودش رییس فدراسیون والیبال بود.
پس از آن، محمدرضا داورزنی تبدیل به مشاور نصر در سامانه ۳۰۹۰ می‌شود.
حالا اخبار را مرور کنیم؛ علی اکبر طاهری، سرپرست باشگاه پرسپولیس به دلیل بدهی‌های انباشته ‌شده سامانه ۳۰۹۰ و همین طور مشکل پرداخت مطالبات «مانوئل ژوزه» قصد تغییر اسپانسر خود را داشت. مذاکرات اولیه هم با چند شرکت، از جمله ایرانسل انجام شد اما دستور محمدرضا داورزنی، معاون وزارت ورزش مانع از لغو قرارداد اسپانسری ۳۰۹۰ با این باشگاه می‌شود.
خبرگزاری میزان دو هفته قبل خبر داد که علی اکبر طاهری به دلیل عدم پرداخت مطالبات باشگاه و مخالفت وزارت ورزش و جوانان از قرارداد جدید با اسپانسری دیگر، از حضور در باشگاه ممانعت کرده و به نشانه قهر در جلسات شرکت نمی‌کند.
میزان مطالبه باشگاه پرسپولیس از رقم نجومی و البته مخفی مانده سامانه ۳۰۹۰ را 12 میلیارد تومان گزارش کرد. اما محمدرضا داورزنی به‌عنوان معاون وزیر، در نقش وکیل مدافع شرکت ۳۰۹۰ بر آمد و دیروز (چهارشنبه) به «ورزش سه» گفت: «۳۰۹۰ سامانه‌ای است که با همکاری همراه اول اعداد قابل توجهی را به پرسپولیس و استقلال، تراکتورسازی و سایر باشگاه‌ها پرداخت کرده و طبعاً خواستار ادامه همکاری است.»
«پژمان راهبر»، سردبیر ورزش سه که با داورزنی مصاحبه کرده، در توییتر خود نوشته است: «شخصاً با آقای داورزنی مصاحبه کردم. در حرف‌های او عدم تمایل به ادامه مدیریت طاهری قابل حس کردن بود.»

نشانه‌های این عدم تمایل را در این جمله‌ داورزنی می توان یافت: «ما اختلاف‌نظری نداریم اما ممکن است سلیقه‌های متفاوتی داشته باشیم و هر کس روش خودش را بپسندد.»

او جای دیگری گفته است: «کاری که وزارت ورزش انجام می‌دهد این است که برنامه بخواهد. ما متولی این دو باشگاه هستیم و طبعاً مثبت و منفی عملکرد هر دو باشگاه تأثیر مستقیمی روی وزارت خانه خواهد داشت.»

چند سطر بعد هم کاملاً از سامانه ۳۰۹۰ حمایت کرده و حتی با این کلمات، به مدیریت باشگاه پرسپولیس راه‌حل جدید ارایه داده است: «نظر من این است که اگر اختلافی هست، قطعاً در قرارداد پیش‌بینی‌شده. اگر عدم تعهد و تخلفی هست، وکلایشان بیایند و کنار هم بنشینند و موضوع را حل کنند.»
یعنی اختلافات باید حل شود نه این که اسپانسر تغییر کند. وزارت ورزش (یا بهتر است دقیق تر گفت که شخص معاون وزیر) از این سامانه منتفع می‌شود. دست کم به‌عنوان یک مشاور و طراح اولیه سامانه در فدراسیون والیبال. اما داورزنی حتی تاریخ را تحریف می‌کند. او در همین مصاحبه به ورزش سه گفته است که طاهری تمایلی به ماندن ندارد و آقای وزیر با جدایی ایشان مخالفت کرده است.
نکته اول این است که براساس اعلام رسمی سرپرست باشگاه پرسپولیس، او تا امروز سه بار برای تمدید مجوز هیات دولت به وزارت ورزش نامه‌نگاری کرده که هر سه مورد بی‌جواب مانده است. طاهری برای فصل بعد اقدام به جذب بازیکن جدید (منشأ و خلیل زاده) کرد که با دستور معاون وزارت ورزش از ادامه نقل و انتقالات منع شد. شاید مهم‌ترین فردی که در وزارت ورزش خواهان پایان همکاری با طاهری است، شخص داورزنی باشد؛ مردی که هم‌اکنون هم بازنشسته سپاه است، هم سرپرست فدراسیون والیبال و هم معاون ورزش قهرمانی.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .