اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آمریکا' Category

Aug 20 2013

بنی صدر: سکوت روحانیت در برابر کودتا همیشه مورد اعتراض بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در آخرين روزهاى سرنوشت ساز مردادماه ۱۳۳۲ آيت الله ابوالقاسم كاشانى چه مى كرد و ساير روحانيون چه موضعى داشتند و چرا مراجع قم در آن روز تاريخى سكوت كردند؟ دخالت هاى آيت الله كاشانى در دولت مصدق تا چه اندازه بود؟ چرا دكتر محمد مصدق از آيت الله بروجردى حمايت مى كرد؟

محتواى دو نامه اى كه در ۲۵ مرداد بين آيت الله كاشانى و دكتر مصدق ردوبدل شد، چه بود؟ آيا اين نامه ها واقعى بودند يا جعلى و چه زمانى نوشته شده بودند. ابوالحسن بنى صدر نخستين رييس جمهور اسلامى ايران در گفت و گو با راديو فردا به اين پرسش ها پاسخ مى دهد و از نقش روحانيت در ۲۸ مرداد مى گويد.

رادیو فردا: آقاى بنى صدر! ابتدا از اين موضوع كلى آغاز كنيم كه از ديد شما نقش روحانيت در رويداد ۲۸ مرداد تا چه اندازه بود؟

بهتر است بيشتر از ديد اسناد سخن بگوييم كه نقش اين روحانيان و البته بعضى از روحانيان ديگر در كودتاى ۲۸ مرداد چه بود. اسناد موجود در باب همان كودتا، يكى گزارش سى.آى.اى است كه بنابرآن گزارش در شب ۲۶ مرداد، يعنى غروب روز ۲۵، اين كودتا شكست مى خورد. به طورى كه روز ۲۶ مرداد به روزولت و ديگر آمريكاييان دست اندكار كودتا دستور داده مى شود كه كارها را دنبال نكنند و كشور را ترك كنند.

در روز ۲۸ مرداد دو آيت الله يكى آيت الله بهبهانى و ديگرى آيت الله كاشانى با راه انداختن گروه هاى چماق دار، كه گروه هايى از ارتشيان نيز به آنها پيوسته بودند، كودتاى شكست خورده را به موفقيت رساندند. اين ادعا بر اساس گزارش سى.آى.اى است. بنابراين نقش تعيين كننده در اين كودتا را اين دو آيت الله بر عهده داشتند.

ولی دكتر مصدق كه با همراهى و حمايت آيت الله كاشانى به نخست وزيرى رسيده بود، چرا در روز بيست و هفتم در پاسخ به نامه حمايت آيت الله كاشانى ، واكنش سردى نشان داد و اعلام پشتيبانى او را لازم ندانست؟

آن نامه جعلى است. چون در تمام طول مدتى كه اين اتفاقات روى داد و تا زمانى كه انقلاب پيروز شد و من به ايران برگشتم، اثرى از اين نامه در جايى نبود. آن زمان در يك جلسه اى، يك كسانى اين نامه را ارائه كردند و گفتند كه اين نامه را مرحوم كاشانى به مرحوم مصدق نوشته و او اين جواب سرد را داده است.

نامه را من ديدم و ديدم خط پسر او شمس المعالى است. گفتم اولا اين خط، خط آقاى كاشانى نيست، خط پسر او است و ثانيا اينكه محتواى نامه مى گويد كه اين نامه بعد از ۲۸ مرداد نوشته شده است و نه قبل از آن، براى اينكه خيلى چيزها در اين نامه است كه روشن مى كند اين نامه بعد از ۲۸ مرداد نوشته شده است.

علاوه بر آن ، جواب مصدق هم جوابى نيست كه بيان كننده طرز فكر و رويه او باشد. براى اينكه آن نامه نه در جايى ثبت شده است و نه شماره اى دارد و نه آن جوابى كه مصدق داده، جواب نخست وزيرى است كه از پيش مى دانسته، روز بعد چه خواهد شد و يا چه نخواهد شد؟

مصدق جواب داده بوده است: «نامه مرقومه حضرت آقا، توسط آقاى حسن سالمى زيارت شد اينجانب مستحضر به پشتيبانى ملت ايران هستم. والسلام دكتر محمد مصدق»

مصدق معتقد به استقلال حكومت بود. نخست وزير و وزرا مى بايست در كار خودشان مستقل باشند. اين است كه با دخالت دربار مخالف بود و جلوى آن را مى گرفت. با دخالت روحانيون در امور ادارى كشور هم مخالف بود و ممانعت مى كرد.

ابوالحسن بنی صدر
شما همين جواب را بگيريد و به آن دقت كنيد. اين حرفها جواب آن نامه كه مى گويد كه «كودتا در حال شدن است»، نيست. «مستحضرم به حمايت مردم، به اينكه كودتا دارد مى شود!» اين جواب آن نامه نيست. كسى كه اين نامه را جعل كرده، توجه نداشته كه اين روايت را با محتواى نامه سازگار كند.

ولی بالاخره دكتر مصدق براى روحانيون، محدوديت هايى قايل شد و از دخالت و نفوذ آنها تا حد زيادى جلوگيرى مى كرد. علت را چه مى دانيد؟ به اعتقاد شما چه چيزى باعث شد كه دكتر مصدق تا اندازه اى جلوى دخالت روحانيون را بگیرد؟

مصدق معتقد به استقلال حكومت بود. نخست وزير و وزرا مى بايست در كار خودشان مستقل باشند. اين است كه با دخالت دربار مخالف بود و جلوى آن را مى گرفت. با دخالت روحانيون در امور ادارى كشور هم مخالف بود و ممانعت مى كرد.

عمده اين مسئله مربوط به آيت الله كاشانى مى شد كه مرتبط توصيه مى نوشت كه اين «توصيه نوشتن هايش» مثل كفر ابليس معروف بود.

حتى بسيارى از روحانيون هم به ايشان مى گفتند: «آقا اين قدر گله گشاد توصيه ننويسيد. هر كس پيش شما مى آيد اصلا نمى دانيد كه حق دارد و حق ندارد و شما بر مى داريد توصيه مى نويسيد، اگر به توصيه ات عمل نكنند، براى شما توهين و كسر شان است و اگر عمل بكنند، ممكن است يك ناحقى، تجاوزى به حقى كرده باشد، اين كاررا نكنيد.»

ولى كاشانى به اين مسئله اعتنا نمى كرد و مى گفت مردم به من مراجعات دارند و من مى بايد كه به مراجعات جواب بدهم و اگر ندهم من پس به چه كارى مى آيم؟ كار ديگر خيلى بالا گرفت. حتى يك نوبت چون وزير دادگسترى به توصيه او عمل نكرده بود او مرحوم اميرعلايى را به خانه اش دعوت كرد و در آنجا به او پرخاش كرد و به او سيلى زد.

اين است كه مصدق دستور داد به توصيه هاى او در دستگاهاى ادارى عمل نشود. همين. و گرنه براى مرحوم بروجردى قانون هم وضع كرد كه توهين به مقام مرجعيت جرم است و مجازات هم دارد.

اما من به مناسبت اين مصاحبه مى خواهم اطلاعات مهمى را با شنوندگان ايرانى به خصوص، ساكنين قم در ميان بگذارم تا آنها هم از يك ماجرا اطلاع داشته باشند.

مرحوم آقا مهدى حائرى فيلسوف گرانقدر، كه انسان آزاده اى بود فرزند آشيخ عبدالكريم حائرى يزدى- بانى حوزه علميه قم – در خاطرات خود مى گويد كه آقاى خمينى حتى با آقاى كاشانى در مورد آنچه كه به مصدق و براندازى مصدق بود، هم نظر نبود. بلكه نظراتش به نظرات بهبهانى نزديك بود.

در گزارش سى.آى.‌اى در باب كودتاى ۲۸ مرداد، مى گويد كه قرار بود مرحوم بهبهانى از مرحوم بروجردى فتوا بگيرد تا آن فتوا براى كودتا مبنا بشود. چه كسى رفت و اين فتوا را گرفت؟ خود بهبهانى كه به قم نرفت. دو سال پيش در اين زمينه به من اطلاعاتى دادند كه در واقع آن شخصى كه از ناحيه آقاى بهبهانى نزد مرحوم بروجردى رفت، آقاى خمينى بوده است.

بعد كه آقاى خمينى نسبت به آيت الله بروجردى در سال هاى بعد از كودتا سرد شد و كسى واسطه شد براى اينكه اين دو تا را با هم دوباره نزديك كند. مرحوم بروجردى به آن واسطه گفته بود كه اين آقا آمده بوده از من چنين فتوايى را بگيرد.

بنابر اين آنهايى كه در قم هستند و هنوز در قيد حيات هستند و از اين واقعيت مى توانند اطلاع داشته باشند، و يا كسانى هستند كه اين موضوع را از پيشينيان شنيده اند، بايد بدانند كه اين اطلاعات به تاريخ ايران تعلق دارد و مى بايست كه به اطلاع عموم قرار بگيرد. نمى دانم اين اطلاعى كه به من داده اند چقدر موثق است؟ ولى اطلاعى است كه لازم است با مردم ايران در ميان گذاشته شود.

آقاى بنى صدر در مورد عملكرد آيت الله كاشانى در آن روزها انتقادهاى ديگرى هم وجود داشت. حتى آيت الله خمينى با انتقاد از آقاى كاشانى گفته بوده كه به آيت الله كاشانى توصيه كرده است تا جنبه معنوى و دينى نهضت را تقويت كند. اما او بيشتر خواهان تقويت جنبه سياسى نهضت بود. به تصور شما ، آيا اين انتقاد از آيت الله كاشانى به جا و روا بود؟

انتقاد كه البته به جا و روا است. من آنچه را كه بين خودم و مرحوم كاشانى واقع شده است مى توانم الان براى شما بازگو كنم. يك روزى نوه یکی از روحانیون كه ايشان نيز از مراجع تقليد بود به خانه ما آمد و با هم از خانه بيرون آمديم و قدم زنان به دم خانه مرحوم كاشانى رسيديم.
او از من خواست كه با او وارد خانه بشويم و من راضى نبودم. اصرار كرد و من گفتم «من مى آيم و ايشان كه سابقا يك دوستى هم با پدر من هم داشت، يك چيزى مى گويد و من جوابى مى دهم و ناراحت مى شود و خوب نيست.»

او گفت نه. من تضمين مى كنم كه هيچ چيزى پيش نيايد و من قبول كردم و رفتيم آنجا و نشستيم و ايشان به من خطاب كرد و گفت كه «چرا تو و برادرت هر جا مى رويد از من بد مى گوييد، بى سواد!»- بى سواد منظورش اين بود كه مثلا دل سياهى ندارم- گفتم: نه من هيچ بدى از شما نمى گويم و احتياجى نيست كه كسى از شما بد بگويد.

و او گفت اين حرفى كه مى زنى يعنى چه؟ ومن گفتم جسارت است اما اگر اجازه مى فرماييد عرض كنم؟ و ايشان گفت بله، بگو! گفتم مردم مى گويند كه آقا بلانسبت مثل گاو ۹ من شير ده است كه ۹ من شير مي دهد و با يك لگد همه شير را مى زند و مى ريزد. بعد ايشان گفت: «شما بيا پشت سر من. من جبران مى كنم و البته چيزى هم راجع به شاه هم گفت كه صحيح نيست الان تكرار كنم.»

كاشانى وقتى كه از تبعيد بيروت به ايران برگشت، آن استقبال بزرگ اتفاق افتاد جامعه از او كه يك مقام روحانى بود انتظار داشت كه بيان كننده معنويات باشد. اما اينكه آن را به كلى ازدست بدهد و وارد قلمرو سياسى شود تا جايى كه اصلا هيچ معنويتى در كار نباشد، عجيب است.

بنا برهمان اسنادى كه دولت آمريكا در اين مورد منتشر كرده است ، نخستين كسى كه به عنوان نامزد نخست وزيرى معرفى كرده بودند آقاى كاشانى بود. بعد از آن زاهدى را نامزد كردند و جانشين او شد. بنابراين كسى كه اول رئيس مجلس شد و بعد نامزد نخست وزيرى شد، آن هم از ناحيه كسانى كه مى خواهند كودتا كنند عملا چيزى از معنويت در رفتارهايش باقى نمانده است.

آقاى بنى صدر چرا در آن روزهاى حساس روحانيان قم سكوت كردند و در واقع واكنش مناسبى از خودشان نشان ندادند؟ آيا علتش اين بود كه بين آيت الله كاشانى و روحانيون قم اختلاف يا شكافى وجود داشت يا علل ديگر اجتماعى يا سياسى موجب اين سكوت بود؟

بله اين سكوت هميشه مورد اعتراض بود. براى مثال مرحوم بروجردى از دنيا رفت. از جبهه ملى خواسته شد كه براى مرحوم بروجردى مجلس فاتحه اى ترتيب بدهد، از من خواستند كه با آقاى دكتر صديقى در اين باب صحبت كنم كه آن وقت عضو شوراى مركزى جبهه ملى بود و ظاهرا مخالف اصلى برگزارى اين مراسم به شمار مى رفت.

من با او صحبت كردم و او عين سوال شما را پرسيد و گفت كه در ۲۸ مرداد استقلال ايران از بين رفت ، دو قدرت خارجى در ايران كودتا كردند و مقام مرجعيت سكوت كرد و بعد هم به شاه تلگراف كرد. البته من توضيح دادم كه او تلگراف نكرد بلكه به تلگراف شاه جواب داد. و اين دو چيز جداست. اما او گفت با اين حال با اين جوابى كه شما مى گوييد به‌ آن تلگراف جواب داد به نوعى مشروعيت دادن به آن كودتا بود.

اين اعتراض در گذشته بود وهمچنان هم است و چيزى نيست كه از ياد رفته باشد يا كسانى كه اين اعتراض را داشته اند آن را پس گرفته باشند. الان هم اين اعتراض وجود دارد. خيال مى كنيد با اين رويه اى كه قم و نجف و شهرهاى مذهبى در قبال رژيم فعلى دارند اعتراض نيست؟ چرا الان هم اين اعتراض است.

منظور من اين است كه علت سكوت چه بود؟ آيا به خاطر مسائل اجتماعى يا شايعاتى بود كه در ميان مردم وجود داشت كه دولت مصدق فرضا يك دولت سكولاراست؟ يا اينكه به هر حال حمايت حزب توده از دكتر مصدق تا اندازه اى موجب دلسردى روحانيون شده بود؟

آنها مى دانستند كه حزب توده از مصدق حمايت نمى كند و عكس آن هم است، اين مسئله دستاويز نبود. اما رويه عمومى روحانيون اين بود و در گذشته هم اين گونه بوده است.

ولی چنين شايعه شده بود.

شايعه را چه كسى منتشر كرده بود؟ اين شايعه را همين كودتاچى ها راه انداخته بودند. مثلا يكى از كارهايى كه كودتاچى ها كرده بودند كه در همان گزارش هم است و البته قبل از آن گزارش هم در ايران همه مى دانستند اين بود كه دو نفر از روحانيان تابع بهبهانى كارشان اين بود كه از قول حزب توده خطاب به روحانيون شبنامه مى نوشتند، كه مثلا سرهاى شما را به دار مى كشيم و چه مى كنيم و چه نمى كنيم! و حتى رفتند جلو دفتر مرحوم بروجردى هم تظاهرات راه انداختند كه سبب شد كه مصدق آن قانون را وضع كرد.

اينها كارهايى بود كه كودتاچى ها مى كردند و به حساب حزب توده مى نوشتند. براى اينكه روحانيون را بر ضد مصدق برانگيزند .ممكن است آنهايى كه سرشان به اين كارها نبود، در مورد اين توطئه ها خبر نداشته باشند. اما آنهايى كه مى دانستند چى به چى است، مى دانستند كه اينها بازى است.

دليل سكوتشان هم اين بود كه معتقد نبودند در برابر انگليس و آمريكا مى شود ايستادگى كرد. و به ترتيبى كه بعد در مورد دكتر فاطمى از مرحوم بروجردى خواستند كه مداخله كند و مانع اعدامش بشود، ايشان گفته بود كه اين پنجول- يعنى پنجه استعمارى امپراطورى بريتانيا و آمريكا- به روى او چنگ انداخته و ديگر نمى شود او را از زير آن بيرون آورد.

اين تصورات ذهنى بود كه روحانيون داشتند كه نمى شود با قدرت جنگيد يعنى با قدرتى مثل انگليس و آمريكا نمى شود در افتاد.

No responses yet

Aug 20 2013

جزییات سفر احتمالی حسن روحانی به آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

خودنویس: نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، برنامه‌های سفر احتمالی حسن روحانی به نیویورک در شهریورماه را اعلام کرد.

محمد خزایی نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، درباره سفر احتمالی حسن روحانی در مقام ریاست جمهوری ایران به نیویورک در شهریورماه، برای شرکت در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل گفت که اگر روحانی به نیویورک برود حداقل دو سخنرانی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل خواهند داشت.

همچنین قرار است که روحانی در اجلاس وزرای خارجه جنبش غیرمتعهدها شرکت کند.

بر این اساس، سخنرانی روحانی در این اجلاس، در چارچوب ریاست جنبش غیرمتعهدها و درباره خلع سلاح جهانی خواهد بود.

نماینده ایران در سازمان ملل از برنامه‌های دیگری نیز سخن گفت، اما اعلام آنها را مشروط به قطعی شدن سفر روحانی کرد.

پیش از این محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور سابق ایران، در سفرهای پیاپی خود به نیویورک، جنجال‌های بسیاری آفرید.

وی پس از اولین دیدار از نیویورک و شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل و در سفری به قم، در حضور جوادی آملی از «هاله نوری [3]» سخن ‌گفت که در مدت سخنرانی در سازمان ملل دور او را گرفته بود.

همچنین آخرین سفر احمدی‌نژاد به نیویورک به دلیل تعداد زیاد همراهان، شکایت مجلس [4] را در پی داشت.

No responses yet

Aug 20 2013

آمریکا می‌‌‌‌گوید در جریان بازداشت شریک زندگی روزنامه‌نگار افشاگر بوده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: دولت آمریکا می‌گوید در بازداشت شریک زندگی روزنامه‌نگار گاردین در فرودگاه هیترو لندن نقشی نداشته است ولی مقامات بریتانیایی، آنان را در جریان این بازداشت قرار داده بودند.

دیوید میراندا، یک شهروند برزیلی، شریک زندگی (پارتنر) گلن گرینوالد، روزنامه‌نگار گاردین است. آقای گرینوالد، اسناد و مدارکی را که ادوارد اسنودن، افشاگر اطلاعات محرمانه دولت آمریکا در اختیار او گذاشته بود، در روزنامه گاردین منتشر کرده است.

جاش ارنست، معاون سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به سوالی درباره نقش آمریکا در این باره، گفت که این بازداشت، به مقامات قانونی بریتانیا مربوط بوده و این تصمیم “بدون دخالت” آمریکا گرفته شده است.

آقای میراند که ۲۸ سال دارد، در مسیر پرواز از برلین به ریو دو ژانیرو و هنگامی که توقف کوتاهی در فرودگاه هیترو داشت، برای ۹ ساعت بازداشت شد.

بنا به گزارش گاردین، پلیس بریتانیا تلفن همراه، لپ‌تاپ، کارت‌های حافظه، بازی رایانه‌ای و دیگر وسایلی که همراه داشته را ضبط کرده است.

طبق ماده هفت قانون ضد تروریسم سال ۲۰۰۰، پلیس بریتانیا می‌تواند در فرودگاه، بندر یا یک ایستگاه بین‌المللی قطار، افراد را تا ۹ ساعت در مورد احتمال فعالیت‌های تروریستی مورد بازجویی قرار دهد.

معاون سخنگوی کاخ سفید گفته است: “دولت بریتانیا ما را از پیش در جریان گذاشته بود و حدسش را می‌زدیم که چنین اتفاقی بیافت؛ ولی ما درخواستی در این باره نداشته‌ایم.”

به گفته کیم غطاس، خبرنگار بی‌بی‌سی در واشنگتن، به نظر می‌رسد مقامات بریتانیایی زمانی که متوجه وجود نام دیوید میراندا در فهرست مسافران هواپیما شده‌‌اند، مقامات آمریکایی را در جریان گذاشته‌اند.

کاخ سفید حاضر نشده پاسخ دهد که آیا اسم این شریک زندگی روزنامه‌نگار گاردین در “فهرست تحت نظارت” اداره امنیت ترابری آمریکا قرار دارد یا نه.
‘درباره همه زندگی‌‌‌ام پرسیدند’

گاردین می‌گوید میراندا اغلب به گرینوالد در کارهایش کمک می‌کرده

اسکاتلند یارد نگفته که چرا آقای میراندا را بازداشت کرده ولی تاکید کرده که از اختیاراتش همواره “به شکل در خور و متناسب” استفاده کرده است.

دیوید میراندا گفته است که در مدت بازداشت، شش مامور از او “درباره همه زندگی”اش بازجویی کرده‌اند.

گلن گرینوالد، روزنامه‌نگار گاردین که آقای میراندا شریک زندگی اوست، گفته که اقدام مقامات بریتانیایی به مثابه ” آزار و زورگویی” بوده است.

آقای گرینوالد گفت که این مسئله به گزارش‌های او در باره ادوارد اسنودن و افشاگری‌های او درباره سرویس‌های اطلاعاتی دولت آمریکا مرتبط است.

گلن گرینوالد در مورد روند بازجویی از پارتنر خود گفت: “از او هیچ چیز در باره تروریسم و یا ارتباط با سازمان‌های تروریستی پرسیده نشد. فقط تمامی روز درباره کارهای من در روزنامه گاردین و خبرنگاران دیگر این روزنامه از او بازجویی کرده‌اند.”

رئیس کمیته امور کشوری مجلس عوام بریتانیا گفته است که پلیس این کشور باید در این باره توضیح قانع‌کننده‌ای بدهد.

دولت برزیل هم از بازداشت شهروند خود ابراز نگرانی عمیق کرده و آن را “توجیه‌ناپذیر” خوانده است.

آنتونیو پاتریوتا، وزیر خارجه برزیل، گفته که در این باره منتظر پاسخ ویلیام هیگ، همتای بریتانیایی خود است.

وزارت امور خارجه بریتانیا گفته است که آقای هیگ با آقای پاتریوتا صحبت کرده و این دو “توافق کرده‌اند که درباره این موضوع در تماس باقی بمانند.”

روزنامه گاردین نوشته که دیوید میراندا در سفر به آلمان، نزد لارا پویترس، فیلم‌ساز آمریکایی اقامت داشته است.

این فیلم‌ساز هم با آقای گرینوالد و روزنامه گاردین، روی اسناد رسیده از ادوارد اسنودن کار می‌کرده است.

پول بلیت هواپیمای آقای میراندا را هم روزنامه گاردین پرداخت می‌کرده است. یک سخنگوی این روزنامه گفته که دیوید میراندا در استخدام گاردین نبوده اما “اغلب در کار آقای گرینوالد کمک می‌کرده است”.

آقای گرینوالد گفته است بازداشت شریک زندگی او “به‌وضوح برای این بوده که پیام ارعاب بفرستد به ما کسانی که درباره ان‌اس‌ای و سازمان اطلاعاتی بریتانیا گزارش می‌دادیم”.

No responses yet

Aug 19 2013

CIA Confirms Role in 1953 Iran Coup

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

The National Security Archive:
Documents Provide New Details on Mosaddeq Overthrow and Its Aftermath
National Security Archive Calls for Release of Remaining Classified Record
National Security Archive Electronic Briefing Book No. 435

Posted – August 19, 2013

Edited by Malcolm Byrne

For more information contact:
Malcolm Byrne 202/994-7043 or mbyrne@gwu.edu

Washington, D.C., August 19, 2013 – Marking the sixtieth anniversary of the overthrow of Iranian Prime Minister Mohammad Mosaddeq, the National Security Archive is today posting recently declassified CIA documents on the United States’ role in the controversial operation. American and British involvement in Mosaddeq’s ouster has long been public knowledge, but today’s posting includes what is believed to be the CIA’s first formal acknowledgement that the agency helped to plan and execute the coup.

The explicit reference to the CIA’s role appears in a copy of an internal history, The Battle for Iran, dating from the mid-1970s. The agency released a heavily excised version of the account in 1981 in response to an ACLU lawsuit, but it blacked out all references to TPAJAX, the code name for the U.S.-led operation. Those references appear in the latest release. Additional CIA materials posted today include working files from Kermit Roosevelt, the senior CIA officer on the ground in Iran during the coup. They provide new specifics as well as insights into the intelligence agency’s actions before and after the operation.

This map shows the disposition of bands of “ruffians,” paid to demonstrate by coup organizers, early on August 19, 1953. The bands gathered in the bazaar and other sections of southern Tehran, then moved north through the capital. Thug leaders’ names appear at left, along with the estimated size of their groups, and their targets. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

The 1953 coup remains a topic of global interest because so much about it is still under intense debate. Even fundamental questions — who hatched the plot, who ultimately carried it out, who supported it inside Iran, and how did it succeed — are in dispute.[1]

The issue is more than academic. Political partisans on all sides, including the Iranian government, regularly invoke the coup to argue whether Iran or foreign powers are primarily responsible for the country’s historical trajectory, whether the United States can be trusted to respect Iran’s sovereignty, or whether Washington needs to apologize for its prior interference before better relations can occur.


Pro-Shah police, military units and undercover agents became engaged in the coup starting mid-morning August 19. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

Also, the public release of these materials is noteworthy because CIA documents about 1953 are rare. First of all, agency officials have stated that most of the records on the coup were either lost or destroyed in the early 1960s, allegedly because the record-holders’ “safes were too full.”[2]

Regarding public access to any remaining files (reportedly about one cubic foot of material), the intelligence community’s standard procedure for decades has been to assert a blanket denial. This is in spite of commitments made two decades ago by three separate CIA directors. Robert M. Gates, R. James Woolsey, and John M. Deutch each vowed to open up agency historical files on a number of Cold War-era covert operations, including Iran, as a sign of the CIA’s purported new policy of openness after the collapse of the USSR in 1991.[3]


Tanks played a critical role on August 19, with pro-Shah forces gaining control of some 24 of them from the military during the course of the day. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

A clear sign that their pledge would not be honored in practice came after the National Security Archive filed a lawsuit in 1999 for a well-known internal CIA narrative about the coup. One of the operation’s planners, Donald N. Wilber, prepared the account less than a year later. The CIA agreed to release just a single sentence out of the 200-page report.

Despite the appearance of countless published accounts about the operation over the years – including Kermit Roosevelt’s own detailed memoir, and the subsequent leak to The New York Times of the 200-page CIA narrative history[4] — intelligence agencies typically refused to budge. They have insisted on making a distinction between publicly available information on U.S. activities from non-government sources and official acknowledgement of those activities, even several decades after the fact.


Anti-Mosaddeq armed forces converged on his house (left side of map) beginning around 4:00 pm, eventually forcing him to escape over a garden wall before his house was destroyed. By then, Zahedi had already addressed the nation from the Radio Transmission Station. (Courtesy of Ali Rahnema, author of the forthcoming Thugs, Turn-coats, Soldiers, Spooks: Anatomy of Overthrowing Mosaddeq in Four Days.)

While the National Security Archive applauds the CIA’s decision to make these materials available, today’s posting shows clearly that these materials could have been safely declassified many years ago without risk of damage to the national security. (See sidebar, “Why is the Coup Still a Secret?”)

Archive Deputy Director Malcolm Byrne called for the U.S. intelligence community to make fully available the remaining records on the coup period. “There is no longer good reason to keep secrets about such a critical episode in our recent past. The basic facts are widely known to every school child in Iran. Suppressing the details only distorts the history, and feeds into myth-making on all sides.”

To supplement the recent CIA release, the National Security Archive is including two other, previously available internal accounts of the coup. One is the narrative referred to above: a 1954 Clandestine Services History prepared by Donald N. Wilber, one of the operation’s chief architects, which The New York Times obtained by a leak and first posted on its site in April 2000.

The other item is a heavily excised 1998 piece — “Zendebad, Shah!” — by an in-house CIA historian. (The Archive has asked the CIA to re-review the document’s excessive deletions for future release.)

The posting also features an earlier declassification of The Battle for Iran for purposes of comparison with the latest release. The earlier version includes portions that were withheld in the later release. As often happens, government classification officials had quite different — sometimes seemingly arbitrary — views about what could and could not be safely made public.

Read together, the three histories offer fascinating variations in perspective — from an agency operative to two in-house historians (the last being the most dispassionate). Unfortunately, they still leave wide gaps in the history, including on some fundamental questions which may never be satisfactorily answered — such as how to apportion responsibility for planning and carrying out the coup among all the Iranian and outside actors involved.

But all 21 of the CIA items posted today (in addition to 14 previously unpublished British documents — see Sidebar), reinforce the conclusion that the United States, and the CIA in particular, devoted extensive resources and high-level policy attention toward bringing about Mosaddeq’s overthrow, and smoothing over the aftermath.

این هم عکس یادگاری شهدای راه امام آن دوران CIA

No responses yet

Aug 16 2013

توافق آمریکا و عراق برای بازداشتن ایران از صدور تسلیحات

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: ایالات متحده و عراق روز پنج‌شنبه، ۲۴ مرداد، درباره افزایش همکاری‌ دوجانبه با هدف «بازداشتن ایران از ارسال سلاح به سوریه»، ممانعت از گسترش افراطی‌گری در میان جوانان عراقی و دیگر مسائل متاثر از جنگ داخلی سوریه به توافق رسیدند.

خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد آمریکا نوشته است که بر اساس این توافق، ایالات متحده به عراق در حوزه امنیتی کمک می‌کند و اطلاعات خود را برای کوتاه‌مدت در اختیار طرف عراقی می‌گذارد.

این توافق در پی برنامه‌ریزی برای فروش یک سیستم دفاعی هوایی و جت‌های جنگی اف – ۱۶ به عراق صورت می‌گیرد که ۲/۶ میلیارد دلار ارزش دارد.

بر اساس این گزارش، توافق یادشده در جریان گفت‌وگوهای جان کری و هوشیار زیباری، وزرای امور خارجه ایالات متحده و عراق،‌به دست آمده است که در بحبوحه گسترش خشونت‌ها و خون‌ریزی‌ها در عراق انجام شد.

تنها روز پنج‌شنبه عملیات‌های تروریستی و انفجار بمب‌های جاسازی‌شده در خودرو به مرگ ۳۴ نفر در بغداد انجامید که چنان‌چه رویترز به نقل از تحلیل‌گران می‌نویسد، نشان از احیای شورش‌های مسلمانان سنی‌مذهبی دارد که از جنگ فرقه‌ای سوریه تاثیر پذیرفته‌اند.

در عین حال ناکامی دولت شیعه‌مذهب عراق برای مهار اختلافات فرقه‌ای در این کشور نیز عاملی دیگر در گسترش خشونت‌ها عنوان می‌شود.

این گزارش می‌گوید که دیپلمات‌های ارشد آمریکا و عراق درباره تاثیرات جنگ داخلی سوریه و مسائل سیاسی پشت پرده افزایش شورش‌های سنی‌ها، از جمله فعالیت‌های القاعده علیه دولت عراق، بحث و گفت‌وگو کرده‌اند.

در همین زمینه جان کری گفته است، از ماه مارس که به بغداد سفر کرده بود، عراق تا حدی توانسته مشکلات را حل کند و مانع از جاری شدن سیل سلاح از سوریه به داخل مرزهای خود و بالعکس شود، اگرچه باید اقدامات بیشتری انجام شود.

آقای کری با اشاره به انتقال سلاح از عراق و سوریه به یکدیگر اظهار داشت: «این یک مسیر دوطرفه است و مسیر خطرناکی هم هست.»

اما یکی از دغدغه‌های آمریکا در سال اخیر این بوده که ایران نتواند از مسیر هوایی عراق استفاده کند و به سوریه سلاح بفرستد.

دولت عراق چندین بار اعلام کرده که هواپیماهای ایرانی عازم سوریه را مجبور به فرود در خاک خود کرده، اما در این عملیات‌های بازرسی، هیچ چیزی به جز کمک‌های انسان‌دوستانه نیافته است.

با این حال یکی از مقامات ارشد ایالات متحده می‌گوید زمانی که جان کری به عراق سفر کرد، حدود شش ماه بود که مقامات عراق هیچ کدام از هواپیماهای ایرانی را بازرسی نکرده بودند.

او اضافه می‌کند که اما از ماه مارس تاکنون ماجرا تغییر کرده و آمریکا شاهد یک انقطاع در جریان ارسال محموله‌های مشکوک از ایران به سوریه بوده است.

رویترز می‌نویسد که این مقام رسمی آمریکا در عین حال تاکید می‌کند که مسئولان عراقی اگرچه به تناوب هواپیماهای مشکوک ایرانی را به زمین نشانده‌اند، اما واقعا مانع ارسال سلاح به سوریه از این طریق نشده‌اند و همچنان باید تلاش کنند.

نبرد داخلی سوریه که اکنون دو سال و نیم از آغاز آن می‌گذرد، بیش از ۱۰۰ هزار کشته بر جای گذاشته است. ایران در این نبرد از حکومت بشار اسد در برابر شورشیان حمایت می‌کند.

No responses yet

Aug 14 2013

از نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به اوباما تا «جنبش ضد تحریم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: «ما گروهی از زندانیان سیاسی ایران این نامه را خطاب به شما می نویسیم تا توجه شما را به آثار مخرب تحریم های فلج کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران و بسته شدن فضای سیاسی کشور جلب کنیم. این نامه منعکس کننده جدی افکار عمومی در میهن ما از آینده تیره ای است که ادامه مسیر رویارویی ایران و ایالات متحده می تواند به آن بیانجامد. ما نیز در این نگرانی با مردم ایران شریکیم.»

این سرآغاز نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران درپایان هفته گذشته به باراک اوباما رییس جمهوری آمریکاست. امضا کنندگان این نامه از طیف های مختلف سیاسی هستند. در میان 55 امضای زیر این نامه نام صاحب منصبان در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، چهره های شاخص جناح اصلاح طلب، زندانیان سیاسی طیف ملی مذهبی، نوکیشان مسیحی، روزنامه نگاران، فعالان مطبوعاتی، دانشجویان و فعالان حقوق بشر و حقوق کودکان، فعالان اجتماعی، فرهنگی، مدنی و قومی، فعالان صنفی معلمان، معترضان اجتماعی و یک شاعر و یک کارشناس فیزیک هسته ای را در بر می گیرد که وجه مشترک آنان زندانی بودن در ایران است.

امضا کنندگان در بخشی دیگر ابراز عقیده کردند که ممکن است برخی بر این گمان (به نوشته امضا کنندگان) نادرست باشند که اعمال تحریمها باعث تقویت دموکراسی در ایران خواهد شد. اما به باور امضا کنندگان راه رسیدن به دموکراسی که به توصیف آنان قطعا مطلوب است تحریم خارجی و فشار طافت فرسا بر مردم و فشار روی دولتی که با مقتضیات ایران در جهت تقویت روندهای دموکراتیک حرکت می کند نیست و حاصل آن در عمل به نوشته این زندانیان سیاسی «یک بار دیگر تقویت افراطی گری و تضعیف نهال لرزان دموکراسی ایران خواهد شد.»

امضا کنندگان این نامه خطاب به رییس جمهوری آمریکا افزوده اند که اینک زمان آن است که راه حلی مرضی الطرفین جایگزین تحریم ها گردد. آنها همچنین از باراک اوباما خواسته اند که از همه ابزارهای ممکن استفاده کند تا کنگره آمریکا لااقل برای مدتی معین که مذاکرات جریان دارد از تصویب هر طرح وقانونی که به امکان موفقیت مذاکرات لطمه بزند و امکان لغو موثر تحریم ها را کاهش دهد و رسیدن به یک توافق پایدار را با مشکل مواجه سازد، پرهیز کنند تا دو طرف بتوانند (به توصیف امضا کنندگان) «به جای توقف در گذشته تیره و تار به سوی آینده ای روشن تر حرکت کنند.»

در آستانه برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران کنگره آمریکا با ۴۰۰ رای موافق و ۲۰ رای مخالف طرح تشدید علیه ایران را تصویب کرد. اما این مصوبه برای اجرایی شدن نیازمند تایید سنا و امضای باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا است.

این ۵۵ فعال زندانی سیاسی ایرانی افزوده اند که امیدوارند فرصتی که انتخاب رییس جمهور روحانی ایجاد کرده مورد توجه قرار گیرد و پاسخ مساعد هر دو طرف بتواند گره کور درک متقابل و تعامل مثبت بین دو کشور را باز کند و منافع هر دو ملت را در بر داشته باشد.

پیش از انتشار این نامه در داخل ایران موسی غنی نژاد، استاد اقتصاد و سعید لیلاز روزنامه نگار اقتصادی در تهران سخن از لزوم شکل گرفتن یک جنبش مستقل غیر دولتی و مدنی ضدتحریم در ایران به میان آورده بودند.

سه میهمان برنامه این هفته دیدگاه ها به بررسی نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما و پیشنهاد تشکیل جنبش ضد تحریم درایران نشسته اند: در تهران، محمد ملکی، زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۳۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰، از فراخوان دهندگان به «کمپین صلح و آزادی» و رییس پیشین دانشگاه تهران در سالهای آغاز انقلاب، تقی رحمانی فعال سیاسی از طیف «ملی-مذهبی» و زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در پاریس و شهریار آهی از بنیانگذاران کنفرانس اتحاد برای دموکراسی در ایران در استکهلم و صاحب نظر در زمینه مناسبات تهران و واشنگتن.

فایل صوتی مصاحبه
آقای ملکی، شما تا چندی پیش با شماری از ۵۵ زندانی سیاسی امضا کننده نامه به باراک اوباما در زندان اوین بودید. برآورد شما از این نامه سرگشاده چیست؟

دیشب نامه را خواندم و تعجب کردم. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به آقای سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران ننوشتند.
محمد ملکی فعال و زندانی سیاسی سابق (تهران)
​​محمد ملکی: همانطور که به شما گفتم نامه را نخوانده بودم. دیشب نامه را گرفتم و خواندم و تعجب کردم. از چند جهت تعجب کردم. به طور خلاصه می گویم. اولا چرا نامه به اوباما نوشتند. محتویات این نامه طوری است که باید به کسی نوشته می شد که عامل همه این گرفتاری هاست. عامل این تحریم ها با حرفهایش با سخنانش با نطق های زشتی که گاهی وقتها به زبان می آورد که دور از دیپلماسی است، برازنده کسی که یک شخصیتی است در ایران و ایرانی نیست. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به ایشان ننوشتند و واقعیت هایی را که در اینجا وجود دارد در مملکت ما از فقر و فساد و بدبختی و گرفتاری و اینها… اینها در این نامه چرا به ایشان ننوشتند؟

آقای ملکی، مقصودتان از ایشان کیست؟

ایشان مقصودم آقا سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران است. مساله دوم این است که این نامه را یک عده زندانیان سیاسی نوشته اند که حدود سه سال است در زندان هستند. بیشتر و یا کمتر.

دراین نامه کمتر اشاره به وضع آزادی و حقوق بشر و غیره در ایران شده. ما فقط مشکل مان مشکل تحریم نیست. مشکل فقر مردم نیست. که همه اینها فقر و گرفتاری و فساد و فحشا و همه اینها زاییده نبود آزادی، زاییده یک نظام بسته است. زاییده یک استبداد است. زاییده یک فاشیزم دینی است.

می توانید خلاصه کنید؟

ایرادم به این است که در این نامه چرا به این نکات توجه نکردند. در حالی که خودشان در زیر پنجه های این نظام دارند زجر می کشند و خانواده هایشان من اینجا شاهدم که چه زجری می کشند. از این مطالب گذشتند و هی طرح کرده اند که تحریم ها این جور… بله این ها واقعیت است در این حدش. ولی چرا به دنبال عامل اصلی نیستند؟ نیاوردند عامل اصلی…

من معتقدم عامل تمام بدبختی های ملت ایران از ۳۳ یا ۳۴ سال پیش تا حالا نظام ولایی است و تا موقعی هم که این نظام دستش از سر این ملت کوتاه نشود همه همین است.

آقای رحمانی، شما هم قبل از خروج از ایران و اعتراض های سال 88 دو بار زندانی شدیدو در کنار شماری از زندانیان امضا کننده نامه سرگشاده به رییس جمهوری آمریکا بودید و موافق این نامه هم هستید. اما برخی از منتقدان نامه چنانکه درگفته های آقای ملکی شنیدید می گویند که بهتر بود این 55 زندانی نامه خود را خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران می نوشتند که به گفته آنها سرنوشت پرونده هسته ای در دستش است یا دست کم تاکید بیشتری بر روی سهم او در آچمز شدن پرونده هسته ای و وضع تحریم ها علیه ایران در هشت سال گذشته می گذاشتند. واکنش شما؟

اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است … از این نامه باید استقبال کرد.
تقی رحمانی فعال و زندانی سیاسی سابق (پاریس)
​​تقی رحمانی: این نامه را از این طرف ببینید. یک عده آمدند با توجه به انتخاب روحانی که پیام ملت بخشی از انتخاب آقای روحانی این بوده که گفته من می خواهم از جهان تنش زدایی کنم. خب نامه نوشتن به آقای خامنه ای ادامه دارد ولی این سئوال هم به طور غیرمستقیم درکنارش هست. اینها به روحانی خطاب کردند و به اوباما گفتند. اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است. از این منظر هم نگاه کنید.

یک پیام استراتژیک هم توی نامه هست. اینها به منظر حل مساله هسته ای رفتند. ما مسایل بسیار بزرگتری داریم. زندانیان در مورد آزادی هم نامه نوشته اند. ولی برای حل آن مساله باید مساله را زوم کرد و بزرگ کرد. الان آقای روحانی در مصاحبه اش گفت من اراده سیاسی دارم برای حل این مساله. این نامه نوشته شده…

من خلاصه بگویم ما جامعه مدنی ایران و دیگران بیایند این نامه را کامل کنند. به چه شکل؟ یعنی بیایند از این نامه استقبال کنند و بگویند هم به آمریکا و غرب بگویند اگر دستی واقعی برای مصالحه آمد شما پس نزنید و به دولت ایران هم بگویند که در این مذاکرات همانطور که خود آقای روحانی گفت شفاف برخورد کند. یعنی به قصد حل مساله برود. با توجه به اینکه آقای ولایتی توضیح داد مواقعی طرف غربی زده زیر میز و مواقعی هم تیم مذاکره کننده ایرانی از فرصت استفاده نکرده.

پس این نامه را می شود بسط داد. ولی یک مساله را در نظر بگیرید. زندانی تحت فشار… ببینید تحریم ها آنقدر سخت است که یک مرحله شیمی درمانی در ایران بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان است.

آقای رحمانی ممکن است خلاصه کنید؟

به طور خلاصه می شود گفت به نظر من این نامه جهت گیری که دارد باید ازش استقبال کرد و بعد به اصطلاح بهش بال و پر داد. ایرانی های خارج از کشور هم بیایند این نامه را بهتر کنند. یعنی بگویند هم دولت ایران و هم غرب شفاف برای حل مساله بروند چون این خواست جامعه مدنی ایران است.

ممنون. نامه سرگشاده این 55 زندانی سیاسی ایران بلافاصله ترجمه و در روزنامه گاردین بریتانیا چاپ و منتشر شد و در برخی منابع خارجی هم بازتاب یافت. آقای آهی، شما در کنار فعالیت سیاسی برای آنچه برگزاری انتخابات آزاد و تغییر و گذار به دموکراسی توصیف شده در خارج از کشور مناسبات تهران و واشنگتن را طی سالها به دقت دنبال کردید و می کنید. نگاه محافل سیاستگذاری خارجی دست کم نزدیک به باراک اوباما به درخواست رفع تحریم علیه ایران از سوی این 55 زندانی از رییس جمهوری آمریکا چگونه است و چه می تواند باشد؟

این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر.
شهریار آهی — فعال سیاسی و تحلیلگر روابط ایران و آمریکا (استکهلم)
​​شهریار آهی: یک عده توی شورای امنیت آمریکا و دستگاه اطلاعاتی به شدت نگران این هستند که با فشار روزافزون این تحریم ها نظر مردم ایران به آمریکا عوض شود. آمریکا البته همیشه شاهد این بوده که این نظام ۳۵ سال است با شعار مرگ بر آمریکا نمازهای جمعه و جلسات دیگر را برگزار کرده و هر جا توانسته سرباز آمریکایی کشته و هر جایی توانسته مخالفت کرده با منافع آمریکا.

بنابراین ایران را تحت جمهوری اسلامی دوست خودش نمی بیند و مشکلاتی دارد. این مشکلات را نمی شود ندیده گرفت اگر آدم می خواهد نامه بنویسد که اثر بگذارد. البته این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر. مثل بسیار نامه های از این قبیل. چرا؟

دو پیش فرض در سیاست خارجی آمریکا الان هست. یکی این که مذاکره بدون فشار نتیجه نمی دهد. این نتیجه تجربه سال اول اوباما بود. دوم این که وقت خیلی کم است پس فشار باید زیاد باشد. این دو پیش فرض را مفروض را یا باید جواب داد، گفت توهم است، ثابت کرد که واقعیت ندارد یا اینکه به عنوان یک داده گرفت و بر فراز آن یک پیشنهادی داد.

من فکر می کنم خیلی بهتر بود اگر پیشنهادهای مشخصی داده می شد. به حرفهای دکتر ملکی مثل همیشه چیزی نمی توانم اضافه کنم ولی به بهترین وضع این را گفتند. آمریکا با دو نوع مخالفی که در صحنه بین المللی داشته دو نوع تجربه داشته. یکی کشورهایی مثل روسیه و آفریقای جنوبی که معترضان به حکومت از آمریکا خواسته بودند که فشار را روی امر حقوق بشر و آزادی بیشتر کند. یکی حکومت هایی مثل آلمان و ژاپن در زمان جنگ و قبل از جنگ جهانی دوم که از مردم آن هیچ صدایی نمی شنید. خب با نوع اول اختلافات آمریکا به صورت مسالمت آمیز و صلح حل و فصل شد. با نوع دوم به جنگ انجامید.

اگر آمریکا احساس کند که مخالفان جمهوری اسلامی مخالف سیاست های جمهوری اسلامی نیستند و فشار را روی آقای اوباما می خواهند بیاورند و نه حکومت خودشان، من فکر می کنم که کمکی به حل و فصل صلح آمیز این مساله نخواهد شد. مثل آلمان و ژاپن نه مثل روسیه و آفریقای جنوبی.

همان طور که دکتر ملکی گفتند درست این بود که ما مثل ساخاروف مثل ماندلا، مثل النا بائنر عمل کنیم، مثل شرانسکی عمل کنیم و نه مثل ژاپنی ها و آلمانی ها.

آقای ملکی، یکی از دلایلی که ۵۵ زندانی سیاسی ایران آوردند در نامه شان به رییس جمهوری آمریکا برای رفع تحریم و فرصت دادن به دیپلماسی، این است که به نوشته آنها تحریم ها سبب بسته شدن فضای سیاسی داخلی هم می شود، به ویژه که الان با این وضعیت جدید که حسن روحانی انتخاب شده ناهمگون است به نظر آنها. به اضافه اینکه به نظر آنها ضرر تحریم بیشتر از همه به قشرهای آسیب پذیر جامعه می رسد. نظر شما در این باره چیست؟

تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت
محمد ملکی
​​من خیلی فشرده بگویم. مگر الان وضع ایران چگونه است؟ الان بچه ها از زندان نامه می نویسند. اینها که از باغ و چمن نامه نمی نویسند. این وضع فعلی ایران است. بعد هم از آن طرف در نظر بگیرید. آقای روحانی می آید یکی از (من خودم — در زندان — بودم دیدم) می آید یکی از جانی ترین افراد را به عنوان وزیر دادگستری خودش معرفی می کند. من به دیگران کاری ندارم. در یک چنین شرایطی ما دنبال چه هستیم؟ چرا از گذشته عبرت نمی گیریم؟

بازهم تکرار می کنم. نمی خواهم وقتتان را بگیرم. کسانی که این نامه را امضا کردند مطالعه کنید تمام شان کسانی هستند که همکاران آقای خاتمی هستند یا دوستانی که وزرا یا وکلایشان… اما شخصیت هایی که مورد احترام مردم هستند، شخصیت هایی که به نظر مردم رهبران آینده مملکت هستند، مثل زیدآبادی، خانم ستوده، سلطانی، سیف زاده، مجید توکلی، دادخواه اینها توی نامه نیستند. یعنی نشان می دهد که اینها معتقد به همچو نامه ای نیستند.

تکرار می کنم. تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت و مملکت و شرایط روز به روز بسته تر خواهد شد، برای اینکه روز به روز مردم هشیارتر می شوند، بیدارتر می شوند و عکس العمل نشان خواهند داد.

آقای رحمانی، صحبت های آقای ملکی را شنیدید. البته در کنار امضا کنندگانی که آقای ملکی نام بردند کسانی هم هستند که از طیف سیاسی خود شما آقای رحمانی و آقای ملکی هم هستند. ولی به نظر منتقدان فعالیت های ضد تحریم اولا سرنوشت پرونده هسته ای ایران در دست حسن روحانی نیست بلکه در دست رهبر جمهوری اسلامی ایران است. ثانیا از نظر آنها سیاست تقویت دولت حسن روحانی علیه تحریم ها چنان که در گفته های آقای ملکی هم پژواک آن را شنیدید مثل سیاست بعضی لنینیست ها و اسلام گرایان در آغاز انقلاب در تقویت روحانیت حامی آیت الله خمینی و آنچه خط امام نامیده می شد می تواند دومرتبه دودش به چشم شما و این 55 زندانی و فعالان سیاسی به حاشیه رانده شده و خارج از حاکمیت در ایران برود و تحریم ها کاهش پیدا کند از نظر اینها اما حاصل برعکس گشایش سیاسی افزایش سرکوبی ها باشد. واکنش شما؟

این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.
تقی رحمانی
​​به نظر من این اتفاق نمی افتد. شما اگر جامعه مدنی دارید این جامعه مدنی نهاد می خواهد. این جامعه مدنی پیام دارد. پیامش هم این بود که آقای خامنه ای عقب نشست. حالا تسلیم نشد ولی عقب نشست. عقب نشینی اش هم این بود که صریح گفت من خواستار مذاکره هستم ولی طرف غربی اهل مذاکره نیست.

ما می دانیم که این طرف هم آقای نتانیاهو هست لابی قدرتمند آمریکا که این هم سنگ می اندازد در مذاکرات. ولی یک نکته محوری وجود دارد. الان اراده سیاسی برای حل مشکل وجود دارد. ولی من یک نکته هم به حرف آقای آهی دارم. به این راحتی هم نیست که ایرانی که در منطقه خاورمیانه است مثل ژاپن یا آلمان حل کنند. الان خاورمیانه یک بشکه باروت است. ایران ناامن مساله را بدتر می کند.

سیاست ایران این است که اگر آقای روحانی شکست بخورد ما به طرف کره شمالی شدن برویم. در سیستم کره شمالی جامعه مدنی ایران آب می شود. هیچ گروهی هم در حال حاضر توان تغییر دولت ایران را ندارد. بحث توازن قواست. شما با یک جریان راست افراطی طرف اید که پول نفت دارد از حمایت چین و شوروی برخوردار است و می تواند با سازمان سرکوب خودش کشور را کنترل کند. حالا این دوستان با توجه به بضاعت و منافع خودشان، — تاکید می کنم، منافع خودشان — می گویند آقا راه دموکراسی در ایران تدریجی اینگونه باز می شود. بحث این است.

ما به آقای خامنه ای می خواهیم بگوییم تو صدام نشو چون ما نمی خواهیم مثل مردم عراق شویم. حالا آن طرف هم اگر منافع آمریکا اقتضا می کند که ایران کره شمالی شود خب ما مشکل خواهیم داشت. یا اینکه ایران بشود عراق کل منطقه ناامن می شود.

الان طوری شده که عربستان شده بازیگر منطقه. عربستان در درون حکومتش نه دموکراسی هست نه جناح هست نه حداقل حقوق شهروندی هست. به این خاطر به نظر من در این نامه فرض های پنهانی وجود دارد. این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.

اگر آقای اوباما دستی دراز کند و آقای روحانی دست ایشان را رد کند آن موقع جامعه مدنی به آقای روحانی اعتراض خواهد کرد. یک بازی پیچیده سیاسی است. به نظر من دموکراسی این جوری پیش می رود.

آقای آهی، به نظر شما نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما در چه صورتی می تواند برای بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران مفید و موثر واقع شود؟

اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد.
شهریار آهی
​​اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد. ولی فقط در این صورت که آقای اوباما که مخاطب بوده دراین نامه ببیند که این عده اثری هم روی سیاست داخل ایران دارند. فشاری هم روی مخالفان آنهایی که می خواهند مساله ایران حل شود در داخل ایران هست. افشاگری علیه آنها می کنند. مقاومت هایی را که درمقابل طرح های سازنده برای حل این مشکل که مسلما از طرف دولت دکتر روحانی مطرح خواهد شد افشاگری خواهند کرد به مردم خواهند گفت که چه کسی مقاومت می کند در داخل ایران در مقابل حل این مساله. آن وقت می تواند سودمند باشد.

آقای ملکی، پیش از ۵۵ زندانی سیاسی ایران، موسی غنی نژاد اقتصاد دان مدافع بازار آزاد و سعید لیلاز روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی طیف کارگزاران سازندگی خواستار شکل گیری جنبش ضد تحریم با کمک فعالان جامعه مدنی و مستقل از دولت وحاکمیت شده بودند. به نظر شما زمینه شکل گیری چنین جنبشی در ایران فراهم است یا نه؟

من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت … فقط شخص خامنه ای می تواند مساله تحریم را حل کند.
محمد ملکی
​​من شرایط را نمی بینم که جنبش مدنی علیه تحریم ها به وجود بیاید. البته تحریم ها همه مخالفش هستند. من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت.

این تحریم ها را فقط می تواند یک نفر حلش کند. آن هم شخص خامنه ای است. این که از خودخواهی و حرف های بیخود زدن بیاید پایین واقعیت ها را بپذیرد. راه این است.

آقای رحمانی، در شرایطی که میان طیف های رنگارنگ مخالف و منتقد حکومت حتی درون یک طیف مثلا طیف شما و آقای ملکی بر سر مفید و موثر بودن کاهش و رفع تحریم های بین المللی علیه ایران تفاوت نظر هست، چگونه یک جنبش ضد تحریم که شما هم از حامیانش هستید می تواند شکل بگیرد؟

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود.
تقی رحمانی
​​جامعه ایران می تواند بیاید این اختلافات را حل کند. الان موج نامه نگاری به آقای روحانی برای اینکه جامعه مدنی ایران تقویت شود، وزرا تایید شوند راه افتاده. همان جوری که این بخش اکثریت مردم آمدند به آقای روحانی رای دادند. راهی برای نجات از این بحران پیدا کردند. به نظر من خواست عمومی جامعه مدنی ایران که هنوز نهاد قدرتمند مدنی ندارد می تواند به این شکل بدهد.

واقعیت این است که خود دکتر ملکی هم با تحریم ها مخالف است. بحث روی راه حل مناسب است. راه حل ها می توانند به وسیله مردم در نهایت انتخاب شوند. توان مردم ایران و توازن قوای سیاسی استراتژی آدم را مشخص می کند.

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود. فضا می تواند شکل بگیرد.

آقای آهی، اصلا زمینه این هست که چنانچه ۵۵ زندانی سیاسی ایران در این نامه از باراک اوباما درخواست کردند او بتواند در سیاست تشدید تحریم علیه ایران تجدید نظر کند و طبق درخواست آنها کاری کند که ۴۰۰ نماینده کنگره آمریکا متقاعد شوند که مصوبه اخیر تشدید تحریم معوق بماند و برای اجرایی شدن به سنا و بعد به خود رییس جمهور آمریکا محول نشود؟

دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند… منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.
شهریار آهی
​​حساب دو دو تا چهارتا می گوید خیر. برای اینکه ۴۰۰ به ۲۰ خیلی نسبت بزرگی است. سه چهارم نمایندگان مجلس سنا هم نامه ای در این جهت به اوباما نوشته اند. بنابراین آقای اوباما بیشتر از دو ثلث مخالف دارد برای سیاست های خودش. ولی می تواند به تعویق بیاندازد. یعنی زمان تنفیذ این مصوبه مجلسین را یک قدری عقب بیاندازد. فرصت بدهد که خودش می خواهد. آقای روحانی هم گفته در اسرع وقت باید این مساله حل شود.

من فکر می کنم که دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند. هم خودش موفقیت های درخشانی داشته با رسیدن توافق با غرب در عین حال حفظ منافع ایران. وزیر خارجه ای هم که انتخاب کرده مهارت های زیادی دارد. منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.

آمریکایی ها فکر می کنند ما با کوبا مشکل داریم. آیا می توانید تصور کنید که یک عده از مردم آمریکا به فیدل کاسترو یا رائول کاسترو نامه بنویسند؟ به رییس جمهور خودشان نامه می نویسند. به حکومت خودشان فشار می آورند. چرا ایرانی ها این کار را نمی کنند؟ همانطور که دکتر ملکی گفتند.

آقای رحمانی مثل اینکه شما می خواهید در پایان دو جمله ای بیافزایید. خیلی کوتاه.

قبل از این، نامه به مقامات جمهوری اسلامی نوشته شده و (این گونه اقدامها) باز هم ادامه خواهد داشت.
تقی رحمانی
​​
نامه به مقامات ایران نوشته شده بارها و بارها. این تفریبا دو طرفه است. این نامه درمقطع خاصی نوشته شده. بعد از نظر آقای خامنه ای بعد از موضع آقای روحانی، بعد از رای مردم ایران. قبل از این هم نامه نوشته شده به مقامات جمهوری اسلامی و بازهم ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Aug 14 2013

۵۵ زندانی سیاسی تبعیدی به اوباما: با نظام ایران سازش نکنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: ۵۵ نفر از زندانیان سابق سیاسی که اینک در تبعید به‌سر می‌برند، با اشاره به انتخاب یک «جنایت‌کار» به عنوان وزیر دادگستری، از اوباما خواسته‌اند با نگاهی به وضع حقوق بشر در ایران، با نظام ایران سازش نکند.

نامه سرگشاده «حقوق بشری» زندانیان سابق سیاسی و در تبعید به باراک اوباما برای پایان مماشات با جمهوری اسلامی، که از سوی منوچهر محمدی در اختیار خودنویس قرار گرفته، به شرح زیر است:

پرزیدنت باراک اوباما، رئیس جمهوری محترم ایالات متحدهٔ آمریکا

ما بازماندگان و زندانیان سابق سیاسی ایران، که حکایت رنج و دردمان برای همیشه در تاریخ ثبت شده، ما هم‌بندان و هم‌رزمان «فرشته علیزاده»ها، «ندا آقا سلطان»ها، «فرزاد کمانگر»ها، «فیض مهدوی»ها، «اکبر محمدی»ها ، «سعید زینالی»ها ، «امیدرضا میر صیافی»ها، «امیر ساران»ها، «حجت زمانی»ها، «افشین اسانلو»ها، «کرمی خیر آبادی»ها، «رجبی»ها، «روح الامینی»ها، «سهراب اعرابی»ها، «اشکان سهرابی»ها، «تامی حامی‌فر»ها، «محمد مختاری»ها، «کیانوش آسا»ها و هزاران اعدامی و قتل و کشتارها که قربانی جهل و جنون جمهوری اسلامی ایران شده‌اند، مراتب نارضایتی‌ و اندوه فراوان خود را از استمرار سیاست مماشات دولت شما با نظامی که بزرگ‌ترین جنایات را بر ملت ایران روا داشته؛ به اطلاع شما و ثبت در تاریخ رسانده؛ یادآوری می‌کنیم نامه‌ای که این روزها به نام «زندانیان سیاسی سابق و فعلی‌» برای شما ارسال شده، و مورد تبلیغ قرار گرفته؛ صرف‌نظر از حقیقت یا عدم حقیقت امضاها، تلاشی برای آن است که استبداد، جان تازه‌ای بیابد.

این روزها گروهی ساده‌دل، سر کار آمدن جنایت‌کارانی بزرگ چون مصطفی پور محمدی را که تنها در سال ۱۳۶۷ احکام اعدام ۴هزار زندانی سیاسی را صادر کرده‌ند، با این فکراشتباه که او، و چون او، ناجی مردم ایران خواهند بود، جشن گرفته‌اند.

بسیاری از امضاکنندگان آن نامه که از شما خواسته‌اند با «قاتلین ملت ایران» مهربان باشید، از مقام‌ها و بلند پایه‌گان اصلاح‌طلب سابق نظام جمهوری اسلامی هستند، که از یک سو، فراموش کرده‌اند که خود به‌علت روح آزادی‌خواهی مورد خشم و غضب رهبری قرار گرفتند و به زندان افتاده‌اند و از سوی دیگر، به دلیل همین تحمل رنج در سالیان حبس‌شان از سوی فرقه رهبری، مورد احترام ما دیگر زندانیان سیاسی سابق هستند، چرا که ما خود به واقع از زندان کشیده‌های رنج‌دیده‌ای چون آنان هستیم و رنج آنان را نیز رنج خود می‌دانیم.

اگر چه به واقع باید اذعان نمود که آنان در محاسبات، فریب قواعد بازی سیاسی ولی‌ فقیه «اصلاح‌ناپذیر» را خورده و به میدان باز گشته‌اند تا بار دیگر به اشتباه، هم افکارعمومی غرب و آمریکا را به استمرار مماشات با استبداد حاکم بر ایران ترغیب نمایند و هم نظام ولی فقیه را چون زمان دولت اصلاحات از بحران مشروعیت برهانند و موجبات تثبیت و بقای عمر نظام او را فراهم سازند. با اینکه همگی به‌خوبی واقفند که مطابق قانون اساسی، رییس جمهوری در برابر رهبری، نه تنها «هیچ‌کاره» است، بلکه به واقع فرمان‌بر و خادمی برای رهبر بیش نیست.

کاش آن زندانیان ارجمند، به‌جای نامه‌ای سیاسی برای حفظ رژیم ولی فقیه به شما، از شما و دیگر رهبران سیاسی دنیا و دبیر کل سازمان ملل متعهد می‌خواستند که به جد بر رهبری ایران فشار وارد آورند تا احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر آن سازمان مجوز ورود به ایران را دریافت، و از اعدام همزمان با آغاز به کار ریاست جمهوری حسن روحانی که به خواست رهبری انجام می‌گیرد، گزارش تهیه کند وسپس به استحضار دنیا برساند!

هم‌چنان که در زمان ریاست جمهوری دولت اصلاحات خاتمی با اراده و خواست رهبری، اعدام و سنگسار صورت می‌گرفت، اما نه تنها رییس دولت اصلاحات کاری ساخته نبود، که برای حفظ قدرت و موقعیت خویش از مردمی که به او اعتماد کرده بودند طلب کمک نکرد؛ مردمی که به او رای داده بودند. او متاسفانه درمواقع نیاز، حتی به شیوه صحیح مسالمت آمیز و دموکراتیک، از مردم کمک نخواست، چرا که تا به‌زعم خویش، رهبری به واقع ضد مردمی را نیازارد ورهبر جمهوری اسلامی،به تقابل با او بر نیاید.

آنچه برای ما زندانیان سابق امضا کننده این نامه «حقوق بشری» در دوره حسن روحانی عیان است، تحقق چیزی بنام تکرار «دور تسلسل باطل» خواهد بود و بس. چرا که آزموده را نه یک بار، بلکه چندین بار آزمودن آن‌هم با وجود شخص بی‌ظرفیت و بیماری چون خامنه‌ای که به‌عنوان رهبری در راس نظام می‌باشد، خطاست.

آقای رئیس جمهوری

دولت آمریکا در حالی‌ به تبادل پیام‌های دوستی‌ با رئیس جمهور جدید نظام مشغول است که نگاهی‌ به پرونده وزرای پیشنهادی ایشان نشان خبر از شدت یافتن نقض شدید حقوق بشر در دوران زمام‌داری ایشان می‌دهد. مجبور به یادآوری نمونه‌ای از نگاه ضّد بشری حاکم بر کابینه پرزیدنت حسن روحانی هستیم:

وزیر دادگستری ایشان که نماد دیدگاه دولت در برابر مقوله «عدالت» است، کسی است که بیشترین بی‌ عدالتی‌ها را در حق ما و هموطنان ما روا داشته. بر اساس گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، پورمحمدی به دلیل عضویت در هیات ۳ نفره اعدام سراسری ۳۸۰۰ زندانی سیاسی موسوم به «هیست مرگ»، به جنایت علیه بشریت متهم شده است.(وی در آن زمان سمت معاونت وزارت اطلاعات را بر عهده داشت)

همچنین وی متهم به مشارکت در قتل روشنفکران و روزنامه‌نگاران منتقد حکومت ایران موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای بوده است. در گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، تمام این قبیل اقدامات فراقانونی و با برنامه‌ریزی برشمرده شده است.

آقای رئیس جمهوری

شاید تحلیل شما در توجیه روی‌کرد سازش با دولت جدید در ایران این باشد که در انتخابات اخیر ۱۸ میلیون ایرانی به حسن روحانی رای داده‌اند و ایشان منتخب ملت است؛ در پاسخ به این شائبه می‌توانید با مراجعه به شیوه رای‌گیری در جمهوری اسلامی به راحتی‌ دریابید که شرایط اقتصادی، روانی‌ و امنیتی در ایران بگونه‌ای‌ای است که ملت علاوه بر اینکه از بیم مشکلات ناشی‌ از عدم شرکت در انتخابات از قبیل اخراج از کار و تحصیل، به‌طور بی‌ سابقه‌ای در تنگنای اقتصادی و سیاسی اسیر بوده و مجبور هستند بین بد وبدتر، بد را برگزینند.

بی‌ گمان ادامه لابی‌ گری و مماشات با چنین باندی که آمر و عامل قتل، کشتار، و آوارگی صدها هزار ایرانی بوده‌اند؛ اشتباه فاحشی است که می‌تواند در فردای آزادی ایران به روابط دوستانه ملت‌های ایران و آمریکا لطمات جبران ناپذیری وارد آورد.

فلذا امضا کنندگان نامه حاضر که مشتی از خروار و زندانیان سیاسی و حقوق بشری ستم‌کشیده و در تبعید می‌باشند، شما ودولت شما را به قطع لابی‌گری و سازش با رژیم جنایتکار تهران فرا خوانده، مصرانه تقاضای برچیدن کانون‌ها و لابی‌های سنتی‌ جمهوری اسلامی در ایالات متحدهٔ را داریم.

یقین داشته باشید هم‌وطنان رنجدیده ما در داخل با نگرانی‌ و حساسیت موضوع مذاکره احتمالی آمریکا با جنایت‌کاران حاکم بر ایران را پیگیری می‌کنند.

با بیشترین و بهترین احترام

امضای ۵۵ نفر از زندانیان سیاسی در تبعید به ترتیب حروف الفبا

هومن آرمندی- بابک اجلالی – افشین اعرابی – بهنام امینی (مهیستان بختیاری ) – مهدی اختری – جمشید امینی – رضا (سیروس ) اشرفپور – محسن باپیری – بهروز جاوید تهرانی – بهزاد جان پناه – فرزاد جان پناه – پارسا جعفری – آرمان چاروستایی – فرزاد حمیدی – بابک حشمت ساران – هوشنگ خسرو تاج – جلال رودگر – میثم رودکی – درویش رنجبر – ایمان رضایی – سعید رضایی – محمد زمانی – علی سرمدی – مهدی ساکی – مهرداد سید عسگری – فتاح سبحانی – مرتضا شهبازی – حمید علیزاده – سید مصطفا علوی – ماشاء الله عباس زاده – عیسا علیپور – رضا قبادی – حامد کاوسی – یاسر کریمی – هوشنگ قاسمی – صبا لطفی – اکبر لکستانی – کاسپین ما کان – مهرداد لهراسبی – رضا مبین – افشین مهاجری نژاد – مهرداد ماجدی – اباذر مهرانی – کامران ملک موتی – امیر حسین موحدی – امین موحدی – مجید میرزایی – منوچهر محمدی – رضا محمدی – حامد مرادی – امید نبوی – فرزاد نیکزاد – بهنام وفا سرشت – انصافعلی هدایت – یاور یزدان پناه

No responses yet

Aug 13 2013

“گروه بین المللی بحران” خواستار مذاکره خصوصی آمریکا با ایران شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: “گروه بین المللی بحران”، یک اتاق فکری مستقر در بروکسل، از آمریکا خواست مستقیما با ایران درباره برنامه هسته ایش وارد گفتگو شود.
این گروه می گوید مذاکرات خصوصی، مجرایی است که زمینه انعطاف و چانه زنی بیشتر را نسبت به مذاکرات گروه پنج بعلاوه یک با ایران، مهیا می کند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، گروه بین المللی بحران همچنین گفته است که برای افزایش شانس موفقیت مذاکرات، باید از تشدید تحریم های ایران خودداری شود و از دولت جدید حسن روحانی هم نباید انتظار دادن امتیازات بزرگ داشت.

No responses yet

Aug 10 2013

پاسخ باراک اوباما به نامه زندانیان سیاسی سابق و فعلی، امین موحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,طنز

امین موحدی: باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا ،در پاسخ به نامه جمعی‌ از زندانیان سیاسی فعلی و سابق با انتشار نامه‌ای از ابراز احساسات آنان نسبت به جمهوری اسلامی قدردانی‌ کردند.متن پاسخ معظم له بدین شرح است

!آقایان و خانمهای فعلی‌ و خواهران و براداران سابق

نامه سراسر از مهر و محبت شما را خواندم، اما در این نامه بیش از آنچه که به حقیر اظهار محبت داشته باشید به جمهوری اسلامی و سید علی‌ خامنه‌ای اظهار ارادت کرده ا ید که این کمی‌ تا قسمتی‌ جای تعجب داشت و دارد
می‌پرسید کجا به جمهوری اسلامی اظهار لطف فرموده اید؟ عرض کنم خدمت با سعادتتان تقاضای شما از من مبني بر رفع تحريم جمهوري اسلامي، اظهار لطف در حق هیچ بنی‌ بشری نیست جز سید علی‌ خامنه ای، من نمیدانم شما چگونه آدمهاي سیاسی هستید که تقاضای بخشش و دادن فرصت به کسی‌ را می‌کنید که به گفته خودتان، شما را تبدیل به زندانی سیاسی از نوع سابق و فعلی نموده است؟

با این وجود من حاضر هستم در صورت یافتن پاسخی برای چند سوال کلیدی در رابطه بانحوه نگارش و انتشار و امضاهای نامه، نه تنها به تقاضای شما مبنی بر رفع تحریم جمهوری اسلامی لبیک بگویم بلکه به دین مقدس اسلام نیز مشرّف شده و از مشرکین و شیاطین به خصوص شیطان بزرگ، آمریکا اعلام برائت بنمایم.

:اما سوالات اساسی‌ از این قرارند

۱-ابتدا باید امضاهای زده شده به تایید اداره تشخیص هویت کاخ سفید برسد و معلوم شود این امضاها حقیقی‌ هستنديا نه؟ چرا که حقیر در بین امضا کنندگان اسامی را دیدم که مدتها ست در بند‌های انفرادی به سر میبرند !حال چگونه توانسته اند به ما نامه نوشته و زیر آنرا امضا نمایند بر ما پوشیده هست. البته به اف بی‌ آی و سی‌ آی‌ای، دستور صادر کردیم در این رابطه تحقیق کنند که نتیجه تحقیقات به شرح زیر تقدیم میشود .

هر دو اداره فوق الذکر پاسخ داده اند این قضیه فقط در صورتی‌ قابل تحقق است که زندانیان محبوس فعلی در بند‌های انفرادی یا موفق شده اند با حفر تونل خود را برای ساعاتی‌ به اولین کافی‌ نت رسانیده و پس از نوشتن نامه و هماهنگی با زندانیان سابق خارج از زندان (که اکثریت‌شان در خارج کشور ساکن هستند) زیر نامه را امضا و دوباره از راه همان تونل به داخل زندان برگشته باشند! و یا اینکه ببخشید … راه دیگری اصلا وجود ندارد .

حال با فرض موفقیت زندانیان در حفر تونل و خروج از زندان و حتا رسیدن به کافی‌ نت، این سوال پیش میاید که آنها اصلا چگونه توانسته اند نامه به این بلندی، برای من بنویسند چرا که با سرعت لاک پشتی‌ اینترنت در ایران سالها وقت برای نوشتن و ارسال چنین نامه بلندی لازم می‌باشد !

۲- در بین اسامی امضا کننده بسیاری از مقامات لشکری و کشوری سابق جمهوری اسلامی دیده میشود لذا می‌بایست به جای نوشتن “نامه جمعي از زندانی سیاسی فعلی‌ و سابق به باراک اوباما” در تیتر نامه نوشته میشد .نامه جمعی‌ از مقامات لشکری و کشوری سابق و زندانیان سیاسی فعلی‌ به باراک اوباما که حقیر باشم

۳-شگفت انگیز‌ترین نام امضا کننده، دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که در اين رابطه بايد عرض کنم اولا برای مابسیار مهم است که بدانیم ایشان این نامه را با هماهنگی‌ پدرشان نوشته و امضا فرموده اند یا خودسرانه اقدام به این کار کرده اند؟ دختر کو ندارد نشان از پدر، تو بیگانه خوانش نخوانش دختر. ثانيا بالاخره ما تکلیف خودمان را با این خانواده محترم نفهمیدیم که آیا اینها مخالف نظام هستند؟ موافق نظام هستند؟ زندانی سیاسی هستند یا …آقا به خدا گیج شديم یکی‌ به دادمان برسد.

۴- آنگونه که از امضاهای دیگر بر میاید تعدادی دیگر از امضا کنندگان پیش از این در نامه‌های خصوصی خود به ما، از ما از ما خواسته اند که نه تنها تحریم‌ها را شدت ببخشیم بلکه تاکید کرده اند می‌باید به ایران حمله نظامی هم بشود، حال ناگهان طي یک نامه علنی به ما، از ما میخواهند که تحریم را بشکنیم! جل الخالق آدم به اين دورويي در عمرم نديده بودم !

در پایان ضمن تشکر از اظهار لطف شما آقایان و خانمهای فعلی‌ و برادارن و خواهران سابق اعم از مقامات لشکری و کشوری و…نسبت به جمهوری اسلامی و سید علی‌ خامنه ای! در صورت یافتن پاسخ حتا یکی‌ از سوالات بالا نه تنها دستور لغو تحریم‌ها را صادر خواهم کرد بلکه في الفور، دو سه‌ فروند موشک قاره پیمای مجهز به کلاهک هسته‌ای، به عنوان هدیه تقديم سید علی‌ خامنه‌ای خواهم نمود تا هرگونه که به صلاح جهان اسلام ميدانند از آنها استفاده فرمایند.

با احترام: باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
——————-
کپی اصل نامه به باراک اوباما را از این لینک بخوانید و حرص بخورید

No responses yet

Jul 31 2013

کنگره آمریکا موضوع تشدید تحریم‌های ایران را بررسی می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی

بی‌بی‌سی: این طرح همچنین استثناهایی را که از پیش در مورد تحریم نفتی ایران در نظر گرفته شده را بسیار محدود تر خواهد کرد. اما هنوز استثناهایی در مورد کشورهای ژاپن، ترکیه و هند اعمال شده که اجازه واردات محدود نفت را می‌دهد

مجلس نمایندگان آمریکا امروز بحث درباره طرحی برای تشدید تحریم‌های ایران را شروع می‌کند. طبق این طرح آمریکا خریداران نفت ایران را مجبور می کند تا وارداتشان را طی ۱۸ ماه، به طور کامل قطع کنند.

همچنین بخش‌های معدن و ساخت و ساز ایران هم مشمول تحریم می‌شوند. بعضی مخالفان در مجلس نمایندگان و وزارت خارجه آمریکا می‌گویند تشدید تحریم‌ها زمانی که در ایران رئیس جمهوری معتدل روی کار می‌آید درست نیست ولی طراحان آن معتقدند برای موفق بودن مذاکرات هسته‌ای باید فشار بر ایران بیشتر شود.

به موجب این طرح، شرکای تجاری عمده ایران و نیز موسسات مالی که مبادلات تجاری آنها را با ایران تسهیل می کنند، تحریم خواهند شد.

پیش نویس طرح الگوی تحریم نفتی و بانک مرکزی ایران را دنبال می کند که هزینه های سنگینی برای ایران داشته اند.

این طرح همچنین از وزیر امور خارجه آمریکا می خواهد که بررسی “تروریستی” بودن سپاه پاسداران را آغاز کند و در صورتی که سپاه را تروریستی دانست، این نهاد را تحریم کند. در زمان ریاست جمهوری جورج بوش نیروی قدس سپاه نهادی تروریستی اعلام شد.

در آن زمان عده ای در کنگره از جمله سناتور جمهوریخواه چاک هیگل (وزیر دفاع فعلی) با طرح تروریستی اعلام شدن کل سپاه مخالف بودند. به باور این جناح، تحریم نیروهای مسلح یک کشور دیگر می تواند برای آمریکا هم در آینده پیامدهای جدی داشته باشد.

این طرح دولت آمریکا را تشویق می کند که تعداد بیشتری از مقام های ایرانی را به اتهام نقض حقوق بشر تحریم کند. اشخاصی که فن‌آوری‌هایی را در اختیار ایران قرار می‌دهند که در حوزه سانسور و فیلترینگ به کار می‌رود، نیز هدف تحریم های جدی‌تر قرار می‌گیرند و دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا قطع می‌شود.

این طرح همچنین استثناهایی را که از پیش در مورد تحریم نفتی ایران در نظر گرفته شده، بسیار محدود تر خواهد کرد. اما هنوز استثناهایی در مورد کشورهای ژاپن، ترکیه و هند اعمال شده که اجازه واردات محدود نفت را می‌دهد.

با این حال، پس از انتخاب آقای روحانی در ایران، درخواست‌ها از کاخ سفید برای آغاز مذاکره مستقیم با رهبران ایران بیشتر شده و دولت آمریکا نیز به عنوان قدم اول تحریم‌های مربوط به دارو و ابزار پزشکی را کاهش داد.

داریوش زاهدی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیا (برکلی)، گفته است که بسیاری رای‌گیری برای تشدید تحریم‌ها در این مقطع زمانی را کار درستی نمی دانند.

او می گوید: “آنها باید صبر کنند و به روحانی این فرصت را بدهند که وعده های خود را در عمل اجرا کند.”

برخی از حامیان این طرح که آن را قبل از پیروزی انتخاباتی آقای روحانی امضا کرده بودند، از جمله ١٣١ عضو کنگره بودند که دو هفته پیش در نامه ای به باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، خواستار خودداری از اقداماتی شدند که مشروعیت رییس جمهور منتخب ایران را کاهش دهد.

کیث الیسون، نماینده دموکرات از ایالت مینه‌سوتا که مخالف رای گیری برای تصویب این طرح در زمان حاضر است گفته که ایرانی‌ها این رای‌گیری را یک اقدام خصمانه تفسیر خواهند کرد و “موضع تندروها که نمی خواهند مذاکره کنند” تقویت خواهد شد.

با این حال، حامیات تصویب طرح می‌گویند که رهبران ایران را باید با تهدید جدی مواجه کرد تا ناچار شوند بین حفظ موجودیت و منافع خود از یک سو و بروز فاجعه اقتصادی از سوی دیگر، یکی را انتخاب کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .