اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آمریکا' Category

Feb 08 2015

گرين کارت مقام های جمهوری اسلامی؛ شایعه یا واقعیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: مطلب حاضر ترجمه مقاله منتشر شده در وب سایت رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی است:

مرگ بر آمريکا، در ايران شعار تکراری و آشنايی است اما بر اساس برخی گزارش ها بسياری از مقامات ارشد دولت و نمايندگان مجلس ايران مدارک اقامت و يا اجازه کار در آمريکا دارند.

چه وجه اشتراکی بين مشاوران رييس جمهور، وزير امور خارجه فعلی و تعدادی از نمايندگان اصولگرای مجلس ايران وجود دارد؟

همه آنها گرين کارت آمريکا آمريکا دارند، البته در صورتي که گزارش ها موثق باشند.

جنجال برسر گرين کارت، مدرک اقامت دائم و اجازه کار گروهی از مقامات ايرانی در آمريکا پس از آن شدت گرفت که گروهی از نمايندگان اصولگرای مجلس گفتند يکی از مسئولان ارشد دفتر رياست جمهوری به دليل داشتن “شهروندی” آمريکا بايد بر کنار شود.

اين ۱۳ نماينده مجلس ايران که بيشترشان عضو فراکسيون”جبهه پایداری” هستند، از اين مقام نام نبردند اما رسانه های ايرانی گفتند که فرد مورد نظر آنها محمد نهاوديان، يکی از مقامات ارشد دفتر رييس جمهوری است.

بر اساس گزارش های منتشر شده محمد نهاونديان، رييس دفتر و نهاد رياست جمهوری ايران، در سال ۱۹۹۳ زمانی که در آمريکا زندگی می کرد اجازه اقامت دائم در اين کشور را دريافت کرد. در صورت درست بودن اين گزارش ها روشن نيست که در حال حاضر آيا گرين کارت او همچنان اعتبار دارد و يا نه.

اين نمايندگان مجلس به رييس جمهور هشدار داند که مشاغل و مناصب دولتی نبايد به کسانی داده شود که «زير پرچم کشورهای بيگانه سوگند وفاداری ياد کرده اند.» و افزودند که رييس جمهور بايد اين افراد را برکنار کرده و يا برای برطرف کردن مشکلات ناشی ازآن چاره انديشی کند.

دفتر حسن روحانی اين ادعا را اساسا رد کرده و افزود «دورغ محضی» است که «مطلقا» واقعيت ندارد.

روابط عمومی دفتر رييس جمهوری در بيانيه ای که در پايگاه اطلاع رسانی آن منتشر شد گفت:«اخيرا و با کمال تاسف شاهد آن بوديم که تعدادی از نمايندگان محترم افترای مجعول برخی از رسانه های افراطی وابسته به صهيونيست ها در آمريکا را تکرار نموده و عنوانی را به يکی از مسئولين ارشد دفتر رييس جمهور نسبت دادند که کذب محض بوده و به هيچ وجه واقعيت ندارد.»

محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت در نشست خبری با رسانه ها در پاسخ به سوال در باره تابعيت دوگانه يکی از مقامات دولتی به رسانه های داخلی گفت:«اين صد درصد روغ است، هيچ مقامی در دفتر رياست جمهوری گرين کارت و يا تابعيت دوگانه ندارد.»

در همين حال ابراهيم آقا محمدی، يکی از ۱۳ نماينده ای که به رييس جمهوری نامه نوشته اند، پس از آن به سايت خبری تابناک گفت تصور می شود «دو تا سه نفر» از مقامات دولت فعلی دارای گرين کارت هستند. او افزود که او و همکارانش معتقدند اين «نوعی شهروندی» است.

آقای نهاونديان که تحصيلکرده آمريکا است تا کنون در اين باره اظهار نظری نکرده است.

اولين گزارش ها در باره گرين کارت محمد نهاونديان سال ۲۰۰۶ منتشر شد. در آن زمان روزنامه واشينگتن تايمز و چند رسانه ديگر گزارش دادند که آقای نهاونديان برای تسليم پيامی به محمد جواد ظريف، نماينده وقت ايران در سازمان ملل متحد و وزير امور خارجه کنونی، به نيويورک سفر کرده است.

به علاوه سايت خبری اصولگرای «صراط نيوز» اخيرا ادعا کرد در جريان سفرهای حسن روحانی به نيويورک (احتمالا در سپتامبر ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد) محمد نهاونديان تنها فرد در هيات ايرانی بود که به ويزای آمريکا نيازی نداشت.

با اين حال محمد نهاونديان تنها مقام دولتی ايران نيست که شايعات مربوط به داشتن گرين کارت آمريکا در مورد او مطرح شده است.

رسانه های داخلی ايران گزارش دادند که محمد جواد ظريف وزير امور خارجه يا داری گرين کارت است و يا برای دريافت آن تقاضا کرده است.

وزير امور خارجه ايران که تحصيلکرده آمريکا است، اين ادعا را در جلسه رای اعتماد در مجلس ايران در سال ۲۰۱۳ تکذيب کرد و افزود با وجود اينکه ۱۰ سال واجد شرايط بوده هرگز برای اجازه اقامت دائم در آمريکا درخواست نداده و فرزندانش نيز در ايران زندگی می کنند.

وجود تحصيلکرده های ديگر آمريکا در کابينه حسن روحانی از جمله محمود واعظی وزير ارتباطات، گمانه زنی در مورد کسب اقامت دائم اين افراد همزمان با سالهای زندگی در آمريکا را بيشتر کرده است.

تصور می شود حسين موسويان، مذاکره کننده هسته ای پيشين ايران و از نزديکان حسن روحانی نيز گرين کارت دارد. يک منبع مطلع به راديو اروپای آزاد / راديو آزادی گفت حسن موسويان سال ۲۰۰۹ پس از آمدن به آمريکا به طور بی سابقه ای گرين کارت خود را با «سرعت» دريافت کرد.

او به عنوان يک نماينده غير رسمی حکومت ايران بارها نظراتش را در باره مذاکرات هسته ای، مناسبات ايران و آمريکا در رسانه های آمريکا مطرح و منتشر کرده است.

حسين موسويان دو کتاب از جمله خاطراتش در باره بحران هسته ای را نيز در آمريکا منتشر کرد.

در همين حال شايعاتی در باره گرين کارت دو سياستمدار اصولگرا نيز وجود دارد.
يکی از آنها حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی نماينده مجلس است که از او به عنوان مشاور اخلاقی و معنوی محمود احمدی نژاد رييس جمهور پيشين ايران ياد می شد.

مرتضی آقا تهرانی چهار سال پيش در مصاحبه ای گفت که گرين کارت او ديگر اعتبار ندارد.

رسانه های ايرانی در سال ۲۰۱۱ به نقل از او نوشتند: «بايد از کسانی که در باره گرين کارت من حرف می زنند پرسيد آيا اجازه اقامت فاقد اعتبار من در آمريکا را ديده اند؟ آيا حتی می دانند من در آمريکا چه می کرده ام؟ پس از ده سال اقامت در آمريکا، گرين کارت بايد تجديد شود و برای کسانيکه اقامت مشروط و دائم دارند پس از دو سال منقضی می شود.

گزارش هايی نيز در باره کامران باقری لنکرانی، وزير بهداشت پيشين و نامزد انتخابات رياست جمهوری و مسئله اقامت دائم او در آمريکا وجود داشته است. قبلا رسانه ها گزارش داده بودند که که پدر آقای لنکرانی بيش از سی سال در آمريکا زندگی کرده است.

کامران باقری لنکرانی در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۳ با خبرگزاری اصولگرای فارس گفت: «درحاليکه خيلی ها خودشان را برای گرين کارت آمريکا می کشند، من در ايران ماندم و با افتخار امتحانات دکترايم را تکميل کردم.»

حميد مولانا، يکی از مشاوران محمود احمدی نژاد، مقاله نويس دائمی روزنامه کيهان، استاد دانشگاه و نويسنده نيز شهروندی آمريکا را دارد.

ايرنا، خبرگزاری دولتی ايران در گزارشی که هفته پيش منتشر شد، نوشت مخالفان حسن روحانی به او و همکارانش حمله می کنند در حالی که تابعيت آمريکايی حميد مولانا و گرين کارت افراد جبهه خودشان را ناديده می گيرند.

No responses yet

Feb 05 2015

سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله: قدم‌ زدن‌ها با آمریکا باعث سقوط بازرگان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله به طور تلویحی نسبت به سقوط دولت حسن روحانی به خاطر مذاکره با آمریکا هشدار داد.

آقای قاسمی گفته سیاستی که حسن روحانی در قبال آمریکا در پیش گرفته در دوره چهارساله دولت یازدهم از بین رفته و مضمحل خواهد شد.

وی به منتقدان محافظه‌کار دولت یازدهم توصیه کرده از حمله تند به این دولت خودداری کنند٬ چرا که دولت یازدهم قصد دارد رهبری را مسئول شکست دیپلماسی «لبخند» در برابر غرب معرفی کند.

قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود به پیاده‌روی محمدجواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو اشاره کرده و گفته ریشه این پیاده‌روی به دولت موقت مهدی بازرگان باز‌می‌گردد.

به گفته وی ابراهیم قطب‌زاده و ابراهیم یزدی هم با آمریکایی‌ها رفت و آمد و مذاکره داشتند که آن «قدم‌زدن‌ها» باعث «سقوط» دولت بازرگان شد.

این فرمانده حزب‌الله نوع تعامل دولت روحانی با غرب را نوعی «خیانت» دانسته است.

No responses yet

Feb 05 2015

حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات: مذاکره با آمریکا از ۱۰ سال پیش در حال انجام است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات می‌گوید ایران و آمریکا بیش از ۱۰ سال است به طور غیر‌علنی مشغول مذاکره هستند.

آقای مصلحی گفته آمریکایی‌ها در این مذاکرات بار‌ها به طرف‌های ایرانی گفته‌اند که جمهوری اسلامی معادلات منطقه را به هم ریخته است.

وی اضافه کرده آمریکا در مذاکره قابل اعتماد نیست و باید مذاکره با این کشور مدیریت شود تا ضرری متوجه جمهوری اسلامی نشود.

جمهوری اسلامی و آمریکا پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی در ایران و با موافقت علی خامنه‌ای٬ مذاکرات علنی خود درباره برنامه هسته‌ای تهران را آغاز کرده‌اند.

آغاز علنی این مذاکرات بازتاب‌های زیادی در جهان داشته و در داخل ایران نیز محافظه‌کاران تندرو با حفظ بسیاری از شرایط و ضوابط می‌گویند موافق این مذاکرات هستند.

این دسته از محافظه‌کاران می‌گویند دشمنی جمهوری اسلامی با آمریکا ابدی است و ایران تنها برای دفع یک خطر بزرگ حاضر به مذاکره با آمریکا شده است.

No responses yet

Feb 05 2015

چرا برژینسکی بی سر و صدا دنبال بهشتی بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: تازه چهار روز از کشته شدن محمد بهشتی و ده‌ها همفکرش در بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی می‌گذشت که آیت الله خمینی فرزندان و همسران قربانیان را در حسینیه جماران جمع کرد تا به آن‌ها تسلیت بگوید و برای ملت نطقی ایراد کند.

رهبر ایران در سخنرانی بامداد پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۶۰، آمریکا و «تفاله‌های آمریکا»، را عامل ترور آقای بهشتی و هم حزبی‌هایش اعلام کرد و گفت: «امروز همه ملت باید سازمان اطلاعات باشد.»

او افزود: «ما نباید فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله‌های آمریکا، این تفاله‌هایی که قالب زدند خودشان رو، ما غفلت کردیم. الان هم هستند… ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند.»

بازماندگان قربانیان هم – لباس سیاه بر تن و گل سرخ در دست – شعار می‌دادند: «آمریکا در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه.»

این عزاداران – برخلاف آیت الله خمینی که اسناد تماس های آقای بهشتی با سفارت آمریکا را دیده بود – به احتمال قوی خبر نداشتند بهشتی از چه جایگاه مهمی در نزد دولت آمریکا برخوردار بوده و واشنگتن در تلاش‌های محرمانه برای مذاکره با حکومت، تا چه حد روی این مغز متفکر جمهوری اسلامی حساب می‌کرده است.

از نظر آمریکا، ایران «پر از بهشتی» هم نبود؛ در نظام نوپای جمهوری اسلامی فقط یک محمد بهشتی وجود داشت،‌‌ همان روحانی تحصیل کرده، دنیا دیده و بسیار بانفوذ در حلقه قدرت آیت الله خمینی که برخلاف چپ‌های تندرو و مذهبیون افراطی، گفتگوهای بی‌سر و صدا با «امپریالیسم جهانی» را خیانت به آرمان‌های انقلاب نمی‌دانست.

به خاطر این ویژگی‌های منحصر به فرد بود که حتی بعد از گروگان گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران، دولتمردان آمریکا در بالا‌ترین سطوح به تلاش برای تماس با او ادامه دادند و از هر طریق ممکن برایش پیام فرستادند.
برژینسکی به دنبال بهشتی
جورج کیو، مامور بازنشسته سیا می گوید:

بهشتی یکی از معدود روحانیان ارشد بود که غرب را درک می‌کرد. بنابراین به شدت به او احتیاج داشتند.

گفتگوهای پشت پرده اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی با آمریکایی‌ها همواره یکی از زوایای تاریک تاریخ انقلاب بوده، اما با انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا این زاویه تاریک کم کم در حال روشن‌تر شدن است.

بنا بر یک گزارش فوق سری وزارت خارجه آمریکا که اخیرا از حالت طبقه بندی خارج شده و محتوایش برای اولین بار در این مقاله بیان می‌شود، در اواخر دی ۱۳۵۸ (ژانویه ۱۹۸۰)، زیبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کار‌تر، رئیس جمهوری آمریکا، از دولت الجزایر می‌خواهد که به عنوان رابط برای تماس با بهشتی به واشنگتن کمک کند.

حدود دو ماه از اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط جوانان رادیکالی که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» نام نهاده بودند می‌گذشت و کار‌تر با وجود قطع روابط دیپلماتیک با ایران، سخت در تلاش بود که برای خروج از بحران و آزادی گروگان‌ها راهی پیدا کند.

حالا معلوم شده یکی از راه‌هایی که به ذهن مشاور امنیت ملی او خطور کرده، مذاکره مستقیم با شاگرد پرنفوذ آیت الله خمینی، محمد بهشتی بوده است.

آمریکا برای نزدیک شدن به آقای بهشتی – که برخلاف روحانیان دیگر سابقه زندگی در آلمان را داشت و زبان انگلیسی را هم دست و پا شکسته صحبت می‌کرد – دلایل خودش را داشت.

همان طور که پیش‌تر در مقاله مقامات آمریکایی از دیدارهای محرمانه با بهشتی می‌گویند توضیح داده شد، بهشتی از معدود روحانیان متحد آیت الله خمینی بود که در روزهای بحرانی انقلاب ۵۷ و ماه‌ها پس از تاسیس جمهوری اسلامی بی‌سر و صدا با مقامات سفارت آمریکا و فرستادگان واشنگتن، دیدار و گفتگو می‌کرد، بنابراین آمریکایی‌ها با او آشنایی قبلی داشتند.

اما شاید مهم‌تر از مراودات سابق، افزایش قدرت محمد بهشتی و متحدانش در پی سقوط دولت میانه‌روی مهدی بازرگان باشد و اینکه واشنگتن همواره دبیرکل حزب جمهوری اسلامی را شخصیتی واقع بین و در عمل مرد شماره دو حکومت می‌دانست.

با کنار رفتن دولت موقت، اداره امور اجرایی کشور به دست شورای انقلاب افتاده بود، نهادی که بنا بر ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، محمد بهشتی پرنفوذ‌ترین عضو آن به حساب می‌آمد.

یک روز بعد از گروگان گیری، سیا در گزارش خود به کاخ سفید درباره بهشتی نوشته بود: «مقامات آمریکایی که او را از نزدیک دیده‌اند می‌گویند از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است. او (بهشتی) در برابر گروهای سیاسی مذاکره کننده سرسختی بوده ولی در مقایسه با خمینی بیشتر ‍ حاضر به مصالحه است.»

چنین ارزیابی‌هایی بود که باعث شد شخصی مانند برژینسکی – که در ایران به خصومت شدید با انقلاب شهرت یافته بود – از دولت الجزایر برای ایجاد کانالی محرمانه به محمد بهشتی کمک بخواهد.
هراس الجزایر
بازوی اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا در گزارشی محرمانه به معاون کارتر: به نظر ما، بهشتی مطلوب‌ترین مقام ایرانی برای مذاکره است. اندیشه‌هایش واضح، جدی و منسجم است. او بیش از آنچه می‌تواند انجام بدهد تعهدی نخواهد پذیرفت؛ نقطه نظرات دیگران را درک می‌کند حتی اگر آن را قبول نداشته باشد. او حرف‌های تبلیغاتی بی‌اساس یا دروغ‌هایی که عملکرد (صادق) قطب‌زاده را مخدوش کرده نمی‌زند.

درخواست برژینسکی را الریک هاینس، سفیر وقت آمریکا در الجزایر روز ۲۳ دی ۱۳۵۸ (۱۳ ژانویه ۱۹۸۰) با محمد صدیق بن یحیى، وزیر خارجه الجزایر مطرح کرد ولی از وی جواب رد گرفت.

آقای هاینس سالهاست که بازنشسته شده است و در ایالت فلوریدا زندگی می‌کند.

او به بی‌بی سی فارسی می‌گوید مقامات الجزایری «ابدا نمی‌خواستند دست به اقدامی بزنند که اعتبارشان نزد رژیم خمینی خدشه دار شود.»

بنا بر سند منتشر شده، وزیر خارجه الجزایر به سفیر آمریکا می‌گوید فقط از طریق صادق قطب‌زاده، وزیر خارجه «بی‌قدرت» ایران، به جمهوری اسلامی دسترسی دارد و به همین علت تماس مستقیم با‌ محمد بهشتی را اقدامی مناسب و امکان پذیر نمی‌داند.

بن یحیى همچنین به واشنگتن پیام داد حتی اگر تماس با آقای بهشتی محقق شود، خطر برملا شدنش زیاد است و می‌تواند نفوذ و اعتبار الجزایر را در ایران از بین ببرد.

دو ماه قبل از آن، ‌ آقایان بازرگان، یزدی (وزیر خارجه) و چمران (وزیر دفاع)، در الجزایر با هیات آمریکایی به سرپرستی برژینسکی دیدار و گفتگو کرده بودند. درز خبر «دیدار مخفیانه لیبرال‌ها» با برژینسکی در حالی که آمریکا تازه به شاه برای درمان سرطان اجازه ورود داده بود، با واکنش تندرو‌ها مواجه شد؛ سه روز بعد «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» ابتکار عمل را در دست گرفتند و با «اشغال انقلابی جاسوسخانه آمریکا»، فصل تازه‌ای در تاریخ روابط پر فراز و نشیب ایران و ایالات متحده رقم زدند.

افشاگری‌های پیروان «خط امام» علیه «خط سازش» و چهره‌های سیاسی‌ای که با سفارت در تماس بودند، آن طور که خود سال‌ها بعد اذعان کردند، بنا بر صلاحدید آیت الله خمینی شامل حال دبیرکل حزب جمهوری اسلامی نشد.

در فضای چپی و متشنج آن زمان اگر اسنادی که در آن آمده بود که ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران با محمد بهشتی دیدار داشته و درِ دفتر کار آقای بهشتی در ساختمان سابق مجلس سنا به روی کارکنان «جاسوسخانه» باز بوده، می‌توانست هزینه سیاسی سنگینی برای هیات حاکمه داشته باشد.
«از آنتونی کوئین تا سیاستمداری حیله گر»
سند ارزیابی وزارت خارجه آمریکا

بهشتی تقریبا ۵۰ ساله به نظر می‌رسد. او به شیخ بزرگ یک خاندان شباهت دارد یا آن طور که سفیر کانادا توصیفش می‌کند شبیه آنتونی کوئینی است که ۱۵ سال جوان‌تر باشد. حالت باوقار و با ابهتی دارد ولی به راحتی لبخند می‌زند و برخورد دوستانه‌ای از خودش نشان می‌دهد…. تقریبا همه ایرانی‌هایی که سفارت (آمریکا) با آن‌ها تماس دارد او را سیاستمداری حیله گر و فرصت طلب توصیف می‌کنند.

بنا بر اسناد تازه منتشر شده وزارت خارجه آمریکا، حدود یک هفته قبل از آنکه برژینسکی برای تماس با بهشتی به الجزایر متوسل شود، والتر ماندیل، معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز از وزارت خارجه خواسته بود خلاصه‌ای از شرح حال و سوابق آقای بهشتی را برای او آماده کند.

گزارش شرح حال بهشتی در روز ۱۵ دی ماه ۱۳۵۸ (پنجم ژانویه ۱۹۸۰) توسط بازوی اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا (اداره اطلاعات و تحقیقات) برای ارایه به معاون رئیس جمهوری آماده شده بود.

این گزارش یک صفحه‌ای حاوی خلاصه‌ای از مراودات پیشین آقای بهشتی با مقامات آمریکایی است و دیدگاه آنان نسبت به وی را روشن می‌کند:

«بهشتی تقریبا ۵۰ ساله به نظر می‌رسد. او به شیخ بزرگ یک خاندان شباهت دارد یا آن طور که سفیر کانادا توصیفش می‌کند شبیه آنتونی کوئینی است که ۱۵ سال جوان‌تر باشد. حالت باوقار و با ابهتی دارد ولی به راحتی لبخند می‌زند و برخورد دوستانه‌ای از خودش نشان می‌دهد.»

«تقریبا همه ایرانی‌هایی که سفارت (آمریکا) با آن‌ها تماس دارد او را سیاستمداری حیله گر و فرصت طلب توصیف می‌کنند.»

«بهشتی حداقل پنج سال به عنوان مشاور مذهبی دانشجویان ایرانی در هامبورگ زندگی کرده است. (به همین خاطر شایعاتی وجود دارد که در آن دوران از ساواک پول می‌گرفته. ما به صحت این حرف تردید داریم).»

«بهشتی به زبان آلمانی مسلط است اما انگلیسی را آهسته، مبهم و با احتیاط صحبت می‌کند. او فرد اندیشمندی است و کسانی که با او در تماس بوده‌اند را تحت تاثیر قرار داده. یکی از معدود رهبران مذهبیست که جهان مدرن را به وضوح درک می‌کند.»

«به نظر ما، بهشتی مطلوب‌ترین مقام ایرانی برای مذاکره است. اندیشه‌هایش واضح، جدی و منسجم است. او بیش از آنچه می‌تواند انجام بدهد تعهدی نخواهد پذیرفت؛ نقطه نظرات دیگران را درک می‌کند حتی اگر آن را قبول نداشته باشد. او حرف‌های تبلیغاتی بی‌اساس یا دروغ‌هایی که عملکرد (صادق) قطب‌زاده را مخدوش کرده نمی‌زند.»
آمریکا چطور بهشتی را شناخت؟
بهشتی یک بار گفته بود: «من معتقدم اگر دشمن می‌خواهد کسی را بفرستد و با ما صحبت کند ما یکسره نه نگوییم، ببینیم در چه اوضاعی هستیم و اگر برای پیشبرد مبارزه‌مان باید از این مقابله با دشمن مطلبی به دست آورد به دست بیاوریم.»

آمریکا محمد بهشتی را به خاطر رابطه نزدیکش با نهضت آزادی و رییس این تشکیلات، مهدی بازرگان، که خود گرایشات مذهبی داشت و از دیرباز با آیت الله خمینی و آیت الله طالقانی در ارتباط بود، می‌شناخت.

بنا بر سند شرح حال محمد بهشتی و اظهارات مقامات آمریکایی، معرف اصلی محمد بهشتی به سفارت ایالات متحده در تهران، یکی از دوستان آمریکایی نهضت آزادی به نام ریچارد کاتم بوده است.

آقای کاتم بین سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸ میلادی مامور مخفی سیا بود ولی کودتای ۲۸ مرداد علیه محمد مصدق را اشتباه می‌دانست و در بین مخالفان ملی-مذهبی شاه با چهره‌هایی نظیر مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی و صادق قطب‌زاده به خوبی آشنا بود.

هنری پِرِکت، مسوول بخش ایران وزارت خارجه آمریکا در زمان انقلاب، پیشتر به نگارنده گفته بود معرف بهشتی به سفارت ریچارد کاتم بوده است. گزارش شرح حال بهشتی که برای معاون کار‌تر فرستاده شده بود، نیز حرف آقای پِرِکت را تایید می کند.

در این گزارش آمده: ‌«ما اولین بار در ژانویه ۱۹۷۹ با بهشتی تماس داشتیم، ‌ وقتی که ریچارد کاتم او را به عنوان یکی رهبران نیروهای مخالف (طرفدارخمینی) در تهران برای ما شناسایی کرد.»

گزارش می‌افزاید: «متعاقبا ما هر از گاهی با او ملاقات داشتیم تا در ماه ژوئن ۱۹۷۹ از ملاقات کارمندان سفارت آمریکا در تهران خودداری اما موافقت کرد که سوالات کتبی آن‌ها را پاسخ بدهد.»

محمد بهشتی البته در پاییز ۱۳۵۸ – فقط چند روز پیش از حمله به سفارت، کاردار‌ آمریکا (بروس لینگن) و آقای پِرِکت را در دفتر کارش پذیرفته بود که گزارش آن دیدار سال‌ها پنهان نگه داشته شد و سرانجام پس از سه دهه چند سال پیش به عنوان تنها تماس وی با مقامات آمریکایی در ایران منتشر شده است. اما دیدار با لینگن و پِرِکت تنها دیدار دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با فرستادگان واشنگتن نبوده است.

آن طور که در مقاله « فرستاده سیا در تهران؛ دیدار با بازرگان، ملاقات خصوصی با بهشتی»؟ به آن پرداخته‌ام، حتی یک مامور ارشد سازمان سیا هم به نام رابرت ایمز نیز که در اواخر مرداد برای دیدار و ارایه گزارش اطلاعاتی به دولت بازرگان به تهران سفر کرده بود بنا بر گفته همکاران سابقش، با محمد بهشتی ملاقاتی داشته است.
بهشتی در مورد اسنادی که از وی در سفارت کشف شده بود گفت:

خوشبختانه گفته شده که این مدارک چند روز است خدمت امام داده شده روشن است که این مدارک برای معظم له چیز تازه‌ای ندارد چون ایشان بهتر از هر کس دیگر می‌یابند که محتوی این گونه اوراق صرفا نشان دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است.

جورج کیو، مامور سابق سیا در ایران و از همکاران نزدیک رابرت ایمز، به بی‌بی سی فارسی می‌گوید ایمز پس از بازگشت به واشنگتن، از دیدارش با بهشتی به او گفته بود.

او می‌گوید: «ایمز گفت که بهشتی او را بسیار تحت تاثیر قرار داد. او گفت بهشتی معتقد بود که فرصت خوبی به دست آمده که روحانیان در عرصه سیاسی ایران نقش فعالی ایفا کنند – چیزی که در دوران شاه از آن پرهیز می‌کردند.»

آقای کیو می‌افزاید: «ایمز گفت نکته جالب در مورد او این است که چون چند سال در هامبورگ زندگی کرده از تمام آخوندهای دیگر غربی‌تر است و در صحبت‌هایش از مفاهیم سیاسی غربی استفاده می‌کرد… اینکه حزب سیاسی‌ای را سازماندهی کند و نقش مهمی در عرصه سیاسی ایران ایفا کند.»

وی به خاطر می‌آورد: «چیزی که ایمز به من گفت این بود که روحانیون به طور گسترده وارد سیاست خواهند شد و قصد دارند که دولت را کنترل کنند.‌‌ همان طور که می‌دانید خود بازرگان هم یک جورهایی روحانی بود، آیت الله بدون عمامه.»

هنوز روشن نیست چه کسی در دولت بازرگان به رابرت ایمز پیشنهاد کرده بود تا با محمد بهشتی ملاقات کند. همچنین هنوز معلوم نیست چه کسی از سفارت آمریکا با ایمز به دیدار بهشتی رفته است. بسیار بعید است که این دو به تنهایی دیدار کرده باشند.

جورج کیو می‌گوید: ‌«بهشتی یکی از معدود روحانیان ارشد بود که غرب را درک می‌کرد. بنابراین به شدت به او احتیاج داشتند.»
آخرین تماس‌ها
بنابر گزارش وزارت خارجه این مرد (ریچارد کاتم) معرف آقای بهشتی به سفارت آمریکا در تهران بود. کاتم بین سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸ میلادی مامور مخفی سیا بود.

حدود یک ماه و نیم پس از سفر مقام ارشد سیا به ایران، سفارت آمریکا در تهران اشغال و بحران گروگان گیری آغاز شد.

حزب جمهوری اسلامی به رهبری آقای بهشتی، بلافاصله با صدور بیانیه‌ای رسما «اقدام انقلابی» علیه سفارت را مثبت ارزیابی و از اشغال آن حمایت کرد.

این در حالیست که بنا بر اسنادی که در اواخر نوامبر سال ۲۰۱۳ میلادی در آمریکا از حالت طبقه بندی خارج شده، محمد بهشتی حداقل تا چهار روز بعد از اشغال سفارت به طور مستقیم با واشنگتن در تماس بوده است.

او در مکالمه اول با هنری پِرِکت، رئیس بخش ایران وزارت خارجه، از ورود شاه به آمریکا که بهانه رادیکال‌ها برای حمله به سفارت شد، گلایه می‌کند.

از قول بهشتی در سند مذکور آمده: «دولت آمریکا باید به مردم ایران در مورد حضور شاه در ایالات متحده جواب قانع کننده‌ای بدهد. بیانیه‌های (آمریکا) ‌در مورد روابط بهتر می‌تواند به بهبود اوضاع کمک کند و مقامات ایرانی انتظار چنین بیانیه‌ای را خواهند داشت.»

بهشتی در عین حال موافقت کرد که با اعضای شورای انقلاب و مقامات دیگر صحبت کند تا ببیند برای پایان بحران چکار می‌شود کرد.

دو روز بعد از گروگان گیری، آقای پِرِکت دوباره به بهشتی زنگ می‌زند و به او اطلاع می‌دهد که کار‌تر در نظر دارد که نمایندگان ویژه خود را به همراه نامه‌ای خطاب به آیت الله خمینی و برای دیدار با رهبر انقلاب به قم بفرستد.

بهشتی در جواب می‌گوید که این درخواست را به شورای انقلاب که قرار است تا نیم ساعت دیگر و احتمالا فردا هم تشکیل جلسه بدهد، منتقل خواهد کرد.

بهشتی همچنین سوال می‌کند که آیا امکان آن وجود دارد که قبل از آغاز بحث درباره اختلافات آمریکا و ایران، شاه خاک ایالات متحده را ترک کند یا نه. هنری پِرِکت پاسخ می‌دهد: «حال شاه وخیم است و حداقل به یک عمل جراحی فوری دیگر نیاز دارد. مردم آمریکا خروج اجباری او در این شرایط را درک نخواهند کرد.»

بهشتی سپس موافقت کرد که پِرِکت حدود ظهر به وقت واشنگتن به وی زنگ بزند.

هنری پِرِکت به بی‌بی سی فارسی می‌گوید وقتی که دوباره زنگ زد، بهشتی گفت که فرصت صحبت ندارد و بعد از جلسه شورای انقلاب با وی تماس خواهد گرفت ولی هیچگاه به وعده‌اش عمل نکرد و تماس آن‌ها قطع شد.

اما بنا بر اسناد موجود، محمد بهشتی چهار روز بعد از گروگان گیری یعنی تا روز ۱۷ آبان هم با وزارت خارجه آمریکا تماس داشت و به آنان اطلاع داده بود که قرار است وزیر خارجه جدیدی منصوب شود که از این پس مسوول تماس‌های آتی خواهد بود.

به نظر می‌رسد که از این مقطع به بعد محمد بهشتی دیگر تماس مستقیم با آمریکا را صلاح نمی‌دانسته، با این حال، به تبادل نظر غیرمستقیم با واشنگتن ادامه داده است.

به طور نمونه، وزارت خارجه آمریکا روز هشت شهریور ۱۳۵۹ (۳۰ اوت ۱۹۸۰) به گوران باندی، سفیر وقت سوئد در ایران، پیام می‌دهد سندی که آقای بهشتی برای مشخص شدن موضع آمریکا در قبال مسایل مربوط به بحران گروگان گیری در خواست کرده بود را برای شخص سفیر می‌فرستد تا به وی برساند.

در این تلگرام نوشته شده: ‌«ما معتقدیم که به خاطر نفوذ بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفتگو با او برای ما مطلوب است…. به وی یادآور شوید اگر در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند برای پایان دادن به بحران گفتگو را شروع کند، کانال‌های متعددی برای ارتباطات محرمانه وجود دارد.»

در آن دوران محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور شده بود و متحدانش در حزب جمهوری اسلامی کنترل مجلس را نیز در دست گرفته و برای در دست گرفتن پست ریاست جمهوری با ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق نیز درگیر جنگ قدرت شدیدی بودند.

اسناد جدید دیگر نیز حاکیست که آمریکا از دولت‌های بریتانیا و آلمان غربی نیز خواسته بود که در ابتکارات دیپلماتیک برای حل بحران به خصوص بر «بهشتی و روحانیون» تمرکز کنند.

به نظر می‌رسد که اظهارات ضد آمریکایی آقای بهشتی بر دیدگاه دولتمردان آمریکا نسبت به وی اثری نداشته است. بهشتی یک بار گفته بود: «دولت آمریکا یک دولت استعمارگر کاپیتالیستی مکار مغرور و از خود راضی است که همه ملت آمریکا را در راه منافع و مصالح یک اقلیت سرمایه دار خونخوار استثمار می‌کند.»
پیام غیرمستقیم آمریکا به بهشتی چند ماه بعد از گروگان گیری

ما معتقدیم که به خاطر نفوذ بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفتگو با او برای ما مطلوب است…. به وی یادآور شوید اگر در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند برای پایان دادن به بحران گفتگو را شروع کند، کانال‌های متعددی برای ارتباطات محرمانه وجود دارد.

او افزود: «حوادث اخیر نشان داد که دولت آمریکا هیچگونه صداقتی ندارد. آن‌ها انقلاب ایران را اصلا نپذیرفته‌اند. آن‌ها شاه مخلوع را بردند تا از نزدیک علیه انقلاب توطئه کنند.»

این موضع گیری‌ها در حالی انجام می‌شد که «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» انتشار اسناد علیه «خط سازش» با امپریالیسم جهانی را آغاز کرده بودند.

در آن فضای ملتهب، روزنامه جمهوری اسلامی، وابسته به حزب آقای بهشتی نیز اتهامات سنگین دانشجویان علیه رقبای سیاسی حزب حاکم را در صفحه اول خود با تیتر درشت منتشر و «خط سازش» و «ضد انقلاب» را محکوم می‌کرد.

در مقاله جمهوری اسلامی در روز دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۵۸ آمده: «کفر کفر است. بیگانه بیگانه است. و ارتباط ارتباط است. میناچی‌ها، رجوی‌ها، بازرگان ها…. به علت عدم شناخت فرهنگ سیاسی اسلام است که تصور کرده‌اند می‌توانند هر یک با یکی از ابرقدرت‌ها به تفاهم برسند این تفاهم‌جویی را با ماهیت انقلاب در تضاد نمی‌بینند… این یکی با دیپلمات‌های آمریکایی لاس می‌زند آن یکی با دیپلمات‌های روسی.»

اما پیش از آن و با درز این خبر که در «جاسوسخانه»، اسناد مراودات دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با آمریکایی‌ها هم کشف شده، ‌محمد بهشتی در روزنامه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرده و خواهان انتشار تمام اسناد شده بود.

او گفت: «ما اصرار داریم که ملت عزیز ما در جریان اسناد این مرحله حساس از انقلابمان قرار گیرد و نقش مثبت کسانی که در آن روزهای خطر با قبول مسئولیت‌های چنین ظریف و عمیق و خطر را می‌پذیرفتند بهتر بشناسند.»

وی افزود: «خوشبختانه گفته شده این مدارک چند روز است خدمت امام داده شده روشن است که این مدارک برای معظم له چیز تازه‌ای ندارد چون ایشان بهتر از هر کس دیگر می‌یابند که محتوی این گونه اوراق صرفا نشان دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است.»

آن طور که رهبران گروگان گیر‌ها نیز بعدا اذعان کردند بنا بر صلاحدید آیت الله خمینی اسناد کشف شده مربوط به محمد بهشتی منتشر نشد. به نظر می‌رسد در آن فضای ضد‌ آمریکایی که چهره‌های میانه رو به اتهام سازش با بزرگ‌ترین دشمن انقلاب از صحنه کنار گذاشته می‌شدند، انتشار مراودات گسترده دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با آمریکا می‌توانست برای حزب حاکم به منزله خودکشی سیاسی باشد.

با شدت گرفتن حملات لفظی و اتهامات، آقای بهشتی در دانشگاه ملی – که چند سال بعد نامش به دانشگاه شهید بهشتی تغییر کرد – طی نطقی اعلام کرد که «خط امام» هرگونه سازش با دشمن را رد می‌کند، ‌ چه سازش خیانتکارانه و چه سازش ناآگاهانه.

او سازشکاران را به چالش کشید و گفت: «دشمن هیچگاه خیرخواه ما نیست و در تماس‌ها و مذاکرات هر قدر هم زیرکی نشان دهیم سر ما و ملت ما را کلاه خواهد گذاشت.»

آقای بهشتی در عین حال صراحتا نگفت که خودش را جزو «خط امام» می‌داند یا نه، ولی تاکید کرد که با نفس ملاقات برای «خواندن دست دشمن و نشان دادن آگاهی سیاسی و قدرت روحی و اعتماد به نفس» مخالفتی ندارد زیرا: «مطالب دشمن را باید مستقیما از زبان نمایندگانش شنید.»

او گفت: «من معتقدم اگر دشمن می‌خواهد کسی را بفرستد و با ما صحبت کند ما یکسره نه نگوییم، ببینیم در چه اوضاعی هستیم و اگر برای پیشبرد مبارزه‌مان باید از این مقابله با دشمن مطلبی به دست آورد، به دست بیاوریم.»

این مغز متفکر جمهوری اسلامی تاکید کرد: «‌اگر باید به دشمن نشان بدهیم که ما از توطئه‌ها و تهدیداتش نمی‌ترسیم این نترسیدن ما را رویارو لمس کند و من این را به عنوان تاکتیک حتی از این به بعد هم توصیه می‌کنم.»

No responses yet

Feb 05 2015

نامزد وزارت دفاع آمریکا: ایران و حکومت اسلامی دو تهدید خطرناک برای آمریکا هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی

رادیوفردا: نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا روز چهارشنبه ۱۵ بهمن در نشست کمیته سنا، گروه حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را دو تهدید خطرناک برای آمریکا توصیف کرد.

اشتون کارتر در این نشست که به ریاست سناتور جمهوریخواه جان مک کین برگزار شد، گفت: «در خاورمیانه، دو تهدید فوری و دو خطر واقعی برای ایالات متحده وجود دارد که یکی داعش و دیگری ایران است».

نشریه فارن پالیسی در تفسیری به قلم تحلیلگر ارشد خود می‌نویسد که اشتون کار‌تر برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای، معتقد به بهره‌گیری از ابزارهای نوین دیپلماسی، اقتصادی و نظامی به شکلی یکپارچه است و از سال ۲۰۰۸ میلادی همواره گفته است که اقدام نظامی باید به عنوان بخشی از استراتژی همه جانبه در نظر گرفته شود و نه به صورت یک گزینه مجزا.

تحلیلگر آمریکایی در پایان تحلیل مشروح خود اضافه کرده که اشتون کار‌تر دیدگاه با ارزشی در عرصه استراتژی نظامی عرضه خواهد کرد که بازتاب دهنده چشم‌انداز موفقیت دیپلماسی در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا در این نشست همچنین گفت که او به سیاست ارسال تسلیحات برای دولت اوکراین تمایل دارد.

این موضع‌گیری که مخالفان آن را دامن زدن به آتش جنگ در این کشور تلقی می‌کنند، تغییر جهتی در سیاست آمریکا محسوب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری رویترز، آقای کار‌تر گفت او به ارسال تسلیحات دفاعی به اوکراین «بسیار متمایل است» و افزود آمریکا باید از تلاش این کشور برای دفاع از خود علیه شورشیان جدایی طلب طرفدار روسیه حمایت کند.

مقامات آمریکا گفته‌اند نسبت به مسئله اوکراین رویکرد تازه‌ای در پیش می‌گیرند.

نامزد وزارت دفاع آمریکا در جلسه بررسی نامزدی‌اش در مجلس سنا اظهار داشت: «در حال حاضر نمی‌توانم نوع این تسلیحات را مشخص کنم. اما من به سمت دادن تسلیحات به آن‌ها تمایل دارم و در جواب سوال شما می‌گویم تسلیحات مرگبار».

انتظار می‌رود مجلس سنا انتصاب اشتون کار‌تر در مقام وزارت دفاع را بدون مشکل تایید کند. نظرات آقای کار‌تر درباره اوکراین و سایر موضوعات از جمله افغانستان، به احتمال زیاد باعث آرامش خاطر نمایندگان جمهوریخواه می‌شود که از سختگیری‌های باراک اوباما برای ارسال کمک به متحدان آمریکا به شدت انتقاد می‌کنند.

خبرگزاری رویترز در ادامه می‌نویسد اشتون کار‌تر چهارمین وزیر دفاع باراک اوباما و جانشین چاک هیگل است که تحت فشار کناره گیری کرد. اکنون این سوال مطرح می‌شود که آیا وی می‌تواند به دایره تنگ نزدیکان آقای اوباما نفوذ کند؟

آقای کار‌تر وعده داد که «صریح‌ترین مشاوره‌های راهبردی» را به باراک اوباما خواهد داد. اما سناتور جان مک کین، که از شناخته‌ شده‌ترین منتقدان سیاست‌های امنیتی ملی اوباما است، میزان نفوذ اشتون کار‌تر در دولت وی را مورد تردید قرار داد.

جان مک کین گفت: «من صادقانه امیدوارم رییس جمهوری که شما را نامزد کرده به شما امکان بدهد که با حداکثر توان‌تان در هدایت امور مشارکت کنید. چون در زمان تکثر و تنوع تهدیدها علیه امنیت ما، آمریکا در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به یک وزیر دفاع قدرتمند نیاز دارد».

اشتون کار‌تر در سخنرانی خود درباره افغانستان گفت که از برنامه زمان‌بندی باراک اوباما برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان حمایت می‌کند. وی اما افزود در صورت لزوم آماده تجدیدنظر در این سیاست است.

او همچنین بر اهمیت استراتژیک سرعت عمل نیروهای عراقی و آمادگی برای پس گرفتن مناطق تصرف شده از گروه حکومت اسلامی تاکید کرد و گفت: «کسی نمی‌خواهد که گروه حکومت اسلامی تثبیت شود».

اشتون کار‌تر وعده داد مقررات دست و پا گیر و سختگیرانه که ارسال کمک‌های تسلیحاتی آمریکا به اردن را کند کرده است، برطرف کند. اردن پس از قتل خلبان این کشور توسط گروه حکومت اسلامی اعلام کرد که با این گروه به شدت مقابله خواهد کرد.

اشتون کار‌تر افزود از نگرانی‌های مشخص پادشاه اردن که در دیدار روز سه شنبه با اعضای کمیته دفاعی مجلس سنا مطرح شده اطلاع ندارد اما به محض تایید او در مقام وزارت، بدون تاخیر به این موضوع خواهد پرداخت.

آقای کار‌تر گفت: «ما برای شکست گروه حکومت اسلامی در منطقه به متحد نیاز داریم».

نامزد باراک اوباما برای وزرات دفاع آمریکا از حمایت وسیع نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات برخوردار است و در سال‌های اخیر در رده‌های بالای وزرات دفاع آمریکا مسئولت داشته است.

مسئولیت‌های او در این وزارتخانه شامل معاونت وزارت، نفر دوم پنتاگون در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ و مسئول ارشد خریدهای تسلیحاتی وزرات دفاع از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ و هدایت برنامه بازسازی جت‌های جنگنده اف ۳۵ بوده است.

جلسه رای اعتماد اشتون کار‌تر با دقت توسط لاکهید، بوئینگ و سایر شرکت‌های بزرگ اسلحه سازی که در انتظار تعیین اولویت‌های اصلی و میزان تعهد او به برنامه جدید خرید تسلیحاتی از جمله بمب افکن دورپرواز هستند دنبال می‌شود.

No responses yet

Feb 02 2015

ايران بعد از شکست احتمالی مذاکرات اتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: ظاهرا در پاسخ به فشارهای کنگره آمريکا برای قطعيت دادن به مذاکرات جاری اتمی با جمهوری اسلامی و تهديد قانون گذاران آن کشور به اعمال تحريم‌های بيشتر عليه ايران در صورت شکست تلاش‌های ديپلماتيک، جواد ظريف طی گفتگويی با فارس -خبرگزاری منسوب به سپاه پاسداران – از عدم تمديد مذاکرات در صورت به نتيجه نرسيدن گفتگوهای جاری خبر داده است.

اگرچه وزیر امور خارجه ایران محتاطانه همچنان به حصول توافق اتمی پيش از انقضاء مهلت تعيين شده اميدوار بنظر می‌رسد، در عين حال به دليل اشراف او به ابعاد اختلافات و فاصله زياد مابين سطح انتظارات طرف‌های مذاکره کننده، وی بيش از هر کس ديگری به دشواری‌های راه رسيدن به يک توافق محتمل آشنا است.

انتخاب خبرگزاری فارس برای تاکيد بر گفته‌های اخير وزير خارجه جمهوری اسلامی شايد به گونه‌ای بيان کننده وضعيت کنونی مذاکرات است که اميد به نتيجه رسيدن آن با گذشت زمان تدريجا بی‌رنگتر می‌شود.

همزمان با گزارش خبرگزاری فارس، تسنيم رسانه ديگر منسوب به نظاميان و مخالف شناخته شده مذاکرات اتمی، از گردآوری امضاء توسط ابراهيم کارخانه‌ای، رئيس کميسيون هسته‌ای مجلس شورای اسلامی برای تنظيم طرحی که در صورت تصويب، دولت را به آنچه «حفظ دستاوردهای اتمی و دفاع از حقوق ملت ايران» خوانده مکلف خواهد کرد، خبر داد.

بر اساس شواهد برشمرده و در حالی که کمترين نشانه مثبت از روند پيشرفت مذاکرات در دست نيست، می‌توان نتيجه گرفت که در گفتگوها همچنان بر پاشنه چانه زنی‌های بی‌پايان می‌گردد. ادامه اين وضعيت گشودن بن‌بست هسته‌ای را دور از دسترس و اعلام شکست آنرا اجتناب ناپذير خواهد ساخت.

بعد از شکست مذاکرات

در صورت به نتيجه نرسيدن مذاکرات اتمی در مهلت مقرر، دولت آمريکا به منظور پرهيز از آغاز تنش سياسی – نظامی بزرگ ديگری در منطقه از متهم ساختن مستقيم تهران به عدم همکاری و تهديد جمهوری اسلامی به تلافی جويی، خودداری و نسبت به يافتن راه حل سياسی برای پايان دادن به اختلافات، خود را همچنان اميدوار نشان خواهد داد در حالی که کنگره مقدمات تصويب تحريم‌های تازه‌ای را عليه ايران فراهم می‌سازد.

برای ايران در شرايط اقتصادی بسيار دشوار کنونی افزايش تحريم‌ها تنها تلاشی است برای يافتن رنگی بالاتر از سياهی و نه تغيير محسوس وضعيت داخلی.
قيمت‌های کاهش يافته نفت در بازارهای جهانی اينک تفاوت‌های فرضی ولی قابل محاسبه اقتصاد ايران مابين دو وضعيت ناشی از «لغو تحريم‌ها» و «افزايش تحريم‌ها» را بسيار کاهش داده است.

در صورت لغو تحريم‌ها واحد پولی کشور يکشبه تقويت نخواهد شد، روند افزايش قيمت‌ها (با سرعتی کمتر) همچنان ادامه خواهد يافت، نرخ افزايش توليدات داخلی سرعت نمی‌گيرد و روند افزايش بيکاری متوقف نخواهد شد.

بازار داخلی و اقتصاد ملی ايران مدت‌هاست که به دليل ضعف مفرط حساسيت خود را نسبت به نتيجه مذاکرات اتمی از دست داده و چشم براه گشايش معجزه آسای ديگری است.

در صورت بی نتيجه ماندن مذاکرات نيز ريال سقوط يک شبه نخواهد داشت. شايد با اندکی شتاب بيشتر در صورت بی نتيجه ماندن مذاکرات، ريال روند نزولی ارزش برابری خود را بمنظور حفظ سطح درآمدهای دولت و قابليت تامين پرداخت‌ها ادامه خواهد داد.

در عمل مفهوم ساده به نتيجه رسيدن و به نتيجه نرسيدن مذاکرات تغيير وضعيت بحرانی اقتصاد ايران نيست؛ کاهش و يا افزايش سرعت نزول نمودارها و شاخص‌های تعيين کننده مانند تورم، بيکاری، کاهش توليدات داخلی است.

واکنش نظام

حاکميت جمهوری اسلامی در واکنش به بی نتيجه ماندن مذاکرات دو راه در پيش خواهد داشت: انتخاب الگوی دولت و تشويق به بردباری تا رسيدن به فرصتی تازه در آينده‌ای مبهم و يا رو کردن به الگوی مورد علاقه نظاميان و حاميان اصولگرای آنها و مبادرت به اقدامات تلافی جويانه.

اعلام افزايش غنی سازی اورانيوم – حتی به ميزان بيش از ۲۰ درصد، کاهش سطح همکاری با آژانس بين‌المللی انرژی اتمی، لغو تعهدات مربوط به قبول بازرسی‌های اضافی بازرسان آژانس (بخشی از تعهدات مربوط به پروتکل الحاقی) از جمله اقدامات فوری نظام خواهد بود ولی دولت تهران از اعلام خروج کامل از معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی که وضعيت ايران را بلافاصله کاملا نظامی خواهد ساخت پرهيز، و روی کردن به اين گزينه را موکول به واکنش‌های تلافی جويانه جامعه جهانی خواهد نمود.

ارزش کاذب هدف‌ها

هدف توسعه اتمی ايران از ابتدا نه دست يافتن به بمب اتمی که در اختيار داشتن قدرت دست يافتن به آن و گردآوری ابزارهای لازم بوده است.

در طول دو دهه گذشته و با خاتمه نظام دو قطبی گذشته حاکم بر توازن قدرت جهانی و امنيت منطقه‌ای، بمب اتمی به ميزان زيادی خاصيت‌های بازدارنده خود را از دست داده است. ظرفيت بالقوه «دست يافتن به بمب اتمی» به نسبت، اينک بسيار بی ارزشتر از داشت بمب اتمی است.

کره شمالی و پاکستان از زمان دست يافتن به بمب اتمی شرايط امنيتی بهتری نداشته‌اند. کشورهايی مانند ژاپن، کره جنوبی، برزيل و آرژانتين با داشتن همه امکانات لازم برای ساختن فوری بمب اتمی طی دو دهه گذشته کمترين رغبتی به اقدام در اين راه نشان نداده‌اند. بمب اتمی در معادلات امنيتی مدرن يک کارت سوخته و يک گزينه مرده است.

دليل اصرار دولت کنونی آمريکا بر خارج ساختن اين قابليت از اختيار جمهوری اسلامی با توسل به ديپلماسی، يکی دست يافتن به يک پيروزی سياسی کم هزينه و کمک به تغيير چهره گذشته آمريکا در جهان و فاصله گرفتن از نمادهای جنگ طلبی منسوب به آن است و ديگری، دور نگاهداشتن حاکميت غير قابل پيشبينی و بی‌ثبات و غير متعارف جمهوری اسلامی از اين قابليت.

جمهوری اسلامی مدت‌هاست که در مذاکرات اتمی مسير خود را گم کرده و اسير بازی هوشمندانه و بزرگتری شده است که تحليل بردن تدريجی ظرفيت و قابليت‌های آنرا هدف قرار داده. مذاکرات اتمی کنونی با تهران تنها بخشی از اين بازی بزرگ بشمار می‌رود و گردانندگان جمهوری اسلامی خواسته و ناخواسته خود را در اين راه قرار داده‌اند.

No responses yet

Feb 01 2015

علی سعیدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در سپاه: شرایط مردم ایران بد‌تر از شعب ابی‌طالب است و درباره مذاکرات هسته‌ای حرفی نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی سعیدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در سپاه گفته شرایط کنونی مردم ایران سخت‌تر از شرایط «شعب ابی‌طالب» است و جمهوری اسلامی درباره مذاکرات هسته‌ای «حرفی» ندارد.

آقای سعیدی این مطلب را در توصیف تاثیر تحریم‌های بین‌المللی بر جمهوری اسلامی بیان کرده و در عین حال افزوده نباید اجازه داده شود که آمریکا از این شرایط «سوء‌استفاده» کند.

وی خطاب به مردم و مقام‌های جمهوری اسلامی گفته اگر می‌خواهند «پیروز» شوند باید بیشتر «مقاومت» کنند.

نماینده علی خامنه‌ای در عین حال افزوده جمهوری اسلامی در رابطه با مذاکرات هسته‌ای «حرفی» ندارد٬ اما می‌داند «دشمنان» تا اسلام را از بین نبرند دست از اقدامات خود برنخواهند داشت.

محمود بهمنی٬ رئیس کل بانک مرکزی نخستین مقام در ایران بود که ۳۰ آذر ماه سال ۱۳۹۰ گفته بود: «باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم٬ گویا در شعب ابی‌طالب گرفتار شده‌ایم.»

دو ماه بعد علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی طی سخنانی با رد اظهارات آقای بهمنی اعلام کرد جمهوری اسلامی در شرایط «بدر و خیبر» قرار دارد.

براساس روایات تاریخی٬ شعب ابی‌طالب محلی است که پیامبر اسلام و پیروانش، سه سال در آنجا در محاصره اقتصادی- اجتماعی به سر بردند «تا آنجا که از گرسنگی بر شکم خود سنگ می‌بستند.»

تشبیه وضعیت اقتصادی ایران در پی تحریم‌های غرب به شعب ابی‌طلب از سوی بهمنی و این فرمانده سپاه نشان می‌دهد این تحریم‌ها برخلاف ادعای سایر مقام‌های جمهوری اسلامی تاثیر‌گذار بوده است.

آمریکا و غرب طی شش سال گذشته تحریم‌های گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی وضع کرده‌اند که در ماه‌های اخیر به روشنی بر وضعیت معیشتی مردم تاثیر گذاشته است.

مقام‌های جمهوری اسلامی با ادامه دادن به برنامه هسته‌ای خود می‌گویند تحریم‌های آمریکا و غرب بی‌تاثیر بوده و آن‌ها را در راهی که انتخاب کرده‌اند٬ مصمم‌تر کرده است.

No responses yet

Feb 01 2015

همکاری سیا و موساد برای کشتن عماد مغنیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: به گزارش واشنگتن پست کشته شدن عماد مغنیه، از بنیان‌گذاران حزب‌الله لبنان، نتیجه عملیات مشترک سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسراییل بوده است. آنها می‌توانستند همان روز قاسم سلیمانی را هم بکشند، اما چنین اجازه‌ای نداشتند.
عماد مغنیه

روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ هنگامی که عماد مغنیه، از رهبران حزب الله لبنان در دمشق پایتخت سوریه در حال سوار شدن به خودروی شخصی خود بود، بمبی که در تایر یدکی خودروی دیگری جاسازی شده بود منفجر شد. دقت برنامه‌ریزان این عملیات به حدی بود که به عابران و افرادی که در آن نزدیکی بودند، آسیبی نرسید.

اکنون روزنامه واشنگتن پست در مقاله‌ای تفصیلی نوشته است که این عملیات را سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و سازمان اطلاعاتی خارجی اسرائیل (موساد) برنامه ریزی کرده‌ بودند. بر اساس گزارش این روزنامه آمریکایی بمبی که باعث کشته شدن فرمانده پرسابقه حزب‌الله شده، مدت‌ها پیش در میدان مشق سیا در کارولینای شمالی آزمایش شده بود.

در گزارش واشنگتن پست که توسط چند خبرنگار و بر اساس اطلاعات شماری از مقامات امنیتی پیشین آمریکا تهیه شده، آمده است که لحظاتی پیش از انفجار، عماد مغنیه و قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس (شاخه برون مرزی سپاه پاسداران ایران) در حال قدم زدن با یکدیگر بوده‌اند. به گفته یکی از منابع واشنگتن پست، امکان کشتن سلیمانی هم وجود داشته اما تیم عملیات مجوز این اقدام را نداشته است.

این روزنامه می‌نویسد که دستور کتبی این عملیات را جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا صادر کرد و دادستان کل، مدیر اطلاعات ملی و مشاور امنیت ملی آمریکا آن را تأیید کردند.

تئوری دفاع از خود
جهاد مغنیه، فرزند عماد مغنیه نیز چندی پیش به همراه چند فرمانده حزب الله لبنان و سپاه پاسداران در سوریه کشته شد

جهاد مغنیه، فرزند عماد مغنیه نیز چندی پیش به همراه چند فرمانده حزب الله لبنان و سپاه پاسداران در سوریه کشته شد

از آنجا که کشتن مغنیه در کشوری صورت گرفته که با آمریکا در حال جنگ نبوده، این اقدام مورد انتقاد قرار گرفته است. واشنگتن پست در مقاله خود از قول یک کارشناس می‌نویسد که فقط گانگسترها و تروریست‌ها از این روش برای از بین بردن مخالفان خود استفاده می‌کنند.

در مقابل، دولت آمریکا این گونه اقدامات را که در کشورهای دیگر نیز اتفاق افتاده، با تئوری “دفاع از خود” توجیه می‌کند.

مقامات دولتی و امنیتی آمریکا، مغنیه را یکی از خطرناک‌ترین دشمنان کشور خود می‌دانستند و بر نقش او در عملیات تروریستی علیه آمریکایی ها در منطقه تاکید می‌کردند.

بیشتر بخوانید – نصرالله: حزب‌الله خواهان جنگ با اسرائیل نیست

واشنگتن پست به نقل از مقامات پیشین امنیتی آمریکا می‌نویسد که مغنیه در کشتن ۶۳ آمریکایی در لبنان که ۸ تن از آنها ماموران سیا بودند، نقش اساسی داشت و در آموزش نظامی و مسلح کردن شیعیان عراق علیه نیروهای آمریکایی سهیم بود.

بر اساس این گزارش، پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) برای دستگیری عماد مغنیه ۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود.

روزنامه آمریکایی همچنین به این نکته اشاره کرده است که اسرائیل هم مغنیه را از عاملان و آمران شماری از عملیات تروریستی علیه یهودیان می‌داند – از جمله عملیات انتحاری در سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین در سال ۱۹۹۲ که منجر به کشته شدن ۲۹ نفر شد و حمله به مرکز یهودیان این شهر در سال ۱۹۹۴ که به قتل ۸۵ نفر انجامید.

تاکنون مقامات آمریکایی و اسرائیلی محتوای مقاله واشنگتن پست را ´تایید یا تکذیب نکرده‌اند.

No responses yet

Jan 30 2015

سایت رسمی علی خامنه‌ای: قدم زدن ظریف و کری از آن نقطه‌های خیالی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت رسمی علی خامنه‌ای نیز به پیاده‌روی جنجال‌برانگیز محمد‌جواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو واکنش نشان داد.

این سایت روز پنجشنبه (۹ بهمن) تصویری از این پیاده‌روی که روی آن نوشته شده «نقطه‌های خیالی» منتشر کرده است.

عبارت «نقطه‌های خیالی» از سخنرانی دی ماه علی خامنه‌ای در جمع گروهی از مردم قم استخراج شده است.

آقای خامنه‌ای در این دیدار گفته بود که «من با مذاکره کردن مخالف نیستم٬ اما معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى.»

پیاده‌روی ظریف و کری در ژنو برای وزیر امور خارجه ایران و دولت حسن روحانی تبدیل به دردسر تازه‌‌ای شده که سایت علی خامنه‌ای نیز به طور تلویحی آن را محکوم کرده است.

حامیان رهبر جمهوری اسلامی می‌‌گویند دولت حسن روحانی در پی برقراری رابطه با آمریکا است و قصد عقب‌نشینی از «آرمان‌های انقلاب اسلامی» را دارد.

No responses yet

Jan 29 2015

صادق آهنگران: قدم زدن ظریف با کری ننگی در تاریخ انقلاب بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دیگربان: صادق آهنگران قدم زدن محمد‌جواد ظریف و جان کری در ژنو را «ننگی» در تاریخ انقلاب اسلامی دانسته و گفته چنین «توهینی» به مردم ایران قابل توجیه نیست.

آقای آهنگران گفته سابقه نداشته یک نفر از یک کشور انقلابی با «گرگ خونخواری» که میلیون ها آدم را «قتل عام» کرده، قدم بزند.

این مداح اضافه کرده این کار ظریف، باعث «شرمندگی» جمهوری اسلامی شد و با هیچ توجیهی قابل دفاع نیست.

قدم زدن ظریف و کری در ژنو برای وزیر امور خارجه و دولت حسن روحانی دردسر تازه‌ای فراهم کرده به طوری که محافظه‌کاران تندرو در یک هفته گذشته حملات تندی متوجه ظریف کرده‌اند.

گروهی از نمایندگان مجلس هم وزیر امور خارجه را به مجلس احضار کرده و قصد دارند از وی درباره قدم زدن با کری توضیح بخواهند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .