No responses yet

Aug 27 2019

بازداشت روحانی جنجالی در سنقر به جرم تجاوز به یک دختر ۱۱ ساله

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: سازمان حقوق بشری هەنگاو می‌گوید که یک روحانی متهم به تجاوز به یک دختر ۱۱ ساله از سوی ماموران نیروی انتظامی بازداشت شده است.

این سازمان اعلام کرده این روحانی که امام جماعت روستای «هزار خانی علیا» از توابع شهرستان سنقر در استان کرمانشاه است، چند روز پیش به این دختر تجاوز کرده است.

یک منع مطلع هم به این سازمان گفته «مردم روستا پس از مطلع شدن از این موضوع ، منزل روحانی متجاوز را تخریب کردەاند.»

براساس گزارش سازمان حقوق بشری هەنگاو این روحانی پس از بازداشت در اختیار دادگاه ویژه روحانیت گذاشته شده است.

انتشار این خبر موجی از اعتراض را در شبکەهای اجتماعی به همراه داشته و شهروندان سنقری خواستار محاکمه علنی این روحانی در شهر خود هستند.

به گفته منابع هەنگاو، نهادهای امنیتی و فرماندار سنقر و کلیائی از مادر دختری که مورد تجاوز قرار گرفته خواسته‌اند تا سکوت کنند.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Aug 20 2019

مازیار ابراهیمی خطاب به ربیعی: با مسخره کردن از ما دلجویی کردید!؟

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: «مازیار ابراهیمی» از متهمان پرونده ترور دانشمندان هسته ای که تحت فشار و شکنجه ناچار به پذیرش سناریوی تحمیل شده از سوی وزارت اطلاعات و اعتراف به رهبری عملیات از میان برداشتن دانشمندان هسته ای در برابر دوربین صدا و سیما شد به صحبت های علی ربیعی؛ سخنگوی دولت ایران واکنش نشان داد.

علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران در نشستی خبری درباره آنچه مازیار ابراهیمی پس از آزادی از ۲۶ ماه زندان خود روایت کرده است گفت: “این اتفاق در دولت ما رخ نداده است. من نیز اطلاعی از این پرونده ندارم اما در گفت‌وگوهایی که در این باره داشته‌ام، اعترافاتی از سوی افرادی انجام شده که درست هم بوده است ولی اعترافاتی هم انجام شده که کار کارشناسی درباره آنها انجام نشده است.” او هچنین گفته است: «از افراد این پرونده دلجویی و غذرخواهی شده است.»

مازیار ابراهیمی با ارسال پیامی به ایران وایر در خصوص گفته های علی ربیعی می ‌گوید: « اگر مسخره کردن ما توسط بعضی از آقایان آن اواخر که به قول خودشون دلجویی میکردند ، دلجویی است بله راست می‌گویند. آن‌ها در مقابل اعتراض ما به اینهمه مدت بازداشت، می‌گفتند مقصر خودتان هستید شما اشتباه کردید به خاطر حرف‌هایی که زدید اینجا هستید. من گفتم ببخشید مست کردیم آمدیم به اشتباه زنگ در اوین را زدیم و آمدیم داخل.»

آقای ابراهیمی که پیش از بازداشت با صدا و سیمای جمهوری اسلامی قرارداد همکاری بصورت فری لنس داشته می‌گوید: « آقایان در ازای وثیقه هایی که در اختیار داشتند مبلغی را به زور به خانواده من دادند که یک سوم مبلغی نبود که از خانواده من گرفتند. گفتند یا برادرت را بر می گردانیم ایران و یا این مبلغ را بگیر و ماجرا را تمام کن. از طلبم از صدا و سیما هم که اصلا کسی حرفی نمی زند. از تحت فشار گذاشتنم برای صرف نظر از شکایت من از دادسرای نظامی علیه وزارت اطلاعات را چرا حرفی ازش نمی زنند. یک قرارداد ۱ میلیون و ۹۳۵ هزار یورویی با صداوسیما داشتم که با یک متمم می‌شد ۲.۵ میلیون یورو. این ها چی شد؟ سلامتی من چی شد؟ این چطور دلجویی بود وقتی همه چیز را با تهدید تمام کردند؟»

او خطاب به سخنگوی دولت ایران می‌گوید: آقای ربیعی؛ اگر از این ماجرا اطلاع دقیقی ندارید فقط همین را بگویید. اما اطلاعات غلط به خورد مردم و کسانی که مخاطبتان هستند ندهید. این حرف شما بیش از پیش بر بی‌گناهی متهمان این پرونده صحه می‌گذارد و ناصوابی رفتاری که با ما شد را عیان می‌کند»

پیشتر «محمود صادقی»؛ نماینده مردم در حوزه انتخابیه تهران، شهر ری و شمیرانات در مجلس شورای اسلامی تصویری از نامه خود مبنی بر سوال از «محمود علوی»، وزیر اطلاعات در خصوص آزادی مازیار ابراهیمی منتشر کرد.

مازیار ابراهیمی؛ در گفتگو با ایران وایر اذعان داشت که ۲۶ ماه را به اتهام موضوعی که هیچ چیز از آن نمی‌دانست در زندان گذرانده بود و آن‌چنان تحت شکنجه قرار گرفت که ناچار شد سناریوی بازجویان پرونده‌اش را مقابل دوربین اعتراف تلویزیون اعتراف کرده و ترور دانشمندان هسته‌ای را بپذیرد.

No responses yet

Aug 20 2019

علیزاده طباطبایی: میترا استاد با سلاح آقای نجفی به قتل نرسیده

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمود علیزاده طباطبایی: کارشناس اسلحه می‌گوید ۹ گلوله شلیک شده است که این ۹ گلوله از دو اسلحه باید باشدمحمود علیزاده طباطبایی، وکیل برکنار شده محمدعلی نجفی می‌گوید آقای نجفی میترا استاد را به قتل نرسانده و مقتول با سلاح دیگری به قتل رسیده است. او می‌گوید در مجموع در صحنه قتل ۹ تیر از دو اسلحه شلیک شده است.

آقای علیزاده طباطبایی به روزنامه رسالت گفت: “کارشناس اسلحه گفته ۹ گلوله شلیک شده است که این ۹ گلوله از دو اسلحه باید باشد و چهار پوکه نیست”.

او در مصاحبه می‌گوید در این پرونده ابهامات زیادی وجود دارد: “به آقای نجفی می‌گوییم این چیست؟ می‌گوید نمی‌دانم. می‌گوییم اسلحه شما ۷۶۵ بوده است. این اسلحه ۹ میلی‌متری را قاچاقی خریدید؟ می‌گوید نمی‌دانم. می‌گویم مگر می‌شود اسلحه ۷۶۵ تبدیل به ۹ میلی متری شود؟ ابهامات خیلی زیادی وجود دارد”.

علیزاده طباطبایی می‌گوید او به این جمع‌بندی رسیده که آقای نجفی همسرش را نکشته اما اصرار داشته که این کار را کرده است.

او در پاسخ مجری که می‌پرسد “یعنی خانم استاد با سلاحی به قتل رسیده که سلاح آقای نجفی نیست؟”، می‌گوید “بله، دقیقا”.

محمدعلی نجفی، پیش از آغاز جلسه دوم دادگاه محمود علیزاده طباطبایی یکی از وکلای خود را برکنار کرد.

ساعاتی پس از وقوع قتل، خبرنگار صدا وسیما در حضور چند مقام انتظامی تعداد گلوله‌های باقی مانده در اسلحه محمدعلی نجفی را می‌شماردمیترا استاد سه‌شنبه هفتم خرداد به قتل رسید و ساعاتی پس از قتل، محمدعلی نجفی، همسر او، سیاستمدار اصلاح‌طلب و شهردار پیشین تهران با معرفی خود به پلیس به قتل او اعتراف کرد.

مقامات قضایی و پلیس ایران پیشتر گفته بودند پنج تیر از اسلحه آقای نجفی شلیک شده و از این میان یک گلوله به دست و یک گلوله دیگر به قلب مقتول اصابت کرده است.

ساعاتی پس از وقوع قتل، خبرنگار صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران در حضور چند مقام انتظامی دیگری اسلحه‌ای را در برابر دوربین نشان می‌دهد که می‌گوید اسلحه ارتکاب جرم است و درحالی که گلوله‌های آن را خالی می‌کند و می‌شمارد درباره تعداد گلوله‌های شلیک شده به مقتول توضیح می‌دهد. در آن ویدیو خبرنگار صدا و سیما می‌گوید اسلحه آقای نجفی ۱۳ گلوله داشته و پنج تیر از آن شلیک شده است.

انتشار این ویدیو انتقادهای فراوانی به دنبال داشت از جمله اینکه چرا آلت جرم در دست یک خبرنگار است.

در نهایت دادگاه بدوی، آقای نجفی را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت. اما پنج روز پیش خانواده میترا استاد، محمد علی نجفی را “بخشیدند” و از قصاص صرفنظر کردند.

با این حال او به خاطر جنبه عمومی جرم باید به زندان برود.

محمدعلی نجفی به حکم دادگاه اعتراض کرده و امروز یک منبع آگاه قضایی به خبرگزاری تسنیم گفت این پرونده برای رسیدگی به دیوانعالی کشور ارجاع می‌شود.

No responses yet

Aug 19 2019

اذعان دولت ایران به بی‌گناهی متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران امروز در نشستی خبری به اظهارات مازیار ابراهیمی یکی از بازداشت شدگان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای در گزارش بی‌بی‌سی فارسی واکنش نشان داد و گفت: “این اتفاق در دولت ما رخ نداده است. من نیز اطلاعی از این پرونده ندارم اما در گفت‌وگوهایی که در این باره داشته‌ام، اعترافاتی از سوی افرادی انجام شده که درست هم بوده است ولی اعترافاتی هم انجام شده که کار کارشناسی درباره آنها انجام نشده است.”

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، سخنگوی دولت ایران بدون اشاره به افراد این پرونده اضافه کرد: “همان موقع هم از این افراد دلجویی و عذرخواهی شده است.”

آقای ربیعی همچنین گفت: “کارشناس این پرونده‌ها کارشناس ضدجاسوسی نبوده است و کارشناسان حوزه دیگری بوده‌اند که در این پرونده کار کرده‌اند.”

در گزارشی که ژیار گل گزارشگر بی‌بی‌سی‌ فارسی چندی پیش تهیه کرد، مازیار ابراهیمی، یکی از بازداشت شدگان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای از شکنجه و فشار وزارت اطلاعات برای اعترافات ساختگی و همچنین پرونده‌سازی دستگاه قضایی علیه خود می‌گوید.

ژیار گل، خبرنگار بی‌بی‌سی

روایت مازیار ابراهیمی از اعترافات اجباری خود و دیگران، برای نهاده‌های اطلاعاتی ایران رسوایی به بار آورده است. اظهارات مازیار ایراهیمی سندی است در بر ملا کردن اعترافات ساختگی در پی شکنجه. بیش از دو هفته از پخش گزارش بی‌بی‌سی می‌گذرد، علیرغم سوال برخی از نمایندگان مجلس ایران و قول محمود علوی، وزیر اطلاعات برای پاسخگویی، هنوز جوابی روشن به این سوالات ارائه داده است. چرا افراد بی‌گناه تا حد مرگ شکنجه و وادار به اعتراف به ترور و جاسوسی برای اسرائیل شده‌اند؟ آیا عاملان و آمران شکنجه و اعترافات ساختگی مجازات شده‌اند؟ و مهمتر چه کسانی پشت ترور دانشمندان هسته‌ای بودند؟

علی ربیعی سخنگوی دولت امروز گفته دولت قبلی باید در این باره پاسخگو باشد. او در واقع صحت گزارش بی‌بی‌سی را تایید کرد اما همزمان تلاش کرد موضوع را کوچک و حل شده جلوه دهد. آقای ربیعی گفت “یک سری افراد بودند و اعتراف کردند و درست بوده” اما این با روایت‌های بازداشت شدگان مطابقت ندارد. ما با تعداد زیادی از متهمان به ترورها تماس گرفتیم، به غیر از مجید جمالی فشی (که گفته شد اعدام شده است) همه آزاد شده‌اند.

در باره صحت اعترافات و اتهامات مجید جمالی فشی هم سوالات زیادی وجود دارد. هنوز هیچ مقام رسمی در باره پاسپورت جعلی و فتوشاپ شده اسرائیلی او توضیحی نداده که در گزارش صدا و سیمای ایران ادعا شد آقای جمالی فشی با آن به اسرائیل رفته. مجید جمالی فشی دو ماه پیش از دستگیری مازیار ابراهیمی اعدام شد. سوال مهم این است آیا ممکن است یک بی‌گناه بر مبنای اعتراف اجباری اعدام شده باشد؟

پس از پخش گزارش بی‌بی‌سی محمود صادقی، نماینده مجلس ایران از مسئولان مربوط خواست درباره “کذب یا صدق اعترافات متهمان به ترور دانشمندان هسته‌ای” توضیح دهند.

محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت ایران هفته پیش وعده داد که در یک کنفرانس خبری به “موارد مطرح شده” درباره پرونده ترور “دانشمندان هسته‌ای” پاسخ دهد اما هنوز این نشست برگزار نشده است.

مازیار ابراهیمی هفت سال پیش به همراه ۱۲ نفر دیگر در یک برنامه تلویزیونی به نام “کلوب ترور” که از صدا و سیمای ایران پخش شد اعتراف کرد که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش دیده و سپس برای ترور دانشمندان اتمی ایران به این کشور بازگشته‌اند.

مقام‌های ایران می‌گوید در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ چهار تن از دانشمندان هسته‌ای ایران کشته شدند و یک دانشمند دیگر نیز از سوء قصد جان به در برده است

No responses yet

Aug 14 2019

این هم عاقبت زندگی سگی یک زن بیچاره در ایران: خانواده میترا استاد قاتل او محمدعلی نجفی را بخشیدند

نوشته: در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


منبع خبر

No responses yet

Aug 12 2019

حسن میرکاظمی؛ تاجر بسیجی که مفسد اقتصادی شد

نوشته: در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سیاسی


رادیوفردا: غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه ایران هفته گذشته گزارش‌ها درباره بازداشت حسن میرکاظمی معروف به حسن رعیت را تأیید کرد. خبر بازداشت او نخستین بار ۱۵مرداد در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود.

بنابر روایت‌ یک عضو حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت، میرکاظمی در «باغ شخصی‌اش به همراه ۱۷ قلاده ببر» بازداشت شده است. باغ وحشی در جاده کرج که به «بهشت گمشده» مشهور است و یک پاتوق پر رفت و آمد محسوب می‌شود.

پاتوق حسن میرکاظمی که سال ۱۳۹۱ از سوی سایت بازتاب به عنوان «تاجر بسیجی» معرفی شد، محدود به همین باغ نبوده و او یک باشگاه ورزشی هم داشته و با رفقای نزدیک در آنجا دور هم جمع می‌شدند.

تصویر اول؛ رفقای مداح

«هیئت ثارالله مسجد امام الهادی» محله شمس‌آباد که بیست سالی عمر دارد، از پرمشتری‌ترین هیئت‌های عزاداری تهران است. بسیاری از کسانی که در سال‌های گذشته در ایام محرم به این هیئت رفته‌اند، حتماً یک مرد میانسال مو جوگندمی را دیده‌اند که شال سبز بر گردن یا پیچیده دور سر نزدیک به مداحان نشسته و بر سر و سینه می‌زند. او سید حسن میرکاظمی است، از اعضای قدیمی پایگاه بسیج الهادی همان منطقه و اسپانسر مراسم‌های مذهبی هیئت ثارالله.

حسن میرکاظمی در کنار محمود کریمی؛ داستان هفت‌تیرکشی آنها در یک ماجرای تصادف اتومبیل جنجالی شد.

حسن میرکاظمی در کنار محمود کریمی؛ داستان هفت‌تیرکشی آنها در یک ماجرای تصادف اتومبیل جنجالی شد.

هیئت ثارالله و حسن میرکاظمی ده سالی است که میزبان دو مداح مشهور تهران در ایام محرم است؛ محمود کریمی و محمدرضا طاهری. این روزها همزمان با خبر بازداشت میرکاظمی، فیلمی از حضور این دو مداح در یک باشگاه ورزشی به همراه حسن میرکاظمی منتشر شده است.

محمود کریمی، دوستی بیشتری با میرکاظمی دارد و حاشیه‌های قدیمی‌تری هم دارند. مشهورترین حاشیه آنها به نیمه‌شب ۵ دی‌ماه ۱۳۹۲ باز می‌گردد که وقتی در اتوبان بابایی تهران با خودرویشان در حال حرکت بودند، با یک خودروی ۲۰۶ تصادف کردند و پس از درگیری با صاحبان خودرو، اقدام به هفت‌تیر کشی کردند و ۵ تیر به ماشین پژو شلیک کردند. آن زمان وب‌سایت آینده در گزارشی نوشت که احتمالا هفت‌تیر متعلق به حسن میرکاظمی بوده ولی مسئولیتش را متوجه محمود کریمی کردند تا ماجرا راحت‌تر جمع و جور شود.

داستان هفت‌تیر کشی محمود کریمی و حسن میرکاظمی، دو تصویر مشابه دیگر هم دارد. تصویر اول مربوط به کشاکش روزهای سرکوب پس از انتخابات است که حسن میرکاظمی هفت‌تیر به کمر دارد و سوار بر موتور در خیابان‌های تهران جولان می‌دهد. بابک زنجانی گفته است او در آن دوران پلیس بوده و برای دفاع از کشور انجام وظیفه می‌کرده و «برای جان مردم روی موتور این‌ور آن‌ور می‌دوید» ولی سایت بازتاب نوشته که میرکاظمی «هیچ مسئولیت انتظامی نداشته و به صورت خودسرانه و بدون مجوز از اسلحه در برابر معترضان استفاده کرده است».

تصویر دیگر را نیز سایت بازتاب اسفند ۱۳۹۱ منتشر کرد. زنجانی و میرکاظمی در جریان سفر تاجیکستان به ترکیه، سوار بر جت شخصی بابک زنجانی بودند و اسلحه همراه داشتند. این تصویرها اما هیچگاه منجر به توضیح مقام‌های مسئول درباره مسئولیت و مجوزهای حسن میرکاظمی نشد.

محمدرضا طاهری (نفر اول از سمت چپ)، مداح مشهور و شریک حسن میرکاظمی.

محمدرضا طاهری (نفر اول از سمت چپ)، مداح مشهور و شریک حسن میرکاظمی.

اما محمدرضا طاهری هم سال‌هاست که یک شرکت تاسیس کرده با اسم «لوح مهراندیش خام»، به شماره ثبت ۳۲۰۶۲۷. کار شرکت از سال ۱۳۸۷ شروع شد و در زمینه صادرات و واردات و «تولید و ساخت انواع لوح فشرده خام» محوز فعالیت داشت. شرکت «لوح مهراندیش خام» که قبلا دفترش در مرکز تهران، حوالی میدان انقلاب بود، سه سالی است که که دفترش را منتقل کرده شمال شهر، میدان آرژانتین. دو عضو جدید هم به هیات مدیره شرکت اضافه شده‌‌اند: سید حسن میرکاظمی، به عنوان رئيس هیات مدیره و سید مسعود میرکاظمی، وزیر نفت دولت احمدی‌نژاد و رئيس کمیته طرح و برنامه ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی به عنوان مدیرعامل شرکت.

تصویر دوم؛ بدهکار میلیون دلاری

شرکت دنیای فلز سال ۱۳۴۰ در کیلومتر ۱۹جاده مخصوص کرج، در زمینی به مساحت ۶۵هزار متر مربع توسط خانواده وکیلی تاسیس شد. این شرکت که قبل از انقلاب ۵۷ از واحدهای موفق در تولید لوله و پروفیل بود، پس از انقلاب مانند بسیاری دیگر از واحدهای تولیدی به تملک حکومت درآمد. این شرکت مصادره‌شده حدفاصل سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ تحت عنوان خصوصی‌سازی به خانواده میرکاظمی واگذار شد. روح‌الله و حسن میرکاظمی، دو چهره اصلی شرکت در عرض چند سال کار شرکت را توسعه دادند،‌ ۴ شرکت جدید راه‌اندازی کردند و به بازار صادرات وارد شدند.

حسن میرکاظمی برای توسعه شرکت دنیای فلز و شرکت‌های وابسته‌اش سراغ بانک کشاورزی رفت. بانک کشاورزی ۱۵ آذر ۱۳۸۷ اعلام کرد که شرکت‌های میرکاظمی ۱۷۵میلیارد تومان به این بانک بدهکارند و شش ماه است که هیچ وجهی برای جبران بدهی‌ نپرداخته‌‌اند. ۱۷۵ میلیارد تومان به قیمت دلار آن زمان، حدود ۱۸۵میلیون دلار می‌شد. بانک کشاورزی همچنین گزارش داده بود که ۴۰درصد این مبلغ بدون وثیقه بوده و صرفاً با ضمانت میرکاظمی پرداخت شده است. این عبارت به خوبی قدرت نفوذ میرکاظمی را نشان می‌داد. برادران میرکاظمی مدیریت این شرکت را سال ۹۶ به چند نفر دیگر واگذار کردند و چند شرکت تازه در حوزه فولاد راه‌اندازی کردند تا موقعیت‌شان را به عنوان یکی از غول‌های موثر بازار فلزات ایران حفظ کنند و گزارشی هم درباره سرنوشت بدهی‌ها منتشر نشده است.

علاوه بر این، بهار امسال گروهی با عنوان عدالت‌خواهان در استان گلستان خبر دادند که میرکاظمی، ۳۷میلیون یورو از بانک مرکزی صادرات استان گلستان وام گرفته که کالا وارد کند ولی ارز را از کشور خارج کرده و کالا هم وارد نکرده است. این پرونده هم قدیمی است و گفته می‌شود سازمان بازرسی کل کشور چند سال قبل به آن وارد شده ولی تاکنون پولی برگشت داده نشده است.

به گفته زاکانی در این پرونده که میزان بدهی و سودش به ۱۵۰۰میلیارد تومان رسیده، با دخالت اکبر طبری، معاون اجرایی دفتر رئيس قوه قضاییه رأی به سود میرکاظمی صادر شده و بانک صادرات به پولش نرسیده است.

میرکاظمی در آن سال‌ها که بانک کشاورزی دنبال طلبش بود، در آسیای میانه و غرب ایران در حال تردد بود. بازار صادراتی شرکت‌های آنها کشورهایی چون افغانستان، ارمنستان و عراق را در بر می‌گرفت و حسن میرکاظمی، مسئول صادرات و سفر به این کشورها بود. او در کشاکش این سفرها، با بابک زنجانی آشنا شد که آن سال‌ها در آسیای میانه و کردستان عراق مشغول به کار بود.

تصویر سوم؛ شریک بابک زنجانی

حسن میرکاظمی در هواپیمای شخصی بابک زنجانی

حسن میرکاظمی در هواپیمای شخصی بابک زنجانی

​بابک زنجانی، کلاهبردار مشهور که اکنون به جرم «فساد فی‌الارض» عدم پرداخت ۳میلیارد دلار پول حاصل از فروش نفت ایران به اعدام محکوم شده و در زندان است، از سال ۱۳۹۰ به طور جدی سرو کله‌اش در اقتصاد ایران پیدا شد. آنگونه که امیرعباس سلطانی‌فر، نماینده مجلس نهم روایت کرده، مسعود میرکاظمی «ر ورود بابک زنجانی به بخش نفت، نقش پررنگی داشت». میرکاظمی بعدها با بابک زنجانی اختلاف پیدا کرد و شروع به مصاحبه‌ و افشاگری علیه او کرد. نفر دومی که برای بابک ‌زنجانی ایفای نقش کرد، حسن میرکاظمی بود که به نوشته وب‌سایت بازتاب، «رابط بابک زنجانی با یک محفل امنیتی بود». او در مهم‌ترین کمکش به بابک زنجانی، او را به سعید مرتضوی، مدیرعامل وقت سازمان تامین اجتماعی معرفی کرد. سعید مرتضوی آقای میرکاظمی را نیروی ارزشی بسیار مورد اعتماد معرفی کرده است.

آشنایی زنجانی و مرتضوی زمینه‌ساز یک معامله ۴میلیارد یورویی بین زنجانی و مرتضوی شد و قرار بود زنجانی ۱۳۷ شرکت تامین اجتماعی را صاحب شود که با افشاگری رسانه‌ای این معامله ناکام ماند.

نقطه اوج افشاگری، انتشار یک فیلم ۳۰دقیقه‌ای در فروردین سال ۱۳۹۲ بود که نشان می‌داد جلسه‌ای با حضور مرتضوی، بابک زنجانی و حسن میرکاظمی برگزار شده و در آن از رشوه خواهی ۳۰میلیارد تومانی فاضل لاریجانی، برادر صادق لاریجانی، رئيس سابق قوه قضاییه سخن به میان آمد. این ماجراها حتی به بازداشت موقت سعید مرتضوی منجر شد، حمید باقری درمنی هم در آن جلسه بود و بعدها به جرم فساد تحت تعقیب قرار گرفت و دی‌ماه ۱۳۹۷ اعدام شد ولی حسن میرکاظمی سالم جان به در برد.

بابک زنجانی البته این ارتباطات را مفت به چنگ نیاورده بود. او در کیش شرکت سورینت را داشت و با حسین شیرازی‌منش آشنا شد که همراه با حسن میرکاظمی پروژه تجاری-توریستی «تجار کیش» را پیش می‌بردند. این دو در آن دوران بحران مالی داشتند، بابک زنجانی به آنها ۴۳میلیارد تومان پرداخت کرد تا بدهی‌هایشان را بپردازند. او کل پروژه را تملک کرد، یک هتل هم از حسن میرکاظمی خرید و شیرازی‌منش و میرکاظمی، دست چپ و راستش شدند. حسین شیرازی‌منش، ۱۵دی ۱۳۹۲ بازداشت شد و همان زمان، ابراهیم رئیسی که معاون اول قوه قضاییه بود گفت شاید دستیار دیگر زنجانی یعنی میرکاظمی بازداشت شود ولی چنین نشد و او به فعالیت‌های اقتصادی‌اش ادامه داد.

تصویر چهارم؛‌ مفسد گرفتار

حالا پس از بیست سال حاشیه، حسن میرکاظمی که پشت بسیاری ایستاده بود، پشتش خالی شده و راهی زندان شده است. اینطور که در نامه علیرضا زاکانی به ابراهیم رئيسی آمده، او «ارتباط وثیق» با اکبر طبری داشته و با اعمال نفوذ طبری پرونده بدهی هزار و پانصد میلیارد تومانی او به بانک صادرات گلستان به نفع میرکاظمی مختومه شده است.

از حلقه مافیایی که میرکاظمی عضوش بود، فعلاً سعید مرتضوی، اکبر طبری و بابک زنجانی در زندان هستند، پرونده حسین شیرازی منش مشخص نیست به کجا رسیده، حمید باقری درمنی اعدام شده، فاضل لاریجانی معلوم نیست کجاست و شایعاتی درباره خروجش از کشور منتشر شده است. البته یک مهره دیگر هم وجود دارد. در فیلم‌هایی که از جلسات این حلقه فاسد منتشر شد، بارها به نام یزدی، معاون وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد اشاره شد که به رصد و هدایت ماجرا مشغول بوده است.

در این ساختار مافیایی حسن میرکاظمی را نهایت بتوان رابط چهره‌هایی چون یزدی دانست، مهره ارشد امنیتی نه مشخص است اکنون چه مسئولیتی دارد و به بهانه‌های امنیتی درباره‌اش سخنی گفته نمی‌شود؛ مافیای فساد در ایران کماکان مصونیت دارد.

No responses yet

Aug 09 2019

۴۰ سال رسوایی سیستم اطلاعاتی ایران (بخش اول) ؛ ازاتهام به امیرانتظام تا ترور صیادشیرازی

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: شکست سکوت «مازیار ابراهیمی»، یکی از متهمان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای، پرده از یک رسوایی دیگر سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی برداشت.

ابراهیمی به تازگی فاش کرده که بسیاری از متهمان این پرونده در سال ۱۳۹۱ تحت شکنجه، مجبور به قبول مسوولیت ترور دانشمندان هسته‌ای شده‌ بودند، در حالی که روح آن‎ها هم از این ترور‌ها بی‌خبر بوده است.

افشاگری ابراهیمی، شوک تازه‌ای به افکار عمومی در ایران وارد کرده است و برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم‌چون «محمود صادقی» و سایت محافظه‌کار «الف» خواستار شکافته شدن ابعاد دیگر این رسوایی شده‌اند.

رسوایی پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای، نخستین رسوایی سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی نیست و بی‌تردید نیز آخرین آن‎ها هم نخواهد بود. عمر ۴۰ ساله سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی مملو از پرونده‌هایی است که با ابهام، رسوایی، دروغ، شکنجه و اختلاف‌های بنیادین گره خورده است.

تمام این رسوایی، در چهار دوره حیات سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی به وجود آمده که سهم دوره چهارم، یعنی دوره «حسن روحانی»، بیش‎تر از سایر دوره‌ها است.

دوره اول: دهه ۶۰؛ انفجار، سردرگمی و کم‌تجربگی

انقلاب سال ۱۳۵۷ که پیروز شد، نخستین نهاد‌های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی هم شکل گرفتند. ابتدا دفتر اطلاعات نخست‌وزیری، سپس اطلاعات سپاه و در نهایت وزارت اطلاعات تاسیس شد.

در دهه ۶۰ تا پایان جنگ ایران و عراق، دست‌کم شش نهاد اطلاعاتی و امنیتی راه‌اندازی شدند که حوزه فعالیت بسیاری از آن‏ها مشترک و طبیعی بود این نهاد‌ها بر سر بسیاری از پرونده‌ها با یک‏دیگر به اختلاف بخورند.

۱پرونده اسناد سفارت امریکا در تهران

جنجالی‌ترین پرونده‌های دهه ۶۰ را باید اسناد سفارت امریکا در تهران، انفجار‌های دفتر نخست وزیری و «حزب جمهوری اسلامی» دانست. این سه پرونده با وجود گذشت حدود ۴۰ سال، هم‏چنان ابهام‌های فراوانی دارند و طی این مدت به دست‌آویز نیرو‌های سیاسی و امنیتی برای حذف رقبای خود تبدیل شده‏اند.

«عباس امیرانتظام» را باید یکی از بزرگ‌ترین قربانیان پرونده اسناد سفارت امریکا در تهران معرفی کرد که به خاطر اتهام «جاسوسی»، سال‌ها در زندان‌های جمهوری اسلامی بود و سپس آزاد شد. بعد‌ها روایت‌های مختلفی منتشر شدند که او برخلاف نظر اطلاعات سپاه، جاسوس امریکا نبوده است.

امیرانتظام از اعضای «جبهه ملی ایران»، معاون نخست‌وزیر و سخن‌گوی دولت موقت پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بود که تیر سال ۱۳۹۷، در سن ۸۶ سالگی درگذشت. او در سال ۱۳۵۸ به اتهام همکاری با «سازمان مرکزی اطلاعات امریکا»(سیا) بازداشت، محاکمه و به اعدام محکوم شد اما سپس حکم اعدام او به حبس ابد تقلیل یافت.
هم او و هم نزدیکان و هوادارانش، از جمله «مهدی بازرگان»، نخست‌وزیر دولت موقت بارها اتهام جاسوسی را مردود دانسته و انگیزه سیاسی را مبنای طرح این اتهام علیه وی اعلام کرده بودند.

۲– پرونده انفجار دفتر نخست‌وزیری
هشتم شهریور سال ۱۳۶۰، وقوع انفجاری در دفتر نخست‌وزیری منجر به مرگ  «محمدعلی رجایی»، رییس‌جمهوری و «محمدجواد باهنر»، نخست‌وزیر وقت شد.

آن‎ها برای شرکت در جلسه شورای امنیت کشور گردهم آمده بودند. از میان کسانی که جان سالم بدر بردند، می‌توان به «خسرو تهرانی»، مسوول اطلاعات نخست‌وزیری در آن زمان اشاره کرد.

در آغاز، چنین تصور شد «مسعود کشمیری» که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود نیز در این انفجار کشته شده است اما بعد‌ها اعلام شد کشمیری از مرتبطان با «سازمان مجاهدین خلق» و عامل اصلی انفجار بوده و به خارج از کشور گریخته است.

در جریان تحقیقاتدر مورد این انفجار، گروهی از مقام‌های امنیتی، از جمله «حسن کامران»، «محسن سازگارا» و خسرو تهرانی به ظن سهل‎انگاری یا خیانت، در این ارتباط دستگیر و زندانی شدند که در این میان حسن کامران نزدیک دو سال را در زندان گذراند.

در این رابطه نفر۶۰از مقام‌های طراز اول اجرایی کشور در نامه‌ای به «روح‌الله خمینی»، رهبر وقت جمهوری اسلامی، شفاعت دستگیرشدگان را کردند و بر درست‎کاری آن‎ها گواهی دادند که در نهایت منجر به آزادی آن‎ها شد.

مسعود کشمیری هم‎چنان زنده‌ است. برخی از اعضای سابق سازمان مجاهدین معتقدند او از این سازمان بریده است. یکی از مقامهای جمهوری اسلامی گفته بود کشمیری و «محمدرضا کلاهی صمدی»، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و متهم انفجار هفتم تیر ۱۳۶۰ در ساختمان حزب جمهوری اسلامی، دی ۱۳۹۲ در آلمان دیده شده‌اند.

۳– پرونده انفجار حزب جمهوری اسلامی

بمب‎گذاری در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران که هفتم تیر ۱۳۶۰ منجر رخ داد، منجر به کشته‌ شدن ۷۵ نفر از اعضای این حزب شد. «محمد حسینی بهشتی»، رییس وقت دیوان عالی کشور و دبیر کل حزب، از جمله کشته شدگان این بمب‌گذاری بود.

محمدرضا کلاهی صمدی‌زاده، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، به عنوان عامل این انفجار معرفی شد. او که به عنوان کاردان فنی تجربی تجهیزات صوتی در حزب کار می‌کرد، متهم شد بمب را همراه خود به مقر حزب برده است. او بدون این که در دادگاهی در ایران محاکمه شود، توانست از مرز خارج شود و به فرانسه بگریزد و در اوایل دهه ۱۹۸۰، به عنوان پناهنده با نام مستعار «علی معتمد» به هلند رفت. عاقبت هم   ۲۴ آذر ۱۳۹۴، در سن ۵۶ سالگی، در شهر «آلمیره» هلند، در خیابان از نزدیک هدف گلوله دو مرد ناشناس قرار گرفت و در بیمارستان جان سپرد.
این پرونده هم‌چون پرونده انفجار دفتر نخست وزیری، بعد‌ها در معادلات سیاسی ایران نقشی برجسته پیدا کرد و برخی از افراد هم‌چون «بهزاد نبوی»، متهم به نقش داشتن در این انفجار شدند که هیچ‌گاه این ادعاها ثابت نشد.

از آن زمان تاکنون هم‎چنان گروهی از محافظه‌کاران می‌گویند افرادی مانند بهزاد نبوی، «محسن آرمین» و برخی دیگر از سران چپ در این انفجار‌ها دست داشته‌اند و باید پرونده اتهامی آن‏ها بار دیگر مورد بررسی قرار بگیرد.

سایر پرونده‌های امنیتی و اطلاعاتی دهه ۶۰، مربوط به برخورد سیستم‌های اطلاعاتی با سران «حزب توده»، اعضای سازمان مجاهدین خلق، جاسوس‌های جنگی و برخی دیگر از پرونده‌های امنیتی است که مجموع سیستم‌های اطلاعاتی اختلاف‌های کم‌تری در مورد آن‌ها دارند.

دهه ۶۰ را باید یکی از آرام‌ترین و کم‌اختلاف‌ترین دوره سیستم‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی دانست که این آرامش تنها تا ابتدای دهه ۷۰ دوام آورد.

۴- کشتار‌های سال ۱۳۶۷

به فرمان روح‌الله خمینی، چندین هزار نفر از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ۱۳۶۷ به شکلی مخفیانه اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند.

مقام‌های ارشد نظام جمهوری اسلامی انجام اعدام‌ها را انکار نمی‌کنند بلکه اغلب از آن دفاع کرده‌ و آن اعدام‌ها را برای حفظ نظام، لازم و ضروری شمرده‌اند.

«حسینعلی منتظری»، بلندپایه‌ترین مخالف اعدام‌ها در آن زمان بود و اعتراض‌هایش به قیمت برکناری‌ او از جانشینی روح‌الله خمینی و به حبس خانگی طولانی مدت وی انجامید.

در این اعدام‌ها، چهار نفر در آن زمان به نام‌های «حسین‌علی نیری» حاکم شرع، «مرتضی اشراقی» دادستان تهران، «ابراهیم رئیسی» معاون دادستان تهران و «مصطفی پورمحمدی»، نمایندهٔ وزارت اطلاعات در «کمیسیون مرگ» نقش اصلی را ایفا می‌کردند.

از این کشتار‌ها به عنوان گسترده‌ترین قتل‌عام فعالان سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی نام برده می‌شود که در پرونده سیستم قضایی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ثبت شده است.

دوره دوم- دهه ۷۰؛ قتل روشنفکران

سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی به همان اندازه که در دهه ۶۰ مشغول مبارزه با جاسوسی و اقدامات سازمان مجاهدین خلق در ایران بود، در دهه ۷۰ تمرکز خود را معطوف به کشتار روشن‌فکران در داخل و خارج ایران کرد.

دهه ۷۰ در این تقسیم‌بندی، سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ را در بر می‌گیرد که «اکبر هاشمی رفسنجانی» رییس جمهوری بود و «علی فلاحیان» به مدت هشت سال وزارت اطلاعات را اداره می‌کرد.

در این دوران، تعداد قابل توجهی از روشن‌فکران و فعالان سیاسی در داخل و خارج ایران کشته شدند و هرگز مشخص نشد که این کشتار‌ها را وزارت اطلاعات انجام داد یا سپاه پاسداران.

۵– انفجار آرامگاه امام هشتم شیعیان

انفجار سال ۱۳۷۳ آرامگاه امام هشتم شیعیان، یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های امنیتی در ایران است. این انفجار در ۳۰ خرداد ۱۳۷۳، مقارن با روز عاشورا در حرم «امام رضا» رخ داد که منجر به کشته شدن ۲۶ نفر و زخمی شدن ۳۰۰ نفر دیگر شد.

دولت ایران در همان زمان سازمان مجاهدین خلق را عامل این حادثه دانست و دو زن را به همین اتهام و هم‌چنین قتل کشیش‌های مسیحی به نام‎های «مهدی دیباج» و «هایک هوسپیان مهر» بازداشت کرد. این زنان سپس با تخفیف در مجازات، از اعدام رهایی یافتند.

«علیرضا رحمانی» و «مهدی نحوی»، از دیگر دستگیر شدگان مرتبط با این پرونده بودند که در این میان، مهدی نحوی سرنوشت غم‌انگیزی پیدا کرد. اوایل مرداد همان سال، خبر دستگیری او در تهرانپارس منتشر شد. مهدی نحوی که گلوله خورده بود، به بیمارستان برده شد و قبل از مرگ، به بمب‌گذاری در مشهد اعتراف کرد.

«عمادالدین باقی»، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر بعد‌ها فاش کرد که ماجرای دستگیری مهدی نحوی ساختگی بود و این وزارت اطلاعات بوده که اقدام به بمب‌گذاری در حرم امام رضا کرده است.

۶ماجرای اتوبوس ارمنستان

ماجرای اتوبوس ارمنستان یکی از موارد مطرح در قتل‌های زنجیره‌ای ایران است. در این عملیات ناموفق که ۱۶ مرداد ۱۳۷۵ رخ داد، دستگاه اطلاعاتی ایران قصد داشت تعداد زیادی از چهره‌های فرهنگی کشور را یک‌جا به قتل برساند.

حدود سه سال بعد، یعنی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای در دولت «محمد خاتمی»، فاش شد که «خسرو براتی»، راننده اتوبوس و مأمور انجام این برنامه بوده و «مصطفی کاظمی» فردی بوده که مسافران را مورد بازجویی قرار داده است.

نام این دو نفر در سال ۱۳۷۷ جزو عاملان قتل‌های زنجیره‌ای مطرح و منجر به محاکمه آن‎ها شد.

۷– بازداشت شهردار تهران

تشکیلات حفاظت اطلاعات ناجا در سال ۱۳۷۰ تنها پس از گذشت دو سال از پایان جنگ، در کنار وزارت اطلاعات راه‌اندازی شد. هدف از تشکیل این نهاد در ابتدا بیش‎تر معطوف به کنترل‌های درون‌سازمانی و شناسایی و برخورد با جرایم سازمان‌یافته اجتماعی و اقتصادی در ایران بود. اما پس از سال‌ها، دامنه این اختیارات افزایش یافت.

دهه ۷۰ را باید دهه دستِ‌بالا داشتن حفاظت اطلاعات ناجا در برخی از مهم‎ترین پرونده‌های سیاسی و امنیتی در ایران دانست.

نخستین قدرت‌نمایی حفاظت اطلاعات در سال ۱۳۷۷ رخ داد؛ زمانی که «محمدرضا نقدی» فرمانده حفاظت اطلاعات ناجا بود و اقدام به بازداشت «غلامحسین کرباسچی» و گروهی دیگر از شهرداران مناطق تهران کرد که در آن زمان با جنجال‌های فراوانی همراه شد.

محمدرضا نقدی پس از برگزاری جلسه محاکمه کرباسچی، چند ماه بعد در دادگاه نظامی به اتهام شکنجه شهرداران به هشت ماه حبس قطعی محکوم شد. اگرچه هیچ‏گاه خبری از زندانی شدن ای در رسانه‌ها منتشر نشد.

دستگیری کرباسچی توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در آن زمان منجر به این شد که وزارت کشور به طور رسمی بازداشت شهردار تهران را محکوم کند و هیات دولت، عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مطبوعات به این امر اعتراض کنند.

کرباسچی سرانجام پس از طی نزدیک به دو سال حبس، با دخالت اکبر هاشمی رفسنجانی از زندان آزاد شد.

۸– قتل‌های زنجیره‌ای

قتل‌های زنجیره‌ای به کشتار برخی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعیِ منتقد نظام جمهوری اسلامی گفته می‌شود که به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌ها در کارنامه سیستم امنیتی تبدیل شد.

برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارند که سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی تا سال ۱۳۷۷، ده‌ها روشن‏فکر، نویسنده یا فعال مدنی را به طرق مختلف کشته بود.

در پاییز و زمستان سال ۱۳۷۷، «داریوش فروهر»، «پروانه اسکندری» و سه نویسندهٔ مخالف نظام در عرض دو ماه به قتل رسیدند. این قتل‎ها به یکی از بزرگ‌ترین جنجال‌های اطلاعاتی در تاریخ ایران تبدیل شدند.

این پرونده در حال حاضر هم یکی از مبهم‌ترین و مهم‎ترین پرونده‌های اطلاعاتی است که بخشی از نیرو‌های وزارت اطلاعات در آن نقش مستقیم و بخشی دیگر نقش آمر را داشته‌اند.

عاملان این قتل‌ها را شناسایی، بازداشت و محاکمه کرده‌اند اما آمران، مشاوران و آگاهان در وزارت اطلاعات و نهاد‌های بالاتر هنوز شناسایی و محاکمه نشده‌اند.

این پرونده در عین حال به جدال میان دو جریان محافظه‌کار و اصلاح‌طلب در ایران نیز تبدیل شده است و هر یک دیگری را متهم اصلی آن می‌داند.

گروهی معتقدند که این قتل‌ها از سوی نیرو‌های چپ وزارت اطلاعات رخ داده‎اند و گروه دیگر از نیرو‌های موسوم به راست وزارت اطلاعات به عنوان عاملان اصلی این قتل‌ها نام می‌برند.

۹پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران

وقایع ۱۸ تیر یا حمله به کوی «دانشگاه تهران» به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای جمعه ۱۸ تا چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به «لباس شخصی‌ها» اطلاق می‌شود که یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های اطلاعاتی و امنیتی در تاریخ جمهوری اسلامی است.

نام حفاظت اطلاعات ناجا و «قرارگاه ثار‌الله» تهران با این واقعه عجین است و گزارش‌های متعددی در دست است که نقش این دو نهاد در سرکوب اعتراض‌های دانشجویی را تایید می‌کنند.

این پرونده یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های اطلاعاتی است که در زمان خود، وزارت اطلاعات دولت محمد خاتمی با پلیس و سپاه بر سر نحوه برخورد با معترضان اختلاف داشت.

این اختلاف‌ تا جایی پیش رفت که ۲۴ نفر از فرماندهان بلندپایه سپاه در نامه‌ای به محمد خاتمی، او را تهدید کردند که اگر در سرکوب اعتراضات قوی‌تر عمل نکند، خود دست به کار می‌شوند.

از مقطع کوی دانشگاه تهران بود که به تدریج نقش حفاظت اطلاعات ناجا در برخورد‌های امنیتی و سیاسی کاهش پیدا کرد و یک سال بعد، یعنی در سال ۱۳۷۹ و اوایل دهه ۸۰، نقش حفاظت اطلاعات قوه قضاییه پر رنگ‌تر شد.

۱۰– ترور علی صیاد شیرازی

«علی صیاد شیرازی» فرماندهِ سابق نیروی زمینی ارتش جمهوری بود که ۲۱ فروردین سال ۱۳۷۸، درسن ۵۵ سالگی در تهران و مقابلِ درِ منزلش به دست اعضای سازمان مجاهدین خلق ترور شد.

۷۰ روز بعد از این ترور بود که «علی یونسی»، وزیر اطلاعات خبر از شناسایی و بازداشت عاملان این ترور داد.

یونسی حتی از «اعترافات مهم قاتلان شهید صیاد» گفت. البته سرنوشت و اسامی این قاتلان دستگیر شده، پس از گذشت ۲۰ سال هنوز مشخص نشده است.

فرزند صیاد شیرازی ۱۱ سال پس از مصاحبه یونسی، ۱۹ فروردین ۱۳۸۹ به طور تلویحی گفت که عاملان ترور پدرش دستگیر نشده‌اند.

این پرونده نیز جزو یکی دیگر از رسوایی‌ها و دروغ‌هایی است که سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی تحویل افکار عمومی داد، در حالی که عاملان این ترور هرگز بازداشت نشدند.

No responses yet

Aug 06 2019

یک روایت مستند از دو اعدام و اعترافات نمایشی

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: بهمن احمدی‌امویی، روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی سابق، از اعتراف‌گیری اجباری و چگونگی اعدام دو تن از اعضای انجمن پادشاهی در سال ۸۸ پرده برداشته است. او می‌گوید به آنها قول داده بودند که پس از اعتراف نمایشی آزاد می‌شوند.

هشتم بهمن ۱۳۸۸، آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی، دو متهم به عضویت در “انجمن پادشاهی ایران” با حکم دادگاه انقلاب اعدام شدند. رحمانی‌پور ۱۹ سال داشت و علی‌زمانی ۳۷ ساله بود. آنها را در دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری محاکمه کردند؛ در حالی که دستگیری هر دو پیش از این اعتراضات بود.

بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگاری که خودش در بگیر و ببندهای  سال ۸۸ دستگیر شد و پنج سال و چهار ماه در زندان به سر برد، جزییات دادگاه متهمان “انجمن پادشاهی” را در یک رشته توئیت شرح داده است.

امویی می‌نویسد در زندان که بودیم، روایت‌های جالبی از افراد نزدیک به انجمن پادشاهی می‌شنیدیم: «این انجمن تماما زیر نظر وزارت اطلاعات دولت احمدی نژاد فعال بود و خودشان نمی دانستند، علنی جشن تولد برای هیتلر گرفتند با حضور مهمانانی از آلمان در فراهنگسرای ارسباران. در جلسات‌شان قرآن آتش می زدند و شعرهای حماسی در قتل عرب‌ها و فضیلت ایرانی‌ها می‌خواندند و فیلم گرفتند.»

امویی می‌گوید چند نفر از این افراد در سال ۸۵ به کردستان عراق رفتند و برنامه رادیویی داشتند اما سال ۸۶ با همکاری وزارت اطلاعات به ایران برگشتند؛ چند روز بازداشت بودند و بعد رها شدند: «اردیبهشت ۸۸ و یک ماه مانده به کودتا، به سراغ این ها رفتند و دوباره بازجویی اما این بار باید اعتراف می‌کردند که همین الان از عراق آمده‌اند و هدف آنها بی‌ثباتی سیاسی کشور در پی حوادث پس از انتخابات است. قول هم گرفتند بعد از این اعتراف آزاد می شوند.»

این روزنامه‌نگار شهادت می‌دهد که آنها با حضور ماموران اطلاعاتی و افرادی از قوه قضاییه، چند بار طرز حرف زدن در دادگاه را تمرین کردند: «پس از اعتراف در دادگاه با خوشحالی از محل دادگاه انقلاب تا زندان اوین زدن و رقصیدن که به زودی خلاص می شویم. یکی‌شان به حدی امیدوار بود که از خانواده‌اش کتاب‌های کنکور را درخواست کرد و شب و روز می‌خواند به این امید که بازجو به او گفته آزاد می‌شوی و می‌توانی در کنکور هم شرکت کنی. اما یک روز دو نفرشان را اعدام کردند. یکی هم همان جوان ۱۹ ساله، برای مابقی هم حکم‌های ابد و ۱۰ ساله و ۱۵ ساله دادند.»
محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پور

آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی در فروردین ۸۸ دستگیر شده بودند. وقتی اعترافات آنها از دادگاه‌های ۸۸ پخش شد، یکی از کسانی که با علی‌زمانی هم سلول بود در سایت “نوروز” نوشت: «محمدرضا هیچ خبری از بیرون نداشت و از ما در باره وقایع پس از انتخابات سوال می‌کرد.»

نسرین ستوده، وکیل آرش رحمانی‌پور نیز پس از اعدام این دو نفر به دویچه‌وله گفته بود: «علاوه بر همه فشارهایی که علیه آقای رحمانی‌پور در جریان بود، ایشان به من گفتند که ماموران مداوماً از او می‌خواسته‌اند اگر به کارهای ناکرده اعتراف کنی، ما اعدام‌ات را تبدیل به ۱۰ سال حبس می‌کنیم که هرگز این اتفاق نیفتاد.»

خانم ستوده گفته بود که پرونده رحمانی‌پور و علی‌زمانی در دیوان عالی کشور در حال بررسی مجدد بود و به وکلا اعلام شده بود که پرونده‌ها قرار است برای رفع نقص به دادگاه انقلاب پس فرستاده شوند.

اعدام این دو نفر در زمانی که اعتراض‌های ۸۸ هنوز ادامه داشت، ارعاب مخالفان و اخطار به معترضان و منتقدان تلقی شد. احمد جنتی که آن زمان امام جمعه موقت تهران بود، در خطبه‌های نماز جمعه با دفاع از اعدام این دو به صادق لاریجانی، رئیس وقت قوه قضاییه گفت: «دو نفر را اعدام کردید. دست شما درد نکند.»

No responses yet

« Prev - Next »