اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'تروریزم' Category

Jun 23 2017

حملات به داعش با مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,درگیری جناحی,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران تاکید کردند که حمله موشکی سپاه پاسداران به مواضع داعش، با مصوبه شورای عالی امنیت ملی انجام شده و وزیر دفاع نیز گفته‌ها مبنی بر هماهنگ نبودن این حمله با این شورا و دولت را « اشتباه و شیطنت» خواند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز جمعه دوم تیر و در راهپیمایی «روز قدس» در مصاحبه‌ای گفت که حمله موشکی سپاه پاسداران علیه گروه حکومت اسلامی (داعش) در سوریه، «با اراده» رهبر جمهوری اسلامی و مصوبه شورای عالی امنیت ملی انجام شد.

وی یادآوری کرد که مصوبات شورای عالی امنیت ملی باید به تایید رهبر جمهوری اسلامی برسد.

در همین حال، محمد حسین باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز گفت که اجرای این عملیات «پیشنهاد سپاه و نیروهای مسلح بود و شورای عالی امنیت ملی از آن استقبال کرد».

وی تاکید کرد که درباره این حمله «طبق سلسله مراتب نیروهای مسلح» و فرماندهی رهبر جمهوری اسلامی تصمیم‌گیری شده است.

آقای باقری خواستار آن شد که بحث‌ها درباره این موضوع پایان یابد.

حسین دهقان، وزیر دفاع ایران، نیز مطالب مطرح شده درباره «عدم هماهنگی» این حمله با دولت و شورای عالی امنیت ملی را «اشتباه و شیطنت» خواند.

حسن روحانی، رییس‌جمهوری ایران، روز ۳۰ خرداد اعلام کرده بود که شورای عالی امنیت ملی درباره حمله موشکی علیه گروه حکومت اسلامی تصمیم‌گیری کرده است.

یک روز بعد اما سپاه پاسداران در بیانیه‌ای اعلام کرد که این عملیات موشکی «در سلسله مراتب نظامی و با هماهنگی ستاد کل نیروهای مسلح و تحت امر» رهبر جمهوری اسلامی انجام شده است.

محمود علوی وزیر اطلاعات نیز گفته بود که اطلاعات مربوط به مقر گروه حکومت اسلامی توسط این وزارتخانه در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفته است.

با این حال سپاه پاسداران در اطلاعیه خود اعلام کرده بود که «تمامی مراحل شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات» توسط خود این نهاد انجام شده است.

وزیر اطلاعات ایران اما روز جمعه بار دیگر تاکید کرد که «خلاف» نگفته و سخنان سابقش در این باره درست است.

در واکنش به بیانیه سپاه پاسداران، همچنین حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهوری در توئیتر خود نوشت که «‏در کشور هیچ تصمیم مهمی اخذ نشده، مگر آنکه در شورای عالی امنیت ملی بحث و اتخاذ شده باشد؛ از نابودی تروریست‌های منافق در عراق تا تروریست‌های داعش در سوریه».

عبارت «تروریست‌های منافق» در توئیت آقای ابوطالبی می‌تواند اشاره به سازمان مجاهدین خلق باشد. اشاره تلویحی معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهوری ایران به حمله موشکی به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق در سال‌های گذشته در حالی است که جمهوری اسلامی تاکنون مسئولیت این حملات را نپذیرفته است.

در حملات راکتی به اردوگاه لیبرتی (آزادی) در عراق طی سال‌های گذشته شماری از نیروهای سازمان مجاهدین خلق کشته شدند.

‏آقای ابوطالبی همچنین نوشت: «موشک همان موشک است و هواپیما همان هواپیما. برون مرزی همان برون مرزی. حمله مقتدرانه همان حمله مقتدرانه و شورای عالی امنیت ملی همان شورای عالی. ‏رییس‌جمهور مسئول و ضامن اجرای قانون اساسی و رییس شورای عالی امنیت ملی است؛ بعد از این انتخابات باشکوه، هیمنه قانون اساسی را نشکنیم».

حمله موشکی سپاه پاسداران علیه گروه حکومت اسلامی (داعش) پس از حملات روز ۱۷ خرداد به مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت الله خمینی در تهران صورت گرفت. گروه حکومت اسلامی مسئولیت این حملات را که ۱۷ کشته و بیش از ۵۰ زخمی بر جای گذاشت، بر عهده گرفته است.

مقام‌های نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران از «موفقیت‌آمیز» بودن حملات موشکی به استان دیرالزور سوریه سخن گفته‌اند. این در حالی است که روزنامه هاآرتص به نقل از مقام‌های نظامی اسرائیل نوشت که تنها دو موشک از هفت موشک ایران به اهداف مورد نظر اصابت کرده‌اند.

No responses yet

Jun 19 2017

وزارت کشور ایران: خبر طرح حمله به تهران در شب قدر نادرست است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزارت کشور ایران در اطلاعیه با خطاب قرار دادن “افراد غیر مسئول در حوزه امنیت داخلی”، انتشار اخبار مربوط به برنامه‌ریزی برای حملات به تهران در “شب‌های قدر” را نادرست خوانده است.

در این اطلاعیه که امروز یکشنبه ۲۸ خرداد (۱۸ ژوئن) منتشر شده، آمده است: “در برخی رسانه‎‌ها به نقل از افراد غیرمسئول در حوزه امنیت داخلی مطالبی انتشار یافت (از جمله اینکه اهداف یک گروه تروریستی شب‌های قدر در تهران عنوان شده است) که خلاف واقع بوده و بیان اینگونه مسائل که مبتنی بر اطلاعات درست و صحیح نیست، صرفاً موجب تشویش افکار عمومی می‌گردد.”

وزارت کشور گفته است که “گروه‌های تروریستی” که در استان سیستان وبلوچستان “منهدم شده‌اند” به دنبال اهدافی در نقاط خاصی از همین استان بوده‌اند.

در این اطلاعیه از شهروندان ایرانی خواسته شده اخبار امنیتی را از طریق افراد یا رسانه‌های “غیرمطلع” پیگیری نکنند.

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران دو روز پیش (جمعه ۲۶ خرداد) در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه در مشهد از قصد و برنامه‌ریزی برای حمله به تهران در “شب‌های قدر” خبر داده بود.

آقای رضایی گفته بود: “تروریست‌ها از چابهار نیز قصد داشتند وارد تهران شوند و شب های قدر با بالای دو تن مواد منفجره و ده‌ها سلاح آدم بکشند، ولی در همان چابهار و سیستان بلوچستان جلویشان گرفته شد که بعد از ناامید شدن از اقدام خود به ترقه بازی در سطل آشغال روی آوردند.”

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران همچنین گفته بود: “از یک طرف سنا تحریم‌های جدیدی علیه ایران اعمال کرده و از طرف دیگر تروریست‌ها را علیه امنیت ما که در جهان نمونه است وارد کردند. حوادث هفته گذشته در تهران را به وجود آوردند و از همین دو سه روز گذشته نیز یک گروه ۸ تا ۱۰ نفره از چابهار داخل کشور شدند.”

سه روز پیش سپاه پاسداران از خنثی کردن طرح بمب‌گذاری و عملیات انتحاری در سیستان و بلوچستان خبر داده بود.

نیروی زمینی سپاه پاسداران در اطلاعیه‌ای گفت: “در پی دریافت اطلاعات مبنی بر حضور یک تیمی تروریستی تکفیری در منطقه عمومی قصرقند سیستات وبلوجستان، واحدهایی از قرارگاه قدس نیروی زمینی به منطقه اعزام و با محاصره ارتفاعات قصرقند، از ظهر پنجشنبه با تروریست‌ها درگیر شدند.”

مقام‌های حکومتی در ایران گروه‌های تندرو سنی را “تروریست تکفیری” می‌نامند.
نقشه

به گفته نیروی زمینی سپاه پاسداران، در این عملیات یک “دستگاه خودرو بمب گذاری شده با ۶۰۰ کیلوگرم مواد منفجره، تعداد ۵ بمب آماده اقدامات انتحاری و بیش از ده‌ها هزار فشنگ و تعدادی سلاح و مهمات دیگر” از این گروه به غنیمت گرفته شده است.”

بخش قصرقند از توابع شهرستان چابهار در جنوب شرق استان سیستان و بلوچستان واقع شده است.

استان سیستان و بلوچستان در سال‌های اخیر صحنه فعالیت گروه‌های مسلح مخالف جمهوری اسلامی بوده که برخی از آنها هدف خود را حمایت از حقوق مردم به خصوص اقلیت بلوچ در برابر حکومت جمهوری اسلامی عنوان کرده‌اند.

این گروه‌ها بارها به عملیات مسلحانه علیه نیروهای دولتی مبادرت کرده و در مواردی، نفرات نظامی و انتظامی را گروگان گرفته‌اند.

No responses yet

Jun 16 2017

سنای آمریکا به تحریم ایران و روسیه رای داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سنای آمریکا با اکثریتی بزرگ به وضع تحریم‌های جدید علیه ایران و روسیه رای داد.

مصوبه سنا باید برای تبدیل شدن به قانون در مجلس نمایندگان نیز تایید شده و سپس به امضای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برسد.

۹۸ سناتور به مصوبه امروز رای مثبت دادند و در مقابل تنها ۲ نفر مخالف آن بودند.

سناتورهای آمریکایی ایران را به “حمایت مستمر از تروریسم” متهم کرده‌اند و همچنین روسیه را برای مداخله ادعایی در انتخابات آمریکا هدف گرفته‌اند.

اگر مصوبه سنا اجرایی شود، دونالد ترامپ نمی‌تواند راسا تحریمی را لغو کند و باید تایید کنگره را برای آن بگیرد.

طرحی که امروز در سنا تصویب شد ابتدا برای تحریم ایران طراحی شده بود اما سناتورهای آمریکایی با افزودن متممی به آن، روسیه را نیز در مصوبه خود گنجاندند.

در مصوبه سنا ایران به نقض حقوق بشر و بی ثبات کردن منطقه خاورمیانه متهم شده و همچنین برنامه موشک‌های بالستیک ایران به عنوان یک تهدید مطرح شده است.

مصوبه سنا می‌گوید نه فقط سپاه قدس، که کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، “مسئول اجرای اقدام‌های بی‌ثبات کننده خارجی، حمایت از تروریسم بین‌المللی و برنامه موشک بالستیک است”.

سناتورهای آمریکا بر همین مبنا می‌گویند که رئیس جمهور باید تا ۹۰ روز پس از اجرایی شدن این مصوبه، تحریم‌هایی را علیه سپاه پاسداران اعمال کند.

No responses yet

Jun 15 2017

حسن عشوری «سرباز گمنام»؛ شاهکار اطلاعاتی حکومت تهران!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

کیهان لندن: رضا تقی‌زاده – عنوان این نوشته جوک نیست؛ از شاهکارهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. بنا بر گزارشی که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز پنجشنبه بیست و پنج خرداد، انتشار داده یکی از «سربازان گمنام امام زمان» طی درگیری مسلحانه‌ای در بندر چابهار (استان سیستان و بلوچستان) روز چهارشنبه ۲۴ خرداد به «شهادت» رسید.

نکته خاص خبر یادشده، در به قتل رسیدن یکی از ماموران حکومت طی درگیری با مخالفان مسلح و یا «از میان بردن یک تیم تروریستی» تازه نیست که بعد از حملات مسلحانه همزمان در مجلس اسلامی و محل دفن خمینی در جنوب تهران، هر روز گزارش‌هایی پیرامون آن در رسانه‌های دولتی منتشر می‌شود؛ معرفی و اعلام مشخصات و مختصات کامل مردی است که از او به عنوان «سرباز گمنام امام زمان» یاد شده!
حسن عشوری

«سرباز گمنام» مورد اشاره فردی است به نام حسن عشوری، متولد رودسر، استان گیلان و ساکن شهر رشت، از ماموران وزارت اطلاعات حکومت تهران، که بنا بر شواهد، به عنوان عامل اطلاعاتی– پوششی، در منطقه سیستان و بلوچستان فعال بوده و احتمالا بعد از کشف هویت در محل ماموریت، طی درگیری مسلحانه و یا توسط اعضای گروه شورشی سنی نسبتا تازه‌ای بنام «انصار الفرقان» روز چهارشنبه به قتل رسیده است.

منبع خبر، فردی است به نام ایوب درویشی که خبرگزاری تسنیم او را «فرماندار ویژه چابهار» معرفی کرده. ظاهرا چابهار نقطه‌ای استثنایی در ایران است که برای آن یک فرماندار عادی برای رتق کردن فتق امور معمول، تعیین شده و یک فرماندار ویژه، برای اداره امور امنیتی و کشتن مخالفان و کشته شدن به دست ناراضیان مسلح.

بنا بر قول درویشی، طی درگیری مسلحانه چابهار که چند ساعت طول کشیده ابتدا گروه تروریستی «انصار الفرقان» منهدم شده و بعد دو نفر از گروه مسلح کشته و پنج نفر دستگیر شده‌اند. در این داستان‌پردازی اطلاعاتی که در آن نه نامی از کشته‌شده‌ها در میان است و نه خبری و یا تصویری از دستگیرشد گان، ظاهرا «سربازان گمنام امام زمان» افراد مسلح مخالف حکومت‌اند و نه ماموران وزارت اطلاعات که نام و مشخصات کامل آنها توسط حکومت انتشار یافته!

معرفی الفرقان ایران

الفرقان که خود را «جماعت» معرفی می‌کند و در ایران خود را «حزب الفرقان» می‌خواند، یک گروه سنی با گرایش‌های سلفی است. این گروه بعد از دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی رهبر جندالله، در ۳۰ خرداد سال ۱۳۸۹ در زندان اوین، فعالیت‌های خود را بخصوص در استان سیستان و بلوچستان افزایش داد.

نخستین رهبر الفرقان ایران فردی بود به نام عبدالجلیل قنبرزهی که طی درگیری با ماموران سپاه به اتفاق یکی از همراهان مسلح خود به نام حمزه سراوانی در روز دوم فروردین سال ۱۳۹۱ به قتل رسید.

بعد از اعلام تشکیل حکومت اسلامی (داعش) در سوریه و عراق، گروه الفرقان روابط نزدیکی با گروه‌های افراطی جنگجو در آن دو کشور برقرار کرد و فعالیت‌های خود را هم از نظر سیاسی و هم نظامی افزایش داد.

گزارش‌هایی در دست است که الفرقان با گروه افراطی موسوم به جبهه النصره در سوریه همکاری داشته. النصره از جمله گروه‌هایی است که ماموران سپاه قدس در حمایت از دولت اسد بیش از دو سال است که با آن در سوریه می‌جنگند.

الفرقان علاوه بر شاخه نظامی، دارای یک شاخه سیاسی است که خود را حزب الفرقان ایران معرفی می‌کند و مدعی است که در نقاط سنی‌نشین از جمله سیستان و بلوچستان، استان فارس، مناطق جنوب ایران، ترکمن‌صحرا و کردستان فعال است.

بعد از قنبرزهی، رهبری الفرقان را فردی به نام سیف‌الله خادم از اهالی سیستان و بلوچستان عهده‌دار شد. از آن تاریخ تا کنون درگیری‌های متعددی بین نیروهای بسیج سپاه و سپاه قدس که عملیات «برون‌مرزی» خود را در سیستان و بلوچستان «درون مرزی» ساخته است، و الفرقان روی داده که طی آنها از دو طرف شماری به قتل رسیده‌اند.

از جمله شدیدترین درگیری‌ها با الفرقان روز جمعه ۱۴ فروردین سال ۱۳۹۴ در حاشیه شهر کوچک قصرقند در استان سیستان و بلوچستان بود- شهری که بلوچ‌ها آن را «کسر کند» می‌خوانند.

به تلافی از دست دادن شماری از افراد خود در درگیری روز جمعه، روز بعد نیروهای هوایی و زمینی سپاه به کمک هلی‌کوپتر مواضع مشکوک به استقرار افراد الفرقان را مورد حمله قرار دادند که طی آن درگیری هم تعدادی از دو طرف جان باختند.

پنهان‌کاری‌های اطلاعاتی!

الفرقان یک گروه جهادی است و معمولا اسیر گرفتن از گروه‌های جهادی میسر و یا آسان نیست. قصد اعلام زنده دستگیر کردن یک تا تعدادی از افراد مسلح گروه‌های مبارز و یا تروریست ایجاد نگرانی در تیم‌ها و هسته‌های وابسته، به دلیل امکان لو رفتن آنها توسط فرد دستگیر شده، زیر شکنجه است. به این علت همیشه بعد از یک درگیری مسلحانه، جمهوری اسلامی بدون انتشار کمترین اطلاعات از نام و یا تصویر فرد دستگیر شده مدعی به اسارت گرفتن دست کم یکی از آنها می‌شود.
پس از دو حمله به مجلس و مقبره خمینی، روزی نیست که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به ادعای خودشان، گروهی را منهدم نکنند!

طی درگیری روز چهارشنبه ۲۴ خرداد نیز جمهوری اسلامی از کشتن دو فرد مسلح و دستگیری ۵ فرد دیگر خبر داد. با وجود انتشار نام سرباز گمنام درگیری‌های مسلحانه بندر چابهار، کمترین نام و تصویری از طرف‌های دیگر درگیری، زنده و یا کشته، انتشار نیافته است.

با مخدوش شدن تلاش برای ترسیم تصویر «کشور امن» از ایران که مورد علاقه علی خامنه‌ای است، نهادهای امنیتی، بخصوص بعد از دو حمله مسلحانه و انتحاری هماهنگ شده اخیر در تهران و گورستان جنوب شهر، آمارسازی در مورد انهدام گروه‌های تروریستی مرتبط با داعش و یا تکفیری، وهابی و سلفی را افزایش داده‌اند به طوری که طی یک هفته این آمار به انهدام پنجاه گروه سر زده است.

در صورت صحت آمار دولتی، پرسش اینجاست که در صورت اطلاع داشتن از محل این گروه‌ها و تروریست‌ها با کدام توجیه، مبارزه با آنها پیش از حمله اخیر و استفاده از حد اکثر توان صورت نگرفته؟

رفتارهای اطلاعاتی خاص جمهوری اسلامی و اعتیاد حکومت به پنهان‌کاری، دروغگویی‌های آشکار و ابتدایی و خودداری از انتشار اطلاعات روشن و قابل اثبات در مقابله با گروه‌های مسلح، در شرایطی که خود متهم به همکاری با گروه‌های افراط‌گرای اسلامی و حتی تجهیز بعضی از آنها هستند، موجب شده که نگرانی‌های جامعه از ناامنی‌ها ادامه یافته و حتی اقدامات انجام شده ماموران امنیتی نیز تحت هر شرایط، از سوی مردم پذیرفته نشود.

No responses yet

Jun 14 2017

بحران قطر ممکن است به جنگ منتهی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه

ایران پرس نیوز: وزیر امور خارجه آلمان هشدار داد که بحران قطر ممکن است منجر به جنگ شود.

به گزارش فارس به نقل از رویترز، “زیگمار گابریل” وزیر امور خارجه آلمان در مصاحبه با یک روزنامه گفت بحران قطر ممکن است منجر به جنگ شود اما هنوز فرصت برای کاهش تنش ها وجود دارد.

عربستان، مصر، امارات و بحرین روز دوشنبه در اقدامی مشترک و هماهنگ شده روابط دیپلماتیک خود را با قطر به دلیل حمایت این کشور از تروریسم قطع کردند و مرزهای هوایی و زمینی خود را بر روی این کشور بستند.

اظهارات شدیداللحن ترامپ علیه قطر

دونالد ترامپ در اظهاراتی تند قطر را به حمایت از تروریسم متهم کرد.

رئیس جمهوری آمریکا در کنفرانس مشترک خود با رئیس جمهوری رومانی عنوان داشت: قطر در زمینه حمایت مالی از تروریسم در سطوح عالی سابقه دار است.

وی افزود: ما از دوحه و دیگر کشورهای منطقه می خواهیم تا برای توقف حمایت از تروریستها اقدام کنند.

وی در ادامه افزود: هیچ کشور متمدنی نمیتواند با این خشونت مسامحه کند و اجازه دهد این ایدئولوژی شرارت بار منتشر شود. قطر باید فورا حمایت مالی از تروریسم را متوقف کند.

از سوی دیگر سفیر امارات در آمریکا گفت: امارات از اینکه ترامپ هدایت کار مقابله با حمایت دردسرآمیز قطر از افراطی‌گری را بر عهده بگیرد استقبال می‌کند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، سفیر امارات در آمریکا گفت اقدام بعدی برای قطر اذعان به نگرانی‌ها و تعهد به بازنگری در سیاست‌های خود در منطقه است و این کار زمینه لازم را برای هرگونه مباحثات فراهم خواهد کرد.

تحریم بیشتر قطر بخاطر همکاری با تروریستها

پیش تر اعلام شد که عربستان و سه کشور عربی دیگر در راستای تشدید فشار بر قطر، لیستی از اشخاصی تهیه کرده‌اند که به علت همکاری با سازمان‌های تروریستی مشمول تحریم می‌شوند. نام شماری از اعضای خاندان آل‌ثانی نیز در این لیست وجود دارد.

به گزارش رادیو آلمان، تحریم‌های قطر تشدید می‌شود، عربستان و کشورهای متحدش بر آنند تا قطر را منزوی کنند. آنها قطر را متهم به حمایت مالی از سازمان‌های تروریستی می‌کنند.

در لیستی که از سوی عربستان، مصر، امارات متحده عربی و بحرین منتشر شده، نام ۵۹ فرد و ۱۲ سازمان در رابطه با فعالیت‌های تروریستی ثبت شده است.

تحریم این افراد و سازمان‌ها نه تنها می‌تواند مسدود شدن حساب‌های بانکی آن‌ها را در پی داشته باشد، بلکه می‌تواند برای فعالیت‌های اقتصادی آن‌ها در خارج از مرزهای کشور محدودیت‌هایی ایجاد کند.

عربستان سعودی و سه کشور دیگر در رابطه با انتشار این لیست اعلام کرده‌اند که این اقدام به منظور پیشبرد مبارزه با تروریسم و خشکاندن منابع مالی نیروهای افراطی و تروریستی صورت می‌گیرد.

مهمترين شرط عربستان براي قطر: قطع روابط با رژیم ايران

روزنامه السياسه چاپ کويت در خبري ادعا کرد که عربستان سعودي و کشورهايي که با قطر روابط خود را قطع کرده اند، 10 شرط براي بازگشت روابط به شرايط عادي براي دوحه تعيين کرده اند که طي 24 ساعت آينده ( از سه شنبه شب) قطر بايد آنها را اجرا کند.

به گزارش العالم، این روزنامه کویتی در شماره امروز چهارشنبه خود در گزارش از سفر امير کويت به عربستان به نقل از منابع آگاه نوشت که در صدر 10 شرط اعلام شده براي قطر، قطع روابط اين کشور با ايران قرار دارد.

توقف پخش برنامه هاي شبکه الجزيره ، تعهد قطر براي خودداري از دنبال کردن هرگونه سياست مخالف سياست هاي واحد کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس، اخراج تمام اعضاي جنبش حماس و بلوکه کردن حساب هاي بانکي و قطع همکاري با آنان ، عذرخواهي رسمي از تمام دولت هاي شوراي همکاري خليج فارس که مورد توهين و تهمت شبکه الجزيره قرار گرفته اند و تعهد دوحه به ميثاق امضاء شده در سال 2012 در زمان پادشاهي عبدالله بن عبدالعزيز از جمله شرايط تعيين شده براي بازگشت روابط عربستان، بحرين، امارات و مصر با قطر به حالت عادي است.

منابع رسمي کويت و عربستان سعودي درباره موضوع تعيين شرايط براي قطر و ابلاغ آن از طريق امير کويت به دوحه تاکنون اظهار نظر نکرده اند.

فایننشال تایمز:علت قطع روابط اعراب با قطر

به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، دولت قطر حدود 700 میلیون دلار به حکومت ایران و گروه های منطقه ای شیعه که مورد حمایت تهران هستند، پرداخته است.

به گزارش انتخاب، این نشریه در ادامه اورده ست: دوحه این مبلغ را برای ازادی 25 عضو خانواده سلطنتی در عراق و همچنین 50 شبه نظامی شبعه ربوده شده توسط تروریست ها در سوریه پرداخت کرد.

ماجرا از آنجا شروع شد که کتائب الحق (مزدوران سلیمانی) که نزدیک به حکومت ایران است، تعدادی از خانواده سلطنتی قطر را در عراق بازداشت کرد و در عوض خواستار آزادی مبارزان شیعه ربوده شده توسط تروریست ها در سوریه شد. قطر با استفاده از این وضعیت، 200 تا 300 میلیون دلار به گروه های افراطی در سوریه و تحریر الشام پرداخت کرد تا در مقابل مبارزان ربوده شده شیعه آزاد شوند.

به نظر می رسد مهمترین دلیل قطع رابطه اعراب و سعودی با دوحه، پرداخت پول به حکومت ایران بوده است.

دو دیپلمات می گویند که انگیز گروه عراقی برای بازداشت نعدادی از قطری ها، دادن این اهرم به حکومت ایران و حزب الله بوده است که بتوانند ازادی تعدادی از مبارزان شیعه که توسط گروه افراطی تحریر الشام ربوده شده بودند را تضمین کنند.

No responses yet

Jun 14 2017

۱۰ ماه زندگی با القاعده‌ای‌های ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: بهمن احمدی امویی

مرداد سال ۱۳۸۹ است. زندانیان «القاعده» تعدادشان زیاد شده است. حدود ۱۰ نفرشان از بچه‌های کردستان ایران وَ بسیار جوان هستند. مسن‌ترینشان به‌زحمت ۲۴ یا ۲۵ سال سن دارد. خیلی مصمم و پرانرژی نشان می‌دهند. روزی پنج نوبت نماز جماعت می‌خوانند. رئیس بند، دستور داده هر دو نفرشان را در یک اتاق نگه دارند؛ بلکه روابطشان با هم کمتر شود. اما به خاطر تعمیرات ساختمانی در تمام بند ۳۵۰، همه‌چیز بلبشو است و از آزادی عمل بیشتری برای رفت وآمد و دیدن و نشست و برخاست، برخورداریم. آن‌ها هم مدام کنار هم هستند. رفتار تشکیلاتی القاعده‌ای‌ها و چهره‌های نامونس آن‌ها با ریش‌های بلند، موجب ترس برخی از زندانی‌ها شده است؛ به‌ویژه وابستگان انجمن پادشاهی. مرتب در گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و کاملاً از آن‌ها می‌ترسند؛ سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است با آن‌ها رودررو نشوند.

کمتر با زندانی‌های دیگر ارتباط دارند. در واقع اصلاً ارتباطی ندارند. فقط زمان خواب آن‌ها را می‌بینی که از دیگر دوستانشان جدا شده و هر کدام به اتاق خود می‌روند. تا حالا یکی دو درگیری بین آن‌ها و جوانان زندان روی داده است. پس از مدتی مسئولان زندان به این نتیجه رسیدند که آن‌ها در یک جا وکنار هم باشند. اتاقی که قبل از این فروشگاه و کتابخانه بود، با خراب کردن دیوار حائل، تبدیل به یک اتاق نسبتاً بزرگ شد؛ این اتاق با ۱۴ تخت سه طبقه به ۱۰ نفر از زندانیان القاعده اختصاص داده شد و توافق شد ۱۴ نفر از بچه‌های سیاسی اتاق‌های دیگر هم به آنجا بروند، تا از شلوغی زیاد اتاق‌ها کم شود. در هر اتاق گاه تا ۳۵ نفر زندگی می‌کنند. نزدیک ۲۰ نفر تخت دارند و بقیه «کف‌خواب» اند؛ کف‌خواب اصطلاحی است مخصوص زندان‌ها. علاوه بر خوش‌شانسی، باید از امتیاز زندانی باسابقه هم برخوردار باشی که تختخواب نصیبت شود. بعضی‌ها تا چند ماه منتظر می‌مانند که تختی گیرشان بیاید. در بندهای دیگر که زندانیان عادی نگهداری می‌شوند، تخت‌ها تا ۶۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود؛ خریدوفروش تخت برای بعضی‌ها درآمدزا است. برخی با روابط و زدوبندی که دارند، تخت را به یک زندانی می‌فروشند و دو سه روز بعد، ترتیب انتقال آن فرد را به سالنی دیگر می‌دهند تا دوباره تخت را به یک زندانی دیگر بفروشند.

تا پیش از این، رئیس بند، اعتنائی به خواسته‌های زندانیان سیاسی نداشت. بارها نسبت به وضعیت بهداشتی، شلوغی اتاق‌ها و فضای موجود اعتراض شده بود. حتی جابه‌جایی بین اتاق‌ها را هم به‌راحتی نمی‌پذیرفت. اهتمام ویژه‌ای در جلوگیری از شکل‌گیری تشکل، گروه و دستهٔ فکری بین زندانی‌ها نشان می‌دهد؛ به‌همین‌خاطر مرتب ما را جابه‌جا می‌کند؛ اما حالا پذیرفته که ۱۰ نفر از زندانی‌های القاعده با آن ویژگی‌های خاص فکری، در یک اتاق جمع شوند. کسی حاضر نمی‌شد برود و با آن‌ها در آن اتاق زندگی کند. سرانجام من و «عبداللـه مؤمنی» و هشت نفر از زندانیان جنبش سبز، یک نفر از انجمن پادشاهی و سه نفر از زندانیان سیاسی کرد («متین ارجان»، تبعهٔ ترکیه، «رمضان احمد کمال» از سوریه و «رمضان سعیدی» ایرانی) پذیرفتیم تا با آن‌ها در این اتاق بمانیم. ترکیب جالبی است. همه نسبت به هم سوءتفاهم دارند. نبود درک متقابل، نبود پذیرش حداقلی دیگری و وجود کمترین میزان همراهی، در این جمع موج می‌زند. من دلم می‌خواهد با آن‌ها ارتباط بگیرم و در باره‌شان بنویسم. اما اصلاً راه نمی‌دهند. بچه‌های اتاق‌های دیگر، دو سه نفر باهم، از چهارچوب فلزی‌ای که حالا دری ندارد، به داخل اتاق سرک می‌کشند و با تعجب به ما نگاه می‌کنند تا بدانند که هنوز زنده‌ایم یا نه؟ همهٔ این‌ها شوخی و خنده است و نه جدی.

۱۰ نفر زندانی القاعده و ارتباط با آن‌ها سوژهٔ هر روزهٔ دیگر زندانی‌ها شده است. هر شب ساکنان اتاق‌های دیگر با ما خداحافظی می‌کنند و به کنایه می‌گویند: «به امید دیدار تا فردا!» عبداللـه رئیس اتاق است و به‌قول بچه‌ها باید روش امنیتی خاصی را برای حفظ خود در پیش بگیرد (همه این‌ها شوخی و برای وقت گذرانی است). من می‌گویم مثل «یاسر عرفات» شب‌ها در یک جا بخوابد و صبح از جای دیگر برخیزد. «کیوان صمیمی» از نخستین افرادی است که در خط مقدم خطر قرار دارد! چون خیلی گرمش می‌شود؛ معمولاً پیراهنش را درمی‌آورد و بدن پوشیده از مویش را نشان می‌دهد. زندانی‌های القاعده هم هر روز دراین‌باره هشدار می‌دهندکه این کارش درست نیست و جلویش را بگیرید و گرنه خودمان با او برخورد می‌کنیم.

یک روز اخبار ساعت ۱۴ تلویزیون، خبری خواند که بازتاب‌های آن برای همه جالب بود: «دو نفر در یک عملیات انتحاری در کابل، سه نفر از نیروهای ناتو را کشته‌اند.” زندانی‌های القاعده معترضانه گفتند: «جمهوری اسلامی به نفع آمریکا خبررسانی می‌کند. مگر می‌شود در دو عملیات انتحاری فقط سه نفر کشته شوند؟!» یکی‌شان با خوشحالی فریاد زد: «دو صفرش را انداخته‌اند. ۲۰۰ نفر مرده‌اند.» عبداللـه مؤمنی با خنده و شوخی گفت: «واقعاً گاهی جمهوری اسلامی مظلوم می‌شود. نه القاعده خبرهایش را قبول دارد و نه ما.» وقتی خبر یک اقدام تروریستی و انتحاری از تلویزیون پخش می‌شود، صدای تکبیر و الله اکبر آن‌ها بلند می‌شود. با هم روبوسی می‌کنند و شادی و پیروزی در چشمانشان موج می زند. از این بابت اعصاب ما خراب است و ناراحتیم. نمی‌دانیم چطور با آن‌ها رفتار کنیم که مشکلی پیش نیاید و وضعیت زندان را با ناراحتی و تنش و چالش بدتر نشود. تحمل دیوارهایی که تو را احاطه کرده و فشار آن دیوارها آدم را شکننده می‌کند.

عید مبعث در پیش است. از همین حالا با القاعده‌ای‌ها صحبت می‌کنیم تا آن‌ها را برای برگزاری جشن احتمالی آماده کنیم؛ اما راضی نمی‌شوند. نماینده‌شان می‌گوید: «ما به این چیزها اعتقاد نداریم. چرا باید جشن بگیریم؟! ما پیرو سنتِ قرآن هستیم. اگر باید جشن تولد بگیریم و این مهم است، چرا خود حضرت رسول هرگز برای خودش جشن تولد نگرفت؟»

آخر شب با عبدالله. خ که نمایندهٔ زندانیان القاعده است در مورد چگونگی دستگیری‌اش صحبت می‌کردیم. گفت: «واقعاً ظلم است. من فقط هشت آمریکایی کافر را کشتم؛ اما دولت ایران الان ۱۱ ماه است که مرا زندانی کرده است. این ظلم آشکار است. دولت ایران از یک طرف می‌گوید با آمریکا دشمن است، اما از طرف دیگر کسانی را که آمریکایی‌ها را در افغانستان می‌کشند، دستگیر می‌کند.» در «بوکان» دستگیر شده است. یواش‌یواش می‌خواهم با او طرح دوستی بریزم؛ شاید بتوانم خاطراتش را بنویسم. هرچند پذیرفتن حرف‌هایش سخت است و به‌قول بقیه دارد قپّی می‌آید.

رابطهٔ ما با اعضای القاعده رو به بهبودی است. دو قالی کهنه برای اتاق آوردند. فرصت خوبی برای نزدیکی بیشتر است. همه باهم شروع به شستن قالی‌ها کردیم. شوخی و خنده و کمی هم آب‌بازی بین دو “عبد اللـه “اتاق. عبداللـه مؤمنی رئیس اتاق یک و رئیس فراکسیون اکثریت و عبداللـه. خ نایب‌رئیس اتاق و رئیس فراکسیون اقلیت القاعده: لقب‌هایی که بچه‌ها به عنوان شوخی و خنده مطرح می‌کنند. متین ارجان آشپز فوق‌العاده‌ای است؛ با کمترین امکانات، غذاهایی می‌پزد که طعمشان را پیش‌تر تجربه نکرده‌ایم.

«علی تاجرنیا» که مسئول بهداشت اتاق است، میوه‌ها را بین بچه‌ها تقسیم می‌کند. بشقابی شامل موز، خیار و سیب. به هرکدام از ۱۴ نفرمان یک برش از این سه میوه می‌رسد. عبداللـه مؤمنی باحرارت، تند و بلند حرف می‌زند و همه‌چیز را با چاشنی‌ای از طنز و خنده مطرح می‌کند. می‌گوید که رئیس محترم اتاق یک است و معمولاً از بچه‌ها می‌خواهد که او را خودجوش تشویق کنند. این روزها ورد زبانش «درود بر شرفتان» است؛ اصطلاحی که تقریباً همه اعضای اتاق از آن استفاده می‌کنند.

صبح‌ها با صدای خنده و شوخی عبداللـه مؤمنی و شنیدن جملهٔ «یاران دبستانی و برادران ایمانی! صبح شما به‌خیر! مدیریت محترم اتاق، روز دلنشین و زیبایی را برای شما آرزو می‌کند. لطفاً بیدار شوید!»، از خواب برمی‌خیزیم. اولین کلمه‌هایش پس از صبح به‌خیر نیز «درود بر شرفتان» است.

۱۰ نفر زندانیان القاعده که در اتاق شمارهٔ یک با ما زندگی می‌کنند، از آن گروه القاعده‌ای‌هایی هستند که کمترین میزان آگاهی را دارند. تحلیل مشخصی از اوضاع و مبانی تئوریک که هیچ، سواد کافی هم ندارند؛ برداشتشان از قرآن نیز گاه خیلی برای ما عجیب به نظر می‌رسد. یکی‌شان تعمیرکار لوازم خانگی است، یکی مغازه‌دار و دو سه تای‌شان تحصیلات زیر دیپلم دارند. تنها وجه ممیزه‌شان این است که مثلاً فلانی ۲۹ جزء قرآن را حفظ است و بقیه کمتر از او. اهل خواندن داستان و رمان و شعر و یا کتاب‌های علوم اجتماعی نیستند. فقط قرآن می‌خوانند و حفظش می‌کنند. در روزنامه‌ها فقط دنبال جدول هستند و برنامه‌های تلویزیون را هم نگاه می‌کنند.

در روزنامه دنبال کلماتی می‌گردند که به نظرشان اسم خداوند است و آن را خیلی ظریف پاره می‌کردند. زندانی از روزنامه‌ها برای تمیز کردن سفره غذا، نشستن روی آن‌ها و تمیز کردن سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند. از نظر القاعده ای‌ها این کار گناه است. این هم شده یکی از درگیری‌های هر روزه با آن‌ها. از بدشانسی، تعداد زیادی از روزنامه‌هایی هم که می‌آورند، روزنامه‌های سبحان و حمایت است و پر از اسم مقدس و آیه‌های قران. بعضی روزها روزنامه‌ها را می‌سوزانند تا از نظر آن‌ها ما کمتر گناه کنیم.

یک تیم والیبال دارند و بعد از ظهرها با بچه‌ها بازی می‌کنند. گاهگاهی هم دور هم می‌نشینند و بخش‌هایی از قرآن را که حفظ هستند تمرین می‌کنند. از اخبار و گزارش‌ها و حوادث روز دنیا فقط روی بمب‌گذاری‌های القاعده در عراق و افغانستان و خبرهای مربوط به گروه خودشان حساسیت نشان می‌دهند. یک بار دیدم که «جهانگیر» یکی از جوانان القاعده، شطرنج بازی می‌کند. «علیرضا ایرانشاهی» پرسید: «مگر شطرنج برای آن‌ها حرام نیست؟» گفتم: «نمی‌دانم.»

برخلاف قرار قبلی با رئیس بند، تعداد القاعده‌ای‌ها به ۱۷ نفر رسید. تعداد ما هم به حدود ۲۰ نفر رسیده است. روزی ۸ نوبت نماز جماعت در اتاق برگزار می‌شود. پنج نوبت بچه‌های القاعده و سه نوبت دیگران. بچه‌های جنبش سبز گاهی به بهشتی شیرازی و زمانی به محسن میردامادی اقتدا می‌کنند. اوضاع آشفته‌ای شده و کمترین میزان آرامش راداریم. حتی از اتاق‌های دیگر هم برای شرکت در نماز جماعت به اتاق ما می‌آیند. از آن‌طرف غذا خوردن هم سخت شده است. پیشنهاد دادیم که همه باهم دور یک سفره جمع‌شویم. من گفتم برای این‌که بیشتر به هم نزدیک شویم هرروز دو نفر شهردار باشند، یکی از ما و یکی از آن‌ها. آشپزی و غذا درست کردن هم همین‌طور. اما آن‌ها مخالفت می‌کنند. می‌گویند ما چون شیوه ذبح گوشت را نمی‌دانیم نمی‌خوریم و گاهی مرغ استفاده می‌کنیم. استدلالی که نمی‌توان برای آن دلیلی آورد. در حقیقت آدم می‌ماند که چه جوابی بدهد. جالب این‌که تا پیش‌ازاین که به القاعده ملحق شوند مثل بقیه مردم رفتار می‌کردند و حالا برای نشان دادن تمایز و هویت خود چنین چیزهایی را مطرح می‌کنند. شلوارهای گشاد که تا بالای قوزک پا می‌رسد، می‌پوشند. می‌گویند حضرت محمد گفته باید قوزک پا معلوم باشد. موقع نمازخواندن دست‌به‌سینه، هر دو پا به‌اندازه پهنای شانه باز و پنجه‌های پاها را به یکدیگر متصل می‌کنند. یک فلسطینی که فارغ‌التحصیل دانشگاه کیف اکران است و دو مصری هم به‌تازگی وارد زندان شده‌اند. مصری‌ها از ترکیه وارد ایران شدند و به پاکستان رفتند و پس از مدتی که وارد ایران می‌شوند، دستگیر می‌شوند والان منتظرند تا تحویل مقامات مصری داده شوند. یکی دو نفر هم از جمهوری آذربایجان هستند. می‌خواستند به عراق بروند که در ایران دستگیرشده‌اند. تعدادشان زیاد شده و مقامات تصمیم می‌گیرند آن‌ها را به یک سالن در زندان رجایی شهر کرج منتقل کنند.

تعدادی از بچه‌های اهل کردستان هم در میان ما هستند که به خاطر درگیری و برخورد مسلحانه با القاعده‌ای‌های کردستان دستگیرشده‌اند. ترکیب عجیبی داریم. یکی از آن‌ها می‌گوید وظیفه من شناسایی و ترور مقامات و مبلغان القاعده در کردستان ایران بود. او می‌گوید که دوستانش در کردستان عراق هم به‌شدت در حال مبارزه با آن‌ها هستند. برای همین گاهی هم درگیری و کتک‌کاری بین این دو گروه را شاهد هستیم. هر یک دیگری را به نابودی کردستان متهم می‌کند. تا حالا شاهد چند درگیری و بین آن‌ها بودیم.

حسین مرعشی می‌گوید:”آینده خاورمیانه از توی اتاق شما مشخص می‌شود. همه نوع آدم در آن هست. القاعده، مسلمان اصلاح‌طلب، سکولار، کرد وابسته به پژاک و پ.ک. ک، سازمان مجاهدین خلق و ضد مذهب.”خوب که به حرفش فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی دقیق می‌گوید. این روزها در سراسر خاورمیانه جنگ، سوءتفاهم، نفی و عدم پذیرش یکدیگر، همه را به جان هم انداخته است.

به نظر می‌رسد در برخی از مناطق مرزی گرایش‌هایی به القاعده به وجود آمده است. هرچند ماه تعدادی از آن‌ها را که در زندان‌های شهرهای دیگر ازجمله ارومیه و سنندج نگهداری می‌شوند به اینجا می‌آورند و سپس به زندان «رجایی شهر» می‌فرستند؛ جوانانی عمدتاً از مناطق روستایی، باسواد و دانش اندک و بدون کمترین توان تحلیل و قدرت تشکیلاتی و سازمان‌دهی بالا و توان مالی نامحدود، به القاعده این امکان را می‌دهد که به‌راحتی جوانان بیکار، سرخورده و ناراضی را در برخی از مناطق مرزی جذب کند. خیلی از این جوانان ظاهراً برای ادامهٔ تحصیل و با استفاده از کمک‌های مالی القاعده و دیگر سازمان‌های پوششی‌اش، به مدارس مذهبی پاکستان می‌روند. آنجا با عقاید و تفکرات تندروتری آشنا شده و حتی برخی از آن‌ها تجربهٔ جنگ و درگیری در افغانستان و عراق را هم‌کسب می‌کنند. آموزش‌هایی که این‌ها می‌بینند قرائت جدیدی از اسلام سیاسی برای ایجاد حکومت اسلامی است.

هفتهٔ گذشته، چند جوان ۱۹ تا ۲۴ ساله که از نیروهای القاعده بودند، به میان ما فرستادند. این‌ها چندمین گروهی هستند که از زندان‌های متفاوت به اینجا می‌آورند و سپس به زندان رجایی شهر در کرج می‌فرستند. اینکه چگونه یک کردِ سنیِ شافعیِ ایرانی سر از سازمان القاعدهٔ سلفی که از عربستان و پاکستان تغذیه می‌شود، درآورده، خودش داستانی دارد. یکی از ویژگی‌های این گروه جدید القاعده، به‌نسبت قبلی‌ها، وجود دو جوان تحصیل‌کرده و دانشگاهی در میان ایشان است. از حدود ۵۰ نفری که در دو سال گذشته به اتهام وابستگی و گرایش به القاعده دیده‌ام، این دو نفر تنها تحصیل‌کرده‌هایی بودند که در میانشان وجود داشتند؛ مابقی عمدتاً از طبقات پایین جامعه بودند و ازنظر اقتصادی ضعیف. کارگر ساده، نانوا، دست‌فروش، واسطهٔ دست چندم بازار، خیاط، جوشکار و… . حداکثر سواد کلاسی آن‌ها به‌زحمت به دیپلم می‌رسید. چیزی که آن‌ها را به یکدیگر برتری می‌داد، تعداد سوره‌هایی بود که از قرآن از بر داشتند. پس از حملهٔ آمریکا به عراق، ایران خط واصل القاعدهٔ مقیم پاکستان و افغانستان و عراق شد و کردستان عراق و کردستان ایران هم مهم‌ترین مرکز تجمع و تبلیغ این گروه. گفته می‌شود، تعداد زیادی از مبلغان مذهبی آن‌ها در منطقهٔ کردستان ایران ساکن شدند؛ افرادی که ظاهراً معلم و مدرس قرآن و علوم دینی بودند. می‌گویند مقامات امنیتی و سیاسی ایران در ابتدا بر این باور بودند که میدان دادن به آن‌ها شرایطی را پیش خواهد آورد که از گرایش جوانان ناراضی کرد به گروه‌هایی مثل پژاک، پ.ک.ک و گروه‌های سنتی‌تر سیاسی چون کومله و دموکرات جلوگیری به عمل خواهد آورد. یکی از این‌ها می‌گفت: «جمهوری اسلامی فکر می‌کرد با دادن امتیازاتی به ما و امکان تبلیغ، در موقعیت خاصی، اگر از مرزهای غربی ایران، نیروهای آمریکایی و غربی اقدامی انجام دهند، می‌تواند روی کمک ما حساب کند. ضمن اینکه گسترش تمایلات سلفی تا حدودی زمینهٔ درگیری را بین کردها افزایش می‌داد و مردم منطقه را سرگرم این درگیری‌ها می‌کرد.» او افزود: «البته ما چون از همان ابتدا سیاست جمهوری اسلامی را متوجه شده بودیم، از امکان تبلیغی خوبی که داشتیم حداکثر استفاده را کردیم و اگر غربی‌ها به ایران حمله می‌کردند، به‌هیچ‌وجه به نفع ایران وارد عمل نمی‌شدیم.»

این دو جوان تحصیل‌کرده، تقریباً اولین کسانی از میان القاعده‌ای‌ها بودند که به‌نوبت دیگران راحت‌تر می‌شد با آن‌ها حرف زد؛ طوری که هم من بفهمم او چه می‌گوید و هم او بفهمد من چه می‌گویم و همین، گفت‌وگو را برای هر دو طرف راحت می‌کرد. دیگر نگران قطع شدن ناگهانی گفت‌وگو نبودم.

ایوب که اگر وقت پیدا می‌کرد تا ۱۲ واحد درسی دیگرش را بگذراند، از دانشگاه دولتی … مدرک مهندسی برق می‌گرفت، گفت عضو یک خانوادهٔ متوسط شهری است. سه برادر و دو خواهر دارد. خانواده‌اش را در عرف طبقهٔ متوسط شهری امروز ایران، نمی‌توان مذهبی نامید. جز پدرش، بقیهٔ افراد خانواده خیلی به ظواهر دینی و مناسک آن توجه ندارند و به فرایض دینی عمل نمی‌کنند. سردشت شهری چسبیده به مرز عراق و محل آمدوشد گروه‌ها و دسته‌های مختلف کرد فعال در منطقه است. نزدیکی‌اش به ارومیه هم بر موقعیت اقتصادی و اجتماعی آن می‌افزاید. ایوب می‌گوید پیش از دانشگاه و حتی تا دو سال اول آن، توجه خاصی به مسائل مذهبی نداشته است؛ اما کم‌کم با یکی دو محفل دانشجویی کرد در تبریز آشنا می‌شود. در یکی از این نشست‌ها توانست به افرادی نزدیک شود که به آن‌ها القاعده می‌گویند؛ هرچند خودش اسمی از القاعده نیاورد و به نظرم دراین‌باره پنهان‌کاری کرد.

از او پرسیدم: «چرا با این موقعیت و آگاهی به این گروه نزدیک شدی؟» جواب داد: «رفتار حکومت ایران و نوع نگاهی که به کردها دارد، کمک زیادی کرد که راه خودم را در پیوستن به این گروه ببینم. سنی بودن و کرد بودن ازیک‌طرف و وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی منطقه از سوی دیگر، ما جوانان را که خواهان شرایط بهتر و زندگی مناسب‌تری برای مردمان خود هستیم، به سمت گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی می‌برد؛ اما من راه خودم را در پیوستن به پژاک، پ.ک.ک، کومله یا دموکرات نمی‌بینم. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های ما را محقق کنند. این گروه‌ها در میان مردم عامی جایی ندارند و الان گروه ما، تنها گروه در کردستان است که می‌تواند خواسته‌های مردم را تأمین کند.» او در ادامهٔ توضیحاتش می‌گوید: «من الان معنا و مفهومی در زندگی‌ام احساس می‌کنم که پیش‌ازاین از آن برخوردار نبودم.»

قدبلند است و خوش‌قیافه؛ زندگی اجتماعی خوبی داشته و در هر جمعی که بوده، موردتوجه قرارگرفته است؛ اما آشنایی‌اش با این گروه خاص، چیزی را وارد زندگی او کرده که قبلاً نداشته است. او حالا یک فرد مذهبی است و سه جزء قرآن را حفظ دارد. می‌گوید: «ما دنبال ایجاد حکومت اسلامی هستیم.» پرسیدم: «از چه راهی؟» جواب داد: «از سه‌راه تبلیغ، جهاد یا هر دو. روش ما بسته به موقعیت و شرایطی که در آن قرار داریم، متفاوت است.» اصرار داشت که بگوید: «من خودم به روش سوم یعنی تلفیق جهاد و تبلیغ معتقدم.»

اما گرایش به القاعده و چنین تفکراتی فقط در میان سنی‌ها نیست. یکی از جوانانی که اخیراً به اتهام ارتباط با القاعده دستگیرشده از بچه‌های بازار تهران است. شیعه‌ای که سنی شده و به آن‌ها پیوسته است. ظاهراً کمک‌های مالی زیادی به آن‌ها کرده است. اما مقامات زندان اجازه نمی‌دهند به سالن مخصوص بچه‌های القاعده برود. خودش می‌گوید می‌خواهند من را از آن‌ها دور کنند اما نمی‌توانند. می‌گوید که تعداد زیادی از بچه‌های بازار دنبال این کار هستند. نمی‌دانم چقدر درست می‌گوید.

کردستان همواره یکی از حزبی‌ترین و تشکیلاتی‌ترین مردم را در مقایسه با بقیه ایران داشته است. از سال ۱۳۷۶ به این‌سو همواره تفکر اصلاح‌طلبی بیشترین اقبال را در میان مردم کردستان و سیستان و بلوچستان داشته است. اما از شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی ندارند و به نظر می‌رسد در طول تاریخ دولت مرکزی کمترین توجه را به آن‌ها داشته است. باید حاشیه با متن را پیوند زد.در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم؛ در همین کردستان خودمان دست‌کم با پنج شش گروه مسلح و مخالف یکدیگر مواجه هستیم. غیر از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، کومله، دموکرات، پژاک و اخیراً هم القاعده و داعش. تصور اینکه بخواهد تغییراتی مسالمت‌آمیز به وجود بیاید، بدون اینکه اوضاع و احوال کشور خطرناک‌تر نشود، بسیار سخت است. اصلاً با این اوضاع و احوال چقدر می‌توان به وقوع کمترین تغییر مسالمت‌آمیز امیدوار بود؟ در صورت بروز هر نوع تغییر و تحول، کدام جریان، تفکر و جنبش اجتماعی می‌تواند همهٔ این اضداد را دورهم جمع کن

چچ

No responses yet

Jun 12 2017

پلیس ایران با چهار فرد مسلح حامل پرچم داعش درگیر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

رادیوفرانسه: پلیس ایران، دوشنبه ۲۲ خرداد، از درگیری و کشتن ۴ فرد مسلح مظنون به عضویت در گروه دولت اسلامی (داعش) در شهرستان رودان در استان هرمزگان در جنوب این کشور خبر داد.

پایگاه خبری پلیس ایران به نقل از عزیزالله ملکی، فرمانده نیروی انتظامی استان هرمزگان، نوشت که عصر روز یکشنبه ماموران پلیس در کوه های اطراف شهرستان رودان با یک گروه ۴ نفره مسلح درگیر شدند و همه آنان را به قتل رساندند.

این مقام پلیس ایران اضافه کرده که از افراد کشته شده، ۴ قبضه سلاح جنگی،۱۱۲ عدد فشنگ و مقادیری مواد منفجره و پرچمی با آرم داعش ضبط شده است.

وی گفت که دو نفر از این افراد اتباع بیگانه “با کارت شناسایی خارجی” بوده وهویت افراد دیگر در دست بررسی است.
سایت خبری پلیس ایران عکسی را نیز منتشر کرده که در آن چهار جسد و چند سلاح و یک پرچم داعش نشان داده شده است.

انتشار خبر کشتن اعضای داعش در هرمزگان درحالی است که بخشی از مردم این استان جنوبی ایران سنی‌مذهب هستند.

پس از حملات تهران، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از بازداشت ده‌ها نفر به اتهام ارتباط با داعش در استان‌های مرزی ایران خبر داد.

همچنین محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران مدعی شد که “سرکرده و طراح” حملات تهران در خارج از مرزهای ایران مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.

وی شنبه ۱۰ ژوئن، بیستم خرداد در یک گفت‌وگوی تلویزیونی اضافه کرد که “خانه امن” عاملان حمله تروریستی تهران “در کرمانشاه” کشف شده و افرادی دستگیر شده‌اند.

در جریان تیراندازی و انفجار انتحاری روز چهارشنبه ۱۷ خرداد در تهران که در مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت‌الله خمینی و توسط ۵ مهاجم صورت گرفت، ۱۷ نفر کشته و ۵۲ نفر دیگر زخمی شدند.

No responses yet

Jun 12 2017

حیدر عبادی می‌گوید «صدها میلیون دلاری» که قطر فرستاده بود در عراق است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: نخست‌وزیر عراق می‌گوید پولی که دولت قطر برای «رهایی» شماری از اعضای خانواده حاکم آن کشور به عراق فرستاده بود، همچنان در این کشور است. برخی گزارش‌ها حاکی‌ست ماجرای پول ارسالی و امکان دستیابی ایران به آن، احتمالا عربستان را خشمگین کرده‌است.

حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، می‌گوید در ماه آوریل، مقام‌های امنیتی آن کشور، در یک جت خصوصی قطری که در بغداد به زمین نشسته بود، چمدانی دربرگیرنده صدها میلیون دلار پیدا کردند. آقای عبادی این احتمال را مطرح کرده است که این پول برای رهایی شهروندان قطری که به گروگان گرفته شده بودند، ارسال شده بود.

گروگان‌گیری که زمان دقیق آن مشخص نیست در جنوب عراق، در نزدیکی مرز عربستان، رخ داده‌است. در جریان آن ۲۶ نفر، از جمله شماری از اعضای خانواده حاکم بر قطر که برای «شکار»، رفته بودند، ربوده شدند. هیچ‌کس مسئولیت این کار را بر عهده نگرفته‌است.

خبرگزاری رویترز می‌گوید مشخص نیست آزادی گروگان‌ها چگونه صورت گرفته. این خبرگزاری که بخشی از گزارش‌های رسانه‌ای مربوط به واقعه را پوشش داده می‌گوید ارسال این پول، و این که ممکن است قسمتی از آن به ایران فرستاده شده، احتمالا خشم شماری از کشورهای عربی هم‌جوار قطر، از جمله عربستان سعودی، را برانگیخته است. و گمان میرود که این، یکی از دلایل قطع روابط اخیر بوده است.

عربستان سعودی، بحرین، مصر و امارات متحده عربی، اخیرا با متهم کردن دوحه به «حمایت از تروریسم» و «دخالت در امور داخلی»، روابط خود با قطر را قطع کردند. گفته شده «نزدیکی به‌ ایران» از دیگر دلایل قطع روابط است.

قطر اتهام‌ حمایت از تروریسم یا دخالت در امور داخلی دیگر کشورهای عربی را رد کرده‌است. با این‌همه تنش‌های تازه در غرب آسیا با ابراز نگرانی شماری از سیاست‌مداران خارجی روبه‌رو شده و برخی از آن‌ها، از جمله دولت آلمان یا وزارت خارجه ایالات متحده خواستار حل‌وفصل اختلافات شده‌اند.

حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، روز یک‌شنبه به گزارش‌ها و ماجراهای مطرح‌شده پیرامون پول پیدا شده در جت قطری نیز واکنش نشان داده، و تاکید کرده این پول «مطلقا خرج نشده‌است». آقای عبادی گفته «همه این پول همچنان در محفظه‌ای که فرستاده شده، است و یک کمیته بر آن نظارت می‌کند.» به گفته نخست‌وزیر عراق «دو نماینده دولت قطر» نیز در زمانی که پول نزد بانک مرکزی عراق سپرده شده، بر این کار نظارت کرده‌اند. قطر هنوز واکنشی به گزارش‌ها نشان نداده‌است.

آقای عبادی در بخش دیگری از سخنان خود گفته‌است موضوع پول، «یک وجه سیاسی دارد و یک وجه قانونی» و «مطابق با قوانین عراق» به آن رسیدگی خواهد شد.

No responses yet

Jun 11 2017

داعش چگونه در کردستان ایران ظهور و نفوذ کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

ایران وایر: به گفته مختار هوشمند ظهور افکار سلفی جهادی در کردستان ایران به ۲۰ سال پیش برمی‌گردد، یعنی اواسط دهه ۷۰ شمسی.

آیدا قجر- شاهد علوی

در حمله تروریستی تهران که داعش مسوولیت آن را گرفت؛ چندین کرد وجود داشت. در ویدیویی هم که توسط خبرگزاری این گروه منتشر شد، به کردهایی اشاره می‌شود که در ایران فعالیت می‌کنند. آیا وجود تفکرات سلفی در کردستان و مناطق کردنشین ایران به سال‌ها قبل برمیگردد یا آن‌ها در ایران نوپا هستند؟ آیا شکل‌گیری آن‌ها در ایران با مقاومت جمهوری اسلامی روبه‌رو بوده است؟ حکومت ایران در مقابل وجود آن‌ها چه اقداماتی انجام داده است؟ این سوال‌ها را با مختار هوشمند، کارشناس گروه‌های بنیادگرای اسلامی کرد مطرح کردیم تا سابقه این نوع تفکر و دیگر جریان‌های سلفی را در مناطق کردنشین ایران بررسی کنیم:

تفکر سلفیت جهادی و تلاش برای تربیت نیروهای جهادی در کردستان ایران از چه زمانی به عنوان یک تفکر مذهبی اهمیت یافت؟

ظهور افکار سلفی جهادی در کردستان ایران به ۲۰ سال پیش برمی‌گردد، یعنی اواسط دهه ۷۰ شمسی. در این زمان، برای اولین بار تفکر سلفی جهادی در مناطق سنی‌نشین کردستان ایران طرفدارانی پیدا کرد. سه تحول مهم در منطقه در آن سال‌ها تاثیر تعیین‌کننده‌ای در تشکیل و ترویج این تفکر در کردستان ایران داشت: تشکیل امارت اسلامی طالبان در افغانستان. تشکیل کمپ‌های آموزشی القاعده در افغانستان – در این امارت اسلامی که موجب بازگشت دوباره اسامه بن‌لادن به افغانستان هم می‌شود- و در نهایت ظهور انصار الاسلام در مجاورت کردستان ایران، در منطقه اورامانات کردستان عراق.

در مقابل سلفیت جهادی که معتقد به پیاده کردن شریعت اسلام از راه جهاد است، سلفیت ارشادی را داریم که به کار تبلیغی مسالمت‌آمیز معتقد است. وضعیت این طیف در کردستان چطور است؟ آیا می‌توان گفت سلفیت ارشادی همچون تفکرات صوفیانه یا عارفانه در کردستان ایران سابقه تاریخی دارند یا ظهور این تفکر در کردستان به ظهور جنبش‌های نزدیک به اخوان المسلمین در کردستان، برمی‌گردد؟

سلفیت ارشادی از رهگذر «جماعت تبلیغ» از پاکستان و دیگر کشورها وارد ایران شد و به خاطر فعالیت‌های گسترده در بلوچستان، طرفدارانی میان بلوچ‌ها یافت. اما بنا به مستندات و مصادیق عینی، تنها پس از موضوعیت یافتن سلفیت جهادی میان سنی‌های کردستان ایران، سلفیت ارشادی طرفدارانی پیدا کرد. جهاد البته ممکن است برای سلفیان مرجه (ارشادی) هم در شرایطی اولویت بیابد اما به ندرت و با ملاحظه حساسیت‌های بسیاری تصمیم به جهاد می‌گیرند. به لحاظ تاریخی سلفیت ارشادی به محمد بن عبدالوهاب در عربستان برمی‌گردد که به تدریج در این کشور به سلفیت مرجه تبدیل شده است. شیوخ این نوع سلفیت کسانی چون ابن ئوسینین، ابن بن‌باز و شیخ آلبانی هستند.

سلفی‌های ارشادی چه میزان متاثر از تفکرات سیدقطب یا ابوعلا مودودی هستند؟

سلفی‌های مرجه کم‌تر تحت تاثیر سیدقطب هستند. بررسی تاریخ اخوان المسلمین نشان می‌دهد که شکل‌گیری و ظهور آن‌ها به حسن بنا برمیگردد که تاکیدشان بر تبلیغ و دعوت بوده است. استراتژی‌ها و مبانی فکری آن‌ها هم نشان می‌دهد که بیشتر به سلفیت مرجه یا ارشادی نزدیک بوده‌اند. پس از ظهور سیدقطب، مفاهیم تکفیر و جهاد در اخوان المسلمین مورد اهمیت قرار می‌گیرد و برای همین سلفی‌های جهادی را در جایی که به اخوان بازمی‌گردد می‌توان به سید قطب بازگرداند.

این مدعا درست است که ظهور و ترویج سلفیت در کردستان مشخصا به رویکرد نظام سیاسی حاکم برای تضعیف علایق ناسیونالیستی و تفکرات چپ برمی‌گردد؟

این مساله می‌تواند به طور کلی از فاکتورهای مهم موثر بر ظهور اسلامی سیاسی در کردستان ایران باشد، به خصوص وقتی بحث به شکل‌گیری احزاب و گروه‌هایی مثل مکتب قرآن و جماعت دعوت و اصلاح (شاخه ایرانی اخوان المسلمین) برمی‌گردد یعنی همزمان با پیروزی انقلاب ۵۷ و آغاز فعالیت‌های علنی احزاب ناسیونالیست کرد و چپ در کردستان. مکتب قرآن در ماه‌های اول انقلاب به جمهوری اسلامی نزدیک بود و حتی توافقی میان احمد مفتی‌زاده و آیت‌الله خمینی شکل گرفت که طبق این توافق اگر اسلامیست‌ها می‌توانستند باعث بیرون راندن جریان‌ها و گروه‌های چپ و کردی از کردستان شوند، جمهوری اسلامی با نوعی از خودمختاری اسلامی با مدیریت مفتی‌زاده و مکتب قرآن موافقت می‌کرد.

ظهور سیستم دفاکتو شبه مستقل در کردستان عراق و همزمان ظهور پ‌ک‌ک در ترکیه در اوائل دهه ۷۰ شمسی موجب تقویت حس ناسیونالیستی کردی در میان کردهای ایران می‌شود، در همین زمان احمد مفتی‌زاده از زندان آزاد و فضا برای فعالیت مکتب قرآن باز شد. گویی این گشایش تلاشی است برای مقابله با قدرت گیری علایق ناسونالیستی میان کردها. اما تنها دو سال پس از مرگ مفتی‌زاده، در سال ۱۳۷۳، این فضای باز برای مکتب قرآن بسته شده و موج سنگینی از بازداشت و برکناری امامان مساجد و اخراج معلمان نزدیک به این جریان آغاز شد. چه عواملی باعث تغییر رویکرد حکومت در مقابل مکتب قرآن شد و آیا این مساله هم تاثیری بر بروز سلفی‌گری در کردستان داشت؟

البته موج نخست سرکوب جماعت مکتب قرآن به اوایل دهه شصت برمی‌گردد؛ پس از هجرت فعالان وقت مکتب قرآن به کرمانشاه و تشکیل شورای شمس که احمد مفتی‌زاده در شکل‌گیری و تعیین اعضای آن خصوصا از میان افراد شاخص سنی‌مذهب در تهران تاثیرگذار بود، موج اول سرکوب اعمال می‌شود. اما موج دوم سرکوب که شما اشاره کردید، هنوز هم ادامه دارد. در حالی‌که مکتب قرآن جریان بسیار لیبرال اسلامی است و مشخصا پس از زندانی شدن مفتی‌زاده این جریان از لحاظ ایدئولوژیک تعدیل شده است. به طوری‌که مفتی‌زاده پس از آزاد شدن در یک سخنرانی به صراحت اعلام کرد مکتب قرآن به مسائلی چون تکفیر و وجود کافر در کل جهان قائل نیست. این موضع‌گیری در داخل این جریان انقلابی عقیدتی بود. این سرکوب‌ها موج جدیدی از ملی‌گرایی را در کردستان ایران در پی داشت.

چرا در حالی‌که خطر چپگرایی و ناسیونالیسم کردی مرتفع نشده بود، مکتب قرآن برای بار دوم سرکوب شد؟ آیا میدان دادن به سلفی‌ها در کردستان ایران از جمله به معنی تلاشی برای جایگزین کردن مکتب قرآن با یک جریان اسلامگرای افراطی در جنگ برای به حاشیه راندن ناسیونالیسم کردی بود؟

بله. بروز سلفیت در کردستان و میدان دادن به آن را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن مساله به حاشیه راندن ناسیونالیسم کردی تحلیل کرد. اما اگر به طور مشخص به بحث حضور جریان‌های سلفی در کردستان بپردازیم باید به مساله حضور نیروهای انصار السلام در کردستان ایران بپردازیم. در سال ۲۰۰۱ در اقلیم کردستان عراق در نزدیکی حلبچه گروهی تندرو به نام انصار الاسلام به رهبری فردی به نام نجم‌الدین فرج احمد یا ملا کریکاردر منطقه تحت کنترل خودشان، امارت اسلامی بیاره را ایجاد کردند. این گروه در سلیمانیه و اربیل عملیات تروریستی انجام دادند و آدم سر بریدند. اینها تا زمان حمله امریکا در آن منطقه اعمال قدرت می‌کردند. در سال ۲۰۰۳ باقی مانده اعضای انصارالاسلام، یعی نیروهایی که از حمله امریکا به عراق و پاکسازی امارت اسلامی بیاره در اقلیم کردستان جان سالم به در برده بودند با چراغ سبز و مجوز جمهوری اسلامی وارد کردستان ایران شدند. تنها برخی از سران آنها مورد بازجویی‌های کوتاه قرار گرفتند و گروه پرشماری از آن‌ها در شهرهای مختلف کردستان ایران ساکن شدند. از همین مقطع شاهد ظهور جدی و گسترده سلفیت جهادی در کردستان ایران هستیم. همان‌طور که اشاره کردم تحولات منطقه‌ای مثل حاکمیت طالبان و القاعده در افغانستان و شکل‌گیری انصار السلام و حاکمیت آنها در بیاره بر ظهور تفکر سلفی در کردستان ایران موثر بود و حضور عملی جهادیست‌های انصار السلام در داخل کردستان ایران موجب همبسته شدن حلقه‌های کوچک سلفی در کردستان ایران شد و سلفی‌های جهادی کردستان ایران در اتحاد با باقیمانده انصار السلام چند گروه تشکیل می‌دهند. این گروه‌ها علنی و آگاهانه نهادهای تبلیغاتی را در شهرهای مختلف کردستان ایران بنا کردند. البته نباید فراموش کنیم که ابوالمعصب زرقاوی هم در سال ۲۰۰۱ از افغانستان و از مرز سیستان و بلوچستان وارد ایران شد. زرقاوی را کردهای سلفی جهادی به کردستان بردند و مدت هشت ماه در کردستان مهمان آن‌ها بود. جمهوری اسلامی یکبار زرقاوی را بازداشت و بازجویی کرد. او چند هفتهُ صبح‌ها در سقز و بوکان به بازجویی می‌رفت. سپس زرقاوی را از طریق مرز مریوان به منطقه‌ای در بیاره می‌برند که تحت سلطه انصارالاسلام بود. زرقاوی به کمک این نیروها به بغداد می‌رود و اولین گروه سلفی جهادی را در مناطق عرب‌نشین عراق با عنوان جیش محمد پایه‌گذاری می‌کند.

در این مقطع هنوز صدام حسین سقوط نکرده بود. یعنی صدام از این تحرکات مطلع بود؟‌

تمامی تشکیلات و تحرکات مخفی بود. پس از سقوط صدام، زرقاوی گروه بزرگ‌تری را به اسم توحید و جهاد تشکیل می‌دهد که بعدتر این گروه بزرگتر شده و به شاخه القاعده در عراق تبدیل می‌شود اما باقی مانده‌های انصار الاسلام که وارد ایران شده بودند، در اوایل بهار ۲۰۰۳ به سه دسته تقسیم می‌شوند. گروهی که به عنوان کتیبه فتح انصار السلام شناخته می‌شوند از بدنه اصلی انصارالسلام جدا شده و این گروه به فرماندهی هیمن بانی‌شاری و همراهی عمر بازیانی به مریوان می‌روند و در شهرک کانی‌دینار مستقر شده و با عده‌ای از سلفی‌های ایران دور هم جمع می‌شوند و تصمیم به انشعاب گرفته و گروه سلفی جهادی کردی به اسم کتائب القاعده کردستان را تاسیس می‌کنند. کتائب بعدا با زرقاوی بیعت کرد و هیمن بانی‌شاری و عمربازیانی و عده‌ای دیگر از آن‌ها به عراق رفته و به زرقاوی می‌پیوندند و مسوولیت‌هایی برعهده می‌گیرند. بقیه هم در کردستان ایران باقی ماندند تا تشکیلات را با تبلیغ، وسیع‌تر کنند.

این گروه‌ها چه فعالیت‌هایی در کردستان ایران داشتند؟ آیا فعالیت‌ها علنی بود؟

چندین نوع فعالیت داشتند. مثلا سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ شخصی به اسم مروان از اهالی منطقه دربندی خان کردستان عراق که پیش‌تر در انصار الاسلام مسوولیت نظامی داشت، مدیریت کمپ‌ آموزشی را داخل ایران نزدیک شهر سرپل ذهاب برعهده داشت. تخصص آموزگارهای این کمپ که کارشان آموزش سلفی‌های ایران بود، مسایل نظامی و ساخت بمب بود. پس از آماده‌سازی این سلفی‌ها از نظر تبلیغی، عقیدتی و نظامی در ایران، اینها از طریق مرزهای ایران وارد اقلیم کردستان عراق خصوصا حلبچه می‌شدند و عملیات انجام می‌دادند؛ عملیات‌هایشان بیشتر به صورت کمین گذاشتن برای نیروهای پیشمرگ یا مرزبانی کردستان عراق بود. چندین عملیات تروریستی هم در اربیل و سلیمانیه انجام دادند. مثل ترور ملابختیار، از سرکرده‌های اتحادیه میهنی کردستان ایران در سلیمانیه سال ۲۰۰۵ که البته ترور ناموفقی بود. جالب توجه این‌که، تمام این فعالیت‌هی تبلیغی، آموزشی و تردهای مرزی در کردستان ایران به شکل آشکارا و علنی انجام می‌شد. اگر هم مسایل امنیتی را رعایت می‌کردند از ترس جمهوری اسلامی نبود. نهادهای اطلاعاتی امنیتی جمهوری اسلامی کاملا این تحرکات را تحت نظر داشتند. همزمان با تشکیل کتائب قاعده در کردستان ایران، شاخه‌ای از انصارالاسلام هم در کردستان ایران همچنان فعال بود. اما به دلیل بیعت بیشتر سلفی‌های ایران با کتائب القاعده، شاخه ایران انصار الاسلام نتوانست طرفداران چندانی در میان سلفی‌های کردستان ایران پیدا کند.

تمرکز فعالیت این شاخه از انصار الاسلام ایران بود یا نیرو به داخل عراق ارسال می‌کردند؟

باقی مانده انصار السلام عراق در ایران چند دسته شدند. غیر از کتائب القاعده، گروهی دیگر که بیشتر سرکرده‌های انصار مثل ابوعبدلله شافعی بودند، پس از چند ماه بازجویی توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، توسط نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران به مرز عراق برده شدند و به عراق بازگردانده شدند. آن‌جا هم پس از سقوط صدام، به طور مشخص در مناطق عرب‌نشین خودشان را با نام جدید انصارالسنه بازسازی کردند و البته پس از چند سال اسم خود را دوباره به انصار السلام بازگرداندند. این شاخه شکل‌گرفته انصار السلام در ایران، شاخه همان انصار السلام مادر بود که توانسته بود در کردستان عراق خود را بازسازی کند.

کتیبه‌های کردستان یا به قول شما کتائب قاعده از چه زمانی با جمهوری اسلامی مشکل پیدا کردند؟

دو بار شاهد انشعاب در کتائب القاعده کردستان بودیم. کتائب اولین فعالیت‌های نظامی و تروریستی خودش را در کردستان عراق و شهرهای اربیل و سلیمانیه و مناطق مرزی انجام داد که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت. به باور سلفی‌ها، در نتیجه توافق ایران و اقلیم کردستان خصوصا به واسطه سپاه پاسداران که رابط‌ اصلی آن‌ها با جمهوری اسلامی بودند، به سلفی‌های ایران و کتائب قاعده برای خاتمه دادن به فعالیت‌هایشان در کردستان عراق فشار وارد می‌شود تا وادارشان کنند فعالیت‌هایشان را به افغانستان منتقل کنند. این توافق حاصل می‌شود اما در پی اعتراض بخشی از کتائب به این توافقات و تن دادن رهبری کتائب به خواسته سپاه، اولین انشعاب در کتائب اتفاق می‌افتد. در نتیجه این انشعاب، عده‌ای از سلفی‌های کردستان ایران و کردستان عراق از کتائب جدا شده و گروهی به اسم جنیش صلاح‌الدین را تشکیل می‌دهند. هدف جیش صلاح‌الدین ادامه روند قبلی کتائب بود و البته توانستند چند عملیات در مناطق مرزی کردستان عراق انجام دهند. مثلا به پایگاه پلیس و پیشمرگ در منطقه گرمک حمله کردند و جمعی را کشتند.

جمهوری اسلامی مانع فعالیت‌های جیش صلاح‌الدین در عراق نشد؟

جمهوری اسلامی بعد از انجام چند عملیات، به این‌ها برای توقف عملیا‌‌ت‌هایشان در کردستان هشدار داد. کتائب در توافق با سپاه قبول می‌کند به جیش صلاح‌الدین فشار بیاورد و موفق هم می‌شود. بعد از مدتی آن‌ها به ایران برگردانده شدند و بعد از خلع سلاح شدن، از بین رفتند. انشعاب دوم به سال ۸۸ برمی‌گردد. در ادامه اختلافات داخلی در کتائب، گروهی از سلفی‌های کردستان ایران معتقد بودند که مسوولان کتائب که بیشتر کرد عراقی بودند با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و سپاه ارتباط زیادی دارند و حتی پول دریافت می‌کنند. سلفی‌های کرد ایرانی می‌خواستند مسوولیت‌های کتائب را به دست گیرند اما با برخورد مسوولان کرد عراقی کتائب تصمیم به انشعاب گرفته و به صورت مخفیانه گروه توحید و جهاد را ایجاد کردند. این گروه از سال ۸۸ و بیشتر در جهت مخالفت با جمهوری اسلامی، شروع به فعالیت کرد. نزدیک به ۹۵ درصد از اعضای گروه توحید و جهاد ساکن و اهل سنندج و قروه و دهگلان و روستاهای اطراف آن بودند. عملیات‌هایی هم در این جغرافیا انجام دادند. البته برای تامین منابع مالی در همدان و زنجان به طلافروشی‌هایی حمله کردند و خوب چند نفری هم در جریان این عملیات کشته شدند. در کردستان هم ملا برهان عالی، امامت جماعت یکی از مساجد سنندج و ملا محمد شیخ السلام عضو مجلس خبرگان رهبری را ترور کردند. این گروه تقریبا تا سال ۱۳۹۱ در سنندج و اطراف آن فعالیت داشتند. در نهایت سه سال طول کشید تا نهادهای اطلاعاتی با همکاری سپاه و نیروی انتظامی به فعالیت این گروه پایان دهند.

در حال حاضر، گروه سلفی جهادی فعال داخل ایران داریم؟

الان فعالیت‌ها بیشتر زیرزمینی شده است، حتی فعالیت‌های تبلیغاتی را جمهوری اسلامی توانسته تحت کنترل خود درآورد. جمهوری اسلامی با تمامی این گروه‌ها چه انصار، چه القاعده‌ای، چه داعشی به یک شکل برخورد حداکثری می‌کند. البته در برخورد با داعشی‌ها شدیدتر برخورد می‌کند.

اما گفته می‌شود هنوز روحانوین سلفی مثل ملا محمد علوی در مساجد فعال هستند و دیدگاه‌های سلفی را تبلیغ می‌کنند …

قبل‌تر شاهد بودیم که پشت سر کسی ملا علوی پیش‌نماز روستای یک شبه در بوکان نزدیک به ۲-تا ۳ هزار نفر نماز می‌خواندند و حتی یکبار با او برخوردی نشد. حتی یک‌بار هم این ملا علوی به دادگاه احضار نشد. البته برخی هم مثلا ملا محمد برایی، ملا عثمان سقز، ملا هادی صالحی سقز، به دادگاه احضار شدند در حالی‌که کمتر از ملا محمد علوی و ملا عبدالهادی ارومیه تاثیرگذار بودند که با آنها برخورد نشده است. ملا علوی هنوز هم در سقز مسجد دارد اما مثل قبل تبلیغ نمی‌کند و خیلی محتاط شده است.

در اطلاعیه اطلاعات درباره حمله به تهران نام افرادی مثل سریاس صادقی آمده است که گویا مشخص بوده عضو داعش هستند، اما برخورد جدی با آن‌ها صورت نگرفته است…

جمهوری اسلامی می‌خواهد افراد مرتبط با گروه‌های اسلام‌گرا و سلفی جهادی ایران را ترک کنند. طی سال‌های اخیر بسیاری از سلفی‌های کردستان و مناطق سنی‌نشین ایران به افغانستان رفتند. مشخصا از سال ۲۰۰۷ تا این اواخر یعنی تا پیش از شروع بحران سوریه، خیلی از سلفی‌های ایران به هلمند افغانستان، در منطقه ریگستان، به شهری به اسم بارانچه رفتند که تحت کنترل مشترک طالبان و القاعده بود. نیروهای کرد از سنندج و استان‌های کردنشین بیشتر به آن‌جا می‌رفتند. نزدیک به ۶۰ نفر از آن‌ها هم کشته شدند. در خصوص عاملان حمله به تهران هم دو نفر از آن‌ها مدتی عضو داعش بودند، به سوریه رفته و به ایران برگشتند و سه ماه قبل هم از زندان آزاد شدند. یعنی برخوردی جدی با آن‌ها صورت نگرفته است. البته آن‌چه درباره ابوعایشه در اطلاعیه آمده دروغ است. هیچ‌کس به این اسم داخل ایران وبه دست نیروهای اطلاعاتی امنیتی ایران کشته نشده است. منظور از ابوعایشه در این اطلاعیه ، فردی به اسم فاتح کردستانی یا اسماعیل محمد اهل کردستان عراق است که از مسوولان رده بالای کرد داعش بود. او تابستان ۲۰۱۶ همراه با عده‌ای از کردهای داعش توانست به منطقه حلبچه نفوذ کنند و چند بار هم وارد کردستان ایران شدند. اما در نهایت ابوعایشه در درگیری با نیروهای حزب اتحادیه میهنی در حلبچه و داخل عراق کشته شد. ایده برنامه‌های ترورهای شبیه آن‌چه که در تهران شاهد آن بودیم، توسط ابوعایشه طراحی شده بود. این افراد ادامه‌دهنده راه و روش او هستند. در سایت‌های داعشی هم عملیات تهران را به ابوعایشه تقدیم کردند و از او به عنوان کسی یاد می‌کنند که آغازگر این حرکت بوده است.

در میان اسامی که منتشر شد کدام‌ها کرد هستند؟

چهار نفر از آن‌ها کرد و اهل پاوه و اطراف این شهر هستند. دو نفرشان یعنی فریدون و قیوم قبلا به داعش پیوسته بودند و سپس خودشان را با اظهار ندامت به جمهوری اسلامی تحویل دادند. البته از سایر مناطق ایران هم به داعش پیوسته‌اند. مثل بلوچ‌ها و از مناطقی چون تالش و ترکمن‌صحرا. مثلا یکی از سران مهم داعش در امور شرعی، شخصی به اسم سید محمد قریشی اهل روستای شلقون منطقه تالش است که البته به ایران برگشته و در یک سری مصاحبه هم بر ضد داعش موضع گرفته و خیلی علیه آن‌ها صحبت کرده است. من شنیده‌ام افرادی از شیعیان فارس هم با تغییر مذهب به داعش پیوسته‌اند.

آیا آماری از کردهای عضو داعش موجود است؟

این آمار نسبت به سال‌های قبل کم‌تر شده‌ است چون عده‌ زیادی از آن‌ها کشته شده‌اند. در این مدت حدود ۱۷۰ نفر ازکردهای ایرانی عضو داعش کشته و زخمی‌ شده‌اند. سرنوشت نزدیک به ۴۰ نفر دیگر از این‌ها مشخص نیست. احتمال دارد توسط داعش اعدام شده باشند یا برخی هم ممکن است داعش را ترک کرده و به گروه‌های دیگر پیوسته باشند. ۵۰ نفر هم از این‌ها به ایران بازگشته‌اند که اکثر آن‌ها آزاد هستند. البته ممکن است پس از حمله تهران این افراد دوباره بازداشت شوند. در کل به برآورد من، پس از ظهور داعش نزدیک به ۴۰۰ نفر از کردهای ایران در این سال‌ها برای پیوستن به داعش، به سوریه و عراق رفتند و به این گروه پیوستند.

No responses yet

Jun 09 2017

حملات تهران؛ تسلیت آیت‌الله خامنه‌ای و بازداشت ۴۱ نفر

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

بی‌بی‌سی: رهبر جمهوری اسلامی به مناسبت کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان ایرانی در حملات اخیر تهران پیامی فرستاده است. همزمان، مراسم تشییع پیکر کشته‌شدگان این واقعه آغاز شده و منابع امنیتی از بازداشت افراد دیگری در ارتباط با این حملات خبر داده‌اند.

امروز جمعه، ۱۹ خرداد (۹ ژوئن)، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله علی خامنه‌ای متن پیام او به مناسب حملات اخیر تهران را منتشر کرد. روز چهارشنبه افراد مسلح به آرامگاه آیت‌الله روح‌الله خمینی و یکی از ساختمان‌های مجلس در تهران حمله کردند که به گفته منابع رسمی، هفده کشته و ده‌ها زخمی برجای گذاشت.

وزارت اطلاعات ایران اعلام کرده است که ۴۱ نفر را در ارتباط با حملات تهران بازداشت کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در پیام خود از “شهادت تعدادی از عزیزان روزه‌دار و زخمی شدن جمع بیشتری” ابراز تاسف کرده و آن را نشانه “کینه و دشمنی خباثت آلود مزدوران استکبار با ملت شریف ایران و با هر آنچه مربوط به انقلاب و نظام اسلامی” است خوانده است. وی گفته است که نتیجه این حمله “چیزی جز افزایش نفرت از دولت‌های آمریکا و عوامل آنان در منطقه همچون سعودی نیست.” رهبر جمهوری اسلامی افزوده است که اینگونه اقدامات “بسی کوچکتر از آن است که در عزم ملت ایران خللی ایجاد کند.”

این نخستین واکنش آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به حملات اخیر تهران نیست. روز چهارشنبه وی در مورد تیراندازی و انفجار در تهران گفت: “ملّت ایران دارد حرکت می‌کند، پیش می‌رود، این ترقّه‌بازی‌های شبیه کاری‌ هم که امروز شد در اراده‌ی مردم هیچ تأثیری نخواهد گذاشت.” وی بدون نام بردن از کشور خاصی، از ایستادگی ایران “در آن نقطه‌ای که مرکز این فتنه‌هاست” دفاع کرد. ظاهرا اشاره رهبر جمهوری اسلامی به مشارکت نظامی جمهوری اسلامی در حمایت از نیروهای دولتی سوریه است. رهبر جمهوری اسلامی بخش اصلی سخنرانی روز چهارشنبه خود را به انتقاد از “دستگاه‌های مرکزی فکری و فرهنگی و سیاسی” جمهوری اسلامی اختصاص داده بود.

گروه موسوم به دولت اسلامی – داعش – مسئولیت حملات تهران را برعهده گرفته است. این گروه پیش از این نیز در کشورهای مختلف، از جمله تعدادی از کشورهای عضو ائتلاف بین‌المللی ضد داعش، به حملاتی دست زده است.

با انتشار اخبار مربوط به تلفات این حملات، رهبران و مقامات کشورهای مختلف جهان، از جمله رئیس جمهوری ایالات متحده، با محکومیت این حمله و تسلیت به ایرانیان، با خانواده‌های قربانیان و زخمی‌های این حادثه ابراز همدردی کردند. همچنین، پرچم‌ها بر فراز دفاتر سازمان ملل در ایران به احترام قربانیان این حمله به حالت نیمه برافراشته درآمد و شهردار پاریس نیز به نشانه “همبستگی شهر و مردم” پایتخت فرانسه با مردم ایران، اعلام کرد که چراغ‌های برج ایفل قبل از نیمه شب خاموش خواهد شد.

صبح روز جمعه مراسم تشییع جنازه کشته‌شدگان حملات روز چهارشنبه با حضور رئیس جمهوری، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه در ساختمان مجلس آغاز شد. پیکر کشته‌شدگان سپس به محل برگزاری نماز جمعه تهران انتقال یافت و قرار است تدفین از این محل تشییع شود. در محل برگزاری نماز جمعه تهران، شعارهایی علیه آمریکا و اسرائیل داده شد.

در خبری دیگر در همین زمینه، روز جمعه خبرگزاری تسنیم به نقل از پلیس امنیت استان کرمانشاه گزارش کرد که دو نفر در ارتباط با حملات روز چهارشنبه شناسایی و بازداشت شده ‌ند. در این گزارش همچنین آمده است که شب گذشته ماموارن پلیس در ثلاث باباجانی کرمانشاه موفق شدند ۹۲ قبضه کلت کمری را از داخل یک خودرو کشف و ضبط کنند.

این خبر ارتباط احتمالی کشف این تسلیحات با حملات اخیر تهران مشخص نشده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .