Jan 07 2016
عکس/ داماد صادق محصولی در تجمع معترضان مقابل سفارت سعودی

آفتاب: حجت الاسلام پاکنژاد، داماد سید صادق محصولی در حاشیه تجمع در مقابل سفارت سعودی
Jan 07 2016

آفتاب: حجت الاسلام پاکنژاد، داماد سید صادق محصولی در حاشیه تجمع در مقابل سفارت سعودی
Jan 06 2016
بیبیسی: رئیس جمهور ایران گفته “اماکن و میهمانان دیپلماتیک از لحاظ قانونی و بین المللی دارای مصونیت هستند و حمله به این اماکن دیپلماتیک در کشور، خلاف شرع و قانون و همانند حمله به خانه مردم است”
حسن روحانی، رئیس جمهور ایران از رئیس قوه قضائیه این کشور خواسته است که به پرونده حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد، “فوری و خارج” از نوبت رسیدگی شود.
آقای روحانی امروز ۱۶ دی (۶ ژانویه) در نامه ای به صادق لاریجانی نوشت: “باید با مجازات عاملان و آمران این جرم آشکار، برای همیشه جلوی اینگونه تعرضات به امنیت کشور و توهین به اقتدار و جایگاه نظام گرفته شود.”
تجمع [مقابل سفارت عربستان] طبیعی است اما تعرض یک موضوع مشکوک است و به هیچ عنوان فرد انقلابی و دوستدار نظام کشور به خودش اجازه نمیدهد تعرضی به این شکل داشته باشد، البته من این موضوع را به طور قطع بیان نمیکنم.
فرمانده پلیس ایران
اوائل هفته جاری، معترضان به اعدام یک روحانی شیعه در عربستان، به اماکن دیپلماتیک این کشور در ایران حمله کردند. در پی این حمله عربستان سعودی روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد و از توقف پروازهای مسافربری میان دو کشور خبر داد.
ایران در یک نامه رسمی به سازمان ملل، از حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد ابراز تاسف کرده و رئیس جمهور و وزیر امور خارجه این کشور هم این حمله را محکوم کرده اند.
چهار سال پیش هم معترضان که “دانشجوی بسیجی” خوانده شدند، به اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران حمله کردند که این اقدام به تعطیلی سفارتهای دو کشور و کاهش سطح روابط دیپلماتیک میان آنها انجامید.
آقای روحانی امروز در جلسه هیات دولت گفت که “اماکن و میهمانان دیپلماتیک از لحاظ قانونی و بین المللی دارای مصونیت هستند و حمله به این اماکن در کشور، خلاف شرع و قانون، حمله به آبروی نظام جمهوری اسلامی ایران و همانند حمله به خانه مردم است.”
رئیس جمهور ایران گفت: “چنین رفتارهایی هر چند در پی خطای یک کشور، منطبق بر میهمان نوازی و فرهنگ اسلامی و ملی ایرانیان نیست” و “حمله کنندگان به اماکن دیپلماتیک از فرهنگ اسلامی، ایرانی و قانون دور هستند.”
حسین اشتری، فرمانده پلیس ایران هم امروز حمله به سفارت عربستان را “مشکوک” خوانده و گفته “تجمع [مقابل سفارت عربستان] طبیعی است اما تعرض یک موضوع مشکوک است و به هیچ عنوان فرد انقلابی و دوستدار نظام به خودش اجازه نمیدهد تعرضی به این شکل داشته باشد، البته من این موضوع را به طور قطع بیان نمیکنم.”
Jan 06 2016
عصر ایران: آنچه رهبری انقلاب درباره “نفوذ” گفتند، سخن درستی بود. دشمنان این کشور، برای به زانو در آوردن ایران، از هیچ کاری دریغ نمی کنند.
نفوذی ها
می خواهید رد نفوذ را بیابید؟ دنبال نفوذی ها هستید؟ حمله به سفارت عربستان در تهران را تا رسیدن به منشأ ان دنبال کنید. بی هیچ تردیدی به نفوذی هایی خواهید رسید که شگفت زده تان می کند.
حمله به سفارت عربستان، آن طور که برخی می خواهند القا کنند، یک اقدام خودجوش مردمی نبوده است؛ حرکتی کاملاً حساب شده و با طرح ریزی قبلی بود.
این، حمله به سفارت عربستان نبود، حمله به ایران و منافع ملی ایران بود، در دقیق ترین زمان و با هوشمندانه ترین روش: “درست در زمانی که با اعدام شیخ نمر، سعودی ها در موضع انفعال قرار داشتند و نه تنها ایران که حتی کشورهای غربی و سازمان های حقوق بشری نیز این اعدام را محکوم می کردند، ناگهان عده ای به سفارت عربستان حمله می کنند، آن را به آتش می کشند و اموالش را غارت می کنند. ”
درست از این لحظه به بعد، ورق بر می گردد. عربستان که مدام می کوشید اعدام شیخ نمر را توجیه کند، ناگهان از مقام متهم به جایگاه مدعی تغییر مکان می دهد. از ایران به سازمان ملل شکایت می کند، روابطش را تهران را قطع می کند، کشورهای دیگری نیز حمله به سفارت عربستان را محکوم می کنند، درست در زمانی که ایران در صدد بهبود روابط خارجی اش هست، برخی لابی های ضد ایرانی در آمریکا این گزاره را ترویج می کنند که تهران محل امنی برای سفارتخانه های خارجی نیست و بهتر است تا بازگشت امنیت، همه سفارتخانه ها در این کشور تعطیل شوند. مقامات ایرانی که تا روز قبل عربستان را تقبیح و محکوم می کردند، مجبور می شوند درباره حادثه حمله به سفارت توضیح دهند و … .
بسیار بسیار نابخردانه است اگر بپنداریم تمام این نتایج، محصول یک اقدام احساسی و خودجوش مردمی(!) بوده است. بی هیچ تردیدی اراده ای در پشت توحش نیمه شبی بود که به سفارت حمله کردند.
خبرنگاران عصر ایران که برای تهیه گزارش به محل سفارتخانه رفته بودند، گزارش کرده اند که در اطراف محل، خودروهای شخصی متعددی با پلاک های قم و کرج را دیده اند که مهاجمان را به آنجا رسانده بودند.
شاید سرنخ خودروهای پلاک قم، به جریان های افراطی شناخته شده از یک سو و جریان شیعه انگلیسی که مدتی است توسط یکی از روحانیون تندرو در قم ترویج می شوند و حتی شبکه ماهواره ای نیز در اختیار دارد، برسد.
پلاک های کرج نیز شاید به جریان معروف به “خودسر(!)”ی برسد که در این شهر، تشکل بزرگی دارد و در بسیاری از اقدامات این چنینی، حضور داشته است.
البته نیازی به پلاک ها هم نیست. افراد حاضر در صحنه، به حدی خیال شان راحت بود که حتی صورت هایشان را نپوشانده بودند و در چند قدمی پلیس، در حال به آتش کشاندن سفارتخانه بودند! ضمن این که تعدادی از آنان نیز دستگیر شده اند و می توان به راحتی دریافت که آمران این حمله چه “جریان”ی بوده است؟
سرنخ نفوذ همین جاست ، اگر واقعاً به دنبال برخورد با نفوذ هستید.
نفوذی ها ، تمایل بسیار دارند که دولت، مجلس، قوه قضائیه، نیروهای امنیتی، شورای نگهبان و مردم حواس شان به حواشی و بازی های جناجی پرت شود تا خودشان بتوانند در پوشش نیروهای ارزشی، به اعمال نفوذ بپردازند. هیچگاه یک نفوذی خود را به شکل دشمن نشان نمی دهد. او نزدیک ترین چهره و رفتار به خودی ها را بروز می دهد و از درون می پوساند و در لحظه حساس، ضربه می زند، درست مانند ضربه ای که در لحظه حساس روابط ایران و عربستان زدند و بازی را به نفع سعودی ها تغییر دادند.
اگر علاوه بر عاملان حمله ، آمران ماجرای اخیر نیز شناسایی، دستگیر ، محاکمه و مجازات شوند، می توان امیدوار بود که مسؤولان در مبارزه با نفوذ، جدی و صادق اند و الّا باید شاهد تقلیل موضوع به دستمایه ای برای منازعات و رقابت های سیاسی و جناحی بود.
Jan 06 2016
دویچهوله: تاجیکستان فارسی زبان و سنی مذهب به لحاظ زبانی به ایران و از جهت دینی به عربستان نزدیک است. سفر رئیس جمهور تاجیکستان به ریاض، در زمان اوجگیری تنش میان عربستان و ایران پرسشبرانگیز شده است.
امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان روز سهشنبه (۵ ژانویه/ ۱۵ دی) به سفر سه روزه خود به عربستان سعودی پایان داد. در این سفر ۵ سند و توافقنامه بین دو کشور امضا شد. رحمان در ملاقات با ملک سلمان، پادشاه عربستان گفت که “دوشنبه، عربستان سعودی را در میان کشورهای عرب و خاورمیانه شریک مهم خود میداند و طرفدار رشد همکاریهاست”.
بیشتر بخوانید: عربستان با ۳۴ کشور مسلمان “ائتلاف ضد تروریسم” تشکیل داد
برخی از کارشناسان سیاسی تاجیک میگویند، عربستان درخواست کرده بود که تاجیکستان به “ائتلاف کشورهای مسلمان ضد تروریسم” بپیوندد، اما تاجیکستان به این درخواست پاسخی نداده و اعلام کرده است که این موضوع را ارزیابی خواهد کرد.
چرا امامعلی رحمان به عربستان سفر کرد؟
رهبر تاجیکستان پیش از این نیز به عربستان دعوت شده، اما به این دعوت بیاعتنایی کرده بود. اکنون در چنین شرایطی چرا رحمان با سفر به عربستان سعودی، رقیب منطقهای جمهوری اسلامی ایران موافقت کرده است؟
کارشناسان تاجیک در این رابطه به اعتراض تاجیکستان به حضور رهبر اپوزسیون تاجیک در تهران اشاره میکنند. ایران برای شرکت در بیست و نهمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی (۲۷ دسامبر/ ۶ دی) از محیالدین کبیری رهبر حزب نهصت اسلامی، حزب مخالف دولت تاجیکستان به تهران دعوت کرده بود. در سایت علی خامنهای، رهبر ایران تصاویری از دیدار او با کبیری نیز منتشر شد که باعث نارضایتی و خشم مقامهای تاجیک شد.
خبرگزاری فارس از کبیری به عنوان “مهمان ویژه بیست و نهمین کنفرانس وحدت اسلامی در تهران” یاد کرد. این در حالی است که حزب نهضت اسلامی تاجیکستان اخیر در این کشور ممنوع اعلام شد.
وزارت خارجه تاجیکستان روز (۲۹ دسامبر/ ۸ دی) با احضار حجتالله فغانی سفیر ایران در این کشور، به شرکت محیالدین کبیری در کنفرانس تهران رسما اعتراض کرد. در یادداشت رسمی وزارت خارجه تاجیکستان این اقدام “غیرقابلقبول” توصیف و هشدار داده شد که این گونه اقدامات به “روابط حسنه ایران و تاجیکستان” صدمه میزند.
بیشتر بخوانید: “آغاز دوران جدید سرکوب در تاجیکستان”
وزارت خارجه تاجیکستان حزب نهضت اسلامی را حزبی “افراط گرا و تروریستی” توصیف میکند. محیالدین کبیری پیشتر در یک گفت و گوی اختصاصی با بخش فارسی دویچه وله گفته بود، “در کشورهای دیکتاتوری رقیب دشمن تلقی میشود”. کبیری همچنین تاکید کرده بود: «(حزب) نهضت همچون یک جریان معتدل مانع رشد افراط گرایی بود. مبارزه با افراط گرایی اکنون پوششی برای سرکوب در کشور است که خود یک عامل رشد افراط گری است.»
تاثیر سفر رحمان به عربستان در مناسبات دوشنبه و تهران
برخی از کارشناسان تاجیک تاکید میکنند که سفر رحمان به ریاض بر روابط ایران و تاجیکستان تاثیری ندارد. به گفته آنها تاجیکستان به ایران و عربستان از زاویه منافع ملی خود مینگرد. در همین راستا تاکید میشود که تاجیکستان باید با ایران و عربستان مناسبات دوستانه خود را حفظ کند.
ذوالفقار اسماعیلیان، کارشناس و روزنامهنگار مستقل تاجیک بر این باور است که سفر رحمان به ریاض قبلا و از مدتها پیش طرح ریزی شده بود و هدف از رفتن به مکه به جای آوردن حج عمره بوده است. این کارشناس به دویچه وله میگوید: «تبادل تجاری تاجیکستان و عربستان شاید تا پانصد هزار دلار هم نرسد. اما ما با ایران حدود ۳۰۰ میلیون دلار تبادل کالا داریم. بنابراین من فکر نمیکنم که هدف سفر رئیسجمهور تاجیکستان پشتیبانی از عربستان یا حمایت از ایران باشد. دولت تاجیکستان در چنین موقعیتی با احتیاط برخورد میکند.»
کارشناسان پیشبینی میکنند شریک اصلی تاجیکستان در جهان اسلام عربستان سعودی خواهد بود. تاجیکستان انتظار دارد که عربستان در ساختار اقتصادی این کشور بویژه در عرصه تامین انرژی سرمایهگذاری کند. به نظر ذوالفقار اسماعیلیان تاجیکستان سیاست بیطرفانهای در قبال ایران و عربستان اتخاذ خواهد کرد.
Jan 06 2016
سحام: عضو جامعه روحانیت مبارز و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حمله به سفارت عربستان را «مشکوک» دانست و گفت که «دولت باید در قبال تنش آفرینی دولت سعودی با تدبیر عمل کند.»
به گزارش سحام، غلامرضا مصباحی مقدم در گفتوگویی با ایسنا اظهار عقیده کرده است که «حادثه شهادت شیخ نمر را حادثه بزرگی میداند که نشان از روحیه سبوعیت و خشونت آل سعود دارد که در مقابل “منطق”، اعمال زور میکنند.»
وی بدون اشاره به حصر پنج ساله و غیرقانونی رهبران جنبش سبز و زندانی بودن جمع زیادی از منتقدین نظام گفت: اعدام شیخ نمر نشان عدم اعتدال و خامی در مدیریت عربستان است «زیرا هر گروه و دولتمردی سعی میکند نسبت به ملت خود از هر قوم، مذهب و طایفهای که هست با مدارا عمل کند» اما دولت عربستان عدم بردباری و تحمل و طایفه گرایی را مبنا قرار داده است.
وی افزود: این اتفاق در حالی میافتد که جمعیت شیعه عربستان جمعیت قابل توجهی هستند اما از حقوق اجتماعی و سیاسی لازم و آزادی فعالیتهای مذهبی برخوردار نیستند، تا جاییکه شیخ نمر را به خاطر سخنرانیهایش به زندان می اندازند و در نهایت او را به اعدام محکوم میکنند.
مصباحی مقدم با اشاره به حمله آنارشیستهای حزباللهی به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد نیز گفت: کاری که نسبت به سفارت و کنسولگری عربستان انجام شد «بسیار مشکوک» است و نمیشود آن را مشابه کارهای خودسرانهای که در مسائل سیاست داخلی رخ میدهد تحلیل کرد. ما باید ببینیم این اقدام به نفع چه جریانی صورت گرفته است. واکنش دولت عربستان نشان دهنده این است که این اقدام به سود آن دولت بوده است. گزارشی که سپاه تهران ارائه کرده هم اینکار را سازمان یافته میداند و از ناحیه نیروهای حزب اللهی هم نبوده است! بنابراین نمیتوان این اتفاق را با موارد دیگری که در جریانات سیاسی در داخل ممکن است گه گاهی رخ دهد مقایسه کرد.
سخنان این نماینده وابسته به جامعه روحانیت مبارز در حالی بیان شده که انبوه عکسهای مخابره شده از هجوم نیروهای بسیجی به سفارت عربستان، وابستگی آنان را به محافلی همچون سپاه و بسیج نشان میدهد.
نماینده مردم تهران در مجلس با ادعای اینکه «احتمال دارد این اقدام به طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط سفارت یا دولتمردان عربستان برنامهریزی شده بود» اضافه کرد: ممکن است آنها برای اینکه بتوانند بهره برداریهای بعدی را انجام دهند دست به چنین کاری زده باشند! مشابه این قبیل اتفاقات هم در برخی حوادث رخ داده است.
وی با بیان اینکه اعدام شیخ نمر از نظر حقوق بشر و مجامع جهانی محکوم است و ملت ها و دولت ها باید نسبت به آن واکنش نشان دهند در عین حال یادآور شد: حمله به سفارت و کنسولگری اصل حادثه را تحت شعاع قرار داد و وزارت خارجه عربستان حداکثر بهره برداری را از این اتفاق کرد و اقدام به قطع رابطه سیاسی و اقتصادی و حتی رابطه کنسولی با ایران کرد و سفر اتباع عربستان به ایران را هم ممنوع اعلام کرد.
مصباحی مقدم درباره اعلام قطع روابط چند کشور منطقه با ایران نیز گفت: دولت عربستان برخی دولتهای کوچک منطقه که به نحوی از این کشور کمک مالی دریافت میکنند و یا رابطه ویژه سیاسی و اقتصادی دارند را هم تحت فشار قرار داد که اقدام قطع یا کاهش رابطه کنیم البته این امر از منظر سیاسی ارزش چندانی ندارد اما از نظر رسانهای بازتاب گستردهای پیدا کرده است.
وی در پایان درباره رفتار متقابل ایران نیز خاطرنشان کرد: تبعا دولت ایران باید در مقابل این اقدام عربستان با اتکا به تدبیر و حکمت موضعگیری کند و رفتار مشابه دستپاچگی که عربستان نشان داده و نشان از غرور و فرافکنی میکند را انجام ندهد. البته من معتقدم نهایتا این اقدامات تنش آفرین دولت عربستان به پشیمانی منتهی خواهد شد.
Jan 05 2016
امروز سخنگوی نیروی انتظامی ایران در توضیحی راجع به نحوه مقابله نیروهای پلیس با مهاجمان به سفارت عربستان گفت: “مردم را خیلی وقتها نمیشود زد.”
بعید به نظر می رسد سابقه عملکرد نیروی انتظامی در گذشته و حال، نشان دهنده وجود خط قرمزی تحت عنوان “زدن مردم” در پلیس ایران باشد. واضح است که نیروهای پلیس، و به ویژه در مواجهه با آنچه “تظاهرات غیرقانونی” بدانند، ابایی از ایراد ضرب و جرح ندارند.
در نتیجه، به دقت نزدیک تر است اگر فحوای اصلی کلام سخنگوی پلیس ایران را این بدانیم که “خیلی وقت ها”، گروه هایی که در خیابان ها نقض قانون می کنند را “نمی شود زد”. سخنی که شاید ترجمه ساده اش این باشد که پلیس ایران، امکان یا اجازه برخورد شدید با تحرکات خیابانی اعضای بسیج را ندارد.
در تبلیغات رسمی حکومتی، از لباس شخصی های مهاجم به تجمعات یا سفارتخانه ها تحت عنوان ‘جوانان انقلابی’ یا حداکثر، ‘نیروهی خودسر’ یاد می شود، اما تعریف دقیق تر آنها،’اعضای سازمان بسیج مستضعفین به عنوان یک نهاد شبه نظامی زیر نظر رهبری’ است
مرور تصاویر ثبت شده از مواقع “رویارویی” نیروی انتظامی با لباس شخصی هایی که به افراد، تجمعات سیاسی یا حتی اماکن دیپلماتیک حمله می کنند، و مقایسه آنها با مثلا صحنه های ضبط شده از مواجهه همین نیروها با اعتراضات ۱۳۸۸، به خوبی توضیح می دهد که تفاوت برخورد پلیس با تجمعات مختلف، تا چه حد ممکن است زیاد باشد.
همین تفاوت، در سطحی بالاتر، میان شیوه برخورد دستگاه قضایی با شرکت کنندگان در تجمعات خیابانی “غیرقانونی” نیز قابل تشخیص است. دستگاهی که تجربه نشان داده حد اغماض آن در مورد لباس شخصی ها، حتی از میزان مدارا با خود نیروهای پلیس هم بالاتر است.
یکی از موارد نمادین این تفاوت، در هنگام رسیدگی به پرونده حمله به کوی دانشگاه در ۱۳۷۸خبرساز شد که به دنبال آن، کسانی در حد سرپرست ناحیه انتظامی تهران بزرگ یا فرمانده “نوپو” هم مورد محاکمه قرار گرفتند -هرچند تبرئه شدند- اما پای یکی از لباس شخصیها نیز به دادگاه کشیده نشد. حتی بعد از آنکه بعضی از اعضای بسیج، با افتخار از حضور خود در حوادث کوی دانشگاه سخن گفتند.
قابل تامل بود که تنها چند ماه بعد، گروهی از لباس شخصی ها به جان سعید حجاریان مشاور سیاسی رئیس جمهور و نایب رئیس شورای شهر تهران سوء قصد کردند و دستگیر شدند. اما عضوی از بسیج که اسلحه را روی سر آقای حجاریان گذاشته و شلیک کرده بود -سعید عسگر- به پانزده سال حبس محکوم شد و نهایتا هم پس از طی یک سال از دوران محکومیتش از زندان آزاد شد. قوه قضاییه چهار سال بعد، در جریان محاکمه سعید عسگر بهدلیل حمله به خوابگاه دانشجویی طرشت، او را “فاقد پیشینه کیفری” معرفی کرد که نشان می داد سوء قصد مسلحانه سال ۱۳۷۸، حتی برای او سابقه کیفری هم محسوب نشده است.
با توجه به چنین عملکردی از جانب دستگاه قضایی ایران، احتمالا اینکه رهبر جمهوری اسلامی در مواردی اقدامات لباس شخصی ها را مورد انتقاد قرار داده باشد نیز، تغییری در فضای فعالیت آنها ایجاد نمی کند. به عنوان نمونه، رفتار اغماض آمیز دستگاه قضایی با ضارب سعید حجاریان در شرایطی صورت گرفت که به دنبال سوء قصد، آیت الله خامنه ای آن را عملی جنایت آمیز” و “ضد مصالح کشور و ملت و نظام اسلامی” دانسته بود.
یک نمونه تاریخی از نحوه برخورد دستگاه قضایی با تخلفات امنیتی نیروهای بسیج، سرنوشت سعید عسگر ضارب سعید حجاریان بود که پس از طی یک سال از دوران محکومیتش از زندان آزاد شد. قوه قضاییه چهار سال بعد، در جریان محاکمه سعید عسگر بهدلیل حمله به خوابگاه دانشجویی طرشت، او را ‘فاقد پیشینه کیفری’ معرفی کرد که نشان می داد سوء قصد مسلحانه سال ۱۳۷۸، حتی برای او سابقه کیفری هم محسوب نشده است
آقای خامنه ای همچنین در اظهارنظرهایی جداگانه، از حمله به کوی دانشگاه در سال های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ و نیز ورود معترضان به سفارت بریتانیا در سال ۱۳۹۰ انتقاد کرده است. اما در هیچ کدام از این دفعات، نشانه ای وجود نداشته که رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار خاتمه اقدامات غیرقانونی نیروهای لباس شخصی در فضاهای عمومی باشد و هر بار، حداکثر، از بابت برخی “زیاده روی” های این نیروها یا هزینههای کنترلنشده اقداماتشان گله منده شده است.
مثلا بعد از ورود لباس شخصی ها با فراخوان بسیج دانشجویی به سفارت بریتانیا، آقای خامنه ای با اشاره به “اشغال آن سفارت خبیث” گفت که در این فقره، “احساسات جوانان درست بوده ولی رفتنشان [به داخل ساختمان] درست نبوده” است.
علامت هایی از این قبیل، علی الظاهر نشان دهنده رویکرد واقعی بخش مسلط حکومت ایران به اقدامات نیروهای لباس شخص هستند که تکلیف دستگاه امنیتی و قضایی ایران با آنها، در نگاه خوش بینانه نامشخص، و در نگاه بدبینانه مشخص –حمایتی- است.
نیروهایی که در تبلیغات رسمی حکومتی، از آنان تحت عنوان “جوانان انقلابی” یا حداکثر، “نیروهی خودسر” یاد می شود، اما تعریف دقیق ترشان، “اعضای سازمان بسیج مستضعفین به عنوان یک نهاد شبه نظامی زیر نظر رهبری” است.
Jan 05 2016
بیبیسی: هیات دولت و وزارت خارجه کویت ورود تظاهرکنندگان به اماکن دیپلماتیک عربستان و تخریب و آتش سوزی آن را به شدت محکوم کرده بودند
در جدیدترین واکنش دیپلماتیک نسبت به حمله به اماکن دیپلماتیک عربستان سعودی در ایران، دولت کویت سفیر خود را از تهران فراخوانده است.
روز سه شنبه، ١٥ دی (٥ ژانویه)، خبرگزاری دولتی کویت – کونا – به نقل از یک منبع رسمی در وزارت خارجه آن کشور گزارش کرد که “با توجه به موضوع حمله جمعیت تظاهرکننده به اماکن دیپلماتیک عربستان سعودی در ایران، کویت سفیر خود در ایران را فراخوانده شده است.” این گزارش مشخص نمیکند که آیا این تصمیم موقتی است یا به عنوان کاهش سطح روابط با ایران اتخاذ شده است..
ساعاتی پیش از آن، همین خبرگزاری گزارش کرده بود که وزارت خارجه کویت “در ارتباط با اقدام گروهی از تظاهرکنندگان در هجوم، آتش زدن و تخرب سفارت پادشاهی سعودی در تهران و کنسولگری آن در مشهد، سفیر ایران در کویت را به این وزارتخانه احضار کرده است.” براساس این گزارش، منابع وزارت خارجه کویت در این ملاقات گفتند که آنچه که در تهران و مشهد روی داده ” نقض آشکار معیارهای بین المللی و تعهد ایران در قبال حفظ امنیت و ایمنی اماکن دیپلماتیک و کارکنان آنان است.”
به گزارش الجزیره، در این دیدار وزارت خارجه کویت “یک یادداشت اعتراض رسمی” در مورد حمله به اماکن دیپلماتیک سعودی را تسلیم سفیر جمهوری اسلامی کرده است.
روز گذشته نیز هیات دولت کویت با صدور بیانیهای “اقدامات خصمانه” علیه اماکن دیپلماتیک عربستان را “به شدت محکوم کرد” و آن را نقض آشکار قوانین و ضوابط بینالمللی ناظر بر روابط دیپلماتیک بین کشورها دانست.
در پی حمله به اماکن دیپلماتیک سعودی در ایران، آن کشور روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع کرد و با بازگرداندن کارکنان سفارت خود در تهران، به اعضای سفارت جمهوری اسلامی در ریاض دستور داد ظرف چهل و هشت ساعت خاک عربستان را ترک کنند.
همچنین، چند کشور دیگر نیز در اعتراض به حمله به دفاتر دیپلماتیک عربستان در ایران، روابط خود را با جمهوری اسلامی قطع کرده یا سطح روابط را کاهش دادهاند.
روز شنبه این هفته، منابع رسمی عربستان سعودی خبر اعدام چهل و هفت نفر را به اتهام “اقدامات تروریستی” منشر کردند. چهار تن از اعدام شدگان از جمله شیخ نمر باقرالنمر، روحانی سرشناس عربستان، از اقلیت شیعیان آن کشور بودند.
اعدام شیخ نمر واکنش تند مقامات و نهادهای حکومتی و مذهبی ایران را در پی آورد و پس از آن، تجمعهایی در اعتراض به این اقدام دولت سعودی در برابر ساختمانهای کنسولگری و سفارتخانه آن کشور در مشهد و تهران برگزار شد. در جریان این تجمعها، گروهی از تظاهرکنندگان با عبور از صف ماموران انتظامی مستقر در محل، وارد این اماکن شدند و به تخریب و آتش زدن آنها مبادرت کردند
عربستان سعودی و چند کشور دیگر دولت جمهوری اسلامی ایران را به قصور در عمل به تعهدات خود در قبال حفاظت از اماکن دیپلماتیک متهم ساخته و شورای امنیت نیز در بیانیهای، دولت ایران را به خاطر تعرض تظاهرکنندگان به ساختمانهای سفارتخانه و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد سرزنش کرده است.
این نخستین باری نیست که اماکن دیپلماتیک، از جمله سفارت کویت در جمهوری اسلامی هدف حمله قرار میگیرند. در اوت سال ۱۹۸۷ (مرداد ۱۳۶۶) سفارت کویت هدف حمله قرار گرفت و وزیر خارجه وقت آن کشور در نامهای به دبیرکل سازمان ملل، سپاه پاسداران و گروههای وابسته به آن را مسئول این حمله معرفی کرد. به گفته مقامات کویتی، در آن حمله، اسناد و مدارک سفارتخانه ضبط و چند تن از کارکنان آن موقتا بازداشت شدند.
پیش از آن، در ماه نوامبر سال ۱۹۷۹ (آبان سال ۱۳۵۸) گروهی از تظاهرکنندگان وارد سفارتخانه ایالات متحده در تهران شدند و کارکنان این سفارتخانه را برای بیش از ۴۰۰ روز به گروگان گرفتند. پس از آن، موارد دیگری از حمله به سفارتخانههای خارجی در تهران صورت گرفت از جمله در سال ۱۹۸۷، سفارت عربستان، در سال ۲۰۰۶ سفارت دانمارک و در سال ۲۰۱۱ سفارت بریتانیا در تهران هدف حمله معترضان قرار گرفتند.
Jan 05 2016
رادیوفردا: توسط مرتضی کاظمیان
پس از اعلام قطع رابطه جیبوتی با ایران، موجی از تمسخر و توهین به این کشور کوچک آفریقایی، در فضای رسانههای وابسته به اردوگاه اقتدارگرایان ایران شکل گرفت. ازجمله، در برخی پایگاههای خبری و شبکههای اجتماعی آنلاین همسو با تندروهای جمهوری اسلامی، این پیام حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان در ایسنتاگرام بازتاب یافت: «در پی قطع رابطه جیبوتی با ایران، وزارت خارجه کشورمان به دیپلماتهای جیبوتی ۲۴ ساعت فرصت داد تا کشور خود را روی نقشه پیدا کنند.»
استهزاء جیبوتی محدود به همین نبود و نشد؛ چنانکه بهعنوان نمونهای دیگر، کیهان در ستون معروف خود (گفت و شنود)، با ادبیاتی وهنآلود، اقدام این کشور بسیار کوچک آفریقایی را مورد تمسخر قرار داد.
صلحستیزان و اقتدارگرایان گفتوگوگریز در ایران اما از یاد بردهاند که بهجای خنده بر جیبوتی باید همپای دیگر ایرانیان، زانوی غم بغل گیرند. کشوری که امروز بهانهای برای تمسخر و توهین راست افراطی شده، تا همین چند سال پیش موجبی برای مباهات جمهوری اسلامی و دولت احمدینژاد بود.
ایران و جیبوتی در دوران احمدینژاد
جیبوتی کشوری بسیار کوچک با مساحت حدود ۲۳ هزار کیلومتر مربع (کمتر از یک و نیم درصد مساحت ایران) و جمعیتی حدود ۸۲۰ هزار نفر (کمی بیش از یک درصد جمیعت ایران) است؛ کشوری در شمالشرق آفریقا (کنار خلیج عدن و دریای سرخ).
افزون بر نیمی از جمعیت جیبوتی زیر خط فقر قرار دارند و نرخ بیکاری در آن، بسیار بالا (حدود ۵۰ درصد) است. وضع بهداشت و درمان و آموزش، همچون وضع اقتصاد در این کشور ـ که حدود ۹۴ درصد جمعیت آن مسلمان هستند ـ ناگوار است.
چنین کشوری با ابعاد و مختصات و ویژگیهای فوق اما عرصهای برای جلوهگری و جولان احمدینژاد (رییسجمهور محبوب رهبر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰) میشود و پروژهٔ افزایش «عمق استراتژی» نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه را تکمیل میکند.
شهریورماه ۱۳۸۵ احمدینژاد برای سه روز میزبان همتای اهل جیبوتیاش میشود. رسانههای رسمی جمهوری اسلامی از ورود عمر گیله (رییس جمهور جیبوتی) «در صدر یک هیأت عالیرتبه سیاسی و اقتصادی» خبر میدهند؛ بیآنکه کسی از اردوگاه اقتدارگرایی در ایران، به پرسش در مورد فواید این دیدار و تعمیق مناسبات میان دو کشور بپردازد. بدیهی است که هیچ نشانی از تمسخر و توهین جیبوتی نیز در کار نیست.
دو سال بعد (اسفندماه ۱۳۸۷) نوبت احمدینژاد رسید که «در رأس یک هیأت عالی سیاسی ـ اقتصادی» به جیبوتی سفر کند.
ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی از «امضای چندین موافقتنامه مهم اقتصادی و تجاری» در این سفر خبر میدهد. احداث مرکز فنی و حرفهای در جیبوتی، اعطای وام به بانکهای این کشور و ارائه بورسیههای تحصیلی به دانشجویان جیبوتی در ایران ازجمله سندهای امضا شده هستند.
احمدینژاد در کنفرانس مطبوعاتی اعلام میکند: «احساس من این است که در خانه خودمان و در جمع برادران خودم هستم. ما مصمم هستیم روابط دو کشور را هر چه بیشتر گسترش دهیم.»
هفتماه بعد که منوچهر متکی، وزیر خارجه وقت به جیبوتی میرود، مشخص میشود که ایران احداث ساختمان مجمع ملی (پارلمان) جیبوتی را نیز عهدهدار شده است.
درآمد نجومی نفتی دولت احمدینژاد، چنین ریختوپاشهایی را مفروض میساخت؛ و البته از خیل «دلواپسان»، آنروز کسی نگران این هزینهکردها نبود و کوچکی جیبوتی را به ریشخند نمیگرفت.
همچون کومور و سنت وینسنت
این تنها جیبوتی نبود که از دلارهای نفتی جمهوری اسلامی منتفع میشد؛ فهرست نه چندان کوچکی از کشورهای مشابه، سفرهای بینالمللی احمدینژاد و کمکهای بیحساب و کتاب وی را تکمیل میکردند؛ از وام یک میلیارد و ۹۵۰ میلیون دلاری به سریلانکا و سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری در بولیوی و احداث درمانگاه و شبکه تلویزیونی در این کشور گرفته تا کمکهای میلیون دلاری به اکوادور و کنیا و زیمباوه و گامبیا و تانزانیا و…
و این همه، مستقل از امدادرسانی به حزبالله و حماس و کمک به سوریه و دیگر متحدان اصلی منطقهای جمهوری اسلامی بود.
اما در فهرست این کمکها، نام دو کشور گمنام بیشتر جلب توجه میکرد: کومور و سنت وینسنت.
«مجمعالجزایر کومور» (قمر) در جنوبشرقی آفریقا و در میان اقیانوس هند واقع است. کشوری با ۲۲۳۵ کیلومترمربع وسعت (کمتر از کوچکترین استان ایران: البرز)، و با جمعیتی حدود ۸۰۰ هزار نفر. کومور توانست کمکی دو میلیون دلاری از جمهوری اسلامی دریافت کند و از امداد ایران برای ساخت ۵۰۰ واحد مسکونی برخوردار شود.
«سنت وینسنت و گرنادینها» نیز دیگر کشف حیرتانگیز احمدینژاد در کره زمین بود. کشوری با مساحت حدود ۳۹۰ کیلومتر مربع (به اندازه برخی شهرهای ایران) و با جمعیتی حدود ۱۲۰ هزار نفر. جزیرهای بسیار کوچک در میان آبهای دریای کارائیب و واقع در شمال آمریکای جنوبی. این جزیره کوچک نیز توانست از ایران کمکی هفت میلیون دلاری برای احداث فرودگاه دریافت، و دانشجویانش را با بورس احمدینژاد روانهٔ ایران کند.
آیا تندروها هم گریه میکنند؟
«کیهان»ی که امروز قطع رابطه جیبوتی با ایران را به استهزاء میکشد، در اسفند ۱۳۸۷ گزارش مفصل و احساسی از سفر مهم و تاریخی احمدینژاد به جیبوتی و کومور منتشر کرده، و از جمله نوشته بود: «خیل استقبالکنندگان از رییسجمهور (احمدینژاد) و هلهله و فریادهای بلند “سلام علیکم” جمعیت، لحظاتی بهیادماندنی خلق کرده بودند که دوربینها و قلمها از عهده انتقال حس آن ناتوانند.»
چند ماه پیش (خرداد ۱۳۹۴) بود که رییسجمهور جیبوتی در گفتوگویی با روزنامه «الحیات» با اشاره به سفر احمدینژاد و درخواست وی برای افتتاح سفارت ایران گفت: «جیبوتی چنین چیزی نمیخواست تا شر ایران به این کشور نرسد.»
در اقدامی فراتر، حالا همین جیبوتی در پی عربستان و بحرین، رابطهٔ خود با ایران را پایان یافته میخواند.
میلیونها ایرانی که در انتخابات ۱۳۸۸ علیه تداوم دولت احمدینژاد به پای صندوقهای رأی رفتند، از ریختوپاشها و ماجراجوییهای بینالمللی او ـ افزون بر ناکارآمدی و بیکفایتی و سرکوبگری دولت مورد حمایت رهبر جمهوری اسلامی ـ خسته شده بودند. در رویکردی مشابه، اکثریت مشارکتکنندگان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، روحانی را به امید کاستن از تنش در منطقه و پیگیری مصالحه و گفتوگو و تعامل با جهان برگزیدند.
اقتدارگرایان صلحستیز جمهوری اسلامی اما سر باز ایستادن از اقدامات مغایر منافع ملی ندارند. چنین است که با حمله به سفارت عربستان، غائلهای جدید برپا میکنند.
تندروهای گفتوگوگریز نه تنها به تنشآفرینی مشغولند که بهجای گریستن بر هزینههای تحمیل شده بر کشور ـ و حتی نظام مطلوب خود ـ به تمسخر و ریشخند کشورهای دیگر مینشینند؛ کشورهایی که تا چندی پیش، میلیونها دلار برای «ساختن جهانی نو و تغییر نظام سلطه جهانی» پای آنها هزینه و حیف شده بود.
اگر اقتدارگرایان گریه کردن میتوانستند، بهجای خنده بر جیبوتی باید برای ایران میگریستند.
………………………………………………………………………………………..
نظر نویسنده بیانگر دیدگاه رادیو فردا نیست.
Dec 06 2015
نظر: گزارش های متعدد ثابت می کند نفت داعش به ترکیه منتقل می شود. برخی مقامات آمریکایی هم این مسئله را تایید کرده اند.
شبکه المیادین گزارش داد: هدف ترکیه از اعزام نیروی نظامی به عراق، تبدیل کردن شهر موصل به پایگاهی علیه ایران است.
ترکیه در باتلاق دوگانه ای گرفتار شده است. آنکارا از یک سو با روسیه روبروست و از سوی دیگر باید برای ترمیم وجهه خود در جهان که به عنوان حامی تروریسم خدشه دار شده است، تلاش کند. ترکیه علیه مسکو تاکنون به جنگ لفظی اکتفا کرده است. پس از آنکه روسیه تصاویر ماهواره ای را از تردد تانکرهای نفتی داعش از مرزهای سوریه و ترکیه منتشر کرد، تنش بین مسکو و آنکارا تشدید شد. دولت ترکیه به شیوه غیرقانونی نفت را از اقلیم کردستان عراق بدون هماهنگی با بغداد هم وارد می کند.
125048_977
گزارش های متعدد ثابت می کند نفت داعش به ترکیه منتقل می شود. برخی مقامات آمریکایی هم این مسئله را تایید کرده اند. مثلث اقلیم کردستان، داعش و ترکیه همکاری سه جانبه ای با یکدیگر دارند. بعضی از تحلیلگران درباره جنگیدن پیشمرگه ها با داعش ابراز تردید می کنند. جنگیدن پیشمرگه ها با داعش شاید محدود به سنجار باشد. اقلیم کردستان از ترکیه در برابر اتهامات روسیه در مورد خرید نفت قاچاق از داعش حمایت کرد و اتهامات مسکو را بی اساس خواند. مقامات اقلیم کردستان با تامین منافع ترکیه در واقع به تحقق منافع داعش کمک می کنند.
ترکیه نبرد آزادسازی موصل را فرصتی می داند تا با انگیزه های مذهبی وارد عمل شود. دولت ترکیه معتقد است کمک به آزادسازی منطقه سنی نشین، ضربه ای به نیروهای شیعه بسیج مردمی عراق خواهد بود. فرماندهان بسیج ملی در استان نینوا از ترکیه خواستند تا نظامیانش را به این استان اعزام کند. طرح آمریکا در اعزام کارشناسان نظامی و نیروهای ویژه به عراق، گامی برای حمایت از رویکرد ترکیه است که می خواهد موصل را به پایگاهی علیه ایران تبدیل کند.
دولت عراق بر مخالفت با هر نوع دخالت نظامی خارجی بدون هماهنگی با بغداد تاکید دارد. ترکیه که احساس می کند پس از دخالت روسیه در سوریه، درهای این کشور بر روی آنکارا بسته شد، این بار به دنبال آن است که با دخالت در عراق وجهه خود را ترمیم کند.
Nov 24 2015
دویچهوله: سفر پوتین به تهران و ملاقات او با خامنهای با حاشیههایی همراه بود که کارشناسان ورسانهها را به حیرت انداخت. موخین، نویسنده شرح حال زندگی پوتین از اهمیت رفتن مستقیم او از فرودگاه به بیت خامنهای میگوید.
ولادیمیر پوتین، نخستین رئیس جمهور روسیه است که پس از سفر استالین، رهبرشوروی سابق در سال ۱۹۴۳ از ایران دیدن کرد. پوتین برای اولین بار ۸ سال پیش برای شرکت در نشست سران کشورهای حوزهی دریای خزر به تهران سفر و با آیتالله علی خامنهای ملاقات کرده بود. خامنهای به پوتین گفت که “وجود روسیه مقتدر به نفع ایران است” و پوتین هم پاسخ داد “منافع ملت روسیه در وجود یک ایران قوی و مؤثر درعرصه بین المللی نهفته است”.
در ظرف ۸ سال گذشته تحولات زیادی بین دو کشور و به ویژه بین دو رهبر روی داد. پوتین، این بار وقتی روز دوشنبه (۲ آذر/ ۲۳ نوامبر) برای شرکت در نشست مجمع کشورهای صادر کننده گاز یا “اوپک گازی” وارد تهران شد، مستقیم از فرودگاه مهرآباد به دفتر رهبری رفت.
بیشتر بخوانید: پوتین در تهران به دنبال چیست؟
صحبتهای او با رهبر ایران چنان مهم و گرم بود که دمیتری پسکوف، دبیر مطبوعاتی رئیس جمهور روسیه اعلام کرد که گفتگوی پوتین با آیتالله خامنهای یک ساعت و نیم و بیش از مدت پیشبینی شده طول کشیده است. علیاکبر ولایتی مشاور رهبر ایران در امور بینالملل هم ملاقات پوتین را “کاری، خارج ازتشریفات” و “در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه” توصیف کرد. ولایتی گفت: «اینکه آقای پوتین در این سفر اولویتبندی کرده و اولویت نخست خود را دیدار با مقام معظم رهبری گذاشت، حکایت از این دارد که وی کاملا حسابشده برنامه سفر را طراحی کرده و بدون هرگونه تشریفاتی مستقیم از فرودگاه به دفتر رهبری آمد و به حضور ایشان رسید و دو ساعت این گفتوگو به درازا کشید.»
رئیسجمهور روسیه ضمن نزدیک خواندن مواضع دو کشور در سوریه به خامنهای گفت: «ما متعهدیم که برخلاف برخیها به شرکایمان از پشت خنجر نزنیم و هیچوقت در پشت پرده اقدامی بر ضد دوستانمان انجام ندهیم و اگر اختلافی هم داشته باشیم، با صحبت به تفاهم برسیم.»
هدایای پوتین؛ از شراب تا نسخه خطی قرآن
رئیسجمهور روسیه در پایان دیدارش با خامنهای یک نسخه قدیمی از قرآن را به او هدیه کرد. به نظر آلکسی موخین مدیر “مرکز مطالعات سیاسی در مسکو” و مولف زندگینامهی ولادیمیر پوتین، ملاقات پوتین و خامنهای “ارزش سمبولیک” دارد و نشان میدهد که روسیه با یک “یار و شریک” منطقهای سر و کار دارد که حتی بعد از توافق هستهای با آمریکا هم ماهیت سیاست آن برای روسیه تغییری نکرده است.
پوتین یک نسخه قرآن خطی نفیس به خامنهای هدیه داد
پوتین یک نسخه قرآن خطی نفیس به خامنهای هدیه داد
آقای موخین که پوتین را به خوبی میشناسد و کتابهای “مستر پوتین کیست؟” و “اشتباهات پرزیدنت” را نوشته است، به دویچه وله میگوید: «پوتین، ایران، سوریه، فلسفه اسلامی و عمرخیام را دوست دارد. عمر خیام برای او کلید و راهگشای مشکلاتیست که در خاورمیانه رخ میدهد. پوتین همیشه با توجه به علائق و به تناسب افرادی که دوست دارد هدیه میدهد، بنابراین نسخه خطی و قدیمی قرآن که به آیتالله خامنهای هدیه کرد چیز غیرعادی نبود و دادن هدیه نفیس بخشی از سیاستش هست.»
گفتنی است پوتین چندی پیش هم یک شراب ۱۵۰ هزار دلاری ۲۴۰ ساله برای سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر سابق ایتالیا باز کرد.
موخین در توضیح “رفتن مستقیم و غیر متعارف پوتین از فرودگاه مهرآباد به دفتر رهبری” میگوید: «رئیس جمهور روسیه بدون در نظر گرفتن تشریفات سراغ کسی رفت که قدرت واقعی مملکت را در دست دارد و این حرکت او معنای سیاسی خاصی دارد. وی زیرکانه به آنچه که بین شرقیها رایج هست عمل کرد و سراغ رهبر ایران رفت که در آن سرزمین قدرتمند و تعیینکننده است و این عمل او نشان میدهد که وی شناخت خوبی از ایران دارد.»
بیشتر بخوانید: دومین دیدار ولادیمیر پوتین با رهبر جمهوری اسلامی
آلکسی موخین نویسنده زندگینامه پوتین از علاقه او به عمر خیام میگوید
آلکسی موخین نویسنده زندگینامه پوتین از علاقه او به عمر خیام میگوید
موخین در ادامه تاکید میکند: «رئیس جمهور روسیه به خوبی آگاه هست که بدون خامنهای مناسبات دو کشور هیچوقت رشد نخواهد کرد. اکنون صحبت بر سر سوریه هست و بحران در این کشور جنگزده هر دو کشور را به هم نزدیکتر کرده است. بدون حمایت و پشتیبانی ایران سیاستهای روسیه در منطقه و سوریه قابل اجرا و کارساز نیست. اگر حمایتهای ایران نباشد تاثیرگذاری روسیه در منطقه و سوریه بسیار ضعیف خواهد شد. به همین خاطر من فکر میکنم این روابط بیشتر عملگرایانه است.»
کارشناسان روسیه نتایج دیدار “خارج از عرف پوتین و خامنهای” را پربار میدانند و تاکید میکنند که در هیچ زمانی دو کشور تا این حد به همدیگر نزدیک نبودهاند.
پوتین یک ساعت دیرتر به نشست اوپک گازی رسید
سومین اجلاس سران گازی هم به دلیل دیر کردن رئیس جمهور روسیه، با یک ساعت تاخیر آغاز به کار کرد. پوتین که در آغاز سخنرانی خود گوشی ترجمه همزمان را در گوش داشت نسبت به ترجمه نشدن صحبتهای خود ابراز تعجب کرد و با حل این مشکل سخنانش را از سر گرفت.
توجه روزنامههای روسیه بیشتر به صحبتهای پوتین با خامنهای بود تا سخنرانی وی در نشست اوپک گازی تهران. ریانووستی، خبرگزاری روسی بلافاصله بعد از دیدار پوتین و خامنهای از قول رئیس جمهور روسیه خبر داد که “از حریم هوایی دریای خزر برای هدف قرار دادن داعش استفاده خواهد کرد.” خبرگزاری اسپوتنیک حتی از “آغاز روند تحویل موشکهای اس-۳۰۰” به ایران نوشت.
روزنامه های ایران نیز پس از سخنان مثبت خامنهای درباره پوتین از “فصل جدید روابط راهبردی” ایران با روسیه و از اینکه “اس ۳۰۰ در راه ایران است” خبر دادند.
آلکسی موخین مولف “زندگینامهی ولادیمیر پوتین” هم در پایان صحبتهای خود با دویچه وله نتیجه میگیرد که روسیه و ایران به رغم نزدیکی و علائق پوتین و خامنهای یار یکدیگرند ولی هنوز متحد نشدهاند.