اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Aug 10 2016

وضع اشتغال زنان ایران، قابل مقایسه با عراق و افغانستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: سایت “خبرآنلاین” با اشاره به میزان نابرابری اجتماعی میان زنان و مردان در زمینه اشتغال در ایران نوشته است که از نظر فرصت‌های شغلی وضع زنان ایران با عراق، افغانستان و الجزایر قابل مقایسه است؛ در یک کلام ته خط.

سایت ” خبرآنلاین” در گزارش روز دوشنبه (۱۸ مرداد/۸ اوت) با ارائه آماری از وضع اشتغال زنان در بازار کار ایران و مقایسه آن با سایر کشورهای منطقه و جهان، به این نتیجه رسیده است که زنان ایران به‌رغم برخورداری از سطح آموزش و تحصیلات بالا، شانس بهتری نسبت به زنان در کشورهایی مانند عراق و افغانستان ندارند. به عبارتی زنان ایران با وجود “رشد صعودی میزان تحصیلات” در بازار کار وضعی مناسب‌تر از کشورهایی ندارند که درگیر جنگ و بحران هستند.

این همه در حالی است که حسن روحانی از همان ابتدا نسبت به موانع عمده بر سر راه زنان برای سهم بیشتر در سیاست و اقتصاد حساسیت نشان داده بود و بارها وعده این را داده بود که این موانع را از سر راه زنان بردارد. فعالان زن می‌گویند اگرچه در این زمینه اقداماتی شده، اما این اقدامات بسیار کند هستند و تغییری کیفی در وضع زنان ایجاد نکرده‌اند.

بیشتر بخوانید: مجلس “معتدل” و سرنوشت زنان

آخرین حرکت از سوی حسن روحانی رییس‌جمهوری ایران نیز به تعویق انداختن سومین آزمون استخدامی مشترک فراگیر دستگاه‌های اجرایی بود تا عدالت در سهمیه‌های در نظر گرفته شده برای زنان و مردان رعایت شود.

او از سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور خواست که سهمیه‌های مبتنی بر تبعیضات ناروا را باطل کند و “با رویکرد عدالت” و “شایستگی”‌ پیش رود. توصیه‌ای که هنوز روشن نیست تا چه اندازه در عمل پیاده شود. با این حال آن‌چه آمار و ارقام نشان می‌دهند امیدبخش نیست.

درباره بیکاری زنان و رابطه مستقیم آن با آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد، خودکشی و بزهکاری زیاد نوشته شده است. با این حال قدم قابل توجهی برای رفع آن‌ها برداشته نشده است. آمارها نشان می‌دهند که نرخ بیکاری در جمعیت فعال زنان بیش از ۱۹ درصد و در جمعیت فعال مردان بیش از ۹ درصد است.

این درحالی است که درصد بیکاری جمعیت بالای ۱۰ سال در ایران در سال ۱۳۹۴ با چهار دهم درصد افزایش نسبت به سال ۱۳۹۳ خورشیدی به ۱۱ درصد رسیده است.

آمارهای سال ۱۳۹۴ نشان می‌دهند که نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله بیش از ۲۶ درصد است. نرخ بیکاری بر اساس جنسیت در این گروه برای مردان ۲۲ درصد و برای زنان ۴۲ درصد است.

بیشتر بخوانید: کاهش بی‌سابقه سهم زنان در طرح آزمون استخدامی دولت

زنان و سیاست؛ از ۱۳۴۱ تا به امروز

مبارزه برای حق رای

اعتراض زنان به نداشتن حق رای که از زمان مشروطه آغاز شده بود، از سال ۱۳۳۹ شکل خیابانی به خود گرفت.

به گزارش خبر آنلاین “آمار در شرایطی از نرخ بالای بیكاری زنان حكایت دارد كه تعداد زنان خودسرپرست یا سرپرست خانوار نیز رو به افزایش است”.

این گزارش به آمار وزیر كشور در خردادماه سال جاری استناد کرده که از ۲/۵ میلیون نفر زن سرپرست خانوار در ایران سخن گفته است. هم‌چنین نیمى از زنان تحصیلكرده دانشگاهى كه در جستجوى كار هستند، به شغلى دست نیافته‌اند.

ایران جزو بدترین‌ها

“خبر آنلاین” به آماری اشاره کرده است که از سوی معاونت امور زنان و خانواده از وضعیت اشتغال زنان منتشر شده و وضعیت اشتغال زنان ایران را با زنان در كشورهای دیگر مقایسه کرده است. مبنای این مقایسه گزارش سال ۲۰۱۳ توسعه انسانی سازمان ملل، در سال ۲۰۱۱ در ۱۸ کشور از مجموع ۱۹۴ کشور است.

بیشتر بخوانید: مرخصی زایمان و اخراج هزاران زنی که از آن استفاده کردند

بر اساس این آمار در کشورهای لبنان، ایران، عمان، ترکیه، تونس، الجزایر، اردن، عربستان، فلسطین، مصر، سوریه، مراکش، عراق، هند، پاکستان، موریتانی، یمن و افغانستان، درصد زنان فعال اقتصادی کمتر از ۳۰ درصد است. از نظر نسبت جنسیتیِ مشارکت اقتصادی نیز پنج کشور سوریه ، افغانستان ، الجزایر، عراق و ایران بدترین وضعیت را در سطح جهان داشته‌اند.

این درحالی است که به گفته حسن روحانی: «رشد و توسعه در کشور امکان‌پذیر نیست در حالی که [فقط] ۵۰ درصد جمعیت کشور در مسیر توسعه حضور داشته باشند. پس زنان همانند مردها می‌توانند نقش پر رنگی ایفا کنند و از ظرفیت و قدرت و استعداد آنها در مسیر توسعه و تعالی کشور استفاده شود.»

بیشتر بخوانید: ارائه لایحه کاهش ساعت کار زنان شاغل به مجلس

او بهمن ماه سال گذشته در همایشی به نام “اعتدال، زنان و توسعه” در تهران خواستار ایجاد تعادل در رابطه با حضور زنان در عرصه علم و اقتصاد و سیاست شد و گفت که نمی‌‌شود «خانم‌ها در عرصه‌ علمی دوشادوش مردها پیش روند اما در حوزه ‌اقتصاد با موانع روبرو باشند و ارزش کارشان کمتر محاسبه شود که این اتفاق غیرقابل قبول است.»

اما واقعیت‌ها تا این جای کار از روند دیگری حکایت دارند؛ عرصه بر زنان در بازار کار ایران از همیشه تنگ‌تر شده است و عوامل بسیاری که زنان را خانه‌نشین می‌کنند هنوز به قوت خود باقی هستند. از جمله محدودیت‌های مختلف در انتخاب نوع و محل کار و یا سیاست‌هایی که در جهت افزایش زاد و ولد به جامعه تحمیل شده است.

No responses yet

Aug 01 2016

باشگاه ملوان: دلیل انحلال تیم فوتبال دختران قابل بیان نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی


بی‌بی‌سی: در پی افزایش انتقادها درباره انحلال تیم زنان باشگاه فوتبال ملوان، یکی از موفق‌ترین تیم‌های فوتبال لیگ زنان ایران، این باشگاه با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد دلایل انحلال این تیم “در یک جامعه اسلامی” و رسانه‌ها قابل بیان نیست.

در این بیانیه گفته شده که باشگاه ملوان مدتی بود در پی واگذار کردن تیم زنان خود بود و مسائل مالی “کوچکترین دلیل انحلال” تیم بوده است.

در این بیانیه آمده است که دلیل اصلی انحلال تیم “همان دلایلی” بوده که که باعث شد تمام تیم‌های لیگ برتر یا تیم فوتبال زنان خود را منحل کنند یا تصمیم به واگذاری آن بگیرند. در این بیانیه گفته شده که از دلایل انحلال نمی‌توان صحبت کرد و رسانه‌ها هم باید از بیان آن خودداری کنند.

اما مینا قنبرزاده، سرپرست فوتبال دختران ملوان امروز در گفتگو با خبرگزاری ایسنا بیانیه باشگاه را “توهین آمیز” خوانده و گفته است که این بیانیه اعضای تیم دختران ملوان را از نظر اخلاقی زیر سوال برده است. خانم قنبرزاده گفت که در سکوت خبری به دنبال پیگرد قانونی این ماجرا هستند.

به گفته او، دلیل اصلی انحلال تیم زنان ملوان مسائل مالی و مصاحبه سارا قمی، بازیکن ملی پوش و کاپیتان این تیم بوده است.

خانم قمی که به “خانم گل لیگ برتر بانوان” ایران معروف است، ۱۲ خرداد در مصاحبه با ایسنا از بی‌مهری مسئولین باشگاه به تیم زنان ملوان گلایه کرده و گفته بود که تنها کمتر از ۲۰ درصد مبلغ قراردادها به اعضای تیم پرداخت شده است. پس از آن مدیر عامل باشگاه ملوان گفت که این مصاحبه “ذهنیت‌های منفی را به وجود آورده و احتمالا در فصل پیش رو تیم بانوان منحل می‌شود.”

بخوانید: انحلال تیم زنان فوتبال ملوان و درخواست کمک از رئیس جمهور ایران

در بیانیه باشگاه ملوان آمده که این باشگاه از ماه‌ها پیش تصمیم گرفته بود در حوزه زنان فعالیتی نداشته باشد و باشگاه به همه مسئولان فوتبال استان گیلان اعلام کرده بود که حاضر است بدون دریافت هیچ وجهی امتیاز تیم زنان را به اسپانسر یا خریدار جدید واگذار کند، اما هیچ‌ سرمایه‌گذاری برای این تیم پیدا نشد. اما در این بیانیه تأکید شده که این مسئله دلیل انحلال تیم نبوده و دلیل آن “همان موضوعاتی است که باشگاه های متمولی همچون سپاهان، ذوب آهن، سایپا، فولاد و پیکان یا تیم‌های پرهواداری مانند استقلال و پرسپولیس را هوشمندانه ترقیب به عدم تیمداری یا انحلال تیم های بانوانشان کرد.”

رضا حسنی‌خو، مدیرکل حراست وزارت ورزش ایران امروز در گفتگو با خبرگزاری فارس از بیانیه باشگاه ملوان انتقاد کرد و گفت: “در مجموع مطرح کردن این موضوع در جامعه کار درستی نیست. ضمن اینکه هیچگاه به خاطر یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند. معتقدم شاید یکی دو نفر مشکل داشتند، اما نباید به خاطر آن یک نفر، صورت مسئله را پاک می‌کردند.”

آقای حسنی‌خو گفت که اگر مسائلی در تیم وجود داشته که قابل مطرح شدن در جامعه اسلامی نیست، “مقصر مسئولان تیم هستند. آنها چرا اجازه دادند کار به اینجا برسد؟ این موضوع برای یک روز و دو روز نبوده و بالاخره یک دورانی را گذرانده که دوستان باید توجه می کردند تا این مشکل پیش نیاید.”

No responses yet

Aug 01 2016

چکامه الله جبار، چکامه سرا شفق . ک

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,هنر

بیا ، الله تو دیگر دست بردار از سر ، ما …
این آدم که می بینم ، مسلمانی کج اندیش است …
ترا خواند گهی سبحان …
ترا خواند گهی رحمان …
گهی قادر ، گهی عادل …
نمی داند اگر هستی …
تو خود سلطان استبداد و بیدادی ..
نمی داند اگر بودی ، میان رعیتت فرقی نمی دادی …
همی گویند ، سمعئی و بصیری …
شگفتا ،
ندیدی ان سیه کودک که هردم میدهد جان !؟
ز بهر تکه ای نان …
شنیدی ناله بانوی ازاده به زیر پای دژخیمان …
همان لاله …
ندایی با تن خونین به دام سرب به خاک افتاد…
و سهرابی به نام عشق به سرسبزی ازادی ، سرش را داد…
بصیری تو …؟!
ز هر گوشه ، صدای ناله دادخواهی انسان …
نموده گوش ها را کر …
سمیعی تو …
تو بیرحمی ، نه رحمانی …
تو جباری ، نه مهربانی …
تو ای الله که از مکتوب تو پیداست …شیطانی
همان بهتر که بتخانه ، بنا سازیم …
بساط ظلم را با هم براندازیم …
شبی در گوشه میخانه ای ساغر دراندازیم …
و با اوای ساز و چنگ …
دمی فارغ ز فکر دوزخ و جنت

کنار هم گنه الود بیارامیم …

و در پایان شب با شور و شادی ،
زنیم پیمانه ها برهم ،
و با فریادمان گوئیم ،
الا ای بت سیمین تن …
خدای پاک و روئین تن …
سرت اهن ، تنت از سنگ …
ندادی حکم به قتل و جنگ …
نه حکم دادی به سنگساری …
نه با ملا و کاهن های خود ، ظلم بر سرم باری…
نه جباری ، نه مهربانی …
نه بیرحمی ، نه رحمانی …
تو پایا باشی و مانا …
بت رعنا و تو اما ،
تو الله دست بردار از سر ، ما .
1389 / اصفهان .
نور ایران .

No responses yet

Jul 29 2016

خودکشی شاعر جوان ابراهیم عالی‌پور

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: ابراهیم عالی‌پور شاعر نوپرداز و نویسنده جوان با شلیک یک گلوله به سرش در مقابل دانشگاه علوم پزشکی اهواز به زندگی خود پایان داد. او پیش از مرگ با انتشار نوشته‌ای روی صفحه اینستاگرام خود با همه خداحافظی کرده بود.

ابراهیم عالی‌پور (۱۳۶۸ – ۱۳۹۵)

ابراهیم عالی‌پور شاعر نوپرداز و نویسنده جوان اهوازی متولد ۱۳۶۸ روز چهارشنبه۶ مرداد ۱۳۹۵ با شلیک گلوله‌ای به سر به زندگی خود پایان داد.

شاهدان عینی می‌گویند این شاعر اهوازی اتوموبیل خود را مقابل بیمارستان دانشگاه پزشکی اهواز پارک کرد، شیشه‌ها را بالا کشید و سپس خود را کشت.

ابراهیم عالی‌پور از جمله شاعران تجربه‌گرایی بود که بنیان شعرهایش بر سه محور«فضا، زبان و لحن» استوار بود. گفته می‌شود که شعرهای کوتاه او ساختار روایی ـ تصویری دارند. معناگرایی و ثبت روایت‌های تصویری از شاخصه‌های بارز شعر عالی‌پور به شمار می آید. بخشی از آخرین شعری که روی صفحه اینستاگرام عالی‌پور درج شده، این‌چنین سروده شده است:

«به خاطر خدا
در شلاق‌هایی که فرود می‌آید
در یاس و ترس‌هایم
بتادین بریزید
که در هر زخم باز از من
یک جفت چشم لو می‌رود
لطفا کسی دست به تقصیرهایم نبرد»

مرگ‌اندیشی را می‌توان در سروده‌های این شاعرجوان ۲۷ ساله دید. آخرین نوشته‌های این شاعر۲۷ ساله در صفحه اینستاگرام خود نشان از مرگ و شاید خستگی و سرخوردگی از جامعه دارد:

«شاید آخر بازی‌ست، باید نقش بهتری دست و پا می‌کردم. برایم یک قبر بدون هیچ سنگی در نظر بگیرید… انگار این مردم برای نفهمیدن پول می‌گیرند تا به آنچه خودشان باور دارند فقط اعتماد کنند، فارغ از اینکه آن همه فریب و ریا و جادو را فراموش می‌کنند و یا سعی می‌کنند ندیده بگیرند تا بتوانند برای ناتوانی‌های خود تکیه‌گاهی پیدا کنند».

عالی‌پور شعرهایش را در وبلاگی به نام “فکر خواب” منتشر می‌کرد و نقدهایی نیز درباره شعر و ادبیات می‌نوشت.

در آخرین نوشته‌اش گویی پیش از خودکشی با همه خداحافظی کرده است: «همیشه این روز را پیش خودم تجسم می‌کردم که بعد از خواندن عاشقانه‌ترین شعر وقتی دارم برای کسانی که دوستشان داشتم ولی نتوانستم مراقب‌شان باشم اشک می‌ریزم، زندگی‌ تمام می‌شود، و دلهره‌ام من را عذاب می‌دهد که هنوز کتاب‌های زیادی هست که نخوانده‌ای، هنوز فیلم‌های زیادی است که ندیده‌ای، اما چیزی عمیق‌تر من را به تاریکی می‌کشاند که تمام شد، باید خودت را در تاریکی خاک کنی. باید بتوانم و قطعاً می‌توانم، می‌توانم».

مجموعه شعر “استعداد روانی” دربردارنده‌ی سروده‌های ابراهیم عالی‌پور است که سال ۱۳۹۲ (۲۰۱۳) توسط نشر راز نهان منتشر شد.

No responses yet

Jul 26 2016

شایعاتی درباره مهاجم مونیخ؛ “فلسطینی یا عضو سپاه؟”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,سیاسی

دویچه‌وله: حمله مرگبار یک آلمانی ایرانی‌تبار ساکن مونیخ، واکنش‌های زیادی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد. در کنار ابراز تاسف و تلاش برای ریشه‌یابی این مساله، برخی از کاربران نیز صحت ماجرا را زیر سوال بردند.

داوید علی س. ‌جوان ۱۸ ساله آلمانی ـ ایرانی روز جمعه (۲۲ ژوئیه / اول مرداد) در یکی از مراکز خرید شلوغ شهر مونیخ اقدام به تیراندازی کرد که در پی آن ۹ نفر کشته و تعداد بیشتری زخمی شدند.

پلیس می‌گوید فرد مهاجم از اختلال روحی رنج می‌برده و همچنین طبق بررسی‌های انجام‌شده، او کشتار در مرکز خرید مونیخ را با دقت زیاد برنامه‌ریزی و همانند عامل کشتار نروژ، آندرس برایویک، مانیفستی را نیز در این زمینه تنظیم کرده بود.

داوید علی س. حتی برای تدارک حمله خود به شهر وینندن در نزدیکی اشتوتگارت سفر کرده است. در این شهر نیز حمله مشابهی در سال ۲۰۰۹ صورت گرفته بود. در این شهر یک دانش‌آموز ۱۷ ساله در دبیرستانی ۱۲ نفر را کشت و همچنین ضمن فرار ۳ رهگذر را از پای درآورد.

“غیر قابل باور”

خبر این حمله و اعلام این موضوع که این جوان متولد آلمان اصلیت ایرانی دارد، با واکنش‌های مختلفی در میان ایرانیان روبرو شد تا جایی که شایعاتی در مورد ایرانی نبودن او منتشر شد.

یک کاربر توییتر با اشاره به این موضوع می‌نویسد: «موجی از پیغام‌ها و کامنت‌ها در فیس‌بوک و تلگرام حاکی از اینه که مهاجم مونیخ اصلا از تبار ایرانی نبوده. آیا حقیقتی دال بر این ادعا هم هست؟»

خبرگزاری فارس نیز در توییتر خود با انتشار عکس علی س. نوشت که مهاجم متولد ۳۱ فروردین ۱۳۷۷ در شهر مونیخ است. شبنم رحمتی، خبرنگار ایرانی نیز به نقل از ایسنا توییت کرد: «بر اساس نظر رئیس پلیس مونیخ ارتباطی بین مهاجم مونیخ و جامعه ایرانیان نیست و کماکان نگاه مثبت به ایرانیان جاری و ساری خواهد بود.»

کاربری با شناسه “کتاب نخوانده” اما به شایعات غیر ایرانی بودن مهاجم واکنش نشان داده است: «یه موجی راه افتاده که ایرانی‌ها اعلام برائت می‌کنن از این قاتل مونیخ .. تا جایی که اخبار رو انکار می‌کنن.»

شهرام کاریکاتوری را منتشر کرده که واکنش متفاوت ایرانی‌ها به اخبار را نمایش می‌دهد.

بازار داغ شایعات

“ف‌میم‌سخن” در صفحه فیس‌بوک خود به شایعات منتشر شده در فضای مجازی اشاره می‌کند. او می‌نویسد: «من اهل گذاشتن خبرهاى زرد از رسانه‌هاى زرد نيستم ولى برخى از سايت‌هاى اسراييلى مى گويند اين بچه، يعنى على سنبلى، بنا به چند دليل اصلا ايرانى نيست و اهل سوريه است و طرفدار تركيه‌ى رجب! يكى از دلايل همين نام عجيب “داوید” در وسط اسم او. راستى ما در فارسى اسم فاميل سنبلى داريم؟»

این طنزنویس اضافه می‌کند: «خيلى كم گيج و منگ از اين حوادث تلخ هستيم، موضوعات اين طورى هم كه ديگر قوز بالا قوز مى شود!»

کاربری با نام نیک جعفرزاده در فیس‌بوک خود می‌نویسد: «جوان تروریست مونیخ آلمان ایرانی نبوده بلکه یک جوان است از سوریه با ریشه فلسطینی بنام ولید شعبان با نام مخفف دیوید اس.»

او اضافه می‌کند: «چرا پلیس آلمان این فرد را ایرانی معرفی کرد؟ یک عرب را بنام ولید شعبان بنام علی سنبلی به دنیا نشان داد. مگر کور بودید؟ می‌گذاشتید بازپرسی‌ها انجام شود بعداً جارچی بازی درمی‌آوردید.»

بامداد اسماعیلی‌پور، خبرنگار ساکن آلمان اما از این شایعات انتقاد کرده است. او در صفحه فیس‌بوک خود می‌نویسد: «دیگه کم کم شایعه‌سازی بعضی‌ها ، آدم رو از خود حادثه بیشتر رنج می‌ده! چون امروز تعداد زیادی به من پیام دادند تکرار می‌کنم: نه، این اخباری که امروز با عکس و فیلم بعضی‌ها در مورد حادثه مونیخ درست کرده‌اند شایعه‌ای بیش نیست.»

Deutschland Polizisten in Spezialausrüstung am Olympia-Einkaufszentrum in München تصویر نیروهای ویژه آلمان با شلوارک مورد توجه کاربران فضای مجازی قرار گرفت.

او اضافه می‌کند: «خبر همان خبری است که رسانه‌های موثق گفته‌اند و تغییری پیدا نکرده. مهاجم زده عده‌ای رو کشته و حالا بحث می‌کنید اینجایی بوده، آنجایی بوده، باباش ولی اینجایی نبوده، مامانش ولی اونجایی بوده.»

این خبرنگار می‌افزاید: «دوستان من مهم هویت نیست، مهم اینه که چرا این کار رو کرده. مهم اینه که حال خانواده‌های داغدار چطور است. اگر هم قبول ندارید که طرف ایرانی بوده و می‌گویید من و همکارانم اشتباه می‌کنیم، مجبور نیستید خبرهای “اشتباه” من را دنبال کنید».

در این میان بازار طنز نیز همچنان گرم است. کاربری به اسم بدخواه در توییتر ‌نوشت: « این که عامل کشتار مونیخ از یه سال پیش برنامه‌ریزی کرده بوده، نشون می‌ده که دیگه ایرانی نبوده.»

“عضویت در سپاه پاسداران”

اما شایعات پیرامون این حادثه مختص فضای فارسی نیست. برخی کاربران عرب نیز با انتشار تصویری از برخی نیروهای جوان بسیجی و عکس مهاجم مدعی شدند که او از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. این کاربران می‌افزایند که پلیس آلمان به علت نگرانی از تبعات احتمالی، از اعلام این موضوع اجتناب کرده است.

حسین باستانی، کارشناس مسایل ایران و خبرنگار بی‌سی‌سی فارسی در فیس‌بوک خود به این تبلیغات اشاره کرده است. او می‌نویسد: « بعد از کشته شدن ۹ نفر به دست یک فرد آلمانی–ایرانی در مرکز خریدی در شهر مونیخ آلمان، موجی از تبلیغات ضد ایرانی بر روی توییتر به راه افتاده که در آن، به ویژه کاربران برخی از کشورهای منطقه دارند نقش فعالی را بازی می‌کنند.»

باستانی می‌افزاید: «البته از سوی مقابل هم ایرانیانی دارند واکنش نشان می‌دهند ولی تا این لحظه، حضور طرف مقابلشان بیشتر بوده. از جمله، به دلیل این که توییتر در ایران از مدت‌ها پیش فیلتر است و مسئولان ایرانی با این کار، در واقع امکان پاسخگویی بسیاری از شهروندان این کشور بر روی شبکه‌های اجتماعی را گرفته‌اند.»

این روزنامه‌نگار اضافه می‌کند: «البته نمی‌توان انکار کرد که در چنین دعواهای توییتری، معمولا خیلی افراد از هر دو طرف حرف‌های نامربوط می‌زنند، اما این که حکومت یک طرف با سیاست فیلترینگ خود، در چنین مواقعی دست شهروندانش را در دفاع از کشور خودشان ببندد، اتفاق غریبی است.»

No responses yet

Jul 25 2016

حمایت صدها فعال مدنی و استاد دانشگاه از حقوق دستفروشان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ارونیوز: در نامه‌ای خطاب به مقامات اجرایی و قانونگذاری ایران، بیش از پانصد تن از فعالان مدنی، شهرسازان و معماران، کارشناسان جامعه شهری، جامعه شناسان و استادان دانشگاه و دانشجویان، در اعتراض به مصوبه اخیر شورای شهر تهران که دستفروشی را همردیف تکدی‌گری و جرم دانسته، از حقوق دستفروشان دفاع کرده و خواهان جرم‌زدایی‌ از این شغل شده اند.

در این نامه که متن آن توسط سایت معماری‌نیوز انتشار یافته، از جمله به ایرادات حقوقی مصوبه شورای شهر تهران اشاره شده و آمده است: «هم‌ردیفی دستفروشی (با ساخت عنوان مجعول شبه‌متکدی) با تکدی­گری، اطلاق عنوان مجرمانه به دستفروشی است که خلاف قانون است و در صلاحیت شورای اسلامی شهر نیز نیست. طبق ماده‌ی ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، «جرم رفتاری است که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است». این جرم‌انگاری غیرقانونی خلاف اصول ۲۰ و ۳۷ قانون اساسی است.»

امضا کنندگان این نامه، حقوق عمومی شهروندان در استفاده از معابر عمومی را مورد توجه قرار داده و یادآور شده اند: «معابر عمومی دارای حقی اختصاصی نیز برای همه‌ی آحاد عموم است. بنابراین عمل دستفروشی در راستای تأمین اجناسی است که مورد نیاز بخشی از آن عموم هستند که از آن معبر استفاده می‌کنند و دستفروشی تا زمانی که در راستای نیاز مردم باشد و موجب خسارت برای افراد نگردد موجب ضمان و ممنوعیت تبصره یک بند دوم ماده‌ی 55 قانون شهرداری نمی‌گردد.»

در پایان این نامه ضمن اشاره به پیامدهای ناگوار ناشی از جرم انگاری دستفروشی آمده است: «در صورت عدم اقدام مقتضی و مناسب، شاهد تشدید اتفاقات تلخ در شهر نظیر اتفاقات پیش‌آمده در شهر اهواز، تبریز، خرمشهر، منطقه‌ی ۱۵ شهرداری تهران، بزرگراه آزادگان، دولتخواه، خیابان جمهوری، متروی گلبرگ و موارد متعدد در خصوص خدشه به حقوق انسانی دستفروشان، حوادث ناگوار و جریحه‌دار شدن افکار عمومی خواهیم بود که با توجه به شرایط اقتصادی ناشی از رکود، بیکاری و تورم و با ایجاد شوک اقتصادی و اجتماعی به خانواده‌ها و جامعه، تبعات آن پیش‌بینی‌پذیر نخواهد بود.»

در اسفند ماه سال گذشته نیز صدها تن از فعالان اجتماعی و صاحب‌نظران حوزه‌های شهری و اقتصادی، طی نامه ای به مسئولان کشور خواهان حمایت دولت از مشاغل غیر رسمی به عنوان تلاش مردمی در زمینه کارآفرینی شده بودند.

نامه ۵۰۰ فعال مدنی به مقامات مسئول را از جمله منیژه نجم عراقی، کمال اطهاری، فرخنده حاجی زاده، حسین مشرف دهکردی، اعظم خاتم و راضیه رفیعی امضا کرده اند.

No responses yet

Jul 25 2016

مهاجم مونیخ که بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

بی‌بی‌سی: بنا به اعلام پلیس آلمان جوان ۱۸ ساله‌ای آلمانی-ایرانی عامل حمله جمعه عصر بود که در آن ۹ نفر کشته و چندین نفر دیگر زخمی شدند. به گفته پلیس این جوان پس از حمله خودکشی کرد.

تحقیقات پلیس روی ارتباط احتمالی این حمله و آندرس برویک، که به جرم کشتار و تروریسم در نروژ زندانی است، متمرکز شده است.

رسانه‌های آلمان جوان ۱۸ ساله عامل حمله را دیوید علی سنبلی معرفی کرده‌اند.

پلیس می‌گوید این جوان سابقه افسردگی داشت و شواهد نشان می‌دهد که علاقه شدیدی به تیراندازی و حملات مسلحانه داشته است.

‘مثل یک آدم معمولی می‌خندید’

همسایه‌های دیوید علی ۱۸ ساله در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه او را بچه‌ای ساکت و کمک حال دیگران توصیف می‌کنند، کسی که قبلا هیچ نشانه‌ای از این که ممکن است چنین کاری بکند بروز نمی‌داد.

همسایه‌ها می‌گویند پدر او راننده تاکسی است و مادرش در یک فروشگاه کار می‌کند. دیوید علی یک برادر هم داشته است و این خانواده در خانه‌ای در نزدیکی مرکز خرید المپیا، محل کشتار، زندگی می‌کنند. در محله‌ای که بسیاری از اهالی آن مهاجر هستند.

صدیق علی، همسایه ۲۹ ساله و افغان تباری که همبازی فوتبال برادر دیوید علی بوده است به خبرگزاری فرانسه می‌گوید او معمولا ساکت و گوشه‌گیر بود و چندان با بچه‌های محل نمی‌جوشید.

همسایه دیگری دیوید علی را به عنوان “آدمی خوب” معرفی می‌کند که به رایگان روزنامه توزیع می‌کرد.

خانم دلفیه دالبی، ۴۰ ساله و مقدونی تبار، می‌گوید: “این پسر را خیلی خوب می‌شناسم. همیشه وقتی کمک لازم داشتی پیدایش می‌کردی. مهربان بود. هیچ وقت عصبانی نبود. برای این خانواده و این پسر متاسفم.”

او در توصیف دیوید علی به خبرگزاری فرانسه گفت: “مثل یک آدم معمولی می‌خندید.”
‘می‌کشمتون’

پیشخدمت کافه‌ای در همسایگی خانه دیوید علی می‌گوید او شبیه بچه‌های هم سن و سالش، راحت و پرانرژی و دنبال آخرین مدل موی روز نبود. “همه رفتارش نشان می‌داد که نمی‌خواهد با کسی حرف بزند.”

گزارش‌های مختلف حاکی از علاقه شدید دیوید علی به بازی‌های کامپیوتری است.

روزنامه بیلد می‌گوید او در یکی از شبکه‌های بازی آنلاین مکررا بازیکنان دیگر را به مرگ تهدید می‌کرد.

بیلد نوشته او در چت به همبازی‌هایش گفته بود: “بیایین مک‌دونالد و من می‌آم سراغتون و می‌گیرم می‌کشمتون.” اغذیه‌فروشی مک‌دونالد در مرکز خرید المپیا جایی بود که حمله روز جمعه آغاز شد.

یک هم‌کلاسی سابق عامل حمله، به بیلد گفته است که دوستان دیوید علی او را از گروه بازی آنلاینشان بیرون انداختند چون مدام بقیه را تهدید می‌کرد.

خبرنگار روزنامه تلگراف در مونیخ هم گزارش کرده است که دختری ۱۴ ساله و هم‌مدرسه‌ای دیوید علی گفته است او چند ماه پیش با هم‌کلاسی‌هایش جر و بحثش شده بود و به آنها می‌گفت: “می‌کشمتون!”

این دختر نوجوان می‌گوید دیوید علی پسر باهوشی بود، اما بقیه اذیتش می‌کردند و دو سه دوست بیشتر نداشت.
‘من آلمانی‌ام’

ویدئویی که کمی پس از حمله منتشر شد دیوید علی را در لباس سیاه نشان می‌هد. در این ویدئو او به مردم در حال فرار شلیک می‌کند.

ویدئوی دیگری منتشر شده که در آن به نظر می‌رسد دیوید علی پس از حمله در حال مشاجره می‌گوید: “من آلمانی‌ام.”

افرادی که در اطرافش هستند به او دشنام‌هایی با بار تحقیر نژادی می‌دهند و او به آنها جواب می‌دهد: “من اینجا به دنیا آمده‌‌ام. من آلمانی‌ام.”

در بخش دیگری از مشاجره شنیده می‌شود که او می‌گوید در بیمارستان بستری بوده است.
‘بی‌ربط با داعش، مرتبط با برویک’

بنا به اعلام پلیس آلمان تیراندازی جمعه مونیخ “مطلقا” ارتباطی با گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) نداشته، اما نشانه‌های آشکاری از ارتباط آن با جنایت آندرس برویک وجود دارد.

دیوید علی یک هفت تیر نیمه خودکار گلاک با کالیبر ۹ میلی‌متر و ۳۰۰ فشنگ داشت. پلیس هنوز نمی‌داند که او چه طور این سلاح را به دست آورده بود.

مقام‌های آلمانی می‌گویند به نظر می‌رسد او با یک حساب فیسبوک جعلی خودش را دختری جا زده و دیگران را برای رفتن به مک‌دونالد مرکز خرید فریب داده باشد.

به گفته پلیس دیوید علی مطالعه زیادی درباره کشتارهای مسلحانه داشته است.

رسانه‌های آلمانی از قول پلیس نوشته‌اند که دیوید علی به عامل کشتار مدرسه وینندن علاقه نشان داده بود. در سال ۲۰۰۹ یک فارغ التحصیل ۱۷ ساله مدرسه وینندن در اشتوتگارت، جمعیت را در نزدیکی مدرسه به گلوله بست و پس از کشتن ۱۵ نفر خود را کشت.

کشتار جمعه مونیخ در پنجمین سالگرد کشتار جوانان حزب کارگر نروژ به دست آندرس برویک انجام شد و پلیس می‌گوید نشانه‌هایی “آشکار” از ارتباط این دو حمله وجود دارد.
خانواده‌ای مبهوت

خبرنگار روزنامه تلگراف از قول یکی از همسایه‌های دیوید علی نوشته که او مطمئن است حمله جمعه ارتباطی با اسلام‌گرایی افراطی نداشته است.

این همسایه دیوید علی به تلگراف گفت: “برادر کوچکترش را بیشتر می‌شناسم، پسر خوبی است. پدر و مادرش هم همین طور. مادرش دیروز وقتی پلیس آمد حسابی مبهوت بود. این را وقتی در را باز کرد کاملا می‌شد دید.”

دادستان مونیخ گفته است که پلیس هنوز از خانواده دیوید علی تحقیق نکرده است: “به خاطر وضعیتشان، آنها هم پسرشان را از دست داده‌اند.”

No responses yet

Jul 08 2016

افشای اطلاعات شخصی 25 درصد مردم ایران؛ دریغ از یک عذرخواهی و برکناری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

عصرایران: چندی پیش پلیس آمریکا از شرکت “اَپل” خواست گوشی اپل یک مجرم -که کشته شده بود- را رمزگشایی کند ولی اپل برای حفظ اعتماد مشتریانش، درخواست پلیس آمریکا را رد کرد.
عصر ایران – افشای اطلاعات شخصی 20 میلیون مشترک ایرانسل مسأله ای نیست که بتوان از کنارش با بی اعتنایی گذشت.
وزیر ارتباطات در این باره به مجلسی ها چنین توضیح داده که 2.5 سال قبل، این اطلاعات توسط ایرانسل به یک نهاد داده شده و سپس از آنجا به بیرون درز کرده و سر از شبکه های اجتماعی درآورده است!

در این باره نکات و ابهاماتی چند وجود دارد که باید بدان ها پاسخ قانع کننده داد:

1 – گفته شده که ایرانسل این اطلاعات را به یک نهاد داده است. اولاً مشخص کنند که نام این نهاد چیست و ثانیاً آیا قانوناً اجازه دسترسی به اطلاعات مشترکان ایرانسل داشته است؟ و طبق کدام قانون؟

افشای اطلاعات شخصی 25 درصد مردم ایران؛ دریغ از یک عذرخواهی و برکناری!

2 – انتشار اطلاعات شخصی یک چهارم مردم ایران در فضای مجازی، آنقدر مهم است که باید هم با قاصران و مقصران برخورد جدی کرد و هم باید مسؤولان مرتبط با این پرونده، رسماً از مردم ایران عذرخواهی کنند. اگر چنین نشود هر کسی می تواند به خود اجازه دهد اطلاعات شخصی مردم ایران را بازیچه خود قرار دهد.

وقتی مدیری به خاطر بالا بودن رقم فیش حقوقی اش، برکنار می شود، چرا نباید مدیری که با بی کفایتی اش باعث افشای اطلاعات خصوصی مردم شده است، برکنار شود؟!
سکوت مسؤولان ایرانسل در برابر این رسوایی، بی احترامی به مردمی است که به این شرکت اعتماد کردند و اطلاعات خود را در اختیار آن قرار دادند.

3 – ضربه بزرگ‌تر از افشای اطلاعات خصوصی مردم، این است که با اتفاق رخ داده، اعتماد مردم آسیب دیده است.
چندی پیش پلیس آمریکا از شرکت “اَپل” خواست گوشی اپل یک مجرم -که کشته شده بود- را رمزگشایی کند ولی اپل برای حفظ اعتماد مشتریانش در سراسر جهان، درخواست پلیس آمریکا را رد کرد. اما در اینجا، نه اطلاعات یک مجرم کشته شده ، که اطلاعات شخصی 25درصد مردم یک کشور به حراج می گذارند و کک کسی هم نمی گزد!
اعتماد، سرمایه بزرگی است که گویا در این کشور، قدرش را نمی دانند و روز به روز از آن می کاهند.

افشای اطلاعات شخصی 25 درصد مردم ایران؛ دریغ از یک عذرخواهی و برکناری!

4 – گفته شده که یک جوان 19 ساله عامل انتشار این اطلاعات بوده است که او هم دستگیر شده است. بیم آن می رود همه پرونده را در این جوان – که به گفته پلیس از سر کنجکاوی چنین کاری کرده و در ازای ارائه اطلاعات به افراد، حتی پول مختصری هم نگرفته – خلاصه و قضیه را فیصله دهند؛ حال آن که باید مسؤولانی که با سهل انگاری خود باعث شده اند یک جوان کنجکاو بتواند به اطلاعات خصوصی 20 میلیون ایرانی دست یابد نیز مجازات شوند.

5 – این ماجرا بار دیگر ثابت کرد که موضوع مهمی به نام امنیت مخابرات و اینترنت، هنوز از سوی مسؤولان جدی گرفته نشده است و الّا اگر ساز و کار استاندارد و تعریف شده ای وجود داشت، شاهد چنین اتفاقاتی نبودیم.
چندی پیش یک آسیب امنیتی جدی متوجه بسیاری از بانک های کشور شد و جالب اینجاست که مجموعه های دولتی که بودجه های میلیاردی برای رصد این آسیب ها و باگ و حملات می گیرند، متوجه نشدند ولی یک شرکت بخش خصوصی قضیه را کشف کرد و هشدار داد!

حال منتظر می مانیم تا ببینیم قاصران و مقصران افشای اطلاعات مردم چه می کنند و با آنها چه برخوردی می شود؟ سخن از افشای اطلاعات شخصی یک چهارم جمعیت ایران است.

No responses yet

Jul 07 2016

تاب‌آوری اجتماعی در ایران پایین آمده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,شورش

دویچه‌وله: آمار درگیری‌های خیابانی در جامعه ایران مدتهاست که زنگ‌ خطر را به صدا درآورده است. به گفته یک مقام مسئول “تاب‌آوری اجتماعی” ایرانی‌ها پایین آمده و حل این مسئله دیگر به یک موضوع “حاکمیتی” تبدیل شده است.

بنا بر آمار پزشکی قانونی استان تهران در ده ماهه نخست سال گذشته (۱۳۹۴) حدود ۹۵ هزار نفر به دلیل آسیب‌های ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی در این استان مراجعه کردند.

این درگیری‌ها که اغلب به بهانه‌های کوچک نظیر دعوا بر سر جای پارک خودرو آغاز شده‌اند، در نهایت پایانی تلخ یافته و به ختم زندگی یک انسان منجر شده‌اند.

سازمان پزشکی قانونی ایران به تازگی اعلام کرد که تهران، خراسان رضوی و اصفهان سه استانی بوده‌اند که در شش ماهه نخست سال ۹۴ بیشترین آمار مراجعین نزاع را داشته‌اند.

هر چند طبق آمار این سازمان میزان مراجعان نزاع به ادارات پزشکی قانونی در شش ماهه نخست سال ۹۴ نسبت به سال پیش از آن ۵/۳ درصد کاهش داشته، اما با این حال مشکلات اقتصادی، گرانی، بیکاری، فقر، هوای آلوده، ترافیک سنگین و افزایش مهاجرت به شهرها موجب شده تا در سال‌های اخیر میزان درگیری‌های خیابانی‌ و ضرب و شتم به طرز نگران‌کننده‌ای در تمامی شهرهای ایران افزایش داشته باشد.

بیشتر بخوانید: کتک‌کاری و توهین؛ اتهام‌های عمده پرونده‌های کیفری در ایران

مجید صفاری‌نیا، رئیس “کمیسیون تخصصی روان‌شناسی اجتماعی” در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در گفتگویی با سایت “خبرآنلاین” از پایین آمدن “تاب‌آوری اجتماعی” در ایران سخن گفته و این مفهوم جدید در روانشناسی را یکی از مؤلفه‌های سلامت اجتماعی خوانده است.

او یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی را افزایش مهاجرت به شهرها دانسته است.

به گفته او ۷۰ درصد جمعیت در ایران در اصل روستانشین بوده‌اند و طبق پژوهشی که انجام شده تا سال ۱۴۰۰ خورشیدی، این رقم برعکس شده و ۷۰ درصد مردم کشور شهرنشین و ۳۰ درصد روستانشین خواهند بود.

این استاد دانشگاه علامه‌طباطبایی از عوامل دیگری همچون ازدحام، گم‌نامی در شهرهای بزرگ، از دست رفتن نقش آرامش‌دهنده خانواده و عوامل روانی نام برده که منجر به پایین آمدن آستانه تحمل مردم و در نتیجه کاهش تاب‌آوری اجتماعی شده است.

دعوای خیابانی در ایران و دلایل آن

مسئولان سازمان پزشکی قانونی ایران گزارش داده‌اند که آمار پرونده‌های ثبت شده برای نزاع در سه ماهه اول سال جاری خورشیدی ۱۶۵ هزار و ۳۶۵ مورد بوده است. آمار نزاع در مدت مشابه سال ۱۳۹۱ برابر با ۱۶۱ هزار ۵۵۵ مورد بوده است. بدین ترتیب آمار سال ۹۲ افزایش نشان می‌دهد. کل آمار مربوط به سال ۱۳۹۱ برابر است با ۶۱۷ هزار و ۳۵۸ پرونده.

او در توضیح اهمیت سلامت اجتماعی و نقش آن گفته است: «روانشناسان ۶۰ مولفه همچون اعتياد، بحران اجتماعی، طلاق عاطفی، بحران شادی، آلودگی محيط زيست، بيکاری، کرامت پايين متخصصان، دعواها و نزاع‌های خيابانی را به عنوان متغيرهای سلامت اجتماعی برشمرده‌​اند. هرچه استانداردهای اجتماعی در جامعه کاهش يابد، ميزان عصبانيت اجتماعی بالا می‌رود.»

موضوع “حاکمیتی”

به گفته صفاری‌نیا کنترل خشونت‌های اجتماعی و تلاش برای کاهش خشونت اجتماعی نیاز به تدبیری همه‌جانبه و همکاری همه دستگاه‌ها دارد، اما به دلیل “جزیره‌ای عمل کردن” هر کدام از دستگاه‌های مسئول، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند تا کنون به تنهایی راه به جایی ببرند.

او حل این مسئله را یک موضوع “حاکمیتی” خوانده و اظهار داشته است: «اين مسئله آنقدر بزرگ است که سيستمی بايد اصلاح شود تا حال مردم خوب شود. حتی صداوسيما هم بايد وارد عرصه شود.»

سال گذشته رئیس شعبه ۷۱ دادسرای کیفری استان تهران ویژه قتل به خبرگزاری مهر گفته بود که پرونده‌های قتل قطعا از نزاع و درگیری نشأت می‌گیرند و ۷۰ درصد قتل‌ها ناشی از “جنون آنی” هستند.

وی عنوان کرده بود: «برخی می‌گویند فصل یا ماه بر روی نزاع تاثیرگذار است که اینطور نیست چرا که نزاع منجر به قتل تنها در چند ثانیه رخ می‌دهد و این قتل‌های چند ثانیه‌ای هشداری است تا برای پیشگیری از آن اقدام کنیم.»

کارشناسان معتقدند که آمار واقعی درگیری‌های خیابانی بسیار بیشتر از آمار رسمی است و دلسردی مردم از عدم اجرای قوانین و احقاق حق در دستگاه قضایی موجب شده تا شهروندان برای جبران ظلمی که بنا به تصورشان بر آنان رفته، خود دست به کار شده و شخصا علیه “ظالم” اقدام کرده و با اتکا به زور بازو ” حق‌شان را بگیرند.”

No responses yet

Jul 06 2016

گزارش کیارستمی؛ خانواده ‘خواستار شفاف‌سازی هستند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

دکتر مهبد ابراهیمی بی‌بی‌سی: در فیلم گزارش، ساخته بلند عباس کیارستمی (۱۳۵۶) سکانسی در بیمارستان اتفاق می‌افتد که شاید بتوان آن را ظریف‌ترین هجو نظام درمانی در سینمای ایران دانست.

قهرمان داستان همسرش را که با قرص خودکشی کرده بدون اطلاع به اورژانس روی کول خود انداخته و با ماشین شخصی به بیمارستان می‌رساند. البته آنچه در فیلم می‌بینیم ترکیبی بین درمانگاه و بیمارستان است.

در قسمت پذیرش بیمارستان به او می‌گویند که دکتر شاید رفته باشد، اما بعد چون ماشین دکتر جلوی بیمارستان است می‌فهمند که دکتر هنوز نرفته است. مسئول پذیرش “آقای دکتر” را به درمانگاه فرا می‌خواند (پیج می‌کند).

برای انتقال بیمار به محل درمان، بیمار را دو نفر با برانکار بشکلی مضحک از پله‌هایی پیچ‌در‌پیچ بالا می‌برند و همسر بیمار در راه‌پله با پزشک بیمارستان روبرو می‌شود که بجای رفتن به درمانگاه در حال ترک بیمارستان است.

همسر بیمار توضیح می‌دهد که همسرش قرص خورده و بسته قرص را به پزشک نشان می‌دهد.
Image copyright .
Image caption صحنه‌ای از فیلم گزارش

پزشک پس از دیدن بسته قرص به همسر بیمار می‌گوید که “چیز مهمی” نیست و حتی “اگر بیمار را صبح هم می‌آوردید ایرادی نداشت.”

“این قرص‌ها کسی را نمی‌کشد، فقط خودش را اذیت کرده.”

همسر بیمار سوال می‌کند که چرا پزشک در حال ترک بیمارستان است. پزشک جواب می‌دهد: “به وجود من احتیاجی نیست و دوم اینکه خودشون [منظور بیمار است] هم اوستا شده اند.”

پزشک پیش از ترک بیمارستان به پرستار می‌گوید که “طبق معمول رفتار شود” و به همسر بیمار می‌گوید که نگران نباشد و بیمارستان را ترک می‌کند.
Image copyright .
Image caption صحنه‌ای از فیلم گزارش

بعد می‌بینیم که بیمار را با همان برانکار و باز از راه پله از “اتاق عمل” به بخش منتقل می‌کنند. در این حال فردی را می‌بینیم که با لباس اتاق عمل اما با هیبتی هجو آمیز کنار در اتاق بیمار نشسته، از همسر بیمار سیگار می‌گیرد و هر دو مشغول سیگار کشیدن می‌شوند.

در کل در تمام بیمارستان حتی بالای سر بیمار سیگار کشیدن آزاد است و حتی در اتاق بیمار زیرسیگاری هم وجود دارد.

فیلم لحظاتی بعد به پایان می‌رسد. بیمار به هوش می‌آید و چشمانش را باز می‌کند، همسر بیمار اتاق را ترک می‌کند و در حالی که در ایستگاه پرستاری، پرستاری سر بر میز گذاشته و خوابیده بوضوح صدای عق زدن کسی را می‌شنویم بی‌آنکه او را ببینیم.
گزارش کیارستمی

درگذشت کارگردان برجسته سینمای ایران به جز اینکه ضایعه‌ای فرهنگی برای ایران بود، ضربه سنگین دیگری بر اعتماد عمومی نسبت به نظام درمان و پزشکی ایران هم بود.

اما ظاهرا بر خلاف آنچه در فیلم گزارش به تصویر کشیده شده، آقای کیارستمی به نظام درمان ایران اطمینان کرده است.
Image copyright Thinkstock

بار دیگر مسئله تعهد و مسئولیت‌پذیری پزشکان و خطای پزشکی مطرح شده و “گروهی از سینماگران و علاقمندان کمپین پیگیری پرونده پزشکی عباس کیارستمی را راه‌اندازی کرده‌اند.”

از زمانی که خبر بستری شدن عباس کیارستمی در بیمارستان منتشر شد تاکنون بیماری و نحوه درمان او معمایی بزرگ بوده است.

خانواده آقای کیارستمی می‌گویند که تشخیص پولیپ روده از قبل برای آقای کیارستمی داده شده بود و او خود تصمیم گرفت که در چه زمانی برای جراحی انتخابی (غیر اورژانس) اقدام کنند.

اما دکتر رضا پایدار، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران که از طرف وزیر بهداشت ایران مسئول رسیدگی به درمان آقای کیارستمی شده بود، معتقد است که جراحی برای “پیشگیری از پیشروی سرطان” انجام شده بود.

خانواده آقای کیارستمی این مسئله را رد می‌کنند و می‌گویند که مدارک پزشکی در اختیار دارند که نشان می‌دهد آقای کیارستمی مبتلا به سرطان نبوده است.

صرف‌نظر از اینکه بررسی پزشکی آقای کیارستمی حاکی از چه باشد، بیماری کارگردان نامدار سینما یکی از عمیق‌ترین مسائل درمان را در ایران پیش رو می‌گذارد. بی علاقگی پزشکان برای اینکه بیماری و نحوه درمان را برای بیمار و نزدیکانش به اندازه کافی توضیح دهند و در واقع آنها را در روند تصمیم‌گیری مشارکت دهند، در این مورد کاملا مشهود است.

ممکن است استدلال شود که تصمیم تخصصی را نمی‌توان بعهده غیرمتخصص گذاشت، اما این استدلال در هیچ کشوری با نظام درمان قابل اعتنا پذیرفته نیست چون ناقض اساسی‌ترین حق انسانی است.
Image copyright Getty

این نقیصه شامل حال آقای کیارستمی هم شد، او هم درباره آنچه بر سرش می‌رفت اطلاع کافی نداشت و در تصمیم‌گیری‌های طبی شرکت داده نشد.

پس از جراحی چهارم که به گفته خانواده آقای کیارستمی زمانی انجام شد که پزشکان فقط “ده درصد” امید به زنده ماندن او داشتند، وزارت بهداشت وارد عمل شد و از آن به بعد روند اطلاع‌رسانی به آقای کیارستمی و خانواده او بهتر شد.

علاوه بر این، تعطیلات نوروز هم پایان گرفت. دکتر ایرج حریرچی، قائم مقام وزیر در اولین نشست خبری خود در ۱۶ فروردین از تعطیل بودن درمانگاه‌ها و بیمارستان‌های خصوصی در ایام نوروز گلایه کرد و در همان زمان درباره وضعیت عباس کیارستمی گفت که برای او “عوارض متعددی” ایجاد شده بود.

اعتماد جامعه به پزشکان در ایران در پایین‌ترین سطح است و به نظر می رسد که راه بازگرداندن آن اهمیت دادن به حقوق بیمار و اهمیت دادن به آموزش پزشکان برای رعایت حقوق بیمار است.

اما تا وقتی بین پزشک و بیمار رابطه مالی مستقیم وجود دارد چنین امری میسر نخواهد شد.

دکتر حسن قاضی‌زاده، وفادارترین وزیر بهداشت بعد از انقلاب به حرفه پزشکی، که حداقل شش بار شخصا به عیادت آقای کیارستمی رفت، برای برگرداندن این اعتماد باید کمیته حقیقت‌یاب تشکیل دهد و بدون پرده پوشی روشن کند که آیا این چهره جهانی قربانی قصور پزشکی شده است یا نه.

خانواده آقای کیارستمی هم “خواستار شفاف‌سازی” در باره روند درمان آقای کیارستمی هستند.
سیر درمان عباس کیارستمی

بستری در نیمه دوم اسفند سال گذشته برای جراحی انتخابی پولیپ روده به گفته خانواده آقای کیارستمی. دکتر رضا پایدار، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران که از طرف دکتر قاضی‌زاده مسئول رسیدگی به درمان آقای کیارستمی شده بود، معتقد است که جراحی برای “پیشگیری از پیشروی سرطان” انجام شده بود.
جراحی دوم پس از مطرح شدن احتمال خونریزی داخلی قبل از عید
جراحی سوم پس از عفونت و اتساع شکم که منجر به برداشتن کیسه صفرا شد
جراحی چهارم بعلت سپسیس (عفونت خون) که در جریان آن روشن شد که میزنای (مجرای انتقال ادرار از کلیه به مثانه) پاره شده. در این جراحی ترمیم پارگی میزنای، نفروستومی (باز کردن راه خروج ادرار از کلیه به بیرون بدن) و سوند دبل جی انجام می‌شود
در این مدت آقای کیارستمی مدتی در آی سی یو به دستگاه ونتیلاتور (تنفس) متصل بود
انتقال به خانه به دلیل وضعیت روحی نامناسب آقای کیارستمی پس از بستری طولانی و مراقبت درمانگاهی از او در منزل
کشیدن نفروستومی، تخلیه آبسه میزنای و برداشتن سوند دبل جی در بیمارستانی دیگر
سپسیس مجدد و تصمیم به ادامه معالجات در فرانسه (بر خلاف توصیه دکتر هاشمی وزیر بهداشت) و انتقال به پاریس با آمبولانس هوایی که فرانسه فراهم کرد
آمبولی (بسته شدن راه رگهای مغز به علت لخته) و ناممکن بودن جراحی بعلت استفاده از داروهای رقیق کننده خون

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .