اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Apr 23 2016

‘عقیم‌سازی زنان کارتن خواب’؛ طرحی برای کاهش آسیب یا نقض حقوق زنان؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: اخیرا در شبکه‌های اجتماعی، خبری منسوب به شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس‌جمهوری ایران در مورد عقیم کردن زنان کارتن خواب در ایران منتشر شد که واکنش‌های فراوانی را برانگیخت.

به دنبال انتشار گسترده این خبر، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در اطلاعیه‌ای اعلام کرد موضوع این بحث مربوط به یک سال پیش است و خانم مولاوردی نیز در توییتر خود اعلام کرد که دولت هنوز هیچ برنامه‌ای در این زمینه ندارد.

اما این موضوع همچنان در شبکه های مجازی داغ است.

براساس آماری که شهرداری تهران دو سال پیش اعلام کرد بیش از ۱۵ هزار کارتن خواب در پایتخت وجود دارد که ۱۵ درصد از آنها یعنی نزدیک به سه هزار نفر از این افراد زنان هستند که به طور تقریبی حدود سه درصد از این زنان یعنی حدود ۹۰ نفر عموما باردار هستند.

عالیه شکربیگی، دبیر کارگروه خانواده سالم معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری با تاکید بر اینکه خانم مولاوردی موافق عقیم سازی زنان کارتن خواب نیست، به ایسنا گفت: “زمانی که زن کارتن خواب بدون هیچ امکاناتی بچه‌ای را به دنیا بیاورد و فرزند او در خیابان بزرگ شود، آسیب‌های اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود اما جهت‌گیری‌های سیاسی متاسفانه مانع توجه به واقعیت‌های اجتماعی شده و این واقعیت‌ها پشت چنین جهت‌گیری‌هایی پنهان شده است ولی اگر خواهان کمک به مردم هستیم باید از سیاست‌زدگی دوری کنیم و از برچسب‌زنی و انگ‌زنی بپرهیزیم.”

معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران سال گذشته علت اصلی افزایش تعداد کارتن‌خواب‌های زن در شهر تهران را اعتیاد دانست و عنوان کرد که زن ها زود‌تر از مردها در برابر اعتیاد ضربه می‌خورند و از خانواده‌ طرد می‌شوند از این رو در هر سن و سالی به بی‌خانمان می‌شوند.

شبنم رحمتی، روزنامه نگار، در واکنش به سخنان شهیندخت مولاوردی در توییتر خود نوشت: “عقیم سازی زنان کارتن خواب، خدمتی به بچه های اونها است که ناخواسته وارد همین چرخه اعتیاد و کارتن خوابی می شوند.”

بهرام رحیمی، فعال حقوق کودک، در واکنش به احتمال وجود چنین طرحی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “این طرح به شکلی که مطرح شده صحیح نیست، اما اگر ذیل یک مجموعه برنامه تحت نظر سازمان های غیر دولتی انجام شود، می تواند به عنوان راه حلی برای کاهش آسیب در نظر گرفته شود.”

آقای رحیمی با تاکید بر اینکه این برنامه ها به هیچ عنوان نمی تواند برطرف کننده مشکل باشد، گفت که عنوان این طرح می توانست، “طرح کاهش آسیب در زنان کارتن خواب” باشد، در قالب آن به زنان آموزش داده شود و پیشنهاد شود که اگر علاقمند هستند، “می توانند عقیم سازی” کنند.

این فعال حقوق کودک با اشاره به اینکه نباید این تصور ایجاد شود که این دستورالعمل حکومتی و اجباری است، گفت: “اگر وزارت بهداشت و نهادهای مدنی در این بحث مداخله کنند، واکنش ها به مراتب متفاوت خواهد بود. اما نکته دیگر این است که چرا این موضوع سویه جنسیتی دارد، اگر قرار است برای افراد کارتن خواب فکری شود، زن و مرد ندارد. باید راهی برای کاهش آسیب میان کارتن خوابها ارائه کرد.”

مریم حسین خواه فعال حقوق زنان نیز مهمترین ایراد این طرح را از بین بردن کنترل زنان کارتن خواب بر بدنشان می داند. او به بی‌بی‌سی گفت: “اعتیاد و کارتن خوابی ممکن است دایم نباشد، اما عقیم کردن، همیشگی است. راهکار بهتر می تواند آموزش برنامه های پیشگیری از بارداری و روابط جنسی سالم باشد که متاسفانه در سالهای اخیر به بهانه افزایش جمعیت کمرنگ شده است.”

در ادامه واکنشها به این موضوع، امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی،عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز به باشگاه خبرنگاران گفت: “مراجع و علما باید در مورد موضوع عقیم سازی زنان کارتن خواب اظهار نظر کنند زیرا براساس مبانی فقهی باید این موضوع مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.”

حسین قاضیان، جامعه شناس که از منتقدان این طرح است، به بی‌بی‌سی گفت: “در این طرح، این دستگاه دولتی است که اولا قرار است برای زنان تصمیم به عقیم شدن بگیرد٬ ثانیا دولت از بالا و بدون درنظر گرفتن حرکت‌‌هایی که می‌تواند و گاه باید از پایین شکل بگیرد٬ وارد عمل می‌شود و در نهایت اجبار و زور درکار خواهد آمد٬ گویی که نه خود زنان‌٬ که دولت باید در مورد بدن‌شان و به جایشان تصمیم بگیرد. اگر از این موضوع صرف‌نظر کنیم که این گونه طرح‌ها در عمل چقدر اجرایی می‌شود و چقدر استمرار می‌یابد و به موفقیت می‌رسد٬ ولی باز هم نمی‌توان از فقر ابتکار عمل در حل مشکلاتی از این دست٬ گذشت.”

این جامعه شناس با تاکید بر اینکه اقدامات دولتی – حکومتی سبب تضعیف جامعه مدنی برای آموزش می شود، گفت: “معمولا به این فکر نمی‌شود که چطور می‌شود به این زنان آموزش داد تا داوطلبانه برای پیشگیری اقدام کنند٬ چطور می‌شود آنها را تشویق به این اقدام کرد٬ چه کسانی و به چه شیوه می‌توانند آنان را آموزش بدهند یا تشویق کنند٬ چه امکانات یا مشوق‌هایی ممکن است در اختیار آنان گذاشته شود که از بچه دار شدنشان جلوگیری کنند٬ و در نهایت چطور می‌شود سرچشمه‌ کارتن خواب شدن زن و مرد را به ‘بیل’ گرفت تا آن قدر زنان و مردان کارتن خوابی نداشته باشیم که جلوی بچه دار شدنشان را به ‘پیل’ هم نتوان گرفت.”

سوده راد، فعال حقوق زنان و از مخالفان این طرح به بی‌بی‌سی گفت: “عقیم‌سازی زنان تنها راه پیشگیری از بارداری نیست. غیر از روش‌های پیشگیری طبیعی، استفاده از کاندوم‌های زنانه و مردانه و یا قرص‌های هورمونی که نیازمند نظم و مدیریت دایمی هستند که البته مسوولیت آن بطور سنتی همواره بر دوش زنان است، روش‌های دیگر پیشگیری از بارداری مثل آی‌یو‌دی یا ایمپلنت‌های زیرپوستی سالهاست که با صرف هزینه‌ای ثابت و بدون نیاز به مراقبت‌های ویژه، ابزاری با اثر بلندمدت در پیشگیری از بارداری زنان تلقی می‌شوند.”

او با اشاره به بحث رضایت زنان کارتن خواب گفت: ” بی‌تردید آنچه زنان نیاز دارند سیاست‌هایی برای کارتن‌خواب نشدن و دسترسی به خدماتی برای خروج از وضعیت اضطراری است و نه عقیم‌سازی که “رضایت” را یدک می‌کشد تا وجدان ما آسوده باشد و هیچ مسوولیت حقوقی هم متوجه مجریان نباشد.”

بحث موافقان و مخالفان در حالی ادامه دارد که هنوز بحث ساماندهی زنان کارتن خواب مشخص نیست. شماری از زنان کارتن خواب معتاد در کمپ‌های ترک اعتیاد نگه‌داری می‌شوند اما مجددا با بازگشت به خیابان، به شرایط قبلی باز می‌گردند.

بحث در مورد زنان کارتن خواب و چنین طرحی اگرچه در مقطع فعلی دولت آن را تائید نکرده، نیازمند بررسی‌های دقیق و برنامه‌ریزی طولانی مدت با همکاری دولت و نهادهای مردمی و غیر دولتی است و بحث‌های احساسی نمی‌تواند راهکار یا مشکل‌گشای چنین معضلی باشد.

No responses yet

Apr 22 2016

موضع دولت در قبال 7 هزار نیروی نامحسوس گشت ارشاد و یک علامت سوال بزرگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: نباید مردم تصور کنند که موضع رئیس جمهور روحانی فقط در حد حرف است زیرا مردم به عنوان کسانی که به دولت تدبیر و امید رای داده‌اند انتظار مواضع جدی‌تری دارند
عصر ایران؛ مصطفی داننده- پایان فصل سرما و آغاز گرم شدن هوا در ایران به ویژه در تهران با آغاز فصل جدیدی از گشت ارشاد همراه می‌شود. ون‌های پلیس در میادین مهم شهر مستقر می‌شوند و با نمادهای بدحجابی برخورد می‌کنند. این طرح امسال رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و به جز نیروهای محسوس گشت ارشاد، 7 هزار نیروی نامحسوس گشت ارشاد نیز وارد صحنه شدند تا با بدحجابی، صدای بلند ضبط صوت و … در پایتخت مبارزه کنند.

سردار ساجدی‌نیا رئیس پلیس تهران در مورد وظیه این 7 هزار نفر می‌گوید:” این افراد در صورت مشاهده موارد ناهنجاری همچون مزاحمت برای نوامیس، آلودگی صوتی، کشف حجاب در خودرو و انجام حرکات نمایشی در خیابان، شماره پلاک خودرو را برداشته و از طریق سامانه پیامکی به مرکز پلیس امنیت اخلاقی اطلاع می‌دهند سپس از سوی پلیس امنیت با این افراد تماس گرفته و از آنان خواسته می‌شود که در موعد تعیین شده به پلیس مراجعه کنند.”
موضع دولت در قبال 7 هزار نیروی نامحسوس گشت ارشاد و یک علامت سوال بزرگ

حضور این 7 هزار نفر باعث شده است طی دو روز اخیر بسیاری از حقوق‌دان‌ها، مردم و رسانه‌ها به این مسئله واکنش نشان دهند و سوال‌هایی را مطرح کنند. در کنار تمام این مسائل و سوال‌ها جدا از خوب و یا بد بودن این طرح یکی از جدی‌ترین سؤالات، نقش دولت در این میان چیست؟ چرا وزیر کشور به عنوان جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی و رئیس شورای امنیت کشور در مورد این مسئله اظهار نظر نمی‌کند؟ آیا دولت موافق این طرح است؟

وزیر کشور به‌عنوان جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی و رییس شورای امنیت کشور از اختیارات گسترده‌ای برخوردار است. ضمن اینکه انتخاب تمامی استانداران، فرمانداران و بخشداران بر‌عهده وزارت کشور است. پس باید او در قبال تصمیمات اجتماعی که در کشور گرفته می‌شود نقش فعالی داشته باشد و در مسائلی مانند گشت نامحسوس تصمیم ساز و گیرنده باشد نه نظاره گر.

آیا بهتر نیست شخص وزیر کشور نظرات خود را به صورت شفاف در این زمینه اعلام کند تا مردم به خوبی بدانند که دولت موافق این طرح است یا خیر؟

سخنان حسن روحانی در پایان سفر به استان سمنان نشان می‌دهد که روحانی موافق این طرح نیست. او با اشاره به این طرح می‌گوید:” طرح‌هایی در کشور اجرا می شود که بخشی از آن مربوط به دولت می شود و بخشی از طرح‌ها نیز مربوط به دستگاه های دیگر مثل قوه قضائیه یا دیگر نیروهاست. اولین وظیفه ما در قبال مردم احترام به شخصیت و جایگاه و کرامت مردم است. کرامت انسانی را خدا به انسان‌ها داده و این کرامت مقدم بر دین است. کرامت همه باید حفظ شود.”
نباید مردم تصور کنند که موضع رئیس جمهور روحانی فقط در حد حرف است زیرا مردم به عنوان کسانی که به دولت تدبیر و امید رای داده‌اند انتظار مواضع اجرایی و نه صرفا نظری دارند. رای دهندگان به روحانی به این دلیل او را انتخاب کردند که سیاست ها در این حوزه تغییر کند.

مردم هرچند با ملاحظات و محدودیت‌های او آشنا هستند اما رئیس جمهوری، رئیس قوه اجرایی است و عالی ترین مقام رسمی پس از رهبری. مضافا به اینکه وزیر کشور به عنوان عضو دولت او جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی نیز هست و زیبنده نیست اگر تصور شود این عنوان قابلیت اجرایی ندارد.

مردم امروز به روحانی به دیده کاندیدای انتخابات نمی‌نگرند که درباره طرح های اجتماعی، تنها اظهار نظر می‌کند بلکه او امروز رئیس جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس وزیر کشور نیز هست.

No responses yet

Apr 22 2016

استانداری تهران: هیچ اطلاعی از ابعاد گشت‌های نامحسوس نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: معاون امنیتی استانداری تهران ضمن تاکید بر لزوم «طرحی که در حال حاضر توسط نیروی انتظامی تهران اجرا می‌شود»، افزوده هیچ هماهنگی در این مورد با استانداری انجام نشده و استانداری در مورد آن ملاحظاتی دارد که لازم است روشن شود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محسن نسج همدانی، دوم اردیبهشت ماه گفته است «امنیت اجتماعی و اخلاقی» در ایران «یک ضرورت» است.

او در عین حال با اشاره به طرح تازه پلیس در مورد «گشت‌های نامحسوس» آنچه «امنیت اخلاقی» نامیده می‌شود، افزوده «نباید انتظار داشت اجرای برخی طرح‌ها بدون همراهی و هماهنگی با سایر ارگان‌های امنیتی دولت، منجر به موفقیت گردد.»

به گفته این مقام دولتی، استانداری تهران به عنوان «متولی امور اجتماعی و امنیتی» در مورد «ابعاد و اجزای» طرح تازه پلیس هیچ اطلاعی ندارد و استاندار تهران «چند روزی است به نمایندگی از مردم تلاش می‌کند هماهنگی‌های لازم انجام و گزارش مربوطه اخذ گردد.»

آقای نسج همدانی تاکید کرده است که پیش از اجرای طرح تازه پلیس در مورد آنچه «امنیت اخلاقی» نامیده می‌شود، باید ملاحظات استانداری تهران روشن شده و «اجازه داده نشود که از این طرح سوءبرداشت یا سو‌ءاستفاده شود».

دوشنبه گذشته فرمانده پلیس تهران اعلام کرد هفت هزار «مامور» در قالب آنچه «گشت امنیت اخلاقی نامحسوس» نامیده شده، به رصد شهروندان می‌پردازند. بنا به گفته پلیس تهران کار این افراد «گزارش پلاک خودروهایی‌ست» که به‌ گفته او «کشف‌ حجاب» کرده یا برای «نوامیس» مزاحمت ایجاد می‌کنند.

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، در واکنش به طرح اخیر، گفته است «اولین وظیفه» حکومت در قبال مردم «احترام به شخصیت، جایگاه و کرامت» آنهاست زیرا «این کرامت مقدم بر دین است».

محسن نسج همدانی نیز دوم اردیبهشت ماه تاکید کرده است «ضمن احترام به اصل این‌گونه طرح‌ها»، بر اساس نظر وزیر کشور و معاون امنیتی‌انتظامی آن وزارت‌خانه، استانداری تهران «لازم می‌داند چگونگی این طرح را بررسی کند و پاسخگوی برخی نگرانی‌ها باشد».

نیروی انتظامی تهران هنوز واکنشی به گفته‌های معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران نشان نداده است.

هر ساله با فرا رسیدن فصل تابستان و افزایش گرما در ایران، پلیس بر طرح‌هایی که به گفته این سازمان هدف از آن حفظ «امنیت اخلاقی» است، می‌افزاید.

No responses yet

Apr 21 2016

نفرتی که کاشته می‌شود، کی برداشت خواهد شد؟ واکنش مردم به رونمایی از گشت ارشاد نامحسوس؛ بی‌اعتمادی دوچندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :سه روز پس از انتشار خبر رونمایی از گشت نامحسوس ارشاد، همچنان کاربران شبکه‌های اجتماعی آن را دنیال می‌کنند. مردم معتقدند این طرح نه تنها در جهت ارتقای امنیت اخلاقی نیست، بلکه آسیبی به اعتماد عمومی و اجتماعی می‌زند که معلوم نیست نتیجه کاشت این نفرت را چه وقت باید برداشت کرد….

کلمه – گروه اجتماعی: مردم علیه مردم، این اولین برداشتی است که از شنیدن خبر آغاز به کار گشت نامحسوس ارشاد به ذهن می‌رسد. آیا این شخصی که کنار ما نشسته‌ است به قصد جاسوسی آمده؟ این حس بی‌اعتمادی اجتماعی به عملکرد مسئولان در نظامی است که ۳۷ سال پیش “آزادی” یکی از سه شعار انقلاب‌اش بود. حال این حاکمیت برای رسیدن به آنچه خود می‌خواهد، مردم را مقابل مردم قرار داده تا شاید از کنار این رویارویی اجتماعی، راه خود را طی کند و مفری یابد.

سه روز پس از انتشار خبر رونمایی از گشت نامحسوس ارشاد، همچنان کاربران شبکه‌های اجتماعی آن را دنیال می‌کنند و هنوز موضوعی داغ برای پرداختن است. آنچه از برآیند واکنش‌ها در فضای مجازی برمی‌آید، آنکه این امر نه تنها ارتقای امنیت اخلاقی نیست بلکه آسیبی به اعتماد عمومی و اجتماعی می‌زند که معلوم نیست نتیجه کاشت این نفرت را چه وقت باید برداشت کرد.

گزیده ای از واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به این طرح را در زیر می‌خوانید:

هیچ «امنیت» و «اخلاقی» با ترویج «آدم‌فروشی سازمانیافته» فراهم نمی‌شود. مطلقاًهیچ!
تنها ثمره این کار جایگزینی «ریاکاری زبونانه» به جای «ریاکاری جسورانه» در جامعه است.

*****

نفس آدم حبس می‌شود از وحشت. فیلم‌های ساینس‌فیکشن هم کم می‌آورند. ۷۰۰۰ نفر را بیاورید توی شهر که صبح تا شب نگاه کنند ببینند کی چی پوشیده و کی چکار می‌کند و گزارشش کنند. ۱۹۸۴ است؟ یا واکینگ دد؟ می‌خواهید بگویید یادتان باشد، باز هم می‌تواند ترسناک‌تر شود؟ آنوقت ما باید از این ترس هر روز بمیریم، یا بزنیم به بی‌خیالی؟ بی‌خیال شویم فردا دوباره یک داستان ترسناکتر علم نمی‌کنید؟ یعنی این فیلم رعب‌انگیز قرار نیست پایانی داشته باشد؟ چراغ‌ها قرار نیست روشن شود؟

*****

اگر کسی هدفش ایجاد دشمنی و نفرت بین اقشار مردم بود طرحی بهتر از گشت نامحسوس نمیتونست ایجادکنه،هر مرد ریشو و زن چادری ببینی میگی لابد خبرچینه!

*****

حالا که نیروی محترم انتظامی بودجه برای استخدام هفت هزار نفر گشت نامحسوس امنیت اجتماعی دارد از این تریبون از مسوولان این نیرو استدعا می کنم پانصد نیروی محسوس هم در راهنمایی و رانندگی استخدام فرمایند برای حضور در تقاطع های شهری جهت کمک به روان شدن ترافیک تهران
و من الله التوفیق
یک شهروند فاقد امنیت عصبی که صبح در ترافیک مانده

*****

گشت ارشاد نامحسوس! ٧ هزار تن! اون هم فقط در “ام القری اسلام”!
اسلامی که به چندسانتیمتر عقب رفتن روسری زنها بسته است! روسری که با گشت ارشاد محسوس و نامحسوس هزاران هزار تن باید حفظ شه! یک هزارم اینها رو بگذارید که جلوی دزدی ها و مال مردم خوری ها گرفته بشه شاید که خدا و خلق خدا هم راضی بشن

*****

گشت نامحسوس ارشاد یعنی هفت هزار مخل آسایش، آرامش و امنیت مردم
مشکل جدید بانوان ایران زمین اینه که اگه کسی به بدنشون وقیحانه خیره شد نمیدونن طرف هیزه یا گشت نامحسوس
این سخن چقدر آشناست: نخواهم گذاشت مأموری بی‌نام و نشان از کسی سؤال کند؛ دختران جامعه ما خود حافظ حجاب و عفاف هستند

*****

در روزهای اخیر بحث در مورد گشت نامحسوس اخلاقی فراوان به چشم میخورد که عمدتاً آن را مورد انتقاد قرار داده اند. آنچه در این انتقادها به ذهن متبادر می شود این است که گویی صرفاً نامحسوس بودن آن ناپسند و نادرست است در حالی که اصل گشت اخلاقی و به عبارت بهتر دخالت دولت در اخلاق و تحمیل اخلاق خاص خود به مردم باید در معرض انتقاد قرار گیرد. اگر دولت در امر اخلاق بیطرف نباشد لاجرم برای گسترش اخلاق مد نظر خویش به هر وسیله ای چنگ خواهد زد و به هر روشی متوسل خواهد شد.

اتفاقاً این رابطه باید برعکس باشد و سازوکارهایی تعبیه شود که مردم بتوانند به صورت محسوس و نامحسوس بر حکومت و کارگزارانش نظارت داشته باشند آنهم دولتی که به گفته معاون اول رئیس جمهور از فساد ساختاری رنج می برد و مشکلات عدیده ای دارد.

*****

گشت نامحسوس ارشاد، با سازماندهی ۷ هزار نفر قرار است مردم تهران را تحت نظر قرار دهد و برای بدحجابان تشکیل پرونده دهد.

در این باره نکات زیر قابل تأمل است:

۱ – چه بر سر کشور، نظام، انقلاب، مردم و کلیت جامعه آمده است که ۳۷ سال بعد از انقلاب اسلامی، در پایتخت جمهوری اسلامی ایران، ۷ هزار نفر را سازماندهی کرده اند که در خیابان ها، مردم را بپایند و علیه آنها گزارش دهند که فلانی صدای ضبط ماشین اش بلند بوده یا موهایش از زیر روسری، بیرون زده بود و آرایش فلان دختر کذا بود و لباس بهمان زن، چنان!

۲ – مسؤولانی که “گشت نامحسوس” را طراحی کرده اند، آیا اصطلاح “اعتماد اجتماعی” را نشنیده اند و آیا به این فکر کرده اند که گشت نامحسوس، چه آسیب وحشتناکی به اعتماد اجتماعی می زند؟ چقدر قرار است بدبینی افراد به یکدیگر در جامعه پمپاژ شود؟ این طرح قرار است چه دستاورد ارزشمندی داشته باشد که به قربانی شدن تتمه اعتماد اجتماعی در جامعه امروز ایران می ارزد؟!

۳ – اساساً مگر قرار است این طرح دستاوردی هم داشته باشد؟ اگر برخوردهای سلبی جواب داده بودند، باید تا کنون که انواع برخوردها از شلاق و جریمه و بازداشت و … صورت گرفته، نتیجه مطلوب حاصل می شد که نشده و از این به بعد هم نخواهد شد. آزموده را آزمودن خطاست و شگفتا که “راه هزار بار رفته و نرسیده” را باز هم می روند!

۴ – گفته اند که مکانیزم کار این ۷ هزار نفر این گونه است که اگر خانمی در خودرویی حجابش کامل نباشد یا صدای موسیقی اش بیش از حد بلند باشد و … ، پلاک خودرو را به مقر پلیس گزارش پیامک می کنند و پلیس مالک خودرو را احضار می کند و اگر شخص نرود، پلیس به در خانه اش می رود… .

واقعاً این چه کاری است و چه بی حرمتی بزرگی است؟ وانگهی، پلیسی که دهها و صدها مسؤولیت سنگین از تأمین امنیت شهرها و روستاها و جاده ها و مرزها گرفته تا مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و شناسایی باندهای تبهکار و نظم دادن به رانندگی و … دارد آیا واقعاً این همه وقت مازاد دارد که هر روز به گزارش ۷ هزار نفر، فقط در تهران رسیدگی کند، احضاریه بفرستد، پرونده تشکیل دهد، بازجویی کند، اگر نرفتند، نیرو بفرستد به در خانه ها و … ؟! اگر هر نفر از این ۷ هزار نفر، روزی فقط ۳ گزارش بفرستند، روزانه ۲۱ هزار پرونده علیه شهروندان تشکیل می شود و پلیس مجبور است ماهانه بیش از ۶۰۰ هزار پرونده را بررسی کند!
واقعاً چه خبر است؟

۵ – این ۷ هزار نفر کیستند؟ آیا آنقدر قابل اعتماد هستند که بشود اطمینان صد در صدی داشت که هر آنچه گزارش می دهند، عین واقعیت است؟ و اساساً قابل اعتماد بودن افراد نیز از منظر حقوقی، ثابت کننده ادعا نیست و باید ادله حقوقی اثبات هر اتهامی در میان باشد. لذا اگر یکی از این افراد بگوید که صدای موسیقی فلان ماشین بلند بود و صاحب ماشین بگوید نبود، چگونه می خواهند ثابت کنند؟ مگر آن که ضوابط حقوقی را نادیده بگیرند که انتظار نمی رود هیچ دادگاهی چنین کند.

۶ – اگر این ۷ هزار نفر، آنقدر قابل اعتماد هستند که به صرف یک پیامک شان، سیستم پلیس وارد عمل می شود و علیه شهروندان این کشور، پرونده تشکیل می دهد، یک پیشنهاد عالی برایشان داریم: کشور در عرصه های گوناگون به بازرسان و حافظان امین نیازمند است. این افراد معتمد و پاک را آموزش دهند و از آنها برای مبارزه با رشوه خواری، اختلاس، زمین خواری و حفاظت محیط زیست استفاده کنند که در این عرصه ها، بسیار بیشتر به وجودشان نیاز است تا پاییدن مردم.

۷ – و سر آخر این که رفتارهای دوگانه با شهروندان تا کی می خواهد ادامه یابد؟ چگونه است که همین زنان و دختران با همین پوشش و سر و وضع، در ۲۲ بهمن و انتخابات، قدر می بینند و شریف و عزیز خوانده می شوند ولی در روزهای دیگر، متهمانی که سر و کارشان با پلیس است و بگیر و ببند؟!

*****

محسوس و نامحسوس‌اش را جامعه، جدی نمی‌گیرد، خودتان هم می‌دانید…

*****

در خبرها دیدم قرار است هفت هزار نفر نیروی “نامحسوسگشت اخلاقی” مراقب شخصی ترین امور زندگی مردم باشند! یعنی هر مساله ای برای آنها میتواند موضوع کارشان باشد تا فردی و خانواده ای را قربانی کنند. چقدر شباهت احمقانه ایست وضع پلیس نامحسوس با دوران کمونیستی در کشورهای بلوک شرق.

*****

چند هزار نیروی یونیفرم‌پوش با ون آرمدار و دستگیری‌های چند صدهزار تایی نتونست روسری رو سرجاش نگه داره، هفت هزار مامور بی نام و نشان که هیچ

*****

تنها امنیت اخلاقی‌ای که پلیس ایران دنبالشه تصرف سفارتخونه‌ها و راحت گذاشتن اوباشه

*****

باز خوبه قدیما جلوت رو می‌گرفتن و از نسبت‌تون سوال می‌پرسیدن حالا حتی فرصت توضیح هم بهت نمیدن صاف پلاکت رو گزارش میکنن
همه جای دنیا پلیس می‌بینی احساس امنیت می‌کنی تو ایران اپلیکیشن درست کردن که با پلیس مواجه نشی!

*****

با ما همراه باشید در کارآفرینی هر روز ایده‌ای برای رساندن مردم به سزای اعمال‌شان! استخدام شوید در گشت ارشاد

*****

جالبه طرح‌های دیگه‌شون که برخورد با خرده‌فروشان مواد مخدر و معتادان و اراذل و اوباش هست رو گذاشتن بعد از گشت ارشاد نامحسوس اینقدر مهمه آخه

*****

گویا محسوسش به اندازه کافی نفرت انگیز نبوده برند جدید تولید کردند

*****

حضرات دارند از مردم تهران برای رای گیری و نتیجه انتخابات مجلس خبرگان انتقام نامحسوس می‌گیرند. و همچنین از دولت

*****

گشت نامحسوس امنیت اخلاقی! راه انداخته‌اید؟ و حقوق نیروها و عوامل را مالیات ما تأمین کند؟ غارت و چپاول کشور گشت نامحسوس نیاز ندارد؟ تورم و بیکاری و این همه مشکل رنگارنگ و بدبختی و فلاکت مردم گشت نامحسوس نمی‌خواهد؟ نمی‌دانید که این‌گونه فقط بر خشم مردم می‌دمید؟ نمی‌دانید که باد می‌کارید؟

*****

در نمام ایران ۲۶۰۰ نفر برای حفاظت از محیط زیست استخدام شده اند اما تنها در تهران ۷۰۰۰ نفر برای گشت نامحسوس حجاب به کارگرفته شده اند. تکرار میکنم: ۷۰۰۰ نفر

*****

برای اینکه احساس ناامنی کنی حتما که نباید ‫‏داعش‬ حمله کنه، همین ۷۰۰۰ نفر ‫ گشت‌نامحسوس‬ کافیه

*****

اگر حضور ۷۰۰۰ گشت نامحسوس ارشاد در کشور چیزی را تغییر می‌داد؛ هرگز به آن‌ها اجازه نمی‌دادند نامحسوس باشند.

*****

اینم جواب آرای مردم :
استخدام ۷۰۰۰ نفر جهت گشت نامحسوس ارشاد
البته بنده به شخصه فکر نمیکنم این تعداد افراد صرفا جهت امر به معروف و نهی از منکر باشه. یقینن برای اهداف دیگری مثل جاسوسی و غیره است.

*****

منظورم لزوما کار این گشت نیست،حس ناامنی،بی‌اعتمادی و کینه‌ای که در شهروندان نسبت به همدیگه و به آدم‌های با قیافه مذهبی ایجاد می‌کنه ترسناکه.

*****

کا گ ب هم هفت هزار تا جاسوس نداشت در سرتاسر دنیا که اینا هفت هزار تا جاسوس حجاب گذاشتن، نمیدونم دقیقا از کدوم مردم مشروعیت گرفتن برا حکومت

*****

اینا پول ندارن حقوق کارگرا و معلمها رو بدن شیش ماه شیش ما.. بعد هفت هزار نفر استخدام میکنن هم حقوق میدن هم دستشون بازه به هیزی و چشم چرونی!

*****

شما تو خیابون زیرپای زنت ترمزکنی تا سوار شه ممکنه یکی فکر کنه خبریه برات گزارش رد کنن؛ مجبوری پیاده شی واسه تمام اهل اون محل توضیح بدی زنته.

*****

تهران حدود ۳۵۰ تا محله داره.
۷۰۰۰ گشت نامحسوس یعنی تقریبا ۲۰ مامور برای هر محله

No responses yet

Apr 20 2016

حسن روحانی در واکنش به گشت اخلاقی نامحسوس می‌گوید کرامت انسانی مقدم بر دین است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در اولین واکنش به آغاز طرح گشت اخلاقی نامحسوس گفته است کرامت انسانی مقدم بر دین است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آقای روحانی سه‌شنبه شب در پایان سفرش به سمنان گفته است وظیفه حکومت، احترام به شخصیت و جایگاه و کرامت مردم است و کرامت همه باید حفظ شود.

روز دوشنبه فرمانده پلیس تهران خبر داد که هفت هزار مامور در قالب «گشت امنیت اخلاقی نامحسوس» پلاک خودروهایی را که اقدام به مواردی چون به گفته او «کشف حجاب در خودرو»کنند، گزارش می‌دهند.

No responses yet

Apr 18 2016

۷۰۰۰ مأمور مخفی در تهران برای برخورد با کشف حجاب زنان در خودروها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: حسین ساجدی نیا، رئیس پلیس تهران، از به کارگیری ۷۰۰۰ مأمور زن و مرد “گشت نامحسوس” در میادین، مراکز تجاری و خیابان ها و بزرگراههای تهران خبر داد. قرار است این مأموران مخفی با “مصادیق ناهنجاری از جمله بدحجابی، کشف حجاب، آلودگی صوتی و رانندگی پرخطر” برخورد و اطلاعات این افراد را به پلیس منتقل کنند.

رئیس پلیس تهران که روز دوشنبه ۳۰ فروردین در مراسم “رونمایی از گشت‌های نامحسوس امنیت اخلاقی” شرکت کرد، گفت که این مأموران مخفی از ابتدای هفته کار خود را آغاز کرده اند.

وی گفت که اگر این مأموران مخفی پلاک خودرو را با کد تخلف برای پلیس پیامک کنند، پلیس با صاحب خودرو تماس گرفته و از آنها می خواهد در وقت تعیین شده به مرکز پلیس مراجعه کند.

رئیس پلیس تهران اضافه کرد “اگر فرد خاطی به پلیس مراجعه نکند ماموران به در خانه او می روند و در صورتی که فرد آدرس یا تلفن مخدوشی را ارائه کرده باشد پلاک خودرو در سیستم پلیس توقیف و هیچ خدماتی به این افراد داده نشده و هنگام نقل و انتقال خودرو شناسایی می شود.”

به گفته ساجدی نیا مأموران “گشت نامحسوس” به عنوان “ضابط قضایی” شناخته می شوند و احکام قضایی دارند.
پیشتر سخنگوی نیروی انتظامی ایران خبر داده بود که خودرو زنانی که “کشف حجاب” می‌کنند به مدت یک هفته توقیف خواهد شد.

خبرگزاری فرانسه از تهران نوشت که علی رغم اجباری بودن حجاب از زمان انقلاب ایران تاکنون، طی سالهای اخیر تعداد زنانی که در خیابانهای پایتخت و شهرهای بزرگ روسری خود را به روی شانه های خود می اندازند، افزایش یافته است.

No responses yet

Apr 18 2016

به بهانه پرونده ‘ستایش’: پتانسیل مخرب تعرض جنسی در ایجاد نفرت قومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در روزهای اخیر، گزارش‌های مربوط به پرونده تجاوز و قتل “ستایش”، یک دختر ۶ ساله افغان در ورامین، بازتاب گسترده ای در ایران و افغانستان داشته است.

در پی بروز این جنایت، تعدادی از مسئولان افغان و ایرانی برای ابراز همدردی به منزل قربانی رفته اند، بسیاری از ایرانی ها در شبکه های اجتماعی با خانواده ستایش ابراز همدردی کرده اند و بسیاری از شهروندان دو کشور نیز تاکید کرده اند که حساب مسبب این جنایت را، از ایرانیان جدا می دانند.

اما با وجود چنین واکنش هایی، نمی توان از طرح این سوال آزار دهنده خودداری کرد که آیا اگر در جنایت اخیر ملیت قربانی و قاتل برعکس بود، در میان مردم محلی همین میزان حساسیت برای جدا دانستن حساب عامل جنایت از هموطنانش وجود می داشت یا نه؟

این سوال، به ویژه از آنجا موضوعیت می یابد که واکنش های برخی از موارد جرایم جنسی در سال های اخیر به یادآورده شود که در آنها، ملیت افراد متجاوز و قربانی برعکس بوده – یا اینچنین تصور می شده است.

به عنوان نمونه، در خرداد ماه سال ۱۳۹۳ انتشار خبر تجاوز دستجمعی به یک دختر ناتوان ذهنی در روستایی از توابع قزوین، منجر به حمله گروهی عده ای به خانه های اتباع افغانستان در آن روستا شد که به دنبال آن، ده ها خانوار که هیچ جرمی مرتکب نشده بودند، به همراه کودکانشان ناچار به فرار از منازل خود شدند. یا در تیرماه ۱۳۹۱، کشف جسد یک قربانی تجاوز در حوالی یزد باعث شد گروهی که “گمان می کردند” عامل قتل این زن تبعه افغانستان است، خانه های تعدادی از خانواده های افغان را به آتش بکشند.

در خصوص میزان سوء استفاده از پرونده های تجاوز برای نفرت پراکنی قومی در ایران، اختلاف نظر وجود دارد. این در حالی است که گفتن و نوشتن در مورد چنین پرونده هایی، کمابیش نوعی تابو به شمار می آید و در نتیجه، ممکن است دقیق کردن اطلاعات موجود از این پرونده ها، به راحتی ممکن نباشد.

با وجود این، تجربه جهانی اثبات کرده که این پدیده، گذشته از میزان شیوع آن، ذاتا خطرناک است و در نتیجه باید کوچکترین نشانه های بروز آن را در هر نقطه دنیا و از جمله در ایران، با دقت زیر نظر گرفت.
پتانسیل تبدیل ‘تجاوز’ به ‘نفرت قومی’
Image copyright
Image caption پلاکارد گروه راستگرای افراطی ای‌دی‌ال که مسلمانان را به عنوان تهدیدی علیه دختران انگلیسی به تصویر کشیده

به عنوان افراطی ترین نمونه تاثیر جرایم جنسی بر نفرت پراکنی های قومی در سال های اخیر، می توان به فاجعه انسانی سال ۲۰۱۲ میلادی (۱۳۹۱) برمه اشاره کرد که البته ریشه در تنش های تاریخی میان اقلیت مسلمان و اکثریت بودایی این کشور داشت؛ اما جرقه نهایی آن، متهم شدن سه جوان مسلمان به تجاوز و قتل یک دختر بودایی بود. مجموعه “انتقام گیری های” بودایی ها به بهانه این واقعه، به خشونت‌هایی انجامید که نهایتا به قتل هزاران نفر و بی خانمان شدن ده ها هزار نفر از اعضای اقلیت مسلمان در این کشور منجر شد.

حتی در کشورهای غربی هم، برخی پرونده های جنسی منجر به ایجاد موج های اجتماعی علیه اقلیت ها شده است. شاید آشناترین نمونه اخیر آن، مزاحمت های جنسی گروهی از جوانان مهاجر برای زنان آلمانی در کلن در شب کریسمس باشد که بر دیدگاه افکار عمومی آلمان نسبت به پذیرش پناهندگان تاثیر جدی بر جای گذاشت.

در پی این واقعه، حتی در بعضی دیگر از کشورهای اروپایی نیز مخالفان پذیرش مهاجران مسلمان، به ادعای “حفاظت از زنان در مقابل تعرض خارجیان” متوسل شدند که در این میان، نشانه هایی همچون طرح روی جلد یک مجله راستگرای لهستانی که دستانی تیره را بر بدن یک زن اروپایی به تصویر کشیده بود، معروفیت جهانی پیدا کردند (طرح لهستانی، یادآور طرح های ضدیهودی نازی ها در زمان هیتلر بود که خود او نیز در کتاب “نبرد من”، یهودیانی که بعدها طعمه اتاق های گاز او شدند را عامل سوء استفاده جنسی از “دوشیزگان آلمانی” معرفی می‌کرد).
Image copyright CNN
Image caption متهم کردن مکزیکی‌ها به قتل و تجاوز در آمریکا از سوی ترامپ جنجال آفرین شد

دیگر نمونه آشنای نفرت آفرینی به بهانه جرایم جنسی، تبلیغات اخیر دونالد ترامپ، داوطلب نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه است که به منظور جلب حمایت برای سیاست های ضد مهاجرتی خود، بحث “تجاوز” مهاجران مکزیکی به زنان آمریکایی را به میان کشیده است. درست به همان شیوه که حزب راست افراطی “جبهه ملی” فرانسه جرایم جنسی مهاجران شمال آفریقا را به طور برجسته در تبلیغات خود برجسته می‌کند یا اعضای گروه افراطی “ای‌دی‌ال”بریتانیا، با حضور در مقابل دادگاه های متهمان پاکستانی جرایم جنسی، خواستار جلوگیری از مهاجرت مسلمانان می شوند.

نمونه های سوء استفاده از جرایم جنسی بر نفرت پراکنی علیه گروه های قومی و مذهبی در گذشته و حال و در مناطق مختلف دنیا، متعددتر از آن است که در هیچ نقطه ای از دنیا بتوان خطر بروز آن را نادیده گرفت.

این پدیده، اگرچه در هر جامعه به شیوه ای متناسب با شرایط ویژه همان جامعه خبرساز می شود، اما معمولا از دو قاعده عمومی تبعیت می کند. نخست اینکه در ارتباط با آن، اقلیت ها و مهاجران، بیشتر از سایر گروه های اجتماعی در معرض خطر قرار دارند، و دوم اینکه در مواقع بروز تنش، نخبگان و رسانه های هر کشور در تشدید یا کنترل فضای نفرت نقش تعیین کننده‌ای دارند.

پذیرش چنین واقعیتی، صاحبان افکار عمومی در جوامع اکثریت یا میزبان را در مقابل این سوال قرار می دهد که در هنگام بروز تنش های برخاسته از جرایم جنسی، تا چه حد به وظیفه خود برای محافظت جوامع اقلیت یا مهاجر در مقابل “نفرت پراکنی گروهی” عمل می کنند؟

برمبنای همین دغدغه، می توان سوال مطرح شده در ابتدای این مطلب را به طور مشخص تر مطرح کرد: اگر در پرونده “ستایش” ملیت قربانی و قاتل برعکس بود، نخبگان ایرانی تا چه حد برای دفاع از خانواده های بی گناه مهاجران به میدان می‌آمدند؟

No responses yet

Apr 15 2016

کماندار و پرچمدار؛ زهرا نعمتی نماد اراده در ورزش ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در رقابت‌های تیروکمان قهرمانی آسیا، زهرا نعمتی که سابقه قهرمانی در پارالمپیک را داشت، موفق شد سهمیه المپیک را نیز کسب کند.

نعمتی عضو تیم‌ ملی تکواندو زنان بود اما سال ۸۳ در اثر سانحه رانندگی، پاهایش به شدت آسیب دید و ویلچرنشین شد. چنین حادثه‌ای برای هر قهرمانی که در اوج است، شدیدترین آسیب‌های روحی را در پی خواهد داشت. زهرا اما چنان مسیری را در پیش گرفت که 12 سال بعد، پرچمدار کاروان کشورش در بازیهای المپیک باشد.

روزی با پاهایش قهرمان تکواندو بود، حالا با دستهایش از بهترین کمانداران دنیاست. در پارالمپیک لندن موفق شد نشان طلای انفرادی و مدال برنز تیمی را به گردن بیاویزد. سال پس از المپیک هم در بانکوک به راحتی قهرمان معلولین جهان شد.

در کمان‌کشی به چنان درجه‌ای از مهارت رسیده بود که از روی ویلچر ‌توانست ورزشکاران حرفه‌ای که روی پایشان ایستاده‌اند را مغلوب کند. در بازیهای پارآسیایی اینچئون روی سکوی نخست ایستاد اما با اصرار، خواستار رقابت با ورزشکاران المپیکی بود.

به دلیل حضور در مسابقات جهانی برای کسب سهمیه المپیک، مورد غضب فدراسیون جانبازان و معلولین قرار گرفت و از حضور در مسابقات جهانی آلمان برای کسب سهمیه پارالمپیک محروم شد.

هم‌زمان کیومرث هاشمی رئیس کمیته المپیک حمایتش را از نعمتی اعلام کرد. فدراسیون تیروکمان هم که می‌دانست نعمتی تنها شانس این فدراسیون برای راهیابی به المپیک است، در مراسم تقدیر از کمانداران به تجلیل از نعمتی پرداخت. نعمتی چنانچه خود می‌پنداشت، سزاوارانه سهمیه المپیک را هم گرفت.

نتایج خوب نعمتی و اتفاقاتی که در پی آن رخ داد، به آن معنا بود که برای او معلولیت محدودیت نیست، مگر اینکه فدراسیون جانبازان برایش محدودیت ایجاد کند.

زهرا همسر رهام شهابی‌پور عضو تیم ملی تیراندازی معلولین ایران است. جشن عروسی خبرساز آنها در پارالمپیک لندن برگزار شد و در رسانه‌های بین‌المللی نیز بازتاب یافت. آنها این مراسم را پس از قهرمانی زهرا در دهکده المپیک برپا کردند.

رییس کمیته ملی المپیک به اتفاق بهداد سلیمی قهرمان المپیک و رباب شهریان معاونت امور زنان در وزارت ورزش، با حضور در خانه زهرا نعمتی حکم پرچمداری را به او تحویل دادند.

سلیمی پرچمدار ایران در المپیک لندن بود و به عنوان آخرین پرچمدار، مسئولیت خود را به به زهرا نعمتی محول کرد. اشک‌های زهرا هنگام تحویل گرفتن پرچم سرازیر شد.

نعمتی نخستین زنی نیست که در المپیک‌ها پیشاپیش مردان و زنان ورزشکار ایرانی رژه خواهد رفت. قبلاً بارها دختران ورزشکار، پرچمدار بوده‌اند اما به سرعت از اول صف ورزشکاران ایران، به صف طولانی ورزشکاران ناراضی پیوسته‌اند!

کاش سرنوشت آنها برای زهرا نعمتی تکرار نشود. این بهترین آرزویی است که ورزش‌دوستان ایرانی می‌توانند برای پرچمدار پر امیدشان کنند که تبدیل به نماد اراده در ورزش ایران شده.

لیدا فریمان در المپیک آتلانتا پیشاپیش کاروان ایستاد. او که تنها زن ورزشکار اعزامی بود، چهارده سال بعد در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، سکوت طولانی‌اش را شکست و گفت: “نمی‌دانم چرا اجازه می‌دهند افرادی که مرا از ورزش گریزان کردند، در راس کار باشند. خدا می‌داند با تصمیمات غلط خود چند ورزشکار دیگر را فراری داده‌اند. در مسابقات قهرمانی آسیا به من گفتند کاری می‌کنیم که دیگر اسمی از تو در ورزش نباشد. من هم از ژاپن که برگشتم، ورزش را رها کردم.”

لیدا از پرچمدار بودن در آتلانتا هم خاطرات خوشی ندارد. او که بدون مربی روانه آمریکا شده بود، باید تا ساعت سه نیمه شب در مراسم می‌ماند. آن هم در حالی که صبح مسابقه داشت. یعنی فقط سه ساعت فرصت برای استراحت.

در المپیک پکن هما حسینی از قایقرانی پرچمدار شد. علم‌الهدی در نماز جمعه مشهد گفت: “این موضوع، جنگ با ارزشها و آماده سازی مردم برای فرج امام زمان است.”
Image copyright Getty
Image caption با پرچمدار شدن هما حسینی در المپیک پکن علم‌الهدی خطیب جمعه مشهد گفت: این که زن را جلودار می‌کنید غیر از سرپیچی از فرمایشات معصومان است؟

اظهارات خطیب جمعه مشهد در حین برگزاری بازی های المپیک، بازتاب گسترده‌ای در جهان داشت. او گفت: “این که زن را جلودار می‌کنید غیر از سرپیچی از فرمایشات معصومان است؟ با این‌که جمعه اول شعبان زمانی برای احیای ارزشهای دینی است، در این روز در عرصه بین‌المللی حرکتی تند و ضد ارزشی انجام می‌شود.”

وقتی هنوز یکسال از المپیک نگذشته، هما را از دنیای قهرمانی کنار گذاشتند و طبق گفته خودش در 20 سالگی “ممنوع‌الفعالیت” کردند تا خشم علم‌الهدی فروکش کرده باشد.

او می‌گوید: “حیف که فکر رفتن از ایران، ایده ما جوانان شود. دوست داشتم برای کشورم افتخار آفرینی کنم. اما چه اتفاقی رخ داد؟ گفتند دست به پارو نزن. گفتند برو! فراری‌ام دادند.”

هما حسینی در گفتگو با خبرگزاری مهر، درباره کناره‌گیری‌اش از تیم ملی گفت وقتی به اتفاق بقیه قایقرانان مشکلات را با احمد دنیامالی رییس وقت فدراسیون در میان گذاشتند، در پاسخ به آن‌ها گفته اگر راضی نیستید، بروید!

به هما حسینی طعنه می‌زدند که بعد از پرچمداری در المپیک خودش را گم کرده‌. رییس فدراسیون به او گفته بود: “دیگر حق نداری به پارو دست بزنی.”

واکنش پرچمدار کاروان ورزش ایران چه بود: “چه کار می‌توانستم بکنم. هیچ! برای همیشه از ورزش رفتم. دنیامالی شاید در پل سازی و جاده سازی موفق باشد اما در قایقرانی ناموفق بود.”

مرجان کلهر قهرمان اسکی در المپیک زمستانی ونکوور حضور داشت. او در جمع چهار ورزشکار اعزامی، به عنوان پرچمدار ایران در مراسم افتتاحیه معرفی شد.

در دومین دوره بازیهای المپیک نوجوانان به میزبانی چین، کیمیا علیزاده قهرمان تکواندوی نوجوانان جهان پرچمدار بود. کیمیا تلاش می‌کند سهمیه المپیک ریو را به دست بیاورد.

آوا جوادی هم پرچمدار تیم دو نفره ایران در دومین دوره بازی‌های المپیک جوانان به میزبانی لیل هامر بود. یک پسر و یک دختر نمایندگان ایران بودند که از بین آنها، پرچم به دختر اعزامی سپرده شد.

حالا زهرا نعمتی در حالی راهی ریو خواهد شد که به عنوان یکی از 64 کمان‌کش برتر جهان، برای کسب مدال مبارزه خواهد کرد.

در همین رشته و در المپیک قبلی، زهرا دهقان با وجود اردوی پرحاشیه و حتی تعطیلی طولانی تمرینات، رقابت نزدیکی با برنده مدال برنز مسابقات داشت. موضوعی که انگیزه‌های زهرا را دو چندان می‌کند. او برای کسب افتخار در ورزشی که ریشه در تاریخ، ادبیات کهن و افسانه‌های ایران زمین دارد، تمریناتی مداوم را سپری کرده.

No responses yet

Apr 15 2016

احیای فرهنگ «لات و لوتی» در فضای مجازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,سیاسی

بولتن نیوز: لات و‌لوت‌های دهه 90 و 50 دارای تفاوت‌های بسیاری هستند. لات و لوت‌های نسل جدید که به مدد شبکه‌های اجتماعی، فعالیت بیشتری پیدا کرده‌اند، مشاغل مختلفی را برای خود رقم زده‌اند.
به گزارش بولتن نیوز، وقتی در کشور، برخی مسئولان در سخنرانی‌هایشان از ادبیات مناسب استفاده نمی‌کنند طبیعتاً فرهنگ اراذل و اوباشی یا همان لات و لوتی در کشور افزایش پیدا می‌کند. از شعبان بی‌مخ گرفته تا طیب، روزگاری جامعه لات و لوت‌های ایران را تشکیل می‌دادند و برای خود برو و بیایی داشتند.

عده‌ای نوچه‌هایشان بودند و در محل راه می‌رفتند، اصطلاحاً گرد و خاکی به پا می‌کردند. خیلی‌ها از آنها حساب می‌بردند و خیلی‌ها هم به اعتبار حرف لات و لوت‌ها، عمل می‌کردند. بعضی از لات و لوت‌ها خفت‌گیری می‌کردند و برخی دیگر، بالاخواه آنها که حقشان ضایع شده بود درمی‌آمدند و خلاصه روزگار لات و لوت‌های چند دهه قبل، روزگار خوشی برایشان بود، اما با گذر ایام و تغییر سبک زندگی شهرها، دایره حضور و فعالیت لات و لوت‌ها کمتر و کمتر شد به طوری که در حدود یک دهه قبل، در برخی محلات قدیمی شهرهایی چون تهران، آثار محدودی از حضور لات و لوت‌ها بود.

اما در سال‌های اخیر و به لطف گسترش تکنولوژی و توسعه ارتباطات، مجالی تازه برای عرض اندام لات و لوت‌ها فراهم شده و این روزها کانال‌های تلگرامی و صفحات فیس‌بوکی لات و لوت‌ها مشتریان و اعضای پر و پا قرصی را به خود دیده که به نوعی احیاگر فرهنگ لات و لوتی دهه‌های قبل ایران شده است. در این شبکه‌های اجتماعی، لات و لوت‌های نوپا و به اصطلاح تازه به دوران رسیده، مرسومات خاص را مطرح می‌کنند که هیچ اشارتی به قاموس جوانمردی لات و لوت‌های دهه‌های قبل ندارد.

گروه‌های تلگرامی و فیس‌بوکی لات و لوت‌های جدید، این روزها مانوری از قدرت بدنی، شاخ و شانه کشیدن برای رقبا، مفسده‌های اخلاقی و خلاصه دنیایی وارونه از لات و لوتی را نشان می‌دهند که می‌تواند در نوع خود قابل تأمل و نگران‌کننده باشد. گروه‌های تلگرامی و فیس‌بوکی لات و لوت‌ها با هزاران عضو فعال، نمادهای خشم و خشونت را تبلیغ می‌کنند که در نوع خود انواع سوءاستفاده‌ها را برده و کمتر کسی هم کاری به کارشان دارد.

یارگیری برای لات‌ها

در گروه‌های لات و لوت‌ها در شبکه‌های اجتماعی، اعضا برای خود یارگیری می‌کنند و هر که زور بازو و حرف پر زورتری داشته باشد، توفیق بیشتری برای عرض اندام پیدا می‌کند. پس از این حضور، افراد در فضای حقیقی حاضر شده و کم کم دوران تازه‌ای را برای قلمروی لات و لوت‌ها مهیا می‌کنند. در سال‌های اخیر، لات و لوت‌های تازه به دوران رسیده در نقش بادیگارد و محافظ برای افرادی که دنبال اسم رسمی برای خود هستند – از بازیگران سینما و تلویزیون گرفته تا ورزشکاران – عمل می‌کنند.

این روزها بازیگران درجه سه و چهار تلویزیون و سینما، با پول‌های ناچیزی که به لات و لوت‌های تازه به دوران رسیده پرداخت می‌کنند، در مکان‌های عمومی با محافظ حاضر می‌شوند تا خودنمایی بیشتری کرده و البته شهرتی برای خود کسب کنند. در مقابل، لات و لوت‌ها نیز «پز» محافظت از فلان بازیگر سینما و تلویزیون را می‌دهند که هنوز تعداد بازی‌های هنری‌اش به تعداد انگشتان یک دست نرسیده است!

از طرفی، رسمیت یافتن حضور لات و لوت‌های نسل جدید در اماکن عمومی و در کنار شخصیت‌ها سبب شده تا آنها نیز در دنیای درون خود، به رجزخوانی و ساماندهی تشکیلاتی بپردازند.

لات و لوت‌های نسل جدید که به مدد شبکه‌های اجتماعی، فعالیت بیشتری پیدا کرده‌اند، اکنون مشاغل مختلفی را برای خود رقم زده‌اند. گروهی، به دستفروشی‌های شبکه‌ای در معابر و میادین شهر می‌پردازند، گروهی دلالی و داد و ستدهای دسته‌چندمی انجام می‌دهند، گروهی نیز از خانه‌های تیمی گرفته تا خلاف‌های رایج در جامعه را مدیریت می‌کنند. همه اینها، در سایه بازگشت فرهنگ لات و لوتی دهه‌های قبل ایران در حال رقم خوردن است که می‌تواند روزگار تازه‌ای را برای زندگی شهرنشینی رقم زند.

آنچه مشخص است اینکه فرهنگ لات و لوتی اکنون در صفحات شبکه‌های مجازی به طور عجیبی با استقبال مواجه شده است به طوری که کانال لات‌و‌لوت‌ها در تلگرام در ساعت 14 و 30 دقیقه بعدازظهر روز 24 فروردین حدود 193697 نفر عضو داشت اما هنوز ثانیه‌ای از این رقم نگذشته بود که دو نفر به کانال اضافه شدند و این روند در حال تداوم یافتن است.

«حسین باهر» – جامعه‌شناس و استاد دانشگاه – درباره چرایی احیای فرهنگ لاتی و لوتی در ایران و اینکه این موضوع چه تبعاتی در جامعه ایرانی می‌تواند داشته باشد، به «قانون» می‌گوید: فرهنگ لاتی در کشور سابقه طولانی دارد، بی‌شک یکی از عناصری که طی تاریخ اجتماعی ایران حضوری گاه پررنگ و گاه کمرنگ داشته‌اند، افرادی بوده‌اند که با ادعای، از قوی گرفتن و به ضعیف دادن و انجام مرام‌هایی خاص، در پی نمایاندن خود به شکل مدعی‌العموم و حق ضعفا بوده‌اند و گاه نام خود را عیار و گاه پهلوان و گاه لوطی می‌گذاشتند.

ضد فرهنگ را در جامعه شکل دادند

این جامعه‌شناس ادامه داد: لات و لوت، خس و خاشاک، بی پدر و مادر، بی سر و پا، بی‌بتّه و بنه و خلاصه «بی‌همه‌چیز» اصطلاحاتی است که برای خود سوابق تاریخی و جغرافیایی داشته و حتی می‌شود گفت «ضدفرهنگ‌هایی» را رقم زده‌اند و همواره با این ویژگی‌ها شناخته شده‌اند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه “لات و لوت‌های دهه 50 و 90 دارای تفاوت‌های بسیاری هستند، تاکید کرد: در چند سال گذشته لات‌های کشور در برخی موارد خواهان حفظ شرافت وناموس و … بودند اما در سال‌های اخیر خود این افراد دیگر به دنبال لوطی‌گری نیستند بلکه نام نیکی از خودشان به‌جا نگذاشتند و همواره در پی اغتشاش، تعرض به زنان و بچه‌ها هستند و با گسترش چنین فرهنگی شاهد افزایش آسیب‌های اجتماعی هستیم که یقیناً از جانب همین افراد شرور به جامعه به ارث می‌رسد، چراکه در پی منافع شخصی خودشان هستند.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه “ریشه این فرهنگ در جامعه می‌تواند وجود مسئولان بی‌خرد باشد”، تاکید کرد: وقتی در کشور مسئولان در سخنرانی‌هایشان از ادبیات مناسب استفاده نمی‌کنند و به شعور شهروندان احترام نمی‌گذارند طبیعتاً فرهنگ اراذل و اوباشی یا همان لات و لوتی در کشور افزایش پیدا خواهد کرد، چراکه این افراد در دوره‌ای توسط مردم به فراموشی سپرده شده بودند اما دوباره می‌توانند قدرت از دست رفته خودشان را احیا کنند و به آغوش جامعه بازگردند.

باهر در ادامه اظهار کرد: ریشه اصلی شیوع و ترویج این فرهنگ در جامعه، وجود مسئولانی است که در میان مردم از الفاظ نامناسب استفاده می‌کنند. وجود این ادبیات از جانب مسئولان می‌تواند به آنها قدرت دهد. بنابراین لات و لوت‌ها دارای شکل و شمایل و گفتار و کردار خاصی هستند که بعضی از سیاستمداران پوپولیست، برای گردآوری آرای عوام از آنها تقلید می‌کنند!

این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه سال‌ها از فرهنگ لاتی می‌گذرد، افزود: با توجه به اینکه شرایط کنونی جامعه تغییر کرده است، می‌توان از وجود چنین افرادی به عنوان ضد فرهنگ و خرده‌فرهنگ نام برد به طوری که سر از فضای مجازی بیرون آوردند. همچنان با وجود این افراد وفاق اجتماعی در کشور شکل نمی‌گیرد و همیشه چنددستگی میان مردم به وجود می‌آید که در برخی مواقع ممکن است تبعات جبران‌ناپذیری را برای جامعه داشته باشد. وجود خرده‌فرهنگ‌ها که بزرگ‌ترین منفعت و مشکلات جوامع مختلف را در بر می‌گیرند بیشترین خدمات و صدمات را به فرهنگ و هویت ملی مذهبی یک منطقه یا قوم یا ملت دارند. مسلماً هرچه فرهنگ عمومی و گفتمان مدیریت عالی کشور فخیم‌تر باشد، سطح مراودات کلامی و مبادلات غیرکلامی والاتر و در کل فرهنگ رایج فرهیخته‌تر می‌شود.

مسئولان از رسانه‌ها برای ترویج فرهنگ بومی استفاده کنند

چه بخواهیم و نخواهیم باید با این خرده‌فرهنگ‌ها یا ضدفرهنگ‌ها روبه‌رو شویم. بهترین کار برای داشتن نسلی سالم و کشوری توسعه‌مند و جوانانی خودباور و با پشتکار داشتن برنامه‌ریزی صحیح و درازمدت فرهنگی است. ابزارها همان‌طور که برای دشمنان می‌توانند مفید باشند برای ما هم می‌توانند مفید واقع شوند یعنی همان‌طور که کشورهای غربی از رسانه‌های خود برای نشر و پخش اطلاعات صحیح استفاده می‌کنند، مسئولان می‌توانند با به‌کارگیری رسانه‌های داخلی فرهنگ درست را در جامعه ترویج دهند.

در این شرایط در مقابل جریان‌های‌فرهنگی (لات و لوت) جامعه دچار کمترین آسیب می‌شود. از دوران کودکی در کتاب‌های درسی باید به فرزندان در زمینه فرهنگ بومی آموخت. بنابراین می‌توان بر خرده‌فرهنگ‌های متعارض غلبه کرد و فرهنگ بومی خود را در کشور حفظ کرد.

No responses yet

Apr 14 2016

مقامات دولتی در ایران نسبت به آسیب های اجتماعی فزاینده و بحران دارائی های بانکی هشدار دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: مرتضی میرباقری، قائم مقام وزیر کشور ایران در امور اجتماعی، گفته است که به زودی گزارش آسیب های اجتماعی ایران طی جلسه ای در اختیار رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله علی خامنه ای، قرار می گیرد. او گفته است اعتیاد، حاشیه نشینی، بیکاری، بزه و طلاق و آنچه وی “گسترش مفاسد اخلاقی و اجتماعی” نامیده اهمّ سرفصل های این گزارش به رهبر جمهوری اسلامی ایران هستند.

قائم مقام وزیر کشور نسبت به افزایش نگران کنندۀ شمار معتادان و همچنین کاهش سن اعتیاد در ایران هشدار داده و گفته است : شمار معتادان زن در ایران نیز به طور نگران کننده ای رو به افزایش است. او گفته است : اگر در دهه های گذشته مواد سنتی مخدر بیشتر مصرف می شد، امروز متأسفانه یک چهارم مواد مخدر مصرفی در کشور صنعتی و قابل تولید در داخل کشور هستند.
وی گفته است که حدود ۶۵۰۰ مرکز ترک اعتیاد در ایران وجود دارد و سالانه بیش از ۷۰۰ هزار نفر به این مراکز مراجعه می کنند، اما، ۹۰ درصد مراجعه کنندگان به این مراکز پس از سم زدایی از نو به مواد مخدر روی می آورند.
مرتضی میرباقری در جای دیگری از سخنانش تأکید کرده است که کشور در زمینۀ حاشیه نشینی و بافت های فرسوده با مشکلات زیادی روبرو است، در حالی که خود حاشیه نشینی به منشاء مهم بسیاری از آسیب های اجتماعی در ایران تبدیل شده است.
معاون وزیر کشور گفته است : جمعیت حاشیه نشین ایران هم اکنون ۱۰ میلیون نفر است و ۵ میلیون نفر نیز در بافت های فرسوده زندگی می کنند که روی هم ۱۵ میلیون نفر محروم مطلق کشور را تشکیل می دهند.
قائم مقام وزیر کشور همچنین گفته است که هم اکنون ۴۲۰ شهرستان در ایران وجود دارد که در برخی از آنها نرخ بیکاری به ۴۰ تا ۶۰ درصد می رسد، در حالی که نرخ بیکاری در ۱۲۰۰ شهر بعضاً به ۷۰ درصد بالغ می گردد. مرتضی میرباقری همچنین گفته است که نقطه ضعف بزرگ مدیران جمهوری اسلامی ایران این است که گمان می کنند که با تصمیم گیری و ابلاغ می توانند مشکلات کشور را حل کنند.
در اظهاراتی جداگانه، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران، علی طیب نیا، در جلسۀ علنی امروز سه شنبه ۲۴ فروردین مجلس شورای اسلامی تلویحاً اعتراف کرد که بانک های کشور ورشکسته اند و نمی توانند با حمایت از تولید در جهت تحقق شعار آیت الله خامنه ای یعنی اقدام و عمل در زمینۀ اقتصاد مقاومتی گام بردارند.
او گفت : خود دولت ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک ها بدهکار است و ۹۰ هزار میلیارد تومان نیز مطالبات جاری بانک ها را تشکیل می دهد. وزیر اقتصاد و امور دارایی سپس اضافه کرد که ۷۰ درصد تسهیلات بانکی کشور از نوع “استمهال” هستند، یعنی از نوع معوقات پرداخت نشدۀ بانکی و به همین دلیل، به گفتۀ علی طیب نیا، بانک های کشور نمی توانند نیازهای تولید کشور را تأمین کرده و به تحقق اقتصاد مقاومتی کمک کنند.
در این حال عادل آذر، رییس مرکز آمار ایران، گفته است که اکنون بیکاری جوانان کشور به بحران تبدیل شده و در برخی استان های ایران نرخ بیکاری به ۴۰ درصد می رسد. او گفته است که هم اکنون نرخ رشد صنعتی کشور منفی، نرخ رشد خدمات صفر است و سالانه ۷۶۰ هزار دانش آموخته بر شمار بیکاران کشور افزوده می شود.
غلامرضا کاتب، رییس فراکسیون اشتغال مجلس شورای اسلامی، به خبرگزاری “تسنیم” گفته است که جمعیت بیکار ایران هم اکنون ۶ میلیون نفر است و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان بر اساس آمار بودجه به ۴۳ درصد می رسد.
در این بحبوحۀ فقر و ازهم گسیختگی اقتصادی و اجتماعی، محمدباقر نوبخت، رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سخنگوی دولت، گفته است که سال گذشته ۳ میلیون نفر از فهرست دریافت کنندگان یارانه های نقدی حذف شدند و قرار است در سال جدید این رقم به بیش از ۷ میلیون نفر برسد، هر چند کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی گفته است که دولت قصد دارد ۲۴ میلیون نفر را از فهرست دریافت کنندگان یارانه در کشور حذف کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .