Nov 15 2018
دومین روز تحصن معلمان در ایران

دویچهوله: “شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران” که تحصن معلمان را سازماندهی کرده روز دوشنبه ۲۳ مهر (۱۵ اکتبر) در کانال تلگرامی خود نوشته است که “معلمان با اتحاد خود تحصن سراسری معلمان در روز اول را رقم زدند”.
کانال تلگرامی این شورا همچنین اطلاع داده است که “سعی شده گروه تحصن سراسری مهر ماه معلمان از دسترس خارج شود و با ترساندن همکاران گروه را از کار بیندازند تا اتحاد ما را از بین ببرند”.
معلمان ایرانی تصاویری از تحصنهای صنفی خود در دومین روز تحصن را هم در کانال تلگرامی “شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران” و در توییتر با هشتگ “تحصن سراسری معلمان” به اشتراک گذاشتهاند.
بازداشت دبیر كانون صنفی معلمان خراسان شمال
در برخی از شهرهای ایران فشار بر معلمان متحصن افزایش یافته است.
محمدرضا رمضانزاده، رئیس شورای هماهنگی تشكلهای صنفی فرهنگیان و دبیركانون صنفی معلمان خراسان شمالی، توسط مامورین اطلاعات در شهر بجنورد بازداشت شده است. آقای رمضانزاده، بنابه گفته همکارانش، از بدو بازداشت دست به اعتصاب غذا زده است.
علاوه بر معلمان شاغل، معلمان بازنشسته نیز در اعتراضات شرکت کردهاند.
الهه بهرامی، معلم راهنمایی بازنشسته در تهران که سال ۷۹ بازنشسته شده، به دویچه وله میگوید: «معلمان شاغل و بازنشسته پیشتر هم بارها اعتراض کردند ولی متاسفانه به خواسته آنان رسیدگی نشده است. در ایران هر کسی و به هر وسیلهای تحصن و اعتصاب بکند، به جای رسیدگی به آن دستگیر و زندانی میکنند.»

معلمان در مدارس ایران بر سر کلاس های درس حاضر نشدند
این معلم بازنشسته در ادامه تاکید کرد که بسیاری از معلمان به دلیل اینکه به خواسته آنان توجهی نشده، امیدی به حل مشکلاتشان ندارند. او ادامه داد: «این موضوع خیلی تکرار شده ولی معلمین تابحال منسجم و متحد نبودهاند و اعتصاب یا تحصن به نتایج مثبتی نرسیده است.»
به گفته بهرامی معلمان با حقوق بازنشستگی نمیتوانند زندگی خود را تامین کنند و مجبورند شغل دوم یا سوم داشته باشند.
نیکنژاد، معلم مقیم تهران هم به دویچه وله فارسی گفت که تحصنها این بار گسترده بوده و مقامات با مطالبات معلمان آشنایی پیدا کردهاند. او افزود: «قطعا تحصن معلمان بازتاب و انعکاس داشته و صدای ما شنیده شده و به گوش مقامها رسیده است. فضای مجازی امکانی برای گروههای مدنی بوده که تاثیر خوبی داشته است.»
آقای نیکنژاد ادامه داد: «تحصنهای کنونی هم در راستای اعتراضهای قبلی فرهنگیان کشور است. چون وضعیت آموزشی و صنفی در هفتههای اخیر تغییری نکرده و بهبود نیافته و به همین خاطر تحصن و اعتراض ادامه داشته است. و اگر گوش شنوایی هم برای آن وجود نداشته باشد، این مسئله دچار نوسان و افت و خیزهایی میشود. ما امیدوار هستیم که این حرکتها نتیجه خود را بدهد و صداهای ما شنیده شود و در میانمدت و درازمدت اثر خودش را بگذارد.»
No responses yet
Nov 14 2018
گفتوگو با دختری که با گریم پسرانه میخواست فینال پرسپولیس را تماشا کند؛ رویایی که نابود شد
عصر ایران؛فاطمه صابری: سارا با تهیه کلاه گیس و کاپشن پسرانه و گریم رنگی صورت، با همراهی چند پسر طرفدار پرسپولیس راهی ورزشگاه آزادی شد.
در روزی که حدود هزار زن فرصت پیدا کردند بعد از سه دهه یک بازی باشگاهی را در ایران از ورزشگاه مشاهده کنند، باز هم ورزشگاه «آزادی» خالی از دخترانی نبود که با گریمهای پسرانه بیننده فینال لیگ قهرمانان آسیا بین پرسپولیس و کاشیما آنتلرز ژاپن بودند.
«لیلی و فرناز» دو دختری بودند که علیرغم سختگیریهای عوامل برگزاری بازیها، فینال را بدون مشکل در آزادی دیدند. اما «سارا» دختر 21 سالهای است که در روز فینال لیگ قهرمانان آسیا، با گریم پسرانه وارد استادیوم آزادی شد و از گیت آخر هم گذشت اما چند ثانیه قبل از آنکه پایش به سکوها برسد از طرف یکی از ماموران شناسایی شد و حدود 7 ساعت در بازداشت به سر برد تا هم دیدن حساسترین بازی تاریخ تیم محبوبش را از ورزشگاه از دست بدهد و هم از تلویزیون موفق به دیدن بازی نشود.
سارا که اهل اصفهان است در گفتوگو با عصر ایران توضیح داد که در یک خانواده فوتبالی زندگی میکند و از کودکی عاشق پرسپولیس است.

سارا
او میگوید در سالهای اخیر بارها آرزوی دیدن بازیهای پرسپولیس در ورزشگاه را داشته و بهدفعات از خود و دیگران سوال کرده که به استناد کدام قانون از دیدن بازی تیم موردعلاقهاش در ورزشگاه محروم است.
سارا توضیح داد که عشق به فوتبال چند باری او را به دیدن بازیهای فوتبال و فوتسال دختران در ورزشگاهها هم کشاند اما دیدن بازیهای پرسپولیس در ورزشگاه برایش مسئلهای فراتر از این سکونشینی ها بود.
این دختر جوان توضیح داد که قرار بود در بازی اول آبان ماه پرسپولیس و السد با کمک چند تن از دوستان و اقوامش که از علاقهاش به پرسپولیس باخبر بودند با گریم وارد ورزشگاه آزادی شود اما بروز مشکلاتی مانع عملی شدن این موضوع شد.
او اضافه کرد بعدازآنکه پرسپولیس فینالیست لیگ قهرمانان آسیا شد میدانستم که بعد از سالها انتظار و البته از ترس محرومیت فیفا تعدادی از زنان راهی ورزشگاه آزادی میشوند. اما مطمئن بودم دخترانی مانند من که سالها عاشق پرسپولیس هستیم و با علاقه بازیها و نتایجش را دنبال کردهایم جایی در بین «زنان گزینش» شده نداریم؛ این بود که تصمیم گرفتم مهمترین بازی تاریخ پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی ببینم.
رویایی که در عرض چند ثانیه نابود شد
سارا برای رسیدن به این هدف بدون اطلاع پدر و مادر و با هماهنگی خواهرانش با شماره ملی یکی از مردان خانواده بلیت بازی را خرید و با تهیه کلاه گیس و کاپشن پسرانه و گریم رنگی صورت، با همراهی چند پسر طرفدار پرسپولیس راهی ورزشگاه آزادی شد.
سارا به عصر ایران میگوید؛ حوالی ساعت 12 وارد محوطه ورزشگاه آزادی شدم و بدون هیچ مشکلی گیت کارت ملی و چک بلیت را رد کردم و تا ورودی جایگاه هم رفتم. اما در ثانیههای آخر ماموری به هویتم شک کرد و با گفتن جملهی «خانم برگرد بیرون، براتون مشکل ایجاد می شه» تمام آرزوهایم را بر باد داد.
سارا بعد از شناسایی حتی تقلایی بیهوده هم کرده و جنسیتش را انکار کرده اما دیگر «بازی گریم» لو رفته بود و ماموران او را به محل بازداشت موقت در ورزشگاه آزادی منتقل کردند؛ جایی که سارا صدای تشویق و هیاهوی تماشاگران را میشنید.
این دختر علاقهمند به فوتبال از برخورد ماموران راضی نیست و میگوید بعد از بازداشت برخوردهای نامناسبی با او و یکی از پسرانی که برای رسیدن به آرزویش به او کمک کرده بود صورت گرفته است.
سارا میگوید مانند یک مجرم و با الفاظی نامناسب و برخوردهای خشن عکسهای زیادی از نیمرخ و تمامرخ او گرفتند و سوال و جوابهای زیادی صورت گرفته است.
جرم: ورود غیرقانونی به ورزشگاه «آزادی»
او با طرح این پرسش که واقعاً در قوانین متعدد ایران جایی نوشتهشده است که ورود زنان به ورزشگاهها ممنوع است؟ میگوید؛ وقتی دیدم در برگه مقابل اسمم نوشتهاند جرم: ورود غیرقانونی به ورزشگاه «آزادی» عصبیتر از هر زمان دیگر شدم به خاطر کلمهی «آزادی» که زنانمان سهمی از آن ندارند.
سارا در ادامه گفتوگو با عصر ایران میگوید؛ بعد از بازجویی اجازه خروج از اتاق را به او ندادند؛ چون میگفتند مردان حاضر در مجموعه او را میبینند.
این دختر جوان شگفتزده از این برخوردها میپرسد: مگر در زندگی روزمره زنان و مردان ایرانی یکدیگر را نمیبینند؟ مگر ما در اندرونیها زندگی میکنیم که عدهای با زنان چنین برخوردهایی میکنند؟
یا به من که کاملا پوشیده بودم و کاپشن کلاهدار به تن داشتم، میگفتند که سرت را کاملا با پرچم پرسپولیس بپوشان که من میگفتم که اصلا این موهای واقعیام نیست و کلاه گیس است و طبق دستورات دینی هم استفاده از کلاه گیس کسی را به گناه نمیاندازد.
سارا تا ساعت حدود 7 عصر در بازداشت نگهداشته شد تا خواهرش برایش «لباس مناسب» بیاورد و بعد از تعهد عدم تکرار اجازه خروج برایش صادر شد.

فرناز و لیلی دو دختری که با گریم به ورزشگاه آزادی میروند
وقتی قهرمانی پرسپولیس مهمتر از آزادی میشود
تاکید میکند که اصلا بعد از بازداشت نگران وضعیتش نبوده چون میدانسته ساعاتی بعد آزاد میشود. استرس و نگرانی اصلی خود را مربوط به نتیجه بازی پرسپولیس عنوان میکند؛ حتی وقتی هوا تاریک شده بود و بازی پرسپولیس شروع شد من بدون گوشی و تلویزیون در اتاق منتظر یک خبر کوچک از بازی بودم و با شنیدن هیاهوی ورزشگاه نیمخیز میشدم و گوش تیز میکردم تا بفهمم پرسپولیس گل زده یا نه. چون آرزویم قهرمانی پرسپولیس بود که متاسفانه ممکن نشد.
او میگوید باگذشت حدود 24 ساعت از ماجرا و طی کردن بیش از 500 کیلومتر برای دیدن بازی پرسپولیس احساس بدی نسبت به تصمیمی که گرفتم ندارم و همچنان سوال بزرگ من این است که به استناد کدام قانون حضور من بهعنوان یک دختر و یا دختر گریم کرده در ورزشگاه ممنوع است؟
دختر ایرانی طرفدار فوتبال؛بدبختترین آدم روی زمین
سارا با ابراز تاسف از مشکلاتی که روز شنبه برای تعدادی از دختران پرسپولیسی هنگام ورود به ورزشگاه رخ داد گفت: واقعاً بعد از شنیدن برخوردهای نامناسب با دختران پرسپولیسی شرایط سخت گذشته بر خودم را فراموش کردم و متاسفم که بگویم :یک دختر ایرانی طرفدار فوتبال در ردیف بدبختترین آدمهای روی زمین است. آنهم به خاطر مسئلهای که نه منافاتی به عرف دارد و نه شرع.
او تاکید میکند؛ اصلا از کارم پشیمان نیستم. میدانستم که بهعنوان یک دختر علاقهمند به پرسپولیس اصلا امکان آزادانه ورود به ورزشگاه را نخواهم داشت به خاطر همین 100 بار دیگر هم که پرسپولیس بازی داشته باشد و من بتوانم موقعیت دیدن بازی در ورزشگاه را برای خودم ایجاد کنم، به ورزشگاه میروم.
باز هم با گریم به ورزشگاه میروم
سارا که دیدن فینال لیگ آسیا را ازدستداده است میگوید؛ مصمم است که چهارم آذرماه بازی سپاهان و پرسپولیس در لیگ برتر فوتبال ایران را با گریم پسرانه وارد ورزشگاه نقشجهان اصفهان شود و به تشویق پرسپولیس بپردازد. چون میگوید دیدن بازی پرسپولیس یکی از بزرگ ترین آرزوهایم است.
زنان را مجبور به گریم میکنند
سارا تاکید میکند؛ شرایط و اصول حاکم بر یک کشور مسلمان را درک میکند و انتظار ندارد مانند اکثر کشورهای دنیا زنان و مردان در صندلیهای کنار همبازیهای فوتبال را تماشا کنند اما داشتن یک جایگاه ویژه زنان در ورزشگاههای لیگ برتر که کمترینشان 10 هزار سکو دارند برای زنان ایران انتظار زیادی است؟ زنانی که به گفتهی او سالهاست با رفتارهای تحقیرآمیز ساعتها پشت درهای ورزشگاه نگهداشته میشوند یا راهی بازداشتگاهها میشوند تا مجبور شوند با استفاده از رنگ و گریم هویت خود را فراموش کنند و شانس ورود به ورزشگاه را امتحان کنند.
Nov 12 2018
جهانگیری: بیکاری و کاهش قدرت خرید کشور را تهدید میکند
دویچهوله: معاون اول رئیس جمهوری ایران گفت که در شرایط تحریم “دو خطر” بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم، کشور را تهدید میکند. به گفته اسحاق جهانگیری، به دستور رئیس جمهور ایران بنگاههای اقتصادی دولتی تا پایان سال ۹۸ واگذار میشوند.
اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، روز دوشنبه ۲۱ آبان (۱۲ نوامبر) گفت: «در شرایط تحریم دو خطر از جمله بیکاری و کاهش قدرت خرید کشور را تهدید میکند.»
به گزارش ایرنا، معاون اول رئیس جمهوری ایران که در مراسم “تکریم از علی ربیعی” و معارفه محمد شریعتمداری، وزیران پیشین و جدید تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سخن میگفت، سپس افزود: «اگر خوب دقت نکرده و ایستادگی نکنیم و سیاستگذاری مناسبی نداشته باشیم، ممکن است سال آینده بگوییم قدرت خرید مردم شدیدا کاهش یافته است.»
اسحاق جهانگیری که همزمان “فرمانده ستاد اقتصاد مقاومتی” است، در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «رئیس جمهوری دستور داده است که تا پایان سال آینده بنگاههای اقتصادی واگذار شوند و در حال حاضر نکته منفی اداره بنگاهها این است که میلیاردها تومان منابع کشور با بازده اندک اداره میشوند.»
جهانگیری با یادآوری واگذاری زیرمجموعه بزرگی از بنگاههای اقتصادی زیر نظر وزارت کار تا پایان سال ۹۸ به بخش خصوصی تصریح کرد: «امروز هزاران میلیارد تومان از منابع کشور در اختیار این بنگاهها قرار دارد، اما بازدهی آنها بسیار پایین است.»
معاون اول حسن روحانی با بیان اینکه “بنگاههای کشور بد اداره میشوند و این در بنیادها، آستانها و شرکتهای دولتی هم مشهود است”، افزود: «با وجود سرمایه کشور در این بنگاهها که توقع داریم از چند ۱۰ میلیارد دلار سرمایهای که در آنها وجود دارد دولت از سود آن بهره ببرد، در آخر دیده میشود که کمک دولتی نباشد از پرداخت حقوق خود عاجز هستند.»
جهانگیری همچنین با اشاره به توسعه صنعتی شرق آسیا و آمریکای لاتین، برخلاف ایران، از جمله گفت: «در کشور ما گاهی وقتی دولتی عوض میشود سیاست دولت قبلی را کنار میگذارند یا وزیری که عوض میشود سیاستهای وزیر قبلی را تغییر میدهد و همین سبب شده توسعه در کشور عقب بماند.»
اسحاق جهانگیری در بخش دیگری از سخناناش بیکاری را “مسالهای جدی” خواند و با اشاره به اینکه اشتغال “باید به عنوان اصلیترین مساله در دستور کار قرار گیرد”، گفت: «اگر به مساله بیکاری دقت نکنیم از دست دادن برخی نیروهای فعلی تشدید میشود و از عوارض دوره تحریم این است که که بنگاههای تولیدی با رکود کار روبرو شوند و از طرفی هنر دولت و صاحبان بنگاهها و مدیران اقتصادی این است که بنگاههای اقتصادی وارد دوره رکود شوند.»
بحرانهای خطرناک که مسئولان دولتی ایران از آن به عنوان “ابرچالش” یاد میکنند، کم نیستند. علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، سال گذشته (۱۳۹۶) از ۱۰ تا ۱۵ “چالش خیلی بزرگ کشور” با ابعاد اقتصادی و سیاسی سخن گفته بود که چنانچه در برخورد با آنها “تأخیر” شود، “مشکلات بزرگتری” بهوجود میآید. مقامهای دولتی ایران بحران منابع آب، مسائل زیستمحیطی، صندوق بازنشستگی، بودجه دولت، نظام بانکی و بیکاری را شش ابرچالش اقتصاد ایران میدانند.
جهانگیری در حالی بر “دو خطر” بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم “در شرایط تحریم” تأکید میکند که بسیاری از کارشناسان و حتی مسئولان دولتی ایران “ساختار اقتصاد” ایران را عامل بهوجود آورنده “ابرچالشها” میدانند. مسعود نیلی، دستیار روحانی در امور اقتصادی، پیشتر در همین رابطه تأکید کرده بود: «این مشکلات را کسی از بیرون به ما تحمیل نکرده، بلکه حاصل تصمیمات غلط خود ما در سالهای گذشته بوده است.»
مخالفان یا منتقدان دولت از آمار “واقعی” تا ۱۵ میلیون “بیکار پنهان” در ایران خبر میدهند. مرکز پژوهشهای مجلس پیشبینی کرده بود که نرخ بیکاری در سال ۱۴۰۰ در “سناریوی خوشبینانه” به حدود ۱۶ درصد و در “سناریوی بدبینانه” به حدود ۲۶ درصد خواهد رسید. قرار گرفتن صندوقهای بازنشستگی در آستانه ورشکستگی، ناتوانی دولت بدهکار در پرداخت مخارج جاری، وجود ۱۲ میلیون نفر زیر خط فقر و ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر زیر “خط نسبی فقر”، از جمله جلوههای ابرچالشها در ایران هستند.
اشاره اسحاق جهانگیری به واگذاری بنگاههای اقتصادی دولتی به بخش خصوصی تا پایان سال آینده نیز در ادامه برنامه “خصوصیسازی” مطرح میشود. گرچه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۸۵، یعنی ۱۲ سال پیش، فرمان ضرورت تسریع روند خصوصیسازی را صادر کرده است، اما همچنان بسیاری از نهادهای دولتی، حکومتی و نظامی در ایران در فعالیتهای عظیم اقتصادی سهیماند.
حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، اول تیرماه ۹۶ از روند اجرای “سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی” و نحوه خصوصیسازی در سالهای گذشته انتقاد کرده و گفته بود که پیش از او (در دولت محمود احمدینژاد) بخشی از اقتصاد کشور به نام خصوصیسازی به نهادهای نظامی و امنیتی واگذار شده است. روحانی این نهادها را “دولت با تفنگ” خوانده و گفته بود: «[بخش خصوصی] از آن دولتی که تفنگ نداشت، میترسید چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند.»
کارشناسان در کنار سیاستهای کلان منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی، حضور و نقش تعیینکننده نهادهای نظامی و حکومتی، از جمله سپاه پاسداران و دستگاههای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، در فعالیتهای اقتصادی را مانع اصلی رقابت داخلی، سد راه جذب سرمایه خارجی و جدیترین مانع بر سر راه شکلگیری اقتصاد بازاربنیاد در ایران میدانند.
Nov 12 2018
ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی نظام ایران را به خطر انداخته است
رادیوفرانسه: علی ربیعی، وزیر پیشین کار، تلویحاً اعلام کرد که صندوق های بازنشستگی ایران ورشکسته اند و نظام اسلامی را با خطر مواجه ساخته اند. ربیعی که این سخن را امروز دوشنبه بیست و یکم آبانماه در جلسۀ معارفۀ وزیر جدید کار، حسن شریعتمداری، ایراد می کرد، برای پیشگیری از این خطر خواستار انجام اصلاحات فوری و “دردناک در صندوق های بازنشستگی کشور” شد.
او یادآوری کرد که مهمترین انقلاب های قرن گذشته از جمله انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در نتیجۀ تحولات جمعیتی روی داده و ایران امروز نیز “اکنون با همین تحول روبرو است”، مضاف بر اینکه کشور با چالش های بزرگی نظیر فقر و بیکاری و ورشکستگی صندوق های بازنشستگی روبرو است.
خود وزیر جدید کار، حسن شریعتمداری، در اظهاراتی جداگانه که در حضور علی ربیعی و اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، ایراد کرد، اعتراف نمود که “منابع غالب ۱۸ صندوق بازنشستگی کشور از محل بودجۀ عمومی تأمین می شود که این مسئله ای چالش آفرین است.”
حسن شریعتمداری همچنین گفت که صندوق بازنشستگی سازمان تأمین اجتماعی کشور نیز با کسری شدید منابع روبرو است و بخش مهمی از این کسری ناشی از بدهی های دولت به سازمان تأمین اجتماعی است که به گفتۀ حسن شریعتمداری به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بالغ می شود. وی در عین حال اضافه کرد که دولت امکان پرداخت نقدی بدهی های خود به سازمان تأمین اجتماعی را ندارد و “برای پرداخت این بدهی ها باید ترتیبات دیگری” صورت بپذیرد. حسن شریعتمداری توضیحی در این خصوص نداد.
وزیر جدید کار تلویحاً تأئید کرد که غالب شرکت های سازمان تأمین اجتماعی زیان ده هستند و هم اکنون زیان های این شرکت ها از جیب بیمه گذاران تأمین می شود. وی گفت : “ما نمی توانیم منابع بیمه شدگان را در قالب بنگاه هایی که زیر پنج درصد در اقتصاد بازدهی دارند سرمایه گذاری کنیم. این کار خیانت در امانت است.”
وزیر کار خواستار واگذاری شرکت های ورشکستۀ سازمان تأمین اجتماعی شد و افزود : “در غیر اینصورت با ادارۀ بنگاه های زیادنده تنها فقر را میان فقرا تقسیم می کنیم.”
دولت حسن روحانی تأئید می کند که ۵۵ درصد درآمدهای نفتی کشور فقط صرف پرداخت مستمری بازنشستگان می شود. با سقوط این درآمدها در نتیجۀ تحریم های آمریکا علیه نفت و نظام مالی ایران، معضل صندوق های بازنشستگی بیش از هر زمان به یکی از چالش های مهم دولت تبدیل شده است.
در همین نشست، اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، نیز از واگذاری بنگاه های زیان ده دولت و سازمان تأمین اجتماعی به بخش خصوصی حمایت کرد و افزود که مدیران این بنگاه ها بر اساس رانت قدرت و نه صلاحیت های فردی یا به تعبیر خود او با “من بمیرم، تو بمیری” و سوابق سیاسی افراد در حکومت برگزیده می شوند.
اسحاق جهانگیری در ادامه گفت که “دهها میلیارد دلار سرمایه در این بنگاه ها وجود دارد. اما، نه فقط سودی از آنان عاید دولت نمی شود، بلکه بدون کمک دولتی این بنگاه ها حتا از پرداخت حقوق کارکنان خود عاجز هستند.” او با اشاره به وضعیت کنونی کشور در نتیجۀ تحریم ها گفت که دو خطر بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم، کشور یا در واقع نظام اسلامی ایران را تهدید می کنند.
معاون اول رئیس جمهوری گفت که حتا پیش از اعمال تحریم ها، کشور با ابرچالش هایی نظیر بیکاری، فقر مطلق و ورشکستگی صندوق های بازنشستگی روبرو بود و اکنون باید مراقب بود که تحریم ها به ریزش بیشتر کار و تشدید بیکاری منجر نشود. معاون اول رئیس جمهوری این مهم را از وظایف اصلی وزارت کار دانست و گفت : نباید بگذاریم که تحریم ها به رکود بیشتر بنگاه های اقتصادی که نتیجه اش افزایش بیکاری است
Nov 11 2018
نبش قبر پیکر یک زن سالمند بهائی در گیلاوند

دویچهوله: پیکر یک شهروند بهائی پس از نبش قبر، در بیابان انداخته شده است. جمعی از “نواندیشان دینی” در بیانیهای این کار را محکوم کردند. صدیقه وسمقی از امضاکنندگان بیانیه در گفتوگو با دویچهوله این اقدام را ضد دین و اخلاق خواند.
به گزارش “زیتون” پیکر زنی به نام شمسی اقدسی، از شهروندان بهائی گیلاوند، از توابع دماوند، نبش قبر شده است. چهار روز پس از خاکسپاری خانم اقدسی، به خانواده او خبر داده شده که جسد او در بیابانهای اطراف جابان پیدا شده است. سایت زیتون نوشته که نیروهای امنیتی پیشتر به بهائیان هشدار داده بودند که دیگر حق دفن امواتشان را در این شهر ندارند.
گروهی از “نواندیشان دینی” در داخل و خارج از ایران در بیانیهای به این اقدام واکنش نشان داده و آنرا به شدت تقبیح کردهاند. آنها در این بیانیه اینگونه اقدامات را “زاده تعصبات جاهلانه”، “نفرتانگیز”، “شرمآور و شایسته پیگیری قضایی” دانستهاند و خواستار شناسایی و محاکمه علنی عاملان و آمران این کار شدهاند.
صدیقه وسمقی، پژوهشگر دینی از تهران، در باره این بیانیه به دویچهوله فارسی گفت:
«این کار با هیچ معیار اخلاقی و انسانی و دینی سازگار نیست. این یک ظلم بزرگ به هموطنان بهائی و توهینی بزرگ به ملت ایران است.»
او از این کار به عنوان یک “انحطاط اخلاقی بزرگ در جامعه” یاد کرد و گفت بسیار تاسفآور است که در این رابطه تا کنون هیچ واکنش و پیگیری از سوی مسئولان دیده نشده است.
به باور این پژوهشگر دینی، بدون برخورد «با این گونه مسائل فرهنگی، حقوقی و اخلاقی و بدون برخورد با چنین مواردی از ستم و ظلم نمیتوان در جامعه تغییراتی بنیادین و پایدار» به وجود آورد.
صدیقه وسمقی به موارد بسیاری از تضییق حقوق شهروندی بهائیان در طول چهار دهه گذشته، از جمله محرومیت از تحصیل، شغل و کسب و کار، اشاره کرد و گفت: «این محرومیتها هیچ معیار عقلی، شرعی و انسانی و اخلاقی ندارد. ولی نمونهای شبیه به این که جنازه یک بانوی بهائی را از قبر درآورند و به بیابان بیاندازند کمتر سابقه داشته است.»
او اینگونه موارد را “بسیار فجیع و باعث نگرانی شدید” دانست و گفت باور ندارد که چنین کاری “کار افراد عادی باشد”.
Nov 10 2018
بازی پرسپولیس و کاشیما و ورود گزینشی زنان به استادیوم
رادیوزمانه: فاطمه ذوالقدر، نماینده مجلس ایران میگوید در بازی برگشت فینال لیگ قهرمانان آسیا که روز شنبه، ۱۹ آبان بین تیمهای پرسپولیس و کاشیما آنتلرز برگزار میشود، «تعداد محدودی» از زنان اجازه خواهند داشت تا وارد ورزشگاه آزادی تهران شوند.
او درباره اینکه چه زنانی روز شنبه وارد ورزشگاه آزادی شوند٬ گفت که اولویت با «خانوادههای بازیکنان تیم٬ اعضای فدراسیونها و کارشناسان و متخصصان» است.
ورود زنان به استادیومها برای تماشای مسابقات در ایران ممنوع است و مراجع مذهبی و گروههای محافظهکار این کار را خلاف ارزشهای زن و استادیوم را مکان نامناسبی برای حضور زنان میدانند.
ذوالقدر گفته علت باز نشدن درهای ورزشگاه آزادی به روی عموم زنان٬ «آماده نبودن زیرساختها»ی این ورزشگاه است.
به گفته این نماینده مجلس، حضور زنان در ورزشگاه٬ از خواستههای فیفا، فدراسیون جهانی فوتبال است و «باید این کار انجام شود تا مشکلی برای فوتبال کشور پیش نیاید.»
جانی اینفانتینو ، رییس فیفا برای تماشای بازی پرسپولیس و کاشیما به تهران سفر کرده و روز شنبه در ورزشگاه آزادی خواهد بود.
او در آخرین سفر خود به تهران در اسفند سال گذشته از حضور زنان در ورزشگاههای ایران حمایت کرد و صحبتهایی از احتمال محرومیت فوتبال ایران در صورت عدم اجازه ورود زنان به استادیومها به میان آمد.
سهشنبه ۲۴ مهر در دیدار دوستانه تیمهای ملی فوتبال ایران و بولیوی جمع محدود و گزینشی از زنان برای نخستین بار پس از حدود ۳۶ سال در ورزشگاه آزادی حضور یافتند. به فاصله یک روز محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور، این اقدام را مورد انتقاد قرار داد و گفت اگر تکرار شود دستگاه قضائی با آن برخورد خواهد کرد.
ورود گزینشی اعدادی از زنان به ورزشگاه همواره مورد انتقاد جامعه زنان قرار گرفته اما معصومه ابتکارو معاون امور زنان ریاست جمهوری، این مسئله را بخشی از حضور تدریجی زنان میداند. او گفته:
«باید تدریجاً این اتفاق بیفتد و بانوان وارد ورزشگاه شوند. مهمترین گروهی که مایل به حضور در ورزشگاهها هستند ورزشکاران خانم هستند که نگاه تخصصی داشته و سابقه حضور در تیمهای ورزشی را دارند. آنها در اولویت هستند ولی حضور بانوان در ورزشگاه مرحله به مرحله انجام میشود».
پیش از این عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته موضوع حضور زنان در ورزشگاهها را در حین «گپ و گفت» با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در میان گذاشته و خامنهای گفته است ممنوعیت فایدهای ندارد، بلکه مسئولان میبایست امکانات تفکیک جنسیتی در ورزشگاهها را فراهم کنند.
سخنگوی شورای نگهبان وعده داده بود که اگر در ورزشگاهها زیرساختها فراهم شوند، ممکن است دیگر منعی برای حضور زنان در ورزشگاهها وجود نداشته باشد.
عبدالله حاج صادقی، نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران از حضور زنان در ورزشگاهها به عنوان یک خطر یاد کرده بود و گفته بود «غیرت دینی» در این مواقع باید به جوشش درآید.
بعد از پیروزی انقلاب برگزاری مسابقات ورزشی برای مدتی معلق بود و اولین بازی بعد از انقلاب هم در شرایط امنیتی و با حضور مأموران مسلح برگزار شد محمد شریعتمداری وزیر صنعت، معدن و تجارت و از طرفداران وقت پرسپولیس، با موتور ١٢۵ هوندا به استادیوم میآمد. ورزشکاران اجازه نداشتند با شورت ورزشی وارد زمین شوند و برخی از بازیکنان مانند محمود حقیقیان، بازیکن تیم ملی آن زمان با گرمکن بازی کردند. در آن ایام طرح جلوگیری از بازی بازیکنان بالای ٢٧ سال در فوتبال اجرا شد و همزمان زنان هم از ورود به ورزشگاهها منع شدند.
Nov 09 2018
تاکید مقام فیفا بر ادامه تلاش برای حضور یافتن زنان در استادیومها در ایران
رادیوفردا: دبیرکل فیفا، فدراسیون جهانی فوتبال، روز پنجشنبه در یک پیام توییتری بر ادامه تلاش این سازمان در داخل و خارج از ایران برای حضور یافتن زنان ایرانی در استادیومهای ورزشی تاکید کرد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، خانم فاطمه سامورا پس از دیدار با مریم قشقایی شجاعی این پیام را منتشر کرده است، یکی از فعالان ایرانی حوزه حضور زنان در استادیومهای ورزشی.
این مقام فیفا پیشتر اعلام کرده بود که قرار است در آستانه بازی برگشت فینال رقابتهای قهرمانی باشگاههای آسیا، با اعضای کمپین حضور زنان ایرانی در ورزشگاهها دیدار کند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، فاطمه سامورا روز چهارشنبه گفته بود که این دیدار روز پنجشنبه، ۱۷ آبان، در زوریخ سوئیس با فعالان استادیوم آزادی انجام خواهد شد که عریضهای با ۲۰۰ هزار امضا جمعآوری کردهاند.
Held v. constructive talks this morning with advocates for #NoBan4Women. Their courage & passion for ⚽️ is remarkable. We will keep engaging with them, as well as public ⚽️authorities in IR to work towards stadium access for all. @openstadiums pic.twitter.com/o6tYuGFA8v
— Fatma Samoura (@fatma_samoura) November 8, 2018
Nov 08 2018
تازهترین آمار بیکاران در ۳۱ استان ایران اعلام شد
استانوایر: جمعیت بیکار در ۳۱ استان ایران در تابستان سال جاری به ۳.۳ میلیون نفر رسیده و جمعیت بیکار در برخی از استانها دو برابر شده است.
براساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران، در تابستان سال جاری استان کرمانشاه به ۱۶.۴ درصد٬ بیشترین نرخ بیکاری در میان تمامی استانها را به خود اختصاص داده است.
استانهای خوزستان نیز با ۱۵.۶ درصد، کهگیلویه و بویر احمد با ۱۵.۵ درصد، سیستان و بلوچستان با ۱۵.۳ درصد و اصفهان با ۱۵ درصد در صدر استانهای دارای بیشترین جمعیت بیکار قرار گرفتهاند.
براساس این آمار٬ درصد بیکاری نسبت به تابستان سال گذشته در استان کهگیلویه و بویراحمد ۴.۹ درصد و در استان سیستان و بلوچستان ۴.۷ درصد افزایش یافته است.
همچنین در ردههای بعدی استانهای آذربایجان غربی با ۱۴.۸ درصد، یزد با ۱۴.۱ درصد، چهارمحال و بختیاری با ۱۳.۹ درصد و البرز با ۱۳.۸ درصد قرار دارند.
نرخ بیکاری در استان آذربایجان غربی تابستان سال گذشته ۱۱.۴ درصد و یزد ۱۲ درصد بوده است.
در رتبههای بعدی استان لرستان با ۱۲.۹ درصد، گیلان ۱۲.۶ درصد، هرمزگان با ۱۲.۵ درصد، کرمان با ۱۲.۴ درصد و قم با ۱۲.۱ درصد نیز در ردههای بعدی دارای بیشترین بیکار قرار گرفتهاند.
در این میان کمترین درصد بیکاری نیز متعلق به همدان با ۶.۵ درصد، زنجان و سمنان با ۷.۱ درصد است.
Nov 05 2018
مدیر کافه دانتیسم: بهزیستی به وعده هایش عمل نکرد
ایران وایز: مدیر و موسس کافه «دانتیسم» در تهران می گوید: «سازمان بهزیستی که اولش قول همکاری و کمک های مالی داده بود، در نهایت هیچ کمک موثری به ما نکرد.»
کافه دانتیسم را جوانان مبتلا به سندروم «دان» و اختلال «اوتیسم» می گردانند.
خانم «آیدین آگاهی» امسال این کافه را راه انداخته است. او در مراسم افتتاحیه کافه، به خبرنگارها و افراد سرشناسی که حضور داشته اند، گفته که کافه را با حمایت مالی بهزیستی راه اندازی کرده است. اما مدتی که از افتتاح کافه گذشته، خودش مانده است و خودش. حالا می گوید هیچ کدام از آن وعده های داده شده عملی نشده اند. همه سعی و تلاش او این روزها، سرپا نگه داشتن کافه دانتیسم است؛ کافه ای که در آن 38 جوان مبتلا به اوتیسم، «سی پی» و سندروم دان کار می کنند.
آن روزهای اول، هر ساعتی از روز که به کافه دانتیسم سر می زدی، شلوغ بود. مردم جذب مهربانی و ابتکار عمل کارکنان و گردانندگان کافه شده بودند.
این کافه فضای مناسبی برای اشتغال این جوانان و دیده شدنشان فراهم کرده است. خانم آگاهی می گوید: «اسم 190 نوجوان و جوان مبتلا به سندروم دان، پی سی و اوتیستیک در لیست انتظار قرار دارند.»
موسس کافه دانتیسم مدت 17 سال معلم موسیقی کودکان مبتلا به سندروم دان، دارای اختلال اوتیسم، نابینا و مبتلایان به اختلالات تکاملی بوده است. او که در این سالها، بارها این کودکان را در کنسرت های مردمی شرکت داده است، تصمیم میگیرد برای حمایت از آن ها و جلب توجه افکار عمومی به سوی این کودکان، اقدام به راه اندازی یک کافه و محل گفت و گویشان با مردم کند:«خواستم آن ها را وارد عرصه جامعه و تعامل با مردم کنم. این بچه ها بخشی از دنیای من هستند. آن هم دوست دارند دیده شوند و احساسات شان را جدی بگیرند.»
توضیح می دهد:«سال 1395 بود که مجوز کافه دانتیسم را گرفتم. به این دلیل کافه را انتخاب کردم تا بچه ها نشان بدهند که چه قدر توانمندند. آن ها وقت اجرای موسیقی، در برابر چشم هزاران تماشاچی تمرکز داشتند و کارشان را به درستی انجام می دادند. پس لابد توانایی گرداندن کافه را هم داشتند.»
او عزمش را جزم میکند و به سازمان بهزیستی میرود: «گفتم من پول آن چنانی ندارم، اگر شما حمایت کنید، این ایده ام را عملی خواهم کرد. سازمان بهزیستی قول داد که برای راه اندازی کافه کمک حال مان باشد. حوالی میدان “ونک” جایی را اجاره کردم. مدتی که گذشت، آن ها گفتند مبلغی که تعیین شده بوده را به بچه های شاغل در کافه می دهند و آن ها اگر دل شان خواست، به من برمی گردانند؛ یعنی عملا زیر قول شان زدند.»
از آن جایی که عامه مردم تصور کرده بودند کافه دانتیسم تحت پوشش و حمایت سازمان بهزیستی است، هیچ خیر و نیکوکاری تمایل به حمایت مضاعف نشان نداده است. حالا آیدین آگاهی مانده است و کافه ای که هزار جور خرج و مخارج دارد:«من نخواستم کار را نیمه کاره رها و امید بچه ها را ناامید کنم. سعی کردم آن جا را حفظ کنم. من حتی بیش از تعرفه وزارت کار به آن ها دستمزد وحقوق پرداخت می کنم. الان حدود شش ماه است که کافه افتتاح شده و من در ماه های اخیر ناچار شده ام جای دیگری کار کنم و درآمد حاصل از کار دومم را صرف کافه کنم.»
شیفت کاری جوانان شاغل در کافه دانتیسم، هر سه ساعت یک بار تغییر می کند:«زیرا نوجوانان مبتلا به این قبیل اختلالات، تحمل فیزیکی کم تری دارند. در ساعت هایی از روز، کافه شلوغ می شود و درخواست ها و تقاضاها بالا است. همه امورات کافه را همین بچه ها می گردانند، از پختن کیک خانگی در خانه هایشان گرفته تا درست کردن قهوه اسپرسو و کاپوچینو و دمنوش های آرام بخش.»
کافه دانتیسم با هر شیفت پنج نفره که سه ساعت کاری به طول می انجامد، اداره می شود. نظافت ، شست وشو و آماده کردن نوشیدنی ها، دسرها، اسپرسو، کافی میت، چای ترش و شیرین وانواع دمنوش ها و شربت ها و هرآن چه مربوط به کافه است را همین بچه ها انجام می دهند.
موسس کافه دانتیسم می گوید از هر گونه گسترش این مدل کافه در شهرهای دور و نزدیک استقبال می کند: «با این که ایده از من بوده است اما هر کسی مایل باشد این کافه را در جاهای مختلف و شهرهای دیگر راه اندازی کند، من وجهی بابت ایده ام نمی گیرم. هدف من این است که کودکان بیش تری مشغول به کار شده و جذب زندگی اجتماعی بشوند.»
کافه دانتیسم، یک فضای 38 متری با 38 کارمند است؛ جایی که محل دل خوشی نوجوانان مبتلا به سندروم دان و اوتیسم است.
آیدین آگاهی معتقد است توجه به کافه هایی از این دست باعث می شود که کودکان سندروم دان و اوتیستیک که نقش کم رنگ تری در فعالیت های اجتماعی دارند، عرصه ای برای حضور پیدا کنند؛ جایی برای شادی و دل گرمی آن ها و مفری برای گذران اوقات فراغت شهروندان.
Nov 02 2018
زیرگرفتن دو افسر پلیسراه مازندران توسط راننده نیسان! +عکس

فردا: فیلمی از صحنه دلخراش بر زمین افتادن دو افسر راهنمایی و رانندگی مازندران در فضای مجازی منتشر شده ست.
باشگاه خبرنگاران جوان: فیلمی از صحنه دلخراش بر زمین افتادن دو افسر راهنمایی و رانندگی مازندران در فضای مجازی منتشر شده ست.
بار دیگر صحنهای ناراحت کننده و تاسفبار از برخورد فرد خاطی با پلیس راهنمایی و رانندگی که برای برقراری نظم و امنیت مسافران در جادهها در حال خدمت هستند، در فضای مجازی منتشر شده است. پس از کتک خوردن پلیس راهنمایی و رانندگی توسط همراهان یک خودرو لوکس در جاده شیراز، این بار راننده وانتبار پس از آنکه پلیس او را جریمه میکند به گفته شاهدان دو نیروی پلیس حاضر در آن منطقه را زیر میگیرد.
آنطور که شاهدان بارها در این فیلم اعلام میکنند راننده عمدا و با آگاهی کامل دست به این کار زده است.
زیرگرفتن دو افسر پلیسراه مازندران توسط راننده نیسان! +عکس