اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Aug 25 2018

کشت «ماری جوانا» با تسهیلات کمیته امداد؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بهارنیوز: گروه جامعه: رئیس‌جهاد کشاورزی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد با تایید کاشت “ماری جوانا” در یکی از گلخانه‌های این شهرستان، اظهار داشت: متاسفانه فردی با عنوان اشتغالزایی مددجویان کمیته امداد امام، تسهیلاتی حدود ۴۰۰ میلیون تومان دریافت و در همان گلخانه، گیاه مخدر ماری جوانا کاشته است.
کشت «ماری جوانا» با تسهیلات کمیته امداد؟!
فضل‌الله آذرفر در یاسوج گفت: فردی با عنوان اینکه برای تعدادی از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد امام شهرستان دنا فرصت شغلی فراهم می‌کند، حدود ۴۰۰ میلیون تومان از این نهاد حمایتی تسهیلات گرفته و البته خود وی نیز اعتباراتی را هم برای راه اندازی این گلخانه هزینه کرده است.وی با بیان اینکه این گلخانه از حدود سه سال پیش تعطیل شده است، خاطرنشان کرد: متاسفانه بدلیل مشکلاتی که بین سرمایه‌گذار و دستگاه‌های مرتبط پیش آمد این گلخانه به مدت سه سال تعطیل و جزو واحدهای تعطیل شده کشاورزی در شهرستان دنا محسوب می شد.رئیس جهاد کشاورزی دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: کشت گیاه مخدر ماری جوانا در این‌گلخانه از حدود ۲ ماه پیش آغاز شده و ما نیز واقعا فکر می‌کردیم این کارگاه تعطیل شده است.

آذرفر، زمان ۲ ماهه برای کشت و ثمردهی گیاه ماری جوانا را کافی دانست و تصریح کرد: البته اینکه گفته می‌شود کشت ماری جوانا در هفت هکتار شکل گرفته را قبول ندارم و حتی معتقدم کمتر از یک هکتار هم بوده است.دادستان شهرستان دنا هم با تایید کاشت گیاه مخدر ماری جوانا در یک واحد گلخانه ای در یکی از روستاهای این شهرستان، اظهارداشت: کشت این گیاه مخدر در هفت هکتار صحت ندارد و در حدود یک هکتار این کشت انجام گرفته است.سیدعلی ملک حسینی گفت: متاسفانه فردی حدود یک هکتار از سطح گلخانه ای را در یکی از روستاهای شهرستان‌های دنا اقدام به کشت ماری جوانا کرده که به همین اتهام دستگیر و اکنون در اختیار دستگاه قضایی است.وی از دستگیری و بازداشت ۲ نفر در این ارتباط خبرداد و خاطرنشان کرد: یکی از دستگیرشدگان آزاد و فرد دیگر هم اکنون در بازداشت است.دادستان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد افزود: کاشت ماری جوانا برای اولین‌بار در این شهرستان گزارش شده و اکنون پیگیری‌های قضایی درحال انجام است.

No responses yet

Aug 21 2018

امان‌الله قرائی مقدم جامعه‌شناس : اعتماد عمومی در جامعه ما تضعیف شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,شورش

ایسنا: یک جامعه‌شناس با اشاره به معضل بی‌اعتمادی در جامعه، گفت: ما شاهد نسلی هستیم که نسل‌های قدیمی‌تر را برای شرایط فعلی جامعه مقصر می‌دانند، آیندگان هم نسل فعلی را مقصر شرایط جامعه می‌دانند.

امان‌الله قرائی مقدم – جامعه‌شناس – درباره لزوم اعتماد اجتماعی در یک جامعه اظهار کرد: از دیدگاه جامعه‌شناسی، بویژه جامعه‌شناسانی مثل «هنیفن»، «جاکوب» و «جیمزکلمن» که درباره سرمایه اجتماعی از دهه ۱۹۲۰ مطرح کرده‌اند، مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی، اعتماد است. اعتماد بر دو نوع عمودی و افقی است. اعتماد افقی بین مردم با مردم و اعتماد عمودی بین مردم و مسوولان و برعکس است که هر دو نوع آن تضعیف شده است.

مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد ندارند

او ادامه داد: مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد لازم را ندارند؛ زیرا سال‌هاست وعده‌های مسوولان درباره ارزانی و محاکمه‌ی اختلاس‌گران و فاسدان اقتصادی به نتیجه نرسیده است. در چنین جامعه‌ای نمی‌توان به کسی اعتماد کرد. حتی مردم برای چک دادن به یکدیگر نیز اعتماد ندارند. بی‌اعتمادی به حداقل رسیده و نخ‌نما شده است. کشور ترکیه هم وضعیت چندان مناسبی ندارد اما با این وجود وقتی مردم دیدند اردوغان برای شکوفایی اقتصاد این کشور تمام تلاش‌اش را می‌کند و زمانی که او از آنها کمک خواست، طلا و دارایی‌هایشان را در اختیار دولت گذاشتند اما چنین اتفاقی هیچگاه در ایران نمی‌افتد.

این جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه آنچه در حافظه مردم است بی‌اعتمادی را نشان می‌دهد، گفت: در بحث سرمایه اجتماعی، مسئله همدلی، همزبانی و اعتماد را عناصر پیوند دهنده می‌گویند. به عبارتی اعتماد عنصر چسبنده است در حالی که این عنصر فعلا در جامعه ما وجود ندارد. «فرانسیس فوکویاما» مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی را اعتماد می‌داند موضوعی که در حال حاضر در کشورمان ایران وجود ندارند.

بزرگ‌ترین صدمه‌ی بی‌اعتمادی به فرهنگ است

او درباره اینکه اعتماد پایین مردم در یک جامعه چه اتفاقاتی به همراه دارد؟ توضیح داد: در چنین جامعه‌ای هر اتفاقی می‌تواند بیفتد. این موضوع در اعتیاد، طلاق، آسیب اجتماعی، ازدواج، روابط خانوادگی، سیاست، اقتصاد و فرهنگ مخرب است. بزرگ‌ترین صدمه را به فرهنگ می‌زند. در حال حاضر شعاری مبنی بر اینکه همه‌ی مردم به هم دروغ می‌گویند و از این اتفاق شاد هستند وجود دارد و این یعنی بدبختی. وقتی مردم می‌خواهند با هم صحبت کنند در دل خود می‌گویند حتما این فرد کلکی در کارش است. آیا در این چنین جامعه‌ای زن و شوهر می‌توانند به هم اعتماد کنند؟ خانواده‌ها می‌توانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند؟

این جامعه شناس ادامه داد: نبود اعتماد در یک جامعه تمام زوایای آن را تخریب می‌کند. جامعه اگر هیچ چیزی نداشته باشد اما اعتماد در آن وجود داشته باشد، می‌تواند توسعه پیدا کند. در جامعه‌ای مثل هندوستان مردم هیچ چیزی ندارند اما اعتماد دارند، بنابراین در حال تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای دنیا است. اگر کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، چین و کشورهای دیگر پیشرفت کرده‌اند، نتیجه اعتماد است در حالی که ما این اعتماد را در ایران نمی‌بینیم بنابراین انواع آسیب‌های اجتماعی را می‌تواند به وجود بیاورد.

قرائی مقدم درباره اینکه برای اصلاح چنین جامعه‌ای باید چه اقداماتی می‌توان انجام داد، اظهار کرد: در جبین این کشتی من نور رستگاری نمی بینم. اعتماد یک فرآیند طولانی مدت است و طی آزمایش و خطا به وجود می‌آید. آزمایش می‌کنند اگر نتیجه داد، آن را قبول می‌کنند.

در چنین جامعه‌ای فروریزی را می‌بینم

او اعلام کرد: بی‌اعتمادی تا جایی افزایش پیدا کرده است که مردم حتی به اخبار رسانه‌های داخلی اعتماد ندارند و اخبار داخل کشور را از رسانه‌های خارجی فارسی زبان دنبال می‌کنند! در حالی که وقتی اخبار هر دو رسانه‌ها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم اخباری که در رسانه‌های داخلی پیگیری و منتشر می‌شود، دقیق‌تر است. در صورتی که افراد فاسد حتی اگر نزدیک‌ترین عضو خانواده مسؤولان باشند، اعدام و محاکمه شوند و مردم این اتفاقات را از نزدیک ببینند شاید بخشی از اعتمادها به جامعه برگردد.

این جامعه‌شناس درباره اینکه پیش‌بینی شما از آینده‌ی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ بیان کرد: بی‌اعتمادی نسبت به آینده نا امیدی می‌آورد که جامعه‌ی ما در حال حاضر دچار آن شده است. باید کاری صورت بگیرد. با وجود آنکه مسوولان وعده‌هایی نیز داده‌اند، مردم احساس می‌کنند که اتفاق خاصی نمی‌افتد و این یعنی بی اعتمادی. از نظر جامعه شناسی اصل جامعه بر مبنای اعتماد است اما متاسفانه در جامعه‌ی ما اعتماد وجود ندارد.

انتهای پیام

No responses yet

Aug 18 2018

سفارت ایران در سوئد و مهمانی آقازاده‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Aug 16 2018

مرگ یک کودک کار به علت تصادف در ماهشهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,فقر


یک کودک کار ۶ ساله به علت تصادف جاده‌ای فوت کرد.

عباس عطایی (رییس پزشک قانونی بندر ماهشهر) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، از فوت کودکی ۶ ساله به نام حیدر عسکراوی به علت تصادف جاده‌ای خبر داد.

این کودک که از اهالى شهرک طالقانى(کوره) بندر ماهشهر است؛ با دو برادرش درحال جمع آوری کارتن و پلاستیک بوده که بر اثر تصادف با اتوبوس در جاده ماهشهر جان خود را از دست داد.

No responses yet

Aug 09 2018

مسیری که پیش رو داریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

منبع تویتر دردمشترک:
تا @MasuD___ نیست من یه #ردّ_پول نسبتا مفصل بنویسم در مورد مسیری که پیش رو داریم:) ابزاری که استفاده میکنم برای تحلیل ‘نظریه بازی’ هاست با چند تا چیز دیگه. مسعود از نبوغ و دستاوردهای ترامپ مینویسه من میخوام یکم از چالش های پیش روی این بزرگوار بنویسم و ارتباطش با ما
#رشته‌توییت

۱. توی نظریه بازی ها ما دو نوع بازی داریم :
دسته اول بازی های finite یا محدود که قوانین مشخص و هدف مشخص و بازیکنای مشخص دارن مثل شطرنج
دسته دوم بازی های infinite یا نامحدود که قوانین نامشخص و هدف نامشخص و بازیکنای شاید مشخص شاید نامشخص داره!

۲. تو بازی های دسته اول تعریف بردن مشخصه. ولی تو بازی های دسته دوم اصولا چون بازی بی پایانه بردن معنی نداره. تنها چیزی که معنی داره survivor بودنه در برابر quitter بودن. یعنی بازی همیشه ادامه داره. یه سریا میرن بیرون و مهره های جدید جایگزین میشن.

۳. خب حالا هدف از این مقدمه چی بود‌؟
وقتی دو تا بازیکن یه بازی محدود رو بازی میکنن همه چیز پایداره. ایضا وقتی دو بازیکن با هم یه بازی نامحدود بازی میکنن. مثلا رقابت بیزینس ها یه بازی نامحدوده ولی پایداره. چون همه به قواعد بازی نامحدود پایبندن. آمازون یا گوگل نمیخوان ببرن!

۴. فقط میخوان توی بازی بمونن. روزی که هر کدوم از این شرکت های چند ملیتی بگه من بُردم اون روز شروع میکنه به باختن! و ناپایدار میشه.
حالا توی سیاست هم همینطوره! یه سری بازی های سیاسی هستن که نامحدودن و قواعد بازی نامحدود در موردشون باید اعمال بشه

۵. توی بازی نامحدود هدف فقط یک چیزه :‌ انقدر ادامه بدی تا منابع طرف مقابل تموم بشه و از بازی بکشه بیرون! و بعد بری سراغ رقیب بعدی و …
حالا بازی مورد نظر سیاسی اینجا چیه ؟‌ جنگ سرد!
جنگ سرد همونطور که @simonsinek میگه ۳ تا محور داشته

۶. یه رقابت هسته ای وجود داشته بین آمریکا و شوروی
یک رقابت ایدئولوژیک بین سرمایه داری و کمونیسم و یک سری کشور میانجی مثل ویتنام و افغانستان و شبه جزیره کره که نبرد عملا تو اینها انجام میشده

۷. زمانی که شوروی به مجاهدین افغان حمله میکنه مشاور کارتر حضرت برژینسکی استراتژی آمریکا رو اینطوری تعریف میکنه : شوروی رو بکنیم بیرون از افغانستان و اگر نشد تا میشه هزینه موندنش رو بیشتر کنیم ( استراتژی بازی نامحدود تا بالاخره منابع شوروی ته بکشه )

۸. پس برژینسکی ماهیت جنگ سرد رو خوب درک میکرده. اما ۱۹۹۱ که شوروی سقوط میکنه ریگان نشون میده که ماهیت بازی دستش نیست! و میگه ‘ما بردیم!’ و از اونجاست که آمریکا شروع میکنه به رفتار مثل برنده ها

۹. در حالی که گفتم توی این بازی چیزی به اسم برنده نداریم. وقتی دیوار برلین سقوط کرد و دو سال بعد هم شوروی فروپاشید آمریکا باید میفهمید رفتار مثل برنده ها یعنی خیلی زود رقبای دیگه ای ظاهر میشن و جنگ سردهای دیگه ای در راهه.

۱۰. حالا امروز جنگ سرد با چینه. و یک سری رقیب جدید یعنی کشورهای اسلام گرای رادیکال مثل ایران یا کشورهای کمونیستی دیگه مثل کره شمالی و …
خب حالا مشکل آمریکا چیه ؟‌ اینه که از زمان ریگان داره با قواعد بازی محدود بازی میکنه.

۱۱. یعنی تصمیمات لانگ ترم استراتژیک نمیگیره. یه روز افغانستان. یه روز عراق. یه روز ایران. یه روز کوبا و …
همه متحداش هم سرگیجه گرفتن که ارزش های آمریکا چیه. بر اساس چه اصولی ما باید باهاش متحد باشیم.

۱۲. در حالی که همه رقبای آمریکا میدونن که دقیقا با چی دارن میجنگن. تو این شرایط پدیده ترامپ اتفاق افتاده. حالا مختصات این جنگ سرد جدید چیه ؟‌
سلاح اصلی تعرفه و بدهیه. مثل زمان شوروی که بمب هسته ای بود. مسعود در مورد تعرفه مفصل نوشته اینجا
https://twitter.com/MasuD___/status/1022215580974116864 …

۱۳. صنایع بزرگ از آمریکا خارج شدن اونم زمانی که آمریکا درگیر حل بحران های خاورمیانه از جمله تروریسم بود. و چین تبدیل شد به یک ابر قدرت اقتصادی.
حالا جنگ تعرفه برای چی استارت خورده بین آمریکا و چین ؟

۱۴. ترامپ از یک طرف یک طرفدار بازار آزاده. برای رشد اقتصادی مجبوره که مالیات ها رو کم کنه تا small business ها رو ساپورت کنه. از یه طرف مجبوره که برای رقابت پذیر نگه داشتن آمریکا تو زمینه صنایع high tech بودجه نظامی رو افزایش بده. اینها همه یعنی کسری بودجه!

۱۵. کسری بودجه سال ۲۰۱۷ آمریکا ۶۶۶ میلیارد دلار بوده. و امسال هم پیش بینی میشه که این رقم رشد ۲۰ درصدی پیدا کنه.

https://www.marketwatch.com/story/us-ends-fiscal-2017-with-666-billion-budget-deficit-2017-10-20

۱۶. پس ترامپ باید راهی پیدا کنه که صنایع رو برگردونه توی آمریکا و هزینه های دولت رو کم کنه. مسیر دو گانه ای که ترامپ داره طی میکنه برای اینکار جنگ تعرفه است. از یه طرف اروپا رو مجبور میکنه تجارت آزاد کنه باهاش. از یه طرف با چین جنگ تعرفه راه میندازه. این تنها راه پیش روئه!

۱۷. سیستم خیلی ساده و در عین حال پیچیده است:) چون ریسکیه. ریسک هاش هم خیلی بزرگه. یکیشون اینه که چین هم وارد جنگ تعرفه بشه با آمریکا ک شواهد نشون میده شده.
https://t.co/EdwuNiiMll

۱۸. خطر دوم اینه که چین و روسیه شروع کنن به بازی با ارزش روبل و یوان و بنابراین به آمریکا از این نظر فشار بیارن. توییت ترامپ نشون داد که گویا این ماجرا هم استارت خورده.
https://twitter.com/realDonaldTrump/status/985858100149309441

۱۹. و در نهایت همون کارتی که بهش میگم جنگ هسته ای اقتصادی. این یکم توضیح میطلبه!
ببینید دولت آمریکا الان ۲۱ تریلیون دلار بدهی داره. این بدهی هرچی بیشتر باشه ریسک سرمایه گذاری تو آمریکا بیشتر میشه از یه حدی که رد بشه میشه یونان!

۲۰. یعنی یک شبه همه سرمایه گذارها پولشون رو بیرون میکشن و اقتصاد کولپس میکنه. باید بانکهای کشورهای دیگه bail out کنن اصطلاحا اقتصاد رو. و خب کی میتونه آمریکا رو آخه bail out کنه ؟ 🙂

۲۱. چالش اصلی ترامپ اینه که بدهی رو شروع کنه به کم کردن.باید هزینه های دولت از درامدش کمتر بشه و این راهش تعرفه است.ضمن کوچیک کردن موازی دولت.یه خطر بزرگ دیگه هم وجود داره.الان ‍‍۱.۲ تریلیون دلار از این بدهی آمریکا به چینه!معنیش اینه که چین هر موقع بخواد این بدهی رو طلب میکنه!

۲۲. حالا البته این کارت مثل همون بمب هسته ایه. قرار نیست هیچ وقت ازش استفاده شه. ولی به هر صورت چین الان آمریکا رو از لحاظ اقتصادی گروگان گرفته. حالا همه اینها چه ربطی به ما داره ؟‌

۲۳. آمریکا داره تلاش میکنه value system خودش رو بازسازی کنه. اگر تعجب کردید که چرا برای اولین بار از حقوق بشر تو ایران داره حرف زده میشه و شده پیش شرط مذاکرات یکی از مهم ترین دلایش همینه
https://twitter.com/SecPompeo/status/1026274926964170752

۲۴. حالا ما اینجا چه ارتباطی با این موضوع داریم ؟‌
برژینسکی یادتون هست ؟ هزینه موندن شوروی تو افغانستان رو آمریکا اونقدر زیاد کردن که روسیه کم آورد.
چین و روسیه همین بلا رو سر آمریکا آوردن تو عراق و افغانستان!

۲۵. ترامپ نمیخواد این اتفاق برای ایران بیفته. اینکه میگم مطمئنم ترامپ به دنبال رژیم چنج هست یکی از دلایلش همینه. بیشترین سود رو از ایران چین و روسیه دارن میبرن و this has to end!!

۲۶. مهم ترین قدم اینه که نفت ایران رو تحریم کنه. دقت کنید توی مین استریم مدیا اقدامات متقابل چین رو پوشش نمیدن خیلی ولی ایران صحنه نبرد آمریکا با چینه!
چین شروع میکنه به افزایش واردات نفت از ایران و واردات از آمریکا رو خیلی کم میکنه!
https://t.co/gWncJ7ftuV

۲۷. خب حالا آیا جنگ تعرفه آمریکا با چین واقعیه؟‌
هم بله هم خیر!
ترامپ بهتر از هرکسی میدونه که داره منابع تموم میکنه توی این بازی! و اون نقطه خطرناک کولپس معلوم نیست کی از راه برسه و باید زودتر یه فکری کرد. این توییت ترامپ خیلی واضح داره اینو میگه
https://twitter.com/realDonaldTrump/status/1026076959980302336

۲۸. ترامپ بهتر از هرکسی عمق بحران پیش روی آمریکا رو درک میکنه. برای همین میخواد مسئله خاورمیانه هرچه زودتر حل بشه. اینکه میگم ترامپ به دنبال آروم کردن خاورمیانه است دقیقا دلیلش همینه و بهترین آپشن پیش روی ترامپ رژیم چنج ایرانه.

۲۹. جمع بندی کنم حرف رو : چین میخواد هزینه تحریم ایران رو برای آمریکا تا حد ممکن بالا ببره. خبر خوب اینه که هند این وسط همراهی نمیکنه!
مسعود اینجا در موردش نوشت‌:‌
https://twitter.com/MasuD___/status/1021005994627911680 …

۳۰. واردات نفت رو هم ۱۲ درصد از ایران کاهش داد ولی این کافی نیست.
http://goo.gl/FpxkAg
بقیه مسائل حاشیه است. حتی روسیه حاشیه است این وسط تا حد خوبی. ترامپ یبار توییت کرد روسیه یک رقیبه بیشتر. ولی چین دشمنه الان.
https://t.co/eERWhtmBNl

۳۱. اینا همه رو گفتم تا بگم نگران مذاکره نباشید. ترامپ قواعد بازی نامحدود رو خیلی خوب بلده. یا ج.ا رو کاملا نرمالایز میکنه که شدنی نیست! یا سرنگونش میکنه. نقطه تعادل این بازی برای ترامپ یک خاورمیانه بدون اسلام گرایی رادیکاله. بر خلاف چین که از این موضوع سود میبره.

۳۲. نظریه بازی ها رو جان نش ریاضیدان آمریکایی اولین بار مطرح کرد.فیلم beautiful mind رو ببینید حتما:))). مفهوم نقطه تعادل یک بازی رو هم همینطور. یادی کنم از وینستون چرچیل ( به نظرم بزرگترین سیاستمدار تاریخ بشریت ) که قبل از همه این حرفا این کانسپت رو درک کرده بود :

۳۳. سال ۱۹۴۲ در وسط ج.ج دوم این جمله رو میگه این نابغه :‌
این پایان نیست. حتی شروع پایان هم نیست. شاید بشه فقط گفت پایان شروعه!!! ( مفهوم بازی نامحدود رو جر داده بود بزرگوار )
ترامپ به نظرم همونقدر رهبر نابغه و همونقدر آدم لیبرالیه.
والسلام علی من اتبع الدونالد

No responses yet

Aug 08 2018

استاد حسین‌ بهزاد مینیاتوریست قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران را چگونه دید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی,فقر

بالابلاگ: اوج قحطی در سال ۱۲۹۶ خورشیدی، به علت خشک‌سالی و کم‌بود مواد غذایی در طول سال‌های مشروطیت در گوشه و کنار کشور اتفاق افتاد در اواسط تابستان آن سال، به دلیل مناسب نبودن فصل کشاورزی و تاثیرات جنگ جهانی اول، زمینه مناسبی برای فعالیت محتكران و دلالان فراهم آورد و همین‌طور که ذکر گردید، اشغال نیروهای خارجی و ذخیره‌سازی و خرید مواد غذایی توسط آنان، در ایجاد شرایط بحرانی نقش داشت و تاثیر شگرفی در تبدیل کردن مسئله‌ای محدود و محلی به بحران عظیم ملی داشت. دولت برای رفع مشکل، ابتدا افرادی را به نواحی مختلف جهت توزیع سرانه ارزاق و نان فرستاد، سپس اقدام به تاسیس مجمع خیریه تهران و یک‌باب دارالمساکین نمود ولی با همه این‌ها قحطی و عوامل مختلف پیرامون آن حجم مشکلات و مصائب بسیار گسترده‌ای را ایجاد نمود و آثار مخرب زیادی را بر جای نهاد. در چنین اوضاع و احوالی، بزرگان اهل علم و هنر و ادب که این شرایط را از نزدیک لمس کرده بودند تجربه و احساس خود را در طی سال‌های مختلف به تصویر کشیده نگاشته و منعکس نموده‌اند.

فتوح‌السلطنه مصورسازی کتاب خمسه نظامی را به استاد حسين بهزاد مینیاتور سفارش داد، هر چند استاد بهزاد بابت این کار پول خوبی دریافت می‌کرد ولی درد و رنج و مرگ‌ و میر انسان‌ها او را بی‌طاقت می‌نمود و با توجه به شرایط بد اقتصادی و اجتماعی آن زمان، به دیدن اعضای خانواده‌های بی‌بضاعت می‌رفت، برای آن‌ها ارزاق و نان تهیه می‌کرد و به دست‌گیری و کمک به افراد محتاج می‌پرداخت. وی از آن دوران در کتاب شرح حال استاد حسین بهزاد و مختصری در تاریخ نقاشی ایران نوشته ابوالفضل میربها عنوان نموده است، در زمانی که در منزل فتوح‌السلطنه مستقر بوده تا طبق قرارداد منعقده کتاب خطی خمسه نظامی که فاقد تصویر بوده است را مصور نماید، شاهد مصائبی از قحطی بود که بسیار بر روی وی تاثیرگذار بوده است. او این اتفاقات را چنین تعریف می‌کند:

در زمانی که در منزل فتوح‌السلطنه مستقر بوده تا طبق قرارداد منعقده کتاب خطی خمسه نظامی که فاقد تصویر بوده است را مصور نماید، شاهد مصائبی از قحطی بود که بسیار بر روی وی تاثیرگذار بوده است. او این اتفاقات را چنین تعریف می‌کند: منزل فتوح‌السلطنه که بودم، گاهی شب‌های جمعه می‌آمدم بروم منزل مادرم، اون‌وقت سال قحطی بود و نان گیر نمی‌آمد، یک نان سنگک مثل این بود که به اندازه بیست نفر آدم قیمت داشته باشد و من هر دفعه که می‌رفتم خانه، یکی دو تا نان سنگک با خود می‌بردم اگر چه شوهرمادرم احتیاجی نداشت. من نان را می‌بردم که آن‌ها بدهند به مستحق‌ها که در همسایگی ما زیاد بود…آن طرف‌های خانه ما بیشتر خانه خرابه شده بود برای این که صاحب آن خانه‌ها حتی در و پنجره و تیرهای سقف را درآورده و فروخته بودند که نان بخرند و خانه‌ها را همان‌طور خرابه ول کرده بودند…

دختری هیجده‌ نوزده ساله را دیدم که با شیتیله روی خاک‌ها دراز کشیده و خوابیده بود، خیال کردم مرده، دست گذاشتم روی دستش دیدم مثل آتش می‌سوزد. دستش را تکان دادم، دختر چشمش را باز کرد، پرسیدم چته؟ چرا این‌جا خوابیدی؟ گفت گرسنه هستم، یکی از نان‌ها را دادم به او با آن حال تا نان را دید یک مرتبه از دست قاپید، پا شد، راست نشست، آن نان را با یک حال غریبی در عرض چند دقیقه بلعید و طاق باز افتاد روی خاک‌ها. با خود گفتم بهتر است این دختر را ببرم منزل، بعد یادم آمد که مادر و شوهرمادرم ممکن است با من مرافعه بکنند که این دختر است و چرا آورده‌ای منزل و اتفاقاً دختر از همسایه‌ها بود…گفتم چاره نیست پس برویم یک تشک از خانه بیاورم و این دختر بیچاره را بخوابانم روی آن تا ببینم فردا صبح چه‌کار می‌توانم بکنم. رفتم خانه و یک تشک آوردم پهن کردم روی خاک و دختر را کشیدم روی تشک چند دقیقه بالای سرش ایستادم دختر یک دفعه دست و پایش را با یک وضع ترسناکی به هم پیچید…بعد غلت زد از روی تشک افتاد باز روی خاک و یک مرتبه بی‌حرکت ماند، فهمیدم که مرد.

باز هم دو سه هفته بعد، یک روز صبح زود از خانه می‌رفتم منزل فتوح‌السلطنه، رسیدم سر قبرستان، دیدم یک پیرمردی یک چیزی مثل گوسفند بسته است به پشتش، دارد می‌آورد. رسید نزدیک من دیدم جسد زنی را به پشتش بسته و موهای زن روی زمین کشیده می‌شود. به مرد گفتم این چیست، پیرمرد مثل این‌که از حرف من یک مرتبه وا رفت، عقب رفت و رفت خورد زمین سر زن مرده، خورد به کنار سنگ یک قبر و شکست و خون سیاه لخته ریخت روی سنگ قبر، خون مرده بود. تمام بدنم لرزید، دست گذاشتم روی چشم‌هایم که آن منظره را نبینم. به پیرمرد گفتم: پاشو ببر این مرده را خاک بکن. گفت: ای آقا، به دادم برسید، این زن من است که از گرسنگی مرد. حالا بچه‌ام هم دارد در خانه می‌میرد. گفتم: مرده را بگذار این‌جا برگرد خانه و به بچه‌ات برس که نمیرد. چهارقران در جیبم بود، دادم به پیرمرد، گفتم: برو خانه، و زود برگرد حال بچه را به من بگو، من همین‌جا ایستاده‌ام.

پیرمرد رفت خانه، چند دقیقه بعد آمد، جسد بچه را هم بغل کرده بود می‌آورد، آن هم مرده بود، اما پیرمرد با یک دستش از جیبش کشمش در می‌آورد و می‌انداخت به دهانش که نمیرد. کشمش را تازه خریده بود از همان پول. دیگر نتوانستم بایستم رفتم منزل فتوح‌السلطنه، گفتم: آقا پول بده شاید بتوانیم یک مقدار گندمی، چیزی، بخریم و بدهیم به بیچاره‌ها که این‌طور نمیرند از گرسنگی. گفت: برو…در آن‌جا یک سرهنگی هست گندم دارد، ببین او را می‌توانی از طرف من راضی کنی، یکی دو خروار گندم بفروشد. فردا صبح زود رفتم آن‌جا دیدم شاید بیست‌وچهارپنج شتر دَمِ در خوابیده و همه بار گندم دارد. در زدم به نوکر گفتم به سرهنگ بگوید یک نفر با او کار دارد.

نوکر رفت و برگشت گفت: آقا می‌گوید من با هیچ کس کاری ندارم. ایستادم همان‌جا یک ساعت بعد، خود سرهنگ آمد بیرون. رفتم جلو گفتم: با شما کار دارم. از طرف فتوح‌السلطنه آمده‌ام. گفت: برو من کاری به کار کسی ندارم، چرا ولم نمی‌کنید. دیدم خیلی بی‌اعتنایی کرد و گندم‌ها را هم حاضر نیست به این ارزانی‌ها بفروشد. شاید آن وقت‌ها هر خروار گندم را این بی‌انصاف‌ها در حدود هزار تومان می‌فروختند و مردم دسته‌دسته از گرسنگی می‌مردند…

آن روزها که این اوضاع و احوال را می‌دیدم به خودم می‌گفتم: استغفرالله، اگر خدا هست، پس این‌ها چیست؟ حالا هم بعد از چهل‌پنجاه سال همین حرف را می‌گویم و تا دم مرگ هم خواهم گفت که این بی‌رحم‌ها که از درد و رنج و بدبختی دیگران بی‌خبرند، این‌ها که مال مردم را می‌چاپند، این‌ها مستحق بزرگ‌ترین عذاب الهی هستند، اما کو آن عذاب که به جانشان بیفتد…!

No responses yet

Aug 07 2018

چرا مریم میرزاخانی و کوچر بیرکار مهاجرت کردند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: عرفان کسرایی پژوهشگر مطالعات علم در دانشگاه کاسل آلمان

عرفان کسرایی، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران به بحث مهاجرت نخبگان جامعه ایرانی با اشاره به دو مورد کوچر بیرکار و مریم میرزاخانی پرداخته است.
در میان نام برندگان مدال فیلدز این دوره نام کوچر بیرکار، ریاضیدان کرد ایرانی تبار متولد مریوان نیز به چشم می خورد. ریاضیدان برجسته ۴۰ ساله اهل مریوان که پیشتر فریدون درخشانی نام داشته است

روز چهارشنبه دهم مرداد ماه ۱۳۹۷، طی مراسمی که در شهر ریودوژانیرو در برزیل برگزار شد چهار ریاضیدان به پاس پژوهش های مهمی که در حوزه های گوناگون ریاضیات انجام داده بودند مدال فیلدز دریافت کردند. مدال فیلدز، به گواه بسیاری معتبرترین جایزهای است که یک ریاضیدان میتواند دریافت کند و در بین بسیاری از مجامع علمی به عنوان “نوبل ریاضی” نیز مشهور است.

در میان نام برندگان مدال فیلدز این دوره نام کوچر بیرکار، ریاضیدان کرد ایرانی تبار متولد مریوان نیز به چشم می خورد. ریاضیدان برجسته ۴۰ ساله اهل مریوان که پیشتر فریدون درخشانی نام داشته، سال ها پیش و در دوره کارشناسی در دانشگاه تهران تحصیل کرده واینک در دانشگاه کمبریج بریتانیا مشغول به کار و پژوهش است. اعطای این مدال ارزشمند به کوچر بیرکار از دو جهت مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. نخست اینکه او یک پناهجو بوده که از ایران به بریتانیا آمده و دوم اینکه دومین ایرانی تباری است که موفق به دریافت جایزه فیلدز میشود. پیش از او مریم میرزاخانی برنده مدال فیلدز شده بود. تنها زن برنده مدال فیلدز، ریاضیدان برجسته ای که سه سال پس از دریافت این جایزه، پس از یک دوره بیماری سخت درگذشت.

مریم میرزاخانی و کوچر بیرکار تنها دانشمندانی نیستند که در دهه های اخیر و بنا به دلایل گوناگون، خانه و کاشانه خود را ترک و به کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند. به راستی چرا مهاجرت نخبگان و آن چه که به فرار مغزها مشهور است، در دهه های اخیر به یکی از بزرگترین مشکلات کشور تبدیل شده است؟
فرار مغزها و نابودی منابع انسانی

با وقوع انقلاب اسلامی در سال پنجاه و هفت و ایجاد فضای سرکوب و رعب و وحشت و به خصوص با شروع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها، موج بزرگی از مهاجرت نخبگان و دانشجویان ایرانی به راه افتاد. روح الله خمینی پایه گذار جمهوری اسلامی در آن سال ها گفته بود: می گویند مغزها فرار کردند! بگذار فرار کنند. جهنم که فرار کردند‏‎ ‎‏این مغزها! مغزهای علمی نبودند این مغزها، مغزهای خیانتکار بودند، و الاّ کسی از‏‎ ‎‏مملکت خودش فرار می کند به امریکا؟! از مملکت خودش فرار می کند به انگلستان و‏‎ ‎‏زیرِ سایه انگلستان می خواهد زندگی بکند؟ (صحیفه نور، جلد ۱۰ صفحه ۸۴)

این موج مهاجرت با پایان گرفتن دهه شصت به هیچ عنوان کاهش نیافت و به عنوان نمونه تنها در سال ۱۳۸۸ در حدود ۹۰ نفر از برگزیدگان المپیادهای علمی ایران به خارج مهاجرت کرده اند. گزارش سال ۱۹۹۹ صندوق جهانی پول نشان می داد که ایران با ۱۵ درصد مهاجرت نخبگان به آمریکا و ۲۵ درصد مهاجرت نخبگان به دیگر کشورهای توسعه یافته، در ردیف کشورهای با بالاترین آمار فرار مغزها در جهان قرار گرفته است.

مواجه با مساله فرار مغزها در بین مسئولان نظام جمهوری اسلامی اما همواره یکسان نبوده است. برخی مثل کامران دانشجو، وزیر علوم محمود احمدی نژاد که گفته بود “ما به هیچ عنوان در کشور فرار مغزها نداریم” مساله را از بیخ و بن منکر شدند و برخی به دنبال چاره جویی برآمده اند.

بر اساس برخی آمارها خروج سالانه بین ۱۵۰ هزار تا ۱۸۰ هزار متخصص تحصیل کرده، معادل خروج روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر از ایران خسارت بزرگی به کشور وارد می کند. برخی این خسارت را، سالانه ۶۰ میلیارد دلار ارزیابی کرده اند و برخی دیگر از خسارات سالانه بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار سخن گفته اند. یعنی به عبارت دیگر چیزی حدود ۱۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی ایران، میزان خسارتی است که با فرار مغزها به کشور وارد می شود. اظهارات پنج سال پیش معاون بنیاد ملی نخبگان نشان می داد که ۳۰۸ نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترین های آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج از ایران مهاجرت کرده اند.

از یاد نبریم که مریم میرزاخانی یکی از بازماندگان حادثه سقوط اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۷۶ بود که طی آن هفت نفر از دانشجویان در مسیر بازگشت از اهواز جان خود را از دست دادند
چرا مریم میرزاخانی و کوچر بیرکار مهاجرت کردند؟

در جمهوری اسلامی بودجه های کلانی صرف نهادهای تبلیغاتی می شود و اولویت فرهنگی نظام، ترویج و تحمیل سبک زندگی خود به جامعه است. نخبگان و نوابغ نیز به شکل های منختلف از آسیب این سیاست کلان نظام حاکم در امان نیستند.

کافی است به خاطر بیاوریم که مرکز خدمات حوزه علمیه بیش از ۷۰۸ میلیارد تومان بودجه سالانه دارد و این در حالیست که برای نمونه بودجه دانشگاه صنعتی شریف با ۱۳ دانشکده علوم و مهندسی و ۱۸ پژوهشکده و مرکز پژوهشی و حدود پانصد عضو هیئت علمی در سال ۹۷ تنها ۱۷۰ میلیارد تومان تعیین شده است. بودجه های چند صدمیلیارد تومانی دفتر تبلیغات اسلامی قم و موسسه تنظیم و نشر آثار امام و جامعة المصطفی العالمیة و دهها نهاد و سازمان تبلیغات دینی در جمهوری اسلامی، هیچ آینده و تضمینی برای رشد و پیشرفت و بالندگی نخبگان و نوابغ باقی نمی گذارد.

از یاد نبریم که مریم میرزاخانی یکی از بازماندگان حادثه سقوط اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۷۶ بود که طی آن هفت نفر از دانشجویان در مسیر بازگشت از اهواز جان خود را از دست دادند. چه بسا آرمان بهرامیان، رضا صادقی، علیرضا سایه بان، علی حیدری، فرید کابلی، مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی که در آن حادثه غم انگیزکشته شدند هر کدام می توانستند در سال های بعد مانند مریم میرزاخانی به بلندترین جایگاه های علمی در جهان دست پیدا کنند. مریم میرزاخانی که در المپیاد ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفته و سال بعد از آن یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه اول طلای جهانی را به دست آورده بود اما جلای وطن کرد و تقریبا در همان سال هایی که کوچر بیرکار به دانشگاه ناتینگهام بریتانیا راه یافت، از دانشگاه هاروارد ایالات متحده آمریکا سر در آورد.

زمینه اصلی پژوهشی کوچر بیرکار، هندسه جبری است و مهاجرت او و پناهندگی اش نیز مانند زمینه پژوهشی اش، جبری است. جبری تاریخی و جغرافیایی که در دهه های اخیر، میلیونها ایرانی را مجبور به ترک سرزمین خود کرده است. بیرکار در این سال ها موفقیت های چشمگیری به دست آورده است. او پیش از این در سال ۲۰۱۰ موفق به دریافت جایزه معتبر لورهولم شده و در سال ۲۰۱۶ نیز جایزه مور را دریافت کرده بود.

هم مریم میرزاخانی و هم کوچر بیرکار در عین حال که به بالاترین قله های علمی دنیا دست یافتند اما نماد یاس و سرخوردگی نخبگان نیز هستند. نخبگانی که به دلیل ناملایمات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، مجبور به ترک خانه و سرزمین خود شده اند. یکی پناهجویی نخبه چون فریدون درخشانی با هویتی تازه و به نام کوچر بیرکار (در زبان کردی بە معنی “مهاجر ریاضیدان”) و دیگری مریم میرزاخانی که رسانه های نظام حاکم هنوز هم برای نشان دادن تصویر او با نرم افزارهای ویرایش تصویر، روسری بر سرش کرده یا از فرمول ها و معادلات ریاضی برای پوشاندن موی سر او استفاده می کنند.

No responses yet

Aug 07 2018

نامه‌ی جدید نسرین ستوده از زندان اوین به مناسبت آغاز دور جدید اعتراضات مردم در شهرهای مختلف

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,شورش

فیسبوک نسرین ستوده: سخنی با هموطنانم
ما زندانیان نیز اخباری را می‌شنویم. اعتراض‌های خیابانی، دستگیری و بازداشت، و بازداشت و بازداشت که شاهد آن هستیم. در کنج عزلت و زندان به رویاهایم پناه می‌برم.
رویای صلح و دوستی، عفو و بخش، مهر و محبت و رویای برابری. رویای زیستن بی‌هیچ تبعیضی. رویای آنکه کودکانمان فارغ از قومیت و مذهب و جنسیت و هزاران تفکیک دیگر در کوچه و خیابان با یکدیگر بازی می‌کنند و قد می‌کشند و دانشگاه می‌روند، تحصیل می‌کنند و کار می‌کنند.
رویای روزی که برای گشودن درهای دانشگاه به روی جوانان‌مان، مذهب آنها را مورد سوال قرار ندهند. رویای روزی که یهودی و مسیحی و بهایی و زرتشتی و مسلمان با برابری کامل و در کنار هم زندگی کنند.
به رویای عدم خشونت و استقرار قانون می‌اندیشم. به آزادی انتخاب پوشش زنان و انتخاب مذهب می‌اندیشم. به رویای پایان آپارتاید مذهبی می‌اندیشم به اینکه هر زنی حق داشته باشد از تمامی سکوهای شهر بالا رود بی‌آنکه داغ و درفش هیچ دادگاه و زندانی در انتظارش باشد.
با این حال اگر قدرت به ما نزدیک باشد بیش از هر زمان دیگری به عدم خشونت و فرهنگ صلح و مهربانی می‌اندیشم. اکنون و در میدان عمل، زمانه‌ی تحقق رویاهایمان است. رویایی که تحقق آن در گرو رفتار ماست. اکنون نوبت ماست تا نشان دهیم چه اندازه مطابق رویاهایمان عمل می‌کنیم. من به قدرت صلح و دوستی و عدم خشونت باور دارم. باوری تام و تمام و بر این باورم تنها با پرهیز از هرگونه خشونت و البته ایستادگی قدرتمندانه به نتیجه‌ای پایدار خواهیم رسید.
نسرین ستوده
تهران – زندان اوین
بند زنان
مرداد / 97

No responses yet

Aug 05 2018

تظاهرات بانوان نجف آباد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,سیاسی

فوری فوری
تظاهرات بانوان #نجف_آباد «سوریه رو سیر کردن جَوونا رو پیر کردن» ۱۱مرداد#چالش_دعوت_به_تظاهرات #تظاهرات_سراسرى pic.twitter.com/wSKIEWxxi5

No responses yet

Aug 04 2018

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی شهرستان کرج خبر داد :ممنوعیت عبور و مرور در مسیرهای منتهی به فلکه اول رجایی شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی,شورش

استان البرز: رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی شهرستان کرج گفت: از ساعت 18 امروز عبور و مرور کلیه وسایل نقلیه در مسیرهای منتهی به فلکه اول رجایی شهر ممنوع می‌باشد.

سرهنگ غلامعلی شرق امروز در گفت‌وگو با خبرنگار گروه اجتماعی خبرگزاری فارس در کرج گفت: محدودیت ترافیکی از ساعت 18 به بعد در تمامی راه‌های منتهی به گوهردشت اعمال خواهد شد و تمام‌مسیرهای این محدوده مسدود خواهد بود.

وی افزود: کلیه وسایل نقلیه‌ای که قصد عبور از مسیرهای بلوار استقلال به خیابان مطهری ، پل شهدای روحانی، میدان رستاخیز به فلکه اول، تقاطع سه باندی و بلوار ماهان به فلکه اول رادارند با ممنوعیت ورود مواجه خواهند شد.

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی شهرستان کرج از همه شهروندان خواست نهایت همکاری با پلیس را اجرا کنند تا مشکلی در سطح شهر برای امنیت و سلامت عبور و مرور خود و فرزندانشان به وجود نیاید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .