اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Nov 06 2017

تولید در ایران؛ راهی ناهموار و بی‌هدف

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

دویچه‌وله: با گذشت حدود ۳۰ سال از پایان جنگ ایران و عراق و تلاش برای افزایش ظرفیت تولید، هنوز مشکل اصلی اقتصاد ایران، تولید است. در گفت‌وگو با چند تولیدکننده نگاهی کرده‌ایم به بخشی از مشکلات تولید در ایران.

چهار سال قبل مرد جوانی که هنوز چهل ساله هم نشده بود به عشق کار تولیدی، آپارتمان مسکونی‌اش و هرچیز باارزشی را که داشت فروخت و با کمک خانواده و دوستان و همکاری با یک شریک توانست سرمایه‌ای سه میلیاردی جمع‌آوری کند و آن را در بخش تولید صنایع آشامیدنی به کار اندازد.

زمانی که او کارخانه تولید آشامیدنی تاسیس کرد، با همان سرمایه سه میلیاردی می‌توانست شش آپارتمان متوسط در منطقه شهرک غرب تهران خریداری کند. الان قیمت شش آپارتمان متوسط در شهرک غرب تهران حدود پنج میلیارد است یعنی اگر او به جای تاسیس کارخانه تنها شش آپارتمان خریده بود و حتی اجاره هم نداده بود، الان یعنی چهار سال بعد، سرمایه‌اش دو میلیارد تومان بیشتر شده بود.

این مرد جوان اکنون در آستانه چهل سالگی، حاضر است ۲۰ درصد هم کمتر از سرمایه اولیه‌اش را بازپس بگیرد و از کارخانه بیرون بیاید. او به دویچه‌وله می‌گوید: «وقتی گردش مالی وجود ندارد، بازدهی هم وجود نخواهد داشت. من اگر چهارسال پیش همین پول را در بانک می‌گذاشتم با سود ۲۴ درصد آن موقع، تا به امروز پول من دوبرابر شده بود، بدون هیچ زحمتی.»

به همین دلیل بود که دولت روحانی به طور جدی برنامه کاهش سود بانکی را در پیش گرفت. اما این تولیدکننده می‌گوید: «الان هم اسما بهره بالای ۱۵ درصد وجود ندارد اما بانک‌های خصوصی، نه دولتی، به سپرده‌های بالای ۲۰۰ میلیون تومان، ۲۲ درصد بهره می‌دهند. این تخلف آشکار بانکهاست و بانک مرکزی هم نتوانسته جلوی آن را بگیرد. بنابراین من نوعی توجیهی ندارم که وارد کار تولید شوم.»

تسهیلاتی که داده نمی‌شود

این اما تنها یکی از دلایلی است که کار تولید در ایران به رکود افتاده است. دلایل بسیار دیگری هم می‌توان برای آن ذکر کرد مثلا نبود هماهنگی لازم بین دستگاه‌ها برای اعطای تسهیلات به بخش تولید.

اردیبهشت سال ۱۳۹۴ اعلام شد: «با تصویب هیئت وزیران، به منظور بررسی و تبادل نظر و هماهنگی برای حل و فصل مشکلات و موانع فراروی واحدهای تولیدی، “کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید” در همه استان‌های کشور تشکیل می‌شود.»

اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهور، این مصوبه را در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ برای اجرا به وزارت کشور، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران ابلاغ کرد.

یکی از مصوبات این کارگروه، این بود که بنگاه‌های نیمه تعطیل و دارای مشکل مالی در وزارت صنعت و معدن ثبت‌نام کرده و از این طریق می‌توانند تا سقف یک میلیارد تومان درخواست تسهیلات کنند. نماینده‌ای از وزارت صنعت و معدن، نماینده استانداری و نماینده بانک از این بنگاه بازدید و مشکلاتش را بررسی می‌کنند و بعد در صورت تایید، بانک را موظف می‌کنند تا سقف یک میلیارد تومان از محل منابع دولت به این بنگاه تسهیلات بدهد. بهره این وام نباید بیشتر از ۱۸ درصد باشد که ۸ تا ۱۰ درصد آن را دولت به عنوان سوبسید پرداخت می‌کند و تولیدکننده فقط ۱۰ درصد بهره پرداخت می‌کند تا چرخ‌های تولید به حرکت درآیند.

به گفته تولیدکنندگانی که با دویچه‌وله گفت‌وگو کرده‌اند تا به حال حتی یک نفر در سطح ایران نتوانسته از این تسهیلات به درستی استفاده کند. چرا؟ «بانک‌ها می‌گویند شما قرارداد ۱۸ درصد را ببند اگر تا پایان مدت بازپرداخت تسهیلات که عموما یکساله هست و فقط در برخی شرایط تا سه یا چهارسال تمدید می‌شود، دولت این سوبسید را پرداخت کرد، ما ۸ تا ۱۰ درصد بهره را به شما برمی‌گردانیم. ولی اگر دولت سهم خود را پرداخت نکرد، بانک کل ۱۸ درصد را از من تولیدکننده می‌گیرد. یعنی ما کلی رفت و آمد و کاغذبازی کردیم برای وام حداکثر ۱۰ درصدی اما قرارداد ۱۸ درصدی با بانک می‌بندیم و متعهد به پرداخت آن هستیم. این ۸ تا ۱۰ درصدی که دولت باید بدهد تا حالا پرداخت نشده است.»

تولیدکننده دیگری می‌گوید: «شما بعد از کلی دوندگی مصوبه وام یک میلیاردی می‌گیری اما بانک می‌گوید من بیشتر از ۱۰۰ میلیون نمیتوانم پرداخت کنم، چرا که بر اساس ضوابط من، کارگاه شما نمی‌تواند بیشتر از این مقدار را پس بدهد. درست هم می‌گوید منتها این تسهیلات اصلا مال بنگاه‌هایی است که مشکل اقتصادی دارند و به همین دلیل این تسهیلات را گرفته‌اند اما بانک می‌گوید یک کارگاه مشکل‌دار نمی‌تواند وام یک میلیاردی را پس بدهد. وزارت صنعت و معدن یک بخشی را در هر استان و شهرستان برای پیگیری همین موضوع تشکیل داده اما در این دو سال هیچکدام این پیگیری‌ها نتیجه نداده است.»

در حقیقت دولت تسهیلاتی برای بنگاه‌های از نظر مالی “مشکل‌دار” در نظر گرفته اما بانک‌ها از دادن این تسهیلات خودداری می‌کنند چون این بنگاه‌ها مشکل مالی ‌دارند!

یک تولیدکننده دیگر که توانسته مصوبه یک میلیاردی را بگیرد، ترجیح داده این مقدار را نه یکبار که در چندین مرحله بگیرد تا هم بازپرداختش راحت‌تر شود و هم بهره کمتری به آن تعلق بگیرد. بخش اول را دریافت کرده و وقتی بعد از چندین ماه برای دریافت بخش دوم به بانک مراجعه کرده بانک گفته مجوز برای پرداخت ندارد چون بیشتر از اعتبارش پرداخت کرده. این تولیدکننده هرچند قراردادی برای دریافت یک میلیارد تومان با بانک بسته اما تنها توانسته بخش اندکی از این مبلغ را بگیرد.

در این مورد بانک‌ها می‌گویند دولت تسهیلات لازم را به ما نداده و دولت هم می‌گوید تسهیلات کافی در اختیار بانک‌ها قرار گرفته است. در این میان آنکه نمی‌داند به درستی چه اتفاقی افتاده، تولیدکننده است.

علاوه بر همه این‌ها در مرحله اجرا عملا بهره در حد ۱۸ درصد باقی نمانده و تا ۲۱ تا ۲۲ درصد هم می‌رسد چرا که هزینه بیمه، ضمانت، کارشناسی و غیره هم به آن اضافه می‌شود. بنابراین وامی که قرار بود با بهره ۱۸ درصد در اختیار تولیدکننده قرار بگیرد که خود این ۱۸ درصد هم برای تولید، بهره‌ای بالا و غیر متعارف است، عملا و در مرحله اجرا تبدیل به وام ۲۱ تا ۲۲ درصدی می‌شود.

واردات بی‌رویه و قاچاق؛ بلای جان تولید پوشاک

«کاپشنی را تولید کرده بودیم که در بازار ۳۵ هزار تومان می‌فروختیم، اولش خوب فروختیم بعد یک ماه دیدیم دیگر فروش نمی‌رود. رفتیم تحقیق کردیم دیدیم دقیقا همین کاپشن که برای ما ۲۷ هزار تومان تموم شده بود و ما می‌فروختیم ۳۵ هزار تومان، چینی‌‌اش آمده ۱۸ هزار تومان، در حالی که تعرفه واردات پوشاک، کیلویی ۲۴ هزار تومان است یعنی اصلا این نمی‌توانست قاچاق نباشد و مجاز باشد.»

لازم به توضیح است که تعرفه واردات پوشاک بر اساس کیلو تعیین می‌شود.

این صحبت‌های یک تولیدکننده پوشاک است که با دویچه‌وله در میان گذاشته است. او می‌گوید دولت تعرفه واردات پوشاک را بالا برده اما نتوانسته جلوی قاچاق آن را بگیرد: «واردکننده مجاز با تعرفه خاصی جنس وارد می‌کند و مشتری خاص خودش را هم دارد مثل برندهایی چون مانگو و زارا و غیره که همه در ایران الان نمایندگی دارند و پوشاکشان را می‌فروشند. اینها مورد بحث ما نیست، مورد بحث ما کالاهای بی‌کیفیت عمدتا چینی و تایلندی است که از مبادی قاچاق وارد می‌شود و تبدیل می‌شود به رقیب تولیدکننده داخلی پوشاک.»

بیشتر بخوانید: دولت ایران در تلاش “قانونمند” کردن واردات قاچاق

این تولیدکننده می‌گوید به تازگی از یک برند تولید ایران دیدن کرده که در فروشگاهش با خط درشت نوشته شده بوده: “با افتخار تولید ایران”. او ادامه می‌دهد: «ما در ایران تولیدات بسیار باکیفیتی داریم که با توجه به فیزیک بدن ایرانیان و آب و هوا و زندگی ایرانی تولید شده اما حمایتی از آن نمی‌شود. مثلا در ترکیه حدود ۲۰ سال پیش وام‌های کم بهره در اختیار تمام تولیدکنندگان گذاشتند، جدیدترین دستگاه‌های دوخت و برش را وارد کردند و در مناطق خاص پیش‌بینی‌شده در قالب مناطق صنعتی، صنعت پوشاک را رونق دادند. نتیجه‌اش این شد که الان ترکیه یکی از بزرگترین صادرکنندگان پوشاک در دنیاست. خود ما در ایران برندهای ترک را با قیمت بالا می‌خریم چون می‌دانیم با کیفیت است.»

صدور مجوز بدون کارشناسی

در ایران برای تولید فیلم یا نشر یک کتاب باید ابتدا مجوز لازم را دریافت کرد. ایران جزو معدود کشورهایی است که پیش از تولید یک اثر هنری باید اجازه تولید آن از سوی دولت صادر شود. زمان صدور این مجوزها گاه آنقدر طولانی می‌شود که فیلمساز یا ناشر، عطای آن را به لقایش می‌بخشد.

در بخش تولید که قاعدتا این صدور مجوز باید با کار دقیق کارشناسی صورت بگیرد و نیازمند بررسی‌های دقیق و تخصصی است اما ظاهرا برعکس است.

یک تولیدکننده از خاطره شخصی خودش در این باره به دویچه‌وله می‌گوید: «۲۱ یا ۲۲ سال پیش در زمان دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی، مدیرکل صنایع یکی از استان‌ها را تشویقی فرستادند مکه چون درطول یک سال ۲۷ جواز تاسیس کارخانه نوشابه در یک استان صادر کرده بود. آیا بررسی شده بود که اصلا زیرساخت لازم برای ساخت ۲۷ کارخانه در یک زمینه فعالیت در یک استان وجود دارد یا نه؟ شما در هیچ جای دنیا نمی‌بینید که در یک زمینه فعالیت ۲۷ کارخانه فقط در یک استان تاسیس بشود و مدیر مربوطه هم به این خاطر تشویق شود.»

او می‌گوید این معضل در زمان دولت احمدی‌نژاد و پس از آن نیز ادامه پیدا کرد: «الان هم با وجود کمبود منابع آب که همه به آن واقفند، مجوزهای بی‌شمار تولید آب معدنی داده شده، چه در دولت احمدی‌نژاد چه بعد از آن. من تولیدکننده چه سودی می‌توانم ببرم وقتی تنها در یک شهرک صنعتی چهار کارخانه تولید مشابه وجود دارد؟»

تمامی کسانی که با دویچه‌وله گفت‌وگو کردند و مشکلاتشان را گفتند، روزی با عشق و علاقه وارد کار تولید شده بودند، با امید به ایفای سهمی در پیشرفت اقتصادی کشور و البته درآمدی درخور. اما پس از چندین سال حالا معتقدند که “تولید در این کشور زیان‌ده است و آنکس که دنبال کار تولید می‌رود یا باید دیوانه باشد یا عاشق.”

No responses yet

Nov 06 2017

درصد کودکان کار مورد تجاوز قرار می گیرند، دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,فقر

عصرایران: تجاوز به آن کودکان نگون بخت که عموم شان به دلیل فقدان تغذیه مناسب نحیف و استخوانی اند و قادر به هیچ دفاعی از خودشان نیستند جنایتی است که بیخ گوش ما رخ می دهد. همین جا. در پایتختی که هزاران میلیون ها مسلمان در آن زندگی می کند.

عصرایران؛ احسان محمدی- چند وقتی است که تصمیم گرفته ام اتفاقات خوب زندگی را هم ببینم. چشمم را به «بد» دیدن و دستم را به «سیاه» نوشتن عادت ندهم اما مگر می شود؟ وقتی اخبار بد مثل هوای آلوده پیرامون مان را گرفته اند چطور می توانیم نبینیم؟ ننویسیم؟ فریاد نزنیم؟

از دیروز که گفتگوی «تجاوز به 90درصد کودکان کار» را خوانده ام انگار مزه شور و وقیح خون توی دهانم تمامی ندارد. رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران به روزنامه شهروند گفته است: متاسفانه از ٤٠٠ کودک کاری که مددکاران بهزیستی با آنها صحبت کرده‌اند، به نزدیک به ٩٠ درصدشان تعرض شده است.

90 درصد! تجاوز به آن کودکان نگون بخت که عموم شان به دلیل فقدان تغذیه مناسب نحیف و استخوانی اند و قادر به هیچ دفاعی از خودشان نیستند جنایتی است که بیخ گوش ما رخ می دهد. همین جا. در پایتختی که هزاران میلیون ها مسلمان در آن زندگی می کند. کاش در میان انبوه برنامه های بی مخاطب تلویزیون، روزی چند بار نامه مولا علی (ع) به عثمان به حنیف حاکم بصره را خطاب به همه ما بخوانند.

آنجا که می نویسد:« هيهات كه شب با شكم انباشته از غذا سر بر بالين نهم و در اطراف من شكم هايى گرسنه و جگرهايى تشنه باشد. آيا چنان باشم كه شاعر گويد:و حسبك داء آن تبيت ببطنة / و حولك اكباد تحنّ الى القدّ (تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله اى) آيا به همين راضى باشم كه مرا اميرالمؤمنين گويند و با مردم در سختي هاى روزگارشان مشاركت نداشته باشم؟ يا آنكه در سختى زندگى مقتدايشان نشوم ؟»

اگر مولاعلی زنده و کنار ما بود و این اخبار را می شنید چه می گفت؟ چه می نوشت؟ به کدام نخلستان پناه می بُرد و در کدام چاه سر فرو می کرد و اشک می ریخت؟ چرا همجواری دو واژه «کودک و تجاوز» این همه برایمان عادی شده است؟ معنی «تجاوز» را نمی دانیم یا «کودک» برایمان اهمیتی ندارد؟ چطور از غصه دق نمی کنیم؟ این سخت جانی را از کجا آورده ایم؟

لابد کسانی می گویند ای بابا! احساساتی نشوید، این مملکت هزار مشکل دارد این یکی هم رویش!

دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

اما واقعاً می دانیم کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته و روح و جسم اش صدمه دیده است در آینده چه می شود؟ می دانید بسیاری از روانشناسان می گویند آنها وقتی بزرگتر بشوند از کسان دیگری همین انتقام را می گیرند؟ می دانید بسیاری از قاتلان و متجاوزان در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند؟ در چنین مواردی کسانی پیدا می شوند و می گویند شما حق ندارید قضاوت کنید و از کجا می دانید آنها در آینده به انسان های مفیدی برای جامعه تبدیل نمی شوند؟

البته که کسی از آینده خبر ندارد اما واقعاً فکر می کنید عموم این کودکان در آینده فیروز نادری و پرفسور سمیعی و دکتر حسابی می شوند یا ممکن است به امثال بیجه و خفاش شب و دیگرانی تبدیل شوند که در این سال ها به جرم قتل و تجاوز دستگیر و افشا شده اند؟ کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته است هرگز این رنج و تحقیر را فراموش نمی کند. هرگز!

لطفاً یک نفر این آمار را تکذیب کند! آن روزنامه محترمی که در همه این سالها وقتی فعالان مدنی از تجاوز به کودکان و لزوم توجه به حقوق آنها گفتند، محکوم شان کرد به سیاه نمایی و نهادهای فعال را متهم به همدستی با بیگانگان و جاسوسی، لطفاً باز یک مقاله و گزارش مستند ارائه کند و بگوید از اساس تکذیب می شود. اصلاً ما در ایران کودک کار نداریم چه رسد به اینکه کسی به آنها تجاوز کند!

دستور دهید این آمار تکذیب شود. با تشکر!

مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران می گوید: متوجه شدیم عمو یا دایی این کودکان، بچه‌های فامیل را جمع می‌کند، صبح تا ظهر تکدی‌گری می‌کنند و بعدازظهر به آنها تعرض می‌کنند. اینها مستند است.

یکبار دیگر این جملات را بخوانید. روح تان خراشیده نمی شود. لب تان را گاز نمی گیرید؟ کودکانی را که سر چهارراه ها لُنگ به دست شیشه ماشین ها را تمیز می کنند یا دستمال کاغذی می فروشند و اسپند دود می کنند را به خاطر بیاورید. آن چشم های بی فروغ، انگشت های لاغر، ناخن های کثیف، گردن های باریک و دراز را تصور کنید وقتی بعدظهر مثل گنجشکی بی پناه در چنگال عقاب گرفتار می شوند و باید خدمات جنسی بدهند. روح ما این خاصیت کشسانی را از کجا آورد که می بینیم و می شنویم و می خوانیم و متلاشی نمی شود و تنها کش می آید؟ چطور به این همه درد خو کرده ایم؟

برخی از مسئولان می گویند اینها عموماً ایرانی نیستند. اهل پاکستان و افغانستان و بنگلادش هستند. گیرم که اینطور باشد، انسان که هستند. در کشور ما که زندگی می کنند. لطفاً برای پنهان کردن ضعف و ناتوانی تان مدام پشت واژه «مافیا» پنهان نشوید. سردسته های متغفن این کودکان یک لاقبا مجهز به بمب اتم و کلاهک هسته ای که نیستند. ما که برای کشورهایی که اتفاقاً این تسلیحات را دارند شاخ و شانه می کشیم، از پس مدیریت و امحا این مافیاهای چندش آور بر نمی آییم؟

کودکان کارواقعیتی غیرقابل انکار هستند. بخشی از آنها از خانواده های محتاج و آبرومند می آیند. فقیرند و گرفتار مصیبت غم نان حساب آنها را از باندها جدا کنید. می دانید دیدن هر روزه آنها سرچهارراه ها چه شور و شوقی از زندگی آدم ها را به یغما می برد؟ می دانید وقتی در سرما می لرزند آدم توی ماشین شرم می کند از اینکه جایش گرم است و لباسش نو و تمیز.

به ما اطمینان بدهید که مراقب و نگران آینده فرزندان مان هستید. کاری کنید که اطمینان داشته باشیم اگر فردا کشور با بحرانی روبرو شد می توانید آن را مدیریت کنید. اگر نمی توانید حداقل دستور بدهید این خبر تکذیب و آقای رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در بخش خبری بیست و سی حاضر شود و بگوید فریب تبلیغات دشمنان را خورده و آمار داده است و کودکان کار نه تنها توسط «عمو و دایی» مورد تجاوز قرار نمی گیرند بلکه عصرها برای خرید عروسک به شهربازی و هایپراستارها برده می شوند. اسنادش هم موجود است!

No responses yet

Oct 31 2017

۱/۵ ماه زندگیِ زنِ تنها درون چادری در پارک؛ «هیچ نهادی کمک نکرد» – سایت خبری آمد نیوز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,فقر

آمدنیوز: خانمی در دامغان یک‌ماه است که به علت بی‌خانمانی برای گذران زندگی در چادری کوچک در پارک دانشجوی این شهر، شب را به صبح می‌رساند و هر لحظه منتظر کمک‌هایی از سوی مسئولان امر می‌باشد که البته تاکنون نیز هیچ کمکی به او نشده است.

شاید با شنیدن خبرهای تاسف آور یک آهی می‌کشیم و اگر این خبر را در روزنامه‌ای می‌خوانیم اعصاب‌مان به هم بریزد و با جمله‌ای مثل «روزنامه‌ها هم برای پر کردن صفحات خود هر چیزی را می‌نویسند» آن را مچاله کنیم. یا اگر این خبر از رسانه‌های خارج از کشور بشنویم، بگوییم «این‌ها هم این کار را برای ضربه زدن به نظام می‌کنند و الا کسی دلش به حال مردم نمی‌سوزد» و یا «این‌ها هم به دنبال جو سازی هستند و الا این مشکلات در همه جهان وجود دارد.»

اما مشکلات از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ سرچشمه این‌که بی‌توجه باشیم، به وضعیت کودکانی که هر روز آنان را در میان زباله‌ها با سر و روی سیاه می‌بینیم یا اختلاس‌های میلیاردی مسئولین حکومتی، تحصن و تجمعات مردم مالباخته بانک‌ها و صدها مسئله تاسف بار دیگر.

خبرها هیچ‌گاه حامل حس درد انسان‌هایی نیستند که روزانه درد را با گوشت و پوست و استخوان در سرما و گرما با گرسنگی و ده‌ها مرض و یا با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند؛ اما گویا می‌توانند ما انسان‌ها را در جای جای این جهان از حال هم با خبر کنند.

خبر زندگی یک زنِ تنها درون چادری در پارک شهر شاید خبر تازه‌ای نیست اما خبر دردناکی است، ولی حامل درد انسانی نیست که شب‌های سرد را بدون آب و غذا در پارکی تحمل می‌کند. شاید هم همین حاملِ درد نبودن یک خبر است که عامل بی‌توجهی مردم در دنیای مدرن است اما همیشه حق با مردم است، آن‌ها نمایندگانی دارند که بایستی به این مسائل رسیدگی کنند نه خودشان. حالِ این‌که زنی در پارکی زندگی می‌کند بدون آب و غذا؛ این مردم نیستند که باید جوابگو باشند بلکه مسئولینی هستند که برای همین هدف، حقوق‌های میلیونی می‌گیرند و در اتاق‌های در بسته با کولرهای گازی و یا بخاری‌هایی که هزینه‌های آن‌ از جیب همین ملت تأمین می‌شود، برای رسیدگی به مردمی که شب‌ها در پارک نخوابند و حداقل سرپناهی داشته باشند.

به گزارش «آمدنیوز» به نقل از خبرگزاری‌های محلی شهرستان دامغان، زنی درون چادر در پارک دانشجوی شهر دامغان در جدال با سرما با جمع کردن ضایعات معاش خود را فراهم می‌کند تا زنده بماند.

او علت بی‌خانمانی‌اش را به خبرنگار یکی از رسانه‌های محلی این‌گونه بیان می‌کند: همسرم ام اس دارد، در خانه پدری‌اش زندگی می‌کردیم، از ما شکایت کردند، منزل ما را از طرف دادگاه به دستور قاضی پلمپ کردند، همسرم با آن حالِ خراب در زندان است، ما فرصت نکردیم مدارک شناسایی و درمان‌مان را برداریم و مدت یک ماه است به علت نداشتن مدارک و غریب بودن در پارک زندگی می‌کنم.

خبرنگار محلی: از ادارات دامغان کمک خواستید؟

از بهزیستی، کمیته امداد، انجمن حمایت زندانیان، خیریه‌های شهر دامغان که زمانی خودم به اندازه توانم به یکی از این خیریه‌ها کمک می‌کردم کمک خواستم، ولی هیچ‌یک حاضر نشدند به یک زنِ تنها پناه دهند. کاش این‌کار را نمی‌کردم، تنها حقیرتر شدم و آبرویم بیشتر رفت.

چگونه خرج زندگیتان را در این مدت در می آوردید؟

روزهای اول نمی‌دانستم چکار کنم، بعدش به چند خیریه و دستگاه دولتی سر زدم اما هیچ‌کس برایم کاری نکردند، این چادر مسافرتی را هم یک مسافر دلش برایم سوخت به من داد و امروز هم یک خانم با شوهرش برایم پتو آوردند. در شهر ضایعات جمع می‌کنم، پولش به اندازه خوراک یکی دو وعده روزانه‌ام می‌شود، خدا را شکر می‌کنم.

zass1

این یک ماه چگونه به شما گذشت؟

پیگیر کار همسرم هستم، آقایی در زندان به نام «سیادت» است، خدا خیرش دهد و تنها او در این مدت کاری کرده است.
چند شب پیش آن‌قدر باران آمد، برایم حکمت خدا جالب بود، به عمرم این همه باران در این شهر ندیدم، تمام لباس‌هایم و چادر مسافرتی پر آب شد و سرما خوردم، چون مدارک درون خانه بود و آن‌هم پلمپ است، نمی‌توانم به دکتر بروم، شب‌ها هم برایم بسیار وحشتناک است، تاریکی و نبود نور کافی عذابم می‌دهد و اگر روزی ضایعات هم گیرم نیاید، گرسنگی و ضعف اذیتم می‌کند.

از همسرتان خبر دارید شرایط او چگونه است؟

بله با این‌که ام اس دارد به من می‌گوید در زندان کمکش می‌کنند و از او نگهداری می‌کنند. نمی‌دانم برای دلخوشی من می‌گوید یا واقعا این‌گونه است. آخر فکر می‌کنم من یک زن تنها را که از ماجرایم تعدادی از مسئولین و حتی خیریه‌ها خبر دارند در این شرایط به حال خودم رها کردند چگونه در زندان مراقبش هستند؟

zas1

شنیدیم شما را به اورژانس اجتماعی تحویل دادند، چه شد پس چرا هنوز در پارک هستید؟

من خودم به بهزیستی قبلا رفته بودم و تقاضای کمک کردم ولی کاری برایم نکردند این‌بار نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد با ماشین به دنبالم آمدند، فکر می‌کردم که دیگر دارد سرپناهی برایم درست می‌شود و از این فضای ترسناک رها می‌شوم ولی هیچ اتفاقی نیفتاد یک کاغذ پر کردند، از من تعهد گرفتند رهایم کردند و دوباره در پارک هستم…

ظاهرا مسئولین صدای این خانم را خوب نشنیده‌اند که مکررا میلیاردها میلیارد به مردم کشورهای میانمار و غیره و ذالک کمک می‌کنند اما هیچ توجهی به مردم کشورمان در داخل شهر و کشورمان ندارند.

No responses yet

Oct 30 2017

هشتگ سلبریتی_بیسواد، دور جدید حمله به علی کریمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

ایران وایر: حمله رسانه های تندرو به ستاره های فوتبال ایران تازگی ندارد؛ «مسعود شجاعی» نمونه بارز این برخورد است. «مهدی مهدوی کیا» و «علی کریمی» هم پیش تر با این نوع هجمه روبه رو بودند؛ وقتی با بازوبند سبز و در حمایت از معترضان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در ایران، مقابل کره جنوبی قرار گرفتند. علی کریمی کمی بیش تر از مهدی با این فضا آشنا است؛ به ویژه وقتی حاضر نشد دعوت «محمود احمدی نژاد» برای حضور در بازی نمایشی را قبول کند.

روز چهارم آبان ماه سال 89 دفتر ریاست جمهوری ایران به مناسبت حضور «اوو مورالس»، رییس جمهوری بولیوی در ایران، یک بازی فوتبال نمایشی با حضور تعدادی از ستاره های فوتبال ایران و چند نفر از دولت‎مردان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی ترتیب داد. علی کریمی یکی از مدعوین بود اما حاضر نشد دعوت دفتر احمدی نژاد را قبول کند. «فرهاد مجیدی»، «کریم باقری»، «مجتبی جباری»، «محمد نوری» و «غلامرضا رضایی» دو رییس جمهوری ایران و بولیوی را در این بازی همراهی کردند.

سال 91 «عبدالرضا داوری» از حلقه اول مشاوران احمدی نژاد و مدیرعامل پیشین «موسسه صندوق بازنشستگی صنایع مس ایران» عدم حضور علی کریمی در این بازی را بی اهمیت عنوان کرد و به سایت «کاپ» گفت: «برای رییس جمهوری مهم این بود که فرهاد مجیدی در این بازی باشد. یادم هست که فرهاد جلسات زیادی با احمدی نژاد و مشایی داشت و برای این جلسات هم محدودیتی برایش نمی گذاشتند. هر وقت که درخواست ملاقات می داد، خیلی سریع به او وقت می دادند و جلساتش با رییس جمهوری، وقت مشخصی نداشت.»

علی کریمی تقریبا همیشه به عنوان چهره معترض در فوتبال ایران مشهور بوده است. او چه در زمین فوتبال و چه بیرون از آن، بارها مقابل اهالی فوتبال و حتی سیاست موضع گرفته است. سال 91 حضور سردار «محمد رویانیان» را در باشگاه پرسپولیس در گفت و گو با روزنامه خبرورزشی «فاجعه» دانسته و گفته بود: «چه طور یک سردار می تواند مدیرعامل باشگاه پرسپولیس شود اما یک فوتبالیست نباید فرمانده لشکر باشد؟»

همین موضع گیری های علی کریمی، از او چهره ای منفور در رسانه هایی می ساخت که علاقه ای به کلام تندش نداشتند. همین رسانه ها گاهی از تندروی های او به سود جریان دل خواه خود هم بهره برده اند.

بهمن ماه سال گذشته کریمی ابتدا در صفحه اینستاگرام «حسن روحانی» از اوضاع آب و هوای خوزستان انتقاد کرد و مدیریت سازمان محیط زیست دولت روحانی را زیر سوال برد.
«معصومه ابتکار» در واکنش به این نوشته علی کریمی و انتقادش که بازتاب زیادی در رسانه ها داشت، از او خواست تا خوددار باشد و به جای پست گذاشتن در اینستاگرام، کار عملیاتی انجام دهد. کریمی در پاسخ به رییس سازمان محیط زیست نوشت: «سرکار خانم ابتکار، وظیفه من در قبال هم وطنانم به دلیل نداشتن پست و مقام، در حد یک پست اینستاگرامی می‌تواند باشد و کار دیگه ای هم جز دعا کردن نمی‌توانم بکنم. ولی شما که وظیفتون تحقیق و سیاست گذاری است و باید بر آن نظارت کنید که انجام شود و در سه سال و نیم گذشته بارها سفر کردین به قول خودتون، نباید یک درصد‌ وضع بهتر شده باشد.»

همین ابزاری شد که شایعاتی در مورد حمایت احتمالی کریمی از «محمدباقر قالیباف» در انتخابات ریاست جمهوری شکل بگیرد. رسانه های اصول گرا هم از همین مناقشه اینستاگرامی استفاده کردند اما علی کریمی خیلی سریع موضع خود را حمایت از «حسن روحانی» اعلام کرد.

او حالا در نظر رسانه های اصول گرا دوباره منفور شده است. پست جدید علی کریمی در اینستاگرام، مربوط به روز تولد «کوروش» بود. او تصویری از مقبره کوروش کبیر را منتشر کرد که نوشته بود: «تمام سپاسم از کسی است که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد.»
در کنار این متن هم از قول پادشاه هخامنشی نوشت: «اى پسرمن، نيكوكار باش نه بد كار، زيرا زندگانى انسان جاودان نيست و هيچ چيز از كردار نيك لازم تر نمى باشد.»

«فارس» بلافاصله به این پست علی کریمی واکنش نشان داد. «حمزه ناجیان» در بخش فضای مجازی این خبرگزاری، گزارشی نوشت و در آن به ورزشکاران و بازیگرانی که در زمینه های سیاسی، تاریخی و مذهبی اظهارنظر می کنند، تاخت. در بخشی از این گزارش آمده بود: «علی کریمی روز گذشته مطلبی را در اینستاگرامش منتشر کرد که دو ایراد بزرگ داشت؛ نخست آن جمله ای را که وی به صورت عکس‌نوشته منتشر کرده بود، نه تنها به کوروش اختصاص نداشت بلکه جمله ای منتسب به “شکسپیر”، نویسنده فقید انگلیسی بود. دوم، متنی که او در اینستاگرامش منتشر کرد نیز جمله کوروش نبود بلکه جملات گران‏بهای مولای متقیان در نامه31 نهج البلاغه بود.»

در گزارش فارس عنوان شده هشتگ «#سلبریتی_بی‎سواد» خطاب به علی کریمی در توییتر به راه افتاده است. در این گزارش به بیش از 50 توییت برای اثبات حجم اعتقاد مردم به «بی سوادی» علی کریمی اشاره شده است.

واکنش علی کریمی یک روز بعد از آغاز حملات مجازی، پست ساده ای بود در اینستاگرام. باز هم تصویری از مقبره کوروش منتشر کرد و در توضیح نوشت: «یك مقبره ساده، ز سنگ ساخته است بر گنبد و سيم و زر نپرداخته است اما عجبا که نام و آوازه او لرزه به شیخ و زاهد انداخته است.»

اشاره او به مقبره های طلا را به سادگی می توان درک کرد. کریمی هم چنان از سوی مخالفانش در صفحات اجتماعی مورد حمله و نقد قرار می گیرد. پس از انتشار پست جدید کریمی، جملاتی از شخصیت های سیاسی، هنری و فرهنگی در سراسر جهان به نام «کوروش» و با هشتگ «#علی_کریمی» در حال انتشار است.

این نخستین بار نیست که کریمی مورد هجوم رسانه های تندرو قرار می گیرد، بعید است که آخرین بار هم باشد.

No responses yet

Oct 26 2017

بیچاره ملت که زندگی اش را داده دست آخوند: هشت ساعت ساحل مجانی به خاطر کمبود ویتامین زنان بوشهری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: یکی از اعضای شورای شهر بوشهر در جنوب ایران گفته است که به دلیل کمبود ویتامین دی و شیوع پوکی استخوان در بین زنان این استان٬ آنان دو روز در هفته می‌توانند رایگان از ساحل مخصوص زنان استفاده کنند.

تابش مستقیم نور آفتاب به پوست تاثیر بسیاری بالایی در جذب ویتامین دی دارد.

ندا عبدالله‌زاده به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، گفته است که کمیسیون سلامت و بانوان شورای شهر بوشهر تصویب کرده که روزهای پایانی هفته یعنی پنج‌شنبه و جمعه از ساعت یک عصر تا پنج عصر زنان مجانی از پلاژ ویژه ساحلی استفاده کنند.

حضور زنان در ساحل بوشهر حتی با لباس باعث اعتراض بعضی شده بود

زنان ایرانی نمی‌توانند بدون لباس و حجاب در مکان عمومی وارد دریا شوند مگر این‌که از ساحل پوشیده مخصوص زنان استفاده کنند.

ویتامین دی از پشت لباس یا حتی شیشه شفاف جذب نمی‌شود و فقط باید نور خورشید با پوست در تماس مستقیم باشد.

در چند تابستان گذشته با شدت گرفتن گرما در بوشهر زنان و جوانان بسیاری با لباس وارد آب می‌شدند که این موضوع باعث انتقاد رسانه‌های تندرو شده بود.

به همین دلیل مقام‌های شهری بوشهر حضور زنان را در بعضی نقاط ساحلی شهر ممنوع اعلام کردند. این موضوع هم باعث اعتراض شماری از جمله جمعی از سینماگران شد.

No responses yet

Oct 25 2017

حمله فردی در شرق تهران به طلبه جوان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایرنا: مرکز اطلاع رسانی پلیس پایتخت اعلام کرد: شب گذشته یکی از اراذل شرق تهران در خیابان پیروزی با قمه به یک طلبه جوان حمله ور شد و او را مجروح کرد.
به گزارش روز سه شنبه ایرنا، این حادثه حوالی ساعت 22 دیشب در یک مجتمع مسکونی در خیابان پیروزی رخ داد و طی آن ضارب که حالت روحی متعادلی نداشت با قمه همسایه خود را که فردی روحانی است مجروح کرد.
برپایه اعلام پلیس، علت این حادثه اختلاف همسایگی عنوان شده است.
براساس این گزارش با حضور به موقع ماموران کلانتری 110 شهدا ضارب دستگیر و به کلانتری منتقل و پرونده وی در حال پیگیری است.
وضعیت عمومی روحانی جوان رضایت بخش گزارش شده است.
خبرنگار: مهدی مقدر**انتشار: محمد آجورلو
تهرام/9343//1348
انتهای پیام /*

No responses yet

Oct 25 2017

شیراز- ایرنا- فردی شامگاه سه شنبه در حوالی باغ دلگشا شیراز در اثر اصابت گلوله به قتل رسید.

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایرنا: معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان فارس شامگاه سه شنبه در گفت و گو با ایرنا با تایید این خبر گفت: قاتل از بستگان نزدیک مقتول و همسایه وی بوده است.
سرهنگ کاووس محمدی افزود: قاتل پس از تیراندازی متواری شد و ماموران پلیس در حال تلاش برای دستگیری وی هستند.
به گفته وی، مقتول در زمان فوت، در حال ایزوگام کردن پشت بام منزل خود بود.
در همین حال، یک منبع مطلع دیگر در استان فارس، تایید کرد که فرد مقتول یک روحانی بوده است و با توجه به نسبت فامیلی با قاتل، به نظر می رسد که اختلافات خانوادگی در این قتل تاثیرگذار بوده است؛ با این وجود انگیزه قتل پس از دستگیری قاتل و شنیدن اظهارات وی به صورت دقیق مشخص می شود.
6122/ 2027
خبرنگار: سارنگ عبدالهی ** انتشاردهنده: سیداحمد نجفی

No responses yet

Oct 25 2017

روحانی مصدوم درگیری امروز در مترو، درگذشت/ انگیزه قاتل یک روحانی در تهران چه بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: روحانی ای که بعدازظهر امروز توسط یک متهم سابقه‌دار در مقابل متروی امام خمینی (ره) مورد ضربات چاقو قرار گرفت و به قتل رسید، دانشجوی دکترای الهیات بود.

ساعت 6 بعدازظهر امروز مأموران کلانتری 113 بازار در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت خبر قتل یک روحانی را اعلام کردند.

دقایقی بعد از اعلام این خبر محسن مدیرروستا؛ بازپرس ویژه قتل پایتخت به همراه اکیپ تشخیص هویت اگاهی در صحنه جرم حاضر شده و مشعول تحقیقات درباره این پرونده شدند.

تحقیقات اولیه حاکی از آن بود که مقتول یک روحانی و دانشجوی دکتری الهیات و چهل و پنج ساله است که با پنج ضربه چاقو توسط یک مرد چهل و سه ساله حدود ساعت 16:50 امروز در مقابل در خروجی متروی امام خمینی (ره) (درب خیابان خیام) به شدت مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان سینا به علت شدت جراحات جان خودش را از دست داده است همچنین ضارب به سرعت توسط پلیس بازداشت شده بود.

قاتل این روحانی که دارای سوابق کیفری متعدد از جمله سرقت است، در اظهارات اولیه درباره انگیزه این اقدام به بازپرس امور جنایی تهران گفت: صبح امروز برای حل مشکلات و دریافت حق و حقوق خود به مقابل مجلس رفته اما موفق به ورود مجلس نشدم، سپس به مغازه برادرم رفته و نهار خوردم، در نهایت از مغازه برادرم خارج شدم و تصمیم گرفتم یک نفر که دارای سمت و مسئولیت است را به قتل برسانم.

وی افزود: برای رسیدن به هدفم یک چاقو به قیمت 35 هزار تومان خریدم و در خیابان پَرسه زدم تا اینکه به مقابل مترو رسیدم و با دیدن یک روحانی به سمت وی حمله‌ور شدم؛ گمان می‌کردم چون مقتول روحانی است، باید دارای سمت و مسئولیت باشد که به وی حمله‌ور شدم.

سرانجام با دستور محسن مدیرروستا؛ بازپرس ویژه قتل پایتخت پیکر مقتول برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد همچنین تحقیقات از متهم این پرونده ادامه دارد.

No responses yet

Oct 24 2017

آتش زدن مدرسه‌ای که سرایدارش به دختری دبستانی ″تعدی″ کرده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: “تعرض” به یک دانش‌آموز ۱۲ ساله خشم اهالی شهرک اسلام‌آباد در ارومیه را برانگیخت. اهالی به خیابان‌ها ریختند و شیشه‌ها، خودروی سرایدار و وسایل مدرسه را شکستند و سوزاندند. پدیده “عدالت خیابانی” ناشی از چیست؟

افرادی عادی آستین‌ها را بالا می‌زنند و برای برقراری عدالت به میدان می‌آیند. آنها “ماموران خودخوانده” هستند و این همان چیزی است که ارومیه روز اول آبان (۲۳ اکتبر) شاهد آن بود. مردم شهرک اسلام‌آباد شهر ارومیه در ارتباط با تعرض به یک دختر دبستانی به خیابان‌ها آمدند. پدیده‌ای که به اشکال گوناگون در بسیاری از نقاط ایران مشاهده شده است. پدیده‌ای آشنا برای مردم. پرسش حاکم بر شبکه‌های اجتماعی ناظر بر چرایی شکل‌گیری این نوع از عدالت، یعنی “عدالت خیابانی” است.

عدالت خیابانی چیست؟

در “عدالت خیابانی”، قاضی و دادگاه و مامور نقشی ندارند. مردم همه این نقش‌ها را خودشان برعهده می‌گیرند. هم نقش قاضی را بازی می‌کنند و هم برای برقراری عدالت خود خوانده دست به کار می‌شوند.

“عدالت خیابانی” یا آنچه در زبان انگلیسی به Street Justice یا به Frontier Justice شهرت دارد، پدیده‌ای اجتماعی است. این پدیده زمانی بروز می‌کند که یا اثری از نظم و قانون نباشد یا مردم از قوه قضاییه و نظم قضایی کشور ناخرسند و ناراضی باشند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

در “عدالت خیابانی”، آن دسته از مردمی که احساس بی‌عدالتی و ظلم می‌کنند، خودسرانه برای مجازات مجرم یا مجرمان دست به عمل می‌زنند. از آنجا که دادگاه و دادرسی‌ای در کار نیست دو خطر وجود دارد: یکی اقدام به مجازات خاطی پیش از اثبات جرم و دیگری تعیین مجازاتی که با موضوع اتهام و جرم همخوان نیست.

صرف‌نظر از پاسخ به این پرسش که آیا آمدن اهالی و والدین دانش‌آموزان در اسلام‌آباد ارومیه به خیابان‌ها و آتش زدن وسايل مدرسه و خودرو‌ها پدیده‌ای قابل دفاع است یا نه، رفتار مردم اسلام‌آباد گواهی است بر بی اعتمادی به دستگاه قضایی و تصمیم مسئولان کشور. به سخن دیگر؛ نارضایتی از قوه قضاییه و گواهی بر ناکارآمدی قوه مجریه برای تامین امنیت، نظم و قانون.

بی‌اعتمادی فراگیر

اکنون قرعه به نام شهرک اسلام‌آباد ارومیه افتاده تا شاهد پدیده‌ “عدالت خیابانی” باشد. این بار تعدی به یک دختر دبستانی باعث آن شد که مردم مستقلا برای انتقام از سرایدار وارد عمل شوند. موضوعی که اینک خوراک و دست‌مایه کار شبکه‌های اجتماعی شده است.

رویدادهای شهرک اسلام‌آباد ارومیه نه تنها خیلی سریع به شبکه‌های اجتماعی راه یافت، بلکه به بحث‌های زیادی نیز دامن زد. هشتگ‌هایی برای پیگیری این موضوع شکل گرفت. از آن جمله بود: #‌ارومیه، #تعرض، #آزارجنسی و #‌اسلام‌آباد.

مهم‌ترین نکته‌ای که در پست‌های مربوط به حوادث اول آبان جلب توجه می‌کند، باور کاربران به ناکارآمدی دستگاه قضایی کشور است. در این بین، شماری از کاربران ضمن محکوم کردن تعرض به این دختر دبستانی، نسبت به آتش زدن مدرسه واکنش نشان داده‌اند. به عنوان نمونه کاربری به نام اشکان درباره علت شکل‌گیری عدالت خیابانی می‌پرسد:

و کاربر دیگری در پاسخ به بیان این جمله بسنده می‌کند:

سخنان ضد و نقیض مسئولان و به ویژه اظهارات معاون سیاسی امنیتی آذربایجان غربی نیز از جمله مواردی است که به این بی اعتمادی دامن می‌زند. کاربری در این باره چنین نوشته است:

“بد اخلاقی” سرایدار

خبرگزاری مهر از پایان ناآرامی در شهرک اسلام‌آباد غرب خبر می‌دهد. اعتراضاتی که بنا بر گزارش این خبرگزاری منجر به آتش زدن اموال عمومی و از جمله «مدرسه و تعدادی از اماکن عمومی» شده است.

اما خبرگزاری مهر به نقل از علیرضا رادفر، معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان غربی منکر خبر تعرض به این دختر دبستانی می‌شود و می‌نویسد: «تمام مسئولان و مقامات حاضر در منطقه وجود تجاوز و آزار و اذیت جنسی این دانش‌آموز را تکذیب و رد کردند.» همین مسئولان در عین حال وعده بررسی و پیگیری موضوع را داده‌اند.

این در حالی است که منطق حکم می‌کند موضوع اول پیگیری شود و بعد تایید یا تکذیب.

معاون سیاسی و امنیتی استان آذربایجان غربی پس از تکذیب و پیش از پیگیری گفته است: «بررسی‌های دقیق نشان داده که دانش‌آموزی مورد تعرض قرار نگرفته و نیروی خدماتی مدرسه چند روز پیش قصد بداخلاقی داشته است.»

رادفر توضیحی درباره “بداخلاقی” سرایدار نمی‌دهد. وانگهی در چارچوب مسائل حقوقی اتهامی تحت عنوان “بداخلاقی” ثبت نشده است.

ساعاتی پس از اظهارات او، ناصر اصلانی، فرمانده انتظامی همین استان، خبر از دستگیری سرایدار می‌دهد. اما فرمانده انتظامی استان هم علت دستگیری سرایدار را بیان نمی‌کند و هنوز روشن نیست که “بداخلاقی” سرایدار باعث دستگیری او شده یا علت دستگیری چیز دیگری بوده است. کاربری به همین تناقض چنین می‌پردازد:

آتش زدن مدرسه

“عدالت خیابانی” در جامعه پرالتهاب ایران ، به‌گونه‌ای مداوم بازتولید می‌شود. سایت تابناک حتی از آتش زدن دو مدرسه در این شهرک خبر می‌دهد. همچنین چند خودرو نیز در جریان این ناآرامی‌ها به آتش کشیده شدند. عکس‌ها و ویدیوهای بسیاری از ناآرامی‌های ارومیه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. از جمله در این پست:

کاربری در توییت خود درباره چرایی آتش زدن مدرسه می‌پرسد. پرسشی که از سوی بسیاری از کاربران مطرح شده است:

کاربری ریشه این رفتار مردم را در خشونت‌گرایی حاکم بر کشور می‌داند و می‌نویسد:

فرد دیگری معتقد است که علت را نمی‌توان به خشونت‌گرایی حاکم بر کشور تنزل داد. او چنین واکنش‌هایی از سوی مردم را هم برخاسته از رفتار خشنی می‌داند که نیروهای انتظامی در برابر مردم به کار می‌گیرند و هم ناشی از بی‌اعتمادی به دستگاه قضایی.

No responses yet

Oct 24 2017

آتوسا عباسی؛ بانوی دوچرخه سوار دستفروش مربی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی


ورزش بانوان: آتوسا عباسی بانوی رکابزن سابق تیم ملی پس از اعلام خبر دستفروشی اش به عنوان مربی منصوب شد.

به گزارش سایت ورزش بانوان؛ آتوسا عباسی رکابزن سابق تیم ملی دوچرخه سواری که خبر دستفروشی او منتشر شد، اکنون پس از اینکه فدراسیون اعلام کرد مجوز باشگاه داری او را  صادر می‌کند، هیات تهران هم این رکابزن را به عنوان مربی منصوب کرد.

رییس هیات دوچرخه سواری تهران در حکمی عباسی را به عنوان مربی غرب شهر تهران منصوب کرد.

در متن حکم صادره از سوی هیات دوچرخه سواری تهران، تاریخ صدور ابلاغ به سال ۹۵ صادر شده که “امید سراجی” رییس هیات دوچرخه‌سواری تهران اعلام کرد که این تاریخ اشتباه تایپی بوده و حکم مذکور به تاریخ ۲ آبان ۹۶ صادر شده است./ایسنا

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .