No responses yet

Sep 25 2020

بیم‌ها و امیدهای سران عراق در آستانۀ جنگ با ایران

نوشته: در بخش: امنیتی,تاریخی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌‌سی: بعد از انقلاب ایران رهبران عراق تحولات این کشور را با نگرانی دنبال می‌کردند. اسناد آرشیو محرمانۀ حکومت بعثی عراق تأملات آنها را از خلال مکالماتشان بازتاب می‌دهد. این اسناد که بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین به دست آمد در دانشگاه دفاع ملی آمریکا نگهداری می‌شود و ترجمۀ آنها به زبان انگلیسی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است. متن مکالمات صدام و یارانش در جلسه‌ای که چند روز بعد از پیروزی انقلاب ایران تشکیل شد نشان می‌دهد که آنها با بیم و امید به اتفاقات این کشور همسایه نگاه می‌کردند. در این جلسه صدام از طرفی اظهار امیدواری می‌کند که ایران یکپارچه و باثبات بماند و دوست اعراب باشد اما از طرف دیگر تأکید می‌کند که هر گروهی در ایران به قدرت برسد اگر بخواهد تهاجمی رفتار کند چاره‌ای غیر از واکنش نظامی باقی نمی‌ماند. او می‌گوید: “ما نگران وضع فعلی ایران نیستیم بلکه نگران پیامد غیر قابل پیش‌بینی مراحل مختلف [تحولات] در ایران هستیم. ما ایرانی می‌خواهیم که توسعه‌یافته و همسایۀ خوبی باشد و با اعراب خصومت نداشته باشد. آیا این شدنی است؟ با اطمینان نمی‌توانیم بگوییم که بله یا نه.” صدام به روند تحول انقلابی کشورهای دیگر اشاره می‌کند و به این نکته توجه می‌دهد که در کوبا، مصر و خود عراق هم اوضاع مرحله‌به‌مرحله تغییر کرد و بنابراین از مرحلۀ اول انقلاب ایران نمی‌توان دربارۀ اتفاقات آینده نظر قطعی داد. اما ۹ ماه بعد، او در یک جلسۀ دیگر با مشاورانش بر حمایت از جریان‌های شورشی در خوزستان و کردستان ایران تأکید می‌کند: “هم عرب‌ها هم کردها الان دارند شورش می‌کنند و آنها باید به خودمختاری برسند.” او می‌گوید که اگر عرب‌های خوزستان اسلحه، پول، تبلیغات رسانه‌ای و حمایت سیاسی بخواهند حکومت عراق برای آنها فراهم خواهد کرد.

ایران و عراق با وساطت الجزایر توافق کرده بودند که در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند طبق عهدنامۀ الجزایر که در سال ۱۹۷۵ میلادی امضا شد ایران و عراق متعهد شده بودند که در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند. اما بعد از انقلاب ایران دو طرف از گروه‌های شورشی علیه یکدیگر حمایت می‌کردند. صدام که در اولین روزهای بعد از انقلاب بر اهمیت عدم خصومت بین ایران و اعراب تأکید کرده بود این بار در خلوت خود با یارانش حکومت‌های عرب منطقۀ خلیج فارس را فاسد و مایۀ ننگ می‌خواند و می‌گوید که کاش حکومت انقلابی ایران آنها را “سلاخی” می‌کرد: “اگر خمینی ذره‌ای شرف و حس میهن‌پرستی حقیقی داشت به آنها فرصت بقا نمی‌داد.” او این را در شرایطی می‌گوید که مصر چند ماهی است با اسرائیل پیمان صلح امضا کرده و عراق خود را گزینۀ مناسبی برای به دست گرفتن رهبری جهان عرب می‌داند. صدام به این نکته اشاره می‌کند که وزن “افزوده” عراق در معادلات بین‌المللی بیشتر شده است و کشورهای عرب می‌خواهند با استفاده از آن در برابر یکدیگر موازنه برقرار کنند.

عراق خود را گزینۀ مناسبی برای رهبری جهان عرب می‌دید صدام می‌گوید انقلاب ایران، تصمیم آمریکا بوده است و آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها هر دو می‌خواهند کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را از عراق بترسانند تا بهانۀ دخالت سیاسی و نظامی آنها در منطقه فراهم شود. او گروگان‌گرفتن دیپلمات‌های آمریکایی در تهران را هم بهانه‌ای برای آمریکا تعبیر می‌کند.

اقدام نظامی گام به گام

صدام در جلسه‌ای دیگر با مشاورانش که حدود یک هفته قبل از شروع رسمی جنگ با ایران برگزار می‌شود با اشاره به تصرف دو منطقۀ زین‌القوس و سیف سعد (میمک) می‌گوید سیاستش پس‌گرفتن تدریجی این مناطق از ایران بوده است که طبق عهدنامۀ الجزایر بایستی به عراق واگذار ‌می‌شدند. او می‌گوید تصرف گام‌به‌گام برای این است که ایران بیش از حد واکنش نشان ندهد و دو طرف در موقعیتی قرار نگیرند که هیچ‌کدام نمی‌خواهند. این در حالی است که طی ماه‌های گذشته ایران و عراق بارها در مناطق مرزی عملیات پراکنده‌ای علیه یکدیگر داشته‌اند.

صدام سیاست خود را تصرف گام‌به‌گام مناطق مورد نظر برای جلوگیری از واکنش شدید ایران عنوان کرد اما این پایان ماجرا نیست. صدام می‌خواهد شط‌العرب هم کاملاً تحت حاکمیت عراق درآید و کشتی‌های ایرانی فقط با پرچم عراق در این رودخانه تردد کنند. طبق عهدنامۀ الجزایر، ایران و عراق توافق کرده بودند که مرز آبی دو کشور “خط‌القعر شط‌العرب” باشد (خط فرضی که از عمیق‌ترین نقاط قابل کشتی‌رانی رودخانه می‌گذرد). ولی حالا رئیس جمهوری عراق می‌گوید که ایران به تعهدات خود عمل نکرده است و نقض هر یک از آنها هم طبق عهدنامۀ الجزایر به معنای لغو کل عهدنامه است. او پیمان الجزایر را “مرده” تلقی می‌کند. اما اذعان می‌کند که این‌ها فقط بهانه‌های حقوقی اقدام نظامی عراق هستند: “من دنبال دلیل حقوقی نمی‌گردم. آنچه که حالا برای ما اهمیت دارد این است که ما می‌توانیم زمین‌هایمان را پس‌بگیریم. همین. همۀ دلایل حقوقی دیگر باید برای افکار عمومی بین‌المللی ارائه شود.” صدام تأکید می‌کند که از سر ناتوانی و ناچاری به توافق با ایران تن داده بود چون مهمات ارتش عراق در جنگ با شورشیان کرد که از حمایت ایران برخوردار بودند ته کشیده بود و ادامۀ وضع موجود ممکن نبود.

صدام می‌گفت که اگر توان نظامی کافی در برابر ایران داشت با شاه توافق نمی‌کرد او می‌گوید درست یک روز بعد از شروع جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ حزب بعث اعلام کرد که آماده است مناقشات با ایران را به صورت مسالمت‌آمیز حل کند در حالی که عراق درگیر ارسال امکانات نظامی به سوریه برای دفاع از دمشق بود: “ما منتظر جواب شاه نماندیم. بلکه تصمیم خودمان را در رادیو اعلام کردیم و نیروهایمان را از مناطق مرزی فراخواندیم و آن مناطق را کاملاً تخلیه کردیم در حالی که ارتش شاه بسیج شد تا با ارتش ما مقابله کند… اگر مهمات کافی داشتیم در برابر او انعطاف نشان نمی‌دادیم و خط‌القعر شط‌العرب را واگذار نمی‌کردیم.”

فرصت “تاریخی” برای عراق

ارزیابی صدام از شرایط موجود این است که افکار عمومی جهان عرب از اقدام عراق حمایت خواهد کرد. عزت ابراهیم الدوری، معاون او، هم تأکید می‌کند که یک فرصت تاریخی برای ارتقای جایگاه عراق در جهان عرب به دست آمده است: “اگر این کار با موفقیت انجام بگیرد عراق را در جایگاهی برجسته و بسیار مؤثر قرار خواهد داد. عراق از این طریق در آینده می‌تواند گام‌های بزرگی در جهت تحقق اهدافش در داخل و در جهان عرب بردارد. همچنین این فایده را دارد که یک ارتش انقلابی و ایدئولوژیک بر اساس این اصل می‌سازیم که نیروی مسلح خلق عرب باشد و این اقدام، آن را از نظر روانی، معنوی، نظامی و فنی به طراز یک نیروی نخبه و سطح بالا ارتقا می‌دهد.” با این حال، او این نگرانی را مطرح می‌کند که شوروی ممکن است مهمات کافی در اختیار عراق نگذارد و آنها مجبور شوند به دنبال منابع تسلیحاتی دیگری در گوشه و کنار جهان بگردند. ارتش عراق آن زمان عمدتاً از تسلیحات روسی استفاده می‌کرد. صدام وضعیت نظامی ایران را ضعیف ارزیابی می‌کند. او و یارانش با توجه به آشفتگی اوضاع سیاسی و امنیتی ایران شانس موفقیت خود را زیاد می‌دانند. سازمان اطلاعات نظامی عراق (استخبارات) در گزارش محرمانه‌ای درباره اوضاع ایران پیش‌بینی کرده بود که رابطۀ حکومت جدید با سازمان‌های مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق بدتر خواهد شد. گزارش استخبارات همچنین به درگیری حکومت مرکزی با گروه‌های مسلح در کردستان اشاره کرده و گفته بود که کمبود تدارکات و ادامۀ تفرقه و تضاد در میان نیروهای سیاسی باعث تضعیف بیشتر توان رزمی ایران خواهد شد. با این اوصاف، استخبارات به این نتیجه رسیده بود: “واضح است که در حال حاضر ایران توان عملیات تهاجمی گسترده علیه عراق یا دفاع از خود در مقیاس وسیع را ندارد.”

صدام و مشاورانش با توجه به آشفتگی اوضاع ایران بعد از انقلاب ارزیابی خوش‌بینانه‌ای از پیامدهای اقدام نظامی داشتند در چنین شرایطی عراق علاوه بر حمایت از برخی گروه‌های شورشی در مناطق مرزی، به مرکزی برای فعالیت بعضی از مقام‌های رژیم پیشین ایران تبدیل شده بود. گروهی از هواداران آنها اقدام به کودتا کردند. ولی کودتای نوژه لو رفت و عوامل اصلی آن اعدام شدند. حکومت انقلابی ایران قبلاً هم بعضی از فرماندهان ارتش را اعدام کرده بود. از طرف دیگر، تلاش آمریکا برای آزادی ده‌ها نفر از کارمندان سفارتش در تهران که گروگان گرفته شده بودند بی‌نتیجه مانده بود. بعد از شکست عملیات کماندویی آمریکا برای آزاد کردن آنها عراق زمینۀ حمله به ایران را آماده‌تر می‌دید. شعار صدور انقلاب اسلامی و احساس خطر کشورهای عرب منطقه از ایران هم انگیزۀ اقدام نظامی عراق را تقویت کرده بود. شبل عیسمی، معاون دبیرکل حزب بعث عراق، در جلسۀ صدام با مشاورانش می‌گوید: “شکی نیست که شرایط بین‌المللی در حال حاضر به نفع ماست تا آن اراضی را پس بگیریم و این عملیات را انجام دهیم.” او حتی به امکان تصرف سه جزیرۀ تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خلیج فارس اشاره می‌کند که حق حاکمیت آنها مورد مناقشۀ ایران و امارات متحده عربی است. صدام می‌گوید در نامه‌ای به شیخ زاید، حاکم ابوظبی، نوشته که عراق توان نظامی تصرف این سه جزیره را دارد و از او خواسته که برای این منظور همکاری کند و دست کم به جامعۀ بین‌المللی بگوید که “به برادرانش اجازه می‌دهد تا آنها را برای او پس بگیرند.”

عراق می‌خواست به نمایندگی از امارات متحده عربی سه جزیره مورد مناقشه با ایران در خلیج فارس را تصرف کند شبل عیسمی لزوم پذیرفتن میانجی‌های بین‌المللی را مطرح می‌کند. صدام تأیید می‌کند و می‌گوید در دیدارش با یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین، از او خواسته تا به ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهوری ایران، پیغام دهد که حاضر است از نظام سیاسی جدید در ایران حمایت کند ولی در مورد حاکمیت مناطق مورد مناقشه کوتاه نخواهد آمد. او می‌گوید حتی حاضر است که میانجی‌گری اعراب با اسرائیل را بپذیرد. اما از کلامش پیداست که مذاکره را ترفندی برای رسیدن به هدف خود و تسلیم طرف مقابل می‌داند: “اگر اعراب به صدام حسین اختیار بدهند که با بگین (نخست‌وزیر اسرائیل) بنشیند و مذاکره کند به او خواهم گفت اعلام عمومی کن که همۀ سرزمین‌‎های اشغالی ۱۹۶۷ را پس می‌دهی، آن وقت باهم مذاکره می‌کنیم. وقتی که این را اعلام کرد و برگشت به او خواهم گفت کشور شما قانونی نیست و باید از سرزمین‌های ما بیرون بروید!” صدام و یارانش حکومت‌های کشورهای عرب منطقه را برای حمله به ایران همراه خود نمی‌بینند اما روی مردمان این کشورها حساب می‌کنند. علی ابوحسن، از مشاوران صدام، واکنش این حکومت‌ها را عمدتاً منفی پیش‌بینی می‌کند: “آنها یا کنار ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند یا خائن و توطئه‌گر هستند. همان‌طور که آقای رئیس جمهور گفتند من هم فکر نمی‌کنم تعداد زیادی از رژیم‌های عرب از ما حمایت کنند. اما در مورد مردم کشورهای عرب وضع فرق می‌کند و همه‌چیز به نتیجۀ نهایی عملیات بستگی دارد. اگر موفقیت‌آمیز باشد خلق عرب حکومت‌هایشان را وادار به تجدید نظر می‌کنند.” او همچنین هشدار می‌دهد که تحت کنترل گرفتن شط‌العرب به سادگی تصرف زین‌القوس و سیف سعد نیست و می‌تواند به جنگ تمام‌عیار بینجامد. او با اشاره به نیروی دریایی برتر ایران و پایگاه‌های هوایی این کشور در امتداد خلیج فارس و دریای عمان می‌گوید که ایرانی‌ها می‌توانند حمل‌و نقل بین‌المللی نفت در تنگۀ هرمز را مختل کنند. صدام می‌گوید اولویتش درگیری محدود در شط‌العرب است اما در حالی که مشت خود را روی میز می‌کوبد تأکید می‌کند که اگر ایرانی‌ها بخواهند بیش از حد واکنش نشان بدهند “سر آنها را در گل فرو خواهیم کرد تا به ارادۀ سیاسی ما عمل کنند.” او حالت مطلوب خود را پرهیز از جنگ تمام‌عیار و خودداری از حمله به اهداف شهری و نفتی اعلام می‌کند، با این حال اذعان می‌کند که وقتی جنگ شد ممکن است هر اتفاقی بیفتد و سیر حوادث از کنترل خارج شود. صدام می‌گوید: “ما می‌خواهیم اهداف نظامی را بمباران کنیم و دست آنها را بپیچانیم تا واقعیت‌های قانونی را بپذیرند.” او سپس از عدنان خیرالله، وزیر دفاع، می‌پرسد: “چه چیزی مانع این می‌شود که ما هر وقت خواستیم قصر شیرین را بگیریم؟” جواب می‌شنود که “هیچ چیز”. صدام و مشاورانش همچنین با اشاره به سیاست آیت‌الله خمینی در ضدیت با حکومت عراق استدلال می‌کنند که امکان ندارد او سازش کند چون مردی “یک‌دنده” است و حتی از لزوم “آزاد کردن” عراق حرف زده چه رسد به این که راضی شود عراق بخشی از اراضی تحت کنترل ایران را بگیرد.

آیت‌الله خمینی ارتش و مردم عراق را به قیام علیه صدام فراخوانده بود اما صدام ادعا می‌کند که آیت‌الله خمینی دیگر در ایران بر اوضاع مسلط نیست و کسی به حرف او گوش نمی‌کند. او می‌گوید که ارتش عراق بعثی است اما ارتش ایران پیرو خمینی نبوده و شعار “ارتش ۲۰ میلیونی” و پیشروی بدون مانع به طرف بغداد را جدی نمی‌گیرد. صدام می‌گوید به رسانه‌های عراق دستور داده که خطاب به سربازان ارتش ایران بگویند آیت‌الله خمینی آنها را به جبهۀ جنگ و زیر آتش می‌فرستد تا سپاه پاسداران در داخل کشور بازی قدرت را آن طور که می‌خواهد پیش ببرد. پیام تبلیغاتی صدام که رادیوی فارسی عراق باید به ارتش ایران بدهد این است: “ما ضد ایران نیستیم.” او حکومت ایران را “نژادپرست”، “عقب‌مانده”، “بدگمان” و “نفرت‌انگیز” توصیف می‌کند و دستور می‌دهد که منازعات نژادی از رادیوی فارسی عراق حذف شود. همچنین تأکید می‌کند که آنچه برای ایرانی‌ها پخش می‌شود باید متفاوت از حرف‌هایی باشد که در عراق مطرح می‌شود.

تیر آخر به پیمان الجزایر و آغاز رسمی جنگ

فردای آن روز، صدام در پارلمان عراق جلوی دوربین‌های تلویزیون اعلام می‌کند که عهدنامۀ الجزایر ملغی شده چون ایران به تعهداتش عمل نکرده است. او می‌گوید عراق حالا به زور متوسل خواهد شد. عراق اعلام می‌کند که شط‌العرب کاملاً تحت حاکمیت این کشور درمی‌آید و کشتی‌های ایرانی فقط با پرچم عراق می‌توانند از آن عبور کنند. ایران نمی‌پذیرد. اطراف رودخانه درگیری‌های شدیدی رخ می‌دهد. سپس عراق حملۀ هوایی و زمینی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز می‌کند.

جنگ ایران و عراق از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم بود در یک جلسۀ رهبران عراق که چند روز بعد از آغاز رسمی جنگ تشکیل می‌شود طارق عزیز، معاون صدام، می‌گوید: “نقل است که رژیم [جمهوری اسلامی] در ایران تأسیس نشد. آنها ایران را نساختند و بنابراین برای ایران هیچ تلاشی نکردند.” صدام می‌گوید: “این تحلیل هوشمندانه و درست است… شما [عراقی‌ها] یک کشور ویران را تحویل گرفتید و آن را ساختید. وقتی هر سنگ آن خراش برمی‌دارد انگار قلب شما خراش برداشته است… در طرف دیگر، آنها (رژیم جدید ایران) کشوری توسعه‌یافته را تحویل گرفتند… عمارتی که قبلاً ساخته شده بود و آنها نیاز نداشتند که برایش بکوشند و با آن نسبتی نداشتند.” جنگی که صدام و یارانش با این اوصاف و تعابیر آغاز می‌کنند هشت سال طول می‌کشد و در دو کشور صدها هزار کشته و صدها میلیارد دلار خسارت به جا می‌گذارد تا اینکه در نهایت دو طرف با میانجی‌گری سازمان ملل متحد به مرزهای بین‌المللی برمی‌گردند. یک دهه بعد از آغاز این جنگ، صدام و یارانش جنگ دیگری را آغاز می‌کنند، این بار علیه کشور نفت‌خیز کویت که در جنگ با ایران کمکشان کرد اما حاضر نبود ده‌ها میلیارد دلار طلبش از عراق را ببخشد. آنها باز دچار اشتباه محاسبه می‌شوند و با طرح کردن مناقشات ارضی و نفتی، کل کویت را اشغال می‌کنند. اما با واکنش ویرانگر ائتلافی نظامی به رهبری آمریکا از کویت عقب می‌نشینند. عراق زیر بار تحریم‌های بین‌المللی خردکننده‌ای می‌رود که سالها بعد با یک حملۀ نظامی دیگر از طرف آمریکا و متحدانش به فروپاشی حکومت بعثی می‌انجامد و از قضا نفوذ ایران در این کشور عمدتاً شیعه‌نشین گسترش می‌یابد.

No responses yet

Sep 20 2020

نیویورک تایمز: رهبر ایران نگران حمله نظامی آمریکاست

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سیاسی

بی‌بی‌سی: نیویورک تایمز در گزارشی با استناد به گفته‌های مقام‌های آمریکایی و کشورهای هم‌پیمان آمریکا مدعی شده که “رهبر ایران، دست‌کم در مقطع فعلی، هر نوع انتقامجویی و رویارویی مستقیم با آمریکا را منع کرده و فقط اجازه داده فعالیت‌های سایبری گسترش یابد.”

طبق این گزارش که چهار نفر از خبرنگاران این روزنامه نوشته‌اند، ایران “نگران” تلافی و حمله نظامی آمریکا و اسرائیل است.

نیویورک تایمز چاپ آمریکا، در این مطلب با استناد به گزارش اطلاعاتی که در اختیار مقام‌های آمریکایی و متحدان آنها قرار گرفته، می‌گوید ایران همچنین برنامه‌های پارسال خود را برای تاثیر بر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در پاییز امسال کنار گذاشته‌ است؛ نقشه‌هایی مانند حمله به کشتی‌ها در خلیج فارس یا ذخایر نفتی در خاورمیانه با هدف این که شوک اقتصادی آن بر انتخاب مجدد دونالد ترامپ اثر بگذارد.

در این گزارش، نیویورک تایمز با استناد به منابع خبری خود و تحلیل آنها از اوضاع ایران می‌گوید تهران در محاسباتش به این نتیجه رسیده که بعد از بحرانی که همه‌گیری کرونا برای اقتصاد جهان ایجاد کرد، هر نوع حمله به منابع نفتی بی‌اثر است. و اینکه ایران باور دارد که هر نوع حمله‌ای جز حملات سایبری به نفع آقای ترامپ خواهد بود چرا که به او اجازه می‌دهد با هدف تامین نظر رای‌دهندگان حامی خود، آمریکا را برای یک پاسخ نظامی به ایران آماده کند.

اما بر خلاف آنچه گزارش نیویورک تایمز از استراتژی فرمانده کل قوا در جمهوری اسلامی ایران می‌گوید، فرماندهان سپاه دست‌کم در سخنرانی‌ها، بارها آمریکا را به تلافی “سخت” تهدید کرده‌اند. حسین سلامی، فرمانده سپاه ایران امروز، شنبه ۲۹ شهریور تاکید کرد که ایران در پی کشته شدن قاسم سلیمانی به دنبا ل”انتقام قطعی، جدی و واقعی” از آمریکا است.

آقای سلامی در عین حال که آمریکا را تهدید می‌کرد در میان سخنانش به این اشاره کرد که ایران در حمله به پایگاه عین‌الاسد در عراق، “هیچ سرباز آمریکایی را نکشته” است.

منبع تصویر، BBC Sport
توضیح تصویر،

نیویورک تایمز پیشتر در گزارشی گفته بود که حمله به نطنز کار اسرائیل بوده است

نیویورک تایمز با استناد به مقام‌های ارشد آمریکایی و کشورهای هم‌پیمان که در جریان گزارش اطلاعاتی قرار گرفته‌اند، نوشته سران ایران “در خفا باور دارند که آمریکا و اسرائیل پشت عملیات‌های اخیر علیه ایران بوده‌اند.” مانند آنچه در تأسیسات هسته‌ای نطنز اتفاق افتاد؛ اما رهبران جمهوری اسلامی از هرنوع تلافی خودداری می‌کنند؛ چون این رویدادها را “تله‌ای” می‌دانند که چیده شده تا ایران تلافی کند و به دنبالش آنها هم به ایران حمله کنند.

خبرنگاران نیویورک تایمز در این مقاله مشترک نوشته‌اند که آمریکا در چند روز گذشته فشارهای خود علیه ایران را تشدید کرده است؛ از آن جهت که جمهوری اسلامی را به برنامه‌ریزی برای ترور دیپلمات‌های آمریکایی و حملات سایبری و خرابکاری در انتخابات ماه نوامبر متهم کرده و همچنین تحریم‌ها را افزایش داده است. اما به گفته این روزنامه، این کارزار برای انزوا و بدنام کردن ایران در تضاد با موقعیت فعلی این کشور است که در گزارشی به اطلاع مقام‌های ارشد آمریکا رسیده است.

البته خود گزارشگران نیویورک تایمز به این موضوع اشاره می‌کنند که اطلاعات محرمانه آمریکا از نیت و اهداف ایرانیان “همیشه غیردقیق” بوده و مقام‌های آمریکایی هم حاضر نیستند شواهدی را که با آن به این نتیجه رسیده‌اند، با جزئیات اعلام کنند؛ اما مقام‌های آمریکایی اعتقاد دارند که این نتیجه‌گیری که به دست آورده‌اند، با فعالیت‌های اخیر ایران در خاورمیانه هم‌خوانی دارد.
توضیح ویدئو،

مایکروسافت: هکرهای ایرانی، چینی و روس می‌خواهند در انتخابات آمریکا خرابکاری کنند

با تمام این اظهارات، به گزارش نیویورک‌تایمز، حملات سایبری ایران علیه اهداف آمریکایی شدت گرفته است. شرکت آمریکایی مایکروسافت هفته گذشته هشدار داد که یک گروه هکر به نام فسفوروس که با حکومت ایران در ارتباط است، “تلاش ناموفقی کرد که به حساب کاربری مقام‌های آمریکایی و کارکنان کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ نفوذ کند.”

ایران البته گزارش مایکروسافت را رد کرده بود.

مایکروسافت همچنین با تایید دادگاه فدرال آمریکا، ۱۵۵ دامنه اینترنتی را با این اتهام که در اختیار گروه‌های ایرانی بودند، مسدود کرد. اما مقام‌های اطلاعاتی آمریکا این حملات را موثر و جدی ارزیابی نکرده‌اند.

No responses yet

Sep 02 2020

آیا روسیه جمهوری اسلامی را برای ردیابی جنگنده‌های اف-۳۵ آماده کرده است؟

نوشته: در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

رادیوفردا: در پی تنش‌ بین ایران و آمریکا که در آغاز سال ۲۰۲۰ به خاطر کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، بالا گرفت، برخی منابع می‌گویند که روسیه ممکن است به ایران برای شناسایی و ردگیری هواپیماهای رادارگریز مافوق صوت آمریکا و اسرائیل کمک کرده باشد.

این مطلب را در روزهای اخیر خبرگزاری دولتی روسی «تاس» گزارش کرد و از قول یک مقام نظامی روس نوشت یک سامانه راداری روسی به نام «رزونانس» که به ایران فروخته شده است توانسته که «به‌طور موفقیت‌آمیزی» هواپیماهای اف-۳۵ آمریکایی را در ماه ژانویه در نزدیکی مرز با ایران شناسایی کند.

مقام یادشده، الکساندر استوچیلین، معاون مدیر پژوهشگاه رزونانس است که این هفته در جریان نشست بین‌المللی فناوری نظامی ۲۰۲۰ ارتش روسیه با خبرگزاری تاس گفت‌وگو کرد.

او مدعی شد که «در جریان رخدادهای معروف اول امسال» جنگنده‌های بسیار پیشرفته نسل پنجم آمریکا، معروف به «جنگنده تهاجمی مشترک» (جی‌اس‌اف) از سوی ایران ردیابی شد.

سایت خبری «نشنال اینترست» می‌نویسد که منظور او از «رخدادهای معروف اول امسال»، کشته شدن قاسم سلیمانی است.

اظهارات این مقام روسی در مورد وجود این‌گونه توانایی‌ها در ایران در تضاد با ضعف راداری سپاه پاسداران قرار می‌گیرد که منجر به سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی در نزدیکی تهران شد؛ رویدادی که جان تمامی سرنشینان آن پرواز را گرفت.

روزنامه الشرق الاوسط هم در شماره روز ۱۱ شهریور خود در گزارشی با اشاره به سامانه راداری رزونانس، ضمن ابراز تردید از مؤثر بودن این سامانه نوشت که به نظر می‌آید دفاع مقام‌های روسی از کارآمدی این سیستم برای جلب مشتریان بیشتر جهت خریداری سامانه مشابه از روسیه باشد.

به نوشته این روزنامه، در بازار نظامی بین‌المللی بین این سامانه و سیستم پاتریوت رقابت تنگاتنگی وجود دارد.

اشارات منابع روسی به همکاری پیشرفته راداری مسکو و تهران همزمان است با مقاومت مسکو در برابر تلاش‌های هفته‌های اخیر ایالات متحده برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران.

چند روز پیش از آغاز آخرین دور از تلاش‌های آمریکا در این خصوص امیر حاتمی، وزیر دفاع ایران، پس از ورود به مسکو گفت که گفت‌وگوهای او با مقام‌های روسی مربوط به «همکاری در زمینه فناوری پیشرفته نظامی» می‌شود.

تلاش‌های آمریکا در این راستا، تاکنون به خاطر مخالفت دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل با موفقیت همراه نبوده است.

رزونانس، موفق یا نه؟

سامانه رزونانس یک سیستم راداری با بسامد بسیار بالا است که برای هشدار سریع علیه نزدیک شدن هواپیمای رادارگریز و موشک‌های کروز رادارگریز طراحی شده است.

این سامانه شامل چهار کانتینر آنتن‌دار نود درجه ای است که مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند. حداکثر برد رزونانس ۱۱۰۰ کیلومتر است و می‌تواند تا پانصد هدف را ردگیری کند.

در حال حاضر به جز روسیه سه کشور الجزایر، مصر و ایران سامانه رزونانس را دریافت کرده‌اند.

به نوشته «نشنال اینترست»، گزارش‌های تازه‌تر نشان می‌دهد که این سیستم راداری دست‌کم از سال گذشته میلادی به‌طور تمام‌وقت در حریم هوایی ایران فعال بوده است.

الکساندر استوچیلین، معاون مدیر پژوهشگاه رزونانس، در این مورد گفته که خدمه این رادار در ایران اطلاعات مربوط به مسیر پرواز اف-۳۵ را «به‌طور واضح مخابره کردند و به این خاطر طرف مقابل دست به هیچ اقدام بازگشت‌ناپذیری نزد؛ از نوع اقدامی که می‌توانست به جنگی بزرگ منجر شود.»

این هفته سایت خبری اسرائیلی «آی۲۴نیوز» به نقل از گزارشی از روزنامه الجریده کویت نوشت که جنگنده‌های اف-۳۵ اوایل ماه جاری وارد حریم هوایی ایران شدند و شاید پیش از بازگشت به پایگاه‌شان در افغانستان به تهران نیز رسیده باشند.

این روزنامه گزارش کرده است که همان هنگام بر فراز فرودگاه بین‌المللی تهران صدای شکستن دیوار صوتی به گوش رسید.

سایت خبری آی۲۴نیوز نیز گزارش می‌کند که ماهواره‌های روسی ممکن است از مسیر حرکت این جنگنده‌ها فیلمبرداری کرده باشند اما معلوم نیست که برای یافتن مسیر آنها از سامانه رزونانس هم استفاده شده‌ است یا نه.

اوایل سال جاری روزنامه کویتی الجریده در گزارشی دیگر خبر داده بود که جنگنده‌های اف-۳۵ اسرائیل پروازهایی بر فراز سوریه و عراق داشته و برای انجام مأموریت شناسایی وارد حریم هوایی ایران نیز شدند.

«نشنال اینترست» هم می‌نویسد که بنابر اطلاعات، این جنگنده‌های اف-۳۵ از سوی رادارهای ایرانی و روسی مستقر در سوریه ردیابی نشدند که این می‌تواند نشانه ضعف سامانه رزونانس در پوشش کامل حریم‌ هوایی باشد.

در حال حاضر اسرائیل از معدود کشورهایی است که جنگنده اف-۳۵ آمریکایی را به خدمت گرفته است. طی ماه جاری دومین اسکادران اف-۳۵آی «آدیر» نیروی هوایی اسرائیل رسماً عملیات‌ خود را آغاز کرد.

منابع: ایتارتاس، نشنال اینترست، اللشرق الاوسط، آی۲۴نیوز و رادیو فردا / پ.پ

No responses yet

« Prev - Next »