اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Mar 16 2014

عرضه گسترده تلویزیون‌های مجهز به رسيور داخلی ماهواره در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: در حالی که از سال‌های گذشته بسیاری از نمایندگی‌ها در ایران تلویزیون‌های هوشمند “مجهز به رسيور داخلی ماهواره” می‌فروشند، “خبرگزاری” فارس” گزارش داده این تلویزیون‌ها به صورت قاچاق وارد ایران شده و در بازار به فروش می‌رسند.

خبرگزاری “فارس” شنبه ۲۴ اسفند، گزارش داد که مدل اصلی برخی تلویزیون‌های موجود در بازار ایران، دارای رسیور (گیرنده ماهواره‌) است که به سفارش ایران از تلویزیون‌ها برداشته می‌شوند‌.

آن‌طور که در این گزارش آمده اما تلویزیون‌هایی که رسیور (گیرنده ماهواره‌) آن‌ها برداشته نشده به صورت قاچاق از بانه و شیراز وارد ایران شده و هم‌اکنون در بازارهای ایران به فروش می‌رسند.

آن‌طور که در این گزارش به نقل از یک فعال بازار تلویزیون در ایران آمده از سال ۲۰۱۳ شرکت کره‌ای “ال جی” در تولید تلویزیون‌های خود سیستم رسیور را نیز اضافه کرده است. همچنین قرار است از سال ۲۰۱۴، تمام تولیدات تلویزیون شرکت سامسونگ نیز به این سیستم مجهز شوند.

بنا بر این گزارش با این تلویزیون‌ها بدون نیاز به رسیور مجزا، امکان دریافت سیگنال‌‌های ماهواره را دارند.

طبق قوانین ایران واردات تجهیزات ماهواره از جمله رسیور ممنوع است. به همین علت برای واردات قانونی، کارخانه تولید کننده این تلویزیون‌ها به سفارش ایران سخت‌افزار دریافت سیگنال ماهواره‌ را از آن‌ها برداشته است.

با این حال این فعال بازار تلویزیون در ایران تاکید کرده که با توجه به عرضه این تکنولوژی، هم‌اکنون تلویزیون‌هایی که به صورت قاچاق از بانه و شیراز وارد کشور می‌شوند، با قابلیت رسیور ماهواره در بازار به فروش می‌رسند.

تلویزیون‌هایی که “خبرگزاری فارس” از وجود آن‌ها در بازار ایران خبر می‌دهد خبر تازه‌ای نیست. از سال‌های اخیر ورود نسل جدید تلویزیون‌های هوشمند به ایران شروع شده و کافی است عبارت “تلویزیون مجهز به رسيور داخلی ماهواره” را در اینترنت سرچ کنید تا انواع و اقسام نمایندگی‌های مختلف که در ایران این تلویزیون‌ها را به فروش می‌رسانند را پیدا کنید.

بسیاری از تلویزیون‌های هوشمند که هم‌اکنون به صورت علنی در بازار ایران وجود دارند در کنار مجهز بودن به رسیور ماهواره، امکان اتصال به اینترنت و پشتیبانی از برنامه‌هایی هم‌چون اسکایپ که در ایران فیلتر است را هم دارند.

[به گزارش خبرگزاری‌های ایران، نیروی انتظامی در سال‌های اخیر برای جمع‌آوری ماهواره‌ها عملیات راپل انجام می‌دهد. در این نوع عملیات، نیروهای پلیس سیاه‌پوش و نقابدار همراه با طناب از دیوار ساختمان‌‌ها بالا رفته و اقدام به جمع‌آوری ماهواره‌ها از پشت بام منازل می‌کنند.]
رویش ناگزیر دایره‌های زنگی بر بام خانه‌ها

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، نیروی انتظامی در سال‌های اخیر برای جمع‌آوری ماهواره‌ها “عملیات راپل” انجام می‌دهد. در این نوع “عملیات”، نیروهای پلیس سیاه‌پوش و نقابدار همراه با طناب از دیوار ساختمان‌‌ها بالا رفته و اقدام به جمع‌آوری ماهواره‌ها از پشت بام منازل می‌کنند.

12345678910111213141516

فروش تلویزیون “مجهز به رسيور داخلی ماهواره” در ایران

به نظر می‌رسد پیشرفت تکنولوژی در کنار قانون رایج عرضه و تقاضا در بازار، بسیاری از قوانین محدود کننده نگهداری تجهیزات ماهواره در ایران را بی‌اعتبار کرده است. در حالی که سیاست‌مداران ایران از ممنوعیت استفاده از ماهواره سخن می‌گویند، به صورت علنی و گسترده هم‌اکنون تلویزیون‌های مجهز به “رسيور داخلی ماهواره” در بازار خرید و فروش می‌شوند.

سال‌هاست که نیروی انتظامی ایران مشغول جمع‌آوری دیش ماهواره‌ها از پشت‌بام خانه‌‌ها است. اما رشد روزافزون استفاده خانواده‌های ایرانی از ماهواره نشان از عدم موفقیت نیروی انتظامی در این مبارزه دارد.

پیش از این جواد زمانی یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفته بود: «با وجود قانون منع ماهواره ، وقتی روی پشت بام خانه‌های مردم ماهواره است و از آن استفاده می‌کنند‌، نوعی دهن کجی به قانون محسوب می‌شود‌، لذا بهتر می‌دانم این قانون لغو شود.»

با وجود طرح‌های مختلف برای جمع‌آوری ماهواره‌ها، نظرسنجی‌های صورت گرفته توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد، که حداقل ۴۵ درصد مردم تهران بیننده ماهواره هستند.

No responses yet

Mar 15 2014

زاکربرگ: اینترنت در خطر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: مارک زاکربرگ بنيانگذار و مديرعامل ميلياردر فيس بوک روز پنجشنبه ۲۲ اسفند در پيامی که روی صفحه فيس بوک خود منتشر کرد گفت که برنامه های شنود و جاسوسی دولت آمريکا از کاربران اينترنت خطری برای اين شبکه است و اعلام کرد که برای ابراز نارضايتی و مخالفت خود با اين وضعيت شخصا با باراک اوباما تماس گرفته است.

به گزارش رويترز يک روز قبل از انتشار پيام مارک زاکر برگ، وب سايت «اينتر سپت» در خبری اعلام کرد که اداره امنيت ملی آمريکا (ان اس آی) در برنامه های جمع آوری اطلاعات از سيستم های خودکار پخش بدافزار روی شبکه اينترنت و حتی از سرورهای جعلی با مشخصات فيس بوک استفاده کرده است.

مارک زاکر برگ در بخشی از پيام خود نوشت:«دولت آمريکا بايد مدافع و پيشروی شبکه اينترنت باشد و نه خطری برای آن. آنها بايد اقدامات خود در کنترل شبکه اينترنت را شفاف تر کنند در غير اينصورت مردم بدترين تصور را پيدا خواهند کرد.»

بنيانگذار فيس بوک اضافه کرد که برای بيان «مخالفت و اعتراض خود به صدمه ای که دولت آمريکا به آينده همه ما می زند» شخصا با باراک اوباما تماس گرفته و به وی گفته است که در مورد عملکرد دولت در اين زمينه سردرگم شده است.

آقای زاکر برگ در بخش ديگری از پيام خود نوشت:« دليل اصلی ادامه کار و توسعه شبکه اينترنت اين است که افراد و موسسات زيادی با کار مشترک خود سعی می کنند يک محيط امن مجازی ايجاد کرده و اين فضای مشترک را برای استفاده تمام جهان بهبود ببخشند.»
«به همين خاطر من تحت تاثير انتشار گزارش های مکرر در مورد عملکرد دولت آمريکا در اين زمينه احساس سردرگرمی می کنم. وقتی که مهندسان شرکت ما با تلاش فراوان سعی می کنند امنيت اينترنت را افزايش دهند هدف ما مقابله با اقدامات تبهکارانه است و نه محافظت از کاربران در برابر دولت.»

روزنامه گاردين نيز می نويسد که موسسه فيس بوک درگذشته نيز ازاقدامات دولت آمريکا برای کنترل شبکه اينترنت انتقاد کرده است. ولی با توجه به اينکه خود موسسه فيس بوک نيز بارها به خاطر عدم رعايت حريم خصوصی کاربران مورد انتقاد قرار گرفته است می توان گفت که مارک زاکر برگ در اين پيام خود لحن انتقادی بسيار تندی را به کار گرفته است.

مارک زاکر برگ يکی از مجموعه بزرگی از مديران شرکت های بزرگ اينترنتی جهان است که از برنامه های کنترل و شنود شبکه اينترنت توسط نهادهای امنيتی آمريکا انتقاد کرده اند.
مجموعه ای از اين شرکت ها از جمله فيس بوک، گوگل، ياهو، مايکروسافت و لينکدين در ماه دسامبر سال گذشته در يک بيانيه و اقدام مشترک از دولت آمريکا خواستند که روشهای کنترل شبکه اينترنت را اصلاح کند.

تحت تاثير اين اعتراضات رييس جمهور آمريکا اعلام کرد که در روش نهادهای امنيتی آن کشور تغييراتی صورت خواهد گرفت و از جمله ارتباطات مقامات ارشد دولتهای دوست و متحد آمريکا کنترل نخواهند شد.

ماريسا ماير مديرعامل شرکت ياهو نيز در بيانيه ای در ماه دسامبر گفت :«افشای اقدامات و طرحهای دولت آمريکا برای کنترل ارتباطات مردم به اعتماد کاربران به شبکه اينترنت به شدت لطمه زده است ودولت آمريکا با انجام اقدامات لازم بايد اعتماد مردم سراسر جهان را احيا کند.»

No responses yet

Mar 03 2014

وزیر ارشاد: فیلترینگ فیس‌بوک پس از مدتی لغو می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران با اعلام اینکه به اعتقاد او فیلترینگ فیس‌بوک باید پس از مدتی لغو شود گفت که وزارت فرهنگ در این باره در کارگروه مصادیق مجرمانه درخواست جلسه داده‌ است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، علی جنتی که روز یک‌شنبه ۱۱ اسفند در نشستی با نمایندگان اتاق بازرگانی تهران سخن می‌گفت با اشاره به محدودیت ایجادشده برای فیس‌بوک در ایران گفت: «اگر به عقب بازگردیم، می‌بینیم خیلی کارها که در اول انقلاب انجام شده مضحک به نظر می‌آید؛ مثل این که ویدئو و دستگاه فکس ممنوع بود.»

وی افزود: «به هر حال من شخصا با مجموعه فرهیختگان در کشور اعتقاد داریم که نمی‌توانیم افراد را در محیطی محدود محصور کنیم و ادعا کنیم هیچ ارتباطی با دنیا نداریم و به بهانه حفظ ارزش‌های اسلامی جلو چیزی را بگیریم.»

آقای جنتی تاکید کرد: «به بهانه حفظ ارزش‌های اسلامی جلو رشد چیزی را در کشور نمی‌توان گرفت. از این رو، مسئله فیلتر بودن فیس‌بوک جزو مواردی است که پس از مدت زمانی حل خواهد شد.»

وزیر ارشاد جمهوری اسلامی با بیان این‌که «الان در دنیا شبکه‌های اجتماعی فعال هستند»، تصریح کرد: «۷۰۰ میلیون نفر در دنیا عضو فیس‌بوک هستند که چهار میلیون نفر از این تعداد را ایرانی‌ها تشکیل می‌دهند ولی ما آن را محصور کرده‌ایم.»

وی با تاکید بر اینکه «در دولت چنین تفکری وجود ندارد که شبکه‌های اجتماعی را فیلتر کنیم»، اظهار کرد: «در کارگروه مصادیق مجرمانه که شش وزیر در آن عضو هستند، درخواست جلسه داده‌ایم. مباحث را در این زمینه به تفسیر بیان کرده‌ایم و اعلام کرده‌ایم نمی‌توانیم دور خود حصار بکشیم.»

وی در آخر گفت: «البته این موضوع جزو مواردی است که حل آن نیاز به زمان دارد و با گذشت زمان برطرف می‌شود.»

این اظهارات وزیر ارشاد در حالی بیان می‌شود که عبدالصمد خرم‌آبادی، رییس کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، روز هیجدهم آذرماه، فیس‌بوک را «دشمن نظام جمهوری اسلامی»، «سایتی صهیونیستی و جاسوسی» و «سایتی دارای محتوای مستهجن و عامل روابط نامشروع» دانست و مسئولان جمهوری اسلامی را از عضویت در آن برحذر داشت.

این در حالی است که برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، در این رسانه فعالیت می‌کنند و علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نیز در فیس‌بوک حضور دارد.

«کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در اینترنت» مجموعه‌ای به ریاست دادستان کل کشور و با عضویت مسئولان ارشد سیاسی، امنیتی و قضایی است که فیلترینگ اینترنت در ایران را بر عهده دارد.

مسئولان این کارگروه بر ادامه فیلترینگ فیس‌بوک که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ آغاز شد تاکید کرده‌اند.

«سازمان میراث و گردشگری را شخم زدند»

به گزارش ایسنا، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز یک‌شنبه در ادامه درباره وضعیت سازمان میراث فرهنگی گفت: «متاسفانه در سال‌های قبل سازمان میراث فرهنگی را شخم زده‌اند. عناصری که در آن حضور یافته‌اند آن را به هم ریخته و هر تکه آن را به جایی از ایران برده و بسیاری از آثار فرهنگی را مخدوش کرده‌اند.»

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یکی از مهم‌ترین کانون‌های انتصابات جنجالی محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری پیشین ایران بود.

انتصاب اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی تا روح‌الله احمدزاده و محمدشریف ملک‌زاده به این منصب هر یک با جنجال‌هایی همراه بود.

محمود احمدی‌نژاد در چارچوب طرحی به نام «تمرکززدایی» کوشید بخشی از کارکنان و هم‌چنین اسناد سازمان میراث فرهنگی را از تهران خارج کند.

علی کرمی، از کارکنان سازمان میراث فرهنگی ایران، شهریور ماه سال‌جاری خبر داد که در زمان مدیران قبلی سازمان میراث فرهنگی در دوره احمدی‌نژاد «۴۷ هزار» نسخه کتاب، نسخه خطی، و هزاران قطعه عکس تاریخی به همراه گزارش‌های باستان‌شناسی «به تاراج رفته و نابود شده‌ است».

«تفاهم» سه وزارتخانه برای بازگشایی انجمن صنفی

وزیر ارشاد در ادامه سخنانش، درباره آخرین وضعیت انجمن صنفی روزنامه‌نگاران خاطرنشان کرد: «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره بازگشایی مجدد انجمن صنفی روزنامه‌نگاران مشکلی ندارند.»

وی با اعلام این موضوع که تفاهم‌نامه‌ای میان سه وزارتخانه یادشده منعقد شده و قرار شده وزارت اطلاعات شکایت خود را پس بگیرد، تاکید کرد که «در حال حاضر وزارت اطلاعات شکایت خود را علیه انجمن صنفی روزنامه‌نگاران پس گرفته‌است».

علی جنتی افزود که: «قرار شده روزنامه‌نگاران عضو، مجمع عمومی تشکیل و هیات مدیره خود را انتخاب کنند.»

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، که فراگیرترین تشکل صنفی روزنامه‌نگاران ایران بود، پس از دوازده سال فعالیت در شهریورماه سال ۱۳۸۸ توسط دادستانی تهران پلمب شد.

به گفته بدرالسادات مفیدی٬ از اعضای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران٬ این اقدام در پی «ابراز نگرانی وزارت اطلاعات مبنی بر برگزاری گردهمایی‌هایی توسط روزنامه‌نگاران» صورت گرفت.

«به مطبوعات اجازه رشد نداده‌ایم»

وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه در بخشی دیگر از سخنانش با اذعان این‌که «به مطبوعات اجازه رشد نداده‌ایم» گفت که در حوزه کتاب و نشر در کشور «مشکلات زیادی داریم.»

وی در پایان گفت: «در حال حاضر برخی از سینماها در ایران تنها با ۳۰ تا ۵۰ درصد از ظرفیت خود کار می‌کنند، این در حالی است که ۳۳۰ سالن سینما در کشور داریم که هر کدام با مشکلات فراوانی مواجه‌اند.»

No responses yet

Feb 27 2014

از فواید فیس بوق یکی هم این است که بیضه اسلام ناب محمدی را بیمه کرده! جزئیات حضور ظریف در فیس‎بوک از زبان پدر علم آی‎تی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

عصرایران: وی با بیان اینکه دولت همکاری مناسبی در مورد فیس‎بوک داشته است، تصریح کرد: با تلاش دولت تدبیر و امید عضویت در فیس‎بوک جرم نیست.
پدر علم آی‎تی ایران وضعیت حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در فضای اینترنت را تشریح کرد.

به گزارش فارس، علی‎اکبر جلالی ظهر امروز در بخش دوم همایش ملی استان مجازی در بستر شبکه ملی اطلاعات که اکنون در گرگان در حال برگزاری است، اظهار داشت: 2 میلیون کاربر از کشورهای خارجی سخنان محمد جواد ظریف در صفحه فیس‎بوک را از طریق جستجوگر گوگل مشاهده کردند.

وی با بیان اینکه دولت همکاری مناسبی در مورد فیس‎بوک داشته است، تصریح کرد: با تلاش دولت تدبیر و امید عضویت در فیس‎بوک جرم نیست.

پدر علم آی‎تی ایران افزود: خیلی از وزرای دولت تدبیر و امید عضو شبکه اجتماعی فیس‎بوک هستند.

جلالی به سخنان محسن رضایی در خصوص جرم قلمداد کردن عضویت در فیس‎بوک تصریح کرد: محسن رضایی خودشان عضو فیس‎بوک بودند اما حالا که انتخابات تمام شده است آیا عضویت در این شبکه جرم تلقی می‎شود.

وی موفقیت محمدجواد ظریف در مذاکرات 1+5 را مرهون عضویت ایشان در شبکه اجتماعی عنوان کرد و گفت: اتفاق خوبی که در این مذاکرات افتاده به دلیل این است که ایشان در صفحه فیس‎بوک عضو هستند، اگر ایشان فیس‎بوک نداشت شاید اتفاقی که در 1+5 افتاد را شاهد نبودیم.

No responses yet

Feb 26 2014

دبیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما خواستار عذرخواهی نماینده روحانی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: دبیر شورای نظارت راجع به اظهارات دیروز مشاور رئیس جمهور در این مورد که صدا و سیما “معادل بودجه یک سال” خود از دولت بودجه اضافی خواسته توضیحی نداده است

بیژن نوباوه دبیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما خواستار برکناری حسام الدین آشنا از سمت نمایندگی دولت در شورای نظارت و عذرخواهی او به خاطر اظهاراتش در انتقاد از این نهاد شد.

به گزارش سایت شورای نظارت بر صدا و سیما، آقای نوباوه سه شنبه ۶ اسفند (۲۵ فوریه) افزود که اعضای شورا طی نامه ای به رئیس جمهور اعتراض خود را به اظهارات آقای آشنا اعلام خواهند کرد.

حسام الدین آشنا در واکنش به اظهارات امروز بیژن نوباوه، در مصاحبه با سایت تدبیر گفت منظور او از سخنان روز پیش تاکید بر این نکته بوده که “امکانات نظارتی از شورای نظارت گرفته شده است”.

آقای آشنا، مشاور رئیس جمهور و نماینده دولت در شورای نظارت بر صدا وسیما، دیروز با انتقاد شدید از رادیو – تلویزیون سراسری ایران گفته بود که این شورا به وظایف نظارتی خود عمل نمی کند.

وی افزوده بود وضعیت شورا به گونه ای شده که “گویی این شورای نظارت برصداوسیما نیست، بلکه شورایی از طرف صدا و سیما برای نظارت بر ریاست جمهوری است”.

بیژن نوباوه در واکنش به این انتقادات گفته است: “متأسفانه آقای آشنا از حداقل اطلاعات درخصوص عملکرد صد درصد موفق شورای نظارت در تحلیل محتوا و اجرا در عملکرد سازمان صداوسیما که طی ده ها مجلد کارشناسی منتشر شده بی اطلاع است.”

بحث بر سر ‘مشروح مذاکرات’ شورا

آقای نوباوه با ذکر اینکه “به نظر می رسد اعتراض غیر مسئولانه مشاور رئیس جمهور به دلیل عدم تحقق برخی از مطالبات وی از شورای نظارت صورت گرفته”، تاکید کرده که آقای آشنا “دائما اصرار دارد که مشروح مذکرات شورای نظارت در اختیار وی قرار گیرد تا بتواند از آن در جهت اهداف خود استفاده کند”.

انتقاد از “اصرار دائمی” آقای آشنا برای در اختیار داشتن مشروح مذاکرات شورای نظارت بر صدا و سیما، ظاهرا به آن معنی است که نماینده دولت حسن روحانی، امکان دسترسی به متن مذاکرات این شورا را ندارد.

حسام الدین آشنا و بیژن نوباوه، به ترتیب به نمایندگی از دولت و مجلس ایران در شورای نظارت بر صدا و سیما عضویت دارند.

آقای آشنا در بخشی از انتقادات دیروز خود گفته بود که صدا و سیما “علاوه بر بودجه رسمی این سازمان”، مبلغ سنگینی از دولت بودجه اضافی خواسته و برای تامین آن مهلتی دو ماهه تعیین کرده است.

او افزوده بود که مبلغ درخواستی، “معادل بودجه یک سال صداوسیما” بوده و عزت الله ضرغامی رئیس رادیو – تلویزیون سراسری ایران، در نامه ای به رئیس جمهور خواستار تامین آن شده است.

مشاور رئیس جمهور ایران توضیح بیشتری در مورد ماهیت این بودجه “غیر رسمی” و علت مطالبه آن نداده بود. بیژن نوباوه نیز در سخنان امروز خود، اشاره ای به این قسمت از اظهارات حسام الدین آشنا نکرده است.

شورای نظارت بر صداوسیما، مسئول ارائه گزارش عملکرد رادیو – تلویزیون سراسری ایران به رهبر جمهوری اسلامی است.

در این شورای شش نفره، هر یک از قوای مقننه، مجریه و قضاییه دارای دو عضو هستند و اکثر اعضای فعلی آن را محافظه کاران تشکیل می‌دهند.

No responses yet

Feb 26 2014

پناهندگی یک خبرنگار ورزشی در پی اتهام جاسوسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: مسیب سروندی روزنامه‌نگار و مفسر ورزشی پس از صدور قرار تامین و آزادی موقت از زندان اوین، از ایران خارج شده و درخواست پناهندگی کرده است.

این خبرنگار ورزشی به عنوان کارشناس با برنامه ورزش از نگاه ۲ و شبکه جام جم همکاری می‌کرد. سروندی همچنین مجری رادیو جوان بود. معاونت سردبیری روزنامه هدف و دبیر سرویس ورزشی سایت موج، در سوابق او دیده می‌شود.
سروندی که همراه تیم‌های ورزشی ایران به عنوان خبرنگار به کشورهای مختلف اعزام شده، طی یک و نیم سال گذشته در شبکه فیزیک TV که از امارات پخش می‌شود، به عنوان تهیه کننده و مجری فعالیت می‌کرد.

او با اشاره به دوران حبس در زندان اوین و سپس خروجش از ایران می‌گوید اجرای برنامه او در یک شبکه ماهواره‌ای، ابعادی کاملاً ورزشی داشت. مسیب سروندی با توجه به قوانین روادید، ناگزیر بوده دو ماه در امارات به سر ببرد و یک ماه در ایران. اما مجریگری در آن شبکه و همچنین رفت و آمد مکرر بین تهران و دبی، باعث ایجاد شائبه جاسوسی شد که به اعتقاد او “کاملا غلط و غیر منطقی است.”

اتهام جاسوسی به خبرنگار ورزشی

سروندی درباره ماجرای بازداشت خود گفت که اواخر آذر ۱۳۹۱ با حضور ماموران وزارت اطلاعات در منزل‌ دستگیر شده و اسناد رسمی پیرامون این ماجرا را تسلیم مقامات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کرده است.

سروندی در مصاحبه اختصاصی با دویچه وله افزود: «تا یک هفته حتی به خانواده‌ام نیز خبر ندادند که در کدام زندان یا بازداشتگاه هستم و اصلاً ماجرا از چه قرار است. در انفرادی زندان اوین بودم و توسط افراد مختلف بازجویی شدم. وقتی مرا برای صدور حکم نزد قاضی بردند، خواهر و برادر یک مدیر شبکه تلویزیونی دیگر هم بودند که با وثیقه ۵۰۰ میلیونی آزاد شدند. می‌گفتند پدرشان همچنان زندانی است. متاسفانه این رویه غیر انسانی رایج شده که برای تحت فشار قرار دادن خبرنگاران، خانواده‌هایشان را آزار می‌دهند.»

سروندی تاکید کرد: «در آن روزهای پر عذاب، هربار یک موضوع جدید را به جرم‌های مرتکب نشده‌ام، اضافه می‌کردند که اگر بخواهم به دو مورد اصلی از اتهامات اشاره کنم، اول گفتند فساد اخلاقی را ترویج کرده‌ام و سپس متهم به جاسوسی شدم و اصرار بر اینکه با چه کسانی در ارتباط هستم.»

سروندی در باره واکنش ورزشکاران که با وی سال‌ها در ارتباط بوده‌اند، گفت: «خانواده‌ام که به من دسترسی نداشتند به همین ورزشکاران متوسل شدند. خوشبختانه در آن روزها ورزشکاران بزرگی مانند حمید سوریان، مجید خدایی، حسن رنگرز و چند چهره دیگر در دادسرای شهید مقدس اوین حاضر شدند تا وساطت کنند. حضورشان بسیار موثر بود و قاضی پرونده با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی دستور آزادی موقت را صادر کرد.»

خروج غیر قانونی از ایران

این گزارشگر ورزشی گفت که ورزشکاران یاد شده به هیچ وجه در جریان مفاد پرونده نبودند. به گفته وی این قهرمانان فارغ از این‌که موضوع و موارد اتهام چیست، برای هر خبرنگار دیگری هم که به مشکل می‌افتاد، پا پیش می‌گذاشتند. وی افزود: «از آنها سپاسگزارم که اگر نبودند، من حالا همچنان در اوین بودم.»

سروندی درباره روزهای پس از آزادی تصریح کرد که دیگر به امارات بازنگشته و ناگزیر فقط منتظر برگزاری دادگاه بوده. با این تصور که به زعم او مراجع قضایی و امنیتی، به اشتباه خود درباره بی‌اساس بودن اتهام جاسوسی پی برده‌اند.
اما در عمل، اتفاق دیگری رخ داد: «دوم اسفند نامه آمد و خواستند به دادسرای اوین مراجعه کنم. به محض حضور، مجدداً بازداشت شدم. گفتند با خانه تماس بگیرم تا گذرنامه‌ام را بیاورند. فردای همان روز آزاد شدم. این ماجرا همزمان بود با دستگیری گروهی از خبرنگاران که در داخل ایران فعالیت می‌کردند و هیچ جرمی هم مرتکب نشده بودند.»

او با اشاره به دریافت احضاریه ۲۵ اسفند برای حضور در دادسرای اوین، درباره چگونگی خروجش از ایران به دویچه وله فارسی گفت: «حکم رسمی ممنوع‌الخروجی را دریافت کرده بودم اما تفاوتی هم نداشت. چون گذرنامه نداشتم که بخواهم از کشور خارج شوم. وقتی دیدم سوابق مشخص من در صداوسیما و رسانه‌های مکتوب باعث خلاصی من نخواهد شد و حتی پادرمیانی مطرح‌ترین چهره‌های ورزشی نیز بی‌فایده است، به صورت غیر قانونی از ایران خارج شدم.»

No responses yet

Feb 26 2014

10 نکته درباره لغو کنسرت احسان خواجه امیری: قدرت نمایی و قانون شکنی “فعالان فرهنگی”(!) همچنان ادامه دارد… آیا دولت همچنان سکوت می کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

عصرایران: جنگ یک استثنا بود نه قاعده و نمی توان همه عمر را با احساس جنگ سر کرد.خاطرات فداکاری ها را البته که باید پاس داشت و امنیت کنونی را قدر دانست اما این کار مستلزم محروم بودن از هنر نیست. درگیر جنگ شدن در سال های 59 تا 67 هم نباید به این معنی باشد که پس از جنگ دیگر به شادی و صلح و زندگی نیندیشند. اصل، صلح است و زندگی نه جنگ. این مردم اتفاقا بیش از دیگران به شادی و نشاط نیاز دارند.
عصر ایران؛ سروش بامداد- « کنسرت احسان خواجه امیری که قرار بود هفتم و هشتم اسفندماه در سالن نمایشگاه منطقه آزاد اروند برگزار شود به دلیل رعایت نکردن روال قانونی در گرفتن مجوز و همچنین بی توجهی به جایگاه رفیع شهرهای شهیدپرور آبادان و خرمشهر در آستانه آغاز حرکت عظیم فرهنگی کاروان های راهیان نور با اعتراض متدینین و فعالان فرهنگی آبادان مواجه و با رایزنی با مدیریت سازمان منطقه آزاد اروند اجرای این کنسرت لغو شد.»

این جملات برگرفته از خبری است که دیروز خبرگزاری فارس منتشر کرد. در ادامه هم به نقل از یک «فعال فرهنگی» اضافه شده است:

«ما مخالف شادی و ایجاد فضای نشاط در منطقه نیستیم ولی اجازه نمی دهیم برخی افراد بخواهند با سوء استفاده از موضوع نشاط در منطقه برای دستیابی به امیال مادی خود قانون را دور زده و باعث جریحه دار کردن خاطر مومنین و متدینین منطقه شوند.»

به این بهانه چند نکته را می توان یادآور شد:

1- متولی صدور مجوز برگزاری کنسرت موسیقی کیست؟ آیا به صرف اعتراض کسانی که از آنان با عنوان «متدینین و فعالان فرهنگی» یاد می شود می توان مجوز صادره از سوی دستگاه های مسوول مانند اداره کل ارشاد، نیروی انتظامی و نهادهای دیگر را نادیده گرفت؟ اگر روال قانونی در گرفتن مجوز طی نشده چرا همان دستگاه های مسوول واکنش نشان ندادند و موضوع به جمعی که به لحاظ حقوقی مبهم هستند نسبت داده می شود؟

2- اگر برگزاری کنسرت موسیقی بی توجهی به «جایگاه رفیع شهرهای شهید پرور» باشد این گزاره به آبادان و خرمشهر منحصر نیست و هر شهر دیگر ایران را نیز دربر می گیرد. مگر تهران و تبریز و اصفهان و دیگر شهرهای ایران چنین نیستند؟
با این حساب در هیچ جای این سرزمین نباید کنسرت موسیقی برگزار شود!

3 – با مهاجرت خوانندگانی چون شادمهر عقیلی و حمید طالب زاده و خیلی های دیگر که از دخالت های مکرر افراد غیرمسوول و انتظار فرساینده برای برگزاری کنسرت و مجوز فروش و عرضه آلبوم خسته شده بودند تصور می شد این رویه ها اصلاح می شود. اما به نظر می رسد کسانی که با تغییر دولت مناصب خود را از دست داده اند با عنوانی دیگر مانع می شوند. آنان قدرت دارند و این قدرت را یک روز از پشت میز و با عنوان مامور دولت احمدی نژاد اعمال می کنند و روز دیگر این طرف میز و با پشت گرمی به برخی دستگاه ها. بی آن که مشخص شود دقیقا که هستند.

4- هدف از تشکیل سازمان های مناطق آزاد این است که در حیطه خود اختیار کامل داشته باشند و از این رو گاه برای جذب مخاطب اقدام به برگزاری برنامه های متنوع می کنند. به عنوان مثال سازمان منطقه آزاد انزلی در شمال کشور از جمله سازمان هایی است که همه ساله به صورت رایگان حتی در ایام پرمسافر نوروز برنامه های متعددی به اجرا می گذارد و شور و تحرکی در منطقه ایجاد کرده است. سازمان منطقه آزاد اروند در جنوب نیز احتمالا چنین انگیزه ای داشته و نه درآمد زایی. آیا می توان یک سازمان اقتصادی در این سطح را از برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری منع کرد؟ معلوم است که با «رایزنی»! از نوع با فضاسازی رسانه ای مدیریت سازمان از کرده خود پشیمان می شود و سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندد.

5- بر هم زنندگان، احتمالا نگران استقبال فراوان جوانان منطقه از این برنامه بوده اند و آن را در تعارض با برنامه فرهنگی مورد حمایت خودشان – کاروان عظیم فرهنگی راهیان نور- می دانند. اما آیا آنان که از شرکت در کنسرت خواجه امیری محروم شده اند از برنامه مورد نظر «فعالان فرهنگی» استقبال می کنند یا در خانه پای برنامه های شبکه های ماهواره ای می نشینند که به راحتی در شهرهای مرزی قابل دریافت است؟ در این گونه شهرها از پارازیتی که مردم تهران را رها نمی کند هم خبری نیست. اگر آنها را از شنیدن صدای خواننده فارسی زبان ایرانی محروم کنیم به شنیدن صدای کدام خواننده و از کدام کشورها سوق می دهیم؟ ضمن این که مگر نمی توان از هر دو برنامه استفاده کرد؟

6- این خاطره را چند تن از بزرگان انقلاب نقل کرده اند که روزی در خانه امام صدای تلویزیون شنیده می شده که در میان برنامه موسیقی های معمول پخش می کرده است. از امام می پرسند اشکال ندارد؟ امام پاسخ می دهند: در تلویزیون طاغوت شنیدن برنامه های خبری هم اشکال داشت چه رسد به موسیقی های آن اما این تلویزیون جمهوری اسلامی است و شما صدایی را که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد می شنیدید. (قریب به مضمون). اکنون هم می توان گفت برخی ظاهرا فراموش کرده اند که این برنامه ها با مجوز وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برگزار می شود و این موسیقی نسبتی با آنچه در اذهان با این عنوان ثبت شده ندارد.

7- زندگی از عرصه های متعدد تشکیل می شود. وجود یک مقوله الزاما در غیاب عدم دیگری نیست. مگر نمی توان هم کاروان راهیان نور داشت و هم یک برنامه متعارف موسیقی و البته در دو جای مختلف و دو روز متفاوت؟ مگر سیمای جمهوری اسلامی از همین خوانندگان در برنامه های مختلف استفاده نمی کند و در عین حال برنامه های مورد نظر «فعالان فرهنگی آبادان و خرمشهر» را تبلیغ نمی کند؟

8- جنگ یک استثنا بود نه قاعده و نمی توان همه عمر را با احساس جنگ سر کرد. خاطرات فداکاری ها را البته که باید پاس داشت و امنیت کنونی را قدر دانست اما این کار مستلزم محروم بودن از هنر نیست و اتفاقا یکی از راه های یادکرد حماسه ها موسیقی است. از منظر شور و شوق زندگی نیز می دانیم که مردمان خرمشهر و آبادان قرن ها با شادی و مسالمت زندگی کرده اند.

درگیر جنگ شدن در سال های 59 تا 67 هم نباید به این معنی باشد که پس از جنگ دیگر به شادی و صلح و زندگی نیندیشند. اصل، صلح است و زندگی نه جنگ. این مردم اتفاقا بیش از دیگران به شادی و نشاط نیاز دارند. تمام شادی آنها شده تیم های فوتبال شان که یک سال در لیگ برتر هستند و سال دیگر نه و بیشتر دغدغه سقوط شان مطرح است تا لذت تماشای فوتبال.
[با منطق مورد نظر «فعالان» بازی فوتبال هم یک کار لغو است. یک عده پول می گیرند تا دنبال توپ بدوند و یک عده دیگر هم این کار را تماشا می کنند. کجای این کار فرهنگی است؟!]

9- با کپی برداری غیرمجاز و دانلود از اینترنت، چهره های موسیقی نه فقط در ایران که در جاهای دیگر دنیا نیز نمی توانند روی درآمد حاصل از فروش آلبوم حساب کنند چون آوازها و برنامه ها به سرعت تکثیر می شود بی آن که به سرمایه گذار و تهیه کننده اصلی سهمی برسد. بر این اساس مهم ترین منبع درآمد برگزاری کنسرت است. ادامه این روند به این معنی است که به چهره های موسیقی بگوییم کار کنید اما درآمد نداشته باشید.

10- جوانان شهرستانی همواره احساس تبعیض کرده اند و گمان می کنند از برخی برنامه ها که در تهران اجرا می شود محروم اند. ادامه رفتارهایی از این دست برگزاری کنسرت ها را محدود به کلان شهرها می کند و در عمل به تبعیض دامن می زند. احتمالا به این خاطر که «فعالان فرهنگی» در تهران و کلان شهرها دغدغه های مهم تری دارند.

این گفتار نمی خواهد صبغه سیاسی داشته باشد و گرنه باید به رییس جمهور یادآور می شد گاهی اعتراضات سیاسی در قالب های دیگر خود را ابراز می کند. بر هم زدن یک برنامه مصوب رسمی هنری به این معنی است که کسانی بی اعتنا به جابه جایی ها این پیام را انتقال می دهند که همچنان از قدرت برخوردارند. چرا که در تعریف مشهور «ماکس وبر» قدرت، تحمیل اراده به دیگری است و به میزانی قدرت داری که می توانی تحمیل کنی و مردم ناظر نیز قدرت یک شخص یا یک دستگاه را به اندازه ای که می تواند اراده اش را تحمیل کند و تحقق بخشد ارزیابی می کنند.

این موضوع البته به گفتاری دیگر نیاز دارد و در اینجا فارغ از این سخنان پیچیده تنها می خواهیم بگوییم زندگی تنها دغدغه تامین معاش و گرفتار شدن در چنبره مادیات اختراع بشر نیست که گاه به بلای جان او بدل شده است.

روح هم غذا می خواهد و هنر غذای روح است و موسیقی یکی از این غذاها و تشخیص مشروع بودن و قانونی بودن یا نبودن آن نیز با افراد و دستگاه هایی است که در این زمینه حجیت و مسوولیت دارند. همین…

No responses yet

Feb 25 2014

چند نکته پیرامون توقیف آسمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مرثیه‌های خاک: روزنامه آسمان تنها پس از انتشار شش شماره و به بهانه انتشار عبارت “لایحه غیرانسانی قصاص” توقیف شد تا اولین روزنامه دوران اعتدال – آن‌گونه که محمد قوچانی مایل بود این روزنامه را توصیف کند – سرنوشتی مانند تمام نشریاتی داشته باشد که تلاش می‌کنند اندکی خارج از اراده حاکمیت حرکت کنند. درباره توقیف این روزنامه٬ به نظرم توجه به چند نکته٬ شاید بد نباشد. نکاتی که احتمالا و طی سال‌های آینده به کار خواهد آمد:

۱. در چند سال اخیر٬ چندین بار پیش آمده که نشریات٬ مطلبی را منتشر کرده‌اند و بعد از فشارهای اصول‌گرایان٬ بابت انتشار آن٬‌دست به عذرخواهی زده‌اند یا توضیحاتی ارائه کرده‌اند. تقریبا – تقریبا عرض کردم٬ چون الان موردی در خاطر ندارم – در هیچ‌کدام از موارد٬ این عذرخواهی باعث تبرئه نشریه یا لااقل کم شدن جریمه نشده و اکثریت قریب به اتفاق این نشریات٬ توقیف شده‌اند.
مدیران/ مسوولان این نشریات احتمالا متوجه این مساله نیستند که با عذرخواهی بابت – اغلب – مسایلی که در هیچ‌جای دنیا و در میان هیچ گروهی٬ به جز اصول‌گرایان ایرانی٬ اشتباه نیست٬ خود را در موضع ضعف قرار می‌دهند. آن‌ها در واقع با این عذرخواهی در مقام فرودست قرار می‌گیرند٬‌ می‌پذیرند که اشتباهی مرتکب شده‌اند و «قانون» را زیر پا گذاشته‌اند. همین مساله اتفاقا بیشتر اسباب توقیف و تعطیلی آن‌ها را فراهم می‌کند. وقتی فاعل٬ خود اعتراف می‌کند که دست به کار اشتباهی زده٬ دیگر چه نیازی است به استدلال‌های حقوقی؟ اقرار العقلا علی انفسهم جائز!

۲. مساله‌ی دیگری که به نوعی با همین قضیه در ارتباط است٬ واکنش برخی مخاطبان به اتفاق رخ داده است. در واقع بسیاری از ما خودآگاه یا ناخودآگاه تلاش می‌کنیم انگشت اشاره را به سمت طرف ضعیف‌تر برده و او را متهم کنیم. نشریه‌ای اقدام به انتشار خاطره‌ای از واقعه‌ای کرده که سی سال پیش رخ داده٬ می‌گوییم چرا این کار را کرد. روزنامه‌ای مقاله‌ای از یک اندیشمند دینی درباره یک مساله دینی – سیاسی منتشر می‌کند٬ می‌گوییم چرا. روزنامه‌ای با یک شاعر هم‌جنس‌گرا مصاحبه می‌کند٬ می‌پرسیم چرا. این پرسیدن «چرا»٬ این‌که تصور می‌کنیم نشریه «به دلیل مزخرفی» توقیف شده٬ این‌که از عدم دقت سردبیر و بخش فنی و مسوول صفحه سخن می‌گوییم٬ نشان‌دهنده آن است که ما در ناخودآگاه خود به سانسور٬ به سیستمی که سانسور می‌کند و به خط قرمزها تن داده‌ایم و تمام این مسایل در واقع درونی ما شده‌اند.
نفس پرسیدن این سوال که چرا فلان چیز را منتشر کردید که باعث توقیف شده٬ به نظرم اشتباه است. نوک پیکان سوال‌های ما اتفاقا باید به سمت کسانی باشد که دست به توقیف یک نشریه می‌زنند یا خواستار توقیف آن می‌شوند. اساسا کار رسانه چیزی جز اطلاع‌رسانی نیست. لازمه اطلاع‌رسانی صحیح آن است که نظر افراد و گروه‌های گوناگون منعکس شود.
از سوی دیگر٬ چطور می‌توان انتظار داشت یک رسانه اقدام به نقل تاریخ کند – درباره حکم ارتداد جبهه ملی – یا حکمی سیاسی – دینی را که هر روز توسط حکومت بیان می‌شود٬ منتشر کند – درباره روزنامه بهار – و هیچ اشاره‌ای به نظرات مقابل نکند؟ مگر می‌توان تاریخ را یک‌سویه نقل کرد یا بدون مطلع شدن از نقدها و نظرها٬ تئوری سیاسی را پذیرفت؟
ما با سوال پرسیدن از نشریه بابت انتشار یک مطلب٬ خود آن‌ها را دعوت می‌کنیم که اصول اولیه‌ی اطلاع‌رسانی را زیر پا بگذارند و تنها به یک سوی قضیه٬‌ که طرف قوی‌تر داستان است٬ بپردازند.

۳. نکته‌ی دیگر – که در داستان روزنامه آسمان٬ و پیش از این در قضیه روزنامه بهار – به خوبی به چشم آمد٬ ضعف خبرگزاری‌ها٬ نشریات و سایت‌های اصلاح‌طلب و تحول‌خواه در جریان‌سازی است. اصول‌گرایان در سال‌های گذشته برای آن‌که نشریه‌ای را به محاق توقیف ببرند٬ از الگویی ثابت بهره برده‌اند: حمله به نشریه و جوسازی تا مسوولان را به سوی عذرخواهی سوق دهند٬ پس از عذرخواهی مسوولان فضا را به سمتی می‌برند که ثابت کنند این عذرخواهی کافی نیست و باید برخوردی جدی‌تر صورت بگیرد. این الگو در تمام سال‌های گذشته٬ با تغییراتی در جزییات٬ اما ثابت در شکل کلی٬‌تکرار شده است. در این میان رسانه‌های اصلاح‌طلب٬ تحول‌خواه و دموکراسی‌خواه چه کرده‌اند؟ عموما سکوت٬ یا پرداختن به حمله‌ها در حد یک گزارش. بعد از آن خبری دست چندم درباره توقیف.در تمام سال‌های گذشته چند بار در خاطر دارید که توقیف یک نشریه٬ تیتر اول رسانه‌ها شده باشد یا چند روز به این موضوع پرداخته شود؟ در واقع ار مواضع اصول‌گرایان یا اخباری که از قوه‌قضاییه می‌رسد نباشد٬ روزنامه‌ها و نشریات توضیح چند خطی درباره توقیف می‌دهند و خلاص! گویا برای همه عادت شده است که نشریات و روزنامه‌ها منتشر می‌شوند که توقیف شود. و به جای موضع‌گیری علیه نهاد/نهادهایی که مسبب این توقیف بوده‌اند٬ به جای پرداختن هر چه بیشتر به موضوع برای پرهزینه کردن توقیف٬ به جای تهیه گزارش و خبر و … انگشت اتهام ما به سوی قربانی دراز شده که چرا این کار را کردی!

۴. و در نهایت توقیف روزنامه آسمان – که به نوشته قوچانی٬ قرار بود در عصر پایان اپوزیسیون٬ روزنامه دوران اعتدال باشد – و اتفاق‌های چند ماه اخیر در حوزه فرهنگ و سیاست و ازادی‌ها٬ نشان می‌دهد که این حوزه برای دولت روحانی٬ واجد کمترین اهمیت است. به نظرم تمام آنانی که روی حمایت دولت روحانی از نشریه/سایت/ رسانه‌شان حساب باز کرده بودند٬ بهتر است عجالتا این فکر را رها کنند. در قبری که روی آن گریه می‌کنیم٬ مُرده‌ای نیست!

No responses yet

Feb 25 2014

فائزه هاشمی: وضعیت مطبوعات در دوران مشروطه بهتر از امروز بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران می‌گوید در حوزه مطبوعات شاهد «عقب‌گرد» هستیم و در دوران مشروطه٬ وضع جراید از امروز بهتر بوده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ فائزه هاشمی رفسنجانی روز دوشنبه٬ پنجم اسفندماه٬ در نشستی با عنوان «مطبوعات و آینده اصلاح‌طلبی» گفت: «هرچه در کشوری مطبوعات آزادتری وجود داشته باشد٬ آن کشور توسعه یافته‌تر است٬ اما متاسفانه چیزی که امروز در حوزه مطبوعات شاهد هستیم٬ عقب‌گرد است. به عنوان مثال در زمان مشروطه انتشار جراید و روزنامه‌ها به مجوز احتیاجی نداشت و صاحبان روزنامه تنها به اعلام ثبت روزنامه‌شان اکتفا می‌کردند.»

خانم هاشمی در ادامه افزود: «در صد سال پیش وضع مطبوعات ایران بهتر بود… جراید باید در چارچوب قانون و با رعایت قانون به انجام امور مطبوعاتی خود بپردازند٬ اما متاسفانه الان مجوز که هیچ٬ حتی اشد مجازات را برای یک روزنامه در نظر می‌گیرند.»

در چند وقت اخیر مطبوعات ایران شاهد سخت‌گیری‌هایی بود است.

از جمله ششم آبان‌ماه روزنامه اصلاح‌طلب «بهار» توقیف شد؛ ۱۱ آذرماه  تحریریه روزنامه «نشاط» تعطیل شد؛ ۱۵ دی‌ماه روزنامه «بهار» و هفته‌نامه «شهروند امروز» به اتهام «توهین٬ نشر اکاذیب و فعالیت تبلیغی علیه نظام» مجرم شناخته شدند؛ ۱۶ دی‌ماه هفته‌نامه «یالثارات الحسین»٬ ارگان مطبوعاتی انصار حزب‌الله ایران٬ توقیف شد و اول اسفندماه روزنامه «آسمان» توقیف و مدیر مسئول آن برای سه روز روانه زندان شد.

فائزه هاشمی که اواخر بهمن‌ماه به عنوان رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات انتخاب شد٬ روز دوشنبه در خصوص توقیف روزنامه آسمان٬ این اقدام گفت: «مدیرمسئول روزنامه آسمان حتی بدون این‌که در دادگاهی قانونی محکوم و حکمی برایش صادر شود٬ به زندان اوین فرستاده می‌شود.»

وی افزود: «خطاهایی که از روزنامه‌ها نقل می‌کنند٬ همان انتقادات مردم است. این‌که بخواهیم روزنامه‌ای را تنها برای یک اشتباه به اشد مجازات٬ یعنی توقیف و همچنین دستگیری مدیر مسئول محکوم کنیم٬ خارج از قوانین اسلامی است.»

فائزه هاشمی ابراز امیدواری کرد که دولت حسن روحانی بتواند چنین اتفاق‌هایی را کنترل کند.

«وضعیت جامعه زنان ما در دوران قبل از انقلاب بهتر بود»

فائزه هاشمی در بخشی دیگر از سخنانش گفت: «در مصاحبه‌ای که با شرق‌الاوسط داشتم٬ خاطر نشان کردم که وضعیت جامعه زنان ما در دوران قبل از انقلاب بهتر از امروز بود. آنان در سنا حضور داشتند و حتی در کابینه دولت وزیر زن داشتیم٬ اما به عکس٬ در امور اجتماعی عقب بودند.»

وی افزود: «جمهوری اسلامی توانست جایگاه اجتماعی زن را به وی بازگرداند اما به دلیل برخی از افراطی‌گری‌ها٬ زنان از جایگاه‌های مدیریتی٬ وزارتی و مسئولیت‌های مهم در چارچوب نظام باز‌ماندند.»

خانم هاشمی همچنین اظهار کرد که زنان باید سعی کنند در عرصه‌های اجتماعی فعال‌تر از گذشته حضور پیدا کنند.

«ظریف از افتخار‌آفرینان کابینه روحانی است»

دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنانش از توافق ژنو حمایت کرد و افزود: «آقای ظریف جزو افتخارآفرینان این کابینه به حساب می‌آید. همه ما می‌دانیم که تحریم‌ها کم کم برداشته می‌شود و در زندگی روزمره‌مان داریم اثراتش را حس می‌کنیم.»

فائزه هاشمی افزود: «شرایطی به وجود آمده که باید اعتمادسازی کنیم تا بتوانیم در عرصه جهانی حضور یابیم. آقای روحانی درست گفتند٬ انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست٬ اما معیشت هم حق مسلم ماست.»

ایران و ۱+۵ سوم آذرماه به توافق موقت هسته‌ای دست یافتند که بر اساس آن در ازای توقف بخش‌هایی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران٬ برخی از تحریم‌ها علیه ایران برداشته شود. در حال حاضر گفت‌و‌گوها برای دستیابی به توافق نهایی ادامه دارد.

No responses yet

Feb 23 2014

نقش آشکار و نهان نهادهای نظامی، امنیتی و بویژه قوه قضائیه در جهت‌دادن به جوایز جشنواره سینمائی فجر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: ویژه‌گی جشنواره امسال طوری بود که گرچه فشارهای معمول برای جهت دادن به انتخاب فیلم‌های برنده همچون سال‌های گذشته ادامه داشت، ولی رسانه‌ها امسال احساس آزادی عمل بیشتری میکردند و در نتیجه بسیاری از این اقدامات پشت پرده برای تحت تأثیر گذاردن جشنواره توسط رسانه‌ها برملا شد.

سی و دومین “جشنواره فیلم فجر”، گرچه بظاهر با خوبی و خوشی بپایان رسیده است، اما اینک حرف و حدیث ‌ای زیادی در اطراف آن در میان خبرها و یا گاهی در میان سطور برخی مطالب رسانه‌ها در ایران درز می کنند که نشان از خشم و ناخشنودی گروه‌هائی از مردم از برخی نتایج این جشنواره سینمائی دارد.

در این میان، بی مهری و بی عدالتی علیه فیلمی بنام “عصبانی نیستم” به کارگردانی “رضا درمیشیان” بیش از موارد دیگر باعث ایجاد واکنش های اعتراض آمیز شده است.
این اعتراضات بویژه از زمانی قوت گرفت که “فرامرز قریبیان”- بازیگر و کارگردان صاحب نام ایرانی که امسال عضو هیأت داوران بود، در یک مصاحبه، خروج ناگهانی و داوطلبانه فیلم “عصبانی نیستم” را توسط تهیه کنندگانش از بخش رقابتی جشنواره « مشکوک» و «غیر قابل قبول» توصیف کرد، بویژه که هیأت داوران دستجمعی تصمیم داشتند که به هنرپیشه اول آن “نوید محمد زاده” جایزه بهترین بازیگر را اهدا کنند.

رسانه‌ها از “ابوالحسن داودی” نقل می کنند که در مصاحبه با “ایسنا” اعتراف کرده است که در «چهل و هشت ساعت پایانی جشنواره» فشارهای بیرونی طاقت فرسائی از جهات مختلف سیاسی و حرفه ای به جشنواره وارد شده است .

گفته می شود که مسئولین جشنواره تهدید شده‌اند که اگر جایزه ای به فیلم “عصبانی نیستم” تعلق گیرد مراسم پایانی جشنواره برهم زده خواهد شد.
یکی از خوانندگان نشریه “کافه سینما” گزارش کرده است، کسانی که می خواستند فیلم “عصبانی نیستم” را در یکی از سینماها ببینند توسط یگان ویژه پراکنده شده اند.

در واقع ویژه‌گی جشنواره امسال طوری بود که گرچه فشارهای معمول برای جهت دادن به انتخاب فیلم‌های برنده، همچون سال‌های گذشته ادامه داشت، ولی رسانه‌ها امسال احساس آزادی عمل بیشتری میکردند و در نتیجه بسیاری از این اقدامات پشت پرده برای تحت تأثیر گذاردن جشنواره توسط رسانه‌ها برملا شد. این نوع «درز» کردن خبر، نشان می دهد که اقدامات پشت پرده زیادی انجام گرفته اند تا جلوی «فیلم های حامی فتنه» گرفته شوند و آنها یا به جشنواره راه نیابند و یا هیچ جایزه‌ای به آنها تعلق نگیرد.

***

در گفتگوئی با شهاب عموپور- سینماگر و منتقد سینمائی ساکن فرانسه، وی یاد آوری می‌کند که خوشبختانه سه تن از فیلمسازان: خانم “بنی اعتماد” با فیلم “قصه ها”، آقای “محسن امیر یوسفی” با فیلم “آشغال‌های دوست داشتنی” و آقای “درمیشیان” با فیلم “عصبانی نیستم” بشکلی جدی رویدادهای سال 88 را بازخوانی کرده بودند و خوشبختانه دو تا از این فیلم ها برای جشنواره امسال مجوز نمایش گرفتند و سومی “آشغال های دوست داشتنی” مجوز نگرفت.

بعقیده عموپور، برای جلوگیری از مورد توجه قرار گرفتن این دو فیلم فشارهای زیادی از سوی مجلس و قوه قضائیه به وزیر ارشاد وارد آمد تا مبادا این فیلم‌ها مورد ستایش قرار گیرند.

بروایت شهاب عموپور، فشارهائی که به دولت و مجموعه‌های زیرین آن در ارتباط با جشنواره وارد می شود، از سوی نهادهای نظامی و رسانه‌های وابسته به آنها، مجلس شورای اسلامی و بویژه قوه قضائیه است که همیشه در صنعت سینمای کشور نقش تعیین کننده ای داشته و دارند.

برای شنیدن این گفتگو به فایل صوتی رجوع کنید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .