اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Jan 24 2014

از برگزاری جلسه ماهانه کانون نویسندگان ایران جلوگیری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوزمانه: کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد که مأموران امنیتی از برگزاری جلسه ماهانه جمع مشورتی این کانون جلوگیری کرده‌اند.

بنا به این بیانیه این جلسه قرار بود روز سه‌شنبه ۲۴ دی‌ماه در منزل یکی از اعضای کانون نویسندگان برگزار شود اما روز یکشنبه مأموران در تماس تلفنی ضمن احضار صاحب‌خانه به یکی از ادارات وزارت اطلاعات وی را وادار می‌کنند جلسه را منتفی کند.

این کانون در بیانیه خود آورده است: “کانون نویسندگان ایران از آغاز تأسیس در سال ۱۳۴۷ همواره با فشار و سرکوب حاکمیت وقت مواجه بوده است.”

کانون نویسندگان با یادآوری مجموعه فشارهایی که جمهوری اسلامی تاکنون بر این نهاد مدنی وارد کرده است به نشست اخیر گروهی از هنرمندان با حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران اشاره کرده و نوشته است: “هم‌زمانیِ ممنوعیت تشکیل جلسه جمع مشورتی کانون با برگزاری جلسه رئیس دولت و شماری نویسنده و هنرمند و به‌ویژه آنچه در آن مجلس گفته شد، این پرسش را پیش کشید که چه رابطه‌ای میان آن آواز سر دادن‌ها پیرامون آزادی و هنر، زیرزمینی شدن اندیشه، آن ابراز خرسندی‌ها و امیدواری‌ها با این تهدید و سرکوب وجود دارد؟ چنین دم خروسی را چه طور می‌شود با قسم حضرت عباس نادیده گرفت؟”

این کانون افزوده است: “اگر نگاه خود را از زرق و برق مجالس دولتی و لبخند‌ها و مجامله پیرامون آزادی و هنر برگیریم و به دنیای واقعی نظر بیندازیم در آن هیچ تشکل مستقلی که آزادانه فعالیت کند، نمی‌بینیم.”

کانون نویسندگان ایران در پایان بیانیه خود نوشته است: “مشکل اساسی نویسندگان و هنرمندان این سرزمین تعریف آزادی نیست بلکه نبودن آن است. ممکن است هر کس برای کسب این آزادی یا هر منفعت دیگری به راهی بیندیشد؛ از جمله همراهی با صاحبان قدرت. این را می‌شود حق شخصی او دانست، چنانکه نقد رفتار او را از جانب دیگران. اما کانون نویسندگان ایران دسترسی ادبیات و هنر به آزادی را، حتی امید آن را، از راه قدرتمداران آزادی‌ستیز ممکن نمی‌داند و صورت مسئله را با راه حل آن یکسان نمی‌پندارد.”

No responses yet

Jan 24 2014

خرم آبادی: فیس بوک و توئیتر را با قاطعیت بستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

تابناک: دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه با بیان اینکه اعضای این کارگروه به جمع بندی واحد در زمینه فیلترینگ رسیده اند، گفت: دو شبکه اجتماعی فیس بوک و توئیتر با قاطعیت فیلتر شده اند چرا که محتوای مجرمانه داشته و معاند نظام جمهوری اسلامی ایران هستند.

به گزارش خبرنگار مهر، عبدالصمد خرم آبادی با بیان اینکه ماهیت شبکه های اجتماعی از اساس دارای اشکال نیست و در بسیاری از موارد دارای مزایای بسیاری است اظهار داشت: شبکه های اجتماعی ابزار و راهکاری برای قراری ارتباط افراد جامعه با یکدیگر است و این شبکه ها مختص فضای مجازی نبوده و در جامعه سنتی نیز نمونه هایی از آن دیده می شود.

وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی با استفاده از شبکه های اجتماعی به پیروزی رسید و امام خمینی نهایت استفاده را برای پیروزی انقلاب از این شبکه ها داشتند ادامه داد: مساجد را می توان نمونه بارزی از شبکه های اجتماعی واقعی برشمرد.

دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اینترنتی با تاکید براینکه هیچکس مخالف شبکه های اجتماعی نیست و باید از این شبکه ها نهایت استفاده را برد، گفت: آنچه که همه دولتها و مسئولان کشور با آن مخالف هستند تهاجمی است که از طریق شبکه های اجتماعی که محتوای آن را نیز برخی کشورهای خاص کنترل می کنند ایجاد می شود.

وی با بیان اینکه با تقویت شبکه های اجتماعی داخلی می توان کاربران را به سمت استفاده از شبکه های اجتماعی ایرانی سوق داد افزود: شبکه های اجتماعی از نظر قانونی مانند نشریات است که براساس قانون مطبوعات، چنانجه این نشریه منجر به فساد و فحشا، اخلال در مبانی و احکام اسلام، اقدام علیه امنیت جامعه و اهانت به مقدسات و فاش کردن اطلاعات افراد شود انتشار آن ممنوع است.

خرم آبادی که میهمان تلفنی برنامه تلویزیونی دیروز امروز فردا بود با تاکید براینکه دو شبکه اجتماعی فیس بوک و توئیتر را به دلیل اینگونه محتوای مجرمانه و اینکه به مبانی اسلام لطمه می زنند با قاطعیت بستیم اضافه کرد: کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه 13 عضو دارد که 6 عضو آن را وزرای اطلاعات، ارتباطات، علوم، ارشاد، دادگستری و آموزش و پرورش تشکیل می دهند و 7 عضو دیگر نیز شامل روسای سازمان صداو سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، نیروی انتظامی، شورایعالی انقلاب فرهنگی، دادستان کشور و دو نماینده مجلس هستند. این کارگروه با قاطعیت بر فیلتر فیس بوک و توئیتر تاکید دارد.

وی با بیان اینکه مردم نیز خواهان فیلتر محتوای مجرمانه هستند تصریح کرد: در سایت internet.ir روزانه بیش از 800 مورد گزارش از تخلفات سایتها از مردم دریافت می شود که این نشان می دهد مردم نیز خواهان مسدود کردن محتوای مجرمانه هستند.

دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اینترنتی ادامه داد: در برخی مواقع می توان محتوای مجرمانه را از غیرمجرمانه بدون فیلترکردن کل سایت جدا کرد اما در شرایط فعلی از نظر فنی این امکان وجود ندارد. براین اساس در کارگروه، در جمع بندی واحدی به این نتیجه رسیدیم که فیس بوک و توئیتر را فیلتر کنیم؛ مردم فیلترینگ شبکه های معاند را می پذیرند.

خرم آبادی در مورد استفاده برخی از مسئولان از شبکه های اجتماعی خارجی مانند فیس بوک گفت: در جلسه کارگروه تعیین مصادیق که هر 6 وزرای کابینه نیز در آن شرکت داشتند همه اعضا به اتفاق معتقد بودند که باید جلوی محتوای مجرمانه علیه اخلاق و مقدسات و عفت عمومی گرفته شود؛ حال اینکه یک مسئول می گوید می شود جلوی محتوای ناسالم را گرفت اما فیس بوک در دسترس باشد این اختلاف سلیقه فنی است که باید رفع شود.

وی با بیان اینکه هم اکنون محتوای مجرمانه از غیرمجرمانه در صفحات اینترنتی قابل تفکیک نیستند ادامه داد: در این زمینه اختلاف سلیقه وجود دارد اما این به معنای آن نیست که کسی موافق دسترسی به محتوای مجرمانه باشد؛ اگر چنین باشد صلاحیت مسئولیت در کشور را نخواهد داشت و خلاف قانون اساسی کشور عمل کرده است.

دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اینترنتی با تاکید براینکه شبکه های اجتماعی خارجی به وفور در کشور قابل دسترس است و ما فقط دو شبکه اجتماعی را فیلتر کرده ایم تصریح کرد: هم اکنون شبکه اجتماعی داخلی کلوب در ایران از فیس بوک بازدیدکننده بیشتری دارد. همچنین سایر شبکه های اجتماعی داخلی مانند فیس نما، تبیان و افسران قابل رقابت با شبکه های اجتماعی خارجی هستند.

وی با بیان اینکه نباید اطلاعاتمان را روی شبکه های اجتماعی خارجی قرار دهیم افزود: موسس فیس بوک یک جوان یهودی امریکایی است که جزء 4 نفر اول صهیونیستهای تاثیرگذار در جهان محسوب می شود و این شبکه را به عنوان ابزار جاسوسی در اختیار سازمان سیا قرار داده است.

خرم آبادی با تاکید براینکه در کارگروه تعیین مصادیق همه معتقدند که باید نهایت استفاده را از شبکه های داخلی برد و نباید مردم را از استفاده از این شبکه ها محروم کرد گفت: این موضوع به استثنای دو شبکه فیس بوک و توئیتر است. ما با محتوای این دو شبکه موافق نیستیم.

No responses yet

Jan 15 2014

نامه یغما گلرویی به رییس جمهور، هنرمند؛ موظف به مخالفت با سانسور است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

زمانه: یغما گلرویی؛ شاعر و ترانه سرایی که از زمان دولت‌های قبلی با ممنوعیت‌ها و ممیزی‌های فراوانی روبرو بوده، سخنان رئیس‌جمهور را در دیدار با اهالی فرهنگ و هنر، دستمایه‌ی نگارش نامه‌ای سرگشاده قرار داده که در اختیار خبرگزاری ایلنا قرار گرفته است.

او در واکنش به تصویری که حسن روحانی از هنرمند و میانه‌اش با دولت و جامعه ترسیم کرده، می‌گوید: اصلن دولت‌ها خطاب ما نیستند. انتقاد از قدرت را وظیفه‌ی خود می‌دانیم اما با کسی و چیزی سر جنگ نداریم جز جهالت و خرافه. خطاب ما مردمند. مردمی که هنوز در دستی که به دهان نمی‌رسد؛ کتاب دارند. مردمی که همچنان تشنه‌ی دانستنند و نباید پیش راهِ آگاهیشان دیوار کشید.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ متن این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریاستِ جمهوری اسلامی ایران

قریب به پانزده سال است که به نویسندگی مشغولم و حاصل کارم تا امروز انتشار حدود سی عنوان کتاب (شعر / ترانه / ترجمه / فیلمنامه و…) و نزدیک به شصت آلبوم موسیقی بوده واز ترانه‌هایم در بیش از سی فیلم ‌سینمایی و سریال تلویزیونی استفاده شده است. در تمام این سال‌ها، آثارم به انواع و اقسام مختلف از طرفِ شوراهای فعالِ ممیزی ـ که اغلب زیرمجموعه‌ی وزارتِ ارشاد هستند ـ دچار سانسور شده‌اند و چند سال ا‌ست همان روندِ کج‌دار و مریز هم متوقف شده و اثری از من – جز یک مجموعه شعر آن هم بعد از حذفِ سی شعر- نتوانسته مجوز انتشار دریافت کند. (همین تک کتابِ منتشر شده در عرض شش ماه به چاپ ششم رسیده که یعنی مخاطبینم هنوز مرا از یاد نبرده‌اند.) در سال‌های اخیر از چاپ‌های مجددِ حدود دَه عنوان از کتاب‌های قدیمی من که پیشتر مجوز گرفته و منتشر شده‌ بودند هم جلوگیری شده و این خبر از تنگ‌تر شدن دایره‌ی صدور مجوز در سال‌های گذشته می‌دهد. کتاب‌های زیادی از تالیفات و ترجمه‌های من در ارشاد معطلِ کسبِ مجوز مانده‌اند و پی‌گیری‌های ناشران درباره‌ی این آثار تا کنون راه به جایی نبرده است. در آن وزارت‌خانه، تا به حال نه کسی پاسخ‌گو بوده و نه در کل جوابِ دقیقی داده می‌شده که برای مثال فلان کتاب قابل چاپ هست، یا نیست و یا این جمله و این سطر و این پاراگرافش باید حذف شود. هر روز مراجعین را به هفته‌ی دیگر حواله می‌دهند و آن روز موعودِ پاسخ‌گویی معلوم نیست کی از راه خواهد رسید. چنان که بعضی از کتاب‌ها به سلامتی دارند تولدِ هشت ساله‌گی خود را نزدِ بررسان وزارت ارشاد جشن می‌گیرند و با اینکه اغلب زیر پانصد صفحه هستند، هنوز موفق به بررسی و اعلام موارد سانسورشان نشده‌اند. می‌نویسم «سانسور» و این خطا نیست و اگر به زعم شما باشد هم، خطای سهوی نیست و عمدی‌ست چراکه معتقدم آن چه از دیرباز در آن وزارت‌خانه اتفاق افتاده و می‌افتد سانسور است، حتا اگر خوش داشته باشند با عبارت خوش‌آهنگ‌تر «ممیزی» صدایش بزنند نیز توفیری در ماهیتِ آن نمی‌کند. شعر و هنر این سرزمین همیشه سایه‌ی سانسور را بر سر خود داشته، از دوران «رودکی» تا امروز. وقتی در دهه دوم همین قرن «صادق هدایت» یگانه، نوزادش «بوف کور» را مانندِ گربه‌ای به دندان ‌گرفت به غربت زد و در بمبئی منتشرش کرد، با سانسوری دست به گریبان بود که سایه‌اش تا امروز بر سر ادبیات ما مانده است. همیشه زیر این سایه آفرینشگری کرده و سعی در گول زدن و تاراندنش داشته‌ایم چراکه موظف به روشنگری بوده‌ و هستیم. همان‌طور که ارشاد خود را موظف به اجرای سانسور می‌داند، هنرمند هم موظف به مخالفت با سانسور است. هنرمند راستین هرگز عادت نکرده‌ به گردش این چرخ کج‌مدار و خاموشی گزیدن به دیاری که در آن حتا اگر از آلوده‌گی هوا انتقاد کنی هم هزار و یک انگ و برچسب می‌خوری و به «سیاه‌نمایی» متهم می‌شوی. بر سر عهد خود مانده‌ایم و بهایش را هم داده‌ایم و می‌دهیم. چند سال است که از طرفِ «مرکز موسیقی» هم مدالِ «ممنوع‌الفعالیتی» به بنده اهدا شده و خوشبختانه ترانه‌هایی که خوانندگان از من برای انتشار در آلبوم به آن سازمان می‌برند به دلیل نامم اصلن وارد چرخه‌ی مجوز نمی‌شوند که البته شخصن به این اتفاق می‌بالم و سرخوشم که دیگر آثارم را شورای ازکارافتاده و بی‌صلاحیت آن مرکز کارشناسی (سانسور بخوانیدش) نمی‌کنند و برای مجاز بودن و ماندن برخلافِ آن‌چه اندیشیده‌ام ننوشته‌ام و به خود و مخاطبانم دروغ نگفته‌ام.

وقتی دولتِ شما بر سرِ کار آمد، همه آمدنتان را به ما مغضوبین سابق تبریک گفتند که فضا بازتر و ممنوعیت‌ها تمام خواهدشد و مژده‌ دادندمان که به زودی ثمره‌ی ماه‌ها پشتِ میز نشستن و بر دکمه‌های رایانه زدن و فرهنگ‌سازی و تلاش در بالا بردن سطح فرهنگ جامعه‌مان را در کسوت کتابی با تیراژ مضحکِ سه، تا پنج هزار نسخه می‌بینم و دوباره یادمان می‌افتد که نویسنده‌ایم و جوابی و کتابی خواهیم برای ارائه به در و همسایه که مدام پی‌گیرکارمان که همیشه در خانه هستیم می‌شوند. من که به شخصه عطای نداشته‌ی انتشار را به لقایش بخشیده‌ام اما بسیارانی از نویسنده‌گان و شاعران و ترانه‌سرایان هنوز و همچنان چشم به راهِ رسیدنِ آن عیدِ مژده داده شده‌اند. نوشتن این نامه البته دخلی به این ممنوعیت‌ها ندارد و آن را به‌ عنوان‌ِ رنج‌نامه‌ و عریضه‌ ـ از آن‌گونه‌ که‌ در پیاده‌روی‌ دادگستری‌ نوشته‌ می‌شود ـ برایتان قلمی‌ نمی‌کنم‌. بخش‌هایی از سخنرانی اخیر شما در جمع اهالیِ هنر سببِ نوشتن این نامه شد چراکه در سخنانتان جمله‌هایی وجود داشت که در عین خوش‌آهنگی، متناقض بود و خبر از نگاهِ همسوی شما با فضای بسته‌ی فرهنگی تمام این‌ سال‌ها می‌داد که شاید آن‌ها را به ناگزیر و برای برقراری تعادل در بین جناح‌های سیاسی که همیشه شعارتان بوده فرموده باشید اما به هر حال من به عنوان یک کارورز هنر، خود را خطاب آن سخنان می‌بینم و موظف به واکنش. مثلن در ابتدای سخنانتان فرموده‌اید: «معمولن دولتمردان، سیاستمداران و حتی فیلسوفان و روشنفکران، چونان با هنرمندان سخن گفته‌اند که گویی قصدِ تعیین تکلیف برای آنان دارند. آنان نگاه هنرمندان را چونان در قالب و فرم آن خلاصه دیده‌اند که فکر کردند، هنر دستور دادنی و سفارش کردنی است.» و جالب این که خودتان به شکلی دستوری در چند پاراگراف پایین‌تر می‌گویید: «هنرمند البته در مسیر هنر، باید با مردم، ذوق مردم و خواست مردم خود را نزدیک کند.» و «باید»تان در این جمله به شدت پاراگراف قبلی را زیر سوال می‌برد. مشکل همین باید و نبایدهاست که همیشه از طرف سیاسیون به هنرمندان حقنه شده است. هنر راستین باید و نباید نمی‌شناسد. تا بوده این‌گونه بوده که حکومت‌ها برای بقای خود از لفظ «مردم» استفاده کرده‌اند و خود را نماینده‌ و قیم آنان دانسته‌اند و هرجا حرفی به نفعشان نبود تشویش مردم و خدشه‌دار شدن افکارشان را بهانه کرده‌اند برای به سکوت کشاندن آن صدای مخالف‌خوان. منظور شما از مردم کدام طبقه فکری و فرهنگی از مردمند و مگر هنرمند از مردم حقوق می‌گیرد که موظف باشد خود را به ذوق آنان نزدیک کند؟ هنرمند باید جلوتر از سطح درک و آگاهی مردم حرکت کند و اوست که می‌تواند ذوق مردم را به سمتی روشن راهبری کند. این نگاهِ دستوری هنرمندان را به حکومتی و غیرحکومتی، ارزشی و غیرارزشی، دینی و غیردینی تقسیم می‌کند. البته شما در بیاناتتان گفته‌اید: «تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیرارزشی بی‌معناست.» اما ادامه می‌دهید: «هنر یعنی ارزش و هنرمند [فرد] ارزشمندی است که با کار خلاقانه به تعالی می‌رسد و خلقت، بزرگترین مظهر قدرت خدای لایزال است، فقط در این زمینه است که فتبارک الله احسن الخالقین. هنرمند جهان را بازآفرینی می‌کند و کار او در مسیر ارزش‌های الهی است.» یعنی در کل تعریفتان از هنرمند، هنرمندِ ارزشی‌ست که کارش هم در مسیر ارزش‌های الهی‌ست. می‌خواهم بدانم با تعریف حضرت‌عالی کسی مثل «صادق هدایت» که هنوز و همچنان درخشان‌ترین و جهانی‌ترین چهره ادبیات داستانی ماست چگونه تعریف می‌شود و متولیان فرهنگی دولت شما چگونه با آثارش برخورد خواهند کرد؟ به این نام می‌توانید بسیارانی دیگر را مثل زنده‌یادان «احمد شاملو»، «غلامحسین ساعدی» و «فروغ فرخزاد» و… اضافه کنید که نگاه و تعریفشان از هنر با شما متفاوت و حتا در تعارض است و دیگرانی را که امروز به آفرینشگری مشغولند اما درکل چنین تعریفی که شما از هنرمند دارید را قبول و این‌گونه‌ وظیفه‌ای را برای خود متصور نیستند. در دوران شما و وزیری که گفته‌اید نگران کارت زرد گرفتنش نیستید، با آثار این دست از شاعران و نویسندگان و هنرمندان زنده‌ای که نگاهی این‌گونه دارند چه‌گونه رفتار خواهد شد؟

فرموده‌اید: «من گاهی اوج هنر ایرانی را در حافظ می‌بینم. حافظ شیرازی، هنرمند ایرانی می‌تواند مقتدایش حافظ باشد.» اما هنرمند راستین مقتدا نمی‌شناسد چراکه ذاتِ هنر را با اقتدارگری در تعارض می‌بیند. حالا چه آن مقتدا «حافظ» باشد، چه «فردوسی» و چه هر شاعر و اندیشمند دیگری. شانِ هنرمند بالاتر از این حرف‌هاست که در هنرمندی دیگر استحاله شود. «حافظ» هم با وجود عظمتِ قامتش در ادبیات پارسی، به دلیل ستایش و انتقاداتِ توامانش از قدرت، امروز قابل نقد است و نمی‌توان از او به عنوان سمبل هنرمندِ آزاده نام بُرد و حالا از هنرمندان توقع داشت که همان به نعل و میخ‌زنی توامان که «رندی» صدایش می‌زنند را الگوی خود قرار دهند. یعنی هم به قدرت لب‌خند بزند و هم با کنایه‌های ادبی و استعاره‌بافی از آن انتقاد کند. هنر پیشرو به پشت‌سر نگاه نمی‌کند مگر به تاسف و برای عبرت گرفتن. هنرمند راستین امروز منزه از در خدمت قدرت بودن است. در سخنرانی‌تان گفته‌اید: «هنرمند نه قرار است زینت‌المجالس باشد و نه اپوزیسیون. هنرمند نه قرار است نوک پیکان تحولات سیاسی باشد و نه قرار است گوشه‌نشین خرابات و خانه. هنرمند قرار نیست هر چه دولت یا جامعه یا حتی روشنفکران می‌گویند، به تصویر بکشد، که برداشت خود را دارد و قرار هم نیست که با دولت یا جامعه در ستیز باشد و بجنگد.» خب پس هنرمند به اعتقاد شما اصولن چگونه موجودی باید باشد؟ نه گوشه‌نشین خانه و نه در نوک پیکان تحولات؟ پس چه؟ بخشی از همان خیل فرمان‌بر؟ من برخلاف گفته‌ی زنده‌یاد «اخوان‌ ثالث» معتقدم هنرمند‌ نه «با» حکومت‌هاست و نه «بر» آن‌ها. اصلن دولت‌ها خطاب ما نیستند. انتقاد از قدرت را وظیفه‌ی خود می‌دانیم اما با کسی و چیزی سر جنگ نداریم جز جهالت و خرافه. خطاب ما مردمند. مردمی که هنوز در دستی که به دهان نمی‌رسد کتاب دارند. مردمی که همچنان تشنه‌ی دانستنند و نباید پیش راهِ آگاهیشان دیوار کشید.

در باب موسیقی مردمی فرموده‌اید: «قبل از انقلاب موج موسیقی‌های غربی و پاپ به گونه‌ای بود که در حال ویران کردن موسیقی سنتی بود، اما انقلاب شرایطی را فراهم کرد که هنرمندان بزرگی که قبل از انقلاب نیز شناخته شده بودند، در فضای امن و سالم بعد از انقلاب رشد کرده و بالیدند و تیراژ موسیقی سنتی ما بالا رفت و بازار پررونقی پیدا کرد.» و نفرمودید که این فضای سالم با به خاموشی کشاندن موسیقی مردمی (یا همان پاپ به قول شما) و فراری دادن کارورزان آن و جلوگیری از تداوم رشد این نوع موسیقی عملی شد و چه استعدادهایی که سوختند و مجال فعالیت نیافتند. مگر در تمام دنیا برای بالیدن موسیقی سنتی یک کشور، سبک‌های دیگر موسیقی را در آن تار و مار می‌کنند؟ مگر به زور و ضرب می‌توان نوعی از موسیقی را ترویج کرد؟ خطای خفه کردن موسیقی مردمی را نمی‌توان به هیچ وجه با سعی در کمک به موسیقی دستگاهی توجیه کرد. تازه همین موسیقی دستگاهی هم هرگز از طرف دولت حمایت واقعی نشده چنان که امروز هم پخش تصویر ساز از رسانه‌ها ممنوع است. آغاز دوباره موسیقی مردمی در ایرانِ زمان اصلاحات قبولِ تولدِ نوزادی ناخواسته بود که کم کم داشت جان زائو و قابله را با هم می‌گرفت. دیگر نمی‌شد برای مسکوت ماندنش، انقلابی بودن جامعه و جنگ را بهانه کرد. نزدیک به یک و نیم دهه قبل، متولیان فرهنگی بالاخره فهمیدند که نسل جوانِ نیاز به موسیقی‌ای جز موسیقی دستگاهی (که آن هم با نام بی‌مسمای عرفانی رخصت عرض اندام پیدا کرده بود) دارند و اگر در داخل تولیدات به وجود نیاید (مثل سال‌های قبل) خوراک خود را از شهرِ فرشتگان تامین خواهد کرد و این به صلاح نبود. برای همین در اوایل دهه‌ی هفتاد به یکباره سر و کله‌ی موسیقی‌ای که دو دهه دچار تعزیر بود و حتا سازهایش در خفا دست به دست می‌شدند و کارورزانش یا کوچیده و یا شغلی دیگر برای خود دست و پا کرده بودند، در سبد فرهنگی خانواده‌ها پیدا شد. بسیاری جوانان که علاقه و استعدادی در خود سراغ داشتند به سمتش کشیده شدند و با چشم برهم زدنی موسیقی پاپ به بخشی از فرهنگِ شهری بدل شد و این بذر جوانه داد، اما زمین بایر موسیقی مردمی به جای بدل شدن به باغی دل‌انگیز، به محوطه‌ای بدل شد لبریز از علف‌های هرز که در بینشان تک و توکی درخت، آن هم بی‌میوه قد کشیدند. فرزند ناخواسته‌ی موسیقی مردمی در کل کسی را نداشته تا تربیتش کند و آداب معاشرت به او یاد بدهد. پدری داشته که شب و روز کتکش می‌زده و به هر بهانه گوشش را می‌کشیده و مادری که مدام فلکش می‌کرده تا مبادا حرف زشتی از دهانش بیرون بیاید و حالا از کودکی که در این فضا بالیده چطور می‌توان انتظار داشت آدمی سالم و سخن‌ور باشد؟ بعد از آغاز دوباره موسیقی در ایران، بخش تولید آن به پخاش‌های موسیقی دستگاهی سپرده شد. البته پخاش‌های منتخبی که توجیه شده بودند و از همان متولیان فرهنگی خط می‌گرفتند و می‌گیرند همچنان. یعنی کسانی که تا آن روز تنها وظیفه‌ی تکثیر و رساندن آلبوم‌های موسیقی سنتی به کاست‌فروشی‌ها را به عهده داشتند، به چشم برهم زدنی و بدون هیچ شناخت و آگاهی و سررشته‌ای در موسیقی مردمی، تصمیم‌گیرِ تولید این آثار شدند و از آن‌جا که در اغلبشان دغدغه تولیدِ هنری وجود نداشت و تنها به برگشت و زیاد شدن سرمایه خود فکر می‌کردند، سعی کردند به کارورزان موسیقی تولید آثاری را سفارش بدهند که مخاطب عام را به خود جلب کند و این‌چنین شد که موسیقی مردمی نتوانست از چرخه‌ی مصرفی بودن قدم بیرون بگذارد، مگر در معدودی موارد که تهیه‌کننده خصوصی در پشت آثار تولید شده بود، یا خود خواننده به سلیقه و با سرمایه‌ی خودش آلبوم تولید کرده بود. از طرفی مرکز موسیقی با شوراهای ترانه و موسیقی‌اش هم دست و پای کارورزان را بست. یعنی هر نوع نوآوری در ترانه و موسیقی را غیرمجاز دانست و در هر دوی این شوراها افرادی را نهاد که شناخت و تجربه‌ای درمورد ترانه و موسیقی روز جهان نداشتند و از دریچه‌ی تنگِ آگاهی خود در مورد آثار ارائه شده نظر می‌دادند. آنان در را به روی آثار سبک و مصرفی گشودند و کم کمک آثار مجوزدار تولید داخل از آثار سطحی لس‌آنجلسی رِنگی‌تر شدند و در مقابل، آثار اجتماعی و متفاوت که ممکن بود فصل تازه‌ای در موسیقی مردمی باشند، نتوانستند مجال ارائه پیدا کنند. ممیزی سلیقه‌ای درباره‌ی ترانه و اجرا و موسیقی و حتا جلدِ آلبوم‌ها اعمال شد. دم به دم خواننده و آهنگساز و ترانه‌سرا را به دلایل مختلف و من درآوردی ممنوع‌الفعالیت کرد. سال به سال جشنواره متروکی را برگزار و به سوگلی‌های خود جایزه داد و آشِ شورِ دست‌پختِ خود را بَه‌بَه‌کنان سرکشید. در این بین کارورزانی که موسیقی و ترانه را به شکل جدی دنبال می‌کردند یا در کل بی‌خیال مجوز شدند و به تولید زیرزمینی آثار خود روی آوردند، یا به کوچ و ارائه آثارشان در خارج از کشور تن دادند. الباقی هم به همین چرخه خو کردند و اجازه دادند به شعورشان توهین و برایشان متر و معیار تعیین شود برای آفریدن و اندیشیدن. قبول کردند رعیتِ مرکز موسیقی باشند و به باریکه آبِ مرحمتیِ مجوز آلبوم‌هاشان (آن هم بعد از یکی دو سال خاک خوردن در آن مرکز) سر خم کنند. پذیرفتند به شکلی اجباری روی صحنه‌ی همان کنسرت‌های آبکی از مدیران مرکز موسیقی تشکر کنند تا مجوز کنسرت‌های بعدشان تضمین شده باشد. به انتشار آثار مثله‌شده‌شان راضی شدند و قبول کردند که اجرای زنده یعنی همین سیرکی که ماه به ماه در سالن‌های زیر دوهزار نفری پایتخت برگزار می‌شود و خوانندگی یعنی چاپِ عکس روی جلد مجلاتی که تنها با شُل کردن سرِ کیسه می‌توان روی جلدشان رفت و پدیده‌ی موسیقی لقب گرفت! تمام انتظاراتی که از موسیقی و ترانه به عنوان بخش عظیمی از فرهنگ شنیداری مردم می‌رفت در همین چهارچوبِ بسته خلاصه شد. در کل کودکِ نوپایی که امید به بالیدنش می‌رفت آن‌قدر توسری خورد که حالا برای نفس کشیدن هم باید از قیمین خود هزار بار اجازه بگیرد و بنا به آموزشی که به او داده شده چیزی جز سکوت از دهانش شنیده نمی‌شود. درواقع موسیقی امروز ما برآورده نیروی نهفته و استعدادِ پنهانِ کارورزانش نیست. نمایشی‌ست برای خالی نبودن عریضه. شبحی‌ست از آن‌چه باید باشد. متولیان فرهنگ، این ساز را به گونه‌ای کوک کرده‌اند که تنها صدای مورد نظر خود را از آن بشنوند و این با ذاتِ هنر در تناقض است. نمی‌شود برای رشته‌ی از هنر وظیفه و چهارچوب تعیین کرد. هنر با بخش‌نامه‌های اداری جهت نمی‌گیرد. امروز مخاطب جدی موسیقی دیگر به آثار مجوزدار اعتماد ندارد و موسیقی و ترانه پیشرو را از زیرزمین می‌شنود. آینه‌ی موسیقی پاپِ مجاز آن‌قدر کِدِر شده که نمی‌تواند تصویری از جامعه و مردم را منعکس کند. رنگین بودن نورپردازی کنسرت‌های دست به عصا و عکس‌های گول‌زنک خوانندگان سولاریوم رفته و بندانداخته روی جلد آلبوم‌ها که تنها مشغول کپی کردن مدل مو و لباس ستاره‌گان فرنگی‌ هستند هم نمی‌تواند به این مُرده، روحِ زندگی بدمد. موسیقی مردمی (به خصوص در بخش غیرمصرفی و اجتماعی) مُرده و تمام تقصیرها متوجه متولیان فرهنگی‌ست، چراکه از نگاه آنان موسیقی خوب، موسیقی مُرده است.

جنابِ آقای روحانی. بخش‌هایی از سخنان شما بهانه‌ی نوشتن این نامه است برای رییس دولتی که نه ادعای قیومیت دارد و نه هاله‌ی نور و مثل قبل‌ها برای انتقاد کردن از او نباید ترس از عواقبِ تلخ داشت. نگاهی به فضای فرهنگی و هنری جامعه بی‌اندازید. ببینید سینما در چه قهقرایی افتاده، موسیقی مترقی چگونه به زیرزمینی شدن تن داده، هنرهای تجسمی در چه تنگنایی دارد دست و پا می‌زند. تحقیق کنید چرا بسیاری از هنرمندان یا به سکوت و انزوا روی آورده‌اند، یا از این سرزمین کوچیده‌اند؟ چرا «برخی» که از جشنواره‌های جهانی جایزه گرفته باید ممنوع‌لفعالیت شوند؟ فکری برای این «چرا»ها باید کرد. فرموده‌اید: «هنر و آزادی رابطه مستقیم دارند. در غیرفضای آزاد، هنر واقعی خلق نخواهد شد.» هنر واقعی و متعهد اما تنگنا و دهن‌بند را برنمی‌تابد. رودی‌ست که مسیر خود را در سنگلاخ هم پیدا می‌کند و پیش می‌رود. هنرمند را می‌شود تنها ممنوع‌العرضه‌ کرد، نه‌ ممنوع‌الخلق. کارِ هنرمند در اندیشه‌ و تخیل‌ِ او شکل‌می‌بندد و دست‌ِ هیچ‌ عسس‌ و اداره‌یی‌ به‌ آن‌ نمی‌رسد. هنر، عشق‌ است‌ نه‌ حرفه‌ ـ از قبیل‌ِ تخته‌ گیوه‌کشی‌ ـ که‌ در صورت‌ِ ممنوع‌ اعلام‌ شدن‌، مجری‌ِ آن‌ بتواند به‌ چشم‌ برهم‌زدنی‌ حرفه‌ی‌ خود را عوض‌ کند. این زندگی ماست، نه حرفه‌ی ما. پس شعرها و ترانه‌هایمان را در دفترچه‌های‌ کوچکمان نگه‌ خواهیم‌ داشت، امروز اگرمجال عرضه نیابند شک نکنید که فرداروزی فرزندان ما و شما آن‌ها را خواهند شنید.

من برخلاف دیگران، درباره‌ی هنرمندانی که به همایش شما آمدند و بسیاریشان هم از دوستانِ منند قضاوتی نمی‌کنم، چراکه هر کسی در انتخابِ منشِ اجتماعی خود آزاد است اما می‌خواهم بدانید هنرمندانی که در آن همایش برایتان کف می‌زدند نماینده‌ی تمام هنرمندان نیستند. نماینده‌ی هیچ کس نیستند جز خودشان. به هر نیتی – از ساختن یک فیلم، یا انتشار یک کتاب گرفته تا دلسوزی برای فرهنگ و امید برای بازشدن فضای فرهنگی – به آن‌جا آمده باشند به خودشان مربوط است اما هستند هنرمندان بسیاری که شان هنر را ورای نزدیکی به قدرت می‌دانند. صدای سکوتِ آن‌ها را هم بشنوید. هنرمندانی هستند که به قول «شاملوی بزرگ» به نواله‌ی ناگزیر گردن کج نمی‌کنند و معتقدند سیاسیون به بقای خود می‌اندیشند اما آرمان هنر تعالی تبار انسان است. هنرمندانی که سکوتشان به معنای رضایت نیست اما آن‌قدر به دولت‌مردان بدگمانند که باور دارند با واگویی دردهاشان بیشتر به خودشان و هنرشان توهین کرده‌اند. پس در سکوت فریادهایشان را به آثاری می‌ریزند که شک ندارند روزی به گوش و چشم مخاطب خواهند رسید. ما همچنان مشغول نوشتنیم. رخصتِ انتشار و اجرایشان اگر نباشد چهارپایه‌یی در خیابان می گذاریم، روی آن می‌رویم و آثارمان را برای رهگذران جار می‌زنیم. انتظارِ مرحمتی‌ از جانب‌ِ کسی نداریم. به شخصه مدت‌ها‌ست که عطای مجاز شدن را به لقایش بخشیده‌ام. با وجود تمام مشکلاتی که عواقبِ این ممنوعیتند به جایی که در آنم راضی و به آن‌چه هستم می‌بالم. میلی هم به مجاز شمرده شدن از طرفِ ‌ ارشاد ندارم چون سال‌هاست مجوز خود را از مردم و مخاطبانم گرفته‌ام. همچنان‌که‌ پیشتر گفتم‌ این‌ نامه‌، عریضه‌ی‌ پیری‌ ستم‌‌دیده‌ خطاب‌ به‌ حاکم عادل قصه‌ها نیست‌. تنها بدهکار نبودن به خود و واگویی معضلاتِ فرهنگ و هنر سرزمین‌مان است، فرهنگ و هنری که با وجودِ بر سر داشتن سایه‌ی سانسور در تمام قرون گذشته چون درختی تناور به زیباترین و جانانه‌ترین شکل بالیده و میوه داده و نمی‌شود ریشه‌اش را سوزاند یا به گل‌خانه‌ای شدن عادتش داد. جنابِ عالی از «آشتی ملی» سخن می‌گویید. آشتی بدون گفتگو امکان پذیر نیست. گفتگو هم فضای امنی می‌خواهد که امیدواریم شما چنین فضایی را فراهم کنید. برای برداشتن کینه‌ها از سینه‌ها باید گره‌های کور فرهنگی را گشود. باید راهِ انتقاد را باز کرد. این نامه پیشنهادی برای گفتگوی انتقادی با رییس دولتی‌ست که کلید به دست آمده اما گاهی با لهجه‌ی قفل سخن می‌گوید. ثبت‌ِ این‌ لحظات‌ است‌ برای‌آیند‌گان‌. آیند‌گانی‌ که‌ فرزندان‌ِ من‌ و شما تشکیلش‌ می‌دهند و هنر تنها میراثِ نامیرای ما برای آن‌هاست. فرزندانی که امیدوارم سرگذشتشان بهتر از آن چه از سر ما گذشت باشد. جدیدن خواندم که وزیر ارشاد دولت شما گفته‌اند: «صدور مجوز کتاب سرعت می‌گیرد» اما این سرعت عمل درد را دوا نخواهد کرد. مشکل ما ذاتِ سانسور است. سرعت بخشیدن به ذبح آثار ارائه شده، یا به دوش هنرمند و ناشر انداختن اعمال سانسور، هرگز به معنی باز شدن فضای فرهنگی نیست. شما از «اعتماد» سخن می‌گویید اما از فحوای حرفتان پیداست که تنها به هنرمندان خودسانسور اعتماد دارید. با حرکات نمایشی – مثل باز کردن خانه سینما که اصلن نباید بسته می‌شد و بازکردنش کار بزرگی نیست آن‌چنان که از تعطیلی درآوردن ارکسترسمفونیک و ملی– نمی‌شود راه به جایی بُرد. نوع برخورد وزارتِ‌ ارشاد با آثار هنری را دگرگون کنید. هنرمندان وجدان بیدار جامعه‌اند و باید محترمانه با آن‌ها رفتار شود. هر کس تعریف و تفسیر خود را از هنر دارد و من می‌خواستم با این نامه به شما بگویم که من و بسیاری دیگر با تعریف شما از هنر و هنرمند موافق نیستیم چراکه می‌دانیم درچهارچوب قرار دادن هنر، همیشه به تولید فرمایشی‌اش انجامیده اما این همه دلیل نمی‌شود راهِ گفتگو را بسته ببینیم. سال‌هاست می‌کوشند در جهان «هنرِ آرمان‌خواه» را «هنرِ آلوده به سیاست» معنا کنند و «آرمانخواهی» را «جهت‌گیری سیاسی» ولی آرمان هنر متعهد و آرمان‌خواه چیزی جر عروج انسان و بازیافتنِ حرمتِ گمشده‌‌اش نیست. دولت شما «سپردن امور به اصناف» را شعار خود کرده. پس به جای سعی در فرمولیزه کردن معنای هنر و هنرمند و در قالب قرار دادن هنرمندان اجازه دهید اهل قلم و موسیقی و سایر شاخه‌های هنری صنفی مستقل تشکیل دهند که مانند صنف‌های دولتی برای عضو شدن در آن نویسنده را تفتیش عقاید نکنند و هر کس با هر گرایشی بتواند در آن عضو شود و بدون هیچ جهت‌گیری سیاسی از حقوق این صنف دفاع کند. کار را به خود اهالی فرهنگ و هنر بسپارید و به عنوان رییس دولت، امنیتِ فعالیت آزادشان را تضمین کنید. ما از شما چیز دیگری نمی‌خواهیم. حکایت هنرمندان و دولت‌ها حکایت دیوژن بشکه‌نشین و اسکندر است. کنار بایستید تا آفتابِ مخاطب بر ما بتابد.

یغما گلرویی

بیست و سوم دی ماهِ نود و دو

No responses yet

Jan 15 2014

وزیری که قانون را به فلان چپش هم حساب نمی‌کند: علی جنتی: محدودیت‌های استفاده از “فیس بوک” باید برداشته شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفرانسه: علی جنتی- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، می گوید باید محدودیت‌های استفاده از “فیس بوک” در ایران برداشته شود. وی ادعا کرده است که «بر اساس برخی آمارها» همین اکنون «چهار میلیون نفر از ایرانی‌ها عضو فیس بوک هستند.»
گفتگو با روزبه میرابراهیمی، روزنامه‌نگار مقیم آمریکا
گوش کنید (06:14)

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، روز دوشنبه در گفتگو با شبکه تلویزیونی “الجزیره”، اظهار کرد که خود او نیز عضویت شبکه “فیس بوک” را دارد و در پاسخ به این پرسش که آیا این عضویت او در “فیس بوک” غیرقانونی نسیت؟ گفته «البته در ایران برخی معتقدند که این نوعی قانون‌شکنی است، چون فیس بوک در ایران فیلتر شده است؛ اما به هر حال ما سعی می کنیم که قانون را حفظ بکنیم.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بلافاصله افزوده است: «تلاش ما بر این است که با همکاری سایر وزرایی که در دولت هستند بتوانیم شرایطی فراهم بکنیم که همه در ایران به فیس بوک دسترسی داشته باشند برای اینکه این فقط یک وسیله ارتباطی است که افراد می توانند با یکدیگر گفتگو و مکاتبه کنند و دیدگاه‌هایشان را بیان کنند.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این گفتگو ادعا کرده است که «براساس برخی آمارها» همین اکنون «چهار میلیون نفر از ایرانی ها عضو فیس بوک هستند.»

علی جنتی، در گذشته نیز اظهار کرده بود که فیس بوک و سایر شبکه‌های اجتماعی در ایران باید برای همه قابل دسترسی باسد اما وی این دسترسی را از مسئولیت‌های کمیته فیلترینگ دانسته و گفته بود این کمیته مستقیماً زیر نظارت وزارت ارشاد فعالیت نمی کند.

No responses yet

Jan 11 2014

نامه سرگشاده : مهرداد عارفانی به شاهین نجفی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

هشتاد: پیام شاهین نجفی را در باره ی هنربندان خواندم و شنیدم ٬ ولی رفیق تبعید ٬ گیله مرد : تمام این ها که گفتی درست ٬ اما حمایت شما از کسی که نان تبعید می خورد و کتاب در ایران چاپ می کند با این مواضعی که گرفته ای بی نهایت متناقض است . یا رفیق بازی کرده ای و یارگیری و یا از بیخ و بن از مرحله پرت افتاده ای ٬ ما هم جماعت کورها و کرها نیستیم ٬ تبعید برای خودش حریمی دارد و حرمتی و شاعر و نویسنده و هنرمند تبعید هم مرزهایی دارد برای خودش ٬ دریوزگی از وزارت ارشاد و چاپ در مجلات حکومتی و این که کتاب در یوزگی و گه خوردم را آنقدر بخرید که تمام شود چه معنا و مفهومی دارد غیر از این که حماقتی بزرگ به خرج داده ای شاهین نجفی ! حقوق پناهندگی از اینجا بگیری و کتاب روی میز وزارت ارشاد ببری ! عجب !
خجالت نکشید شاهین عزیز و نگاه کنید به این لینک ها :
http://isna.ir/fa/news/92101810487
http://www.khabarist.com/e/322189
http://ilna.ir/news/news.cfm?id=103496

پایگاه خبر رسانی قانون می نویسد:قانون آنلاین- علی عبدالرضایی چندیست که تمایل به حضوری دو باره در فضای حال حاضر شعر امروز ایران دارد و به همین رو گفتگویی نیز با قانون انجام داده که به زودی خواهید خواند. عبدالرضایی همچنین یکی از تازه ترین اشعارش را در اختیار قانون گذاشته که در ادامه خواهید خواند.

http://www.ghanoononline.ir/News/Item/95691/22/

متن حمایت و تبلیغ شاهین نجفی در فیس بوک :
Shahin Najafi
من مي خواهم مخاطب جدي ام ،به سلاح شعر و شعور مسلح شود و يكي از جدي ترين بخش هاي ادبيات مدرن ايران را بجود. پيشنهاد علي عبدالرضايي براي شروع يك رژيم سخت غذايي در شعر، شبيه پيشنهاد مخلوطي از شير و اسيد براي صبحانه است . ”مادرد“را در ايران از كتابفروشي ها ، آنقدر بخريد تا تمام شود.
ش.ن.ل.ع

شاهین نجفی می دانی به این کار چه می گویند ؟
– u –
وزن دارد لعنتی
یا به تعبیری استفاده کردن از Exit strategy یعنی هرجا در هر مرحله ای گیر کردی درب خروجی را پیدا کنی و فرقی نمی کند این درب به کجا باز می شود. توبه نامه هم ایرادی ندارد ( اگر منظور کار فرهنگی ست) ٬ دیگران هم که فسیل و اشکول سیاسی اند و خلاصه خر تو خر است و پالانی می شود در برد از این معرکه. مثال هم می شود زد : مگر دولت آبادی و پوینده و معروفی و دیگران کتاب چاپ نکردند و حالا چه اشکالی دارد ٬ یعنی هر کس در داخل کتاب چاپ کند خائن و مزدور است ؟ نه ٬ البته که نه و پاسخش هم روشن است ٬ چرا که در داخل زندگی می کند و برای چاپ یک کتاب و تایید یک فیلم باید هفت خان رستم را بگذرد ٬ اما کسی که اینجا پناهنده ی سیاسی ا ست شرم آوراست و تجاوز به حقوق تمام انسان های شرافتمندی است که تن به ذلت نداده اند
شاهین نجفی ! رفیق ٬ آدم٬ دوست ٬ هموطن ٬ عزیز دل یک سوال کلیدی را پاسخ بده : اگر خودت هفته ی دیگر یک آلبوم آماده بگذاری روی میز وزارت ارشاد و منتشر کنی و ازادنه هم با مجوز پخش شود ٬ دیگران در باره ی تو چه قضاوتی خواهند کرد؟ که رفتی چنین کاری کردی و از کسی حمایت کردی که دست به کاری چنین فرصت طلبانه و خائنانه زده است
هر کسی هم چیزی گفت بگویید حسود است و بخیل و بی سواد و اشکول سیاسی و پنجاه وهفتی و این طرف آبی یه بی درد و سه چهار فحش هم قاطی کنید و بدهید یکی تکست بزند و دیگری ویرایش به نام حسن علی بک بدهید به خورد خلایق یک صبحانه ی اسیدی . مرده شور شعری را ببرد که ادعا مدار است و پوزه بر خاک مذلت می کشد ٬شاهین نجفی ! شهرت مثل ودکا آدم را احمق می کند ٬ نمی کند؟ وگاهی قدرت تصمیم گیری زیر ضرب خودبزرگ بینی تبدیل می شود به حماقتی از این جنس که بگویم تو مقصر نیستی و اگاهانه عمل نکردی.
به راستی کدام یک از این ها منفورترند ؟ کسانی که در داخل کشور زیر عبای روحانی رفتند یا کسانی که در خارج از کشور مدعی شعر و هنر در تبعید ند و خود تبدیل به بلندگوی رژیم شده اند؟
هر چه بگندد نمکش می زنند ٬ وای به روزی که بگندد نمک

مهرداد عارفانی
بروکسل

No responses yet

Jan 11 2014

برکناری سخنگوی شورای شهر بدلیل عضویت در فیس بوک!+عکس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

روزنو: روزنو-اعضای شورای شهر بهشهر در جلسه ی روز چهارشنبه مورخ 18 /10/92 اعظم السادات حسینی سخنگوی این شورا را از این سمت برکنار کردند و شخص دیگری را به این عنوان برگزینند.

به گزارش روزنو، اعظم السادات حسینی در همین زمینه در صفحه فیس بوکش نوشت:یکی از اعضای شورا که سوابق درخشان ایشان روشن است حضور بنده در فیس بوک را دلیل این تصمیم عنوان می دارد. به راستی این همه ترس و واهمه برای چه؟ چون بنده با دوستان خود شفاف و بی پرده سخن می گویم؟ چون مردم را به فرموده رهبر کبیر انقلاب ولی نعمت خود می دانم؟چون به آنها در اداره امور شهر اعتماد دارم؟ در ثانی آیا ما بالاتر از دکتر ظریف هستیم؟ دکتر ظریف نتیجه توافق با 5+1 را قبل از اینکه در هیچ خبرگزاری و سایتی منتشر شود در صفحه فیس بوک خود به اشترک گذاشت.. گویا آقایان فتوای مقام معظم رهبری را نخوانده اند که اینگونه دست پاچه عمل کرده اند.

گفتنی است این تصمیم در غیاب این عضو شورای شهر گرفته شد و هیچ اطلاعی به وی داده نشده است ،و برای اولین بار در صفحه فیس بوکی یکی از خبرنگاران این خبر منتشر شد.

No responses yet

Jan 07 2014

هفته نامه انصار حزب‌الله توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی


دویچه‌وله: هیئت نظارت بر مطبوعات در تازه‌ترین نشست خود حکم به توقیف هفته‌نامه “یالثارات” ارگان گروه افراطی انصار حزب‌الله داد. این نشریه متهم به توهین و افترا به مسئولان و نشر شایعه و مطالب خلاف واقع شده است.

رسانه‌های خبری ایران روز سه‌شنبه (۱۷ دی/ ۷ ژانویه) گزارش دادند هفته‌نامه “یالثارات الحسین” که مطالب آن در پایگاه اینترنتی انصار حزب‌الله نیز منتشر می‌شود توقیف شد.

به گزارش خبرگزاری مهر هیئت نظارت بر مطبوعات در نشست دوشنبه‌ی خود به تخلف شماری از نشریات رسیدگی کرد و پرونده هفته‌نامه “یالثارات” را به مراجع قضایی فرستاد.

اتهام‌های نشریه حزب‌الله

هیئت نظارت بر مطبوعات نشریه انصار حزب‌الله را با استناد به بندهای ۸ و ۱۱ ماده ۶ قانون مطبوعات و بر اساس تبصره ماده ۱۲ آن توقیف کرده است.

در ماده ۶ این قانون اقدام‌هایی که می‌تواند به توقف انتشار یک نشریه منجر شود در ۱۲ بند فهرست شده‌اند.

مطابق بند هشتم “افترا به مقامات، نهادها، ارگان‌ها و هر یك از افراد كشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی كه حرمت شرعی دارند، اگر چه از طریق انتشار عكس یا كاریكاتور باشد” یکی از این اقدام‌هاست.

بند یازدهم به “پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و یا تحریف مطالب دیگران” مربوط می‌شود که از دیگر اتهام‌های هفته‌نامه یالثارات عنوان شده است.

تبصره ماده ۱۲ که در حکم یاد شده به آن اشاره می‌شود به هیئت نظارت بر مطبوعات اختیار داده در صورت تشخیص برخی از تخلف‌های مطرح شده در بند شش نشریه را توقیف و ظرف یك هفته پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه ارسال کند.

رهنمودهای یالثارات برای “عملیات مهار”

نشریه انصار حزب‌الله بیشترین مطالب خود را به انتقاد و اتهام‌زنی به شخصیت‌های جناح اصلاح‌طلب و میانه‌رو حکومت جمهوری اسلامی، پخش شایعه، نشر مطالب تحریک‌آمیز و توجیه عملکرد گروه‌های فشار و لباس شخصی اختصاص می‌دهد که اعضای این تشکل در میانشان فراوان هستند.
مجلس ظرف یک ماه سه‌بار به یک عضو کابینه روحانی اخطار داد

مجلس ظرف یک ماه سه‌بار به یک عضو کابینه روحانی اخطار داد

ین شماره یالثارات پیش از توقیف چهارشنبه گذشته، ۱۱ دی‌ماه منتشر شد. تیتر نخست این شماره “هشدار ایران به ۱+۵، ایران هسته‌ای با غنی‌سازی ۶۰ درصدی” است که مانند بسیاری از نوشته‌های هفته‌های اخیر این نشریه انتقادهای شدیدی از توافق ژنو و مذاکرات هسته‌ای در بر دارد.

یالثارات در مطلب دیگری وزیر علوم را “کاتالیزاتور فتنه” خواند و اخطار مجلس به رضا فرجی‌دانا در نشست علنی هشتم دی‌ماه را “اولین ضرب‌شصت مجلس به جریان فتنه” توصیف کرد.

چنانچه مجلس در یک دوره فعالیت سه بار به وزیری اخطار بدهد، زمینه استیضاح او فراهم می‌شود. یالثارات این امکان را اهرمی می‌داند که نمایندگان باید “ضربتی و با سرعت در عملیات مهار” از آن استفاده کنند و “کاتالیزاتورهای فتنه” در دولت را به چالش بکشند.

اخطار به نشریه “۹ دی”

در نشست اخیر هیئت نظارت بر مطبوعات به روزنامه “وطن امروز” نیز به علت نادیده گرفتن یکی از مصوبه‌های شورای‌عالی امنیت‌ملی تذکر داده شده است.

هیئت نظارت همچنین به هفته‌نامه “۹ دی” با استناد به همان مواردی که در پرونده یالثارات ذکر شده تذکر داد و پرونده این نشریه را در اختیار مراجع قضایی گذاشت.

نشریه “۹ دی” متعلق به حمید رسایی، عضو پیشین شورای مرکزی جبهه پایداری و از حامیان افراطی رئیس دولت دهم است. همزمان با انتشار این خبر، رسیدگی به سئوال رسایی از وزیر ارشاد در صحن علنی مجلس، باعث دادن اخطار به علی جنتی شد.

یکی از پرسش‌های رسایی به ابراز تاسف وزیر ارشاد از توقیف روزنامه بهار در آبان ماه سال جاری مربوط می‌شد. جنتی در پاسخ گفت که به نظر او توقیف کردن نشریات به عنوان اولین اقدام “هنر نیست” و باید پیش از آن از ابزارهایی چون “تذکر شفاهی، کتبی و ارجاع به دادگاه” استفاده شود.

کاریکاتور وزیر ارشاد دست در دست شیطان

جنتی در ادامه افزود که همین نگرش را در نشست هیئت نظارت بر مطبوعات که روز گذشته برای بررسی تخلف‌های نشریه “۹ دی” برگزار شد نیز مطرح کرده است.

به گفته‌ی وزیر ارشاد در پرونده این نشریه چهار مورد نشر اکاذیب، هفت مورد سیاه‌نمایی، یک مورد انتشار مطالبی علیه امنیت ملی و یک مورد توهین به مسئولان نظام وجود دارد که طبق قانون مطبوعات باید به توقیف این هفته‌نامه می‌انجامید.

عضو کابینه حسن روحانی خاطر نشان کرد توقیف نشدن نشریه “۹ دی” مطابق همان نگرشی انجام گرفت که معتقد است باید تا جایی که می‌شود از راه‌های دیگر با تخلف‌های مطبوعاتی برخورد شود.

این نگرش گرچه به سود نشریه حمید رسایی تمام شد اما برای او و اکثریت نمایندگان حاضر در نشست علنی روز سه‌شنبه به اندازه کافی قانع‌کننده نبود و به دادن سومین اخطار مجلس نهم به اعضای دولت روحانی طی یک ماه منجر شد.

تخلف “توهین به مسئولان” در پرونده نشریه “۹ دی” مربوط به انتشار کاریکاتوری است که در آن وزیر ارشاد دولت روحانی دست در دست شیطان دارد.

No responses yet

Dec 22 2013

وزارت ارتباطات: تصمیم فیلترینگ وی‌چت را ما نگرفتیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: وزارت ارتباطات دولت حسن روحانی می‌گوید که تصمیم فیلتر کردن نرم‌افزار چت و مکالمه «وی‌چت» که در میان جوانان ایرانی محبوبیت یافته از سوی این وزارتخانه نبوده و این کار به دستور کمیته تعیین مصادیق مجرمانه رایانه‌ای انجام گرفته است.

برنامه کاربردی «وی‌چت» که دارندگان تلفن‌های همراه هوشمند را قادر به برقراری ارتباط از طریق شبکه اجتماعی می‌کند محصول شرکت چینی «تِن‌سِنت» است و باشگاه خبرنگاران جوان روز جمعه، ۲۹ آذر، از فیلترینگ آن در ایران خبر داد.

به نوشته روزنامه «تهران امروز»، پیش از این زهره طبیب‌زاده، نماینده مجلس، از «ایجاد روابط نامناسب اخلاقی بین دختر و پسر» توسط این نرم‌افزار ابراز نگرانی کرده و پس از آن، مقامات پلیس نیز «از شیوع موج استفاده برخی جوان‌ها» از «وی‌چت» اظهار نگرانی کرده بودند.

در ارتباط با قطع دسترسی به این شبکه در ایران، محمود خسروی، مدیر عامل شرکت ارتباطات زیرساخت، که یکی از شرکت‌های زیرمجموعه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است روز شنبه، ۳۰ آذر، به خبرگزاری ایسنا گفت که «قطع وی‌چت از طرف ما نبوده‌ است».

محمود خسروی، معاون وزیر ارتباطات، این‌ گونه توضیح داد که «از روز پنج‌شنبه از سوی کمیته تعیین مصادیق دستوری ابلاغ شده تا درباره وی‌چت فیلترینگ اعمال شود. البته باید توجه داشت که ما یک سایت را فیلتر نمی‌کنیم، بلکه با توجه به آن‌ که فضای فنی این کار در اختیار ما قرار دارد، بر اساس دستوراتی که در این زمینه صادر می‌شود این کار را انجام می‌دهیم.»

وی اظهار کرد: «وزارت ارتباطات هم در این کمیته یک عضو دارد که عضو وزارتخانه ما با این عمل مخالف بود، اما بنا به اظهار وی سایر اعضای این کمیته موافق با این تصمیم بوده‌اند و مبنای این عمل هم برخی تحلیل‌های فرهنگی و اجتماعی بوده‌ است.»

پس از اعلام خبر فیلترینگ این نرم‌افزار، روزنامه «تهران امروز» نوشت که برای گفت‌وگو با عبدالصمد خرم‌آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، مهدی صرامی، مدیرعامل فعالان شبکه مجازی انقلاب اسلامی، اعضای کمیسیون‌های اجتماعی، فرهنگی و قضایی مجلس شورای اسلامی‌ و دیگران برای دریافت توضیح در مورد دلایل فیلترینگ «وی‌چت» تلاش کرده، اما این تلاش‌ها «بی‌نتیجه» بوده است.

روزنامه «اعتماد» نیز روز شنبه با اشاره به این فیلترینگ جدید نوشت که «با توجه به این که نیمی از اعضای کارگروه ۱۲ نفره تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، از وزرای دولت یا نمایندگان آنها هستند و نیمی دیگر از قوا و نهادهای دیگر، می‌توان فیلتر وی‌چت را نخستین فیلتر رسمی گسترده در دولت یازدهم دانست که با مسئولیت دولت جدید انجام شده‌ است.»

این اقدام در حالی صورت گرفته است که علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حدود یک ماه پیش در نشست فعالان رسانه‌های دیجیتال درباره فیلترینگ گفت: «امروز انتقال آزاد اطلاعات به راحتی صورت می‌گیرد و ما نیز چاره‌ای جز تسهیل دسترسی آزاد به اطلاعات نداریم و باید از این فضا بهره‌برداری کنیم.»

وی در این نشست افزوده‌ بود: «نه فیلترینگ می‌تواند جلوی دسترسی انتقال اطلاعات را بگیرد و نه راه‌های ممانعت برای ارتباط با دهکده جهانی کارساز واقع می‌شود؛ امروز ماهواره‌هایی به فضا پرتاب می‌شود که تلفن و موبایل از طریق این ماهواره‌ها می‌توانند صدها شبکه تلویزیونی را دریافت کنند، چگونه می‌توان جلوی این فناوری ایستاد؟»

مسئله اینستاگرام

در همین حال روزنامه «اعتماد» روز شنبه در گزارش خود در ارتباط با فیلترینگ جدید وی‌چت همچنین نوشت «با توجه به این که پیش از این فیلتر محدود اینستاگرام نیز آغاز شده بود به نظر می‌رسد ادامه این موج فیلترینگ دامان شبکه‌هایی همچون وایبر و تانگو را گرفته و به طور کامل نیز اینستاگرام فیلتر شود.»

در همین حال روز نوزدهم آذر روزنامه «شهروند» اظهارات مسعود زاهدیان، رئیس پلیس امنیت اخلاقی، را درباره شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار داده و نوشته است: «پس از فیس‌بوک، این‌ بار نوبت به “وی‌چت” و “اینستاگرام” رسید، از این پس قرار است پلیس بر این دو شبکه اجتماعی نیز نظارت داشته باشد.»

No responses yet

Dec 21 2013

نامه محرمانه وزارت ارشاد:محدودیت رسانه ها در انتشار خبر در خصوص انرژی هسته ای و کرسنت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,بحران هسته‌ای,سانسور,سیاسی

سحام نیوز: وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی با ارسال نامه به برخی رسانه های داخلی، محدودیت های تازه ای را برای آنها تعیین کرده است.
به گزارش سحام عصر روز چهارشنبه وزارت ارشاد دو نامه محرمانه را با امضای پدرام پاک آیین مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی،به دفتر برخی از روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی فرستاد و از انها خواست تا از انتشار آزادانه خبر در خصوص فعالیت های هسته ای ایران و پرونده کرسنت خود داری کنند.
این نامه ها بر اساس ابلاغیه های شورای عالی امنیت ملی تنظیم شده اند.
در یکی از این نامه ها تاکید شده بود که بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی از این پس رسانه ها خبری نباید به طور مستقیم اقدام به انتشار خبرهایی پیرامون مذاکرات هسته ای ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی کنند.
این نامه همچنین تاکید کرده بود که رسانه ها نباید ترجمه ای مستقل از گزارش های آژانس انرژی هسته ای در خصوص فعالیت های هسته ای منتشر کنند.
نامه تاکید کرده است که از این پس تنها مرجع انتشار خبرهایی در این زمینه سازمان انرژی اتمی ایران است و رسانه ها باید خبرهای خود در خصوص برنامه هسته ای را از این مرجع خبری تهیه کنند. در نامه دیگر هم تاکید شده است که به دلیل وجود حساسیت هایی که پیرامون پرونده کرسنت وجود دارد ، رسانه ها باید از انتشار خبرهای به نقل از منابع غیر رسمی خودداری کنند.
از زمان آغاز به کار دولت حسن روحانی این برای اولین بار است که وزارت ارشاد نامه ای به رسانه ها می فرستد و خواستار محدودیت اطلاع رسانی آنها می شود.

No responses yet

Dec 19 2013

“وی‌چت”، فیلتر شد منابع آگاه خبر دادند از صبح امروز اپلیکیشن وی‌چت در آی‌اس‌پی‌های مختلف فیلتر شده است.

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

عصرایران: برخی از منابع آگاه خبر داده‌اند اپلیکیشن وی‌چت در بسیاری از آی‌اس‌پی‌ها از جمله مخابرات، مبین‌نت و ایرانسل فیلتر شده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، گفته می‌شود این اقدام بر اساس مصوبه جلسه اخیر کارگروه مصادیق محتوای مجرمانه انجام شده است و تا 48 ساعت آینده پروسه فیلترینگ در همه آی‌اس‌پی‌ها تکمیل خواهد شد.

یک منبع آگاه دیگر در شرکت زیر ساخت نیز خبر فیلترینگ وی‌چت را تائید کرده است.

باشگاه خبرنگاران در تلاش است نظر دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه درباره تصویب فیلترینگ وی‌چت در این کارگروه را جویا شود که تاکنون این امر ممکن نشده است، به محض دریافت اخبار بیشتر درباره فیلترینگ وی‌چت باشگاه خبرنگاران، مخاطبان محترم را مورد اطلاع قرار خواهد داد.

گفتنی است، وی‌چت یک شبکه اجتماعی موبایل‌-بنیان است که توسط شرکت tencent چین طراحی و ساخته شده و بیش از 300 میلیون کاربر دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .