Aug 22 2013
Archive for the 'آزادی بیان' Category
Aug 22 2013
هرانا؛ تایید حکم محمد نصیری در دیوان عالی کشور
خبرگزاری هرانا: حکم ۹ سال و شش ماه زندان در تبعید زندان بندر گناوه، به جرم فعالیت در یک صفحه فیسبوکی بنام “کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان” برای محمد نصیری تایید شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی حکمی که دیوان عالی کشور تایید کرده است، محمد (کورش) نصیری ۹ و سال و شش ماه را باید در زندان بندر گناوه سپری نماید.
وی در دادگاه بدوی (شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی) به ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان بندر گناوه محکوم شده بود.
این زندانی سیاسی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری میشود، به اتهام “توهین به مقدسات، افساد فی الارض، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه برانداز” به این حکم سنگین محکوم شده است.
محمد نصیری در نیمه شب چهارشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به منزل مسکونیش بازداشت شده است.
Aug 20 2013
گاردین: مأموران اطلاعاتی بریتانیا اسناد اسنودن را نابود کردند
دویچهوله: روزنامه گاردین میگوید، به دلیل انتشار افشاگری در مورد برنامه جاسوسی آمریکا به شدت تحت فشار مقامهای اطلاعاتی بریتانیا قرار گرفته است. به نوشته این روزنامه، آنها اسناد اسنودن در دفتر روزنامه را نابود کردهاند.
روزنامه بریتانیایی گاردین میگوید به خاطر اسناد محرمانه بهدست آمده از ادوارد اسنودن، همکار پیشین آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) به شدت زیر فشار دولت بریتانیا قرار گرفته است.
آلن راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین شامگاه دوشنبه (۱۹ اوت/ ۲۸ مرداد) در مطلبی که در وبسایت این روزنامه منتشر شد نوشت، از گاردین خواسته شد تا اسناد اسنودن را یا تحویل دهد یا منهدم کند. به گفته او، به گاردین هشدار داده شده است، در غیر این صورت دولت علیه این روزنامه وارد دعوای حقوقی میشود.
“اسناد اسنودن را نابود کردند”
راسبریجر آورده است، دو تن از افراد مرکز ارتباطات دولتی بریتانیا (GCHQ) به ساختمان روزنامه آمده و خود بر انهدام حافظههای رایانهای (هارد درایوهای) حاوی افشاگریهای اسنودن نظارت کردهاند.
راسبریجر با اشاره به اقدام یادشده این لحظات را “غریبترین لحظات” تاریخ روزنامه گاردین برشمرد و ادامه داد، روزنامه به گزارشدهی در مورد اسناد ادوارد اسنودن ادامه خواهد داد، اما نه از لندن.
به عقیده راسبریجر، این عمل مأموران اطلاعاتی بریتانیا ثابت کرد که آنها از عصر دیجیتال چیزی نمیفهمند.
“شما تفریحتان را کردهاید”
آلن راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین مینویسد، بیش از دو ماه پیش یکی از مقامهای ارشد دولت دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا با وی تماس برقرار کرده است. در دو دیدار بعد از آن ملاقات از او خواسته شد، اسناد مربوطه را پس بدهد یا همه را نابود سازد.
آلن راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین آلن راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین
راسبریجر میگوید، حدود یک ماه پیش شخصی از سوی دولت به او تلفن زده و گفته است: «شما تفریحتان را کردهاید. اینک ما میخواهیم آنها [اسناد] را به ما پس بدهید.» در دیدار بعد باز هم این درخواست تکرار شد: انهدام یا تحویل اسناد.
آلن راسبریجر مینویسد، به مقامهای دولتی گفته شد، گاردین در صورت تحویل اسناد دیگر نمیتواند به آنها بپردازد. اما آنها گفتند: «شما مباحث خود را ارائه دادهاید. دیگر دلیلی وجود ندارد که بیشتر از این بنویسید.»
بازداشت جنجالبرانگیز شریک زندگی روزنامهنگار گاردین
در همین حال بازداشت ۹ ساعته شریک زندگی (پارتنر) گلن گرینوالد، روزنامهنگار گاردین در فرودگاه هیتروی لندن همچنان فضای سیاسی را در تکاپو نگاه داشته است. گرینوالد منتشرکننده اسناد و مدارک اسنودن در روزنامه گاردین است.
دیوید میراندا، شریک زندگی برزیلی گرینوالد در جریان پرواز از برلین به ریودوژانیرو، به هنگام توقف کوتاهی در فرودگاه هیترو بازداشت شد. برزیل خواستار ادای توضیح از سوی دولت بریتانیا در این باره شده است. وزیر امور خارجه برزیل اعلام کرد، با ویلیام هیگ، همتای بریتانیایی خود در این مورد صحبت خواهد کرد.
دولت آمریکا هر گونه دخالت در بازداشت روزنامهنگار گاردین را رد کرده است. آمریکا خواستار استرداد اسنودن از روسیه شده است تا او را به دلیل افشای برنامه جاسوسی ایالات متحده در جهان به دادگاه بکشاند.
اما روسیه به درخواست آمریکا توجهی نکرده و به اسنودن حق پناهندگی یکساله عطا کرده است.
اسنودن که پیش از این همکار آژانس امنیت ملی آمریکا بود هزاران سند محرمانه در مورد فعالیتهای تجسسی و جاسوسی آمریکا را برملا کرده است.
Aug 20 2013
آمریکا میگوید در جریان بازداشت شریک زندگی روزنامهنگار افشاگر بوده است
بیبیسی: دولت آمریکا میگوید در بازداشت شریک زندگی روزنامهنگار گاردین در فرودگاه هیترو لندن نقشی نداشته است ولی مقامات بریتانیایی، آنان را در جریان این بازداشت قرار داده بودند.
دیوید میراندا، یک شهروند برزیلی، شریک زندگی (پارتنر) گلن گرینوالد، روزنامهنگار گاردین است. آقای گرینوالد، اسناد و مدارکی را که ادوارد اسنودن، افشاگر اطلاعات محرمانه دولت آمریکا در اختیار او گذاشته بود، در روزنامه گاردین منتشر کرده است.
جاش ارنست، معاون سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به سوالی درباره نقش آمریکا در این باره، گفت که این بازداشت، به مقامات قانونی بریتانیا مربوط بوده و این تصمیم “بدون دخالت” آمریکا گرفته شده است.
آقای میراند که ۲۸ سال دارد، در مسیر پرواز از برلین به ریو دو ژانیرو و هنگامی که توقف کوتاهی در فرودگاه هیترو داشت، برای ۹ ساعت بازداشت شد.
بنا به گزارش گاردین، پلیس بریتانیا تلفن همراه، لپتاپ، کارتهای حافظه، بازی رایانهای و دیگر وسایلی که همراه داشته را ضبط کرده است.
طبق ماده هفت قانون ضد تروریسم سال ۲۰۰۰، پلیس بریتانیا میتواند در فرودگاه، بندر یا یک ایستگاه بینالمللی قطار، افراد را تا ۹ ساعت در مورد احتمال فعالیتهای تروریستی مورد بازجویی قرار دهد.
معاون سخنگوی کاخ سفید گفته است: “دولت بریتانیا ما را از پیش در جریان گذاشته بود و حدسش را میزدیم که چنین اتفاقی بیافت؛ ولی ما درخواستی در این باره نداشتهایم.”
به گفته کیم غطاس، خبرنگار بیبیسی در واشنگتن، به نظر میرسد مقامات بریتانیایی زمانی که متوجه وجود نام دیوید میراندا در فهرست مسافران هواپیما شدهاند، مقامات آمریکایی را در جریان گذاشتهاند.
کاخ سفید حاضر نشده پاسخ دهد که آیا اسم این شریک زندگی روزنامهنگار گاردین در “فهرست تحت نظارت” اداره امنیت ترابری آمریکا قرار دارد یا نه.
‘درباره همه زندگیام پرسیدند’
گاردین میگوید میراندا اغلب به گرینوالد در کارهایش کمک میکرده
اسکاتلند یارد نگفته که چرا آقای میراندا را بازداشت کرده ولی تاکید کرده که از اختیاراتش همواره “به شکل در خور و متناسب” استفاده کرده است.
دیوید میراندا گفته است که در مدت بازداشت، شش مامور از او “درباره همه زندگی”اش بازجویی کردهاند.
گلن گرینوالد، روزنامهنگار گاردین که آقای میراندا شریک زندگی اوست، گفته که اقدام مقامات بریتانیایی به مثابه ” آزار و زورگویی” بوده است.
آقای گرینوالد گفت که این مسئله به گزارشهای او در باره ادوارد اسنودن و افشاگریهای او درباره سرویسهای اطلاعاتی دولت آمریکا مرتبط است.
گلن گرینوالد در مورد روند بازجویی از پارتنر خود گفت: “از او هیچ چیز در باره تروریسم و یا ارتباط با سازمانهای تروریستی پرسیده نشد. فقط تمامی روز درباره کارهای من در روزنامه گاردین و خبرنگاران دیگر این روزنامه از او بازجویی کردهاند.”
رئیس کمیته امور کشوری مجلس عوام بریتانیا گفته است که پلیس این کشور باید در این باره توضیح قانعکنندهای بدهد.
دولت برزیل هم از بازداشت شهروند خود ابراز نگرانی عمیق کرده و آن را “توجیهناپذیر” خوانده است.
آنتونیو پاتریوتا، وزیر خارجه برزیل، گفته که در این باره منتظر پاسخ ویلیام هیگ، همتای بریتانیایی خود است.
وزارت امور خارجه بریتانیا گفته است که آقای هیگ با آقای پاتریوتا صحبت کرده و این دو “توافق کردهاند که درباره این موضوع در تماس باقی بمانند.”
روزنامه گاردین نوشته که دیوید میراندا در سفر به آلمان، نزد لارا پویترس، فیلمساز آمریکایی اقامت داشته است.
این فیلمساز هم با آقای گرینوالد و روزنامه گاردین، روی اسناد رسیده از ادوارد اسنودن کار میکرده است.
پول بلیت هواپیمای آقای میراندا را هم روزنامه گاردین پرداخت میکرده است. یک سخنگوی این روزنامه گفته که دیوید میراندا در استخدام گاردین نبوده اما “اغلب در کار آقای گرینوالد کمک میکرده است”.
آقای گرینوالد گفته است بازداشت شریک زندگی او “بهوضوح برای این بوده که پیام ارعاب بفرستد به ما کسانی که درباره اناسای و سازمان اطلاعاتی بریتانیا گزارش میدادیم”.
Aug 19 2013
“خودتنظيمی” نام جديد خودسانسوری در دولت اعتدال! بهروز ستوده
خبرنامه گويا: “خودتنظيمی” نام جديدی است که علی جنتی وزير جديد ارشاد برای واژه معروف “خودسانسوری” کشف کرده است و بهموجب طرح “خودتنظيمی” علی جنتی، ناشران به مأموران بیجيره و مواجب و سانسورچی وزارت ارشاد اسلامی تبديل خواهند شد
علی جنتی پسر آيت الله شرور و بدنامی که شهره خاص و عام است و با رأی بالای نمايندگان قلابی مجلس شورای اسلامی به عنوان وزيرجديد ارشاد وارد دولت اعتدال آقای حسن روحانی شده است ، از طرح جديد خود برای مميزی کتاب پرده برداشت ، علی جنتی که معلوم ميشود درس شيادی و حقه بازی را در نزد پدر به خوبی آموخته است ميگويد : نظارت وزارت ارشاد برنشر کتاب ، اجرای قانون است و نميتوان نام آنرا سانسورگذاشت ! ازگفته ی پسری که پدرش نيزدر مقام مادام العمری شورای نگهبان ، بارها گفته است که سنگسار و بريدن دست وپا و اعدام و کشتار آزاديخواهان و دگرانديشان ايران ، اجرای قانون الهی است نبايد تعجب کرد!
علی جنتی که قبل از انتصاب بعنوان وزير جديد ارشاد اسلامی ، در مصاحبه با روزنامه نگاران تلاش ميکرد بدنامی پدر را از دامن خود بزدايد و خود را مستقل از مفاسد پدر وانمود سازد ، اينک پس از انتصاب به مقام وزرات ، نشان ميدهد که به مصداق کلام سعدی شيرين سخن “گرگ زاده” ای است به تمام معنی ، گرچه حتی با آدمی هم برزگ نشده است . وزير جديدارشاد اسلامی که وظيفه خود را مهار قلم ها و سانسور فکر و انديشه و مطبوعات و سد نمودن گردش آزاد اطلاعات در جمهوری اسلامی قرار داده است ، در نخستين مصاحبه خويش با نشريه آسمان ، درمورد مميزی کتاب چنين ميگويد:
« چيزی که الان در ذهنم هست و فکر میکنم جزو کارهايی است که بايد دنبال کنيم برداشتن مميزی قبل از نشر است . ما بايد چارچوبهای قانونی را به طور شفاف بيان کنيم و در اختيار ناشران قرار دهيم تا آنها به نوعی خودتنظيمی داشته باشند. به اين معنا که خودشان کتابهايی را که تحويل میگيرند از اين جهت بررسی کنند که با ضوابط همخوانی دارد يا ندارد . خود ناشر وقتی روی کتابی سرمايهگذاری میکند که سه هزار تيراژ دارد ، میداند اگر آن کتاب از چارچوبهای قانونی خارج بشود سرمايهاش دچار مشکل میشود و مجبور میشود صفحاتی از کتاب را تغيير بدهد تا با ضوابط منطبق شود. لذا از همان اول ناشر اين ضوابط را مراعات خواهد کرد. بعد نوبت مميزی بعد از انتشار میرسد.»
“خودتنظيمی” نام جديدی است که علی جنتی وزير جديد ارشاد برای واژه معروف “خود سانسوری” کشف کرده است ، و بموجب طرح “خودتنظيمی” علی جنتی ، ناشران به مأموران بی جيره و مواجب و سانسورچی وزارت ارشاد اسلامی تبديل خواهند شد . طرح “خودتنظيمی” علی جنتی که بی ترديد حاصل تجربه و برگرفته از رژيم های مخوف ديکتاتوری و فاشيستی قرن گذشته است دارای سه مرحله ميباشد:
مرحله اول – خود سانسوری و به تعبير علی جنتی “خودتنظيمی” از محدود کردن و تحت کنترل در آوردن فکر وانديشه ی نويسنده ، مترجم ، شاعر و هنرمند و فيلمساز و غيره شروع ميشود و اينان بايد آثاری توليد کنند و ارائه دهند که به مذاق وزرارت ارشاد اسلامی سازگار باشد و بقول سانسورچيان وزرات ارشاد ، هرآنچه منتشر ميشود ميبايستی در چهارچوپ فرهنگ انقلابی و اسلامی باشد ! در صورت عدم رعايت چهارچوب تعيين شده ، هر اثر ادبی و هنری ، از طرف وزارت ارشاد ميتواند براحتی برچسب “انحرافی ” و “ضد اسلامی” و “ضدانقلابی” و غيره بخورد و به تيغه های ماشين سانسور وزارت ارشاد اسلامی سپرده شود . بنابراين بموجب قوانين نظام ديکتاتوری دينی حاکم ، نويسنده و مترجم و هنرمند ، حتی قبل از نوشتن و يا خلق اثر هنری ، مکلف و مجبور به سانسور فکر و انديشه خود ميگردد .
مرحله دوم – علی جنتی از حذف مميزی قبل از انتشار سخن ميگويد ! و وظيفه سانسور را در اين مرحله برعهده ناشران قرار داده و آنرا “خودتنظيمی” ميخواند! او در توضيح طرح جديد خود که در حقيقت طرح توسعه خود سانسوری و درگير نمودن ناشران در اين امر است ازجمله ميگويد : «خود ناشر کتابی را میخواند بايد بفهمد که اين کتاب با مقررات همخوانی دارد يا ندارد. خود او بايد قبل از اينکه کتاب را چاپ کند بايد به نويسنده بگويد اين قسمت را که با مقررات همخوانی ندارد حذف کند.»
بموجب طرحی که علی جنتی برای تشديد سانسور در سر دارد ، برخلاف سابق که نويسنده و مترجم و هنرمند موظف بودند که ابتدا نسخه ای از اثر خود را برای مميزی(بخوانيد سانسور) در اختيار وزارت ارشاد قرار دهند تا اگر اثر نويسنده و هنرمند ، پس از ماهها و گاهی اوقات سالها مميزی شدن ! مضر و خطرناک ! تشخيص داده نميشد و يا پس از حذف قسمت های “مضر” موفق به دريافت مجوز انتشار از طرف وزارت ارشاد ميگرديد ، آنگاه کتاب يا اثر هنری در اختيار ناشر قرار ميگرفت تا اقدام به چاپ و انتشار آن نمايد ! حالا علی جنتی وزير جديد ارشاد که خباثت و تبهکاری را گويا از پدر خود به ارث برده است ، فکر بکری به سرش زده است که با حذف مميزی پيش از انتشار ، عملاً ناشران را در موقعيتی قرار دهد که از ترس ضرر و زيان مالی ، فقط اقدام به انتشار آثاری نمايند که صد درصد در چهارچوب فکری وزارت ارشاد باشد . به سخن ديگر طرح جديد وزير ارشاد دولت اعتدال برای گسترش فرهنگ و هنر و برداشتن محدويت ها که آقای حسن روحانی ، پيش از انتخابات وعده اش را به مردم ايران داده بود اين است که : ناشران آزادند بدون مميزی وزارت ارشاد ، هرچه که ميخواهند چاپ کنند ولی اگر نميخواهند ضرر و زيان مالی کنند بايد حواسشان جمع باشد و از چاپ مطالب خلاف قانون خودداری نمايند! چون مميزی نهائی برعهده وزارت ارشاد است و اگر مطلبی در آن کتاب و اثر هنری چاپ شده يافت شود که برخلاف قانون باشد ! وزارت ارشاد از توزيع آن کتاب يا فيلم و يا اثر هنری جلوگيری خواهد کرد !
مرحله سوم – هرگاه يک کتاب و يا اثری هنری از دو مرحله “خود تنظيمی” بگذرد ، يعنی هم نويسنده و هم ناشر “خود سانسوری” را به نحو احسن انجام داده باشند و هيچ نکته شک برانگيزی در اثر ارائه شده به وزارت ارشاد ديده نشود ، آنگاه نوبت به سانسورچيان اين وزارتخانه که همگی از مأموران امنيتی جمهوری اسلامی اند ميرسد که آن کتاب و يا آن اثر هنری را بازبينی نهائی نمايند تا اگر مورد خلاف “شرع و قانون” در آن ها مشاهده نکردند اجازه انتشار پيدا کنند ! حالا شما خواننده اين سطور ، برای يک لحظه خود را بجای يک ناشر ايرانی بگذاريد و تصور کنيد که درايران صاحب يک مؤسسه انتشاراتی هستيد ، آيا شما حاضريد ريسک چاپ چند هزار جلد کتاب با موضوع های تاريخی ، فلسفی ، سياسی و ادبی و هنری و يا تهيه يک فيلم و غيره را بپذيريد که احتمال دهيد وزارت ارشاد اسلامی ، اجازه انتشار اين کتابها و فيلم ها را نخواهد داد ؟ آيا کار و کاسبی و سرمايه خود را برای انتشار يک کتاب و يا يک اثر هنری حاضريد به خطر بيندازيد ؟ آيا ترجيح نميدهيد که فقط کتابهائی را چاپ کنيد که جای هيچگونه شک و شبهه و بدگمانی برای سانسورچيان وزارت ارشاد باقی نگذاريد و کتابهائی را که مليون ها تومان برای چاپ آنها هزينه کرده ايد براحتی طعمه تيغ سانسور ارشاد اسلامی نشود ؟
بدين ترتيب طرح پسر باهوش آيت الله جنتی که با نام “خودتنظيمی” وارد بازار دولت اعتدال آقا ی حسن روحانی گرديده است ، طرحی است برای توسعه و گسترش خودسانسوری در ميان اصحاب قلم و هنر و فکر و انديشه که نتيجه ای جز رواج بی فرهنگی و چاپ و نشر خرافات و آثار مبتذل در جمهوری اسلامی ، چيز ديگری دربر نخواهد داشت . اما علی جنتی ، وزير جديد دولت اعتدال اسلامی گويا هنوز نميداند که در عصر انقلاب تکنولوژی گردش سريع اطلاعات ، در عصری که جمهوری اسلامی با توسل به خفقان و سانسور ، سعی در ترويج جهل و ناآگاهی درميان مردم مينمايد ، نسل جوان ايران به دنيای آزاد اطلاعات دسترسی دارد و نيازمندی های فکری و علمی و هنری خود را ميتواند از اين بانک جهانی اطلاعات آزاد تأمين نمايد .
گفته های علی جنتی وزير جديد ارشاد دولت اعتدال در خصوص سانسور آنقدر رسوا و شرم آور است که خبرنگار ميگويد : «در نهايت از حرفهای شما اين نتيجه را میگيرم که معتقديد سانسور بايد باشد»
و علی جنتی با همان وقاحتی که از پدر به ارث برده است در جواب خبرنگار نشريه آسمان ميگويد : « شما اسمش را میگذاريد سانسور. اما من میگويم به يک نوع نظارت و اجرای قوانين معتقد هستم. نمیشود اسم اجرای قانون را سانسور گذاشت. بگذاريد تعبير شما را درست کنم . وقتی چراغ قرمز است و شما چراغ را رد میکنيد دو جور به اين مسأله میشود نگاه کرد. میشود گفت شما را جريمه کردند و میشود گفت در مورد شما اعمال قانون کردند. جريمه همان اعمال قانون است . اما يکی میگويد جريمه لفظش بد است چون پولی را به زور از کسی میگيرند. در حالی که همان اعمال قانون است. در بحث نظارت هم اعمال قانون میشود.»
و حرف آخر اينکه، وقتی پسر يکی از شرير ترين آخوندهای ذوب شده در ولايت مطلقه خامنه ای به مقام وزارت ارشاد در دولت اعتدال منصوب ميگردد تا شيوه جديد “خودسانسوری” را با نام “خودتنظيمی”! به ارباب قلم و هنر عرضه نمايد و آنان را به مشارکت و همکاری با وزارت ارشاد اسلامی ، جهت قفل زدن بر انديشه و قلم دگرانديشان ايران دعوت نمايد ! مفهوم فضای باز سياسی و اجتماعی که آقای حسن روحانی در جريان “انتخابات” وعده اش را به مردم ايران داده بود ، رفته رفته برای شيفتگانی که در خيال خود اکسير حيات بخش “اعتدال” را يافته و درباب خواص آن در کوی و برزن جار ميزدند ، روشن تر ميشود . و اميد اين است که نهاد های مدنی و شخصيت های علمی و فرهنگی و هنری و دانشگاهی ايران ، به مخالفت با طرح “خودتنظيمی”علی جنتی و دفاع از آزادی قلم و انديشه برخيزند .
بهروز ستوده
Aug 19 2013
جوانان را لحت کردند تا ببینند شیطانپرستند یا نه: بازداشت همه حاضران در یک کنسرت متال
روز: همزمان با اولین روز آغاز به کار دولتی که امید بسیار به آن می رفت، در نقطه مقابل گفته های رییس جمهور جدیدُ پلیس با حمله به یک کنسرت که مجوز هم دریافت کرده بود دویست جوان را در تهران دستگیر کرد بدون آن که خبرش را انتشار دهد.
بیش از 200 نفر از جوانانی که شنبه 26 مرداد ماه برای شرکت در کنسرت یک گروه موسیقی به سالن آمفی تئاتر “آفرینش مهر” در منطقه شهرک غرب رفته بودند بازداشت شدند. این کنسرت که قرار بود در دو سانس انجام شود به دليل هجوم ودستگیری حاضرین توسط نيروهای امنيتی در سانس اول نیمه تمام ماند.
خبر این واقعه را هیچ یک از خبرگزاریهای رسمی منعکس نکرده اند و بر خلاف معمول وبسایت رسمی پلیس هم هیچ اشاره ای به آن نکرده است.
آرش یکی از کسانی که بلیت این کنسرت را تهیه کرده و با تاخیر به محل رسیده است به “روز” میگوید: “برای شرکت در کنسرت “دث متال کور” بند DAWN OF RAGE در سانس 17 راهی محل برگزاری شدم، حدود ساعت 16.45 رسیدم که دیدم ونها جلوی سالن ایستادهاند.” به گفته آرش ونها سفید رنگ، بدون پلاک و با شیشههای دودی بودهاند و لباس شخصیها هم همراه با ماموران انتظامی دیده شدهاند.
او ادامه میدهد:” سالن آفرینش مهر حدود 220 نفر ظرفیت دارد که کاملا پر شده بود. همه جمعیت که حدود یک سومش دخترها بودند را سوار ونها کردند و به منکرات وزرا [مجتمع قضايي ارشاد واقع در خیابان وزرا] بردند.” بسیاری از دوستان او که در کنسرت دستگیر شده بودند با وثیقههای 5 تا 6 میلیونی و یا ضبط مدارک شناسایی و کارتهای خودروها و همچنین امضای تعهد، آزاد شدهاند.
دوستان آرش در بازگشت گفتهاند که ماموران آنان را مجبور به لخت شدن کردند تا ببینند آیا علائم شیطانپرستی روی تنشان تتو شده است یا نه و آنها را مورد بازرسی کامل بدنی قرار دادهاند. همچنین تلفنهای همراه بسیاری از این شرکتکنندگان به آنان بازگردانده نشده است. به گفته شاهدان عینی پس از اینکه از همه آنها از روبرو و نیمرخ عکاسی شده، شماره تماس منزل بازداشتشدگان دریافت شده و گفته شده ظرف چند روز آینده برای آمدن به دادسرا به آنها خبر داده خواهد شد.
آنها میگویند که اکثر شرکت کنندگان و یا حتی شاید همه آنان آزاد شدهاند اما اعضای گروه موسیقی فعلا در بازداشتگاه حضور دارند و خبری از وضعیت آنها در دست نیست.
کنسرت پژوهشی و دور زدن وزارت ارشاد
تبلیغات کنسرت این گروه موسیقی طی چند روز گذشته، در وبسایت های مختلف و در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.(عکس) صفحه طرفداران این گروه هم که دوهزار نفر دنبال کننده دارد با انتشار پوسترهایی آنها را به این کنسرت فرا خوانده است.
آرش که به گفته خودش یک طرفدار پرو پاقرص کنسرتهایی با این سبک است و سالانه در 3 تا 4 کنسرت شرکت میکند به روزآنلاین میگوید: “برای این کنسرت به اسم کنسرت پژوهشی مجوزهای لازم گرفته شده بود.”
او در خصوص “کنسرت پژوهشی” توضیح می دهد: “یعنی مثلا تمامی اعضای بند، شاگرد یک آموزشگاه بودهاند و حالا که فارغ التحصیل شدهاند میخواهند کارهایشان را ارائه بدهند. ظاهر قضیه این است ولی در اصل اینطور نیست. سالهاست که به این طریق کنسرتهایی برگزار میشود و راهی برای فرار از ممنوعیت فعالیت موزیسینها در سبکهای این چنینی است.”
به گفته او قرار بوده در این کنسرت علاوه بر آلبوم اول گروه، کارهای گروههای خارجی اجرا شود و چون مجوز داشته همه با خیال راحت بلیتهای 20 هزار تومانی را تهیه کرده اند. او با ابراز تعجب از این دستگیریها میگوید که این گروه سال 89 هم در سالن کنسرواتوار تهران بدون مشکل خاصی کنسرت برگزار کرده است.
آرش اضافه میکند: “حتی در آموزشگاه دیگری در شهرک غرب که چسبیده به مسجد و پایگاه بسیج است بدون هیچ مشکلی کنسرتهای این شکلی برگزار میشود.”
کاوه، یک نوازنده سبک راک ساکن تهران در خصوص کنسرتهای پژوهشی به “روزآنلاین” میگوید: “گروههای زیر زمینی نمیتوانند کنسرت برگزار کنند مگر وقتی که آموزشگاهی تایید کند هدف از کنسرت یک کار تجربی و پژوهشی است.”
او میگوید به دلیل اینکه ارشاد به هیچ عنوان به این گروهها مجوز نمیدهد، بعضا آموزشگاهها تایید میکنند که این افراد هنرجو بودهاند و حالا میخواهد نمونهای از کارشان را ارائه کنند. او ادامه میدهد: “در سالهای اخیر کنسرت پژوهشی به یکی از راههای دور زدن وزارت ارشاد تبدیل شده است.”
گروه موسیقی همچنان در بازداشت
پوریا کمالی، احسان محمودی و علی اهتمامی اعضای گروه ” Dawn Of Rage” و محمد خردمند به عنوان نوازنده میهمان بنا به تشخیص پلیس در بازداشت نگه داشته شدهاند.(عکسی از دستگیرشدگان)
“آرش” میگوید از نزدیک با پوریا یکی از اعضای اصلی این گروه دوست است: “پوریا اصلا اهل حاشیه نیست و فقط دنبال موزیک است و به هیچ چیز دیگری فکر نمیکند. برای این کنسرت هم مراحل اداری طی شده بود و مجوز گرفته شده بود؛ نمیدانم چرا ریختند و همه را بردند.” این شاهد عینی ادامه میدهد:” فقط تهرانیها به این کنسرت نیامده بودند، خیلیها هم از شهرهای دیگر مثل تبریز، اصفهان، رشت و … آمده بودند که دستگیر شدهاند و احتمالا به وثیقه دسترسی نداشتهاند. برای دو سانس این کنسرت مجموعا بیش از 400 بلیت فروخته شده بود.” به گفته این شاهد عینی در ساعتهای اولیه شب، تعداد زیادی از اعضای خانودههای بازداشت شدگان رو به روی وزرا جمع شده بودند و منتظر آزادی فرزندانشان بودند.
پلیس طی سالهای اخیر همواره با کنسرتهای زیر زمینی برخورد داشته است. اما کنسرت روز شنبه با مجوز وزارت ارشاد برگزار شده است و شرکتکنندگان بلیت یک کنسرت مجوزدار را تهیه کردهاند. به این ترتیب مشخص نیست بازداشت شرکتکنندگان و سپس گرفتن عکس، تعهد و وثیقه از آنان به چه دلیل صورت گرفته و به بازداشتشدگان هم گفته نشده که اتهام آنان چیست و قرار است با چه اتهامی در دادسرا حاضر شوند.
Aug 15 2013
گل شیفته : دختر خوبی نبودم، با دم شیر بازی کردم
/ کافه سینما: گفت وگوی نیویورک تایمز با گلشیفته فراهانی / او از شوهرش جدا شده است و در استودیوی طبقه پایین خانه ژان کلود کریر زندگی می کند
سه شنبه, 22 مرداد 1392 ساعت 11:29 کافه سینما
(125 نظر متفاوت مردم) کافه سینما-به بهانه نمایش فیلم«سنگ صبور» ساخته عتیق رحیمی که گلشیفته فراهانی نقش اصلی آن را ایفا می کرد و نقش او برای هموطنانش تابو شکنانه بود، نیویورک تایمز گفت وگویی را با این بازیگر ایرانی تبار انجام داده که بخش هایی از این گفت وگو را کافه سینما منتشر می کند. نیویورک تایمز گل شیفته را این طوری معرفی می کند:
گلشیفته که در ایران بزرگ شده،یک شورشی بود. او همکلاسی های خود را به اعتصاب واداشت چراکه مدرسه شان سرویس گرمایشی نداشت. او به والدینش دروغ می گفت تا خواهرش بتواند با نامزد خود بیرون برود.
11FARAHANI1-articleLarge
او در اعتراض به روسری سرکردن(حجاب) سرش را تراشید، نشانه های زنانگی خود را پنهان کرد مانند پسران لباس برتن کرد و اطراف تهران را با موتورسیکلت گشت. در سن هفده سالگی آرزوی والدنیش را نقش برآب کرد که در پایتخت اتریش وین پیانو بخواند و در عوض بازیگری را پی گرفت.
او در گفت وگوی خود با خبرنگار نیویورک تایمز که به زبان انگلیسی پاسخ می داد،چنین گفت:«اصطلاحی در فارسی است با این مضمون با دم شیر بازی کردن، ومن آنچه جامعه ایران می خواست باشم ،یک دختر خوب ،نبودم. من با دم شیر بازی کردم.»…
فیلم جدید او سنگ صبور هم بیانیه ی شورشی است،شاید برخی آن را با مناقشه ای مقایسه کنند که امسال به محکومیت گلشیفته در ایران انجامید.
نقش آفرینی گلشیفته فراهانی در سنگ صبور با تحسین منتقدان روبه رو شد.منتقد هالیووذ ریپرتر نقش آفرینی او را ستود و منتقد ورایتی بازی او را یک «تور دوفورس/استثنایی» خواند.
گلشیفته در 14 سالگی نخستین نقش خود را بازی کرد در سن 20 سالگی ازدواج کرد و در سال 2008 ایران را با همسرش ترک کردو به پاریس رفت . و آنجا از همسرش جدا شد.او بیش ازبیست و پنج فیلم در کارنامه اش دارد.گلشیفته در سال گذشته در استودیوی کوچکی در طبقه پایین خانه ای در شهر پاریس زندگی کرده که به ژان-کلود کریر(نویسنده و فیلمنامه نویس) و همسر ایرانی اش نهال تجدد(رمان نویس) تعلق دارد.
عتیق رحیمی نخستین بار او را برای ایفای نقش اصلی فیلمش رد کرد.
“رحیمی فکر می کرد من زیادی جوان زیبا وشادمان هستم.” اما من پافشاری کردم و به رحیمی گفتم که اگر نقش را به من ندهد با دلم نقش را یاد خواهم گرفت و در خیابان های پاریس آن را اجرا خواهم کرد. ولی دو سال و نیم طول کشید که عتیق رحیمی سرمایه ساختن فیلم را جمع کند و ان را بسازد.
گلشیفته اخیرا برای یک عکاس مشهور دنیای مد پائولو رورسی برهنه شده است.این عکس ها به زودی منتشر می شود.
“وقتی پائولو این ایده را مطرح کرد .به حرف های او گوش دادم اما مشکلات زیادی داشته ام.پس نخواستم این کار را انجام بدهم.ولی بعد با خودم گفتم اگر این عکس ها را پائولو نگیرد،کدام عکاس خواهد گرفت؟ گویی که پائولو از من عبور کند و روح من را عکاسی کند.»
خروج /تبعید او از ایران کامل شده است.وی با زندگی جدیدش کنار آمده و می گوید:«ایرانی که من در رویای خود دارم شاید دیگر اصلا وجود نداشته باشد.»
«دو نوع ادم تبعیدی وجود دارد.کسانی که قربانی اند و خودشان را در رود سن می اندازند و خودشان را می کشند و افرادی که سلحشور می شوند،از غم های خود استفاده می کنند تا موتوری با دوبال برای پرواز بسازند..تبعید قدرت من است.»
Aug 14 2013
آزمایش “بالنهای اینترنتی” گوگل در کالیفرنیا
دویچهوله: گوگل بالنهای اینترنتی خود را که برای ارسال اینترنت پرسرعت به کشورهای محروم است، در کالیفرنیا آزمایش کرد تا نقصهای فنی آن را برطرف کند. بیل گیتس از این پروژه انتقاد کرد و گفت این دردی از مردم کشورهای محروم دوا نمیکند.
شرکت گوگل علیرغم بدبینی و انتقاد برخی از چهرههای برجستهی دنیای فنآوری و اینترنت، “بالن اینترنتی” خود را آزمایش کرد؛ پروژهی جاهطلبانهای که میخواهد با بیش از هزار بالن مجهز به اینترنت “وایفای” (Wi-Fi) برای کشورهای در حال توسعه و محروم از اینترنت پرسرعت یا بدون فیلتر، اینترنت ارسال کند.
گوگل روز جمعه (۹ اوت / ۱۸ مرداد) اعلام کرد که اجرای آزمایشی بالنهای این پروژه را در هفتهی پیشرو در “سنترال ولی” ایالت کالیفرنیا آغاز خواهد کرد. گوگل پیشتر این بالنها را در نیوزیلند و قارهی آفریقا نیز آزمایش کرده بود. اما آزمایش بالنها در آمریکا از مراحل نهایی برنامهریزی و افتتاح رسمی این پروژه خواهد بود.
گوگل در بیانیهای که به مناسبت آزمایش نهایی پروژه در وبسایت پروژه منتشر کرد، هدف از این پروژه را “توسعهی تکنولوژی در حوزههای گوناگون” ذکر کرد. این بیانیه میگوید که طی آزمایش ایرادات فنی بسیاری به چشم خورده است. گوگل همچنین اعتراف میکند که تداخل سیگنالهای این بالن با دیگر تجهییزات اینترنتی در مسیر پرواز بالن، چشمگیر بوده است.
گوگل البته تاکید کرده است که این پروژه، یکی از پروژههای طولانیمدت آیندهی این شرکت است و به تدریج و طی مراحل مختلفی ایرادات آن مشخص و رفع خواهد شد.
ارتباط این بالنها با یکدیگر در ارتفاعی بیش از ۲۰ کیلومتر بالاتر از خط پرواز هواپیماها، شبکهای ایجاد میکند که با استفاد از آن بسیاری از مناطق دورافتاده و محروم زمین میتوانند تحت پوشش شبکهی جهانی اینترنت قرار گیرند.
گوگل اعلام کرد که کیفیت و سرعت این بالن اینترنتی مانند شبکههای نسل سوم مخابراتی یعنی “تری جی” (3g) است.
اما همزمان با آزمایش نهایی این پروژهی گوگل، بیل گیتس، رئیس شرکت “مایکروسافت “، از این پروژه انتقاد کرد و گفت که مردم کشورهای در حال توسعه، مشکلات جدیتری از اینترنت پرسرعت دارند.
بیل گیتس میگوید پروژهای مثل بالن اینترنتی دردی از مردم مناطق محروم دوا نمیکند بیل گیتس میگوید پروژهای مثل بالن اینترنتی دردی از مردم مناطق محروم دوا نمیکند
بیل گیتس که خود سالهاست در بنیاد خیریهی “بیل و ملیندا گیتس” برای ریشهکن کردن بیماری مالاریا در قاره آفریقا تلاش میکند، گفت: «وقتی هر روز در اطراف تو آشنایانت از مالاریا میمیرند، به آسمان نگاه میکنی و این بالنها را میبینی و نمیدانی اینها چه دردی از زندگیات را درمان میکنند.»
بیل گیتس در گفتوگویی با “بلومبرگ” تاکید کرد که او البته طرفدار پروپا قرص “انقلابو تحولات دیجیتال” است؛ با اینحال او تاکید کرد که چنین پروژههایی درد و مشکل جدی زندگی مردم کشورهای در حال توسعه را درمان نمیکند.
بنیاد بیل گیتس و همسرش ملیندا، تا بهحال بیش از ۲ میلیارد دلار برای ریشهکن کردن مالاریا در آفریقا هزینه کرده و بیش از ۱.۴ میلیارد دلار را نیز به مبارزه با گسترش ایدز و سل در این قاره اختصاص داده است.
Aug 01 2013
هرانا – آیا فریاد رسی هست؟! / میترا پورشجری: برای کدامین گوش، چشم و دست
خبرگزاری هرانا: میترا پورشجری دختر وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری طی نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته میگوید: “نظامی که بیاعتنا به تمام موازین انسانی، این بار در غالب سیاستی جدید و عملی، دست به حذف فیزیکی و خود به خودی زندانیان سیاسی در درون سیاهچالههای خود زده است.”
متن کامل این نامه را در زیر میخوانید:
اکنون که دست به قلم بردهام، نمیدانم ابتدا و انتها و امتداد دردها را چطور در این دل نوشته جای دهم! دردها و فریادهایی که وجه مشترک خیلی از ماست؛ مایی که عزیزان و هم میهنانمان در سرزمین دربند ایران در فجیعترین شرایط بیفریادرسی کارگشا، کالبد و روانشان تکه تکه میشود و فریاد عزیزانشان از مرزهایِ محصور تا تبعیدِ نفس گیر به جایی نمیرسد! آیا باید از کار و کنش خویش گلهمند باشیم؟ چه راهکاری برای حفظ جان جگرگوشههایمان در زندانهای ایرانی داریم که به جزیره متروک آدم خوارها بدل شده است؟!…
* * *
از سویی اندک اخبار درز بیرون یافته از زندان بزرگ ایران و تک تک زندانهای ریز و درشت دیگر –که حکم یک از هزاران فاجعهای است که از فضای سراسر سانسور آن سامان به بیرون میآید- حاکی از روز به روز بدتر شدن اوضاع انسانی دارد.
از داخل زندانهای ایران: وضعیت حسین رونقی نگران کننده است، آرش صادقی با اعتصاب غذایش معلوم نسیت جه حالی دارد، احمد عسگری با اتهامات دروغ جانش در خطر است، رضا شهابی در شرایط نامساعدی است، رگهای قلب محمدرضا پورشجری تا گرفتگی کامل و قطع شریان حیات پیش میرود و… مشکلات زندانیان سیاسی از قبیل بیماری و وخامت وضع جسمی و روحی از مرز نگران کننده یودن هم گذشته است…
از دیگر سو از زندان بزرگی بنام ایران: تنگناهای اقتصادی و اجتماعی مردم هر روز بیشتر و گستردهتر از تمام تاریخ ایران شده است و به آخرین و مدرنترین ورژن!! خود رسیده است. ظلم و جنایت و بیعدالتی سر به فلک کشیده و برای بحث در کوچکترین مورد آن سالها باید نشست و نوشت و افسوس خورد که چطور این تنها گوهر هر آدمی -که جانش هست- اینگونه لگدمال و سلاخی و تباهِ رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی شده است.
نظامی که بیاعتنا به تمام موازین انسانی، این بار در غالب سیاستی جدید و عملی، دست به حذف فیزیکی و خود به خودی زندانیان سیاسی در درون سیاهچالههای خود زده است. از این نظر میگویم جدید و عملی که با توجه به تمام تلاشها و فشارهای مراکز بین المللی حقوق بشر، برای بهبود شرایط غیر قابل تحمل و کشنده زندانیان سیاسی، حاکمان ایران در نهایت خونسردی و خودسری و بیاعتنایی، نه تنها اقدامی در جهت بهبود وضعیت موجود انجام ندادهاند، بلکه هر روز شاهد افزوده شدن افرادی جدید به لیست بلند بالای مبارزانی هستیم که شاید همین لحظه از دستشان بدهیم؛ ستار بهشتیها و زهرا کاظمیها و افشین اسانلوهای دیگری که در سرزمین دربند ایران به دست این رژیم انسان سوز ِ انسانیت کش پَرپَر میشوند.
انسانهایی که به واسطه اتهامات واهی و ساختگی -کهزاده روح استبدادی سردمداران حکومت اسلامی است و تنها برای بقای ایدئولوژی مخرب و پیگری سیاست ارعابشان تنظیم شده است- ماهها و سالها زندانی و بعضا «به مرگ محکوم شدهاند. شرایط و محل نگهداری آنها هم به حیوانیترین و توهین آمیزترین درجه خود رسیده است.
برای نمونه، پدرم –محمدرضا پورشجری- زندانی سیاسی دربند در زندان ندامتگاه مرکزی کرج را مثال میزنم که خود شاهد آن هستم؛ کسی که به جرم وبلاگ نویسی و تنها برای درج عقاید شخصی خود به زندان افتاده است، البته اگر بشود واژه» زندان «را در مورد آن مکان بکار برد؛ چون در ذهن همه زندان مکانی است بسته با امکاناتی حداقلی و اولیه برای گذراندن دوران محکومیت! و این زندان در داخل ایران تبدیل به» فاضلابی «برای نگه داری عزیزانمان شده است.
پدرم و دیگر زندانیان این زندان باید ماهانه ٧۵ هزار تومان برای تخت و ٣۵ هزار تومان بابت شستشو و وسایل شوینده خود بپردازند وگرنه باید در سالن و در میان فاضلابی که به دلیل خرابی لولهها به بیرون سرازیر شده، شبهای طاقت فرسا را به صبح برسانند و تمام تعمیرات و سرمایش و گرمایش اتاقها به عهده خود زندانیان و با هزینه شخصی آنهاست.
نیز به تازگی و به بهانه پیدا کردن گوشی موبایل و در واقع برای برهم زدن اندک آرامش آنها هفتهای دو مرتبه به اتاقها حمله ور میشوند و تمام اندک وسایل آنها را زیر پا له میکنند و با این کار علاوه بر ایجاد تنش روانی، خسارت مالی فراوانی به آنها میزنند.
١٠ ماه است که پدرم نیاز اورژانسی به عمل قلب دارد و به تازگی مشکل ورم پروستات او هم مزید بر علت شده و با توجه به تایید پزشکان، پرونده او تا رسیدن به دادستان پیگیری میشود اما پس از آن به طور عمدی و اتوماتیک از آن مرحله به بعد قطع شده و کاملا نادیده گرفته و بیجواب گذاشته میشود و این درحالی است که این روزها شاهد موارد بسیار نگران کننده و متعددی از بیتوجهی به معالجه و درمان زندانیان سیاسی هستیم…
این چند مورد کوچک را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه خواهیم رسید که اینها همه به معنی از بین بردن عمدی و آرام زندانیان سیاسی با توجیه پزشکی “مرگ طبیعی” است!…
* * *
حتم دارم که ستم و بیداد نمیماند و داد و حق پیروز خواهد شد؛ کما اینکه دیکتاتورهای دیگر تاریخ هم نتوانستند ظلم خود را پابرجا نگه دارند و چه به جبر تاریخ و چه حرکتهای آزادی خواهانه و دادگسترانه، ریشه آنها خشکیده شد. در مورد جمهوری جنایت پیشه اسلامی هم چنان که پدرم در دادگاهش خطاب به قاضی گفت:» پس از قذافی و بقیه دیکتاتورهای خاورمیانه نوبت آنان است «تاریخ تکرار خواهد شد. اما روی سخنم با کنشگران دلسوزی است که آرمانی جز انسانیت ندارند، اینکه تاریخ ستمکاری ستمگران ایران زودتر به پایان رسد و جانهای کمتری مثله و سلاخی شود، کاملا دست مبارزان آزادی و مدافعان انسانیت است؛ بایستی برای نجات زندگی همه زندانیان باور و اندیشه، فارغ از هر تفکر و بینش شخصی، کم کاریها را کنار گذاشت و کاری عملی کرد.
میترا پورشجری
۳ مرداد ۱۳۹۲
Jul 28 2013
این هم اصلاحاتی که قرار بود با آمد روحانی انجام بشه: پلمب ۶۷ کافینت در تهران تنها در یک هفته
دویچهوله: رئیس پلیس تهران از پلمب ۶۷ کافینت در تهران در هفته گذشته و “تذکر” به تعداد دیگری از آنها خبر داد. او از “برخورد بدون اغماض” پلیس با قانونشکنان نیز سخن گفت. ایران متهم به نقض آزادی اینترنت است.
به گزارش خبرگزاریهای داخلی٬ حسین ساجدینیا٬ رئیس پلیس تهران٬ روز شنبه (۲۷ ژوئیه / ۵ مرداد) از پلمب ۶۷ کافینت در طول یک هفته از اجرای اولین دور طرح موسوم به امنیت محلهمحور و طرح نظارت بر عملکرد کافینتهای شهر تهران در سال ۹۲ خبر داد.
وی که در جمع خبرنگاران سخن میگفت “تخلفات متعدد و مکرر این واحدهای صنفی و تشکیل پروندههای گوناگون در پلیس فتا تهران و گزارشهای مردمی در مورد سوءاستفاده این متخلفان در کافینتهای غیرمجاز” را از علل برخورد با کافینتها اعلام کرد.
ساجدینیا درباره طرح موسوم به نظارت بر عملکرد کافینتها توضیح داد: «در این طرح که در طول هفته گذشته اجرا شده است ماموران نظارت بر اماکن عمومی پلیس تهران بزرگ از ۳۵۲ کافینت بازدید کردهاند که در نتیجه ۶۷ کافینت به خاطر تخلفات مالکان آن پلمپ شد و تعدادی نیز اخطاریه پلمپ دریافت کردند».
به گفته رئیس پلیس تهران، جز آن تعداد از کافینتها که پلمب شدهاند، به تعدادی از کافینتها نیز تذکر داده شده است.
ثبت اطلاعات هویتی مراجعان کافینتها
یازدهم فروردین امسال (۳۱ مارس) در اطلاعیهای با اعلام ۲۰ دستورالعمل، محدودیتهای کار کافینتها مشخص شد. در این اطلاعیه ادعا شده بود که دستورالعملها به منظور “افزایش ضریب امنیت اطلاعات کاربران” صادر شدهاند. در اطلاعیه منتشرشده تاکید شده بود که اطلاعات مندرج بر کارت ملی مراجعان به کافینتها باید ثبت و نگهداری شوند.
DW.DE
طرح شناسایی هویت کاربران اینترنت در ایران
دبیر شورای عالی فضای مجازی در ایران از بررسی طرحی خبر داد که براساس آن کاربران قبل از ورود به اینترنت احراز هویت میشوند. هدف از این کار، اجرای سطوح متفاوت فیلترینگ برای گروههای مختلف کاربران اینترنتی در ایران است.
«هر ایرانی درکنار کد پستی ایمیل ملی میگیرد»
هشدار مجدد پلیس فتا به کافینتها برای ثبت هویت کاربران
ایران بار دیگر در فهرست بزرگترین دشمنان اینترنت
اطلاعیهی دیگری که محور اصلی آن نیز اجباری بودن ثبت اطلاعات هویتی مراجعان کافینتها بود، در اواخر سال ۱۳۹۰ ابلاغ شد. در آن زمان نیز، نظیر اطلاعیه ۱۱ فروردین، تاکید شده بود که اطلاعات هویتی که باید دقیقاَ ثبت شوند، شامل نام و نامخانوادگی، نام پدر، کد ملی، کدپستی و شماره تلفن تماس کاربر هستند.
در هر دو اطلاعیه اعلام شده است که “نصب دوربین مداربسته داخلی با قابلیت ضبط تمام وقت، نگهداری تصاویر و امکان بازبینی تا شش ماه الزامی است.”
در ماده ۱۲ اطلاعیه فتا آمده بود که “استفاده و در اختیار گذاشتن هر گونه ابزار دسترسی به سایتهای فیلتر شده، مثل انواع فیلترشکنهای قابل نصب روی رایانه، یا معرفی سایتهای فیلترشکن و خدمات گیرندگان و یا استفاده از هرگونه VPN روی سیستمهای رایانهای دفاتر خدمات اینترنت ممنوع است.”
با اینهمه رئیس پلیس تهران گفت که کافینتهای به زعم وی متخلف، با ارائه خدمات غیر قانونی در راه آسیب رساندن به جوانان و به تبع آن خانوادهها حرکت میکنند . ساجدینیا افزود، با کسانی که قصد انجام اعمال “خلاف قانون و اخلاق” را دارند “بدون اغماض” برخورد میشود.
تلاش گسترده برای محدود کردن دسترسی به اطلاعات
ایران در سالهای اخیر به موازات فیلترینگ گسترده، به صورت مدام از راهاندازی قریبالوقوع اینترنت ملی یا اینترنت حلال یا پاک خبر داده است. اگرچه این طرح تا کنون به اجرا در نیامده، اما ایران از راههای مختلف در صدد محدود کردن دسترسی شهروندان به جریان آزاد اطلاعرسانی یا کنترل شدید فعالیتهای آن بوده است.
در یکی از آخرین اظهارنظرها در این رابطه مهدی اخوان بهابادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی٬ ۲۶ تیر (۱۷ ژوئیه) از “هوشمندسازی فیلترینگ سایتهای اینترنتی” خبر داد. بهابادی از طرح اعمال متفاوت فیلترینگ برای گروههای مختلف مردم از لحاظ سن و شغل خبر داد که به گفته وی “در این راستا باید کاربر قبل از استفاده از اینترنت، احراز هویت شود تا امکان تفکیک خدمات فیلترینگ برای کاربران وجود داشته باشد.”
ایران متهم به نقض آزادی بیان آنلاین از طریق رهگیری و سرکوب کاربران اینترنت است. ایران با اعمال فیلترینگ گسترده و برخورد با فعالان وب یکی از دشمنان اینترنت نامیده میشود. تا کنون سه بلاگر در جهان کشته شدهاند که دو تن از آنان٬ امیدرضا میرصیافی و ستار بهشتی٬ ایرانی بوده و در زندانهای ایران جان باختهاند.
اخیرا گروهی از وبلاگنویسان، کنشگران آنلاین و کاربران ایرانی اینترنت در نامهای سرگشاده به حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب ایران٬ از او خواسته بودند که بهبود مدیریت اینترنت درایران را در اولویت برنامههای خود قرار دهد.