اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2013

Jan 13 2013

آقای جنتی، همه می دانند منظورتان از گردن کلفت کیست اما ….(لقلقه ی کلام خود را کمی کنترل کنید!!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.

فقیهی در انتخاب نوشت:

روزگذشته اظهارات دبیر شورای نگهبان در مورد شرایط کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آتی، منتشر شد. ایشان – آیت الله جنتی – با گردن کلفت و کله گنده خواندن یکی از سیاسیون مشهور داخلی ، انتقاد کردند که چرا از واژه انتخابات آزاد استفاده می کنند؟ و اضافه کردند که «من نمی‌توانم افرادی که واژه انتخابات آزاد را مطرح می‌کنند نام ببرم اما این افراد شکست‌خورده‌های سیاسی هستند …برخی که مستحق اعدام بودند از انتخابات آزاد حرف می‌زنند … «بعد از فتنه گری منتظر جایزه گرفتن هم هستند»

در آن سخنرانی، سخنان دیگری از این قبیل نیز رانده شده بود که اکنون مورد بحث نیست.

در اینباره چند نکته به نظر می آید:

یکم. هر کسی که اندک آشنایی با فضا و شرایط این روزهای سیاست کشور داشته باشد، بی آنکه نیازی به لختی اندیشیدن باشد، می داند که منظور خطیب محترم شورای نگهبان از بیان چنین جملات نسنجیده ای ، در وهله نخست آیت الله هاشمی و سپس حجت الاسلام سید محمد خاتمی است. هر دوی این عزیزان، روزگاری ردای ریاست جمهوری بر تن داشتند و اینک، یکی با حکم چندباره رهبر معظم انقلاب بر صندلی ریاست مجمع تشخیص تکیه زده و دیگری اما، همچنان در پی اصلاحاتی با خطوط قرمز مشخص نظام است و دائم، ضمن مراجعه به اصول، از مخالفت با براندازی و حمایت از آرمان های حقیقی انقلاب سخن می راند.

آیت الله جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد

دوم: علی القاعده آیت الله جنتی بسی بیش از نگارنده از تعداد روایات در باب “زبان” و “سخن” مطلعند که پرداختن به آن ، در این مقال نمی گنجد. اما دعوت به کم حرفی و احتیاط در سخنگویی و گزیده و سنجیده گفتن، انبوه این توصیه هاست؛ چرا که زبان فعالیترین و در عین حال خطاکارترین عضو آدمی است. هیچ عضوی از انسان، چندان در کار نیست که زبان. لاجرم این عضو فسیح المیدان و وسیع الجولان و بیش فعال، پرخطاست.

تفنن و سرگرمی و بازی با سخن، همان چیزی است که به کرات در روایات نهی شده اما لقلقه ی کلام برخی شده که هنگامه ی عصبانیت و انتقام، چونان سلاحی کشنده و گزند، از آن بهره می جویند، چندان که امیر مومنان می افزماید: لغزش زبان کاراتر از اصابت سرنیزه است.

رسول گرامی اسلام (ص)، “بیشترین خطاهای انسان را به سبب زبانش” دانسته و مولا علی نیز زبان را “درنده ای” می داند که اگر رها شود، می گزد!

سوم: جناب جنتی قطعاً به یاد دارند که انتقاد از واژه «انتخابات آزاد» دو سه روز پیش توسط رهبری معظم انقلاب نیز بیان شده بود، اما آن نوع بیان و آداب کجا و این گفتار نکوهیده کجا؟! رهبری روز چهارشنبه در شمایل و صورتی سنجیده و حکیمانه ، نسبت به تکرار این واژه هشدار دادند و لب کلام را بیان داشتند، ضمن آنکه تا آنجا که نگارنده مطلع است ، مخاطبان این سخنان ، مستمعان قابلی هستند و این توصیه ها را جدی گرفته اند.

با این اوصاف، چگونه است که وقتی رهبری با چنین ادبیاتی سخن می گویند، برخی به خود اجازه می دهند با عباراتی ناصواب و ناشایست ، از سویی ضمن افزایش فاصله تفاهم جناح های سیاسی بر سر انتخابات و تشدید اختلافات و کینه های سیاسی، فضای جامعه را تهییج و تحریک کرده و از دیگر سو، از مقتدای خویش پیشی بگیرند؟!

البته این اتفاق، مسبوق به سابقه است و چندی است برخی افراد در موضع گیری های سیاسی جلوتر از رهبری حرکت می کنند و بجای بهره گیری صحیح از این سخنان، مسیر انحراف را پیش گرفته اند. انتظار این است که بزرگانی همچون جناب جنتی، مقابل این نوع رفتارها بایستند و اجازه گسترش این شیوه تفکر را در جامعه ندهند. تفکری که اگر باب شود جریانی خطرناک تر از جریان موسوم به انحراف که این روزها بعنوان خطری داخلی مطرح شده را ایجاد می کند. چنین تفکراتی است که در راه عبور سلامت کشتی انقلاب گه گاه فتنه هایی کور به پا می کند.

چهارم. بحث و گفت وگو درباره «انتخابات آزاد»، آنچنان نیست که جناب آیت الله جنتی گفته اند. شمار کسانی که اصل آزادی انتخابات مصرح در قانون اساسی را زیر سئوال برده اند، آنقدر ناچیز است که بانگ آنها به گوش نمی آید. سخنی اگر هست و شکایی اگر ابراز می شود، اول در سابقه برخی اعضای این شورا در سخنرانی له یا علیه یک کاندیداست و ثانیاً برای آنست که ممیزی شورای نگهبان در آینده به استناد قوانین مصوب و دلایل سنجیده و محکم باشد.

گوآنکه رهبر انقلاب همواره از موضع دفاع از قانون از شورای نگهبان حمایت و پشتیبانی کرده اند، اما آنچه نمی توان ورای چون و چند و مناقشه بنشیند و در حریم «فرا انتقادی» جای گیرد پاره ای شیوه ها و روش های به کار گرفته شده این سالها، برای اعمال نظارت از سوی شورای نگهبان است. شورای نگهبان، نهادی قانونی با وظایف قانونی است و طبعاً این حق شهروندان است که بتوانند میزان تناسب عملکرد اعضای شورا را با مسئولیت ها و وظایف قانونی شان بسنجند و آن را مورد انتقاد قرار دهند.

پنجم. سخن از «انتخابات آزاد» پیش از این نیز، از سوی جناب آقای احمدی نژاد رییس جمهور محترم بیان شده بود. آقای احمدی نژاد در آذرماه امسال در اولین همایش قوه مجریه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران از «انتخابات آزاد» سخن به میان آورد و گفت: «اصل بر رأی مردم است. انتخابات آزاد، حق مردم است؛ هم اصالت دارد، هم ضرورت دارد و هم اهمیت دارد. در اینکه بخواهند برخلاف قانون اساسی، صلاحیت های رئیس جمهور را ببندند به نظر عده ای که ملت هیچ حقی به آنها نداده است. »

این سخنان، تنها بخشی از اظهارات جنجالی محمود احمدی نژاد طی ماههای اخیر است و اتفاقاً تعداد سخنرانی های مشابه آن نیز کم نیست. اما به واقع، چرا آقای جنتی بی آنکه کوچکترین اشاره ای به ایشان کنند، تندترین عبارات را نثار کسانی کردند که از داشتن تریبون های مورد استفاده ایشان و آقای احمدی نژاد محرومند؟! و آدرسهایی دادند که هر عوامی، مخاطبان و مقصد و مقصود گوینده را به آسانی درک کند!

نگارنده معتقد است حضرت آقای جنتی به خاطر علاقه پیشین خود به جناب احمدی نژاد و احیاناً به دلیل گذر همیشگی رییس جمهور از خطوط قرمز، انتقاد از جناب ایشان را حذف کردند! و الا شاید خطیب محترم چندان بدش نمی آمد در این رهگذر، اشاره ای هم به رییس جمهوری کند که این روزها نگرانی جدی نیروهای اصیل انقلاب را متوجه برخی اقدامات مشکوک دولتش ساخته است.

ششم. شکی نیست که دل آسوده بودن از دشمن درونی و بیرونی شرط خردمندی نیست. اما دفاع های نامانوس و ابراز سخنان نه چندان حکیمانه هم شرط مقبولیت عامه نیست.

در این میان، توجه عمیق و باورمندانه به سخنان اخیر رهبری، اقتضا می کند که «همه» از صمیم دل به اصول حقیقی انقلاب بازگشته و عمر گرانمایه نسل جدید را معطوف به ساخت کشوری آباد و آزاد کنند.

به گمان نگارنده، محدودیت هایی از این دست برای ظرفیت ها و نیروهای اصیل انقلاب، نه عقلانی است، نه مشروع، نه به صلاح ملت است و نه به نفع دیانت…پس بر همه است تا جانب اعتدال و انصاف نگاه دارند.

و در آخر: انصاف را! که آزادی را و حقوق قانونی را تنها برای خود نخواهیم یا آنکه در صفحه شطرنج سیاست همه را سرباز ندانیم. حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و قواعد رقابت سیاسی را پاس داریم.

No responses yet

Jan 13 2013

با یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در آنتن؛ اگر برای دستگیری فرزند شما بیایند آیا حکم بازداشت نمی خواهید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علینژاد:
لینک برنامه چهارم خبرساز در آنتن:

برای این برنامه آنتن می خواستم برم سراغ سایت هایی که از مصاحبه آنتن با حاج ابراهیم رهبر مداح تبریزی شاکی شده بودن که چرا یک مداح باید با یک خبرنگار ضد انقلاب مصاحبه کنه ولی راستش این هفته دیدم مجلس ایران علت قتل ستار بهشتی در زندان اوین را شوک اعلام کرد. نتونستم از کنار این شوک خبری بگذرم.

البته اینو بگم که خیلی ها از ابتدا هیچ امیدی به پیگیری ها نداشتند، اما برخی دیگه هم معتقدند ملتی که پرسش نکنه نعمتِ یک حکومته. خصوصا وقتی پای امید یک خانواده ی دیگه توی ایران در میون هست که در اوج نا امنی از خبرنگاران می خوان که پرسشگری کنن:

خواهر ستار: من که خواهر ستارم دستم کوتاه است شما از جانب من صدای زخم های تن ستار باش. تا به امروز هیچ نماینده ای جز یک دیداری که ما با علی مطهری داشتیم هیچ کسی به دیدار مادرم نیامد. برادر ما را کشتند روسری از سر من برداشتند مادرم را کتک زدند. به اینکه ستار نامی برادرت هست فکر کن..

ستار یک کارگر گچ کار بود، وبلاگ نویس مستقلی که علیه حاکمیت مطالب اعتراضی می نوشت. مرگ ستار سرو صدای زیادی کرد تا اونجا که خود دادستانی در چهارم دی ماه ضرب و شتم و کبودی های بدن این وبلاگ نویس رو تایید کرد و همه جرم ستار این بود که در وبلاگ و فیسبوکش خیلی فعال بود.

من هم رفتم سراغ آقای احمد بخشایش عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که ببینم چرا علتِ اصلیِ مرگ ستار بهشتی از گزارش مجلس حذف شده.

احمد بخشایش می گوید: بله من در جریان بودم ولی چیز زیادی از گزارش حذف نشده بود. فقط من احساس می کنم نسبت به دادستانی و بازپرسی کمی غفلت شده بود. یعنی دادستان تهران در موضوعی که صلاحیت محلی نداشته ورود پیدا کرده و متهم را از طریق اعطای نیابت قضایی در رباط کریم بازداشت کرده. چرا؟

اما خواهر ستار روایت دیگری دارد:

آقای بخشایش این صحبت را کردند خواستم من در جواب بگویم زمانی که مادر از ماموری که آمده بود توی خونه و آقا ستار را دستگیر بکنه و ببره مامان دو بار سوال می پرسه که آیا شما حکمی دارید و ایشان در جواب، اسلحه را نشان مادر می دهند. و مامان همیشه تاکید بر این دارد که با زور هم وارد خونه شده بودند، در را هول داده بودند. جای حکم اسلحه نشان داده بودند.

از آقای بخشایش می پرسم: خب آقای بخشایش اگر یک روزی پسر شما قرار باشه دستگیر بشه، خود شما حکمی نمی خواهید و آنها نباید حکم را به شما نشان دهند؟

درسته حرفه شما. اولا من پسر ندارم ولی تا دختر دارم. اگر چنین اتفاقی بیافتاد صد درصد آنها باید حکم را نشان دهند. حالا این ادعایی که مادر می کند، خب این ادعا را می کند. ما که کارآگاه نیستیم که برویم با این خانواده صحبت کنیم.

از او می پرسم اینطوری سخنان خانواده بهشتی در گزارش مجلس انکار می شود به عنوان مثال شما در گزارش تان نوشتید که برای ستار بهشتی وثیقه صادر شده و چون نتونسته وثیقه را بده در بازداشت مونده ولی آیا اصلا در جریان هستید که با خانواده اصلا تماسی نگرفتند که بگویند وثیقه بیارید.

اگر هم اطلاع داده باشند چون وثیقه نامناسب بوده و بازداشت متهم از سوی مرجعی بوده که صلاحیت نداشته. می شود بازداشت غیر قانونی تا حدی.

به این ترتیب مجلس در گزارش خودش به حکم بازداشتی معترض شد که خانواده اساسا اون حکم را ندید. از طرفی مجلس از صدور وثیقه ای برای آزادی موقت ستار حرف می زنه. این درحالیه که پس از بازداشت فقط یک بار با خانواده ستار تماس گرفته شد. اون هم نه برای تودیع وثیقه بلکه برای اینکه به خانواده بگن برید قبر بخرید و بیایید ستار را تحویل بگیرید.

از آقای بخشایش می پرسم مجلس نه تنها سخنان خانواده بلکه سخن خود دادستانی را در مورد علت مرگ هم انکار کرده. چرا و این شوک رو مجلس از کجا آمده؟

پزشکی قانونی گفته اون ضرب و جرح نمی توانسته منجر به فوت شده. احتمالا این آقا را وقتی از اوین تحویل پلیس فتا می دهند احساس می کند ممکن است یک بار دیگر کتکش بزنند و اذیت شود، این شوک به او وارد می شود و این شوک منجر به مرگ می شود.

اما سحر بهشتی روایت دیگری دارد: ستار بچه ترسویی نبود. همانطور که مامان وقتی از بازجوی ستار سوال کرد که پسر من زیر شکنجه های تو چی می گفت. گفت ستار به ما لبخند می زد ما را مسخره می کرد. فکر نمی کنم ستاری که از همان لحظه اول بازجویی با لبخند با بازجوی خودش روبرو می شد، از ترس اینکه از اوین مجددا دارند انتقالش می دهند به پلیس امنیت این اتفاق از ترس برای او افتاده. باز هم می گویم. ستار بچه ترسویی نبود. ستار ماشالله ورزشکار بود. ۳۵ سال بدون ترس زندگی کرد. ۳۵ سال شجاعانه زندگی کرد. ستار من ستار ما ستار ایران زیر شکنجه کشته شد.

ما اهل کشوری هستیم که یک تاریخ زندان و شکنجه پشت مونه، یک تاریخ پرونده های مختومه. ولی با این همه وقتی سراغ خانواده ها می ریم هنوز امید دارند که یک روزی قاتل عزیزان شون رو محاکمه بشه.

خواهر سحر می گوید:

زمانی که دیدم ستار، پشتم، پناهم، همه کسم از دستم رفت، امیدی برای زندگی واقعا ندارم. یعنی دلیل بودنم، دلیل بودنم، تنها دلیل بودنم اینه که یک روزی آرزوی پدر و مادرم که تنها آرزوی شان اینه که قاتل ستار قصاص بشه من اون روز رو ببینم، اون لحظه که طناب دار را گردن اون شکنجه گر می اندازن. فقط همین.

اما وقتی خبرنگار باشی سراغ آمرانی رو می گیری که دستور اصلی برای بازداشت ها و ضرب و شتم های غیر قانونی رو صادر می کنند کاری که روزنامه بهار در هفته های گذشته انجام داد تا پرونده های مختومه آمران قتل کهریزک دوباره روی میز رسانه ها قرار بگیره.

به آقای بخشایش می گویم: نقدی که من به شما دارم اینه که اگر مجلس واقعا می خواست پیگیری بکنه چرا پرونده سعید مرتضوی که متهم بود در کشته شدن زندانیان کهریزک را به فرجام نرسانده.

او پاسخ می دهد: بله شاید شما نقد هم داشته باشی، ولی به هر صورت یک کسی که برای نظام زحمت می کشه آیا در آینده اگر قراره که اگر فتنه ای در آینده به وجود بیاید، باید قلم ها بلرزد.

از او می پرسم آقای مرتضوی کجا در مورد دستگیری های کهریزک زخمت کشیدند؟

ببین من می گم که بلاخره فتنه ۸۸ به وجود آمد، نظام دچار تلاطم شد، خب یک عده ای باید می اومدند حکم هایی رو صادر می کردند، یک عده ای هم باید این فتنه را خاموش کنند، حالا وقتی که نظام به آرامش رسید، آیا اون افرادی که نظام را به آرامش رسوندند باید محاکمه بشن؟ اگر چنین است چرا آقای مرتضوی را در اونجا احضار می کنند ولی در قصه آقای ستار بهشتی دادستان تهران رو احضار نمی کنند؟

ایران مثل ستار بهشتی کم نداره کسانی رو که زندگی معمولی شون هم به خاطر یک اعتراض ساده نا امن شده، روایت خانواده ستار رو شنیدید، روایت نماینده مجلس رو هم شنیدید. اما آیا عزمی برای محاکمه و برچیده شدن سیستم شکنجه و بازداشت های غیر قانونی، در نظام قضایی ایران وجود داره یا به تعبیر خود آقای بخشایش نظام کسانی مثل سعید مرتضوی که در بزنگاه های اعتراض، معترضین رو خاموش می کنن می بخشه و ارتقاشون می ده؟ آیا به همین اندازه که مسولان نظام هوای هم رو دارن، خود معترضانِ نظام هم هوای دلِ‌ هم رو داران؟ داوری با شماست.

No responses yet

Jan 13 2013

لاريجاني واردات بنز براي نهاد رياست جمهوري را لغو کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خراسان: پس از آن که دولت چند سال قبل، مصوبه اي را براي واردات ده ها دستگاه خودروي بنز براي نهاد رياست جمهوري ابلاغ کرد، اين مصوبه با ايراد قانوني رئيس مجلس به دليل در نظر گرفتن تعرفه صفر واردات خودرو مواجه شد، اما دولت چند ماه قبل با اصلاح اين مصوبه، اين تعرفه صفر درصد را به يک درصد تغيير داد که علي لاريجاني چند روز قبل با ارسال نامه اي به رئيس جمهور اعلام کرد که با عنايت به مفاد قانون برنامه ۵ ساله پنجم توسعه، اين مصوبه از حيث تبعيض قائل شدن براي نهاد رياست جمهوري مغاير قانون است.

No responses yet

Jan 13 2013

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا: کسانی که در خارج ولگردی کرده‌اند ممنوع‌الخروج هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیگربان: پلیس ایران اعلام کرد کسانی که سابقه «ولگردی» در سایر کشور‌های جهان را داشته‌اند٬ اجازه خروج مجدد از کشور را نخواهند یافت.

صادق رضادوست٬ معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا این مطلب را روز شنبه (۲۳ دی) در گفتگو با ایسنا اعلام کرده است.

وی گفته از خروج مجدد کسانی که سابقه «سرقت»، «کلاهبرداری»، «خرید و فروش مواد مخدر»، «ولگردی»، «فساد اخلاقی» و سایر اعمال «خلاف شئونات» جمهوری اسلامی داشته‌اند٬ جلوگیری خواهد شد.

این مقام پلیس توضیحی نداده که مراجع رسمی با استفاده از چه ساز و کاری پی به «ولگردی» و اعمال «خلاف شئونات» جمهوری اسلامی برخی مسافران در کشور‌های خارجی خواهند برد.

بسیاری از روحانیون حاکم بر ایران به سفر‌های تفریحی و توریستی شهروندان به کشور‌هایی از قبیل ترکیه٬ دبی٬ آذربایجان٬ ارمنستان٬ مالزی و تایلند نگاه مثبتی ندارند.

آن‌ها سال‌هاست به طور مستقیم و غیرمستقیم از مقام‌های جمهوری اسلامی می‌خواهند راه‌کار‌هایی برای کاهش این‌گونه سفر‌ها ارائه کنند.

اصل خبر از ایسنا:

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا به ایسنا خبرداد:

اعلام شرایط «ممنوع‌الخروج»شدن
» سرویس: اجتماعي – حوادث، انتظامي
کد خبر: 91102313291
شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ – ۱۱:۴۴
GOZARNAMEH-bb_Fixd.jpg

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا گفت: از خروج مجدد افرادی که در خارج از کشور در سفرهای قبلی جرم، فساداخلاقی و سایر اعمال خلاف شئونات جمهوری اسلامی انجام دهند، جلوگیری خواهد شد.

سرهنگ صادق رضادوست در گفت و گو با خبرنگار «انتظامی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان اینکه یکی از سوالات متداول مسافران خارج از کشور قبل از سفر این است که آیا «ممنوع‌الخروج» هستند یا خیر، گفت: در راستای پیشگیری از ایجاد اختلال در مسافرت و برنامه‌ریزی‌های مسافران خارج از کشور، هموطنانی که قصد مسافرت دارند، می‌توانند پیش از مسافرت شخصا با ارائه اصل گذرنامه به ادارات گذرنامه تهران و استان‌ها مراجعه کرده و از آخرین وضعیت خروج خود مطلع شوند.

وی همچنین به دارندگان پاسپورت هشدار داد با توجه به اینکه صدور گذرنامه‌المثنی به جای گذرنامه مفقود یا مخدوش مستلزم بررسی و انجام تشریفات اداری طولانی است، بنابراین در حفظ و نگهداری نهایت دقت را مبذول دارید تا از مفقود یا مخدوش شدن آن جلوگیری شود گفت: اما در برخی موارد دیده شده پس از اعلام مفقودی گذرنامه، پاسپورت پیدا شده و جای سوال است که آیا می‌توان از این گذرنامه‌ای که «اعلام مفقودی» شده مجددا استفاده کرد که در پاسخ به این افراد باید عنوان کرد که این افراد تنها در صورتی می‌توانید از گذرنامه‌ای که اعلام «مفقودی» شده، استفاده مجدد کنند که مراتب پیدایش را به پلیس اعلام کرده و اقدامات لازم را انجام دهند.

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا به هموطنان توصیه‌کرد: هیچ‌گاه اسناد و مدارک هویتی خود از قبیل گذرنامه، شناسنامه، مدارک وظیفه و کارت ملی در اختیار دیگران قرار ندهید و در صورت مفقودشدن این مدارک، مراتب را در اولین فرصت به مراجع ذی‌صلاح اعلام داشته و تقاضای المثنی کنید تا ضمن پیشگیری از سوءاستفاده احتمالی افراد سودجود، مسئولیتی متوجه شما نشود.

رضادوست در پاسخ به سوالی مبنی براینکه اگر فردی در خارج از کشور دچار جرایمی شود، می‌تواند مجددا از کشور خارج شود؟ گفت: کسانی که در خارج از کشور مرتکب اعمال خلاف قانون از قبیل: سرقت، کلاهبرداری، خرید و فروش موادمخدر، ولگردی، فساد اخلاقی و سایر اعمال خلاف شئونات جمهوری اسلامی شوند از خروج مجددشان جلوگیری خواهد شد.

No responses yet

Jan 13 2013

جوک حزب اللهی: خنده در مراسم ترحیم: دولت نمی‌تواند لطیفه از چین وارد کند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

حزب‌الله نیوز: حزب الله نیوز:آئین نکوداشت هادی بنایی، مترجم برجسته زبان آلمانی و تنها محقق لطیفه در ایران، روز جمعه ۲۲ دی‌ماه در شرایطی در باشگاه ونک تهران برگزار شد که یکی از سخنرانان در این مجلس لطیفه تعریف کرد!
شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱
کد مطلب : 12361
دولت نمی‌تواند لطیفه از چین وارد کند!
به گزارش حزب الله نیوز ، در این مراسم، «فرورتیش رضوانیه»، با بیان این که اکنون دیگر کسی راه هادی بنایی را ادامه نمی‌دهد، گفت: «امروز درباره مانیکور و تیرامسیو و رنگ مو و بتمن مطالب متعددی برای رسانه‌ها ترجمه می‌شود، اما مترجم‌ها به دنبال لطیفه نمی‌روند. حال مشخص نیست در نبودن هادی بنایی، چه کسی قرار است لطیفه‌های ملل را به زبان پارسی برگرداند.»

این طنزپرداز با اشاره به این که بنایی با وسواس و علاقه خاصی حدود چهار هزار لطیفه را از زبان‌های آلمانی و انگلیسی وارد فرهنگ شفاهی ایران کرد و اکنون این روند ناگهان متوقف شده است، اظهار داشت: «لطیفه چیزی نیست که هیئت دولت تشکیل جلسه دهد و تصویب کند که از چین خریداری شود و بعد دولت سریلانکا کشتی حامل آن محموله را توقیف کند و بگوید ایران چون تحریم است، لطیفه‌ها ملل نباید به دستش برسد.»

رضوانیه، اشراف او بر زبان آلمانی را کم‌نظیر و ستودنی دانست و گفت: «هادی بنایی یک کتاب پارسی را چنان با تبحر به زبان آلمانی ترجمه کرد که اگر شخص «گرهارد شرودر» هم آن را بخواند، با اطمینان می‌گوید که یک نویسنده آلمانی از ابتدا متن کتاب را نگاشته و باورش نمی‌شود که آن اثر ترجمه از غیر آلمانی است.»

نویسنده کتاب «۱۲ سپتامبر»، با بیان این که علاوه بر مشکلات چاپ و نشر، کرختی و ناواردی برخی ناشران نیز در کندی روند انتشار آثار ترجمه هادی بنایی تاثیر داشت، تاکید کرد: «وقتی هادی بنایی کتاب خنده از A تا Z را برای چاپ به انتشارات گل‌آقا سپرد، چاپ نخست این کتاب بلافاصله نایاب شد و متاسفانه این ناشر به دلیل این که کارش این نبود، دیگر هرگز نتوانست حتی همان یک کتاب را تجدید چاپ کند.»

رضوانیه با تاکید بر این که طنز گل‌آقایی تاریخ مصرف داشت و امروز کسانی که آن را دنبال می‌کنند و هنوز به آن شیوه قلم می‌زنند، مخاطبان اندک دارند، گفت: «طنزهایی که هادی بنایی ترجمه می‌کرد، همیشه و در هر زمانی تازه هستند و توجه مخاطب را جلب می‌کنند.»

این طنزپرداز سپس یکی از لطیفه‌های ترجمه هادی بنایی از زبان آلمانی را با کمی تغییر در شخصیت‌های آن تعریف کرد و گفت: «یک روز سه تن از مقامات در یک هواپیما نشسته بودند. اولی می‌گوید: «بیایید یک تراول چک ۱۰۰ هزار تومانی را از این بالا به پایین بیندازیم تا یک نفر پیدایش کند و خوشحال شود. دومی هم پیشنهاد می‌کند که دو تراول ۵۰ هزار تومانی از پنجره بیرون بیاندازند تا دو نفر خوشحال شوند، اما مقام سوم مخالفت می‌کند و می‌گوید: «بهتر است ۱۰۰ قطعه اسکناس هزار تومانی بیرون بریزیم تا ۱۰۰ نفر خوشحال شوند»… در همین لحظه خلبان از داخل کابین فریاد می‌زند: اگر همین حالا این بحث را تمام نکنید، هر سه نفرتان را پایین می‌اندازم تا ۸۰ میلیون نفر خوشحال شوند….»

رضوانیه همچنین با بیان اینکه هادی بنایی به گریه ما نیازی ندارد، تاکید کرد: «او همیشه می‌خواست لبخند ما را ببیند. اکنون فکر می‌کنم بهتر است به یاد هادی بنایی و زحماتی که برای فرهنگ شوخی ایران کرد، لطیفه‌ای را برای دیگران تعریف کنیم!»
در ادامه این مراسم، مدیر نشر هرمس نیز پشت تریبون رفت و با اشاره به آشنایی پنج ساله خود با هادی بنایی گفت: «در ابتدا عبدالحسین آذرنگ هادی بنایی را به من معرفی کرد. وقتی باهم دیدار کردیم، او گفت که در اتریش تحصیل کرده و من متوجه شدم که به خوبی زبان آلمانی را می‌شناسد.»

«لطف‌اله ساغروانی» با بیان اینکه حرفه اصلی هادی بنایی، فنی بود و ترجمه را تنها به دلیل علاقه شخصی‌اش به تحقیق و مطالعه انجام می‌داد، بیان داشت: «ما تاکنون از هادی بنایی سه کتاب از مجموعه آثار تریلر «کارگاه والاندر» را در هرمس چاپ کردیم که از روی آن سریال تلویزیونی هم ساخته شده است و آثار دیگری را نیز در دست انتشار داریم.»

مدیر نشر هرمس در پایان سخنان خود گفت: «بنایی در وجودش شوخ‌طبعی داشت که به ما آرامش می‌داد. او اصلا گلایه و شکایت نمی‌کرد و من این احساس را نداشتم که با یک مرد ۸۰ ساله صحبت می‌کنم.»

در آئین نکوداشت هادی بنایی، پسر او نیز برای دقایقی صحبت کرد و گفت: «من از همه خواهش دارم پدرم را با خاطرات خوب به یاد داشته باشند، نه این که همه یادشان به یک قاب عکس محدود شود.»

«بهداد بنایی» با بیان این که پدرش معتقد بود غم و غصه می‌آید و می‌رود و کاری نمی‌شود، اما این شادی است که به دست آوردنش سخت و نگاه داشتنش دشوارتر است، تاکید کرد: «هادی بنایی از نظر فکری نیز خلاق بود و آن‌قدر از ایشان خاطره دارم که اکنون نمی‌دانم ۴۰ سال را چطور در ۴۰ ثانیه به یک خاطره تبدیل کنم.»

در پایان این مراسم، مهدی بنایی، برادر بزرگ‌تر هادی بنایی نیز با بیان سخنانی کوتاه، از همه کسانی که در آئین نکوداشت شرکت کردند، تشکر و قدردانی کرد.

No responses yet

Jan 13 2013

گوش کنید چگونه زبان فارسی کمر ملای حیله گر را بدون تبر می کشند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,هنر

No responses yet

Jan 12 2013

حداد عادل: مجتبی خامنه‌ای کامیون طلا به ترکیه نبرده

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: غلامعلی حداد عادل، رئیس پیشین مجلس ایران و نماینده کنونی تهران، شایعات پیرامون بهره‌مندی مجتبی خامنه‌ای، فرزند آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، از امکانات اقتصادی فراوان را رد کرده است.

آقای حداد عادل دیروز، (جمعه ۲٢ دی ماه)، در یک سخنرانی در اصفهان گفت مسائل مطرح‌ شده درباره فرزند رهبر ایران برای ایجاد بدبینی در میان مردم و فاصله انداختن بین مردم و رهبر ایران بیان می‌شوند.

او که از چهره‌های نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای و همچنین پدر همسر مجتبی خامنه‌ای است، گفته است: “در فتنه ٨٨ گفتند یک کامیون حاوی شمش طلا متعلق به آقا مجتبی خامنه‌ای از کشور خارج شده و در گمرک ترکیه متوقف شده است. باید از خود بپرسیم چرا این حرف مطرح می‌شود؟”

در سال ١٣٨٨ خبرهایی منتشر شد مبنی بر این که یک کلیک کامیون طلا و ارز به ارزش هجده و نیم میلیارد دلار از ایران به ترکیه رفته است.

آقای حداد عادل همچنین این شایعه را رد کرده است که نوه اش (فرزند دختر او و مجتبی خامنه‌ای) با هزینه‌ای هنگفت در لندن متولد شده است.

او توضیح داده: “گفته شد برای این که آقا مجتبی خامنه‌ای صاحب فرزند شود او و همسرش در یکی از بیمارستان‌های لندن یک میلیون پوند خرج کرده‌اند، ولی من به آنها می‌گویم فرزند آقا مجتبی نوه بنده هم هست و برای به دنیا آمدن نوه من نه کسی به خارج رفته و نه پول زیادی خرج کرده است.”

به گفته آقای حداد عادل، فرزند مجتبی خامنه‌ای در بیمارستانی در تهران و با هزینه ٥٠٠ هزار تومان به دنیا آمده و دکتر مرضیه وحید دستجردی، وزیر پیشین بهداشت، که متخصص زنان و زایمان است پزشک او بوده است.

مجتبی خامنه‌ای، نفر وسط، پشت سر رهبر ایران

پیش از این در یکی از گزارش‌های سفارت آمریکا در لندن که توسط سایت افشاگر ویکی‌لیکس منتشر شده بود، گفته شده بود که مجتبی خامنه‌ای چهار بار برای درمان ناباروری خود به لندن سفر کرده بود. نویسنده این گزارش، از او با عنوان فردی پرنفوذ، زیرک و آینده‌دار یاد کرده بود.

فهیمه دری، همسر سعید امامی، مقام ارشد اطلاعاتی ایران که در پی بازداشت به اتهام دخالت در قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ٧٧ به طرز مشکوکی درگذشت، در مصاحبه با مرکز اسناد انقلاب اسلامی کلیک گفته بود که سعید امامی در سال ٦٩ “خانواده آقای خامنه ای را برای کاری برده بود لندن و دو ماه تمام با این خانواده زندگی کرد.”

او همچنین مدعی شده بود که مجتبی خامنه‌ای به سعید امامی علاقه‌مند بوده است.
مرد پشت پرده؟

آقای حداد عادل گفته که “دشمن” برای تخریب رهبر ایران در افکار عمومی ایران به اقداماتی دست می‌زند و تاکید کرده است: “دشمن از هر کاری بدش می‌آید ما باید همان کار را انجام دهیم.”

او همچنین گفته معترضانی که پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ١٣٨٨ ایران، و به ویژه پس از هشدار رهبر ایران به پایان دادن به تظاهرات، به خیابان‌ها ریختند، “همه برای دشمن کار کردند.”

در اعتراضات پس از انتخابات شعارهای تندی علیه مجتبی خامنه‌ای سر داده شد. برخی از مخالفان رهبر ایران، مجتبی خامنه‌ای را به دست داشتن در سرکوب‌ها و همچنین اعمال نفوذ سیاسی متهم می‌کنند.
فرزندان رهبر ایران

از سمت راست : میثم ، مصطفی، احمد مجتهدی تهرانی(روحانی شیعه)، مجتبی و محسن

مصطفی: پسر بزرگ، محقق دینی، داماد عزیزالله خوشوقت روحانی شیعه

مجتبی: پسر دوم، داماد غلامعلی حداد عادل، نماینده مجلس، گفته می‌شود که بیش از بقیه فرزندان رهبر ایران فعالیت سیاسی دارد

محسن: پسر سوم، داماد محسن خرازی روحانی شیعه، گفته می‌شود که اداره سایت رهبر ایران را در دست دارد

میثم: پسر کوچک، داماد محمود لولاچیان از بازاریان مذهبی

بشری: دختر بزرگ، استاد مترجمی فرانسه، عروس محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر ایران

هدی: دختر کوچک، عروس محمدباقر باقری کنی، روحانی شیعه

عکس از سایت تبیان

مهدی کروبی در سال ١٣٨٤ پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری که در آن محمود احمدی نژاد برای اولین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد، با انتشار نامه‌ای خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای گفته بود که مجتبی خامنه‌ای در انتخابات ریاست‌جمهوری آن مقطع دخالت کرده است.

آقای کروبی در آن مقطع با اشاره به شایعات پیرامون حمایت مجتبی خامنه‌ای از محمود احمدی‌نژاد، نوشته بود: “حضرتعالی به خوبی واقف هستید که دخالت‌های نسنجیده اطرافیان برخی از مقامات روحانی و سیاسی در سال‌های گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اینجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می‌کنم اجازه ندهید تجربه دیگری به تجربه‌های تلخ گذشته اضافه شود.”

پس از انتخابات جنجال‌برانگیز سال ١٣٨٨ نیز اتهامات مشابهی مطرح شد. از جمله مصطفی تاج‌زاده، از چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب، گفته بود که پرونده برخورد با او و خانواده‌اش زیر نظر مجتبی خامنه‌ای قرار دارد.

فریدالدین حداد عادل، فرزند غلامعلی حداد عادل و برادر همسر مجتبی خامنه‌ای، در گفتگو با مجله مثلث این اتهامات را رد کرده و گفته بود: “ایشان به این شکل فعالیت سیاسی ندارند.” البته او تایید کرده بود که نگاه سیاسی مجتبی خامنه‌ای همگونی زیادی با نگاه سیاسی رهبر ایران دارد.

فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی فرزندان مقامات جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر همواره محل بحث بوده است.

No responses yet

Jan 12 2013

دو شرکت هواپیمایی اروپایی پروازهایشان را به تهران متوقف می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: با لغو پروازهای کی ال ام و اتریش ایرلاین، شرکت هواپیمایی لوفت هانزای آلمان تنها شرکت اروپایی خواهد بود که به تهران پرواز خواهد داشت

کی ال ام و اتریش ایرلاین ، دو شرکت هواپیمایی اروپایی روز شنبه ۱۲ ژانویه (۲۳ دی ماه) اعلام کردند پروازهایشان را به ایران متوقف خواهند کرد.

یکی از سخنگویان شرکت هواپیمایی هلندی کی ال ام اعلام کرد پروازهایش را به ایران از ماه آوریل سال جاری ( کمتر از ۴ ماه دیگر) متوقف خواهد کرد.

این شرکت در حال حاضر ۴ روز در هفته به ایران پرواز دارد.

سخنگوی این شرکت هواپیمایی روز شنبه ۱۲ ژانویه (۲۳ دی ماه) به بی‌بی‌سی فارسی گفت مسیر پروازی تهران- آمستردام از نظر اقتصادی به صرفه نیست.

گفته شده بلیت های این شرکت هواپیمایی همچنان روزانه در ایران در حال فروش است.

قرار است تا قبل از توقف کامل پروازهای کی ال ام، از شمار پروازهای هفتگی این شرکت کاسته شود.

سخنگوی اتریش ایرلاین که بخشی از شرکت هواپیمایی لوفت هانزای آلمان بشمار می رود، هم اعلام کرده که به دلیل کمبود تقاضا پروازهایش را به ایران متوقف خواهد کرد.

آخرین پرواز اتریش ایرلاین از وین به تهران ۱۳ ژانویه ( فردا) خواهد بود.

این شرکت هواپیمایی در هفته ۴ بار به تهران پرواز داشت، اما از ماه نوامبر سال گذشته آن را به سه پرواز در هفته کاهش داد.

اتریش ایرلاین پیش از این در تابستان سال گذشته به دلیل آن که در مورد سوختگیری هواپیماهایش در تهران مطمئن نبود، بیش از دو ماه پروازهایش را به تهران به حال تعلیق در آورد.

یکی از سخنگویان لوفت هانزا گفته است که این شرکت هواپیمایی همچنان به پروازهایش به تهران ادامه می دهد. در حال حاضر لوفت هانزا پنج بار درهفته به تهران پرواز دارد.

شرکت هواپیمایی بی‌ام‌آی هم که توسط بریتیش ایرویز خریداری شد، پاییز امسال به دلایل مشکلات تامین سوخت و نوسان قیمت ارز پرواز به ایران را متوقف کرد.

در تحریم‌های اعمال‌شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور، ممنوعیتی برای تامین سوخت مورد نیاز ایران دیده نمی‌شود.

اما در بخشی از طرح مصوب کنگره آمریکا راجع به تحریم ایران که سال گذشته تصویب شد، نه‌ تنها شرکت‌های آمریکایی از تامین نیاز ایران به بنزین، گازوئیل و سوخت جت منع شده‌اند، بلکه شرکت‌های خارجی هم در صورت انجام چنین کاری با محدودیت‌هایی در برخورداری از منافع تجاری با ایالات متحده مواجه می‌شوند.

No responses yet

Jan 12 2013

یک معاوضه و برملا شدن چهار دروغ

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: سرانجام پس از پنج ماه مذاکره رژیم بشار به معاوضهٔ ۴۸ ایرانی مرد میانسال (زن و کودک و پیرمردی در میان زائران مورد ادعا به چشم نمی‌خورد) با ۲۱۳۰ زندانی اغلب سوری (به‌جز ۴ ترک و یک فلسطینی؛ ۷۳ تن از آنها زن هستند) رضایت داد. این معاوضه پس از سخنرانی قاطعانه بشار مبنی بر تروریست بودن مخالفان با آنها انجام شد.

این معاوضه چهار دروغ را که مقامات جمهوری اسلامی و رژیم بعثی سوریه مطرح می‌کرده‌اند برملا ساخت: زائر بودن گروگان‌ها؛ عدم دخالت نظامی جمهوری اسلامی در سوریه؛ سیاست آشتی‌جویانهٔ جمهوری اسلامی در منطقه و احترام به حق حاکمیت ملت‌ها؛ و عدم معاملهٔ جمهوری اسلامی و رژیم بشار با مخالفان که از آنها با عنوان «تروریست» یاد می‌شود.

زائرانی بدون خانواده

از ابتدای گروگانگیری مقامات جمهوری اسلامی ادعا کردند که ۴۸ نفر زندانی ایرانی مخالفان بشار، شهروندان معمولی و زائر بوده‌اند، زائرانی که البته برخلاف سنت ایرانی زیارت بدون همسر و فرزندان در جمعی کاملا مردانه به زیارت می‌روند. اما جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان معمولی ایرانی در طول تاریخ خود وزیر خارجه یا دبیر شورای امنیت ملی یا رئیس مجلس خود را به کشورهای دیگر برای مذاکره با یک موسسهٔ غیر دولتی یا مقامات دولتی اعزام نکرده است.

اگر آنها زندانی عادی بودند علی‌اکبر صالحی و سعید جلیلی و علی لاریجانی و هیئتی از مجلس فقط برای آزادی آنها به سوریه و ترکیه سفر نمی‌کردند و مثل ایرانیان زندانی در عربستان گردن زده می‌شدند. رژیم‌های سیاسی اقتدارگرا یا اشغالگر تنها برای آزادی شهروندان نظامی خود تا این حد تلاش می‌کنند و حاضر به مبادله می‌شوند.

اگر آنها زندانی عادی بودند جمهوری اسلامی به دولت سوریه برای آزادی ۴۸ زائر در برابر بیش از دو هزار زندانی سیاسی و افراد به گروگان گرفته شده توسط نیروهای امنیتی فشار نمی‌آورد تا آنها را آزاد کند. در سی سال گذشته این همه تبلیغات سیاسی و این همه تلاش دیپلماتیک برای رهایی شهروندان عادی ایرانی سابقه نداشته است. حکومت جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی در برابر مشکلات ایرانیان «غیر خودی» به هنگام سفر در خارج کشور احساس نمی‌کرده است. ایرانیانی که به حکومت متصل نیستند اگر در خارج از کشور با مشکلی برخورد کنند تنها جایی که برای کمک بدان فکر نمی‌کنند سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های جمهوری اسلامی است. علت آن نیز تجربهٔ ملی ۳۴ سال گذشته است.

وابستگی نظامی به جمهوری اسلامی

پذیرش معاوضهٔ زندانیان سوری با گروگان‌های ایرانی از سوی رژیم بشار آن هم در این مقیاس نشان از وابستگی شدید رژیم بعثی سوریه به جمهوری اسلامی برای بقا دارد. این وابستگی نه تنها اقتصادی و تدارکاتی و اطلاعاتی بلکه نظامی است. بدون کمک نظامی جمهوری اسلامی سرنگونی رژیم بشار تسهیل می‌شود. از همین جهت است که این رژیم حاضر شده ۴۸ ایرانی را برای خشنودسازی حامیان خود در تهران در برابر ۲۱۳۰ نفر که تروریست خوانده می‌شوند آزاد سازد.

معاوضه‌ای به سبک «رژیم صهیونیستی»

هر روز که می‌گذرد جمهوری اسلامی و هم‌پیمان آن در سوریه در رفتار با مخالفان به دشمن خود یعنی اسرائیل (که از آن با عنوان «رژیم صهیونیستی» یاد می‌شود) در رفتار با فلسطینیان و سرزمین‌های اشغالی شبیه‌تر می‌شود. تنها رژیم اسرائیل است که برای سربازان خود در برابر زندانیان فلسطینی چند شهروند خود را معادل صدها شهروند فلسطینی قرار می‌دهد. در آخرین مبادله، یک زندانی اسرائیلی (گیلیاد شالیط) با پانصد زندانی فلسطینی مبادله شد. اکنون جان ۴۸ پاسدار معادل با بیش از دو هزار سوری، ترک و فلسطینی شده است.

دو رژیم جمهوری اسلامی و سوریه اکنون با این معاوضه نشان داده‌اند که به سرزمین‌های سوریه به عنوان سرزمین‌های تحت اشغال خود نگاه و با مردم آن مناطق نیز به صورت افراد تحت اشغال رفتار می‌کنند. دولت سوریه مردم عادی را به گروگان می‌گیرد و مخالفان را مجبور می‌کند برای آزادی آنها به گروگانگیری متقابل دست زنند. اگر گروگانگیری عملی غیر قانونی و غیر اخلاقی است این امر برای دولت‌ها که مسئولیت حفظ امنیت شهروندان خود را دارند زشت‌تر و وقیح‌تر است.

معامله با «تروریست‌ها»

مقامات جمهوری اسلامی و رژیم اسد مخالفان خود را تروریست می‌دانند و همیشه تاکید کرده‌اند که با تروریست‌ها معامله نمی‌کنند. اما در این مورد به صراحت چنین کردند، گرچه نمی‌خواهند معاوضه را باور کنند. حسن قشقاوی، معاون کنسولی و پارلمانی وزارت امور خارجه، بعد از معاوضه، معامله برای آزادی ایرانیان ربوده‌شده در سوریه را یک مبالغه و بزرگ‌نمایی رسانه‌ای دانست. (الف، ۲۰ دی ۱۳۹۱) خلف المفتاح معاون وزیر اطلاع‌رسانی سوریه نیز بر همین نکته تأکید کرد: «هیچ معامله‌ای با گروه‌های مسلح برای آزادی ۴۸ زائر ایرانی صورت نگرفته است.» (الف به نقل از العالم، ۲۰ دی ۱۳۹۱)

در عرف به رد و بدل کردن امور بر اساس رضایت طرفین می گویند معامله. اما مقامات رژیم بشار و رژیم جمهوری اسلامی واژه‌نامه‌های متفاوتی دارند که تعابیر آن نیز مشخص نیست. می‌گویند معامله‌ای صورت نگرفته اما نمی‌گویند چه اتفاقی افتاده است.

به یاد آوردن ناآرامی‌ها با تاخیر دو ساله

پس از بیست ماه ناآرامی سوریه، حدود یک سال جنگ داخلی و ۶۰ هزار کشته تازه مقامات جمهوری اسلامی به شهروندان ایرانی اخطار داده‌اند که برای زیارت به سوریه نروند: «ما به زائران سوری و مردم ایران توصیه می‌کنیم دو سه ماه از رفتن به سوریه اجتناب کنند تا با آرام شدن اوضاع بتوان سفری کم دغدغه و کم‌حاشیه داشت.» (مسئول پیگیری آزادسازی گروگان‌های ایرانی کمیسیون امنیت مجلس، فارس ۲۱ دی ۱۳۹۱) به فرض که گروگان‌های ایرانی در سوریه زائر بوده باشند باز هم مسئولیت گروگانگیری آنها با حکومت است چون به موقع به آنها هشدارهای لازم داده نشده است.

علت عدم ارائهٔ هشدار به مسافران ایرانی که به سوریه می‌روند از ابتدا آن بود که حکومت از زیر بار مسئولیت اعزام نیروهای سپاهی به این کشور شانه خالی کند. شهروندان معمولی ایرانی که به سوریه سفر می‌کنند سپر بلای حمایت نظامی مخفی از رژیم بشار قرار گرفته‌اند. حتی در اوج درگیری‌ها و پس از رخداد چند گروگانگیری مقامات جمهوری اسلامی به شهروندان ایرانی اطمینان می‌دادند که سوریه امن است: «سوریه شرایط خاص خود را دارد. البته اتفاق‌هایی که در این کشور افتاد، در اعزام و حجم زائران تأثیر گذاشت، اما مشکل جدی برای آن‌ها ایجاد نکرده است.» (مدیر امور بین‌الملل و امور زیارتی سازمان حج و زیارت در گفت‌وگو با ایسنا، ۲ خرداد ۱۳۹۰) البته بسیاری از شهروندان خود با درک شرایط از سفر به سوریه خودداری کرده‌اند اما این موضوع از مسئولیت حکومت در حفظ جان شهروندان نمی‌کاهد.

No responses yet

Jan 12 2013

وزیر علوم: 24 دانشگاه تک جنسیتی در کشور راه اندازی شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

ایرنا: وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفت: تاکنون 24 دانشگاه تک جنسیتی در راستای اسلامی شدن دانشگاه‌ها، در کشور راه اندازی شده است.
[وزیر علوم: 24 دانشگاه تک جنسیتی در کشور راه اندازی شده است]

به گزارش ایرنا از روابط عمومی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ˈکامران دانشجوˈ روز شنبه در دیدار بیش از 50 نفر از نمایندگان عضو فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی افزود: ایجاد یک دانشگاه دخترانه در هر استان امکان انتخاب و قبولی داوطلبان را بیشتر تسهیل می‌کند.

وی، مشورت و تعامل با نمایندگان مجلس شورای اسلامی را از اصول این وزارتخانه عنوان و خاطرنشان کرد: اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس افرادی آشنا با مسایل دانشگاه‌ها و آگاه به امور آموزشی و پژوهشی هستند و استفاده از نظرات کارشناسی و دلسوزانه آنها به رشد آموزش عالی کشور کمک می‌کند.

وزیر علوم با بیان این که نیروی انسانی متعهد و متخصص مهم ترین سرمایه یک کشور و سرمایه گذاری برای آموزش عالی کشور یک سرمایه‌گذاری زیربنایی است، خواهان توجه بیشتر نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای اختصاص منابع مالی به این بخش در بودجه کشور شد.

دانشجو همچنین درباره اسلامی شدن دانشگاه‌ها یادآور شد: اسلامی شدن دارای ابعاد شکلی ظاهری همانند مناسبات دانشجویان و دانشگاهیان با یکدیگر و ابعاد ماهوی همانند محتوای دروس دانشگاهی است که البته باید به هر دو مقوله توجه داشت؛ هر چند که ماهیت اصل است اما نمی‌توان به این بهانه به شکل نپرداخت، همانطور که دستورات دینی و حتی عبادات نیز هم ماهیت دارد و هم شکل آن مشخص است.

وی تاکید کرد: اسلامی کردن دانشگاه‌ها به معنای ترویج و به کارگیری فرهنگ دینی و جاری ‌شدن احکام الهی در دانشگاه‌ها است، همچنین در رشته‌های مختلف تحصیلی بویژه در علوم انسانی، محتوای دروس باید منطبق با تعریف انسان در اسلام و جهان بینی توحیدی باشد.

وزیر علوم اظهارداشت: علم اقتصاد، علم روانشناسی و علوم دیگر با نگرش و بر پایه تعریف کدام انسان است و قرار است کدام انسان را به کدام سرمنزل مقصود برساند؟ بنا نهاد شده است که این موضوع نشان می دهد اگر انسان مادی و خوشبختی او مدّنظر این علوم باشد، به طور حتم با انسان توحیدی و خوشبختی تعریف شده در این جهان‌بینی متفاوت است.

دانشجو همچنین گفت: در سال جاری 960 هزار نفر متقاضی ورود به دوره کارشناسی ارشد و 220 هزار نفر متقاضی ورود به دوره دکتری در آزمون‌های مربوطه ثبت نام کردند.

وی با تاکید بر این که وظیفه وزارت علوم فراهم کردن امکان تحصیل داوطلبان تحصیلات تکمیلی است، یادآور شد: این مهم با گسترش تحصیلات تکمیلی با شیوه‌های مختلف و از جمله ایجاد پردیس‌های دانشگاهی صورت می گیرد.

وی در پاسخ به سوال یکی از نمایندگان درمورد تناسب جمعیت فارغ التحصیلان دانشگاهها و نیاز بازار کار اظهارداشت: با اجرایی شدن طرح آمایش آموزش عالی تلاش می‌کنیم ظرفیت پذیرش رشته‌های دانشگاهی براساس نیاز، استعدادهای بالقوه و امکانات هر استان تعیین شود.

وی افزود: وزارت علوم ضمن این که آمار دقیقی از نیاز دستگاه‌های دولتی و بخش غیر دولتی ندارد در هر صورت وظیفه دارد امکان ادامه تحصیل را برای همگان فراهم کند.

وزیر علوم ادامه داد: حدود هشتاد سال است که دانشگاه‌های ما چه در مناسبات و چه در محتوا براساس الگوی غربی فعالیت می‌کنند بنابراین تغییر روند و رویه موجود امری زمان بر و نیازمند فرصت کافی است؛ قدم‌های خوبی که در این راستا برداشته شده است با هم‌فکری و همکاری همه مسوولان بویژه نمایندگان مجلس شورای اسلامی زودتر به نتیجه خواهد رسید.

دانشجو خاطرنشان کرد: ما باید فلسفه آموزش عالی و دانشگاه را بومی کنیم و از تقلید محض فلسفه آموزش عالی و دانشگاه به سبک غربی البته با حفظ نکات مثبت آن پرهیز کنیم.

در این نشست حدود 30 نفر از اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی پرسش‌ها و دیدگاه‌های خود را درباره مسایل آموزش عالی کشور مطرح کردند که تقدیر از اقدامات وزارت علوم و پیشرفت‌های علم و فناوری کشور، ترویح فرهنگ اسلامی و تسریع در اسلامی شدن دانشگاه‌ها، تقویت شرکت‌های دانش بنیان، گسترش فعالیت‌های مهارتی و فناوری در دانشگاه‌ها، توجه بیشتر به گسترش مراکز آموزشی در مناطق محروم ، تقویت و ساماندهی زیر ساخت‌های دانشگاه پیام نور، گسترش تحصیلات تکمیلی و تسریع در بازنگری محتوی رشته‌های علوم انسانی از جمله این موضوعات بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .