Apr 16 2013
Archive for April, 2013
Apr 16 2013
نگرانی شدید ایران از ادامه سقوط قیمت نفت
دویچهوله: ادامه روند نزولی بهای نفت خام جمهوری اسلامی را به شدت نگران کرده است. این کشور قصد دارد در صورت سقوط قیمتها به زیر صد دلار برای هر بشکه پیشنهاد برگزاری نشست فوقالعاده اعضای اوپک را مطرح کند.
با ادامهی روند نزولی قیمتها، بهای هر بشکه نفت خام برنت دریای شمال با آغاز معاملات در هفتهی جاری، ظهر دوشنبه (۲۶ فروردین/ ۱۵ آوریل) به حدود ۱۰۱ دلار آمریکا رسید. این قیمت در پایان داد و ستدهای هفتهی قبل ۱۰۳ دلار برای هر بشکه بود.
بنابر گزارشها بهای متوسط سبد نفتی کشورهای عضو اوپک نیز روز دوشنبه به ۱۰۰ دلار و ۶۰ سنت کاهش یافته است. ناظران پیش بینی میکنند با ادامهی این روند طی روزهای آینده قیمت هر بشکه نفت خام به زیر صد دلار برسد.
کاهش قیمت نفت “غیرقابل قبول” است
خبرگزاری مهر دوشنبه، ۲۶ فروردین به نقل از یک مقام مسئول وزارت نفت نوشت: «در صورت ادامه سقوط قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار پیشنهاد برگزاری یک نشست فوقالعاده بین اعضای اوپک مطرح خواهد شد.»
بر این اساس وزیر نفت، رستم قاسمی خود را آماده میکند پیشنهاد ایران را به همتای عراقی خود، که ریاست دورهای اوپک را بر عهده دارد ارائه کند.
اعضای اوپک تابستان گذشته نیز قصد داشتند برای بررسی نگرانیها از کاهش بهای نفت یک نشست فوقالعاده برگزار کنند که با افزایش قیمتها منتفی شد. نشست عادی اوپک حدود یک ماه و نیم دیگر (۳۱ مه/ ۱۰ خرداد) در مقر این سازمان در اتریش تشکیل خواهد شد.
پایگاه اطلاعرسانی روابط عمومی وزارت نفت (شانا) به نقل از رستم قاسمی بهای هر بشکه نفت خام پایین تر از ١٠٠ دلار را “غیرقابل قبول” و “غیرمنطقی” خوانده است.
تحریم و کاهش یک میلیون بشکهای صادرات
اعضای اوپک آذرماه سال گذشته توافق کردند سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه در روز را ثابت نگه دارند. به نظر میرسد پیشنهاد احتمالی ایران برای کاهش تولید در میان اعضای اوپک با استقبال روبرو نشود.
اعضای اوپک آذرماه سال گذشته توافق کردند سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه در روز را ثابت نگه دارند
به گزارش شانا کشورهای صادر کننده نفت حوزه خلیج فارس همچنان خواهان حفظ سقف تولید روزانه ٣٠ میلیون بشکه در نشست ماه مه اوپک در وین هستند. این در حالی است که در پی تشدید تحریمها صادرات نفت ایران، این کشور در بخشی از سال ۹۱ روزانه یک میلیون بشکه کاهش داشته است.
غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس میگوید در لایحه بودجه سال گذشته صادرات روزانه ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت پیشبینی شده بود اما در لایحه بودجه امسال صادرات به روزانه یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت کاهش یافته است.
مصباحیمقدم یازدهم فروردین در گفتوگو با سایت خبری “تسنیم” تاکید کرد: «البته در این زمینه واقعیات هم خودش را بر ما تحمیل کرده است؛ تحریم نفت و نیز تحریم دست یافتن به ارز ناشی از صادرات آن، ما را وادار کرده که بودجه کشور را از مسیر وابستگی به درآمدهای نفتی خارج کنیم.»
وابستگی ایران به نفت کم نشده
جمهوری اسلامی نگران است که در صورت ادامهی کاهش قیمت جهانی نفت درآمدهای پیشبینی شده در بودجه سال ۹۲ متحقق نشود. مسئولان دولتی کاهش اجباری صادرات نفت را مثبت و نشانهی کم شدن وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی وانمود میکنند.
شریف حسینی، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی این ادعا را نادرست میخواند و میگوید “شاید در تعداد بشکهها کاهش رخ داده باشد اما از نظر ریالی شاهد کاهش وابستگی بودجه به نفت در سال ۹۲ در قیاس با سال ۹۱ نیستیم.”
پایگاه اطلاع رسانی مجلس یکشنبه (۲۵ فروردین) از قول حسینی نوشت که در بودجه سال ۹۱ بهای هر بشکه نفت ۸۵ دلار و قیمت رسمی دلار ۱۲۲۶تومان پیش بینی شده بود اما در بودجه سال ۹۲ “بهای هر بشکه نفت ۹۵ دلار است که البته باید رقم کل با دلار ۲۲۵۰ تومان محاسبه شود.”
مرکز پژوهشهای مجلس بهمن ماه سال گذشته در گزارشی در مورد تعیین قیمت بالا برای نفت در بودجه ۹۲ به دولت هشدارداد و نوشت ۹۰ دلار برای هر بشکه نفت “حد بالای قیمتهای در نظر گرفته شده در دیگر کشورها خواهد بود.”
“خطر پذیری” بودجه با نفت ۹۵ دلاری
به گزارش مرکز پژوهشها با توجه به رشد کند اقتصاد دنیا و نوسانات قیمت نفت در بازار جهانی، بیشتر کشورها قیمت نفت خود را برای بودجه سال ۲۰۱۳ بین ۸۰ تا ۹۰ دلار برای هر بشکه پیشبینی کرده اند.
در این گزارش به دولت توصیه شده بود که “به منظور کاهش خطرپذیری و با احتساب شرایط کنونی دنیا و اعمال برخی شرایط ناخواسته علیه ایران، قیمت نفت در لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور را با ملاحظات دقیقتری در نظر بگیرد.”
غلامحسین نوذری وزیر نفت دولت نهم و نامزد پیشنهادی جمهوری اسلامی برای دبیرکلی اوپک معتقد است که در شرایط فعلی با در نظر گرفتن هزینههای تولید، توسعه، تورم و همچنین تغییرات ارزش کالا حتی قیمت نفت ۱۰۰ دلاری یک قیمت واقعی برای نفت خام به شمار نمیآید.
خبرگزاری مهر ۲۶ فروردین به نقل از نوذری نوشت: اما با توجه به وضعیت رکود اقتصادی در اروپا نفت ۱۰۰ دلاری می تواند برای مصرف کنندگان و تولید کنندگان این کالای استراتژیک مطلوب باشد.
وزیر سابق نفت با اشاره به این که ادامه رکود اقتصادی “قطعا به نفع تولید کنندگان نفت خام هم نخواهد بود” میافزاید “در شرایط فعلی اقتصاد جهانی باید قیمتی را برای نفت خام دنبال کند که منجر به رشد و شکوفایی اقتصادی شود.”
Apr 16 2013
امدادرسانان سازمان ملل خواستار اقدام فوری در مورد سوریه شدند
بیبیسی: رئیسان نهادهای بشردوستانه سازمان ملل خواستار اقدام فوری جامعه جهانی در مورد سوریه شدند.
روز سه شنبه، ٢٧ فروردین (١٦ آوریل)، متن بیانیه مشترک رئیسان پنج نهاد مسئول اقدامات بشردوستانه و امدادرسانی وابسته به سازمان ملل انتشار یافت که در آن از جامعه بینالمللی خواسته اند تا “برای متوقف کردن ظلم و کشتار در سوریه” دست به اقدام بزنند و هشدار دادخ اند که در شرایط کنونی، احتمال دارد ادامه کمک رسانی به مردم سوریه به زودی ناممکن شود.
این بیانه را والری ایموس، دستیار دبیرکل و هماهنگ کننده امدادرسانی اضطراری، ارتارین کازین، مدیر اجرایی برنامه غذای سازمان ملل، آنتونیو گاترس، کمیسر عالی آورگان سازمان ملل، آنتونی لیک، مدیر اجرایی صندوق کودکان سازمان ملل – یونیسف – و مارگارت چان، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی امضا کرده اند.
در این بیانیه آمده است که “نیازهای مردم سوریه رو به افزایش است در حالیکه امکانات ما به دلیل شرایط امنیتی و محدودیت های دیگر در سوریه و همچنین کمبود منابع مالی رو به کاهش است، و به این ترتیب، زمان تعلیق ارائه خدمات بشردوستانه ممکن است بسیار نزدیک باشد و شاید ظرف چند هفته فرا برسد.”
امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به اینکه جامعه جهانی آنان را “مسئول بر دوش کشیدن هزینه انسانی این فاجعه” کرده است، نوشته اند: “ما هم از رهبران سیاسی جهان می خواهیم تا آنان نیز به مسئولیت خود در برابر مردم سوریه و آینده منطقه عمل کنند.”
سوریه
بحران سوریه دهها هزار تن را کشته و هزاران خانه را ویرانه کرده است
در این بیانیه، از “رهبران ذیربط” جهان خواسته شده است تا “پیش از آنکه در منطقه ای که به مرحله بحران رسیده، صدها هزار نفر دیگر خانه ها، زندگی و آینده خود را از دست بدهند، نفوذ جمعی خود را به کار گیرند و بر یافتن راه حلی سیاسی برای این بحران هولناک اصرار ورزند.”
اقدام مشترک رئیسان پنج نهاد امدادرسانی سازمان ملل ظاهرا تلاشی برای جلب توجه جهانیان به بحرانی است که به گفته منابع سازمان ملل، تا کنون هفتادهزار کشته برجای نهاده و حدود پنج میلیون نفر از مردم سوریه را از خانه هایشان آواره کرده است و صدها هزار نفر را وادار ساخته در کشورهای همجوار پناه گیرند.
درخواست برای “توقف ظلم و کشتار”
در این بیانیه آمده است که “پس از اینهمه مصیبت، هنوز هم به نظر می رسد که در میان دولت ها و طرف های ذیربط احساس فوریت لازم وجود ندارد تا بتوان ظلم و کشتار در سوریه را متوقف کرد.”
رئیسان نهادهای بشردوستانه سازمان ملل در بیانیه خود افزوده اند: “از تمامی طرف های درگیر در این نزاع خونین و تمامی دولت هایی که بر آنان نفوذی دارند، به نام کسانی که گرفتار رنج و مصیبت شده اند و به نام بسیاری دیگر که آینده شان در خطر است اعلام می کنیم: دیگر بس است! همین حالا از تمامی نفوذ خود استفاده کنید تا مانع از سقوط مردم سوریه و تمامی منطقه به عمق پرتگاه فاجعه شوید.”
آوارگان سوری
چند صد هزار تن از مردم سوریه در داخل و خارج از آن کشور آواره شده اند
بحران سیاسی سوریه بیش از دو سال پیش و به عنوان بخشی از حرکت اعتراضی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، موسوم به “بهار عربی” و با برگزاری تظاهراتی برای درخواست اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد در تشکیلات حکومتی آن کشور آغاز شد.
در آغاز حرکت اعتراضی، بسیاری از مخالفان حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری، و حتی تعدادی از دولت های غربی انتظار داشتند که وی به وعده های قبلی خود برای انجام اصلاحات عمل کند اما دولت سوریه با اعزام واحدهای نظامی، در صدد جلوگیری از ادامه تظاهرات برآمد.
در پی این اقدام، گروهی از نظامیان با فرار از خدمت، نیرویی موسوم به “ارتش آزاد سوریه” را تشکیل داده و اعلام کردند که هدف آنان، حمایت از تظاهرات غیرنظامیان در برابر حملات نیروهای ارتشی است.
در ماه های بعد، درگیری بین نیروهای دولتی و مخالفان مسلح شرایط جنگ داخلی را در سوریه ایجاد کرد در حالیکه گزارش هایی از حضور گروه های اسلامگرای افراطی در صحنه عملیات نیز انتشار یافته است.
در همانحال، اختلاف نظر بین قدرت های جهانی در حمایت از حکومت و مخالفان حکومت بشار اسد مانع از اقدام قاطع بین المللی برای پایان دادن به این بحران شده است در حالیکه حکومت سوریه بر ادامه زمامداری آقای اسد تاکید دارد و مخالفان با اعلام اینکه به وعده های او اعتمادی ندارند، تنها راه حل هایی را قابل قبول دانسته اند که شامل کناره گیری بشار اسد باشد.
Apr 16 2013
بازداشت چند تبعه عربستانی در ایران
هاشمی نامه: بولتن نیوز نوشت: 4 تن از اتباع عربستانی و تونسی که تجهیزات تصویربرداری و همچنین نظامی در اختیار داشتند، در سراوان از توابع سیستان و بلوچستان بازداشت شدند.
به گزارش بولتن، این افراد روز یکشنبه هفته گذشته در اطراف منطقه کوهستانی گدار ناهوک سراوان از سوی نیروهای انتظامی دستگیر شدند.4 تبعه عربستانی و تونسی بازداشت شده به زبان انگلیسی نیز تسلط داشتند و در بازرسی از تجهیزات همراه آنان، 2 دستگاه لپتاپ، دوربین فیلمبرداری و دوربین عکاسی، 2 تیغه خشاب با 7 تیر فشنگ سلاح کمری و تعدادی کتاب کشف شد.
Apr 16 2013
مصاحبه روز با دختر محمدرضا پورشجری: وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد
روز: خانواده محمدرضا پورشجری، وبلاگ نویس زندانی در زندان قزل حصار کرج، در مصاحبه با “روز” اعلام کردند که جان این وبلاگ نویس در خطر است.
میترا پورشجری، دختر محمدرضا پورشجری از حمله قلبی پدرش درزندان و جلوگیری از درمان او هم خبر داده و افزوده قاضی اجرای احکام صراحتا گفته است “او را به زندان قزل حصار بردیم تا آنجا بمیرد”.
نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” ۵۴ سال دارد و از شهریور ۸۹ در زندان به سر می برد. او ابتدا در رجایی شهر زندانی بود اما در حال حاضر در زندان قزلحصار به سر می برد. دخترش میگوید پدرش به خاطر مطالب وبلاگش، متهم به “توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات” و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
میترا پورشجری درباره آخرین وضعیت پدرش میگوید: “۲۰ فروردین ماه پدرم دچار حمله قلبی می شود و او را به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل میکنند اما به ساعاتی نکشیده او را به زندان بازمیگردانند بدون اینکه درمان و معالجه ای روی او صورت بگیرد. با توجه به حمله قلبی و سکته پدرم در مهرماه که بعد از آن این دومین بار است دچار ناراحتی می شود ما به شدت نگران وضعیت سلامتی اش هستیم. جان او در خطر است و هیچ کسی هم پاسخگو نیست”.
وی در ادامه می گوید: “مهرماه گذشته پدرم دچار سکته قلبی شد. او را به بیمارستان منتقل و آنژیوگرافی کردند. پزشک متخصص قلب در بیمارستان تشخیص داده بود که باید عمل قلب باز انجام شود چون دو رگ مسدود شده بود. از نظر تنفسی هم مشکل شدید داشت. اما اجازه ندادند در بیمارستان بماند و عمل شود او را به قزل حصار بازگرداندند. طی این مدت دو بار باز به پدرم حمله قلبی دست داده و وضعیت خوبی ندارد”.
به گفته او، پزشکان زندان قزل حصار و همچنین پزشک متخصص قلب در بیمارستان تاکید کرده اند که آقای پورشجری نیاز به عمل جراحی قلب باز دارد و تحمل کیفر هم ندارد و باید به دلیل عدم تحمل کیفری آزاد شود تا تحت درمان قرار بگیرد: “رئیس زندان هم بر این مساله صحه گذاشته و تایید کرده بود اما متاسفانه دادستان کل کرج توجهی نکرد. او تاکنون نه با درمان، نه با مرخصی استعلاجی جهت درمان و نه با عدم تحمل کیفری موافقت نکرده است”.
او می افزاید: “از داخل زندان ابتدا گفتند که هزینه این عمل بالاست و زندان نمی تواند کاری بکند. ما درخواست مرخصی استعلاجی کردیم که اجازه دهند بیاید خود ما درمان کنیم و هر چه سریع تر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. اما موافقت نشد. گفتیم خودتان او را از زندان ببرید بیمارستان و هزینه هر چه باشد خود ما می پردازیم باز هم قبول نکردند.”
سئوال میکنم چرا پدرتان در زندان قزل حصار نگهداری می شود؟ میگوید: “پدرم ابتدا در زندان رجایی شهر و در بند زندانیان سیاسی بود.بعد او را به قزل حصار تبعید کردند. قبل از حمله قلبی ، پدرم مشکل پروستات و سنگ کلیه داشت اما او را به بهانه اینکه میخواهند به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل کنند بدون اطلاع خودش وما به زندان قزل حصار بردند. من به دادستان ، قاضی ناظر و قاضی اجرای احکام مراجعه و نسبت به این امر اعتراض کردم. دادستان کرج و قاضی ناظر که هیچ جوابی ندادند اما قاضی اجرای احکام گفت پدرت انسان نیست. آدم نیست و کلی توهین کرد. گفتم پدر من با این وضعیت جسمی در قزل حصار دوام نمی آورد. گفت ما او را به قزل حصار بردیم که بمیرد. یعنی رسما و مستقیما همین جواب را به من داد. بعد از آن هم پیگیری هایمان هیچ پاسخی نگرفت. هیچ وقت هم که اجازه گرفتن وکیل ندادند و پدرم وکیلی هم ندارد”.
خانم پورشجری می افزاید: “از زمانی که پدرم بازداشت شد تاکنون هیچ وقت اجازه ملاقات حضوری ندادند. دو هفته یکبار ملاقات کابینی داریم”.
او سپس می گوید: “الان هم بیش از هرچیز وضعیت سلامتی پدرم برای ما مهم است. او باید به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار بگیرد. وضعیت زندان قزلحصار هم برای او واقعا خطرناک است. این گرانی ها و وضعیت اقتصادی ایران بر وضعیت داخل زندان و زندانیان هم خیلی تاثیر گذاشته به طوریکه ۵ – ۶ ماه گذشته وسایل بهداشتی برای شستشو نمی توانند تهیه کنند. زندان به شدت کثیف است. برای تخت باید پول بپردازند وگرنه تختی به آنها برای خواب داده نمی شود. همیشه هم دعوا و سر و صدای دعوا و استرس ناشی از آن است. تا جایی که پدرم در یکی از نامه هایش وضعیت زندان قزلحصار را به یک باغ وحش تشبیه کرده بود.”
Apr 16 2013
دادستان عمومی و انقلاب تهران: گرانی مرغ هم مردم ایران را به خیابانها نکشاند
دیگربان: عباس جعفری دولتآبادی٬ دادستان عمومی و انقلاب تهران میگوید گرانی مرغ هم نتوانست مردم ایران را به خیابانها بکشد.
به گزارش شماره روز سهشنبه (۲۷ فروردین) روزنامه «آفرینش» آقای دولتآبادی گفته است: «دشمنان با توقف مذاکرات و افزایش تحریمها تلاش کردند مردم را به اعتراض وادارند تا به خیابانها بریزند که این طرح با شکست روبرو شد.»
وی گران شدن سال گذشته مرغ را یکی از «دسیسههای» دشمنان جمهوری اسلامی عنوان کرد.
با تشدید تحریمهای بینالمللی علیه ایران٬ مقامهای جمهوری اسلامی میگویند هدف این تحریمها دامن زدن به نارضایتیها در ایران و کشاندن آنها به خیابانها است.
از یک سال گذشته به این سو روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران با توسل به روشهای نظامی٬ امنیتی٬ تبلیغی و مالی تلاشها برای جلوگیری از گسترش نارضایتیهای ناشی از تحریمها را آغاز کردهاند.
مردم ایران در پی اصرار علی خامنهای به ادامه برنامه هستهای جمهوری اسلامی و تشدید تحریمها در شرایط اقتصادی وخیمی بهسر میبرند.
Apr 15 2013
نماینده مجلس: ۱۲۰ هزار موبایل چینی با ارز مرجع وارد کشور شده است
رادیوفردا: رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس از کشف یک تخلف دهها میلیاردی در گمرک ایران خبر داده و گفته است که بیش از ۱۲۰ هزار دستگاه موبایل چینی با ارز مرجع وارد کشور شده است.
به گفته امیر خجسته، در جایی که قرار بوده دستگاههای پخشکننده فایلهای صوتی امپیتری وارد شود افرادی بیش از یکصد هزار دستگاه موبایل چینی آن هم با ارز مرجع وارد کشور کردهاند.
خبرگزاری فارس از قول وی نوشته است: در اینخصوص با وجود اینکه گمرکهای اصفهان و بندرعباس قاچاق بودن این کالاها را گزارش کردهبودند اما گمرک شهریار به طور غیرقانونی آن را ترخیص کردهاست.
رییس کمیسیون شوراها در توضیح گفته است: «چند ماه قبل یک شرکت در وزارت صنعت و معدن برای وارد کردن ۱۲۰ هزار دستگاهامپیتری (ضبط صدا) ثبت سفارش میکند که به صورت اتفاقی در استان اصفهان یکی از کانتینرهای این محموله را مامورین نیروی انتظامی باز میکنند و متوجه میشوند که به جای دستگاهامپیتری بیش از یکصد هزار دستگاه موبایل چینی وارد کشور شده است.»
رییس کمیسیون شوراهای مجلس، گمرک شهریار را مقصر اصلی این اتفاق دانسته و افزوده است: «اگر این محموله توسط نیروی انتظامی استان اصفهان مورد بازرسی قرار نمیگرفت کسی متوجه این تخلف نمیشد.»
به گفته امیر خجسته، در ترخیص این کالاها اسناد و مدارک خلاف واقع ارائه شده و تشریفات گمرکی نیز رعایت نشدهاست.
وی در پایان خبر داد که گزارش این تخلف گمرکی که توسط کمیته مبارزه با مفاسد اقتصادی کمیسیون شوراها کشف شده است به نهادهای نظارتی همچون وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور ارجاع داده خواهد شد.
امیر خجسته روز دوم اسفند پارسال نیز از وارد شدن ۵۰۰ دستگاه خودروی لوکس پورشه از طریق جزیره ابوموسی به کشور خبر داده و گفته بود که مرجع واردکننده و ارز تخصیصی به این خودروهای لوکس مبهم است.
واردات خودروهای لوکس با استفاده از ارز مرجع از جمله مسائلی است که مجلس پیش از این هم درباره آن از دولت پاسخ خواسته بود.
ارز مرجع که برای تخصیص به کالاهای اساسی در نظر گرفتهشده در حالی برای واردات کالاهایی نظیر تلفن همراه و خودروی لوکس مصرف شدهاست که واردات دارو با این ارز همواره با مشکل روبهرو بوده است.
آذرماه گذشته اتحادیه واردکنندگان دارو در ایران اعلام کرد مبلغی که بانک مرکزی برای واردات دارو اختصاص داده است «تنها حدود یک سوم ارز مورد نیاز دارو و تجهیزات پزشکی» را شامل میشود.
هیجدهم اسفند ماه، شاهین محمدصادقی، عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی، با اشاره به ترخیص نشدن ۱۴۰ میلیون دلار دارو از گمرک، مدیریت نامناسب برخی مسئولان را در این زمینه دخیل دانسته و از رییس جمهوری ایران خواست تا دستور ترخیص دارو را صادر کند.
Apr 15 2013
مشایی، مهره پنهان رهبر (بقلم محمدعلی محمدیان)
محمد نوری زاد: اشاره: این نوشته، گونه ای ازپیشگوییِ مبتنی بروقایع جاری است. گرچه صورت ظاهراین نوشته تلخ است واحتمالا کام عده ای را برمی آشوبد اما درآن نکات ارزشمند وقابل اعتنایی بکارآمده است که می تواند بعنوان دیدگاه بخشی ازمردم ما مورد اعتنا قرارگیرد. مطالعه ی این نوشته را به دوستان بیت مکرم نیز پیشنهاد می کنم. تا بدانند بخشی ازمردم درباره ی موضعگیری ها و اطوارشان چگونه می اندیشند. پیشاپیش سپاس مندی خود را ازهمه ی صاحب منصبان بخاطرمدارا وصبوری شان اعلام می دارم.
به امید روزهای خوب وسرشارازامید وعقل واعتباربرای ایران وایرانی
محمد نوری زاد بیست وپنجم سال نود ودو
——————————————————————–
آیا حماسه سیاسی خواست علی خامنه ای صورت می پذیرد ؟
آری …..و
لب و جان مطلب : اسفندیار رحیم مشایی مهره پنهان علی خامنه ای است .
پیشینه ای که همه میدانند ولی لازم به یادآوری است
۱- تمام انقلابها و تمام حکومت های زورگو کپی برابر با اصل هستند و اندک اختلاف آنها در روشن یا تیره بودن متن آنها میباشد . بعد از یک چهره کاریزماتیک همیشه رهبر بعدی که خود روزی مرید آن چهره بوده است دچار مخمصه مشروعیت می شود . مشروعیت نه از باب مردم ، خیر ، از باب اینکه دوستان و همکاران و هم حزبی ها و هم مسلکان او را به دید دوست و همکار میبینند ،نه بدید رهبر و فصل الخطاب !!
– همه میدانیم که خامنه ای علاقه وافری به خواندن کتاب های تاریخی و سرگذشت شاهان و دیکتاتورها دارد و در جستجوی علل اضمحلال و بد نامی آنها می باشد . علی خامنه ای سعی میکرد که از تاریخ درس عبرت بگیرد ولی نفس او مانع از این کار میشد و از طرفی میخواست که خود را به همردیفان دیروز خود بقبولاند ، ودر این مسیر کارهایی انجام داد که بعضی لاجرم و بعضی گواه بر داشتن هوش معکوس او میباشد
اولین کاری که بعد رهبری کرد حلقه نزدیکان خود را از مریدان زمان ریاست جمهوری و ماقبل انتخاب کرد و برایش مهم نبود که اینان آیا لیاقت دارند یا خیر .
برایش مهم نبود که محمدی گلپایگانی و یا اعضای دفتر وبیتش از سرشناسان حوزه و دانشگاه و امثالهم باشد .
فقط یک شرط باید داشته باشند و آن مریدی ، آن هم نه به زبان بلکه با دل و جان در حد پرستش و خداوندگاری !!
( در همین جا نقبی بزنم که همیشه قدرقدرتان از همین ناحیه ضربه میخورند ، زیرا مریدانشان را برای عصا بودن می خواهند ولی پس از مدتی این عصا شروع می کند به جست وخیزومزاحمت.
مرحله بعد قوه قضاییه را در دست گرفت و نیک می دانست که یزدی عرضه یک منبر رفتن هم ندارد چه برسد به اینکه دستگاه عریض وطویل قضایی را اداره کند . پس از در اختیار گرفتن قوه قضاییه و سپاه و ارتش و… تا در نهایت دولت
حتی در زمان خود ریاست جمهوری هاشمی تحریک هایی علیه هاشمی صورت داد و بطوری که وزرا با مشورت با خامنه ای ، توسط هاشمی معرفی میشدند .
– خامنه ای نقشه های بسیاری کشیده بود که بعد هاشمی دولت را هم بدست بگیرد و کلا ملک ایران زمین را شش دانگ به نام خودش بزند .
هاشمی فهمید که خامنه ای دارد توی روی خودش میایستد و میخواهد زیر پای او را نیز خالی نماید . از طرفی هم در شهر پیچیده بود که سید احمد خمینی کشته شده است و…
لذا هاشمی پر وبال به حجاریان و سروش و … همین هایی که بعدا شدند اصلاح طلب داد .
پیروان خمینی که بعد از مرگ او دچار انزوا شده بودند ، به سرکردگی هاشمی در پس پرده و پرچم داری خاتمی و بقیه حضرات در جلوی پرده ، نگذاشتند که خامنه ای به خواسته اش که تمامیت خواهی بود برسد و از طرفی هنوز کفن خمینی نخشکیده بود و هنوز مردم دلی در گرو اصحاب خمینی داشتند ، و این شد که دوم خردادی علی رغم خواسته علی خامنه ای پدید آمد و مجبور شد ۸ سال آب تلخ بخورد و مدام نقشه بکشد برای بعد از خاتمی
– نقشه ها کشیده شد، شورای نگهبان فعال شد ، آب برای ماهیگیری گل آلود شد و… وهمه میدانیم که نظر او به نظر احمدی نژاد نزدیک شد و او برکشیده شد
۲- چرا احمدی نژاد !!؟؟؟؟
“” در یک جمله : زیرا او از اطرافیان خمینی نبود و یک عنصر دست چندم بود و خامنه ای همین را میخواست و هنوز هم میخواهد !!! “”
– در بین دولتمردان و کارگزاران رژیم کسانی بودند که در کج دستی شهره شدند یا بصورت تابلو وار کج دستی کردند و پرونده این افراد سیاه بوده و هست ، علی خامنه ای این تیپ افراد را دور وبر خودش حفظ کرد و پست های کلیدی و حساس را به آنها داد و روی آنها برای بر آوردن امیال و اراده اش حساب باز کرد . ( ممکن است که خواننده پیش خود بگوید که مگر پرونده کدامیک از کارگزاران سیاه نمیباشد ؟ که باید یاد آور شوم که هیچ موقع شخصی با ظاهری ، دقت کنید ، ظاهری آبرومند ، مستقیم دست در جیب بیت المال نمیکند و اگر قرار است که سهمی از این سفره رنگین بردارد آن را طی یک مناقصه یا مزایده یا هر چیز دیگری که حتی بصورت سوری شکل قانونی داشته باشد ، اخذ میکند ).
این افراد لمپن با پرونده های سیاه خیلی هستند . جالب اینکه شخص خامنه ای جلوگیری کرده است از محاکمه آنها و باعث شده است که این پرونده ها در بایگانی خاک بخورند . برای نمونه از سردار جعفری فرمانده سپاه که در سال ۷۴ فرمانده نیروی زمینی بود و پرونده دزدی آن افشا شد و بمدت ۲ سال خلع لباس و درجه شده بود و مرتب در آمد و رفت به دادسرای نظامی بود و با صلاحدید خود شخص علی خامنه ای پرونده بایکوت و قرار عدم تعقیب و مختومه اعلام شد و در نهایت سردار محمد علی جعفری ، آنی میشود که مرادش خواهان آن میباشد . یا نقدی یا مرتضوی یا احمدی نزاد ….
( حتی بگمان من فیلم رشوه گیری لاریجانی از مرتضوی هم توسط یاران خامنه ای منتشر شد تا بل در این رهگذر هم از دست لاریجانی ها خلاص شود و هم آبرویی برای خود کسب نماید . کافیست یک سیرک محاکمه مرتضوی را صورت بدهد و…
در کل خامنه ای امکان ندارد که اصحاب خود را محاکمه نماید زیرا خوب میداند که دیگر کسی اوامر او را انجام نخواهد داد .)
بله علی خامنه ای میدانست که احمدی نزاد در زمان استانداری اردبیل بهمراه صادق محصولی و همچنین رحیمی و همین مشایی ، چه بخور بخوری راه انداخته بودند . خامنه ای همچنین میدانست که احمدی نژاد در زمان شهرداری دست در خزانه شهرداری دارد و حتی وقتی قالیباف پرونده احمدی نژاد را نزد وی برد که شاید عکس العملی نشان بدهد ، علی خامنه ای فرمودند که : مسکوت بماند !! همین
مشخص است که مریدانی که اینچنین باشند بهترین سرسپردگان خواهند بود .
البته با اینکه لاریجانی ها یا دیگران هم خورده اند و هم برده اند و در یک کلام چپاول کرده اند ، اما حداقل همین جواد لاریجانی بصورت سوری هم که شده ، چند تا نامه نگاری کرده با وزارت جهاد کشاورزی، و بعد زمین ها را بالا کشیده است .
پس خامنه ای می داند و می دانست که چه افرادی در اطراف او هستند و می دانست که احمدی نژاد علاوه بر آلوده بودن ، خیلی هم پررو است.
۳- در این سی و اندی سال هر کسی آمد سعی می کرد خودش را با خمینی و شعارهای خمینی معرفی کند و وفق بدهد ، خاتمی آمد همینطور ، موسوی آمد همینطور و وعده دوران طلایی را داد ، کروبی از خمینی یاد می کرد و ….
و این شده بود مایه آزار خامنه ای !!
خامنه ای به هر دشواری که بود از شر اصلاح طلبان ( همان جمارانی ها ) خلاص شد و برای انکه لفظی به جای “جماران” پیدا کند حکومت را دو دستی تقدیم کسانی کرد که بجای لفظ جماران از لفظ “جمکران” استفاده میکردند !!!
و این چند حسن داشت و هنوز نیز دارد.
الف- اول اینکه از شر جمارانی ها خلاص می شد و می شود.
ب- دوم اینکه از شر مراجع و آخوند ها خلاص می شد ومی شود
خامنه ای نیک میداند که مردم از اینکه هر روز با چهره یک آخوند روبرو بشوند بیزارند . و از طرفی هر کس که نداند ، حداقل خود خامنه ای می داند که هر کاری بکند ، اول باید حوزه را آرام بکند – هرچند الان روحانیت شیعه ،سنی شده است و وجوهاتش را از حکومت می گیرد در حالی که قبلا وجوهاتشان را از مردم میگرفتند و شاید به همین دلیل بود که تا حدی می توانستند روبروی حکومت ها بایستند .
خامنه ای میخواهد خودش و بدست خودش آخوند را از معادلات سیاسی حذف کند و فقط مریدانش را در چند جای خاص بکار بگمارد و میخواهد از دست معممین نعلین پوش و تمامیت خواه خلاص شود.
پس اگر کسی بتواند رابطه با امام زمان را مطرح کند ،چه بهتر ، که از شر واسطه ها خلاصی یابد !!!
فکر می کنید سی دی ظهور نزدیک است بدون اذن خامنه ای تهیه و تکثیر شد ؟؟
فکر نمی کنید چرا در آن سی دی خامنه ای به سید خراسانی تشبیه شده است ؟؟؟
چرا حوزه علمیه با آنکه مواجبشان را از علی خامنه ای می گیرند ولی سخت با آن مقابله کردند ، بطوری که حکومت مجبور شد تهیه کننده گان و مجریان آن را بازداشت کند ؟؟؟ آخوند درون حوزه خوب می دانست که علی خامنه ای دارد با شریان حیاتی آنها یعنی بریدن دست آنها ازدست مردم متدین یا بقولی مومن بازی میکند !!!!
ب – همه ارتباط با امام زمان را در یک نقطه خلاصه کند و آن اینکه خودش نایب و رابط امام زمان باشد.
دقت کرده اید که چقدر دروغ پردازی ها برایش ساخته شده است ؟ از ملاقات و جلسه با امام غایب در جمکران تا ملاقات در بیابان و… مثل اینکه امام زمان اینها فقط تو جمکران و بیابانهای اطرافش پرسه میزنه و جرات آمدن به تهران و خانه علی خامنه ای را ندارد ، یا شاید هم تعمدی در لفظ جمکران می باشد که قریب به یقین چنین است.
د- نسل مدیران درجه دو و سه تا به پایین را عوض کرد و چرخه و تعداد باصطلاح مدیران را توسعه داد و هواداران تازه نفس و گرسنه دیگری را بر سر سفره طلبید .
کافیست نظر بیاندازید به یاران احمدی نزاد قبل انتخابات ۸۴ و ۶ ماهه اول آن با یاران او در سال های بعد.
۴- و اما چند نکته دیگر که همه میدانند و کارگزاران نظام که در این بیست و چند ساله رهبری خامنه ای ، نیک می دانند و به آن پی برده اند این است که هر کسی پیش این قاضی برود راضی برمیگردد !!!
– علی خامنه ای هیچ موقع حرف رک و صریح نمی زند ، همیشه حرفهایش دوپهلو و یا چند پهلو میباشد . همیشه حرفهایش نیاز به تفسیر دارد .
– همیشه دوست دارد کارهایش در پشت پرده صورت بگیرد.
هرکسی پیش او می رود یک نسخه در دست دارد و برای دیگری و برای همان مورد خاص ، نسخه ای ضد نسخه اول می پیچد .
برای همین است که می بینید در این بیست و چند سال هر کسی مدعی میشود که نظر علی خامنه ای برای فلان مورد مثبت یا منفی است ، حتی در مورد استیضاح وزیر کار ، نمایندگان طاقتشان طاق شده بود و نمی دانستند که کدامین این حضرات پیام آور علی خامنه ای است ( حداد عادل ، لاریجانی .. هر کدام مدعی بودند که نظر رهبر را کشف کرده اند !!!)
چرا ؟ چون همیشه دو پهلو صحبت میکند ، که نه سیخ بسوزد نه کباب .. و همیشه یک راه فراری برای خودش باقی می گذارد . و با تمام مسئولیتش با زیرکی خاصی که ناشی از هوش معکوسش میباشد ، از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکند .
( تا آنجا که من بیاد د ارم فقط در دو یا سه موضوع ایشان موضع رک و صریح گرفت ، یکی ۲۹ خرداد که فرمان سرکوب داد و دیگری نسبتا صریح در مورد حمله به سفارت انگلیس و یک مورد هم در برهم زدن سخنرانی علی لاریجانی در۲۲ بهمن سال ۹۱ در قم و همین )
پرانتز در پرانتز میشود ولی 🙁 باور کنید که خامنه ای هم دریافته است که عناصر یا نیروهای خودسر که خودش باعث و بانی این جریان بود هم به نوعی دامن خودش را گرفته است ، لذا همانطور که میخواهد از شر جمارانی ها و روحانیت قم خلاص بشود ، میخواهد مدل عناصر خود سر خود را عوض کند و مدل آنها را با تیپ سوسولی یا فوفولی یا شاید هم کسانی که شعار اسلام ایرانی سر بدهند عوض کند !! بالاخره ایشان باور دارند که با پول همه کاری می توان انجام داد )
پس تا اینجا شناخت هدف خامنه ای : ۱- خلاص شدن از وابستگان فکری و نظری و قلبی از یاران خمینی یا همان جمارانی ها . ۲- خلاص شدن از دست حوزه ها که هر روز مدرک علمی ایشان را زیر سوال می برند . ۳- و برداشتن موانع در این مسیر ، هر کس یا طرز فکری که میخواهد باشد ، فرقی نمیکند ، زیرا در حکومت های ایدئولوزیک پس از مدتی خود شخص رهبر نماد آن ایدئولوزی میشود و همه راهها به او ختم میشود . لذا برای او فرقی ندارد که طرفدارانش ریشو باشند یا بی ریش !! فقفط باید بی ریشه باشند .
سوال اساسی :
میخواهیم ببینیم که نظر خامنه ای به نظر چه کسی نزدیکتر است ؟
و آیا حماسه سیاسی مد نظر رهبر صورت میپذیرد ؟؟؟
بله حماسه سیاسی صورت می پذیرد و نظر خامنه ای همان اسفندیار رحیم مشایی است
واما ویزگیهای رحیم مشایی:
مثل تمام خطاکاران اطراف خامنه ای در پرونده های فساد مالی گسترده ای دست دارد که آخریش دست داشتن در اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی . در کردستان ، در شهرداری و در زمان ریاست سازمان گردشگری ، همه و همه دست داشته است ، مضافا بر اینکه پرونده اخلاقی نیز در صدا و سیما داشته است .
آقای اسفندیار مشایی که تعمداٌ از او با عبارت چشم اسفندیار دولت احمدی نژاد نام می برند ، در زمانی که ریاست سازمان گردشگری و صنایع دستی را بر عهده داشت یک اشتباه لپی انجام داد و مردم اسراییل را دوست خواند ( نمیخواهم بدبین باشم و دایی جان ناپلئونی ببینم و میگویم سهوی این مطلب را گفت ) .
خارج شدن این جمله از دهان اسفندیار همان و الم شنگه بپا کردن مدعیان اصول گرایی هم همان !
تیتر ها بود که علیه او زده می شد و عقده گشایی ها که علیه او عنوان می شد ، آنهم بیشتر از طرف کسانی که یک روز برای احمدی نژاد تبلیغ کرده بودند و امروز چون سفره را ازجلوی آنها جمع کرده بودند به یکباره شروع به داد و هوار وا اسلاما سر دادند . جمارانی ها هم که از قبل از سر سفره رانده شده بودند ، لذا با بقیه اصول گراهایی که بیکار شده بودند دست به یکی شدند و تا می توانستند اسفندیار رحیم مشایی را مورد لطف خود قرار دادند .
اینجا خامنه ای به کمک مشایی آمد و در خطبه نماز جمعه خواستار توقف حمله به او شد ( هر چند باز هم دو پهلو صحبت کرد )
اما نقطه آغاز مشایی از همین اشتباه لپی شروع شد و خامنه ای تیز هوش روی او زوم کرد و در دل خامنه ای نیز جای خود را باز کرد . درست چند هفته بعد یا نهایتا ۲ ماه بعد که هنوزقشقرق وااسلاما داغ بود و واکنش ها به این سخن مشایی فروکش نکرده بود ، خامنه ای به کردستان رفت و هیئت دولت در کردستان در نزد خامنه ای تشکیل جلسه داد . در این جلسه مشایی مفصل در مورد سازمان گردشگری خصوصا خطه کردستان توضیح میدهد
لطفا به چهره علی خامنه ای دقت کنید !! ببینید که چه شور و شعفی در چهره او میبینید !! طوری به او مینگرد که پنداری کشف بزرگی کرده است !!!
ممکن است بگویید پس چرا فرمان عزل مشایی از معاون ریاست جمهوری را علی خامنه ای صادر کرد ؟؟
به چند دلیل:
اول: حوزه و اطرافیان اصول گرای خامنه ای اعتراض کرده بودند و خامنه ای نمیتوانست پس از وقایع خرداد ۸۸ با حوزه و هواداران خود از جمله اصول گراها نیز بجنگد .
دوم : در آن دو یا سه ماهه از ۲۲ خرداد تا حکم معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی که توسط احمدی نژاد زده شده بود ، خامنه ای هم برای خودش با توجه به اطلاعات صحیح که بدستش میرسید ، تحلیلی داشت و واقعا درک کرده بود که جنبش سبز فراتر از میر حسین و کروبی است و قاطبه معترضین برایشان دیگر رای مهم نیست و نبوده بلکه آنها شعار های ایرانی سر می دادند ، لذا با توجه به صحبت های قبلی مشایی می بایست او را در آب نمک بخواباند .
حتما خامنه ای می دانست که انتخابات بعدی که ۹۲ باشد راحت نیست ، لذا فکر زمستونش را هم کرده بود .
سوم : خامنه ای در آن مقطع نیاز به جذب حداکثری و دفع حداقلی داشت لذا به درخواست پیروانش تمکین نمود تا همچنان پشتیبان ولایت فقیهی او باشند . همین ، بهمین سادگی
۵- یاران دیروز خامنه ای خطر حذف را حس کرده اند.
همه آنها می دانند که از نظر خامنه ای بازنشست شده اند و فقط بدرد مشاوره زورکی میخورند.
– با خود فکر کرده اید که چرا محسن رضایی می گوید که من به خامنه ای گفته ام که دولتی تشکیل میدهم که همسو با شما ( علی خامنه ای ) باشد و این گفته و جلسه را رسانه ای می کند !!؟؟؟ چرا ماه گذشته اصرار بر این داشت که موسوی و کروبی باید محااکمه بشوند و آنها را عمله امریکا و انگلیس خواند ؟؟؟
– با خود فکر نکرده اید که چرا تعداد کاندیدا از تعداد شرکت کننده گان دارد جلو میزند ؟؟؟
– دقت کرده اید که چرا قالیباف پس از ۴ سال اکنون قضایای ۸۸ را فتنه میداند و خواهان محاکمه سران فتنه ( موسوی و کروبی ) میشود ؟ چرا دکتر ولایتی می گوید که کاندیدای ما با نظر رهبر و … همه همین مطالب را می گویند ؟؟!!!! چرا ابوترابی به ناگهان خواب بهجت را می بیند که باید کاندید بشی و یا همه اصلاح طلبان، موسوی و کروبی و خاتمی را اصلاح طلب بدلی می نامند ( افاضات کواکبیان )
– با خود فکر کرده اید که چرا احمدی نژاد در پیام نوروزی و بدون سانسور می گوید که رهبر یک رای دارد و رهبر هم این گفته را تایید می کند ؟؟!! ظاهر قضیه جنگ با رهبر است ولی باطن قضیه : هنوز نظر رهبر بر احمدی نژاد استوار است.
چر ا حماسه سیاسی روی می دهد ؟!!
(اول بگویم که این حماسه سیاسی نیست بلکه یک جهالت بزرگ سیاسی است )
خامنه ای خوب می داند که خیلی که دستگاه تیلیغاتی ایشان زور بزند ۵ میلیون بیشتر رای ندارد و خوب می داند که اگر انگشت روی شخص خاصی بگذارد ، مردم عکس آن را انجام می دهند !! و از بغض معاویه به کس دیگر رای میدهند تا حب او که گمان دارد علی است .
پس چه کسی بهتر از مشایی که هم بی بته است ، هم میتواند آثار خمینی و جماران را نابود کند و هم مردم از سر لج و عناد با حضرات اصول گرا و اصلاح طلب به او رای بدهند .
اسفندیار دولت نهم و دهم در این چند سال سکوت کرده است و مشاهده میکند که چطور تخریب کنندگان او ، وی را به عرش برده اند و قبایی برای او دوخته اند که یک هزارم آن را در خواب هم نمیدید .
خامنه ای ۱۲ سال ( حداقل ) زحمت کشید تا توانست رده های پایین را از آن خود کند ، رده های مدیریتی مثل بخشداری ها و ده داری و فرمانداری و..، حال چطور به یکباره قافیه را به اصلاح طلبان و باند هاشمی – جمارانی ها بسپارد ؟؟
می بینید که هاشمی می گوید اگر رهبر ازاو بخواهد وارد بازی انتخابات می شود ، ( برعکس بقیه که کاسه گدایی قدرت در دست گرفته اند او بازی را خوانده است و می گوید اگر رهبر از او بخواهد وارد میشود ) !!! یعنی چه ؟ یعنی اینکه نظر رهبر نظر نهایی است و صندوق های رای صندوق های نمایشی است و برای او فقط تعداد شرکت کنندگان مهم است تا به نظامش مشروعیت ببخشد . و ممکن نیست که بگذارد کسی که مریدش نباشد رای بیاورد .
مگر امکان دارد خامنه ای اجازه بدهد کسی رای بیاورد که هنوز دلش با خمینی است و اگر می بینید که همه کاندیداها می روند و ابراز محبت و مریدی نسبت به آقای خامنه ای می کنند ، میخواهند این اطمینان را به او بدهند که ما واقعا مریدت هستیم . مثل حداد عادل ، مثل قالیباف ، مثل رضایی ، یا ولایتی و…
همه می دانند که موقع سهم خواهی است و همه یک مطلب مهمتر را هم میدانند و آن چیزی نیست جز اینکه خامنه ای آنروز پس از انتخابات ۸۸ که گفت خواص تکلیفشان را با فتنه و سران فتنه روشن و شفاف کنند برای امروز روز بود و می بینیم که بقول خودشان ساکتین فتنه ، الان بلندگو در دست ندای محاکمه سران فتنه سر می دهند.
آری مردم حماسه سیاسی حماقت خواهند آفرید
و متاسفانه باز هم بازی خواهند خورد و با دست خودشان رای به مشایی خواهند داد تا از بغض خامنه ای بدامان اسفندیار بغلطند .
خامنه ای بوسیله مشایی دوست دارد نشاط ناصادقانه به جامعه تزریق کند و راهکار او دعوای حیدری- نعمتی است تا مردم حداقل بمدت ۸ سال از لج همدیگر سر صندوق های رای گیری حاضر شوند.
و در ثانی برای همیشه پرونده نیمه باز هاشمی و خاتمی و جمارانی ها را ببندد.
خواننده این متن ممکن است فکر کند که من دلم با خاتمی و هاشمی و …. باشد !!! خیر چنین نیست و بهترین عمل مردم را شرکت نکردن در این انتصابات میدانم ، چه این تحلیل درست باشد و نظر خامنه ای مشایی باشد چه هاشمی و چه کس دیگری . فرقی نمی کند زیرا نمایش ، نمایش انتصابات است و اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد ، شک نکنید که رای دادن را غیر شرعی می خواندند و آن را توطئه استکبار جهانی و اجازه رای دادن نمی دادند .
چند روز پیش یکی از اعضای بیت رهبر گفته بود که علی خامنه ای با شعار اسلام ایرانی مخالف نیست !! یعنی چراغ سبز ….
کات
و یک چیزی که ممکن است به موضوع ربط نداشته باشد ولی دوست دارم همینجا عنوان کنم این است که :
منتظریم که امریکا یا بالاخص اسراییل در مدت مانده به انتخابات یک تهدید جدی نظامی بکند !!!
یک تفسیری را از یک یهودی امریکایی تبار میخواندم که با دلیل و برهان میگفت که اسراییل و ایران دو روی یک سکه هستند !!
هر موقع اسراییل در مخمصه می افتد و گرفتار بحران می شود ، جمهوری اسلامی با تهدیدات خود او را یاری می نماید و باعث می شود که مشکلات داخلی و حتی بین المللی اسراییل تحت الشعاع قرار بگیرد و بالعکس هر موقع جمهوری اسلامی مشکل دارد اسراییل او را تهدید میکند .
و من دقت کرده ام که هر موقعی که درون ایران قرار است یک اتفاقی بیافتد ، همان موقع اسراییل برای جمهوری اسلامی شاخ و شانه کشیده است و باعث شده است که ملت متحد شوند . برای نمونه قبل انتخابات سال ۸۹ ملت ایران از لج اسراییل پای صندوق رای رفتند ( علی ر غم همه مشکلات و معضلات ) .
در روز اول فروردین امسال علی خامنه ای با یک مقدمه عنوان نمود که تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد !!! چرا ؟ میخواست به اسراییلی ها یاد آوری نماید که در بحبوحه انتخابات شما هم ما را یک تهدید جدی بنمایید و تا ملت همیشه در صحنه ( همیشه بازنده ) اینبار هم در صحنه مشروعیت برای نظام حاضر شوند و یک بار دیگر شرط بندی روی الاغ مرده نمایند.
بقول شجاعی نویسنده کتاب دموکراسی یا دموقراضه : دشمن چیز مفیدی است ، اگر ندارید برای خودتان درست کنید.
اگر این تحلیل ( مشایی مهره پنهان خامنه ای ) درست هم نباشد و همه ناشی از مغزی مالیخولیایی نشات گرفته باشد ، ولی نمیتوان نقش اسراییل در به صحنه کشاندن مردم را فراموش کرد .
نمی توان فراموش کرد که اسراییل باعث می شود که بازی جدید خامنه ای تحقق پیدا کند !! بازی ای است که در آن اسلام ایرانی با اسلام مثلا عربی در می افتد ( یه چیزی تو همین مایه ها ) و مردم را سر کار می گذارد و دعوای حیدری – نعمتی شکل میگیرد . دعوایی که درست در تقابل با دعوای اسلام امریکایی و اسلام انقلابی خمینی بود و هست . و با این سناریو مطمئن باشید که حکومت علی خامنه ای حداقل بمدت ۸ سال تضمین شده است و تا مردم بیایند و بفهمند که اینها بازی است یک بازی جدید دوباره طراحی میکنند .
لذا راه برون رفت و عبور از این مرحله ها و این سناریوها شرکت نکردن در نمایش انتصابات میباشد و باید برای خودمان تکرار کنیم که هر رای که در صندوق ریخته میشود ، حتی اگر فحش درون آن نوشته شود ، امضایی است برای قتل و غارت و چپاول مال و دارایی و ناموس ایران زمین.
——————–
بعد التحریر:
سلام آقای نوری زاد عزیز
امروز در خبرها داشتیم که محمود احمدی نزاد بار دیگر اخطار داد که کسی از زبان رهبر حرف نزند و خطاب به اصول گرایان و شورای نگهبان ، که اگر کاندیداها تایید صلاحیت نشوند ….
ظاهر قضیه اینچنین است که انتخابات پیش رو مثل یک کلاف سر در گم می باشد یا بقول امریکایی ها انتخابات پیچیده.
ولی هرگز اینچنین نیست و آقای خامنه ای اینطور وانمود می کند و اتفاقا سر این کلاف دست خودش می باشد و به شما قول می دهم که آقای خامنه ای کارناپخته ای انجام نداده اند که امسال را سال حماسه سیاسی نامیده اند.
این یک بازی است و سر کلاف دست خامنه ای است و شک نکنید که اطرافیان رهبر منجمله ، یزدی خوب متوجه شده اند که هدف آنها هستند وبزودی آنها هم حذف می شوند .
و اگر وضع به همین منوال پیش برود مطمئن باشید که مجتبی خامنه ای رهبر آینده ایران است و برای همین هم جبهه پایداری تشکیل شده است که همه مرید و پیرو خامنه ای می باشند و وظیفه این گروه همان شعبان بی مخ ها هستند برای حفظ دیگران
خواستم اگر ممکن است این نکات بالا را هم به مطلب اضافه کنید وگر نه که هیچ.
متشکر از حسن توجه شما محمد علی محمدیان
Apr 15 2013
نيروی انتظامی با تجمع ۱۰۰ هزار نفری دولت در استاديوم آزادی مخالفت کرد
رادیوفردا: فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران روز دوشنبه، ۲۶ فروردين، با برگزاری مراسم ۱۰۰ هزار نفری دولت در استاديوم آزادی تحت عنوان «تجليل از خادمان نوروزی» مخالفت کرد. مخالفان دولت احمدی نژاد از اين مراسم به عنوان «ميتينگ انتخاباتی» ياد میکنند.
اسماعيل احمدی مقدم گفته است که برگزاری اين مراسم «مشکلات زيادی برای مسوولان» ايجاد میکند و دليل آن را «امکانات محدود خدماتی، بهداشتی و رفاهی ورزشگاه آزادی» و «حضور قشرهای مختلف سنی» دانسته است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، وی تاکيد کرده که «برگزاری اين مراسم بهانه ای به دست گروههای رقيب سياسی برای ناسالم جلوه دادن روند انتخابات رياست جمهوری» خواهد داد و «پيامدهای سياسی آن میتواند آغازگر يکسری مسائل و مشکلات در فضای انتخاباتی کشور» شود.
برگزاری جشن يکصدهزار نفره دولت در استاديوم آزادی نخستين بار دو هفته پيش توسط محمد شريف ملکزاده، رييس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری اعلام شد و وی هدف از اين مراسم را «تقدير از اعضای ستاد تشکيلات نوروزی» عنوان کرد.
آقای ملکزاده گفته بود که اين جشن قرار است روز چهارشنبه، ۲۸ فروردين ماه، برگزار شود و در آن علاوه بر «تمامی اعضا و خادمين سفرهای نوروزی»، «مقامهای عالی کشور» و «دهها هزار نفر از مدعوين» نيز حضور دارند.
قرار است محمود احمدی نژاد در اين مراسم سخنرانی کند. رييس جمهوری ايران در حال حاضر برای ديدار از سه کشور آفريقايی در بنين به سر میبرد.
مخالفان دولت آقای احمدی نژاد در روزهای اخير واکنشهای تندی به اين مراسم نشان داده و هدف از برگزاری آن را «تبليغ به نفع کانديدای دولت» دانستهاند. از اسفنديار رحيم مشايی به عنوان نامزد اصلی دولت در انتخابات پيش روی رياست جمهوری نام برده میشود.
آيت الله ناصر مکارم شيرازی، از مراجع تقليد محافظه کار در قم، در واکنش به اين مراسم گفته که «اين عنوان خندهداری است که برای اين همايش برگزيدهاند.»
به گزارش سايت «خبرآنلاين»، «وی از برگزار کنندگان اين همايش خواست تا به مردم دروغ نگويند و اگر می خواهند کار انتخاباتی بکنند، صراحتا آن را به مردم بگويند».
چندين نماينده مجلس از جمله حميد رسايی و مهدی کوچک زاده نیز، برگزاری اين مراسم را «خلاف عقل اداری و مملکت داری» و «دارای پتانسيل اغتشاش» دانستهاند.
عوض حیدرپور٬ دیگر نماینده مجلس، روز بیستم فروردین ماه از مراسم دولت در ورزشگاه آزادی به عنوان «قشونکشی در برابر نظام و رهبری» نام برده است.
فرمانده نيروی انتظامی در سخنان روز دوشنبه خود گفته که «صرف مبالغ گزاف برای اجرای اين مراسم با حماسه اقتصادی منافات دارد» و «به همين دليل نيروی انتظامی با برگزاری اين مراسم در اين سطح موافق» نيست.
پيش از اين، عباسعلی کدخدايی، سخنگوی شورای نگهبان، هشدار مشابهی داده و گفته بود که «ماده ۶۸ قانون انتخابات بر ممنوعيت استفاده از امکانات دولتی به مفهوم آن تصريح دارد».
به گزارش خبرگزاری فارس، آقای کدخدايی اين اظهارات را در واکنش به «درخواست برخی نمايندگان مجلس، جريانهای سياسی و گروههای مردمی برای رسيدگی شورای نگهبان به مراسم ۱۰۰ هزار نفری دولت در استاديوم آزادی» بيان کرده است.
سخنگوی شورای نگهبان میگويد: «رفتار برخی کانديداها که اقداماتشان در ماههای اخير مصداق تبليغات بوده، مورد بررسی قرار گرفته و در بررسی صلاحيتها لحاظ خواهد شد».
وی افزوده که «حضور در مکانهايی که دولتی تلقی میشوند هم طبق قانون ممنوع است».
انتخابات رياست جمهوری يازدهم قرار است روز ۲۴ خردادماه برگزار شود و در حالی که بيش از ده نامزد اصولگرايان برای حضور در اين رقابتها اعلام آمادگی کردهاند ولی نامزد دولت هنوز به طور رسمی معرفی نشده است. اصلاح طلبان نيز درباره شرکت يا عدم حضور در اين انتخابات هنوز تصميمگيری نکردهاند.
Apr 15 2013
خانواده مرتضی سویدی در مصاحبه با روز: خانه را خراب کردند، بچه ۱۵ ساله را کشتند
روز: “یکی یکی خانه ها را خراب کردند تا رسیدند به خانه سویدی. پدر و مادرش خانه نبودند، در غیاب خانواده اجازه ورود ماموران را نداد، بالای پشت بام رفت به ماموران سنگی انداخت و دو گلوله پاسخ گرفت. یکی توی قلبش و دیگری توی سرش. او فقط ۱۵ سال داشت”.
این را خانواده مرتضی سویدی می گویند؛ نوجوان ۱۵ساله خوزستانی که روز شنبه بر اثر اصابت دو گلوله کشته شد، جنازه اش را ماموران با خود بردند و تا لحظه تنظیم این گزارش آن را به خانواده تحویل نداده اند. خانواده ای که می پرسند مرتضی اگر سنگی زده یا هر جرمی مرتکب شده چرا او را بازداشت نکردند؟چرا با دو گلوله پاسخ دادند؟
منطقه معین زاده، آخر گلستان یکی از حاشیه نشین های شهر اهواز است؛ منطقه ای فقیرنشین که به گفته ساکنان، شهرداری خواهان تخلیه خانه هاست و در مقابل مقاومت صاحبان خانه ها، با بولدوزر و تراکتور اقدام به تخریب خانه ها کرده است.
عادل سویدی از بستگان مرتضی سویدی در مصاحبه با “روز” توضیح میدهد: گلستان يكي از مناطق شهر اهواز و نزديك به دانشگاه چمران و بيمارستان گلستان است. انتهای گلستان منطقه جنبیه یا معین زاده است که خانواده مرتضی آنجا زندگی میکنند. این منطقه حاشیه ای و فقیر نشین است و حدودا ۳۰ خانوار آنجا زندگی میکنند. عبدالصادق، پدر مرتضی این زمین را با پول کم خریده بود، زمین کشاورزی بود و آنجا دو اتاق ساخته برای خانوادهاش. او ۸ دختر و ۲ پسر دارد که غیر از دو دختر، بقیه در همین دو اتاق زندگی میکنند. شهرداری اخطار داده که باید منطقه را تخلیه کنید. گویا دارند پلی به سمت دیگر رود کارون در همان منطقه احداث میکنند. از طرفی هم گفته می شود که قصد دارند در این منطقه شهرک سازی کنند. برای همین این سی خانوار را مجبور به ترک خانه هایشان می کنند. بدون اینکه در مقابل پولی به آنها بدهند یا جایی برای اسکان آنها در نظر بگیرند.
آقای سویدی که همسر عمه مرتضی سویدی و پسر عموی پدر اوست می افزاید: یکباره با بولدوزر و تراکتور ریخته اند برای تخریب خانه ها. به مردم گفته اند خانه ها را ترک کنید. اکثر خانواده ها بیرون رفته اند ولی ۵ – ۶ خانواده مانده اند همین طور خانه ها را تخریب کرده اند تا رسیده اند به خانه مرتضی. پدر و مادر او خانه نبوده اند و او اجازه ورود به منزل به ماموران نمیدهد. وقتی تخریب خانه عمویش را که در همسایگی آنهاست می بیند بالای پشت بام می رود و سنگی می اندازد و فریاد میکشد که چرا خراب میکنید. یکی از ماموران که درجه سرگردی هم داشته شلیک میکند و سر و قلب او را نشانه می گیرد. دو گلوله به او میزند و این بچه هم جانش را از دست میدهد.
به گفته اقای سویدی، ماموران سپس جنازه مرتضی را با خود برده و تاکنون تحویل خانواده نداده اند: پس از شلیک به مرتضی، عمو و پسر عموی او را هم بازداشت کرده و همراه با جنازه برده اند تا الان هم هیچ خبری نداریم که آنها را کجا منتقل کرده اند.
سوال میکنم که این زمین ها متعلق به شهرداری یا دولت بود؟ آیا خانواده مرتضی سندی برای خانه مسکونی شان داشتند؟ آقای سویدی پاسخ میدهد: حدودا ۴ سال پیش این زمین ها را خریدند و هر کدام دو یا سه اتاق ساختند و آنجا زندگی میکردند. می گفتند چند تکه زمین ارزان است دقیق نمیدانم چقدر خریده بودند اما فقط زمین بود و ملکی روی آن نبود. زمین ها سند هم داشت. اما چند هفته پیش از شهرداری و سپس نیروی انتظامی گفته اند که سندهای شما جعلی است و باید اینجا را تخلیه کنید. این مردم اما جایی ندارند بروند. دولت هم سعی نکرد جایی برای اسکان شان بدهد یا در مقابل زمین های شان پولی بدهد. در این شرایط مردم طبیعی است که مقاومت میکنند و حاضر به تخلیه خانه هایشان نمی شوند. خب اصلا تخلیه کنند کجا بروند؟ زن و بچه هایشان را کجا ببرند؟ همین طور نمی شود بیایند بگویند سندهای شما جعلی است و بروید بیرون.
آقای سویدی سپس می گوید:الان مساله دیگر این نیست، مرتضی مگر چه کرده بود؟ چرا باید با دو گلوله او را بکشند؟ چرا اصلا باید اسلحه را به سوی او نشانه بگیرند؟ این بچه اگر کاری کرده بود می توانستند او را بازداشت کنند ببرند زندان همانطور که الان عمو و پسر عمویش را بازداشت کرده اند. برای چی او را کشتند؟ جنازه اش را برای چی با خود برده اند و نمی دهند؟
او می افزاید: مساله فقر است و کمربند فقری که منطقه را فرا گرفته. سالها تحت عنوان پروژه نیشکر، زمین های کشاورزی روستائیان را از انها با پولی اندک خریدند. آنها هم راهی اهواز و آبادان و دیگر شهرها شدند. آقای سودانی، نماینده مجلس یکبار در مجلس به 120 هزار هکتار اشاره کرد که تحت عنوان همین پروژه نیشکر خریداری شده بود. خب مردم با پول اندک می رسند به این شهرها و نمی توانند خانه یا زمینی بخرند یا کرایه بدهند. به ناچار به حاشیه نشینی روی می آورند. مردمی فقیر که پو ل ندارند نباید زندگی کنند؟ چه باید بکنند؟ الان پدر مرتضی در همان خانه ای که تخریب شده و یک اتاقش مانده نشسته مریض است و بیرون هم نمی آید می گوید مرتضی را کشتند اینجا را هم سر من خراب کنند آخر من کجا را دارم بروم. این سیاست های دولت درست نیست این باعث تنش بیشتر می شود. الان ببینید تعداد زیادی از فعالان عرب را بازداشت کرده اند از این طرف با مردم چنین می کنند آن هم دقیقا زمانی که حساسیت شدید وجود دارد و کلا هر سال این موقع فضا را در خوزستان امنیتی میکنند.
بازداشت ۱۸۰ شهروند عرب در خوزستان
اشاره آقای سویدی از بازداشت تعداد زیادی از فعالان عرب، بازداشت بیش از ۱۸۰ نفر در استان خوزستان در هفته های اخیر است. مرکز اسناد حقوق بشر ایران گزارش داده است که در ۵ هفته اخیر بیش از ۱۸۰ نفردر شهرهای اهواز، شادگان و حمیدیه بازداشت شدهاند و هنوز از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان اطلاع دقیقی در دست نیست.
به گفته فعالان عرب، هرسال مصادف با فروردین ماه، وضعیت در استان خوزستان امنیتیتر میشود. وب سایت بیبی سی گزارش داده است که فروردین ۱۳۸۴ انتشار نامهای منسوب به محمدعلی ابطحی، مدیر دفتر رئیس جمهوری وقت ایران در زمان محمدخاتمی، باعث درگیری و ناآرامیهایی در استان خوزستان شد که شماری کشته بر جای گذاشت.
گفته شده بود که در این نامه، مدیر دفتر رئیسجمهوری وقت ایران دستور داده است که علاوه بر تغییر ساختار جمعیتی بومی، بعضی نامهای عربی به واژههای فارسی تغییر یابد.
آقای ابطحی صدور این نامه را تکذیب کرد. فروردین سال ۱۳۹۰ هم در سالگرد این واقعه، درگیری شدیدی در استان خوزستان روی داد که به گفته شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، دستکم ۱۲ کشته بر جا گذاشت.