اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2013

May 22 2013

فاطمه هاشمی: برای پدر پیام آوردند که انصراف دهد اما او گفت نمی‌تواند به مردم خیانت کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ادوار نیوز: فاطمه هاشمی، دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی در این خصوص به “جرس” می گوید: ” در حقیقت هیچ دلیلی هم برای رد صلاحیت ایشان اعلام نکرده اند. صبح برای ایشان پیغام آورند که حتما باید از کاندیداتوری انصراف دهند و ایشان هم صراحتا جواب دادند “انصراف نخواهم داد و نمی توانم به مردم خیانت کنم. مردم به من اعتماد کردند و از من درخواست کردند که بیایم و به خاطر آنها آمدم. آنها بسیار از آمدن من خوشحال شدند، حالا چطور از من می خواهید انصراف دهم؟! اصلا بر چه اساسی انصراف دهم؟ من که نمی توانم به مردم دروغ بگویم.”

رد صلاحیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت در حالی صورت می گیرد که پس از ورود وی به صحنه انتخابات موج گسترده ای از تخریب ها بر علیه وی آغاز شد. دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با انتشار بیانیه‌ای با تاکید بر شخصیت شناخته شده هاشمی و توانمندی های زیاد وی در حل بحران ها، نسبت به روند تخریب او هشدار داده بود.

فاطمه هاشمی از انگیزه ورود آیت الله هاشمی به صحنه انتخابات گفته و تصریح می کند: “ورود ایشان به صحنه انتخابات تنها بخاطر “مردم” بود. در حقیقت تقاضاهای زیادی از طرف مردم برای ورود آقای هاشمی به صحنه انتخابات شد و از ایشان خواهش کردند که برای آنها و کشور بیایند. مردم به آقای هاشمی می گفتند که شما می توانید کشور و ما را از این بحرانی که بوجود آمده نجات دهید. ایشان هم می گفتند “شرایط خیلی سختی است و براحتی نمی شود تمام این مشکلات بوجود آمده را حل کرد، اما فقط بخاطر مردم در صحنه حضور پیدا می کنم.”

شورای نگهبان دلیل رد صلاحیت نامزدها را علنی اعلام نمی کند اما سخنگوی شورای نگهبان اخیرا گفته بود که صلاحیت کسی که به دلیل سن بالا نمی تواند بیش از روزی چند ساعت کار کند، تأیید نخواهد شد. این سخنان اشاره به رد صلاحیت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت بود.

علی‌اکبر ولایتی،‌ سعید جلیلی، غلامعلی حداد عادل، محسن رضایی، حسن روحانی، محمدرضا عارف، محمد غرضی و محمد باقر قالیباف از نامزدهای تایید صلاحیت شده‌ هستند. دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی خاطرنشان می کند: “الان بسیاری از افرادی که مسئولیت بالایی در کشور دارند از سن خیلی بالایی برخوردارند و علاوه بر آن بیمار هم هستند. بنابراین، کاملا مشخص است که سن بهانه است. امام خمینی در سن هفتاد و نه سالگی وارد کشور شدند و یازده سال هم رهبر کشور بودند و کشور انقلابی را به نحو احسنت مدیریت کردند. سن که نمی تواند ملاک باشد. دقیقا پدر چنان دغدغه کشور را داشتند و نگران این اوضاع بودند که در این سن وارد صحنه شدند.”

رد صلاحیت یکی از چهره های اصلی انقلاب اسلامی در حالی صورت گرفت که جمع کثیری از مراجع و فقها و علمای نامدار حمایت خود را از کاندیداتوری وی اعلام کرده بودند. آنها با صدور نامه هایی، آیت الله هاشمی رفسنجانی را کاندیدای مناسب و اصلح در زمان حاضر دانسته که قادر به حل بحران های داخلی و خارجی کشور خواهد بود.

دختر رئیس تشخیص مصلحت نظام در پایان بیان می کند: “ایشان هنوز واکنشی به این مسئله نشان نداده اند، البته بعید می دانم ایشان اعتراضی به این مسئله کنند. در هر حال ما هم خوشحالیم که آقای هاشمی با توجه به این شرایط وظیفه خود را انجام دادند.”

No responses yet

May 22 2013

نامه زهرا مصطفوی دختر خمینی(ملعون علیه) به مقام مزخرف رهبری؛ خواهشمند است دخالت فرمایید و نشان دهید ولایت فقیه می خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: در پی اعلام اسامی نامزدهای احرازصلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان قانون اساسی سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی فرزند حضرت امام خمینی(س) طی نامه ای به مقام معظم رهبری درخواست تجدیدنظر در تصمیم شورای نگهبان نمودند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، متن کامل این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم مقام معظم رهبری حضرت آیت اله العظمی آقای خامنه ای مدظله العالی
با عرض سلام و ارادت کامل،
همان روزی که تأئید امام بر رهبری حضرتعالی را از زبان ایشان شنیدم و همواره آن نظریه را در مواقع لازم بیان کرده ام تأئید صلاحیت برادر آقای هاشمی را هم شنیدم زیرا امام بعد از نام جنابعالی نام ایشان را هم ذکر کردند. خوشبختانه و به حق حضرتعالی مورد رأی خبرگان قرار گرفتید ، لذا لزومی نمیدیدم تا ذکری در این مورد از ایشان به میان آورم. اما متاسفانه امروز که می بینم شورای نگهبان دست به رد صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری زده است، خواهرانه تذکر می دهم که این کار هیچ معنایی جز فاصله انداختن بین دو یار امام و بی توجهی به شوق و اقبالی که مردم کوچه و خیابان به نظام و انتخابات پیدا کرده است ندارد.
من مدعی نیستم که آقای هاشمی امروزی همان فرد دیروزی است زیرا این تغییرات در تک تک مردم در گذر زمان رخ داده است «وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» اما جدا شدن تدریجی شما از هم بزرگترین لطمه ایست که به انقلاب و نظام وارد میشود چنانچه امام همیشه میفرمودند: این دو وقتی با هم باشند خوبند.
خواهشمند است در این امر مهم دخالت فرمائید و نگذارید که یک حرکت همه تلاشها را خراب کند و نشان دهید که چرا امام میفرمود : « ولایت فقیه برای آن است که نگذارد هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند و ولایت فقیه می خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد » خواهش میکنم فلسفه وجودی ولایت مطلقه فقیه را یک بار دیگر عینّیت ببخشید اطمینان دارم که این درخواست زبان حال بسیاری از دلسوزان نظام است که نگران وضع ایران اسلامی هستند و دلشان برای شنیدن طنین وحدت و همدلی در این کشور می تپد.

ارادتمند92/2/31
زهرا مصطفوی

No responses yet

May 22 2013

شکايت آيت‌الله ! (يادداشت روز)

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کیهان: «شرايط سني من به گونه‌اي است که توان لازم براي مسئوليت سنگين رياست جمهوري و اداره امور اجرايي کشور را ندارم و معتقدم رئيس جمهور شدنم خلاف شرع و به زيان نظام خواهد بود». اين ديدگاه و نظر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، چند ماه قبل و در حالي ابراز شده بود که علاوه بر اصرار اصحاب وطن‌فروش فتنه 88، برخي از مقامات و مراکز آمريکايي و اروپايي نيز ايشان را براي نامزد شدن در انتخابات رياست جمهوري يازدهم تشويق و ترغيب مي‌کردند. همان روزها- 15 مهرماه 1391 يعني 7 ماه قبل- مرکز استراتژيک «شوراي امنيت ملي ايالات متحده آمريکا- U.S. NATIONAL SECURITY COUNCIL- طي گزارشي درباره انتخابات رياست جمهوري ايران از ابراز تمايل آمريکا به نامزدي آقاي هاشمي خبر داده و آورده بود «از نگاه غرب آقاي رفسنجاني به‌عنوان يک شخصيت ميانه‌رو بهترين گزينه براي رياست جمهوري آينده ايران است». در اين گزارش آمده بود «اگرچه رسانه‌ها و تحليل‌گران آمريکايي و اروپايي تاکنون در چند نوبت پايان عمر سياسي آقاي اکبر رفسنجاني را اعلام کرده‌اند که ناکامي وي در بازگشت به مقام رياست جمهوري در انتخابات ژوئن 2005- خرداد 84- خروج از امامت جمعه تهران و برکناري از رياست مجلس خبرگان از جمله اين موارد بوده است ولي حضور پررنگ وي در اجلاس سران عدم تعهد در کنار رهبر ايران و خوشامدگويي وي به مقامات عالي‌رتبه ميهمان و جايگاه تعيين شده براي او در کنار «بان کي‌مون»، ميهمان ويژه اجلاس را بايد يک رنسانس براي اين بازمانده سياسي بزرگ ايران تلقي کرد که نشان مي‌دهد اين شخصيت هفتاد و چندساله با رويکردي ميانه‌رو نسبت به غرب اين امکان را دارد که يک بار ديگر در کانون قدرت ايران ايفاي نقش کند (به‌تاکيد اين انديشکده آمريکايي روي قيد «يک بار ديگر» يعني آخرين فرصت براي بهره‌گيري از آقاي هاشمي توجه کنيد)».
رصد رسانه‌ها و مراکز استراتژيک آمريکايي و اروپايي و مقايسه آن با تحرک انتخاباتي مدعيان اصلاحات در داخل کشور حکايت از آن دارد که بعد از گزارش تحليلي مرکز آمريکايي ياد شده، تلاش گسترده اصحاب فتنه با محوريت- البته ظاهري- آقاي خاتمي و تلاش پيراموني، اما پررنگ جرياناتي نظير مجمع روحانيون، برخي از فتنه‌گران زنداني و يا پناهنده به کشورهاي آمريکايي و اروپايي با هدف راضي کردن آيت‌الله رفسنجاني به نامزدي براي انتخابات رياست جمهوري يازدهم آغاز مي‌شود. نکته درخور توجه آن که اصحاب فتنه نيز همخوان با شوراي آمريکايي مورد اشاره، از نامزدي آقاي هاشمي با عنوان «آخرين شانس» و «تنها فرصت باقيمانده» براي بازگشت رانده‌شدگان فتنه 88 به نظام ياد مي‌کنند. ولي پاسخ آقاي هاشمي رفسنجاني همچنان منفي است و اين پاسخي هوشمندانه است چرا که بازگشت به نظام، آرزوي برباد رفته اصحاب فتنه است و حال آن که آقاي هاشمي رفسنجاني با حکم رهبر معظم‌انقلاب در جايگاه برجسته «رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام» قرار دارد بنابراين بيرون از حلقه نظام نيست که براي ورود به اين حلقه ريسک کند و در مقابل اصرار جريانات ياد شده توضيح مي‌دهد که مجمع تشخيص يک مرکز مستشاري است و ايشان مي‌تواند تجربيات چند ده ساله خود را به عنوان رئيس مجمع به نظام ارائه بدهد ولي رياست‌جمهوري و کشيدن بار سنگين آن با سن و سال ايشان مناسبتي ندارد. اين چالش مطابق شواهد موجود نزديک به 2 ماه ادامه مي‌يابد و در اين فاصله الف: چند گروه مختلف- و در برخي از موارد با اعضاي مشترک- به ديدار آقاي هاشمي مي‌روند و با سخنان تکراري و مشابه از آمادگي جامعه براي پذيرش رياست‌جمهوري ايشان خبر مي‌دهند و اين که مردم از آقاي هاشمي انتظار دارند به عنوان منجي وارد گود شود!
ب: رسانه‌هاي خارجي در تفسير و تحليل‌هاي پي در پي و با توهم‌پراکني درباره آماده بودن زمينه‌ها براي نامزدي و نهايتا پيروزي ايشان، آقاي هاشمي را به کانديداتوري تشويق مي‌کنند.
ج: سايت‌هاي اينترنتي و روزنامه‌ها و نشريات زنجيره‌اي در اقدامي هماهنگ بيشترين مقالات، مصاحبه‌ها و گزارش‌هاي خود را به ضرورت نامزدي آقاي رفسنجاني اختصاص مي‌دهند.
د: مدعيان اصلاحات و عوامل فتنه‌گري که پيش از اين بي‌ادبانه‌ترين اهانت‌ها نظير عاليجناب سرخپوش! عامل اصلي قتل‌هاي زنجيره‌اي! سياستمدار تاريک انديش! ديکتاتور! و… روا مي‌داشتند در يک چرخش يکصد و هشتاد درجه‌اي به تعريف و تمجيد از ايشان مي‌پردازند!
هـ: تمامي جريانات ضد انقلابي که در فتنه 88 با يکديگر ائتلاف کرده بودند در اقدامي بي‌سابقه از ادعاهاي قبلي نظير تقلب در انتخابات دست کشيده و به استقبال از نامزدي آقاي هاشمي برمي‌خيزند.
و: نکته درخور توجه اين که تمامي جريانات داخلي و خارجي ياد شده و مراکز استراتژيک آمريکايي و اروپايي از کانديداتوري آقاي رفسنجاني با کليد واژه‌هاي مشابهي نظير «آخرين پنجره»! «آخرين شانس»! «فرصت غيرقابل‌تکرار»!، «بازي‌آخر» و مانند آن ياد مي‌کنند و…
و سرانجام آقاي هاشمي رفسنجاني تحت تاثير عوامل ياد شده و مخصوصا اصرار نزديکان خود که از يکسو با اصحاب فتنه در ارتباط پيوسته هستند و از سوي ديگر آقاي هاشمي بارها نشان داده است تاب مقاومت در برابر اصرار آنها را ندارد، تسليم مي‌شود و چند روز قبل از ثبت‌نام، موافقت خود را اعلام مي‌کند و بدين ترتيب «قرباني» براي قرباني شدن چند باره- و اين دفعه براي آخرين بار- آماده مي‌شود!
آقاي خاتمي در حالي که از خوشحالي در پوست خود نمي‌گنجد، خبر اعلام آمادگي آقاي رفسنجاني را به نشستي که به طور پي‌درپي با حضور تعدادي محدود از اصحاب فتنه و بدون حضور آقاي هاشمي تشکيل مي‌شود مي‌رساند و در همان نشست تصميم گرفته مي‌شود که؛
از معرفي آقاي هاشمي به عنوان کانديداي اصلاح‌طلبان به شدت اجتناب شود تا اولا؛ حساسيت مردم نسبت به اصلاح‌طلبان مانع رويکرد به ايشان نشود. ثانيا؛ شکست وي در انتخابات به حساب شکست اصلاح‌طلبان نوشته نشود. ثالثا؛ براي جلب نظر هواداران داخلي و بيروني فتنه حمايت اصلاح‌طلبان از نامزدي ايشان به صورت پررنگ و علني مطرح شود. درباره اين بند از تصميم ياد شده، اختلاف نظري پديد مي‌آيد و آقاي «م» مي‌گويد: بايد حمايت اصلاح‌طلبان از هاشمي به گونه‌اي باشد که گروه‌هاي اصلاح‌طلب مخالف ايشان انگيزه بيشتري براي فعاليت به نفع نامزدي وي را داشته باشند و جاي اصلاح‌طلبان را در اين حرکت خالي احساس نکنند. آقاي «م» مي‌افزايد؛ حمايت پررنگ اصلاح‌طلبان از هاشمي، اين تلقي را نيز پديد مي‌آورد که اصلاح‌طلبان- منظورش اصحاب فتنه است و نه همه اصلاح‌طلبان- مجوز ورود به نظام را يافته‌اند! در پي اين تذکر، تصميم گرفته مي‌شود که از نامزدي آقاي رفسنجاني با عنوان گزينه هاشمي- خاتمي ياد شود. تصميم‌هاي اتخاذ شده در آن نشست بلافاصله به تيم رسانه‌اي فتنه در داخل و خارج کشور ابلاغ مي‌شود و فرداي آن روز آقاي خاتمي در مصاحبه‌اي اين جمله از قبل توافق شده را مطرح مي‌کند که «خدا‌کند هاشمي بيايد»!
تمامي شواهد ياد شده که فقط اندکي از بسيارهاست کمترين ترديدي باقي نمي‌گذارد که مجموعه هماهنگ اصحاب فتنه در داخل کشور و مديران بيروني آنها در ماجراي پيش روي به آقاي هاشمي فقط «نقش يک قرباني» را داده‌اند، چرا که علي‌رغم هياهوي اين روزها به خوبي مي‌دانند آقاي هاشمي در صورت تاييد صلاحيت هم شانسي براي پيروزي ندارد چرا که حمايت تمام‌قد ايشان از فتنه 88 بر کسي پوشيده نيست و تبليغات اين روزها که هاشمي در پي نجات اقتصاد کشور است نيز با توجه به حاميان و اطرافيان وي و سابقه ناموفق اقتصادي ايشان در دوران 8 ساله دولت سازندگي جايي براي باور اينگونه تبليغات باقي نگذاشته است، ضمن آن که تجربه پي‌درپي اين سال‌ها نشان داده است توده‌هاي مردم وفادار به اسلام و انقلاب در بزنگاه‌ها با بصيرتي مثال‌زدني به صحنه مي‌آيند و حماسه‌هاي به‌ياد ماندني مي‌آفرينند. بنابراين با استناد به مختصات صحنه کنوني مي‌توان بدون کمترين ترديدي گفت؛ اصحاب فتنه و مديران بيروني آنها براي هاشمي يک بازي دو سر باخت تدارک ديده‌اند. اول؛‌اعلام نامزدي با توجه به آن که پيش از اين به صراحت از کانديداتوري خود با عنوان «اقدام خلاف‌شرع و زيان به نظام» ياد کرده بود و دوم؛ باخت ايشان در وزن‌کشي انتخابات و اگر رد صلاحيت احتمالي نيز به آن اضافه شود مي‌توان اين بازي را «سه سر باخت»! تلقي کرد. و از سوي ديگر اصحاب فتنه براي خود- به خيال خام- بازي دو سر‌بُرد در نظر گرفته‌اند، چرا که از يکسو آقاي هاشمي را بي آن که وي را نامزد جبهه اصلاحات معرفي کنند به قربانگاه باخت در انتخابات برده‌اند و از سوي ديگر در پوشش حمايت از وي، وارد عرصه‌اي شده‌اند که مطابق قانون و به دليل وطن‌فروشي و خيانت، مجاز به ورود نبوده‌اند.
و اما، در اين ميان وظيفه الهي، خطير و سنگيني بر عهده شوراي محترم نگهبان است. اين وظيفه خطير در يک کلمه نجات آيت‌الله هاشمي رفسنجاني از دام خطرناکي است که دشمنان بيروني و دنباله‌هاي داخلي آنها پيش پاي ايشان پهن کرده‌اند. شوراي محترم نگهبان اسناد و دلايل قانوني قابل توجهي براي رد صلاحيت ايشان در اختيار دارد و با استناد به آن مي‌تواند چرخه فريبي که براي وي تدارک ديده‌اند را مختل کند. حالت آقاي هاشمي را بعد از پايان اين بازي دو سر باخت در نظر بگيريد، آيا به ايشان حق نمي‌دهيد که آرزو کند کاش نامزد نشده بود و يا کاش شوراي نگهبان صلاحيت وي را احراز نکرده بود؟! تا از اين دام نجات پيدا مي‌کرد؟! آيت‌الله هاشمي در صورت احراز صلاحيت وي از سوي شوراي نگهبان حق دارد فرداي قيامت از اعضاي محترم اين شورا شکايت کند که چرا ايشان را از دامي که پيش روي او گسترده بودند، نجات نداده‌اند؟!

No responses yet

May 22 2013

مشخصات نامزدهای احراز صلاحیت شده: هاشمی و مشایی رد صلاحیت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

شبکه خبر: براساس شنیده های خبرنگاران، شورای نگهبان قانون اساسی اسامی نامزدهای احراز صلاحیت شده یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به وزارت کشور اعلام کرده و وزارت کشور نیز ۲ روز مهلت دارد اسامی نامزدهای احراز صلاحیت شده را از طریق رسانه ها منتشر نماید.

نخستین لیست از احراز صلاحیت شده ها
شنیده ها حاکی است که بر اساس بررسی های شورای نگهبان، صلاحیت هشت نفر برای حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری احراز شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از خبرگزاری مهر، اسامی این هشت نفر به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:

نخستین فهرست احراز صلاحیت شده ها

1- غلامعلی حداد عادل
2-سعید جلیلی
3- محسن رضایی
4-حسن روحانی
5- محمدرضا عارف
6-محمدباقر قالیباف
7-علی اکبر ولایتی
8- محمد غرضی

گفتنی است هنوز شورای نگهبان به صورت رسمی این اسامی را اعلام نکرده و اسامی بیان شده فقط شنیده های خبرنگاران است.

اما شرح سابقه و فعالیتهای این افراد به شرح زیر است:

اسامی نامزدهایی که میتوانند از تاریخ سوم خرداد به مدت 20 روز تبلیغات داشته باشند بدین شرح است:

سعید جلیلی

سعید جلیلی نامزد انتخابات ریاست جمهوری

سعید جلیلی: چهره ای که به صورت مستقل وارد این دوره ازانتخابات شده است جلیلی سال ۱۳۴۴ در مشهد مقدس به دنیا آمد / او در رشته علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق مدرک دکتری گرفته است. ریاست اداره بازرسی و معاون اداره اول آمریکا وزارت امور خارجه دردولتهای اقایان خاتمی و احمدی نژاد از جمله مسئولیتهای او است. جلیلی با سمت دبیر و نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی از سال 1386 تا کنون مسئول تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران با کشورههای 1+5 بر سر فعالیتهای صلح آمیز هسته ای است.

غلامعلی حداد عادل

غلامعلی حداد عادل نامزد انتخابات ریاست جمهوری

غلامعلی حداد عادل: او به همراه ولایتی از ائتلاف اصولگرایان وارد عرصه رقابتها شده متولد اردیبهشت ۱۳۲۴ در تهران است. حداد عادل دکتری خود را در رشته فلسفه از دانشگاه تهران گرفته وهم اکنون نماینده مردم تهران در مجلس نهم است .ایشان مشاور عالی مقام معظم رهبری و مدیرعامل بنیاد دایرةالمعارف اسلامی هستند. ریاست مجلس هفتم و هیئت فرهنگی مجلس هشتم و البته ریاست فرهنگستان زبان و ادب پارسی را هم در کارنامه خود دارد.

محسن رضایی

محسن رضایی نامزد انتخابات ریاست جمهوری

محسن رضایی :رضایی هم همچون سعید جلیلی به صورت مستقل وارد این دوره از انتخابات شده وعضو هیچ جریان سیاسی نیست او درشهریور ۱۳۳۳ در شهرستان لالی استان خوزستان به دنیا آمد. وی در دوران هشت سال دفاع مقدس فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و پس از آن دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس کمیسیون اقتصاد کلان این مجمع بوده است. ایشان در سالهای ۱۳۷۸ – ۱۳۸۴ – 1388 نامزد پست ریاست جمهوری شده بود.

حسن روحانی

حسن روحانی نامزد انتخابات ریاست جمهوری

حسن روحانی : روحانی از ائتلاف اصلاح طلبان به رقابت با سایر نامزدههای این دوره میپردازد او در سال ۱۳۲۷ در شهر سرخه استان سمنان به دنیا آمد. روحانی در بریتانیا، مدرک کارشناسی ارشد دررشته حقوق عمومی و دانشنامه دکتری در رشته حقوق اساسی را دریافت کرده است.در دولتهای آقایان خاتمی وهاشمی رفسنجانی 16 سال دبیرشورای عالی امنیت ملی بوده و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع از دیگر مسئولیتهای ایشان است. روحانی همچنین از استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.

محمد رضا عارف

محمد رضا عارف نامزد انتخابات ریاست جمهوری

محمدرضا عارف: عارف هم همچون روحانی از ائتلاف اصلاح طلبان است. او متولد آذر ۱۳۳۰ در یزد است و معاون اول دولت آقای سید محمد خاتمی بود و البته مسئولیت وزارت پست و تلگراف و تلفن یا همان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات کنونی را هم عهده‌دار بود. ایشان در حال حاضر عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. عارف دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکترا از آمریکا دررشته مهندسی برق است و عضو پیوسته فرهنگستان علوم محسوب میشود.وی رئیس دانشگاه تهران بوده و استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف است.

سید محمد غرضی

سید محمد غرضی نامزد انتخابات ریاست جمهوری

سید محمد غرضی نیز در کنار آقایان روحانی و عارف از ائتلاف اصلاح طلبان وارد عرصه رقابت شده است.ایشان متولد سال ۱۳۲۰ در اصفهان است و کارشناسی ارشد الکترونیک دارد. او در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی نماینده مردم بود و دردولت آقای میر حسین موسوی مسئولیت وزارت نفت را برعهده داشته و در دولت آقای هاشمی رفسنجانی مسئولیت وزارت پست و تلگراف و تلفن سابق را برعهده داشته است.

محمد باقر قالیباف

محمد باقر قالیباف نامزد انتخابات ریاست جمهوری

محمد باقر قالیباف : قالیباف درکنارآقای حداد عادل درائتلاف اصولگرایان به شمار میرود و متولد1340در طرقبه مشهد مقدس است. قالیباف دررشته جغرافیای سیاسی مدرک دکتری خود را دریافت کرده است. در سابقه فعالیتهای خود، فرماندهی نیروی هوایی سپاه و همچنین نیروی انتظامی را داشته و درمسئولیت کنونی خود به عنوان شهردارتهران فعالیت میکند.

علی اکبر ولایتی

علی اکبر ولایتی نامزد انتخابات ریاست جمهوری

علی اکبر ولایتی: ولایتی نیز از ائتلاف اصولگرایان وارد عرصه رقابت در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری شده است . ایشان در۴ تیرماه ۱۳۲۴ در شمیران به دنیا آمده است. ولایتی در رشته پزشکی دانشگاه تهران تحصیل کرده و به مدت شانزده سال ، در دو دولت آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان وزیرامور خارجه فعالیت کرد . پس از آن مشاور بین‌الملل مقام رهبری گردید و هم‌اکنون نیزدراین سمت انجام وظیفه می‌کند. وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و بنیاد دائرةالمعارف اسلامی نیز حضور دارد.

No responses yet

May 21 2013

سایت «شبکه ایران» وابسته به دولت دهم خبر داد: بازداشت حامیان احمدی‌نژاد در شهر‌های ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: «شبکه ایران» از بازداشت گروهی از روحانیون و حامیان محمود احمدی‌نژاد در برخی شهرهای ایران خبر داد.

این سایت وابسته به دولت دهم٬ روز سه‌شنبه (۳۱ اردیبهشت) نوشته که «موجی از دستگیری‌های بدون توجیه و غیرمنطقی حامیان احمدی‌نژاد در برخی استان‌های کشور به راه افتاده است.»

«شبکه ایران» افزوده است: «برخی نیروهای به ظاهر امنیتی که هویتشان به روشنی معلوم نیست با ریختن در منازل برخی چهره‌های موجه روحانی و غیرروحانی حامی دولت با ایجاد رعب و وحشت برای خانواده‌های مظلوم این شخصیت‌ها اقدام به دستگیری آن‌ها نموده‌اند.»

این سایت دولتی پرسیده که «این اقدامات خودسرانه با چه حجت شرعی انجام می‌شود؟ و چه کسی هزینه گزاف این بی‌تدبیری را خواهد پرداخت؟»

«شبکه ایران» با اعلام اینکه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی اعلام کرده‌اند بازداشت این افراد از سوی آن‌ها صورت نگرفته٬ این پرسش را مطرح کرده «که کدام مقام یا نهاد، مسئول برخوردهای غیرقانونی با این افراد است؟»

خبر انتشار بازداشت گروهی از حامیان محمود احمدی‌نژاد در شرایطی منتشر می‌شود که گزارش‌ها از رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی از سوی شورای نگهبان حکایت دارد.

آقای رحیم مشایی نیز در واکنش به این گزارش‌ها گفته که برای پیگیری «حق» خود به علی خامنه‌ای متوسل خواهد شد.

در چند روز گذشته نیز بیش از پنج سایت حامی رحیم مشایی فیلتر شده و بهمن شریف‌زاده از روحانیون نزدیک به دولت دهم به دادگاه ویژه روحانیت احضار شده است.

No responses yet

May 20 2013

رابط آمريکاييِ “محمد خاتمي” با “ريچارد فراي” کيست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی

باشگاه خبرنگاران جوان: رابطه ريچارد فراي با دولت نهم بد نبود و پس از رياست‌جمهوري خاتمي رفت‌وآمدهايش به تهران و شيراز و اصفهان ادامه يافت. او خرداد 1384 در اوج رقابت‌هاي انتخابات رياست‌جمهوري به ايران آمد31 و 6 ماه پس از آغاز به کار «دولت نهم» در نوزدهمين جشنواره خوارزمي از فراي تجليل گشت(32). در همين سفر ديدار مفصل ديگري با محمد خاتمي و غلامرضا اعواني (رئيس پيشين انجمن حکمت و فلسفه) داشت(33)، ولي علي رغم کهولت سنش آمادة حضور فعال‌تر در پشت‌صحنه سياسي ايران مي‌شد؛ چه اينکه فراي مانند هوشنگ امير احمدي عضو بلندپاية «گروه تماس نيوجرسي» معروف به نام شوراي آمريکا- ايران بود(34) و به واسطة اسفنديار رحيم‌ مشايي کانال ارتباطي مطمئني را نيز در دفتر رئيس‌جمهور جديد ايجاد کرد،(35) گرچه در مقايسه با روابط گرم اين «گروه تماس» با اصلاح‌طلبان، هنوز سطح تعامل‌شان با محمود احمدي‌نژاد چندان جدي به نظر نمي‌رسيد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، روزنامه کيهان در پاورقي صبح امروز خود (يکشنبه 29 ارديبهشت‌ماه) گزارشي را تحت عنوان “رابط آمريکاييِ محمد خاتمي با ريچارد فراي کيست؟” منتشر کرده است که متن کامل اين گزارش در دامه خبر آمده است:

مهر 1386 که “محمود احمدي‌نژاد” در خبرسازترين سفرش نيويورک را منفجر کرد، نشانه‌هاي يک معاملة کثيف ميان آمريکايي‌ها و اصلاح‌طلبان براي سقوط «دولت نهم» به چشم مي‌آمد.

يک سال قبل “محمد خاتمي” با ويزاي ويژه رئيس‌جمهور آمريکا براي 2 هفته به شرق ايالات متحده رفت(1) و عصر دوشنبه 20 شهريور 1385 پس از ديدار با جورج سوروس از رهبران «کودتاي مخملي» و سيدحسين نصر از رهبران «سنت‌گرايي» راهي تپه‌هاي معروفِ «بيکون هيل» نيويورک شد تا در واپسين نقطه توقف خود شام آخر را در منزل زني به نام دکتر الگا ديويدسن صرف کند(2). ماموران FBI در طول مسير حضور داشتند و مسيرهاي منتهي به خيابان «ريورز 82» شديداً کنترل مي‌شد(3). همه چيز نشان مي‌داد که شخصيت‌هاي سرشناسي عازم «ضيافت بلوط سبز» هستند.

خانم ديويدسن يک شخصيت پيچيده و ناشناخته است. او از پژوهشگران انستيتوي مطالعاتي جوامع و تمدن اسلامي در دانشگاه بوستون(4) و داراي پيوندهاي نزديکي با بنياد اشرف پهلوي بود(5). از طريق احسان يارشاطر بهايي به هيات امناي دانشنامه ايرانيکا در دانشگاه کلمبيا راه يافت(6) و در محافل آمريکايي از مدافعان اصلاح‌طلبان ايراني شناخته مي‌شد(7). ديويدسن همزمان که درباره «شاهنامه فردوسي» و «کوروش» پژوهش‌هاي گسترده‌اي را انجام مي‌داد(8)، طرف مشورت وزارت امور خارجه آمريکا براي ارزيابي «برنامه سلاح‌هاي استراتژيک ايران» نيز قرار مي‌گرفت(9). از سوي ديگر، روابطش با ايرانيان بسيار متنوع و پرشمار بود و با چهره‌هايي مثل داريوش مهرجويي و سيدحسين نصر که در کميسيون‌هاي فرهنگي جشن‌ هنر شيراز پروژه «باستان‌گرايي» را پيش مي‌بردند، تماس داشت(10).

در سينماي ايران از طريق بهمن فرمان‌آرا و بازيگران زن مثل فاطمه م.آ کانال‌هاي ارتباطي قوي‌اي ساخت(11) و هم تعاملات موثري با کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادي ايجاد کرد(12). او درباره راهبردهاي «گذار به دموکراسي» در ايران مقالاتي را به همراه محمدجواد محلاتي (دوست نزديک خاتمي) انتشار داد(13) و حتي با ديپلمات‌هاي ايراني به رايزني پيرامون تحولات سياسي ايران مي‌پرداخت. ديويدسن به لطف مساعدت‌هاي صادق خرازي، مشاور ارشد خاتمي (و مشاور يکي از نامزدهاي سرشناس رياست‌جمهوري 1392) توانسته بود روابط نزديکي را با دفتر تازه تاسيس موسسه گفت وگوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها در ژنو برقرار کند(14). خيلي از رازهاي «دفتر ژنو» بعدها توسط محمدعلي ابطحي در «دادگاه کودتاي مخملي» برملا گشت، ولي رئيس‌دفتر سابق خاتمي هيچ صحبتي از ارتباط رئيس جمهور سابق با اين زن آمريکايي نکرد(15).

روابط ديويدسن با خاتمي تحت پوشش بنياد بلوط سبز شکل گرفت(16). اين بنياد آمريکايي براي حمايت از «جامعه مدنيِ ايران» تاسيس شد و ديويدسن رياست هيات مديره آن را برعهده داشت(17)، ولي جنس رابطه‌اش با خاتمي فقط سياسي نبود. طبيعتاً به خوبي بايد «حفظ ظاهر» مي‌شد و يک توجيه خوب با عنوان «همکاري براي مطالعه سنت‌هاي بشري در تمدن‌هاي مديترانه» (پروژه مشترک «دفتر ژنو» با بنياد بلوط سبز) سوءظن‌ها را برنمي‌انگيخت(18).

از راست: ريچارد فراي (بزرگ ترين جاسوس زنده خاورميانه و تئوريسين مکتب ايراني)، محمد خاتمي و الگا ديويدسن؛ 20 شهريور 1385 در ضيافت شام بلوط سبز در بوستون آمريکا.

بدين‌ترتيب، دکتر الگا ديويدسن چيزي بيش از يک استاد دانشگاه بود.

او همزمان دو بعد «نظامي» و «فرهنگي» داشت که چهره آرامش را رازآلودتر مي‌ساخت و عضويتش در انجمن مطالعات يهودي براي خاورميانه بر اين پيچيدگي‌ها مي‌افزود؛(19) زني که متخصص «فرهنگ ايران باستان» است و يک صاحبنظر در زمينه «سلاح‌هاي استراتژيک» نيز به شمار مي‌رود(20)! براي همين هم از مقامات وزارت امور خارجه آمريکا تا رئيس‌جمهور سابق ايران دعوتش را براي حضور در «ضيافت بلوط سبز» پذيرفتند(21). محمدجواد محلاتي، دکتر مهدوي دامغاني و دکتر گريگوري از دوستان مشترک ديويدسن و خاتمي نيز حضور داشتند(22). ساعت 7 شب خبر دادند که موتورهاي اسکورت کاروان خاتمي به خيابان «ريورز 82» رسيده‌اند.

خاتمي همراه صادق خرازي شام آخر را در آمريکا ‌خورد و 70 ميهمان برجسته در «ضيافتِ بلوط سبز» با رئيس‌جمهور اصلاحات سر يک ميز نشستند، اما ديويدسن فقط يک «ميهمان ويژه» داشت: پيرمردي 86 ساله ولي سالم و سرحال که مثل خودش آمريکايي بود؛ يک زن و مرد با شباهت‌هاي شگفت‌انگيز بسيار. خاتمي نيز انتظار اين ملاقات را مي‌کشيد، چون همان طور که انستيتو مطالعات خاورميانه براي واشنگتن در گزارش خود تأييد کرده است، اساساً خاتمي صدور رواديد سفرش به آمريکا را مديون رايزني‌هاي موثر چنين چهره‌هايي با کاخ سفيد بود(23). اين ميهمان ويژه کسي جز پرفسور ريچارد فراي نبود که کمي بعد از محمد خاتمي وارد خانه الگا ديويدسن شد. تا اين زمان، قدمتِ تماس‌هاي فراي با ايران از نيم قرن مي‌گذشت و برخلاف تصور رايج، از سال 1384 رفت‌وآمدِ او به تهران به مانع جدي‌اي برنخورد. البته شاگردان او مانند سيدحسين نصر سال‌ها انتظار صدور «اجازه بازگشت» را مي‌کشيدند و اعضاء حلقه کلمبيا مانند رامين جهانبگلو- که فراي اولين تئوريسين‌ پيشکوت آن محسوب مي‌شد- بهار 1385 در تهران تحت تعقيب وزارت اطلاعات قرار گرفتند(24)، ولي دو هفته پيش از «ضيافت بلوط سبز» جهانبگلو آزاد شد(25) و اين نشانه خوبي براي کمتر شدن نگراني‌هاي حلقه کلمبيا به نظر مي‌رسيد.

ريچارد فراي و محمد خاتمي شناخت خوبي از يکديگر داشتند.

تعامل اين دو از هنگام به قدرت رسيدن اصلاح‌طلبان در دوم خرداد 1376 شتاب بيشتري گرفت(26) و ايده‌هايش درباره «تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران باستان» يکي از پارادايم‌هاي غالب در حيطه «ايران‌شناسي» و تحقيقاتِ علوم انساني به شمار مي‌رفت(27)، چنان که سال 1382 رئيس‌جمهور خاتمي در پيامي به مناسبت بزرگداشت ريچارد فراي در دانشگاه کلمبيا بر اين نفوذ صحه گذاشت(28). خاتمي 8 سال پيش در اولين سفرش به نيويورک براي سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل، فراي را در بوستون ديد و سال پايانيِ رياستش بر دولت اصلاحات با همکاري ايرج افشار يزدي جشن مفصلي را براي تجليل از او ترتيب داد(29). از آن ديدار صادق خرازي رابط و هماهنگ‌کننده ملاقات‌هاي رئيس‌جمهور خاتمي با فراي بود و در آخرين سفر و شام آخر «ضيافت بلوط سبز» نيز، خرازي اين‌بار با يک کروات مشکي کنار دستِ ديويدسن و فراي و خاتمي نشست. (30)

الگا ديويدسن، رابط آمريکايي «ريچارد فراي» با « محمد خاتمي»؛
20 شهريور 1385، بوستون. خاتمي درکنار خانم ديويدسن نشسته ودر حال نوشتن يادبود در دفتر شخصي او است.

رابطه ريچارد فراي با دولت نهم بد نبود و پس از رياست‌جمهوري خاتمي رفت‌وآمدهايش به تهران و شيراز و اصفهان ادامه يافت. او خرداد 1384 در اوج رقابت‌هاي انتخابات رياست‌جمهوري به ايران آمد31 و 6 ماه پس از آغاز به کار «دولت نهم» در نوزدهمين جشنواره خوارزمي از فراي تجليل گشت(32). در همين سفر ديدار مفصل ديگري با محمد خاتمي و غلامرضا اعواني (رئيس پيشين انجمن حکمت و فلسفه) داشت(33)، ولي علي رغم کهولت سنش آمادة حضور فعال‌تر در پشت‌صحنه سياسي ايران مي‌شد؛ چه اينکه فراي مانند هوشنگ امير احمدي عضو بلندپاية «گروه تماس نيوجرسي» معروف به نام شوراي آمريکا- ايران بود(34) و به واسطة اسفنديار رحيم‌ مشايي کانال ارتباطي مطمئني را نيز در دفتر رئيس‌جمهور جديد ايجاد کرد،(35) گرچه در مقايسه با روابط گرم اين «گروه تماس» با اصلاح‌طلبان، هنوز سطح تعامل‌شان با محمود احمدي‌نژاد چندان جدي به نظر نمي‌رسيد.

ديدار ريچارد فراي و محمد خاتمي خبر از بازي دوجانبه «دار و دسته‌هاي نيويورکي» در ايرن مي‌داد؛ خصوصاً که همان زمان در سال 1385 دوست و همکار نزديک فراي يعني هنري کسينجر به همراه فرانسيس فوکوياما پژوهش محرمانه‌اي را براي پنتاگون با هدف «تقويت و شناسايي شرکاء بالقوه» ايالات متحده در موسسه تحقيقات امنيتي رند (Rand) سرپرستي مي‌کرد.36 جورج بوش نيز صريحاً به اصلاح‌طلبان پيام داد و گفت «در انتظار شنيدن صدايي تازه از درون ايران براي تغيير رژيم است.(37)» به غير از سران جمهوري‌خواهان، رهبران يهودي دموکرات‌ها‌ مانند جورج سوروس نيز درباره «اهميت اطلاعاتي» سفر خاتمي براي آمريکا مي‌گفتند «اين سفر به آگاهي از وضعيت يک دشمن منزوي مي‌انجامد.»(38) بازبيني سياست‌هاي کلان آمريکا براي مديريت منازعات با ايران به تازگي آغاز شده بود و مرداد 1385 نيز اولين قطعنامه تحريم ايران در سازمان ملل به بهانه فعاليت‌هاي هسته‌اي جمهوري اسلامي از تصويب اعضاء شوراي امنيت گذشت.(39)

همه چيز در آغاز راه بود. بحث بر سر چگونگي شروع يک بازي جديد همة اتاق‌هاي فکر آمريکا را درگير خود ساخت، ولي به نظر مي‌رسيد ايالات متحده باز هم مي‌خواهد با «مهره‌هاي سوخته» بازي کند؛ مهره‌هاي سوخته ولي کارکشته‌اي مثل ريچارد فراي که يک سال قبل از کودتاي 28 مرداد 1332 از سوي کاخ سفيد مامور مذاکرات محرمانه آمريکا با محمدرضا پهلوي و نخست‌وزيرش دکتر محمد مصدق پيرامون «خطر کمونيسم» شد(40) و حالا 55 سال پس از نخستين ماموريتش در تهران، رئيس‌جمهور سابق ايران را سر ميز شام خانه خانم ديويدسن در نيويورک ملاقات مي‌کرد تا تحليل خاتمي را در ساعات پاياني اقامتش در ايالات متحده پيرامون آينده رابطه ايران و غرب بشنود.

دست خط « محمد خاتمي» در تجليل از «ريچارد فراي» و «الگا ديويدسن». خاتمي در اين يادداشت يادبود، ديدار با تئوريسين «مکتب ايراني» در بوستون را «خاطره‌اي فراموش‌نشدني» مي‌نامد و ديويدسن را «انساني دانشمند، شريف و بزرگوار که ايران‌دوستي ايشان بر فضيلت‌هايشان افزوده» خطاب مي‌کند!

شبي که فراي و خاتمي با يکديگر شام آخر را خوردند، حسين شريعتمداري سرمقاله «آقاي خاتمي از کدام کيسه خرج مي‌کند؟» را در روزنامه کيهان نوشت و به مواضع او در آمريکا مبني بر تأييد «دولت اسرائيل» و «هولوکاست» که نفي آن‌ها دو شاخصه برجسته سياست خارجيِ «دولت نهم» محسوب مي‌گشت، شديداً اعتراض کرد و دلايل موافقت آمريکايي‌ها با سفر خاتمي را شرح داد.(41) آن زمان احمدي‌نژاد به شريعتمداري جايزه «منتقد منصف دولت» را داده بود، اما به سبب تاثير مدير مسئول کيهان بر گفتمان انقلابي «سوم تير» و حمايت از رئيس‌جمهور در برابر حمله‌هاي شديد اصلاح‌طلبان، يکي از حاميان سياست‌هاي اصوليِ دولت نهم شناخته مي‌شد. شريعتمداري نخستين کسي بود که هم در برابر موج جنگ رواني اصلاح‌طلبان و هم در مقابل واکنش‌هاي تهديدآميز دولت‌هاي غربي عليه احمدي‌نژاد به سبب «نفي هولوکاست» ايستاد.

او روز سه‌شنبه 22 آذر 1384 اولين سرمقاله را در کيهان براي شرح «ادله علمي رد هولوکاست» نوشت و آراء و سرنوشت منتقدان هولوکاست از جمله پروفسور روبر فوريسون و پروفسور روژه گارودي را شرح داد. بار ديگر شريعتمداري روز 30 ارديبهشت 1385 در برابر انتقادات شديد مهدي کروبي از سياست خارجي دولت نهم پاسخ‌هاي محکمي به او داد و اين‌بار شامگاه 20 شهريور 1385 وقتي محمد خاتمي دو هفته پرکار و فشرده‌ را در «شرق آمريکا» از نيويورک و بوستون تا واشنگتن و شيکاگو پشت سر گذاشته بود، به مقايسه تطبيقي سخنان رئيس‌جمهور سابق در اين سفر با آموزه‌هاي راهبردي امام خميني(ره) پرداخت. مدير مسئول کيهان از يک سو در سرمقاله‌اش صريحاً از تندروي‌هاي احساساتيِ امثال فاطمه رجبي عليه رئيس‌جمهور سابق ايران انتقاد کرد و از سوي ديگر تأييد «موجوديت اسرائيل» و پديدة جعلي «هولوکاست» را يک «رانت‌خواري سياسي» توسط خاتمي دانست:

اهميت شما براي آمريكا به خاطر رياست‌جمهوري هشت ساله جنابعالي در ايران اسلامي است و اگر غير از اين بود، به يقين بوش و دار و دسته اش براي «فريب» حضرتعالي كمترين زحمتي به خود نمي‌دادند. چرا؟ پاسخ روشن است. جناب آقاي خاتمي در اين سفر، شخصيت حقوقي خود را به عنوان رئيس جمهور سابق ايران اسلامي كه متعلق به مردم است، سخاوتمندانه خرج كرده‌اند که بدون كمترين ترديدي يك «رانت خواري سياسي» است و مذموم و ناپسند. (42)

براي مطالعه ارجاعات وپانوشتها به نسخه چاپي کتاب «شاه کليد انگليسي» که در آينده نزديک توسط دفتر پژوهشهاي مؤسسه کيهان منتشر خواهد شد ، مراجعه فرماييد .

No responses yet

May 20 2013

مرگ ۵۹۸ نفر در سال ۹۱ بر اثر مصرف قرص برنج

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: آمارها در ایران حاکی از افزایش چشمگیر مرگ بر اثر مصرف قرص برنج است. به گفته پزشکی قانونی سال گذشته ۵۹۸ نفر به دلیل خوردن این قرص کشنده جان باختند. قرص برنج مرگ حتمی مصرف‌کننده را در پی دارد.

بر اساس آمار پزشکی قانونی ۵۹۸ نفر در ایران در سال ۹۱ جان خود را به دلیل مسمومیت با قرص برنج از دست دادند که نشان از رشد ۲۳ درصدی نسبت به سال پیش از آن داشته است. سال ۹۰ قرص برنج در ایران ۴۶۳ نفر را به کام مرگ کشاند.

تهران، مازندران، گیلان و لرستان به ترتیب بیشترین شمار قربانیان قرص برنج در ایران را به خود اختصاص داده‌‌اند. آمارهای رسمی حاکی از آن هستند که میزان مرگ و میر بر اثر مصرف قرص برنج در پنج سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

در سال‌های ۸۷ تا ۹۱ به ترتیب ۲۱۴، ۲۲۸، ۴۰۶، ۴۶۳ و ۵۹۸ نفر در ایران جان خود را بر اثر خوردن این قرص کشنده از دست دادند.

آلومینیوم فسفید معروف به قرص برنج نوعی از ترکیبات شیمیایی سمی است که به عنوان یک حشره‌کش برای جلوگیری از آفت‌‌زدگی برنج انبار شده، غلات یا خوراک دام از آن استفاده می‌شود. مصرف این ماده سمی از سوی انسان عوارضی همچون تهوع، درد معده، تنگی‌ نفس، عطش، تشنج، کما و آسیب‌های جدی به ارگان‌های حیاتی نظیر قلب و کلیه‌ها را به همراه دارد که در نهایت باعث مرگ سریع فرد می‌شود.

DW.DE
افزایش تعداد مرگ‌های غیرطبیعی در ایران

خبرگزاری مهر می‌نویسد که طی ده سال گذشته، دستکم ۴۳۸ هزار نفر در ایران در اثر برق گرفتگی، مسمومیت با گاز، سوختگی یا غرق‌شدگی و سانحه از دنیا رفته‌اند. مسمومیت دارویی مرگبار نیز در این مدت روندی افزایشی داشته است.
افزایش ۱۴ درصدی مرگ ناشی از مسموميت با قرص برنج در ایران

خوردن قرص برنج در بزرگسالان امروزه یکی از عوامل خودکشی شمرده می‌شود. واردات و خرید و فروش این قرص در ایران ممنوع است اما رئیس پزشکی قانونی سال گذشته گفته بود که به دلیل تمایل کشاورزان برای نگهداری محصولات کشاورزی این قرص به صورت قاچاق از کشور‌های همسایه وارد می‌شود.

دسترسی آسان به قرص برنج

نبود نظارت بر فروش غیرقانونی این قرص در عطاری‌ها یکی از دلایل عمده دسترسی مشتریان به این ماده سمی و کشنده عنوان می‌شود.

خبرگزاری مهر به نقل از پزشک بخش مسمومین در یکی از بیمارستان‌های تهران می‌نویسد: «در یکی از موارد نادر زنی پس از مسمومیت با قرص برنج زنده ماند. او بعد از بازگشت به زندگی اظهار داشت، برای گرفتن قرص برنج به عطاری رفتم که او پس از مشاهده اصرارهایم چند قرص به من داد. یکی دیگر از بیماران می‌گفت به عطاری رفته و ادعا کردم برای خودکشی قرص برنج می‌خواهم که او محل دیگری را به من معرفی کرد و گفت در آنجا قرص‌های برنج قویتری می‌توانم پیدا کنم تا راحت‌تر بمیرم.»

سازمان پزشکی قانونی پیش‌تر در گزارشی نوشته بود که به اشتباه شایع شده که قرص برنج شادی‌آور است در صورتی که در شماری از موارد مصرف تنها نیمی از این قرص مرگ فرد را رقم زده است.

به گفته دکتر غلامعلی جعفری، پزشک بخش مسمومین بیمارستان الغدیر در مسمومیت با قرص‌های دیگر ۹۹ درصد بیماران زنده می‌مانند، اما در مسمومیت با قرص برنج ۹۹ درصد بیماران جان خود را از دست می‌دهند.

این متخصص سم‌شناسی در گفتگو با مهر، جمع‌آوری قرص‌های برنج از عطاری‌‌‌ها و نظارت بر فروش آن را راهی برای کاهش آمار خودکشی با قرص برنج در ایران دانسته است.

No responses yet

May 19 2013

«شورای نگهبان در مورد هاشمی و مشایی بر سر دوراهی قرار گرفته است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، روز شنبه ۲۸ اردیبهشت گفت که در حال حاضر شورای نگهبان در مورد وضعیت انتخاباتی اسفنذیار رحیم مشایی و اکبر هاشمی رفسنجانی «بر سر دو راهی قرار گرفته است»؛ وی هم‌چنین اظهار داشت که فیلتر کردن چهار سایت حامی دولت «بوی سیاست‌زدگی و انتخاباتی می‌دهد.»

به گزارش خبرگزاری ایرنا، احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با بیان این مطلب که فضای انتخابات ریاست جمهوری آینده، فضایی دوقطبی خواهد بود، گفت که: «در صورت تأیید صلاحیت مشایی و هاشمی رفسنجانی، رقابت اصلی بین این دو چهره شکل می‌گیرد.»

وی در ادامه این‌گونه اظهارنظر کرد که «تنها قطب مخالف و رقیب جدی هاشمی، مشایی است» و افزود: «در حال حاضر شورای نگهبان بر سر دو راهی قرار گرفته است، چرا که مشایی معروف به لیدر انحرافی و هاشمی منتسب به عامل به وجود آورنده فتنه است.»

احمد بخشایش اردستانی در ادامه سخنانش گفت: «اگر این دو ازسوی شورای نگهبان تأیید شوند طرفداران شورای نگهبان و متدینین بر سر دو راهی قرار می‌گیرند، چرا که تاکنون این دو به عنوان فتنه و انحراف شناخته می‌شدند، اگر به تأیید برسند صالح محسوب می‌شوند، لذا راهی جز این وجود ندارد که هاشمی و مشایی با حکم حکومتی وارد عرصه رقابت شده و قطب‌های اصلی انتخابات را شکل دهند.»

وی اضافه کرد که: «بدون حضور هاشمی و مشایی حماسه سیاسی در انتخابات شکل نمی‌گیرد.»

​​در ادبیات مسئولان جمهوری اسلامی، معترضان به نتایج انتخابات پیشین ریاست‌جمهوری ایران، «فتنه‌گر» نامیده می‌شوند و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت، نیز از سوی بسیاری از این مسئولان متهم به همراهی با این اعتراضات شده‌است.

اسفندیار رحیم مشایی، نامزد دولت برای انتخابات، نیز به خاطر تفاوت‌های فکری که با برخی جناح‌های حکومتی دارد از سوی این جناح‌ها «لیدر جریان انحرافی» لقب گرفته است.

به گزارش ایرنا، اسفندیار رحیم مشایی روز شنبه در یکی از سخنرانی‌های خود با بیان این‌که «ما برای رقابت انتخاباتی نیامده‌ایم و هیچ کسی رقیب ما نیست» این‌گونه اظهارنظر کرد که: «ما ایجابی و اثباتی وارد انتخابات می‌شویم و می‌خواهیم اندیشه‌های بلند انقلاب و دین حقیقی اسلام را به جهان عرضه کنیم.»

«سیاست‌زدگی» در بستن سایت‌های دولتی

به گزارش ایرنا، احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، روز شنبه در ادامه سخنانش به مسئله فیلترینگ تازه سایت‌های دولتی اشاره کرده و گفت که «اقدام مستقیم دادستانی بدون هماهنگ با کمیته بررسی جرایم سایبری در بستن این سایت‌ها، بوی سیاست‌زدگی و انتخاباتی می‌دهد که زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست.»

وی افزود: «در تمام دنیا کاندیداها از فرصت زمانی شش ماهه تا یک‌ساله برای تبلیغات برخوردارند، اما در ایران این مدت در ۱۰ روز خلاصه می‌شود، لذا چندان مناسب نیست که سایت‌هایی که در راستای حمایت از کاندیدایی خاص عمل می‌کنند، فیلتر شوند.»

خبرگزاری ایرنا روز جمعه گزارش داد که چهار سایت خبری و تحلیلی حامی دولت به طور همزمان فیلتر شده‌اند.

به نوشته این خبرگزاری دولتی، این چهار سایت؛ «معیارنیوز، روشنایی، بهارنا و بهارآنلاین» هستند که اخبار و تحلیل‌هایی مرتبط با هواداران اسفندیار رحیم مشایی را پوشش می‌دادند.

ایرنا گزارش داده که درباره دلایل این فیلترینگ گسترده از سوی مقامات مسئول توضیحی داده نشده است.

No responses yet

May 19 2013

» سواستفاده ناجوانمردانه از حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز: هشدار خانواده میرحسین و کروبی درباره خبرسازی های رسانه های اقتدارگرا

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: مردم شریف ایران! به اطلاع می‌رساند برخی رسانه های دروغ پرداز وابسته به جریان اقتدارگرا ناجوانمردانه با سوء استفاده از حصر غیرقانونی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، شروع به خبرسازی و شایعه پراکنی کرده‌ و از قول آنان اخبار کذب انتخاباتی منتشر می‌کنند….

در پی خبرسازی و شایعه پراکنی های رسانه های وابسته به قدرت و حاکمیت، خانواده میرحسین موسوی و مهدی کروبی پیامی خطاب به مردم ایران صادر کردند.

متن این پیام به گزارش کلمه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف ایران!

به اطلاع می‌رساند برخی رسانه های دروغ پرداز وابسته به جریان اقتدارگرا ناجوانمردانه با سوء استفاده از حصر غیرقانونی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، شروع به خبرسازی و شایعه پراکنی کرده‌ و از قول آنان اخبار کذب انتخاباتی منتشر می‌کنند.

به اطلاع مردم عزیز و علاقه مندان می رسانیم که عزیزان ما با محدودیت ها و ممنوعیت های شدید امنیتی مواجه اند و تاکنون نیز اظهار نظری درباره انتخابات نداشته اند. بار دیگر تاکید می کنیم که اخبار مربوط به خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی تنها از طریق مجاری و رسانه های موثق مورد اعتماد معتبر خواهند بود.

خانواده مهدی کروبی و میرحسین موسوی

No responses yet

May 19 2013

گزاراشات خبرنگار بی باک از مشهد مقدس؛ مشاور هاشمی رفسنجانی فراری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌باک نیوز: بعد از توهین های بی شرمانه مشاور هاشمی علیه بزرگان و علما، مردم و روحانیون مشهدی با تیمور علی عسگری درگیری فیزیکی پیدا کردند و وی مورد ضرب و شتم قرار گرفت

گزارشات خبرنگار بی باک از مشهد مقدس حاکی است که بعد از توهین های بی شرمانه مشاور هاشمی علیه بزرگان و علما، مردم و روحانیون مشهدی با تیمور علی عسگری درگیری فیزیکی پیدا کردند و وی مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا اینکه نهایتا با کمک اطرافیانش از مراسم گریخت.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، تیمور علی عسگری مشاور پارلمانی مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت و نماینده مجلس هفتم و یار انتخاباتی و سیاسی آقای هاشمی رفسنجانی که چندی پیش با انتشار مطلبی توهین آمیز و زننده، علامه مصباح یزدی را رهبر خوارج از قم معرفی کرده بود، بار دیگر به مشهد رفت تا به بهانه اولین جلسه انتخاباتی ستاد آقای هاشمی رفسنجانی فاز جدید توهین های خود علیه شخصیت های نظام را آغاز نماید.

وی که شب گذشته در تالاری در مشهد مقدس توهین های صریحی را علیه بزرگان نظام و حضرت علامه مصباح یزدی روا داشت، امشب نیز در مدرسه علمیه نواب مشهد به سخنرانی پرداخت و بار دیگر فحاشی و توهین علیه علامه مصباح یزدی را در دستور کار خود قرار داد اما طلاب و روحانیون و مردم متدین مشهد این هتاکی وی را تحمل نکردند و علیه وی اعتراض کردند.

گزارشات خبرنگار بی باک از مشهد مقدس حاکی است که بعد از توهین های بی شرمانه مشاور هاشمی علیه بزرگان و علما، مردم و روحانیون مشهدی با تیمور علی عسگری درگیری فیزیکی پیدا کردند و وی مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا اینکه نهایتا با کمک اطرافیانش از مراسم گریخت.

گفتنی است، این روحانی هتاک چندی پیش علامه مصباح یزدی را رهبر خوارج خوانده بود و دیشب نیز در اظهاراتی هتاکانه علامه مصباح یزدی را مروج اسلام آمریکایی معرفی کرده بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .