اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2013

Aug 26 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند (۲۰): گورکن خاوران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس: آن گورکن خاوران، آن عزادارکننده مادران، آن نایب حضرت عزرائیل، آن جاسوسی کننده علیه اسرائیل، آن وزیر کشور احمدی‌نژاد، آن گسترنده ظلم و بیداد، آن وزیر دادگستری کرمانی، آن مایه شرمساری [برخی!]حامیان روحانی، پورمحمدی بود و …

نقل است که چون زاده شده، بندنافش را خورد و شیر مادر به مزاجش نمی‌ساخت و از تولیدات شرکت کرسنت هم بیشتر گاز تولید می‌کرد، پس پدرش با انتقال خون قرارداد بست و از آنها برای فرزند خون می‌خرید.

در کودکی، همه کبوترهای محل را گردن بزد و گربه‌ها و سگ‌ها را پاس بداشت.

روزی در فیلمی وسترن، با دار زدن آشنا شدی، پس بچه گربه‌های محله را محاکمه فرمودی و چون دفاعی نداشتند و وکیل مدافعی، همگی اعدام بکردی!

چون به مدرسه حقانی شد، علما نبوغش پسندیدند و در آب نمک خوابانیدند. آن‌گاه که انقلاب شد، به امور قضایی پرداخت و در جوانی، دادستان شد و داد مردم خوزستان و هرمزگان را در آورد. گویند هنوز به بندرعباس پای نگذاشته بود که حضرت عزرائیل بر او ظاهرشد و نیابتش* به او سپرد …پس جان ۱۰۰ نفری بستاند و عزرائیل از او راضی شد و…

در ایام طلایی دهه ۶۰، حضرتش نفس‌کش می‌طلبید و نفس می‌برید.

در سنه ۶۷، آن‌گاه که وزارت اطلاعاتی شده بود، با دو یار دبستانی دیگر هیات مرگ بساخت و در سه هفته، جان ۴۰۰۰ نفر بستاند، تا «امام امت» و یادگارش احساس رضایت کنند. نقل است که وسط اعدام‌ها آیت الله منتظری فرمودش که دست نگه دارد، پورمحمدی گفت اجازت بفرما این چندهزار تا را اعدام کنیم، بعد…چون مرحوم منتظری را مخالف اعدام‌های بیشتر بیافت، به پرونده‌سازی علیه امید «امام و امت» شتافت و نیابت رهبری آن مرحوم را شکافت و کلی دروغ نزد لاشخور خمین در باب شیخ حسین‌علی ببافت!

در وزارت اطلاعات، نایب برحق فلاحیان بودی در امور خارجه و چون دچار خارشه می‌شد، چند نفری در ولایات فرنگ جان به جان آفرین تسلیم می‌کردند و این از کرامات او بود.

در کتب امنیتیه آورده‌اند که گروهی موسوم به فرنگی‌کاران بساخت به فرماندهی اکبر خوش‌گوشت که سلاخی بدانستند و مخالفان نظام از زیر دستشان زنده بیرون نمی‌آمدند.

تا وقتی که قتل‌های زنجیره‌ای لو رفت و نوچه‌های حجاریان برای زدن رقبا، قاتلان چپ وزارت را نادیده گرفتند و قاتلان راست را لو دادند، معاون وزیر امنیه بود…چون یونسی وزیر شد، جا برایش تنگ گشت و راهی بیت معظم شد…

پس به بیت رهبری شد و به جماعت اطلاعات موازی یاری رساند و بحران‌های سید محمد فزونی یافت.

چون احمدی‌نژاد رئیس ملک شد، پورمحمدی به وزارت داخله رفت و دخل مخالفان را آورد اما وزارتش مستدام نبود و آفتاب وزارتش پشت بام بود.

به حکم قاضی‌القضات شاهرودی عراقی، بر سازمان بازرسی سوار شد و حال میمون آرادان بگرفت اما محمود هم از «اختلاس» او پرونده‌ای بساخت و آب‌رویش برد.

گویند با آنکه اهل رفسنجان بود، اما از پرونده سازی برای شیخ اکبر و فرزندانش لذت می‌برد، پس پرونده قدیمی استات‌اویل را به یاران سپرد و اطلاعات عباس یزدانپناه یزدی از عزیزان انگلیسی طلب کرد و هنوز شیخ بنفش به پاستور نشده بود که عباس یزدانپناه را غیب فرمودند!

شیخ حسن از این غیب شدن ترسید و با تردید، حضرت پورمحمدی را از بازرسی دوربساخت تا شیخ اکبر نگران گم شدن آقازاده نفتی‌اش نشود…پس پورمحمدی وزیر دادگستری بشد و لبخند رضایت بر لبان مقام معظم رهبری نمایان شد و مهر سکوت بر لبان سید محمد خاتمی …

سید محمد خاتمی را پرسیدند: «نظرت در باب وزارت پورمحمدی در کابینه کاندیدای مورد حمایتت چه بود؟» خاتمی مانند طوطیان هند از خود بشد و پخش زمین شد و بقیه طوطیان (مقلدان خاتمی) فهمیدند که همگی باید در باره وزارت پورمحمدی سکوت کنند!

از حامیان خارج نشین روحانی نظر خواستند در باب وزارت حضرت پورمحمدی. فرمودند که شیخ امنیتی به جایی از شیخ روحانی تحمیل شده، اما حضرت بنفش تکذیب فرمود و گفت که خودش آقا مصطفی را برگزیده و حامیان شرمسار گشتند.

گویند در پر رویی، همچون شیخ اکبر است و از سنگ پای بهرمان، زمخت‌تر!

از معجزاتش این بود که روزی روزگاری یونسی جایش تنگ بکرد و سال‌ها بعد که یونسی یار شیخ حسن بود، پورمحمدی به دولت وارد شد و شیخ یونس در دهان ماهی شد و از هیات دولت جا بماند!

ـ————–

تا پیش از او، آیت الله خلخالی نایب بر حق عزرائیل بود که پس از کشف پورمحمودی، صادق خلخالی از نان خوردن افتاد.

No responses yet

Aug 26 2013

شیادی «روشن‌فکران دینی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

خودنویس: آیا با معرکه‌گیری و شارلاتانیسم می‌شود سی و چهار سال جنایت و فساد و غارت و شکنجه و بیداد و کشتار و سنگ‌سار و شلاق بر تن پیر و جوان ایرانی بر سر معابر عمومی را می‌شود توجیه کرد؟

این چه شیادی است که عده‌ای از هواداران شرم‌گین نظام خمینیستی به بازار مکاره سیاست ریاکارانۀ اصلاح‌طلبی حکومتی آورده‌اند.

مضحک نیست ترجیع‌بند «این سکولارها» که دائم در روضه خوانی‌ها و تعزیه گردانی‌های نظری‌شان تکرار می‌کنند؟ که چه بشود؟

آیا با معرکه‌گیری و شارلاتانیسم می‌شود سی و چهار سال جنایت و فساد و غارت و شکنجه و بیداد و کشتار و سنگ‌سار و شلاق بر تن پیر و جوان ایرانی بر سر معابر عمومی را می‌شود توجیه کرد؟

و آیا می‌شود جنگ افروزی، صدور تروریسم، فراری دادن نیروهای کارساز و توان‌مند فکری و فرهنگی جامعه ایران را نادیدنی کرد و پرده بر روش‌های ضد بشری حکومتی پوشانید که ضبط اموال مردم و جلب دختران و پسران جوان به مراکز سرکوب و ایجاد وحشت و هزاران نکبت و فلاکت دیگر به‌اضافه خرافه پروری و ویرانی بنیادهای مدرن جامعه و نابودی آموزش ملی و تخریب جامعۀ علمی و دانشگاهی، روش سی و چهار ساله‌اش بوده و این‌همه را به هدایت و سردمداری گروهی از آخوندهای شیعه با همدستی اوباش و مکلاهای به اصطلاح «روشنفکر دینی» در ایران بر مملکت ما جاری کرده که همچنان ادامه دارد؟

آیا می‌توان با بهره‌گیری از یک مارک «سکولارها»، سکولاریسم را ضدیت با دین مردم نامید و این‌گونه اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و انسان‌گرایانه مخالفان حکومت دینی ـ که با دین مردم دشمنی ندارند اما با حکومت اهل دین مخالفند ـ را لوث کرد؟ و آیا می‌شود فی المثل با گفتن این سخن یاوه که: بله آقا هیتلر و موسولینی هم سکولاربود و جنایت سکولارها کمتر از جنایت آخوند‌ها نبوده است و اینطوری قصد توجیه خمینی‌گری و تداوم بربریت حکومت ملاها در ایران را داشت؟

آخر یعنی چی که سکولارها در قرن بیستم جنایت کرده ‌اند؟ همه اینها را می‌گویید که ثابت کنید جنایت و بیداد خاص حکومت دینی نیست؟ بلکه مخالفان دخالت دین در حکومت و قدرت هم همان‌قدر جنایت‌کارند که مثلا آخوند‌ها و طالبان؟

می‌خواهید از این طریق به مردم بگویید که: می‌شود با خمینیسم و طالبانیسم و اخوان‌المسلمین کنار آمد زیرا کمتر از هیتلر و موسولینی و استالین کشته‌اند؟

هیتلر و استالین و موسولینی چه ارتباطی دارند با سکولاریسم؟

آخر هرگردی که گردو می‌شود؟

هیتلر [2] اتفاقا با مذهب میانه‌اش بسیار خوب بود و کلیسا از او حمایت می‌کرد او پیشوا یعنی امام یک ایدئولوژی توتالیتر بود، مثل امام شما که مذهب شیعه را بدل به یک ایدئولوژی توتالیتاریستی کرد و خدا و پیغمبر و ائمه را وارد معادله و معامله قدرت کرد و تیغ بی دریغ قتل و غارت و چپاول و جنگ و کشتار را به دست آنها داد.

استالین هم از لنینیسم مذهبی ساخته بود شبیه آنچه که شماها از شیعه‌گری ساختید (شیعه سرخ علوی انقلابی شما در سال ۵۷ بیش از آن که با ماجرای کربلا و داستان شیعه‌گری ارتباط داشته باشد متأثر از استالینیسم و بولشویسم و چه‌گوارا-ایسم بود) و زیر بیرق آن ملت ایران را به قتل‌گاه و به جهنم حکومت استبداد ملاها بردید.

چه ربطی دارد سکولاریسم به جنایتکاران و ایدئولوگ‌های حاکمان توتالیتاریست مدرن؟
فرانکو [3] در اسپانیا با حمایت کلیسای کاتولیک آدم می‌کشت.

پینوشه در شیلی با حمایت کلیسا [تد مدت‌ها] قتل عام می‌کرد.

یوسف استالین گرجستانی در نوجوانی تعلیمات دینی دیده بود و به هرحال لنینیسم را به یک ایدئولوژی جنایتکارانه بدل کرد.

اما آنچه که شما تحت نام سکولاریسم به این دیوانه‌های زنجیری قرن بیستمی نسبت می‌دهید و بی‌وقفه «سکولارها-سکولارها» می‌کنید که حکومت دینی‌تان را پاک و پالوده جلوه بدهید، هیچ ارتباطی با سکولاریسم ندارد.

جدا کردن امر دین از حکومت کار فیلسوفان و اندیشمندان رنسانس و عصر روشن‌گری و اصحاب دائرةالمعارف و فلاسفه بزرگ آزادی در مغرب زمین است.

سکولاریسم برای آنها مترادف با آزادی و دموکراسی و حق فرد و حقوق انسانی و شهروندی و قانون بوده است بیرون از هرگونه اعتقاد دینی و فلسفی شهروندان.

آنها می‌خواستند دست استبداد سیاه و ظلمانی کلیسا و اهل دین را از قدرت کوتاه کنند تا بشریت نفس بکشد و سدّهای سدید در برابر پیشرفت علوم و دانش و فرهنگ و در یک کلام آزادی و سعادت بشر از سر راه انسان آزاد برداشته شود. حالا شما این میراث بزرگان فلسفه و جامعه‌شناسی و هنر و ذوق و اندیشه و ادب پانصد سال تاریخ مدرنیته غربی را با پراندن یک واژه سکولاریسم (که خیلی مزورانه و عوام‌فریبانه آن را غالبا مخالفت بادین معنا می‌کنید!) به دم هیتلر و موسولینی و استالین می‌بندید تا معنای این میراث باشکوه و پر عظمت بشری را لوث کنید؟

خیلی بچه‌گانه (وبهتر است بگویم آخوندانه) است این رفتار به اصطلاح «اصلاح‌طلبان حکومت خمینیستی» در ایران.

خیر آقایان، سکولاریسم دوش به دوش آزادی و توسعه حقوق فردی و انسانی و در یک کلام حقوق بشر به وجود آمده و سنخیتی با پیشوا و فورور (امام) ایدئولوژی‌های شبه مدرن ضد بشر از نوع فاشیسم و نازیسم و استالینیسم و دیکتاتوری‌های کلاسیک نظامی غربی از نوع فرانکو و پینوشه و امثالهم ندارد. این روش آخوندی و رذیلانه است.

شما قصد تحریف فرهنگ آزادی را دارید.

شما در پی لوث کردن مفاهیم علوم انسانی هستید و زمینه این کار را سی و چهار سال انحطاط فکری و فرهنگی که به واسطه حکومت ملاها به جامعه ایران تحمیل شده برای شما فراهم آورده و به اندازه کافی گوشهای آماده فریب برایتان تولید شده است.

از این رو سکولاریسم را با «فورور»ها و پیشوایان جنایتکار ایدئولوژی‌های شبه مدرن درکنار هم می‌گذارید، قصد دارید خمینی‌گری را توجیه کنید و البته توجیه پذیر نیست.

طالبان و بنیادگرایان و … که با این گونه سفسطه‌گری‌ها مغلطه‌ها و عوام فریبی‌هایی که مستقیما از فرهنگ روضه‌خوان‌ها و مداح‌های شیعی تأثیر پذیرفته توجیه نمی‌شوند و دامن آزادی‌خواهان جهان و ملیون‌ها روشنفکر و نویسنده و هنرمند و کارگر و کارمند آزادی‌خواه تاریخ سیصد چهارسد ساله جهان (و تاریخ صد و پنجاه ساله خودمان ) با این گونه قیاس‌های مع الفارق و تخلیط‌ها و قشقرق‌بازی‌های مفهومی و شبه تئوریک آلوده نمی‌شود.

سکولاریسم خواهر توأمان آزادی و دموکراسی و حقوق بشر است.

دست ازین دکان رزق و شیدتان بردارید.

No responses yet

Aug 26 2013

یک کارشناس راهبردی:موشک‌های “یاخونت” در انتظار ناوهای آمریکایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: خبر گزاری فارس نزدیک به مواضع سپاه پاسداران از قول یک کارشناس راهبردی که نامش را فاش نساخت نوشت: “موشک‌های مافوق صوت و ضدکشتی “یاخونت” سوریه و حزب‌الله لبنان یک عامل بازدارنده جدی در برابر ناوهای آمریکایی در مدیترانه است.

خبرگزاری فارس از قول این کارشناس راهبردی همچنین گزارش داده است که ناوهای آمریکایی در صورت مداخله در سوریه باید منتظر موشک های بالستیک دقیق‌ زن “اسکندر” و موشک های ضد کشتی “اسکاد” باشند و سلاحی که بتواند این موشک های ضد کشتی را خنثی کند روی ناوهای آمریکایی وجود ندارد.

البته خبرگزاری فارس تصریح نکرده است که موشک های ضد کشتی دقیق و بی نظیر “اسکندر” و “اسکاد” متعلق به کدام کشور است. اما همانطورکه از نامش پیداست، احتمالاً میتواند به سپاه پاسداران تعلق داشته باشد.

این کارشناس مسائل راهبردی همچنین این واقعیت را که ارتش سوریه و نیروهای مسلح مردمی آن کشور در شش ماه اخیر روی دور پیروزی بوده اند را مهمترین دلیل مبرّی بودن حکومت سوریه از کاربرد سلاح شیمیایی دانست و گفت:”هیچ دلیلی ندارد نیروی مسلحی که روی دور پیروزی است و در همه عملیات بزرگ خود پیروز بوده است دست به چنین کاری که او را به شدت بدنام می کند بزند.”

No responses yet

Aug 26 2013

انتشار متن کامل یک سخنرانی احمدی‌نژاد پس از دو سال: رهبر در جریان انتحار من در مناظره‌های ۸۸ بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: با انتشار یک سخنرانی محمود احمدی‌نژاد پس از دو سال٬ فاش شد که علی خامنه‌ای در جریان عملیات «انتحاری» رئیس دولت دهم در مناظره‌های تلویزیونی وی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی بوده است.

متن کامل این سخنرانی که مربوط به دی ماه سال ۱۳۹۰ است از سوی سایت نوپای «جوان انقلابی» وابسته به تیم احمدی‌نژاد منتشر شده است.

بخش‌هایی از این سخنان پیش‌تر در سایت‌های حامی دولت دهم منتشر شده بود٬ اما انتشار متن کامل آن نشان می‌دهد که احمدی‌نژاد در جمع حامیان خود افشاگری‌هایی علیه محافظه‌کاران کرده است.

بر اساس متن کامل این سخنرانی٬ آقای احمدی‌نژاد گفته که مجوز حمله به بسیاری از مقام‌های جمهوری اسلامی و جریان‌های سیاسی در مناظره‌های سال ۸۸ را از علی خامنه‌ای دریافت کرده بود.

محمود احمدی‌نژاد در جریان رقابت‌های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ ادعا٬ اتهام‌ها و حملات تندی متوجه برخی مقام‌های جمهوری اسلامی کرد که جنجال‌های گسترده‌ای به همراه آورد.

مهم‌ترین گزاره‌های این سخنرانی:

● بعد از ایـن که محضـر رهبـری عزیز رسیـدم به ایشان گفتم آقا انشاء الله رای ما بیشتر است، انقلاب برنده است و ما پیروز انتخابات هستیم. آقـا فـرمودند: چطـور این حرف را می‌زنید؟ گفتم چون در متن مردم هستم. گفتند: این حرف قابل قبول نیست؛ مـن هم در متن مردم هستم. گفتـم مردم برای شما حریم قائل می‌شوند، شما مثل پدر هستید ولی من مثل برادر و داداش، مـردم با ما رودرواسی ندارند مـردم راحت به ما می‌گویند داش محمـود.

● {به رهبری گفتم} شما ناراحت نیاشید تازه مناظره‌های {سال ۱۳۸۸} هم هست٬ انتحـاری می‌زنم به خـط. آقا فرمودنـد: بسیار خوب ولی مواظب باشید تند نشوید. گفتم چشم. دیدید که دو، سه تا کلمه بیشتر نگفتـم این همـه سر و صـدا شد.

● قبل از انتخابـات ۸۸ خبر دارم جلسه‌ای با هم داشتند گفته بودند: اگر این دولت دوبـاره رأی بیـاورد، ما دیگر نمی‌توانیم در این مملکـت کـاری انجام بدهیم.

● یکی از این آقایان به ظـاهر اصـول‌گرا نامه نوشته بود به رهبری که فـلانی (موسـوی) چون رأی می‌آورد، باید خودمان را برای کار کردن با آن‌ها آماده کنیم.

● قبل از انتخابات ۸۸ از طریق بچـه‌های حزب‌اللهی که در ستاد‌هایشان {موسوی و کروبی} بـودند متوجـه شدم که جریانی بسیار پیچیده برای براندازی سازماندهی می‌کند، آن‌ها خانه‌های تیمی و موتور و حتی اسلحه آماده کرده بودند.

● شش ماه قبل از انتخابات به وزیر اطلاعات هشدار دادم که این‌ها قصد براندازی دارند؛ گفتند خبری نیست. سه ماه بعد گفتم دو نفر از معاونین وزارت اطلاعات با جریان فتنه همراهی می‌کنند. گفتم این دو معاون را بردارید: گفت من تکلیف خودم را از جای دیگری می‌گیـرم.

● برنامه بر این بود که {معترضان به نتیجه انتخابات} جلوی هر وزارت را ۵۰۰ نفر بگیرند و وزارتخانه را اشغال کنند و سپـس مجلس را تعطیل کنند و سپس به سمت بیت رهبری بروند.

● بعد از انتخابات حدود ۳۰۰ خانه تیمی سازماندهی شده کشف شد که در برخی از آن‌ها اسلحه وجود داشت٬ اما وزارت اطلاعـات از این‌ها غفلت کرد به جای اینکه روی براندازان تمرکز کند، روی دولت و تیم دولت تمرکز کردند.

● برخی خودشان را آماده تبریک به طرف مقابل (موسوی) کرده بودند. این‌ها خودشان تمام حیثیتشان از جریان اصولگرا بود تبریک به نامزد اصلاح‌طلبان می‌گفتند و گول آن‌ها را خوردند.

● تخلف یک میلیاردی دولت که قبل از انتخابات مطرح کردند و بعد مشخص شد دروغ بود، بسـاطی که سر مرحوم کردان درست کردند همه‌اش از ابتدا یک سناریوی طراحی شده جهت انتخابات بود تا ما را تخریب کنند.

● دولـت را به ارتباط با رمـال‌ها متهـم کردند، آخـرش معلوم شد رمـال‌ها با همـه ارتباط دارند الا دولت. کسانی کار‌هایشان را با رمال‌ها هماهنگ می‌کنند که ادعای آخر خط سیاستمداری دارند.

● گفتند در دولت فسـاد وجـود دارد. معاون اول من را متهـم کردند به فسـاد مالی. من در جلسه سران قوا به رئیس قوه قضائیه گفتم کو سند مبتنی بر فساد آقای رحیمی؟ رئیس قوه قضائیه گفت: من نگفتم رحیمی. فردای آن روز هم دادستان (آقای اژه‌ای) گفت: رحیمی. روزنامه‌ها هم نوشتند رحیمی. اما سکوت کردند. قبـل از محاکمه مجازات کردند. شما که به همه حساب‌های بانکی دسترسی دارید. در بیاورید که رحیمی چقدر پول دارد، مشـایی چقدر پول دارد. گفتند مشایی چهار میلیـارد دلار برده گفتم اسناد مالکیت و حساب‌های بانکی که دست شماست اثبات کنید.

● مدیر عامل بانک صادرات را وادار کردند روز جمعه مصاحبه بگـذارد و {اختلاس سه هزار میلیارد تومانی} را بینـدازد گردن دولت. می‌دانـم چه کسانی پشت این‌ها هستند که جزو‌‌ همان ۵۰ – ۶۰ درصد است که هیچ وقت نمی‌شود گفت.

● به قائم مقـام بانـک مرکزی گفته بودند: بگـو {اختلاس} کار مشـایی است تا آزادت کنیم.

● شخص آقای جهرمی زنگ زده به رئیس شعبه گفته این وام را {به متهم ردیف اول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی} بدهید، چون از دفتر رئیس جمهور پیگیری می‌کنند. به دروغ منظورش دفتـر جای دیگری بود. ولی گفته دفتر رئیس جمهور، چون که نمی‌توانسته اسم آنجا را ببرد. بی‌دینی و بی‌تقـوایی اینقـدر؟

● هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند. به فردی گفتم این کسی که تو آورده‌ای در نهاد امنیتی مسئولیت داده‌ای مشکل دارد. برای کشـور مشکل درست خواهد کرد.

● مخالفین ما بعضی حرف‌ها را می‌گویند که ما از بیت رهبری شنیده‌ایم. این‌ها از کجا از جلسه خصوصی من و رهبری مطلع می‌شوند که حرف‌های خصوصی بین من و رهبری را می‌دانند؟ این‌ها که ما را به ضدیت با ولایت فقیه متهم می‌کنند می‌شود حساب‌های بانکی و تغییرات دارایی‌هایشان را اعلام کنند؟

● اگر کسی در چنین موضع خدمتی قرار گیـرد که من قرار گــرفته‌ام، شاید حدود ۱۰ درصـد از حرف‌هایش را بتواند بزند، حدود ۲۵ درصدش را شاید بتواند بعد از تمام شدن مسئولیت در آینده بگوید و حدود ۶۰ درصـدش را هـرگز نمی‌تواند بگوید، چون مصالح بالاتری هست، برای اینکه راه بماند، برای اینکه انقلاب حفظ شود.

● گفتند که رهبـری می‌تواند زن شما را بر شـما حـرام کنـد. به رهبـری عزیز گفتـم با وجود این دوستان نیـازی به دشمـن ندارید٬ فاتحـه ولایـت خوانده می‌شـود.

● تمام نارضایتی‌های مردم مربوط به کثـافت‌کاری‌های اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیـان نشین شـده‌اند. مردم را به نـظام بدبیـن کرده‌اند و حالا دم از ولایت می‌زننـد. زمین‌های کلان در بالای شهر خریده‌اند و خانه‌های آنچنانی دارند.

● غربی‌ها به دنبـال این هستنـد که با اتهـام پولشـویی یعنی استفـاده از پول قاچـاق مواد مخدر برای تروریسم بانکهای ما را تحریم کننـد. طرف شعـور ندارد در تلویزیـون بعنـوان کارشنـاس می‌آید و می‌گوید دولـت پولشویی دارد. نمی‌فهمـد با این حرفـش آبـروی نـظام را می‌برد و برای نظام مشـکل ایجـاد می‌کند.

● من اگر احسـاس کنـم کلیت کشور دارد به خطـر می‌افتد سکوتم را می‌شکنم. به حضـرت آقا گفتم این‌ها خیلی تند می‌روند و به تـذکر شـما هم گـوش نمی‌کننـد. عرض کردم اجـازه بدهیـد این‌ها را با روش احمـدی‌نـژادی ظرف یک ماه سـرجایشان بنشـانم. حضرت آقا فرمودند: کشـور فعلا آرامـش می‌خـواهد.

● این‌ها {محافظه‌کاران} با بسیجیان و ائمـه جمعـه و … جلسه گرفته‌اند که به مـردم بگـوئید به استقبال دولت نروید چون دولت منحرف است.

● آقای متـکی در دوره اول کاندیدای من {برای وزارت امور خارجه} نبـود، در دولت دهم که اصـلا وزیـر من نبـود. من در دور دوم دولـت با ایشـان دیگر کاری نداشتـم و تمام کـارهای بین‌المللی به عهـده خودم بود.

No responses yet

Aug 25 2013

همزمان با ورود پادشاه عمان به تهران صورت گرفت: ارسال پیام تهدید آمیز سپاه پاسداران برای آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دیگربان: مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح همزمان با ورود سلطان قابوس بن سعید، پادشاه عمان به عنوان بزرگ‌ترین میانجی میان ایران و آمریکا به تهران٬ پیام‌های تهدیدآمیزی برای واشنگتن ارسال کرد.

به گزارش روز یک‌شنبه (سوم شهریور) خبرگزاری دفاع مقدس٬ آقای جزایری گفته «آمریکا محدوده خط قرمز جبهه سوریه را می‌داند و هرگونه عبور از خط قرمز سوریه پیامدهای شدید برای کاخ سفید» خواهد داشت.

جزایری افزوده «کسانی که بر دامنه آتش سوریه می‌افزایند از انتقام ملت‌ها در امان نخواهند بود.»

مقام‌های آمریکایی پس از استفاده از بمب‌های شیمیایی در جنگ سوریه درباره گزینه جنگ مستقیم علیه این کشور سخن به میان آورده‌اند.

در این میان پادشاه عمان نیز به ایران سفر کرده تا به گفته برخی رسانه‌های جهان عرب پیام مقام‌های آمریکایی را تسلیم حسن روحانی و علی خامنه‌ای کند.

آن‌طور که این رسانه‌ها نوشته‌اند سلطان قابوس در این سفر تلاش خواهد کرد زمینه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا را فراهم کند.

این رسانه‌ها همچنین اعلام کرده‌اند که پادشاه عمان برای طرح پیشنهادات خود در تهران٬ موافقت‌های مقدماتی از امریکا و ایران دریافت کرده است.

مذاکره درباره توقف خدمات سوئیفت کد و برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی از دیگر مسائل مورد مذاکره پادشاه عمان با حسن روحانی اعلام شده است.

No responses yet

Aug 25 2013

رئیس دانشگاه علامه: با جداسازی جنسیتی معدل دانشجویان را بالا بردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، به خبرگزاری مهر گفته که در سال تحصیلی جدید با جداسازی جنسیتی همه کلاس‌های مقطع لیسانس، دختران و پسران دانشجو در کلاس‌های جداگانه‌ای تحصیل خواهند کرد.

او تاکید کرده: “امروز با قاطعیت می‌توانیم اعلام کنیم ۲ درصد کلاس‌های درسی علامه به علت کمبود دانشجو مختلط برگزار شده، ولی کلاس‌های کارشناسی ارشد به طور کامل جدا شده و در مقطع کارشناسی ۹۸ درصد این طرح اجرا شده است.”

او مصوبه سال ۶۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی را یکی از مبانی انجام جداسازی جنسیتی اعلام کرده است.

آقای شریعتی گفته به دنبال جداسازی جنسیتی کلاس‌های درس، که پیش از این آغاز شده، معدل دانشجویان بالا رفته، پرونده‌های انضباطی کم شده و همچنین مشروطی در میان دانشجویان ۵۰درصد پایین آمده است.

او گفته دانشجویان دختر نیز از برگزاری جداگانه کلاس‌ها استقبال می‌کنند.

مدیریت صدرالدین شریعتی بر دانشگاه علامه انتقادهای فراوانی را برانگیخته است. تعطیل کردن برخی رشته‌های تحصیلی، اخراج و بازنشسته کردن اساتید و برخوردهای شدید امنیتی با دانشجویان معترض از جمله انتقادهایی است که به آقای شریعتی وارد می‌شود.

No responses yet

Aug 25 2013

بازداشت «دلال اورانیوم» برای ایران در فرودگاه جان اف کندی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفرانسه: وزارت دادگستری آمریکا مردی را که در فرودگاه جان اف کندی نیویورک بازداشت شده، به واسطه‌گری برای فروش یک هزار تن اورانیوم خالص به ایران متهم کرد.

پلیس آمریکا روز چهارشنبه گذشته پاتریک کمپبل را، مرد سی و سه ساله که مقیم سیرالئون است، در فرودگاه جان فیتزجرالد کندی نیویورک، همراه با مقدرای اورانیوم که در کف کفش خود پنهان کرده بود، بازداشت کرد.

او از ماه مه 2012 تحت نظر بوده؛ زمانی که وی به یک آگهی در یک سایت اینترنتی درباره خرید اورانیوم 308 (کیک زرد) پاسخ داده بود.

این در حالی بود که پشت این آگهی، یک افسر آمریکایی سرویس مهاجرت این کشور قرار داشت.

پاتریک کمپبل گفته بود که اورانیوم را از سیرالیون در بندرعباس تحویل می‌دهد.

اما ایران به خبر بازداشت این فرد واکنش نشان داده است. علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، در این باره گفت: «ادعای مطرح شده از سوی مقامات آمریکایی بیشتر شبیه جوک است تا واقعیت؛ کیک زرد با کیک صبحانه تفاوت زیادی دارد زیرا نمی‌توان بخشی از آن را در پاشنه کفش جای داد و از کشوری به کشور دیگر منتقل کرد.»

No responses yet

Aug 24 2013

هفته «لایک» شدن جواد آقا

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس: جواد آقا ظریف وزیر خوش تیپ و مامانی امور خارجه گفت: «حق نداریم سیاست خارجی را برای گرفتن تکبیر و کف صرف کنیم.» جواد جان! با وقا… دمت گرم… اما سیاست خارجی را برای «لایک» گرفتن چی؟

وزیر زبل ارشاد!

این حاج آقا جنتی (واسه چی می‌خندی؟ علی شونو میگم ای بابا) این اول کاری خیلی جلب از کار در آمدها… نالوطی همچین اعلام کرد: «ممیزی قبل از انتشار را بر می‌داریم» که انگار یکی از اعضای کلفت گاو را شکسته!

قبلا نویسنده بی نوا می‌نشست و زور می‌زد یک رمان یا شعری را با ضرب و زور خود سانسوری می‌نوشت و ناشر هم وجب به وجب آن را از ترس سانسور در می‌آورد و دست آخر اداره ممیزی ارشاد هم نوشته طرف را مثل جگر زلیخا می‌برید و خلاصه با دنگ و فنگ مجوز صادر می‌شد اما این تازه اول بدبختی بود!

کتابی که دارای مجوز بود همین که به بازار عرضه می‌شد فقط کافی بود در بخشی از شعر یا رمان نوشته شده بود: « آه چشمانت چون خورشید تابناک…» سریع بر و بچ مسجد انصارالحسین چماق‌ها را ور می‌کشیدند و حیدر حیدر حیدرگویان شیشه‌های کتاب فروشی‌ها را پیاده می‌کردند و ناشر و نویسنده و شاگرد مغازه را می‌گرفتند و چپقشان را چاق می‌کردند!

حالا فکر کن ممیزی را بردارند و دیگر هیچی! سگ صاحابش را نمی‌شناسد و ناشر می‌ماند که این شعر را بچاپد یا نچاپد و چه خاکی بر گِل کند تا هم دچار ممیزی بعد از انتشار (جمع آوری کتاب‌ها و خمیر کردن آنها از سوی ارشاد) هم دچار چاق شدن چپق اش از سوی برادران خودجوش هوندا سوار!

پس حاج علی آقا لطف کن ممیزی را بگذار سرجایش و الکی برای ما چهارتایی نیا… فهمیدی…؟

در حریم سلطان قابوس!

ای خدا قربونت برم…آخر و عاقبت مان ببین به کجا کشید؟ ظاهراً روزی افتاده دست قوزی! حالا سلطان قابوس برای ما باید میانجی حل اختلاف با آمریکا شود!

طرف خودش سی سال پیش خشتک را کشیده بود روی سرش و کوچه به کوچه از دست شورشیان عمان فرار می‌کرد و از شاه ایران تقاضای کمک داشت حالا برای ما شده میانجی و می‌خواهد ما را با آمریکا آشتی بدهد!

کل کشورش هم اندازه همین دماوند ما که سید محمد خاتمی زیاد می‌رود نیست!

خلاصه که السطان قابوس بن فلان قرار است اولین مهمان خارجی حاج حسن آقا روحانی باشد و سالی که نکوست از ریخت و قیافه مهمانش پیداست!

البته اگر حالا راه دستش باشد و آشتی کنان راه بیاندازد ما که بخیل نیستیم خیلی هم حال می‌کنیم اوباما بیاید سید علی را ببینید و شاید وقت شد یک مشهدی هم بردیمش! مگر پوتین آمد اینحا چهره مسیح را در ریخت و قیافه آقا دید ما حرفی زدیم؟ این یکی که تازه اسمش باراک حسین است! اصلا ما همان موقع هم که خاتمی از ترس دست دادن با کلینتون در سازمان ملل رفت چپید داخل مستراح ما انتقاد کردیم که مستراح خیلی مکان مناسبی برای توسعه دیپلماسی خارجی کشور نیست حالا برای سیاست داخلی تا حدودی جواب داده!

مژده به ساندویچی‌های مشهد!

از مشهد خبر می‌رسد آکه به دنبال شایعه حضور احمدی نژاد در شهرداری این شهر جمعی از کسبه محترم سوسی کالباس و خیارشور فروشی‌های مشهد سر از پا نمی‌شناسند.

حالا ماجرا چی هست؟ خب اگر یادتان باشد یکی از دستاوردهای دوران شهرداری احمدی نژاد در تهران همین دور برگردانهایی بود که با بشکه‌های خالی خیارشور احداث می‌شد!

الان شما برو مشهد ببین چه خبره است؟ همه ساندویچی‌های مشهد مشغول شستن بشکه‌های خیارشور هستند تا به قیمت بالا به شهرداری مشهد بفروشند!

یک خبر دیگر هم این که یک عده فرصت طلب منتظرند تا ببینند معجزه هزاره سوم در کدام منطقه مشهد ساکن می‌شود و بروند درست کنار منزل احمدی نژاد میوه فروشی بزنند تا اگر احیانا احمدی نژاد اشاره کرد که «گوجه فرنگی را در محل ما زیر قیمت می‌دهند» این‌ها نانشان در روغن باشد!

این تازه وضعیت ساندویچی‌ها و میوه فروش‌ها است شما ببین الان جن گیرها و رمال‌ها و کف بین‌های جلوی حرم الان در چه مناطق بدنشان عروسی است!

وزیر امور لایک!

یک جمله هم درباره این جواد آقا ظریف وزیر خوش تیپ و مامانی امور خارجه که در اظهاراتی کوبنده و انقلابی و خیلی قاطعانه گفت: «حق نداریم سیاست خارجی را برای گرفتن تکبیر و کف صرف کنیم.» عرض کنم که جواد جان! با وقا… سخنت حقه رفیق دمت گرم… اما سیاست خارجی را برای «لایک» گرفتن چی؟ باید صرف کنیم یا نه؟آخه مومن! بکش از این فیس بوک بیرون برو یک کاری صورت بده! هر روز یک ستتوس با عکس “مکُش مرگ من” از خودت به شیوه “بکوب لایکو” پُست می‌کنی تا ملت همیشه در صفحه غش و ضعف کنند بعد می‌گویی کف و تکبیر فلان و بهمان!؟

بابا دو تا لایک گرفتن ارزش این کارها را ندارد! گوگولی… پاشو برو به کارت برس!

ببخشید فکر کنم از یک جمله بیشتر شد!

مصداق چو به تنگ آید مسئول به جفنگ آید!

ای خدا چه کارت نکند سید علی که همین طوری یک چیزی ول می‌دهی بدون این که مصادیقش را بگویی بعد این مسئولین می‌افتند به مصداق سازی! شاعر هم که فرموده “مصداق چو به تنگ آید مسئول به جفنگ آید!”

نمونه اش همین جنگ نرم جنگ نرم است که راه انداختی و الان از لایک زدن زیر عکس گلشیفته فراهانی مصداق جنگ نرم محسوب می‌شود تا عکس شنل قرمزی روی پاک کن و مدادتراش!

عشرت خانم شایق٬ مدیر مقابله با تهدیدات «نرم» مرکز بسیج سازمان صدا و سیما گفته که «لوازم‌التحریر منقوش به تصاویر شخصیت‌های قهرمانان دنیای استکبار و غرب» از مصادیق «جنگ نرم» است.

تازه ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود و «ایجاد بی‌علاقگی در زنان برای استفاده از پوشش چادر» از دیگر مصادیق «جنگ نرم» است که از خشتک «استکبار جهانی» بیرون آمده است!

آن طرف هاشم آقا حسینی‌ بوشهری٬ مدیر حوزه‌های علمیه با انتقاد از گسترش «فرهنگ غربی» در ساخت و ساز مسکن گفته که «آشپزخانه اپن، خلاف معماری اسلامی است. چون متاسفانه این موضوع موجب شده تا حریم زن و خانه از بین رفته و خدشه دار شود که باید یک ایست محکم به این موضوع گفت.»

یعنی امروز فرداست که بریزند خونه‌های مردم و آشپزخانه‌های اپن را برای جلوگیزی از تهدیدات نرم! بین زن و شهرها تیغه بکشند!

فقط امیدواریم تهدیدات نرم از آشپزخانه فراتر نرود و کار به بازرسی مستراح‌های ملت نکشد که آن وقت جنگ سخت اتمی بین ملت و دولت در می‌گیرد و عواقب بدی بر جای خواهد گذاشت!

طباطبایی‌نژاد٬ امام جمعه شیرین عقل اصفهان هم گفته از آنجا که نمی‌ توان معادن را «دخترانه» و «پسرانه» کرد٬ زن‌ها نباید رشته‌ «معدن» را انتخاب کنند. یعنی مغز این آخوندها را فقط! سگ مصب دنبال تفکیک جنسیتی تا داخل معدن هم رفته اند!

و دست آخر این سایت الف برای احمد توکلی هم تقریبا تمام مشکلات اقتصادی و دزدی و بخور بخورها و تورم و اینها را حل کرده حالا گیر داده به جوراب ساپورت!

حالا این جوراب ساپورت زنان چه مشکلی درست کرده هم جالب است.

عارضم خدمت شما که ظاهرا سایت احمد توکلی اعلام کرده که «جوراب «ساپورت» در ایران٬ «سلامت اخلاقی پیرمرد‌ها» را به خطر انداخته و از این بابت به شدت حتی بیشتر از مشکل تورم ابراز نگرانی کرده است به شدت!

No responses yet

Aug 24 2013

اجرای آزمایشی طرح تازه مبارزه با بدحجابی در ۲۰۰ شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: جانشین اجرائی “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” می‌گوید، برای مقابله با بدحجابی “طرح تذکر لسانی” در ۲۰۰ شهر ایران به ‌صورت آزمایشی اجرا می‌شود. در قالب این طرح، “تذکردهندگان” پشتیبانی قانونی می‌شوند.

در ماه‌های گذشته، در تهران و چند شهر دیگر ایران، برخی روحانیون و افرادی که کوشیده‌اند به زنانی که به تعبیر آن‌ها “بدحجاب” بوده‌اند تذکر بدهند، با مقاومت شدید آن‌ها مواجه شده‌اند. تذکردهندگان همچنین اعتراض رهگذران را برانگیخته و در مواردی مورد حمله قرار گرفته و بعضا زخمی شده‌اند.

اکنون، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، که “بدحجابی” را از موارد “فساد اجتماعی” می‌شناسد، تصمیم گرفته است با اجرای طرح تازه‌ای با عنوان “طرح تذکر لسانی با رویکرد اجتماعی‌محور” به مقابله با زنانی بپردازد که به گفته مسئولان این ستاد “پوشش و رفتاری خارج از شئون اسلامی” دارند.

پشتیبانی قانونی از تذکردهندگان

محمدرضا مقدسی جانشین اجرائی “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” در این مورد به خبرگزاری‌فارس گفته است:«امسال بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته قرار شده است طرح جدید تذکر شفاهی با رویکرد اجتماعی‌محور در ۲۰۰ شهر ایران اسلامی به اجرا گذاشته شود. این طرح صورت اجرائی به خود می‌گیرد تا فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر به خوبی در جامعه ترویج و نهادینه شود.»

ظاهرا طرح تذکر شفاهی به “بدحجابان” به این دلیل در دستور کار قرار گرفته که تاکنون، اقدامات ناهیان از منکر و آمران به معروف نه تنها در مبارزه با بدحجابی موثر نبوده‌، بلکه اعتراض‌هائی را برانگیخته است. اما در طرح تازه، باز هم پشتیبانی از کسانی که به مردم “تذکر لسانی” می‌دهند تقویت می‌شود.

فشار سی و چهار ساله بر زنان ایران برای تحمیل حجاب، تلاشی که در همه اشکال خود بی‌ثمر مانده است فشار سی و چهار ساله بر زنان ایران برای تحمیل حجاب، تلاشی که در همه اشکال خود بی‌ثمر مانده است

مقدسی به خبرگزاری فارس گفته است:«همه مولفه‌ها برای حمایت از تذکردهندگان به افرادی که خارج از شئون اسلامی در جامعه رفتار و عمل می‌کنند مهیا شده و آمران به معروف و ناهیان از منکر می‌توانند در کشور با فراغ بال به وظیفه دینی و انسانی خود عمل کنند.»

نامی که برای “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” انتخاب شده، خود نشان‌دهنده آن است که مسئولان مربوطه به شکست این برنامه‌ها اذعان دارند، زیرا معمولا چیزی احیا می‌شود که دیگر زنده نیست و کارآئی ندارد.

مبارزه با بدحجابی کارمندان دولت روحانی

همزمان با اظهارات جانشین ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، ناصر مکارم شیرازی روحانی سرشناس و محافظه‌کار در جریان سفر تازه خود به مشهد در جمع زائران این شهر از دولت روحانی خواست که مبارزه با بدحجابی را از ادارات دولتی آغاز کند.

مکارم شیرازی، اینترنت و ماهواره و “رسانه‌های فاسد در گوشه‌وکنار دنیا” را متهم کرد که با پخش “امواج شیطانی” در میان جوانان آن‌ها را به بی‌بندوباری در مسائل اخلاقی به ‌ویژه بدحجابی دعوت می‌کنند تا آن افراد به ویژه پسران را آلوده کنند.

آقای مکارم شیرازی با اشاره تلویحی به مقاومت‌ها در سطوح مختلف در برابر مبلغان حجاب اسلامی گفت:«خداوند از آن‌هائی که در این چند سال اخیر نسبت به مسئله حجاب بی‌اعتنائی کردند و هرگاه شخصی قصد داشت بر ضد بی‌حجابی قیام کند مانع شدند، نگذرد و آن‌ها را نیامرزد.»

مکارم شیرازی روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم: مبارزه با بدحجابی باید از کارمندان دولت آغاز شود مکارم شیرازی روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم: مبارزه با بدحجابی باید از کارمندان دولت آغاز شود

روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم همچنین از طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها در ایران پشتیبانی کرد و به نقل از یک مقام دانشگاهی گفت:«اجرای این طرح پرونده‌های مربوط به مزاحمت برای بانوان را به صفر رساند و از طرف دیگر باعث افزایش سطح علمی و معدل دانشجویان شد.»

سه‌دهه تلاش ناموفق برای تحمیل حجاب اسلامی

تلاش برای واداشتن زنان ایران به رعایت حجاب اسلامی در ۳ دهه ‌گذشته یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های حکومت اسلامی ایران بوده، اما با مقاومت زنان، در این زمینه توفیقی حاصل نشده است.

روز ۱۳ دی‌ماه ۱۳۸۴ چندماه پس از آغاز به‌کار محمود احمدی‌نژاد، طرح “راه‌کارهای اجرائی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب” به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.

پس از تصویب این‌طرح، مقابله با زنانی که به گفته مسئولان حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند تشدید شد. این برخوردها که بعضا خشونت نیروهای انتظامی در برابر زنان را به‌همراه داشت، به‌تدریج نیروهای انتظامی را با موجی از انتقادها روبرو کرد. تا آنجا که اسماعیل احمدی‌ مقدم رئیس نیروهای انتظامی در ماه‌های پایانی ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد در جمع “انصار حزب‌الله” گفت:«اگر نیروی انتظامی در برابر این انتقادها سرسختانه مقاومت نکند، بی‌حجابی در ایران رسمی خواهد شد.»

فرمانده نیروهای انتظامی در همان‌جا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت:«فمینیسم در برنامه‌های مذهبی رسانه ملی موج می‌زند.»

احمدی‌مقدم یک هفته قبل از بیان این سخنان در اظهاراتی کاملا متفاوت گفته بود که «گشت ارشاد برای ما هم مطلوب نیست و از دستگاه‌هائی که ما را از این نوع برخورد با مردم معاف کنند، تشکر هم می‌کنیم.»

یکی از مهم‌ترین وظایف گشت ارشاد دستگیری زنانی بود که به قول مسئولان این نهاد “شئونات اسلامی” را در گزینش لباس و آرایش خود رعایت نمی‌کردند.

No responses yet

Aug 24 2013

«راهبر رهروان فردا»؛ روایت دختر وکیل مصدق از ۲۸ مرداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تاریخی,سیاسی

رادیوفردا: در شصت سالی که از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می‌گذرد، هر یک از ناظران این رخدادها روایت خود را از آنچه به سقوط دولت محمد مصدق گذشت، به قلم کشیده‌اند و در این زمینه صدها کتاب و مقاله انتشار یافته است.

فریبا امینی، روزنامه‌نگار مستقل ساکن آمریکا، و دختر نصرت‌الله امینی، وکیل دختر مصدق نیز، در یادداشتی، روایت خود از این رویداد را از جمله با تکیه بر خاطرات پدرش* به رشته تحریر درآورده است.

۲۸ مرداد شاید یکی از مهم‌ترین وقایع در تاریخ معاصر ایران باشد که عمق و اهمیت آن نه تنها در اذهان بسیاری زنده است، بلکه مورد بررسی و تحقیقات وسیع از جانب تاریخ‌نویسان، متفکران و روشنفکران ایرانی و خارجی قرار گرفته است.

پس از ۶۰ سال که از آن واقعه می‌گذرد، عده‌ای بر آن شده‌اند که این کودتا را زیر سؤال ببرند و در واقع با تحریف تاریخ در صدند که آن را نه یک کودتای نظامی، بلکه قیام ملی علیه حکومت دکتر مصدق جلوه دهند. اما اسناد و مدارک متعدد چه از طرف سازمان‌های جاسوسی امریکا و انگلیس، و چه اسناد وزارت خارجه‌های آن زمان به وضوح از تدارک و انجام کودتایی سخن می‌گویند که بالاخره در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲به سرانجام رسید.

ار جمله سفیر وقت فرانسه در تهران در تلگرافی به وزارت خارجه کشورش می‌نویسد که «اتفاقی که چند روز پیش در ایران رخ داد، بدون شک یک کودتای نظامی بود».

شاید بیش از هر کس دیگر، کسانی که خود شاهد عینی وقایع آن روز بودند بهترین گواه این موضوع باشند از جمله اعضای جبهه ملی و کسانی که در آن روزهای تاریخ‌ساز هر لحظه با دکتر محمد مصدق بودند.

​​در آن تابستان گرم و واقعه‌ساز، پدر و مادرم، با دو فرزند پسرشان محمد و مسعود، در نارون خارج از تهران خانه‌ای را کرایه کرده بودند که دور از گرمای تهران باشند. پدرم هر روز به سرکار خود در سازمان بیمه‌های اجتماعی در تهران می‌رفت.

دکتر مصدق به خاطر صداقت و درستکاری، پدرم را انتخاب کرده بود که این سازمان را که فساد در آن بی‌داد می‌کرد پاک‌سازی کند. در آن روز به خاطر بیماری یکی از پسران آنها تصمیم می‌گیرند که برای معالجه او به تهران بروند که در راه ماشین‌های ارتشی و سربازان زیادی را می‌بینند که به بازرسی ماشین‌ها مشغولند. آنها دنبال دکتر حسین فاطمی [وزیر خارجه دولت مصدق] می‌گشتند.

بالاخره مادر و پدرم به منزل خود در خیابان هدایت می‌رسند و متوجه می‌شوند که اراذل و اوباش درصدد حمله به منزل‌شان و غارت آن بوده‌اند اما اهالی با شرف محله جلوی آنها را گرفته بودند.

مادرم بارها و بارها مجبور شده بود که اسناد و عکس‌های دکتر مصدق و پدرم را پنهان کند و یا از بین ببرد و البته پس از کودتا و محاکمه ناعادلانه دکتر مصدق شاهد دستگیری پدرم و دیگر هواداران و اعضای جبهه ملی بود.

بدون شک این کودتا و براندازی حکومت دکتر مصدق از مدت‌ها پیش در اتاق‌های فکری و مراکز جاسوسی دولت انگلستان طرح‌ریزی شده بود که البته بعد آمریکایی‌ها نیز به آن پیوستند. ولی این فقط جاسوسان امریکایی انگلیسی و ایرانی نبودند که با دولت مصدق و شخص او غرض‌ورزی و دشمنی داشتند، بلکه این جمله آیت‌الله کاشانی در مصاحبه با مخبر روزنامه المصری نیز گواه بر این است که بسیاری نیز به خاطر منافع خویش و مقام و پول، مصدق را در آخرین لحظه‌های حساس رها کردند. آیت‌الله کاشانی در این مصاحبه گفته است که «خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشته نتیجه عدل خداوندی است».

شاید هم این حرف سفیر شوروی درست بود که یکسال قبل از وقوع کودتا به مصدق می‌گوید: «شما را چه می‌شود؟ با انگلستان رو به احتضار وارد جنگ شده‌اید تا از حمایت آمریکای قدرتمند برخوردار شوید؟ آمریکا شما را خواهد بلعید».

در خاطرات پدرم آمده است: «بنده در ۲۸ مرداد در سازمان بیمه‌های اجتماعی بودم و واقعاً این ۲۸ مرداد شوکی بود برای من و بسیاری دیگر از مردم وطن‌خواه». در همانجا در مصاحبه با مرحوم دکتر ضیا صدقی در مورد اینکه چرا دکتر مصدق در مقابل کودتا نایستاد می‌گوید که «عده‌ای از طرف سازمان نظامی [حزب توده] آمدند که به ما اسلحه بدهید تا ما در مقابل اینها ایستادگی کنیم. آقای دکتر مصدق گفتند من فدا بشوم بهتر از این است که مملکت فدا شود. دست آن نخست‌وزیری بریده باد که اسلحه ملت را به مخالفین ملت بدهد».

دکتر مصدق به قول پدرم به روس‌ها اعتماد نداشت و می‌گفت که «من دو دستی مملکت را تسلیم روس‌ها نمی‌کنم». پدرم در همان مصاحبه می‌گوید که مصدق به خاطر تسویه‌هایی که در ارتش شده بود به ارتش هم اطمینان نداشت و دکتر فاطمی به نقل از پدرم در حالی که با بدنی تب‌دار بر تخت بیمارستان و قبل از اعدام زمانی که آزموده و عده‌ای از افسران به اتاق او امده بودند می‌گوید که «آقایان افسران این موقعی است که دیگر جایی برای عوام‌فریبی نیست چون بین مرگ و حیات من دقایقی بیش نیست. ما بیست و چند ماه در این مملکت حکومت کردیم و قصدمان این بود که مردم را روشن کنیم که نوکر خودشان باشند ولی متأسفانه دربار نگذاشت».

آن طور که پدرم، نصرت‌الله امینی، در خاطرات خود آورده، دکتر مصدق نمی‌خواست که خون و خونریزی بشود برای اینکه او دولتش به هر قیمتی بمانند. برای او ماندن مملکت مهم‌تر از ماندن خودش بود…«بالاخره این مملکت ماندنی است».

در این خاطرات نصرت‌الله امینی آمده که شاه حتی به دکتر فاطمی پیشنهاد می‌کند که او نخست‌وزیر بشود. شاه دائماً به هرکسی می‌گفته که تو چه چیزی کمتر از مصدق داری؟ و دکتر فاطمی این موضوع را به مصدق اطلاع می‌دهد. مصدق به او می‌گوید که «فوری به مسافرت برو، اینها می‌خواهند تو را بکشند».

فاطمی به مسافرت می‌رود که البته بعد از ۲۸ مرداد این مرد با شهامت را دستگیر کرده و چاقوزده و بقیه‌اش داستانی است بسیار غم‌انگیز. آن طور که پدرم نقل می‌کند، «شاه گفته بود من خودم از داخل دکتر مصدق را ساقط می‌کنم. متأسفانه یکی از رل‌های شاه که خیلی‌ها را گول می‌زد این بود که یکی یکی افراد را می‌خواست و به این‌ها وعده می‌داد».

کودتای ۲۸ مرداد در تاریخ ایران و جهان برای همیشه ثبت شده است حتی امروز که ۶۰ سال از آن می‌گذرد. وزیر اقتصاد انگلیس لسلی رووان مدت‌ها قبل از کودتا می‌گوید که «مصدق که باعث شده سرمایه‌های انگلستان به خطر بیفتد باید داغان شده واز بین برود».

تمام شواهد اسناد و تحقیقات وسیع در مورد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گواه بر این است که این کودتا برای نابودی تنها حکومت مردمی و دموکراتیک در ایران انجام گرفت. ولی به قول شاعر آزاده و ملی نعمت آزرم: «اگرچه رهبر دیروزهای ما بودی/هنوز راهبر رهروان فردایی»

———————————————————————–
* نقل قول‌هایی که خانم امینی از پدرشان نصرت‌الله امینی، وکیل شخصی دکتر محمد مصدق و شهردارتهران در زمان صدارت او، در این یادداشت آورده بیشتر از گفت‌وگوی آقای امینی در مجموعه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد، روایت شده. این گفت‌وگو در ۱۱ مه ۱۹۸۳، در ویرجینای آمریکا صورت گرفته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .