اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for November, 2013

Nov 15 2013

کاظم صدیقی٬ امام جمعه تهران: مردم باید علیه حکومت ناصالح قیام کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: کاظم صدیقی٬ امام جمعه موقت تهران گفته حکومتی که «فاسد» باشد «مردم» را نیز «فاسد» خواهد کرد و «ملت مومن» اگر احساس کرد حکومت «صلاحیت» خود را از دست داده باید علیه آن قیام کند.

آقای صدیقی این اظهارات را در خطبه اول نماز جمعه این هفته تهران بیان کرده و افزوده است: «تحمل فضای آلوده و دارای ظلم صحیح نیست.»

وی تاکید کرده که «ملت مومن اگر احساس کرد که حکومتی صلاحیت خود را از دست داده و نماد دین را نادیده می‌گیرد، بر آن امت حسینی واجب است که اقدام کند.»

به گفته امام جمعه موقت تهران «زندگی در محیط آلوده و سر تا پا لجن درست نیست و اگر کسی نمی‌تواند آن فضا را اصلاح کند باید با جان خود کاری انجام دهد.»

اظهارات این روحانی محافظه‌کار در شرایطی بیان می‌شود که سال‌هاست عملکرد روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران مورد انتقاد و اعتراض مردم است.

مردم ایران نگاه خوش‌بینانه‌ای به حاکمان اسلامی در ایران ندارند و معتقدند که روحانیون به واسطه حضور در قدرت دچار فساد و انحراف شده‌اند.

No responses yet

Nov 15 2013

ابوالحسن مهدوی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری: خدا نکند جامعه ایران به سمت دیوثی برود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: ابوالحسن مهدوی یک عضو خبرگان رهبری با انتقاد از وضعیت پوشش زنان در ایران گفته که «خدا نکند جامعه» به سمت «دیوثی» برود.

به گزارش روز پنجشنبه (۲۳ آبان) خبرگزاری «رسا» آقای مهدوی این مطلب را در جمع گروهی از مردم اصفهان بیان کرده و افزوده است: «دیوث مخالف غیرت است و این لغت یک لغت عربی است.»

وی افزوده که «حجاب بر‌تر چادر است و این چادر یک بحث عقلی و ارشادی است و هر چه عقل بالا‌تر می‌رود، رعایت حجاب بالا‌تر است و از این لحاظ یعنی پیروی از عقل فرهنگ ایرانی بالا‌تر از فرهنگ اروپایی است.»

این روحانی محافظه‌کار در بخش دیگری از سخنان خود به نقل از دختر پیامبر اسلام گفته که «بهترین چیز برای یک زن آن است که نه مرد نامحرمی او را ببیند و نه او مرد نامحرمی را ببیند.»

۲۱ تیر ماه امسال نیز حسین ابراهیمی، امام جمعه «انار» در استان کرمان گفته بود مردانی که زنان آن‌ها با «آرایش» از خانه بیرون می‌روند «حقشان» است که «دیوث» نامیده شوند.

روحانیون حاکم بر ایران در سال‌های اخیر به شدت نگران تغییر نوع پوشش زنان در ایران شده‌اند و «بدحجابی» گروهی از زنان را خطری بزرگ برای «نظام اسلامی» می‌دانند.

No responses yet

Nov 15 2013

محمدباقر علوی تهرانی: آموزش زبان و کامپیوتر به کودکان تاسف‌بار است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدباقر علوی تهرانی با اظهار تاسف از آموزش کامپیوتر٬ زبان انگلیسی و علم به کودکان گفته کسانی که می‌گویند عزای «امام» حسین «مستحب» و نماز اول وقت واجب است٬‌شناختی از قرآن ندارند.

به گزارش سایت «عقیق» آقای علوی تهرانی که یکی از خطبای مشهور تهران است این مطلب را روز پنجشنبه (۲۳ ابان) در مراسم روز عاشورای مسجد «امیر» تهران بیان کرده است.

وی در این مراسم گفته «متاسفانه در خانواده‌های ما فرزندان با سه ویژگی تسلط بر کامپیو‌تر، زبان انگلیسی و علم زدگی» تربیت می‌شوند.

علوی تهرانی افزوده کسانی که فرزندان خود را چنین تربیت می‌کنند نباید توقع داشته باشند آن‌ها «نماز» بخوانند٬ چرا که براساس گفته پیامبر اسلام فرزندان خود را «تربیت» نکرده‌اند.

این روحانی در بخش دیگری از سخنان خود از کسانی که معتقدند «عزای امام حسین مستحب است و نماز اول وقت واجب» انتقاد کرده و گفته این افراد‌ «شناختی» از قرآن ندارند.

به گفته وی «عزاداری سیدالشهدا طبق آیه مستند قرآن، از مصادیق مودت به اهل بیت و واجب است.»

وی خطاب به این افراد گفته است: «بازی در نیاورید. یک عده می‌خواهند عزادای سیدالشهدا را به بهانه نماز تعطیل کنند.»

از مراجع تقلید شیعه به عنوان اصلیترین حامیان تقدم نماز «اول وقت» نسبت به مراسم عزاداری نام برده می‌شود.

No responses yet

Nov 15 2013

“اتحادیه اروپا به مسدودکردن اموال شرکت‌های ایرانی ادامه خواهد داد”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,بحران هسته‌ای,تحریم

دویچه‌وله: خبرگزاری رویترز به نقل از برخی از دیپلمات‌های ارشد اتحادیه اروپا گزارش داده است که این اتحادیه قصد دارد به مسدود کردن اموال هفت شرکت ایرانی ادامه دهد. دادگاه عمومی اتحادیه اروپا پیش‌تر حکم به لغو این تحریم داده بود.

به گزارش خبرگزاری رویترز اتحادیه اروپا قصد دارد با وجود پیشرفت‌های حاصل شده در مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ یکسری از تحریم‌ها را دوباره علیه ایران فعال کند. (بیشتر بخوانید: گاه‌شمار تحریم‌های سازمان ملل و غرب علیه ایران)

خبرگزاری رویترز، روز پنجشنبه (۱۴ نوامبر /۲۳ آبان) از قول برخی از دیپلمات‌های اتحادیه اروپا نقل کرده است که این اتحادیه به مسدود کردن اموال شرکت‌های ایرانی ادامه خواهد داد. (بیشتر بخوانید: حکم دادگاه اروپا: تحریم علیه شرکت ملی کشتیرانی ایران)

حکم دادگاه اتحادیه اروپا

این اقدام اتحادیه اروپا اخیرا از سوی دادگاه عمومی اتحادیه اروپا مورد انتقاد قرار گرفته بود. این دادگاه پس از بررسی‌های لازم تصمیم به رفع مسدود شدن اموال این موسسات گرفته بود و تصمیم اتحادیه اروپا در زمینه مسدود کردن اموال شرکت‌های ایرانی را باطل اعلام کرده بود.

حکم لغو تحریم‌ها شامل پست‌ بانک، شرکت بیمه ایران، شرکت کشتیرانی گودلاکینگ، بانک توسعه ملی ایران، پرشیا اینترنشنال بانک، شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی و بانک رفاه کارگران می‌شود.

قاضی‌های دادگاه عمومی اتحادیه اروپا در سپتامبر سال جاری اعلام کردند که این اتحادیه دلایل کافی برای شرکت داشتن این موسسات ایرانی در برنامه هسته‌ای این کشور ارائه نکرده است.

فعال کردن دوباره تحریم‌ها

اگرچه اتحادیه اروپا می‌تواند علیه حکم صادر شده از سوی دادگاه عمومی اعتراض کند، اما آن طور که دیپلمات‌های اتحادیه اروپا اعلام کرده‌اند، قرار است تحریم‌های موجود علیه هفت شرکت ایرانی تمدید شود. به گفته‌ی این مقام‌های ارشد اتحادیه اروپا پیمودن راه قضایی در این زمینه دشوار‌تر به نظر می‌رسد.

خبرگزاری رویترز از قول دیپلمات‌های اتحادیه اروپا گزارش داده است که هدف از این اقدام تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران نیست، بلکه قرار است تحریم‌های موجود به قوت خود باقی بمانند.

مذاکرات میان ایران و گروه ۱+۵ بر سر برنامه هسته‌ای ایران تاکنون به پیشرفت‌هایی رسیده است. آخرین دور این مذاکرات هفته‌ی گذشته بدون دستیابی به توافقی مشترک به پایان رسید. قرار است دور بعدی مذاکرات میان ایران و این گروه، متشکل از آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان در روزهای ۲۹ و ۳۰ آبان در ژنو برگزار شود.

No responses yet

Nov 15 2013

سوری‌ها از دست القاعده فرار می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: برنامه نیوزنایت بی‌بی‌سی فعالان مدنی در شمال سوریه بعد از اینکه تلاش کردند در مقابل قدرت فزاینده القاعده در این منطقه مقاومت کنند، مجبور به ترک آن شده‌اند.

بعد از حمله پیکارجویان گروه حکومت اسلامی عراق و شام به کلیساهای شهر رقه، یک جنبش مدنی اعتراضی تلاش کرده این گروه جهادی وابسته به القاعده را به چالش بکشد. اما شماری از فعالان مدنی که به ترکیه گریخته‌اند به برنامه نیوزنایت بی‌بی‌سی گفتند که گروه حکومت اسلامی عراق و شام در اقدامی تلافی‌جویانه عده زیادی را دستگیر و مضروب کرده، و یا ربوده است.

شهر رقه که در حال حاضر حدود یک میلیون نفر را پناه می‌دهد، حالا تحت کنترل کامل این گروه است. یکی از فعالان مدنی، عکاسی به نام مزار مطر است. او می‌گوید: “افراد زیادی را دیدم که بعد از آزادی از زندان گروه دولت اسلامی عراق و شام روی بدنشان جای شلاق بود.”

او گفت که برادرش، محمد نور، بعد از فیلم گرفتن از صحنه یک درگیری میان گروه حکومت اسلامی عراق و شام و یک تیپ از نیروهای وفادار به شورای عالی نظامی ارتش آزاد سوریه (گروه تحت حمایت غربی‌ها) ناپدید شده است. او معتقد است که جهادی‌ها برادرش را ربوده اند.

یک فعال دیگر که به‌دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت که او و خواهرش – که او هم در جنبش اعتراضی شرکت داشته – بعد از آنکه افراد مسلح گروه حکومت اسلامی عراق و شام به آنها تیراندازی کردند، از شهر گریختند. این فعال مدنی گفت: “هفت یا هشت مرد که کمربندهای انفجاری همراه داشتند، دور خواهرم را گرفتند. بعضی‌هایشان می‌گفتند: ‘به او چاقو بزن.’ بعضی هم می‌گفتند: ‘به او تیر بزن.’ آنها پارچه‌ای که رویش نوشته ‘مسیحیان و مسلمانان یکی هستند’ را از خواهرم گرفتند و به او گفتند که کافر است.”

اعتراضات مدنی در ماه سپتامبر (شهریور ۱۳۹۲) و پس از آن آغاز شد که جهادی‌ها پرچم سیاهشان را بر بالای یکی از کلیساهای شهر رقه نصب کردند و آن را به مقر فرماندهی‌شان تبدیل کردند.

پرچم سیاه بر بالای کلیسای ارامنه کاتولیک رقه برافراشته شد

این فعال مدنی ادامه داد: “پیکارجویان مسلح بعد از پیاده شدن از دو خودرو روی سقف کلیسا رفتند. آنها ناقوس کلیسا را با چکش شکستند و یکی از صلیب‌ها را از آن بالا به کف خیابان انداختند. آنها سعی کردند صلیب را هم بشکنند، اما صلیب آهنی بود.” فعالان مدنی از معترضانی فیلم گرفتند که در خیابان صلیب حمل می‌کردند و با فریاد “خجالت! خجالت!” خواهان اتحاد میان مسلمانان و مسیحیان بودند.
‘دیکتاتورهای جدید’

شهر رقه اولین مرکز استانی بود که اوایل امسال بطور کامل تحت کنترل شورشیان قرار گرفت.

بعد از تصرف رقه، یک مجسمه حافظ اسد، رئیس جمهوری فقید سوریه، واژگون شد

اما تنها دو ماه پس از کنترل مشترک شهر بدست نیروهای نزدیک به شورای عالی نظامی و پیکارجویان جهادی، گروه حکومت اسلامی عراق و شام در ماه مه (اردیبهشت ۱۳۹۲) کنترل شهر را در اختیار گرفت. آنها برای تأکید بر اهمیت این اتفاق، سه نفر از علویان سوریه را در ملاء عام اعدام کردند.

بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه هم علوی است. جمعیت شهر رقه به‌خاطر ورود خانواده‌های آواره افزایش زیادی پیدا کرده، و این شهر شاید تاکنون بزرگ‌ترین شهر در جهان باشد که تحت کنترل القاعده قرار گرفته است.

مزار مطر می‌گوید: “آنها فروش مشروبات الکلی را ممنوع کردند، سعی کردند کافه‌هایی که دختران و پسران در آنها با هم معاشرت می‌کنند را ببندند، نمایش‌های خیابانی، سینماها و پوشیدن رنگ‌های روشن را ممنوع کردند، و زنان را مجبور کردند پوشش اسلامی داشته باشند. آنها دیکتاتورهای تازه‌ای هستند، درست مثل بشار اسد. اما فرقشان این است که لباس سیاه به تن دارند. تنها رنگشان عوض شده است.”

گروه حکومت اسلامی عراق و شام از دیگر گروه‌های شورشی کوچک‌تر است، اما از امکانات مالی بهتری برخوردار است. این گروه از نیروهای جهادی اهل دیگر کشورهای عربی به‌خصوص عراق، و همچنین لیبی، تونس و عربستان سعودی تشکیل شده است. عده‌ای از اعضای آن هم اهل مناطق شمالی قفقاز و اروپا هستند. اما فعالان مدنی رقه می‌گویند که اخیرا شورشیان سوری بیشتری به این منطقه آمده‌اند. در چند ماه اخیر، گروه حکومت اسلامی عراق و شام پیشرفت‌های قابل توجهی داشته، و این پیشرفت‌ها عمدتا در مناطق تحت کنترل ارتش آزاد سوریه بوده است. این گروه حالا منطقه وسیعی در شمال سوریه و در نزدیکی مرز ترکیه را تحت کنترل خود دارد.

No responses yet

Nov 15 2013

این مقایسه بیش از هرچیز انحطاط نسل فردای ایران را نشان می دهد !

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

وبلاگ دموکراسی واجب تر از نان شب :

بر روی تصویر کلیک کنید

تفاوت کتب درسی و آموزشی در دو دوره . یکی پیش از روی کار آمدن حکومت اسلامی ، و ان یکی پس از روی کار آمدن حکومت اسلامی

No responses yet

Nov 15 2013

اعلام آمادگی برای ادای شهادت در دادگاه صالح شهادتنامه‌ای درباره عاشورای ۸۸: خودروی یگان ویژه با «دستور» به مردم حمله کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

کلمه: چکیده :مابین خیابان کریمخان و ولیعصر جنوبی یعنی جایی که من ایستاده بودم٬ تقریبا خالی از جمعت بود که ناگهان صدای بلندی شنیدم. تصور کردم صدای شلیک تیر است، یکی از وانت های نیروی انتظامی با سرعت به سمت ما حرکت کرد، با سرعت خیلی زیاد، و من متوجه شدم که آن گارد فلزی در واقع به جلوی سپر وانت نسب شده است، وانت با سرعت سطل زباله فلزی را کنار زد و به ما نزدیک تر می شد، وانت دوم با سرعتی کمتر به دنبال وانت اول حرکت کرد. من وسط میدان و روی لبه میدان ایستاده بودم، درست روبروی من سه پسر جوان در کنار هم و پشت به ماشین ها راه می رفتند. دختری که با سنگ به حصار فلزی میزد و کنار من ایستاده بود با خشم به سمت وانت دوید…

کلمه – گروه خبر: زیر گرفتن مردم عزادار عاشورای سال ۸۸ از سوی خودروی نیروی انتظامی که بر اساس اطلاعاتی که تا امروز کسب شده حداقل منجر به شهادت شهرام (عباس) فرج زاده طارانی، شبنم سهرابی و شاهرخ رحمانی شده است، تا کنون بارها فرمانده های نیروی انتظامی را وادار به تناقض گویی کرده است، از انکار اولیه این اتفاق تا پذیرش آن پس از ۴ سال.

در عاشورای سال ۸۸ که خشونت نیروهای امنیتی در برخورد با عزاداران معترض به اوج رسید، چند خود رو نیروی انتظامی با معترضان برخورد کرده و از روی آن ها رد شدند. فیلم این حادثه بارها در شبکه های اجتماعی منتشر شد . لیلا توسلی که یکی از شاهدان عینی حادثه بود آن را روایت کرد و به همین دلیل به دو سال زندان محکوم شد.

اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی ابتدا کل ماجرا را انکار کرد پس از آن که فیلم این حادثه پخش شد گفت که ماشین مربوط به نیروی انتظامی نبوده است. وقتی در فیلم به وضوح نشان داده شد که ماشین نیروی انتظامی از روی مردم رد شده است گفت که ماشین نیروی انتظامی دزدیده شده بود.

احمدی مقدم اما در آخرین اظهار نظر پس از چهار سال رد شدن ماشین نیروی انتظامی از روی معترضان عزادار را پذیرفت. او گفت: « ماجرا این بود که ماشین دست‌ یک سرباز بود، وقتی به شلوغی بر‌می‌خورد دنده عقب می‌گیرد که در این هنگام یک نفر زیر چرخ ماشین می‌رود.»

هر چند که پذیرش رد شدن ماشین نیروی انتظامی از روی مردم پس از چهار سال خود گام مثبتی است، اما حتی این روایت احمدی مقدم هم مطابق با واقعیت نیست.

یک شاهد عینی که نام‌اش نزد کلمه امانت است و اعلام کرده است که حاضر است در دادگاه در مورد این حادثه شهادت دهد، در روایتی که در اختیارما قرار داده نوشته است: « مدتی پیش دیدم آقای احمدی مقدم بالاخره بعد از نزدیک به چهار سال وقوع چنین اتفاقی را پذیرفتند و البته گفتند بر اثر سهل انگاری یک سرباز و شلوغی این اتفاق افتاده است. من اما حاضرم هر جا که دادگاه عادلی وجود داشته باشد شهادت بدهم که نه یک اتفاق که به طور مشخص یک دستور بود. وانت نیروی انتظامی با کنار زدن سطل ها ی زباله به سمت جمعیتی که در میدان بود و فاصله زیادی داشت با سرعت بسیار زیاد حرکت کرد و جوان را زیر گرفت.»

وی ادامه می دهد: « یکی از وانت های نیروی انتظامی با سرعت به سمت ما حرکت کرد، با سرعت خیلی زیاد، با سپر سطل زباله فلزی را کنار زد و به ما نزدیک تر می شد، وانت دوم با سرعتی کمتر به دنبال وانت اول حرکت کرد. من وسط میدان و روی لبه میدان ایستاده بودم، درست روبروی من سه پسر جوان در کنار هم و پشت به ماشین ها راه می رفتند. دختری که با سنگ به حصار فلزی میزد و کنار من ایستاده بود با خشم به سمت وانت دوید تا سنگی که دستش بود را به سمت ماشین پرتاب کند، من دستش را کشیدم و با فریاد گفتم مگر می خواهی خودت رو بکشی! در همین لحظه و در برابر چشمان بهت زده ما وانت با سرعت به سه جوان برخورد کرد. دو نفر به دو طرف پرتاب شدند و نفر میانی زیر ماشین ماند. ماشین بالا و پایین شد و از روی آن جوان رد شد و به سمت خیابان کشاورز و جمعیتی که درآن سمت میدان بود به مسیرش ادامه داد. وانت دوم هم از کنار بدن جوان به دنبال وانت اول رفت. من در نزدیک ترین فاصله با جوانی بودم که توسط وانت زیرگرفته شده بود. بی اختیار و پشت سر هم فریاد میزدم: کشتنش٬ کشتنش…»

متن کامل این شهادتنامه در پی می آید:

به نام خدای رحمن

«شهادت و گواهی دادن را بخاطر خدا جدی بگیرید، اگر چیزی می دانید بگویید و بخاطر منافع خودتان نترسید…»

در حالی که در مسیر بودم، تفسیری از سوره الرحمن را گوش می کردم ….”سوره الرحمن عروس سوره های قرآن هست و البته بیشتر در مراسم ختم خوانده می شود! شاید بخاطر اینکه در این سوره گفته می شه همه چیز فانی هست بجز آنچه رنگ خدایی دارد”…

یک دفعه بخشی از تفسیر تلنگر محکمی به من زد و تمرکزم را از بقیه تفسیر پرت کرد.

“شهادت و گواهی دادن را بخاطر خدا جدی بگیرید، اگر چیزی می دانید بگویید و بخاطر منافع خودتان نترسید…”

این جمله به یکباره ذهن من را با خودش به ۴ سال قبل برد. به میدان ولی عصر، و یادم به شهادتی افتاد که با خود عهد کرده بودم روزی در یک دادگاه عادل بدهم و حالا با این کلام احساس می کردم که شهادت دادن فراتر از یک وظیفه معمولی بر دوش من سنگینی می کند.

این جملات من را برد به عاشورای سال۸۸ ، که گویی دوباره عاشورایی به پا شده بود.

چهار راه ولیعصر از اتوبوس بی آر تی پیاده شدم. اتوبوسی شلوغ که شعارهای بی وقفه سرنشینان سبزش خبر از عاشورایی متفاوت میداد. کمی بالاتر٬ روبروی درب ولیعصر دانشگاه پلی تکنیک تجمع بزرگی شکل گرفته بود. جمعیت حلقه تشکیل داده بودند٬ سینه می زدند و شعار می دادند” ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم، همه با میرحسینیم، همه با میرحسینیم، یا حسین”.

از چهارراه ولی عصر به سمت میدان ولی عصر حرکت می کردیم، خیابان پر از جمعیت بود.

نیروهای گارد مکرر پیاده یا با موتور٬ با باتوم و اشک آور به سمت جمعیت هجوم می آوردند. به یاد دارم در مسیر میدان ولیعصر دو بار وقتی حمله گاردی های موتورسوار شدید شد و راهی برای فرار نبود٬ به دعوت رانندگان سبز ماشین ها سوار ماشین شدم و کمی بالاتر پیاده شدم ودوباره به سمت جمعیت برگشتم.

فضا به شدت ملتهب بود و من که از مدتی قبل کمی ترس به سراغم آمده و با بهت باقی مانده از خرداد ترکیب شده بود، در آن وضعیت تنها تبدیل به ناظری شده بودم که نمی خواستم به هیچ وجه به رغم ترسم آن فضا و مکان را ترک کنم.

در یکی ازحملات شدید گاردی ها٬ درگوشه پیاده رو خیابان فلسطین گیر افتادم و درد ناشی از ضربه سخت باتوم به بازوی چپم در تمام بدنم پیچید و محل ضربه به سرعت متورم و کبود شد! با این ضربه باتوم و توهین سرباز٬ خشم و درد جایگزین ترسم شد.

اولین مقاومت‌ها هم پس از همان حمله گاردی ها صورت گرفت و آن ها را در خیابان فلسطین کمی به عقب راند.

حرکت به سمت میدان ولی عصر ادامه داشت و در واقع جمعیت در خیابان ولی عصر بین چهار راه و میدان محصور بودند. تمام خیابان های منتهی به این بخش از خیابان ولیعصر بسته بود، و مکرر اشک آور می زدند. بسته بودن همه راه ها دوباره ترس را به من برگردانده بود. دربرابر حمله های نیروهای گارد٬ جمعیت راهی برای دفاع یافته بود. من اما ایستاده بودم و با حیرت و ترس به فلسطین در دل تهران نگاه می کردم.

به میدان ولی عصر نزدیک شده بودیم اما نیروهای گاردی که حالا با مقاومت و پیشروی جمعیت روبه رو بودند راه رسیدن به میدان را سد کرده بودند. جمعیت هم انگار راه نجات از محاصره را در عقب زدن نیروها و رسیدن به میدان می جست. نیروهای گاردی به صورت ردیفی کنار هم ایستاده بودند و همه سپرهایشان را جلویشان گرفته بودند و به صورت یک دیواره دفاعی در آورده و در پشتش کمین کرده بودند، مکرر اشک آور می زدند و گاهی جوانی اشک آور را برمی داشت و به سمتشان پرت می کرد و این باعث می شد که بخشی از دود اشک آور به خودشان برگردد.

کنار ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم و با حیرت و ترس به جمعیت نگاه می کردم. نیروهای گاردی با باتوم به سپرهایشان ضربه می زدند، صدای بلندی تولید شده بود و این کار برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر بود، در همین حین بخشی از جمعیت بدون هماهنگی شروع به ضربه زدن با سنگ هایی که در دستشان بود به میله های وسط خیابان کردند، این کار برای این بود تا رعبی که نیروهای گاردی می خواستند با صدای باطوم و سپر ایجاد کنند از بین برود و به خودشان برگردد،(چیزی که بعدها در صدا و سیما برای پنهان کردن واقعیت رخ داده در اذهان عمومی تعبیر به شادی و پایکوبی شد! و هرگز به این فکر نکردند که در وضعیت وحشت و رعب و باتوم و اشک آور و شلیک گلوله پایکوبی معنایی ندارد!) با همه ترس و رعبی که بود همه به هم روحیه می دادند و گاهی لبخند می زدند. شاید بخاطر «ما»ی ناخودآگاهی که تشکیل شده بود و شاید برای اینکه به هم بگوییم نترسین نترسین ما همه با هم هستیم! شعاری که بارها و بارها فریاد زده شد.

کم کم صدای تولید شده توسط جمعیت حالت ریتم محرم می گرفت و من درحالی که کنار ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم ترسی متفاوت به سراغم آمده بود، اینبار نه از بازداشت و باتوم و اشک آور، که حسی به من می گفت خطر مرگ جدی است! احساس می کردم نیروهای گاردی کم آورده بودند و برای همین جلوتر نمی آمدند و گارد بسته بودند و از طرفی ما محاصره بودیم و می توانستند دست به هر کاری بزنند.

یک لحظه ایستادم و به دخترهای دیگری که با شهامت شعار می دادند و حرکت می کردند نگاه کردم، با خودم گفتم آنها هم حتما می ترسند! و به رغم ترس ایستادگی می کنند، بعد سعی کردم با تمام درکم باور کنم که مرگ حق است و هر لحظه و در هر مکانی ممکنه به سراغم بیاد و اگر الان لحظه مرگ من باشه پس فراری از آن نیست! این فکر به من جرات و جسارت داد و ترس را دوباره در من کم رنگ کرد…

زودتر از آنچه تصور می کردم جمعیت پیروز شد! نیروهای گاردی میدان را در سمتی که ما بودیم خالی کردند و به ابتدای خیابان کریم خان رفتند. بچه ها خوشحال از پیروزی و شکستن محاصره به سمت میدان دویدند. دختری که نمی شناختمش از خوشحالی باز شدن راه مرا در آغوش گرفت و تبریک گفت.

در ابتدای خیابان کریم خان دو ماشین یگان ویژه در کنار هم ایستاده بودند. تصور من در نگاه اول این بود که ماشین ها پشت یک گارد فلزی ایستاده اند، حالا نوبت جمعیت بود که برای نیروهای گاردی خیابان کریم خان مانع ایجاد کند. با فاصله ای زیاد از ماشین ها و مابین خیابان کریم خان و ولی عصر جنوبی حدود ۴ سطل زباله فلزی به عنوان مانع گذاشته شده بود. البته مردم به مرور از همین مانع هم فاصله گرفتند و حالا هر دو سمت سطل ها خالی از جمعیت شده بود، بعضی ها همچنان با سنگ به حصار فلزی که برای ساخت مترو دور میدان ولی عصر کشیده شده بود ضربه میزدند و صدا تولید می کردند، من وسط میدان و درکنار حصار فلزی ایستاده بودم و نگاهم بیشتر نگران نیروهای گاردی و دو وانت نیروی انتظامی بود.

مابین خیابان کریمخان و ولیعصر جنوبی یعنی جایی که من ایستاده بودم٬ تقریبا خالی از جمعت بود که ناگهان صدای بلندی شنیدم. تصور کردم صدای شلیک تیر است، یکی از وانت های نیروی انتظامی با سرعت به سمت ما حرکت کرد، با سرعت خیلی زیاد، و من متوجه شدم که آن گارد فلزی در واقع به جلوی سپر وانت نسب شده است، وانت با سرعت سطل زباله فلزی را کنار زد و به ما نزدیک تر می شد، وانت دوم با سرعتی کمتر به دنبال وانت اول حرکت کرد. من وسط میدان و روی لبه میدان ایستاده بودم، درست روبروی من سه پسر جوان در کنار هم و پشت به ماشین ها راه می رفتند. دختری که با سنگ به حصار فلزی میزد و کنار من ایستاده بود با خشم به سمت وانت دوید تا سنگی که دستش بود را به سمت ماشین پرتاب کند، من دستش را کشیدم و با فریاد گفتم مگر می خواهی خودت رو بکشی! در همین لحظه و در برابر چشمان بهت زده ما وانت با سرعت به سه جوان برخورد کرد. دو نفر به دو طرف پرتاب شدند و نفر میانی زیر ماشین ماند. ماشین بالا و پایین شد و از روی آن جوان رد شد و به سمت خیابان کشاورز و جمعیتی که درآن سمت میدان بود به مسیرش ادامه داد. وانت دوم هم از کنار بدن جوان به دنبال وانت اول رفت. من در نزدیک ترین فاصله با جوانی بودم که توسط وانت زیرگرفته شده بود. بی اختیار و پشت سر هم فریاد میزدم: کشتنش٬ کشتنش و به سمتش دویدم، من دقیقا روبروش بودم، با فاصله خیلی کم، چشمانش را می دیدم که مستقیم به سمت من بود، ظرف چند ثانیه بی روح شدن چشمانش را دیدم، این اولین بار بود که رفتن روح از چشمان کسی را می دیدم، چشمان بازش ثابت ماند، تصور آن لحظه من این بود که گردنش شکسته است، چون به شکل بدی روی شانه هایش قرار گرفته بود، من داد می زدم و می گفتم کشتنش و اشک می ریختم، کاملا مستاصل بودم و جرات نمی کردم نزدیک تر برم و بلندش کنم، چند پسر جوان هراسان بالای سرش آمدند، یک نفر دست مرا که هنوز داد می زدم و اشک می ریختم کشید ودر حالیکه می دوید، فریاد زد: برو، نایست. من گیج بودم و نمی دانستم باید چکار کنم! نایستادم و رفتم….

مطمئن بودم هیچ کس از آن لحظه فیلمی ندارد، چون همه چیز خیلی سریع و غیرمنتظره رخ داده بود. شب درکمال تعجب شنیدم که فیلمی از حادثه منتشر شده. دیدن فیلم دردم را دوچندان کرد چون فیلم با حادثه ای که من شاهدش بودم متفاوت بود و طبق اخبار فهمیدم درظهرعاشورا در میدان ولیعصردو جوان توسط وانت نیروی انتظامی زیرگرفته شده اند. یکی جوانی که من دیدم و در ابتدای خیابان ولی عصر جنوبی زیر گرفته شد و نفر دوم که در فیلم منتشر شده در ضلع دیگری از میدان و توسط همان وانت اول زیر گرفته می شود، وانت دوم با دنده عقب گرفتن از صحنه میگریزد و وانت اول دو بار دیگر از روی قربانی دومش رد میشود.

مدتی پیش دیدم آقای احمدی مقدم بالاخره بعد از نزدیک به چهار سال وقوع چنین اتفاقی را پذیرفتند و البته گفتند بر اثر سهل انگاری یک سرباز و شلوغی این اتفاق افتاده است. من اما حاضرم هر جا که دادگاه عادلی وجود داشته باشد شهادت بدهم که نه یک اتفاق که به طور مشخص یک دستور بود. وانت نیروی انتظامی در حالی که با جمعیت فاصله بسیار زیادی داشت با کنار زدن سطل ها ی زباله ای که در مسیرش قرار داده شده بود، به سمت جمعیتی که در میدان بود با سرعت بسیار زیاد حرکت کرد و جوان را زیر گرفت. شاید آقای احمدی مقدم بعد از حصول اطمینان از اینکه عکس و فیلمی از صحنه زیر گرفتن جوان نیست در حد ویدیوی منتشر شده مسئولیت را به گردن سربازی انداخته باشند اما من شهادت می دهم که حداقل جوان اول درضلعی از میدان که تقریبا خالی از جمعیت و در فاصله ای بسیار زیاد از ماشین های نیروی انتظامی بود زیر گرفته شد جایی که نه خبری از شلوغی جمعیت ونه هیچ دلیلی برای ترس، با توجه به فاصله زیاد مردم از یگان ویژه، وجود داشت.

بعضی زخم ها هست که هرگز التیام پیدا نمی کنند. شاید ما امیدوار باشیم که به امید و لطف خدا به زودی تمام زندانی ها آزاد شوند و شاید آبادی تدریجی ایران التیامی بر سختی این سال هایشان باشد، اما درد رفتن ظالمانه یک عزیز هرگز التیام پیدا نخواهد کرد. همان طور که درد گرفتن ظالمانه سلامت عزیزی مثل حجاریان هرگز التیام پیدا نکرده و نخواهد کرد.

تنها می توانم از خدای رحمان بخواهم که همه رحمتی که در سوره الرحمن “عروس سوره های قرآن که در مراسم ختم خوانده می شود!” وعده داده است را به شهیدان و جانبازان و خانواده هایشان ارزانی کند و امید دارم که خدا توفیق دوستی و نزدیکی و دلجویی و همدردی و همدلی با این خانواده های بزرگ و انتخاب شده را به همه ما ارزانی کند.

محرم ۱۳۹۲

***

با توجه به تبلیغات سوء حاکمیت نزد افکار عمومی درباره عاشورای ۸۸ تهران و وارونه نمایی حقایق با کمک تردستی های رسانه ای، کلمه از همه حاضران وشاهدان درخواست می‌کند مشاهدات و خاطرات خود را جهت نشر و یا ثبت یا نگهداری تا زمان مناسب به نشانی info@kaleme.com ارسال کنند.

No responses yet

Nov 14 2013

سید علی گدا و ستادش

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


نیک آهنگ کوثر

No responses yet

Nov 14 2013

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس: به‌خدا قسم طرح هدفمندی شکست خورده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,یارانه

دیگربان: عزت‌الله یوسفیان‌ملا٬ عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفته که طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در ایران شکست خورده و مقام‌های دولتی باید اجرای آن را متوقف کنند.

آقای یوسفیان‌ملا به سایت محافظه‌کار «دانا» گفته که «به خدا قسم طرح هدفمندی شکست خورده»٬ اما دولت و مجلس «این موضوع را قبول ندارند.»

وی تاکید کرده «این طرح شکست خورده و شکست خوردن هم شاخ و دم ندارد» و «در حال حاضر هم نمایندگان مجلس و هم مسئولان دولتی به فکر نیستند.»

به گفته این نماینده «مجلس می‌خواهد بگوید من باعث حذف یارانه‌ها نشدم و دولت هم نمی‌خواهد این کار را انجام دهد.»

یوسفیان‌ملا در عین حال افزوده است: «اگر موضوع انتخابات آینده مجلس نبود به خدا قسم تا کنون مسئله حل و یارانه‌ها حذف می‌شد.»

به اعتقاد این نماینده مجلس «دولت و مجلس به فکر انتخابات آینده هستند و در واقع منافع شخصی نمایندگان و مسئولان دولت» وابسته به ادامه اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها است.

براساس اعلام کار‌شناسان دولت هر ماه ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان برای پرداخت یارانه‌ها کمبود بودجه دارد و در صورت ادامه این وضعیت نرخ تورم به ۴۸ درصد خواهد رسید.

طرح هدفمند کردن یارانه‌ها که در دولت دهم آغاز شد منجر به افزایش تورم و قیمت کالا و خدمات در ایران شده است.

No responses yet

Nov 14 2013

قوانین ایران به نفع گسترش مجموعه اقتصادی آیت‌الله خامنه‌ای ‘تغییر کرد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: خبرگزاری رویترز درباره مجموعه اقتصادی تحت مدیریت رهبر جمهوری اسلامی گزارش داده است که بعد از به‌قدرت‌رسیدن آیت‌الله علی خامنه‌ای، قوانین در ایران به نحوی تهیه و تنظیم شدند تا مصادره اموالی که قرار بود سرمایه اصلی ستاد اجرای فرمان امام باشند، تسهیل شود.

در این گزارش که بخش سوم آن روز چهارشنبه ۱۳ نوامبر، ۲۲ آبان از جمله کلیک به زبان فارسی منتشر شد، آمده است که در سال‌های رهبری آقای خامنه‌ای، مصادره اموال برای ستاد، “قانونی” شده و کنترل اموال به‌دست‌آمده، به ستاد سپرده شده است.

طبق این گزارش، “[آیت‌الله] خامنه‌ای و قضات و مجلس، در طی این چند سال به منظور تقویت ستاد، هم فرمان‌ها و بخشنامه‌های زیادی صادر کرده‌اند، هم تفاسیر متعدد از قانون اساسی ارائه داده‌اند، و هم رویه‌های قضایی زیادی را سند کار خود قرار داده‌اند.”

این تغییرات از جمله کمک کرده‌اند دیگر موسساتی را که می‌خواسته‌اند اموال دیگران را مصادره کنند، از صحنه رقابت کنار بزند.

طبق این گزارش، حتی فرمان رهبر جمهوری اسلامی که خصوصی‌سازی را مطابق اصل ۴۴ قانون اساسی ایران می‌شمرد، به نفع این ستاد بوده و راه این مجموعه را هموار کرد تا وارد عرصه سرمایه‌گذاری نیز بشود.

خبرگزاری رویترز کلیک می‌گوید این مجموعه اقتصادی زیر نظر آیت‌الله علی خامنه‌ای، در زمانی که تحریم‌ها بر ایران فشار می‌آورد، “بیش از پیش رونق گرفت”.

این گزارش تفصیلی، ارزش دارایی‌های “ستاد” را حدود ۹۵ میلیارد دلار تخمین زده است.

البته خبرگزاری رویترز کلیک تاکید کرده تا جایی که مدارک نشان داده، آیت‌الله خامنه‌ای از سرمایه این ستاد استفاده شخصی نکرده است.
طبق قانون اساسی

خبرگزاری رویترز می‌‌گوید کمتر نهادی در ایران، قدرت اقتصادی این مجموعه کمتر شناخته‌‌شده را دارد

دو اصل از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، به فعالیت‌های ستاد اجرای فرمان امام منجر شده است.

اصل ۴۵ که ناظر به انفال و ثروت‌های عمومی است و به دولت این قدرت را می‌دهد که زمین‌های “رها شده” و “اموال مجهول‌المالک” را در اختیار بگیرد.

اصل ۴۹ که به نوشته رویترز از اصل ۴۵ هم مهم‌تر شده، اموال “غیرمشروع” را به بیت‌المال واگذار می‌کند. این اصل ضمانت‌های گسترده‌ای علیه مصادره خودسرانه اموال تعریف کرده اما در عمل این ضمانت‌ها به‌ندرت اجرا شده‌اند.
یکه و بلامنازع

رویترز نوشته است که در سال ۱۳۷۶ شمسی،‌بلافاصله پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست‌جمهوری، قوه قضائیه ستاد را از موشکافی‌های محتمل مصون کرد.

سازمان بازرسی کل کشور که یک نهاد نظارتی عمده در ایران است، از حق بازرسی این ستاد بدون اجازه رهبر جمهوری اسلامی محروم شد.

در سال ۱۳۷۹ نیز قوه قضائیه آئین‌نامه اجرای جدیدی را تنظیم کرد که طبق آن، ستاد تنها نهادی شد که اموال مصادره‌شده را کنترل کند.

پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری نیز، قوه قضائیه در بخش‌نامه‌ای به مراجع قضایی ایران، اعلام کرد که سازمان رقیب ستاد، یعنی سازمان جمع‌آوری و فروش اموال تملیکی، اجازه مصادره اموال به نام ولی فقیه را ندارد.

فرمان رهبر جمهوری اسلامی که خصوصی‌سازی را مطابق اصل ۴۴ قانون اساسی ایران می‌شمرد، راه این مجموعه را هموار کرد تا وارد عرصه سرمایه‌گذاری نیز بشود

این سازمان، زیرمجموعه دولت و زیر نظر وزارت امور اقتصادی و دارایی است.

در دور دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی، شماری از نمایندگان مجلس درباره عملکرد ستاد اجرای فرمان امام کنج‌کاو شدند اما شورای نگهبان که اعضای آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم توسط خود رهبری منصوب می‌شوند، اعلام کرد که مجلس، اختیار نظارت بر این ستاد را ندارد.

در مجلس هشتم که گروهی از اصول‌گرایان عمیقا وفادار به آقای خامنه‌ای در آن اکثریت گرفتند، در یکی از اولین مصوباتش، آئین‌نامه‌ای را تنظیم کرد که قدرت مجلس در بازرسی سازمان‌های تحت نظارت رهبری را محدود کرد و آن را به اجازه خود رهبر مشروط کرد.

مهدی کروبی، از رهبران اعتراض‌های سال ۱۳۸۸ که اکنون هزار روز است در حبس خانگی بوده، در آن سال در نامه سرگشاده‌ای، این ستاد را به فساد متهم کرد.

آقای کروبی خود یکی از بنیانگذاران ستاد اجرای فرمان امام بود که با امضای آیت‌الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، به این سمت منصوب شده بود.

او می‌گوید آقای خمینی می‌خواسته است این ستاد تنها دو سال کار کند و بعد کار آن تمام شود. اما ستاد همچنان مشغول است و خبرگزاری رویترز از آن به عنوان امپراتوری اقتصادی آیت‌الله خامنه‌ای یاد کرده است.
پیغام ناکام به همسایه خانه پدری

مهدی کروبی، از رهبران اعتراض‌های سال ۱۳۸۸، ستاد را به فساد متهم کرد

محمد نیری که به نوشته رویترز، وکیل چندین پرونده مرتبط با مصادره اموال توسط ستاد بوده و از سال ۲۰۱۰ در بریتانیا اقامت دارد، می‌گوید قانون، مستمسک این مجموعه بوده است.

خبرگزاری رویترز در گزارش خود به سابقه خانوادگی آیت‌الله علی خامنه‌ای اشاره می‌کند که به گفته خود او، پدرش وضع مالی گشاده‌ای نداشته است.

رهبر جمهوری اسلامی همچنین در یکی از سفرهایی که به شهر زادگاه خود مشهد داشت، تعریف کرده است که چه‌طور در زمانی که رئیس‌جمهوری بوده، “پیغام” او به همسایه منزل پدری‌اش، نتوانسته جلوی احداث یک ساختمان بلندمرتبه در کنار آن خانه را بگیرد و از این بابت مادر او “نمی‌توانست دیگر بدون پادر در حیاط راه برود”.

آقای خامنه‌ای با ذکر این خاطره افزوده است این که مقام او باعث نشده است همسایه خانه پدری‌اش وادار به تغییر رفتار خود شود، “از آن چیزهایی است که در یک نظام و در یک کشور، برای همه مایه خشنودی و دل‌گرمی است.”

خبرگزاری رویترز می‌گوید که موقعیت بر‌تر آیت الله خامنه‌ای در عرصه سیاسی و نیز در عرصه نظامی به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح روشن است، ولی تحقیقاتش بعد سومی از قدرت او در عرصه مالی را نشان می‌دهد.

مقام‌های ایرانی هنوز به گزارش رویترز واکنش رسمی نشان نداده‌اند اما این خبرگزاری به نقل از حمید واعظی، مدیرکل روابط عمومی ستاد اجرایی فرمان امام، نوشته که گفته است: “گزارش‌های رویترز با واقعیت فاصله زیادی داشته و صحیح نیست.”

خبرگزاری رویترز می‌‌گوید کمتر نهادی در ایران، قدرت اقتصادی این نهاد کمتر شناخته‌‌شده را دارد و فعالیت‌‌های آن را برای قدرت اقتصادی آیت‌‌الله خامنه‌‌ای، کلیدی می‌‌شمرد.

این مطلب، یکی از گزارش‌های سه‌گانه خبرگزاری رویترز است که می‌توانید نگاهی به آنها را کلیک در این صفحه بخوانید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .