اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2014

May 08 2014

روزنامه‌نگاری مستقل یا روزنامه‌نگاری حزبی: روزنامه های زنجیره ای و رویای تغییر / ما خطا کرده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

خبرنگاران ایران: نیک آهنگ کوثر: -همین چند روز پیش بود که گروهی از طرفداران موسوی و روحانی و خاتمی، کارتونی از قبرستان روزنامه همشهری در آورده بودند و هوار کشیدند که «ایهاالناس! این نیک آهنگ در سال ۱۳۷۶، نقش جمهوری اسلامی در جنایت میکونوس را ماله‌کشی کرده است.»

دیدن این کارتون و کارتونی دیگر، به یادم آورد که روزی روزگاری در روزنامه غیر مستقل همشهری، باید چند تا طرح به سردبیری ارائه می‌کردیم تا از میان‌شان یکی انتخاب شود و گاهی هم محمد عطریان‌فر ایده‌ای را می‌داد که باید کشیده می‌شد. عطریان‌فر، یکی از اعضای برجسته کارگزاران بود و طبیعتا فیلتر و سانسورگر بزرگ یک مجموعه سیاسی. می‌دانستیم که برای چاپ کارها باید متناسب با تیترهای روزنامه و یا خبرها کار کنیم.

جو رسانه‌ها پیش از دوم خرداد با بعد از آن قابل مقایسه نبود. من نمی‌توانم از بخش بزرگی از کارهای آن زمان دفاع کنم. رسانه، وابسته به قدرت بود.

با این حال، برای آنکه ایده‌های مورد علاقه خودم را به چاپ برسانم، هر از گاهی ایده‌های سردبیر را می‌پذیرفتم، غافل از آنکه روزی به گذشته نگاه می‌کنم و افسوس می‌خورم که چرا زیر بار طراحی چنین مزخرفاتی رفته‌ام.

من این محدوده زمانی را ترکیب ایده‌ پردازی خودم و تصویرسازی نظر سردبیری برای بقا ارزیابی می‌کنم. دوره‌ای که یادآوری‌اش بد هم نیست.

فضا بعد از دوم خرداد کمی فرق کرد. بسیاری از ما که تا قبل از آن تا حد زیادی مجریان اوامر سردبیران‌مان بودیم، خواستیم خطوط قرمز را به عقب برانیم. این عقب راندن خطوط به این سادگی نبود. بایستی ظرفیت‌ سازی می‌شد.

تجربه من بعد از دوم خرداد با عطریان‌فر این بود که از ترس اینکه مبادا آزادی بیشتری بطلبم، بیشتر کارهایم را سانسور می‌کرد و من هم تعداد کمتری از پیشنهادهایش را می‌پذیرفتم.

چون بسیاری از کارهای قبل از انتخابات ایده‌هایی به نفع خاتمی بود و طبیعتا روزنامه منتشرشان کرده بود، انتظار داشتم بعد از پیروزی خاتمی، آزادی عمل بیشتری داشته باشم. این اتفاق نیفتاد. از همشهری رفتم.

فضا عوض شد. این بار با سیاسیونی روبرو بودیم که از رسانه‌ها استفاده حزبی می‌کردند. من با زنجیره‌ای خواندن این رسانه‌ها موافقم، چرا که تعداد زیادی از این نشریات محتوایی مشابه و هماهنگ شده منتشر می‌کردند.

می‌گویم هماهنگ شده، چون در مواردی تقسیم کار را دیده بودم. رسانه‌هایی متعدد با ژنرال‌هایی کم تعداد. اینکه افرادی تاثیرگذار به طور گردشی در روزنامه‌های متعددی در طول روز کار می‌کردند و سرکشی، و با سردبیران روزنامه‌های دیگر در باره مطالبی که قرار بود روزهای دیگر منتشر شود در تماس بودند و بعضا هماهنگ. ممکن است برای برخی باورپذیر نباشد، اما بودند نویسندگانی که مطالبی با محتوای نزدیک به هم را میان روزنامه‌های مختلف تقسیم می‌کردند و این تقسیم کار، بدون هماهنگی نبود.

از منظری، هدف، وسیله را توجیه می‌کرد، اما هدف واقعا چه بود؟ حذف رقیب در چارچوب جمهوری اسلامی و قدرت گرفتن بیشتر نزد افکار عمومی برای تحمیل یک ایده به قدرت قاهر. به عبارت دیگر، در این دوره شاهد «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» بودیم اما با استفاده از مهره‌های شطرنج در مطبوعات.

در مقطعی، حس می‌کردم که کار مهمی را انجام می دهیم و هر کدام از ما روزنامه‌نگاران، باری را از دوش مردم برمی‌داریم تا آزادانه زندگی کنند و آگاه باشند. احساس می‌کردیم نسبت به آینده فرزندان‌مان مسوولیتی بیش از حد و توان‌مان داریم و باید ایران را آزادتر ببینیم. خیال می‌کردم با روزنامه‌نگاری رادیکال در چارچوب رسانه‌های دوم خردادی، حتما شاهد تغییر خواهیم بود.

اما گذر زمان به من ثابت کرد که روزنامه‌نگاران، مهره‌های شطرنج و یا روغن چرخ دنده‌های موتور دولت خاتمی بوده‌اند. می‌گویید نه؟ به روزنامه‌هایی نگاه کنید که به طور هماهنگ، بسیاری از مسائل را می دیدند و گزارش می‌کردند، اما واقعیت‌های بسیاری را زیر سیبیلی رد کردند.

در ظاهر دانستن، «حق مردم» بود، اما آیا منظور، دانستن چیزهایی بود که منافع بالادستی‌های روزنامه‌های دوم خردادی را به خطر می‌انداخت؟

اگر منافع مشترک سازمان مجاهدین انقلاب و کارگزاران در وزارت نفت با جناح راست ناهم‌خوان می‌شد، روزنامه‌ها به ماجرای «پتروپارس» گیر می‌دادند. اگر مشارکتی‌های سدساز باید با سپاه کنار می‌آمدند، همه مشکلات آن حوزه محو می‌شد. اگر وزارت کشور در ورود موتورهای دیزلی دچار تخلف شده بود، کسی نمی‌فهمید. مردم نمی‌بایستی از نقش ایران خودرو در ستاندن جان شهروندان به خاطر خودروهای آلوده کننده‌اش باخبر می‌شدند.

روزنامه‌های حزبی کاملا بر اساس منافع احزاب و منابع مالی‌شان کار می کردند. آمدن مدیران حزبی به تحریریه‌ها به نفع آزادی بیان نبود، چه، آزادی نصیب کسانی می‌شد که متناسب با خواست آنها کار می کردند.

حالا بیایید ماجرا را از دریچه‌ای دیگر نگاه کنیم:فرض کنید اکبر گنجی پروژه‌ای کار نمی‌کرد و به عنوان یک خبرنگار محقق، آمار خلاف‌کاری‌های اطلاعاتی‌های جناح چپ را در می‌آورد و به سعید حجاریان برای انتشار می‌داد. خیال می‌کنید حجاریان منتشر می‌کرد؟

فرض کنید سعید لیلاز تمامی روابطش با وزارت صنایع و سازمان گسترش و الباقی را کنار می‌گذاشت و خبرنگاران را مجبور به تحقیق در باره نقش شرکت‌های خودروسازی در افزایش آلودگی هوای تهران و بررسی داد و ستد خودروسازان با تعدادی از خبرنگاران حوزه اقتصادی می کرد .

فرض کنید خبرنگاران سیاسی عصرآزادگان در باره گرفتن پول آگهی از حزب کارگزاران و نوع مطالب منتشر شده در آن مقطع تحقیق می‌کردند.

…

روزی که به خاطر یادداشت انتقادی‌ام از روند سدسازی که در روزنامه نوروز و احتمالا به دور از چشم سدسازان حزب مشارکت چاپ شده بود، از سوی دفتر رئیس جمهوری دعوت شدم، امیدوارم بودم تاثیر کار رسانه‌ای‌ام را ببینم. سه روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ بود. با یکی از بزرگ‌ترین کارشناسان مدیریت منابع آب زیرزمینی دنیا* به دیدار خاتمی رفتم که فقط به عنوان یک زمین شناس روزنامه‌نگار حرف نزده باشم. دیدار به دلم نشست، اما بعدش به سعید پورعزیزی پیشنهاد کردم به خاطر نبود کارتون انتقادی از خاتمی، داوطلبانه روزی یک کارتون برای بولتن می‌کشم که خاتمی فکر نکند این طرفی‌ها هم از او کاملا راضی هستند. این کارتون‌ها را فقط خودش و معدودی می‌دیدند، چون در آن زمان امکان کشیدن عمامه و عبا نبود. جواب منفی بود.

اشتباه از من بود، چون خیال می‌کردم تیم خاتمی دموکراسی‌خواه و انتقادپذیر هستند. کار من هم به حتم نفعی نصیبم نمی‌کرد.

سه یا چهار یادداشتم در این حوزه منتشر شد، اما برادران مشارکت مانع انتشار بعدی‌ها شدند. یکی از مشاورین وزارت نیرو بعدا گفت که کمیته‌ای متشکل از مدیران ارشد دولت به خاطر همان یادداشت‌ها تشکیل شده بود که در جوابیه‌ای بتوانند سد سازی را توجیه کنند. همان سه چهار یادداشت کوتاه، چند ده میلیون تومان خرج گذاشت روی دست آقایان. وقتی جوابیه‌شان منتشر شد، پاسخ‌نامه‌ای مطابق قانون مطبوعات نوشتم و اتفاقا از نقطه نظر کارشناسی هم همه تاییدهای لازم را داشت.

مشارکتی‌ها مانع انتشار جوابیه شدند. من همانجا وسایلم را از روزنامه نوروز جمع کردم و رفتم. مگر «دانستن حق مردم» نبود؟ مگر ایران برای همه ایرانیان نبود؟

پیام‌های مختلفی از مدیران روزنامه رسید؛ «چرا ماجرا را با کاریکاتور قاطی می‌کنی؟ کاریکاتورت را بکش»، «حالا شما بی‌خیال شوید، بعدا مساله حل می‌شود» و … حتی کسی که برای روزنامه نظرسنجی و فاصله زیاد کارهای من در آن روزنامه با دیگر همکاران را ثبت کرده بود، از من خواست مته به خشخاش نگذارم…ظاهرا بودن کارتونیست مستقل را مادامی که به حوزه وزارت نیرو و سدسازی کاری نداشت، از خدا می‌خواستند.

من بازگشتم را مشروط به انتشار جوابیه‌ام کردم. قبول کردند و گفتند جوابیه را با خودم به دفتر روزنامه ببرم. جلسه‌ای تشکیل شد و باز با انتشار جوابیه مخالفت کردند. تمام ناراحتی دوستان ازنقل قولم از سنایی بود: «چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.»

بحث کلی من در باره سدسازی چه بود؟ نوشته بودم که سدسازی بی‌رویه به محیط زیست لطمه می‌زند، بسیاری از سدها در مکان‌های نامناسبی بنا شده بودند، میزان تبخیر بالا در شرایط اقلیمی ایران، بخش بزرگی از آب سدها را از بین می‌برد و کار عمده سدسازان، جمع آوری رسوب بسیار زیاد پشت سدها بدون مدیریت حوزه آبخیز و ایجاد رسوب‌گیرهای مناسب و چند مورد دیگر بود.

امروز می‌دانیم که همان سدسازی‌ها چه بلایی بر سر کارون و دریاچه ارومیه و بسیاری دیگر از نقاط آورده است. بی‌توجهی به منابع آب زیرزمینی و عدم تغذیه لایه‌های متخلخل زمین در طولانی مدت چه آسیب‌هایی به آنها وارد می‌کند. بسیاری از سدها را کنار یا نزدیکی گسل‌های بزرگ ساخته بودند، بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه این مناطق. وقتی در نزدیکی یک گسل فعال سد می‌سازید، طبیعتا میزان خرده سنگ‌های ناشی از گسلش فراوان‌تر است، فرسایش می‌تواند بیشتر باشد و درز و ترک‌هایی که ممکن است آب سد را به بیرون منتقل کند هم فراوان‌تر. اگر سنگ‌ها آهکی باشند و غارهای ریز و کوچک (کارست) در سنگ‌های دره‌ای که سد را آنجا می‌زنند فراوان، درز رفتن آب از پیش تضمین شده است.

اما نان در سدسازی بود. دانستن، حق مردمی نبود که نمی‌دانستند چه بر سر منابع آبی‌شان می‌آید.

…

ده‌ها و شاید صدها فرض و احتمال را می‌توان مطرح کرد.

اگر روزنامه‌ها مستقل از احزاب و دولت بودند، وابسته به آگهی‌ دهندگان بزرگ دولتی نبودند و آنچه واقعا می‌بایستی به شهروندان ارائه می‌شد را ارائه می‌کردند، شاید وضع‌مان بهتر بود.

سال ۲۰۰۷ وقتی سر کلاس‌های روزنامه‌نگاری در کانادا می‌رفتم، بعد از هرجلسه دردم بیشتر می‌شد، نه از حجم درسی که داده بودند، که از خطاهایی که مرتکب شده بودیم.

یکی از مبانی مهمی که برای ما نا آشنا بود، استقلال از حوزه‌ای بود که پوشش می‌داده‌ایم: یکی از ۸ بامداد تا ۳ بعد از ظهر برای وزارت آموزش و پرورش کار می‌کند و مدیر آنجا، بعد از ظهر خبرنگار حوزه آموزش و پرورش است. یکی صبح‌ها در جهاد دانشگاهی است و شب‌ها، دبیر سرویس مربوط به آموزش عالی. یکی مدیر یکی از بخش‌های سازمان گسترش است و شب‌ها، دبیر سرویسی که باید همان حوزه را برای خوانندگان روایت کند.

شاید «دسترسی» مهم‌ترین دلیل سردبیران برای جذب این نیروها بوده باشد، اما عدم استقلال باعث انحراف ممتد افکار عمومی شده است.

اینکه گروهی از مدیران اطلاعاتی و امنیتی در روزنامه‌های مختلف به دبیری و سردبیری رسیده‌اند، استقلال عمل از خبرنگاران را در جهت منافع ساختار حکومت گرفته است. اینکه روزنامه‌ها به احزاب و گروه‌های سیاسی و مالی وابسته‌اند، باعث جعل واقعیت و پنهان ماندن بسیاری از نکاتی شده که دانستن‌شان، حق مردم بوده است.

بسیاری از ما خطاهای کاری‌مان را در روزنامه‌های داخلی نادیده گرفته‌ایم، اما بدون تردید، بسیاری از ما خطا کرده‌ایم که گاهی از سر بی‌تجربگی بوده و گاهی از سر غرور و استفاده ابزاری از وسایلی که در اختیار داشته‌ایم.

من با حضور افراد حزبی به عنوان یادداشت نویس مستقل در روزنامه‌ها مخالف نیستم، چه بسیاری از یادداشت‌های خواندنی روزنامه‌های غربی را شاغلین در گروه‌های سیاسی و مشاوران احزاب نوشته‌اند و می‌نویسند، اما تحریریه‌ها را از این افراد خالی نگه می‌دارند. البته هیچگاه شرایط ایده‌ال وجود نداشته و ندارد، اما تلاش بر سر دور ماندن از تاثیرپذیری از قدرت بوده است. بوده‌اند روزنامه‌نگارانی که بر اساس منافع قدرت، جنگ را هم توجیه کرده‌اند. جودیت میلر، خبرنگار نیویورک تایمز خدمات بسیاری به دولت بوش کرد، اما وقتی تاثیرپذیری‌اش از منابع قدرتمند معلوم شد، اعتماد بسیاری از مخاطبان از این رسانه بزرگ سلب شد.

هر کسی می‌تواند قبل از انتخابات برای رای دادن به کاندیدایی ثبت نام و به قول خارجی‌ها «رجیستر» کند، اما وقتی در تحریریه است، حزب، اولویت نیست. حتی ممکن است تحریریه روزنامه‌ای در رای‌گیری غیر علنی، به یک کاندیدا رای بدهد، اما همان روزنامه در همان روز اعلام نظر، مطلبی تحقیقی که به ضرر کاندیدا است منتشر می‌کند.

…

سال‌ها پیش با یکی از دوستان سابق دعوایی داشتم بر سر مستقل ماندن از رنگ‌ها و احزاب و گروه‌های سیاسی. دوست سابق معتقد بود که باید رنگ سبز را برگزید و زیر چتر سبزها رفت. من گروه‌های سیاسی ایرانی را مثل خیلی از همکارانم نمی‌بینم. گروه‌ها و احزابی که نقض حقوق بشر را در دوران مسوولیت خود نادیده گرفته‌اند، نباید مدافع آزادی بیان و حقوق بشر معرفی شوند. حتی سر این بحث دارم که اگر کسی به ولایت فقیه پایبند است، چرا به حبس و حصرش با دستور ولی فقیه اعتراض می‌کند؟ بسیاری از دوستان و همکارانم اما نگاهی متفاوت دارند و در چارچوب همکاری با نهادها و احزاب پایبند به جمهوری اسلامی رسانه را ارزیابی می‌کنند.

اگر فرضا من نوعی تا لحظه حضورم در کشور، به قانون اساسی و پذیرش ولی فقیه در آن قانون پایبند بودم، الان که نیستم. تبعید را انتخاب کرده‌ام که نباشم. اما برای من دردناک است وقتی می‌بینم کسانی که قربانی جمهوری اسلامی بوده‌اند، برای هر دلیلی، در جهت منافع یک جبهه سیاسی تابع ولایت قلم می‌زنند و بسیاری از واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و سعی می‌کنند مانع دیدن مردم هم بشوند.

وقتی در هنگامه انتخابات، بسیاری از خبرنگاران به بررسی پیشینه سراسر دروغ حسن روحانی نپرداختند و فضا را به نفع او و گردانندگانش اداره کردند، طعم بد وابستگی و منفعت طلبی را می‌توانستی مزه کنی.

قرار بود کوتاه بنویسم. اما تجربه فردی من نشان می‌دهد که روابط سردبیران و ناشران با قدرت یا قدرتمندان، به نفع آزادی بیان نیست و سانسور یا انتسار هدایت شده مطالب نتیجه‌اش کم دانشی مخاطبان از واقعیت‌ها خواهد بود.

*این کارشناس، پدرم بود. دکترسید آهنگ کوثر که جوایز متعدد ملی و بین‌المللی را به خاطر تحقیقات و نتایج کارش در حوزه آب و خاک برده و در دوره‌های مختلف، مدرس دانشگاه سازمان ملل برای تشریح کارش و آموزش به دانشجویانی از کشورهای خشک و نیمه خشک و بی آب بوده است. اگر به چشم خودم نتیجه کارش را ندیده بودم، باور نمی‌کردم که می‌توان با مدیریت دسرت منابع آب زیرزمینی، بیابانی چون گره بایگان فسا را پر آب کرد و حاصل‌خیز. دو تابستان را آنجا کار کرده بودم و می‌دیدم که چگونه مهار سیلاب توانسته بود لایه‌ای خاک بر روی ماسه ها بیاورد و بالا رفتن سفره آب زیرزمینی، روستاییان را به ماندن امیدوارتر کرده بود. بسیاری که برای کار به دوبی رفته بودند، برگشتند و با فروش هندوانه و خربزه به امارات، میلیونر شدند

No responses yet

May 08 2014

«دنیای اقتصاد» بررسی می‏کند: مشکل اینترنت ایران: سرعت یا کیفیت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دنیای اقتصاد: تصور عموم این است که سرعت بالاتر اینترنت لزوما به معنای کیفیت بهتر است، چرا این تصور درست نیست؟
شهرام شریف: سرعت و کیفیت پایین اینترنت این روزها به یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‏های روزمره ما تبدیل شده است. همه ما به نوعی به این شبکه ارتباطی وابسته‏ایم و صحبت کردن از الزامات «اینترنت خوب» (چیزی که اخیرا وعده دو سال بعد آن را داده‏اند) قطعا موضوعی تکراری است.
2 دولت احمدی‌نژاد و خاتمی با چالش گسترش اینترنت و تقاضای روزافزون جامعه برای اتصال مطمئن به مهم‌ترین شبکه ارتباطی جهان روبه‏رو بوده‏اند، هر 2 دولت استراتژی توسعه پهنای باند را به عنوان کلیدی‏ترین عامل توسعه در این بخش پیش رو قرار دادند و دولت روحانی نیز در هشت‌ماه نخست کاری خود همین رویه را مد نظر قرار داده است.
فارغ از دولت در بخش خصوصی نیز موضوع پهنای باند موضوعی رقابتی است. چند شرکت بزرگ خدمات‌دهنده اینترنت امروزه روی ارائه سرویس‏های مگابیتی و با سرعت بالاتر از حد متوسط ایران ورود پیدا کرده‏اند. از سوی دیگر، کاربران نیز موضوع سرعت اینترنت را عامل اصلی رضایتمندی یا نارضایتی از سرویس‏های اینترنتی خود قلمداد می‏کنند.
به بیان ساده، جامعه ایرانی امروزه سرعت بالاتر و پهنای باند بیشتر را راه‏حل اصلی مشکلات اینترنت می‏داند در کنار این هم تصور عمومی همه ما این است که قیمت اینترنت به‌خصوص در مقایسه با نوع خدماتی که به ما ارائه می‏شود بسیار بالاست. اما شاید خوب باشد نگاهی دقیق‏تر به تصورات و تحلیل‏های خود بیندازیم آیا اساسا پرسش و درک ما از «اینترنت خوب» درست است؟

اتوبان سازی راه‌حل ترافیک؟
وزیر ارتباطات اخیرا یادداشتی در شبکه اجتماعی ایرانی مورد علاقه‏اش نوشته و در آن اشاره کرده وقتی یک روز با همسرش به کوهستان رفته با چند دانشجو روبه رو شده که از او در مورد زمان افزایش پهنای باند پرسیده‏اند. او در پاسخ، شبکه انتقال داده در کشور را به شبکه آبرسانی تشبیه کرده که برای افزایش سهم آب هر نفر باید منتظر ساخت لوله‏کشی‏های جدید و افزایش قطر لوله‏ها بود. صرف‌نظر از این مشابه‏سازی که احتمالا برای ساده‏کردن موضوع انجام شده، خوب است تاملی روی اصل موضوع داشته باشیم. مثال ملموسی در این زمینه روبه روی همه ما قرار دارد. طی سال‏های اخیر در تهران بزرگراه‏ها و تونل‏های بسیار زیادی ساخته شده است. چنین حجمی از بزرگراه‏ها، پل‏ها و تونل‏ها قابل مقایسه با ۱۰ تا ۱۵ سال قبل نیست، اما پرسش این است آیا تکمیل شبکه بزرگراهی و توسعه آن کیفیت رانندگی در شهر را تغییر داده است؟

مقررات ناکارآمد و کیفیت سرویس
موضوع اشتراک‏ یک به هشت از آن موضوعات دستمالی شده و بسیار گفته شده است. بسیاری از کاربران به اشتباه تصور می‏کنند شرکت‌های اینترنتی خطوط آنها را بیش از حد استاندارد به اشتراک می‏گذارند. اما استاندارد اشتراک چقدر است؟ طبق مقرراتی که سازمان تنظیم مقررات برای شرکت‌های اینترنتی قرارداده یک شرکت اینترنتی حق دارد یک خط اینترنتی با هر سرعتی بین حداکثر ۸ نفر به اشتراک بگذارد. این میزان برای برخی سرعت‏ها خنده‌دار است. مثلا تصور کنید شرکت‌های اینترنتی سرعت اینترنت ۱۲۸ کیلوبیت خود را بین ۸ نفر به اشتراک بگذارند به این معنی است که به هر نفر ۱۶ کیلوبیت می‏رسد که سه برابر کمتر از یک خط دایال‏آپ است! قطعا هیچ شرکتی چنین کاری را نمی‏کند چون در آن صورت مشتریانش را از دست خواهد داد در عین اینکه استاندارد سازمان تنظیم مقررات را رعایت کرده است. همین مثال نشان می‏دهد که وضعیت مقررات گذاری ما در حوزه اینترنت تا چه حد اشتباه و از قضا بر خلاف مصالح کاربر است.

کیفیت سرویس ربطی به سرعت ندارد
هر چند تجربه کاربری ما از اینترنت در گرفتن خدمات از شرکت‌های‌خدمات‌دهنده اینترنت ناخوشایند است، اما بسیاری از شرکت‌های اینترنتی امروزه سرعت‏هایی بالاتر از سرعت واقعی خریداری شده به مشتریانشان ارائه می‏دهند. بسیاری از کاربران به اشتباه تصور می‏کنند هرچه میزان تعرفه سرعت بالاتری را بپردازند کیفیت اینترنت بهتری را خریداری کرده‏اند، اما واقعیت این است که ضروری‏ترین کاربردهای اینترنتی مانند دیدن صفحات وب (که روز به روز سنگین‏تر هم می‏شوند) یا مثلا تماس تصویری یا دیدن فیلم‏ به صورت آنلاین تا حد معینی نیاز به سرعت بالا دارند. به‌طور ساده یک خط ۱۲۸ یا ۲۵۶ با کیفیت برای دیدن فیلم با کیفیت معمول از یوتیوب یا تماس تصویری کاملا مناسب و کافی است. به‌طور واضح آنچه تجربه استفاده از اینترنت ما را ناخوشایند می‏کند نه پایین بودن سرعت اینترنت بلکه اختلالات و تاخیرها است. یافتن دلایل این اختلالات رضایتمندی کلی از اینترنت ایران را به‌طور چشمگیری افزایش می‏دهد. به واقع همچون شهر که با اتوبان‏ها و بزرگراه‌ها نمی‏تواند مشکلات ترافیکی‏اش را حل کند معضلات اینترنت نیز لزوما با افزایش پهنای باند و سرعت حل و فصل نمی‏شود.
امروزه عوامل متعددی برای کندی اینترنت در ایران وجود دارد که مجموعه آنها نشان‌دهنده عدم مدیریت ترافیکی مناسب اینترنتی است. به واقع افزایش قطر لوله یا ساخت لوله‏های جدید لزوما به «اینترنت خوب» ختم نمی‏شود و دو سال دیگر هم دانشجویان باز هم در کوهستان همین پرسش را از وزیر ارتباطات خواهند پرسید.

قیمت اینترنت
اینترنت گران است. این را همه می‏دانیم، اما مشکل کجاست؟ نگاهی به ساختاربندی اینترنت ایران نشان می‏دهد که دولت همچنان بزرگ‌ترین معضل در ارزان شدن اینترنت به شمار می‏آید. شرکت ارتباطات زیرساخت امروزه در مقام یک شرکت دولتی که انحصار خرید و توزیع اینترنت در کشور را برعهده دارد عمدتا بحث سودآوری را در اولویت خود قرار داده است. شرکتی که در جامه یک Big Provider یا National Provider باید منافع ملی و کاربران میلیونی و توسعه کشور را در اولویت قرار دهد امروزه اصطلاحا حق گمرکی بسیار سنگینی را روی واردات پهنای باند به کشور اخذ می‏کند که این هزینه سنگین در نهایت باعث توقف رشد اینترنت، کوچک و محدود ماندن بخش خصوصی و قیمت گران اینترنت در کشور شده است. امروزه یک خط اینترنت ۱۵۵ مگابیتی در مرز ایران قیمتی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار دارد، اما همین خط در تهران به شرکت‌های اینترنتی حدود 24 میلیون تومان به فروش می‏رسد. شرکت زیرساخت قطعا از نظر دولت شرکت درآمدزای موفق و نمونه‏ای است اما در عوض خود دولت و تمام کشور بابت عدم توسعه اینترنت در کشور فرصت و هزینه به مراتب بیشتری را نسبت به درآمد این شرکت از دست داده است. آنچه عموما در پاسخ به گرانی اینترنت به مردم گفته می‏شود این است که نگهداری شبکه انتقال هزینه دارد. اما خوب است نگاهی بیندازیم به میزان هزینه شبکه انتقال. بررسی‏های «دنیای اقتصاد» نشان می‏دهد هزینه انتقال دیتا در خارج از کشور برای هر کیلومتر حدود ۵۱۰ تومان است درحالی‌که بر اساس تعرفه‏های موجود هزینه انتقال دیتا از مرز بازرگان تا تهران به ازای هر کیلومتر ۴۵ هزارتومان است. این به این معنی است که هزینه انتقال دیتا در ایران ۸۸ برابر گران‏تر از خارج است.

سرنخ‏های گرانی اینترنت در ایران
در واقع اگر دنبال سرنخ‏های گرانی اینترنت در ایران هستیم باید بار دیگر به کل مجموعه شبکه انتقال و هزینه‏ها و تعرفه‏های آن نگاهی بیندازیم. آنچه دولت طی ماه‏های اخیر به شرکت‌ها تکلیف کرده کاهش اجباری ۲۰‌درصدی قیمت پهنای باند است. امروزه هیچ کدام از کاربران این کاهش قیمت را مشاهده نمی‏کنند دلیل آن هم این تعرفه‏های اینترنتی دارای یک سقف و کف است. یعنی شرکت‌ها می‏توانند برای کاربرانشان از یک کف تا یک سقفی به قیمت‏گذاری بپردازند. بسیاری از شرکت‌ها به‌دلیل رقابتی که در بازار عرضه اینترنت کشور وجود دارد تا قبل از این هم تعرفه خود را روی سقف قرار نداده بودند، بنابراین در مجموع با چند درصد کاهش قیمت عملا دستورالعمل دولت را هم اجرا کرده‏اند. واقعیت اما این است که چنین کاهش‏های اندک و غیر اصولی نه در سبد نهایی کاربر دیده می‏شود و نه باعث افزایش کیفیت سرویس مشتریان می‏شود. آنچه امروزه همه ما به آن نیاز داریم سرعت و کیفیت و قیمت مناسب اینترنت توأمان است.

بررسی‏های «دنیای اقتصاد» نشان می‏دهد هزینه انتقال دیتا در خارج از کشور به ازای هر کیلومتر ۵۱۰ تومان است، اما در ایران این هزینه به 45 هزار تومان به ازای هر کیلومتر می‌رسد. این یعنی هزینه انتقال دیتا داخل کشور 88 برابر گران‌تر از خارج است.

No responses yet

May 07 2014

توقیف روزنامه قانون به دلیل «انتشار خبر آزادی رویانیان»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مدیران روزنامه «قانون»، چاپ تهران، از حکم دادستان عمومی و انقلاب این شهر مبنی بر توقیف این رسانه خبر داده‌اند، امری که دلیل آن انتشار خبر آزادی محمد رویانیان عنوان شده است.

علیرضا نیکویی، رئیس شورای سیاستگذاری روزنامه قانون، روز چهارشنبه، ۱۷ اردیبهشت، به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، گفت: «نامه توقیف امروز به دست‌مان رسید. باید به دنبال کارهای رفع توقیف برویم که به نظر می‌رسد حداقل سه ماه برای به سرانجام رسیدن کار معطل شویم.»

روزنامه قانون در شماره روز چهارشنبه خود از آزادی محمد رویانیان، دبیر پیشین ستاد سوخت و مدیرعامل سابق باشگاه پرسپولیس، به قید وثیقه‌ای ۱۰۰ میلیارد تومانی خبر داده بود و اکنون از سخنان مدیران این رسانه برمی‌آید که همین خبر دلیل اصلی توقیف آن بوده است.

در این حال مقامات قوه قضاییه ایران از اظهار نظر درباره بازداشت و شایعه آزادی آقای رویانیان خودداری می‌کنند و تنها سخنگوی قوه قضاییه بدون اشاره به نام خاصی گفته است که سه نفر به خاطر پرونده تخلفات ستاد سوخت بازداشت شده‌اند.

اما برخی وب‌سایت‌های خبری و تحلیلی مانند «پیام نو»، خبر آزادی آقای رویانیان را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند که او همچنان در اوین به‌ سر می‌برد.

اتهام محمد رویانیان به‌طور دقیق مشخص نیست، اما رئیس کنونی ستاد سوخت ایران گفته است که در دوران ریاست آقای رویانیان در این ستاد برخی «سوءاستفاده‌ها و انحرافات مالی» رخ داده است.

روزنامه قانون نیز در گزارش خود با اشاره به نقل قول‌های مختلفی که حکایت از تخلفات آقای رویانیان دارد، آزادی او را مایه «تعجب» دانسته بود.

اما منبع خبری روزنامه قانون در این باره خبرگزاری دانا بوده است، موردی که رئیس شورای سیاستگذاری قانون نیز در گفت‌وگوی خود با ایرنا به آن اشاره می‌کند.

علیرضا نیکویی اظهار داشت: « چرا باید خبری را یک خبرگزاری خاص منتشر کند، هیچ برخوردی با آن صورت نگیرد، اما همان را یک روزنامه به چاپ رساند، نامه توقیف بگیرد.»

به گفته آقای نیکویی، رفتار دادستانی تهران در این باره دوگانه بوده و جای انتقاد دارد.

اما قانون نخستین روزنامه‌ای نیست که در ماه جاری با حکم توقیف روبه‌رو شده است. قوه قضاییه ایران اوایل اردیبهشت‌ماه جاری نیز حکم به توقیف روزنامه ابتکار به خاطر تیتر این روزنامه در گزارش تغییر رئیس سازمان زندان‌ها داد.

در تیتر روزنامه ابتکار از واژه «برکناری» استفاده شده بود، در حالی که قوه قضاییه ایران می‌گوید رئیس سابق سازمان زندان‌ها برکنار نشده بلکه تنها سمت او تغییر کرده است.

روزنامه ابتکار چند روز بعد از آن رفع توقیف شد. با این حال هنوز روزنامه‌هایی هستند که در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی توقیف شده‌اند و همچنان در توقیف به‌ سر می‌برند، مانند روزنامه‌های بهار و آسمان.

No responses yet

May 07 2014

دعوای رئیس‌جمهور و دادستان بر سر فیلترینگ “واتس‌اپ”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهوری اسلامی ایران و کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه به ریاست دادستان کل کشور بر سر فیلترینگ اپلیکیشن‌های ارتباطی دچار اختلاف نظر شده‌اند. “واتس‌اپ” تازه‌ترین موضوع این دعواست.

یکی فیلتر می‌کند و آن دیگری دستور توقف اجرای فیلترینگ را می‌دهد. در حالی که هفته گذشته کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، فیلترینگ اپلیکیشن واتس‌اپ را تصویب کرد، رئیس جمهوری دستور توقف فیلترینگ این نرم‌افزار را صادر کرده است.

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات روز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت، ۶ مه در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر اظهار داشت: «دستور توقف فیلتر شبکه اجتماعی “واتس اپ” که از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اعلام شده، توسط رئیس جمهور صادر شده است».

در مقابل دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه اعلام کرده: «رئیس‌جمهور رأساً نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق شده و صلاحیت قانونی تصمیم‌گیری در مورد شبکه‌های اجتماعی را از این کارگروه سلب و آن را بر عهده شورای‌عالی فضای مجازی قرار دهد».

به گفته وزیر ارتباطات، موضوع فیلترینگ “واتس اپ” در شورای‌عالی فضای مجازی مطرح شده و رئیس جمهور به عنوان رئیس این شورا دستور داده که این موضوع متوقف شود و این کار انجام نشود.

محمود واعظی در عین حال تصریح کرده که وظیفه دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، این نیست که برای شخص رئیس جمهور و برای شورای‌عالی فضای مجازی که هیچ ارتباطی با این کارگروه نداشته و یک مجموعه بالادستی است تعیین تکلیف کند.

وزیر ارتباطات همچنین تاکید کرده که دولت موافق بستن شبکه‌های اجتماعی خارجی که مخرب نیستند و به اخلاق و عفت عمومی لطمه‌ای نمی‌زنند نیست و تا زمانی که جایگزینی برای این شبکه‌ها در کشور نباشد، دولت موافق مسدود کردن آنها نیست.

وجود دو نهاد موازی برای یک منظور

سال ۱۳۸۸ قانون جرایم رایانه‌ای در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. در ماده ۲۲ این قانون، قوه قضائیه مکلف شد تا کارگروهی را با عضویت مقامات عالی کشور از هر سه قوه قضائیه، مجریه و مقننه، شامل ۶ وزیر از دولت، دو نفر نماینده مجلس شورای اسلامی و به ریاست دادستان کل کشور تشکیل دهد. بر اساس این قانون، تعیین مصادیق عینی محتوای مجرمانه و همچنین ضوابط فنی پالایش آن‌ها از طریق ارائه دهندگان خدمات دسترسی و میزبانی بر عهده این کارگروه است. همچنین کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه بر محتوای منتشر شده در فضای مجازی هم نظارت می‌کند.

علاوه بر این بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۲ این قانون ، کارگروه مذکور مسئولیت رسیدگی به شکایات مردمی در خصوص مصادیق پالایش شده را بر عهده خواهد داشت و تصمیم کارگروه در این رابطه قطعی است.

دوسال پس از آغاز کار این گروه، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی دستور تشکیل شورای عالی فضای مجازی را داد. وی در نامه‌ای که در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۰ منتشر شد، ریاست این شورا را به شخص رئیس‌جمهور واگذار کرد.

اعضای این شورا عبارتند از: رئیس جمهور به عنوان رئیس شورا، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیما، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر فرهنگ و ارشاد، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر اطلاعات، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران و فرمانده نیروی انتظامی.

آیت‌الله خامنه‌ای در این نامه وظیفه این شورا را اینگونه توضیح داده است: «این شورا وظیفه دارد مرکزی به نام مرکز ملّی فضای مجازی کشور ایجاد نماید تا اشراف کامل و به روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی و تصمیم‌گیری نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه کشور با این موضوع از حیث سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی در چارچوب مصوّبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقیق تصمیمات در همه سطوح تحقق یابد».

تا زمانی که احمدی‌نژاد ریاست جمهوری را بر عهده داشت، اختلاف فاحشی بین تصمیمات این دو نهاد روی نداد اما با روی کار آمدن حسن روحانی، اختلافات بین این دو نهاد آشکار شد.

در جدیدترین مورد که به فیلترینگ واتس‌اپ مربوط می‌شود، ریاست جمهوری معتقد است شورای عالی فضای مجازی بالاتر از کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه قرار دارد و می‌تواند مصوبات آن را ملغا کند. دبیر کارگروه اما می‌گوید رئیس‌جمهور نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه شود.

حالا نرم‌افزار واتس‌اپ مانده و هزاران کاربر آن در ایران که منتظرند تا ببینند این کانال رایگان ارتباطی تا کی و کجا می‌تواند در برابر اختلافات درون گروهی دولتمردان، دوام بیاورد.

No responses yet

May 07 2014

گفتگو با پدیده‌ای به نام «دی‌جی فسنقری»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی


ایسنا: ترجیع بند جملاتش «مردم» است. می‌گوید: «من عاشق کشورم هستم، عاشق مردمم هستم و ارادتمند تمام مردمی که در این مدت به من لطف داشتند.» گپی مختصر و تلفنی با حسین فسنقری داشتیم، تا کمی بیشتر با این کپسول شادی آشنا شویم. ساده و صمیمی با لهجه شیرین سبزواری‌اش به سوالاتمان پاسخ داد.

به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد با این مقدمه، گفت‌وگوی خود با پدیده این روزهای شبکه‌های مجازی را منتشر کرده که مشروح آن در پی می‌آید:

متولد چه سالی هستید؟

سال 61 در سبزوار به دنیا آمدم، در حال حاضر هم ساکن سبزوارم. چند سالی است که ازدواج کرده‌ام و مهم‌ترین علاقه‌مندی‌ام هم موسیقی است.

موسیقی را از چه سنی شروع کردید؟

13 سال است که کار موسیقی می‌کنم، خیلی علاقه دارم به ساز و موسیقی، اگر به من یک ضرب هم بدهند می‌توانم با همان ساز یک مجلس را گرم کنم، از کودکی به موسیقی علاقه داشتم. کلا از شادی و خوشحالی لذت می‌برم.

در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید؟

من لیسانس عمران از دانشگاه سبزوار دارم.

گفتید متاهلید. در مراسم ازدواج خودتان از دی‌جی‌ها راضی بودید؟

دوستانم به من لطف داشتند و مراسم را به شکل بسیار خوبی برگزار کردند، البته من خودم هم تا حدودی کنارشان بودم تا شادی بیشتری در مراسم باشد چون من فکر می‌کنم موسیقی آدم‌ها را به وجد می‌آورد. اینکه کسی یک میکروفن دستش بگیرد و پشت کیبورد بایستد و آهنگی بزند به تنهایی جوابگو نیست. من دوست دارم مردم به وجد بیایند و شاد باشند و نیرو بگیرند.

نخستین بار کی خبر‌دار شدید که کلیپتان را روی اینترنت منتشر کرده‌اند؟

تقریبا یک هفته پیش بود. من خودم صفحه شخصی ندارم در فیس‌بوک، این کلیپ را هوادارانم که به من محبت داشتند روی اینترنت گذاشتند. آنقدر به من محبت دارند که شرمنده می‌شوم از این برخورد و محبت مردم. من کلا اهل اینترنت نیستم. دوستان به من خبر دادند که تصویر یکی از مجالس روی اینترنت است.

جالب‌ترین نکته‌ای که در این صفحات فیس‌بوکی دیدید چی بود؟

من خودم صفحه شخصی ندارم. این صفحات را هوادارانم زحمت کشیدند و ایجاد کردند. بهترین نکته این بود که مردم از شادی و خنده حرف می‌زدند، می‌گفتند از دیدن این کلیپ شاد شدیم و خندیدیم. اینکه مردم روحیه خوب پیدا کردند و خوشحال شدند برای من بهترین چیز بود.

فکر می‌کنید چرا در این زمان کم اینقدر محبوب شدید؟

مردم ما به شادی علاقه دارند، دوست دارند بخندند، شاد باشند، من خودم معتقدم که خوب است همیشه لب آدم‌ها پر از خنده باشد، شادی همه‌ چیز را تضمین می‌کند، شما وقتی شاد هستید همه‌چیز کمکتان می‌کند که یک زندگی بهتر و قشنگ‌تر داشته باشید.

به جز اجرای موسیقی در مجالس، شغل دیگری هم دارید؟

در کنار این کارهای دیگر هم انجام می‌دهم، پروژه‌های مرتبط با رشته تحصیلی‌ام هم اگر باشد با دوستان همکاری دارم. کار نقشه‌برداری و کارهای ساختمانی در حوزه عمران انجام می‌دهم اما چون به کار موسیقی علاقه دارم، پیگیر این حوزه هم هستم.

انتشار این کلیپ‌ها در اینترنت چقدر باعث شده که کارتان رونق بگیرد؟

من قبل از این داستان هم مجلس‌های زیادی دعوت می‌شدم چون در شهرمان شناخته‌شده هستم. حدود 13 سال است که کار موسیقی می‌کنم، حتی برای اجرای برنامه در شهرهای دیگر مثل شیراز و اصفهان هم دعوت می‌شدم. حالا هم مردم تماس می‌گیرند و می‌گویند که کلیپ جدید بگذارم در اینترنت، من می‌گویم من اصلا اهل اینترنت نیستم و فیس‌بوک ندارم که بخواهم کلیپ جدید بفرستم.

صفحه هواداران فیس‌بوکی شما در عرض دو هفته حدود 100 هزار لایک داشته، نظر شما در این رابطه چیست؟ حرفی ندارید به این مردم بزنید؟

این از محبت مردم است. من گاهی از دیدن این‌ همه محبت اشک در چشمم جمع می‌شود. در یک جمله کوتاه به مردم فقط می‌گویم همه‌تون رو دوست دارم و عاشق همه‌تون هستم.

چقدر خودتان را سانسور می‌کنید؟

تا حدی که مردم بپسندند و خوشحال باشند و تا جایی که مردم از من توقع دارند سعی می‌کنم شادشان کنم. سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد خودم باشم و در خدمت مردم، برای شاد شدن مردم.

چه آرزویی دارید؟

آرزوی من آرزوی مردم است، دوست دارم هموطنانم همیشه شاد باشند و بخندند.

در حوزه موسیقی دوست دارید کار مستقلی انجام دهید به عنوان خواننده؟

اگر در آینده فرصتش پیش بیاید چرا که نه؟ البته تا به حال به‌طور جدی به این مساله فکر نکرده‌ام اما اگر فرصتی پیش بیاید قطعا استفاده می‌کنم.

انتهای پیام

No responses yet

May 07 2014

نبایدهای فرهنگی هاشمی رفسنجانی: جامعه باید از دگم‌های سنت رها شود/ ما حق نداریم در عقاید و زندگی مردم وارد شویم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

فرارو: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه مهمترین کار کشور عقلانی کردن مدیریت است افزود: این کار باید از همه جا شروع شود، از مدرسه تا دانشگاه باید عقل را در نظر بگیریم.

آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در نشست فرهیختگان، نخبگان، اصحاب فرهنگ و هنر که امروز در مرکز کتابخانه ملی برگزار شد با ابراز خرسندی از حضور در این مراسم گفت: بهتر دیدم صحبت را از مطالبی آغاز کنم که میهمانان و سخنوران قبلی مطرح کردند و سوژه بگیرم و در مورد آنها صحبت کنم، البته من اگر می دانستم در این مراسم قرار است آثار من مورد بررسی قرار گیرد قبول نمی کردم چون این جلسه تنزل پیدا می کرد.

وی سپس با بیان این که این جا یکی از کتاب های من معرفی شد افزود: بحثی که الان می خواهم بکنم در مورد همین کتاب است و آن کتاب روشنفکری دینی و آزاد اندیشی دینی است که مطالب آن را خودم نوشتم و در مقوله فرهنگ بسیار مهم است.

هاشمی با بیان این که جامعه ما از حالات سنتی عبور کرده افزود: به فضل میلیون ها فرد تحصیل کرده، روحانی و دانشگاهی الان جامعه فرهیخته ای داریم. مبحث اصلی که امروز می خواهم مطرح کنم مبنایش تعقل است. جامعه باید عقلانی شود و از دگم هایی که سنت به جامعه تحمیل کرده باید رها شود نه این که سنت را فراموش کنیم ولی به هر حال شرایط زمان و مکان که جزو دستورات اسلامی است را باید مراعات کنیم

وی با اشاره به اینکه مهمترین کار کشور عقلانی کردن مدیریت است افزود: این کار باید از همه جا شروع شود، از مدرسه تا دانشگاه باید عقل را در نظر بگیریم که خیلی جاها عقل جایش خالی است زیرا که عقل باید سرمنشاء باشد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در اسناد معتبر ما که همه قبول دارند دو پیغمبر برای انسان ها است. یکی پیغمبر باطن که عقل است و دیگری رسول که در اختیار ما گذاشته شده.

وی با بیان این که ما نمی توانیم از عقل غفلت کنیم اظهار داشت: علت هم این است که دوره پیغمبر تمام می شود و طبیعی است آن موقع شرایطی نبوده که همه چیز گفته شود لذا عقل باید دخالت کند.

هاشمی رفسنجانی با بیان این که آرزو دارم برای نجات فرهنگ اقدامی کنم افزود: دوست دارم کاری انجام بدهم برای این تلقی که از فرهنگ می شود مثلاً برخی از نیروهای سنتی در بحث فرهنگی مسایل شان آرایش و رنگ مو و موسیقی و اینها است و جلسه را بر هم می زنند و خیال می کنند فرهنگ این است. فرهنگ این نیست، اگر هم باشد یک هزارم است از فرهنگ.

وی افزود: جامعه را باید عقلانی کنیم و جلوی دگماتیسم جامعه که رنج می دهد را بگیریم. یک بار آقا در دوران ریاست جمهوری مساله تهاجم فرهنگی را مطرح کردند. در نماز جمعه همه گفتند روسری و این جور مسایل. آقا گفتند ما چی گفتیم، اینها چی گفتند. بله. عفت از مظاهر فرهنگ است ولی باید به مساله فرهنگ جور دیگر توجه کنیم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: فرهنگ باید مصداق خاص رهبری باشد و من می دانم رهبری راضی نیستند که سال فرهنگ دنبال اینها باشیم که کسی که خوب می خواند را از میدان به در کنند و خانمی که قیافه خوبی دارد پیدا نشود. این حضور و این رفتار منفی است که وجود دارد و در اصل در دین ما هم آمده.

وی ادامه داد: ما حق نداریم در عقاید و زندگی مردم وارد شویم و در زندگی مردم تجسس کنیم. ما حق نداریم افکار مردم را بفهمیم چه برسد به این که اسرار آنها را افشا کنیم ما نباید به اسم امنیت مرتکب چنین خطایی شویم. ما حق نداریم از منازل و ماشین های مردم شنود کنیم. این کارها ضداخلاقی است.

هاشمی در ادامه به خاطره ای از دوران قبل از انقلاب و نقش محمود دعایی در آن دوران اشاره کرد و گفت: از همان روزهای اول مبارزه با دعایی و با دوستان دیگر در میدان بودیم. همه ما اسم مستعار داشتیم، اسم ایشان علی خراسانی و یکی دیگر علی اراکی بود. اسم ها همه مخفی بود در این کارها بالاخره لو رفتیم. بعد از سال 46 جشنی گرفته بودند و من مقاله یا در مورد این جشن نوشتم با نام عزایی به نام جشن. آقای دعایی پلی کپی کردند و منتشر شد ولی این مقاله لو رفت و من را گرفتند و بردند و به دنبال آقای دعایی می گشتند می خواستند او را بگیرند اما نتوانستند و مرتب مرا تحت فشار گذاشتند تا بگویم او کجاست. ما را در اتاق های تاریک نگه می داشتند و طلبه های جوانی که چهره هایشان شبیه ایشان بود را می آوردند و می پرسیدند این بود یا نه و من هم می گفتم نه. بالاخره آقای دعایی دست بسیار خوبی داشتند در فرار کردن، لذا پیغام دادیم به ایشان که از ایران برود و دعایی رفت عراق پیش امام(ره)، جایی که همه ما آرزو داشتیم برویم.

وی ادامه داد: یک دفعه ما صدای ایشان را از رادیو عراق شنیدیم، خیلی خوب صحبت می کرد ولی خاطره شیرین من این است که می خواهم الان بگویم. ایشان مادری داشتند در ایران که بسیار پیر بود و از این مساله بسیار ناراحت بود لذا تصمیم گرفتم مادرشان را برسانم به آقای دعایی. بالاخره در اطرافیان ما کسانی بودند که هویت عراقی داشتند. یک برگه کوچکی بود که برای ایشان گرفتیم. سوار ماشین خودم کردم و بردم گاراژ به همراه یک هدیه قالیچه دستباف ایرانی و چیزی مثل یک کتاب درست کردیم که اطلاعات داخل در آن بود می خواستیم برسد دست امام و خدا را شکر این کار انجام شد و من بسیار خوشحالم که مادر را به پسرشان رساندم.

هاشمی رفسنجانی در ادامه سخنان خود به تشریح کتاب آزاداندیشی دینی خود پرداخت و گفت: جزوه ای که نوشتم بنام آزاداندیشی دینی است. دو مطلب در این رابطه مطرح است یکی اینکه آزاداندیشی کاملا مطلق باشد اما من اعتقاد دارم باید آزاداندیشی در چارچوب اسلام و در فهم اسلام باشد. این دو را مقایسه کردند، امتیازاتی به آن دادند و امتیازاتی به این و نتیجه این شد که حکم عقل حجت است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به روایتی از ائمه اطهار(ع) افزود: فرهنگ ما باید مکارم اخلاقی باشد. باید بتوانیم مکارم اخلاقی را شکل دهیم که در این صورت جامعه، موعود الهی است. مکارم اخلاقی 75 مورد است که در مقابلش 75 مورد رذایل اخلاقی داریم، مثل صداقت در مقابل ریا، شجاعت در مقابل ترس از وارد شدن به حقیقت. اخلاق ما اینها است و اینها باید ارج نهاده شود.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه امسال، سال فرهنگ است خدمتی که می توانیم بکنیم در راستای سخنان رهبری انجام دهیم این است که فرهنگ اسلامی را تعریف کنیم و جامعه را روی اینها تقویت کنیم. همه این کارها که انجام می شود، ضد اخلاقی است، مثل خیانت اما اگر اسلام را مراعات کنیم فساد و دست اندازی به اموال مردم از بین می رود.

هاشمی رفسنجانی با اشاره به اینکه جامعه را باید با اخلاقیات اسلام همراه کنیم، افزود: من کمک می کنم و آقایان هم شروع کنند یک معنی و مصداق که رهبری می خواهد پیدا کنند را انجام دهند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: ما یک کشور تازه رسیده نیستیم و هزاران سال تمدن داریم، لذا واقعا یکی از مجموعه های عظیم دنیا در اسناد هستیم و اگر موزه های مهم دنیا را ببینید آثار ایرانی در همه آنها وجود دارد و این مراکز و اسناد را باید بیشتر به مردم معرفی کنیم.

No responses yet

May 06 2014

رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری: حرف‌های علی جنتی درباره سانسور شوخی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دیگربان: رضا اکرمی٬ رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری اظهارات علی جنتی وزیر ارشاد درباره سانسور را «شعار» و «شوخی» دانسته و گفته جنتی بر کار‌های خود در وزارت ارشاد «تسلط» ندارد.

آقای اکرمی در گفتگو با سایت محافظه‌کار «نماینده» با انتقاد از برخی اظهارنظر‌های حسن روحانی و علی جنتی٬ از مشکلات فراوان دولت یازدهم در زمینه اقتصادی سخن به میان آورده است.

این روحانی محافظه‌کار اظهارات روحانی درباره تفاوت نداشتن هنرمند ارزشی و غیرارزشی از سوی دولت را «تعارفات نسنجیده‌ای» دانسته که برای ایجاد «امید» بیان شده است.

اکرمی در بخش دیگری از این گفتگو به انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد پرداخته و گفته «آقای جنتی خیلی بر کارهای خود تسلط ندارد و گرنه یک وزیر باید اول کارمندان خود را جمع و کنترل کند.»

وی همچنین به مشکلات زیاد دولت در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی اشاره کرده و افزوده «وقتی کسی اینقدر گرفتار است به مسائل فرهنگی نمی‌رسد.»

رضا اکرمی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز تهران است که از سوی روحانی برای همکاری با دولت یازدهم دعوت و در نهاد ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.

No responses yet

May 06 2014

رویانیان بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایرنا: یک منبع آگاه ضمن اعلام بازداشت «محمد رویانیان» مدیر عامل سابق باشگاه پرسپولیس و رییس سابق ستاد سوخت، افزود: وی در ارتباط با پرونده ستاد سوخت بازداشت شده است.

این منبع آگاه روز سه شنبه به خبرنگار حقوقی و قضایی ایرنا گفت: قرار بازداشت رویانیان از سوی شعبه 15 دادسرای کارکنان دولت صادر شده است.

بر اساس این گزارش، رویانیان پیشتر در ارتباط با پرونده ستاد سوخت به شعبه 15 دادسرای کارکنان دولت احضار و تفهیم اتهام شده بود.

حجت الاسلام والمسلمین «غلامحسین محسنی اژه ای» سخنگوی قوه قضاییه و دادستان کل کشور نیز هشتم اردیبهشت ماه در نشست خبری درباره پرونده ستاد سوخت گفت: تا کنون سه نفر در این خصوص بازداشت شده اند و بقیه با قید وثیقه آزاد هستند.

رویانیان نیز پیشتر درباره احضار خود به دادسرا در ارتباط با پرونده ستاد سوخت گفته بود: به دادسرا رفتن جرم نیست و قوه قضاییه و دادسرا خانه من است.

No responses yet

May 06 2014

ربیعی: 2 میلیون شغل سخت متقاضی ندارد: سونامی 11 میلیونی بیکاران باسواد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

اقتصادآنلاین: وزیر کار دولت تدبیر و امید می گوید سیمای بازار کار کشور دستخوش تحولات اساسی شده و نگاه کارجویان به اشتغال عوض شده است. در عین حال، نتایج یک بررسی نشان می دهد 2 میلیون شغل سخت و فیزیکی کشور خریداری ندارد.

البته دولت سیاست امسال اشتغال زایی را در کشاورزی، گردشگری، فناوری های نوین، ساماندهی واردات، فعال سازی ظرفیت های خالی و بهبود فضای کسب و کار قرار داده است.

اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و ضعف های این گروه از کارجویان از مواردی است که مورد توجه دولت تدبیر و امید قرار گرفته و همواره درباره خطر بیکار ماندن این دسته از کارجویان هشدارهایی داده می شود.

تاکنون آمارهای مختلفی نیز در این بخش ارائه شده است. علی ربیعی در این زمینه معتقد است بزودی 4 میلیون و 500 هزار دانشجوی در حال تحصیل کشور راهی بازار کار خواهند شد و به جمعیت متقاضیان شغل کشور می پیوندند.

همچنین وزیر کشور گفته است تا سال 1400 یعنی کمتر از 8 سال دیگر تعداد بیکاران کشور تنها در بخش فارغ التحصیلان و درس خوانده ها به 11 میلیون نفر بالغ خواهد شد. وی هشدار داده است باید دستکم سالیانه میزان رشد اقتصادی کشور به 6.5 درصد برسد تا بتوان به تقاضای کار این گروه عظیم از کارجویان پاسخ داده شود و ادامه روند فعلی فعالیت های اقتصادی، چاره ساز نیست.

هشدار درباره سونامی 11 میلیونی بیکاران باسواد

کارشناسان بازار کار در کنار نامتعادل بودن عرضه و تقاضای نیروی کار در کشور و پایین بودن میزان فرصت های شغلی؛ یکی از مهم ترین موانع اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی را ناکارآمدی آموزش های تئوری در دانشگاه ها و آشنا نبودن کارجویان فارغ التحصیل با نیاز بازار کار می دانند.

از اینرو به تازگی سازمان فنی و حرفه ای کشور طرحی را در دست تهیه دارد که طی آن قرار است آموزش هایی در زمینه مهارت انجام شغل به آنها ارائه شود. ممکن است این روش بتواند تا حدودی به اشتغال برخی فارغ التحصیلان دانشگاهی کشور کمک کند.

علی ربیعی با تاکید بر اینکه الگوی اشتغال کشور باید متناسب با سیمای متحول شده بازار کار ترسیم شود گفت: سیمای کار کشور در سال های اخیر دستخوش تحول اساسی شده و الگوی اشتغال کشور باید بر مبنای این تغییرات با تدبیر ترسیم و اجرایی شود.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تاکید بر اینکه در حال حاضر تناسب عرضه نیروی کار با تقاضا همخوانی ندارد اظهارداشت: از طرفی انتظارات و الگوی کار متقاضیان در برخی از مشاغل سخت تغییر کرده است.

وی توضیح داد: بر اساس ارزیابی های انجام شده حدود 2 میلیون شغل سخت و یدی در کشور داوطلب ایرانی ندارد و تقاضاهای شغلی از نظر اثرگذاری جنسیت و ماهیت فعالیت شغلی با واقعیتهای کنونی جامعه در بسیاری از مواقع همراستا نیست.

2 میلیون شغل سخت بدون متقاضی

ربیعی ادامه داد: امروز نمی توان به تولید انبوه شغل ساده اکتفا کرد چرا که نیازهای دنیای آمیخته با فناوری، نگاه به کار را تغییر داده و ارائه خدمات و پرداخت دستمردها، بالا بردن بهره وری کار و ایجاد نشاط کسب و کار برای هر رسته شغلی، موضوعی مهم و در خور توجه است.

وزیر کار خاطرنشان کرد: اهمیت ایجاد شغل برای کشور در شرایطی است که در چند سال اخیر بنیه اقتصاد کشور به شدت ضعیف و بیمار شده و نرخ رشد منفی 5 درصد را تجربه کرده و توان تضمین فعالیت های اقتصادی، کوچکتر شده است.

وی اظهارداشت: بر اساس محاسبات انجام شده اگر بخواهیم تا سال 1404 به تورم مهار شده دست یابیم باید هر ساله نرخ رشد 7 درصدی را داشته باشیم و این به معنای کارگاه عظیم اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و روابط کار است.

ربیعی افزود: پس از ارتقای سلامت، مهم ترین برنامه دولت تدبیر و امید ترمیم ساختار بیمار اقتصاد کشور است و برای تحقق عملی این شعار نیاز است که جهت دهی مناسب منابع مالی در حوزه تولید و اشتغال زایی معنادار و متناسب با نیازهای کشور دنبال شود.

وزیر تعاون، کار و رفاه تاکید کرد: دولت یازدهم الگوی اصلاحات اقتصادی را با محوریت فعال سازی توان داخل و اقتصاد درون زا و تسهیل روابط خارجی دنبال می کند و معتقد است با باز کردن یکی به یکی گره های تحریم ظالمانه و راهبردهای حساب شده در تولید و اشتغال می توان تورم را مهار کرد و به رشد اقتصادی مورد انتظار دست یافت.

رئیس جمهور گزارش‌های اشتغالی می‌دهد

وی گفت: ایجاد ثبات در تصمیم های اقتصادی و شفاف سازی برنامه ها برای سرمایه گذاران اقتصادی از مهم ترین برنامه هایی است که دولت در پی آن است. ربیعی تصریح کرد: ما معتقدیم که دولت تدبیر و امید توانسته تاکنون در پیشبرد اقدامات اصلاحی اقتصاد موفقیت های نسبی داشته باشد و امید است امسال با تزریق بخشی از درآمد هدفمند کردن یارانه ها گام های اصلاحی این حوزه شتاب گیرد.

ربیعی عنوان کرد: در نشست اخیر شورای عالی پول و اعتبار کشور تصمیمات خوبی برای کاهش نرخ تسهیلات اعطایی حوزه تولید گرفته شده و آئین نامه ها و مقررات آن بزودی ابلاغ خواهد شد.

وزیر کار در بخشی از سخنانش با بیان اینکه برخی از فرصت های شغلی در صنایع پایه و بزرگ هزینه های بسیار سنگینی دارد گفت: به دلیل بالا بودن این هزینه ها امسال جهت گیری ایجاد شغل به حوزه های دیگر کشیده شده به طوری که در رایزنی با وزارت جهاد کشاورزی 200 هزار شغل در مشاغل وابسته این بخش و حجم قابل توجهی نیز در حوزه گردشگری و فناوری نوین تعهد شده است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، وی ادامه داد: دامنه وسیعی از برنامه ها در بهبود فضای کسب و کار، ایجاد مشاغل جدید، ساماندهی واردات و فعال سازی ظرفیت های خالی تولید در دست انجام است و آقای رئیس جمهور در گفتار مستقیم با مردم از این پس اخبار متعددی را در حوزه اشتغال خواهند داشت.

No responses yet

May 05 2014

روزنامه «جمهوری اسلامی»: ادبیات مسئولان نظام سرشار از فحش و تشر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: روزنامه «جمهوری اسلامی» از اینکه بعضی مسئولان «سطح بالای نظام» عرصه سیاسی کشور را به «شوره‌زار فحش و تشر» تبدیل کرده و در فحش دادن «به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند» انتقاد کرده است.

«جمهوری اسلامی» این انتقاد را در سرمقاله روز دوشنبه (۱۵ اردیبهشت ماه) با عنوان «باغ به جای شوره زار» مطرح کرده است.

به نوشته این روزنامه «کم نیستند مواردی که افرادی از مسئولان نه تنها به سران کشورهای دیگر بلکه حتی به خودی‌ها فحش و ناسزا می‌گویند و درصدد بر می‌آیند با تشر زدن‌هایشان اهداف خود را به پیش ببرند.»

«جمهوری اسلامی» افزوده «متأسفانه بعضی از مسئولان سطح بالای نظام در اظهارات هفتگی خود، با کلمات و عباراتی که زیبنده جایگاه وی نیست هرکس را که نمی‌پسندد به باد ناسزا می‌گیرد و در این فحش دادن و تشر زدن، خودی و بیگانه نمی‌شناسد و به صغیر و کبیر نیز رحم نمی‌کند.»

این روزنامه در عین حال از این که از جایگاه نماز جمعه در تهران و بعضی شهر‌ها «سخنان، کلمات و تعبیراتی شنیده می‌شود» که با «رسالتی» که ائمه جمعه برعهده دارند در تضاد است٬ انتقاد کرده است.

اشاره این روزنامه به اظهارات احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد است که در خطبه‌های نماز جمعه این شهر در واکنش به اظهارات محمود واعظی٬ وزیر ارتباطات درباره رفع فیلتر فیس‌بوک بیان شده بود.

آقای علم‌الهدی گفته بود: «من نمی‌دانم این‌ها وقتی پیر می‌شوند چرا این حال را پیدا می‌کنند و به چهار قدمی چاله مرگ که می‌رسند این حرف‌ها را می‌زنند.»

«جمهوری اسلامی» از امام جمعه مشهد خواسته به این سؤال پاسخ دهد که چرا با یک «مسئول متدین دولت اسلامی با چنین لحنی غیرمحترمانه و تشرآلودی سخن می‌گوید و ابتدائی‌ترین موازین و ضوابطی را که باید در نماز جمعه رعایت شود نادیده می‌گیرد؟»

این روزنامه محافظه‌کار افزوده «این روش خلاف در جامعه ما در حال گسترش است و اختصاص به نماز جمعه ندارد.»

«جمهوری اسلامی» نوشته این ادبیات، عرصه سیاسی کشور را به «شوره زار فحش و تشر» تبدیل کرده و همین وضعیت موجب شده «بسیاری از مردم به ویژه جوانان از محافل مذهبی فاصله بگیرند.»

این روزنامه در ادامه به نماز جمعه‌ها و کاهش تدریجی شرکت‌کنندگان در آن اشاره و توصیه کرده «به رسانه‌های مجازی که میدان گسترده اظهارنظر جوانان است سری بزنید و ببینید که واگرائی چگونه در حال گسترش است

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .