اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for October, 2014

Oct 09 2014

انتقاد علم الهدی از توسعه رفاه در زندگی: اشکنه بخورید و زیاد به رهبری گیر ندهید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: انتقاد علم الهدی از توسعه رفاه در زندگی و شعار”شهر ما خانه ما” !
ملت‌های اسلامی، آمریکای لاتین و مردم اروپا، ایران هراسی را قبول نکرده بودند و به دلیل این مسئله، ارتباطات سیاسی ما کوچک ترین ضربه‌ای متحمل نشد و هیچ دولتی ارتباطات خود را با ایران به خاطر این مشکل که دشمن ایجاد کرده بود کاهش نداد، با توجه به این نکته آیا ایران هراسی این قدر ارزش داشت و برای ما مهم بود که به دلیل آن بیاییم و برای حل این مسئله مذاکره کنیم؟ … کاندیداهای ریاست جمهوری این دوره – جز آقای جلیلی- با ترسیم خطی گفتند که تمام مشکلات اقتصادی در کشور ما معلول روابط سیاست خارجه است و همین نیز باعث موفقیت آنها شد زیرا مردم این حرف را باور کردند و وقتی دیدند که در این موضوع آقای روحانی از همه جلوتر است به او رای دادند.
علم الهدی: توسعه رفاه در زندگی، مورد تأیید اسلام نیستامام جمعه مشهد گفت: توسعه زندگی در رفاه، دید اسلامی نیست. در سوره مبارکه واقعه در تعریف اصحاب شمال آمده است: اصحاب شمال، قبل از اینکه وارد عرصه آخرت بشوند در دنیا مترفین بودند؛ مترف مرادف توسعه در رفاه و زندگی است.

به گزارش مهر، امام جمعه مشهد شامگاه سه شنبه در سلسه جلسات فعالان فرهنگی که در حسینیه قرآن و عترت برگزار شد گفت: آخرین ضربه دشمنان تحریم اقتصادی بود اما زمانی که ما مسیر را عوض کردیم آنها فکر کردند که این تاکتیک به نتیجه رسیده‌است و فشارهای خود را افزایش داد، زیرا طرف مذاکره دشمن است و همان طور که در زمان جنگ اگر دشمن حمله می‌کرد و عقب‌نشینی می‌کردیم او جلوتر می آمد در اینجا هم این مسئله وجود دارد ضمن اینکه رهبری نیز با این سیاست موافق نبودند و بارها نیز اعلام کردند که ما مدت ها بر مواضع خود ایستادیم، و این مذاکرات ما به معنی عقب نشینی بود.

امام جمعه مشهد افزود: وزیر خارجه طی صحبتی که با ما داشتند گفتند، دشمن “ایران هراسی” را در بین کشورها رایج کرده و در این مسئله فعالیت کرد و ما با این مذاکرات این مسئله را حل کردیم و آخرین نتیجه‌ای که برای این برخورد قائل بودند همین حل مشکل ایران هراسی در بین کشورهای دنیا بود، اما ایران هراسی چه اندازه در بین کشورهای اسلامی نفوذ داشت؟

آیت‌الله علم الهدی گفت: ملت‌های اسلامی، آمریکای لاتین و مردم اروپا، ایران هراسی را قبول نکرده بودند و به دلیل این مسئله، ارتباطات سیاسی ما کوچک ترین ضربه‌ای متحمل نشد و هیچ دولتی ارتباطات خود را با ایران به خاطر این مشکل که دشمن ایجاد کرده بود کاهش نداد، با توجه به این نکته آیا ایران هراسی این قدر ارزش داشت و برای ما مهم بود که به دلیل آن بیاییم و برای حل این مسئله مذاکره کنیم؟

وی ادامه داد: کاندیداهای ریاست جمهوری این دوره – جز آقای جلیلی- با ترسیم خطی گفتند که تمام مشکلات اقتصادی در کشور ما معلول روابط سیاست خارجه است و همین نیز باعث موفقیت آنها شد زیرا مردم این حرف را باور کردند و وقتی دیدند که در این موضوع آقای روحانی از همه جلوتر است به او رای دادند.

خطیب جمعه مشهد گفت: آقای روحانی نیز به این نتیجه رسید که آمریکا دشمن است و اهل مذاکره نیست و اگر سخنان ایشان در نیویورک را با سال پیش مقایسه و تحلیل کنیم متوجه می‌شویم که موضع و سخنان آقای روحانی کاملا از زمین تا آسمان فرق کرده‌است.

آیت‌الله علم‌الهدی عنوان داشت: رهبری -که هیچ کس به اندازه ایشان نبض جامعه در دستش نیست- در این مسئله به روش ائمه (ع) عمل کردند و اولویت خود را، حفظ رهبری ولایی در بین مردم قرار دادند، زیرا نباید این رهبری ولایی برهم بخورد و مردم به خاطر مشکلات، رهبری را زیر سوال ببرند.

عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار کرد: امروز ایران مذاکرات را رها کرده‌است اما آنها پیگیر ادامه هستند زیرا اگر مذاکرات شکست بخورد قدرت رهبری در کشور، توسعه بیشتری پیدا می‌کند و این به ضرر آنهاست و همچنین این که این‌ها که می‌گفتند ما ایران را بر سر میز مذاکره آوردیم امروز، جواب مردم خود را چه می‌خواهند بدهند؟ و من شنیدم که در نیویورک اشتون تقاضای دیدار و مذاکره با وزیر خارجه ما را داشته است که این مسئله را تایید می‌کند.

باید نسبت به مسائل نگاه کلان داشته باشیم

امام جمعه مشهد در بخشی از سخنانش به مسئله توسعه اقتصادی اشاره کرد و افزود: مقام معظم رهبری چندی قبل در اجلاس خبرگان سخنان خود را با جمله “آقایان باید نسبت به مسائل نگاه کلان داشته باشند” شروع کردند که این یک راهبرد خیلی جالب و قابل توجه ای است.

وی ادامه داد: ما در مسائل مدیریتی شهری و کشوری، نگاه بخشی و جزئی داریم، یعنی هم در عرصه مدیریت دستگاه‌ها، برنامه‌ریزی کارگزاران نظام، مجلس، دولت و همچنین در بینش عزیزان مسئول در قسمت‌های دیگر نگاه‌ها بخشی و خرد است و مثلا می‌گوییم که این کار خوب است و این کار بد و یا فلان کار چرا صورت گرفت و یا چرا آن کار تحقق پیدا نکرد که با این موضع‌گیری‌ها به جایی نمی‌رسیم.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: در کارگزاران دولتی البته در هر دولتی نه تنها در این دولت و حتی در مجلس در خصوص وظایف اجرایی خودش، همه نگاه‌های خرد و بخشی است و آن هایی که در برنامه‌ریزی مسائل کشور نقش دارند دارای چنین مشکلی هستند در حالی که باید دارای نگاه کلان باشیم.

وی عنوان کرد: در نگاه کلان به مسائل ما اختلاف کلان ریشه‌ای در استان و حتی در کشور داریم و عده‌ای می‌گویند که کشور باید بر مبنای توسعه پیش برود و منظور آنها نه تنها توسعه اقتصادی بلکه توسعه در رفاه و زندگی است و بر این اساس یک عده استنباط می‌گذارند که شما مخالف توسعه هستید در حالی که این بینش واقعی توسعه نیست و بلکه توسعه در رفاه است.

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: بسیاری از نمایندگان اصولگرا و متدین نیز این بینش را دارند، البته کسی نمی‌گوید کشور باید متوقف شود و از نظر رشد اقتصادی کاملا غیر پویا باشد خیر، هیچ آدم غیرعاقلی هم این حرف را نمی‌زند چه برسد به آدم عاقل، اما این معنای توسعه که عزیزان ما در پی آن هستند با توسعه اقتصادی متفاوت است و منظور آنان توسعه رفاه و زندگی است.

توسعه رفاه در زندگی دید اسلامی نیست

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: توسعه زندگی در رفاه، دید اسلامی نیست و اگر اصطلاحات دینی را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که قرآن به کسانی که به دنبال توسعه رفاه هستند “مترف” می‌گوید. در سوره مبارکه واقعه در تعریف اصحاب شمال آمده است: اصحاب شمال، قبل از اینکه وارد عرصه آخرت بشوند در دنیا مترفین بودند؛ مترف مرادف توسعه در رفاه و زندگی است.

وی ادامه داد: این کلمه چه در معنای لغوی و چه در معنای اصطلاحی، یعنی توسعه اقتصادی و این نگاه خیلی‌ها از اول انقلاب بود که می‌گفتند اگر کشور امنیت، رفاه، داشته باشد و افراد در خوشگذرانی باشند و در آزادی لذایذ قرار گیرند، کشور نمونه می‌شود و این باعث ترویج نظام اسلامی و نظام ولایی می‌‌شود.

خطیب جمعه مشهد افزود: روزی که جنگ تمام شد عده‌ای شعار “شهر ما خانه‌ ما” مطرح کردند و همه فعالیت‌ها متمایل شد به چیزی که اسم آن را توسعه اقتصادی گذاشتند، در حالی که توسعه اقتصادی نبود بلکه توسعه رفاه و زندگی بود و این همان مثال روشن افراد مترفین است.

عضو مجلس خبرگان رهبری عنوان داشت: این بینش در مدیریت اقتصادی، مدیریت سیاسی و مدیریت شهری نیز هست و مسئله تساهل و تسامح فرهنگی نتیجه همین بینش است و بر اساس آن می‌گویند که این قدر سخت نگیرید و زیاد گیر ندهید.

خطیب جمعه مشهد افزود: براساس این بینش، خیلی از مدیریت‌های شهری برنامه‌ریزی می‌شود برای مثال مدیریت تهران که در یک تحول، عوض شد و به دنبال اتوبان سازی و افتاح پارک افتاد.

آیت الله علم الهدی گفت: آقای سیفیان، شهردار قدیم تهران، در جریان اتوبان کشی، به مسجدی رسید که امام جماعت آن یک پدر شهید بود و جلوی خراب شدن آن را گرفت و گفت در میان این اتوبان یک میدان درست کنید و اجازه دهید مسجد وسط میدان باشد اما مهندسین قبول نکردند و قرار شد برای حل ماجرا به نزد امام بروند و هرچه امام فرمود را عمل می کنند.

وی ادامه داد: وقتی خدمت امام رسیدند، امام سکوت کردند و سیفیان گفت که وقتی امام صریحا نمی‌گویند که مسجد را خراب کنید، من مسجد را تخریب نمی‌کنم اما ایشان که عوض شدند آن مسجد را خراب کردند و سه مسجد دیگر نیز تخریب شد.

تساهل و تسامح فرهنگی نتیجه توسعه در رفاه و زندگی است

عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: این بینش در مدیریت شهری باعث ساخت هتل هفت ستاره، ساختمان 20 طبقه، وسایل تفریحی و عیاشی می‌شود و در مدیریت کشور و نظام، تساهل و تسامح فرهنگی ایجاد می کند.

وی ادامه داد: رهبری گفتند که خانم‌های با حجاب که در مسابقات شرکت می‌کنند، می‌توانند ارزش حجاب را منتقل کنند در حالی که تلویزیون می آید و یک خانم جودوکار را که پایش را تا سرش بالا آورده است نشان میدهد و حتی در مدال گرفتن در کنار آقایان هستند و با آنان فرقی نمی‌کنند.

آیت الله علم الهدی گفت: در این بینش، مسئله حجاب جدی گرفته نمی‌شود و موسیقی حرام در کنار موسیقی شرعی می‌نشیند و کسی به ابتذال آن توجه نمی کند و مترف شدن در جامعه مطرح می شود و کشور محل عیاشی و خوشگذرانی شده و سقوط توسعه اقتصادی کشور را در پی دارد.

امام جمعه مشهد افزود: اگر بودجه‌ای که در کشور صرف ساخت مجتمع‌های 40 طبقه و مراکز آبی را در تولید و جریان مولد و درآمدزا قرار دهیم کشور از لحاظ اقتصادی رشد زیادی خواهد داشت واقتصاد بسیار پویا می‌شود.

خطیب جمعه مشهد عنوان کرد: وقتی مسئله “مترف” مطرح شد، شهری که 10 درصد رشد کرده است، توسعه تجاری و اقتصادی آن 100 برابر می‌شود مثلا همین در مشهد، قبلا فقط دو بازار وجود داشت اما امروزه کدام خیابان را می‌بینید که بازار ندارد؟ در بعد از انقلاب توسعه شهری 10 درصد، توسعه تجاری 100 درصد و توسعه جمعیت 6 درصد شده است که این نتیجه همان بینش در مدیریت شهری است.

توسعه در تولید، مشکلات سیاسی را هم حل می کند

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما توسعه در حد اقتصاد، در جریان‌های کشاورزی و جریان‌های مولد ساز را قبول داریم، اما توسعه در رفاه باعث رکود توسعه اقتصادی، اختلاف طبقاتی و هم عامل تساهل و تسامح فرهنگی می شود و تا این در بین در کارگزاران نظام اصلاح نشود، این مشکل حل نخواهد شد.

آیت‌الله علم‌الهدی اظهار داشت: اگر این اتفاق رخ دهد و این بینش اصلاح شود، همه هزینه‌ها به حوزه کشاورزی و تولید می آید، خیلی از مشکلات فرهنگی ما حل می شود، می توان حدود الهی را بر جامعه حاکم کنیم، و نفوذ فرهنگ بیگانه در مسائل سیاسی حل می‌شود و بدانیم که تمام فرمایشات رهبری برای اصلاح این بینش و براندازی آن است.

امام جمعه مشهد افزود: یک نهاد بسیجی قصد داشت در مشهد ساختمان 20 طبقه‌ای بسازند و من طی نامه‌ای به سردار نقدی گفتم که آیا بسیج اصالتش ایجاد ساختمان 20 طبقه است؟ در جواب گفتند که ما برای زائرین خودمان می‌سازیم، من گفتم که به جای ساختمان بیست طبقه سعی کنید چند زائرسرای ارزان قیمت بسازید زیرا هتل 20 طبقه امکانات، مبل و دکور آن فرق می کند.

خطیب جمعه مشهد گفت: وقتی این بینش رخ می‌دهد، میراث فرهنگی برای یک همایش، 450 میلیون تومان خرج می کند در حالی که اکنون دولت معتقد است پول ندارد و بودجه دچار مشکل است.

وی ادامه داد: اگر تمام پرت‌های هزینه‌های تجملاتی و رفاهی خود، چه درعرصه ماموریت‌ها چه در اجرا برنامه‌ها را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که چه رقم بالایی می‌شود، اما می‌گویند که کارخانجات ما تعطیل است، پیمانکاران ما طلبکار هستند و کارشان را رها کردند و تمام پروژه ها تعطیل شده است در حالی که این خرج های اضافی صورت می گیرد.

آیت‌الله علم الهدی اظهار داشت: در مجلس نمایندگانی هستند که این بنیش را دارند در حالی که ولایت فقیه را قبول دارند و متدین نیز هستند اما درخط رهبری نیستند چون تمام راهبردهای رهبری برای این است که این بینش را درست کنند.

خطیب جمعه مشهد یادآور شد: ما در این کشور می‌خواهیم که همه برایمان کف بزنند و تشویق کنیم و هورا بکشند در حالی که نمی خواهیم با این بینش انحرافی مبارزه کنیم و اگر عقیده براندازی این بینش به عرصه تبلیغ و ترویج رسید، ما را به جهنم نمی‌برند اما اگر بنده هم تمکین کنم و به خاطر اینکه کسی به من اهانت نکند سکوت اختیار کنم و اعتراض نکنم در این مسئله سهیم و شریک هستیم.

وی گفت: اگر کسی بخواهد این بینش را اصلاح کند باید هزینه زیادی پرداخت کند و حتی شاید لازم باشد تا آبرو خود را خرج کند، اما باید این قضیه را مدیریت کند و جاده را عوض کند و اگر این اتفاق بیفتد مردم هم راضی می شوند، چون اکثر جامعه متدین هستند.

ارجحیت رضایت عموم مردم بر رضایت نخبگان از نگاه امیرالمومنین(ع)

امام جمعه مشهد به نامه امیرالمونین(ع) به محمد بن ابی بکر اشاره کرد و گفت: امیرالمونین(ع) به محمد بن ابی بکر فرمود: که رضایت اکثریت نخبگان جامعه برایت ملاک نباشد و عموم مردم را در نظر بگیر و این مسئله برای جامعه ماهم مصداق می‌کند چون اکثر مردم جامعه ما دین مدار هستند.

آیت‌الله علم الهدی افزود: باید نشست با افرادی که این بینش را دارند صحبت کرد و بدانید که این بینش به راحتی عوض نمی‌شود و امروز حتی کسانی که در خط ولایت بودند به خاطر دارا بودن این بینش، اکنون آن طرف میز در مقابل رهبری ایستادند زیرا کسانی که در این رفتار گیر می‌کنند دیگر به راحتی نمی‌توانند خود را نجات دهد زیرا برای این کار باید زندگی خود را ابتدا عوض کند و در این حال اولین نفر با خانواده خود مشکل پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: اما باید این بینش را درست کنند زیرا شیب تمام دنیای اسلامی به کشور ماست در حالی که کشور با روش اداره می‌شود که می‌گویند بیایید هتل 7 ستاره بسازید و بدانید که این انحراف، در دین است در حالی که ما مسلمانیم و شما برای رسیدن به این هدف در مقابل دین ایستادید؟

خطیب جمعه مشهد بیان داشت: کسانی که به ما تهمت مخالفت با توسعه می‌زنند باید بدانند که ما می‌گوییم که توسعه باید در مسیر اقتصادی باشد و نه در مسیر رفاه و زندگی و باید این مرز مشخص شود تا ما متهم به مخالف توسعه اقتصادی نشویم و منطق ما این است که می گوییم تمام سرمایه‌گذاری که صرف عیاشی و بالا بردن سطح تجملات می شود، اگر صرف توسعه صنعت و کشاورزی شود، اتفاقات خوبی رخ می‌دهد.

آیت‌الله علم الهدی اظهار داشت: اگر ما در کشور وسایل عیش و نوش نداشته باشیم پولی که بدست بیاید در دو حالت خرج می‌شود؛ یا این پول بر می گردد در توسعه اقتصادی و یا در عرصه عدالت اجتماعی مصرف میشود.

وی در پایان گفت: ما کمونیسم نیستیم که با پولداری مخالف باشیم اما اگر این پول بیاید برای یک ویلای 100 متری صرف بشود و تنها یک خانم، یک آقا، یک بچه و یک سگ در آن زندگی کنند، ما با این مخالف هستیم همانطور که پیامبر با کسی که چنین خانه ای داشت بد برخورد کرد و باعث شد تا آن فرد خانه را خراب نماید.

No responses yet

Oct 09 2014

پلیس آلمان از کشف ۳۳۰کیلو هروئین در کامیونی از مبدأ ایران خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

رادیوفردا: پلیس آلمان امروز(پنجشنبه) از کشف ۳۳۰ کیلو هروئین خالص در کامیونی حاوی ترشی‌ و خیارشور از ایران خبر داد. این کامیون در ۲۲ سپتامبر ( ۳۱ شهریور) گذشته بازرسی شده بود و گیرندگان آن که دو برادر ۳۰ و ۳۵ ساله بوده اند در دو شهر آلمان بازداشت شده اند. هویت این افراد فاش نشده است ولی به گزارش یک روزنامه آلمانی آنان شهروند سوریه بوده اند.

پلیس آلمان توضیح نداده است که این هروئین ها در ایران تولید شده یا از ایران گذر میکرده است.

به گفته پلیس جنایی آلمان، کشف این محموله درپی تحقیقات پیرامون باندی از قاچاقچیان سوری وعراقی صورت گرفته است که از سال ها پیش هروئین وارد اروپا می کرده اند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ۳۳۰ کیلو هروئین کشف شده ، بیش از کل هروئینی است که در سال گذشته در آلمان کشف شده و برای مصرف یک‌میلیون ‌وسیصدهزار نفر کافی بوده و ارزش آن در بازار ۵۰ میلیون یورو برآوُرد شده است.

No responses yet

Oct 08 2014

روحانی هم قدم به قدم مانند احمدی‌نژاد عمل می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

خودنویس: دولت روحانی هم همانند دولت احمدی‌نژاد، اخبار مربوط به رئیس جمهوری سابق را حذف کرد. پیشتر احمدی‌نژاد نیز اخبار مربوط به دوره‌ی خاتمی را از سایت ریاست جمهوری حذف کرده بود.

وب‌سایت «پیام‌نو [2]» که سایتی نزدیک به دولت است و فعالیتش هم از امروز متوقف شد با انتقاد از شیوه‌ی تیم روحانی در یادداشتی با عنوان «حذف اخباراحمدی نژاد؛ خیانت به رای مردم» نوشت که روحانی هم قدم به قدم مانند رئیس جمهوری سابق عمل می‌کند و این در حالی است که مردم رای نداده‌اند که یک احمدی‌نژاد دیگر را ببینند.

این وب‌سایت نوشت: «اخبار مربوط به محمود احمدی نژاد که از سایت ریاست جمهوری حذف شده بود باردیگر به این سایت بازگردانده شد. در این میان هیچ‌کدام از مسوولان دولتی تاکنون توضیح نداده‌اند که بنابر چه حق و منطقی اقدام به حذف این اخبار کرده بودند و چگونه شد که از این تصمیم پشیمان شدند.»

گفتنی است پیش از این و در دوره محمود احمدی نژاد سخنرانی‌ها و اخبار مربوط به محمد خاتمی از سایت ریاست جمهوری حذف شده بود.

«پیام‌نو» نوشت: «گویا مسوولانی که دستور حذف اخبار احمدی نژاد از سایت ریاست جمهوری را داده اند فراموش کرده‌اند که بخش عمده سبد رای حسن روحانی از رای کسانی پر شده است که از «رفتارهای حذفی» مشابه دولت احمدی نژاد به ستوه آمده بودند. آنها از اظهارات رییس جمهوری که مدام بر طبل نفی و حذف می‌کوبید و در مقابل آمارهای نامرئی ارائه می‌کرد خسته شده بودند و رای‌شان را به سبد حسن روحانی انداختند تا به این روند غلط پایان دهند و اینگونه  نشان دادند رفتارهای مشابه  از سوی هیچ دولتی را نمی‌پذیرد.»

حسینیان:  احمدی‌‌نژاد بیشتر از روحانی به مخالفان احترام می‌گذاشت

در خبری دیگر هم روح‌الله حسینیان٬ عضو جبهه پایداری می‌گوید محمود احمدی‌‌نژاد بیشتر از حسن روحانی به مخالفان خود احترام می‌گذاشت.

حسینیان با تمجید از عملکرد دولت‌ احمدی‌نژاد در زمینه‌های اقتصادی٬ سیاسی و اجتماعی اظهار کرد روحانی در دولت خود از «یک مشت» انسان‌های «مسن» استفاده کرده که همین مسئله باعث «بی‌تحرکی» زیاد دولت شده است.

این نماینده عضو «جبهه پایداری» برخورد احمدی‌نژاد با منتقدان و مخالفان خود را بسیار بهتر از روحانی دانسته و از هیات رئیسه مجلس بدلیل خارج کردن طرح سوال و استیضاح اعضای کابینه یازدهم انتقاد کرده است.

حسینیان گفته در دوره‌های گذشته هیات رئیسه مجلس راه استیضاح وزرای احمدی‌نژاد را تسهیل می‌کرد٬ اما در دوره یک‌ساله دولت یازدهم مانع اجرای چنین طرح‌هایی در مجلس شده است.

No responses yet

Oct 08 2014

«عقب‌نشینی» خلافت اسلامی از «بسیاری از مواضع» خود در کوبانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: ادریس ناسان، از مقامات گروه مسلح کردهای کوبانی، روز چهارشنبه، ۱۶ مهر، خبر داد که بمباران مواضع گروه خلافت اسلامی (داعش سابق) در کوبانی مؤثر واقع شده و افراد این گروه هم‌اینک به بیرون از ورودی‌های این شهر رانده شده‌اند.

ادریس ناسان که از او به عنوان معاون مسئول سیاست خارجه گروهی از کردهای محل که مدیریت منطقه کوبانی را برعهده گرفته‌اند یاد می‌شود این مطلب را در گفت‌وگو با خبرگزاری‌های فرانسه و رویترز اعلام کرده‌ است.

او به خبرگزاری فرانسه گفت که «وضعیت از روز سه‌شنبه تغییر کرده و نیروهای کرد نیروهای داعش را به عقب رانده‌اند».

آقای ناسان به رویترز نیز گفت که «آنها [داعش] هم‌اینک بیرون از ورودی شهر کوبانی هستند. گلوله‌باران و بمباران‌ها بسیار مؤثر بوده و در نتیجه آن داعش از بسیاری از مواضع خود به عقب رانده شده‌ است.»

پیش از اظهارات این مقام محلی، رامی عبدالرحمن، مدیر ناظر حقوق بشر سوریه، نیز به خبرگزاری فرانسه گفت که «پیکارجویان خلافت اسلامی در شب گذشته از چند نقطه در شرق عین‌العرب (کوبانی) و حاشیه جنوب غربی این شهر عقب‌نشینی کرده‌اند.»

وی افزود که پس از این عقب‌نشینی، نیروهای داعش هم‌چنان در قسمت‌های شرقی کوبانی و حاشیه‌های جنوبی آن حضور دارند، اما در جبهه غربی دیگر در داخل شهر نیستند.

او توضیح داد که این عقب‌نشینی پس از آن صورت گرفت که «مواضع داعش هدف حمله هوایی قرار گرفت و باعث تلفات دادن و خسارت دیدن دست‌کم چهار خودروی نظامی آنها شد.»

بنا بر آخرین گزارش‌ها، نیروی هوایی آمریکا و گروه ائتلاف شب گذشته نیز به بمباران‌های هوایی خود علیه مواضع داعش در اطراف کوبانی ادامه دادند و وزارت خارجه آمریکا نیز گفته‌ است که این حملات هوایی «مفید واقع شده است».

خبرگزاری فرانسه نیز بامداد چهارشنبه خبر داد که حملات هوایی آمریکا بامداد این روز در تپه‌های شرقی کوبانی آغاز شده‌ است.

حمله «خلافت اسلامی» به شهر کردنشین کوبانی در شمال سوریه که از حدود سه هفته پیش آغاز شده تاکنون دست‌کم ۴۰۰ کشته از دو طرف برجای گذاشته و به آوارگی بیش از ۲۰۰ هزار نفر انجامیده است.

مقامات آمریکایی: مسئله کوبانی هدف اصلی ما نیست

با شدت گرفتن درگیری‌ها در شهر مرزی کوبانی در سوریه، مقامات آمریکایی می‌گویند سقوط کوبانی «نزدیک است» اما هدف اصلی آمریکا نجات شهرهای سوریه در درگیری‌ها نیست بلکه تضعیف زیرساخت‌های «داعش» و کاستن از توان عملیاتی این گروه در عراق هدف اصلی واشینگتن را تشکیل می‌دهد.

شبکه خبری سی‌ان‌ان، روز چهارشنبه ۱۶ مهر از قول «مقامات آمریکایی»، بدون نام بردن از این مقامات، نوشت هدف اصلی آمریکا از بمباران گروه «حکومت اسلامی» (داعش سابق)، هدف قرار دادن رهبری داعش و پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های تحت کنترل این گروه است تا بدین‌وسیله توان عملیاتی داعش در عراق تضعیف شود.

این مقامات گفته‌اند که نجات عراق، به چند دلیل، هدفی راهبردی‌تر برای آمریکا است.

به گفته این مقامات آمریکایی، یکی از این دلایل این است که ایالات متحده با دولت عراق رابطه دارد اما خواستار کنار رفتن دولت سوریه از قدرت است.

دلیل دیگری که از سوی این مقامات ذکر شده این است که ایالات متحده در عراق هم‌پیمانانی در جبهه زمینی دارد، ازجمله نیروهای عراقی و پیشمرگ‌های کرد.

درخواست مقام ارشد سازمان ملل

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، با شدت گرفتن درگیری‌ها در کوبانی، یکی از مقامات ارشد سازمان ملل روز سه‌شنبه از رهبران جهان خواست تا برای نجات کوبانی اقدام کنند.

استفان دمیستورا، نماینده ویژه سازمان ملل در سوریه، با اشاره به ساکنان کوبانی گفت که «آنها با شجاعت زیاد از خود دفاع کرده‌اند اما چیزی نمانده که دیگر قادر به این کار نباشند.»

او تأکید کرده که ساکنان کوبانی با سلاح‌های عادی می‌جنگند اما داعش تانک و خمپاره دارد. او در ادامه خطاب به جامعه بین‌الملل گفته‌است که «باید» از مردم کوبانی دفاع کنند.

تظاهرات کردها در کشورهای مختلف

به گزارش خبرگزاری فرانسه، بر اثر تظاهرات‌های گسترده‌ای که در مناطق کردنشین ترکیه در اعتراض به «اقدام نکردن دولت ترکیه» علیه داعش به راه افتاده دست‌کم ۱۴ نفر کشته شده‌اند.

یکی از مقامات امنیتی در جنوب شرق ترکیه به این خبرگزاری گفت که هشت نفر از کشته‌شدگان مربوط به شورش سه‌شنبه شب در شهر دیاربکر، بزرگ‌ترین شهر کردنشین شرق ترکیه هستند.

هم‌چنین بر اثر این اعتراضات صدمه زیادی به فروشگاه‌ها و اتوبوس‌های شهری دیاربکر وارد شده و اعتراضات مشابهی نیز در آنکارا، بخش‌هایی از استانبول، ماردین و دیگر شهرها جریان داشته است. اعتراضات در استانبول با پرتاب تعداد زیادی کوکتل مولوتوف همراه بوده است.

در همین حال، آسوشیتدپرس نیز گزارش می‌دهد که سه‌شنبه شب در شهر هامبورگ آلمان میان کردهای ساکن این شهر و «سلفی‌ها» درگیری رخ داده که بر اثر آن ۱۴ نفر زخمی شده‌اند و ۲۲ نفر نیز هم‌اینک در بازداشت پلیس هستند.

این درگیری پس از آن رخ داد که صدها تن از تظاهرکنندگان کُرد در جریان راهپیمایی خود با اعضای یک مسجد محل با گرایش سلفی روبه‌رو شدند.

تظاهرکنندگان ایرانی نیز روز ۱۵ مهر ماه در چند شهر ایران به خیابان آمده و حمایت خود را از ساکنان کوبانی نشان دادند.

گزارش شده‌است که نزدیک به یکصد تن در مقابل سفارت ترکیه در تهران تجمع کردند. همچنین در دیگر شهرهای ایران از جمله سنندج، تبریز و مهاباد تظاهرات در حمایت از مردم کوبانی برگزار شد.

No responses yet

Oct 08 2014

آقا جواتی آملی فرمودند: کمال زن در تربیت صحیح فرزند است نه مدال‌آوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرگزاری رسا: حضرت آیت‌الله جوادی آملی گفت: به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی پیش از ظهر سه‌شنبه در درس تفسیر خود به تفسیر آیات ابتدایی سوره مبارکه زمر پرداخت و با قرائت آیه «خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ یُکَوِّرُ ٱلَّیْلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَیُکَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّیْلِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ کُلٌّۭ یَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ ٱلْعَزِیزُ ٱلْغَفَّـٰرُ»، گفت: خداوند آن چنان قاهر است که « خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ»، در ساختار آفرینش باطل راه ندارد، اگر کسی خواست در عالم بازی بکند جا ندارد، گرچه دنیا لهو و لعب است اما دنیا غیر از خلقت آسمان و زمین است، عناوین دنیایی بازی است، جهان می‌رود که نابودی را نابود کند، همه ما به سمتی حرکت می‌کنیم که مرگ را از پای دربیاوریم و این مرگ را اماته می‌کنیم و خود برای ابد می‌مانیم.

مفسر برجسته قرآن کریم خاطرنشان کرد: اگر عالم حساب و کتابی نداشته باشد، عالم یاوه می‌شود و این یعنی «بالحق»، در سوره مبارکه صاد فرمود ما آسمان و زمین را باطل نیافریدیم، اگر عالم این طور بود که جهان می‌رفت تا لبه مرگ و بعد نابود می‌شد، این عالم باطل و یاوه می‌شد، آیا خوب و بد همه نابود می‌شوند و خبری نیست، آیا انسان باتقوا با یک فرد فاجر نابود می‌شود و حساب و کتابی در کار نیست.

وی اظهار کرد: هو الاول است، پس خداوند خالق کل شیء است، چون هو الاخر است، پس عالم بالحق خلق شده است، این بالحق اصرار قرآن کریم است، یعنی نظام فاعلی‌اش یکی است، نظام ساختار داخلی‌اش عالمانه است،‌ نظام غایی‌اش هم حق است، یعنی می‌روند که به هدف خود دست یابند، خداوند دخان را به صورت شمس درآورد و در نهایت این شمس را تاریک و تیره می‌کند، این قهاریت خداوند است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه «خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍۢ وَ‌ٰحِدَةٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ ٱلْأَنْعَـٰمِ ثَمَـٰنِیَةَ أَزْوَ‌ٰجٍۢ ۚ یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ خَلْقًۭا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍۢ فِى ظُلُمَـٰتٍۢ ثَلَـٰثٍۢ ۚ ذَ‌ٰلِکُمُ ٱللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ ٱلْمُلْکُ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ» اظهار کرد: هیچ تفاوت و تفاخری انسان بر انسان ندارد، مبدأ فاعلی و مبدأ غایی همه یکی است، ساختار داخلی همه هم یکی است و مبدأ قابلی همه هم یکی است، آدم از حقیقتی خلق شد که حوا هم از آن حقیقت خلق شده است، زن هم مانند مرد از همان حقیقت خلق شده است.

وی ادامه داد: تفاوتی در خلقت انسان‌ها و تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست، هزاران آدم آمدند و رفتند، هیچ دلیلی بر تفاخر نیست مگر عمل صالح، به جای این که بفرماید از یک شخص واحد فرمود از یک نفس واحد آفرید، تفاوت بین زن و مرد نیست، اما در برخی از ویژگی‌ها زن نسبت به مرد گاه مساوی مرد است، گاه بیشتر از مرد می‌برد، گاه کمتر از مرد است، این ویژگی‌های زن و مرد یک اختلافی است برابر خلقت‌هایی که دارد، او باید مادر بشود و این مادری عاطفه لازم دارد، هرگز مرد این توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند.

کمال زن در مادر شدن و تربیت فرزند است

مؤلف کتاب مفاتیح‌الحیاة با بیان این‌که الان باب شده بچه‌ها را ببرند مهد کودک و این خطر است، اظهار کرد: همین که پدر و مادر بزرگ شدند و سالمند شدند آن‌ها را به خانه سالمندان می‌برد چون مهر و عاطفه نچشید، هفت سال کودک باید در دانشگاه عاطفه باشد، تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جامعه ببرد،‌ تنها کسی که می‌تواند عاطفه را به جان انسان تزریق کند آغوش مادر است، این عواطف که کم شود و زندگی گذشت و قرض‌الحسنه‌ای کم شود و بانک‌های ربوی زیاد شود، نتیجه‌اش همین ده دوازده میلیون پرونده‌ای است که در دستگاه قضا هست.

وی ابراز کرد: جامعه را هرگز با ربا، فشار و خشونت و افراط نمی‌شود اداره کرد، ائمه(ع) در روایت فرمودند هیچ سواری حق ندارد به پیاده‌رو بگوید برو کنار، این عاطفه و گذشت است، این قرض‌الحسنه که گفتند بدهید همین عاطفه را در جامعه زیاد می‌کند، این ده دوازه میلیون پرونده مال ماها است، دیگر، ما خیال کردیم اگر ربا گرفتیم یک قدری مالمان زیاد می‌شود اما ده برابرش باید در دستگاه قضایی شکایت این و آن را بگوییم، این ده دوازده میلیون پرونده گذشته از استرس و سکته فشار اقتصادی هم تحمیل می‌کند، مگر کم خرج و هزینه دارد این ده دوازه میلیون، هزینه این ده دوازده میلیون کم است؟ بودجه دستگاه قضایی چقدر است؟ دستگاه قضایی گرفتار همین‌ها است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به نقش عاطفه در تربیت جامعه ابراز کرد: این ده دوازده میلیون هر کدام با سه چهار نفر درگیر هستند که سی چهل میلیون می‌شود، این بر اثر این است که عاطفه را گم کردیم، ما خیال می‌کنیم کمال زن در این است که برای ما برود مدال بیاورد، کمال زن در مادر شدن است، در فرزند تربیت کردن است، کمال زن در اصلاح جامعه است، چرا عواطف در جامعه کم است، زن از همین حقیقت خلق شده است، به ما گفتند بیراهه بروید ما هم گفتیم چشم، فضیلت زن در این نیست، که زن و دختر ما برود پایش را دراز کند و یک کسی را بزند و برای ما مدال بیاورد، فأین تذهبون، به کجا داریم می‌رویم.

رهبری اهل‌بیت عامل بقای جامعه است

وی بیان کرد: هر کدام از این حیوانات اگر بخواهند چموشی کنند، اگر این شتر رام نشود شما چه می‌کردید، ما این‌ها را برای شما نرم کردید، آن روزی که اسب رام نمی‌شود حرف چه کسی را گوش می‌دهد، اگر یک وقت بخواهند برمند، لگد می‌زنند، فرمود دل‌های این‌ها به دست ما است، این زمین که روی گسل‌ها است، فرمود ما این را برای شما نرم کردیم، زمین را ذلول قرار دادیم، همین زمین را در روز قیامت در دستان خودمان می‌گیریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «یَخْلُقُکُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَـٰتِکُمْ» اظهار کرد: برای ساختن برج یک ملات نرمی لازم است، اهل‌بیت(ع) فرمودند سخنان ما آن ملات جامعه است که جامعه روی هم بند شود، یک ملات نرمی لازم است که برج ساخته شود، رهبری اهل‌بیت(ع) آن ملات نرم است، الان این عاطفه و ملات گرفته شد، به همین دلیل ده دوازده میلیون پرونده وجود دارد، جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض‌الحسنه را برمی‌دارد و نه این خشونت‌ها و مدال‌گیری‌های زنانه، جامعه را زن و عاطفه زنانه اداره می‌کند.

وی ابراز کرد: هر جا سخن از دستورات قهری هم هست، دستورات مهری هم هست، کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات است نه رفع، اما آن چه که جامعه را روشن و موفق می‌کند دفع خطر است که به وسیله مادر ممکن است، اگر شما خانه سالمندان را می‌بینید یک مرگ تدریجی دارند که فرزندان آنان برایشان سالی یک‌بار گل می‌آورند، این برای آن می‌اندازدشان در خانه سالمندان که در مهد کودک تربیت شد و این خلاء هفت ساله را هیچ کس پر نمی‌کند و این با آغوش مادر و شیر پرمی‌شود، حق حضانت و شیر از آن مادر است، برای این که فرزند باید این هفت سال را در آغوش مادر زندگی کند، خداوند عاطفه را به مادر داد و عقلانیت و مدیریت را به مرد داد.

عبادت هدف خالق نیست، هدف مخلوق است

وی با بیان آیه «إِن تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ ۖ وَلَا یَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْکُفْرَ ۖ وَإِن تَشْکُرُوا۟ یَرْضَهُ لَکُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِیمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ»، ابراز کرد: چون او قهار و قادر مطلق است، آفریدگار مطلق است، چون او حکیم است کار او بی‌هدف نیست، او چون غنی است خود او هدف ندارد و تمام اهداف به فعل بازمی‌گردد، آن کسی که کاری می‌کند تا جود بکند بشر است، آن بشر که وضع مالی‌اش خوب است بیمارستانی تأسیس می‌کند تا به فضل جود برسد، خداوند کمال نامتناهی است و چون کمال نامتناهی است از او جود صادر می‌شود، اگر او داد، جواد است و اگر چیزی نداد باز هم جواد است، ذات اقدس اله کارش «تا» برنمی‌دارد و برای هدفی نیست

حضرت آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: لذا برای همین فرمود اگر همه مردم کافر شوند به حال خداوند تفاوت ندارد، ما خودمان مقصد هستیم، اگر او مقصد، صمد و هوالاخر است، بعد از الله چیزی نیست که الله به دنبال او کار کند، این طور نیست که خداوند به مقصد نرسد اگر همه مردم کافر شوند، آن عبادت که هدف خلقت ذکر شد، هدف مخلوق است نه هدف خالق، کمال نامتناهی فرض ندارد که به جایی برسد که به کمال برسد، این غایت فعل است نه غایت فاعل، چه انسان به مقصد برسد چه نرسد برای او فرقی نمی‌کند «ان تَکْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ»./914/پ201/ج

No responses yet

Oct 08 2014

محسن رضائی و آیت الله خمینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: مباحثی که اخیرا بر سر چگونگی پایان جنگ درگیر شده است، موضوع ناراحتی آیت الله خمینی در پایان جنگ نسبت به برخی از مسئولان سپاه را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده. آیت الله خمینی در نامه ای که به مسئولان ارشد نظام در باره دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشته است کنایه ای به محسن رضائی فرمانده وقت سپاه که عملا مدیریت نظامی جنگ را بر عهده داشت، زده و وی را به طرح ادعا های شعار گونه متهم ساخته و نامه او مبنی بر تقاضا برای تجهیزات جنگی گسترده را تکان دهنده اعلام می کند. رضائی در بخشی از این نامه امکانات مورد نیاز برای تسخیر بغداد و سقوط صدام و آمادگی مواجهه با آمریکا در خلیج فارس را چنین شرح داده است :

“تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می ‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سیصد هواپیمای جنگی و سیصد هلیکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشیم می ‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی [تهاجمی] داشته باشی”.

آیت الله خمینی یک هفته بعد از پذیرش قطعنامه طی حکمی به رئیس سازمان قضائی نیرو های مسلح حکم می دهد پرونده متخلفان جنگ را بدون اغماض و رعایت مقررات دست و پاگیر بر اساس قوانین شرعی بررسی کنند. وی تاکید می کند مجازات کسانی که باعث شکست جبهۀ اسلام و یا موجب خسارت جانی شدند اعدام است.

بعد از پذیرش قطعنامه و حمله پایانی ارتش عراق که ابتدا با پیشروی هایی همراه بود،گزارش هایی وجود دارد که آیت الله خمینی برخورد عتاب آمیزی با سپاه داشته و از طریق سید احمد خمینی به مسئولان وقت سپاه اولتیماتوم می دهد: “اینجا جایی است که باید متر به متر جنگید و هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست، یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود. ”

در آن ایام شایعه بازداشت محسن رضائی نیز مطرح شده بود که علی اکبر رفسنجانی در خاطرات ۲۹ تیر ۱۳۶۷ خود می‌گوید: “آقای محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداری‌اش دادم. آماده استعفا است؛ گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود. ”

این مسئله می تواند دریچه تازه ای به روابط آیت الله خمینی و محسن رضائی بگشاید. بر خلاف تصویر سازی محسن رضائی این رابطه همیشه نزدیک نبوده و در مقاطعی تنش آلود بوده است. بخصوص در اواخر عمر آیت الله خمینی به نظر می رسد روابط به خوبی قبل نبوده است.

آیت الله خمینی شناخت شخصی از محسن رضائی در پیش و سال های اول انقلاب نداشت. این عضو گروه چریکی اسلامی منصورون پیش از انقلاب و از موسسان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی فرد گمنامی به حساب می آمد. اما فعالیت های سیاسی و تبلیغی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی و بخصوص فعالیت های گسترده محسن رضائی در سازمان اطلاعات سپاه برای کنار زدن دگراندیشان و تثبیت جریان خط امام باعث شد تا راه وی به دفتر آیت الله خمینی باز شده و به تدریج روابط خوبی با سید احمد خمینی پیدا کند.

بعد از عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری محسن رضائی به فرماندهی سپاه انتخاب شد. محسن رفیقدوست ماجرای انتخاب وی را این چنین شرح می دهد. رفیقدوست در آن زمان عضو شورای فرماندهی سپاه بود.

“وقتی بنی صدر از کشور فرار کرد و حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا اداره امور را در دست گرفتند، در یک مقطع قرار شد خود ایشان برای سپاه فرماندهی تعیین کنند. یک روز حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت: امام فرمودند شورای فرماندهی سپاه کسی را پیشنهاد کند. من به ایشان گفتم سه نفر را مناسب این کار می‌دانم و به ترتیب اولویت شهید بروجردی، شهید کلاهدوز و محسن رضایی را معرفی کردم.

حاج احمد آقا گفت: هر سه نفر این افراد خوبند ولی شما پیشنهاد امام را به شورای فرماندهی ابلاغ کن و آنجا هر کس رأی آورد به ما خبربده.

قبل از اینکه این موضوع را در شورا مطرح کنم صبح زود به کرمانشاه نزد شهید بروجردی رفتم. مدتی بود که همدیگر را ندیده بودیم. بعد از احوالپرسی و صحبت های جانبی ماجرا را برای او تعریف کردم و گفتم که پیشنهاد اول من برای فرماندهی سپاه تو هستی. سه ساعت به او اصرار کردم. آخر سر شهید بروجردی به من گفت آن دو نفر دیگر خوبند برو و از بین آنها کسی را انتخاب کن، من آمادگی ندارم.

وقتی به تهران برگشتم شورای فرماندهی تشکیل شد. در لویزان باغی داشتیم که پیش از انقلاب متعلق به ساواک بود و من آنجا را به مرکز تحقیقات موشکی تبدیل کرده بودم. شورای فرماندهی را آنجا تشکیل دادیم و من این بار دیگر اسم بروجردی را مطرح نکردم. از میان دو نفر دیگر رأی گیری کردیم که شهید کلاهدوز تمام آراء را کسب کرد اما خودش به خودش رأی نداد.

به محسن رضایی نیز من و دو سه نفر دیگر رأی دادیم اما اکثریت آراء را شهید کلاهدوز کسب کرد و قرار شد او را به حاج احمد آقا معرفی کنم.

صبح زود بود که دیدم کسی درب خانه را می‌زند. وقتی در را باز کردم دیدم شهید کلاهدوز با یک عبا بر دوش و یک قرآن در دست جلوی در ایستاده و به من گفت به خاطر قرآن این کار را نکن. من حاضرم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای سپاه بکنم. شما محسن رضایی را به عنوان فرمانده انتخاب کن من حاضرم قائم مقام او باشم.

یادم می‌آید شهید محلاتی با انتخاب محسن رضایی مخالف بود. من ماجرا را به حاج احمد اقا گفتم. ایشان گفت برو یک رأی موافق دیگر هم بگیر. من هم این کار را کردم و به ایشان خبر دادم. حاج احمد آقا گفتند امام فرمودند یک متنی بنویسید و به من بدهید. من و رضا سیف‌اللهی آن را نوشتیم و بنده آن را خدمت امام بردم. البته متن امام غیر از آن چیزی است که ما نوشتیم و فقط کمی از آن استفاده کردند.”

بدینترتیب در شرایطی که نماینده آیت الله خمینی در سپاه مخالف ریاست محسن رضائی بود،وی به صورت لب مرزی و با اعمال نظر از بیرون شورای فرماندهی سپاه به عنوان پنجمین فرمانده سپاه انتخاب شد که طولانی ترین دوره ریاست را با ۱۶ سال گذراند.

بعد از انتخاب رضائی به فرماندهی سپاه و نقش فعال وی در طراحی و مدیریت عملیات ها در جنگ وی رابطه نزدیکی با آیت الله خمینی پیدا کرد و هر جا که مشکلی پیدا می کرد و یا نمی توانست نظر موافق خامنه ای و رفسنجانی به ترتیب به عنوان رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده ارشد جنگ را جلب نماید مستقیما با آیت الله خمینی مکاتبه می کرد. همچنین مراوادت نزدیکی با سید احمد خمینی داشت.

این نزدیکی در حدی بود که آیت الله خمینی برای وی پیغام فرستاد که به خط مقدم جبهه ها نرود. رضائی ماجرا را این چنین شرح می دهد:

“عملیات بدر در روز بیستم اسفند ۱۳۶۳ شروع شد. یک روز قبل از آغاز عملیات، آیت ا… توسلی از بیت حضرت امام تماس گرفتند و گفتند: امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان، واجب است.

موضوع از این قرار بود که یکی دو روز قبل از آن، شهید محلاتی در جبهه بودند. فرماندهان، بدون اطلاع من، به ایشان گفته بودند آقا محسن، خیلی به خط مقدم می رود، این، خطرناک است، شما بنحوی این مسئله را به امام برسانید که ایشان را منع کنند. شهید محلاتی بلافاصله پس از مراجعت به تهران، موضوع را از طریق آقای توسلی به عرض حضرت امام رسانده بود که امام فرموده بودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان واجب است.

وقتی آیت ا… توسلی این دستورِ حضرت امام را به من ابلاغ کردند، من پیغامی را مکتوب کردم و برادرانِ دفتر اینجانب، آنرا با کد و رمز به آقای انصاری دفتر حضرت امام منتقل کردند.

متن پیغام اینجانب به محضر حضرت امام این بود:

محضر مبارک حضرت امام خمینی روحی فداه

با سلام و عرض ادب، امر حضرتعالی، واصل و مطاع است.

چند نکته باستحضار می رسد:

۱ـ گاهی اوقات، برای آنکه از شناسایی های قبل از عملیات مطمئن شوم و ابهامم برای صدورِ دستورِ حمله، مرتفع شود ناچارم خودم به منطقه دشمن بروم تا اطمینان حاصل کنم.

۲ـ گاهی اوقات، در حین عملیات، گره ای در کارِ عملیات، بوجود می آید که جز با حضور خودم، گشوده نمی شود و حاضر شدنم در منطقه درگیری، ضرورت می یابد.

۳ـ گاهی اوقات، در گرماگرمِ عملیات، برای تقویتِ روحیه فرماندهان، حضورم در محدوده درگیری، لازم می شود.

هرچه حضرتعالی امر بفرمائید عمل می کنم.”

آقای انصاری، پیغام مرا خدمت حضرت امام تقدیم و خیلی سریع، پاسخ آن حضرت را ابلاغ نمودند که امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید، تشخیص، با خودِ شماست، ملاحظات امنیتی را رعایت کنید.”

آیت الله خمینی در حکمی که در تیر ۱۳۶۲ به آیت الله طاهری خرم آبادی می دهد بر ضرورت رعایت نظرات محسن رضائی تاکید کرده و می گوید وی مورد علاقه اش است. متن فرمان آیت الله خمینی چنین است :

“جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد حسن طاهري – دامت افاضاته

پيرو سفري كه براي جنابعالي پيش آمد، جناب حجت الاسلام آقاي فاكر- ايده الله تعالي – براي رسيدگي به وضع سپاه پاسداران منصوب شدند. ضمن تشكر ازجناب آقاي فاكر در تحمل زحمات در غياب شما، جنابعالي را به سمت سابق منصوب مي نمايم كه با كمال دقت و ظرافت به آنچه در اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي نماينده اينجانب آمده است عمل نماييد. اميد است با ياري و صميميت جناب حجت الاسلام آقاي فاكر و جناب حجت الاسلام آقاي محلاتي و جناب آقاي وزيرمحترم سپاه و جناب آقاي محسن رضايي كه مورد علاقه و تاييد اينجانب است، هر چه بهتر به وضع سپاه رسيدگي نماييد.

لازم است جناب آقاي وزير سپاه و فرمانده محترم سپاه و ديگر فرماندهان و كساني كه در سپاه سمتي دارند جناب آقاي طاهري نماينده اينجانب را تاييد و در مسائلي كه مربوط به ايشان است از ايشان تبعيت كنند تا ان شاءالله تعالي امور سپاه كه بازوي تواناي جمهوري اسلامي است بر طبق مقررات شرعي و قانوني و مصالح عالي كشور و جمهوري اسلامي تمشيت يابد. لازم به تذكر است كه تبعيت از جناب آقاي محسن رضايي، فرمانده كل سپاه و از فرماندهان ديگر به حسب سلسله مراتب و مقررات سپاه درجمهوري اسلامي ايران يك وظيفه شرعي الهي است كه تخلف از آن علاوه بر تعقيب قانوني مسئوليت شرعي دارد.

آیت الله خمینی در ماجرای اعتراض برخی از فرماندهان سپاه با محوریت شهید کاظم رستگار و شهید بهمنی و مشارکت اکبر گنجی به مدیریت محسن رضائی و نحوه اداره جنگ، جانب محسن رضائی را گرفت. ماجرا از این قرار بود که بخشی از نیرو های سپاه معتقد بودند که رضائی با بی اعتنایی به چان رزمندگان و صورتبندی غلط از عملیات های جنگ به با طرح خیال بافانه سقوط صدام اطلاعات غلطی را به آیت الله خمینی می دهد. همچنین آنها به فعالیت های سیاسی مسئولان سپاه از قبیل محسن رضائی، رحیم صفوی و محسن رفیقدوست و هماهنگی آنها با جناح راست اعتراض داشتند. علی رغم اینکه این گروه از طریق آیت الله منتظری و صانعی هماهنگ کرده بودند تا با آیت الله خمینی دیدار کرده و اعتراضات شان را بیان کنند، اما با مخالفت های رضائی و دخالت سید علی خامنه ای رئیس جمهور وقت این ملاقات منتفی می شود و پیام آیت الله خمینی از طریق محلاتی برای معترضان خوانده شده و محلاتی از آنها می خواهد تا توبه کنند.

متن پیام آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۳ بدین شرح است:

“شما به آقایان بگویید که شماها می دانید که مملکت ما بعد از انقلاب است و ما مبتلا هستیم به مخالفت های همه جانبه از تمام ممالک دنیا، دو سه تا هستند که با ما سر جنگ ندارند و همیشه ابرقدرت ها در فکر آن هستند که به یک راهی عمل کنند که تا می توانند ما را آرام کنند. راه هایی که انتخاب کرده اند زیاد بوده است تا رساندند به جنگ و در جنگ هم موفق نشدند. اینها در فکر این هستند که اختلاف ایجاد کنند و آن جمعیتی که بیشتر از همه مورد خوف آنهاست سپاه و آن چه مربوط به آن است و بسیج. از این باب آنها دنبال این هستند که در خود سپاه رخنه کنند.

خیال نکنید اگر کسی آمد و هیاهو کرد که سران سپاه چه هستند، از حلقوم خودشان است. از حلقوم خودشان نیست. از حلقوم دشمنان اسلام است. اگر مردم خوبی هستند، بازی خورده اند. اگر چنان چه اشخاصی باشند که نفوذ کرده اند و عمدا این کارها را انجام می دهند که سپاه را فشل کنند، باید بدانند که اگر چنان چه اختلاف در سپاه بیفتد، جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. اگر به خدا معتقد هستند، پیش خدا مسئولند و این طور نیست که خداوند از آنها گذشت نماید. اگر مردمی هستند که برای ایران عمل می کنند و این کارها را انجام می دهند، باید بدانند که این وضعیت به نفع اسلام نیست.

از این کارها دست بردارید. البته من می توانم با وضع دیگری عمل کنم، ولی بنا دارم با دوستی و برادری برخورد شود. علی ایحال از این طور کارها که موجب تضعیف فرماندهی می شود که آنها از حشمتی که دارند بیفتند، دست بردارید. ما امروز هیچ یک از افرادی که در راس امور هستند را امکان ندارد که برداریم و آنها همین طور خواهند ماند. با هیاهو آقای محسن و آقای رفیق دوست برداشته نمی شوند. اگر ما یک مقام را برداریم، ما را تضعیف می کنند و این به نفع مملکت ما نیست. چه از نظر اسلام و چه از نظر برداشت سیاسی ما از دنیا چون ما می بینیم کارهایی که در این جا انجام می شود قبل از آن که از رادیوی خودمان بشنویم، از رادیوی بیگانه می شنویم. شما درست توجه کنید که با این مسائلی که خیال می کنید با سر و صدا و هیاهو افراد کنار می روند، امکان ندارد سران کنار بروند.

کنار بگذارید این کارها را. این کارها مخالف جمهوری اسلامی است. این کار با برداشت ما از جمهوری اسلامی مخالف است و وضع سیاسی ما در دنیا به هم می خورد. من سفارش شما را به آقایان کرده ام که با شما مدارا کنند. اگر افرادی بعد از این پیام دست برنداشتند باز بخواهند به اختلافات دامن بزنند، به من اطلاع دهید. آنها تکلیف دیگری دارند. این را باید اطلاع بدهید. در بین آقایان هم صحبت کنید. به آنها محبت کنید و اگر من بدانم بعد از این پیام کاری کنند، من به عنوان مخالف اسلام تلقی و معرفی می کنم. ”

حمایت آیت الله خمینی از رضائی آنقدر شدید بود که به تهدید عباس دوزدوزانی از نمایندگان مجلس دوم پرداخت. دوزدوزانی دومین فرمانده سپاه و از موسسان آن بود که این نهاد را ترک و وارد فعالیت های سیاسی شده بود. خامنه ای وی را فرا می خواند و پیام آیت الله خمینی را بشرح زیر به وی ابلاغ می نماید

“شنیده ام که این آقای دوزدوزانی امضا جمع می کند تا مرا در فشار بگذارند که فرمانده سپاه را عوض کنم، بگویید سر جایش بنشیند والا من جمله ای خواهم گفت”.

اما شکست های سپاه در عملیات و وقوع اتفاقاتی بر عکس برنامه ریزی و ادعا های مسئولان باعث شکایت آیت الله خمینی نیز می شده است. به عنوان مثال سردار محمد جعفر اسدی فرمانده لشگر المهدی در زمان جنگ بعد از ناکامی در عملیات کربلای ۴ می گوید:

“به شدت از دست مسئولان قرارگاه مرکزی عصبانی بودم، ماشین را برداشتم و گازش را گرفتم. وقتی رسیدم آنجا دیدم محسن رضایی با تلفن صحبت می‌کند. این پا و آن پا می‌کردم که بروم تلفن را از دستش بگیرم و بزنم زمین. از حرف‌هایش فهمیدم آن طرف خط حاج احمد آقاست. محسن در حالی که رنگ و رویش مثل گچ سفید شده و دستانش می‌لرزید، وضعیت جبهه‌ها را گزارش می‌داد…”

رضائی چندین بار در زمان جنگ از فرماندهی سپاه استعفا می دهد. یکی از این موارد در سال ۱۳۶۶ است. او طی نامه ای به سید احمد خمینی چنین می گوید :

“برادر ارجمندم؛ حضرت حجت الاسلام جناب آقای حاج سید احمد خمینی (زید عزه)

با اهدای تحیت؛

اکنون که علی رغم مقاومت های زیاد در مقابل مشکلات و نارسایی های میدان نبرد (که عمدتاً ناشی از افراد و عوامل داخلی جامعه و مسئولین کشور بوده اند)، مجبور به استعفا از مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده ام، لازم می دانم از زحمات جنابعالی در حمایت از نیروهای انقلاب اسلامی بالاخص رزمندگان جان بر کف حزب اللهی کشور (و علی الخصوص در عملیات والفجر ۸ و کربلای ۵) تشکر و قدردانی کنم.

امیدوارم نسل های آینده انقلاب، چهره های وفادار به امام و اصول مبنایی انقلاب اسلامی را فراموش نکرده و به آنان وفادار باقی بمانند.”

اما آیت الله خمینی با استعفای وی مخالفت می کند.

بعد از پذیرش قطعنامه در اسناد موجود مکاتبه و رابطه ای بین آیت الله خمینی و محسن رضائی مشاهده نمی شود.

آیت الله خمینی در نامه ای در شهریور ۱۳۶۷ خطاب به کلیه فرماندهان و پرسنل سپاه از فعالیت های آنها در جنگ تجلیل کرده و خواهان حفظ آمادگی و فعالیت ها در زمان صلح می شود. همچنین در نامه ای در تاریخ دی ماه ۱۳۶۷ از محسن رضائی می خواهد سپاه وظیفه حفاظت از هواپیما ها را ادامه دهد و مسئولیت ربوده شدن هواپیما ها را بر بر عهده سپاه می گذارد. همچنین از رضائی می خواهد در هماهنگی با نخست وزیر امور اجرائی را انجام دهد. این نامه در پی درخواست رضائی برای تمدید ماموریت سپاه در زمینه امنیت هوایی بعد از پایان جنگ صادر شده است. رضائی شکایت کرده بود که مجموعۀ تشکیلات موجود در فرودگاه با زنده کردن قوانین سابق، حضور سپاه را با طرح مسئلۀ “نداشتن جایگاه قانونی” تخطئه می‏ نمایند.

بدینترتیب معلوم می شود که آیت الله خمینی در طول دوره ۸ ساله فرماندهی محسن رضائی بر سپاه در زمان حیات وی رابطه خوبی با او داشته است. اما این رابطه که با وساطت سید احمد خمینی بوده، فراز و نشیبی نیز داشته است. اما به نظر می رسد بعد از پایان جنگ روابط به گرمی سابق نبوده و چه بسا رو به سردی رفته است. انتشار اطلاعات بیشتر کمک می کند تا درک بهتر و نزدیک به واقعیت از مناسبات آیت الله خمینی با محسن رضائی بدست آید.

No responses yet

Oct 07 2014

گفت‌وگو با مادری که فرزند ٥ساله‌اش را برای فروش گذاشته است: پسرم را می‌فروشم تا صاحبخانه شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: روزنامه شهروند نوشت:

نوشته بود «یک پسر پنج‌ساله به فروش می‌رسد» یک آگهی چند خطی روي ديوارهاي شهر با یک شماره موبایل. شوخی نبود. پشت خط صدایی شکسته انگار که صدای پیرزنی سالخورده باشد اما سالخورده نبود. ماجرا، قصه فروش کلیه نیست، روایت فروش یک بچه است، یک پسربچه پنج ساله که مادر و پدرش او را به فروش گذاشته‌اند، آگهی کرده‌اند و گوش به زنگ تلفن که چه کسی پسرشان، پسر پنج ساله‌شان را می‌خرد؟ پدر و مادرش، یک زوج زابلی‌اند که پسر‌شان را برای فروش گذاشته‌اند. به این امید که از اجاره‌نشینی خلاص شوند و در مقابل، پسرشان به دست فرد نیکوکاری بیفتد و آینده روشنی داشته باشد. آگهی چند خطی، تکان‌دهنده است اما از آن تکان‌دهنده‌تر، واگذاری یک کودک ٥ساله در ازای یک خانه است، خانه‌ای در زابل. پسرشان را می‌فروشند چون پدر و مادرش، نمی‌توانند از پس هزینه‌های خود و سه فرزندشان بر بیایند، در پرداخت کرایه ماهیانه منزلشان مانده‌اند و نمی‌خواهند هر شب شاهد شب بیداری‌ها و گرسنگی‌های فرزندان دل‌خسته‌شان باشند.

پسرتان را برای فروش گذاشته‌اید؟
برای فروش نه، در ازایش یک خانه می‌خواهیم.

یعنی پسرتان را در ازای یک خانه می‌دهید؟
بله

چرا؟
چون پول نداریم حاج آقا، چون هیچ چیزی نداریم، صاحبخانه جوابمان کرده است. ما پول نداریم، رعیت هستیم.

خب هر کسی که پول نداشته باشد باید فرزندش را بفروشد؟

این کار را برای آینده بچه‌هایم انجام می‌دهم.

کجا زندگی می‌کنید؟
زابل.

خود زابل یا روستاهای اطراف؟
نه خود زابل.

به سازمان‌های مرتبط برای این‌که به شما کمک کنند مراجعه کرده‌اید؟
بله حاج آقا، همه جا رفتیم.

چی را قبول نمی‌کنند؟
این‌که کمکمان کنند.

یعنی خانه به شما بدهند؟
بله، ولی هیچ کمکی هم نمی‌کنند، ما هیچ چیزی نداریم.

دقیقا به شما چه گفتند؟
گفتند که شوهرم باید ٦٠ساله بشود. شوهرم مریض است، بدحال است، عکس از سینه و ریه‌اش گرفتیم و بردیم، شوهرم حتی ناراحتی قلبی دارد، دست و پاهایش شکسته است، اما باز هم می‌گویند وقتی ٦٠سالش شد کمک می‌کنیم. من سه‌سال است که پیگیر کمک هستم.

نامه‌نگاری مکتوب داشتید؟
بله، ولی گفتند شوهرم باید ٦٠سالش شود.

پیش چه کسی رفتید؟
یادم نیست.

چرا شوهرتان کار نمی‌کند؟
مریض است حاج آقا، کاری نمی‌تواند بکند.

اصلا شغل شوهر شما چیست؟
راننده بوده، ولی ماشین نداره.

یعنی قبلا ماشین داشته؟
نه قبلا هم نداشته.

خب چطوری رانندگی می‌کرده؟ برای کجا کار می‌کرده؟
قبلا که مرزها باز بودند، با ماشین گازويیل می‌برد مرز، ولی الان که مرزها بسته شده دیگه نمیشه گازويیل برد.

همسرتان از کجا ماشین می‌آورد؟
ماشین از آشناها می‌گرفت، یک ماشین از داماد خواهرزاده مادرم می‌گرفت و با رفیق‌هایش گازويیل می‌برد. با خود صاحب ماشین می‌رفتند مرز و گازويیل می‌فروختند.

الان پول از کجا میارید؟
از یارانه.

چقدر می‌گیرید؟
٢٠٠هزار تومان.

چرا شوهر شما کار نمی‌کند، به جز رانندگی کار دیگری بلد است؟
زمانی که در تهران بودیم کار می‌کرد، ولی کار برایش سخت بود و نمی‌توانست کار کند.

تهران به چه کاری مشغول بود؟
٢‌سال در کوره می‌کرد، ولی کارخانه بیمه‌اش نمی‌کرد، کارش هم سخت بود، دیگر نتوانست کار کند.

شوهرتان چند سالش است، شما چند‌ سال دارید؟
شوهرم ٥٥ ساله است و من ٣٥‌سال دارم.

خب شوهرتان نمی‌تواند مثلا سرایدار شود، نگهبانی بدهد، کارهایی از این دست؟
دست‌ها و پاهای شوهرم شکسته، نمی‌تواند کارهای سنگین انجام بدهد، هیچ جای دیگری هم نتوانست کار نگهبانی و سرایداری پیدا کند. اگر از این کارها پیدا شود حتما کار می‌کند.

دست و پای شوهرتان به چه دلیل شکسته است؟
تصادف کرده، موقعی که رانندگی می‌کرد، تصادف کرد و دست‌ها و پاهایش آسیب دید.

شما چند تا بچه دارید؟
سه تا.

چند ‌سالشان است؟ اسم‌هایشان را می‌گویید؟
پسرم ابوالفضل کلاس ششم است. دخترم زهرا کلاس پنجم است و پسرم آریا.

که ٥ سالشه و برای فروش گذاشتید.
بله. حاج آقا برای من هم خیلی سخته، از وقتی که کوچک بود، بزرگش کردم، من خودم شبانه‌روز گریه می‌کنم، ولی چه کاری می‌توانم انجام بدهم، گفتم شاید از طرف کمیته امداد کاری بکنند، ولی هیچ خبری نشد.

آریا خودش چیزی نمی‌گوید؟ خبردار شده که می‌خواهید بفروشیدش؟ زهرا و ابوالفضل چطور با این مسأله برخورد کرده‌اند؟
گریه می‌کنه، همه‌شان گریه می‌کنند، زهرا، ابوالفضل و آریا گریه می‌کنند، می‌گویند چرا این‌جوری شد، من هم ناراحت هستم، ولی جایی از خودمان نداریم، این کار را برای آینده خود بچه‌ها می‌خواهم انجام بدهم، برای این‌که معتاد نشوند، من جوان‌های دیگر را می‌بینم که پلاستیک جمع می‌کنند تا بفروشند برای عمل‌شان (اعتیادشان)، نمی‌خواهم بچه‌های من این‌طوری بشوند.

خب شما می‌خواهید یکی از بچه‌هایتان را فدا کنید تا بقیه بچه‌ها سرنوشت بهتری داشته باشند؟
من باید چه کار کنم؟ چه کاری از دست من بر می‌آید؟

خیلی‌ها هستند که خانه اجاره‌ای دارند، باید بچه‌های‌شان را بفروشند؟
ما که پول نمی‌خواهیم، فقط یک خانه می‌خواهیم.

فکر می‌کنید آخر و عاقبت آریا چی میشه اگر بفروشیدش؟
نمی‌دانم حاج آقا.

به این فکر نکردید که آریا دست یک آدم ناجوری بیفتد؟
خب همین جوری که بچه‌ام را نمی‌دهم، به کسی می‌دهم که امکاناتش خوب باشد، نه این‌که شرایطی مانند ما داشته باشد و فردا دوباره بچه‌ام را بفروشد.

چطور می‌فهمید کسی که برای بردن آریا آمده آدم خوبی است؟
خب باید بروم و خانه‌شان را ببینم، کجا زندگی می‌کنند، از چهارتا همسایه‌شان سوال کنم، باید مطمئن شوم بعد بچه‌ام را بدهم وگرنه اگر خوب نباشه من را هم بکشند بچه‌ام را نمی‌دهم.

به نظرتان فروختن پسرتان چه تأثیری هم روی آریا و هم بچه‌های دیگرتان دارد؟
من این کار را برای بچه‌هایم می‌کنم، می‌خواهم یک آدم خیرخواهی پیدا شود و به داد ما برسد. اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم در بیمارستان و موقع زایمان این کار را می‌کردم. من سر آریا سزارین شدم، مریض شدم. شوهرم هم که سکته کرده، من هم مریض هستم.

چه بیماری دارید؟
من بیماری کلیه دارم، یکی از کلیه‌های من کار نمی‌کند، فردا هم من می‌میرم هم شوهرم، می‌خواهم از آینده بچه‌هایم مطمئن شوم، من به آینده امید ندارم، مسئولان هم به داد ما نمی‌رسند، من خیلی وقته که رنگ دکتر را هم ندیده‌ام. چه کاری باید بکنم؟

شوهرتان معتاد که نیست؟
نه نیست.

هیچ‌وقت اعتیاد نداشت؟
قبلا بوده ولی الان رها کرده، معتاد اون‌طوری نبوده، معتاد شیره بوده، ولی چون قند داشته، دکتر گفته که خطرناکه، برای همین رها کرده، الان اصلا معتاد نیست.

شما که وضعتان این‌طوری بود، بی‌پول بودید و بیکار، شوهرتان هم که زمانی اعتیاد داشت، چرا سه بچه آوردید؟
خب قبلا این‌طوری نبودیم، اولش خوب بود. در خانه پدرم زندگی می‌کردیم، ولی بعد مشکلات ما زیاد شد.

شما خودتان نمی‌توانید کار کنید؟
کار نیست اصلا، زابل کار ندارد.

مثلا نمی‌توانید در خانه مردم کار کنید؟
من خیلی وقت‌ها در خانه مردم کار می‌کنم، ولی بیشتر مواقع به جای پول و مزد به من لباس می‌دهند، لباس که به کار من نمیاد. هیچ‌وقت حاضر نیستم لباس‌های کهنه دیگران را ببرم و بفروشم. در خانه‌ها کارگری می‌کردم، بادنجان و گوجه‌فرنگی پاک می‌کردم.

از وقتی این آگهی را پخش کردید چند نفر به شما زنگ زدند؟

خیلی‌ها زنگ زدند. می‌گفتند که بچه‌ات را نفروش، به تو کمک می‌کنیم خانه بگیری، گفتند به تو پول می‌دهیم، ولی دیگر خبری نشد. حتی یک نفر می‌گفت شخص خیری را معرفی می‌کند که کمکمان کند. ولی معرفی نکرد. می‌گفت برایتان با بلوک و آجر خانه درست می‌کنیم، ولی هنوز خبری نشده، من اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم، موقع زایمان این کار را می‌کردم، ولی الان راهی ندارم. الان آب و نان من گلی است.

چند وقت است آگهی فروش پسرتان را گذاشته‌اید؟
دو ماه.

از اقوام و فامیل و دوست و آشنا کسی به کمکتان نیامد؟
فامیلی که بتواند کمکمان کند و خانه بگیریم نداریم.

همسایه‌ها چی؟ همسایه‌ها کاری نکردند؟
نه، هیچ چیزی نگفتند.

چه وسایلی در خانه‌تان دارید؟
ما فقط یک یخچال داریم و یک تلویزیون، چیز دیگه‌ای نداریم. یخچال را هم یک نفر به شکل امانت به ما داده که تابستان را بگذرانیم.

غذا روی چی درست می‌کنید؟
یک گاز پیک‌نیکی دارم.

کرایه خانه شما چقدر است؟
ماهیانه صد‌هزار تومان.

چقدر پول پیش؟
پول پیش ندارد.

خانه‌تان چند متر می‌شود؟
حدودا ١٢٥ متر با یک سالن بزرگ.

خرج مدرسه بچه‌هایتان را چگونه تأمین می‌کنید؟
از طریق یارانه و کمک همسایه‌ها.

همسایه‌هایی که به مدرسه رفتن بچه‌هایتان کمک می‌کنند، نمی‌توانند کاری کنند که پسر ٥ساله‌تان را نفروشید؟
خب کمک می‌کنند ولی ما خانه می‌خواهیم، نمی‌توانند این کار را بکنند.

غذا را چه کار می‌کنید، با این توضیحاتی که دادید چه غذایی به بچه‌هایتان می‌دهید؟
خب بچه‌های من رنگ میوه را نمی‌بینند، گوشت و مرغ نمی‌توانم بخرم، همسایه‌ها کمکمان می‌کنند، دو همسایه قدیمی داریم که خیلی به فکر ما هستند، ولی برای آینده بچه‌هایم حاضرم همیشه گرسنه باشم، ولی در مقابل یک خانه داشته باشم تا بچه‌هایم بدون سقف نباشند.

شوهرتان با فروش پسرتان مخالف نیست؟
نه، مخالفتی ندارد. او کاری به این مسائل ندارد، او وضع خوبی ندارد. من هم چندان وضع خوبی ندارم.

منزل شما کجای زابل است؟
روبه‌روی مصلی، کوچه (…) ، پلاک (…) است. یک آزمایشگاه مرکزی نزدیک خانه ما است.

No responses yet

Oct 07 2014

اخبار ضد و نقیض از سقوط کوبانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

خودنویس: از شهر کوبانی در شمال سوریه که توسط گروه داعش محاصره شده، خبرهای ضد و نقیضی در رسانه‌های جهان بازتاب یافته است.

«بی‌بی‌سی» نوشته است گروه تروریستی داعش وارد شهر مهم کوبانی در سوریه در کنار مرز ترکیه شده و در حال حاضر در این شهر جنگ خیابانی در جریان است.

در همین حال یکی از خبرنگاران خبرگزاری فرانسه از تپه‌ای در شرق کوبانی عکسی گرفته که نشان می‌دهد بر فراز این تپه پرچم داعش به اهتزار درآمده است.

رییس دولت خودگردان کوبانی نیز گزارش داده که قسمت‌های شرقی این شهر ظاهرا به تصرف تروریست‌های داعش درآمده و پرچمشان را در این مناطق برافراشته‌اند.

بر اساس گزارش‌هایی که در برخی رسانه‌های دیگر انتشار یافته، ظاهراً تروریست‌ها ساختمان تلویزیون کوبانی را نیز تصرف کرده‌اند و بر فراز آن پرچم‌شان را به اهتزار درآورده‌اند.

این اولین بار است که گزارش‌هایی از ورود نیروهای داعش به داخل شهر کوبانی منتشر می‌شود.

درگیری‌ها در این منطقه باعث آواره شدن بیش از صد هزار نفر از ساکنان این شهر عمدتا کردنشین و پناه بردن آنها به ترکیه شده است.

از روزهای گذشته تروریست‌های داعش تلاش می‌کنند شهر کوبانی را از شرق و غرب به تصرف خود درآورند.

ترکیه و عدم دخالت در کوبانی / مبادله گروگان با داعش

در همین حال احمد داود اوغلو، نخست‌وزیر ترکیه گفته است که ترکیه قصد ندارد به یاری پیشمرگه‌های کرد بشتابد.

به گفته داوود اوغلو «اگر ترکیه به کوبانی نیروی زمینی بفرستد، می‌بایست در سراسر سوریه عملیات نظامی انجام دهد.»

نخست‌وزیر ترکیه از رایزنی‌هایی در پارلمان ترکیه برای به دست آوردن راهکارهای مؤثر در مقابله با داعش خبر داده است.

همچنین گفته می‌شود ترکیه حدود ۱۸۰ تن از جهادی‌های زندانی را اخیرا با داعش در مقابل آزادی ۴۹ گروگان ترکیه مبادله کرده است.

براساس این خبر دو بریتانیایی و افراد دیگری با تابعیت و ملیت فرانسوی، سوئدی، مقدونیه‌ای، سوئیسی و بلژیکی در میان مبادله شدگان با گروگان‌ها بوده‌اند.

داعش این ۴۹ ترک را در موصل به گروگان گرفته بود.

دولت ترکیه در زمان آزادی این گروگان ها گفت که در «عملیاتی محرمانه» آنها را آزاد کرده است بدون آنکه توضیحی دهد.

در همین حال وزیر دفاع ترکیه می گوید پیمان ناتو طرحی را برای دفاع از این کشور در صورت تجاوز نیروهای داعش از مرز سوریه به داخل ترکیه تهیه کرده است.

به گزارش آسوشیتدپرس، عصمت یولدیز، وزیر دفاع ترکیه گفته است که این طرح به درخواست ترکیه آماده شده و در صورت لزوم عملیات دفاع مشترک اجرا خواهد شد.

همزمان گزارش ها حاکی است که ارتش ترکیه ده ها تانک را در نقطه مرزی با سوریه در نزدیکی شهر کوبانی مستقر کرده است.

تلاش آمریکا برای کشتن مامور اطلاعاتی فرانسوی که به القاعده پیوسته

در رویدادی دیگر مرتبط با تحولات و اخبار مربوط به «داعش» گفته می شود که ایالات متحده آمریکا با انجام هشت حمله هوایی در سوریه، سعی در کشتن یک مامور سابق اطلاعاتی فرانسه داشته که به القاعده پیوسته است.

سایت گروه رسانه‌ای مک کلاچی، سومین گروه رسانه‌ای بزرگ ایالات متحده، این خبر را به نقل از «افراد آشنا به هویت و نقل مکان‌های» این مامور اطلاعاتی منتشر کرده است.

این سایت از قول دو مامور اطلاعاتی اروپایی، شخص فرانسوی به القاعده پیوسته را عالی‌رتبه‌ترین ماموری دانسته که تاکنون به گروه های تروریستی پیوسته است.

دو منبعی که خبر را در اختیار مک کلاچی قرار داده‌اند، اقدام مامور فرانسوی را یکی از خطرناک‌ترین تحولات در رویارویی درازمدت جهان با القاعده توصیف کرده‌اند.

مک کلاچی نوشته که دو منبع فوق، در گفتگوهایی جداگانه نام یک فرد واحد را به عنوان ماموری که به القاعده پیوسته ذکر کرده‌اند.

همین سایت افزوده که هویت مامور فرانسوی همکار القاعده، محرمانه تلقی می‌شود.

هر دو منبع، همچنین تایید کرده‌اند که ایالات متحده با حمله هوایی به هشت محل استقرار نیروهای جبهه نصرت، وابسته به القاعده، قصد کشتن این مامور فرانسوی را داشته است.

به نظر می‌رسد که مامور فرانسوی، از حملات هوایی آمریکایی ها، که در جریان آن ۴۷ موشک کروز شلیک شده، جان سالم به در برده است.

قابلیت استتار سریع نیروهای داعش برای فرار از بمباران‌های هوایی

و در تحولی دیگر هم دیوید جانسون، وزیر دفاع استرالیا گفت که نیروهای داعش در عراق برای فرار از بمباران‌های هوایی بسرعت خود را در شهرها مخفی می کنند.

جانسون گفت که جنگنده‌های نیروی هوایی استرالیا آماده عملیات و در انتظار مشخص شدن اهداف خود خواهند ماند.

این در حالی است که تعداد زیادی از جنگنده‌های نیروهای ائتلاف در حملات هوایی برفراز عراق شرکت دارند.

بازداشت ۱۳۰ عضو موثر داعش در ایران

در همین حال محمود علوی٬ وزیر اطلاعات از بازداشت بیش از ۱۳۰ عضو مرتبط با داعش از سوی این وزارت‌خانه در ایران خبر داد.

علوی گفت این افراد طی ده‌ها عملیات نیرو‌های وزارت اطلاعات شناسایی و بازداشت شده‌اند.

وزیر اطلاعات اضافه کرده این افراد از اعضای «موثر» گروه‌های «تکفیری» هستند.

No responses yet

Oct 07 2014

مادر غنچه قوامی و صد روز بازداشت: از امروز جلوی زندان اوین می ایستم تا دخترم آزاد شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کمپین بین المللی حقوق بشر: مادر غنچه قوامی: «حال دخترم در زندان خوب نیست و در این صد روز هیچکدام از مسولان صدای ما را نشنیدند. من از امروز صبح آمده ام جلوی درب زندان اوین ایستاده ام و اینجا را ترک نخواهم کرد تا دخترم آزاد شود.»

مادر غنچه قوامی، زندانی که از روز ۹ مهرماه در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذای (تر) زده است با اظهار اینکه جلوی درب زندان اوین تحصن کرده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «امروز صدمین روز بازداشت دخترم است. حال دخترم در زندان خوب نیست و در این صد روز هیچکدام از مسولان صدای ما را نشنیدند. من امروز صبح آمده ام جلوی درب زندان اوین ایستاده ام واز اینجا تکان نخواهم خورد تا دخترم آزاد شود.»

سوسن مشتاقیان در خصوص آخرین وضعیت دخترش به کمپین گفت: «روز شنبه ۱۲ مهرماه توانستم او را ملاقات کنم. لاغر شده و از نظر روحی اصلا خوب نبود. مسولان به من و پدرش ۱۸ روز اجازه ملاقات با غنچه را در زندان ندادند. وقتی او را بالاخره روز ۱۲ مهرماه دیدیم، غنچه به ما می گفت تمام امیدم این است که هفته ای یکبار شما را ملاقات کنم اگر نتوانم شما را ببینم می میمرم. بچه ام حالش از انفرادی و بلاتکلیفی خوب نیست و ما این بیرون نمی دانیم چه کنیم.»

سوسن مشتاقیان در خصوص درخواستش از مقامات قضایی کشور گفت: «من دیگر هیچ درخواستی ندارم. صدمین روز بازداشت دخترم است. در این مدت به هر کجا که فکر می کردیم صدایمان را می شنوند مراجعه کردیم. حالا دیگر من پشت همین درب می ایستم تا دخترم آزاد شود.»

مادر غنچه قوامی به کمپین گفت که شخصی به نام “دهلوی” به ملاقات دخترش در زندان رفته و از او خواسته تا او را به عنوان وکیل پرونده اش بپذیرد: « این آقا که خود را وکیل معرفی کرده هفته گذشته به ملاقات دخترم در زندان رفته و به او گفته است که اگر اتهاماتی که او می گوید غنچه قبول کند به او کمک خواهد کرد که از زندان آزاد شود. غنچه قبول نکرده و بعد با ما تماس گرفت و پرسید که ایا ما این شخص را فرستادیم. دخترم عصبانی و نگران بود. من نمی دانم که چطور کسی می تواند بدون اجازه خانواده و خود زندانی برود او را ملاقات کند و بخواهد که او را به عنوان وکیل بپذیرد. من از این شخص شکایت کرده ام و شکایتم را دنبال خواهم کرد.»

خانم مشتاقیان در پاسخ به این سوال که آیا علیزاده طباطبایی، وکیل غنچه قوامی توانسته تاکنون او را در زندان ملاقات کند یا پرونده اش را بخواند به کمپین گفت: «متاسفانه تاکنون نتوانسته او را ملاقات کند اما روز نهم مهرماه اجازه یافت تا پرونده غنچه را بخواند.»

مادر غنچه قوامی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا دخترش اتهام تبلیغ علیه نظام را در بازجویی ها پذیرفته است به کمپین گفت: «در بازجویی ها غنچه در شرایطی بوده که فکر می کرده اگر این اتهام را قبول کند زودتر با وثیقه از زندان آزاد خواد شد. غنچه با امید به آزادی این اتهام را قبول کرده اما اکنون دیگر اتهامش را قبول ندارد.»

علیزاده طباطبایی، وکیل غنچه قوامی روز ششم مهرماه در گفتگویی با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد که موکلش به اتهام تبلیغ علیه نظام متهم شده و کیفرخواست او به شعبه اول دادگاه انقلاب برای رسیدگی و تعیین وقت دادگاه فرستاده شده است. او در این گفتگو اعلام کرده بود که آو اتهام تبلیغ علیه نظام را برای موکلش قبول ندارد و منتظر تعیین وقت دادگاه است تا دفاعیات خود را انجام دهد.

غنچه قوامی، دختر ۲۵ ساله با ملیت ایرانی – انگلیسی، فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه سواز لندن است که اسفند ماه سال ۱۳۹۲ پس از پایان تحصیلش به ایران بازگشت. او در روز سی ام خرداد ماه برای تماشای بازی والیبال ایران و ایتالیا در مقابل ورزشگاه آزادی در میان جمعی دیگر از بانوان حضور یافته بود، در همان روز به همراه تعدادی دیگری از بانوانی که خواستار حضور به داخل ورزشگاه برای دیدن مسابقه بودند دستگیر شد. با این حال او نیز به همراه بقیه زنان در همان روز با اخذ تعهد و توقیف وسایل شخصیش از بازداشتگاه وزرا آزاد شد.

اما وقتی روز ۹ تیرماه برای پس گرفتن لوازم شخصیض به بازداشتگاه وزرا مراجعه کرد بدون توضیح بازداشت شد. پس از ۹۰ روز بازداشت موقت پرونده او با اتهام تبلیغ علیه نظام به شعبه یک دادگاه انقلاب ارسال شد. در این مدت بارها با درخواست آزادی او با قرار وثیقه تا زمان صدور حکم نهایی مخالفت شده است و همچنان در زندان اوین به سر می برد.

No responses yet

Oct 07 2014

تهدید مطهری به طرح سؤال از رئیس جمهور

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فرارو: علی مطهری در نامه ای که به رئیس جمهور، نسبت به عدم اجرای برخی اصول قانون اساسی به حسن روحانی تذکر داد.

به گزارش نامه نیوز، متن این نامه که از سوی علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در اختیار نامه نیوز قرار گرفته به در خواست ایشان، عینا و بدون تغییر منتشر شده است.

جناب حجت‌الاسلام آقای روحانی دامت برکاته
رئیس جمهور محترم

با اهداء سلام و آرزوی توفیق بیشتر برای جناب‌عالی، بیش از یک سال از دوره صدارت آن مقام گرامی می‌گذرد و گرچه پیشرفتهایی در سیاست خارجی از نظر رفع توهم ایران‌هراسی و ارتقاء جایگاه سیاسی کشور در دنیا و نیز توفیقاتی در حوزه اقتصاد مانند ایجاد ثبات اقتصادی و مهار تورم و خروج از رکود حاصل شده است لکن در بخش سیاست داخلی و اجرای فصل سوم قانون اساسی که مشتمل بر حقوق ملت است و البته از وعده‌های انتخاباتی شما نیز بوده است توفیقی نداشته و همواره منفعل بوده‌اید، بلکه طرف مقابل برای آنکه ثابت کند که با انتخابات 92 هیچ سیاستی در این حوزه تغییر نکرده است، گاهی به اقداماتی تندتر از گذشته دست زده و با سکوت جناب‌عالی مواجه بوده است. این در حالی است که رئیس جمهور طبق اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی مسئول اجرای قانون اساسی است و اگر هریک از دو قوه دیگر قانون اساسی را نقض کردند حداقل می‌تواند به پشتوانه رأی مردم به آنها اخطار یا تذکر قانون اساسی بدهد و البته فشار افکار عمومی کار خود را خواهد کرد.

به عنوان نمونه مسئله حصر خانگی آقایان حجت الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی سه سال و هشت ماه است که برخلاف اصول متعدد قانون اساسی بدون حکم قضایی و این که آنها اجازه دفاع از خود داشته باشند ادامه دارد. ممکن است حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر حصر خانگی این دو که در شرایط اضطراری صادر شده، برای مدت موقت – مثلا یک ماه – و تا زمان بازگشت شرایط عادی به جامعه، قابل پذیرش باشد اما ادامه آن بدون حکم قضایی قطعا وجاهت قانونی، شرعی و اخلاقی ندارد و خلاف فصل سوم قانون اساسی است. مثل آن است که کسی را بدون محاکمه به حبس ابد محکوم کنیم.

اصولا این یک سنت غلط در جمهوری اسلامی بوده است که منتقدان خوش سابقه در انقلاب را که احیاناً اتهامی متوجه آنها بوده است، به جای رسیدگی به اتهامشان در حصر قرار داده‌ایم بدون آنکه ضرورتی داشته باشد. گویی انتقاد و اعتراض را به معنی خروج از نظام تلقی کرده‌ایم، حال آنکه کسی می‌تواند انتقادهای اساسی به نظام داشته باشد و زندگی عادی‌اش را بکند، آنچنان که سیره امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بود. آن پیشوای بزرگ مادام که خوارج دست به سلاح نبردند آنها را از حقوق اجتماعی‌شان محروم نکرد و خود می‌فرمود از من در خفا و آشکار انتقاد کنید.

برخی این گونه رفتارها را به سیره امام خمینی مستند می‌کنند، غافل از این که تعمیم برخی تصمیمات اوایل پیروزی انقلاب و دوره جنگ به امروز – قطع نظر از درستی یا نادرستی آنها – صواب نیست. مثلا در دوره جنگ زمانی که روزنامه میزان مانند ستون پنجم دشمن عمل می‌کرد و روحیه مردم را تضعیف می‌نمود ایشان فرمودند قلمهای مسموم باید شکسته شود، و به دنبال آن چندین روزنامه توقیف شد. این رفتار را می‌توان با شرایط جنگ که حیات و ممات یک ملت بسته به آن است توجیه کرد اما نمی‌توان آن را به شرایط عادی تعمیم داد. امام (ره) نیز بعد از جنگ در پاسخ به نامه نمایندگان مجلس فرمودند از این پس در چهارچوب قانون عمل می‌کنیم.

اصل سی و دوم قانون اساسی می‌گوید: «هیچ کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‌کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.»

طبق این اصل، مسئولانی که حصر خانگی آقایان کروبی و موسوی را ادامه داده‌اند باید مجازات شوند.

اصل سی و هفتم می‌گوید: «اصل، برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.» ممکن است کسانی بگویند «جرم آنها که موجب آشوب و درگیری شدند محرز است و اینجا اصل بر برائت نبوده و احتیاجی به اثبات جرم آنها در دادگاه صالح نیست.» این سخن پذیرفته نیست و علاوه بر این که خلاف قانون اساسی است که هر مجازاتی را ناشی از حکم دادگاه صالح می‌داند، اگر آن را به سایر موارد نیز سرایت بدهیم به نتایج ظالمانه‌ای می‌رسیم. مثلا فردی که در نزاع میان دو نفر میانجی شده و با زحمت چاقو را از دست ضارب گرفته و ضارب فرار کرده و او با چاقوی خونین در دست، در صحنه جرم باقی مانده و مردم و احیانا پلیس فقط همین صحنه را دیده‌اند، با این منطق چنین فردی محکوم به قصاص است و حق دفاع از خود را ندارد!

اصل سی و ششم می‌گوید: «حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.» بنابراین فرضاً شورای عالی امنیت ملی حکم ادامه حصر خانگی به مدت نامعلوم و مثلا تا زمان توبه آنها را صادر کرده باشد چنین اختیاری نداشته است.

اصل یکصد و شصت و هشتم می‌گوید: «رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیئت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد.»

طبق این اصل چنانچه قرار بر محاکمه این دو باشد – که خواست هردوی آنها نیز هست و البته باید همزمان با محاکمه متهمان طرف مقابل ماجرا باشد – محاکمه آنها باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد.

اصل سی و نهم قانون اساسی نیز می‌گوید: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»

این اصل در مورد کسی است که به حکم قانون زندانی شده باشد. در مورد کسی که به طور غیرقانونی ادامه حصر پیدا کرده است، به طریق اولی‌ا هتک حرمت و حیثیت او ممنوع و موجب مجازات است. این در حالی است که در طول چند سال گذشته انواع اتهامات از اتصال به آمریکا و انگلیس و صهیونیسم گرفته تا ضدیت با امام حسین علیه‌السلام و امام خمینی از تریبونهای مختلف به آنها زده شده بدون آنکه آنها امکان سخن گفتن و دفاع از خود داشته باشند.

جناب آقای روحانی
با توجه به مطالب مذکور، جناب‌عالی به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی وظیفه سنگینی در پیشگاه خدای متعال و ملت ایران دارید. عده‌ای حیات سیاسی خود را در ادامه وضع موجود می‌دانند و در چنین مواردی که قانون دست آنها را باز گذاشته و راه قانونی هموار است، به جای عمل به تکلیف خود، از مقام رهبری مایه می‌گذارند، در حالی که در چنین مسائلی اساسا نیازی به ورود رهبر گرانقدر نیست، همچنان که اگر مدیریت بحران سال 88 درست و با تدبیر عمل می‌کرد نیازی به ورود ایشان نبود. از ولایت فقیه فقط در مسائل بسیار حیاتی برای اسلام باید هزینه شود نه در چنین مسائلی.

گروهی که احساس می‌شود حسن نیت دارند و مخالف رفع حصرند می‌گویند اگر اینها بدون توبه و عذرخواهی آزاد شوند اقتدار نظام می‌شکند. این هم حرف باطلی است. اولا مگر اقتدار نظام به این است که هیچ منتقدی نداشته باشد؟ مگر حکومت پیامبر(ص) یا علی علیه‌السلام منتقد نداشت؟ ثانیا توبه باید اختیاری و با میل قلبی و در پیشگاه خدا باشد و اگر باید از مردم نیز عذرخواهی کنند سایر متهمان فتنه مانند آقای احمدی‌نژاد و برخی نهادهای حکومتی نیز باید چنین کنند.

این عده گاهی نیز می‌گویند اگر اینها آزاد شوند دوباره آشوب می‌شود. این نیز خیالی بیش نیست. شرایط و هیجان آن دوره از میان رفته و منشأ فتنه هم کنار رفته است. اکثر معترضان نیز با انتخابات 92 به خواسته‌های خود رسیده و انگیزه‌ای ندارند. به فرض محال آقای موسوی اعلامیه هم بدهد کسی همراهی نمی‌کند و خود ایشان هم گفته است می‌خواهم دولت را کمک کنم.

رئیس جمهور محترم
قرائن نشان می‌دهد که به هر دلیلی اراده‌ای برای محاکمه متهمان فتنه 88 و طبعا بازخوانی آن با حضور طرفهای قضیه وجود ندارد و فتنه 88 در ایران حکم هولوکاست در اروپا و آمریکا را پیدا کرده است که فقط یک سخن باید گفته شود و کسی حق تحلیل متفاوت و تحقیق درباره ریشه‌ها و عوامل گوناگون آن را ندارد. لذا پیشنهاد می‌کنم که جناب‌عالی به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، در اجرای قانون اساسی به تنها راه باقی مانده یعنی آزادی سه محصور مورد نظر عمل نمایید. قانون اساسی برای اجرا کردن است نه یک سند ملی که صرفا در ویترین قرار گیرد. عید غدیر نزدیک است و چه بهتر این کار در این ایام صورت گیرد و وحدت ملی ما که به شدت به آن نیازمندیم بیشتر و استوارتر گردد. بدیهی است که اگر همچنان مسامحه نمایید این قضیه در قالب سؤال از رئیس جمهور در مجلس پیگیری و البته برخی سؤالات فرهنگی نیز اضافه خواهد شد.

با تقدیم احترام
علی مطهری

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .