اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2015

Mar 01 2015

گزارش یک گروگان‌گیری؛ هارون مونس در استرالیا دنبال چه بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: در گزارش دفتر رئیس دولت ایالت نیوساوث ولز درباره بحران گروگانگیری در کافه لینت سیدنی این نکته برجسته شده که گروگان‌گیر ایرانی استرالیایی که اکنون به نام هارون مونس شناخته می‌شود هرگز فعالیتی در آن حد نداشت که دستگاه‌های امنیتی نیازی به اعمال کنترل بیشتر بر رفتارهای او داشته باشند. سازمان امنیت داخلی استرالیا به تهیه‌کنندگان گزارش گفته است که هارون مونس “تنها یکی از چندهزار نفری بود که می‌توانست باعث ایجاد نگرانی امنیتی بشود.” اما همان یک نفر روز ۱۵ دسامبر سال گذشته برای ۱۷ ساعت استرالیا را در بهت و وحشت فرو برد.

گزارشی که جزئیات آن روز ۲۳ فوریه اعلام شد در سه بخش و دو ضمیمه است و تمام زوایای شخصیتی محمد حسن منطقی و بحران گروگانگیری را می‌کاود تا نشان دهد چگونه چنین حادثه‌ای شکل گرفته و آیا دستگاه‌های امنیتی قادر بودند از وقوع آن جلوگیری کنند یا نه. در پی انتشار این گزارش، نخست‌وزیر استرالیا از تغییر سیاست‌های مهاجرتی در این کشور خبر داد.
ورود با ویزای تجاری

هارون مونس در سال ۱۹۹۶ میلادی همسر و دو فرزند خود را در ایران جا می‌گذارد و با ویزای تجاری به استرالیا می‌آید. با قدم گذاشتن در خاک استرالیا بلافاصله تقاضای پناهندگی می‌کند و پس از ۸ سال تابعیت استرالیا را به دست می‌آورد. مونس در تمام سال‌های اقامت در استرالیا به جز دوره کوتاهی در سال ۲۰۰۰ که در ایالت استرالیای غربی زندگی می‌کرده، مابقی زندگی خود را در شهر سیدنی گذرانده است. در این شهر ۱۷ بار محل اقامت خود را تغییر داده و گاه تنها چهار یا پنج روز را در یک نشانی زندگی کرده بود.

در سال ۱۹۹۹ میلادی تشکیلاتی تحت عنوان دفتر آیت‌الله منطقی بروجردی برای آموزش و ترویج امور معنوی و فعالیت‌های خیریه دایر می‌کند اما دو سال بعد تشکیلات دیگری با هدف یاری رسانی به کودکان و زنان به ثبت می‌رساند. از جمله برنامه‌های تشکیلات جدید که به نام IISIO معرفی شده ارائه اطلاعات در زمینه توسعه فعالیت‌های فرهنگی، علمی، فنی، آموزشی، سیاسی و امنیتی بوده است. پس از IISIO شش بار دیگر نیز در سال‌های مختلف اقدام به راه‌اندازی انجمن‌های دیگر می‌کند ولی هر بار پس از دو یا سه سال به فعالیت آن‌ها پایان می‌دهد. از جمله آن‌ها تشکیلاتی‌ست به نام “حزب‌الله استرالیا” که آن را در سپتامبر ۲۰۰۹ راه می‌اندازد اما در دسامبر ۲۰۱۱ آن را تعطیل می‌کند.

محمدحسن منطقی از سال ۱۹۹۶ که به استرالیا می‌آید تا شش سال بعد با همین نام شناخته می‌شود و با همین نام تقاضای شهروندی استرالیا می‌کند اما دو سال مانده به دریافت تابعیت استرالیایی در سپتامبر سال ۲۰۰۲ نام جدیدی برای خود انتخاب می‌کند. نام جدید او “مایکل هیسون موروث” است. مایکل تا چهار سال بعد با همین نام باقی می‌ماند اما در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی یکبار دیگر نام خود را تغییر می‌دهد. این بار “من هارون مونس”، نامی که گروگانگیر کافه لینت با آن شناخته می‌شود.

محمد حسن منطقی چند ماهی پس از آن که با نام مایکل هیسون موروث در شهر سیدنی زندگی می‌کرده با “نولین هیسون پال” آشنا می‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد روابط مایکل و نولین دستخوش تلاطم‌های بسیاری بوده و در مرکز این درگیری‌ها موضوع حضانت فرزندان‌شان قرار داشته است.
حجت‌الاسلام یا عضو فرقه احمدیه؟

اما این همه داستان نیست. محمد حسن منطقی در زمان ورود به استرالیا خود را روحانی شیعه و حجت‌الاسلام معرفی می‌کند. وقتی تقاضای پناهندگی خود را می‌نویسد اظهار می‌کند که عضوی از فرقه احمدیه است؛ فرقه‌ای اسلامی که به دلیل ادعای مهدویت میرزا غلام احمد، بنیانگذار آن، در میان شیعیان و سنی‌ها به‌عنوان فرقه‌ای ارتدادی شناخته می‌شود. با این همه، وقتی نام خود را به مایکل هیسون موروث تغییر می‌دهد به سازمان امنیت داخلی استرالیا خبر می‌دهد که دیگر کسوت روحانیت را کنار گذاشته و از این به بعد به‌عنوان یک سکولار زندگی خواهد کرد.

زندگی سکولار مایکل دوام چندانی ندارد و چهار سال بعد وقتی نام مایکل به هارون مونس تغییر می‌کند، این‌بار عنوان شیخ را به نام هارون اضافه می‌کند تا حجت‌الاسلام سابق با نام تازه در جامعه مسلمانان استرالیا هوادارانی برای خود دست و پا کند. تغییرات متوقف نمی‌شود. این‌بار برای آخرین مرتبه شیخ هارون مذهب خود را از تشیع به تسنن عوض می‌کند و به منتقد جدی راه و رسم شیعیان تبدیل می‌شود.

گزارش دفتر سروزیر ایالتی جزئیات دیگری از زندگی هارون مونس را نیز در بر دارد. در بخشی از گزارش آمده که هارون مونس در ۱۴ سال از دوران ۱۸ ساله اقامتش در استرالیا هیچگاه سفری به خارج از این کشور نداشته اما در فاصله چهار ساله میان ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ میلادی شرایط تغییر می‌کند و ۲۱ بار به سفر می‌رود. ده سفر به مقصد بانکوک بوده، همگی کمتر از یک هفته و گاهی تنها یک روز. یک بار هم در کمتر از دو روز به لندن سفر می‌کند اما کسی نمی‌داند این سفرهای کوتاه به چه منظوری صورت گرفته‌ است. در همان دوره سفرهای پی در پی مکاتبات او نیز اوج می‌گیرند و به بسیاری از جمله ملکه بریتانیا، پاپ، سیاستمداران داخلی و خارجی و بلاخره خانواده‌های سربازان استرالیایی کشته شده در افغانستان نامه می‌نویسد. وقتی خانواده‌های سربازان استرالیایی از مکاتبات او به دادگاه شکایت می‌برند پای هارون مونس به دادگاه‌های سیدنی باز می‌شود.
اتهام ‘آزارهای جنسی’

همزمان با همین دادگاه‌ها در سال ۲۰۰۹ پلیس فدرال استرالیا نیز تحقیقات تازه‌ای درباره دست داشتن هارون در قتل نولین، همسر سابقش، و ارتکاب آزارهای جنسی متعدد آغاز می‌کند. دادگاه به اتهامات هارون مونس رسیدگی می‌کند و دو بار در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ او را گناهکار می‌شناسد. با این‌حال دادگاه به هارون امکان می‌دهد تا به قید وثیقه آزاد بماند.

در دوره‌ای که محمدحسن منطقی دیروز و هارون مونس وقت مرتب در دادگاه‌ها حضور پیدا می‌کند مشخص می‌شود دچار روان‌پریشی‌ست. همین اختلال روانی دو بار در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ او را به بیمارستان می‌کشاند و در آنجا بستری می‌شود. گزارش‌های پزشکی بعدی که به تایید روانپزشک ارشد دولت ایالتی رسیده‌، نشان می‌دهد گرچه هارون مونس از وضعیت روانی ناپایداری برخوردار است اما شرایط او تهدیدی برای زندگی خود و دیگران به بار نخواهد آورد. سازمان امنیت داخلی استرالیا نیز همین نظر را درباره هارون مونس دارد. اما حالا گزارش دفتر سروزیر ایالت می‌گوید در فاصله ده سال از ۱۱ می ۲۰۰۴ تا ۱۲ دسامبر ۲۰۱۴ دستگاه‌های امنیتی و پلیس استرالیا ۴۱ مورد تحقیق درباره فعالیت‌های هارون مونس داشته‌اند. شگفت‌انگیز این که تنها در فاصله سه روز از ۹ تا ۱۲ دسامبر سال گذشته دفاتر پلیس ایالتی ۱۸ مورد پیام تلفنی و ایمیل درباره فعالیت‌های مشکوک هارون دریافت کرده‌اند اما نظر پیشین درباره بی دردسر بودن هارون پابرجا می‌ماند. سه روز پس از آخرین پیام هارون مونس به کافه لینت می‌رود و کلید گروگانگیری در آنجا زده می‌شود.

ساعت هشت و ۳۳ دقیقه صبح روز ۱۵ دسامبر هارون با نشان دادن اسلحه از کارمندان و مشتریان کافه لینت می‌خواهد تا درها را قفل کنند و در داخل کافه باقی بمانند.
درخواست پلیس ایران برای استرداد

محمدحسن منطقی که در فاصله سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ به‌عنوان نگهبان آموزش دیده بود پس از دریافت مجوز حمل اسلحه می‌توانسته در زمان کار مسلح باشد اما در با تغییر قانون دریافت مجوز در سال ۲۰۱۲ از تمدید مجوز خود صرف‌نظر می‌کند. پلیس استرالیا می‌گوید اسلحه‌ای که هارون از آن برای گروگانگیری استفاده کرده، به‌طور قانونی متعلق به خود او نبوده ولی هارون آن را از بازار نیمه‌رسمی اسلحه تهیه کرده بوده است. تیری که از آن اسلحه شلیک شد توری جانسون مدیر کافه لینت را از پای درآورد.

در گزارش گفته شده که اگر هارون مونس همین امروز با شرایط اولیه خود وارد استرالیا می‌شد باز هم می‌توانست شهروندی استرالیا را کسب کند. سه دلیل مهمی که گزارش به آن توجه کرده عبارتند از سهل‌انگاری پلیس استرالیا، حمایت سازمان عفو بین‌الملل از محمدحسن منطقی، و بی‌توجهی سازمان امنیت داخلی استرالیا به پیام‌های هشداردهنده درباره هارون مونس.

در سال ۲۰۰۱، پنج سال پس از ورود محمدحسن منطقی به استرالیا، پلیس اینترپل به درخواست پلیس ایران تقاضای استرداد او را به پلیس استرالیا ارائه می‌دهد. پلیس ایران اعلام کرده بوده که محمدحسن منطقی به دلیل کلاهبرداری تحت تعقیب است. ۵ ماه بعد در سپتامبر ۲۰۰۱ وقتی درخواست‌های پلیس استرالیا برای دریافت اطلاعات بیشتر از پلیس ایران به نتیجه نمی‌رسد درخواست استرداد محمد حسن منطقی در استرالیا نادیده گرفته می‌شود. در عوض، نامه عفو بین‌الملل در حمایت از او به جریان می‌افتد و یک‌سال بعد در سپتامبر ۲۰۰۲ محمد حسن منطقی تابعیت استرالیا را به دست می‌آورد. گزارش می‌گوید اگر سازمان امنیت داخلی استرالیا به ۱۸ پیام هشدار دهنده‌ای که تا سه روز مانده به واقعه برای آن‌ها ارسال شده بود ترتیب اثر می‌دادند گروگانگیری روز ۱۵ دسامبر در کافه لینت اتفاق نمی‌افتاد.

محمدحسن منطقی، مایکل هیسون موروث و عاقبت من هارون مونس، مردی با سابقه روان‌پریشی ۱۷ ساعت زندگی در استرالیا را به گروگان خود درآورد و رسانه‌ها را به مرکز خرید مارتین سیدنی کشاند، جایی که هنوز دسته‌گل‌های مردم برای یادبود توری جانسون و کاترینا داوسون در کنار کافه لینت دیده می‌شود.

No responses yet

Mar 01 2015

وکیل آتنا فرقدانی از انتقال موکلش به بیمارستان پس از بیهوشی در زندان خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

تقاطع: آتنا فرقدانی در شانزدهمین روز اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شد.

آن‌گونه که محمد مقیمی، وکیل این فعال حقوق بشر زندانی، دقایقی قبل (ظهر جمعه ۸ اسفند) در صفحه‌ی فیسبوکش نوشته، موکلش بعد از وخامت حال در روز چهارشنبه (۶ اسفند-۲۵ فوریه) که به بیهوشی وی منجر شد، به بیمارستان منتقل شده است.

به نوشته‌ی این وکیل دادگستری، خانم فرقدانی بعد از به هوش آمدن، سرم را از خودش جدا کرده و گفته که تا رسیدن به خواسته‌اش که انتقال به زندان اوین است، به اعتصاب غذای خود ادامه می‌دهد.

آتنا فرقدانی، روز ۲۰ دی‌ماه پس از حضور در شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب اسلامی تهران، با دستور ابوالقاسم صلواتی، رییس این شعبه، بازداشت و به زندان زنان در قرچک ورامین که محل نگهداری زندانیان با جرم‌های مختلف است، منتقل شد.

او از روز ۲۰ بهمن‌ماه اعتصاب غذای خود را با هدف انتقال خود و معدود زندانیان سیاسی زندان قرچک به زندان اوین آغاز کرد.

آن‌گونه که یک “منبع آگاه” به تقاطع گفته، در روزهای گذشته مقامات امنیتی و قضایی تلاش‌هایی را برای مجاب کردن این فعال ۲۸ ساله برای پایان دادن به اعتصابش انجام دادند. در همین راستا، چند روز قبل، نماینده‌ی دادستان تهران و بازجوی پرونده آتنا با یک جعبه شیرینی به دیدن او رفتند و از او خواستند تا تضمین دهد بعد از انتقال به زندان اوین، اعتصابش را با هدف آزاد شدن ادامه نخواهد داد.

این دانشجوی محروم‌ از تحصیل دانشگاه الزهرا نیز در پاسخ با اشاره به وضعیت وخیم جسمی خود گفته که قصد ندارد بیش از این خودش را نابود کند و تنها خواسته‌اش انتقال به زندان اوین است.

گفتنی است آتنا فرقدانی پیش‌تر در روز سه‌شنبه (۵ اسفند) در تماسی تلفنی از زندان قرچک اعلام کرده بود که تا زمانی که به زندان اوین منتقل نشود، حاضر به ملاقات با هیچ‌کس، حتی خانواده‌اش نیست.

او با تاکید بر ادامه‌ی اعتصاب غذایش، اضافه کرده بود که «تا پای جان بر خواسته‌اش پافشاری می‌‌کند».

این فعال جوان، نخستین‌ بار در شهریورماه گذشته توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به بند دو-الف زندان اوین منتقل شده بود. او بیش از دو ماه را در سلول‌های انفرادی و دونفره‌ی این بند سپری کرد و سرانجام در حالی که به دلیل اعتصاب غذا به شدت ضعیف شده بود، با وثیقه‌ی سنگین ۱/۳ میلیارد تومانی تا زمان تشکیل دادگاه آزاد شد.

وی در گفتگویی با “تقاطع” که روز ۱۹ دی و ساعاتی پیش از بازداشت دوباره‌اش منتشر شد، دلیل بازداشت قبلی خود را ارتباط با خانواده‌های جان‌باختگان سیاسی و فعالان محروم از تحصیل بهایی و نیز برگزاری نمایشگاه نقاشی‌ با محتوای سیاسی و انتقادی عنوان کرده بود.

No responses yet

Mar 01 2015

وبلاگ‌نویس معروف بنگلادشی- آمریکایی به ضرب چاقو و ساطور کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,تروریزم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: یک وبلاگ‌نویس معروف بنگلادشی – آمریکایی که به خاطر انتقاد از افراطی‌گری مذهبی شهرت داشت، هنگامی که در داکا، پایتخت بنگلادش، پیاده‌روی می‌کرد با ضربات چاقو و ساطور کشته شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، پلیس بنگلادش روز جمعه هشتم اسفند گفت «آبهیجیت رای» هنگام بازگشت از نمایشگاه کتاب در دانشگاه داکا و در یک پیاده‌رو شلوغ مورد حمله قرار گرفت. همسر آبهیجیت رای نیز که وبلاگ‌نویس است در این حمله به شدت مجرح شده است.

این تازه‌ترین مورد از حملات علیه نویسندگان سکولار در بنگلادش در سال‌های اخیر است.

شیبلی نومان، یک کمیسر پلیس به روزنامه محلی «پروتوم آلو» گفت گروهی به نام «انصار بنگال ۷» که تاکنون شناخته شده نبودند، مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است. این گروه در حساب توئیتر خود نوشته‌اند: «او (آبهیجیت رای) به دلیل اقداماتش علیه اسلام هدف قرار گرفت».

آبهیجیت رای یکی از منتقدین معروف افراطی‌گری مذهبی بود و خانواده و دوستانش گفتند که پیشتر نیز به دلیل نوشته‌هایش مورد تهدید قرار گرفته بود.

سیراجول اسلام، رییس پلیس، گفت روز هفتم اسفند ساعت هشت و ۴۵ دقیقه شب به وقت محلی گروهی از مردان نا‌شناس، آقای آبهیجیت و همسرش را در حالی که به سمت یک چای فروشی کنار خیابان قدم می‌زدند محاصره کرده و دست کم دو نفر از مهاجمان با ساطور قصابی به آن‌ها حمله کردند.

او افزود مهاجمان هنگام فرار از صحنه جنایت در ازدحام مردم گم شدند. پلیس دو ساطور خون‌آلود در صحنه جنایت پیدا کرده است.

در بنگلادش که اکثریت جمعیت ۱۶۰میلیونی آن مسلمان هستند، طی سال‌های اخیر حملات مشابهی روی داده که اسلامگرایان تندرو مسئول آن هستند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه می‌نویسد: آبهیجیت رای موسس وبلاگ پرطرفدار «موکتو مانو» به معنای «اندیشه آزاد» است که مقالات علمی و مذهبی به زبان بنگالی منتشر می‌کرد.

به نظر می‌رسد که این وبسایت پس از وقوع حمله تعطیل شده است. آقای رای ماه ژانویه در مقاله‌ای در فیسبوک با دفاع از آتئیسم، آن را «مفهومی منطقی علیه هر نوع اعتقاد غیرمنطقی و غیرعلمی» توصیف کرده بود.

آنوجیت، برادر کوچکتر آقای رای، گفت برادرش اوایل ماه فوریه از آمریکا به بنگلادش آمده بود و قرار بود ماه مارس به آمریکا بازگردد.

سال ۲۰۱۳ نیز احمد رجب حیدر، یک وبلاگ‌نویس دیگر و از منتقدان افراطی‌گری مذهبی نزدیک خانه‌اش در شهر داکا توسط مهاجمان نا‌شناس ترور شد.

در سال ۲۰۰۴ همایون آزاد، نویسنده سر‌شناس و استاد دانشگاه داکا هنگام بازگشت از یک نمایشگاه کتاب مورد حمله قرار گرفت و به شدت رخمی شد.

باکی بلال، وبلاگ‌نویس و یکی از دوستان آبهیجیت رای به تلویزیون «ایندیپندنت» گفت: آقای رای پیشتر نیز از طرف کسانی که از نوشته‌های او ناراضی بودند تهدید شده بود و افزود: «او یک اندیشمند آزاده بود. آبهیجیت رای هندو بود اما نه تنها با اسلام تعصب‌آمیز بلکه با تمام تعصبات مذهبی مخالف بود».

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .