اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2015

May 26 2015

دزدخانه‌ای بنام جمهوری اسلامی: بازداشت بک خبرنگار به دستور امام جمعه اسلامشهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

گویانیوز: بنا به خبر دریافتی، محمدرضا مرادی سردبير نشريه بيان اقتصاد در شهرستان اسلامشهر به درخواست حجةالاسلام محمدعلی نوروزی امام جمعه اسلامشهر با شکايت مدعی العموم بازداشت شد وی در شماره آخر نشريه خود از مفاسد ولی الله اصغری قائم مقام ستاد نماز جمعه و رئيس شورای شهر اسلامشهر پرده برداشته بود و در تيتری مفاسد اقتصادی او را با محمدرضا رحيمی معاون اول احمدی نژاد مقايسه کرده بود فروش مناصب و پست های مديريتی همانند دوره قاجار مرادی در يادداشتی با عنوان “اگه ميخوای مدير وشی پول وده، پول زور وده” از فروش مناصب و پست های مديريتی توسط رئيس شورای شهر و قائم مقام ستاد نماز جمعه اسلامشهر پرده برداشته بود مناصب و پست های مديرتی در شهرداری اسلامشهر همانند دوره قاجار قيمت گذاری شده و هرکسی بدون داشتن سواد و سابقه مناسب می تواند با پرداخت حداقل ۲۰۰ ميليون تا يک ميليارد تومان پست هايی نظير شهرداری، معاونت شهرداری ،مديريت مناطق و… را از آن خود کند!

ولی الله اصغری علاوه بر رياست شورای شهر با حفظ سمت قائم مقام ستاد نماز جمعه و از عناصر اصلی باند امام جمعه شهرستان اسلامشهر می باشد به همين خاطر حجةالاسلام محمدعلی نوروزی امام جمعه اسلامشهر طی تماس تلفنی از دادستان اسلامشهر تقاضای دستگيری و برخورد قضايی با محمدرضا مرادی سردبير بيان اقتصاد را می کند.

سابقه ستاد نماز جمعه اسلامشهر در مفاسد مالی و اقتصادی عناصر ستاد نماز جمعه و نزديکان امام جمعه اسلامشهر پيش از اين نيز به موارد کلان زمين خواری و اختلاص پرداخته بودند تا جائيکه به علت حجم گسترده مفاسدشان توسط نيروهای امنيتی و اطلاعات سپاه اسلامشهر دستگير و محاکمه شدند که اين امر منجر به تيرگی روابط ميان امام جمعه با اداره اطلاعات و سپاه اسلامشهر شد .

به عنوان نمونه از اين موارد می توان به دستگيری و محاکمه قدير افشار از مسئولان ستاد نماز جمعه اسلامشهر اشاره کرد که به ۲ سال حبس تعزيری ، بازگرداندن ۸۳۳ قطعه زمين مربوط به ۱۷ پروژه شرکت تعاونی مسکن اسلامشهر، رد مبلغ (۷ ميليارد و ۲۷۸ ميليون و ۴۰۰ ريال) به پروژه های کوثر ۲ ، ميلاد و شهرک گلستان محکوم شد. قدير افشار پس از سپری کردن دوران محکوميت خود همچنان در دفتر و بيت امام جمعه اسلامشهر رفت و آمد دارد. به واسطه دخالت های حجةالاسلام محمدعلی نوروزی امام جمعه اسلامشهر در عزل و نصب های شهرستان دفتر وی به يکی از کانون های قدرت و فساد در سطح شهرستان تبديل شده است پيش از اين نيز وی حسين اصغری فرزند رئيس ستاد نماز جمعه را برای تصدی رياست سازمان فرهنگی و ورزشی اسلامشهر معرفی کرده بود که با مخالفت نيروهای جبهه پايداری اسلامشهر خواسته او محقق نشد امام جمعه همچنين جواد بياتی شوهر نوه اش را به شهرداری به عنوان مسئول روابط عمومی تحميل کرده است. تقليل بدهی ۷۵ ميلياردی به ۳ ميليارد مالک يک شهرک نمايشگاهی در اسلامشهر به نام شهرک کاميون دارها ۷۵ ميليارد تومان عوارض به شهرداری اسلامشهر بدهکار بوده که پس از گذشت ۳ سال نه تنها اين عوارض را پرداخت نکرده بلکه با پرداخت رشوه به مسئولان شهرداری و اعضای شورای شهر اسلامشهر توانسته است اين مبلغ را از ۷۵ ميليارد تومان به ۳ ميليارد تومان کاهش دهد.

چهار بی سواد که يک شبه هم روحانی شدند و هم ليسانسه يکی از شروط لازم برای کانديداتوری شورای شهر در شهرستان اسلامشهر داشتن حداقل مدرک ليسانس می باشد . در اين ميان ۴ نفر از اعضای شورای شهر اسلامشهر که صرفاً در حد خواندن و نوشتن سواد داشتند با ثبت نام در يک حوزه علميه متعلق به حجةالاسلام شاهی عربلو واقع در شهرک وليعصر تهران، بدون گذراندن دروس و تحصيلات حوزوی، مدرک سطح ۲ حوزه عليمه که مستلزم ۹ سال تحصيل است را اخذ و سپس با معادل سازی آن را به ليسانس تبديل می کنند و از اين طريق برای عضويت در شورای شهر کانديد می شوند اين ۴ عضو شورای شهر عليرغم اينکه تقلبی بودن مدرک تحصيلی شان محرز شده است اما همچنان بر کرسی عضويت در شورای شهر تکيه زده اند. افشای اين موارد و مسائلی از اين دست در نشريه محلی بيان باعث خشم باندهای سياسی و اقتصادی ذی نفع در شهرستان اسلامشهر می شود تا جائيکه محمدرضا مرادی صرفاً به دليل کنار زدن گوشه ای از پرونده های مفاسد مدعيان ديانت و تقوا ، بازداشت می شود. مرادی هم اکنون با گذاشتن وثيقه سنگين موقتاً آزاد شده و منتظر جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب است. محمدرضا مرادی متاهل و دارای دو فرزند خردسال است.

No responses yet

May 26 2015

دزدخانه ای بنام جمهوری اسلامی: چرا احمدی‌مقدم رفت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: وبسایت «کلمه» به تازگی خبری منتشر کرد دایر بر کشف یک باند فساد مالی در بنیاد تعاون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (ناجا) که به نوشته این سایت پای اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پیشین ناجا، را نیز به میان آورده است.

سرتیپ احمدی مقدم در اسفندماه ۱۳۹۳ و زمانی از سمتش کنار رفت که هنوز چند ماه دیگر از مهلت تمدید حکم وی باقی مانده بود. وبسایت کلمه حتی از بازداشت دو روزه آقای احمدی مقدم خبر داده و نوشته است که علاوه بر او دست کم پای ۱۲ نفر از مسئولان ارشد بنیاد تعاون ناجا از جمله سرتیپ دوم ابوالفضل قنبرپور، مدیرعامل سابق این بنیاد، در این پرونده در میان است.

سرتیپ قنبرپور از مهرماه ۱۳۸۸ توسط آقای احمدی مقدم به ریاست بنیاد تعاون ناجا منصوب شد و تا فروردین سال گذشته در این سمت باقی بود. به نوشته کلمه حتی زمزمه‌هایی در خصوص ارتباط محمدباقر قالیباف شهردار تهران با این پرونده مطرح است.

اما به تعبیر همین سایت نوعی خندق اطلاعاتی در اطراف این پرونده ایجاد شده تا هیچ اطلاعاتی از آن به بیرون درز نکند. بنیاد تعاون ناجا یکی از بزرگترین مجموعه‌ها یا هولدینگ‌های اقتصادی شبه‌دولتی ایران است. این مجموعه در زمینه‌های بسیار گسترده از بانک و بیمه و نفت و گاز و انرژی گرفته تا ساخت اسکله و جاده و واردات و تولید پوشاک و نوشابه و مواد غذایی و معادن و هتلداری فعالیت می‌کند.

اما ماجرای اتهام فساد مالی فرمانده پیشین نیروی انتظامی ایران چیست؟ فعالیت بنیادهایی نظیر بنیاد تعاون ناجا در اقتصاد کشور چه تاثیراتی دارد؟ اینها از جمله پرسش‌هایی است که با دو مهمان این برنامه دیدگاه‌ها در میان گذاشته‌ایم: رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی ساکن پاریس و فریدون خاوند استاد اقتصاد در دانشگاه رنه دکارت پاریس.

آقای علیجانی،‌ وبسایت کلمه هفته گذشته از عزل اسماعیل احمدی مقدم از فرماندهی نیروی انتظامی به دلیل فساد مالی و حتی از دو روز بازداشت او خبر داد و اشاره‌ای هم به احتمال ارتباط محمدباقر قالیباف با این پرونده داشته است. این خبر البته از سوی منابع دیگر تایید نشده ولی جای تامل دارد که خبر به این مهمی از سوی هیچ منبع و مرجعی تکذیب هم نشده است. ارزیابی شما از این خبر چیست؟

رضا علیجانی: متاسفانه خبرهای فساد مالی و دستگیری مسئولان رده بالا اینقدر زیاد شده که شاید آن حس کنجکاوی و حتی حس اخلاقی بسیاری از شهروندان ایرانی هم کاهش پیدا کرده. البته این خبر از مد‌ت‌‌ها پیش، بیش از یک ماه و یک ماه و نیم پیش، در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران شنیده می‌شد و ابعادش هم بزرگتر از این مسئله می‌دیدند. یعنی یک طرف ماجرا در نیروی انتظامی ناجا است،‌ یک طرفش شهرداری است که به هر حال بعد از شهردار شدن آقای قالیباف ایشان بیش از شاید ۱۵۰ نفر از سرداران نیروی انتظامی را وارد شهرداری کردند. همچنین شنیده‌هایی هم وجود دارد که پسر آقای اژه‌ای و پسر برادر آقای اژه‌ای هم درگیر ماجرا هستند.

به هر حال اینها در محافل سیاسی رسانه‌ای تهران شنیده می‌شود. فرزند آقای قالیباف هم بازداشت موقتی داشتند که با وثیقه‌ سنگین آزاد می‌شوند و به ابوظبی فرار می‌کنند. پسر آقای اژه‌ای هم گفته می‌شود که در این پرونده هستند و متواری‌اند و پسر برادر ایشان در زندان بودند که آزاد می‌شوند و شایعه هست در تهران که اینها به ابوظبی فرار کرده‌اند.

به هرحال یک پرونده بسیار وسیعی است و چون آقای قالیباف مرتبا‌ً‌ خودش را به بیت آقای خامنه‌ای و به ویژه مجتبی خامنه‌ای وصل می‌کند و می‌گوید من با آنجا مرتبط هستم و دستور می‌گیرم وزارت اطلاعات ظاهرا‌ً‌ وارد این پرونده شده و اسناد و مدارک کافی را گردآوری کرده به بیت برده و آقای خامنه‌ای هم ظاهرا‌ً‌ چون اسم فرزندشان هم آمده و اینها خودشان را رسمی کردند دستور رسیدگی ویژه به بازرسی بیت داده و پرونده بیخ پیدا کرده و پسر آقای احمدی‌ مقدم بازداشت شده و خود ایشان هم شایعه است چند روزی که هنوز هم تحت نظر هستند. به علاوه بازهم شینده‌هایی شنیده می‌شود که رئیس دفتر آقای احمدی مقدم هم به اتهام جاسوسی برای اسرائیل تحت بازجویی هستند.

چون هیچکدام از اینها را هیچ منبع مستقل و موثقی تایید نمی‌کند قابل راستی‌آزمایی هم نیست به دقت. ولی به هر حال چون رسانه‌ها در ایران آزاد نیستند و نمی‌توانند پیگیری کنند،‌ نمی‌توانند ابعاد مسئله را دربیاورند. اما همانطور که شما در مقدمه فرمودید به علت اینکه اصل ماجرا تکذیب نشده می‌شود یک مقدار وارد خود موضوع شد. یعنی به هر حال تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، یک چیزکی هست. گاهی اوقات هم بعدا‌ً‌ معلوم می‌شود که حتی آن شنیده‌ها در واقع نوک کوه یخی است که بیرون آمده و ابعاد مسئله بزرگتر از این است.

خب این یک مقدار به این برمی‌گردد که بنیاد تعاون ناجا در کنار سه چهار ابرشرکت در کنار سه چهار بنیاد سرمایه‌های زیادی دارند و بخش مهمی از اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در کنارش شرکت‌های مختلف سپاه،‌ آستان قدس رضوی، بنیاد مستعضفین، ابرشرکت‌هایی هستند که به علت ارتباط و اتصالشان به قدرت غیرپاسخگو در ایران در اقتصاد هم غیرپاسخگو هستند. به ویژه آنهایی که به قول آقای روحانی اسلحه هم دستشان باشد،‌ نیروی امنیتی باشند، انتظامی باشند و اطلاعاتی باشند حضورشان در اقتصاد تلاطم اقتصادی را بیشتر می‌کند، بخش خصوصی را بیرون می‌کند و جدا از استفاده از رانت‌های دولتی و حتی اتصال به قدرت‌های انتصابی و غیرپاسخگو چون دستبند و اسلحه هم دارند می‌توانند اقتصاد کشور را بیش از پیش مورد تاخت و تاز قرار دهند که می‌شود در ادامه به ابعاد دیگری از ماجرا هم پرداخت.

آقای علیجانی، پیش از اینکه برسیم به فعالیت بنیاد تعاون ناجا، یک سئوال دیگری از شما داشتم در ارتباط با آن چیزی که بیان کردید. به اعتقاد شما دلیل اینکه رسیدگی به این پرونده‌ها الان جریان پیدا کرده، چیست؟ آیا مسایل داخلی و جناحی است یا احتمالا‌ً زورآزمایی دولت آقای روحانی است با جناح‌های مقابل یا دلایل دیگری به نظر شما می‌رسد؟

رضا علیجانی: می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. البته اینها همه گمانه‌زنی است. شکل یک مقدار بدبینانه‌اش جنگ بین مافیاهای اقتصادی است. یعنی سپاه آمد براداران افراشته را که گویی با یاسر هاشمی هم ارتباط‌هایی داشتند به لحاظ مالی دستگیر کرد و حالا جناح‌های دیگر هم مقابله به مثل می‌کنند. خب در ایران متاسفانه منافع ملت مطرح نیست و سقوط اخلاقی هم صورت گرفته حتی بین شرکت‌های اقتصادی سپاه و وزارت اطلاعات رقابت‌های عجیبی وجود دارد. من حتی شنیده‌ام که اینها در مرحله تحریم گاهی اوقات شرکت‌های همدیگر را لو می‌دادند که برود توی تحریم.

وقتی چنین سقوط اخلاقی در کشور صورت بگیرد، ما در مذاکرات هسته‌ای هم می‌بینیم. جریان‌هایی که حالا یا مافیای اقتصادی هستند، از تحریم‌ها سود می‌برند و یا جریان‌هایی هستند که در رقابت با دولت حاضرند منافع ملی کل کشور را تحت تاخت و تاز قرار دهند، اخلال می‌کنند. این سابقه دیرینه دارد. ولی شکل یک مقدار می‌شود نرمتر و خوشبینانه‌تری هم دید که به هر حال این ماجرا خود به خود لو رفته و دولت‌ هم می‌داند که بزرگترین ضعف جریان راست افراطی بخش اقتصادی آن است نه بخش سیاسی‌اش که مورد حمایت شدید بیت و نیروهای نظامی امنیتی است وارد این نقطه ضعف شده و به قول معروف پای زخمی جریان مقابل را گرفته و ‌می‌خواهد ضربه فنی کند.

آقای خاوند‌، نظر شما در مورد تاثیر فعالیت‌های اقتصادی و مالی مانند همین بنیاد تعاون ناجا در اقتصاد ایران چیست؟

فریدون خاوند: اجازه بدهید من روی یک نکته تاکید کنم تا ویژگی مسئله مداخله نظامی‌ها در امور اقتصادی تا اندازه‌ای روشن شود. این را باید بدانیم که حضور نظامی‌ها در فعالیت‌های اقتصادی فقط و فقط مختص ایران نیست. یک پدیده به خصوص جهان سومی است. در بخش بزرگی از کشورهای تازه استقلال یافته آفریقا، آسیا،‌ نظامی‌ها خیلی زود بر سیاست و همزمان با آن بر اقتصاد چنگ انداختند. در ترکیه مهمترین سازمان اقتصادی وابسته به نظامی‌ها که «اویاک» نام دارد، هنوز هم فعالیت‌های زیادی دارد که البته دولت اردوغان در صدد محدود کردن آنهاست. در مصر مثلا‌ً‌ نظامی‌ها ۶۰ سالی است که بنگاه‌داری می‌کنند. در پاکستان نظامی‌ها حضور زیادی دارند.

در ایران هم نظامی‌ها از بنیاد تعاون ناجا گرفته تا سپاه پاسداران و همین مسئله ناجا که به آن اشاره کردید می‌بینیم که در تمام بخش‌ها از راهسازی گرفته تا بانکداری، توریسم، داروسازی و عرصه‌هایی مثل نفت و گاز شرکت‌های وابسته به نظامی‌ها فعالیت می‌کنند.

در مورد تاثیری که این مسئله روی اقتصاد کشور می‌تواند داشته باشد یک نگاه بدبینانه می‌شود به این قضیه کرد و یک نگاه خوشبینانه. نگاه بدبینانه همان نکاتی است که آقای علیجانی مطرح کردند و درست است. حضور این همه شرکت و این هولدینگ‌های عظیم در اختیار نظامی‌ها باعث می‌شود که دامنه فساد در کشور گسترش پیدا کند. اینها رقیب بخش خصوصی می‌شوند و نکات کلیدی اقتصادی در اختیار اینها قرار می‌گیرد.

اگر بخواهیم نگاه خوشبینانه‌تری به این قضیه بیاندازیم می‌شود گفت (که البته من این را با اما و چراهای زیادی مطرح می‌کنم، چون مسئله خیلی حساس است)، می‌شود گفت در این کشورها اینها به تدریج به نوعی وارد مدارهای اقتصادی ملی و به‌خصوص بین‌المللی می‌شوند. از جمله همین ناجا با توجه به اینکه در حال حاضر سهم بسیار زیادی دارد در هتلداری، در صنایع داروسازی، حمل و نقل و بسیاری دیگر از عرصه‌ها،‌ به هر حال برخلاف گفته آنهایی که می‌گویند مسلما‌ً‌ اینها از تحریم دفاع می‌کنند، من به این نتیجه می‌رسم که چون اینها منافع عظیمی دارند دلیلی ندارد که از تحریم سود ببرند.

برعکس وقتی اینها می‌بینند که مثلا‌ً‌ چون در عرصه بانکداری این همه فعالیت گسترده دارند وقتی مسئله تحریم مطرح می‌شود و پل‌های ارتباطی بین نظام بانکی ایران و نظام‌های بین‌المللی بانکی قطع می‌شود، طبعا‌ً‌ اینها هم ضرر می‌بینند. به هر حال اینها خواه ناخواه به نوعی ادغام در نظام اقتصادی بین‌المللی کشیده می‌شوند و شاید (عرض می‌کنم شاید) این در تحلیل نهایی بتواند تغییراتی را در رابطه قدرت‌ها و نگاه اینها به مسائل ایران و به روابط بین‌المللی به وجود بیاورد.

آقای خاوند،‌ می‌بینیم که عملا‌ً‌ هیچ بخش مهمی از اقتصاد کشور نیست که این بنیاد و همچنین بنیادهای دیگری مثل تعاون سپاه و آستان قدس رضوی در آنها وارد نباشند. به‌خصوص که این بنیادها متکی به قوه قهریه و اسلحه و زندان هم هستند. بنابراین سئوال من این است که چه جایی برای رشد بخش خصوصی باقی می‌ماند و اصولا‌ً‌ این گونه بنیادها فعالیت‌شان به نفع فعالیت اقتصادی کشور است آن طور که خودشان و گردانندگان شان می‌گویند، یا خیر؟

فریدون خاوند: یک جنبه قضیه طبعا‌ً‌ مسایل و موانعی است که این نهادهای نظامی برای فعالیت اقتصادی در ایران به وجود می‌آورند. بخش بزرگی از اقتصاد ایران در دست همین‌ها است که به آن می‌گویند شبکه خاکستری. که به هیچ یک از قدرت‌های شناخته شده و صاحب مسئولیت حساب پس نمی‌دهند و بر همه متغیرهای اقتصادی کشور هم تاثیر می‌گذارند.

این شبکه احتمالا‌ً حدود ی ۱‍۱۰ تا ۱۳۰ بنیاد و نهاد را در بر می‌گیرد. بخش بسیار مهمی از تولید ناخالص داخلی کشور را در اختیار دارد. در بسیاری از موارد، مالیات و به روایتی حتی پول آب و برق خودش را نمی‌پردازد. در عوض از لحاظ دستیابی به منابع ارزی و تسهیلات بانکی و سایر رانت‌های دولتی از اولویت برخوردار است و اینها همان طور که گفتم طبعا‌ً‌ دامنه فعالیت‌ بخش خصوصی را هم کم می‌کنند. رقیب بخش خصوصی هستند.

منتها مسئله به این برمی‌گردد که به هر حال اینها صاحب قدرت‌اند. نسل تازه‌ای از مدیران در بین اینها پیدا می‌شوند که با نسل حدود ۳۰ و ۳۵ سال پیش یا ۲۰ سال پیش متفاوت‌اند. اینها اغلب به زبان‌های خارجی تسلط دارند، با مسایل اقتصادی بین‌المللی آشنا هستند.

ما اگر به موارد کشورهای دیگر نگاه کنیم،‌ مثلا‌ً‌ چین، شما فکر می‌کنید در چین این جهش اقتصادی تا اندازه‌ زیادی در ارتباط با نیروهای صاحب نفوذ وابسته به حزب کمونیست شکل گرفتند. همین الان هم بخش بزرگی از اقتصاد چین در دست میلیونرهایی هست که سرود انترناسیونال را می‌خوانند در کنگره حزب کمونیست چین و میلیاردر هم هستند و بخش بزرگی از منافع را در دست دارند. ولی در همان حال چون منافع خودشان مطرح است به منافع اقتصادی چین هم خدمت می‌‌کنند.

همانطور که حضورتان عرض کردم، این اگر نگاه مثبتی باشد، این امیدواری هست که شاید،‌ شاید اینها هم بتوانند در چارچوب مناسبات جدید و منافع خاص خودشان ضمن خدمت کردن به منافع خودشان تا اندازه‌ای در راستای منافع ایران هم قدم بردارند، از طریق سرعت بخشیدن به فرآیند ادغام ایران در اقتصاد بین‌المللی و از اینکه با این ادغام تا اندازه‌ای از آن عقاید ایدئولوژیک و سیاسی قبلی خودشان مجبور بشوند صرفنظر کنند.

آقای علیجانی‌، نظر شما در این باره چیست؟

رضا علیجانی: من فکر می‌کنم اگر مسئله حضور نظامی‌ها در اقتصاد را که آقای خاوند فرمودند، بخواهیم بررسی کنیم، از زاویه سیاسی فسادشان را بررسی کنیم، یک سری مشکلات ساختاری داریم و یک سری مشکلات مقطعی. چند مورد ساختاری است.

یکی اینکه اینها عموما‌ً‌ یعنی نیروی انتظامی‌، سپاه، اطلاعات سپاه،‌ آستان قدس،‌ بنیاد مستضعفان، اینها متصل به بخش غیرپاسخگوی نظام مستقر قدرت در ایران هستند. یعنی از ولایت فقیه بگیرید تا امام جمعه یک شهر. در حول و حوش اینها محافل بزرگ، نهادهای اقتصادی و غیره وجود دارد. تمامی اینها از بودجه عمومی استفاده می‌کنند، اما برنامه دولت را نمی‌پذیرند، نظارت دولت را هم نمی‌پذیرند.

همانطور که آقای خاوند فرمودند، نه تنها مالیات نمی‌دهند حتی پول آب و برقشان را هم ماموری که می‌رود آب و برق شان را قطع کند می‌گیرند و کتک می‌زنند. در بعضی موارد البته. به هر حال بخش مهمی از اقتصاد کشور از منابع عمومی بهره می‌برد ولی نظارت عمومی را نمی‌پذیرد و برنامه‌ریزی نمی‌پذیرد. این مشکل ساختاری است. ربطی به اینکه کدام دولت سرکار هست ندارد.

بازهم مشکل ساختاری بعدی این است که روحانیت بعد از انقلاب به تدریج دست بالا را در قدرت گرفت. فرهنگ روحانیت در اقتصاد در حد پاکدست‌ترین مراجع هم نوعی مبتنی بر اعتماد است نه انضباط. یعنی در بیت مراجع بزرگ هم اگر خودشان و آقازاده‌هایشان انسان‌های سالم و پاکی بودند اقتصاد بیت‌شان هم سالم بوده. اگر هم نبودند، اقتصادشان ناسالم بوده. حالا همین فرهنگ یعنی فرهنگ مبتنی بر اعتماد نه انضباط وارد ساخت قدرت شده.

آقای معین‌فر به عنوان اولین رئیس سازمان برنامه و بودجه در خاطراتشان که در ایران فردا چاپ شد گفت مرحوم رجایی که نخست‌وزیر بود اساسا‌ً ایشان به فرهنگ بیت‌المال معتقد بود و به برنامه و بودجه خیلی معتقد نبود. معتقد بود که بایستی همه سرمایه‌های منابع درآمدی بریزد توی بیت‌المال و هر وزیری هرچقدر نیاز دارد بیاید ببرد. دقیقا‌ً یک فرهنگی که در دید روحانیت است.

یک مشکل ساختاری دیگر فقدان آزادی مطبوعات است. یعنی نظارت جامعه مدنی و افکار عمومی. یک مشکل ساختاری دیگر بودجه‌های امنیتی سری است. یک مشکل ساختاری دیگر این است که اساسا‌ً همه جریان‌ها و جناح‌های سیاسی درون سیستم به نوعی خرج فعالیت‌های سیاسی و انتخاباتی را به نحوی از منابع عمومی تامین می‌کنند. اینها ساختاری است.

یکی دو عامل موردی هم هست که به ویژه در دولت احمدی‌نژاد و به ویژه در دور دوم اتفاق افتاد،‌ افزایش قیمت نفت بود که یک سرمایه عظیمی را وارد کشور کرد که به این فساد بیشتر میدان داد. مسئله بعدی که بازهم موردی بود تقلبی بود که در سال ۸۸ شد و نظام سیاسی بیش از پیش دچار فروپاشی اخلاقی شد. یعنی خود آقایان بالایی‌های می‌دانستند که چه کار کرده‌اند. وقتی آقای احمدی‌نژاد قهر می‌کند از آقای خامنه‌ای یعنی دیگر آقای خامنه‌ای آن خامنه‌ای قبلا‌ً در ذهن احمدی‌نژاد نیست. می‌داند که آقای خامنه‌ای هم تخلف اخلاقی کرده.

من شدت شتاب فساد را بعد از سال ۸۸ یک مقدار به این فروپاشی اخلاقی نسبت می‌دهم. ولی در هر حال به نظر می‌رسد که رویای آقای خامنه‌ای که فکر می‌کرد اگر مدیریت کلان سیاسی و اقتصادی کشور را به دست بچه حزب‌اللهی‌های ارزشی بدهد ما می‌توانیم پیش برویم به ژاپن اسلامی برسیم، این رویا شکست خورد. یعنی نزدیک‌ترین دولت به آقای خامنه‌ای فاسدترین دولت درآمد.

در رابطه با فعالیت‌های اقتصادی نظامی‌ها و کلا‌ً‌ فعالیت‌های اینها این نهادهای نظامی در بخش‌های مختلفی فعالیت می‌کنند. مثلا‌ً‌ قرارگاه خاتم که بیشتر کارهای عمرانی می‌کند با قرارگاه عماریون که مسئول سرکوب جنبش‌های خیابانی است متفاوت است. یا با سپاه قدس متفاوت است. آن بخش‌هایی از نظامی‌ها که از تحریم‌ها و فروش نفت… چون می‌دانید یکی از اتهامات این پرونده فروش نفتی است که آقای احمدی‌نژاد به آقای احمدی مقدم داده و آقای احمدی مقدم بچه نارمک است و به اصطلاح بچه محل آقای احمدی‌نژاد است و اعتماد زیادی هم به ایشان داشته و بخش زیادی از فروش نفت را به ایشان داده. یعنی یک چیز شگفت‌انگیز که فروش نفت را مثلا‌ً‌ نیروی انتظامی یا پلیس یک کشور برود انجام دهد. حالا یک بخشی از این فساد برنگشتن این است.

به هرحال نظامیانی که وارد اقتصاد شده‌اند،‌ یک بخشی‌شان حتی کارهای عمرانی می‌کنند و می‌توانند همانطور که آقای خاوند اشاره کردند سهیم شوند در توسعه کشور. ولو توسعه اقتدارگرایانه. ولی یک بخش‌هایی‌شان از تحریم‌ها سود بردند و اینها مافیاهایی هستند که خیلی با مذاکرات موافق نیستند.

الان به نظر من وظیفه دولت ‌این است که اگر زورش در عرصه سیاست به نظامی‌امنیتی‌ها نمی‌رسد، علیرغم اینکه باید تلاش کند و سستی دولت در این قسمت قابل انتقاد است، ولی در اقتصاد دولت می‌تواند به این بخش‌ها فشار بیاورد و نقطه ضعف‌شان هم در کل ساختار قدرت در ایران این است. ای کاش به جای این گفتمان دشمن‌ستیزی که می‌خواهد مشروعیت نظام را در محور مقاومت و دفاع، حمله به صهیونیسم و دفاع از مردم منطقه و اسلام و مسلمین بداند، کاش این گفتمان می‌رفت به سمت یک نوع جاه‌طلبی اقتصادی در رفاه کشور،‌ سربلندی اقتصادی کشور. این گفتمان حتی می‌توانست بخش‌های نظامی را هم درگیر توسعه کند. در بعضی از کشورها نهادهایی که مالکیت عمومی داشتند ضمن اینکه بهره‌مندی‌های شخصی هم به صاحبان آن به وقتش رساندند،‌ توانستند در مسیر توسعه همراه باشند و حداقل یک توسعه اقتدارگرا را پیش ببرند. که متاسفانه ما در ایران از همه چیز نوع بنجل آن نصیبمان می‌شود. یعنی نظامی‌ها در اقتصاد آمده‌اند و به جای یک نوع توسعه اقتدارگرا ما شاهد نوعی فساد هستیم.

آقای خاوند، جمع‌بندی شما از این مطالب و فعالیت این گونه بنیادها چیست؟

فریدون خاوند: اراده‌ای متاسفانه در عرصه سیاسی تا به حال دیده نشده برای اینکه جلوی فعالیت‌های این بنیادها و این نهادها گرفته شود. ما می‌بینیم که نمایندگان بخش خصوصی واقعی ایران شکایت می‌کنند از تسلط انبوه این نهادها و به خصوص نظامی‌ها در عرصه اقتصادی ایران و می‌گویند اینها دامنه حضور بخش خصوصی را تنگ می‌کنند.

به عنوان یک گام واقع‌بینانه می‌شود گفت اگر دولت روحانی بتواند دست کم کاری کند که این حضور زمینه توسعه بخش خصوصی را زیر پرسش نبرد،‌ خودش اقدام مثبتی است. ولی متاسفانه تا به حال من اقدام مشخص و ابتکار روشنی را در این زمینه از طرف آقای روحانی ندیده‌ام.

آقای علیجانی، کلام آخر با شما است. جمع‌بندی شما از این مطالب چیست؟

رضا علیجانی: هرچند شاید خواسته آقای خاوند واقع‌بینانه‌تر از خواسته من باشد، اما من با توجه به تجربه عقب راندن وزارت اطلاعات در دوره آقای خاتمی در حوزه‌های اقتصادی همچنان امیدوارم که حداقل در این مسیر حرکت شود. ما سه تا تجربه منفی داریم. تجربه گروگان‌گیری، تجربه جنگ و تجربه منازعه هسته‌ای.

اگر اولی را روشنفکران متوهم انجام دادند در درون قدرت، دومی و سومی را امنیتی نظامی‌ها کردند و نظامی‌ها کردند.

به نظر می‌رسد آقای روحانی حداقل به این سمت برود که پای نظامی‌ها را از ماجرای هسته‌ای و به ویژه از سیاست‌های منطقه‌ای ایران در عراق، در سوریه، در یمن از سپاه قدس بگیرد و اینها را عقب بزند، در حوزه اقتصاد هم عقب بزند، حداقل اینها را وارد یک رقابت سالم بکند که نتوانند از رانت نظامی بودنشان در اقتصاد بهره بگیرند.

قدرت این کار را فکر می‌کنید دولت آقای روحانی دارد؟

رضا علیجانی: در مجلس نمونه‌ای که امیدوارم می‌کند این است که وقتی فشار اقتصادی هست زمزمه اینکه اینها هم باید مالیات بپردازند شنیده می‌شود. بنابراین از منظر اقتصادی ایشان می‌تواند فشار بیاورد که کشور درآمدش بسیار محدود است، و در پرداخت یارانه‌ها مشکل دارند.

از منظر اقتصادی،‌ هم مبارزه با فساد و هم منضبط کردن اینها و هم کاهش بودجه‌هایشان از نظر من امکان‌پذیر است. ولی این سخت‌تر از حتی رفع حصر از رهبران جنبش سبز است. سخت‌تر از آزادی زندانیان سیاسی است که آن هم حق جامعه مدنی است. آقای روحانی به پشتوانه اینهاست که می‌تواند وارد یک مقدار طناب‌کشی اقتصادی با بخش‌های قدرتمند سیاسی هم بشود.

No responses yet

May 25 2015

مدیرعامل پیشین خانه سینما: در دوره قبلی شلاق می‌خوردیم و عده‌ای فقط به ما می‌نگریستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

کلمه: چکیده :تعطیلی خانه سینما هزینه سنگینی بود که به کشور تحمیل شد. فراموش نکنید که هر یک از ما هرچقدر هم کوچک باشیم با رفتار خود تاریخ را می‌نویسیم. همه ما جمله‌ای از تاریخیم که می‌تواند دلپذیر یا دشوار باشد و آیندگان بی رحمانه درباره ما قضاوت خواهند کرد….

مراسم تقدیر از هیات مدیره و مدیر عامل پیشین خانه سینما با حضور سینماگران برگزار شد.

به گزارش خبرآنلاین، در این‌ برنامه که روز سوم خردادماه همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر برگزار شد، حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در سخنانی گفت: «اهل مرور گذشته نیستم اما یادآوری و کنکاش عالمانه بعضی مسائل را لازم می‌دانم.»

او اضافه کرد: «بسته شدن خانه سینما ارزش یک کار پژوهشی را دارد زیرا چگونه ممکن است عده‌ای از مدیران بخشی از این نظام را به جمع‌بندی برسانند که خانه سینما را تعطیل کنند، بنابراین بررسی این خطای استراتژیک و فاحش بسیار مهم است.»

او با اشاره به صبوری هیات مدیره پیشین خانه سینما برای بازگشایی این تشکل صنفی ادامه داد: «تعطیلی خانه سینما هزینه سنگینی بود که به کشور تحمیل شد. فراموش نکنید که هر یک از ما هرچقدر هم کوچک باشیم با رفتار خود تاریخ را می‌نویسیم. همه ما جمله‌ای از تاریخیم که می‌تواند دلپذیر یا دشوار باشد و آیندگان بی رحمانه درباره ما قضاوت خواهند کرد.»

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به همزمان شدن این برنامه با سالروز آزادسازی خرمشهر افزود: «سربازان جوان ما هم آن در آن دوره نمی‌دانستند که با عملکرد خود چه تاریخی را می‌سازند.»

ایوبی با اشاره به وضعیت خانه سینما در اوایل حضورش در سازمان سینمایی یادآور شد: «در دومین هفته ورودم به سازمان با وضعیتی بسیار عجیب روبرو شدم که حتما خاطراتش را خواهم نوشت و موضوع اینجاست که حتی تا انتخابات سال گذشته هنوز عده‌ای فکر می کردند می‌توانند جلوی خانه سینما را بگیرند که تجربه نشان داد نتوانستند.»

او با مرور وضعیت سینما در ۲۰ ماه گذشته گفت: «اوایل حضورم در سازمان سینمایی جلسه‌ای با انجمن سینماداران داشتم که جزو تلخ‌ترین خاطراتم بود چرا که آن‌ها می خواستند سینماها را تحویل دهند اما خوشحالم که امروز تحرک مثبتی در این هنر پیش آمده و به فروش بسیار خوبی رسیده‌ایم.»

او در عین حال از درج بعضی مطالب در صدا و سیما اظهار تاسف کرد و گفت: «گاه می‌بینیم که بعضی با خوشحالی می گویند فروش فیلم‌ها خوب نبوده است، نمی‌دانم چرا عده‌ای از اتفاقات بد سینما ذوق‌زده می‌شوند، در حالی که مردم با سینما آشتی کرده‌اند و سینماگران و فیلم‌هایشان را می‌خواهند.»

ایوبی با ابراز خرسندی از حضور رضا میرکریمی به عنوان مدیرعامل جدید خانه سینما ادامه داد: «آمدن آقای میرکریمی می‌تواند به سینمای کشور کمک بسیاری کند. من هرگز نمی‌دانم آقای عسکرپور مدیرعامل قبلی و همکارانش چگونه این همه ایستادگی کردند و با صبر و حوصله و درایت درس‌های بسیاری را به ما آموختند.»

او با برشمردن تجربیات مثبتی که به عنوان درس از تعطیلی خانه سینما به دست آمده است، افزود: «این درس‌ها برای ما مدیران، شما سینماگران و هیات مدیره جدید بسیار مفید خواهد بود چرا که یاد می‌گیریم اگر جامعه سینمایی کنار ما باشد هیچ مشکلی نخواهیم داشت. به همین دلیل می‌کوشیم از طرف شما تصمیم نگیریم بلکه با شما تصمیم بگیریم.»

رئیس سازمان سینمایی خطاب به سینماگران توصیه کرد: «فکر نکنیم حالا دیگر وقت تقسیم غنائم است و میرکریمی و دوستان هیات مدیره جدید باید همه مشکلات سینما را حل کنند زیرا این مشکلات به تدریج حل خواهد شد.»

او ادامه داد: ‌«امروز از آقای حیدری خلیلی از همکارانم در سازمان سینمایی خواستم تا فهرستی از کارهایی را که می‌توانیم به خانه سینما واگذار کنیم تهیه کند که اگر چنین شود بنده باید استعفا بدهم.»

ایوبی تاکید کرد: «ما معتقدیم شما بهتر از ما امور را می‌شناسید و می‌توانید مسائل را اداره کنید. نمونه‌اش همین فیلم‌خانه‌ای است که ۲۷ سال است بخش دولتی تلاش دارد آن را راه بیاندازد و تا به حال چنین نکرده اما مجتمع‌های خصوصی مانند کوروش و … در مدتی کوتاه عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند.»

رئیس سازمان سینمایی ادامه داد:‌ «مهمترین درس از تجربه تعطیلی خانه سینما با هم بودن است و اینکه ما به عنوان مدیر فکر نکنیم می‌توانیم از طرف شما تصمیم بگیریم.»

او همچنین از موفقیت فیلم ناهید در جشنواره کن ابراز خرسندی کرد و ادامه داد: «سال گذشته ۲۲۲ جایزه خوب جهانی گرفته‌ایم و ۴۶ کرسی داوری متعلق به هنرمندان ما بوده است که موفقیت بسیار بالایی است.»

ایوبی با لحنی طنزآمیز گفت: «همیشه به من می‌گویند چند دقیقه صحبت کنم و آرزو به دلم مانده گفت‌وگوی مفصلی با دوستان سینماگر داشته باشم که طی آن همه خود را بی‌رحمانه نقد کنیم و مرور کنیم که سینمای کشور چه وضعی داشت.»

این مدیر سینمایی همراه با رضا میرکریمی مدیرعامل جدید خانه سینما و رضا ایرانمش هنرمند جانباز از محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل پیشین خانه سینما تقدیر کرد.

در ادامه عسکرپور با اشاره به درج مطالبات اهالی سینما از رضا میرکریمی با لحنی طنزآمیز گفت: «برای رسیدن به این برنامه در ترافیک ماندم و از آقای میرکریمی می‌خواهم برای ترافیک تهران هم کاری کند چون این روزها دوستان سینمایی مطالبات بسیار گسترده و متنوعی از ایشان داشته‌اند.»

او ادامه داد:‌ «در این چند سال مجال صحبت کردن داشتم و از تریبون‌های مختلف استفاده می‌کردم، بنابراین لزومی ندارد تاریخ پیدایش چرخ را مرور کنم و فقط به نکته‌ای از سخنان آقای ایوبی اشاره دارم. درس گرفتن از تعطیلی خانه سینما را به دو صورت می‌توان استفاده کرد، بخشی از آن به خانواده سینما برمی‌گردد که این درایت در آن‌ها وجود داشت و قوی‌تر هم شد. بنابراین نگران این بخش نیستم.»

این سینماگر اضافه کرد: «مهم این است مسئولان کشور در حوزه‌های مختلف از این تجربه درس بگیرند. همچنان‌که در جلسه با مسئولان بارها گفته‌ام امروزه وضعیتی نیست که گله‌گذاری و نقد از دولت قبل سخت باشد، همچنان که امروزه بعضی از مسئولان به ما می‌گویند ما در آن دوره خیلی نگران شما بودیم اما شرایط ما مانند این بود که در حیاطی شلاق بخوریم و در این وضعیت عده‌ای از پنجره به ما می‌نگریستند و عده دیگری سرشان را پایین انداخته بودند.»

مدیرعامل قبلی خانه سینما افزود: «نگرانی بزرگ من این است که چه تضمینی وجود دارد این اتفاقات دوباره پیش نیاید.»

او با اشاره به اظهارنظر بعضی از سینماگران مبنی بر اینکه خانه سینما باید از کار سیاسی دست بکشد افزود: «شاید تصور این دوستان این بود که وقتی از دیوار خانه ما بالا آمدند و وارد حیاط شدند ما باید پیش همان کسانی می‌رفتیم که این کار را انجام داده بودند و لابد این کار را فرهنگی می‌دانستند.»

عسگرپور به دیگر اقدامات خانه سینما در دوره گذشته اشاره کرد و گفت: «خانه سینما فعالیت‌های زیادی در حوزه معیشتی هم داشت اما این کارها تحت تاثیر قیل و قال‌ها گم شد. البته قرار است من و فرهاد توحیدی رئیس هیات مدیره قبلی کتابی درباره تجربیات خود از تعطیلی خانه سینما بنویسیم.»

در ادامه برنامه هیات مدیره قبلی خانه سینما شامل فرهاد توحیدی، امیر اثباتی، ابراهیم مختاری، محمدرضا مویینی، مرتضی رزاق کریمی، سید مهدی خادم بازرس خانه سینما، سیروس الوند و محمد سریر تقدیر شدند.

اهدای هدیه ویژه به رضا ایرامنش به رسم یادبود برای حضورشان در خانه سینما تقدیم شد.

تقدیر ویژه از هیات مدیره و مد یر عامل پیشین خانه سینما از سوی کانون کارگردانان توسط داریوش فرهنگ (عضو کانون کارگردانان) , کمال تبریزی(رئیس کانون کارگردانان) و همایون اسعدیان (دبیر هفدهمین جشن خانه سینما ) صورت گرفت

داریوش فرهنگ در ابتدای اهدای لوح گفت: «من خوشحالم که به یک کارگردانی که مدیرعامل جدید شده و به کارگردانی که مدیر عامل پیشین بوده لوح یادبودی را اهدا خواهم کرد.»

کمال تبریزی(رئیس کانون کارگردانان) همچنین افزود: «در مورد آقای عسگرپور همه ی گفتنی ها گفته شده فقط چند مورد باید یاد آوری کنم یک حسی در دروه گذشته و جود داشته و این تنها وجه پیروزی ما بوده است و باید آن را سرلوحه کارهای که در آینده می خواهم انجام بدهیم قرار دهیم که کسانی را که خودمان با دست خودمان انتخاب کردیم همین هیات مدیره فعلی و قبلی و مدیر عاملی به انتخاب هیات مدیره انتخاب می شود اگر همه ما پشت این افراد باشیم مطمن باشیم در مسیری که داریم حرکت می کنیم پیروز می شویم و هیچ اتفاقی و هیچ توپی نمی تواند خانه سینما را تکان دهد و هر اتفاقی در سالهای آینده بیوفتد و همه ما دست هایمان در دست هم باشد اگر علیرغم سلایق مختلف در مورد خانه هم رای باشیم و کمک کنیم به هیات مدیره و مدیر عامل حتما پیروزی های گذشته را تکرار می کنیم و دیگر هیچ چیز تهدیدمان نخواهد کرد یکی از علل مهم بسته شدن خانه اون انشقاقی بود که در صنوف بوجود آمد بنابراین فکر می کنم اگر همه با هم متحد باشیم دیگر اتفاقاتی مثل بسته شدن در خانه سینما بوجود نمی آید واین تجربه را در حافظه داشته باشیم و به نسل های بعد منتقل کنیم و بدانیم که راز ماندگاری ما در کنار هم بودن و با هم یکی شدن است ، البته آقای عسگرپور توانایی در مدیریت بحران داشتند علی رغم اون اتفاقاتی که افتاده است که مثل آقای عسگرپور در مجموعه خانه سینما نداشته باشیم اما فکر می کنم یکی از بهترین های آن آقای عسگرپور است.»

لوح تقدیری از سوی کمال تبریزی، داریوش فرهنگ و همایون اسعدیان به محمد مهدی عسگرپور اهدا شد

پس از این عسگرپور اضافه کرد: «اصل موضوع این است من به عنوان یکی از اعضای خانه سینما از شخص آقای میرکریمی تشکر می‌کنم که این مسئولیت را پذیرفتند و هیات مدیره بهترین انتخاب را انجام دادند چون ایشان در تمامی حوزه‌ها خوش درخشیدند و من نیز و اعلام آمادگی می‌کنم که در هر حوزه که ایشان صلاح بدانند در خدمتشان خواهم بود.»

اهدا لوح تقدیر توسط کیوان کثیریان رئیس شورای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران و سحر عصر آزد سخنگوی انجمن به محمد مهدی عسگرپور تقدیم شد.

کیوان کثیریان رئیس گفت : «این تقدیر از شجاعت عاقلانه و صبورانه هیات مدیره است و ما هم در این مدت چیزهای زیادی از هیات مدیره و مدیرعامل یاد گرفتیم.»

اهدا لوح تقدیر از سوی انجمن چهره پردازان سینمای ایران توسط عبداله اسکندری به آقای محمد مهدی عسگرپورانجام شد.

رضا مقصودی رئیس کانون فیلم نامه نویسان و رخشان بنی اعتماد لوح تقدیری را به فرهاد توحیدی اهدا کردند.

فرهاد توحیدی گفت: «روز بدی است که مقدس رفت و روز خوبی است که در کنار هم هستیم خیلی ها را اگر نبود چنین اتفاقاتی نمی افتاد یک نیمه پنهان ما داشتیم و ما امدیم بالا و حرف زدیم و رفتیم ولی عذاب و رنج این سالها در خانه ها را همسران ما کشیدند و هر تقدیری که هست برای خانواده ماست, تشکر می کنم از تمامی کارکنان خانه سینما , از ۸ +۱ شجاعت اصلی را آنها انجام دادند و اگر اینها نبودند امروز هم وجود نداشت یک کسی نقش کلیدی داشت و فداکاری های خیلی بزرگی کردند اگر این وکیل شجاع و با درایت نبود جناب دکتر خندان قطعا توفیق نداشتیم در بحرانی ترین سالهالی خانه سینما ایشان بودند که ما را از گریزگاه ها نجات دادند یک ستونی قرار بود در حیاط خانه سینما ساخته شود تا تمامی کسانی که در همیاری صنفی شرکت کردند و از نان شب و هزینه خانه خود زدند و به خانه خودشان کمک مالی کردند تا خانه پابرجا بماند ساخته شود که انشاله با پیگیری هیات مدیره این به انجام خواهد رسید.»

او ادامه داد: «از روسای صنوف زینت رضا، همایون اسعدیان، فرشته طائرپور، زنده یاد مرتضی ندایی، امین تارخ، حسن حسندوست، آناهید آبا، مصطفی احمدی، رویا تیموریان، مسعود رایگان، رضا کیانیان، منوچهر شاهسواری، کیوان کثیریان، پرویز پرستویی، سیدمحسن هاشمی در بزنگاه مختلف به داد رسیدن و خیلی های دیگرو بعدا در دوران بازگشایی محمد حیدری، تابش و بهمن کارگر و دست تمام دوستان را ببوسیم و متشکرم و برای هیات مدیره جدید خانه سینما و مدیر عامل خانه سینما سید رضا میرکریمی آرزوی موفقیت می کنم.»

لوح تقدیر از سوی انجمن مدیران تولید توسط یونس صباحی به محمد مهدی عسگرپور و فرهاد توحیدی اهداشد.

اهدای لوح تقدیر و هدیه از سوی علیرضا تابش و حبیب ایل بیگی معاونت سینمایی کشور به محمد مهدی عسگرپور داده شد و هدیه از سوی احمد مسجدجامعی توسط امین تارخ به محمد مهدی عسگرپور اهدا شد

No responses yet

May 25 2015

سخنگوی قوه قضائیه ایران بازداشت فرمانده سابق نیروی انتظامی را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی قوه قضائیه ایران خبرهای منتشر شده دربارهٔ بازداشت اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پیشین نیروی انتظامی، فرزند او و همچنین فرزند محمد باقر قالیباف، شهردار تهران را به‌شدت تکذیب کرد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، غلامحسین محسنی اژه‌ای، روز دوشنبه گفت «به هیچ وجه» از اسماعیل احمدی مقدم، «تحقیق نشده‌است» و این گزارش ها را شایعاتی که قابل پیگیری است خواند.

وب‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، روز سه شنبه در گزارشی علت برکناری اسماعیل احمدی مقدم را از فرماندهی نیروی انتظامی کشف یک «فساد» مالیِ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومانی در بنیاد تعاون این نیرو ذکر کرده و از بازداشت «یکی از اعضای خانواده» آقای احمدی مقدم خبر داده بود.

No responses yet

May 25 2015

آقای عراقچی و ظریف، خود شکنید آینه شکستن خطاست

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

حمید رسایی: آقای عراقچی روز گذشته نکاتی را در جلسه با نمایندگان بیان کرد، که در حقیقت به معنی توجیه عبور از خطوط قرمز بود اما وقتی با اعتراض نمایندگان و رسانه ها مواجه شد، ضمن تکذیب ادعای درست نمایندگان و رسانه های منتقد، آنها را به دروغگویی متهم کرد. ای کاش روابط عمومی مجلس این بخش از اظهارات عراقچی را – که تازگی هم نداشت- در دفاع از جایگاه نمایندگان منتشر می کرد.
این وضع دیگر به روالی برای تیم مذاکره کننده تبدیل شده: “اظهارات علني بر خلاف اظهارات غیر علنی و بعد تکذیب و فعال شدن توپخانه رسانه ای برای القای این نکته که جمعی از نمایندگان و رسانه های منتقد این روند از مذاکرات، دروغ می گویند و سخنانی را به مذاکرات کنندگان نسبت می دهند که واقعیت ندارد.” روز گذشته جلسه غیر علنی بود. این بار اما تيم مذاکره کننده هسته ای، شفاف تر از قبل سخن گفت. طبیعی هم بود چون مطالبات رهبري برای حفظ خطوط قرمز از تيم مذاکره کننده، صريح تر و شفاف تر شده، او وعده داده که به مردم خواهد گفت. اما همانقدر که تيم مذاکره کننده در جلسات غیرعلنی شفاف تر می شود، دلواپسی و نگرانی ما هم بیشتر می شود چون تازه می فهمیم که چرا رهبرمان روزی اعلام می کند که هیچ کس مٱذون نیست اجازه بازرسی از مراکز نظامی ما را بدهد و پس از مدتی می گوید: من اجازه نمی دهم. يکي از موضوعاتی که روز گذشته در جلسه غیرعلنی مطرح شد، موضوع بازدید از مراکز نظامی جمهوری اسلامی بود. همان خط قرمزی که رهبر انقلاب به عنوان فرمانده کل قوا مدتی قبل به آن اشاره کرد و مستقیما در سخنراني عمومي خود، به پایین ترین رده های نظامی ابلاغ کرد که هیچ کس برای اجازه آن مٱذون نیست. اما همین موضوع به راحتی در جلسه روز گذشته از زبان تيم مذاکره کننده عنوان شد و مورد اعتراض نمایندگان قرار گرفت. آقای عراقچی در جلسه روز گذشته در حالی که تصور می کرد با جماعتي کودک سخن می گوید به تفسیر بازرسی از مراکز نظامی به اسم بازرسی مدیریت شده پرداخت و اعلام کرد این بازرسی چیزی نیست، چشم ماموران آ ژانس را می بندیم، روی تجهیزاتی که نمی خواهیم ببینند پارچه می اندازیم، آنها دستمال خود را روی تاسیسات و درب و دیوار می کشند و بعد، تمام! دیگر نمی توانند اتهامی به ما بزنند! آقاي عراقچی به صراحت از پذیرش پروتکل الحاقی و بازرسی از مراکز نظامی سخن گفت ولی بعد از انتشار سخانش و اعتراض نمایندگان و رسانه ها به این اظهارات، نمایندگان و رسانه منتشر کننده را به خدا واگذار کرد! یعنی منتقدان نسبت دروغ به من داده اند و پازل بعدی، در رسانه های مجازی و تیترها و تصاویر امروز روزنامه های یک جریان خاص تکمیل شد. آقای عراقچی چه چیزی را تکذیب و چه کسی را به خدا واگذار می کند در حالی که در صحن مجلس گفت: “… ما با نظارت مشکل نداریم با سوء استفاده از نظارت مشکل داریم و اجازه نمی دهیم که از مسائل سری و نظامی ما سر دربیاورند یا با دانشمندان ما صحبت کنند. البته در اصل نظارت و بازرسی ها مهمترین چیزی که ما پذیرفته ایم پروتکل الحاقی است که این مهمترین ابزار بازرسی برای آژانس بین المللی انرژی اتمی است برای اینکه اطمینان حاصل کند که هیچ برنامه ای مخفی هسته ای که غیر صلح آمیز باشد در هیچ کشوری وجود ندارد. پروتکل الحاقی هم فقط برای ما نیست یک معاهده بین المللی در تکمیل npt است که ابزارهای بیشتری را در اختیار آژانس قرار می دهد تا از صلح آمیز بودن فعالیت های یک کشور اطمینان حاصل کند که بیش از 124 کشور هم آن را پذیرفته اند. در پروتکل الحاقی هم تدابیر لازم اندیشیده شده که هیچ سو استفاده ای از بازرسی ها صورت نگیرد. حتما کشورهای دیگر هم حساس هستند تا از مسائل امنیتی آنها یا تاسیسات نظامی و حتی صنعتی آنها جاسوسی نشود. من صراحتا عرض می کنم در پروتکل الحاقی دسترسی به مراکز غیر هسته ای شامل مراکز نظامی وجود دارد و پذیرش پروتکل الحاقی خط قرمز ما نبوده، از روز اول که حتی مذاکرات در مسقط شروع شد به ما اجازه داده شد تا روی پروتکل الحاقی معامله کنیم. این خط قرمز نبوده و ما اجازه داشتیم تا پروتکل را بپذیریم و مذاکرات را پیش ببریم. بدون پروتکل الحاقی هم توافقی در کار نخواهد بود.(اعتراض نمایندگان که این حق مجلس است. عراقچی: بله حق مجلس است درنهایت شما نپذیرید توافق نمی شود! نمایندگان: شما می خواهید نظام را در برابر عمل انجام شده قرار دهید) حتی در توافق ژنو هم به پذیرش پروتکل الحاقی اشاره شده است و در پروتکل الحاقی هم دسترسی به مراکز غیر هسته ای شامل مراکز نظامی وجود دارد اما این دسترسی چگونه است؟ این یک دسترسی مدیریت شده است (اعتراض جمع زیادی از نمایندگان) یعنی بازرسین آژانس اگر خواستند از مرکزی بازدید کنند چه نظامی و چه غیر نظامی که مدعی هستند در آنجا یک کار خلاف هسته ای در حال صورت گرفتن است، کشور مربوطه می تواند راه های جایگیزین پیشنهاد کند و اگر نپذیرفتند، نقطه ای را که مدعی هستند کار خلاف هسته ای در آن، بدون اطلاع بازرسین آژانس در حال رخ دادن است، آن نقطه مشخص می شود و بازرسین آژانس را به صورت چشم بسته می برند در آن نقطه و چشمانشان را باز می کنند و اگر تاسیساتی هست که نمی خواهید بازرسان ببینند، روی آن را می پوشانید و آنجا را آژانس یک نمونه برداری محیطی می کند یعنی یک دستمالی آژانس دارد که می کشد به دستگاه یا به سقف و کف و می برند در وین تا ببینند مواد هسته ای در آن هست یا نه (اعتراض نمایندگان) ببینید به هر حال دسترسی یک دسترسی مدیریت شده است. با اين کار اطمینان حاصل می شود که فعالیت آنجا درست است. عرض من این است اگر این دسترسی مدیریت شده، در این چارچوب که چشم بسته مامورین را ببرید داخل مراکز و چشم بسته بیاوریدش بیرون، اگر این بازرسی از مراکز نظامی و دسترسی به اطلاعات سری کشور و آنچه رهبری فرمودند شمرده می شود که ما پروتکل را نمی پذیریم ولی به اعتقاد ما اینطور نیست.” متن بالا بخشی از دست نوشته های دیروز بود که آن را در جلسه علنی با سرعت نوشتم ولی با تکذیب روز گذشته آقاي عراقچی در نوشته ام شک کردم، مجددا در اتاق صوت آن را بازبینی کردم و سوگمندانه دیدم تيم مذاکره کننده به جای رفع اشکالات، به منتقدان دلسوزش اتهام می زند! علاوه بر تناقضی که در اظهارات بالا وجود دارد، ظاهرا به اعتقاد تيم محترم مذاکره، این کار، بازرسی از مراکز نظامی ما نیست بلکه همان بازی کودکانه چشم گذاشتن و قایم شدن است. يکبار ديگر در اظهارات ایشان دقت کنید، می گوید: اجازه بازرسی از مراکز نظامی را نمی دهیم/ پروتکل الحاقی را پذیرفته ایم/ در پروتکل بازدید از مراکز نظامی هست(!)/ چشم بازرسان را با دستمال می بندیم و روی تاسیسات نظامی را هم می پوشانیم (به همین سادگی)/ این کار بازدید از مراکز نظامی نیست/ این کار مصداق منع رهبر انقلاب نیست!/ بدون بازدید از مراکز نظامی توافق نمی شود. در واقع این کار یعنی عزت پر، استقلال پر، امنیت کشور پر. طبعا سوال هر کودکی از آقای عراقچی – که اینقدر موضوع را ساده می کند – این است که اگر ماموران آژانس گفتند: همین مسیری که شما در مراکز نظامی تان چشم ما را بستید و بردید، می خواهم بازدید کنیم، یا گفتند همان تجهیزاتی که روی آنها را پوشانده اید، می خواهیم بازدید کنیم یا هر نقطه دیگر نظامی را و… آیا باز هم به اعتقاد ایشان، آنچه تيم مذاکره کننده تصریح می کند پذیرفته، بر خلاف نص صریح منع شده از سوی رهبری انقلاب نیست؟ خوشبینی و خوش خیالی به آمریکا تا کجاست؟! عجیب این است که تيم مذاکره کننده در جلسات غیرعلنی با پافشاری نمایندگان و ارائه مستندات، مجبور به بیان حقایقی می شود که از طرح آن در افکار عمومی واهمه دارد و بعد به جای پذیرش روند اشتباه، با تکذیب دو پهلو، زمینه تخريب منتقدان دلسوز را توسط رسانه هایی که با آن سوی مرزها هماهنگ هستند، آماده می کند. در موضوع ارائه فکت شیت به مردم و نخبگان هم که آقای صالحی خودش آن را مطرح کرد نیز به همین شکل عمل شد. آقای عراقچی انتشار اين مطالب را موجب سوءاستفاده دشمن می داند، در حالی که آنچه مورد سوءاستفاده دشمن شده، وعده ها و توافقات نامتوازن و انفعال و اعتماد بی جای تيم مذاکره کننده به گرگ صفتانی چون آمریکا در مذاکره است نه بیان حقایق به مردم. پ ن: این اظهارات قبلا هم توسط آقاي عراقچی به صورت علنی بیان شده و انتشار آن تنها برای رفع اتهامی است که از دیروز در برخی شبکه ها، سایت ها و روزنامه ها به منتقدان دلسوز و رسانه های هوشیار زده می شود.

No responses yet

May 25 2015

مشاجره ظریف و کوچک‌زاده در مجلس ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

این بخش گزارش از بی‌بی‌سی: فیلمی که در یک سایت خبری منتشر شده جزئیات مشاجره وزیر امور خارجه ایران را با یکی از نمایندگان مجلس پس از یک جلسه غیرعلنی در مورد مذاکرات اتمی نشان می‌دهد. مهدی کوچک‌زاده، نماینده مخالف دولت در این مشاجره محمدجواد ظریف را “خائن” خطاب می‌کند.

سایت تابناک این فیلم را منتشر کرده که به نظر می رسد توسط یکی از نمایندگان یا حاضران در صحنه با گوشی تلفن همراه گرفته شده باشد.

آقای ظریف و معاونش عباس عراقچی امروز در جلسه غیرعلنی مجلس به نمایندگان در مورد روند مذاکرات اتمی توضیحاتی داده بودند.

در ابتدای این فیلم صدای آقای کوچک زاده شنیده می شود که از سیاست های دولت در مسائل منطقه ای انتقاد می کند و خطاب به آقای ظریف می گوید که “کارهای شما” می تواند وحدت را در کشور به هم بریزد.

آقای ظریف از آقای کوچک زاده می پرسد: “من دارم وحدت را به هم می زنم یا کسانی که به من می گویند خائن؟”

آقای کوچک زاده پاسخ می دهد: “کسی که به شما می گوید من با مذاکره زیر سایه تهدید موافق نیستم، او به شما می گوید خائن”.

اشاره آقای کوچک زاده به سخنان چند روز پیش آیت الله خامنه ای، رهبر ایران است.

آقای ظریف با تعجب از آقای کوچک زاده می پرسد: “او [به من] می گوید خائن؟”

آقای کوچک زاده پاسخ می دهد: “من از زبان او می گویم خائن”.

در اینجا صدای آقای ظریف شنیده می شود که می گوید “شما بی جا می کنید که از زبان او حرف می زنید” و با فریاد ادامه می دهد: “او خودش زبان بُرّای این نظام است”.

در اینجا همهمه بالا می گیرد و به نظر می رسد که اطرافیان آقای ظریف او را به سوی در خروجی صحن مجلس همراهی می کنند.

آقای کوچک زاده بعدا به خبرگزاری ایرنا گفت که “این که ما بر سر ظریف فریاد زدیم نه مقدمه و نه موخره ای دارد.”

وی افزود: “گفت و گوی امروز من با آقای ظریف آرام البته چالشی بود و محتوای آن این بود که گفتم شما با این رویه تان به حرف آقا توجه نمی کنید و موجب خدشه در وحدت جامعه می شوید و خودتان فرمودید که داعش در منطقه چه می کند و کشورهای منطقه خیلی با ما بد هستند و در این شرایط به وحدت احتیاج داریم و جز مسیر آقا نمی شود.”

No responses yet

May 24 2015

دهشیار: تحولات جدید منطقه، قدرت سعودی را افزایش داده است / رقبای عربستان در مضیقه مالی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

خبرآنلاین: بین الملل > خاورمیانه – حسین دهشیار در کافه خبر استدلال می کند عربستان به دلیل برخورداری از دلارهای بی پایان نفتی و همچنین حمایت های بی دریغ آمریکا، صاحب قدرت بیشتری نسبت به قبل شده است در حالیکه رقبای سعودی در منطقه هیچ یک از این دو را ندارند.

سعید جعفری پویا

در چند دهه اخیر تحولات در خاورمیانه شکل تازه ای به خود گرفته است و به مرور زمان فصل تازه ای از حضور قدرت های بین المللی در معادلات منطقه ای بروز و ظهور پیدا کرده است. ایالات متحده آمریکا که تا همین یک دهه پیش به صورت مستقیم نیروهای نظامی خود را در افغانستان و عراق پیاده کرد و به بهانه مبارزه با تروریسم هزینه های فراوانی را هم به مالیات دهندگان آمریکایی و هم به مردم ستمدیده افغانستان و عراق وارد کرد حالا دیگر ترجیح می دهد خود به صورت مستقیم مداخله ای نداشته باشد. شاید این ایده تنها محدود به دوره ریاست جمهوری فردی دموکرات به نام باراک اوباما باشد و بازگشت دوباره جمهوری خواهان، به ویژه نئومحافظه کاران به قدرت سبب رجعت به سیاست های پیشین آمریکایی شود اما گزینه روی میز تحول در مفهوم دخالت غربی در معادلات خاورمیانه ای است.

حسین دهشیار استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی یکی از کسانی است که معتقد است خاورمیانه همچون گذشته اهمیت خود را برای ایالات متحده حفظ کرده و هر نوع کاهش ارزش این منطقه در نظر واشینگتن را رد می کند. دکتر دهشیار که تحصیل کرده آمریکاست و سالها در این کشور زندگی کرده بر این باور است همین اهمیت سبب می شود کشوری چون عربستان همچنان بر حمایت های آمریکایی ببالد و با تکیه دادن بر این حمایت دست به اقدامات پیش بینی نشده در سپهر سیاسی خاورمیانه بزند. فارغ التحصیل دانشگاه تنسی که کمتر حاضر به گفتگو می شود دعوت ما را پذیرفت تا در کافه خبر میزبان او باشیم و با حوصله پاسخگوی سوالات ما در خصوص تغییرات معادله قدرت در منطقه خاورمیانه و همچنین بازتعریف تاثیرگذاری آمریکا در این معادلات بود. آقای دهشیار بر خلاف بسیاری از تحلیلگران معتقد است در تحولات جدید نه تنها قدرت و نفوذ عربستان در معادلات خاورمیانه کم نشده که اتفاقا تمام رخدادها در نهایت به سود سعودی تمام شده است.

آمریکا در خاورمیانه می خواهد چه کار کند. با توجه به جدی تر شدن خطر چین برخی از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه مانند سابق اولویت اول آمریکا نیست. به نظر شما خاورمیانه ارزش پیشین خود را از دست داده است؟

خیر. خاورمیانه اصلا اهمیتش را از دست نداده و همچنان هم به شدت برای آمریکا مهم است. ممکن است شرق آسیا روزی برای آمریکا مانع و عاملی برای اینکه جایگاه آمریکا در صحنه جهانی مورد رقابت قرار گیرد، مورد توجه قرار گیرد، ولی خاورمیانه از نظر ارزشی برای آمریکا حائز اهمیت است. خاورمیانه برای آمریکا خطر یا تهدید امنیتی محسوب نمی شود چرا که کشورهای منطقه آن چنان درگیر مشکلات و معضلات داخلی و منطقه ای خود هستند که هرگز امکان این وجود ندارد که بازیگری در این منطقه رشد کند. ولی این منطقه برای مسائل ارزشی برای ایالات متحده مهم است. آمریکایی ها اینجا را متمایز نگاه می کنند. چین رقیبی است که آمریکا می خواهد چارچوبی برایش تعریف کند که در آن چارچوب با آن کشور رقابت کند در نتیجه آمریکا چین را یک خطر نمی داند همانطور که بریتانیا آمریکا را در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خطر نمی دانست. اما خاورمیانه به شدت برای آمریکا مهم است. درست است که نسبت به گذشته خودش حضور کمرنگ تری دارد ولی مسئله این است کشورهای دیگر این بار را به دوش می کشند.

سوال اینجاست که چرا به نظر شما همچنان حائز اهمیت است؟

آمریکا در بلند مدت می خواهد ارزش هایی در جهان حاکم شود که با دیدگاه های آمریکا تطابق داشته باشد. یک زمانی امکان تحقق این امر سخت است ولی خواستش مطرح است پس هر زمانی که آمریکا امکان این امر را داشته باشد آن را محقق خواهد کرد. چیزی که آمریکا در بلند مدت طرفدارش است این است که در این منطقه متوجه است هیچ کشوری نمی خواهد با آمریکا رقابت کند.

چون دغدغه چین شرق آسیا است، روسیه هم آسیای مرکزی و قفقاز را پی می گیرد. ضمن اینکه قدرت آنها در سطحی نیست که بخواهند در سطح جهانی چندین دغدغه داشته باشند و اولویتشان مسائل منطقه ای است. آمریکا به خاطر ویژگی هایی که دارد در چند جای جهان دغدغه دارد پس خاورمیانه هم جز دغدغه های آمریکا است همانطور که اروپا و آمریکای لاتین هم هستند. در نتیجه خواست آمریکا این است که این منطقه در شرایطی قرار گیرد که نه تنها دوست آمریکا از نظر اتحادیه های نظامی باشد، که به دوست آمریکا از نظر ارزشی هم تبدیل شوند و منطقه در مسیری حرکت کنند و نهادها و ارزش هایی پیش آید که در نهایت برای آمریکایی ها قابل قبول باشند. وقتی یک آمریکایی وارد این منطقه می شود برای فهم کلامش به مشکل برنخورد.

ما وقتی وارد عربستان می شویم می دانیم چه باید بکنیم ولی وقتی یک آمریکایی به این کشور می رود چون مناسبات حاکم بر این کشور متفاوت است نمی داند باید چه رفتاری انجام دهد. اما وقتی آمریکایی وارد اروپا می شود چنین مشکلی ندارد. در نتیجه ایالات متحده می خواهد منطقه به شکلی در آید که آن ارزش های تطابق داشته باشد و این منطقه بسیار برای این کار نامساعد است و بیشترین میزان تعارض با ارزش های آمریکا در خاورمیانه به چشم می خورد و کار برای آمریکا بسیار سخت است. پس کاری را که آمریکایی ها مثلا در شرق اروپا و شرق آسیا کردند می خواهند در این منطقه شکل دهند ولی خاورمیانه به شدت تعارض دارد، اروپا آسان تر بود برای اینکه فرهنگش نزدیک تر بود.

شرق آسیا هم ساده تر بود به دلیل اینکه فرهنگ تلاش گر و البته مطیعی دارند. این منطقه در مجموع منطقه ای است که بیشترین تعارض را با ارزش های آمریکایی دارد. آمریکایی ها می خواهند این منطقه را شخم بزنند و بذر بپاشند تا ارزش هایی در آن حکمفرما شود که وقتی یک آمریکایی را دید به دیده دشمن به آن ننگرد. پس می خواهند ارزش ها به نوعی تغییر کند که اگر فردا فردی به خودش بمب بست و منفجر کرد، شهروندان خاورمیانه ای همان توجیهی را برای اقدام این فرد به کار ببرند که آمریکایی ها به کار می برند. وقتی آمریکایی می گوید تروریسم بقیه هم بدون اینکه فکر کنند می گویند تروریسم چون بقیه هم مانند آمریکایی ها فکر می کنند. از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی خاورمیانه در سیستم سرمایه داری هضم شده و حتی تکان هم نمی توانند بخورند. چون حتی اگر شما با آمریکا دشمن باشید باید نفتتان را بفروشید. از نظر نظامی هم حداکثر کاری که این کشورهای خاورمیانه ای می توانند انجام دهند فروکردن انگشت در چشمان آمریکاست و نمی توانید به آمریکا حمله کنید یا منافع این کشور را به خطر بیندازید.

از نظر سیاسی هم همه پذیرفته اند رای دادن خوب است و حتی صدام حسین هم پذیرفت رای بدهد. وقتی شما در جامعه ای هستید که می گویید رای دادن خوب است پس آن فرهنگ را پذیرفتید. حال آمریکا می خواهد این رویه آگاهانه باشد و در مسیری گام بردارید که آنها می خواهند به این دلیل که هزینه های اقتدار آمریکا در جهان کاهش پیدا می کند و مهمتر از همه وقتی ارزش های شما شبیه ارزش های آمریکایی باشد رفتار شما قابل پیش بینی می شود. آمریکایی ها می خواهند دریابند که کشورهای خاورمیانه در آینده چه کاری انجام می دهند و فعلا قابل پیش بینی نیستند. در خاورمیانه آمریکایی ها دغدغه بلند مدت دارند چون از نظر سیاسی و اقتصادی و نظامی شما را تحت کنترل دارند شما وقتی رای می دهی یعنی نهاد غربی را پذیرفته ای، وقتی می گویی سرمایه خوب است پذیرفته ای نگرش اقتصادی غربی مفید است. وقتی حاضر می شوید در کشورتان پیتزا بفروشید یعنی قبول کرده اید سرمایه داری خوب است. وقتی شما نفتتان را می فروشید قبول کردید سیستم سرمایه داری حاکم است. اینجا فقط یک چیز باقی مانده و آنهم ظاهر و قیافه شماست که به تدریج شبیه آنها می شوید و خیلی هم ساده است و مهمتر از همه اندیشه های شماست که باید اصلاح شود. یعنی دیگر نگویید زن درجه دوم است. دیگر نگویید دموکراسی بد است، بگویید جامعه مدنی خوب است.

موضوع ناهمواری که به آن اشاره کردید بسیار ناهموار است و اساسا امکان تحقق این امر خیلی بعید است، چه اقداماتی می تواند حصول به این نتیجه را نزدیک تر سازد؟

در جایی مانند اروپا سالها جنگ مذهبی بوده است. در همین اروپا دو جنگ جهانی داشتید، کسانی که دگراندیش بودند به پایشان زنجیر می بستند و به اعماق دریا می انداختند. آن اروپا امروز به اتحادیه اروپا تبدیل شده است. در آمریکا زمانی فردی به دلیل رنگ پوست بودن با مشکلات عدیده مواجه می شد. در دهه ۱۹۶۰ یعنی زمانی که پدر باراک اوباما به آمریکا مهاجرت کرد در ایالت آلاباما اگر یک دختر سفید را با یک پسر سیاه می دیدند احتمال زیاد آن پسر را دار می زدند. حالا بعد از پنجاه سال پسر همان مرد سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا است. همه چیز ممکن است اما مولفه هایی هستند که می تواند این روند را تسریع کند یا مانع شود. موانعی که در این منطقه وجود دارد بسیار سنگین و زیاد است. ولی در بلند مدت این اتفاق می افتد همانطور که کسی فکرش را هم نمی کرد در اروپا جنگ های مذهبی از بین برود.

امروز دعوا در عربستان یا سوریه بر سر چیست؟ سر دو گروه مذهبی خاص با یکدیگر می جنگند. بنابراین همانطور که آمریکا و اروپا تغییر کردند، خاورمیانه هم تغییر می کند. توسیدید سه دلیل را برای جنگ بیان می کند: افتخار، ترس و منفعت. بنابراین آنهایی که آن زمان در اروپا می جنگیدند مانند همین امروز یکی از این سه مورد بوده است. حالا شاید امروز نام غرور به هویت تغییر کرده باشد. بنابراین توجیه جنگیدن کلیسا بود نه اینکه واقعا برای کلیسا جنگیده باشند، اما در یک مقطع زمانی دریافتند که کلیسا به عنوان مانعی بر سر رشد سرمایه گذاری مطرح شده است و چون این را متوجه شدند کلیسا را ناکار کردند. حالا جنگ ها سر چیست؟ سر ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مسائلی از این دست است.

حالا هم منطقه مجبور است برای جنگ ها توجیهی پیدا کند. عربستان به حوثی ها حمله نکرده به این دلیل که انها زیدی هستند، همین عربستان در سال ۱۹۶۲ به زیدی های شمال یمن برای جنگ با جنوب کمک کرد. چرا؟ در جنوب آقای ناصر حضور داشت. همین عربستان در سال ۲۰۱۲ تمام تلاش خود را متمرکز کرد که آقای علی عبدالله صالح از کار عزل نشود. عربستان یک زیدی به نام علی عبدالله صالح، با مخالفان ایشان شروع به صحبت کرد که حکومت انتقالی پیدا شود و ایشان مصونیت پیدا کنند و بعد هم صالح به عربستان رفت، پس توجیه عربستان این نیست که دینشان متفاوت است، توجیه این است که عربستان اینها را یک خطر می بیند، بنابراین اروپایی ها فهمیدند که از دین و مسیحیت استفاده می شود برای چپاول مردم. در منطقه هنوز مردم به این نتیجه نرسیدند که عربستان دغدغه اش مقوله های ارزش مذهبی نیست، بلکه مسائل دیگری در این راستا تعیین کننده است. به همین دلیل شما می بینید اتحادها در این منطقه موقت است و به سادگی شیفت می کند. یک روز شما کسانی را میبینید با هم متحد شدند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. آمریکایی ها هم در منطقه نگاه نمی کنند ارزش های شما چیست؟

آمریکایی ها با آقای قذافی وقتی سلاح هایش را تحویل داد دوست شدند ولی فردایش به این کشور حمله کردند. آمریکایی ها با عربستان دوست هستند، چرا؟ چون می بینند منافعشان تامین می شود، وقتی منافعشان دیگر مطرح نباشد از این کشور هم می گذرند. یکی از علت هایی که حوثی ها موفق بودند به این دلیل بود که اکثر نظامی های یمنی طرفدار آقای عبدالله هستند و به این دلیل که در مدت طولانی که عبدالله روی کار بوده به دوستانش پست داده است و یکی از دلایلی که حوثی ها توانستند به جنوب بروند همراهی نظامیان با آنها بود. چرا آقای عبدالله به حوثی ها کمک کرد، آنهم در شرایطی که دشمن شماره یکش بودند، به خاطر اینکه دیدند برای منافعشان باید شیفت کنند. چرا که به اینها به هیچ چیز مومن نیستند و فقط به منافع مومن هستند. البته این ایرادی ندارد ولی مشکل کار آنجاست که این منافع، منافع شخصی است. حتی منافع حزب و یک منطق نیست و همه چیز در چارچوب مباحث شخصی تعریف و تبیین می شود. شما آن فرد را می ترسانید که منفعتش را قطع کنید. کاری که آمریکایی ها انجام می دهند در آن موفق هم شده اند این است که دریافته اند در این منطقه منافع شخصی است. جنگ هایی که در منطقه به نام دین انجام می گیرد دلیلی فراتر دارد و به منافعی مربوط است که توسیدید به انها اشاره کرد.

آقای دکتر سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا آمریکا در سالهای اخیر از مدیریت تحولات خاورمیانه ناتوان بوده است؟

یکی از خوبی های غربی ها این است که مسائل را از منظر تئوریک مورد توجه قرار می دهند و برای مشکلات یک چارچوب تئوریک تبیین می کنند و در آن چارچوب به مسئله نگاه می کند. مثلا من فردی واقع گرا هستم پس در لنز واقع گرایی می فهمم که باید بر سر افراد کوبید تا آدم شوند. یک زمانی فرد لنز لیبرال دارد، در نتیجه با حرف زدن تو سر افراد می زند. فرد دیگری هم هست که لنز سازه انگاری دارد یعنی اینکه با افراد از منظر هویتی برخورد می کند و با تاکید بر مسائل قومیتی و زبانی افراد را رام می کند. آمریکایی ها از دوره اوباما کسانی که بر سر کار آمدند لنز متفاوتی نسبت به مسائل دارند یعنی اینکه قبلی ها می گفتند ثبات به هر قیمتی به ویژه در دوران جنگ سرد، یعنی ما به خاطر ثبات هر کاری را باید انجام دهیم. پس از دوران جنگ سرد امریکایی ها متوجه شدند می توان در جایی هم بی ثباتی باشد ولی خطری برای آمریکا نداشته باشد، یعنی می توان در منطقه جنگ باشد ولی خطری برای آمریکایی ها ایجاد نشود چرا؟ برای اینکه پیشتر به این دلیل بر ثبات به هر قیمت تاکید می کردند که اگر در سومالی بی ثباتی می شد روس ها در صحنه حضور می یافتند، چینی ها می آمدند.

اما الان که روس ها و چینی ها چنین قصدی ندارند. جنگی هم اگر باشد کسی این خلا را پر نمی کند و خودشان از پس یکدیگر بر می آیند. بالاخص این تفکر در دورانی که اوباما روی کار امد، جدی تر شد که اگر جنگ و بی ثباتی در منطقه باشد، درست است که ممکن است مشکلاتی پدید آورد ولی این خلا را دشمن آمریکا، رقیب آمریکا نمی تواند پر کند. کشورهای دشمن آمریکا که در منطقه حضور دارند چطور؟ خیر، آنها هم در این سطح نیستند که جای آمریکا را پر کنند. اگر بی ثباتی شود و کشورهایی ضد آمریکایی بجگند، دو اتفاق می افتد، یک هزینه های بسیاری برای کشورهای دوست و دشمن آمریکا اعمال می شود چون جنگ پیش آمده و به هر حال هزینه هایی پدید آمده به کشورهای دشمن آمریکا لطمه می زند. این کشورها ضعیف تر می شوند. دوستان آمریکا هر چه جنگ بیشتر شود بیشتر به آمریکا وابسته می شوند و می گویند آمریکا باید هوای ما را داشته باشد.

پس عربستان چرا تا این اندازه بی مهابا به یمن حمله کرده است؟ چرا که متوجه شده دشمنان عربستان از نظر مالی وضعیشان خوب نیست در نتیجه می گوید جنگی راه بیندازد تا آنها هم وارد این جنگ شوند تا هزینه برایشان تراشیده شود ولی اگر دشمنان عربستان وارد جنگ شوند درآمدی ندارند و هزینه هایشان بیشتر می شود. عربستان ولی ثروتمند است ضمن اینکه اگر هم اتفاقی بیفتد آمریکا پشت عربستان هست ولی دشمنان عربستان نه پول دارند و نه آمریکا را. در نتیجه آمریکا می گوید آنها را وارد جنگ کنیم و جبهه های زیادی برای آنها باز کنیم، در نتیجه چه اتفاقی می افتد؟ در چندین و چند جبهه که باید بجنگند، درآمدشان هم که کم شده، با آمریکا هم که دعوا دارند. در این شرایط عربستان می گوید من دو ویژگی دارم که آنها ندارند. یک من آمریکا را دارم و دوم پول زیادی دارم. عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت برای تنها ۲۵ میلیون جمعیت دارد. پس پول نفت و حمایت آمریکا همچون یک ناز بالش برای عربستان است، اگر هم شکست بخورد و سقوط کند روی این نازبالش می افتد. اما کشورهای دیگر نه آمریکا را دارند و نه پول را، در نتیجه اگر اشتباه کنند سقوط آزاد خواهند داشت. یکی از ویژگی های عربستان محافظه کاری است و این رویه از زمانی که فیصل روی کار آمد وجود داشته و همیشه سعی می کردند با سر به زیری کارهای خود را انجام دهند بدون اینکه کسانی را ناراحت کنند اما در چند سال اخیر عربستان سیاست خارجی به شدت فعالی را در پیش گرفته است. زمانی آقای قذافی در یکی از کنفرانس های سران کشورهای عربی با دست به عبدالله اشاره کرد و با صریح ترین بیان اظهار داشت شما نوچه و نوکر آمریکا هستید ولی عبدالله هیچ نگفت. همین عربستان به کشورهای پان عرب به ویژه کشورهایی که نزدیک لبنان هستند باج می داد که فقط عربستان را اذیت نکنند حالا همین کشوری که باج می داد ساکت باشند بی مهابا به کشور مستقلی به نام یمن حمله می کند و به شدت در سوریه فعال است و همین کشور عامل اصلی است که ۴ هزار سرباز آمریکایی در عراق کشته شده اند. چرا فعال است به این دلیل که خیالش راحت است دشمنانش ضعیف شدند، پان عربیسم برای همیشه از بین رفته و دشمنان اصلی اش به دلیل نداشتن پول تضعیف شدند و در عین حال در حال چالش با آمریکا هستند و حالا عربستان هم پول را دارد و هم آمریکا را.

اما دشمنان عربستان در منطقه از منظر ژئوپلتیکی دست بالا را دارند و تغییر و تحولات در این حوزه ها به سود دشمنان و به ضرر عربستان بوده است.

بله. شاید جغرافیای این دشمنانِ عربستان شیک تر و زیباتر باشد ولی این جغرافیا را باید عملیاتی کرد. یک کشور ممکن است جمعیت بیشتر، جغرافیای بیشتری داشته باشد اما برای اینکه بتواند از اینها استفاده کند به سرمایه و پول نیاز دارد. اقتصاد بعضی از این کشورها نقصان دارد، این کشورها اکثرا تک محصولی هستند. ضمن اینکه مصرف گرایی در این کشورها فزونتر شده بدون اینکه درآمد افزایش یافته باشد.

در نتیجه شما معتقدید عربستان نه تنها در موضع ضعف نیست بلکه در موضع قدرت است؟

عربستان در جایگاهی قرار گرفته که کارهایی که انجام می دهد دو آینده در انتظارش است. یا موفق می شود و یا خیر. کشورهای مخالف عربستان هم در چنین شرایطی قرار دارند. فقط یک تفاوت میان آنها وجود دارد اگر عربستان موفق نشود آن نازبالشی که پشت اوست یعنی دلارهای زیاد نفتی و حمایت آمریکا، هزینه هایش را به حداقل می رساند ولی اگر طرف مقابل با شکست مواجه شود نازبالشی وجود ندارد و سقوط آزاد خواهد داشت. ساختار قدرت در عربستان احتمال اینکه شکست احتمالی هم در انتظارش باشد را هم محتمل دانسته است. عربستان ممکن است در یمن، سوریه، لبنان و خیلی جاهای دیگر شکست بخورد ولی اگر سقوط کند ساختار قدرت سیاسی با مشکل جدی مواجه نمی شود ولی اگر کشورهای دیگر با مشکل مواجه شوند ساختار قدرت با مشکل مواجه می شود. پس اردوغان اگر در سوریه ببازد، باخته و اتفاقی نمی افتد اگر عربستان هم ببازد باخته، اگر اسد بماند هیچ اتفاقی برای اردوغان در سطح کلی نمی افتد ولی بقیه اگر ببازند چه؟ و اینجاست که متوجه می شویم این انگاره که عربستان توانمند نیست اشتباه است. ممکن شخصا حضور نداشته باشد ولی همین که ریاض خیالش راحت است چنین پشتوانه ای دارد راحت تر دست به اقدام می زند. این کشور سالهاست که با همین منوال اداره می شود و قوانین و رسوم چند صد سال قبل در این سرزمین پیاده می شود ولی هیچ کس کاری به این کشور ندارد؟ چرا؟ چون آمریکا نمی خواهد. فقط کافیست یک کشور یکی از ویژگی های عربستان را داشته باشد تا همه جهان به سمتش حمله می کنند. شما فکر می کنید چرا عربستان اینهمه سلاح می خرد؟ نیازی ندارد. به خاطر این است که نمی تواند به صورت مستقیم به آمریکا پول دهد، این تسلیحات را می خرد تا آمریکا را به خود نزدیک نگاه دارد و آنها هم هوای سعودی را داشته باشند. عربستان با اینهمه تجهیزات حتی نتوانسته از پس حوثی ها بر آید.

اما اینجا یک تناقضی وجود دارد. در تحلیل های آمریکایی و اروپایی هم بسیار می بینیم که می گویند عربستان در موضع ضعف قرار گرفته است.

ابتدا باید ببینیم دشمنی با آمریکا چه هزینه ای دارد و دوستی با آمریکا چه منافعی دارد و دوم اینکه باید ببینید شما کجا ایستاده اید؟ منبع فروش عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت است. ممکن است کشوری از نظر مساحت چند برابر عربستان باشد ولی یک ششم این درآمد را داشته باشد و اینکه در مقام مقایسه با گذشته مصرف گراتر هم شده و روابط آمریکا هم با آنها بدتر شده است.

اما ما در حال حاضر در تحلیل های آمریکایی هم زیاد می بینیم که دیگر عربستان نمی تواند منافع آمریکا را تامین کند. دوما ما در سخنرانی آقای اوباما داشتیم که ایشان تاکید می کند کشورهای عربی باید خودشان مشکلات خود را حل کنند و همه مسائل را متوجه عامل خارجی نبینند اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که یک تغییر باوری در محافل غربی در حال شکل گیری است که حمایت ها از عربستان باید سمت و سوی دیگری پیدا کند؟

آمریکایی ها اعتقادشان این است که سیستمی که در عربستان وجود دارد در نهایت نمی تواند نتیجه بخش باشد ولی مسئله ای که هست این است به این ساختار دست نمی زند به این دلیل که منفعتشان را به خطر نمی اندازد و نیازی نیست برای تداوم قدرت در عربستان هزینه ای پرداخت کند ولی آمریکا برای تداوم قدرت حسنی مبارک باید هزینه پرداخت کند، نه اینکه حسنی بدتر باشد که اتفاقا خیلی بهتر از خاندان آل سعود است که دیدیم او را به راحتی کنار گذاشتند ولی عربستان هزینه ای ایجاد نمی کند و برای آمریکا هزینه ای ایجاد نکرده، در داخل آمریکا هم چیزی در مورد عربستان گفته نمی شود چون متوجه هستند چه منفعتی به ایالات متحده می رساند، بنابراین نه اینکه از نظر آمریکا عربستان جایگاه خوبی داشته باشد ولی متوجه هستند که حضورشان هزینه ای تولید نمی کند. اگر هزینه تولید کرد، آن زمان موضوعاتی چون حقوق زنان، حقوق بشر و امثالهم پدید می آید.

ولی الان شاهدیم که هزینه هم تولید می کند. گسترش افراط گرایی در خاورمیانه و به قول خودتان همان ۴ هزار کشته ای که ارتش آمریکا در اثر پشتیبانی های عربستان در عراق متحمل شد بخشی از این هزینه هاست.

شما برای رسیدن به اهدافتان همیشه باید هزینه پرداخت کنید. فقط مسئله این است این هزینه به صرفه است یا خیر. اگر آمریکایی ها بخواهند در این منطقه تغییراتی ایجاد کنند که می خواهند، محققا حضور و رفتارشان باعث افراط گرایی می شود ولی در بلند مدت این افراط گرایی جواب نمی دهد. به همین دلیل آمریکایی ها مخالفتی با حکومت اسلامگرایان در کشوری مانند مصر نکردند. به این دلیل که آمریکایی ها می دانند این گروه ها نمی توانند اهدافی که دارند و بر زبان می آورند را پیاده و عملی کنند و چون نمی توانند، ما در دهه ۱۹۵۰ پان عربیسم را داشتیم اما خیلی راحت سقوط کردند و طرفی نبستند. بعد از آن گروه های پان اسلامیست در کشورهای عربی به قدرت رسیدند اما آنها نتوانستند وعده های خود را عملی کنند. بله افراط گراها در منطقه قدرت گرفته اند ولی سوال اینجاست منابع قدرت امریکا را می توانند تهدید کنند؟ حتما پاسخ منفی است. منابع قدرت آمریکا ساختار مالی قدرت آمریکا، ساختار سیاسی قدرت آمریکا، ساختار فرهنگی و نظامی قدرت آمریکا است.

درست است که دو برج عظیم در نیویورک را منفجر کردند ولی الان به جای دو تا، چهار برج در حال ساختن هستند. وقتی این گروه ها بخواهند حکومت کنند تجربه نشان داده که به شدت با مشکل مواجه می شوند. وقتی می بینید پان عربیسم جواب نداده پان اسلامیست هم جواب نداده سراغ چه می روید؟ همان شخم زدنی که در ابتدا اشاره کردم. حالا مستعد می شوید بگویید داعش بد است. چرا بد است؟ چون آمریکایی خواسته که چنین باوری داشته باشید و در مسیری قرار داده که شما چنین تصور و باوری داشته باشید.

اما ما مولفه های دیگری هم می بینیم که خود کشورهای عربی تاکید دارند حمایت های غرب و آمریکا از انها کم شده و نگرانی ها در این خصوص دیده می شود.

کم نشده، شیوه بیان حمایت ها تغییر کرده. تا زمانی که حضور اینها برای آمریکا کارآمد باشد آمریکا از آنها حمایت می کند. هر زمان ناکارآمد شوند دیگر حمایتی در کار نخواهد بود. آمریکا با هیچ کس دوست و رفیق نیست. آمریکا یا با کشورها متحد استراتژیک است مانند انگلستان و فرانسه. یک سری متحد موقعیتی دارند که هر زمان اینها در چارچوبی حرکت می کنند که جایگاه و هویت شمار ارتقا می دهد، ارزش های شما را ارتقا می دهد شما با آنها هستید ولی هر زمان بین این کشورها اتحاد غیر استراتژیک و موقعیتی جواب ندهد شما شیفت می کنید. آمریکا انگلستان را عوض نمی کند ولی آمریکا به راحتی مصر را عوض می کند، به راحتی حاضر می شود با آقای اسد گفتگو کند همین آمریکایی که می گفت اسد باید برود.

به اعتقاد شما اگر در تحولات بهار عربی بوش در کاخ سفید حضور داشت باز هم آمریکایی ها حاضر می شدند مبارک از قدرت کنار رود؟

بله. حتما. شما می توانید لیبرال باشید ولی لیبرال واقعگرا باشید. موضوع این است که آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که این فرد دیگر جواب نمی دهد بنابراین باید گذاشت تا برود.

نگاه شما کلان است و در نوع خودش می تواند صحیح باشد اما این نگاه کلان هم باید به روندها توجه داشته باشد. به عنوان مثال ما با عربستانی رو به رو هستیم که از درون بسیار متزلزل است. همین عزل و نصب های تازه به این شکل بی سابقه نشان می دهد اوضاع در این کشور عادی نیست. در نظامی که خودتان هم تایید کردید مشهور به محافظه کاری است این اقدامات اصلا مصداق محافظه کاری نیست. بحث ملت های عرب هم هست، آنها همجنان از حکام خود ناراضی هستند که شامل عربستان هم می شود، در این اوضاع چگونه می توانیم از افزایش قدرت سعودی سخن بگوییم؟

شما یک تغییر تئوریک در عربستان می بینید. یعنی از حکومتی که در صحنه خارجی انفعالی است وارد یک حکومت به شدت انقلابی می شویم. این ساختار سیاسی بر این منطق شکل گرفته که انفعالی باشد. در ادامه پادشاه جدیدی به نام سلمان روی کار می آید و به دلایل خاصی که دارد می خواهد در تحولات منطقه فعال تر باشد و خیلی طبیعی است که در درون این ساختار قدرتی که هست انشعاب ایجاد می شود. ما سالها به سمت انفعالی بودن می رویم ولی فرد جدیدی می آید و می خواهد این انفعال را تغییر دهد. در نتیجه خیلی طبیعی است که شکافی در این راستا ایجاد شود. حالا کادر قدیم مانند آقای فیصل اعتقاد دارند که باید به آرامی حرکت کرد ولی نیروهای جدید بر فعالیت بیشتر نظر دارند. در حال حاضر قدرت دست نیروهای جوان است، نتایج اتفاقاتی که می افتد نشان خواهد داد کدامیک از این دو جناح حرفش صحیح بوده. اگر جناح سلمان ببرد کاملا این نظریه تقویت می شود و جایگاه آقای سلمان و دوستانش تثبیت می شود ولی اگر مخالفان و نیروهای قدیمی تر بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و اقدامات تازه جوان ها قرین موفقیت نباشد شما می بینید که آقای سلمان سریعتر قدرت را ترک خواهد کرد و حتی پیش از مرگ از عرصه کنار گذاشته خواهد شد.

عکس ها: لیلا افشار

No responses yet

May 24 2015

جیبوتی اجازه فرود هواپیمای ایرانی را نداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: سازمان هلال احمر ایران می‌گوید که جیبوتی به هواپیمای امدادرسان این سازمان اجازه نداده در این کشور فرود بیاید. به گفته مقامات ایرانی این هواپیما که به ایران بازگشته، حامل ۲۰ تن کمک برای مردم یمن بوده است.

محمد شهاب الدین محمدی‌عراقی، معاون امور بین‌الملل و حقوق بشردوستانه جمعیت هلال احمر ایران روز شنبه دوم خرداد (۲۳ مه) به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گفت که جیبوتی به هواپیمای کمک‌رسان ایرانی مجوز فرود نداده است.

به گفته او، هواپیمایی شامل ۲۰ تن مواد کمکی برای مردم یمن هفته گذشته به سمت جیبوتی پرواز کرد که با وجود هماهنگی‌های صورت گرفته با سازمان ملل متحد و برنامه جهانی غذا، اجازه فرود هواپیما در جیبوتی صادر نشد.

محمدی عراقی تصریح می‌کند که هواپیما هم‌اکنون در بندر چابهار فرود آماده و وزارت امورخارجه ایران در حال رایزنی برای گرفتن مجوز پرواز هواپیما به جیبوتی است.

امداد رسانی یا کشمکش سیاسی؟

پیش از این، ایران یک کشتی کمک‌رسان به سمت یمن فرستاده بود که با مخالفت عربستان سعودی قرار شد بارش را در جیبوتی به مقامات سازمان ملل تحویل دهد تا در اختیار مردم یمن قرار بگیرد.
[پیش‌تر عربستان سعودی با بمباران فرودگاه صنعا از نشستن یک هواپیمای ایران جلوگیری کرده بود]

پیش‌تر عربستان سعودی با بمباران فرودگاه صنعا از نشستن یک هواپیمای ایران جلوگیری کرده بود

خبرگزاری رویترز روز جمعه (۱ خرداد/ ۲۲ مه) به نقل از سخنگوی نهاد “برنامه جهانی غذا”، وابسته به سازمان ملل گزارش داد، محموله کشتی ایرانی قرار است در جیبوتی تخلیه و توسط این نهاد به یمن انتقال داده شود.

کشتی “شاهد” ۲۱ اردیبهشت، بندرعباس را به مقصد بندر حدیده ترک کرد تا آنگونه که مسئولان جمهوری اسلامی می‌گویند کمک‌های انسان‌دوستانه جمعیت هلال احمر این کشور را به مردم یمن برساند.

خبرهای ضد و نقیضی درباره همراهی این کشتی باربری توسط دو ناو جنگی ایرانی منتشر شده بود که ابهام‌ها در مورد آن برطرف نشد.

ادامه بحران در یمن

ائتلاف نظامی شماری از کشورهای عربی به رهبری عربستان از ششم فروردین ماه حمله هوایی گسترده‌ای علیه شورشیان حوثی و نیروهای وفادار به عبد‌الله صالح، رئیس‌جمهور سابق یمن آغاز کرده است که بخش‌های بزرگی از این کشور از جمله پایتخت صنعا را در اختیار دارند.

عربستان و متحدانش هدف از حمله نظامی به شورشیان یمن را بازگرداندن عبد ربه منصور هادی، رئیس‌جمهور یمن به قدرت عنوان می‌کنند که هم‌اکنون در عربستان به سر می‌برد.

بنا به گزارش‌ها در جریان حمله عربستان سعودی و متحدانش به یمن بیش از ۱۶۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند که به گفته سازمان‌های مدافع حقوق بشر بخش قابل توجهی از این قربانیان زن، کودک و افراد غیر نظامی هستند.

بر اساس همین گزارش‌ها به دلیل کمبود سوخت، بسیاری از آمبولانس‌ها از امدادرسانی به شهروندان آسیب‌دیده ناتوان‌اند و کمبود مواد غذایی و آب آشامیدنی در مناطق درگیری جان شهروندان را تهدید می‌کند.

No responses yet

May 23 2015

هلند طرح ممنوعیت استفاده از روبنده را تصویب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,مذهب

بی‌بی‌سی: دولت هلند طرح ممنوعیت استفاده از برقع و روبنده اسلامی در اماکن عمومی از جمله مدارس، بیمارستان‌ها و وسایل نقلیه عمومی را تصویب کرد.

به گفته مقام‌های دولت هلند، این ممنوعیت شامل استفاده از روبنده در خیابان‌ها نمی‌شود.

دولت هلند برای کسانی که از این قانون تخطی کنند جریمه‌ای معادل ۴۵۰ دلار تعیین کرده است.

بنا به گزارش‌ها، حدود چند صد زن در هلند از برقع استفاده می‌کنند اما اغلب آنها استفاده‌کنندگان دائمی نیستند.

قرار است پیش‌نویس این قانون تازه برای بررسی بیشتر در اختیار یک هیئت مشاوره حقوقی گذاشته شود.

این هیئت مشاوران پیشتر در سال ۲۰۱۲ مخالف تلاش‌های دولت هلند برای ممنوعیت استفاده از برقع بود و چنین اقدامی را ناقض آزادی مذهبی در قانون اساسی این کشور دانست.

دولت هلند، پس از تصویب طرح وزارت کشور برای ممنوعیت روبنده، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: “استفاده از البسه پوشاننده صورت در آینده در موسسات آموزشی و بهداشتی، ساختمان‌های دولتی و وسایل نقلیه عمومی قابل قبول نیست.”

No responses yet

May 23 2015

افشای نامه محرمانه آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی همراه با تصویر دستخط

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: تصویر نامه مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی، خطاب به علی‌اکبر ولایتی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، در یکی دو روز گذشته بارها روی خروجی خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفت. مرحوم مهدوی‌کنی در این نامه که سه روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم نوشته شده است، تلویحا از ولایتی می‌خواهد از عرصه رقابت کناره‌گیری کند، آن هم در شرایطی که از میان کاندیدای اصولگرایان سنتی در آن انتخابات تنها قالیباف باقی مانده و حدادعادل انصراف داده بود. این نامه را سایتی که متعلق به هواداران سعید جلیلی است، منتشر کرده و از سوی سایت خبرنامه امام‌صادق متعلق به دانشگاه امام صادق هم به نحو قابل‌توجهی بازنشر شده است. خبرنامه امام صادق، تصویر این نامه را همراه گزارشی مفصل با عنوان «اتمام‌حجت آیت‌الله با سیاست‌مدار بدعهد»؛ نامه تاریخی آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی، منتشر کرده است.

متن نامه آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی

در متن این نامه از سوی مرحوم ‌مهدوی‌کنی خطاب به ولایتی چنین آمده است: «برادر بزرگوار جناب آقای دکتر ولایتی دام عزه و توفیقه، سلام علیکم و رحمه الله. در موقعیت حساس کنونی و با توجه به اوضاع پیش‌آمده در صحنه انتخابات، من از شما تقاضایی ندارم. از باب اتمام حجت تنها به دو چیز به جناب‌عالی هشدار می‌دهم: نخست اینکه آیا به عهدی که با ما کردید، وفادار هستید یا نه؟ دوم آنکه اوضاع پیش‌آمده نگران‌کننده است و احتمال پیروزی جبهه اصلاحات قوی است. آیا شما نگران اوضاع هستید یا خیر؟ خدایا شاهد باش که من به‌عنوان نصیحت به برادر دینی تذکر لازم دادم. والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین. محمدرضا مهدوی‌کنی»
واکنش رئیس دفتر آیت‌الله
اطلاق عنوان «سیاست‌مدار بدعهد» به علی‌اکبر ولایتی از سوی خبرنامه امام صادق (ع) که متعلق به دانشگاهی است که مرحوم کنی ریاست آن را تا زمان فوت بر عهده داشت، نشان از تأیید محتوای آن نامه از سوی گردانندگان کنونی دانشگاه امام صادق (ع)
دارد. این در حالی است که ابراهیم انصاریان، مسئول دفتر مرحوم کنی که داماد آیت‌الله نیز هست در گفت‌وگو با خبرگزاری «تسنیم» انتشار این نامه را غرض‌آلود و تأمل‌برانگیز خوانده و البته مدعی شده که «انتشار این نامه توسط سمپات‌ها‌ی ملی- مذهبی‌ها» صورت گرفته است. انصاریان گفته است که با کمال تأسف یکی‌، دو روز پس از انتشار مصاحبه ولایتی با سایت مربوط به دفتر مقام‌معظم‌رهبری و اعلام مواضع بسیار پخته، محکم و اصولی ایشان در بحث هسته‌ای، دیدیم یکی از سایت‌هایی که اداره‌کنندگانش از عناصر سمپات ملی – مذهبی‌ها هستند، اقدام به انتشار متن نامه‌ای از مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی خطاب به ایشان کردند که مربوط به دو سال پیش و جریانات انتخابات ریاست‌جمهوری بود. او ادامه داد مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی در همان ایام رقابت‌های انتخاباتی توصیه‌های متعددی برای برخی از کاندیداها در جبهه اصولگرایی داشتند که عموما نصیحت‌های پدرانه و توصیه‌هایی به اشخاص بود و این البته مختص به دکتر ولایتی نبود. ابراهیم انصاریان اضافه کرد: بنده شهادت می‌دهم که آن مرحوم به‌هیچ‌وجه راضی به انتشار عمومی هیچ‌یک از این توصیه‌ها و بعضا نامه‌ها نبودند، حال چطور پس از دو سال آن‌هم آنچه فقط مربوط به دکتر ولایتی است، در چنین شرایطی که ایشان آن مواضع شایسته و محکم را در بحث هسته‌ای ارائه دادند‌ و به ‌عنوان یک عنصر فعال در عرصه دیپلماسی کشور به‌ویژه در منطقه پیرامونی نقش‌آفرین هستند، منتشر می‌شود، جای تأمل دارد.
تغییر زاویه امام صادقی‌ها و بازخوانی یک شکست
اما تصویر نامه پس از آن منتشر می‌شود که دقیقا یک هفته بعد از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، یعنی سی و یکم خرداد ٩٢، حجت‌الاسلام میرلوحی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم به تحلیل ماجرای انتخابات پرداخته و برای اولین‌بار از ماجرای نامه
آیت الله مهدوی‌کنی به ولایتی پرده برداشت. میرلوحی در آن گفت‌وگو درباره رایزنی‌های آیت‌الله مهدوی‌کنی درخصوص اجماع اصولگرایان گفته بود: «آیت‌الله برای اینکه نظر خاتمه‌دهنده را ارائه بدهند، چند بار تماس گرفته بودند و به ناچار نامه هم نوشتند، اما آقای ولایتی توصیه‌ها را نپذیرفتند. من حتی خودم هم صحبت کردم، اما آقایان قطع کردند و بعد به پیغام‌ها و تماس‌های ما هم جواب ندادند. اما اینکه چه چیزی باعث شد ایشان امتناع کنند، باید خودشان پاسخ بدهند. حالا اطرافیان یا مشاوران تأثیر داشتند، من اطلاعی ندارم… . آقایان نسبت به شخص آیت‌الله مهدوی‌کنی حتی گفته بودند: «هرچی شما بفرمایید»؛ یعنی این‌طور هم اعلام تبعیت و پیروی کرده بودند». میرلوحی در آن گفت‌وگو البته این نقل قول از مرحوم کنی درباره سعید جلیلی، کاندیدای جریان پایداری، مبنی بر اینکه «ایشان جوان خوبی است اما اینکه به‌درد ریاست‌جمهوری می‌خورد یا نه، بحث دیگری است» را هم تأیید کرده داده بود. میرلوحی چرایی اختلاف نظر بین جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین درباره ولایتی و نظر مثبت آیت‌الله یزدی، دبیر جامعه و نیز بخشی از شعب استانی جامعه روحانیت را هم به نوعی بی‌پاسخ می‌گذارد، اما حمایتظ مرحوم کنی از قالیباف به خاطر برخی بازسازی‌های در دانشگاه امام صادقرا تکذیب می‌کند.
اما واقعیت ماجرا این است که اصولگرایان سنتی که به نام ائتلاف ١+٢ وارد صحنه رقابت‌های ریاست‌جمهوری شده بودند، مثلث حداد عادل، قالیباف و ولایتی را تشکیل می‌دادند که دامنه اختلافاتشان در مناظره سیاسی کاندیداهای ریاست‌جمهوری به شکل عجیبی بروز علنی پیدا کرد. ولایتی و قالیباف به طور ویژه مواضع یکدیگر درباره جنگ را موردانتقاد قرار دادند و در این میان ولایتی هم به انتقادات سرسختانه‌ای از عملکرد جلیلی به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد تیم هسته‌ای کشور پرداخت. کار تا آنجا بالا گرفت که محسن رضایی دیگر نامزد اصولگرای رقابت‌های یازدهم، خطاب به اعضای ائتلاف گفت: «من تعجب می‌کنم که شما سه نفر با این درجه از اختلاف چگونه در یک ائتلاف قرار گرفته‌اید؟!» فردای آن روز حدادعادل از نامزدی در انتخابات کناره‌گیری کرد. البته بنا هم این بود که در نهایت یک نفر از این ائتلاف وارد عرصه انتخابات شود؛ اما نه قالیباف کناره‌گیری کرد و نه ولایتی. این در حالی بود که بر سر حمایت از ولایتی در بین جامعتین هم اختلاف ایجاد شده بود. نگاه به همین موضوع بود که احتمالا آیت‌الله را بر آن داشته بود تا از ولایتی بخواهد کناره‌گیری کند و سبد سنتی‌ها در اختیار قالیباف قرار بگیرد. جالب آنکه آیت‌الله، ولایتی را نیز نسبت به پیروزی جبهه اصلاحات انذار داده است. همان نگرانی‌ای‌ که او در انتخابات سال ٧٦ هم داشت و برای رفع آن تلاش هم کرده بود. حالا با گذشت تقریبا دو سال از انتخابات یازدهم، هواداران جلیلی بار دیگر خواسته‌اند ولایتی را مقصر شکست انتخابات ٩٢ از سوی اصولگرایان قلمداد کنند. جالب آنکه خبرنامه امام صادق (ع) هم در گزارش خود به آنچه آن را تغییر موضع از سوی ولایتی درباره مذاکرات هسته‌ای خوانده، اشاره کرده و به این ترتیب خواسته نشان دهد ولایتی بعد از دو سال به حقانیت سخنان جلیلی در آن مناظره تاریخی رسیده است. از انتشار این گزارش چنین برداشت می‌شود دانشجویان آیت‌الله، بعد از فوت او با وجود اطلاع از نظر مرحوم کنی درباره توانایی‌های جلیلی، گویا در زمره سلف خود که سال‌های گذشته در همان دانشگاه دیپلماسی پیامبر اعظم (ص)را عنوان پایان‌نامه‌اش قرار داده بود، قرار گرفته‌اند. /

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .