اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2017

Jan 24 2017

تراژدی پلاسکو: منطقه‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

کیهان لندن: – یک شهروند: از صبح آتش‌سوزی شروع شده بود ولی در ساعت یک بعد از ظهر هنوز قرارگاه ثارالله اجازه پرواز به هلی‌کوپتر امداد نداده بود چون پلاسکو در منطقه‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری بود!
– سه سال پیش وقتی یک ساختمان پنج طبقه‌ در خیابان جمهوری آتش گرفت و دو زن کارگر به خاطر بازنشدن نردبان هیدرولیک کشته شدند، شورای شهر تهران مصوبات متعددی در مورد تامین تجهیزات مدرن و هلی‌کوپتر تصویب کرد اما همه آن مصوبات، فراموش شدند و…
– یک شهروند: اگر هزینه‌ی این بیلبوردهای ضد آمریکایی را حساب کنیم، سالانه رقمی می‌شود بیش از آنچه برای نوسازی امکانات مستهلک آتش‌نشانی نیاز است.
– یک خبرنگار: در حالی که امدادگران و پلیس از مردم تقاضای فاصله گرفتن از محل حادثه داشتند، تلویزیون بدون مخاطب ایران برای جذب مخاطب، از شهروندان تقاضای ارسال فیلم داشت که همین عامل افراد را به ماندن در محل تشویق می‌کرد و مردم ما هم که کمبود دیده شدن دارند.

۳ بهمن ۱۳۹۵

فیروزه رمضان زاده- هنوز از انتشار خبر کشته شدن ۳۲ مسافر در حادثه برخورد قطار تبریزـ مشهد، مدت زمان زیادی نگذشته بود که خبر آتش‌سوزی و فروریختن ساختمان ۵۶ ساله پلاسکوی تهران ظرف چند ساعت در فضای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به یک تراژدی ملی تبدیل شد.

روز پنج‌شنبه ۳۰ دی ماه درساعت ۷:۵۹ صبح ابتدا طبقات نهم به بالای این ساختمان ۱۷ طبقه دچار حریق شد و حدود چهار ساعت بعد در ساعت ۱۱:۱۵ در حالی‌که عده‌ای از آتش‌نشانان درون آن بودند به طور عمودی فروریخت.

خبرها در مورد زیرآوارماندگان ضد و نقیض است. برخی رسانه‌های خارجی تعداد کشته‌شدگان این حادثه را ۵۰ تن اعلام کرده‌اند. جلال ملکی سخنگوی اورژانس کشورگفته است۳۰ تا ۵۰ نفر زیر آوار هستند. سازمان آتش‌نشانی هم اعلام کرده که دست‌کم ۲۰ آتش‌نشان زیر آوار مانده‌اند. خبرگزاری کار ایران(ایلنا) هم نوشته است، گفته می‌شود دست کم ۳۰۰ نفر از جمله کسبه و آتش‌نشان‌ها هنگام فروریختن ساختمان، داخل آن بوده‌اند.
نمایی از ساختمان پلاسکو قبل از انقلاب

اما در نهایت پس از چند روز اطلاع‌رسانی قطره چکانی درباره کشف اجساد زیرآوار مانده، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از کشف اجساد دو آتش‌نشان از زیر آوار پلاسکو خبرداد. البته اجساد ۱۳ تن از آتش‌نشان‌ها هنوز از زیر آوار خارج نشده است. همچنین اعلام شده حدود ۱۰ تن دیگر از شهروندان در زیر آوار مانده‌اند.

فاجعه‌ی پلاسکو، در حالی وارد چهارمین روز خود شده است که از سرنوشت و تعداد دقیق آتش‌نشانان و کسبه‌ای که در آتش سوختند یا زیر آوار آهن‌ها و قطعه‌های بتُنی عظیم گرفتار شدند خبر دقیقی در دست نیست. در این میان، نه تنها احتمال زنده ماندن زیر آوارماندگان به دلیل حرارت ۲۰۰ تا ۶۰۰ درجه در برخی نقاط زیرین ساختمان پلاسکو، حجم بالای آوار‌ها، فراوانی آتش و دود و کمبود اکسیژن زیاد نیست بلکه وجود منابع گازوییل در پلاسکو احتمال شعله‌ور ماندن زبانه‌های آتش را بیشتر و روند آواربرداری را دشوارتر و کندتر می‌کند.

اما عمق این تراژدی را می‌توان در موج گسترده‌ اعتراض‌ها و اظهار نظرهای مختلف کاربران شبکه‌های اجتماعی و هشتگ‌های #پلاسکو # قالیباف # #استعفا# آتش نشان و #تسلیت در توییتر و فیس‌بوک مشاهده کرد.

در دو شب اخیر، شماری از شهروندان ایرانی در برخی از خیابان‌های تهران و برخی شهرهای دیگر نظیر شیراز و اردبیل به مقابل برخی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی رفته و با برافروختن شمع و گذاشتن گل به آتش‌نشان‌ها و قربانیان حادثه پلاسکو ادای احترام کردند.

در این گزارش به سراغ تعدادی از شهروندان از قشرهای اجتماعی و گروه‌های سنی مختلف رفته‌ایم که از نزدیک شاهد حادثه پلاسکو بوده‌اند.

مردم بی اعتماد به رسانه‌ها

با وجود تقاضاهای مکرر ماموران نیروی انتظامی، ازدحام شدید مردم در اطراف پلاسکو، کار آتش‌نشان‌ها و نیروهای امدادی را با مشکلات زیادی روبرو کرد.
گروهی از شهروندان برای تماشا و عکس برداری به روی سقف ماشین‌های آتش نشانی رفتند

دانشجوی ۳۶ ساله‌ای که از نزدیک تمام اخبار و اتفاقات مربوط به حادثه پلاسکو را پیگیری کرده از کنجکاوی و ازدحام مردم در حال تماشا انتقاد می‌کند و می‌گوید: «در منطقه بودم اما نزدیک نرفتم. مردم بی اعتماد به رسانه، خودشان شده بودند «شهروندخبرنگار». این اتفاق از سال ۸۸ شروع شد که مردم دیدند صدا و سیما اتفاقات را واروونه جلوه می‌دهد، خودشان دست به کار مستندسازی شدند و این وظیفه خیلی زود تبدیل به رفتار تنفرآمیزی شد. هفته پیش برای هاشمی رفسنجانی، همین دوربین‌ها شمار جمعیت را نشان داد و صدا و سیما سانسور کرد. این اتفاق، میوه‌ی بذر سانسوری است که حکومت کاشته.»

مردمی که جدی گرفته نمی‌شوند

خبرنگار یکی از نشریات هفتگی در تهران با بیان این که به نظر او کمک به خانواده‌های آتش‌نشان‌ها باید در اولویت قرار بگیرد به کیهان لندن می‌گوید: «امروز از خیابان بهارستان برمی‌گشتم، قیامت بود. دیدم جمعیت دارند می‌دوند، پلیس و نیروهای امدادی می‌گفتند آقا نرو، خانم نرو، اما مردم هیجان‌زده گوشی‌ها را از جیب بیرون کشیده و به سوی چهارراه جمهوری می‌دویدند که از نزدیک‌ترین جای ممکن، فیلم و عکس بگیرند. خواستند رسانه‌ها را ببندند که دردسر نشود، ولی ما مردم افراطی از این ور بام افتادیم و حالا همه شدند خبرنگار! منِ خبرنگار اما ایستاده بودم و مبهوت این هیجان وصف‌نشدنی عجیب بودم. فکر کنید، وقتی بم زلزله شد خبرنگارها چه جوری دویدند به همان شکل هیجان داشتند که برسند، صدا و سیما هم مشتری شده بود که فیلم‌های آنها را نشان بدهد. عقده‌های روانی و مشترک مردمی که دیده و جدی گرفته نمی‌شوند، این جور موقع‌ها خودش را نشان می‌دهد.»

این خبرنگار می‌افزاید: «در حالی که امدادگران و پلیس از مردم تقاضای فاصله گرفتن از محل حادثه داشتند، تلویزیون بدون مخاطب ایران برای جذب مخاطب، از شهروندان تقاضای ارسال فیلم داشت که همین عامل افراد را به ماندن در محل تشویق می‌کرد و مردم ما هم که کمبود دیده شدن دارند.»

بودجه قالیباف و تملق شوهرخاله‌اش

از همان ساعت‌های اولیه که پلاسکو آتش گرفت و فروریخت، موضوعاتی نظیر سوء مدیریت و بی کفایتی مدیران شهری به ویژه محمدباقر قالیباف شهردار تهران و نیز «کامل نبودن تجهیزات آتش نشانی» پایتخت به مباحث روزانه شهروندان ایران تبدیل شد.

یک مغازه‌دار ساکن در خیابان جمهوری با لحنی عصبانی این‌گونه به کیهان لندن توضیح می‌دهد: «شهرداری منطقه ۱۲ مقصر ۱۰۰درصد است به خاطر ساختمانی که هنوز گازکشی نداشته و مغازه‌هایش فاقد کپسول آتش‌نشانی است و می‌بایست طبق قانون شهرداری آنجا را پلمب می‌کرد اما با رشوه و زیرمیزی ادامه دادند و این شد نتیجه؛ دو سال پیش هم به خاطر نبود نردبان در آتش‌سوزی در همین خیابان جمهوری دو زن خود را پرت کرده و کشته شدند. قرار شد شهرداری تجهیزات ایمنی را ارتقا دهد که دیدیم در این حادثه ارتقا نداده بود. قالیباف، بودجه شهرداری را خرج تملق شوهرخاله‌اش، خامنه‌ای می‌کند. هزینه بیلبوردهای تبلیغ رهبری در شهر تهران از مجموع هر کالای دیگری بیشتر است. اگر هزینه‌ی این بیلبوردها را که نگران جامعه آمریکاست سالانه حساب کنیم رقمی می‌شود بیش از آنچه نیاز است تا امکانات مستهلک آتش‌نشانی بهینه بشود.»

او شایعه‌ی عمدی بودن آتش‌سوزی پلاسکو را رد می‌کند و می‌گوید: «آنجا گازکشی نداشت و خیلی‌ها از بخاری برقی استفاده می‌کردند. خیلی‌ها بیمه نبودند. فشار به جعبه تقسیم برق آمده آنجا جرقه زده و سیم های کهنه آتش گرفته.»

یک شهروند که ویدئوی سقوط دو زن کارگر کارگاه تولید پوشاک در خیابان جمهوری را دیده است می‌گوید: «آتش‌نشان‌ها خیلی شجاع و فداکارانه رفتند اما تجهیزات کم و مردم در بین دست و پا… پیرارسال که آن ساختمان پنج طبقه در خیابان جمهوری آتش گرفت وقتی می‌خواستند یک ماشین را بیاورند جلوتر و خواستند برایش راه باز کنند نزدیک ۲۰ دقیقه طول کشید تا مردم همیشه در صحنه را از روی ماشین بیاورند پایین و از آنها راه بگیرند!»

در آن آتش‌سوزی در سه سال پیش، دو زن کارگر به دلیل باز نشدن نردبان هیدرولیک کشته شدند، شورای شهر تهران مصوبات متعددی در مورد تامین تجهیزات مدرن و هلی‌کوپتر تصویب کرد اما همه آن مصوبات فراموش شدند حتی گلایه‌های چهارماه پیش مدیرعامل آتش‌نشانی از نبود هلی‌کوپترهای آتش‌نشان و بالابر.

پلاسکو در محدوده‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری

امنیتی بودن فضای تهران عامل دیگری است که برخی از شهروندان بر آن تاکید دارند.

یک کارمند اداره دولتی در این زمینه به کیهان لندن می‌گوید: «امنیتی بودن فضای تهران و نداشتن هلی‌کوپتر امداد و نجات و بدتر از همه نداشتن اجازه‌ی پرواز در منطقه‌ای که پرواز ممنوع و در محدوده‌ی بیت رهبری محسوب می‌شود کار آتش‌نشان‌ها را سخت‌تر کرد. از صبح آتش‌سوزی شروع شده بود ولی در ساعت یک بعد از ظهر هنوز قرارگاه ثارالله اجازه پرواز به هلی‌کوپتر امداد نداده بود.»

او تاکید می‌کند: «طبقات بالایی را می‌شد با هلی‌کوپتر خاموش کرد، اما اجازه پرواز نداشت. این منطقه در اختیار قرارگاه ثارالله است؛ این مملکت کلاً امنیتی است، آن وقت منت می‌گذارند و می‌گویند کشور امن است! امن جایی است که همه جور مردمی در آن ببینی نه فقط خودمان را! چهل سال است که دور کشور را بسته اند…»

زلزله تهران، عروسی موش‌ها و کلاغ‌ها

یک خانم معلم بازنشسته با بغض می‌گوید: «من نمی‌‌گویم که مقصر اصلی این حادثه و کمبود تجهیزات، فقط و فقط شخص قالیباف شهردار تهران است. اما چون از تاکسی و اتوبوس استفاده می‌کنم می‌بینم که مردم وقتی در مورد این حادثه صحبت می‌کنند، از بی‌کفایتی قالیباف صحبت می‌کنند. اینکه به فکر انتخابات و رئیس جمهور شدن است. به خصوص اینکه در زمان حادثه در قم بوده و برای دیدار با مراجع به این شهر رفته بوده.»

او می‌افزاید: «دراین دو روز، بحث زلزله تهران هم زیاد مطرح شده. اینکه اگر زلزله‌ای در تهران اتفاق بیافتد چه بلایی سر مردم می‌آید. دخترم به شوخی می‌گفت زلزله تهران، عروسی موش‌ها و کلاغ‌هاست.»

حالا از تنها ساختمان بلندی که تا انتهای خیابان جمهوری می‌شد از هر طرف آن را دید تنها تلی از خاکستر و ویرانه باقی مانده است. واقعیت تلخ پلاسکو در پایتخت ایران بارها تکرار شده است و هیچ بعید نیست در آینده نه فقط آتش‌سوزی بلکه حوادثی نظیر زلزله در بسیاری از مناطق دارای تراکم جمعیتی بالا و ساختمان‌های با کیفیت نازل رخ بدهد. درآن زمان، شیوه‌ی مدیریت بحران با این حوادث چگونه خواهد بود؟ به اعتراف رییس سازمان مدیریت بحران «اگر در تهران حادثه‌ای رخ دهد، فقط ۲۰درصد را می‌توانیم پوشش دهیم». آن هم حتما در صورتی که در حول و حوش بیت رهبری و مناطق پروازممنوع نباشد و ده‌ها شرط و شروط دیگر از جمله همکاری خردمندانه مردم و امکانات امدادگران در حد کافی باشد.

No responses yet

Jan 24 2017

یک پروژه ای شبیه به پروژه سعید طوسی: حکم جلب پسر معصومه ابتکار به دلیل چک بی محل را ماموران نمیتوانند اجرا کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آژانس ايران خبر: حکم جلب پسر معصومه ابتکار به دلیل چک بی محل را ماموران نمیتوانند اجرا کنند
وقتی صحبت از شراکت برای سرمایه گذاری در یک پروژه عظیم به میان می‌آید همه به دنبال این هستند این شراکت توسط شخص امینی مورد تضمین قرار بگیرد تا آورده پروژه را تضمین کند، وقتی ضامن، معاون رئیس جمهور و همسرش باشد همه چیز برای یک سرمایه گذاری مطمئن و کم ریسک آماده به نظر می‌رسد، مخصوصاً وقتی خانم معاون، همان معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست باشد و پروژه به نام محمد هاشمی همسر و طه هاشمی پسر خانم ابتکار باشد!
ماجرا از جایی آغاز می‌شود که طه هاشمی پسر ابتکار با طرح دوستی با تعدادی از جوانان متوجه می‌شود که این افراد تحت عنوان یک هلدینگ فعالیت اقتصادی انجام می‌دهند، پسر ابتکار پیشنهاد سرمایه گذاری به آنها می‌دهد و به این ترتیب 20 نفر از آنها و به تبع آنها خانواده‌هایشان وارد پروژه‌ای می‌شوند که هیچ قرارداد مکتوبی با آنها بسته نمی‌شود و به آنها گفته می‌شود که چون مادر طه هاشمی ازمسئولان دولت است و حساب مالی آنها تحت نظر دولت و مسئولان نظارتی است نباید تلرانس مالی آنها تغییر چندانی داشته باشد و قرارداد مکتوبی منعقد نمی‌شود بنابراین پول‌، ارز، سکه و چک میان افراد جا به جا می‌شود و پولی به حساب‌ها واریز نمی‌شود، ضمانت این قرارداد حضور و حمایت معاون رئیس جمهور و امضای همسر او در پشت چک‌هایی است که صادر می‌شود.

پروژ‌ه‌ای که به خاطر حضور همسر ابتکار طبیعی است که بوی نفت و بنزین هم بدهد، تبدیل گازهای فلور و فیشر به بنزین موضوع یکی از پروژه‌‌ها بود، اختراعی که به نام محمد هاشمی و به مالکیت شرکت سازه تجارت هما به ثبت رسید، اما پروژه دیگری که همراستا با این پروژه به سفارش ابتکار آغاز شد تولید شمش‌های گوگرد بود، و آن این بود که در پالایشگاه تهران شمش‌های گوگرد تولید کنند و خطراتی که گوگرد برای محیط زیست می‌تواند به دنبال داشته باشد را از بین ببرند. پروژه‌ای که گفته می‌شد مانند این پروژه در آمریکا در حال انجام است و شاید حضور پسر ابتکار در آمریکا هم بی ارتباط با این پروژه نباشد! پروژه‌ای که در نمایشگاه پتروشیمی سال گذشته نیز مورد توجه وزیر نفت قرار می‌گیرد!

اما تا اینجا همه چیز بر اساس روال و بر مبنای اعتماد پیش می‌رود همکاری‌ها و تزریق سرمایه به پروژه همسر و پسر ابتکار ادامه پیدا می‌کند و این افراد 7 میلیارد تومان را به عنوان سرمایه‌گذار در اختیار این پروژه قرار می‌دهند و 13 فقره چک با امضای طه هاشمی و ظهر نویسی محمد هاشمی به آنها داده می‌شود، تا موضوع برجام پیش می‌آید و هاشمی و خانواده‌اش خوشحال از باز شدن درهای کشور به روی سرمایه‌گذاران خارجی دیگر روی خوش به سرمایه‌گذاران و شرکای داخلی خود نشان نمی‌دهند و همسر ابتکار با طرح این موضوع که این طرح بیش از 100 میلیون دلار ارزش دارد و شما تنها 7 میلیارد تومان برای این پروژه آورده داشته اید تلاش می‌کند تا آنها را از بخشی از پروژه کنار بگذارد که با اعتراض اعضای هلدینگ مواجه می‌شود، و در نهایت این افراد تصمیم می‌گیرند که کل دارایی و آورده خود را پس بگیرند و از کل پروژه جدا شوند.

و از این زمان کش و قوس‌ها و جدال‌ها میان این افراد و فرزند و همسر ابتکار آغاز می‌شود آن هم به خاطر حضور در پروژه‌ای که قرار بود معاون رئیس جمهور حامی و ضامن آن باشد. با شکایت‌های متعددی که از سوی این افراد و مالباختگان صورت می‌گیرد دادگاه سه حکم را برای 3 میلیارد تومان به نفع آنها صادر می‌کند و به تبع آنها حکم جلب پسر خانم معاون نیز به دلیل صدور چک بلامحل صادر می‌شود اما نکته قابل تأمل ملغی شدن احکام طی مدت زمان کوتاهی پس از صدور حکم و فضای امنیتی حاکم بر اطراف خانه خانم معاون است که امکان اجرای حکم جلب پسر ابتکار را برای مأموران کلانتری منطقه تا کنون غیر ممکن ساخته است!

در این پروژه هزینه ساخت هر دستگاه که در کارخانه خانواده ابتکار با عنوان «فرآیند ابتکار امین» در قزوین ساخته می‌شد حدود 3 تا 6 میلیارد تومان بود که با آورده حدود 7 میلیارد تومانی این افراد قرار شده بود که این پول در ساخت دو دستگاه هزینه شود و از سود حاصل از آن دو دستگاه این افراد منتفع شوند.

گویا در این میان طرفداران و حامیان ابتکار در سازمان محیط زیست از جمله مشاور ابتکار و حراست محیط زیست نیز بیکار ننشسته‌اند و تلاش دارند تا این افراد را از شکایت و وصول دارایی خود منصرف کنند.

در این مدت برای اینکه از پس دادن آورده این افراد خودداری کنند همسر ابتکار که ضامن چک‌های پسرش بود از آنها شکایت کرده و موضوع ربوی بودن این چک‌ها را مطرح می‌کند! حتی در این میان خانواده ابتکار تنها به آوردن دلالان محیط زیستی به عنوان شاهد برای اثبات ادعای خود بسنده نکرده‌ و از الجزایر نیز شاهد وارد کرده‌اند!

نکته دیگر مکان مبادله پول‌ها میان سرمایه‌گذاران و خانواده ابتکار است که معمولاً این قرارها یا در رستوران مادر ابتکار انجام می‌شده است و یا در دفتر همسر ابتکار!

آنگونه که از جزئیات این سرمایه گذاری و اسناد آن که در اختیار خبرگزاری فارس قرار دارد، جنجال‌ها، تهدیدها، شکایت‌ها و مشکلات خانوادگی سود حاصل برای این افراد است که به واسطه اعتماد به معاون رئیس جمهور سرمایه خود را وارد این پروژه خانوادگی کرده‌اند، پروژه‌ای که گمان می‌کردند یک تولید ملی است و در جهت اقتصاد مقاومتی اجرا می‌شود.

هم اکنون یکی از این پرونده‌ها که در تاریخ 2 آذرماه، رأی آن به سود مالباختگان صادر شده بود با اعتراض همسر و پسر ابتکار به دادگاه تجدید نظر رفته است که نتیجه نهایی آن قرار است تا اواسط بهمن مشخص شود، یکی دیگر از پرونده‌ها نیز قرار است 4 بهمن ماه در دیوان عالی کشور بررسی و نتیجه نهایی مشخص شود. حال باید منتظر ماند و دید ابتکار و خانواده‌اش با این مصونیت خودساخته تا چه زمانی می‌توانند جلوی اجرای احکام را بگیرند و سرنوشت سرمایه 7 میلیاردی که در پروژه خانوادگی ابتکار هزینه شده است چه خواهد شد؟!

No responses yet

Jan 24 2017

اژه ای: حکم جلب فرزند ابتکار به دلیل صدور چک

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

عصرایران: حجت الاسلام و المسلمین اژه‌ای در پاسخ به سئوال خبرنگاری که در رابطه با حکم جلب پسر رئیس سازمان محیط زیست پرسید، گفت: این فرد حکمی در رابطه با چک دارد که قطعی شده و برای جلب او اقدام گردیده است.

به گزارش میزان، حجت الاسلام و المسلمین اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه در جمع خبرنگارن در پاسخ به سئوال خبرنگاری که درباره جلب پسر رئیس سازمان محیط زیست پرسید، اظهار کرد: این فرد حکمی در رابطه با چک دارد که قطعی شده است و برای جلب او اقدام گردیده که البته مبلغ آن را نمی‌دانم.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا اظهارات وزیر اقتصاد كه اعلام كرده مه آفرید امیر خسروی و رستمی صفا در فهرست بدهكاران بزرگ بانكی در رتبه های اول و دوم قرار دارند درست است یا نه گفت: مه آفرید زمانی كه دستگیر شد قطعاً بزرگترین بدهكار بانكی نبود و درباره فردی هم كه نام بردید باید بگویم او یكی از بدهكاران بانكی است البته اصل مبلغ اش آن مبلغی كه الان گفته شده نیست و مبلغ وی با تاخیر و جریمه، سنگین است.

سخنگوی قوه قضائیه تصریح کرد: ما معتقد بوده و هستیم كه چرا سیستم بانكی ما باید طوری عمل كند كه اولاً این تعداد بدهكار بزرگ بانكی داشته باشیم و بعد هم تضمینی برای وصول مطالبات وجود نداشته باشد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینكه وكیل مهدی هاشمی گفته اتمام مرخصی به مهدی ابلاغ نشده گفت: او به زندان باز می‌گردد.

No responses yet

Jan 23 2017

افشاگری بی‌سابقه از فساد گسترده در قوه قضائیه !!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی


روایت یکی از دانشجویان عدالت‌خواه از فساد گسترده در قوه‌ی قضاییه؛ از زمین‌ خواری و آب‌خواری تا قاچاق اسلحه و مواد مخدر.

گفتنی است گزارش دهنده فساد به یک‌سال حبس محکوم شده است.
کانال قاصدان آزادی در تلگرام :

این آقا از فساد گسترده در قوه قضائیه می‌گوید!!

No responses yet

Jan 23 2017

گلایه‌های شهرام ناظری؛ آواز می خوانم به شرطی که صداوسیما پخش نکند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

ایران وایر: شهرام ناظری وقتی برای تجلیل در جشنواره بین‌المللی اقوام روی صحنه رفت، گفت: «تجلیل در کرمانشاه برای من خیلی ارزشمند است، گرچه ما هنرمندها عادت نداریم از ما تجلیل شود.» او دیشب در این مراسم، نشان فرهنگ و هنر کرمانشاه را دریافت کرد اما وقتی از او خواستند آوازی در این جشنواره بخوانند شرطش این بود که اگر صدایش از تلویزیون پخش نمی‌شود، آواز بخواند: «اگر قول بدهند تلویزیون پخش نکند، می خوانم. اصلا اگر می دانستم صدا وسیما پخش می کند نمی آمدم. برخی از هنرمندان و امثال من امروز از خانه اصلی خود که صدا و سیما باشد، محرومند. صدا و سیما سال هاست آثار من را پخش می کند، بدون اینکه حق و حقوق من را بدهند و با من قراردادی ببندند.»

شهرام ناظری سال‌هاست که هر جا فرصتی دست دهد از سیاست‌های صداو سیما بعد از انقلاب گلایه می‌کند. او بارها اعلام کردهپیش از انقلاب در رادیو و تلویزیون ملی کار می‌کرده اما بعد از انقلاب تلویزیون هیچ‌گاه به او و هم نسلانش که برای گسترش موسیقی اصیل ایرانی تلاش زیادی کرده‌اند، روی خوش نشان نداده: «ما هنرمندان شاخص شاید آن طرف دنیا راحت‌تر بودیم و چیزی که ما را این‌جا نگه داشته، همه‌اش عشق است. در این سی و هفت سال از کوچکترین امکانات محروم بوده‌ایم. من قبل از انقلاب در رادیو ایران و تلویزیون ملی ایران بودم اما از اول انقلاب تا کنون نه آن‌ها خواستند و نه من خواستم که بروم نه حقوق من را دادند و نه حقوق مادی و معنوی‌ام را پرداختند.»

شهرام ناظری تنها یکی از مشهورترین خوانندگان آواز سنتی در ایران است که صدای او مورد توجه بسیاری از هنردوستان دنیا هم قرار گرفته است. ده سال پیش دولت فرانسه نشان لژیون دونور را به او اهدا کرد و سال 2014 نشان شوالیه ملی لیاقت را از این کشور دریافت کرد. روزنامه نیویورک تایمز در مقاله‌ای از او با عنوان بلبل فارسی یاد کرد و کریستین ساینس مانیتور او را «لوچانو پاواروتیِ ایران» نامید.

او شب گذشته و لابه لای انتقادهایش از صداوسیما گفت: «می توانستم بروم فرانسه و آمریکا ولی نرفتم، خیلی مهم است.» شهرام ناظری سخت تن به مصاحبه اختصاصی با رسانه‌ها می‌دهد و وسواس خاصی در انتخاب کلمات دارد اما هر جا تریبونی داشته باشد و مردم حضور داشته باشند، راحت حرف دلش را می‌زند، از لغو مجوز کنسرتش خبر می‌دهد، از پخش بدون مجوز آثارش از صداوسیما می‌گوید و یا از کفن پوشانی که به بهانه برهم زدن کنسرتش دم در سالنی ایستاده‌اند. ناظری هراسی از بیان مواضع سیاسی خودش هم ندارد او پس از انتخابات بحث‌برانگیز 88 تصنیف «ای خشم به جان تاخته» سروده فریدون مشیری را در حمایت از جنبش سبز خواند. یک فعال حوزه موسیقی به ایران وایر می‌گوید: «او همان وقت برای خواندن این تصنیف بازجویی شد و تحت فشار امنیتی قرار گرفت.»

شهر ام ناظری در آخرین سال‌های دولت محمود احمدی‌نژاد بیشتر در خارج از ایران به برگزاری کنسرت پرداخت. او پژوهشی چند ساله روی شاهنامه فردوسی انجام داده بود و در آمریکا، فرانسه و چند کشور دیگر مثل تونس به همراه پسرش حافظ اجرای صحنه‌ای شاهنامه خوانی داشت اما شاهنامه خوانی شهرام ناظری در ایران با چند سال تاخیر انجام شد.

شهرام ناظری اردیبهشت ماه سال 92 داستان ضحاک را در ایران روی صحنه خواند و در توضیح این که چرا این اجرا در ایران دیرتر از کشورهای دیگر انجام شده، به ممیزی و ندادن مجوزا برای اجرای شاهنامه در ایران اشاره کرد و به وب سایت خبرآنلاین گفت: « اینجا اجازه شاهنامه‌خوانی ندادند، البته هیچ گاه نفهمیدم چرا ابتدا از فردوسی ترسیدند. با این حال بعد از سه سال، بعد از آن که دست اندرکاران، فیلم اجراهای فرانسه و آمریکا را دیدند، توجیه شدند که مجوز بدهند.»

او بارها لغو کنسرت را در شهرهای مختلف ایران تجربه کرده؛ اردیبهشت ماه امسال قرار بود در نیشابور روی صحنه برود اما با وجود اخذ تمامی مجوزها و فروش بلیط‌ها، از برگزاری کنسرت ممانعت شد. دادستان نیشابور اعلام کرد این گروه مجوز برگزاری ندارد اما او تصویر مجوزهای اخذ شده را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد. او خردادماه در اصفهان روی صحنه رفت و در این شهر از همراهی نوازنده‌های زن گروهش محروم شد. او در ابتدای این کنسرت گفت: «جای بانوان عضو ارکستر ما خالی است و نباید فردی به خاطر جنسیت از ارائه هنرش منع شود. اتفاقی که درباره عدم اجازه برگزاری برنامه در نیشابور رخ داد هم برای همه ما مایوس‌کننده بود.» شهریور ماه او و پسرش حافظ در شهر یزد روی صحنه رفتند اما کنسرت آن‌ها در حالی برگزار شد که عده‌ای کفن پوش جلوی در سالن و درست در زمان برگزاری کنسرت به اقامه نماز جماعت پرداختند و بعد دعای کمیل خواندند. کنسرت یزد با تاخیر برگزار شد.

شهرام ناظری، یکی از خوانندگان گروه چاوش است و در اولین سال‌های انقلاب برای این گروه به سرپرستی حسین علیزاده، محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آوازخوانی کرده است. آوازهایی حماسی و انقلابی که در تب و تاب روزهای انقلاب و جنگ خیلی زود سر زبان‌ها افتاد اما او بارها از پخش این آوازها در موقعیت‌های دیگر و با ساخت کلیپ‌های غیرمرتبط در تلویزیون انتقاد کرده است. او سال گذشته در گفت وگو با هفته نامه «تجربه» گفته بود: «هشت سال کار‌های بنده در جبهه‌های جنگ و آن دهه پخش شد، بدون این‌که حق و حقوقی بخواهم و حدود 37 سال است که صدا‌وسیما آثارم را بدون کسب اجازه و اطلاع، به‌عناوین مختلف حتی به‌صورت ابزاری پخش می‌کند، لازم است اصول قانونی کپی‌رایت و قرارداد فی ما بین رعایت شود.» ناظری دست از انتقاد برنمی‌دارد و هر جا فرصتی باشد حرفش را می‌زند مثل دیشب. او همیشه می‌گوید: «هنرمند منتقد است و باید از سانسور، ممنوعیت و … حرف بزند.»

No responses yet

Jan 23 2017

سخنان تأمل‌برانگیز آتش‌نشان‌ها: تهدید شدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حوادث,سیاسی

پویش: یکی از آتش‌نشان‌ها می‌گوید: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند، به‌شدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم روبه‌رو شدند.

روزنامه «ایران» آورده است: نگاهشان به خرابه‌ها دوخته‌ شده بود. خسته و بی‌رمق اما برای نجات جان همقطارانشان لحظه‌شماری می‌کردند تا برای چندمین‌بار وارد میدان عملیات شوند. برخی از ابتدای حادثه شاهد ماجرا بودند و با چشمان بهت‌زده‌شان، پرپر شدن همکارانشان را دیده بودند و عده‌ای هم با‌ وجود اینکه شیفت کاری‌شان نبود راهی ساختمان «پلاسکو»یی شدند که از هر گوشه‌اش، آتش زبانه می‌کشید؛ پس حضور هر آتش‌نشان می‌توانست کمکی در عملیات بزرگ امداد و نجات باشد.

نفس‌هایشان را در سینه حبس کرده و در نگاهشان حسرت و انتظار موج می‌زد. درد دلشان زیاد بود و نمی‌توانستند داغ سنگین از دست دادن همکارانشان را باور کنند. ولی تنها یک امید، قوت را به پاهایشان بازمی‌گرداند: «امید به نجات یک رفیق».

آتش‌سوزی و ویرانی ساختمان عظیم پلاسکو در چشم برهم زدنی همه را شوکه کرده بود اما ناپدید و گرفتار شدن افرادی که برای نجات جان همنوعانشان دل به آتش زده بودند، دل ملت را آزرد و این فداکاری اشک همه را در آورد.

من زنده ماندم ولی…

بغض رهایش نمی‌کند. خسته و درمانده روی سنگفرش‌های سرد خیابان جمهوری نشسته و با نگاهی حسرت بار، به خرابه‌های ساختمانی خیره مانده که در چند لحظه در مقابل چشمانش با خاک یکسان شد.

فتاح آقا محمدرضا از مأموران سختکوش ایستگاه ۳۱ آتش‌نشانی تهران است که زمان آتش‌سوزی به محل حادثه اعزام شده و تمام این مدت در صحنه بوده است.

مرد جوان با لباس‌های سوخته و صورت سیاه شده‌اش، جرعه‌ای آب نوشید و با فروخوردن بغض تلخش به تشریح جزئیات ماجرا برای خبرنگار حوادث روزنامه ایران پرداخت و گفت: صبح روز پنجشنبه ۳۰ دی ماه وقتی به ما اعلام کردند که طبقه نهم ساختمان پلاسکو طعمه حریق شده است آژیرکشان راهی محل حادثه شدیم.گرچه هجوم مردم و شلوغی‌ها کمی کار را سخت می‌کرد ولی خیلی سریع به اطفای شعله‌های سرکش پرداختیم.اما آتش خیلی سریع به طبقه دهم سرایت کرد. همان لحظه من پایین آمدم تا با کمک دستگاه‌های دیگر آتش را خاموش کنم اما دقایقی نگذشت که صدای انفجار از طبقه دهم به گوش رسید. لحظات تلخ و وحشتناکی بود. حدود ۶ نفر از همکارانم در طبقه دهم بودند که با این انفجار در طبقه نهم محبوس شدند. راه پله‌ها بسته بود و به سختی می‌توانستیم راهی برای ورود و خروج پیدا کنیم.

ساعت ۱۰ و نیم صبح اعلام کردند که ساختمان در حال ریزش است و باید آنجا را تخلیه کنیم ولی هنوز عده‌ای از مردم عادی در ساختمان بودند و همکارانم برای نجات آنها در ساختمان حضور داشتند. راه پله‌ها ریزش کرده بود و امکان خروج وجود نداشت. بعضی از دوستانم به سمت پنجره آمدند و از طریق نردبان خارج شدند اما پس از شنیدن صدایی مهیب، در کمال ناباوری ساختمان ۱۷ طبقه جلوی دیدگانمان با خاک یکسان شد و دیگر اثری ازهمکاران گرفتار به دستمان نرسید. آتش‌نشان فداکار که با یاد‌آوری روز حادثه اشک در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد:«۷سال است که استخدام شده‌ام و برای کمک به همنوعانم تلاش می‌کنم. بارها چنین حوادثی رخ داده بود ولی مصیبت به این بزرگی کمر همه ما را خم کرده و غم از دست دادن رفیقان و همکارانمان که هنوز هیچ ردی از آنها نداریم برایمان سخت و سنگین است.»

به خاطر چشم‌انتظاری خانواده همکارم اینجا هستم

فتاح آقا محمدرضا، در ادامه ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های همکارانش که چشم انتظار خبری از آتش‌نشان‌ها هستند گفت: من هم متأهلم و در روز حادثه در صحنه بودم.تمام این مدت اینجا حضور دارم .همسرم هم هر روز اشک می‌ریزد ودعا می کند.امروز همسرم خواست تا به خاطر دختر کوچولویمان چند ساعتی کنارشان باشم.اما در حالی که بسیاری از فرزندان و خانواده‌های همکاران‌مان چشم انتظار خبری از عزیزان‌شان هستند نمی‌توانیم اینجا را ترک کنیم.

دردسر لباس‌های کهنه آتش‌نشانان

کنار جدول روبه‌روی ساختمان نشسته و به لودرهایی که در حال خاکبرداری هستند چشم دوخته. شاید در زیر این آوارها ردی از همکارانش به‌دست بیاید.

حسین فریدون‌نسب، از ایستگاه ۵۸ در حالی که منتظر است تا پس از مرحله خاکبرداری بار دیگر وارد خرابه‌ها شود و به خاموش کردن آتش‌های زیرخاکستر بپردازد به خبرنگار ماگفت: «همه ما شوکه هستیم. خانواده‌ها چشم انتظارند و می‌خواهند تا خبری از عزیزانشان به آنها بدهیم. حجم این آوار ناامیدمان می‌کند ولی تنها امیدمان به خداست.»

این آتش‌نشان فداکار که آستین‌های لباس آتش‌نشانی‌اش پاره شده وبخشی ازلباس‌هایش هم سوخته، ادامه داد: ما ۵ هزار نیروی عملیاتی هستیم اما با هزار لباس آتش‌نشانی. متأسفانه به خاطر بی‌توجهی‌های مدیران‌مان ومسئولان شهری با کمبود امکانات روبه‌روهستیم که کار را برای ما سخت کرده است. اگر کیفیت لباس‌های ما بهتر شود به طورقطع راحت‌تر می‌توان دل به آتش زد ولی گاهی همین ابتدایی‌ترین مسائل مشکل‌ها را برایمان دو چندان می‌کند.

سختی کار آتش‌نشان در رده آخر

یکی دیگر از همکاران این آتش‌نشان در حالی که از مسئولان گلایه داشت، گفت: متأسفانه هیچ وقت آتش‌نشانان جدی گرفته نشدند و همیشه به سادگی از کنارشان گذشتند.حتی حالا با وجود این حادثه غم انگیز وبزرگ و از دست دادن همکارانمان، بنیاد شهید آنها را شهید نمی‌داند. تنها شهدای جنگ را شهید عنوان می‌کنند.مگر این نیست که آنها با گلوله به جنگ رفتند تا هموطنانشان را نجات دهند. ما هم بواسطه آتش تن به آتش می‌زنیم تا عزیزانمان را نجات دهیم. آنها برای حفظ کشور، ناموس وجان ومال مردم قدم در راه گذاشتند و ما آتش‌نشان‌ها هم از جانمان می گذریم تا گرفتاران را نجات دهیم. ولی افسوس که هیچ گاه صدایمان به جایی نرسید و از درجه‌بندی سختی کارهم در رده سوم قرار گرفتیم. ما هم خانواده داریم و عزیزانی که چشم به راهمان هستند.در این حادثه ما نجات پیدا کردیم ولی به قیمت از خودگذشتگی همکاران آتش‌نشانمان. ای کاش حداقل کیفیت ابزاری که در دسترسمان هست بالا برود و تجهیزات بیشتری در اختیارمان قرار بگیرد. گرچه مدتی است لباس‌های با کیفیت خوب در دسترسمان هست ولی هنوز برخی از آتش‌نشانان با لباس‌هایی که جنس خوبی ندارند و در آتش و حرارت آسیب می‌بینند دل به آتش می‌زنند. ای کاش لباس‌های کهنه ما از رده خارج شود و کمی هم امنیت و جان ما درعملیات‌های مختلف که با جان‌مان سروکاردارد در نظر گرفته شود.

جایی برای اعتراض نداریم

یکی دیگر از این قهرمانان فداکار نیز همسو با همکارش به خبرنگار «ایران» گفت: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند به‌شدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم روبه‌روشدند؛ اما این رسم برخورد با جانفشان‌ها نیست.

یادی از خانواده آتش‌نشانان شهید

یکی از آتش‌نشانان ایستگاه ۴۰ نیز در حالی که در غم از دست دادن همکارش اشک می ریخت، گفت: ما بارها در امدادرسانی‌ها همکارانمان را از دست دادیم. اما این سازه‌ها و بافت‌های فرسوده کار را برای ما سخت‌تر می‌کند.ای کاش در این شرایط به فکر خانواده همکارانمان باشیم که چشم انتظار خبری از عزیزانشان هستند. ای کاش این لحظات پردلهره را فراموش نکنیم نه تنها این حادثه دیدگان پلاسکو بلکه شهیدان دیگر که در عملیات‌های همین امسال و سالهای گذشته جانشان را از دست دادند تا دیگران زنده بمانند. برادرم شهید شده و می‌دانم این خانواده‌ها چه می‌کشند. ای کاش مسئولان درتمام بخش‌ها به فکرشان باشند تا گوشه‌ای از آلام‌شان التیام بخشیده شود.

بی‌مسئولیتی به چه قیمت؟

آتش‌نشان دیگری که در صحنه ویرانی و خاکبرداری «پلاسکو» به لودرها خیره شده بود با تأسف گفت: می‌دانید این صاحبان ساختمان درآمدشان چقدر بود؟ حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه؟ یعنی اینها پول نصب یک دستگاه اطفای حریق نداشتند؟ مگر هزینه‌اش چقدر می‌شد؟ به طور قطع هر قدر هم هزینه می‌کردند همیشه برایشان این دستگاه و امکانات می‌ماند. ولی حالا مگر آتش‌نشان‌های ما زنده می‌شوند و میلیاردها تومان خسارت بازمی‌گردد.آیا ایمنی این قبیل ساختمان‌ها ارزش نداشت که به چنین فاجعه‌ای بینجامد.متأسفانه همه ما فکر می‌کنیم مرگ برای همسایه است. اما روز پنجشنبه، همکارانم و کسانی که در عملیات‌های مختلف با هم بودیم در یک چشم به هم زدن زیر صدها تن آوار و آتش ماندند.آنها مظلومانه رفتند تا مردم زنده بمانند؛ اما افسوس که …

بهترین‌هایمان را از دست دادیم

یکی دیگر از آتش‌نشانان در حالی که خستگی در چهره‌اش موج می‌زد و تازه از میدان عملیات بازگشته و برای لحظاتی کنار زمین نشسته بود تا کمی نفس بگیرد تا بازهم به محل عملیات بازگردد، سرش را تکان داد و گفت: باور کنید هنوز هم باور نمی‌کنیم این صحنه‌ها واقعی باشد.ما و خانواده نمی‌توانیم این فاجعه را باور کنیم. تا زمانی هم که رد و نشانی از آنها به‌ دست نیاوریم آرام و قرار نمی‌گیریم و باید تا آخر به عملیات ادامه دهیم. وی ادامه داد: ما ۲۰ نفر از بهترین‌ها و نخستین‌ها را از دست دادیم. آنها بهترین بودند که برای نجات جان و مال مردم با وجودی‌که می‌دانستند مرگ از شاهرگ هم به آنها نزدیک است دست از عملیات و امدادرسانی برنداشتند.باور کنید بهترین‌هایمان پر کشیدند و نمی‌دانیم چه انفاقی می‌افتد.

در میان همه این آتش‌نشانان فداکار و خسته که دیگر رمقی برایشان نمانده، عده‌ای از همکارانشان از اقصی نقاط شهر برای کمک به صورت خودجوش آنجا آمده بودند تا کمکی به آنها کنند. جلال رحمان‌زاده یکی از این آتش‌نشانان است که به‌عنوان نیروی کمکی از ایستگاه گلستان در شهرری به اینجا آمده تا پا به پای همکارانش تلاش کند. آتش‌نشان‌هایی از سایر شهرها نیز آمده‌اند و …

‌تجهیز بی‌سیم شخصی به کلاه‌های حریق

یکی از آتش‌نشانان دیگر هم بیان کرد: ای‌کاش کلاه‌های آتش‌نشانی به بی‌سیم‌های شخصی مجهز شود، گرچه این امکانات وجود دارد ولی متأسفانه همچنان ما با مشکلات اساسی در این زمینه روبه‌رو هستیم. اگر همین امکانات اولیه برای ما فراهم شود قطعاً در زمان حوادث امنیت ما بیشتر می‌شود.

No responses yet

Jan 23 2017

محمدجواد ابطحی٬ نماینده مجلس: مالامیری با خانواده حسین فریدون ارتباط داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


دیگربان: محمد جواد ابطحی٬ نماینده مجلس جزئیات جدیدی از ارتباطات حسین فریدون با برخی از «مفاسد اقتصادی و بدهکاران کلان بانکی» را بیان کرده است.

ابطحی از فردی به نام «شب‌دوست مالامیری» نام برده که با خانواده حسین فریدون٬ برادر رئیس جمهوری ایران ارتباط داشته است.

وی گفته «سرویس‌های امنیتی بیگانه برای شب دوست مالامیری که بدهکار بانکی است، پناهندگی درست کرده‌اند و دیگر تحت تعقیب پلیس اینترپل نیز قرار ندارد.»

این نماینده مجلس اضافه کرده «شب‌دوست مالامیری رقم‌های بسیار کلانی توسط رانت‌هایی که داشته از بانک‌های ملی و ملت اخذ کرده است.»

وی همچنین افزوده «آقای مالامیری ۳۰ شرکت داخلی و ۴۰ شرکت خارجی و چهار شرکت تجاری داشته که از طریق آنها وام می‌گرفته است.»

به گفته وی «عمده کارخانه‌های مالامیری یک کارخانه سینک دستشویی در کرمان است که هنوز هم راه نیفتاده است.»

ابطحی ادامه داده که «اسناد نشان می‌دهد مالامیر با حسین فریدون ارتباط مالی داشته است. اسناد واریز پول، به حساب دختر حسین فریدون در لندن و کانادا وجود دارد که نشاندهنده ارتباطات مالی بین فریدون و مالامیری است.»

به گفته وی «مالامیری در یک موسسه خیریه غربالگری سرطان با آذر غفوری همسر حسین فریدون نیز همکاری داشته است.»

در همین زمنیه بیشتر بخوانید:
ابطحی در گفت‌وگو با تسنیم تشریح کرد
جزئیاتی از ارتباطات «مالامیری» با برادر رئیس‌جمهور/ واریز پول به حساب دختر فریدون در لندن و کانادا
شناسه خبر: 1304528 سرویس: سیاسی
۰۴ بهمن ۱۳۹۵ – ۰۰:۰۲
فریدون
یک نماینده مجلس شورای اسلامی جزئیات مهمی از ارتباط پشت‌پرده شخصی به‌نام مالامیری با حسین فریدون افشا کرد.

سید محمدجواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم با اشاره به ارتباطات حسین فریدون با برخی از مفاسد اقتصادی و بدهکاران کلان بانکی، اظهار داشت: گزارش‌هایی که به برخی از مقامات امنیتی، اطلاعاتی و برخی نمایندگان مجلس در زمینه مفاسد اقتصادی رسیده است از یک مهره کلیدی در این زمینه رونمایی می‌کند که آن فرد «شب‌دوست مالامیری» است که فعلاً پناهنده شده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر سرویس‌های امنیتی بیگانه برای شب‌دوست مالامیری که بدهکار بانکی است، پناهندگی درست کرده‌اند و دیگر تحت تعقیب پلیس اینترپل نیز قرار ندارد. پلیس بین‌الملل به‌دنبال این فرد بوده و امیر فرشاد ابراهیمی واسطه می‌شود و از طریق بحث‌هایی از جمله حقوق بشر برای این فرد پناهندگی می‌گیرند.

این نماینده مجلس تصریح کرد: شب‌دوست مالامیری رقم‌های بسیار کلانی توسط رانت‌هایی که داشته از بانک‌های ملی و ملت اخذ کرده است. همچنین این فرد ارتباطات نزدیکی با خانواده حسین فریدون برادر رئیس جمهور داشته است.

ابطحی ادامه داد: ردپای این فرد در گرفتن وام‌های کلان و تبدیل ارزهای گرفته شده به ریال در داخل کشور که از بانکی در دوبی دریافت کرده است نشان می‌دهد که این فرد چنین وام‌هایی را به‌صورت توصیه برخی افراد حاضر در قدرت دریافت کرده است، البته معتقدم که می‌توان از طریق مدیرعامل بانک ملت که در حال حاضر در بازداشت است، به سرنخ‌هایی از افرادی که در قدرت هستند و توصیه‌هایی برای پرداخت وام به افرادی مثل مالامیری داشته‌اند، رسید، چرا که مشخص است که بدون توصیه برخی از افراد که در قدرت هستند اخذ چنین وام‌های کلانی ممکن نیست.

وی همچنین تأکید کرد: مالامیری یک فرد دلال است و هیچ‌گونه فعالیت تولیدی نیز نداشته و با تأسیس شرکت‌های صوری و سفارش‌هایی که از طرف برخی از صاحبان قدرت به برخی از بانک‌ها برای دریافت وام این فرد می‌شده، ثروت کلانی به دست آورده است. آقای مالامیری 30 شرکت داخلی و 40 شرکت خارجی و 4 شرکت تجاری داشته که از طریق آنها وام می‌گرفته است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: عمده کارخانه‌های مالامیری یک کارخانه سینک دستشویی در کرمان است که هنوز هم راه نیفتاده است و در زمینه‌های دیگر مانند هواپیمایی معراج هم ردپای این فرد دیده شده است. با فشار ایشان، آقای رستگار مدیرعامل بانک ملت می‌شود و توقع داشته است که آقای رستگار برای ایشان وام‌هایی را اخذ کند.

ابطحی ادامه داد: اسناد نشان می‌دهد که مالامیر با حسین فریدون ارتباط مالی داشته است. اسناد واریز پول، به حساب دختر حسین فریدون در لندن و کانادا وجود دارد که نشاندهنده ارتباطات مالی بین فریدون و مالامیری است. همچنین نفوذ این فرد در بانک ملت سبب شده تا معاون اعتباری ارزی و ریالی بانک ملت که به‌دلیل بدهی مالامیری با پرداخت وام این فرد مخالفت می‌کند از کار برکنار شود و افراد دیگری که بتوانند وام دادن به مالامیری را تسهیل کنند جایگزین می‌شوند.

وی گفت: از طرفی آقای رستگار از شعبه دوبی این بانک برای مالامیری وام‌های کلان اخذ می‌کند و آقای مالامیری این وام‌ها را در بانک ملت ایران تبدیل به ریال و سپرده‌گذاری با سود بالا می‌کند! مالامیری مجموعاً حدود 2 هزار میلیارد تومان وام دریافت کرده است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: همچنین مالامیری در یک مؤسسه خیریه غربالگری سرطان با آذر غفوری همسر حسین فریدون همکاری داشته است.

ابطحی افزود: توقع ما نمایندگان این است دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی و قوه قضائیه با پیگیری این موضوعات با افرادی که سبب می‌شوند از چنین مفاسد اقتصادی و دریافت کننده وام‌های کلان بدون اغماض و چشم‌پوشی برخورد کنند و به سرنخ‌هایی برسند که نشان می‌دهد چه‌کسانی، گروه‌ها و افرادی در پی نهادینه کردن فساد بودند و عقبه فرهنگی این افراد به‌دنبال فرار به جلو و پاک کردن اتهامات این افراد هستند چرا که یک عقبه رسانه‌ای به‌دنبال سرپوش گذاشتن بر این فسادها هستند و این شبکه‌ رسانه‌ای سعی می‌کند با فرار به جلو و منحرف کردن افکار جامعه به مسائل حاشیه‌ای به‌روی چنین موضوعاتی سرپوش گذاشته و صورت مسئله را پاک کنند.

وی با اشاره به دستگیری رسول دانیال‌زاده و رستمی‌صفا از بدهکاران کلان بانکی گفت: امیدواریم با سرنخ‌هایی که داده می‌شود ان‌ شاء الله بخش‌های این پرونده شفاف شود و قوه قضائیه بتواند با افرادی که پشت‌پرده سبب به وجود آمدن چنین فسادهای بانکی می‌شوند، برخورد کند. همچنین امیدوارم با قاطعیتی که قوه قضائیه نشان می‌دهد این حلقه‌های فساد اقتصادی افشا شود و با متهمین اصلی در هر سطح و جایگاهی برخورد شود و آن افراد پاسخگوی کارها و اقدامات خود باشند.

بازهم بیشتر بخوانید
نماینده مردم تبریز در گفت‌وگو با تسنیم مطرح کرد
اسناد ارتباط بدهکار کلان بانکی با “فریدون” را به روحانی داده‌ایم/ ماجرای خرید خانه ۱۴ میلیاردی برای همسر فریدون
شناسه خبر: 1304466 سرویس: سیاسی
۰۳ بهمن ۱۳۹۵ – ۱۷:۰۹
حسین فریدون
نماینده مردم تبریز در مجلس بخشی از ارتباطات یکی از بدهکاران کلان بانکی با حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور را تشریح کرد.

محمداسماعیل سعیدی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، گفت: جمعی از نمایندگان در تذکری به رئیس‌جمهور پیرامون ارتباط حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور با برخی از بدهکاران کلان بانکی از جمله رسول دانیال‌زاده که چندی پیش دستگیر شد، توضیحاتی خواستیم، چرا که ریاست‌جمهوری و جایگاه یک رئیس‌جمهور بسیار مهم است و نباید چنین حواشی در مورد برادر شخص رئیس‌جمهور مطرح باشد.

وی ادامه داد: ما پیش از اینکه آقای اژه‌ای این موضوع را اعلام کند و این مسائل به صورت رسانه‌ای انعکاس یابد در تذکری از آقای رئیس‌جمهور درخواست کردیم تا به این موضوع رسیدگی کند و اجازه ندهند تا چنین شائبه‌ها پیرامون برادر ایشان مطرح شود، چرا که به جایگاه رئیس‌جمهور لطمه وارد می‌شود. همچنین سندی همراه با این تذکر برای رئیس‌جمهور ارسال کردیم که نشان می‌داد یک واحد مسکونی به ارزش 14 میلیارد تومان توسط آقای دانیال‌زاده به اسم همسر آقای فریدون خریداری شده و ما اسناد آن را به پیوست تذکر برای رئیس‌جمهور ارسال کردیم.

این نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی بر همین اساس تصریح کرد: از رئیس‌جمهور خواستیم تا شفاف‌سازی کنند که به چه دلیل یک واحد واحد مسکونی به مبلغ 14 میلیارد تومان برای همسر برادر رئیس‌جمهور خریداری شده، اما هنوز از سوی رئیس‌جمهور پاسخی به این نامه و تذکر داده نشده، البته نمایندگان همچنان پیگیر این موضوع هستند.

وی در پایان تاکید کرد: این موضوع یکی از مواردی بود که پیرامون روابط آقای فریدون با برخی از بدهکاران بانکی مطرح می‌شد و فعلا منتظر اعترافات آقای دانیال‌زاده در بازداشت هستیم.

No responses yet

Jan 23 2017

بیش از دو هفته از اعتصاب کارگران کارخانه هپکو در اراک گذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: بیش از دو هفته از اعتراض صنفی کارگران کارخانه هپکو در شهر اراک در اعتراض به خصوصی سازی این واحد و همچنین پرداخت نشدن مطالبات مزدی آنان می‌گذرد.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، منابع نزدیک به کاگران معترض هپکو می‌گویند که این کارگران در عین حال، نسبت به آنچه «بی‌تفاوتی کارفرما به مطالبات‌شان» نامیدند، اعتراض دارند.

به گزارش سایت «دیار آفتاب»، آنها خواستار بازگشت مالکیت کارخانه هپکو به دولت هستند.

به گزارش ایلنا، کارخانه هپکو در اراک در سال ۸۶ به بخش خصوصی واگذار شد.

یک کارگر کارخانه هپکو به این خبرگزاری گفت که سهام‌دار بخش خصوصی کارخانه هپکو، این واحد را در سال ۸۶ به ارزش مالی ۷۰۰ میلیارد ریال خریداری کرد و قرار بود بعد از پرداخت ۲۰ درصد از این مبلغ، بقیه آن را طی چهار سال و شش ماه به صورت اقساطی پرداخت کند.

اما به گفته این کارگر، از پایان تعهد این سهام‌دار، بیش از پنج سال گذشته است و او قصد پرداخت بدهی‌های مالی خود به کارخانه و کارگران آن را ندارد.

در این میان، سایت «اراک امروز» خبر داد که کارگران کارخانه هپکو روز شنبه در اعتراض به تحقق نیافتن مطالبات خود در خیابان‌های شهر اراک راهپیمایی کردند و با حضور در مرکز این شهر خواستار رسیدگی به مشکلات خود شدند.

همزمان با اعتراض صنفی کارگران هپکو، گزارش‌ها حاکی از برخی اعتراض‌های صنفی کارگران در مناطق مختلف ایران است.

از جمله، کارگران شرکت آونگان اراک به دلیل پرداخت نشدن ۲۷ ماه از حقوق و مزایای خود در مقابل این کارخانه تجمع کردند.

شرکت آونگان اراک همانند کارخانه هپکو و برخی دیگر از کارخانه ها خصوصی شده است.

این کارخانه که در سال ۵۵ تأسیس شده بود، در سال ۸۳ به مبلغ ۱۲۰ میلیارد ریال به طور اقساط به بخش خصوصی واگذار شد.

کارخانه آونگان بزرگترین تولیدکننده دکل‌های انتقال برق در خاورمیانه است.

اعتراض‌ها به خصوصی شدن کارخانه‌ها در شرایطی ادامه دارد که سیاست واگذاری واحدهای تولیدی به بخش خصوصی از سوی دولت حسن روحانی همچنان ادامه دارد.

در رویدادی دیگر بیش از ۵۰۰ تن از کارگران یکی از شرکت‌های پیمانکاری پالایشگاه ستاره خلیج فارس دست از کار کشیدند و در محوطه پالایشگاه تجمع کردند.

دستمزد این کارگران از شهریورماه تاکنون دستمزد نگرفته‌ اند و حق بیمه آنها نیز واریز نشده است.

خبرگزاری فارس نیز از تجمع کارگران کارخانه کنتورسازی ایران در شهرستان البرز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی‌شان در مقابل ساختمان فرمانداری این شهرستان خبر داد.

در این ارتباط، رضا عسگری، فرماندار شهرستان البرز، گفت که با توجه به عمل نکردن مدیرعامل شرکت کنتورسازی به تعهداتش برای رفع مشکلات مالی و کارگری و نداشتن صلاحیت مدیریتی، این شرکت به سرمایه‌گذار جدیدی واگذار خواهد شد.

در همین حال، به گزارش خبرگزاری‌های مختلف، کارگران کارخانه واگن پارس اراک، کارخانه پلی اکریل در اصفهان، گروهی از کارگران پیمانکاری شهرداری نی ریز در استان فارس، کارکنان مؤسسه ثامن‌الحجج کرمان، جمعی از کارگران کارخانه فولاد زرفام یزد و کارگران سیمان دهلران در روزهای اخیر در اعتراض به وضعیت خود دست به تجمع زده‌اند.

No responses yet

Jan 23 2017

محور اصلی گفت‌وگوی تلفنی”نتانیاهو” با “ترامپ”: تهدیدی که ایران برای اسرائیل ایجاد می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائيل یکشنبه، ۲۲ ژانویه در اجلاس هیات وزیران این کشور اعلام کرد موضوع تهدیدی که توافق اتمی ایران برای اسرائیل ایجاد می کند، یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوی تلفنی امشب او با دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا خواهد بود.

بنیامین نتانیاهو در اجلاس امروز هیات وزیران اسرائیل که توسط یک رادیوی دولتی این کشور پخش شد، ضمن تأیید گفت‌وگوی تلفنی امشب خود با دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، گفت: امشب در باره موضوع های مهمی، از جمله تهدید اسرائیل از سوی ایران، موضوع روابط اسرائیل و فلسطین و شرایط سوریه با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفت‌وگو خواهد کرد.

نخست‌وزیر اسرائيل گفت که دوستی عمیق دونالد ترامپ نسبت به اسرائیل را بسیار ارج می گذارد و از قصد رئیس جمهوری جدید آمریکا در جهت مبارزه همه جانبه و قاطع با تروریسم اسلامی استقبال می کند.

او گفت: نخستین اولویت اسرائیل خنثی کردن خطری است که از سوی ایران و توافق بد اتمی با این کشور، سرزمین اسرائیل را تهدید می کند.

خبر گزاری فرانسه گزارش می دهد که بنیامین نتانیاهو یکی از مخالفان سر سخت توافق اتمی با ایران در ١۵ ژوئیه سال ۲۰١۵ بوده است. او برای مقابله با این توافق کمپین بسیار گسترده‌ای به راه انداخت؛ اما، در این راه موفق نشد. در همین حال، باراک اوباما، رئیس جمهوری وقت آمریکا نقش بسیار بزرگی را در توافق اتمی قدرت های بزرگ جهانی با ایران ایفا کرد. توافقی که آقای نتانیاهو آن را ” اشتباه بزرگ تاریخی” توصیف کرده است.

با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، أوضاع برای آقای نتانیاهو تغییر کرد و او برای مقابله با توافق هسته ای ایران، حامی برجسته ای را یافته است.

یاد آور می شویم که دونالد ترامپ، پیش از ورود به کاخ سفید واشنگتن در گفتگو با دو نشریه بریتانیایی تایمز و آلمانی بیلد در هفته گذشته از توافق اتمی با ایران به عنوان ” یکی از بدترین توافق ها” یاد کرده است.

همگرایی در نگرش‌ها بین بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در باره توافق اتمی ایران ، زمینه را برای دور تازه‌ای از مخالفت های نخست وزیر اسرائیل با توافق اتمی ایران و اصولاً نقش ایران در منطقه هموار کرده است. او به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا را فرصتی مناسب برای اعمال فشارهای فزاینده تازه بر جمهوری اسلامی ایران میداند و از هم اکنون کمپین بسیار نیرومندی را علیه توافق اتمی ایران و نقش ایران در منطقه آغاز کرده است.

در این راستا، نخست‌وزیر اسرائیل در پیام ویدیویی‌ای که دیشب در صفحه رسمی فیس‌بوکش منتشر کرد به مردم ایران پیام فرستاد و به آنان گفت: ما دوست شماییم نه دشمنتان. او در این پیام حساب مردم ایران را با رژیم اسلامی کاملاً جدا کرده و در این پیام گفته که دشمنی اسرائیل با رژیم اسلامی است و نه با ملت و مردم ایران.

No responses yet

Jan 23 2017

گلرخ ایرایی و سعید اقبالی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: ساعاتی پیش، گلرخ ابراهیمی ایرایی، همسر آرش صادقی، هنگام خروج از منزل توسط ماموران سپاه ثارالله بازداشت و به اجرای احکام زندان اوین منتقل شد. بازداشت خانم ایرایی درحالی انجام شد که سعید اقبالی از دوستان این زوج نیز همراه او بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیش از ظهر امروز سوم بهمن ماه ۹۵، برخلاف وعده های مطرحه از سوی دادستانی گلرخ ابراهیمی ایرایی جهت تحمل ادامه حبس توسط ماموران سپاه ثارالله بازداشت و به اجرای احکام زندان اوین منتقل شد.

یک منبع نزدیک به خانواده ایرایی با اعلام این خبر به گزارشگر هرانا توضیح داد: “قبل از ظهر آرش صادقی برای انجام آزمایشاتی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده بود. خانم ایرایی نیز برای دیدار با وی همراه سعید اقبالی از دوستانشان عازم بیمارستان بود که توسط نیروهای سپاه ثارالله بازداشت شدند.”
این منبع مطلع در ادامه تاکید کرد: “خانم ایرایی را به اجرای احکام زندان اوین منتقل کرده اند و طی تماسی که با مادرش داشته، خواسته است وسایلش را به زندان بیاورد. از سوی دیگر آقای اقبالی را از وی جدا کرده و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند.”

شایان ذکر است، آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین ظرف روزهای گذشته به دلیل «حالت تهوع و بالا آوردن خون آبه» به بهداری منتقل و با دستگاه اکسیژن و سرم به وی رسیدگی شده بود.

از آقای صادقی آزمایش خون و مدفوع و ادرار گرفته شده که در مدفوع وی خون دیده شده و به گفته پزشک بهداری خونریزی معده وی همچنان ادامه دارد.

یک منبع نزدیک به این زندانی بیمار در مورد نحوه رسیدگی پزشکی به وی به گزارشگر هرانا تاکید کرد: ” فقط برای آرش داروی ضد تهوع تجویز میشود که به گفته پزشک برای وضعیت وخیم جسمانی وی عوارض بدی را بهمراه دارد.”

تداوم وضعیت نامناسب جسمی آرش صادقی درحالی است که دادستانی و سپاه با اعزام و بستری شدن وی در بیمارستان مخالفت میکنند.

آقای صادقی که چندی قبل در هفتاد و دومین روز به اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داده بود، با تاخیر ۴ روزه به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد.
پزشک متخصص ارشد بیمارستان تایید کرد که او خونریزی ۱۲.۵ درصد معده، کمبود هموگلوبین (کمخونی) شدید و عفونت شدید ریه داشته و بایستی دستکم ۴ الی ۵ روز در بیمارستان بستری شود.

با این حال، با فشار دادستانی، حفاظت زندان و سپاه ثارالله، این زندانی با حالت وخیم جسمی و علیرغم مقاومت پزشکان، شامگاه به زندان اوین عودت داده شد.

لازم به توضیح است دستور مرخصی پزشکی آرش صادقی که با بازداشت وثیقه ملکی همراه شده است هم اکنون قابلیت اجرایی دارد اما با توجه به اینکه دستگاه قضایی-امنیتی اعزام او به مرخصی را منوط به بازگشت همسرش -گلرخ ایرایی- به زندان کرده و نظر به مخالفت آقای صادقی با این خلف وعده مسئولان، کماکان این زندانی از امکان اعزام به مرخصی محروم است.
هرانا پیش از این گزارش کرده بود، جواب دقیق آزمایشات انجام شده بر روی کلیه ها و روده آرش صادقی نشان می دهد که کلیه های وی به دلیل کمبود آب، جمع شده و کلیه راست ۷۰ درصد و کلیه چپ ۲۰ درصد دچار آسیب دیدگی شده اند. به گفته پزشک، کلیه سمت راست در آیندهه مثل سابق کارایی نخواهد داشت.

همچنین نتیجه آزمایش بر روده وی از چسبندگی شدید روده خبر می دهد که پزشکان گفته اند اگر وضع روده به همین شکل ادامه پیدا کند خونریزی را در پی خواهد داشت.
طبق گزارشی که پزشک قانونی پس از معاینه دقیق آرش صادقی گزارش کرده خطر به کما رفتن و حتی فوت وی وجود داشت.

لازم به یادآوری است، آرش صادقی که در سالن ۱۰ بند ۸ زندان اوین مشغول تحمل ۱۹ سال محکومیت حبس خود است، هم‌زمان با بازداشت همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی جهت اجرای شش سال حکم حبس، با نگارش نامه‌ای ضمن غیرقانونی خواندن این اقدام، اعلام اعتصاب غذای اعتراضی کرد.

این زندانی عقیدتی مدتی بعد، در نامه‌ای سرگشاده به ذکر مستند موارد حقوقی نقض شده در فرآیند بازداشت، بازجویی، تشکیل دادگاه و صدور حکم و سپس اجرای آن در پرونده همسرش پرداخت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، صبح روز سوم آبان ماه بدون دریافت احضاریه کتبی توسط ماموران امنیتی جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
روز چهاردهم دی ماه، با مرخصی گلرخ ایرایی از بند نسوان (زنان) زندان اوین، آرش صادقی در هفتادودومین روز به اعتصاب غذای اعتراضی خود در بند هشت این زندان پایان داد.

اما دادستانی برخلاف وعده های داده شده با تمدید مرخصی همسر این زندانی مخالفت، وی را جهت تحمل حبس به زندان احضار کرده بود. همچنین مادر خانم ایرایی نیز به عنوان وثیقه گذار اخطاریه دریافت کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .