اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2017

Jan 13 2017

امام جمعه بندرعباس: رهبری بهترین نماز را برای هاشمی خواندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله «غلامعلی نعیم‌آبادی» در خطبه‌های نماز جمعه این هفته بندرعباس، با تسلیت درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفت همان‌طور که شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، شهید مفتح و بسیاری دیگر از مجاهدان راه انقلاب و یاران دیرین امام خمینی(ره) رفتند و از یاران نزدیک امام خمینی(ره) تنها رهبر معظم انقلاب مانده‌اند که از درگاه خداوند متعال برای ایشان سلامتی و طول عمر طلب می‌کنیم.

امام‌جمعه بندرعباس خاطرنشان کرد: دشمنان و منافقان سعی در القای اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب در جامعه داشتند اما هوشیاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هرگز اجازه آن را نداد.

وی تصریح کرد: باید قدر سرمایه‌های خودمان را بدانیم و آن‌ها را تضعیف نکنیم چون تضعیف نخبگان و بزرگان یک ملت به تضعیف کشور و نظام منجر می‌شود.

نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان بابیان این‌که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بارها در جلسات مجلس خبرگان بر توانایی‌ها و قابلیت‌های بی‌نظیر آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری انقلاب اسلامی تأکید داشتند، افزود: دشمنان در طول همه‌ سال‌های بعد از انقلاب و بخصوص در دو دهه اخیر به دنبال جلوه دادن اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بودند در صورتی‌که اساساً اختلافی میان این دو عزیز وجود نداشت.

نعیم‌آبادی بابیان این‌که هنوز نماز رهبری تمام نشده بود، شیطنت‌ها آغاز شد در حالی‌که مقام معظم رهبری بهترین نماز را برای مرحوم آیت‌الله هاشمی خواندند، ادامه داد: باید مراقب توطئه‌ها باشیم، چون دشمنان بعد از رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به‌دنبال ایجاد سوءبرداشت از پیام رهبر معظم انقلاب درباره ایشان بودند اما حضور رهبر معظم انقلاب در مراسم نماز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و خواندن نماز بر پیکر ایشان و خواندن کامل نماز و دعاهای ویژه برای ایشان از درگاه خداوند متعال نشان داد که رهبر معظم انقلاب اسلامی و آیت‌الله هاشمی دو یار وفادار دیرینه با یکدیگر هستند.

وی اظهار کرد: سیاست آمریکا بر این بود که میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب اسلامی اختلاف ایجاد کنند و در اذهان مردم این‌گونه جلوه دهند اما با هوشیاری این دو یار دیرین امام (ره)، هرگز دشمنان راه به‌جایی نبردند.

نماینده ولی‌فقیه در هرمزگان از همه مردم ایران خواست تا پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی را بدون هیچ‌گونه تفسیری بار دیگر مطالعه کنند تا متوجه عمق علاقه رهبر انقلاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و صمیمیت و پیوند میان ایشان ببرند.

نعیم‌آبادی با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

وی یادآور شد: علمای دین باید هوشیارانه عمل کرده و مسئولان نیز از تخریب یکدیگر خودداری کنند و همت خود را در خدمت به مردم بکار بگیرند.

No responses yet

Jan 13 2017

نامزد پیشنهادی ترامپ برای «سی آی ای»: ایرانی‌ها در تقلب کردن، حرفه‌ای هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

رادیوفردا: نامزد پیشنهادی برای ریاست آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، «سی آی ای»، در دولت دونالد ترامپ روز پنجشنبه ۲۳ دی با اشاره به توافق اتمی ایران گفت که «ایرانیان در تقلب کردن، حرفه‌ای هستند و باید به دقت تحت نظر باشند».

مایک پمپئو که در نشست کمیته امور امنیتی مجلس سنا حاضر شده بود در ادامه افزود: «تکیه بر رژیم بازرسی‌ها از تاسیسات اتمی ایران خوب ولی کافی نیست».

او که از منتقدان توافق هسته‌ای دولت باراک اوباما با حکومت ایران بوده است گفت: «با وجودی که به عنوان عضو مجلس نمایندگان با این توافق مخالفت کردم ولی در صورت تایید من به عنوان رییس سیا، نقش من تغییر خواهد کرد».

نامزد پیشنهادی برای تصدی ریاست «سی آی ای» افزود: «من فعالیت‌های این نهاد در زمینه جمع‌آوری اطلاعات را هدایت و تضمین خواهم کرد که کار‌شناسان این آژانس وقت، فضای سیاسی مناسب و منابع لازم را برای ارائه تحلیل‌های بی‌طرفانه و دقیق داشته باشند».

وی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «ایران به بازیگری اخلال‌گر‌تر و مخرب‌تر در اوضاع خاورمیانه بدل شده است».

موضوع اصلی؛ روسیه

مایک پومپئو جمهوریخواه که چهار دوره از ایالت کانزاس عضو مجلس نمایندگان بوده است در نشست روز پنجشنبه با ایراد سخنان تندی در مورد حکومت روسیه، از موضع دونالد ترامپ که طرفدار مناسبات دوستانه‌ با مسکو است، فاصله گرفت.

بررسی نامزدی او در شرایطی انجام می‌شود که در خصوص اقدامات دولت روسیه در طول کارزار انتخاباتی آمریکا، دونالد ترامپ و مدیران نهادهای امنیتی آمریکا در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، آقای پومپئو اظهار داشت: «دولت روسیه به شکلی تعرضی بر حضور و دخالت‌های خود در امور جهانی افزوده، بخشی از اوکراین را تصرف کرده، اروپا را تهدید می‌کند و به شکست گروه خلافت اسلامی هیچ کمکی نمی‌کند».

نامزد ریاست «سی آی ای» افزود که در صورت تایید نامزدی‌اش برای تصدی ریاست سازمان سیا «در شرایطی مشغول به کار خواهد شد که آمریکا با یکی از دوره‌های پیچیده و پر خطر در تاریخ معاصر روبرو است».

به گفته او، «حکومت کره شمالی به شکل خطرناکی فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی خود را افزایش داده است».

وی، جنگ داخلی سوریه را یک «فاجعه دردناک بشری» توصیف کرد که «به تقویت تندروی و فرقه‌گرایی در منطقه و ایجاد بی‌ثباتی در خاورمیانه و اروپا منجر شده است».

مایک پمپئو یکی از اعضای هیات تحقیق مجلس نمایندگان آمریکا متشکل از جمهوری‌خواهان برای بررسی حادثه حمله به دفتر دیپلماتیک آمریکا در شهر بنغازی بود که در سال ۲۰۱۲ و زمانی که هیلاری کلینتون وزیر خارجه بود اتفاق افتاد.

او خطاب به نمایندگان مجلس سنا گفت به خوبی درک می‌کند که در مقام ریاست سازمان سیا باید گرایش‌های حزبی خود را کنار بگذارد و به عنوان یک مدیر بی‌طرف امور اطلاعاتی کشور را هدایت کند.

وی در قسمت دیگری از سخنانش گفت: «بخش اعظم زندگی من خارج از سیاست طی شده است. افسر سواره‌نظام ارتش و مدتی هم مدیر دو شرکت صنعتی بوده‌ام. بازگشت به خدمت که مستلزم کار دشوار و صداقت است در وجود من نهفته است».

آقای پمپئو به عنوان رییس «سی آی ای» ممکن است مجبور شود نقش میانجی بین دونالد ترامپ و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا را ایفا کند. آقای ترامپ تاکنون گزارش‌های نهادهای امنیتی آمریکا در مورد دخالت دولت روسیه و به طور مشخص ولادیمیر پوتین در انتخابات سال ۲۰۱۶ باهدف به پیروزی رساندن او را نپذیرفته است.

سازمان سیا یکی از سه نهاد امنیتی مهمی است که به چنین نتیجه‌ای رسیده است.

دونالد ترامپ روز چهارشنبه بالاخره پذیرفت که دولت روسیه مسئول حملات سایبری بوده ولی همزمان ادعا کرد که نهادهای امنیتی احتمالا اسناد محرمانه‌ای در مورد او را به رسانه‌ها درز داده‌اند که حاوی ادعاهای بی‌اساسی در مورد روابط او با روسیه است.

مایک پمپئو فارغ التحصیل ممتاز دانشکده افسری نیروهای مسلح در سال ۱۹۸۶ است. او در دوران جنگ سرد در ارتش آمریکا خدمت کرده و در دوران عضویت در کمیته امور امنیتی مجلس نمایندگان آمریکا به سفرهای خارجی زیادی رفته و با مقامات امنیتی متعددی دیدار کرده است.

No responses yet

Jan 13 2017

در رفتن هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران امروز: امیر مُمبینی

در آغاز،
به بانو فائزه‌ رفسنجانی، که از زاویه‌ی ترقی‌خواهی مورد احترام است، در گذشت پدرشان را تسلیت می‌گویم. باشد که آرامش برای ایشان پدید آید و بر اندوه رفتن پدر فائق آید.

مهر و پیوند میان همسران و والدین و فرزندان سنگ‌پایه‌ی مناسبات فرازمند اجتماعی است و پاسداشت این مهر و مسئولیت، خاستگاهی برای مهر به انسان و مسئولیت در قبال جامعه است. دریغا که حُکام ایران این مهر و مسئولیت را پاس نداشتند و دریغا که بدرود گفته‌ی خانواده‌ی هاشمی، علی‌اکبر رفسنجانی، در آن‌سوی افق افسانه‌های بود و نبود، طنین صدای مادری را در گوش دارد پای چوبه‌ی دار فرزندش در زندان اوین، به هنگامی که فرزند اشکریزان از مادر می‌خواهد پیش از مرگ شیر خود را بر او حلال کند و مادر، آن بقچه‌ی باستانی خرافات، مسحور امر امام و حلقه‌ی نزدیکانش، کلامی جز به خشونت و نفرت نثار فرزند بیگناه خود نمی‌کند.

مرگ هر انسانی، جز در موارد استثنایی، غم‌انگیز است. یا به بیان دیگر، باعث دلسوزی می‌شود، اگر چه واکنش‌ها همه یکسان نیست. شاید علت این دلسوزی فهم سوگ هستی آدمی است. شاید ترس انسان از مرگ خویش باعث آن می‌شود، چون، همدردی برای هر انسانی از نخواستن آن درد برای خود سرچشمه می‌گیرد. در این میان، مرگ کسانی که مرگ دیگران برایشان مهم نیست، یا بدتر از آن، ناظر خونسرد یا عامل مرگ دیگر انسانها می‌شوند، از گونه‌ای دیگر است. و مرگ هاشمی رفسنجانی از نوع دیگریست.

میلیونها نفر به خیابانها ریختند. همه جا از جمعیت پر شده بود در مراسم او. اما، اگر کسی جانب واقعیت را داشته باشد آنگاه ناچار از بسیاری می‌پرسد و قانع می‌شود که:

– انبوهی براستی سوگوار شخص او بودند.
– انبوهی از او بیزار، لیکن از حریفان او بیزارتر بودند.
– انبوهی خوشه‌چینی می‌کردند.
– برخی سلطنت می‌خواستند و مراسم او را برای لق کردن دندان ولایت استقبال کردند.
– برخی سرنگونی می‌خواستند و مراسم او را برای تقویت مخالفت گسترش می‌دادند.

اما در مجموع، آنها که برای حفظ وضعیت موجود و دفاع از رهبر و میراث مشترک رهبران جمهوری اسلامی به خیابانها سرازیر شدند کمترین کمترین‌ها بودند. آنها، حداقل اکثریت آنها، این همایش را دوست نداشتند و اگر ممکن می‌شد به دستور رهبر در خانه می‌ماندند. خیابانها باردیگر شاهد حضور همان جنبشی بودند که رگه‌ی اصلی‌اش را سبز نامیدند و چهره‌هایش در حصر قرار دادند.

هاشمی پس از خمینی و منتظری مهمترین فرد در طراحی و بنای جمهوری اسلامی بود. آن سه برای جامعه‌ی مدرن ایران و برای مجموع مردمی که در قالب عقیدتی آنها نمی‌‌گنجیدند، یک زندان به پهنای ایران ساختند. زندانی که نامش نظام ولایت فقیه شد.

خمینی در حالی درگذشت که همچنان مشغول سخت‌تر کردن شرایط این زندان برای زندانیان نظام بود.

منتظری در حالی در گذشت که از مشارکت خود در طراحی و بنای این زندان پشیمان شده بود، جبهه‌ی سیاسی خود را تغییر داده بود و کوشید با قیمتی که برای او سنگین بود تبهکاری‌های ناشی از زندان هولناک ولایت فقیه را کاهش دهد.

رفسنجانی اما در حالی در گذشت که می‌خواست آن زندان را از طریق بازسازی شرایط زیست در آن و ایجاد تعدیل‌هایی که تحمل زندان را برای اسیران ممکن می‌کند حفظ و استوار کند و عمر هزار ساله بدهد. او می‌دانست به هر بهانه‌ای این بساط تغییر کند، حتی اگر او همراه این تغییر باشد، باز به عنوان یکی از معماران آن متهم خواهد بود. پس، بود خود را در بود آن زندان می‌دید و بود آن زندان را در بهبود وضعیت آن زندان. پس، او معمار زندان، پاسدار نظام و مهمترین کس در تلاش برای بهبود وضعیت زندان یا نظام ولایت بود. همه‌ی آنها که به زندان عادت کرده‌اند، یا در زندان کسب و کاری براه انداخته‌اند، یا امیدی به نجات از آن زندان ندارند، او را سخت دوست می‌داشتند. هیچ کس به اندازه‌ی یک زندانبان خوب مورد علاقه‌ی عادت کردگان به زندان و بازرگانان فکری و مادی زندان نیست.

از سه معمار عمده‌ی نظام گفتم. از این سه، او گرسیوز نظام بود، در رکاب افراسیاب نظام که خمینی بود، و به موازات پیران نظام که منتظری بود. در سه‌چهر قدرت در اسطوره‌ی ایرانی، آنگونه که در شاهنامه آمده است، افراسیاب حاکم و قدرت عریان است، پیران ویسه حضور خیر در جبهه‌ی شر و گرسیوز عامل تدبیر و نیرنگ است. منتظری نمادی از پیران ویسه شد. مهربان و محبوب و قربانی خوبی خود. اما حکایت گرسیوز دیگرگونه است. او بسیار پیچیده عمل می‌کند. خونسرد و ساکت است و مبهم سخن می‌گوید و در مه عمل می‌کند. او از تدبیر تیغی بُراتر از شمشیر می‌سازد. می‌بُرد، اما نه با شمشیری بر دست. تدبیر او را آهنگر سیاست به شمشیر بدل می‌کند. آدمی از دست او کلافه می‌شود و وی را گُجسته می‌خواند. افراسیاب برجسته، پیران خُجسته و گرسیوز گُجسته.

آیا به راستی او گرسیوز گُجسته بود؟ در تمام طول تاریخ ایران نداریم کسی را که، هم معمار یک نظام باشد هم ایرادگیر آن. هم در قله‌ی حاکمیت نشسته باشد و هم در اپوزیسون آن. هم رهبر مصلحت نظام باشد و هم رهبر مصلحت اپوزیسیون آن نظام. هم خفه‌کننده‌ی یک جنبش باشد و هم در رأس آن. هم حضور پهناورش تمام ارکان و ارگانهای نظام را آکنده کند، هم حضورش در تمام ارکان جنبش اعتراضی رخنه کند. هیچکس دیگری در تاریخ معاصر ایران نتوانسته است مثل او در حالی که در بالاترین رده‌ی حکومت استوار است تمام اپوزیسیون خودی را نیز در چنگ بگیرد.

اما چگونه می‌توان همزمان هم روی قله‌ی حکومت بر صندلی نشست بود و هم پای پیاده با اپوزیسیون در دامنه‌ی کوه راهپیمایی کرد؟ حکمتی در این کار است بسی آموزنده. به ایوان می‌رویم و دست را سایبان چشم می‌کنیم و می‌نگریم.

کسی را می‌بینیم که همراه خمینی مشغول بالا بردن برج و باروی قلعه‌ی نظام فقاهتی است. خمینی می‌گوید، سیم خاردار برای بالای باروها یادت نرود! اطاعت می‌کند و با یک لبخند خفیف، در حالی که گوشه‌ی نگاهش را با یک زاویه‌ی نود درجه به تماشاگران می‌تاباند می‌گوید، چند کبوتر سفید هم برای تزئین این دیوارهای متبرک در لانه‌های بالای باروها بگذاریم تا آسمان را بی‌پرواز نگذارند.

رنگ سپید کبوترهای صلح چشم تماشائیان را خیره می‌کند و کمتر متوجه بنایی او می‌شوند. می‌گویند، چه رحمتی دارد آقا!

کسی را می‌بینیم در حال خواندن یک گزارش. هویدا و جمعیتی از پیرمردهای رژیم پیشین را با چوب و چماق له و لورده کرده‌اند و فردا می‌خواهند آنها را اعدام کنند. سرش را می‌خاراند و رو به امام می‌گوید، نمی‌دانم آنها توی کدام زندان هستند بدبخت‌های گول‌خورده. امام سرش را می‌چرخاند و می‌گوید، بهتر است همین حالا راحت بشوند. او لبخندش را نگه می‌دارد و گزارش بعدی را برمی‌دارد.

تماشائیان کلمه‌ی بدبخت‌ها را از او می‌گیرند و گوششان تیز می‌شود که شاید رحمتی در این حرف باشد، و حواس‌شان از کار بنایی او پرت می‌شود.

کسی را می‌بینیم در زندان شاه شعرهای سعید سلطانپور را می‌خواند، با گاگیک آوانسیان والیبال بازی می‌کند، با زندانی دیگری سوپ برای همه درست می‌کند، با بقیه‌ی زندانیان سر سفره می‌نشیند، ورزش می‌کند، بحث می‌کند، می‌خندد و شادی می‌کند، و گاهی هم می‌گوید، بهترین گوشه‌ی بهشت خدا مال چپ‌هاست. کمرش که درد گرفت سهراب نامی از چپ‌ها مالشش داد و ویکس بر آن مالید و کیسه‌ی گرم نهاد و قرص به او داد و غذایش را برایش برد، تا راحت بخوابد و فردا سالم از خواب برخیزد و نماز خود را بخواند. آنگاه، سالی چند پس از آن روزگار، او را می‌بینیم در رأس نظام و در حضور امام گزارشی را می‌خواند. قرار است همه‌ی زندانیان سیاسی، همه‌ی آن انسانها را بدون محاکمه اعدام کنند. شکنجه و اعدام. می‌بیند، گاگیک سالخورده روده‌هایش از شکم بیرون زده و فریاد درد می‌کشد. سعید با لباس عروسی توی خون غلط می‌زند، سایرین زیر ضربات شلاق و شکنجه‌های روانی مثل جسم بدون خون خشک و رنگ پریده منتظر مرگ هستند. می‌بیند که فرزندان خردسال قروانیان مثل بیت امام حسین در صحرای کربلا پشت در زندانها اشک می‌ریزند. می‌بیند گروه گروه انسان‌های اسیر را اعدام می‌کنند. نفسی عمیق می‌کشد و رو به امام می‌گوید، هر چه می‌کشیم از دست این منافقین پلید است. این زندانیان بدبخت چه کفاره‌ای پس می‌دهند. خدا به دادشان برسد. امام رو به او می‌گوید، کار را باید سرعت بدهند و آن کفار را به درک واصل کنند. او لبخندش را کم می‌کند، دیگر صدای سعید را نمی‌شنود و روده‌های گاگیک را نمی‌بیند. گزارش بعدی را می‌خواند و وانمود می‌کند که در جریان جزئیات کار نیست.

جماعت کلمه‌ی زندانیان بدبخت را می‌گیرند و یادشان می‌رود که او دارد ساختمان را بالا می‌برد و گزارش بعدی را می‌خواند.

گزارش بعدی روی زانوان اوست:

زن بدون اجازه شوهر حق سفر ندارد!
سکوت.

تعدد زوجات مجاز است!
سکوت.

صیغه و متعه نامحدود است!
سکوت.

ازدواج با دختران خردسال مجاز است!
سکوت.

میراث‌بری زن نصف مرد است!
سکوت.

دیه زن نصف مرد است!
سکوت.

مردان در حضانت فرزندان مقدم هستند!
سکوت.

سنگسار اسلامی است
سکوت.

به صلیب کردن شرعی است.
سکوت.

و …

بعد به همسر و دختر خود فکر می‌کند و اینگونه می‌شنویم: به امید خدا مسایل حاد سیاسی را پشت سر می‌گذاریم و به برخی کمبودها از جمله در مورد حقوق نسوان که در برخی عرصه‌ها توسط برخی بی‌تجربگی‌ها بعضی مواقع و در بعضی شرایط ممکن است صورت گرفته باشد رسیدگی می‌کنیم.

جماعت رسیدگی به حقوق نسوان را در ذهن ثبت می‌کنند و نمی‌خواهند ببینند که او دارد ساختمان را بالا می‌برد.

او مدام یا دیوار نظام را بالا می‌برد یا دیوار را مرمت می‌کرد و یا می‌کوشید به گونه‌ی برخی تعمیرات را مطرح کند. وقتی که امام درگذشت، او قاطع‌ترین کس برای تداوم ولایت فقیه شد. نه به این خاطر که فکر می‌کرد ولایت فقیه بهترین شکل حکومت است. نه! او احتمالا فکر می‌کرد بهترین شکل مناسب برای دور کردن رقیب اصلی خود، آقای خامنه‌ای، از عرصه‌ی رقابت برای رهبری دولت و سیاست کشور این است که او را در پست ولایت فقیه اسیر کند و از دستش خلاص شود. اگر او فکر می‌کرد که سپردن این مقام به خامنه‌ای منجر به سلب قدرت از خود او می‌شود حتی یک در میلیارد هم چنین پیشنهادی نمی‌کرد. اما، او خامنه‌ای را هم به بیراهه کشاند. خامنه‌ای می‌توانست برای شورایی شدن ولایت قانع شود. او انتظار این مقام را برای خود نداشت. اما هاشمی او را به رأس ولایت کشاند و قربانی ولایت فقیه‌اش کرد. خامنه‌ای کمتر از همه‌ی «بزرگان» نظام ممکن بود پشت تداوم ولایت مطلقه قرار بگیرد. اما، این کار شد، و ولی فقیه، به جای این که از کیخسرو اوستا درس بگیرد و شیطان نهفته در قدرت را بازشناسد، مثل دکتر فاستوس گوته مسحور مفیستوفلس شد و پا به میدانی عجیب گذارد که رستگاری در آن کمتر بود. همه‌ی قدرت کم کم زیر فرمان ولی فقیه قرار گرفت و دولت در حد نهاد مدیریت تدارکات تنزل مقام داد.

پس، کلمات اشاره و اعتراضات هاشمی افزایش می‌یابد. بازی را تا حدی باخته بود و باید راهی پیدا می‌شد. رقابت دو رهبر هر دو را بیش از پیش به تقابل کشاند. بعد می‌بینیم که این تقابل برای تماشائیان تداوم همان کبوترهای سفید تلقی می‌شود. آقا ناگهان با بال‌های سبز بر فراز تهران به پرواز در می‌آید. روی صفحه شطرنج او مهره‌های سبز شروع به حرکت می‌کنند. اما کاری چندان پیش نمی‌رود. زمانی که انتخابات خبرگان بود، حسن نوه خمینی رد صلاحیت می‌شود. حال، این بهترین جا بود که با یک تیر دو نشان اصلی زده شود. پشت میکروفن می‌رود. آی هوار! هوار هوار! و اعتراض می‌کند:

صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش امام خمینی است را قبول نمی‌‌کنید؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‌ها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیون‌های نماز برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود هیچ‌کدام از این‌ها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

بدینگونه، او بدون تعرض به رهبر، به عنوان حامی بزرگ خاندان خمینی و مدافع اشبه امام، یعنی همانند و جانشین امام، زیر مجموعه را مورد انتقاد قرار می‌دهد. به آنها گوش زد می‌کند که نان و آبتان از آنجا آمده است. و تمام می‌کند جمله را با تقاضای سهم خود:

زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

جمله آخوندی را غیرآخوندی بخوانید:

زمانی که همه ما در قدرت نشستگان بابت این همه نعمات که از آسمان خمین روی سفره‌مان ریخته است باید به هم تبریک بگوییم، شما اینقدر حواستان پرت است که از هدیه‌ی لازم به اشبه امام و مهمتر از آن وکیل مدافع او پرهیز می‌کنید؟

این خطابه‌ی گرسیوزی توسط عادت‌کردگان به زندان تعبیر شد به خیزش شکوهمند هاشمی در سمت مدافعه از مردم و اصلاحات و جنبش سبز.

حرکت دادن مهره‌ی آ سید حسن نوه‌ی خمینی بسیار زیرکانه بود. بدینوسیله می‌توانست هم حق به جانب باشد، هم مدافع خانواده بی‌سرپرست امام باشد که در کربلای جماران گیر کردند، هم این مهره را وسیله مناسب تعرض به جبهه‌ی مخالف کند. چه بسا این آقا مناسب جانشینی ولی فقیه باشد، و چه بسا این مهره این بار بتواند روی صفحه‌ی شطرنج طبق اصول به حرکت درآید. اگر مهره‌ی قبلی ایشان، یعنی آقای خامنه‌ای نتوانست ایشان را تامین کند شاید این یکی بتواند. نوه‌ی خمینی، که تنها یک ماه قبل از آن با یک جبروت طاغوتی، وقتی روحانی به گونه‌ای نیشدار از امام تجلیل کرده بود با خشم و تحقیر در او نگریست، حالا باید به دلیل اشبه امام بودن پا در رکاب قدرت بگذارد.

تماشائیان، جمله‌ی «شما صلاحیت خود را از کجا آوردید» را که شنیدند دیگر چیزی نمانده بود از برق مواضع آقا غش کنند. آخر، اگر این تماشائیان مجهول حاج حسن را در معادله‌ی بغرنج هاشمی رفسنجانی باز می‌شناختند که ایران به این روز نمی‌ افتاد. حالا هم، این نوه‌ی معصوم و مظلوم که نور از سیمای قشنگش می‌بارد روی صفحه‌ی شطرنجی که هاشمی پهن کرد خودش خودش را به حرکت درخواهد آورد و برای مات کردن حریفان تلاشها خواهد کرد. خوب شرط اولش را دارد و آن جنبش سبز است، جنبشی که به جای تولید هدف و فکر پشت سر هم قهرمان تولید می‌کند. کشور پر شده است از قهرمان‌هایی که اغلب معلوم نیست حرف حسابشان چیست و با قافیه‌ی تکراری امام ره کدام راه را می‌خواهند طی کنند.

گرسیوز البته گام‌های دیگری هم برداشت که زندانیان قلعه‌ی ولایت دلشان نمی‌خواهد آنها را مورد توجه قرار دهند. او روز ششم شهریور در جلسه مجمع تشخیص مصلت گفت:

«یکی از اهداف شوم دشمنان از طرح مسائل اخیر، (انتشار نوار صحبت آقای منتظری راجع به اعدام‌ها) خدشه وارد کردن به جایگاه مرحوم حاج احمد آقا و بیت معزز امام در جامعه است که نباید اجازه داد به اهداف خود برسند.»

دقت کنید! نباید اجازه داد به اهداف خود برسند! یعنی نباید اجازه داد از اعدام‌ها حرف بزنند. باید فرزند منتظری که از دشمنان است و احتمالا اشبه پدر خود است ساکت و منسی شود و به کسی نگوید که پدرش چه گفت و بیت امام چگونه پشت آن اعدام‌ها ایستاده بود. اگر این حرفها زده شود همه می‌فهمند که خود ایشان چقدر پشت اعدام‌ها ایستاده بودند و چگونه عبای خود را بر پیکرهای خونین زندانیان مظلوم کشیدند.

آخر گرسیوز روزگار! چرا باید فرزند منتظری به خاطر فرزند خمینی و شخص شما ساکت شود و نگوید که پدرش راجع به اعدام‌ها چه گفت و در عوض باید هدیه‌های خاص به بیت امام داده شود و راه رفتن شیخ حسن به سوی مقام ولایت فقیه آب و جارو شود تا بیت هاشمی مهره‌ی دیگری را در آن بالا تعبیه کند؟ آیا غیر از این است که آقای خامنه‌ای رقیب شما همان زمان رفت قم و با منتظری در باره این اعدام‌ها هم‌نظری کرد و این برای شما تولید کننده‌ی یک ضعف در آن ستیز قدرت بود؟

ایشان گویا یادشان نبود که خود در دی ماه ۱۳۶۷ در خطبه‌‌ی نماز جمعه در دانشگاه تهران با اذعان به اعدام زندانیان سیاسی، منکر گستردگی این کشتار شد و گفت:

«تعداد زندانیان اعدام شده به هزار هم نمی‌‌رسد»
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌‌رسید!
آخر:
مگر ما نان مفت داشتیم که به آنها بدهیم!

No responses yet

Jan 12 2017

جمعیت واقعی مراسم تشییع آیت الله هاشمی چقدر بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

پایش: برخی رسانه ها جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی را سه تا 4 میلیون نفر اعلام کرده اند. جالب آنکه حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور با استناد به آمار استانداری تهران این جمعیت را 2.5 میلیون نفر اعلام کرده است!

این در حالی است که یک بررسی ساده نشان می دهد حداکثر 330 هزار نفر در این مراسم شرکت کرده اند.

مبالغه در تخمین تعداد شرکت کنندگان در چنین برنامه هایی در کشور به روالی عادی تبدیل شده است. سبزها تعداد معترضان در راهپیمایی 25 خرداد 88 را سه میلیون نفر تخمین زده اند. در مقابل اصولگرایان نیز رقم حاضران در مراسم 9 دی را سه و نیم میلیون و کیهان 4 میلیون نفر اعلام کرده است.

مشهور است که تشییع کنندگان امام خمینی در سال 68 ده میلیون نفر بوده اند. اما واقعیت آن است که رقم های واقعی در بزرگترین تجمعات سیاسی مذهبی چهار دهه اخیر ایران به ندرت از یک میلیون نفر تجاوز کرده و همواره آمارها دستکم ده برابر شده است.

در کشورهای غربی، یکی از وظایف پلیس، تخمین درست شرکت کنندگان در راهپیمایی هاست اما در ایران، اصل بر مبالغه توسط هواداران و حتی مراجع رسمی و دولتی است. این در حالی است که اکنون با امکانات گسترده نقشه گوگل براحتی می توان تخمین زد چند هزار نفر در مراسم تشییع آقای هاشمی و یا برنامه های دیگر شرکت کرده اند.

جمعیت تشییع کننده آیت الله هاشمی: حداکثر 330 هزار نفر

حداکثر از خیابان جمالزاده تا چهارراه کالج و در ادامه تا تقاطع حافظ و جمهوری:

طول مسیر: حداکثر3600 متر – عرض خیابان: 25 متر. مساحت: 90 هزار متر مربع. با توجه به ازدحام شدید جمعیت در خیابان انقلاب، حداکثر جمعیت ممکن بازای سه نفر در هر متر مربع، مجموعا 270 هزار نفر

جمعیت حاضر در دانشگاه تهران باندازه مساحت یک زمین فوتبال تقریبا 7 هزار متر مربع می باشد که در فشرده ترین حالت به همراه چند خیابان داخل دانشگاه جمعیتی کمتر از 30 هزار نفر را در خود جای می دهد.

جمعیت حاضر در حرم امام: حداکثر 30 هزار نفر

تخمین کل جمعیت: در خوشبینانه ترین حالت 330 هزار نفر

vspace=5px

جمعیت راهپیمایی سبزها در 25 خرداد 88: حداکثر یک میلیون نفر

حداکثر از میدان فردوسی تا میدان آزادی

طول مسیر: 7500 متر- عرض خیابان: حداقل 20 تا حداکثر 45 متر. مجموعا بین 150 هزار تا 337500 متر مربع. حداکثر جمعیت ممکن بازای دو نفر در هر متر مربع: 675 هزار نفر

در صورتی که کل میدان آزادی نیز پر از جمعیت محاسبه شود، این رقم در نهایت به یک میلیون نفر خواهد رسید.

محاسبات ما در نقشه گوگل مساحت کل را تقریبا 500 هزار متربع مربع نشان می دهد که در خوشبینانه ترین حالت، یک میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده اند.

vspace=5px

جمعیت شرکت کننده در مراسم 9 دی: حداکثر 256 هزار نفر

حداکثر از پیچ شمیران تا میدان انقلاب و خیابان های منتهی به میدان

طول مسیر: 3500 متر – عرض خیابان: 25 متر= مجموعا حداکثر 87500 متر مربع. حداکثر جمعیت ممکن بازای دو نفر در هر متر مربع: 175 هزار نفر

محاسبات ما در نقشه گوگل مساحت خیابان باضافه خیابان های منتهی به میدان انقلاب را حداکثر 128 هزار متر مربع نشان می دهد که در خوشبینانه ترین حالت، 256 هزار نفر در مراسم 9 دی شرکت کرده اند.

تشییع امام خمینی: حداکثر 1.5 میلیون نفر

با فرض اینکه کل خیابان های مسیر از مصلی (شروع تشییع) تا بهشت زهرا مملو از جمعیت باشد.

طول مسیر: 36 کیلومتر، عرض مسیر: 20 متر= 720 هزار متر مربع.

با جمعیت حاضر در مصلی و بهشت زهرا حداکثر: 1.5 میلیون نفر

No responses yet

Jan 12 2017

فوتبال ایران درخطر تعلیق؛ اعدام در ورزشگاه ممنوع است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: احتمال دارد که فدراسیون جهانی فوتبال به دلیل آنچه «اعدام در ورزشگاه‌های فوتبال» خواند، فوتبال ایران را به مدتی نامعلوم تعلیق کند.

امروز خبرگزاری ایسنا، پایگاه فرانسوی Sofoot فرانسه نوشت: «یک سازمان فرانسوی، تحریم کلی فوتبال ایران را خواستار شده است. درخواستی که با تکیه‌بر برگزاری اعدام در ورزشگاه‌ها به فیفا ارجاع شده و دبیر کل فدراسیون جهانی فوتبال نیز از آن حمایت کرده است.»

فیفا، از زمان روی قدرت گرفتن سپ بلاتر، همکاری‌های نزدیک خود با نهادهای حقوق بشری را گسترش داد. اما با حضور «جیانی اینفانتینو» رئیس سوئیسی و تازه‌وارد فیفا، قوانین تازه‌ای درزمینهٔ مسائل حقوق بشر در اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال به ثبت رسید.

بارزترین نمونه را می‌توان مخالفت جدی فیفا با اعدام در ورزشگاه‌ها دانست. سال گذشته میلادی، کنگره سالیانه فیفا قانونی را به تصویب رساند که بر اساس آن، کشورهایی که محکومین به اعدام را در ورزشگاه‌ها اعدام می‌کنند، از تمامی فعالیت‌های فوتبالی محروم شوند.

این قانون، به ادعای فیفا در جهت حفاظت و حراست از روح سالم در ورزشگاه‌ها و دفاع از حقوق بشر در سراسر جهان به تصویب رسیده است.

حالا سازمان خصوصی حقوق بشری ECPM در فرانسه، به اعدام در ورزشگاه‌های ایران معترض شده و قانون فدراسیون جهانی را به آنها یادآوری کرده است. این سازمان در گزارش خود علیه دولت و فوتبال ایران، خطاب به رئیس فیفا نوشته: «نام ایران به‌عنوان کشوری که اقدام به این کار (اعدام در ورزشگاه‌ها) کرده، در گزارش فیفا آمده است. در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶ در نیریز در استان فارس یک اعدام در ورزشگاه فوتبال به فیفا گزارش شده است.

پس از ارائه این گزارش، رافائل چنول هازان Raphaël Chenuil-Hazan مدیر این سازمان حقوق بشری، درباره نامه به رئیس فیفا گفته است:‌ «فیفا نمی‌تواند بگوید که به این رفتار بی‌توجه است. اگر من یک بازیکن بودم درجایی که یک انسان اعدام‌شده، بازی نمی‌کردم.» مدیر این سازمان حقوق بشری در حقیقت از بازیکنان فوتبال ایران نیز خواسته دیگر در ورزشگاهی که یک انسان به دار آویخته شده مسابقه ندهند.

فدراسیون جهانی فوتبال به‌عنوان یکی از مهم‌ترین متولیان حراست از منشور حقوق بشر میان فدراسیون‌های ورزشی جهان، بلافاصله به اعتراض نهاد فرانسوی واکنش نشان داد. فاطما سامورا دبیرکل فیفا در پاسخ به این نامه نوشته است: «فیفا این اقدامات را محکوم می‌کند. من قصد دارم در آینده با فدراسیون فوتبال ایران درباره این موضوع مذاکره کنم و از طریق برنامه‌های خود جلوی این اقدام را خواهیم گرفت. ماده ۳ اساسنامه به فیفا این قدرت را می‌دهد که برخلاف این اقدامات عمل کنیم.»

فدراسیون فوتبال ایران هم سعی کرده خیلی سریع به نامه دبیرکل فیفا واکنش نشان دهد. «مهدی محمودی» وکیل بین‌المللی فدراسیون فوتبال ایران امروز به خبرگزاری آنا گفته است: «ما می‌دانیم که این بند اخیراً به اساسنامه فیفا اضافه شده‌است. البته اعدام افراد در ورزشگاه‌های فوتبال امری متداول در کشورهایی همچون افغانستان است و در ایران تنها یک بار این اتفاق افتاده است.»

وکیل فدراسیون فوتبال با پیش کشیدن بحث کشورهایی مانند افغانستان تلاش کرده به‌نوعی بار اتهام را از روی دوشت ایران بردارد. او ادعا کرده که فیفا حق نخواهد داشت فوتبال ایران را ابتدابه‌ساکن تحریم کند و ابتدا باید تذکرات شفاهی و کتبی‌اش را به فدراسیون ایران ابلاغ کند. وکیل فدراسیون ایران گفته است: «به نظرم این موضوع کمی سیاسی شده و مغرضانه به این موضوع نگاه می‌کنند.»

طی دو دهه اخیر، براساس گزارش‌های غیررسمی نهادهای حقوق بشر در ایران، بیش از ده مورد اعدام در ورزشگاه‌های فوتبال اتفاق افتاده که سه مورد آن رسانه‌ای شده است. مورد اول در سال ۸۱ و ورزشگاه عضدی رشت بود. نهادهای امنیتی با رسانه‌هایی که خبر اعدام سه متهم در ورزشگاه رشت را رسانه‌ای کردند برخوردی جدی داشت. مورد دوم اردیبهشت‌ماه سال ۹۲ در ورزشگاه سبزوار به ثبت رسیده و آخرین مورد نیز به آذرماه سال ۹۴ در ورزشگاه نیریز سمنان مربوط است.

اما مهدی محمودی وکیل فدراسیون به آنا گفته است که تاکنون فقط یک مورد اعدام در ورزشگاه‌های ایران به ثبت رسیده. او درعین‌حال تأکید کرده که هرگونه خبری پیرامون اعدام در ورزشگاه‌ها، به‌دست معاندان کشور منتشر می‌شود. محمدی گفته است: «این موضوع سیاسی است و طبیعی است که با آمدن ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا فشار بر روی ایران بیشتر شود و فکر می‌کنم طرح این موضوع هم مقدمه‌ای برای این فشارهاست. اما فدراسیون فوتبال دستش برای پاسخگویی باز است و به‌راحتی می‌تواند این مسئله را حل‌وفصل کند.»

آنچه وکیل فدراسیون مهدی تاج در مورد دفاعیات فوتبال ایران به زبان آورده هم در نوع خود جالب‌توجه به نظر می‌رسد. او گفته است که فدراسیون متولی اعدام‌ها نیست و این مسئله را باید از طریق دولت‌ها پیگیری کرد.

پیش‌ازاین فدراسیون جهانی فوتبال موکدانه اعلام کرده بود هرگونه دخالت دولت‌ها در فوتبال ممنوع است و کشورهای متخلف، از فعالیت محروم می‌شوند. به نظر می‌رسد وکیل بین‌المللی فدراسیون، به‌نوعی بار مسئولیت فدراسیون را هم بیشتر کرده باشد.

No responses yet

Jan 12 2017

آرش صادقی «ظرف یک روز سه بار به بهداری زندان اوین منتقل شده است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا:
عکس منتشره از آرش صادقی در بیمارستان دی.

همزمان با انتشار گزارش‌ها درباره وضعیت جسمی نامناسب علی شریعتی در هفتاد و دومین روز اعتصاب غذا، وب سایت هرانا خبر داد که آرش صادقی دیگر زندانی سیاسی به دلیل «وخامت حالش» در ۲۴ ساعت گذشته «سه بار» به بهداری زندان اوین منتقل شده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هرانا، روز چهارشنبه ۲۲ دی خبر داد که آرش صادقی عصر روز سه شنبه به دلیل «التهاب ریه و سرفه مداوم» به بهداری زندان اوین منتقل و به او دستگاه اکسیژن وصل شده است.

براساس این گزارش، آقای صادقی ساعت یک و نیم شب نیز به دلیل «تنگی نفس شدید» به مدت یک ساعت در بهداری زندان اوین بوده و صبح روز چهارشنبه برای بارسوم به دلیل «معده درد، فشار خون ۸ روی ۶ و بالا آوردن خون آبه» به بهداری منتقل و سپس به بند بازگردانده شده است.

آرش صادقی شامگاه شنبه ۱۸ دی به بیمارستان منتقل شده بود اما ساعتی بعد وب سایت‌ها خبر دادند که او با وجود نظر پزشکان مبنی بر نیاز به بستری شدن در بیمارستان، پس از معاینه به زندان بازگردانده شده است.

آقای صادقی در اعتراض به بازداشت همسرش بیش از ۷۰ روز اعتصاب غذا کرده بود که روز ۱۴ دی، گلرخ ابراهیمی به مرخصی آمد و آقای صادقی نیز به اعتصاب غذای خود پایان داد.

تعدادی از دیگر زندانیان سیاسی همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برند. درهمین حال مطهره پارسی همسر علی شریعتی، خبر داد که حال همسرش در هفتاد و دومین روز اعتصاب غذا بد شده اما او به کارکنان بهداری زندان اوین اجازه تزریق سرم را نداده است.

وی اعلام کرد که پزشک بهداری زندان اوین درباره از بین رفتن کبد آقای شریعتی هشدار داده است.

علی شریعتی به دلیل شرکت در تجمعی در مقابل مجلس در اعتراض به موضوع اسیدپاشی‌ها در اصفهان به «اقدام علیه امنیت ملی» محکوم شد و پس از بازداشت در روز دهم آبان اعلام کرد که تا حذف این اتهام از پرونده‌اش به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.

خانواده آقای شریعتی اعلام کرده‌اند که تقاضای آنان مرخصی استعلاجی او «تا زمان رسیدگی مجدد و دادرسی عادلانه از طریق مجاریِ قانونیِ پیش‌بینی شده» است و اگر با این تقاضا موافقت شود، این زندانی سیاسی به اعتصاب غذای خود پایان خواهد داد.

سعید شیرزاد، فعال مدنی، از روز ۱۷ آذر در اعتراض به «مرگ خاموش زندانیان» و با اشاره به موارد متعددی از نقض حقوق زندانیان، با دوختن لب‌هایش اعلام اعتصاب غذا کرده است.

وی پیش از این در پاسخ به درخواست‌ها برای پایان اعتصاب غذای خود اعلام کرده بود که اعتصاب غذا را تا ۳۰ روز ادامه خواهد داد و پس از آن، بسته به شنیده ‌شدن «صدای بی‌صدایان»، آن را قطع یا تبدیل به اعتصاب غذای خشک خواهد کرد.

در هفته‌های گذشته نیز گزارش‌هایی از آغاز اعتصاب غذای تعداد دیگری از زندانیان از جمله نزار زکا، محمدرضا نکونام و مهدی کوخیان منتشر شده اما درباره ادامه و یا توقف اعتصاب آنان خبری منتشر نشده است.

احمدرضا جلالی نیز که پزشک و دارای اقامت سوئد است، از ۱۲ روز پیش اعتصاب غذا کرده است.

ویدا مهران‌نیا، همسر آقای جلالی، در مصاحبه با رادیوفردا خبر داده که همسرش روز پنجم اردیبهشت به اتهام «همکاری با دشمن» در تهران بازداشت شده است.

درهمین حال عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، روز دوشنبه ۲۰‌ دی ماه نسبت به وضعیت زندانیانی که در اعتصاب غذا به سر می‌برند هشدار داده و خواستار آزادی بی‌قید و شرط آنان شده بود.

او بازداشت بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی را «خودسرانه» و اتهام‌های آنان را اتهام‌هایی «مبهم» دانسته بود.

مایکل فرست، گزارشگر ویژه امور فعالین حقوق بشر و آقای رونالد آجوی، مسئول میز گروه کاری سازمان ملل متحد در بازداشت‌های خودسرانه از درخواست عاصمه جهانگیر حمایت کرده‌اند.

با این حال غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه، روز ۱۵ دی در واکنش به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گفته بود که «اگر قصد دارند با فشار داخل و خارج، قوه قضاییه، کاری را تمکین کند به شدت در اشتباهند و قوه قضاییه تسلیم نمی‌شود».

در سال‌های گذشته تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در ایران دست به اعتصاب غذا زده‌اند و تعدادی از آنان از جمله هدی صابر و اکبر محمدی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زمان اعتصاب غذا جان باخته‌اند.

بازداشت معصومه ضیا، از مدرسان «عرفان حلقه» در فرودگاه تهران

وب سایت کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران خبر داد که معصومه (پگاه) ضیاء از مدرسان گروه «عرفان حلقه» صبح روز ۱۷ دی، پس از بازگشت از سفر خارج در فرودگاه امام خمینی تهران، با حکم شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شده است.

براساس این گزارش، معصومه ضیاء، متولد ۱۳۵۶، کار‌شناس زمین‌شناسی و مادر یک دختر ۱۶ ساله است که اوایل دی ماه برای دیدن بستگانش به ترکیه سفر کرده بود.

مریم ضیاء، خواهر خانم ضیاء اعلام کرد که دلیل بازداشت وی به خانواده‌اش اعلام نشده اما خواهرش «به جز فعالیت کاملا مسالمت آمیز در مجموعه عرفان حلقه فعالیت دیگری نداشته و دلیل بازداشتش هم به احتمال زیاد همین باشد».

وی همچنین در فیس بوک خود نوشت که خواهرش درتماس تلفنی اعلام کرده که در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول انفرادی است.

به گفته مریم ضیاء، خواهرش پیش از این نیز به دلیل فعالیت در گروه «عرفان حلقه» توسط سپاه پاسداران بازداشت و به یک سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود اما مأموران امنیتی گفته‌اند که این بازداشت ارتباطی با پرونده قبلی او ندارد.

پیش از این نیز تعدادی از شاگردان محمدعلی طاهری از جمله زیبا حبیب‌پور، سارا ساعی، زهرا سادات ابراهیمی و وحید‌پور طهماسب در تجمعات مختلف بازداشت و برخی از آنان به زندان محکوم شده‌اند.

محمدعلی طاهری در سال ۱۳۸۰ موسسه‌ای به نام «عرفان حلقه» راه انداخت که به فعالیت‌هایی مربوط به «طب مکمل ایرانی، فرادرمانی و سیمنتولوژی» مشغول بود. او در سال ۱۳۹۰ بازداشت شد و حکم اولیه‌ای که برایش صادر شد نیز «اعدام» بود. سال پیش حکم اعدام او نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب ارجاع شد.

No responses yet

Jan 11 2017

تیراندازی در اراک دست‌کم ۵ کشته برجای گذاشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: بنابر گزارش‌ها از ایران، حمله افراد مسلح به خانه‌ای در اراک، صبح امروز (چهارشنبه) پنج کشته و چهار زخمی برجای گذاشت.

کیومرث عزیزی، فرمانده انتظامی استان مرکزی، در گفت‌وگو با پایگاه خبری پلیس، تعداد مهاجمان را دو نفر ذکر کرده و از دستگیری یکی از آنان خبر داده است.

این مقام انتظامی همچنین به خبرگزاری ایسنا گفته است یکی از کشته‌شدگان عضو نیروی انتظامی بوده که در زمان وقوع حادثه در مرخصی به سر می‌برده است.

فرمانده پلیس استان مرکزی انگیزه قتل را «انتقام‌جویی و اختلافات قبلی قاتلان با ساکنان منزل» ذکر کرده و گفته است مهاجمی که بازداشت شده به جرم قتل در زندان بوده و نحوه خروج او از زندان هنوز مشخص نیست.

No responses yet

Jan 10 2017

شمار حاشیه‌نشینان در ایران ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر اعلام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا:تازه‌ترین آمار حاشیه‌نشینان از سوی رئیس سازمان بهزیستی کشور ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر اعلام شد و این مقام مسئول نسبت به گسترش پدیده حاشیه‌نشینی در ایران هشدار داد.

انوشیروان محسنی بندپی روز سه‌شنبه ۲۱ دی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس این آمار را اعلام کرد و «رشد غیر منطقی» پدیده حاشیه‌نشینی و بیکاری را به عنوان دو تهدید در کشور نام برد.

آقای محسنی افزود که ساماندهی و کنترل حاشیه‌نشینی یکی از اولویت‌ها و برنامه‌های سازمان بهزیستی است.

وی برپایی پایگاه «خدمات سلامت اجتماعی»، ارائه «یک وعده غذای گرم» در حاشیه شهر‌ها و پرداخت هزینه شهریه مهدهای کودک سه دهک پایین جامعه را از جمله برنامه‌های این سازمان در این زمینه اعلام کرد.

آمار جمعیت حاشیه‌نشین‌ها در ایران آن‌طور که مقام‌های مسئول در این کشور اعلام کرده‌اند رو به افزایش است و نهاد‌های مرتبط با این پدیده اعلام کرده‌اند که خود را برای ساماندهی ۱۹ میلیون حاشیه‌نشین آماده می‌کنند.

۱۷ خرداد ماه امسال عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور جمعیت حاشیه‌نشین‌ها در ایران را ۱۱ میلیون نفر اعلام کرده و گفته بود نزدیک به ۲۷۰۰ محله حاشیه‌نشین در ایران وجود دارد.

تاکنون آمارهای گوناگونی از میزان حاشیه‌نشینی در ایران ارائه شده است که یکی از آنها آمار متعلق به وزارت راه و شهرسازی است.

آبان ماه امسال عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی از برنامه‌ریزی برای ساماندهی ۱۹ میلیون حاشیه نشین در ایران خبر داده بود.

مناطقی که حاشیه‌نشینان امروز در آن سکونت می‌کنند از نظر جغرافیایی با تراکم بالای جمعیت، بیکاری گسترده، میانگین پایین سطح آموزش و درآمد، فقر و استاندارد پایین زندگی از سایر نقاط شهری متمایز می‌شوند.

مناطقی همچون نعمت آباد، پاکدشت، قیام دشت (تهران)، زورآباد (کرج)، اخماقیه و کشتارگاه (تبریز)، خواجه ربیع (مشهد)، زورآباد، حاجی آباد و عباس آباد (سنندج)، شیرآباد، قریب آباد (زاهدان)، خضر و سنگ سفید (همدان)، نمونه‌های حاشیه نشینی جغرافی در ایران به شمار می‌آیند.

بر اساس اعلام اسفند سال ۹۳ عليرضا محجوب، عضو کميسيون اجتماعی مجلس٬ حاشیه‌نشینی در ایران رشدی ۱۷ برابری داشته است.

در پی گسترش این پدیده در ایران٬ علی خامنه‌ای هم با برگزاری چندین جلسه با روسای قوا و سایر مقام‌های مسئول٬ دستور پیگیری این مساله را داده و از آنها خواسته برای کاهش آسیب‌های اجتماعی برنامه‌ مدونی داشته باشند.

No responses yet

Jan 10 2017

آرش صادقی بار دیگر با کمک دستگاه اکسیژن نفس کشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین شب گذشته در اثر تنگی نفس و التهاب ریه و سرفه شدید به بهداری منتقل و با کمک دستگاه اکسیژن نفس کشید. همزمان پدر آرش صادقی از «گروکشی ضابطین سپاه» و ممانعت از اعزام پسرش به بیمارستان سخن گفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی با توجه به وخامت حالش باید در بیمارستان بستری شود اما پزشکان بهداری به وی گفته اند که دادستان و حفاظت زندان با اعزام مجدد وی به بیمارستان مخالفت میکنند.

پدر آرش صادقی به خبرگزاری هرانا گفت: “حال آرش بسیار وخیم است و ضابطین سپاه گرو کشی میکنند و از انتقال او به بیمارستان خوداری میکنند. یاد یکی از بازجویان سپاه میافتم که [که به آرش] گفته تو زنده از این زندان بیرون نخواهی رفت.”

آقای صادقی که چندی قبل در هفتاد و دومین روز به اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داده بود، با تاخیر ۴ روزه به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد.
پزشک متخصص ارشد بیمارستان تایید کرد که او خونریزی ۱۲.۵ درصد معده، کمبود هموگلوبین (کمخونی) شدید و عفونت شدید ریه داشته و بایستی دستکم ۴ الی ۵ روز در بیمارستان بستری شود.

با این حال، با فشار دادستانی، حفاظت زندان و سپاه ثارالله، این زندانی با حالت وخیم جسمی و علیرغم مقاومت پزشکان، شامگاه به زندان اوین عودت داده شد.

هرانا پیش از این گزارش کرده بود، جواب دقیق آزمایشات انجام شده بر روی کلیه ها و روده آرش صادقی نشان می دهد که کلیه های وی به دلیل کمبود آب، جمع شده و کلیه راست ۷۰ درصد و کلیه چپ ۲۰ درصد دچار آسیب دیدگی شده اند. به گفته پزشک، کلیه سمت راست در آینده مثل سابق کارایی نخواهد داشت.

همچنین نتیجه آزمایش بر روده وی از چسبندگی شدید روده خبر می دهد که پزشکان گفته اند اگر وضع روده به همین شکل ادامه پیدا کند خونریزی را در پی خواهد داشت.
طبق گزارشی که پزشک قانونی پس از معاینه دقیق آرش صادقی گزارش کرده خطر به کما رفتن و حتی فوت وی وجود دارد.

لازم به یادآوری است، آرش صادقی که در سالن ۱۰ بند ۸ زندان اوین مشغول تحمل ۱۹ سال محکومیت حبس خود است، هم‌زمان با بازداشت همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی جهت اجرای شش سال حکم حبس، با نگارش نامه‌ای ضمن غیرقانونی خواندن این اقدام، اعلام اعتصاب غذای اعتراضی کرد.

این زندانی عقیدتی مدتی بعد، در نامه‌ای سرگشاده به ذکر مستند موارد حقوقی نقض شده در فرآیند بازداشت، بازجویی، تشکیل دادگاه و صدور حکم و سپس اجرای آن در پرونده همسرش پرداخت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، صبح روز سوم آبان ماه بدون دریافت احضاریه کتبی توسط ماموران امنیتی جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
روز چهاردهم دی ماه، با مرخصی گلرخ ایرایی از بند نسوان (زنان) زندان اوین، آرش صادقی در هفتادودومین روز به اعتصاب غذای اعتراضی خود در بند هشت این زندان پایان داد.

اما دادستانی برخلاف وعده های داده شده با تمدید مرخصی همسر این زندانی مخالفت، وی را جهت تحمل حبس به زندان احضار کرده است. همچنین مادر خانم ایرایی نیز به عنوان وثیقه گذار اخطاریه دریافت کرده است.

No responses yet

Jan 10 2017

حکم دادگاه حقوق بشر اروپا درباره کلاس های شنای مختلط مدارس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

عصرایران: این خانواده ها مجبور شدند غرامتی به مبلغ 1300 یورو بپردازند زیرا براساس اعتقادات دینی شان به دختران 9 و 7 ساله خود اجازه نداده بودند به کلاس های مختلط شنا مدرسه بروند.
دادگاه اروپا حکم داد دختران مسلمان نمی توانند از کلاس های شنای مختلط در مدارس معاف شوند مگر اینکه به سن بلوغ برسند.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، دادگاه حقوق بشر اتحادیه اروپا روز سه شنبه حکم داد خانواده های مسلمان نمی توانند به نام دینشان خواستار معافیت از درس شنای مختلط مدرسه شوند.

این حکم دادگاه در واکنش به شکایت یک خانواده ترکیه ای – سوئیسی علیه کلاس های مختلط شنای مدرسه صادر شد.

حکم دادگاه حقوق بشر اروپا درباره کلاس های شنای مختلط مدارس

در حکم دادگاه آمده است: جدیت مقامات عمومی برای اجبار دختران دانش آموز به حضور در کلاس های مختلط شنا مدرسه به طور قطع دخالت در آزادی اعتقادات خانواده هاست اما این دخالت به نام مصلحت فرزندان و با هدف ادغام اجتماعی موفق، براساس عادات و سنت های محلی در سیستم آموزشی قابل توجیه است. این موضوع بالاتر از تمایل اهالی است.

دو زوج در شهر پازل در شمال غرب سوئیس که دارای شهروندی کشورهای ترکیه و سوئیس هستند به دادگاه حقوق بشر اروپا شکایت کردند. آنها در ابتدا به دادگاه سوئیس شکایت کرده بودند اما موفقیت آمیز نبود. خانواده ها گفته بودند این اجبار آزادی معتقدات والدین دانش آموزان را نقض می کند.

این خانواده ها مجبور شدند غرامتی به مبلغ 1300 یورو بپردازند زیرا براساس اعتقادات دینی شان به دختران 9 و 7 ساله خود اجازه نداده بودند به کلاس های مختلط شنا مدرسه بروند.

حکم دادگاه حقوق بشر اروپا درباره کلاس های شنای مختلط مدارس

معافیت ها از برنامه های درسی تنها برای دانش آموزانی صورت می گیرد که به سن بلوغ رسیده باشند.

دادگاه اروپا در حکم خود گفته است که هدف از این اقدام مقامات سوئیس ، حمایت از دانش آموزان از هر گونه محرومیت اجتماعی است.
دادگاه حقوق بشر اروپا مقر آن در استراسبورگ فرانسه است

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .