اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2018

May 22 2018

ایران صد میلیونی: جا برای زندگی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: ایران این روزها دچار بحران‌های فزاینده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی است. مشکلات زیادی گریبان جامعه ایرانی را گرفته که بعضی‌شان غیرقابل حل به نظر می‌رسند. ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بیش از همیشه شکننده به نظر می‌رسد. آستانه تحمل جامعه ایرانی پایین و عرصه بر ایرانیان تنگ است.

طی ۵۰ سال گذشته جمعیت ایران ۲/۷ برابر شده، در حالی که ظرفیت‌‌های زیستی کمتر شده‌اند. جمعیت ایران در آستانه ۸۲ میلیون نفر است و روند افزایش جمعیت حداقل تا ۳۰ سال دیگر ادامه دارد. این در حالی است که برای جمعیت فعلی هم جا وجود ندارد.

صرف نظر از دلایل معمولی که در اغلب تحلیل‌ها می‌شوند، به نظر می‌رسد، بیش از هر چیز موقعیت سرزمینی و زیستی ایران در معرض خطر قرار دارد.

طی ۵۰ سال گذشته جمعیت ایران ۲/۷ برابر شده، در حالی که ظرفیت‌‌های زیستی کمتر شده‌اند. جمعیت ایران در آستانه ۸۲ میلیون نفر است و روند افزایش جمعیت حداقل تا ۳۰ سال دیگر ادامه دارد. این در حالی است که برای جمعیت فعلی هم جا وجود ندارد.

پیمانه شهرهای ایران همه پر شده‌اند. حتی در حاشیه‌ها و سکونت‌گاه‌های غیررسمی هم جای سوزن انداختن نیست. آب کم است یا به تعبیری نیست. نشانه‌های دعوای آب و غذا در ایران پدیدار شده‌، چرخ کشاورزی نه برای تامین غذا که از سر تعارف می‌چرخد، بلکه بحران را به عقب‌ بیندازد. اقتصاد ایران بیش از همیشه وابسته به نفت و تاثیر پول نفت کمتر از همیشه است.

از این منظر می‌توان گفت علاوه بر عوامل متداولی که تحلیل‌ها مطرح می‌شود، عامل اصلی اغلب بحران‌های بزرگ، لبریز شدن پیمانه سرزمین ایران است. سرزمینی ایده‌آل برای برای جمعیت ۳۰ میلیونی که می‌توانست الگوی توسعه پایدار در یک جغرافیای نیمه‌خشک باشد، اما در حال پیش‌روی به مرزهای ۱۰۰ میلیونی، سابقه زیستی آن در معرض تهدید قرار گرفته است.

این مقاله سعی در ترسیم وضعیت جمعیتی ایران در آینده نزدیک دارد. این تصویر می‌تواند درک واقعیت‌‌های پیش رو را آسان‌تر کند.

دستور رهبر ایران برای دو برابر شدن جمعیت، به جایی نرسیده و نخواهد رسید. حتی روی کاغذ نیز احتمال تحقق آن متصور نیست و گشاده‌دست‌ترین فرض‌های آماری هم با چشم‌انداز ترسیم شده، فاصله زیادی دارد.
ایران ۱۴۳۰

مرکز آمار ایران اخیرا خلاصه گزارش چشم‌انداز جمعیتی ایران را منتشر کرده است. در این گزارش گفته شده تا سال ۱۴۳۰، جمعیت ایران بین ۹۵ تا ۱۱۲ میلیون نفر خواهد بود.

این گزارش بر اساس ۴ سناریو پیش رفته است. سناریوی اول بر اساس نرخ باروری ۲/۶ فرزند (۳۰درصد بیشتر از وضع فعلی) طراحی شده که در این صورت جمعیت ایران در ۱۴۳۰ از ۱۱۲ میلیون نفر فراتر می‌رود. این در حالی است که در حال حاضر نرخ باروری در ایرن ۲/۰۱ فرزند است. نرخ باروری متوسط تعداد فرزندانی است که زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله در سال به دنیا می‌آورند.

سناریوی دوم بر اساس افزایش ۵درصدی نرخ باروری شده در حدود ۲/۱۱ فرزند طراحی شده است. در صورت تحقق این سناریو جمعیت ایران ۱۴۳۰ به ۱۰۴ میلیون نفر خواهد رسید. فرض سناریوی سوم کاهش ملایم نرخ باروری در حد ۱/۹۵ فرزند است که در این صورت جمعیت ایران کمی بیش از ۱۰۰ میلیون نفر خواهد شد. دست آخر اگر سناریوی چهارم که بر اساس کاهش شدید نرخ باروری تا ۱/۵ فرزند طراحی شده، در عالم واقع اتفاق بیفتد، آنگاه ۳۳ سال بعد، روند کاهش جمعیت، پس از ثبت رکورد ۹۵ میلیونی به طور آهسته آغاز می‌شود.

در این میان سناریوی اول، با توجه به رفتارهای جمعیتی اخیر، غیرواقعی به نظر می‌رسد و احتمالا برای خوشایند طرفداران افزایش جمعیت در این گزارش گنجانده شده است. نباید فراموش کرد که رهبر ایران طرفدار افزایش جمعیت است. آیت‌الله خامنه‌ای ۵ سال پیش اعلام کرد جمعیت ایران باید به ۱۵۰ میلیون نفر برسد. در آن زمان جمعیت ایران حدود ۷۷ میلیون نفر بود.

از آن روز جمعیت ایران حدود ۴ میلیون نفر افزایش پیدا کرده، اما روند کاهش نرخ رشد جمعیت ادامه داشته است. این نشان می‌دهد دستور رهبر ایران برای دو برابر شدن جمعیت، به جایی نرسیده و نخواهد رسید. حتی روی کاغذ نیز احتمال تحقق آن متصور نیست و گشاده‌دست‌ترین فرض‌های آماری هم با چشم‌انداز ترسیم شده، فاصله زیادی دارد.

در ۳ سناریوی دیگر مرکز آمار شیب نرخ رشد جمعیت در ایران رو به کاهش است. این به معنی است که بالاخره در آینده‌ای نه‌چندان دور، روند افزایش جمعیت ایران متوقف خواهد شد. تفاوت این چهار سناریو در پیش‌بینی زمانی این آینده است که در نزدیک‌ترین و محتمل‌ترین‌ حالت حوالی سال ۱۴۳۰ خورشیدی اتفاق می‌افتد. یعنی جمعیت ایران حدود ۳۰ سال دیگر به اوج خود می‌رسد و از آن زمان نرخ کاهش جمعیت ایران آغاز می‌شود.
ایران ۲۰۵۰

سناریوی چهارم مرکز آمار ایران، بسیار نزدیک به فرض متوسط پیش بینی سازمان ملل از چشم‌انداز جمعیتی ایران تا سال ۲۱۰۰ است.

بر اساس برآوردهای جمعیتی کارشناسان این سازمان جمعیت ایران، در سال ۲۰۵۰ میلادی (۹-۱۴۲۸ خورشیدی) به نقطه اوج می‌رسد و بعد از رد کردن رکورد ۹۳/۵ میلیون نفری، سیر نزولی جمعیت آغاز می‌شود.

پیش‌بینی سازمان ملل از جمعیت ایران تا سال ۲۱۰۰

جدول بالا که بر اساس داده‌های پیش‌بینی سازمان ملل تهیه شده، نشان می‌دهد، روند کاهش جمعیت جوان (صفر تا ۲۴ سال) از همین حالا شروع شده و در حدود ۲۰۵۰ (حوالی ۱۴۳۰ خورشیدی)، جمعیت جوان ایران دست‌کم ۸ میلیون نفر کمتر از امروز خواهد بود.

اما روند کاهش جمعیت ۲۵ تا ۶۴ سال، تقریبا از ۲۰۴۰ ( حدود ۱۴۲۰خورشیدی) شروع می‌شود، وقتی که جمعیت ایران نزدیک ۹۲ میلیون نفر است که ۵۴ میلیون نفرشان بین ۲۵ تا ۶۴ سال سن دارند.

اما وضعیت طیف سنی بالای ۶۵ سال به کلی متفاوت است. سیر افزایش جمعیت این گروه، دست کم تا سال ۲۰۶۰ ( تقریبا ۱۴۴۰ خورشیدی) و بعد ادامه دارد. در واقع روند افزایش جمعیت بالای ۶۵ سال تا پایان شوک جمعیتی متولدین دهه ۱۳۶۰ ادامه دارد. نسلی که محصول سیاست‌های جمعیتی شتاب‌زده و غیرمسئولانه جمهوری اسلامی در سال‌های اولیه پس از انقلاب است. این نسل در تمام عمر خود را در نوک هرم جمعیتی ایران و در حال رقابت برای بهره‌مندی از امکانات محدود و مسابقه و مبارزه بقا گذرانده و خواهد گذراند.

منابع طبیعی و فضایی ایران بر اساس برخی محاسبات، جوابگوی زندگی مرفه ۳۰ میلیون نفر خواهد بود. مازاد بر این هزینه‌های فراوان سرزمینی به دنبال دارد. چنانکه همین الان هم مدیریت ۸۰ میلیون ایرانی تنها با اتکا به دست‌آندازی به منابع نفتی و دست‌درازی در سرمایه‌های طبیعی نسل‌های بعدی ممکن شده است.

پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

سال ۱۴۳۰ نقطه عزیمت جمعیتی در ایران است. در این سال سرزمین ایران، بیشترین جمعیت تاریخ را به چشم می‌بیند. ۲۳ درصد این جمعیت بالای ۶۵ سال سن دارند. همین حدود ۲۴ ساله یا جوان‌ترند و کمی بیش از نیمی از جمعیت در محدوده ۲۵ تا ۶۴ سال قرار دارند. به تعبیری ۳۲ سال بعد از هر ۴ ایرانی یکی جوان و یکی سال‌خورده است و ۲ نفر در محدوده سن فعال است.

چنین ترکیب جمعیتی قاعدتا برای کسانی که نگران پیر شدن جمعیت ایران هستند، خوشایند نیست. ساده‌انگارانه است اگر بحران جمعیتی ایران محدود به ترکیب جمعیتی انگار شود. شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند، پیش و بیش از آنکه پیر شدن جمعیت ایران، خواب از سر سیاست‌مداران و برنامه‌ریزان بپراند، نگرانی‌های بزرگ‌تری وجود دارد که در مقیاسی بزرگ‌تر از اقتصاد و سیاست، ظرفیت‌های زیستی سرزمین ایران را در معرض خطر قرار می‌دهد.

منابع طبیعی و فضایی ایران بر اساس برخی محاسبات، جوابگوی زندگی مرفه ۳۰ میلیون نفر خواهد بود. مازاد بر این هزینه‌های فراوان سرزمینی به دنبال دارد. چنانکه همین الان هم مدیریت ۸۰ میلیون ایرانی تنها با اتکا به دست‌اندازی به منابع نفتی و دست‌درازی در سرمایه‌های طبیعی نسل‌های بعدی ممکن شده است.

اگرچه اغلب تحلیل‌ها مدیریت نادرست در حوزه سیاست، اقتصاد و محیط زیست را عامل بروز بحران‌ها و تنش‌های سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی می‌دانند، اما برخی مطالعات نشان می‌دهند حتی اگر مدیریت ایده‌آل هم در ایران وجود داشت، باز هم بروز بحران‌های زیست‌محیطی به دلیل افزایش جمعیت ناگزیر بود.

۱- بحران فضایی

احتمالا تا پایان سال ۹۷، جمعیت ایران از مرز ۸۲ میلیون نفر خواهد گذشت. اگر این عدد را در مساحت ایران تقسیم کنیم، تراکم جمعیتی ایران نزدیک به ۵۰ نفر در هر کیلومتر مربع است. در سال ۱۳۳۰، اگر جمعیت ایران به مرز ۹۵ میلیون نفر نزدیک شده باشد، تراکم جمعیت در ایران حدود ۵۸ نفر در هر کیلومتر مربع خواهد رسید.

این البته نقل تراکم جمعیت است، اما اگر بخواهیم تصویر واقع‌تری داشته باشیم، باید تراکم زیستی را محاسبه کنیم و ببینیم در هر کیلومتر مربع، زمین قابل زیست چند ایرانی زندگی کرده و می‌کنند.

مساحت مناطق قابل زیست در ایران حدود ۱۰ درصد کل مساحت ایران برآورد می‌شود. اطلاعات فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) هم تایید کننده این ادعا است، چنانکه سطح قابل کشت در ایران در سال ۲۰۰۵، برابر ۱۰/۴ درصد کل مساحت ایران بوده است.

با این حساب، اگر بر اساس مساحت مفید قابل زیست تراکم زیستی را حساب کنیم آن وقت باید تراکم واقعی جمعیت را ۱۰ برابر بزرگ‌تر محاسبه کنیم.

اگر فرض کنیم فضاهای قابل زیست ایران به نسبت سال ۲۰۰۵ میلادی تغییری نکرده باشد، تراکم زیستی حال حاضر نزدیک به ۵۰۰ نفر در هر کیومتر مربع است. اگر جمعیت ایران تا ۳۰ سال دیگر به ۹۵ میلیون نفر برسد، آن وقت باید جا برای ۱۰۰ نفر دیگر باز شود.

این به معنی افزایش ۲۰ درصدی جمعیت در هر واحد زیستی است.

بر اساس داده‌های آخرین سرشماری، ۲۴ میلیون خانواده ایرانی با جمعیت متوسط ۳/۳ نفر در هر خانواده در حدود ۲۳ میلیون واحد مسکونی زندگی می‌کنند.

اگر فرض کنیم در سال ۱۴۳۰ متوسط افراد خانوار اگر بین ۲/۵ تا ۳ نفر باشد، آن وقت تعداد خانوارهای ایرانی بین ۳۸ تا ۳۲ میلیون نفر خواهد شد. یعنی دست کم باید ۱۰ میلیون واحد مسکونی دیگر در ایران ساخته شود تا جمعیت ۹۵ میلیونی ایران سقفی بالای سر داشته باشند.

این در حالی است که شهرهای ایران حتی بر اساس فرض‌‌های خوشبینانه هم ظرفیت محیطی و فیزیکی شهرهای ایران تکمیل است.

برای اینکه بتوان تصویر ملموس‌تری به دست آورد، فرض کنید در یک آپارتمان ۷۰ متری در یک ساختمان ۱۰ طبقه ۶۰ واحدی زندگی می‌کنید. جمعیت ساختمان شما اگر مطابق متوسط ایران باشد، نزدیک ۲۰۰ نفر است. ۳۰ سال دیگر همین ساختمان باید برای ۲۴۰ نفر و حدود ۸۵ واحد جا داشته باشد. مساحت خانه شما هم ۲۰ متر کمتر خواهد شد به حدود ۵۰ متر خواهد رسید.

۲- بحران اقتصادی

داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد، سرانه تولید ناخالص ملی ایران در سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵)، به قیمت ثابت ۳۰ درصد کمتر از سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۵) است. این یعنی طی ۴۰ سال گذشته رشد جمعیت بیش از رشد اقتصادی بوده است. از سوی دیگر افت‌وخیزهای پرشمار اقتصاد ایران چه پیش و چه پس از انقلاب نشان می‌دهد، حتی در صورت تداوم روند موجود، وضعیت اقتصادی ایرانیان در سال ۱۴۳۰ بدتر از امروز خواهد بود.

این در حالی است که با توجه به بالا گرفتن بحران‌های سیاسی و امنیتی احتمال سقوط ایران، چندان کم نیست.

از سوی دیگر شاخص‌های داخلی اقتصادی و اجتماعی نیز، وضعیت مناسبی ندارند. بحران بیکاری روز به روز عمیق‌تر می‌شود. برآوردها نشان می‌دهد، تعداد بیکاران (با احتساب شغل ناقص) بیش از ۵ میلیون‌ نفر است. حتی اگر فرض کنیم کارنامه دولت در زمینه ایجاد شغل مثل سال‌های ۹۴ و ۹۵ موفق باشد (که بعید است)، این جمعیت تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۱۰ میلیون نفر خواهد شد.

چنین وضعیتی نه‌تنها تاثیر اقتصادی بلکه منشاء تاثیرات مخرب اجتماعی خواهد بود.

۳- بحران آب و محیط زیست

اگرچه اغلب تحلیل‌ها مدیریت نادرست در حوزه سیاست، اقتصاد و محیط زیست را عامل بروز بحران‌ها و تنش‌های سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی می‌دانند، اما برخی مطالعات نشان می‌دهند حتی اگر مدیریت ایده‌آل هم در ایران وجود داشت، باز هم بروز بحران‌های زیست‌محیطی به دلیل افزایش جمعیت ناگزیر بود.

به گفته برخی مقامات در ایران این عدد در سال گذشته (سال آبی ۶-۹۵) به ۱۴۰۰ مترمکعب بوده. این عدد حاصل تقسیم منابع آبی تجدیدپذیر بر جمعیت است. اگر فرض کنیم از حجم منابع آبی تجدیدپذیر تا ۳۰ سال دیگر ثابت بماند، آن وقت در ایران ۹۵ میلیون نفری سال ۱۴۳۰، سهم هر ایرانی از آب شیرین تجدیدپذیر کمتر از ۱۲۰۰ متر مکعب خواهد شد.

شوربختانه وضع از این هم بدتر است. چنانکه بر اساس مطالعات مرکز تحقیقات استراتژیک، با احتساب کاهش روزافزون منابع، سرانه آبی ایران تا سال ۲۰۵۰، کمتر از هزار متر مکعب خواهد بود. ۳۰ درصد کمتر از امروز و ۷۰۰ مترمکعب کمتر از یکی از تعریف‌های استاندارد “تنش آبی”.

۴- بحران‌های سیاسی و امنیتی

بالا رفتن تراکم جمعیتی در شهرهای ایران روی کیفیت زیستی زندگی ایرانیان اثر ملموسی دارد. تشدید بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، آستانه تحمل جامعه ایرانی را پایین می‌آورد و در چنین شرایطی کشور مستعحد مواجهه با بحران‌های سیاسی و امنیتی می‌شود.

کافی است بحران‌های سیاسی و امنیتی یک سال اخیر را در ذهن مرور کنیم و ببینیم اکثر این بحران‌ها دلایل زیستی و اقتصادی داشته‌اند و سپس تبدیل به مناقشه‌های سیاسی شده‌اند. نارضایتی اصلی جامعه ایرانی در نتیجه کمبود و نبود امکانات از یکسو و کلافگی از سخت‌تر شدن وضعیت زندگی است.

با این حساب این شکنندگی سیاسی -حتی به فرض تغییر نظام سیاسی حاکم- مادام که حرکت منحنی جمعیتی ایران رو به بالا است، همچنان تداوم خواهد داشت.

نارضایتی اصلی جامعه ایرانی در نتیجه کمبود و نبود امکانات از یکسو و کلافگی از سخت‌تر شدن وضعیت زندگی است

No responses yet

May 21 2018

پومپئو: شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران وضع می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: مایک پومپئو، وزیر خارجه‌ی ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که واشنگتن قصد دارد “فشار مالی بی‌سابقه‌ای” را به ایران وارد کند. او افزود که بدین منظور “شدیدترین تحریم‌های تاریخ” علیه ایران وضع خواهد شد.

دو هفته پس از خروج آمریکا از برجام، مایک پومپئو، وزیر خارجه‌ی این کشور روز دوشنبه (۲۱ مه/۳۱ اردیبهشت) در واشنگتن راهبرد جدید آمریکا در قبال ایران را تشریح کرد.

او گفت که آمریکا قصد دارد پیش از هر چیز با فشار مالی علیه ایران، به سیاست برتری‌طلبانه‌ی این کشور در خاورمیانه پایان دهد. به گفته‌ی پومپئو، تازه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران تازه آغاز کار است. او افزود که تیغ تحریم‌ها برای ایران بسیار دردآور خواهد بود.

به گفته‌ی پومپئو هنگامی که همه‌ی اقدامات تنبیهی علیه ایران از قوه به فعل درآیند، ایران باید برای زنده نگه داشتن اقتصاد خود مبارزه کند و رهبران تهران هیچ تردیدی درباره‌ی جدیت ما نخواهند داشت

پومپئو که روز دوشنبه در بنیاد محافظه‌کار “هریتیج” سخن می‌گفت، از ایران خواست که پشتیبانی خود از شورشیان حوثی در یمن و نیروهای طالبان در افغانستان را فورا متوقف کند. او همچنین خواست که ایران نیروهای خود را از سوریه خارج کند. پومپئو ایران را متهم کرد که از سران القاعده حمایت کرده و به آنها در کشور خود پناه داده است.

پمپئو همچنین گفت که مذاکرات تازه‌ای برای توافقنامه اتمی با ایران صورت نخواهد گرفت و این توافقنامه “بازنده” است و تاثیرات زیادی برای منطقه گذاشته است. این توافقنامه باعث شده که ایران به پیشروی خود در خاورمیانه ادامه دهد. بنابراین باید توافقنامه‌ی جدیدی جانشین آن شود.

به گفته‌ی پومپئو ایران زیر چتر توافقنامه‌ی اتمی در منطقه‌ی خاورمیانه جنگ‌های نیابتی به راه انداخت و حتی امروز هم درباره‌ی نیات واقعی خود دروغ می‌گوید. پومپئو تصریح کرد که ایران بزرگ‌ترین تامین‌کننده‌ی مالی تروریسم است. وزیر خارجه‌ی آمریکا از رهبران ایران خواست خط مشی خود را تغییر دهند. وزیر امورخارجه آمریکا خواهان آزادی تمامی شهروندان زندانی خود در ایران شد. او در مجموع ۱۲ خواسته از رهبران ایران را مطرح ساخت.

وزیر خارجه‌ی آمریکا تاکید کرد که ایران هرگز نباید اجازه داشته باشد که در منطقه‌ی خاورمیانه برتری یابد. به گفته‌ی پومپئو ایالات متحده آمریکا قصد دارد با متحدان خود در منطقه همکاری کند تا ایران را به عقب‌نشینی وادارد. وزیر امور خارجه آمریکا از ایران خواست که به تهدید همسایگانش و اسرائیل پایان دهد و از پرتاب موشک به اسرائیل، عربستان و امارات متحده دست بردارد.

حمایت از مردم ایران

پومپئو گفت: «ما بطور خستگی‌ناپذیر از مردم ایران حمایت خواهیم کرد». به گفته‌ی او ایالات متحده از اعتراضات علیه رژیم در تهران پشتیبانی خواهد کرد. به گفته پومپئو برخی در غرب تصور می‌کنند که حسن روحانی و محمدجواد ظریف وظیفه کنترل و مهار رفتارهای علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس را دارند. اما او افزود مسئولیت وضعیت اقتصادی در ایران بر عهده روحانی وظریف است و آنها را مسئول قربانی شدن ایرانی در منطقه دانست.

پومپئو تصریح کرد: «ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که ایران هرگز به جنگ‌افزار اتمی دست نیابد». به گفته‌ی او ایران باید همواره به بازرسان بین‌المللی اجازه دهد که از تاسیسات اتمی در سراسر این کشور بازدید کنند.
پومپئو تصریح کرد که توافقنامه‌ی اتمی با ایران برای همه‌ی طرف‌ها معامله‌ی بدی بوده است و به همین دلیل اکنون ایالات متحده آمریکا هدف‌های خود را بیرون از این توافقنامه دنبال می‌کند.

پومپئو همچنین خطاب به کشورهای اروپایی گفت همه‌ی شرکت‌هایی که با ایران “معاملات ممنوعه” انجام می‌دهند “باید پاسخگو باشند”.

Comments Off on پومپئو: شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران وضع می‌کنیم

May 21 2018

عضو شورای شهر: یافته‌های ما می‌گوید مومیایی کشف‌شده در شهرری، متعلق به «رضاشاه» بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

افق: خلیل‌آبادی عضو شورای شهر تهران درباره هویت مومیایی کشف شده در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) توضیح داد: آخرین خبری که داریم این است که مومیایی را در همان محدوده حرم حضرت عبدالعظیم (ع) که مدفون بود، دوباره دفن کرده اند.

حسن خلیل‌آبادی عضو شورای شهر تهران و رئیس کمیته میراث فرهنگی این شورا درباره هویت مومیایی کشف شده در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) توضیح داد: آخرین خبری که داریم این است که مومیایی را در همان محدوده حرم حضرت عبدالعظیم (ع) که مدفون بود، دوباره دفن کرده اند.

او در پاسخ به این سوال که آیا هویت مومیایی معلوم شده بود یا خیر گفت: من دقیقا نمی دانم اما آن طور که دوستان دیگری گفته اند، این مومیایی مربوط به رضاشاه بود. یافته های ما این را می گوید

او درباره محل دقیق دفن نیز گفت: محل دقیق دفن مشخص است و “مسئولان امر” آن را می‌دانند اما من نمی دانم.

No responses yet

May 21 2018

استاندار فارس ناآرامی‌های کازرون را گردن امام جمعه انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,سیاسی,شورش

رادیوزمانه: اسماعیل تبادار در جلسه شورای اداری استان فارس که با هدف معرفی حجت‌الاسلام لطف‌الله دژکام امام جمعه تازه استان برگزار شده بود، از فرصت استفاده کرد و با اشاره به درگیری‌های دو روز گذشته در کازرون که چندین کشته و مجروح به جای گذاشت، به طور غیر مستقیم سخنان امام جمعه کازرون را سبب‌ساز ناآرامی‌های اخیر دانست.

اسماعیل تبادار، استاندار فارس: انتظار داریم که صحبت‌ها در نماز جمعه به گونه‌ای باشد که کمترین اختلاف هم از آن متبادر نشود

در درگیری پلیس با معترضان در کازرون که شامگاه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت اتفاق افتاد، پلیس چندین نفر از معترضان را کشت و زخمی کرد و ده‌ها نفر هم بازداشت شدند. گروهی از اهالی کازرون از فروردین سال جاری تاکنون به طرح تقسیم این شهرستان به دو شهرستان جداگانه معترض‌اند. محمد خرسند امام جمعه کازرون ابتدا در مخالفت با طرح وزارت کشور با معترضان همراه شد، اما بعد از آنکه معترضان کازرونی به مصلی شهر رفتند و با سر دادن شعارهایی مانند «دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌‌‌گن آمریکاست» نماز جمعه شهر را به هم زدند، از آن‌ها فاصله گرفت.

اسماعیل تبادار، استاندار فارس در جلسه شورای اداری استان که به معرفی امام جمعه تازه استان اختصاص داشت گفت:

«انتظار داریم که صحبت‌ها در نماز جمعه به گونه‌ای باشد که کمترین اختلاف هم از آن متبادر نشود. امیدواری و نگاه به امید برای استحکام مملکت و نظام، یک امر ضروری محسوب می‌شود. شخصاً به کرات با امام جمعه‌ کازرون صحبت و اعلام کردم که از دور صدای مردم آن شهر را شنیده‌ام. در سفر به کازرون هم حرف‌ها و مطالب مردم را از زبان نمایندگان و امام جمعه‌ شنیدیم و پلاکاردهای در دست مردم را هم دیدیم و برای هر موضوعی پاسخ لازم را داده و تاکید کردم که تا زمان اصلاحیه، هیچ اتفاقی اجرایی نمی‌شود.»

محمد خرسند، امام جمعه کازرون اما در گفت‌وگویی که با رسانه‌های داخلی یک روز بعد از درگیری‌ها در این شهر انجام داد، دولت را متهم کرده که «حرمت» مردم کازرون را شکسته است:

«هر شهری آن هم شهر تاریخی مثل کازرون برای خود فرهنگی و هویتی دارد و ما نباید روی این مسائل که مورد حساسیت مردم است به بهانه‌هایی ورود کنیم. حرمت مردم باید رعایت شود و حساسیت‌ها در نظر گرفته شود. اگر از اول این حساسیت‌ها رعایت می‌شد کار به اینجا نمی‌رسید. نکته مهم‌تر این است که‌ آیا اکنون مشکل کشور وضع تقسیمات کشوری است؟»

اسماعیل تبادار اما در جلسه شورای اداری استان روایت دیگری از نظر امام جمعه کازرون به دست داد:

«سه روز پیش تجمعی غیرقانونی انجام شد، از آقای خرسند (امام جمعه‌ کازرون) پرسیدم که این چه معنا دارد، از نخبگان هم پرسیدم، همه گفتند معنا ندارد: اولاً اتفاقی نیفتاده، دوماً اگر بنا باشد کاری شود باید روال اداری آن در شئون مختلف انجام شود.»

استاندار فارس معترضان را معاند و سلطنت‌طلب خواند و گفت به شورای تأمین استان ابلاغ کرده که با معترضان از این پس مدارا نکنند.

در اعتراضات سراسری دی ۹۶ هم که از مشهد آغاز شد، شورای عالی امنیت ملی احمد علم‌الهدی، نماینده ولی فقیه را مورد بازخواست قرار داده بود. علم‌الهدی اما این اتهام را تکذیب کرده و دولت را متهم کرده بود که به جای ریشه‌یابی اعتراضات در پی سندسازی علیه اوست.

وزارت کشور روز گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که رویدادهای کازرون صرفاً در اعتراض به تقسیم این شهرستان به دو شهرستان جداگانه اتفاق نیفتاده، بلکه  «ریشه در عوامل دیگری دارد.» با این حال طرح تقسیم کازرون را به تعلیق درآورد.

معاون فرماندهی انتظامی فارس مردم معترض شهر کازرون را «اراذل و اوباش» نامیده و گفته است با آنکه پلیس «خویشتن‌داری» پیشه کرده اما در همان حال «قاطعانه» هم برخورد کرده.

No responses yet

May 20 2018

وکیل فعالان محیط زیست: ابزار جاسوسی ادعایی سیدامامی٬ قلاب ماهیگیری بوده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست


رادیوفردا: دو هفته پس از بازداشت کاووس سیدامامی٬ مدیر موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان، اعلام شد که او در زندان «خودکشی» کرده است.

وکیل شماری از فعالان محیط‌زیست بازداشت‌شده می‌گوید که «گشایش» خاصی در وضعیت آنها ایجاد نشده و دستگاه «جاسوسی» که تلویزیون ایران مدعی شده است متعلق به کاووس سیدامامی بوده٬ یک «قلاب ماهیگیری» است.

پیام درفشان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایلنا گفته است: در ویدئویی که در برنامه ۲۰ و ۳۰ تلویزیون ایران علیه سیدامامی پخش شد، «آنتنی» به نمایش در آمد و ادعا شد سیدامامی از طریق آن٬ «اطلاعات سری» برای بیگانگان ارسال می‌کرده است.

وی افزود: اما این آنتن ادعایی٬ «صرفاً یک چوب ماهیگیری است که خانواده سیدامامی در گردش‌های خارج شهر خود یک رادیو روی این چوب ماهیگیری نصب کرده و رادیو گوش می‌کردند».

هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، مراد طاهباز٬ کاووس سیدامامی٬ حسن راغ، عارف زارع، محمد زارع و عبدالرضا کوهپایه بهمن‌ماه و اسفندماه سال ۹۶ بازداشت شدند.

دو هفته پس از بازداشت کاووس سیدامامی٬ استاد دانشگاه امام صادق و مدیر موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان، به خانواده وی اطلاع داده شد که او در زندان «خودکشی» کرده است.

برخی از فعالان بازداشت‌شده محیط زیست با موسسه آقای سیدامامی همکاری می‌کردند و برخی دیگر که در سایر نقاط ایران در این زمینه فعال بودند٬ هیچ ارتباطی با وی و موسسه تحت مدیریتش نداشتند.

در حالی که مقام‌های قضایی، از جمله معاون قوه قضاییه و دادستان تهران، کاووس سیدامامی را که ایرانی‌-کانادایی بود٬ و نیز سایر فعالان محیط زیستی بازداشت‌شده را به «جاسوسی» متهم کرده‌اند٬ محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی می‌گوید کارشناسان وزارت اطلاعات دلیلی برای «جاسوس بودن» این افراد نیافته‌اند.

محمدرضا تابش٬ رئیس فراکسیون محیط زیست نیز به نقل از عیسی کلانتری٬ رئیس سازمان محیط زیست گفته که میان وزارت اطلاعات و برخی دستگاه‌ها درباره جاسوس بودن فعالان بازداشت ‌شده محیط زیست اختلاف‌نظر وجود دارد.

با این حال مقام‌های امنیتی مانع خروج مریم ممبینی٬ همسر سیدامامی از کشور و سفر او به همراه دو پسرش به کانادا شدند.

آن‌طور که آقای درفشان گفته خانم ممبینی٬ «ممنوع‌الخروج است و به دلیل وضع جسمانی نامساعدی که دارد هم‌اکنون در بیمارستان بستری است».

به گفته وی٬ خانواده برخی از بازداشت‌شدگان نیز «صرفاً» موفق به مکالمه تلفنی با عزیزان خود شده‌اند و ملاقات حضوری نیز برای «تعداد معدودی» میسر شده است.

آقای درفشان با بیان اینکه «شاهد گشایش خاصی در وضعیت این افراد نبوده‌ایم»٬ در مجموع از آزادی دو نفر از آنها به قید وثیقه خبر داده است.

وکیل فعالان محیط زیست بازداشت‌شده با اشاره به سخنان محمود علوی٬ وزیر اطلاعات مبنی بر اینکه این افراد٬ «جاسوس» نیستند٬ اضافه کرده که دادسرا هیچ پاسخی به کمیته چهار نفره‌ای که از سوی حسن روحانی برای پیگیری پرونده این افراد تشکیل شده٬ نمی‌دهد.

پیشتر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران، با اظهار بی‌اطلاعی از وضعیت بازداشت‌شدگان حوزه محیط زیست و شفاف نبودن بخشی از حکومت درباره این پرونده نیز گفت: «متأسفانه یک طرف ما قدرت دارد و اهل گفت‌وگو هم نیست».

مصطفی ترک همدانی٬ وکیل پیشین این فعالان نیز اواخر فروردین‌ماه از وکالت متهمان زیست محیطی کناره‌گیری کرد.

وی در توئیتر خود نوشته بود که «تحقیق از متهم بی‌وکیل پس از ۷۰ روز انفرادی چه حاصلی جز بی‌اعتباری تحقیقات و هدر رفت وقت و هزینه دارد».

این در حالی است که عباس جعفری دولت‌آبادی٬ دادستان تهران٬ بدون اشاره به جزئیات٬ مدعی شده که برخی متهمان این پرونده «مطالب قابل توجهی» بیان کرده‌اند.

دولت آبادی همچنین بدون اشاره به نام شخص خاصی٬ افزوده که خروج یکی از افراد مرتبط با این پرونده ناشی از نتایج تحقیقات است.

به نظر می‌رسد اشاره وی به کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست، باشد که هنگام سفر به خارج از کشور٬ از مقام خود کناره‌گیری کرد.

بر اساس برخی گزارش‌ها٬ وی نیز در زمان دستگیری فعالان محیط زیست برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود. پس از آن نیز گزارش‌هایی مبنی بر بازداشت آقای مدنی و همچنین دسترسی ماموران امنیتی به حساب‌های او در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

این در حالی است که مدنی در متن استعفای خود خبر داده بود که هنگام ورود به ایران، بدون حکم قضایی «همه سخت افزارهای شخصی و حساب‌های کاربریش» در شبکه‌های اجتماعی توسط «دلواپسان» نظام جمهوری اسلامی «مورد دستبرد» قرار گرفته بود.

محمود علوی٬ وزیر اطلاعات ایران٬ اتهامات امنیتی و جاسوسی علیه کاوه مدنی را رد کرده و مرجع تشخیص برای موضوع جاسوسی را وزارت اطلاعات دانسته بود.

غلامحسین محسنی‌اژه‌ای٬ سخنگوی قوه قضاییه، هم اعلام کرده که رفع ممنوع‌الخروجی کاوه مدنی از سوی یک معاونت ذیربط در وزارت اطلاعات تقاضا شده بود.

با استفاده از گزارش‌های ایلنا و رادیو فردا/ ب.ب/ ک.ر

No responses yet

May 20 2018

بازخوانی وضعیت معیشتی لا‌به‌لای آگهی‌ها: کار در برابر غذا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

ایران: مریم طالشی
روزنامه نگار
«پذیرایی از مراسم عروسی یا هر مراسم دیگری را رایگان انجام می‌دهم. منزل و محل کار شما را رایگان نظافت می‌کنم. راننده رایگان شما می‌شوم. نگهداری رایگان بیمار و سالمند. کمک رایگان به افراد ناتوان برای خرید کردن و انجام امور منزل. کارهای فنی منزل شما را رایگان انجام می‌دهم.»
این روزها هیچ چیزی را مجانی به آدم نمی‌دهند. خصوصاً خدمات که خب صدالبته نرخ خودش را دارد و خیلی وقت‌ها چندان کم هم نیست. برای نظافت چند ساعته منزل چیزی بین 40 تا 60 هزار تومان باید بپردازید. حالا اینکه کسی آگهی می‌گذارد در سایت و ادعا می‌کند به‌صورت رایگان چنین خدماتی انجام می‌دهد، واقعاً جای تعجب دارد. می‌شود با صاحب آگهی تماس گرفت و علت کارش را جویا شد: «نذر کرده‌ام به کسانی که نیاز به کمک دارند و توانایی پرداخت حق الزحمه را ندارند، کمک کنم. البته به افراد بالای 50 سال. توی آگهی هم عنوان کرده‌ام که فقط بالای 50 سال. نذرم هم محدود است؛ 5 نفر.»
این گفته‌های یکی از آگهی‌دهندگان است که نیتش آن‌طور که می‌گوید کار خیر است اما در تماس با بقیه آگهی دهندگان به نکات قبل تأمل‌تری می‌رسم: «برای مجالس خدمت می‌کنم. هر مراسمی باشد فرقی ندارد؛ عروسی، عزا، ولیمه، هرچه باشد. دستمزد نمی‌خواهم. همان اضافه مانده غذاها را بدهند ببرم بس است.»
این را مرد آن‌سوی خط می‌گوید. توی آگهی نوشته 28 ساله است. آگهی مال زابل است. یعنی قاعدتاً آگهی دهنده در محدوده همان شهر حاضر به خدمت مجانی است اما خودش می‌گوید تا زاهدان هم می‌آید.
از زابل تا زاهدان حدود 200 کیلومتر است. اینکه کسی این فاصله را در مسیر رفت و برگشت طی کند فقط به خاطر اینکه باقیمانده غذاهای جشن یا ولیمه را به‌خانه بیاورد، به‌نظر عجیب و باورنکردنی می‌رسد. صاحب آگهی اما آن‌طور که می‌گوید غذای چند روز را به‌خانه می‌برد و گرسنگی به‌نظرش این حرف‌ها سرش نمی‌شود: «کار نیست اما شکم باید سیر شود. این‌طوری خیلی هم استقبال می‌کنند اتفاقاً. از خدایشان است پول ندهند. غذاهای اضافه را بالاخره حساب کرده‌اند. دیگر پولش به جیبشان برنمی‌گردد.»
حرف‌هایش مثل دستی قدرتمند گلوی آدم را سفت می‌گیرد. می‌مانم چه بگویم. جمله‌اش در ذهنم می‌چرخد: «کار نیست اما شکم باید سیر شود.»
با خودم می‌گویم شاید حالا یک مورد اینجوری باشد، آن هم آن سر کشور؛ زابل. بالاخره منطقه محروم است. آگهی‌های مشابه اما این فرضیه را باطل می‌کند. نه زابل و نه زاهدان، همین تهران، بغل گوش خودمان. کسانی هستند که در سایت پربازدید آگهی رایگان می‌دهند تا کار رایگان کنند.
«می‌خواهی راستش را بدانی؟ سوء سابقه دارم. اعتیاد داشتم. کار بهم نمی‌دهند. اینجوری می‌روم سرکار. حالا می‌گویم رایگان اما یک چیزی بالاخره بهم می‌دهند، یک چیزی به اضافه لوازم اضافه. خودم یعنی می‌گویم که اگر لباس یا وسیله اضافه دارند، بهم بدهند. همان‌ها را می‌فروشم. نظافتچی هستم. کار دیگری هم بلد نیستم.» این را یکی دیگر از آگهی‌دهندگان می‌‌گوید، مرد میانسال. این را از صدایش می‌شود فهمید.
آگهی دهنده دیگر زن است. توی آگهی هم این را درج کرده و همین‌طور این نکته را که در ازای جای خواب، حاضر است رایگان کار کند. شاید یک جورهایی مثل سرایداری به‌نظر برسد. البته متفاوت از آن است چراکه سرایدار در ازای نگهداری از خانه و رتق و فتق امور، حقوق دریافت می‌کند اما این زن حاضر است بدون حقوق جایی کار کند که فقط جای خواب داشته باشد. جای خواب هم شامل سوئیت سرایدار یا اتاقی جداگانه نیست؛ یک دست رختخواب است گوشه‌ای از خانه و لابد زن باید خیلی هم خوشحال باشد که از سرگردانی نجات پیدا کرده، هرچند موقت. چراکه تجربه این کار را دارد و قبلاً به همین شکل در چند خانه کار کرده و بعد از مدتی بیرون آمده.
مشابه این آگهی باز هم هست. کسانی که در ازای اسکان و غذای مجانی برای شما کار می‌کنند. برعکسش هم دیده می‌شود. کسانی آگهی داده‌اند دنبال خانمی می‌گردند که کمکش کنند و محل اسکانش را تأمین کنند و در ظاهر امر به نظر می‌رسد کاری خیرخواهانه است اما در تماس با آگهی دهنده مشخص می‌شود که در ازای تأمین مسکن خانم، از او انتظار دارند امور نظافتی منزل و آشپزی را انجام دهد و همان‌طور که از جوانب امر معلوم است، حقوقی بابت کار پرداخت نمی‌کنند و همان جای‌خواب و غذا حکم حقوق را خواهد داشت.
یک پرس غذا قیمتش چقدر است؟ سؤال بهتر این است که یک پرس غذای خانگی چقدر تمام می‌شود؟ بگذارید یک حساب سرانگشتی بکنیم. اگر به‌طور معمول در هر هفته دو سه روز غذای گوشتی در برنامه غذایی باشد، چیزی حدود 7، 8 هزار تومان برای هر وعده تمام می‌شود. البته با کمتر از این هم می‌شود سر کرد اما ما حد وسط پایین را درنظر می‌گیریم. با احتساب صبحانه، هر فرد چیزی بین 400 تا 500 هزار تومان در ماه هزینه غذا دارد. اگر جای خواب را شامل یک تخت در نظر بگیریم هم همین حدود در ماه پول کرایه‌اش می‌شود. گرفتن حداقل جا برای خوابیدن که می‌تواند در یک پانسیون متوسط رو به پایین یا اتاق اشتراکی در جنوب شهر باشد، همین‌قدر هزینه برمی‌دارد.
اینطوری می‌شود حدود یک میلیون تومان. یعنی یک آدم برای جای خواب و غذا یک میلیون تومان هزینه دارد. حالا این آدم برای اینکه یک میلیون تومان درآمد ندارد تا حداقل هزینه زندگی‌اش را بپردازد، می‌رود خانه یا دفترکار کسی برایش مجانی کار می‌کند تا بی‌جا و گرسنه نماند. حالا اگر این آدم بخواهد کار خدماتی بکند، بین یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 800 هزار تومان در ماه درآمد دارد اگر 30 روز ماه را کامل کار کند.
حساب و کتاب بعضی وقت‌ها دیگر به کار نمی‌آید. کسی که حاضر است رایگان کار کند و غذایی بگیرد و به خانه ببرد یا در ازای کار، جای خوابی داشته باشد، حتماً دستش آنقدر از همه جا کوتاه شده که راه دیگری پیش پایش نیست.
چند وقت پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که جوانی را نشان می‌داد که در ایستگاه متروی امام حسین تهران ایستاده بود و با قیافه زار از مردم می‌خواست به او کار نظافت راه پله منزلشان را بسپارند و در عوض غذایش بدهند. به چهره‌اش نمی‌خورد معتاد باشد اما مشخص بود گرسنه است. شکم گرسنه صبر نمی‌کند تا سر فرصت کار پیدا کنی و غذا بخری.
آگهی‌های کار رایگان اول آدم را متعجب می‌کند. فکر می‌کنی چیزی شبیه همان خدمات مدل رایگان برای آرایشگاه است که همیشه مرسوم بوده برای اینکه کارآموز آرایشگری دستش راه بیفتد و به کار وارد شود و حالا اگر کمی خرابکاری هم کرد، مدل رایگان دیگر حتماً صابونش را به تنش مالیده و خب وقتی دنبال خدمات رایگان هستی، اینها را هم باید قبول کنی. اما در مورد نظافتچی رایگان، پرستار رایگان یا راننده رایگان، چنین چیزی صدق نمی‌کند. جنس این خدمات چیز دیگری است. در این بین ممکن است کسانی فکر سوء‌استفاده هم باشند که البته همیشه و در هر موردی پایشان به امور مختلف باز می‌شود و باید شش دانگ حواس را جمع کرد که در دامشان نیفتاد. مثلاً از کجا معلوم کسی که آگهی کار رایگان می‌دهد، فکر سرقت از منزل را در سر نداشته باشد یا آنکه می‌خواهد راننده رایگان شود، دنبال هدف دیگری نیست؟! از آن طرف هم هست. کسی که ادعا می‌کند به یک خانم تنها جای خواب و غذا می‌دهد، آیا هدفش واقعاً دریافت خدمات نظافتی است؟! نمی‌دانم چرا دلم می‌خواهد فکر کنم تمام این آگهی‌ها دروغ و فریبکاری است. دوست دارم باور نکنم شرایط برای بعضی‌ها طوری شده که حاضرند رایگان برای کسی کار کنند تا غذاهای باقیمانده مراسمش را به خانه ببرند. این آگهی‌ها تن آدم را می‌لرزانند.

No responses yet

May 17 2018

معترضان کازرون چه می‌خواهند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی

No responses yet

May 16 2018

روایت یک خبرنگار از مصاحبه با دکتر صادق زیباکلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

ایران وایر: شیما شهرابی

یک هفته است که برای نوشتن این یادداشت دست دست می‌کنم. نه این که برای گفتن واقعیت تردید داشته باشم اما ترجیح می‌دادم قضاوت را به عهده مخاطبان بگذارم. مخاطبانی که گفت‌وگوی من را با عنوان«حاضرم برای جلوگیری از سقوط نظام اسلحه به دست بگیرم» خوانده بودند و جوابیه دکتر زیباکلام را هم با عنوان «ماجرای اسلحه به دست گرفتن من و بی‌اخلاقی ایران‌وایر» دیده‌بودند. اما انبوه پیام‌هایی که درباره این مصاحبه دریافت کردم باعث نوشتن این یادداشت شد. در جوابیه آن چه در مصاحبه آمده انکار نشده اما من و رسانه‌ام به بی‌اخلاقی و بی تعهدی متهم شده‌ایم. بسیاری از افرادی که با من تماس گرفتند ،معتقدند سکوت من تائید این حرف‌های دکتر صادق زیبا کلام است. از سوی دیگر احساس می‌کنم. این که فردی مصاحبه کند و بعد که مورد حمله قرار گرفت، رسانه و خبرنگار را متهم کند یک بی اخلاقی تمام عیار است که البته از سوی سیاستمداران بارها دیده شده.

بنابراین تصمیم گرفتم پشت پرده این مصاحبه را روایت کنم و فایل صوتی بخش مورد بحث را همین‌جا بگذارم.

درست یک هفته پیش با دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران یک گفت وگوی تلفنی انجام دادم. بهانه این گفت وگو انتقادهای بعضی کاربران شبکه‌های مجازی به انتخاب ایشان برای جایزه آزادی بیان دویچه‌وله بود. به وقت تهران ساعت 8 صبح بود و ایشان پای تلفن گفتند که باید به کلاس بروند و چون پیشتر چندباری تماس گرفته بودم و نتوانسته بودند پاسخ بدهند، قرار شد تلفن را روی اسپیکر بگذارند و گفت‌وگو در حضور شاگردانش سر کلاس انجام شود. سوالی که من از آن تیتر مصاحبه را استخراج کردم، دومین سوال مصاحبه بود. «عده‌ای معتقدند شما حامی نظام جمهوری اسلامی هستید نظامی که خودش آزادی بیان را تحدید می‌کند. با این حساب تعلق جایزه آزادی بیان به شما جای تردید دارد. شما چهار سال پیش در مصاحبه با خود من هم به صراحت گفتید که حامی نظام هستید.» این‌جا دکتر زیباکلام می‌دانست قرار است به موضوع مهمی اشاره کند.

چون پیش از بیان اصل حرفش بارها تاکید کرد که یک گام جلوتر می‌گذارد و صریح و آشکار حرف می‌زند که بعدا نتواند حرف‌هایش را به شیطنت رسانه‌ای ربط دهد و از آن شانه خالی کند: «شما می‌‌فرمائید چهار سال پیش با من مصاحبه کردید آقای زیباکلام و گفتید که من با تمام وجود از نظام جمهوری اسلامی دفاع می‌کنم، من امروز که چهارسال از آن تاریخ گذشته و ما 16اردیبهشت 97 هستیم هم تاکید می‌کنم که من با تمام وجود از نظام دفاع می‌کنم و حتی یک قدم هم م‌یآیم جلوتر و خیلی صریح و آشکار و بدون این که با کلمات بازی کنم و بگویم: نه مقصودم این نبود، خانم شهرابی به اصطلاح شیطنت کرده و این بخش از مصاحبه را دستکاری کرده و اینا، نه خانم شهرابی ببینید من سعی می‌کنم خیلی ساده و صریح بگویم که هیچ‌‌جوری بعدا نتوانم از زیرش فرار کنم.»

او بلافاصله جمله‌های بعدی را می‌گوید و تاکید می‌کند که اگر این نظام با همین مشخصاتش از رهبری تا شورای نگهبان و روزنامه کیهان و… در معرض سقوط قرار بگیرد با این که او از اسلحه متنفر است و کار با تفنگ را هم بلد نیست اما اسلحه دست می‌گیرد و از نظام دفاع می‌کند: «اگر این نظام در معرض سقوط قرار بگیرد- منظورم از این نظام، همین مجلس شورای اسلامی، همین مقام معظم رهبری، همین شورای نگهبان، همین روزنامه کیهان و مابقی است- اگر همین نظام دچار بحران شود و من ببینم در شرف سقوط است که یا در نتیجه خیزش مردم در داخل کشور و یا حمله امریکا، اسراییل و.. به کشور باشد، من شرمنده شما و شرمنده خیلی از مردم ایران هستم، ولی با تمام وجود از نظام دفاع می‌کنم. من از اسلحه و فشنگ و…متنفرم اما اگر پایش بیفتد، اسلحه هم دست می‌گیرم و از نظام دفاع می‌کنم که سقوط نکند.»

من نمی‌دانم زمانی که دکتر صادق زیباکلام این جوابیه را می‌نوشتند حرف‌هایشان را فراموش کرده بودند یا دلشان می‌خواسته فراموش کنند؟ اما این جوابیه برای من به عنوان خبرنگاری که بیش از چهار سال است با ایشان بارها گفت‌و گو کرده‌ام، شوکه‌کننده بود، هنوز هم باورم نمی‌شود آقای زیباکلام که بارها از صداقت نداشتن سیاستمداران حرف زده بود، خودش این جوابیه غیر منصفانه را بنویسد. کاش صداقت داشتید اگر فکر می‌کردید، حرفتان نامناسب بوده. در همین جوابیه‌تان به جایی که به ایران وایر بتازید. می‌گفتید که مثال نامناسبی زده‌اید، اشتباه کرده‌اید. هرگز اسلحه دست نمی‌گیرد و … لااقل کاش توی مصاحبه تاکید نمی‌کردید که میخواهید طوری صحبت کنید که راه فراری نداشته باشید…. اما شما هم دیواری کوتاهتر از خبرنگار و رسانه پیدا نکردید

No responses yet

May 15 2018

موج واگذاری های بی رویه به آشوراده رسید: کابوس ویرانی در جزیره ایرانی كاسپین

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,محیط زیست

قانون: به‌گفته یکی از نمایندگان مجلس،اگر روزی آشوراده به بهانه طرح گردشگری یا هر بهانه‌ دیگری واگذار شود، آبروی محیط‌زیست کشور از بین خواهد رفت

بازار موافقت‌ها در زمان کلانتری بسیار داغ شده ودر این میان خبرهایی از موافقت سازمان محیط‌زیست با اجرای طرح گردشگری در آشوراده به‌گوش می‌رسد

محیط زیست درحالی با اجرای طرح گردشگری در آشوراده موافقت کرده که هتل‌سازی، بخش مهم طرح گردشگری تنها جزیره ایرانی کاسپین است

بومیان آشوراده در طرح واگذاری جزیره فراموش شده‌اند. مسئولان عدم توانایی مالی بومیان برای سرمایه‌گذاری را دلیل حذف آن‌ها اعلام کرده‌اند

واگذاری آشوراده به هر بهانه‌ای به بخش‌خصوصی و افراد ذی‌نفوذ، مصداق بارز زمین‌خواری و موجب تخریب است

آشوراده تنها جزیره ایرانی دریای کاسپین همچون جواهری در دریا می‌درخشد. آشوراده تلالو خود را به‌واسطه بکر بودن به‌دست آورده است. در روزگاری که بسیاری از ذخایر ارزشمند اکولوژیکی کشور مانند تالاب‌ها، جنگل‌ها، رودخانه‌ها و … با بحران‌های زیست‌محیطی دست و پنجه نرم می‌کنند، حال آشوراده خو‌ش‌تر از بقیه است. اما قطار توسعه‌ ناپایدار به آشوراده نیز رسیده است. چشم‌انداز زیبا و طبیعت بی‌نظیر آشوراده در این سال‌ها به چالشی برای جزیره تبدیل شده است. سودجویان بسیاری چشم طمع به تنها جزیره ایرانی دریای کاسپین دوخته‌اند. در چند دهه اخیر بارها خبر واگذاری آشوراده به‌ بخش خصوصی، تیتر یک رسانه‌های داخل و خارج کشور شده و جنجال‌های بسیاری را به‌وجود آورده است. در این میان نیز دولت‌ها برای آرام کردن افکار عمومی از منتفی شدن این واگذاری خبر می‌دهنداما این‌بار در دولت روحانی با واگذاری آشوراده موافقت شده است. به‌گفته یکی از نمایندگان مجلس، اگر روزی آشوراده به بهانه طرح گردشگری یا هر بهانه‌ دیگری واگذار شود، آبروی محیط‌زیست کشور از بین خواهد رفت. واگذاری آشوراده به هر بهانه‌ای به بخش‌خصوصی و افراد ذی‌نفوذ، مصداق بارز زمین‌خواری و موجب تخریب است.

اما داستان واگذاری آشوراده در اواخر دولت دوم اصلاحات مطرح شد و از آن سال‌ها تاکنون در تمامی دولت‌ها، این موضوع مطرح شده است. با روی کار آمدن دولت روحانی، پرونده واگذاری آشوراده دوباره مطرح شد که این بار بیش از گذشته موجب اعتراض افکار عمومی شد؛ چرا که از دولتی که یکی از شعارهای آن محیط زیست بود، چنین انتظاری نمی‌رفت. اعتراضات تا جایی پیش رفت که معصومه ابتکار، رییس سازمان محیط زیست درباره واگذاری آشوراده گفت: « تنها ۱۰ درصد آشوراده مربوط به گردشگری طبیعی است و واگذاری این منطقه به هیچ وجه ممکن نیست؛ چرا که جزو اراضی ملی است. همچنین چارچوبی در خصوص گردشگری طبیعی در منطقه آشوراده مشخص شده و فعالیت‌های سنگین نظیر دخل و تصرف و تخریب به هیچ‌وجه صورت نمی‌گیرد و سازمان محیط زیست اجازه چنین اقدامی را نخواهد داد».

کلانتری، آشوراده را آشفته کرد

سخنان ابتکار، خیال بسیاری از دوستداران و فعالان محیط‌زیست را آسوده کرد اما تغییر رویکرد دولت دوازدهم درخصوص محیط زیست و روی کار آمدن عیسی کلانتری در سازمان حفاظت محیط‌زیست، موجب نگرانی بسیاری شد؛ چرا که بازار موافقت‌ها در زمان کلانتری بسیار داغ شده است. در این میان خبرهایی از موافقت سازمان محیط‌زیست با اجرای طرح گردشگری در آشوراده به‌گوش می‌رسد. سازمان حفاظت محیط زیست درحالی با اجرای طرح گردشگری در آشوراده موافقت کرده است که هتل‌سازی، بخش مهم طرح گردشگری تنها جزیره ایرانی دریای کاسپین محسوب می‌شود.

در همین رابطه هفته گذشته مناف هاشمی، استاندار گلستان از صدور مجوز رسمی طرح گردشگری آشوراده پس از سال‌ها انتظار خبر داده است. به گزارش ایسنا، رضا اقتدار، معاون دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست گفت:« در زمان ابتکار، سازمان حفاظت محیط‌زیست توافقی انجام داد که بر اساس نتایج مطالعات منطقه میانکاله که بخشی از آن شامل آشوراده می‌شود،در این منطقه اقداماتی برای ساماندهی گردشگری صورت گیرد. سازمان حفاظت محیط‌زیست طبق وظایف، مطالعاتی را برای بررسی ارزش‌های زیستگاهی میانکاله به منظور زون‌بندی انجام داده و به‌تازگی اشکالات موجود در این مطالعه را اصلاح کرده است. حدود یکی دو سال پیش نیز استانداری گلستان طرح گردشگری برای جزیره آشوراده تهیه و ارائه کرده است که ایرادات بسیاری داشت.

معاون دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست در مورد ایرادات طرح گردشگری استانداری گلستان برای جزیره آشوراده گفت:« این طرح همه بخش‌های جزیره را در برمی‌گرفت و به اصطلاح همه بخش‌های آشوراده را لکه‌گذاری می‌کرد. طرح‌هایی برای اجرای گردشگری برای کل جزیره آشوراده در نظر گرفته بودند تا به تدریج به کل جزیره تسلط پیدا کنند. کارشناسان دفتر زیستگاه‌ها طی جلسات متعدد این طرح را اصلاح و کل طرح‌ها را در یک گوشه از جزیره آشوراده تجمیع کردند. این طرح اصلاح شده در کمیته ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان محیط زیست مورد بررسی قرار گرفت و نظرات دفتر زیستگاه‌ها و معاونت طبیعی اعمال و در نهایت کلیات فنی طرح گردشگری آشوراده در آنجا تایید شد».

او در ادامه با بیان اینکه آشوراده جزو اراضی ملی و واگذاری آن ممنوع است، گفت:« به همین علت باید مراحل قانونی این موضوع طی شود. واگذاری عرصه میانکاله – که آشوراده نیز بخشی از آن است-ممنوع است. در کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست نیز این موضوع اعلام شده و هیچ واگذاری صورت نمی‌گیرد و تنها امکان بهره‌برداری در چارچوب ضوابط وجود دارد. امور گردشگری در آشوراده در منطقه‌ای که ارزش زیستگاهی پایین‌تری دارد،انجام خواهد شد. گردشگری آشوراده در کنار تاسیسات آموزش و پرورش و منطقه‌ای که محل تردد مردم و مستثنیات آن‌هاست، انجام می‌شود. ضمن اینکه طرح‌های گردشگری در مناطق چهارگانه محیط‌زیست با طرح‌های گردشگری خارج از این مناطق متفاوت است. در این مناطق بیشتر سازه‌های سازگار با طبیعت مثل مراکز بومی‌گردی، مراکز توزیع مواد غذایی ارگانیک و محلی، آلاچیق و طرح‌هایی مشابه این طرح‌ها مستقر خواهند شد».

زمین‌خواری در آشوراده

پیش از این نیز علی محمد شاعری، رییس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی، واگذاری آشوراده را مصداق بارز زمین‌خواری دانسته و در این‌باره گفته است:« اگر روزی آشوراده به بهانه طرح گردشگری یا هر بهانه‌ دیگری واگذار شود، آبروی محیط‌زیست کشور از بین خواهد رفت.واگذاری آشوراده به هر بهانه‌ای به بخش‌خصوصی و افراد ذی‌نفوذ، مصداق بارز زمین‌خواری و موجب تخریب است. مجلس مخالف واگذاری آشوراده به بخش خصوصی است و بارها این موضوع را به مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست گفته‌ام. آشوراده باید همچنان مکان امن زیست پرندگان و اکوسیستمی طبیعی برای حفظ محیط‌زیست مازندران و گلستان باشد. نباید به بهانه گردشگری، ایجاد اشتغال یا توسعه، محیط‌زیست را نابود کنیم.حرمنصوری یکی از فعالان محیط زیست میانکاله به «قانون» درباره حواشی اخیر آشوراده گفت:« فعالان محیط زیست نمی‌توانند بدون هیچ قید و شرطی مخالف اجرای هرگونه طرح گردشگری و طبیعت‌گردی باشند. این مخالفت باعث منفعل شدن آن‌ها و در نهایت حذف از دایره ناظران برتر می‌شود. باید هوشمندانه عمل کرد و با نظارت بر تک‌تک مصوبات سازمان محیط زیست، مانع از انحراف و تخریب آشوراده شویم. اجرای اکوتوریسم در قالب تعریف و فاکتورها، نه‌تنها پیامد منفی ندارد بلکه موجب حفاظت از مناطق موردنظر نیز می‌شود».

اکوتوریسم راه‌حل نجات آشوراده

اکوتوریسم، صنعتی است که بسیاری از کارشناسان محیط زیست با توسعه آن در آشوراده موافق هستند. حرمنصوری در این‌باره گفت:« فعالان و کارشناسان محیط زیست با هرگونه توسعه سخت افزاری در جزیره آشوراده مخالف هستند. اما همه ما می‌دانیم حفاظت فیزیکی 50 سال است که در دنیا منسوخ شده و دیگر پاسخگو نیست. به همین دلیل اکوتوریسم به‌عنوان ابزاری مناسب و کارآمد برای حفاظت از این مناطق مطرح می‌شود؛ چراکه موجب آشتی بومیان با مناطق حفاظت شده و نجات آن می‌شود. اما این موضوع را فراموش نکنیم که ایجاد زیرساخت‌های اکوتوریسم نباید موجب سوءاستفاده و بهره‌برداری ناپایدار از محیط‌زیست شود. صنعت اکوتوریسم یک تیغ دولبه است که می‌تواند هم موجب تخریب زیستگاه آشوراده شود و هم به حفاظت این جزیره در درجات بالاتری کمک کند».

اما و اگرهای اکوتوریسم

این فعال محیط زیست درباره واگذاری آشوراده برای توسعه گردشگری گفت:« ما با توسعه صنعت اکوتوریسم موافق هستیم، نه گردشگری انبوه؛ چراکه زیرساخت‌های این دو بخش با یکدیگر بسیار متفاوت است. در اکوتوریسم بیشتر به سمت توسعه نرم‌افزاری گردشگری پیش می‌رویم و آسیبی به محیط زیست وارد نمی‌شود اما در بخش گردشگری انبوه، به‌دنبال ایجاد سخت‌افزاری زیرساخت‌های گردشگری هستیم که بخشی از محیط زیست نیز قربانی این توسعه خواهد شد.

شواهد حاکی از آن است که در واگذاری آشوراده برای گردشگری بیشتر از آنکه بومیان منتفع شوند، بخش دولتی یا شاید خصولتی منتفع می‌شود. یکی از دلایل واگذاری آشوراده که از سوی مسئولان مطرح شده، انتفاع مالی بومیان این جزیره در جهت بهبود سطح معیشتی آن‌ها بوده است. این رونق اقتصادی، حفاظت در جزیره توسط بومیان منطقه را نیز درپی خواهد داشت. نکته قابل توجه اینجاست که بومیان آشوراده در این طرح فراموش شده‌اند. مسئولان عدم توانایی مالی بومیان برای سرمایه‌گذاری را دلیل حذف آن‌ها اعلام کرده‌اند. حال پرسش این است، چرا مسئولان به‌دنبال توانمندسازی بومیان و ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری برای آن‌ها نبوده‌اند؟ آیا در بسته‌های سرمایه‌گذاری امکان اختصاص بخشی از این واگذاری در کنار دیگر بخش‌های دولتی یا خصوصی به بومیان محلی وجود نداشت؟».

خطر انحراف از طرح

حر منصوری ادامه داد:« خطر اصلی در آشوراده احتمال انحراف پروژه از مسیر اولیه خود است. تمام مصوبات آخر سازمان درخصوص آشوراده بسیار خوب و تاحدی سختگیرانه است اما احتمال این وجود دارد که سرمایه‌گذار پس از استقرار، خارج از تعهدات و مصوبات، اقداماتی را انجام بدهد. به‌عنوان مثال رستوران در جزیره وجود دارد و نیازی به رستوران جدید دیگری در آن نیست، باید به این مساله توجه کرد و اجازه احداث رستوران جدیدی داده نشود. همچنین ظرفیت پذیرش گردشگر در جزیره بسیار محدود است وآمدن بیش از اندازه گردشگر به جزیره موجب تخریب زیستگاه‌های حیات وحش می‌شود». آشوراده، تنها جزیره دریای خزر

آشوراده، دهی در مرکز شبه جزیره میانکاله در شهرستان بندرترکمن، استان گلستان است. جزیره‌ای که در سده‌های گذشته درپی عملکرد و فعالیت گروه‌های انسانی با حفر کانال از توده اصلی خشکی خود (شبه جزیره میانکاله) جدا افتاده‌است. آشوراده در سال ۵۴ جزو نخستین مناطق زیست کره جهان معرفی و ثبت شد. در همین حال در کنوانسیون جهانی رامسر، در زمره تالاب‌های مهم دنیا قرار گرفت و سومین اهمیت این منطقه عضویت آن در پناهگاه حیات وحش است که در تمامی ایام سال، میزبان انواع پرندگان است. ۴۰درصد خاویار ایران در نزدیکی این جزیره به دست می‌آید. لفظ «آشوراده» در زبان ترکمنی به معنای «جزیره آشور» است و دارای دو بخش آشیر (آشور) و آدا (جزیره) {آشیرآدا=آشوراده} است.

ترکمن‌ها به این جزیره «مال آشیر» هم می‌گویند زیرا در زمان‌های قدیم از ساحل بندر ترکمن، دام‌های خود را جهت تعلیف به جزیره می‌رساندند و در این لفظ «مال» به معنای «دام» و «آشیر» به معنای مصدر«رساندن» است.در سال ۱۸۳۷ این جزیره با وجود اعتراض ایران، به دست نیروهای روسیه اشغال شد. پس از این اشغال، نیروهای روسی تا چندین دهه یک پاسگاه نظامی در آن داشتند.

سیر تاریخی جزیره آشوراده مبین این واقعیت است که این جزیره در مقاطعی از گذشته، مرکز مبادلات تجاری و فعالیت‌های مختلف اقتصادی بوده است. در سال 1215 هجری شمسی برابر با 1836 میلادی، جزیره به اشغال روس‌ها درآمد و محل رقابت استعماری روسیه تزاری و بریتانیا شد و از این جهت موقعیت حساسی داشته است. در زمان ناصرالدین شاه، میرزا تقی‌خان امیرکبیر درصدد پس گرفتن آشوراده برآمد و سرانجام پس از سقوط تزاریسم، به‌موجب عهدنامه منعقده مودت بین ایران و روسیه مورخ 26 فوریه 1921 در مسکو چنین مقررشدکه به‌واسطه عدم تمایل دولت شوروی نسبت به استفاده از ثمره غاصبانه دولت تزاری از جزیره آشوراده و همچنین خرید فیروزآباد با اراضی آن که مطابق قرارداد 28 مه 1892 از طرف ایران به روسیه انتقال داده شده بود، به ایران مسترد شد.

http://www.payvand.com/news/14/sep/1096.html

No responses yet

May 15 2018

گفتگوی سایت خبری داخل ایران با حسن شریعتمداری: روزهای سخت پیش روی جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

گویانیوز: انتخاب خبر: مهندس حسن شریعتمداری، متولد 1326 در تبریز و ساکن شهر هامبورگ آلمان. مهندس حسن شریعتمداری، فرزند مرحوم آیت‌الله العظمی سید محمد کاظم شریعتمداری است. او محقق و پژوهش گر و سیاست پیشه و از منتقدان جمهوری اسلامی ایران است. او کارشناس فیزیک از دانشگاه صنعتی شریف، و کارشناس ارشد حقوق از دانشگاه تهران است و در حوزه علمیه قم، الهیات و فلسفه خوانده است.

«شریعتمداری» از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸، مدیر بیمارستان سهامیه قم، رئیس بخش انتشارات دارالتبلیغ اسلامی قم و سردبیر مجلات «پیام شادی» و «نسل نو» بود که برای کودکان و نوجوانان منتشر می‌شد. اکنون او فعال سیاسی و پژوهش گر اجتماعی است.

مهندس حسن شریعتمداری، پس از ممنوع شدن حزب جمهوری خلق مسلمان ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۲ حزب چپ میانه «جمهوری خواهان ملی ایران» را بنیان گذاشت. او در سال ۱۳۸۳ از مؤسسین اتحاد جمهوری خواهان ایران بود. حالا اما «شریعتمداری» در گفت وگویی که با «انتخاب خبر» داشته، خرسندی خود را از آزادی مطبوعات و رسانه ها عنوان می کند.

او از اینکه می تواند با یک تریبون رسانه ای در داخل ایران سخنش را با مردم در میان بگذارد احساس رضایت می کند و این در حالی است که «انتخاب خبر» به هیچ سازمان و نهادی وابسته نیست و مستقل عمل می کند و گفت و گویش با «شریعتمداری» فقط به عنوان موسس اتحاد جمهوری خواهان است تا نظرهای او را در مقابل نظرهای موافق و مخالف این اتحاد قرار دهد.

مهندس شریعتمداری در پاسخ به این پرسش که این گفت و گو از داخل ایران و از طریق یک خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران با شما انجام می شود. شرکت شما در این مصاحبه چه پیامی را مخابره می کند؟ می گوید: «من بالاخره خوشحال هستم که چنین سدی شکسته می‌شود و بخشی از اپوزیسیون اصولی ایران، موفق می شوند که در مطبوعات و رسانه هایی که در ایران هستند حرف های خود را با مردم در میان بگذارند. حالا به هر دلیلی این یک اتفاق مبارک است، اما برای آزادی مطبوعات و اطلاع رسانی با یک گل بهار نمی شود. این مقدمه ای است برای گفت و گوهای دیگر که امیدوارم گسترش پیدا کند. با توجه به سوابق جمهوری اسلامی ایران، برداشت اولیه انسان چندان مثبت نیست. اغلب انسان از خودش می پرسد که این امتیاز از کجا به دست آمده است؟ آیا این یک پروژه امنیتی است؟ چون جمهوری اسلامی متأسفانه به همه موضوعات از محور و رفرنس امنیتی نگاه کرده است و سیاست را بر محور خواسته های امنیتی بنا گذاشته نه برعکس که امنیت دستاورد یک سیاست متوازن و موزون باشد. بنابراین انسان فکر می کند که این امتیاز یا انحصاری باشد و یا بخشی از یک پروژه امنیتی که هدف آن این است که ما برطبق پروژه ای که بعضی از افرادی که در اپوزیسیون سخنگوی نیمه آشکار دستگاههای امنیتی هستند، قبلا شبیه آن را اظهار داشته اند، آن را بسنجیم. آنها از طریق ارتباطاتی که با دستگاه های اطلاعاتی دارند اخیراً نوشته و گفته اند که اپوزیسیون به اصلاح طلبان، تحول خواهان و براندازان تقسیم می شود. براندازان را باید ایزوله کرد و اصلاح طلبان باید به تحول خواهان نزدیک شوند و با آنها همکاری کنند. ممکن است هدف چنین پروژه ای سنجیدن و تعریف دقیق اپوزیسیون باشد که کدام بخش تحول خواه است و کدام بخش برانداز. البته می توان دید کمی خوشبینانه هم تر نسبت به وب سایت «انتخاب خبر» داشت. اگر به انجام این مصاحبه خوشبین باشیم، برداشت اولیه ای که مطرح شد شاید بدبینانه باشد و بخشی از حکومت به این نتیجه رسیده باشد که باید به خبرگزاری هایی مانند «انتخاب خبر» اجازه بدهد و امتحان کند که آیا می توان در فضای آزاد زندگی کرد؟ آیا می توان با بقیه، خط و خطوط قبلی را برداشت و یک نوعی دیالوگ برقرار کرد یا خیر؟ امیدوارم این برداشت دومی از انجام چنین مصاحبه ای صحیح باشد و قضاوت براساس روش مألوف جمهوری اسلامی ایران قضاوت صحیحی نباشد.»

حالا اما «شریعتمداری» آزادی بیان رسانه ها و مطبوعات را به شرطی که بطور جدی شروع شود، یک تغییر جدید در فضای سیاسی ایران برمی شمرد و می گوید: «باید این موضوع را به فال نیک گرفت. به هر صورت اگر هر کدام از دو برداشت مطرح شده صحیح باشد، این مصاحبه نشان می دهد که توازن قوا پس از اعتراضات دی ماه 1396 به هم خورده و اپوزیسیونی که نادیده انگاشته می شده است این بار به ناچار وزن خود را تحمیل کرده و به حساب آمده و با او گفت و گویی غیرمستقیم و از طریق خبرگزاری انتخاب خبر شروع می شود.»

گپ و گفت تفصیلی «انتخاب خبر» با او را بخوانید.

شما که در حال حاضر در کشور ایران نیستید. با این وجود، چه شناختی از شرایط امروز ایران در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… دارید؟

مسلماً نبودن در متن حوادث برخی امتیازات را از ما سلب می کند. ما آنچه را که فرنگی ها به آن Finger Tauch یا «حس لمس از نزدیک» می گویند نداریم، مانند افرادی که در داخل کشور به سر می برند.

ولی نبود ما در داخل کشور و حضور در خارج کشور در مجموع محسناتی نیز دارد و وسعت دیدی به دست می دهد که انسان می تواند بر فراز دعواهای موجود و تنگ نظری هایی که در محل حادثه وجود دارد و افق دید محدودی که به علت نبودن اطلاعات، حاکم بر فضای موجود است، برآن ها غلبه کند و با دید وسیع تری به قضیه نگاه کند. در مثالی می گویند که «درست است که ماهی هایی که در یک برکه شنا می کنند سردی آب را بیش از هر کسی حس می کنند، اما بوی تعفن مرداب را حس نمی کنند و از کوچکی برکه ای که در آن غوطه می خورند اطلاع ندارند.» کسی که در کنار مرداب است آن سردی آب را حس نمی کند، ولی کوچکی مرداب را می بیند و بوی تعفن آن را می تواند استشمام کند و فساد روابط آن را ملاحظه می نماید.

بنابراین بودن در یک محیط دموکراتیک و آزاد با امکان دسترسی به اطلاعات و کتب و مطالعات و دانشگاهها نیز محسناتی دارد که آن کس که در کشوری استبداد زده است، اغلب از آن محروم است. البته از استثناها سخن نمی گویم که همواره وجود دارند، اما این هر دو مکمل همدیگر هستند. ما از بسیاری از روابط نزدیک و اطلاعات دقیق درونی محروم هستیم، ولی برعکس از تجربیات جهانی و روابطی که در نظام ایران حاکم است می توانیم مشاهده عمیق تر و دقیق تری داشته باشیم. من ضمنا سعی کرده ام روابطم را در سطح گسترده ای با ایران حفظ نمایم.

جنابعالی به عنوان بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی شعار رفراندوم سر می دهید و حتی بیانیه ای را در این راستا امضا کرده اید. آیا شما اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی محسوب می شوید؟ چه تفاوتی بین شما و براندازانی که خواهان تغییر رژیم و براندازی حکومت فعلی هستند، وجود دارد؟
اولا اصطلاح برانداز یک اصطلاحی است که یادگار دوران جنگ سرد است. در دوران جنگ سرد اپوزیسیون خودش را متعلق به یک ارتش یا سپاهی از مخالفین می دید که با سپاه یا ارتش متخاصم یعنی نظام حاکم مشغول جنگ است. در این صورت اپوزیسیون و نظام حاکم در دو جبهه متفاوت قرار دارند و اپوزیسیون باید به قدری قوی شود که ماشین دولتی را بکوبد و از بین ببرد و قدرت را به دست بگیرد. چنین تصوری سال ها است که از جهان رخت بربسته است و مبارزات مسالمت آمیز مدنی در اساس فرضش بر این است که ما در حال جنگ نیستیم، ما در حال دیالوگ هستیم.

در درون نظام و در دستگاه وسیع اداری آن، بسیاری که در آن کار می کنند و در جامعه مدنی هزاران انسان است که مانند ما می اندیشند و فقط در شرایط دیگری هستند که نمی تواند این اندیشه را با صدای بلند ابراز کنند. کوشش مخالفان جذب و هم سو کردن آنان نیز هست و نه چنگ با آنان. به اعتقاد من اصلاحات در درون جمهوری اسلامی ایران غیرممکن است. من در مقدمه اعلامیه رفراندوم به همراه دیگر امضا کنندگان این قضاوت خود را نسبت به اصلاحات در درون نظام اظهار داشته ام.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مشمول تبعیض هایی است که بسیاری از آنها را حتی رهبر جمهوری اسلامی هم، حتی اگر به فرض قریب به محال بخواهد نیز، اختیار تعویض آنها را ندارد. به خصوص اصل چهارم یعنی انطباق همه قوانین بر اصول شریعت، وجود شورای نگهبان و نهاد ولایت فقیه تا ظهور امام زمان، طبق تصریح قانون اساسی موجود غیرقابل تغییر می باشند. این اصول قانون اساسی که تغییر آنها از اختیارات رهبر جمهوری اسلامی هم فراتر است، منشأ همه تبعیض هایی است که نمی گذارد یک حکومت دموکراتیک مدرن پا بگیرد. بنابراین من خواستار تغییر قانون اساسی و برپایی یک جمهوری سکولار مبتنی بر حقوق بشر و دموکراسی پارلمانی هستم و خودم طرفدار دولت رفاه اجتماعی و به قول قدیمی تر ها سوسیال دموکرات هستم.

نسبت من و نسبت این نظام، نسبت یک اپوزیسیون اصولی است که قانون اساسی نظام موجود را قابل اصلاح نمی داند و فکر می کند که باید از طرق مسالمت آمیز و مدنی تغییر کند. رفراندوم فرصتی است که می تواند به طریق مدنی و بدون احتیاج به مخاصمه، تعیین تکلیف کند و نشان بدهد ملت چه می خواهند و ترجیح می دهند کدام نظام سیاسی و قانون اساسی به آن ها حکومت کند. اصل آزادی انسان ها در تعیین سرنوشت سیاسی خویش به مردم امکان چنین خواستی یعنی برقراری رفراندوم تعیین نوع نظام سیاسی کشور را می دهد.

با عنایت به شرایط امروز ایران، آیا حاضر هستید به کشور بازگردید و با جمهوری اسلامی ایران بر سر یک میز قرار گیرید و طی یک آشتی و گفت و گوی ملی، این حکومت را در راستای رفع مشکلات موجود یاری کنید؟
گفته اند از قدیم که «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است». ما از اینجا با وسایل مدرن صدای خودمان را به حکومتگران می رسانیم و اگر بنای یک آشتی ملی واقعی داشته باشند، مسئله بر سر اراده سیاسی لازم و اجماع همه حکومتگران و از همه مهمتر توافق رهبر جمهوری اسلامی با انجام آن است نه آمدن امثال من به ایران و گفتگوی حضوری در یک پروژه خیالی و فرضی؛ وگرنه اصولاچگونه می توان به مملکتی برگشت که یکی از امضاکنندگان رفراندوم آن یعنی خانم نرگس محمدی در زندان به سر می برد. عده زیادی حتی آن هایی که خواسته سیاسی مستقیمی ندارند و فقط برای محیط زیست فعالیت می کنند به طرز مشکوکی خودکشانده می شوند. عده زیادی را تحت شکنجه از بین می برند و صدای آنها به جایی نمی رسد، انواع تبعیض ها و سرکوب ها به شدت برقرار است. چگونه می شود از آشتی ملی صحبت کرد، موقعی که در حکومت اجماعی بر سر چنین ایده هایی وجود ندارد و بخش مسلط آن، نه تنها با چنین ایده هایی موافق نیست، بلکه درست از سیاست پیروزی در سایه رعب و وحشت تبعیت می کند و فکر می کند برخورد خشونت آمیز با مخالفین تنها راه مقابله با آنها است؟ فکر می کنم ما هنوز از این مرحله بسیار دور هستیم. اگر واقعا چنین اجماعی در حکومت باشد راه آن بازگشایی فضای سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه های جمعی، آزادی زندانیان سیاسی، رعایت حقوق بشر، منع اعدام و از این قبیل اقدام هاست تا اطمینان اندکی پیدا شود که چنین اراده ای در حاکمیت برای آشتی ملی پیدا شده است. هنوز ما از این مرحله بسیار دور هستیم.

به نظر شما چرا آمریکا از برجام خارج شد؟
برجام از ابتدایی که منعقد شد، در ایران هم یک قرارداد مورد اجماع گروه های مختلف حکومت نبود. رهبری، پاره ای از دستگاه های امنیتی و سپاه به شدت در مقابل برجام ایستاده بودند و نسبت به نیات کسانی که آن را امضا کرده بودند به طوری بدبین بودند که چند نفر از حاضرین در جمع مذاکره کنندگان به جرم جاسوسی گرفتار شدند و هنوز در زندان هستند. وقتی حکومتی قراردادی را امضا می کند و از منطقه خاکستری قرارداد برای توسعه نفوذش در منطقه استفاده می کند و می داند که منظور اصلی از این قرارداد این بوده که تقسیم کیک قدرت خاورمیانه بعد از سقوط شوروی با توافق و تفاهم با قدرت های ذی نفوذ در منطقه باشد، خواه ناخواه منتظر این است که یک روزی این بازی به هم بخورد. با آمدن ترامپ حداقل از چهار ماه پیش واضح بود که ترامپ این قرارداد را برنخواهد تافت و بارها علنا می گفت.

به نظر من این تصمیم غیرمنتظره نبود، بخش های مهمی از حکومت انتظار آن را داشت و ما هم غافلگیر نشدیم؛ یعنی قابل تصور بود که این اتفاق می افتد. حال برجامی که با اروپایی ها و جمهوری اسلامی ایران و چین و روسیه مانده است دیگر برجام قبلی نیست. مسلما ما با یک فضای دیگری روبرو هستیم و جمهوری اسلامی روزهای بسیار سختی را در پیش رو دارد. تحریم هایی که اعمال می شود اقتصاد ناتوان ایران را ناتوان تر می کند و از این رو گسل بین جامعه و حکومت بیشتر می شود. برای این که حکومت قادر نخواهد بود این حداقل سرویس و خدمات را حتی در سطح نازل فعلی نیز به جامعه بدهد.

با خروج آمریکا از برجام، آینده جمهوری اسلامی ایران را چگونه پیش بینی می کنید؟
من فکر می کنم خروج آمریکا از برجام اثرات مهمی در جامعه و در حکومت و در تعادل قدرت در درون ایران خواهد داشت. پروسه فروپاشی که از دی ماه 1396 به طوری علنی شده است که حکومتگران هم اغلب به آن اعتراف می کنند یک فرآیند جدی است، باید جدی گرفته شود و اگر اصلاحات ساختاری و اساسی برای ترمیم روابط در صحنه بین المللی و صرف نظر کردن از ماجراجویی هایی که در حقیقت چشم اندازی برای پیروزی آن نیست، نداشته باشند جمهوری اسلامی ایران، روزهای بسیار سخت تری را در پیش رو خواهد داشت. یا به زودی مذاکراتی بین ایران و آمریکا صورت خواهد گرفت که هدف آن محدود ساختن دامنه نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه و برنامه اتمی و موشکی آن خواهد بود و جمهوری اسلامی مانند دفعه پیش مخفیانه در آن شرکت کرده و برای مدت ها آن را مخفی نگه خواهد داشت و یا در غیر این صورت شاهد تشدید درگیری های نظامی و تحریم های کمرشکن خواهیم بود.

جمهوری اسلامی ایران در این شرایط چه اقدامی می تواند انجام دهد؟
به نظر من موضوعاتی است که عقل بسیار واضح می گوید و باید انجام داد. ولی یک عقل متعارف با منطقی که رهبر جمهوری اسلامی ایران و سپاه و پاره ای از علاقمندان به آن ها دارند به کلی متفاوت است. آنها تصورشان این است که هم اکنون یک نیروی آلترناتیو منطقه ای، جهانی بوده و پیروز میدان هم هستند و هم آورد آمریکا و غرب و رقیب آنان می باشند و کار خودشان را تا حدودی با موفقیت پیش برده اند.

امروز سخنگوی سپاه می گوید که «پیروزی ما در صحنه نبرد است، ما باید به اروپا اطمینان نکنیم، اروپا به دنبال آمریکا خواهد رفت.» در چنین فضایی جمهوری اسلامی ایران هم راهش را ادامه خواهد داد و تبعات آن را خواهد دید. ولی اگر جمهوری اسلامی ایران یک منطق معمولی داشت قضیه معلوم است، باید فضای سیاسی را آزاد کرد، باید فاصله با مردم را کاهش داد، باید پایگاه اجتماعی در بین مردم را ایجاد نمود و فاصله واضحی را که بین منافع نظام و منافع ملی قرار دارد و شبیه یک دره هولناکی است ترمیم کرد. این دره هولناک را می بینم که در حال عمیق تر شدن نیز هست. امروز مردم ایران منافع نظام را منافع خودشان نمی بینند و درست هم می بینند. منافع نظام منافع همان چند درصدی است که به آلاف و الوف رسیده اند، همه چیز این مملکت را برده اند، فاسد هستند و دارند با این ماجراجویی ها و تحریم ها کاسب کاری می کنند.

مردم ایران منافع خود را در این می بینند که دشمنی خاصی با آمریکا و اسرائیل نداشته باشند، با کشورهای منطقه در صلح زندگی کنند، جمهوری اسلامی ایران، دست از ماجراجویی در سوریه و دیگر نقاط بکشد و تبدیل به حکومت معمولی شود. اما اینکه آیا جمهوری اسلامی ایران پس از چنین اصلاحاتی خواهد توانست ادامه دهد یا خیر، یک مسئله دیگری است، ولی بدون چنین اصلاحاتی حتما نمی تواند ادامه دهد. مردم توقع اصلاحات دارند، اما در فضای موجود من در حقیقت نمی توانم به ذهنم راه بدهم که سران جمهوری اسلامی ایران قادر باشند و این اراده جمعی را داشته باشند که به چنین اصلاحاتی دست بزنند. جنگ قدرت بین جناح های حاکم در حدی است که آن ها را از انجام هر پروژه واقعی اصلاحی باز می دارد. نظام در حالت یک تصلب ساختاری است و فلج است.

به عنوان فردی که سال ها در اروپا اقامت دارید، اکنون رابطه اروپا و آمریکا چگونه تعریف شده است؟ آیا جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود که اروپا را بر سر اجرای مفاد برجام متقاعد کند تا از این طریق بر آمریکا فشار وارد کند و دامنه تحریم ها برعلیه جمهوری اسلامی کاهش پیدا کند؟
اروپا بیشتر یک قدرت اقتصادی است. اروپا به لحاظ امنیت خودش به پیمان ناتو متکی است و عادت کرده بعد از جنگ دوم جهانی به آمریکا متکی باشد. اروپا قادر نشده با وجود اینکه چند کشور می خواستند از او غول اقتصادی بسازند و بزرگش کنند و در این زمینه موفقیت های رضایت بخشی هم بدست آوردند، برای حفظ امنیت خودش یک ارتش مستقل به وجود آورد. بنابراین در نهایت تابع سیاست هایی است که آمریکا اعمال می کند. از لحاظ اقتصادی هم سطح داد و ستد اروپا و آمریکا قابل قیاس با ایران نیست. ایران برای اروپا مشتری بسیار خوبی است و اروپا سعی می کند این مشتری را نگاه دارد و تا آنجایی که ممکن است معاملات خودش را ادامه می دهد، ولی در مقام تعارض بین صادرات و واردات بزرگی که با آمریکا دارد و آنچه که با ایران انجام می دهد اصلا اینگونه نیست که ایران را ترجیح دهد و در مقابل آمریکا ایستادگی کند. بنابراین اروپا سر بزنگاه ها به آمریکا تمکین خواهد کرد، اگر هم مقاومت کند مقاومتش لحظه ای و تاکتیکی است و جمهوری اسلامی ایران اصلا نباید این فکر را بکند که متحدی استراتژیک به نام اروپا در مقابل آمریکا دارد، حتی روسیه هم منافع خودش را فدای روابطش با ایران نخواهد کرد. هم اکنون که اسرائیل به مواضع سپاه در سوریه حمله می کند آقای نتانیاهو با پوتین ملاقات کرده و موضوع ملاقات این بوده که حساب روسیه با جمهوری اسلامی ایران برای اسرائیل جدا است و آقای پوتین هم حاضر شده این حساب را جدا کند، بنابراین جمهوری اسلامی ایران در حقیقت یک نظام به تمام معنی ایزوله در وضع موجود است که بر روی توهماتی حساب می کند که وجود واقعی و خارجی ندارند. جمهوری اسلامی ایران روزهای سختی را در پیش خواهد داشت، مگر اینکه تغییرات اساسی در سیاست موجود خود اعمال کند.

اروپا و به ویژه فرانسه مهم ترین شریک اقتصادی ایران در دوران پسابرجام محسوب می شده است. آیا این امکان وجود دارد که کشورهای اروپایی نسبت به تحریم های اعمال شده آمریکا علیه ایران به سازمان ملل شکایت کنند تا نسبت به جبران ضرر و زیان اعمال شده بر شرکت های اقتصادی اتحادیه اروپا اقدام شود؟
اصولا در اروپا یک اقتصاد آزاد حکمرانی می کند و شرکت های بزرگ تابع حکومت هایشان نیستند. شرکت های بزرگ در نهایت سبک سنگین می کنند که بین معاملاتی که با آمریکا دارند و ایران کدام را انتخاب کنند و آیا روابطشان را با ایران دچار تنش کنند یا نه؟ بنابراین شرکت های بزرگ حتی اگر دولت های آنها بخواهند در چنین روندی مشارکت نخواهند کرد. شرکت های درجه دو بخش میانی که روابطی با آمریکا ندارند، اگر به طور مستقیم تهدید به مجازات اقتصادی نشوند ممکن است روابط خودشان را با ایران پس از خارج شدن آمریکا از برجام و اعمال تحریم ها جسته و گریخته حفظ کنند. ولی این شرکت ها توان اینکه احتیاجات اقتصادی مانند ایران را پاسخ دهند ندارند و بنابراین مشکلات همچنان باقی خواهند بود. بوجود آوردن اجماع در اتحادیه اروپا برای شکایت بر علیه آمریکا بسیار دشوار و حتی غیرممکن است. ممکن است که در مقطعی یکی از کشورهای اروپایی به شورای امنیت سازمان ملل متحد از وضع موجود شکایت کند، ولی کافی است به این اندیشید که آمریکا در شورای امنیت حاضر است و حق وتو دارد و بنابراین چنین شکایت هایی حتی اگر مطرح شود جنبه نمادین خواهد داشت و به نتایج قطعی برای حل مشکل نخواهد انجامید.

می شنویم صحبت پایانی شما را.
من واقعا خوشحال هستم که حداقل یک خبرگزاری در داخل کشور ایران پیدا شده که این قدرت را دارد که با چهره های اپوزیسیون مصاحبه کند. امیدوارم روزی ایران بزرگترین زندان خبرنگاران و بزرگترین مسلخ رسانه ها نباشد و حکومت به طور سیستماتیک درصدد بستن مجاری تنفسی اطلاعاتی مردم مانند تلگرام و دیگر وسایل ارتباطی نباشد و بلکه فکر کند که گردش آزاد اطلاعات باعث افزایش قدرت نرم برای همه است و همگان می توانند از آن استفاده کنند و در نتیجه رفتار حکومت جمهوری اسلامی با خبرنگاران، مطبوعات و رسانه هایی که اطلاعات را آزادانه به گردش در می‌آورند بسیار بهتر از الان باشد. البته آرزو دارم که راه گذار به دموکراسی از طرق مسالمت آمیزی مانند رفراندم نیز در آینده نزدیکی گشوده شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .