اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2018

Sep 03 2018

بحران پوشک بچه؛ تحلیل رهبر و روایت مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اقتصادی,برجام,تحریم,سیاسی

ایران وایر: «علیرضا مجدم زاده»، نمایندگی پوشک مولفیکس در خوزستان می گوید:«هربار پوشک مولفیکس وارد انبار می شود، با افزایش حداقل سه هزار تومانی روبه رو است

افزایش قیمت پوشک بچه، زندگی «معصومه» را که کارگر خانگی حوالی رباط کریم است، به جهنم مطلق تبدیل کرده است.

او درخانه های مردم کار و یک فصل هایی از سال هم به عنوان کارگر فصلی، در باغ های هلو اطراف شهریار میوه چینی می کند. می گوید این روزها دوقلوهایش را با سفره کهنه ای که با قیچی تکه تکه کرده و ملافه های نیم‏دار می بندد:«بچه‌ها دچار سوختگی می شوند و احتمال عفونت ادراری بالا است اما چاره دیگری ندارم.»

شروع ماجرا از اواسط خردادماه بود. وحشت فرا رسیدن روز سیزدهم مرداد و آغاز تحریم های دولت امریکا علیه ایران باعث هجوم مردم به سمت فروشگاه ها شد. هر کسی اندک پس اندازی داشت، برای خرید برنج، روغن، حبوبات، لوازم بهداشتی و سایر مایحتاج زندگی به بازار هجوم می برد.

قصاب خیابان «اشتراکی شمالی» در شهرستان کرج از فروش دوکامیون برنج در طول دو ساعت توسط فروشگاه «سلام» که روبه روی مغازه اش واقع شده است، برای «ایران وایر» می گوید: «نمی دانی مردم چه طور ده گونی ده گونی برنج ها را عقب ماشین پر می کردند و می بردند. اما هیچ کس به ذهنش نرسیده بود “مای بیبی” یا پوشک بچه بخرد.»

درآمد همسر «سهیلا حق شناس»، دومیلیون و 500 هزارتومان است. آن ها یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانش را بابت اجاره آپارتمان، به مالک می پردازند و به همین دلیل هم به فکر انبار کردن برنج، روغن و رب گوجه نبوده اند.

سهیلا هر بار به فراخور نیازش، یک بسته پوشک سایز پنج برای پسرش خریداری می کند. او بسته ۳۸ تایی مای بیبی را با اندکی تخفیف، از فروشگاه «کوروش» ۲۱ هزار تومان می خریده، اما درست چهار روز س از آغاز تحریم های امریکا علیه ایران، وقتی بسته پوشک «محمد امین» تمام می شود، سهیلا با شوک بزرگی مواجه می شود:«از همان فروشگاه کوروش، همان مارک همیشگی را خریدم ۳۱ هزار تومان؛ فقط چهار روز بعد از شروع تحریم ها. وقتی بسته دومی هم تمام شد، تمام فروشگاه های اطراف مهرشهر و گوهردشت را زیر و رو کردم، هیچ اثری از پوشک بچه نبود. نه فروشگاه سلام پوشک مای بیبی سایز ۵ داشت ، نه فروشگاه “خانواده”. به این امید که حتما فروشگاه بزرگ کوروش این یک قلم جنس را دارد، راهی آن جا شدم اما آن جا هم داخل قفسه ها فقط چند بسته سایز 4 وجود داشت با قیمت 45 هزار تومان.»

سهیلا این روزها مدام در حال حساب و کتاب است که با یک میلیون تومان باقی مانده از اجاره خانه، اگر ساعت تعویض بچه را هم به دو برابر زمان استانداردی که روی هر بسته پوشک نوشته شده است افزایش بدهد، با احتساب هر بسته ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان، خانواده پنج نفره آن ها چند روز دوام خواهند آورد؟

کبری» ۱۹ ساله، ساکن منطقه «گاما» که شهرکی ۲۰۰ خانواریبا خانه هایی حلبی است، روبه روی ناحیه صنعتی ماهشهر، دوقلوهای ۹ ماهه اش را با کیسه فریزر پوشک می کند. می گوید دستانش از شستن کهنه ها سوزن سوزن می شوند اما درآمد «رحیم»، همسر 23 ساله اش که کارگر کارواشی در همان حوالی است، 900 هزار تومان بیش تر نیست. او هزار صنم دارد که یاسمن پوشک بچه توی آن گم می شود.

کبری نه قبلا که پوشک بسته ای 14 هزار تومان بود و نه الان که قیمت آن به 50 هزار تومان رسیده،‌ توان خرید آن را نداشته است: «یکی دو بار و وقتی که قیمت هر بسته پوشک 14 تایی، 12هزار تومان بود- پیش از عید نوروز امسال-‌ وقتی رحیم حقوق می گرفت و سر حال بود، از مسیر کارواش یک بسته پوشک “مامانا” با خودش می خرید و می آورد خانه و می گفت فردا از کهنه شوری راحت باشی. یکی دو باری هم یک خانم خیر و نیکوکاری که توی خانه اش کار می کردم، چند بسته پوشک برای بچه خرید و به من هدیه داد. من آن ها را نگه می داشتم و فقط زمانی که بیرون از خانه می رفتیم، استفاده می کردم. حالا که حتی نمی توانم شیر خشک بچه ام را بخرم. شکمش را با نان خیسانده توی چای سیر می کنم، چه برسد به این که بخواهم به چیز لوکسی مثل پوشک و مای بیبی فکر کنم.»

مرضیه ۲۸روز پیش مادر شد. نوزادش نارس به دنیا آمد. پسرش به دلیل نارس بودن، دارای حساسیت پوستی است. او تا به حال پوشک های مارک های «مرسی» و «پنبه ریز» را امتحان کرده ولی حالا پزشک معالج کودک توصیه کرده برای جلوگیری از سوختگی و دانه های ریزی که وسط پای نوزاد رشد می کنند، از پوشک خارجی استفاده کند. اما این روزها و با گران شدن پوشک، تهیه هر بسته خارجی آن 85 هزار تومان آب می خورد. او یک بسته “پمپرز” خریده است و تا متوجه رشد قرمزی بین پاهای کودک می شود، به طور موردی از آن استفاده می کند.

این روزها و پس از شروع تحریم های امریکا، کم‏تر فروشگاه محصولات بهداشتی تنوع برندهای مختلف پوشک داخلی را حفظ کرده است. معمولا سایزها با نقص روبه رو هستند و مدام خبر تعطیل شدن قریب الوقوع شرکت های تولید کننده پوشک ایرانی به علت کمبود مواد اولیه و گران شدن ارز به گوش می رسد.

تا پیش از آن، بازار تقاضا از مارک های ایرانی مای بیبی، مرسی، پنبه ریز و «بارلی»،‌ «مولفیکس»، «مبارک» و «پرمیس»تغذیه می شد. اما سایز 4 پوشک مای بیبی که خرداد ماه سال1397 به قیمت ۲۰هزار و ۵۰۰ تومان فروخته می شد، در شهریورماه به مبلغ ۴۷هزار تومان عرضه شده است. سایز ۳ همین مارک در خرداد ماه امسال 20 هزار تومان بود ولی در شهریورماه با 45 هزار تومان افزایش مواجه شده است. با همین قیمت هم این روزها در هیچ کدام از فروشگاه های عرضه محصولات بهداشتی و آرایشی پیدا نمی شود.

مرضیه می گوید در طول 28 روز گذشته، ۳۵۰ هزار تومان برای نوزاد نارسش پوشک مصرف کرده است. او روزانه پنج تا شش بار کودکش را تعویض می کند. این در شرایطی است که میزان درآمد همسر مرضیه در طول یک سال گذشته تغییر نکرده و میانگین حقوق و دریافتی او ثابت بوده است.

مرضیه می گوید: «وقتی یک ماجرای پیش پا افتاده مثل پوشک می تواند تا این حد زندگی ما ایرانی ها را تحت تاثیر قرار بدهد، چه طور می توانیم در مقابل فشار تحریم ها در مقیاس های کلان ترمقاومت کنیم؟»

او از شلوغی بخش بهداشتی فروشگاه «رفاه» می گوید و این که مردم از ماجرای پوشک کودکان و درک تازه این نکته که ما حتی بعد از 40 سال ادعا در زمینه خودکفایی، حتی قادر به تامین مواد اولیه محصول ساده ای هم چون پوشک بچه نیستیم، شوکه شده اند.

تولید کنندگان می گویند در این افزایش قیمت بی تقصیرند. «علیرضا مجدم زاده»، نمایندگی پوشک مولفیکس در خوزستان می گوید:«هربار پوشک مولفیکس وارد انبار می شود، با افزایش حداقل سه هزار تومانی روبه رو است. به این رقم، افزایش هزینه ارسال از تهران به نمایندگی های شهرستان ها به اضافه سود فروش نمایندگی وسود فروش مغازه دار به مردم که اضافه شوند،جمعا منجر به فاجعه ای می شوند که با آن روبه رو هستیم.»

او می گوید همین امروز سایز ۴ پوشک مولفیکس را ۵۲ هزار تومان فاکتور کرده است؛ مبلغی که به زعم او، به پول خون مردم نزدیک گ‌تر است تا محصولی که قرار است دو ساعت بعد از مصرف، به ته سطل آشغال انداخته بشود.

البته فقط مردم نیستند که درباره پوشک حرف می‌زنند، اگر این روزها، عبارت پوشک بچه را در «گوگل» به فارسی جست‎وجو کنید تا با انبوهی از اظهار نظرهای متفاوت در این مورد مواجه شوید؛ از اعلام برائت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مورد جهش قیمت پوشک بچه گرفته تا اظهارات «سیدعزت الله ضرغامی»، ‌عضو «شورای عالی انقلاب فرهنگی» در صفحه تویتترش. در آخرین اظهار نظر، رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته کم‏یاب شدن و افزایش قیمت پوشک بچه را خراب‏کاری «دشمن» برای ایجاد بدبینی دانسته است: «… ناگهان در تهران یا شهرهای بزرگ پوشک بچه کم‏یاب می شود. این اتفاق افتاده است، یک فرض نیست. دشمن می خواهد مردم از دستگاه های دولتی و دستگاه حکومت عصبانی بشوند و این یکی از راه های [خرابکاری دشمنان] است.»

در عالم واقع اما رییس هیات مدیره «انجمن صنایع سلولزی بهداشتی ایران» اما با تشریح این که ۸۰درصد از مواد اولیه ساخت پوشک بچه وارداتی است. با عدم اختصاص ارز دولتی، به ناچار کارخانه‌ها باید با قیمت جدید ارز مواد اولیه را وارد کنند، ‌علت گرانی پوشک بچه را نه خراب‏کاری و توطئه دشمن بلکه اجبار تولید کننده برای خرید مواد اولیه با ارز آزاد عنوان کرده است.

No responses yet

Sep 02 2018

بازداشت سومین وکیل دادگستری در مدت دو روز

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: هدی عمید سال ۹۴ مطالبی را در حمایت از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» با هدف افزایش نمایندگان زن در مجلس نوشته بود

براساس گزارش‌ها یک روز پس از بازداشت پیام درفشان و فرخ فروزان، دو وکیل دادگستری، هدی عمید، دیگر وکیل دادگستری نیز بازداشت شده‌ است.

توئیتر کمپین حقوق بشر در ایران و وب سایت هرانا خبر دادند که هدی عمید، وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان، صبح روز شنبه ۱۰ شهریور در خانه خود بازداشت شده‌ است.

درباره دلیل بازداشت این وکیل دادگستری و نهادی که او را بازداشت کرده گزارشی منتشر نشده است.

هدی عمید سال ۹۴ مطالبی را در حمایت از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» که پیش از انتخابات مجلس دهم و با هدف افزایش نمایندگان زن در مجلس راه‌اندازی شده بود، نوشته بود.

روز جمعه ۹ شهریور نیز پیام درفشان و فرخ فروزان، دو وکیل دادگستری، در خانه خانواده آرش کیخسروی، وکیل دادگستری زندانی، بازداشت شده‌ بودند.

#هدی_عمید رو از چندسال پیش که انگلیس درس میخوند می‌شناختم و با هم دوست بودیم و هستیم، دختر و مادر جسور و باانگیزه‌ و عاشق وکالت که بی‌خیال ادامه‌ی تحصیل شد و برگشت و از تصمیمش راضی بود، خط قرمزها رو می‌شناخت و تلاشش افزایش آگاهی زنان بود، عصبانی‌ام و نمی‌فهمم چرا باید دستگیر بشه؟

— زهرا پیشگاهی‌فرد (@zpfard) September 1, 2018

پیام درفشان وکالت آرش کیخسروی را بر عهده دارد که روز شنبه ۲۷ مرداد به همراه قاسم شعله‌سعدی و مسعود جوادیه، دو وکیل دادگستری دیگر، در مقابل مجلس بازداشت شده بودند.

قاسم شعله‌سعدی با انتشار ویدئویی اعلام کرده بود که روز شنبه با «تاسی به محمد مصدق»، در اعتراض به نظارت استصوابی در مقابل مجلس حاضر می‌شود.

پیام درفشان و آرش کیخسروی همچنین وکالت خانواده کاووس سید امامی را بر عهده دارند.

فرخ فروزان وکیلی است که در زمینه حقوق کودکان فعالیت می‌کند.

در همین حال ابوذر نصراللهی، دیگر وکیل مدافع آرش کیخسروی، روز شنبه در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گزارش‌ها درباره بازداشت پیام درفشان و فرخ فروزان را تائید کرد.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، نیز روز ۲۳ خرداد ماه بازداشت شد. خانم ستوده از سوم شهریور در اعتراض به بازداشت خود و همچنین فشار بر خانواده و نزدیکانش اعتصاب غذا کرده است.

در سال‌های اخیر تعدادی از وکلا از جمله عبدالفتاح سلطانی، محمد علی دادخواه، محمد سیف‌زاده، محمد اولیایی‌فر، محمد نجفی سارا صباغیان و مریم کیان ارثی بازداشت و برخی از آنها به زندان طولانی مدت محکوم شده‌اند.

مصطفی دانشجو، از دیگر وکلای دراویش گنابادی، نیز اوایل بامداد روز یکشنبه ۱۷ تیرماه، بازداشت شد.

دیدبان حقوق بشر روز جمعه، ۲۶ مرداد، با اشاره به دیگر وکلای مدافع حقوق بشر زندانی در ایران، از جمله نرگس محمدی و عبدالفتاح سلطانی، گفته بود که وزارت اطلاعات دولت روحانی با این که «تلاش می‌کند خود را به عنوان یک نهاد امنیتی معتدل‌تر معرفی کند اما این وزارت، همانند سازمان اطلاعات سپاه، بخشی اساسی از سرکوب شدید حکومت علیه مدافعان حقوق بشر است».

منبع: وب سایت هرانا،توئیتر، خبرگزاری ایسنا و رادیو فردا؛ ا.م/س.ن

No responses yet

Sep 02 2018

بر ای بلوط زاگرس جـان می‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

قانون: مصاحبه منتشر نشده از شریف باجور

صلاح الدین بهرامی

«شریف باجور» نامی که در تاریخ محيط زيست اين سرزمين جاودانه شد؛ او با دست‌های همیشه تاول زده به جنگ شراره‌های آتش رفت و بال خود را چون پروانه‌ای عاشق به گرد شمع طبیعت آنقدر سایید تا همانند ققنوسی در افق رویای صیانت از بلوط‌های مریوان، در نهایت در آسمان گم شد و پرکشید. شریف، مرد شریفی بود که با عزت رفت و باجرات در قلب آتش زیست. او که به گفته خود از سال 86 به عضو انجمن« سبز چیا» درآمده بود، برای ممد حیات محیط زیست نفس می کشید. آن شبي كه كرمانشاه لرزيد، قلب شريف نيز لرزيد، او با پای پیاده راه سرپل ذهاب را با عشق به همدلی و همدردی هموار کرد تا شايد ذره‌اي از سوگ هموطنان زلزله‌زده خود را بكاهد. چندي پيش با شريف باجور درباره كمپين «تنفگ شكسته»، اعتصاب غذا و پياده‌روي براي اعتراض به تخريب‌هاي زيست محيطي و ديگر نگراني‌ها و دغدغه‌هاي زيست محيطي كردستان گفت‌وگويي داشتيم اما شوربختانه مرگ فرصت انتشار آن را در زمان حيات شريف نداد. حادثه‌‌اي تلخ كه محيط‌زيست ايران زمين را داغدار كرد؛ براي آشنايي با اين بزرگمرد، بخش‌هايي از اين مصاحبه را منتشر كرده‌ايم كه باهم مي‌خوانيم.

اجازه بدهید که از خودتان شروع کنیم و مخاطب‌های‌مان بیشتر با شما آشنا بشوند. شریف باجور کیست و چه کارهایی انجام داده است؟

عضو انجمن سبز چیای مریوان هستم. از سال ۸۶ در انجمن سبز چیا که همان‌طور که از نامش پیداست یک انجمن زیست محیطی است، مشغول به فعالیت هستم.

آیا از فعالیت انجمن تا کنون راضی هستید؟

اصول هر کاری و حرکت در هر سازمانی بر مبنای تعاریفی که در آن سازمان انجام گرفته، مشخص می‌شود. انجمن زیست محیطی هم بر همین اساس و از لحاظ کارکردی باید همچون یک سازمان مدنی در جامعه، مطابق با شرایط جامعه خود پیش برود و ارزیابی شود. من نسبت به انجمن و کار و موقعیتی که در آن هستم همیشه اعتراض داشته‌ام و فکر می کنم کارها آن طور که باید پیش نمی‌رود؛ اما امیدواریم و از طرف دیگر هم با بررسی وضعیت فعلی جامعه نیز تا حدودی می‌توان گفت از مسیر پیش روی‌مان هم راضی هستیم اما اقرار می کنم که عاشق محیط زیست و جنگل های زاگرس هستم و تا آخرین نفس برای حفظ بلوط زاگرس جان می دهم.

ارتباط انجمن با سایر انجمن‌های محیط زیستی شهرهای کرد نشین چگونه است؛ آیا ارتباطی با دیگر انجمن‌های محیط زیستی دارید؟

ما با انجمن های مناطق کردنشین و همچنین با دیگر انجمن‌های زیست محیطی سراسر ایران در ارتباط بوده و با يكديگر همکاری می‌کنیم. به طور اختصاصی نیز در آتش سوزی‌های جای‌جای زاگرس حضور فعال و موثر داشته‌ایم، اما حوزه تاثیر ما بیشتر شامل مناطق مریوان، سنندج، اورامانات و سقز است.

استقبال توده مردم نسبت به این حرکت‌ها چگونه است؟ آیا این حرکت ها در میان مردم پذيرفته شده است؟

این نهادهای مدنی، نهادهای مدرنی هستند و در جهان سنتی خیلی کاربردی نداشته‌اند. باید از خودمان بپرسیم که نشانه‌های استقبال خوب چیست؟ اینکه انجمن چیا از مردم بخواهد آتشی را خاموش کنند، کافی است که بگویم مردم استقبال کرده اند یا نه؟این تجربیات را از دنیای مدرن گرفته‌ایم و در دنیایی مدرن زندگی می‌کنیم، همین آشفتگی های جامعه و شرایط فعلی موجب می‌شود که سازمان‌ها و نهادهای مدنی شکل بگیرند. واقعیت آن است که مردم از فعالیت‌های انجمن ها استقبال می‌کنند و ما تغییرات و احساس شوق مردم را دیده‌ایم، اما برای کامل شدن نیاز به زمان داریم و به مرور این مساله روی مردم تاثیر بیشتری می‌گذارد و من امیدوارم به اینکه درست پیش می‌رویم و نتیجه‌ خوبی می‌گیریم.بسیاری از افراد شکارچی تفنگ های‌شان را زمین گذاشتند و به گروه حافظان محیط زیست پیوستند و این تنها نمونه‌ای از استقبال مردم نسبت به نهادهای محیط زیستی است.

نقش گروه ها و شبکه های مجازی را در گسترش و شکل دهی این‌گونه نهادها چگونه می‌بینید؟

شبکه های مجازی از آن دسته رسانه‌هایی است که می‌تواند در پیشبرد و بازنمایی درست فعالیت‌های ما نقش خوبی بازی کند. شبكه‌هاي اجتماعي همیشه در دسترس مردم است و ما از طریق این رسانه می‌توانیم به بازتاب فعالیت‌های‌مان پرداخته و بسیار سریع تر با مردم ارتباط برقرار کنیم اما یک ضعف در شبكه‌هاي اجتماعي وجود دارد؛ در واقع مردم جامعه از نظر عمل گرایی ضعیف هستند. در این چند سالی که شبكه‌هاي اجتماعي در دسترس عموم قرار گرفته است ،نتوانسته‌ایم از آن برای پر کردن شکاف و فاصله نظر تا عمل استفاده کنیم.

منظورتان این است که شبكه‌هاي اجتماعي مي‌تواند در دنیای واقعی هم تاثیراتی بگذارداما آیا برای آگاهی رسانی وسیع تر به جامعه در خصوص این فعالیت های زیست محیطی کار دیگری هم می‌توان انجام داد؟

در انجمن سبز چیا شبانه روزی تلاش می‌کنیم و گسترش و پیشرفت زیادی هم رقم زده‌ایم. من به شخصه وقت آن را ندارم که گروهي در شبكه‌هاي اجتماعي تشکیل دهم و از این طریق اقدام به اطلاع رسانی و آگاهی دادن به جامعه كنم ولی همکارانم این زحمت را به دوش می‌کشند.خیلی از کارهای ما بازتاب بین المللی داشته است، چند سال یک بار یک حرکت بزرگ انجام می‌دهیم و این گونه به امر آگاهی دادن معنای عملی می‌بخشیم مثلا «تفنگ شکسته»یکی از این دست فعالیت‌ها بوده است و یا من با پای پیاده از مریوان تا ثلاث باباجانی اعتصاب غذا كرده و شبانه‌روزی بدون توقف حرکت کردم، این کارها بازتاب خوب و گسترده‌ای در میان مردم منطقه داشته است.

چه شد که به فکر اعتصاب غذا و پیاده روی بدون توقف تا ثلاث باباجانی افتادید؟ هدف این حرکت چه بود؟

این حرکت با هدف عدم خشونت انجام گرفت؛ حرکتی بود برای آگاهی دادن در مورد خشونت‌هایی که در منطقه علیه محیط زیست انجام می‌گرفت و استقبال خوبی هم از آن شد، ۲۵۰ کیلومتر از مریوان تا ثلاث باباجانی را طی سه شبانه روز بدون توقف طی كردم تا توجه دیگران را به شعارهایی برای زندگی عاری از خشونت جلب کنم و بازتابش خیلی راضی کننده بود و یک قدم نسبت به آنچه مبارزه با عدم خشنونت می‌خوانیم، پیش رفتیم.

در مورد حرکت شکارچیان گفتید، «تفنگ شکسته» لطفا در مورد این کمپین توضیح بدهید؟

«تفنگ شکسته یک تفنگ پیروز و سبز است»؛ طی آموزش های انجمن سبز، احمد عزیزی از روستایی درکه، تصمیم گرفت اسلحه خود را بشکند، چند باری هم دخترش درخواست کرده بود که دیگرشکار نکند و در کلاس های آموزشی شرکت کرد و تصمیم به شکستن اسلحه‌اش گرفت و این یک کار تاریخی است و باید بتوانیم درست این اندیشه را در جامعه بازتاب بدهیم. یک روزی خدمت مردم روستای درکه رسیدیم و آنجا این جمله را نوشیتم «تفنگ شکسته یک تفنگ پیروز و سبز است»، تفنگ را شکستیم و سریع در جامعه بازتاب داده شد و خیلی ها به این جنبش پیوستند نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا این حرکت را تشویق کردند.

تاثیر اساسی در مساله برخورد ما با محیط زیست، فاجعه محیط زیست و همچنین با عدم خشونت است و با ذهنیت شکل گرفته بر مبنای فلسفه عدم خشنونت که ما از نقطه ای آن را کنترل می‌کنیم، نقطه آگاهی کامل موجودیت انسان روی این کره ای خاکی است و بقایش را در صلح با طبیعت تنظیم می‌کند. یک حرکت دیگر هم این بود سربازی که در پادگان پایش را به‌خاطر نجات یک توله سگ از دست داده بود، با حمایت بسیاری از انجمن‌ها و مشارکت انجمن تبریز توانستیم در بیمارستان از این سرباز تقدیر کنیم.

جریان مخالفت با احداث مینی پالایشگاه در مریوان چیست؟

ما مخالف و پیگیر هستیم که نگذاریم پالایشگاه در منطقه مریوان تاسیس شود و مضرات پالایشگاه در مریوان جای بحث نیست؛ چون از لحاظ جغرافیایی هم منطقه مناسبی برای پالایشگاه نیست و با نهادهای مربوط جلسه گذاشته ایم و مخالفت خودمان را شدیدا اعلام کرده‌ایم و انجمن های دیگر هم کاملا پشتیبان این حرکت هستند.

آیا دریاچه زریبار در حال خشک شدن است؟

این نگرانی درباره دریاچه زریبار، کاملا درست است، براساس اینکه دریاچه زریبار یک چشمه بزرگی است که با وجود سد، جلوی جریان طبیعی این چرخه را گرفته و وضعیت بحرانی است و جای نگرانی دارد و از جریان طبیعی خود خارج شده و کم کم پایداری خود را از دست می‌دهد ولی چشمه های جوشان و مخزن های آب باعث شده است کم شدن آب زریبار خود را نشان ندهد.

آیا نهادهای مربوطه دیگر کاری برای جلوگیری از این وضعیت انجام داده‌اند؟

خیر؛ هیچ کاری انجام نگرفته است. در انجمن سبز در خصوص رفتارهای مردم نسبت به دریاچه زریبار فرهنگ‌سازی و اعتراضات زیادی کرده ایم ، ولی به نتیجه نرسیدیم و نتوانستیم کار بکنیم.

No responses yet

Sep 02 2018

صـادرات مهـاجـر، صف‌های مهاجرت ایرانیان در مقابل سفارتخانه‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

آفتاب: گروهي از ایرانی‌ها می‌خواهند ایران را ترک کنند. این را می‌شود درصف‌های طولانی مقابل سفارتخانه‌هایی که در خیابان فردوسی و چهارراه استانبول و… جمع شده‌اند دید.
آفتاب‌‌نیوز :
یکسو صرافی‌ها و سوی دیگر سفارتخانه‌ها. قیمت دلاری که بالا می‌رود و ریالی که هر لحظه ارزان تر می‌شود. زندگی در ایران گران‌تر از هر روز می‌شود. آدم‌هایی که از ساعت پنج صبح در ماشین‌های‌شان نشسته‌اند و خواب آلود و خسته به درهای سفارت خیره شده‌اند تا باز شود و برای گرفتن ویزا اقدام کننداما همه شان ناامیدند. اندك امیدی به بهتر شدن وضعیت‌شان در كشور ندارند. اين گروه از ایرانی‌ها هر روز از مقابل مجسمه فردوسی عبور می‌کنند تا هر چه زودتر به سفارتخانه مورد نظرشان برسند و حتی شده یک قدم به خروج از ایران امیدوار شوند.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ این قصه رنج آدم هاست که فردوسی از بالای مجسمه اش هر روز آن را تماشا می‌کند و شاهد صامت رنجی است که بر ایران می‌رود. «محمد» یکی از جوانانی است که پوشه مدارکش را در دست گرفته و از ساعت 6 صبح در صف ایستاده است. کنکورش را هم نداده و قصد خروج از ایران و رفتن به یکی از دانشگاه‌های مالزی را دارد. او می گوید:« تجربه زندگی در کشوری به جز ایران و فرصت‌های شغلی که این تحصیلات در کشورهای دیگر برایش ایجاد می‌کند، بسیار بهتر از درس خواندن در ایران است. باید با هزار زحمت پول بی زبان را برای دانشگاه بریزیم و در نهایت هم در خیابان‌ها مسافرکشی کنیم آیا پولی گیرمان بیاید یا نه!». «سامان» 27 ساله هم قصد دارد برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به هند برود. او نیز گلایه‌های زیادی از مسئولان دارد. می‌گوید:«مدرک تحصیلی من مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر است اما چهار سال است که کار پیدا نمی‌کنم و فکر مهاجرت ذره ذره در ذهنم قوت گرفته است. از طرفی امروز اعلام کرده‌اند قیمت پراید 40 ميليون تومان شده این یعنی دیگر چیزی به نام اقتصاد در کشورمان وجود ندارد». او از بیماری روحی اش می‌گوید که مدت‌ها گریبانش را گرفته و آزارش می‌دهد. بیماری‌ای که نامش ترس از آینده است و در بیشتر ایرانی‌ها دیده می‌شود. او ادامه می‌دهد: «با اینكه مدرک من از یک دانشگاه خوب با معدل خوب است اما کسی حاضر نیست به یک جوان بدون سابقه کار اعتماد کند و شغل‌هایی به من پیشنهاد می‌شود که مرتبط با تحصیلاتم نیست. این در حالی است که با بند (پ)، همان پارتی‌بازی خودمان خیلی بی‌سوادتر از من‌ها شغل‌های خوب می‌گیرند.« سینا» یکی یکی مدارکش را دوباره در پوشه‌اش تماشا می کند و برای رفتن به داخل سفارت هند عجله دارد اما صف عریض و طویل روبه‌رویش تمام نمی‌شود. می‌گوید:« با رفتنم به هند هم زبان انگلیسی‌ام پیشرفت می‌کند، هم دانشگاه قول شغل دانشجویی به من داده است که تا حدی هزینه‌های تحصیلم را می‌دهد. از سوی دیگر اگر خوب درس بخوانم امکان پذیرش در دانشگاه‌های انگلستان در مقطع دکترا را خواهم داشت و از انگلیس هم به ایران باز نمی‌گردم!».با این تفاسیر می‌توان گفت بیشترین دغدغه جوانان مهاجر برای تحصیل، بیکاری و نداشتن شغل مناسب است. بیکاریی که آنقدر به جوانان فشار می‌آورد که مجبور می‌شوند قید خانه و خانواده و وطن را بزنند و آواره دیار غربت شوند.

ویزا معضلی برای مهاجرت

سفارتخانه رفتن و تقاضای ویزا در ایران از کشورهای خارجی چیزی کم از هفت خان رستم ندارد. برای آن‌هایی که برای نخستین‌بار به یک سفر خارجی دعوت شده‌‌اند یا قرار است با تور به سیاحتی چند روزه بروند، مواجهه با شرایط خاص و سخت‌گیرانه سفارتخانه‌ها، نگاه‌های سرد و بی‌تفاوت کارکنان و پرسنلش عجیب‎تر است. ساعت هفت و نیم صبح اگر کسی حواسش به تابلوی کوچک سفارت و پرچمی که باد در هوا ‌می‌رقصاند نباشد، نمی‌فهمد چرا مردم در صفی طولانی در میانه خیابان کامرانیه ایستاده‌اند. بعضی‌ها نشسته و بعضی‌ها کیف سنگین مدارک و کاغذهای‌شان را سخت به سینه چسبانده‌اند. چند نفر آن‌سوی خیابان روی صندلی ماشینی با بخاری روشن چرت می‌زنند. بعضی‌ها مجهزتر آمده‌اند: یک چهارپایه کوچک برای نشستن و یک فلاسک چای برای گرم ‌شدن نفس‌های‌شان.این ماجرای یک خیابان و یک سفارتخانه نیست، حال و احوال مشابه همه سفارتخانه‌های خارجی به‌ویژه کشورهای اروپایی است. هر چند سفارتخانه کشورهای دیگری مثل چین و هند هم این روزها دست‌کمی از کشورهای اروپایی ندارد و مقابل آن‌ها هم انبوه مسافران با یک شماره در دست، در انتظار نوبت و عبور از درهای کوچکی‌اند که گاهی باز می‌شوند. ماموران سفارت بدون هیچ توضیحی، تنها شماره‌ها را می‌خوانند، مردم پشت ماموران شماره‌ها را با صدای بلند تکرار می‌کنند که صاحب شماره هر کجای صف که ایستاده خودش را به همان در کوچک برساند. هربار پنج شماره اعلام می‌شود و پنج نفر با امید به اینکه سفارت به آن‌ها چراغ سبز نشان دهد، از همان دری که تنها به اندازه عبور یک نفر باز است، رد می‌شوند و می‌روند پشت دیوارها. بعضی‌ها در رفت‌وآمدهای چند روزه پشت سر هم با هم دوست شده‌اند و بعضی‌ها هم سخت و عبوس ابروها را در هم کشیده و به دیوار تکیه داده و ایستاده‌اند. تعدادی از آن‌ها هر چند دقیقه یک بار طول صف را نگاه می‌کنند و سرشان را تکان می‌دهند؛ شاید به نشانه افسوس یا حسرتی. «مینا» پیرزنی است که در سال‌های اخیر چند بار برای دیدار اعضای خانواده‌اش از ایران خارج شده است. ساعت ٩ صبح با نامه‌ای از بانک خودش را به سفارتخانه می‌رساند و داخل صف می‌ایستد. می‌گوید:« بعد از چند بار سفر آدم چم و خم ویزا گرفتن دستش می‌آید اما آن چیزی که اغلب برای همه مردم غیرقابل تحمل است، رفتارهای از بالا به پایین و حتی بعضا می‌توانم بگویم با رنگ و بویی نادرست با ایرانیان در بعضی سفارتخانه‌هاست». به گفته او، از آن‌جا که فرآیند صدور ویزا در هر سفارتخانه‌ای متفاوت است و در این زمینه اطلاعات دقیق و کاربری وجود ندارد، عده‌ای هم از این فضا سوءاستفاده می‌کنند و فرآیند ویزا گرفتن را برای مردم سخت‌تر کرده‌اند.

در سفارتخانه‌ها به ما بی احترامی می‌کنند!

«محمد» درحالی‌که روزهای فراوانی را برای ترجمه مدرکش در انتظار مانده، می‌گوید: «من تجربه مراجعه به بسیاری از سفارتخانه‌های خارجی را داشته‌ام. در هیچ ‌کدام از آن‌ها رفتار محترمانه‌ای با من نشد، فقط بعضی کشورهای اروپای شرقی برخورد خوبی داشتند. خاطرم هست آن زمان که سفارت انگلیس در تهران فعال بود، یک روز که برای دریافت جواب رفته بودم، خانمی که پشت باجه نشسته بود، کاغذها را به سمت من پرت کرد، طوری که چند دقیقه واقعا نمی‌توانستم از روی صندلی که نشسته بودم بلند شوم. این برخوردهای تحقیرآمیز هرگز برای من عادی نشده و هر بار به اندازه بار اول آزارم می‌دهد». به ‌گفته محمد،مردم در فضای سفارتخانه‌ها از ترس برخوردهای بد مدام ناراحتند. اومی گوید: «من مجبورم یک‌بار برای دیدار فرزندانم خارج از ایران سفر کنم و هر‌سال تجربه مراجعه به سفارت برای من سخت‌ترین تجربه‌هاست. البته الان راحت‌تر ویزا می‌گیرم اما حساب و کتاب ندارد. چند بار به دلیل برخوردها سعی کردم به سرکنسول‌ها شکایت کنم اما فایده‌ای نداشته». او ادامه می‌دهد: «تجربه بدترین برخوردها را در سفارتخانه‌های کانادا و آلمان در تهران داشته و الان دیگر برای درخواست ویزا به این دو سفارتخانه مراجعه نمی‌کند. او تداوم رفتارهای نادرست و تحقیرکننده با ایرانیان پشت در سفارتخانه‌ها و در فرآیند صدور ویزا را متوجه مردم نمی‌داند، بلکه به اعتقاد او این مسئولیت دولت و وزارت امور خارجه است که به این نابسامانی و وضع تاسف‌بار رسیدگی به تقاضای ایرانیان برای ویزا در کشور خودشان پایان دهد». کامل دلپسند، جامعه شناس در گفت و گو با« قانون» درباره دلایل مهاجرت ایرانی‌ها می‌گوید: «مهاجرت ایرانی ها به کشورهای خارجی دلایل زیادی دارد. قاعده مهاجرت به دو علت بستگی دارد؛ یکی دافعه مبدا و دیگری جاذبه مقصد است. دلایل متعددی در ایران برای دفع از کشور وجود دارد. مهاجرت نخبگان را در سال های گذشته داشتیم که امیدشان رفتن به دانشگاه های بهتر بود. اما الان طبقه متوسط هم برای رفتن به کشورهای دیگر استفاده می‌کند. مردم به گرجستان می روند وخانه می‌خرند به امید اینکه اقامت اروپا را بگیرند و از ایران بروند». او با بیان اینکه مردم اطمینان خاطری برای آینده ندارند، ادامه می‌دهد: «دولتمردان می‌گویند وضعیت بهتر می‌شود اما نبود شفافیت این ماجرا را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. میزان اعتماد مردم به حکومت رو به کاهش است و این را نمی شود کتمان کرد. در دو سال اخیر ما 40 درصد شاخص امید به آینده را داشته ایم. تا زمانی که عدم اطمینان از آینده داریم هر شخصی تلاش می کند به خاطر خانواده اش هم که شده ایران را ترک کند.

منبع: روزنامه قانون

No responses yet

Sep 01 2018

نامه به برادر خدا نیامرزم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

رادیوفردا: به نظرم همه‌اش تقصیر این داداش کوچیکه ما بود. گفتم «ننویس احمد، دعوا می‌شود.» گفت «برو بابا، می‌خواهم انقلاب بشود!» گفتم «هم خودت را در به در می‌کنی، هم ما را»، به خرجش نرفت.

روزنامه اطلاعات ۱۷ دی ۵۶ نامه‌اش را چاپ کرد، به زور و تهدید از بالا. قم شلوغ شد. احمد قایم شد!

دو سال بعدش از من پرسید «پِپِروُنی» هم بگذارم؟ گفتم «تو که ما را بدبخت کردی، بگذار.»​

درباره نویسنده

مقاله‌ای که با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات ۱۷ دی سال ۵۶ چاپ شد، به جرقه انقلاب ۲۲ بهمن معروف شده است.
نام نویسنده این مطلب که با «دستور از (خیلی) بالا»، اطلاعات را به چاپ آن واداشتند «احمد رشیدی مطلق» آمده بود، اما برآیند گمانه‌زنی‌ها و نشانی دادن‌ها در مورد نویسنده حقیقی این مقاله، – هر که بوده – در این ۴۰ ساله روشن کرده است که «احمد رشیدی مطلق»، وجود خارجی ندارد، بلکه انسان موهومی است، در مقام نام مستعار نویسنده‌ای واقعی.

به این ترتیب بعید نیست که برادر او نیز ساخته ذهن طنزنویسی خیال‌پرداز باشد!

حالا چی؟ با یک اسم عوضی یک پیتزایی کوچک باز کرده بود توی محله چندم پاریس، داشت برای من پیتزای مخصوص درست می‌کرد. گفتم «همین را می‌خواستی احمدجان؟ شغل به آن خوبی داشتی، توی دستگاه بودی، نمی‌شد آن نامه لعنتی را ننویسی؟» گفت «جان داداش فکر نمی‌کردم این‌طوری بشود، آن روز هم که شوخی کردم، نمی‌دانستم شوخی شوخی انقلاب می‌شود!»

گفتم «شاید فقط می‌خواستی بدانی من پپرونی دوست دارم یا نه؟»

همین‌طور که داشت پیتزای مرا توی تنور می‌گذاشت زیر لب گفت «ولی به قول امام‌ خمینی، ما برای پپرونی انقلاب نکردیم!»

خیلی می‌ترسید ترورش کنند. اگر یک آدم ریش و پشم دار می‌آمد توی پیتزایی، دست و پایش می‌لرزید، مقدار زیادی مخلفات روی پیتزایش می‌گذاشت، پول هم نمی‌گرفت. عشقش بود برود آمریکا. می‌گفت آنجا امن‌تر است اما رقابت کردن با کمپانی‌های بزرگ پیتزا کار مشکلی است.

طفلک از دو طرف مغضوب بود. انقلابیون می‌گفتند به امام خمینی توهین کرده، ضد انقلابیون می‌گفتند جرقه انقلاب را او زده، خودش می‌گفت «باید این تنور پیتزا را عوض کنم، هیزمیش کنم!»

خدا نیامرزدش، تا آخرش هم گردن نگرفت. می‌گفت تقصیر شاه خدا بیامرز است، ایشان اسمش را گذاشت «انقلاب!»، وگرنه من نوشته بودم «آشوب».

نمی‌دانم الان در بهشت است یا در جهنم. او هم مثل خودم به هیچ‌کدام اعتقاد نداشت. حالا امیدوارم نامه‌های من، که حکم شمارش معکوس چهلمین سال انقلاب را دارد، به دستش برسد.

جمعه ۱۰ شهریور ۹۷

احمد جان، ۱۶۲ روز به چلّه انقلاب مانده. دیشب یک شایعه شنیدم که دوباره کلی فحشت دادم. آقای پوتین گفته یک مقدار اراضی ساحلی دریای مازندران هم مال ماست! یعنی گفته آب دریاچه، حریم خشکی دارد که مطابق قرارداد اخیر، جاده کناره شمال به روسیه تعلق می‌گیرد!
نمایی از جاده ساحلی نشتارود

نمایی از جاده ساحلی نشتارود
می‌دانی یعنی چی احمد جان؟ آن کافه بین راه چالوس- نشتارود یادت هست، صبح رسیدیم؟ گفتی آقا چهار تا تخم مرغ … صاحبش، غلام پلنگ دعوایت کرد، گفت آقا تربیت داشته باش، تخم مرغ چیه، تخم چیه؟ بگو «مرغانه!». یادت هست احمدجان؟ حالا این دفعه که بروی آنجا مرغانه هم بگویی، بچه‌های غلام پلنگ دوباره دعوایت می‌کنند که بی‌حیا، بگو RNUO! (تلفظش را نمی‌دانم، فونت روسی هم ندارم ولی می‌دانم N شان کله معلق زده، R شان هم رو به قبله است.)

البته امیدوارم این شایعه درست نباشد وگرنه آقای ظریف دوباره می‌رود توی برنامه تلویزیونی «رشیدپور»، باز می‌گوید «مردم خودشان انتخاب کردند!». اصلاً ممکن است این بار بگوید مردم ما خودشان پوتین را انتخاب کرده‌اند!

گفتم ننویس آن نامه را احمد جان، اینها ظرفیت‌اش را ندارند. دیشب تلویزیون می‌دیدم، پسرم که در سوئد بزرگ شده، پرسید «این آقاهه چکاره است؟» گفتم «وزیر خارجه است پسرم.» پرسید «وزیر خارجه کجا؟» … دَنگ! سؤال سختی بود، منتظرش نبودم، قبلاً فکرش را نکرده بودم!

محمدجواد ظریف در برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» با اجرای رضا رشیدپور
محمدجواد ظریف در برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» با اجرای رضا رشیدپور
گفتم نمی‌دانم! او معصومانه پرسید و من مفلوکانه جواب دادم. راستی ظریف وزیر خارجه کجاست؟ روسیه؟ سوریه؟ عراق؟ ایران؟ … نوبتی است؟ دور می‌زند؟ نه، … هیچ‌کدام، وزیر خارجه جمهوری اسلامی است! شاید هم وزیر خارجه دکتر ولایتی باشد. ببین چکار کردی احمد جان.

راستی داداش، یادت هست چند سال پیش یک نشریه عربی، خلیج فارس را نوشته بود «حلیج الفارس»، چه الم شنگه و قشقرقی شد؟ یادت هست؟ طومار و پتیشن و نامه و اکسیون و تظاهرات که چرا خلیج فارس، یک نقطه‌اش کم است؟ چرا خلیج شده «حلیج»؟ هیچی، نزدیک بود دوباره انقلاب شود ولی معلوم نبود در کجا؟

این فقط یک اشتباه تایپی از سوی دخترک تایپیست بود، اما آن نشریه اصلاً تعطیل شد، خانم تایپیست هم گفت دیگر کار نمی‌کنم. می‌گویم حالا، این همه دانشمند و کارشناس و زمین‌شناس و دریاشناس و حقوق‌دان، صدای‌شان درآمده، اما نمی‌دانم چه سرّی است که قضیه اینقدر زود ماسید؟

بعضی‌ها می‌گویند قرارش همان پارسال که پوتین یکراست از فرودگاه به دیدار آقای خامنه‌ای رفت، گذاشته شده. از آنجا که جز مترجم، کس اضافه‌ای در اتاق ملاقات نبوده، ناظران سیاسی احتمال می‌دهند که مترجم مربوطه، نفوذی بوده باشد و با ترجمه دلبخواه و غلط انداز، این قرار و مدار را گذاشته است. ولی آن‌وقت این سؤال پیش می‌آید که آقای مترجم، نفوذی کجا می‌توانسته باشد؟

احمد جان، این آتش‌ها همه از گور تو در می‌آید. بعضی‌ها می‌گویند به خاطر رمز و رازی که در ماجرای دریای مازندران هست، باید اسمش را گذاشت دریای «راز-اندر-آن»، اما من فکر می‌کنم اگر «کاسپین» را بکنند «لاسپین» یا «پاسپین» که نشانه لاس زدن و پاس دادن باشد، بهتر است. احمد جان! تو علاوه بر زاینده‌رود و دریاچه ارومیه، یک دریای «رازندران» هم به این ملت بدهکاری.

تا هفته بعد. فعلاً.

محمود.

No responses yet

Sep 01 2018

ترامپ می گوید رژیم ایران ممکن است در نتیجه سیاست های او سقوط کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

صدای آمریکا: گزارشی از جان میکلِت وِیت، جنیفر جیکوب و مارگارت تالِو در بلومبرگ

پرزیدنت دونالد ترامپ می گوید رژیم ایران ممکن است در اثر سیاست های دولت او از جمله ترک توافق هسته ای دولت اوباما با تهران، سقوط کند.

دونالد ترامپ روز پنج شنبه در مصاحبه ای با «بلومبرگ نیوز»، در اتاق کار ریاست جمهوری در کاخ سفید، گفت: «وقتی وارد این جا شدم، پرسش این بود که ایران چه موقع خاورمیانه را در دست خواهد گرفت، الان پرسش این است که آیا آن ها دوام خواهند آورد؟این تفاوتی بزرگی در یک و سال و نیم است.»

پرزیدنت ترامپ توضیح بیشتری در این باره نداد.

رئیس جمهوری آمریکا، به تشویق دشمنان منطقه ای ایران، در ماه مه خروج ایالات متحده از توافق هسته ای بین المللی سال ۲۰۱۵ را اعلام کرد. دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی را که در حال توسعه نفوذ منطقه ای خود است تهدیدی علیه امنیت خاورمیانه می داند. ترامپ این ماه تحریم هایی را دوباره علیه ایران اعمال کرد. تحریم های آمریکا بر صنعت حیاتی نفت ایران در آبان ماه آغاز می شود.

بالا رفتن نرخ تورم و تضعیف ریال، حسن روحانی را که می کوشد از این بحران عبور کند زیر فشار مضاعفی گذاشته است.

ترامپ گفته است آماده ملاقات با رهبران ایران برای مذاکره بر سر توافق هسته ای سخت تری است تا از مشکلات تحریم ها پرهیز شود. اما این پیشنهاد در تهران از سوی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، رد شد. این وضع جای چندانی برای پرهیز از مجازات های شدیدتر که ۱۳ آبان آغاز می شود، نمی گذارد. ایالات متحده در صدد است صادرات نفت ایران را تا جایی که ممکن است به صفر برساند.

No responses yet

Sep 01 2018

حریری در گفتگو با یورونیوز: حزب‌ الله سیاست من در قبال خلیج فارس را نمی‌پذیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

ارونیوز: لبنان در مقطع حساس کنونی گویی بر لبه پرتگاه ایستاده است. آثار پانزده سال جنگ داخلی در همه جای کشور مشهود است و سایه جنگ پیوسته توافق‌‌ سیاسیِ شکننده تازه را تهدید می‌کند. پیچیدگی سیاست لبنان آن را به یک پازل شبیه می‌کند و بسیاری باور دارند که سعد حریری کسی است که می‌تواند قطعات این پازل را کنار هم بگذارد.

خبرنگار یورونیوز با سعد حریری گفتگویی ویژه داشته و از وی درباره مسائل گوناگون سیاست لبنان و از جمله استعفای جنجال برانگیزش در تلویزیون عربستان سعودی، باورش به نقش مخرب ایران در لبنان و امید وی به تشکیل دولت تازه پرسیده است.

به تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

یورونیوز: آقای حریری ممنون که گفتگو با یورونیوز را پذیرفتید. امسال برای لبنان سال مهمی است. انتخابات مجلس بعد از حدود یک دهه برگزار شد اما با گذشت بیش از سه ماه هنوز موفق به تشکیل دولت نشده‌اید، چرا این کار تا این حد دشوار است؟ آیا این امر به این معنا نیست که اداره این کشور واقعا برای شما ناممکن است؟

حریری: «من فکر می‌کنم به تشکیل دولت خواهیم رسید. مردم ما باید درک کنند که این دولتی است که بناست ۴ سال دوام بیاورد،‌ همانطور که شما گفتید این دولتی است که پس از ده سال دوری از انتخابات شکل می‌گیرد. بنابراین مجلس جدید اعضای تازه دارد و ابعاد احزاب سیاسی هم تغییر کرده است. بنابراین چالش تشکیل دولت اتحاد ملی کمی دشوارتر است. چون احزاب بسیار متفاوتی داریم که باید رضایت آنها را به دست آورد و باید دید کدام حزب سیاسی در کدام قسمت چه مطالباتی دارد. تنها دلیل دشوار بودن کار همین است.»

یورونیوز : اداره کشوری نظیر لبنان کار آسانی نیست،‌ شما تاریخ پیچیده‌ای دارید. میان ادیان مختلف توافق‌نامه‌های پیچده‌ای برای تقسیم قوا وجود داشته و اکنون هم جنگ پیرامون شما را گرفته است. بسیاری می‌گویند شما فردی هستید که قطعات مختلف را برای تکمیل این پازل در اختیار دارد. چرا چنین است؟ به نظر خودتان چرا شما فرد مناسب برای هدایت لبنان هستید؟

حریری: «فکر می‌کنم به این دلیل است که من پیش از آنکه به خودم فکر کنم به لبنان فکر می‌کنم. فکر می‌کنم به کسی نیاز داریم که بتواند با همه، یعنی با همه احزاب سیاسی که در دولت جا می‌دهیم صحبت کند. اگر می‌خواهید یک دولت توافقی داشته باشید همه باید کمی با دیگران سازش کنند و من گهگاه مایلم کمی بیش از معمول هم سازش کنم چرا که باور دارم کشورم مهمتر از حزب سیاسی من و دیگران است.»

يورونيوز: شما سال گذشته استعفای خودتان را به شکل تلویزیونی از عربستان سعودی اعلام کردید. فکر می‌کنم نه تنها این واقعیت که شما استعفا دادید بلکه شیوه انجام این کار هم شوکه کننده بود،‌ هم برای حامیان شما و هم برای تمام دنیا. چه اتفاقی افتاد،‌ چرا به این شکل عمل کردید؟

حریری: «می‌خواستم به نظام خودمان شوک وارد کنم. چون باورم این بود که دولت به مسیری افتاده که افراد دارند جهت‌گیری می‌کنند و دیگر نمی‌توانستند کشور را اداره کنند. علاوه براین، می‌دانید که با چالش‌هایی که در منطقه داریم لبنان باید بتواند در وضعیتی باقی‌ بماند که در آن موضع‌گیری نکند. استعفای من اساسا یک شوک مثبت بود برای هشدار دادن به مردم که می‌گفت گوش کنید راهِ پیشرفتن این نیست، راهِ پیشرفتن این نیست که لبنان را بی‌طرف کنیم. بلکه آن است که (مسیر) کشور را از مناقشه‌‌های داخلی بین اعراب جدا کنیم.»

یورونیوز: اما مسأله بیش از ارسال یک پیام قوی بود، مسأله، شیوه بیان شما و جایی بود که از آنجا صحبت کردید. می‌توانید درباره رابطه‌تان با عربستان سعودی بگویید؟

حریری: «رابطه من با عربستان سعودی عالی است؛ این هم به نفع لبنان و هم به نفع عربستان سعودی است. باید درک کنیم که امروز خلیج (فارس) امروز هم،‌ با تمامی آنچه در یمن روی می‌دهد در شرایط دشواری است. برای همین ما در لبنان باید به منافع ملی‌مان چشم بدوزیم. منظورم این است که درگیر شدن در یمن یا درگیر کردن خودمان در سوریه فقط برای لبنان مشکل و دردسر به بار می‌آورد. متوجهم که برخی احزاب سیاسی در لبنان دیدگاه متفاوتی در این باره دارند و همین مسأله بود که داشت کشور را فدا، البته نه فدا، بلکه فلج می‌کرد،‌ یعنی وقتی اختلافات سیاسی‌ ما مهمتر از منافع کشور بشود، چنین وضعی پیش ‌می‌آید.»

بیشتر بخوانید:بر سعد حریری در عربستان چه گذشت؟

مطالب یورونیوز را در واتس‌اپ دریافت کنید

یورونیوز: شما از بازگرداندن تمرکز و توجه به سوی خودِ لبنان سخن می‌گویید. لبنان به چه نیاز دارد. تمرکز شما بر روی چه چیزی خواهد بود؟

حریری: «اصلاحات. ما به اصلاحات نیاز داریم. باید بر اقتصاد تمرکز کنیم. مشکل پناهجویان را داریم. با یک و نیم میلیون پناهجو روبرو هستیم. این مسأله‌ای است که باید آن را یکصدا در لبنان تغییر دهیم. البته پیشگامی‌هایی مانند اقدامات روسیه از این سو و آن سو در کار بوده است و ما باید با روس‌ها در این زمینه کار کنیم تا اقدامات آنها عملی بشود. برای نمونه می‌دانید که ما مایلیم پناهجویان به شکل داوطلبانه (به سرزمین‌شان) برگردند و باید تضمین کرد که رژیم (سوریه) اقدامی علیه این پناهجویان نکند. این مسأله‌ای است که جامعه ما هر روز از آن رنج می‌برد. و اگر بر روی استراتژی برون‌رفت از این شرایط کار نکنیم فقط لبنان و منافع ملی لبنانی‌ها را ناکام گذاشته‌ایم.»

یورونیوز: به موضوع استعفای شما در سال گذشته بر می‌گردم. شما برای نابسامانی و ویرانی لبنان، ایران را سرزنش کردید و گفتید حزب ‌الله در این کشور بازوی ایران است و شما گفتید قدرت سلاح‌های این کشور لبنان را در «عمل انجام شده» قرار داده است. حالا حزب ‌الله و متحدانش اکثریت مجلس را در اختیار دارند، این به چه معنا است؟

حریری: «آنها (حزب الله) اکثریت مجلس را در اختیار ندارند. این درکی است که مردم یا گزارش‌های برخی رسانه‌ها در جامعه بین‌الملل رواج داده، حزب‌ الله فقط بین ۳۰ تا ۴۰ عضو در مجلس دارد. امروز مجلس به سه یا چهار بخش عمده تقسیم می‌شود، کسانی در جناح‌های راست و چپ و میانه قرار دارند و افرادی‌ هم هستند که به جناح راست یا چپ نزدیک اند. وقتی من استعفا کردم درباره تمام اینها صحبت کردم و گفتم من امروز اعتقاد دارم که ما تفاوت‌های سیاسی داریم، حزب الله این را می‌داند و من نیز می‌دانم. آنها هرگز سیاست من در قبال (منطقه) خلیج (فارس) را نمی‌پذیرند و من هم هرگز سیاست‌ آنها را درباره ایران و دیگر مسائل نمی‌پذیرم. اما به این معنا نیست که باید کارکرد کشور را متوقف کنیم. تلاش دارم به این برسم. البته ما همیشه این تفاوت‌ها را خواهیم داشت و همیشه بر سر آنها بحث و جدل خواهیم کرد. اما ما چه می‌کنیم؟ آیا بر این مسأله تمرکز می‌کنیم؟ تمرکز من بر این است که بگویم این مسائل را روی میز مذاکره بگذاریم و با آرامش درباره آنها گفتگو کنیم و ببینیم راه حل‌ها کدام اند و چطور باید این مسائل را حل کنیم. آنچه ما را دور هم نگاه می‌دارد بسیار بیشتر از چیزهایی است که ما را از هم جدا می‌کند. منظورم این است که ما می‌توانیم کارهای بسیاری برای این کشور بکنیم. مثلا در زمینه اقتصاد همه مایل اند با فساد مبارزه کنند،‌ همه به انجام اصلاحات تمایل دارند.

یورونیوز: به نظر می‌رسد تمامی نیروهای مخالف دولت در سوریه به نوعی تسلیم شده‌اند و اکنون در ادلب شاهد برنامه دولت برای اجرای حملات عظیم ارتش هستیم که می‌تواند به معنای پایان جنگ در سوریه باشد. این امر برای لبنان چه معنایی دارد؟

حریری: «فکر می‌کنم روسیه در این بین تکلیف را روشن کرده است، سوریه در کنترل روسیه است بنابراین ما با روس‌ها طرف خواهیم بود.»

یورونیوز: و رابطه‌تان با روسیه ؟

حریری: «بسیار خوب و بی‌نقص است. من با روسیه و رئيس‌جمهور پوتین رابطه بسیار خوبی دارم و احترام بسیاری برای او قائل هستم. معتقدم پوتین کسی است که می‌توانیم با او کار کنیم.»

یورونیوز: «پس فکر نمی‌کنید که باید با بشار اسد طرف شوید؟»

حریری: «ترجیح می‌دهم با رئیس‌جمهور پوتین طرف باشم.»

یورونیوز: یکی دیگر از رهبران جهان که به نظر می‌رسد با او به خوبی کنار می‌آیید، دونالد ترامپ، رئيس جمهوری ایالات متحده است. رهبری او در منطقه را تحسین کرده‌اید. آیا رفتار وی در خاورمیانه خوب است؟

حریری: «فکر می‌کنم رئیس‌جمهور ترامپ کسی است که در مواضعش بسیار شفاف است. چیزی را که می‌گوید انجام می‌دهد. مشکل ما در گذشته این بود که نمی‌دانستیم سیاست‌های او کدام است. اما امروز دست‌کم می‌دانم سیاست او چیست و چطور می‌شود در حول و حوش این سیاست کار کرد. دست‌کم کسی هست که می‌توان با او صحبت کرد. می‌توانیم با او درباره وضعیتمان گفتگو کنیم. من معتقدم با اوضاعی که سوریه دارد به نظر می‌رسد جنگ درحال پایان است. اما واقعا جامعه بین‌الملل وظیفه دارد برای مردم سوریه کاری بکند و می‌دانید که رهبری جامعه بین‌الملل در حال حاضر با ایالات متحده و اروپا است و سیاست‌های گذشته جامعه بین‌الملل ناکام ماند. در حالیکه فکر می‌کنم تا سال ۲۰۱۵ نه داعش در کار بود و نه جبهه نصرت و نه هیچ کس دیگر. فقط مردمی در سوریه بودند که علیه دولت خود قیام کرده بودند و به خاطر چندشاخگی میان مردم و سرکوب دولت و استفاده از انواع سلاح‌ها و گازها بود که داعش و تمام دیوانگان اینچنینی پیدا شدند و انقلاب سوریه را ویران کردند. این گروه‌ها حالا دارند به سزای خود می‌رسند.»

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .