اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jan 18 2013

همایون خرم جاودانه شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: هنر ::

ویکی پدیا: از آنجا که مادرش از شیفتگان موسیقی اصیل ایرانی بود و از بین مقام‌های موسیقی ایرانی، به دستگاه همایون علاقه‌ای وافر داشت، نام «همایون» را برای فرزند خود انتخاب کرد.[۳]

خرم در سن ۱۰-۱۱ سالگی به مکتب استاد صبا راه یافت و چند سال بعد به عنوان نوازندهٔ ۱۴ ساله، در رادیو به تنهایی به اجرا پرداخت. بعدها در بسیاری از برنامه‌های موسیقی رادیو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگ‌ساز، سولیست ویولن و رهبر ارکستر آثاری ارزشمند ارائه داد.[۳]

وی همچنین تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق ادامه داد. در جلد سوم کتاب «موسیقی‌دان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده آمده است: «پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، فعالیت‌های اجرایی همایون خرم دچار وقفه‌ای چندین ساله شد. اوقات او از آن پس، بیشتر صرف تدریس خصوصی ویلن و فعالیت‌های پژوهشی درباره موسیقی ایرانی شد.»[۴]

خرم دارای درجه ۱ هنری (معادل مدرک دکترا) از شورای ارزشیابی هنرمندان ایران بود.[۳] او که در اواخر عمر به بیماری سرطان روده مبتلا شده بود و تحت شیمی درمانی قرار داشت، در شامگاه بیست و هشتم دیماه سال ۱۳۹۱ در بیمارستان دی تهران درگذشت.

برچسب‌ها: موسیقی, همایون خرم, هنر, ویولن

شما هم چیزی بگو

Jan 18 2013

سخنرانی انتخاباتی حداد برای حقوقدانان بسیجی: ما سه تا 60 درصد آرا را داریم، با ائتلاف ما دلسوزان انقلاب آرامش پیدا می‌کنند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,سیاسی ::

هاشمی نامه: از دو سه ماه پیش وقتی در نظرسنجی‌ها معلوم شد که نزدیک به 60 درصد آرا برای این سه نفر است گفتیم یکبار هم برای خدا بیایم دور هم بنشنیم و با هم وحدت کنیم. فعلا دو سه ماهی است که حول این محور با هم گفت‌وگو می‌کنیم. /حدادعادل در پاسخ به این سوال که با توجه به بیانات رهبری مبنی بر این‌که توانمندی یکی از شرایط ضروری کاندیداهای انتخابات است آیا این توانمندی را در خود احساس می‌کنید؟ گفت: بارها گفته‌ام که نه آمدنم قطعی است و نه نیامدنم. در مجموع باید کسی انتخاب شود که خیر و صلاح مملکت تامین شود مشکل من بیشتر این است که مراقب باشم و نلغزم.

یک نماینده اصولگرای مجلس گفت: احساس ما این است که توافق سه نفره توده مردم متدین را تا حدی خوشحال کرده و عقلا و دلسوزان انقلاب نیز آرامشی پیدا می‌کنند ما امیدواریم بتوانیم الگوی جدیدی از تعامل در عرصه سیاست به جامعه عرضه کنیم ضمانت اجرا نیز همان تعهد شرعی و اخلاقی است.

به گزارش ایسنا، غلامعلی حدادعادل طی سخنانی در سومین گردهمایی بزرگ حقوقدانان بسیجی سراسر کشور با تاکید بر اهمیت حقوق و جایگاه حقوقدان اظهار کرد: هر سیاستمداری در هر جایی کار می‌کند باید دائما جنبه حقوقی کار خود را در نظر داشته باشد.

وی ادامه داد: کاری که مجلس می‌کند در درجه اول کاری حقوقی است. احکامی که قضات و دادگاه‌ها صادر می‌کنند بر مبنای قانون است. مگر می‌شود که مجلس از نظر حقوقدان قوی نباشد و پس از آن مصوبات مجلس مستند دادگاه‌ها شود.

وی با اشاره به این‌که «حقوق در عرصه‌های مختلف مورد استفاده و حائز اهمیت است» یادآور شد: یکی از نیازها در این رابطه چالش‌هایی است که دشمنان در موضوع حقوق بشر ایجاد کردند، اینجا عرصه‌ای است که حقوقدان مسلمان، مسلط و متفکر باید وارد شود و از نظام دفاع کند.

این نماینده مجلس با بیان این‌که «احساس می‌کنم در مجلس، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص حقوقدان کم داریم» گفت: ما در نظام،،حقوقدانان متخصص و حرفه‌ای کم داریم و باید به این کمبود و فقدان توجه کرد. در اکثر کشورها دانش‌آموختگان علوم سیاسی اغلب دیپلمات می‌شوند و حقوقدانان رهبر کشورها می‌شوند.

به گزارش ایسنا، حدادعادل در ادامه این نشست در پاسخ به سوالی در خصوص وحدت در انتخابات گفت: وحدت امری عقلایی، دینی و شرعی است. هر جا که از وحدت فاصله گرفتیم چوبش را خوردیم، امام و رهبری نیز همواره به این موضوع در همه زمینه‌ها تاکید کرده‌اند.

وی در خصوص ائتلاف 1+2 با بیان این‌که «انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات مجلس متفاوت است» گفت: انتخابات ریاست جمهوری شخص محور است، ما با تجربه‌ای که داشتیم گفتیم چرا جریانات تصمیم‌گیری کنند ما خودمان شاید راحت‌تر بتوانیم قضیه را حل کنیم. از دو سه ماه پیش وقتی در نظرسنجی‌ها معلوم شد که نزدیک به 60 درصد آرا برای این سه نفر است گفتیم یکبار هم برای خدا بیایم دور هم بنشنیم و با هم وحدت کنیم. فعلا دو سه ماهی است که حول این محور با هم گفت‌وگو می‌کنیم. امیدواریم این تجربه ناموفق نباشد و یک ساز و کاری پیدا کنیم تا بتوان از این ائتلاف به وحدت رسید.

این نماینده مجلس ادامه داد: قبول داریم که رقبای اصول‌گرایان مایل به تکثر اصول‌گرایان هستند. وقتی قرار باشد که در میان اصول‌گرایان به 10 نفر رای داده شود، احتمال شکست اصول‌گرایی بالا می‌رود، ما اگر نمی‌خواهیم تجربه‌های تلخ تکرار شود،‌ اینجا میدان امتحان است.

وی افزود: اکنون یک موضوعی که وجود دارد و جبهه پایداری بر سر آن اصرار دارد این است که این جبهه به دنبال اصلح است. اما اگر فردی اصلح بود ولی رای نیاورد چه کار می‌توان کرد و خدای ناکرده باعث شود هیچ اصول‌گرایی در هیچ سطحی از اصولگرایی با هیچ درجه‌ایی موفق نشود. در سیاست، تصمیم‌گیری میان خوب و بد نیست. گاهی ممکن است این اشکال داشته باشد و آن یکی نیز اشکال داشته باشد، ولی اشکال یکی کمتر از دیگری باشد.

حدادعادل خاطرنشان کرد: همانطور که قبلا گفته شد درب ائتلاف بسته نیست، اگر فرد دیگری در نظرسنجی‌ اصول‌گرایان ممکن است رای قابل توجه داشته باشد، چه اشکالی دارد. نامزدی انتخابات ریاست جمهوری ارث پدر کسی نیست. این اضلاع 1+2 را نیز ما درست نکردیم، رسانه‌ها درست کردند.

به گزارش ایسنا، حدادعادل در پاسخ به این سوال که در خصوص جلسه دیروز مجلس و رییس‌جمهوری توضیح دهید با لبخند گفت: بخیر گذشت. بیشتر از این از من نخواهید.

این نماینده مجلس در پاسخ به سوالی در مورد ایجاد رابطه با کشورهای 1+5 گفت: ما با هیچ کسی دعوا نداریم، گناه ما این است که شاه را از مملکت بیرون کردیم و کشورمان را می‌خواهیم خودمان اداره کنیم سر هر میزی که بنشنیم حرف آنها این است که شما چه کسی بودید که انقلاب کردید و باعث شدید که ما در کشور شما تصمیم‌گیرنده نباشیم. البته ما مذاکره می‌کنیم برای اینکه حداکثر منافع ملی محقق شود.

حدادعادل در پاسخ به این سوال که با توجه به بیانات رهبری مبنی بر این‌که توانمندی یکی از شرایط ضروری کاندیداهای انتخابات است آیا این توانمندی را در خود احساس می‌کنید؟ گفت: بارها گفته‌ام که نه آمدنم قطعی است و نه نیامدنم. در مجموع باید کسی انتخاب شود که خیر و صلاح مملکت تامین شود مشکل من بیشتر این است که مراقب باشم و نلغزم.

حدادعادل در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این‌که آیا اصلاح قانون انتخابات قبل از دوره یازدهم عملیاتی می‌شود؟ گفت: قانون انتخابات خیلی تغییر کرد قانونی که اخیرا در مجلس مطرح شد خیلی تغییر نگران‌کننده‌ای ایجاد نکرده است، پیش‌نویس اولیه آن بحث‌انگیز بود ولی بعدا که چند ماده حذف و اصلاح شد.

برچسب‌ها: انتخاباتی, سیاسی, غلامعلی حدادعادل

شما هم چیزی بگو

Jan 17 2013

ابراهیم فیاض براساس نظرسنجی‌ها اعلام کرد: مردم تلویزیون نظام را دو دقیقه در روز می‌بینند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی ::

دیگربان: ابراهیم فیاض یکی از استادان محافظه‌کار با اعلام اینکه صدا و سیما به بن‌بست رسیده و دچار انحطاط شده٬ گفت مردم ایران روزانه به طور متوسط دو دقیقه تلویزیون جمهوری اسلامی را نگاه می‌کنند.

آقای فیاض روز پنجشنبه (۲۸دی) در گفتگو با سایت «۵۹۸» نزدیک به محمدتقی مصباح یزدی این مطلب را بیان کرده و افزوده قد و قامت صدا و سیما در ایران «کوتاه» است.

به گفته وی صدا و سیما «بریده» و «بن‌بست» رسیده و با اتخاذ سیاست «صورت‌گرایی» رو به انحطاط است چراکه این سازمان «مغز» ندارد.

این استاده دانشگاه در بخش دیگری از این گفتگو به صراحت گفته فضا در جمهوری اسلامی «بسته» است و در چنین فضایی نمی‌شود تحلیل کرد که «فلان کار درست یا غلط است.»

ابراهیم فیاض یکی از استادان جنجالی دانشگاه در جمهوری اسلامی و منتقدان سرسخت عملکرد سازمان صدا و سیما محسوب می‌شود که به دستور عزت‌الله ضرغامی ممنوع‌التصویر شده است.

براساس نظرسنجی‌ها و پژوهش‌های صورت گرفته در ایران در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد مردم ایران برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای را تماشا می‌کنند.

سازمان صدا و سیما در پی شکست از شبکه‌های ماهواره‌ای طی سه سال گذشته از طریق «باشگاه خبرنگاران جوان» به پرونده‌سازی اخلاقی علیه کارمندان شبکه‌های ماهواره‌ای روی آورده است.

مسئولیت مستقیم این پروژه بر عهده فردی به نام ابراهیم زادگان از مقام سابق امنیتی است که در حال حاضر مدیریت سایت «باشگاه خبرنگاران جوان» را بر عهده دارد.

برچسب‌ها: آمار, تلویزیون, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 17 2013

پروژه تلویزیونی جدید وزارت اطلاعات: شکار «شبکه جاسوسی»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,سیاسی ::

خودنویس: شب گذشته، گزارش وزارت اطلاعات از «شکار» شبکه جاسوسی مرتبط با «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» از شبکه اول سیما به نمایش درآمد. وزارت اطلاعات مدعی است افراد این شبکه می‌خواسته‌اند «دانشمندان ایرانی را مورد شناسایی و تخلیه اطلاعاتی» قرار داده و اسامی بعضی را برای «حذف فیزیکی و ترور» در اختیار «ترویست‌های غربی» قرار دهد.

بر اساس گزارشی که شب گذشته پخش شد، «متی ولوک» در سال ۲۰۰۸ شبکه کاریابی‌ «New Generation Recruitment*» را در کشور اسلوواکی راه‌‌اندازی کرده و با گروه‌هایی در کشورهای اروپایی قراردادهایی منعقد کرده بود. بر پایه گزارش سیما و گفته این شهروند اسلوواکی، فردی به نام «ستیو لوگانو» در سال ۲۰۰۹ با او از طریق ایمیل تماس گرفته که بعدا متوجه شده که او «افسر ارشد اطلاعاتی CIA است» که قصد اجرای یک پروژه بسیار گسترده اطلاعاتی را در ایران دارد».

در گزارش پخش شده از سیما، از افراد دیگری از کشورهای آمریکا، مالزی، مراکش و آفریقای جنوبی که عضو شبکه بوده‌اند نیز یاد شده است.

به گفته وزارت اطلاعات، متی والوک «مجری طرح جدید سازمان جاسوسی آمریکا» برای نفوذ در لایه‌های «نخبه کشور»، اطلاعات ذی‌قیمتی را از پیشرفت‌های علمی ایران جمع‌آوری و پس از یک سال عازم پاریس می‌شود تا با افسر ارشد «سازمان سیا» دیدار کند که این فرایند از سال ۲۰۰۹ شروع شده و تا تابستان امسال ادامه یافته است.

متی ولوک ادعا می‌کند که یک کارشناس ایرانی نرم‌افزار را با تماس‌های آن‌لاین جذب و با وعده‌های مالی و تحصیلی تحت تاثیر قرار داده و بعدا برای استخدام این فرد در تهران با او ملاقات کرده است. این فرد که در گزارش «الف.ش.» معرفی شده امیدوار بوده جذب شرکت خارجی شده و بتواند ادامه تحصیل دهد. متی ولوک به علاوه بر اساس خواست «افسر ارشد اطلاعات» یک وب‌سایت دیگر نیز راه‌اندازی می‌کند و بعد به سراغ یک پژوهشگر دانشگاهی ایرانی می‌روند.

این پژوهشگر «فریب خورده» در سال ۲۰۱۱ در «وین» با «ستیو لوگانو» و یک افسر اطلاعاتی آمریکایی دیدار کرده است که لوگانو از او می‌خواهد که با «دو نفر از اساتید دانشگاهی در ایران ارتباط بگیرد که در پروژه‌های هسته‌ای ایران هم فعال بوده‌اند.»

متی ولوک در باره خواسته‌های افسران اطلاعاتی آمریکا می‌گوید: «در دیدار آخر که قرار بود و بعدش من به ایران برگردم پرسشنامه‌‌ای را به زبان فارسی و انگلیسی به من داد و گفت حتما باید این پرسشنامه‌ها پر شونو حتما برای او ارسال بکنم، لوگانو بعد از این ماجرا مرا به هنری افسر اطلاعاتی که متمرکز روی برنامه هسته‌ای ایران بود معرفی کرد، من هم قرار بود اطلاعات را به او بدهم،رفتار هنری با استیو خیلی فرق می‌کرد، صحبت‌های او آشکارا نشان می‌داد که اون قصد حذف فیزیکی بعضی از دانشمندان ایرانی را دارد و یا حداقل می‌خواهد موقعیت کاری و اجتماعی آنها را به خطر بیندازد، هنری حتی گاهی حرف از ترور دانشمندان ایرانی هم می‌زد.»

وزارت اطلاعات در ادامه گزارش به راه‌های نفوذ برای شناسایی محققین ایرانی و نهایتا «دانشمندان هسته‌ای» از سوی این شبکه می‌پردازد.

پژوهشگر«فریب خورده» در باره دیدار آخرش با متی در تهران می‌گوید:«وقتی [متی] به ایران اومد در لابی یکی از هتل‌های تهران ما همدیگرو دیدیم بعد از اون بود که نیروهای وزارت اطلاعات با من ارتباط گرفتند و طی صحبت‌هایی که شد من از ماهیت واقعی اون افراد مطلع شدم.»

وزارت اطلاعات همچنین اعلام کرد که افراد این شبکه می‌خواسته‌اند «دانشمندان ایرانی را مورد شناسایی و تخلیه اطلاعاتی» قرار داده و اسامی بعضی را برای «حذف فیزیکی و ترور» در اختیار «ترویست‌های غربی» قرار دهد.

متی ولوک با ابراز «ندامت» در مقابل دوربین با اشاره به نحوه دستگیری‌اش می‌گوید: «من می‌دانم که به وسیله فعالیتم موقعیت برخی از ایرانی‌ها را به خطر انداختم و برای این کار هم بسیار متاسفم چرا که کورکورانه به ماموران سیا اعتماد کردم و تا به خودم اومدم دیدم من هم یک عامل اطلاعاتی شدم که دارم برای آنها کار می‌کنم من خیلی متاسفم و امیدوارم با اطلاعاتی که در اختیار وزارت اطلاعات ایران قرار دادم مانع فعالیت دوباره خرابکارانه آمریکا علیه مردم ایران باشم.» او در پایان از «ملت ایران» عذرخواهی کرده است.

یک کارشناس امور امنیتی (نام محفوظ) به خودنویس گفت که روش مورد ادعای وزارت اطلاعات در مورد نحوه جذب نیرو توسط سازمان سیا منطقی به نظر نمی‌آید و داستان می‌تواند ساختگی باشد. به گفته این کارشناس، اعلام این مساله در مقطع زمانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری و نیز در هنگام حضور مدیران آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران بعد از ماه‌ها کشمکش جای تامل دارد و هنوز معلوم نیست طرح وزارت اطلاعات از پیش کشیدن افرادی با ملیت‌های مختلف (مالزی، مراکش، آفریقای جنوبی) به این پرونده چیست. تا این لحظه صحت ادعای وزارت اطلاعات به اثبات نرسیده است. این کارشناس امنیتی به خودنویس گفت: «می‌توان بر اساس ادعای وزارت اطلاعات چنین برداشت کرد که این وزارت‌خانه می‌خواهد قدرت خود را به رخ بکشد و نشان دهد که توانایی کشف و کنترل شبکه‌های جاسوسی بین‌المللی را در ایران دارد.»
از سوی دیگر، به گفته یک کارشناس ساکن آمریکا، از نظر امنیتی شاید ایران می خواهد «طرح مساله» کند و پای چند کشور را وسط ماجرا بیاورد چون برایش چیزی معلوم و مشهود نبوده است. این کارشناس معتقد است که اداره امنیت خارجی و ضد جاسوسی وزارت اطلاعات نیز چندان قدرتمند نیست.

این گزارش به محض دریافت نظرها و تحلیل و خبرهای جدیدتر، تکمیل خواهد شد.

* سایت‌ موسسه مورد اشاره در حال حاضر فعال نیست.

برچسب‌ها: آمریکا, اطلاعاتی, امنیتی, سیا, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 17 2013

نسخه جدید دموکراسی برای ایران: مجید محمدی از بی بی سی نسخه جدیدی برای آزادی و دموکراسی در ایران پیچیده است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی ::

حزب پان ایرانیست: منوچهر یزدی
فراز هایی از این نسخه را که فقط برای ایرن و روسیه و چین نوشته شده با هم مرور میکنیم تا هم میهنان بدانند یک روشنفکر ایرانی که درتهران مهندسی برق و الکترونیک و در حوزه علمیه قم فلسفه و الهیات خوانده و دکترای جامعه شناسی اش را از آمریکا گرفته چه خوابی برای خانه پدری اش دیده است . با هم مرور میکنیم :

اگر غرور و احساسات ملی را که مبنای عقلانی ندارند و بالقوه می توانند بسیار خطرناک باشند کنار بگذاریم و به سراغ معیارهایی مثل صلح، دمکراسی، توسعه و حقوق بشر برویم، دنیایی با واحدهای سیاسی کوچک تر شاید به نفع همه باشد. این واحدهای سیاسی کوچک تر، با تشکیل دولت_ ملت‌های دمکرات و فدرال یا با تجزیه کشورهای بزرگ محقق خواهند شد. از همین منظر است که تجزیه ایران، روسیه و چین را در صورت مقاومت در برابر دمکراسی و فدرالیسم ناگزیر می دانم.

بزرگی کشورهایی که حکومت آنها ظرفیت حکومت فدرال و واگذاری قدرت به مردم را ندارند (مثل ایران، روسیه و چین) هم به حال مردم آن کشورها مضر است و هم به حال همسایگان و مردم دیگر کشورها.

.

تاریخ دارد تکرار میشود ، باز هم یک روشنفکر دیگر که سابقا اصلاح طلب بود و امروز تجزیه طلب و هماهنگ با تو طئه گران علیه تمامیت ارضی با حربه دموکراسی که نام اشنایی برای مردم منطقه است به میدان نکبت باری آمده که بوی عفونت اندیشه هایش شامه ملت ایران را آزار میدهد .

برای عاشقان ایران ، شنیدن مصاحبه بنی طرف از تلویزیون بی بی سی و خواندن مقالات مجید محمدی در سایت بی بی سی ، نشست عرب زبانان در قاهره ـ تشکیل جلسات تجزیه طلبان در ترکیه و واشنگتن تازگی ندارد … سالهاست که ملت ایران این نغمه های شوم را از بلند گوهای بیگانه ولی از حلقوم ور شکستگان سیاسی ایرانی میشنود . اما مقاومت ملت ایران در برابر این ژاژخایی ها درس عبرتی برای دشمنان ایران نشده است .

مجید محمدی در کمال شگفتی نسخه فدرالیسم یا تجزیه را برای کشور هایی می پیچد که در برابر زیاده خواهی های غرب ایستاده اند . مجید محمدی سر در لاک حماقت سیاسی اش فرو برده و دست جنایتکار امریکا و انگلیس و فرانسه را در حمله نظامی به کشورهای افغانستان و عراق و پاکستان و لیبی و سوریه نمبیند . او سرمایه گذاری های عربستان و قطر برای تفرقه افکنی در بین مردم مسلمان را نادیده میگیرد . محمدی روشنفکر ور شکسته چشم بر ترکیه که در نا ارام ساختن منطقه و قتل عام کردها پا در رکاب است بسته و از جنایات امریکا در خاور میانه غافل مانده .

این فرزند ناخلف ایران از درک این نکته عاجز است که قدرتهای سر مایه داری غرب مانع ایجاد دموکراسی در بین ملتها هستند که اگر به سیاست های استعماری خود در خاور میانه پایان بخشند و ملت ها را به حال خود رها نمایند آن ملتها راه دموکراسی را پیدا خواهند کرد .

ایران زمین ، جایگاه و پایگاه تیره ها و قوم ها و طوایف و ایلات و عشایر ی است که قرنها بر یک پهنه از فلات ایران غنوده و غمها و شادیهایشان را با هم تقسیم کرد ه و از هویت و فرهنگ با شکوه خود پاسداری کرده اند . تنها تجاوز بیگانگان ، نظم شامخ این ملت را درهم ریخته و با آشفته ساختن محیط زندگی شان ، روند توسعه را سد کرده اند . چرا این روشنفکر بریده از میهن فراموش کرده که در تمامی آشوبها و جنگها ی تاریخ معاصر ایران ، دست انگلیس وامریکا درکار بوده و برای غارت منابع ملی ما اجازه ندادند ملت ایران راه طولانی دموکراسی را طی کند و اینک نیز این انگلیس و امریکا هستند که با به آغوش کشیدن مزدوران تجزیه طلب و هدایت و حمایت آنان باد بر آتش جدا سری می دمند وترویج کنندگان نغمه شوم فدرالیسم یا تجزیه را به زر و زیور می آرایند …سفره هایشان را رنگین و دل های شان را با افسون کدخدایی در یک گوشه جدا شده از ایران گرم میدارند و بلند گوهایی برایشان تدارک می بینند تا آوای شوم شان به سراسر گیتی انعکاس یابد .

چه سازمان هایی پای رهبران مزدور تجزیه طلب را در تریبون صدای امریکا و بی بی سی باز میکنند تا همچون گذشته با خواندن سرود از رونق افتاده ازادی و دموکراسی ، جامعه را به خانه پدری بدبین سازند !! و یک بار دیگر تیشه آزادی را بدست مردم فریب خورده دهند تا بر ریشه های عمیق وحدت و هویت یک ملت کهنسال فرود آورند تا ریشه از هم بگسلد و باغستان ایران به زاغستان انیرانی مبدل گردد و آنگاه جهانخواران ایران تکه پاره شده را راحت تر ببلعند .

مجید محمدی و عزیز بنی طرف و دیگر سر سپردگان به کانون توطئه خوب میدانند که ایران یک پارچه لقمه گلو گیری است ، لقمه ای که در سراسر تاریخ از گلوی اسکندر با همه جهانگیری اش و عمر با همه تدبیرش و چنگیز با همه خشونتش وشیر پیر بریتانیا با همه اشتهایش پایین نرفت و امروز غول سرمایه داری با چنگال انگلیس و امریکا و اسراییل به سراغ این سرزمین اهورایی آمده است تا دسترنج روشنفکران ور شکسته را تکه تکه ببلعد…

و شگفتا … شگفتا .. که برخی از فرزندان سوگند خورده به حفظ میراث این کهن دیار طعمه این دام میشوند و با ابراز نظرات خام و نپخته و غیر مسئولانه و گاه خائنانه ، آب به اسیاب طراحان ایرانستان میریزند و راه دموکراتیزه کردن کشور را در پاره پاره کردن ایران که قطعا از طریق تهاجم نظامی و برادر کشی باید انجام شود میدانند .

و ما که در درون کشور ، سایه سیاه توطئه را بر بالای سرمان احساس میکنیم و زنگ خطر جدا سری را با پوست و گوشت و جانمان لمس میکنیم ناچاریم یک بار دیگر تاریخ فدرالیسم را بگشاییم و سر فصل های آن را یاد آور شویم تا این نخوانده تاریخها به خود آیند و بفهمند که ورود به افسانه فدرالیسم ، یعنی خروج از استقلال و تمامیت ارضی و هویت ملی و بس… .

بگذارید برای اتمام حجت تصویر کشور های فدرال را ترسیم کنم بدین امید که ره گم کردگان به خود آیند .

تاریخ گواهی میدهد که در فدرالیسم پیوستن چند کشور مستقل به یکدیگر و ایجاد یک کشور بزرگتر هدف است نه تقسیم یک کشور به واحدهای کوچک و خود مختار ..!!

سوئیس که یک کشور قدیمی فدرال است از قرن سیزده تا قرن شانزدهم به مدت سیصد سال از به هم پیوستن شهرهای مستقل قرون وسطایی به یکدیگر پدید آمد .

در آمریکا از سال 1757میلادی – دوازه دولت علیه استعمار بریتانیا با یکدیگر متحد شدند و پس از پیروزی در جنگ های استقلال به صورت کنفدراسیون در آمد و پس از خرید مستعمرات فرانسه وتصرف مناطق مجاور در سا ل 1836 به بیست و پنج ایالت و در سا ل 1850 به 31 ایالت و در سا ل 1900 به 44 ایالت و در سا ل 1959 با افزایش آلاسکا و هاوایی به 50 ایالت افزایش یافت .

در آلمان تا پایان قرن هیجدهم یکصد و بیست شاهزاده نشین کوچک و بزرگ حکومت می کردند و در سا ل 1816 تمام ایالت های آلمانی زبان به غیر از اتریش و پروس کنفدراسیونی تشکیل دادند – در سا ل 1815 کنگره وین – کشور فدرال آلمان را با 39 عضو به وجود آورد و 35 شاهزاده نشین به این اتحادیه پیوستند و در سا ل 1875اتحاد کامل آلمان صورت گرفت . در هندوستان تا قبل از سا ل 1947 بیش از 500 شاهزاده نشین وجود داشت که هر یک دارای استقلال نسبی بودند . لازم به توضیح است که بیش از 95 در صد کشورهایی که با سیستم فدرال اداره می شوند از پیوستن واحد های کوچکتر به یکدیگر به وجود آمده اند .

و اما در باب فدرال شدن کشور ها بمنظور نیل به دموکراسی ذکر چند مثال ضروری است. سوئیس 500 سال پس از ایجاد آن کشور به تدریج دموکراسی را تجربه کرد و پذیرا شد و در بسیاری از کشورهای فدرال هنوز دموکراسی وجود ندارد که نمونه های آن در آسیا و آفریقا فراوانند .

امارات متحده عربی که کوچکترین کشور منطقه و فدرال نیز هست هنوز رنگ دموکراسی را ندیده ! خطرناک ترین کار سیاسی در یک کشوری که دموکراسی را تجربه نکرده این است که نسخه فدرالیسم برایش پیچیده شود زیرا معمولا در این مناطق سیاستمداران جاه طلب و گاه وابسته ای وجود دارند که حاضرند رئیس جمهور یک دهکده باشند ولی فرماندار یک کشور نباشند ..!

اشتباه دیگر آن که عده ای گمان می کنند فدرالیسم سبب توسعه اقتصادی خواهد شد در حالی که جوامع عقب مانده فرهنگی هرگز یک شبه به توسعه اقتصادی دست نخواهند یافت .. اگر چنین بود کشورهای پاکستان و بنگلادش و آمریکای لاتین که سالهاست به استقلال سیاسی دست یافته اند امروز باید به شکوفایی اقتصادی رسیده باشند در حالی که برزیل در حال حاضر بیش ازدویست میلیارد دلار بدهی خارجی دارد – آرژانتین حدود 150 میلیارد دلار مقروض است – مکزیک با آنکه چاه نفت دارد 150 میلیارد دلار به دنیا بدهکار است – پاکستان و بنگلادش که هنوز در باتلاق فقر دست و پا می زنند .

نکته قابل توجه آن که در کشورهای فدرال بیشترین در گیری های قومی و جنبش های جدایی طلب وجود داشته و دارد : مثلا در نیجریه از سا ل 1999 تا 2002 میلادی بیش از ده هزار نفر در در گیری های قومی کشته شده اند – در هندوستان درگیری های قومی و مذهبی هر ماه هزاران نفر را به خاک و خون می کشد . حوادث اخیر بمبئی و جنگ این کشور با پاکستان از ثمرات تجزیه قاره هند است

درگیری های قومی در هلند این کشور را به تجزیه کشانید و بلژیک خلق شد – تا قرن نوزدهم ما کشوری به نام بلژیک نداشتیم و هم اکنون این کشور از سه قوم فرانسه زبان . هلندی زبان و آلمانی زبان تشکیل شده که عدم سازش آنان با یکدیگر بلژیک را با بحران های جدی مواجه ساخته است .

وا ما در ایران…..!!

در ایران 16 میلیون آذری زندگی میکنند که دو میلیون نفر آنها فقط در تهران به سر می برند و بقیه در 4 استان آذربایجان غربی و شرقی و زنجان و اردبیل زندگی می کنند و در واقع سراسر ایران زمین سرای آن ها و خانه امن شان است و هرگز طالب حکومت فدرال نیستند . در خوزستان اقوام عرب و فارس کنار هم زندگی میکنند که هر گاه در این استان خود مختاری اعلام شود یک قوم به صورت اقلیت در خواهد آمد و ماجراها آفریده خواهد شد .

حال فرض كنيم ایران فدرال شود، در آن صورت در خوزستان تكليف مردم بختياری و ترك تباران خوزستاني كه عرب نيستند و زبان، آداب و رسوم، پوشاك و خوراك شان با عرب ها، فرق دارد، چيست؟ آيا همچنان كه تاريخ گواهي مي دهد با ضربِ شمشير و تجاوز و قتل، آنها را به راه راست هدايت خواهند كرد؟ و يا بر اساس ادعای پان عربها ، يك بار ديگر براي تصرف اراضي هرمزگان، سيستان و فارس، كه همه آنها غير عرب هستند به آن نواحي حمله خواهند برد تا حكومت خلق عرب تحقق يابد؟!

و يا دولت فدرال كردستان با مردم اروميه، باكو، خوي، سلماس و … چگونه كنار خواهد آمد و جواب پان توركيست ها كه نصف ايران را مطالبه مي كنند، چه خواهند داد؟ و يا بر عكس حكومت فدرال آذربايجا ن در مقابله با كردها كه آذربايجان غربي را كردنشين مي دانند، چه پاسخي جز گلوله براي آنها دارد؟

هنوز آقاي مايكل لدين لب، تر نكرده، آقاي “هجري” دبير كل سابق حزب دمكرات مدتی قبل اعلام كرد :

” هيچگاه استقلال كردستان را به عنوان يكي از اشكال حق تعيين سرنوشت نه تنها رد نكرده بلكه از آن بعنوان حق مسلم و مشروع ملت كرد در همه بخش هاي كردستان ياد كرده است ”

منظور آقاي هجري از “همه بخش هاي كردستان” همان “الكردستان الكبري ” است كه در بر گيرنده بخش بزرگي از آذربايجان، لرستان، كرمانشاهان و ايلام است …”

مگر مصاحبه آقای شرفی دبیر کل حزب دموکرات را در پاریس نشنیدید که اظهار داشت چهار میلیون کردهای ایران که مرزهای شمال را با عراق در اختیار دارند ، هر آینه ایالات متحده گام هایی مهاجمانه تر در برابر ایران بردارد از آمریکا پشتیبانی خواهند کرد.

ایا این قبیل سخنان جز د ر اثر دلگرمی وحمایت های مایکل لدین و تیمر من از دهان این روشنفکران نوظهورشنیده میشود ..؟

مراجعه به سايت هاي گروه هاي تجزيه طلب پرده از اين حقيقت بر مي دارد كه چه معضل بزرگي سر راه اينگونه خيال پردازي ها وجود دارد. نامه “نظمي افشار” روشنفكر تجزيه طلب ترك به آقای هجري ، يكي ديگر از آن نشانه هایی است که پشت پرده خود مختاری و یا فدرال طلبی و اندیشه های ایران بر باد ده قرار دارد . ايشان مي نويسد:

” بهتر است كردها چشم به سرزمين آذربايجاني ها ندوزند و جلوي اين داوري هاي بيمار گونه و آرزوهاي توسعه طلبانه و دور از تحمل را بگيرند … !

آقاي “حسن زاده” دبير كل سابق حزب دمكرات كردستان كه انشعاب كرد، در گفت و گويي با “پيك كردستان” به نظمي چنين پاسخ مي دهد:

” هيچ كردي بخاطر هيچكس و هيچ ملتي دست از هيچ وجبي از خاك كردستان بر نخواهد داشت. مادامي كه در برابر دو امپراتوري ايران و عثماني مقاومت كرده و موجوديت ملي خود را پاس داشته، ممكن نيست از اين پس با تهديدهاي فردي چون نظمي افشار ترس به دل ما راه دهد و دست از يك ذره از خاك كردستان برداريم … از ديدگاه ما سرزمين كردستان شامل تمام شهرها – مناطق – روستاها – دشت ها و كوه هايي كه در تقسيمات كشور، استان هاي كوردستان، كرمانشاه، ايلام و آذربايجان غربي ناميده شده است، را در بر مي گيرد …”

از سوي ديگر، آقاي چهرگاني روشنفكر بريده از ايران در تارنماي خود چنين فرياد مي زند:

“عموميت مردم كرد از شعور جمعي جهت زندگي اجتماعي و مسالمت آميز برخوردار نبوده و دچار نا هنجاري هاي اجتماعي متعدد مي باشند …”

همين بيمار رواني به آذربايجاني ها توصيه مي كند كه از ازدواج و داد و ستد با كردها پرهيز كنند.

حزب استقلال آذربايجان جنوبي به كردها هشدار مي دهد : … “كه اگر مي خواهيد در صلح و آرامش همسايه باشيم بايد از اين ادعاهاي ماليخوليايي دست برداريد در غير اينصورت به آذربايجان اعلان جنگ مي كنيد كه آن هم به نفع شما نخواهد بود.”

حال بفرمایید در یک چنین بافت بهم تنیده و در هم فرو غلطیده ای چگونه میتوان حکومت فدرالی بوجود آورد و به آرامش و صلح فردای آن امیدوار بود ؟

یاد آوری نغمه های شومی که در باره نام خلیج فارس و یا ادعاها پیرامون جزایر سه گانه و یا سخن پراکنی هایی که توسط جبهه ازادی خلق عرب مستقر در لندن میشود در ادامه توطئه ای است که برای ایران تدارک شده . اکنون در امارات متحده عربی نقشه جغرافیایی که در مدارس تدریس میگردد از استان های خوزستان و هرمزگان و بوشهر و فارس و دریای عمان با نام و عنوان عربستان یاد میشود .

سوال اساسی اینست که چرا دل دردمند دموکرات طلب روشنفکران مغرب نشین از اربابان خود مطالبه لحظه ای ازادی و دموکراسی برای مردم نگون بخت عربستان و قطر و امارات و کویت و بحرین نمیکند ؟ آیا فریب بزرگ دموکراسی در خاور میانه حال این قلم بدستان را بهم نمیزند ؟

اقای محمدی ، شامه ما پان ایرانیست ها بشدت نسبت به توطئه بیگانگان حساس است ما بدلیل حضور در فضای پر رمز و راز فعلی ، گاه صدای نفس کشیدن بیگانه را به گوش جان میشنویم و با چشمان باز سایه های پیاده نظام بیگانگان را در ظلمت شب میبینیم ، باور کنید بوی خیانت را از پشت همه آن الفاظ زیبا و مردم فریب غربی ها استشمام میکنیم

آقای مجید محمدی ، ما اربابان شما را بهتر از خودشان میشناسیم ، آنها دچار گرسنگی کاذب شده اند ، تشنه نفت و گاز و طلا و دلار ند . اگر ما استخوانی به سوی شان پرتاب کنیم شما را در قعر جهنم رها خواهند کرد . بی جهت جور کش غول بیا بان نشوید .

چشمان تان را بر روی فجایعی که بنام دموکراسی دارد روی میدهد باز کنید . حسنی مبارک عزیز ترین یار شان توی قفس است . قذافی گاو شیر ده شان با تنی پاره پاره زیر خاک مدفون است . بن لادن سگ شکاری شان در ابهای اقیانوس از هضم کوسه ها گذشته . شماها که عددی نیستید .

اکنون روزگار چهل سال پیش است ، یکبار دیگر بازی با دموکراسی با شعار زنده باد حکومت فدرال به روی صحنه آمده ، آن هم با هنر نمایی هنر پیشگان قدیمی ، همان هنرمندان و روشنفکرانی که در تخریب کشور نقش بسزایی داشته اند .

آقای محمدی سعی کنید آن گونه عمل نمایید که فرزند شما مجبور نشود سی سال بعد اسناد و مدارک حضور و دخالت بیگانکان را در پروژه نا فرجام ایرانستان از پشت تریبون های آمریکا و انگلیس فریاد بزند و بر پدرش لعنت بفرستد ….

برچسب‌ها: سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 17 2013

دیدار عسگراولادی در سفارت انگلیس مال 30 سال قبل بود!/ تفرشی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

هاشمی نامه: آقای عسگراولادی مشتاق بود تا درباره امور سیاسی صحبت کند و چند نکته جالب گفت. او گفت که حجت‌الاسلام خامنه‌ای قطعا رییس جمهور بعدی خواهد بود و او [عسگراولادی] انتظار دارد که مانند گذشته، همه نامزدهای دیگر، در آخرین دقیقه انصراف دهند.

مجید تفرشی پژوهشگر تاریخ در وبلاگش نوشته است:

یک سال قبل تقریبا در چنین روزهایی اسناد محرمانه تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا درباره تحولات ایران در سال 1981 را به صورت یک مجموعه مقاله و ویژه نامه در روزنامه شرق منتشر کرده و متن آنها را نیز بعدا در همین وبلاگ منتشر کردم. چند سایت مختلف از جمله سایت تاریخ ایرانی نیز بازنشر کردند. بخشی از این مطالب اشاره به دیدار و گفتگوی اسدالله عسگراولادی معاون اتاق بازرگانی ایران با ایان مکردی وابسته اقتصادی دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران بود که خلاصه ای از آن را نیز منتشر کردم. چندی قبل آقای عبدالرضا داوری از حامیان سرشناس آقای محمود احمدی نژاد، در مطلبی، ضمن اشاره ای به وبلاگ من از برخی از این اسناد به عنوان ابزاری برای کوبیدن مخالفان دولت کنونی ایران استفاده کرده بود. اکنون دوستان و همکاران آقای داوری ضمن حذف نام من به عنوان یابنده و منتشرکننده و دارنده کپی این اسناد، ضمن استفاده ابزاری از این اسناد برای پرونده سازی نا به جا، جوری وانمود کردند که گویی خودشان به این کشف مهم نائل شده اند.

اکنون ضمن انتشار عکس اصل اسناد و ترجمه کامل آن و بیوگرافی از مکردی، مصاحبه ای را که جناب آقای فتاح غلامی با من در این باره انجام داده را در این جا منتشر می کنم.

ترجمه سند:

محرمانه

دریافت و ثبت شماره 35، 28 سپتامبر 1981 [6 مهر 1360]

اتاق بازرگانی ایران (آی.سی.سی)

من در 15 سپتامبر [24 شهریور] گفتگوی جالبی با آقای [اسدالله] عسگراولادی معاون مدیر اتاق بازرگانی که برادرش وزیر بازرگانی و نامزد سابق ریاست جمهوری است داشتم. پس از آن که ما ;کارمان- درباره سفر رود و مارتین-[مسئولان هیات اعزامی بازرگانی بریتانیا به ایران] را تمام کردیم، آقای عسگراولادی مشتاق بود تا درباره امور سیاسی صحبت کند و چند نکته جالب گفت. او گفت که حجت‌الاسلام خامنه‌ای قطعا رییس جمهور بعدی خواهد بود و او [عسگراولادی] انتظار دارد که مانند گذشته، همه نامزدهای دیگر، در آخرین دقیقه انصراف دهند. چیزی در قانون اساسی وجود ندارد که مانع رسیدن یک روحانی به سمت ریاست جمهوری بشود، ولی او با شگفتی اعلام کرد که روحانیان به زودی هر دو سمت ریاست جمهوری و نخست وزیری را اشغال خواهند کرد. او گفت که در حکومت دو جناح وجود دارد: روحانیان بنیادگرا و میانه‌روترهای غیرروحانی- بی‌تردید در این قسمت او مشخصا برادرش را در نظر دارد-.
آنان [غیرروحانیان میانه‌رو] سعی می‌کنند تا روحانیان را در امور حساس اقتصادی و سیاسی هدایت کنند، ولی همواره در این راه موفق نیستند. عسگراولادی برای مثال به وجود ناخوشنودی درباره سفر حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به کره شمالی اشاره کرد.-او افزود، روابط نزدیک‌تر با کره شمالی نتیجه دخالت و تلاش جاسوسی کره جنوبی به دستور اکید آمریکا بود-.
عسگراولادی گفت که دولت جدید سه اولویت خواهد داشت: الف- پایان دادن به جنگ، و او امکان مصالحه براساس مذاکره را منتفی ندانست. او به طور تاکتیکی اعتراف کرد که در جنگ نمی‌توان پیروز شد و گفت که هزینه جنگ در حال سنگین‌ شدن است. علاوه بر آن، [جنگ] موجب ضعف ایران و گشودن باب دخالت اتحاد جماهیر شوروی خواهد شد.

ب- سرکوب سازمان مجاهدین خلق (ام.کی.او). عسگراولادی مدعی شد که حکومت موفقیت‌هایی در جمع و جور کردن اعضای مجاهدین خلق به دست آورده و سلسله فرماندهی آنان را در هم شکسته است. با این همه حکومت هنوز عمیقا نگران نفوذی‌های مجاهدین خلق است و تصفیه شدید در پیش خواهد بود. او گفت که مجاهدین خلق بختی ندارد و هیچ کسی آنان را به عنوان بدیل حکومت در نظر نمی‌گیرد و آنها حتی جایی در هیچ دولت تشکیل شده در تبعید نیز نخواهند داشت.

ج- تصفیه چپ‌گرایان از ادارات دولتی. او گفت که حکومت در حال دریافتن این موضوع است که نگرانی اصلی آنان اتحاد جماهیر شوروی و اشتغال چپ‌گرایان و اعضای حزب توده است که هم موجب خطر و هم تضعیف امنیت است. او گفت که کمونیسم جایی در ایران ندارد و حکومت باید مطمئن شود که در آینده نفوذ چپ‌گرایان کاهش نزول خواهد کرد.

3.از عسگراولادی درباره پیشنهاداتش برای بهبود روابط [ایران] با بریتانیا سوال شد. او متوجه بود که امید کمی برای بهبود روابط با آمریکا وجود دارد. ولی من [مکردی] توضیح دادم که اروپاییان کاملا قادر به تصمیم‌گیری مستقل سیاست‌های خود درباره ایران هستند. من گفتم که بازگشایی سفارت [بریتانیا]، نشانگر اظهار آشکار خواست بریتانیا در به رسمیت شناختن استقلال و ثبات ایران خواهد بود. این مساله اعلام عمومی به رسمیت شناختن حکومت [ایران] توسط ما است و فراهم آوردن تماس‌ها در ابعاد مختلف کاری به رفع موانع تعلیق [مناسبات] و پررنگ کردن روابط کمک خواهد کرد. تجارت در هر دو مسیر بهتر خواهد شد و بهبود درک بیشتر به دنبال آن خواهد آمد. با این حال من گفتم که تداوم زندان اندرو پایک [بازرگان بریتانیایی متهم به جاسوسی در ایران]

مانع عمده‌ای در متقاعد ساختن دولت علیاحضرت ملکه بر این است که ایران صادقانه خواهان بهبود روابط است. دستگیری او [پایک] دلیل اصلی نیست، بلکه مساله عدم تفهیم اتهام و ارجاع او به دادگاه و مخالفت با ملاقات او با اعضای خانواده و مقامات کنسول‌گری است. عسگراولادی گفت که این موضوع را به “مقامات مربوطه” منتقل خواهد کرد. –لابد منظورش برادرش و همکاران او بود- و منتظر یک جواب در اوایل هفته آینده خواهد بود. او از من پرسید که آیا رسمی یا “غیررسمی” صحبت می‌کنم و من پاسخ دادم که او می‌تواند پیشنهاد ما برای گشودن سفارت را سیاست رسمی بداند.

4. عسگراولادی به خوبی مطلع و دارای ارتباطات زیاد است. دیدگاه او درباره خطر شوروی، به عنوان بزرگترین صادر کننده خشکبار ایران که در صورت غلبه کمونیسم چیز زیادی برای از دست دادن دارد، را باید کاملا جدی گرفت. اگر چیزی که او می‌گوید دقیق باشد، این نشانه بیشتری از قصد دولت، تحت نفوذ ضدشوروی، برای انحلال [حزب] توده، است. علاوه بر آن، پرس و جو درباره بهبود روابط با بریتانیا، نشانه خوش‌آیندی مبنی بر آن است که دست کم جناح میانه‌رو در حکومت، به نیاز به داشتن چند دوست در غرب پی برده‌اند

[امضا]

ا.اف.مکردی (I.F.
McCredie)

16 سپتامبر 1981 [25 شهریور 1360]

برچسب‌ها: اسدالله عسگراولادی, انگلیس, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 16 2013

روزنامه جمهوری اسلامی از قول خوانندگانش خواهان معافیت جنتی از نماز جمعه شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی:روزنامه محافظه کار و پرنفوذ جمهوری اسلامی در شماره روز چهارشنبه بیست و هفتم دی (شانزدهم ژانویه) به نقل از خوانندگان خود گفته که احمد جنتی در نماز جمعه تهران “الفاظ نامناسب” به کار می‌برد و از قول مخاطبان این روزنامه خواهان معافیت او از اقامه نماز جمعه تهران شده است.

روزنامه جمهوری اسلامی در ستون کلیک “جهت اطلاع” خود نوشته است که “طی روزهای اخیر تعداد زیادی از خوانندگان روزنامه در تماس‌های تلفنی از نوع اظهارات آیت‌الله جنتی در نماز جمعه تهران و به‌کار بردن تعبیرات زننده انتقاد کردند.”

آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته تهران گفت “شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند و یکی از آنها که از همه گردن کلفت‌تر است مدتها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر او این خط را دنبال کردند.”

روزنامه جمهوری اسلامی از قول خوانندگان خود گفته “اگر آیت‌الله جنتی نمی‌توانند از عصبانی شدن خودداری کنند بهتر است از امامت نماز جمعه معاف شوند.”

در هفته های اخیر شخصیت هایی چون اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق، و محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری کنونی، در اظهار نظرهایی جداگانه خواستار برگزاری انتخابات “آزاد” شده‌اند.

اظهارات آقای جنتی ظاهرا واکنشی در حمایت از گفته‌های آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی بود که پیش از آن به افرادی که”مکرر می گویند انتخابات باید آزاد برگزار شود” هشدار داده بود که مراقب باشند حرف هایشان “مردم را از انتخابات مأیوس نکند.”

احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و یکی از امامان جمعه موقت تهران است. به تازگی رئیس ستاد نماز جمعه تهران گفته است که آقای جنتی به دلیل کهولت سن از این به بعد کمتر به عنوان امام و خطیب در نمازجمعه تهران حاضر خواهد شد.

احمد جنتی ۸۵ ساله پس از درگذشت آیت الله خمینی، موسس جمهوری اسلامی، به عنوان از امامان موقت جمعه تهران منصوب شده و به طور متوسط همچون دیگر امامان جمعه موقت تهران ماهی یک بار نماز جمعه پایتخت را اقامه کرده است.

برخی از اظهارات او در خطبه های نماز جمعه تهران در سال های اخیر جنجال برانگیز بوده است.

از جمله او در یکی از خطبه های نماز جمعه پس از انتخابات مساله ساز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ خواستار اعدام مخالفانی شده بود که نتیجه اعلام شده انتخابات را حاصل تقلب گسترده به نفع محمود احمدی نژاد می دانستند.

احمد جنتی به عنوان دبیرشورای نگهبان که مرجع تفسیر قانون اساسی، تطبیق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع اسلام و تأیید صلاحیت نامزدهای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است از مقامات قدرتمند و پرنفوذ جمهوری اسلامی به شمار می رود.

برچسب‌ها: احمد جنتی, درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 16 2013

عماد افروغ در اظهاراتی کم‌سابقه: مردم در برابر سرکوب‌ها ایستاده و مراقب فریب‌ها باشند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

دیگربان: عماد افروغ٬ نماینده سابق مجلس از مراجع تقلید و مردم خواست در برابر استبداد فردی سکوت نکنند و به طور غیرمستقیم به مردم هشدار داد مراقب ترفند‌های حاکمان روحانی جمهوری اسلامی باشند.

آقای افروغ این مطالب را در گفتگویی که از وی روز دوشنبه (۲۵دی) در سایت «شفقنا» منتشر شده٬ بیان کرده است.

وی در این گفتگو بی‌آنکه به نام علی خامنه‌ای و گروهی از روحانیون حاکم بر ایران اشاره کند٬ ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را به طور بی‌سابقه‌ای مورد انتقاد قرار داده است.

مهمترین گزار‌های این گفتگو به این شرح است:

● هیچ مستبدی بدون بی‌تفاوتی مردم و به طور خاص، نخبگان و روشنفکران آن جامعه شکل نمی‌گیرد.

● بیش از آنکه مردم از حاکمان بترسند این حاکمانند که از آگاهی‌ها و مقاومت‌های مردمی می‌هراسند و بسته به نوع نظام حاکم، حاکمان می‌کوشند تا به انحاء مختلف مانع این آگاهی و مقاومت شوند.

● اگر کسی نترسد و آگاه به ترفندهای سخت و نرم حاکمان باشد، هیچ نظام استبدادی نمی‌تواند شکل بگیرد و به راحتی مانور دهد.

● زمانی که در جامعه‌ای استبداد ریشه می‌دواند، هم باید مستبد را به دلیل تصمیم گیری‌ها و رفتارهای اقتدارگرایانه و یکّه‌سالارانه نشانه گرفت و هم باید سکوت جامعه و به طور خاص نخبگان آن جامعه را.

● سکوت و بی‌تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکمتر و لایه‌های آن را در هم تنیده‌تر و ضخیم‌تر می‌کند.

● جهل، ترس، منفعت‌طلبی، فسق و مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی جامعه و به کارگیری زور، تهدید، فریب و اغوا از سوی مستبدان می‌تواند از دلایل ظهور و تداوم استبداد در جامعه باشد.

● نباید استبداد را در قالب لباس عیان و آشکار فاشیستی و استالینیستی آن دید، بلکه گاهی پیچیده‌تر و مرموز‌تر و از طریق فریب، اغوا، تبلیغات، شست و شوی مغز‌ها، هژمونی و استیلای فرهنگی می‌آید.

● بر صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های القایی و اغوایی قدرت را برملا کنند و مردم را آگاه سازند.

● در نظام‌های استبدادی، هیچ سنت، قاعده‌ و انضباطی حاکم بر تصمیمات شخص مستبد نیست.

● تصمیم‌گیری‌های بدون قاعده و ضابطه‌ عین دیکتاتوری است و مهم این است که در نظام‌های سیاسی یک فرد به تنهایی تصمیم نگیرد و تصمیم از روی قاعده و ضابطه روشن و تعریف شده باشد.

● هر شخصی که خودساخته نباشد و قدرتی به او روی بیاورد و مشمول نظارت قرار نگیرد، مطمئناً دیر یا زود به دیکتاتور مبدل می‌شود.

● یک عده‌ای باید مراقبت کنند که تصمیمات سیاستمداران ما معطوف به زور، تهدید و فریب نباشد و بیشتر متمایل به نفوذ، اقناع و استدلال باشد.

● مردم باید بدانند اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت دیر یا زود آن‌ها را دچار مشکل می‌کند. مردم باید به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و امکان انحراف صاحبان قدرت بگذارند.

● اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت، سم مهلک است و اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت وجه احساسی و عاطفی دارد.

● نشود که عده‌ای از قِبَل اعتماد مردم زراندوزی کنند و منتی هم با تظاهر به دینداری بر مردم داشته باشند.

● در سیاست اصل بر عدم برائت است مگر خلاف آن ثابت شود؛ فرد صاحب قدرت باید برادری و پاکی خود را ثابت کند نه اینکه شاهد باشیم عده‌ای معدود از ظرف انقلاب استفاده و ثروت‌اندوزی و فساد کنند و بر مردم نیز منت گذارند؛ به این معنا که اگر از ما حمایت نکنید و به ما اعتماد نداشته باشید، خدا ما را از شما خواهد گرفت.

● فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود و یکی از ساز و کارهای آن این است که ما اصل را بر عدم برائت بگذاریم و اصل بر بد بودن صاحبان قدرت گذاشته شود.

● مسئولان باید دقت کنند در چه نظامی ریاست می‌کنند و بدانند در چنین نظامی مفهوم سرکوب جایی در تیپولوژی قدرت جمهوری اسلامی ندارد.

● اگر نهادهای مدنی و مردم احساس کردند در برابر حقوق مشروع خود سرکوب می‌شوند باید فریاد بزنند و مکانیزم‌های نظارتی و نقادی خود را فعال کنند و به مراجع اصلی شکایت کنند.

● حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید، روحانیان، روشنفکران متعهد و نخبگان در ذیل مفهوم اعتبار قدرت تعریف می‌شوند و این اعتبار قدرت باید فعال باشد تا شخصی که قدرت رسمی در اختیار دارد متوجه باشد که اگر تصمیمی خلاف چارچوب و ضابطه‌ها بگیرد، واکنش نشان خواهند داد.

● باید در برابر هر نوع سرکوب آشکار و غیر آشکار یا سرکوب سخت و نرم ایستاد.

متن اصلی:

دکتر عماد افروغ درگفت وگو با شفقنا: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود/ سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌ می‌کند

دکتر عماد افروغ درگفت وگو با شفقنا: اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود/ سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌ می‌کند

34 سال پیش، گسترش نهضت اسلامی در ایران و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی(ره) و تلاش های خالصانه مردم ایران، بالاخره کنترل امور را از دست نیروهای رژیم شاه خارج کرد و موجب شد در کمتر از یک ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهی ایران در هم پیچیده شود؛ خواسته اصلی مردم ایران در انقلاب، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود؛ خواستی که در مقاطع مختلف تاریخی در بسیاری از کشورهای مسلمان خاورمیانه وجود داشته اما رسیدن به آن همواره دور از دسترس می نمود. ایران در سال 57 و بسیاری از کشورهای عربی خاورمیانه، در سال های اخیر توانستند به حکومت های مستبد نه بگویند اما این موضوع که استبداد همیشه راه بازگشت به جوامع را دارد و نگاه برخی کارشناسان به موضوع استبدادپرور بودن فرهنگ خاورمیانه یی موجب شد خبرنگار شفقنا این دغدغه را با دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و با سابقه تدریس جامعه شناسی سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تربیت مدرس به بحث بگذارد.

عماد افروغ معتقد است: آزادی را نباید به استقلال تقلیل داد. اشتباه است که ما آزادی را به وجه ملی آن فرو بکاهیم و صرفاً آن را در قالب استقلال تعبیر و تفسیر کنیم، کما اینکه شعار ما در انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود، یعنی مشخص است که به طور خاص و ویژه بر آزادی تاکید شده است. به هر حال اگر آگاهی بخشی‌ها و روشنگری‌های عالمان دین، روشنفکران متعهد، درد آشنا و دور نگر و مقاومت‌ نیروهای مبارز و حرکت‌های مردمی نبود ما هنوز شاهد تداوم حضور یک نظام استبدادی وابستۀ فاسد به نام پهلوی می‌بودیم. اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد تصویر بسیار روشنی از نحوه مقابله با استبداد است.

بین مستبد و مردم رابطه متقابل وجود دارد

سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌تر می‌کند

دکتر عماد افروغ در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، ریشه استبداد را در اقتدارگرایی حاکم و سکوت جامعه در برابر آن دانست و اظهار کرد: هیچ مستبدی بدون بی تفاوتی مردم و به طور خاص، نخبگان و روشنفکران آن جامعه شکل نمی‌گیرد و در واقع یک رابطه متقابلی بین مستبد و مردم یا به تعبیری رابطه متقابلی بین ارعاب و رعب وجود دارد. باید دقت داشت که بیش از آنکه مردم از حاکمان بترسند این حاکمانند که از آگاهی ها و مقاومت های مردمی می هراسند و بسته به نوع نظام حاکم، حاکمان می کوشند تا به انحاء مختلف مانع این آگاهی و مقاومت شوند. به هر حال اگر کسی نترسد و آگاه به ترفندهای سخت و نرم حاکمان باشد، هیچ نظام استبدادی نمی تواند شکل بگیرد و به راحتی مانور دهد. زمانی که در جامعه‌ای استبداد ریشه می‌دواند، قطع نظر از ریشه‌های ساختاری و فرهنگی، هم باید مستبد را به دلیل تصمیم گیری ها و رفتارهای اقتدارگرایانه و یکّه سالارانه نشانه گرفت و هم باید سکوت جامعه و به طور خاص نخبگان آن جامعه را در برابر یکه تازی و یکه سالاری هدف قرار داد. بنابراین اینها را باید دو روی یک سکه دید و متعاملاً و متقابلا بررسی کرد. سکوت و بی تفاوتی مردم و نخبگان به تدریج استبداد را محکم‌تر و لایه‌های آن را در هم تنیده‌تر و ضخیم‌تر می‌کند.

ترس، مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی مردم و فریب و اغوا از سوی مستبدان از دلایل ظهور استبداد

او درباره دلایل ظهور استبداد در یک جامعه گفت: جهل، ترس، منفعت طلبی، به تعبیر قرآنی فسق و مصلحت اندیشی‌های کاذب از سوی جامعه و به کارگیری زور، تهدید، فریب و اغوا از سوی مستبدان می تواند از دلایل ظهور و تداوم استبداد در جامعه باشد. مستبد شاید با سلاح ترس، زور و … نیاید بلکه با سلاح نرم، یعنی فریب و اغوا و جنگ روانی و شبیه سازی توده وار و به کارگیری ابزارهای هژمونیک و استیلایی فرهنگی و روانی به همان نتیجه ای برسد که یک نفر با ارعاب و سلاح و شمشیر می رسد. از این رو نباید استبداد را در قالب لباس عیان و آشکار فاشیستی و استالینیستی آن دید، بلکه گاهی پیچیده‌تر و مرموز‌تر و از طریق فریب، اغوا، تبلیغات، شست و شوی مغزها، هژمونی و استیلای فرهنگی می‌آید.

وظیفه صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های اغوایی و القایی قدرت را برملا کنند

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، آگاهی سازی مردم را از وظایف روشنفکران دانست و افزود: بر صاحبان فهم و بصیرت است که شبکه‌های القایی و اغوایی قدرت را برملا کنند و مردم را آگاه سازند؛ در شرایط اغوا وظیفه روشنفکران دو چندان می‌شود چرا که شکل پیچیده‌تری از قدرت اعمال می‌شود، شکلی که اعمال شونده از اعمال کننده قدرت و ترفندهای او هیچ اطلاعی ندارد.

افروغ با بیان اینکه انسان‌ها به راحتی می‌توانند ترس، زور و تهدید را بچشند و لمس کنند اظهار کرد: اما در مقابل، فهم اغوا و شبکه‌های اغوایی و القایی با هدف ایجاد یکپارچگی و یکرنگی در جامعه، کار هر کسی نیست. این وظیفه در وهلۀ اول بر دوش کسانی است که فهم بهتر و فراغ بال بیشتر ی دارند و به نیازهای واقعی مردم واقف اند و بین نیازهای واقعی و نیازهای متصور آنان خلط نمی‌کنند. در این مقوله نمی‌توان رضایت مردم را اساس قرار داد، چه بسا مردم به دلیل درک غلط از نیازهای واقعی خود، از موقعیت خود راضی باشند مانند برده‌ای که از وضع موجود خود راضی است، اما در یک ذات شناسی انسانی و نیازشناسی واقعی، برده، برده است؛ چه از وضع خود راضی باشد و چه نباشد. برده‌ای که از وضع موجود خود راضی است در واقع تحت تأثیر شبکه‌های القایی و اغوایی صاحبان قدرت است.

اتفاقی که در انقلاب اسلامی رخ داد، تصویری روشن از مقابله با استبداد بود

او درباره واکنش جامعه در برخورد با استبداد تصریح کرد: در نظام های سلطنتی، تا حدودی سنت ها و قواعدی بر تصمیم‌گیری‌های شخص حاکم، غالب است، اما در نظام‌های استبدادی، هیچ سنت، قاعده‌ و انضباطی حاکم بر تصمیمات شخص مستبد نیست و در واقع تفاوت میان نظام‌های استبدادی با نظام‌های دموکراتیک، جمهوری، الیگارشیک و یا حتی نظام‌های سلطنتی همین یکه سالارانه بودن شخص حاکم با هر قالب و لعاب است. بنابراین گام اول، آگاهی بخشی نظری، مفهومی و مصداقی نسبت به مبانی نظام های استبدادی و برملا کردن تصمیم های بی قاعده شخص مستبد است. بر این اساس، مردم هر چه نسبت به حقوق خود آگاه‌تر شوند و اهمیت حضور خود در تصمیم‌گیری‌ها، تصمیم‌سازی‌ها و مشارکت در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و در لایه های اجرایی، تصمیم‌گیری و نظارت را بیشتر و بهتر درک کنند، به طور قطع دامنه و دایره مانور استبداد و نظام‌های استبدادی تقلیل پیدا می‌کند. در واقع آن اتفاقی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد یک تصویر روشنی از مقابله با استبداد بود.

این استاد جامعه شناسی ادامه داد: اگر بخواهیم یک وجه متجسد و متجسم از مقابله با استبداد را نشان دهیم، می‌توانیم انقلاب اسلامی را به تصویر بکشیم و اینکه چه طور این انقلاب اتفاق افتاد و مردم چه خواسته‌ای داشتند و چگونه به نیازهای واقعی خود رسیدند و اگر آگاهی بخشی‌ها و روشنگری‌های عالمان دین، روشنفکران متعهد، درد آشنا و دور نگر، مقاومت‌ نیروهای مبارز و کسانی که به گونه‌ای زندانی و شکنجه شدند، و حرکت های مردمی نبود ما هنوز شاهد تداوم حضور یک نظام استبدادی وابستۀ فاسد به نام پهلوی ‌بودیم. بنابراین اتفاقی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد تصویری بسیار روشن از نحوه مقابله با استبداد است.

اشتباه است که آزادی را در قالب استقلال صرف تفسیر کنیم

او در مقاله ای که در چهارمین نشست اندیشه های راهبردی بیان کرده بود، آزادی را مرتبط با سوژۀ اندیشنده و در مغایرت با جبرگرایی و تاریخیگرایی تفسیر کرده بود، در گفت وگو با شفقنا نیز به تفاوت میان استقلال و آزادی اشاره و تصریح کرد: یکی از شعارهای اساسی مردم در انقلاب اسلامی در کنار شعارهای دیگر، آزادی بود و این آزادی را نباید به استقلال تقلیل داد. یک وجه آزادی می‌تواند در قالب استقلال تعریف شود، اما اشتباه است که آزادی را به وجه ملی آن فرو بکاهیم و صرفاً آن را در قالب استقلال تفسیر کنیم. کما اینکه شعار ما «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، یعنی مشخص است که به طور خاص و ویژه بر آزادی تاکید می‌شد و چه کسی است که حسب بازی تفاوت ها وقتی واژه استبداد را می‌شنود بلافاصله ذهنش به سمت آزادی سوق پیدا نکند. بنابراین باید دقت کنیم که وقتی بحث استبداد مطرح می‌شود، بلافاصله در برابر آن، پای مفهومی به نام آزادی به میان می‌آید و این آزادی می‌تواند جلوه‌های مختلفی در سطح کلان، میانه و خرد داشته باشد و باید دقت کرد که این سطوح ممکن است با هم ارتباط داشته باشند اما قابل تقلیل به یکدیگر نیستند.

آگاهی جامعه مانع از ظهور استبداد می شود

افروغ درباره راه های مقابله با استبداد در یک جامعه اسلامی معتقد است: راه ابتدایی مقابله با استبداد، زیر سوال بردن نظری و مفهومی نظام‌های استبدادی است و گام دوم این است که انسان از نفسانیات و تمنیات میل گرایانه درونی خود رها و آزاد شود و به یک آزادی معنوی برسد و عمل آزاد قاعده مند و منضبط را تمنا کند. در واقع عمل آزاد برای انسان آزاد است و هر چه انتخاب انسان اخلاقی تر و دینی تر ‌ باشد، تمنای برد عمل بیشتری دارد، اما اگر انسان اسیر امیال، هوا و هوس و نفسانیات خود شود به راحتی می‌توان او را تهدید و تطمیع کرد و یا تحت تاثیر فرآیندهای معطوف به زور و تهدید به سکوت کشاند، یا تصمیمی از سر مصلحت ناروا را به او تحمیل کرد و یا او را فریب داد. اما اگر انسان آگاه و خودآگاه باشد و با انتخاب اخلاقی و دینی، من واقعی خود را بشناسد، مسلماً چنین انسانی را به راحتی نمی‌توان تهدید کرد و در چنین شرایطی استبداد هیچ گاه زمینه ظهور و بروز نخواهد داشت. البته این معنا هیچ مجوزی برای استفاده از اهرم های زوز و تهدید و اغوا برای هدایت مردم به سوی آرمانهای متعالی برای صاحبان قدرت صادر نمی کند.

تصمیم گیری های بدون قاعده و ضابطه‌ عین دیکتاتوری است

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی در مورد نقش نهادهای ناظر مدنی در جلوگیری از استبداد گفت: اما در کنار این بعد انسان شناسی، نباید برای جلوگیری و تحکیم استبداد از نقش نهادهای ناظر مدنی که به عنوان نهادهای واسط مطرح می‌شوند، غافل شویم. همیشه و در هر مقطع و شرایط و نظامی عده‌ای باید از تصمیم‌گیران پرسش کنند و شخص تصمیم‌گیر و حاکم را مجبور به پاسخ کنند، چرا که باید این اطمینان به مردم داده شود که تصمیماتی که گرفته می‌شود از روی قاعده و ضابطه است و به هیچ وجه شبهه شخصی ندارد؛ چون وقتی شبهه شخصی پیدا کرد و در پس آن قاعده و ضابطه‌ای نبود این عین دیکتاتوری است. مهم این است که در نظام‌های سیاسی یک فرد به تنهایی تصمیم نگیرد و تصمیم از روی قاعده و ضابطه روشن وتعریف شده باشد. مردم ایران یک نظام مردم سالاری دینی را دنبال و تأسیس کردند و معتقدند قواعد و ضوابط ما باید الهی، دینی و اسلامی باشد و با مقبولیت و حضور مردم هم همراه شده باشد.

شخصی که خودساخته نباشد به دیکتاتور مبدل می شود

افروغ در پاسخ به سوالی درباره وقایع تاریخی خاورمیانه و تغییر موضع افرادی که روزی انقلابی شناخته می شدند مثل قذافی به اشخاصی مستبد و دیکتاتور اظهار کرد: هر شخصی که خودساخته نباشد و قدرتی به او روی بیاورد و مشمول نظارت قرار نگیرد، مطمئناً دیر یا زود به دیکتاتور مبدل می‌شود. فرد حاکم باید از تقوای درون وایمان معنوی برخوردار باشد و همچنین مشمول نظارت قرار گیرد. در واقع در نظام مردم سالاری دینی فرمان رهبر و نظارت مردم هر دو شرعیت دارند. نظارت مردم هم از باب حقانیت است و هم از باب مقبولیت.

عده ای بر تصمیمات سیاستمداران نظارت کنند

این استاد دانشگاه به ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از ظهور استبداد مجدد در یک جامعه رها شده از استبداد پرداخت و گفت: مردم جامعه باید حقوق خود را بشناسند و در واقع نگاه صرف تکلیف‌گرا به خود نداشته باشند و بدانند که در یک نظام سیاسی حقی هم دارند، ساز و کارهای نظارتی را تعبیه کنند، نهادهای مدنی تشکیل دهند و نهادهای مدنی تاریخی خود را برای نظارت بر سیاستمداران تقویت کنند.

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی پیشنهاد کرد: با توجه به شرایط تاریخی و واقعیت‌های روز یک عده‌ای باید مراقبت کنند که تصمیمات سیاستمداران ما معطوف به زور، تهدید و فریب نباشد و بیشتر متمایل به نفوذ، اقناع و استدلال باشد.

به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و انحراف صاحبان قدرت بگذاریم

او در این زمینه به مردم توصیه کرد: مردم باید بدانند اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت دیر یا زود آنها را دچار مشکل می‌کند. مردم باید به لحاظ روحی و روانی اصل را بر بد بودن و امکان انحراف صاحبان قدرت بگذارند، مگر آنکه خلافش ثابت شود؛ این تصور صرفاً به عنوان یک مکانیزم روحی – روانی است و در واقع بدین معنا نیست که صاحبان قدرت الزاماً بد یا منحرف هستند، بلکه این تفکر نسبت به صاحبان قدرت باید به لحاظ فرهنگی و روانی در مردم نهادینه شود و با توجه به وجه ساختاری قدرت در ایران و رابطه قدرت – ثروت و تسری آن به رابطه قدرت- منزلت به دلیل وجه اسلامی و ایدئولوژیک نظام، مردم باید هوشیار باشند چرا که هر لحظه ممکن است اتفاقات ناگواری رخ دهد. لذا اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت، سم مهلک است. همه مردم باید به آگاهی لازم برسند و خود نیز در ایجاد و گسترش این آگاهی نقش داشته باشند و به منظور انتقاد از صاحبان قدرت باید به شرایط روحی و روانی مورد نیاز نزدیک شویم. ما باید موکل و صاحبان قدرت، وکیل باشند؛ از این رو مراقب باشیم داستان برعکس نشود که او موکل و ما وکیل باشیم و در واقع صاحبان قدرت از طرف ما وکالت دارند. وکالتی بر پایه فلسفه سیاسی مردم سالاری دینی و مبانی و مولفه های آن.

اعتماد بیش از حد به صاحبان قدرت وجه احساسی و عاطفی دارد

افروغ ادامه داد: جامعه نباید اینگونه باشد که اگر یکی از آحاد جامعه به این نتیجه رسید که گوشه ای از جامعه فاسد است، برای اثبات حرف خود به در و دیوار بزند و تلاش های بسیار کند و در نهایت هم با وجود مدارک متقن به هیچ نتیجه ای نرسد و تازه بدهکار هم باشد، بلکه بر صاحب قدرت است که سلامت خود را ثابت کند. نشود که عده ای از قِبَل اعتماد مردم زراندوزی کنند و منتی هم با تظاهر به دینداری بر مردم داشته باشند. به هرحال ما در این قضیه نیاز به فرهنگ سازی داریم چرا که در جامعه ما اعتماد بیش از حد و وجه احساسی و عاطفی پررنگی از سوی مردم نسبت به صاحبان قدرت وجود دارد و وجود این مساله ما را به مقصد نمی‌رساند و با مشکل رو به رو می کند.

در سیاست اصل را بر عدم برائت بگذاریم

او برای حل این مشکل راه حل هایی را عنوان کرد و افزود: در کنار راه حل‌هایی که به لحاظ ساختاری در کتاب رابطه اخلاق و سیاست به دست داده ایم یک راه حل فرهنگی، روحی و روانی هم پیشنهاد می کنیم و آن این است که در سیاست اصل بر عدم برائت است مگر خلاف آن ثابت شود؛ فرد صاحب قدرت باید برادری و پاکی خود را ثابت کند نه اینکه شاهد باشیم عده‌ای معدود از ظرف انقلاب استفاده و ثروت اندوزی و فساد کنند و بر مردم نیز منت گذارند؛ به این معنا که اگر از ما حمایت نکنید و به ما اعتماد نداشته باشید، خدا ما را از شما خواهد گرفت. چنین گروه هایی به یک حکومت سالم و دین با فضیلتی به نام اسلام ضربه های بسیاری می زنند؛ از این رو ما باید انتقادپذیری بین خود را ترویج کنیم که یکی از راه های انتقادپذیر شدن، توسعه روحیه پرسشگری افراد و پاسخگویی صاحبان قدرت است.

فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود

این استاد دانشگاه، نهادینه شدن این فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی را ضروری دانست و افزود: فرهنگ پرسشگری و پاسخگویی باید در جامعه نهادینه شود و یکی از ساز و کارهای آن این است که ما اصل را بر عدم برائت بگذاریم و اصل بر بد بودن صاحبان قدرت گذاشته شود و باید توجه داشت این بدین معنا نیست که آنان الزاماً بد هستند، بلکه فقط به لحاظ یک مکانیزم روحی و روانی جهت گسترش امر نظارت است.

مسوولان سعه صدر داشته باشند

او درباره ماحصل سرکوب مردم و صدمه به انقلاب گفت: ما در نظامی به سر می‌بریم که مبنایی دارد و در آن حقوق و تکالیف متقابل تعریف شده است؛ از این رو اگر مردم را به حقشان در کنار تکلیفشان فرا می‌خوانیم مسوولان را هم به سعه صدر دعوت می‌کنیم. مسوولان باید به عبارت امام علی(ع) توجه داشته باشند که آلت و ابزار سیاست، سعه صدر است. مسوولان باید دقت کنند در چه نظامی ریاست می‌کنند و بدانند در چنین نظامی مفهوم سرکوب جایی در تیپولوژی قدرت جمهوری اسلامی ندارد

توقع مردم از یک نظام اسلامی اقناع و نفوذ صاحبان قدرت است

این محقق و پژوهشگر مسایل فرهنگی، توقع مردم از صاحبان قدرت نظام اسلامی را نفوذ در قلب ها دانست و تصریح کرد: اگر از بین گونه‌های مختلف قدرت گونه های زور، اجبار، اغوا، نفوذ و اقناع را در نظر بگیریم، توقع ما در یک نظام اسلامی این است که صاحبان قدرت بیشتر به اقناع و نفوذ تمایل داشته باشند و در حقیقت نفوذ در قلب‌ها را اساس کار خود قرار دهند؛ از این رو محبت، صداقت و پرهیز از دروغ، نیرنگ و ریا که حضرت امام خمینی (ره) از آن به عنوان سیاست‌های شیطانی یاد می‌کردند، راهکار نفوذ در قلب‌هاست.

او به وظیفه مردم در این زمینه اشاره کرد و افزود: اگر نهادهای مدنی و مردم احساس کردند در برابر حقوق مشروع خود سرکوب می‌شوند باید فریاد بزنند و مکانیزم‌های نظارتی و نقادی خود را فعال کنند و به مراجع اصلی شکایت کنند و از مفهومی به نام اعتبار قدرت غافل نشوند و آن‌هایی که منبع اعتبار قدرت هستند بدانند که چه مسوولیت سنگینی در جامعه بر دوش آنهاست.

افروغ به فعال بودن صاحبان اعتبار قدرت تأکید و بیان کرد: ما معمولاً کسانی را که صاحب اعتبار و منزلت در جامعه هستند را کانون‌ها و مراجع اصلی اعتبار قدرت در جامعه می‌دانیم. حوزه‌های علمیه، مراجع تقلید، روحانیان، روشنفکران متعهد و نخبگان در ذیل مفهوم اعتبار قدرت تعریف می‌شوند و این اعتبار قدرت باید فعال باشد تا شخصی که قدرت رسمی در اختیار دارد متوجه باشد که اگر تصمیمی خلاف چارچوب و ضابطه‌ها بگیرد، واکنش نشان خواهند داد و از سوی دیگر اگر آنان واکنش نشان ندهند، مسلم است که بر گستاخی صاحب قدرتی که می‌خواهد از حقوق مردم و تکالیف خود تجاوز کند، افزوده خواهد شد. بنابراین آنها باید وظیفه تاریخی خود را درک کنند، زبان بی زبان‌ها باشند، در مقابل ظلم و تعدی بایستند و از ایجاد فاصله از آرمان‌ها جلوگیری کنند و بدانند اگر این گونه نباشند و ایستادگی نکنند، به طور قطع فرآیند پیچیدۀ سرکوب رخ خواهد داد. این سرکوب شاید غیر آشکار باشد، از این رو باید در برابر هر نوع سرکوب آشکار و غیر آشکار یا سرکوب سخت و نرم ایستاد.

گفت وگو از سمانه معارف – شفقنا

انتهای پیام

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 16 2013

ماجرای خواب عسگراولادی و حمایت مجدد وی از موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

خودنویس: حبیب‌الله عسگر اولادی در تازه‌ترین سخنان خود بار دیگر بر مواضع اخیرش در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی تاکید کرد و با اعلام اینکه «آقای موسوی و کروبی را برادر خود می‌دانم» گفته است که این افراد «مجرم» نیستند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که چند روز پیش حبیب‌الله عسگر اولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو هیات موتلفه در سخنانی گفت که میرحسین موسوی و مهدی کروبی «راس فتنه» نبوده‌اند و آنها «یاران انقلاب» بوده‌اند.

این سخنان واکنش‌ها و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت تا در نهایت «انتخاب» نوشت که عسگر اولادی در این زمینه خواب خمینی را دیده است و خمینی به او گفته از شرایطی که برای کروبی پیش آمده ناراحت است.

انتخاب افزوده بود که عسگر اولادی این خواب را با خامنه‌ای در میان می‌گذارد و در نهایت خامنه‌ای هم به این عضو هیات موتلفه اجازه می‌دهد هر طور دوست دارد موضع بگیرد.

با افزایش انتقادها، حبیب‌الله عسگراولادی بار دیگر به میدان آمد و این بار با «برادر» خواندن میرحسین و کروبی؛ و اینکه این افراد مجرم نیستند گفت: «برخی خیال می‌کنند کروبی و هاشمی مفت به دست آمده‌اند که در موردشان بی‌ربط می‌گویند.»

وی همچنین ماجرای خواب دیدن خود را هم تکذیب کرد؛ اما باز هم به حمایت صریح از هاشمی رفسنجانی؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخت.

در واکنش به این سخنان هم امروز سایت «شبکه ایران» وابسته به دولت انتشار سلسله گزارش‌هایی درباره ارتباط برخی اعضای حزب موتلفه اسلامی با بریتانیا را آغاز کرد که در نخستین بخش این گزارش به برخی روابط سیاسی و تجاری اسدالله عسگراولادی با سفارت بریتانیا و برخی فعالیت‌های وی در لندن اشاره شده است.

در همین حال امروز مرتضی نبوی٬ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در موضع‌گیری همسو با آقای عسگراولادی گفت: ‌«برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند. سراغ سران فتنه را باید از آمریکا و اسرائیل گرفت.»

برچسب‌ها: حبیب‌الله عسگر اولادی, درگیری جناحی, سیاسی, مهدی کروبی, میرحسین موسوی, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

Jan 16 2013

ترکیه پایگاه‌های پ کا کا در عراق را بمباران کرد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفرانسه: هواپیماهای ارتش ترکیه، دیشب، بیش از پنجاه پایگاه حزب کارگران کردستان (پ کا کا) در عراق را بمباران کرد.

خبرگزاری فرانسه صبح امروز از شهر دیاربکر ترکیه، این خبر را به نقل از منابع نظامی این کشور مخابره کرده، اما تعداد تلفات احتمالی این حمله را مشخص نکرده است.

بر اساس این گزارش، شانزده هواپیمای شکاری F-16 از پایگاه‌های خود در دیاربکر در جنوب شرقی ترکیه، پرواز کرده و اهدافی را در کوهستان قندیل در شمال عراق (مرکز فعالیت‌های حزب کارگران کردستان) و در 90 کیلومتری مرز ترکیه بمباران کردند.

عملیات ارتش ترکیه سه ساعت به طول کشیده است.

این در حالی است که روز دوشنبه نیز هواپیماهای ترکیه، 18 پایگاه حزب کارگران کردستان در عراق را بمباران کرده بود.

طی چند هفته اخیر و پس از مذاکرات صلح صورت گرفته میان دولت ترکیه و عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان، این اولین حملات ارتش ترکیه علیه مواضع این گروه جدایی طلب است.

برچسب‌ها: پ ک ک, ترکیه, حمله‌نطامی, خاورمیانه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .