اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زن'

Feb 23 2018

هشدار نسرین ستوده درباره خشونت علیه معترضان به حجاب اجباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: حرکت اعتراضی شماری از زنان و دختران علیه حجاب اجباری که شامل برداشتن روسری در معابر عمومی و آویختن آن بر سر چوب است، همچنان ادامه دارد. همزمان بر اساس خبرهایی که از ایران می‌رسد، برخوردهای امنیتی با این افراد نیز به قوت خود باقی است.

بر اساس خبرهایی که به دست رادیو فردا رسیده است، طی ۲۴ ساعت، دست‌کم دو نفر دیگر از این معترضان که با نام «دختران خیابان انقلاب» شناخته می‌شوند، توسط نیروی انتظامی بازداشت شده‌اند.

یکی از آن‌ها شاپرک شجری‌زاده است که روز چهارشنبه بازداشت شد و به گفته خانواده‌اش در بازداشت، مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

مورد دیگر – که ویدیویی هم از آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده – مربوط به فردی است که روسری در دست، در سکوت، روی سکویی ایستاده. آن‌گونه که در ویدیو مشاهده می‌شود پلیس او را با شدت از روی سکو هُل می‌دهد و او بر زمین می‌افتد.

نسرین ستوده وکیل و مدافع حقوق بشر که وکالت خانم شجری‌زاده را برعهده دارد در گفت و گو با رادیو فردا با تایید این موارد، در زمینه اعمال خشونت علیه این افراد هشدار می‌دهد.

No responses yet

Feb 22 2018

بازداشت یکی دیگر از دختران خیابان انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Feb 19 2018

زنانِ مرده و مردانِ تحریک شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: وقتی سال گذشته تصویر سنگ قبرزنی واقع در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری، در فضای مجازی منتشر شد حیرت بسیاری از کاربران را برانگیخت. سنگی از مرمر سفید که به خط سبز درشتی به جای نام متوفی این جمله حک شده بود: «همسر آقای امیرسلیمانی»

زنی که به نظر می رسید نه تاریخ تولدی داشته، نه تاریخ مرگ و نه نامی و ظاهرا تنها نکته ای که به او موجودیت می بخشیده، همسر مردی بودن به نام «آقای امیر سلیمانی» بود و دیگر هیچ.

پس از آن بود که دیگران هم  تصاویری مشابه از همین دست را با بقیه همخوان کردند. این تصاویر پراکنده به این بحث دامن زد که نگاه تبعیض آمیز و جنسیت زده به زنان، در بسیاری از خانواده ها و نقاط کشور، نه تنها در زمان حیاتشان برقرار است و زنان را از متن زندگی حذف می کند بلکه تا روز حشر هم این موقعیت دوگانه ادامه می یابد.

با نگاهی به آگهی های منتشر شده در مجلات و رسانه های چاپی، با انبوهی آگهی ترمیم مواجه می شویم که نام و نشان ندارند و صرفا منتسب شده به همسر یا فرزندان و حتی برادر بزرگترند.

اخیرا به اعتبار گسترش فضای مجازی و کانال های تلگرامی خبرهایی منتشر می شود که حکایت از اعمال فشار بر خانواده زنان متوفی از سوی متولیان اداره گورستان‌ها‌ست. فشار برای وادار کردن بازماندگانِ بانوان درگذشته برای به کارگذاری سنگ هایی که حتی الامکان فاقد هرگونه تصویر واضح یا حتی ناواضح از زنی باشند که جسم بی جانش، زیر خاک آرام گرفته است.

به عبارتی اگر پیش از این، حذف نام و نشان زنان از سنگ قبرهایشان به شکل اختیاری و از سوی برخی خانواده های فرد متوفی انجام می گرفت، حالا با دستور العمل هایی رسمی، بازماندگان زنی که درگذشته، کمترین حقی برای نصب تصویری از فرد ازدست داده‌شان را بر سنگ مزارش  ندارند.

سایت خبری«راسخون»، وب سایت مذهبی متعلق به سازمان امور اوقاف و خیریه، انتشار تصاویر زنان روی سنگ قبرها را نشانه بی غیرتی می داند: «این روزها وقتی از قبرستان گذر می کنیم، شاهد تصاویری به دور از هر گونه غیرتی می شویم که بیشتر نمایانگر تجمل گرایی، چشم و هم چشمی هستند تا بیانگر فلسفه مرگ و اینکه ما از خاک آمدیم و به سوی خاک باز می گردیم. با کمی قدم زدن در فضای قطعات بهشت زهرای تهران شاهد سنگ های قبر عجیب و غریب و حتی هنری خواهید بود که برخی از این سنگ ها به نحوی حکاکی و طراحی شده که شهروندان گاهی با آن عکس سلفی می گیرند.»

یک پاراگراف بعد از عکس هایی که در این گزارش به عنوان شاهد مثال آمده معلوم می شود که منظور این پایگاه خبری از جمله ” تصاویری به دور از هرگونه غیرت” ، تصاویر زنانی است که اگرچه حجاب کاملی هم در تصویر بالای مزارشان دارند اما در زمان حیات چهره های زیبایی داشته اند.

با این حال از شواهد برمی آید که این گونه ممنوعیت‌ها درباره سنگ قبر زنان متوفی، محدود به شهرستان های دور یا الزاما زنان جوان نیست.

«مسعود حکیمی»، شهروند اصفهانی که در جریان درگذشت اخیر مادرش، تجربه مشابهی را از سرگذرانده  در این باره به ما می گوید: « با اینکه هنوز داغدارم و یادآوری ماجرا برایم دردناک است ولی احساس خوبی دارم از اینکه با بیان اتفاقی که برای ما رخ داده، دیگران را متوجه چیزی کنم که در کشور دارد اجرا می شود و چه بسا خیلی ها از ان مطلع نباشند. من ساکن اصفهان هستم و تا جایی که شاهد بوده ام روی مزار خانم ها عکسی گذاشته نمی شود، حتی متن اعلامیه ها هم عکس خانم ها را ندارد و اگر هم باشد، عکس هایی است که با لیرز روی سنگ سیاه حکاکی شده و آن چنان مبهم است که با آن مشکل زیادی ندارند. چون واضح نیست.»

این شهروند داغدار، سپس درباره درگذشت مادرش و مشکلاتی که در آن حال افسردگی و اندوه عمیق خود و خانواده‌اش می بایست با آن روبرو شوند، می گوید :«مادرم پنجاه و پنج ساله بود و از عفونت ریه که وارد خونش شده بود و مغزش را متاثر کرد، درگذشت. ما عکس مان را انتخاب کرده بودیم. کارهای نهایی را انجام داده بودیم، سنگ قبر هم حکاکی و آماده شده بود. ولی موقع نصب، یکی از ماموران قبرستان که در محل بود از آن ایراد گرفت. وقتی پدرم برای گفتگو در مورد این مسئله به مسئول قبرستان مراجعه کرد، عکس مادرم را که قرار بود بر مزارش نصب شود و آن موقع روی صفحه موبایلش دخیره شده بوده را می گیرد جلوی صورت مسئول قبرستان و می پرسد که شما به من بگویید که دقیقا کجای این عکس ایراد دارد؟ اما  طرف حتی سرش را هم بلند نکرده بود که عکس مادر درگذشته‌ام را ببیند. مثلا به زعم خودش نخواسته بود که با نگاه به یک زن  متوفی مرتکب گناه شود. با اینحال وقتی ما دست برنداشتیم و پیگیر شدیم که مشکل شما با این عکس چیست؟ گفته بودند شاید دیگران به گناه بیفتند، و وقتی آنها به گناه بیفتند، روح آن عزیز وفات کرده شما هم ناآرام خواهد بود. بعد به ما توصیه کردند که اگر اصرار دارید که  این موضوع را حل کنید، بهتر است به به دفتر امام جمعه شهر مراجعه کنید. سرانجام تسلیم شدیم و تصمیم گرفتیم با وجود اینکه هزینه سنگ قبر را هم داده بودیم اما باز هم عکس دیگری سفارش بدهیم که زیبایی کمتری داشته باشد.»

این شهروند در عین حال با تاکید بر اینکه مسوولان گورستان در تمام این مدت به هیچ بخشنامه یا مصوبه قانونی خاصی استناد نکردند می افزاید: «عکس مادرم هیچ موردی نداشت. نه به لحاظ حجاب نه به لحاظ لباس. هیچ موردی نداشت . فقط احتمالا این که، مادرم زن زیبایی بود، همین، به همین سادگی. به هر حال ما ناچار شدیم از هزینه یک سنگ قبر بگذریم چون آنها موکدا گفتند عکسی که چهره مادرم در آن به وضوح مشخص باشد، حتی اگر حجاب کامل داشته باشد ممکن است بقیه را تحریک کند و به گناه بیندازد.» در چنین مواردی ظاهرا نیازی هم به بخشنامه یا مصوبه قانونی احساس نمی شود.

دو سال پیش ، آقای توکلی مدیرعامل بهشت زهرا در گفت و گویی با خبرگزاری مهر گفته بود: «گشت های ما تمام قطعات را بازرسی می کنند و اگر تصویری نامتعارف باشد، اول با خانواده تماس گرفته و مهلت می دهند و بعد برای اصلاح اقدام می کنیم.» ظاهرا منظور از واژه “اصلاح”، همان کندن عکس شخصِ متوفی از بالای گور او بدون حتی داشتن  اجازه از سوی خانواده است.

اخیرا هم کاربران توئیتر تصویر یک بنر نصب شده بر دیوار دفتر قبرستان امامزاده حسن سبزوار را منتشر کردند که در آن قید شده «افرادی که سنگ مزار عزیزان شان عکس خانم است در اسرع وقت نسبت به برداشتن عکس اقدام کنند، در غیر این صورت سنگ مزار آنها برداشته می شود.»

در استفتائاتی که در این باره از چند روحانی بلند پایه شیعه در قم و نجف  و از جمله دفتر آیت الله سیستانی و علی خامنه ای صورت گرفته، جملگی نظراتی نسبتا مشابه دارند. بر اساس دیدگاه های این اشخاص نه تنها درج تصاویر زنان بر سنگ قبر آنان می تواند مفسده ایجاد کند بلکه چاپ عکس آنان در اگهی های ترحیم نیز در صورت «تولید مفسده » جائز نیست.

No responses yet

Feb 17 2018

وایت زن جوانی که از اصلاح‌طلبان ناامید و دختر خیابان انقلاب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


صدای آمریکا: اعظم جنگروی تازه ترین زن جوانی است که به یکی از چهره های مشهور کارزار مبارزه با حجاب اجباری در ایران تبدیل شده است.

در ادامه اعتراض های نمادین به حجاب اجباری، روز پنجشنبه هفته گذشته فیلم جدید دیگری در فضای مجازی منتشر شد که دختری روی پست برق به اعتراض روسری از سر بر داشت. مردم زیادی دور او جمع بودند اما ناگهان دستی او را می کشد و به زمین می زند و بعد بازداشت می شود.

برای ثبت تاریخ شرمندگی این ملت!
و ما مردمی که ایستادیم و تماشا کردیم…#اعظم_جنگروی #دختران_انقلاب pic.twitter.com/oBYO7pSFIm

— ماسیمو ⚐ (@ma30mo) February 15, 2018

خیلی زود هویت او مشخص شد. «اعظم جنگروی» در توئیتر خود را «فوق ليسانس هوش مصنوعي و رباتيك» معرفی کرده است. او پیش از اقدام خود، توضیح داد که با امید به اصلاحات فعالیت سیاسی خود را در حزب مجمع زنان اصلاح‌طلب و حزب کارگزاران آغاز کرد اما وقتی اقدامی نداد، خود دست به کار شد. او نوشت: «خسته شدم. باید عمل کرد. شعار بس است. این کار را انجام دادم برای آزادی، برای اتمام تمام قوانین و مقرراتی که علیه ما زنان است و تمام عواقبش را هم می‌پذیرم.»

پست اینستاگرام دختر انقلاب امروز.
خسته شدم … من به عنوان یک‌ فرد حق انتخاب دارم#اعظم_جنگروی pic.twitter.com/A3PvG8qXou

— مریم عبدی (@Marii_Abdi) February 15, 2018

اعتراض او بعد از آن است که ویدا موحد اولین بار در دیماه گذشته نمادین روسری خود را بر چوب کرد. تاکنون دهها زن چنین اعتراضی کرده اند.

او نان داشت ؛ اما آزادی نداشت .
صد ها بار تاریخ نشان داده است که ارزش آزادی بیش از نان است …#اعظم_جنگروی pic.twitter.com/EyU614B4mo

— Hesam Fatemi (@HesamFatemi) February 16, 2018

جمهوری اسلامی ایران با اینکه مبنای دینی محکمی برای اجبار در دین اسلام نیست، از ابتدای انقلاب حجاب زنان را اجباری کرد.

ایالات متحده و نهادهای بین المللی از سالها پیش به اجباری بودن حجاب در ایران معترضند.

خیلی از کاربران فضای مجازی با هشتگ #اعظم_جنگروی به اقدام او و برخورد با او واکنش نشان دادند.

با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه خواب کوتاه
یه زن بود یه #زن#دختران_خیابان_انقلاب #دختران_انقلاب #اعظم_جنگروی pic.twitter.com/GRtgR97og2

— امير تنها (@amirtanhass) February 15, 2018

با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه خواب کوتاه
یه زن بود یه #زن#دختران_خیابان_انقلاب #دختران_انقلاب #اعظم_جنگروی pic.twitter.com/GRtgR97og2

— امير تنها (@amirtanhass) February 15, 2018

#اعظم_جنگروی نمونه از جوانان سرخورده این روزها هستن که از شعار دادن خسته شدن و تصمیم گرفتن عمل کنن
کاش تماشاچی نباشیم و ازشون حمایت کنیم#تماشاچي_نباش pic.twitter.com/I7nqvqRgqj

— نیما

No responses yet

Feb 14 2018

گفت‌گو با دومین دختر خیابان انقلاب: می‌خواستم کار قشنگ ویدا موحد ادامه پیدا کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


ایران امروز: نرگس حسینی: «روبان سبز را هم به دستم بستم که بگویم هیچ وابستگی به هیچ کس ندارم و اگر به چیزی وابسته باشم همان جنبش سبز است. می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت‌آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ویدا موحد انجام داد.»
امتداد – شهرزاد همتی

نرگس حسینی ۳۲ ساله است و از همان دوشنبه‌ای که روی جعبه برق خیابان انقلاب ایستاد به عنوان دومین زن معترض به حجاب اجباری دستگیر شد. نرگس از زندان قرچک ورامین در تماسی تلفنی درباره نحوه بازداشتش و و دلایل کاری که انجام داده می‌گوید.

او در گفت و گو با امتداد می‌گوید روز دوشنبه را انتخاب کرده چرا که دوشنبه برای او همان دوشنبه‌های سبز است.

او در این گفت و گو می‌گوید که روبان سبز را به دستش بسته که بگوید هیچ وابستگی به هیچ کس ندارد و اگر به چیزی وابسته باشد همان جنبش سبز است: «می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ادامه دادم برایم حرکت بسیار قشنگی بود که ویدا موحد انجام داد و من نمی‌خواستم بگذارم این حرکت خاموش شود.»

مشروح گفت‌وگوی امتداد با نرگس حسینی را با هم می‌خوانیم:

نرگس چند سال داری؟

۳۲ سال دارم. علوم اجتماعی خوانده‌ام و قرار بود ورودی بهمن کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه رشت باشم که الان دانشجوی زندان قرچک هستم.

درباره نحوه بازداشتت می‌گویی؟

من ده دقیقه بالای جعبه برق ایستاده بودم، بعد از‌ آگاهی ۱۴۸ انقلاب گفتند که پایین بیایم و من گوش کردم و من را به آگاهی بردند. آنجا نیم ساعت بودم، از دادسرای ارشاد به سراغم آمدند و من را به آن‌جا بردند. در دادسرای ارشاد قاضی اتهام و وثیقه‌ام را گفت. از آن‌جا من را به بازداشتگاه وزرا بردند و از وزرا به زندان قرچک بردند. یعنی من اصلا بازداشت نبودم. مستقیم از ‌آگاهی و ارشاد به زندان فرستاده شدم. حوالی ساعات ۱۹ تا ۲۰ وارد زندان قرچک شدم.

قاضی چه گفت؟

گفت اگر بگویی پشیمانم اتهام و وثیقه‌ات را کم می‌کنیم. اما من گفتم کاری نکردم که پشیمان باشم. گفت خلاف قانون عمل کردی، گفتم من این قانون را قبول ندارم که خلافش عمل کرده باشم. درواقع خلاف قانونی عمل کرده‌ام که قبولش ندارم. تاکید کرد که پس پشیمان نیستی؟ و من گفتم که نه! پشیمان نیستم. دیگر مستقیم به زندان قرچک رفتم.

چرا روز دوشنبه را برای این حرکت اعتراضی انتخاب کردی؟

چون من نمی‌خواستم چهارشنبه این کار را بکنم. می‌خواستم کاملا از حرکت خانم (مسیح)علی نژاد جدا باشم. برای این دوشنبه را انتخاب کردم که دوشنبه برای من هنوز که هنوز است دوشنبه‌های سبز است. جنبش سبز یک جنبش عاری از خشونت بود و این حرکت ویدا موحد نیز برای من عاری از خشونت بود. روبان سبز را هم به دستم بستم که بگویم هیچ وابستگی به هیچ کس ندارم و اگر به چیزی وابسته باشم همان جنبش سبز است. می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت‌آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ادامه دادم برایم حرکت بسیار قشنگی بود که ویدا موحد انجام داد و من نمی‌خواستم بگذارم این حرکت خاموش شود. هرچقدر هم که قاضی در دادگاه به من گفت ویدا موحد دیوانه بوده، من گفتم کاری به موقعیت این خانم ندارم و از نظر من زیباترین حرکت بود و می‌خواهم ادامه‌اش بدهم. نمی‌خواستم این حرکت خاموش شود.

از روز دادگاه بگو.

روز دادگاه هم نماینده دادستانی پرونده ویدا موحد را آورد که به من اثبات کند این خانم دیوانه است. گفت پدرش و مادرش شهادت می‌دهند او دیوانه است و من گفتم شما به عنوان دادستان خجالت نمی‌کشید پرونده یک نفر دیگر را می‌آورید و به من نشان می‌دهید تا حرکتم را زیر سئوال ببرید؟ اصلا شما هرچقدر بگویید خانم موحد مشکل داشته، من کاری به این ندارم، حرکت او برای من یک حرکت زیبا و سمبلیک بود و از نظر من نباید خاموش می‌شد و ادامه‌اش دادم و حالا هر کس اگر می‌خواهد ادامه‌اش بدهد بدهد. من اصلا از حرکتم پشیمان نیستم. قاضی گفت یعنی اگر از اینجا بیرون بروی باز هم این حرکت را انجامش می‌دهی؟ گفتم به احتمال قوی انجام نمی‌دهم، اما قطعی نیست و شاید باز هم این‌کار را کردم. ولی از حرکتم به هیچ عنوان پشیمان نیستم. در دادگاه به شدت اضطراب داشتم و قاضی مدام درباره اضطرابم صحبت می‌کرد و من می‌گفتم خب طبیعی است، اولین بار است که بازداشت شده‌ام. اما این به معنای ترس نیست که جلوی شما هستم و از حرکتم اصلا پشیمان نیستم. به او گفتم من با تحقیقات کامل دست به این کار زدم، می‌دانستم حکمم چیست. به او گفتم (براساس مجازات تعیین شده در قانون) تا دو ماه حکم می‌گیرم، شلاق دارم و او گفت: می‌دانی من می‌توانم ۱۰ سال به تو حکم بدهم و وثیقه‌ات را بالا ببرم؟ گفتم همه این‌‌ها را می‌دانستم. می‌دانم دو ماه را هم می‌توانید ۲۰ سال بکنید، چون بالاخره قدرت دست شماست و شما قضاوت می‌کنید. من هم به عنوان قانون‌شکن تابع قوانین شما هستم. اگر به چشم شما من قانون‌شکنم می‌توانید حکم بدهید و برخلاف حکم قانونی‌تان به من بیشتر از دو ماه حکم بدهید. من همه هزینه‌ها را می‌دانستم. هزینه آینده و تحصیلم را می‌دانستم و زندان کمترین هزینه‌ای است که قرار است بپردازم.

خانواده‌ات چه می‌گویند؟

هر چه من بگویم. یعنی بر خلاف تصورم خیلی رفتار بزرگوارانه‌ای داشتند. بالاخره من اهل کاشانم. اهل راوند کاشان هستم و کاری که من کردم، کار من فراتر از حرکت هنجارشکنانه در آن شهر کوچک بود. آن‌جا همه من را می‌شناسند و به خاطر همین منتظر بازتاب خشن‌تری از آن‌ها بودم، اما رفتارشان خیلی خوب بود. خواهرانم که همفکر خودم هستند و مادرم هم پشتم ایستاد. همه ترسم از پدرم بود که او هم آرام برخورد کرد. الان همه نگرانی‌ام مادر و پدرم است. بالاخره اینجا(زندان) بودن سخت است ولی برای من آنقدر سخت نیست که بی‌خبری از مادر و پدرم سخت است. یعنی همه چیز را تحمل می‌کنم غیر از بی‌خبری از آن‌ها.

چه فعالیت‌هایی داشتی؟

من در ستاد مهندس موسوی در کاشان فعال بودم. بعد از انتخابات و شلوغی‌ها از کارم اخراج شدم. بعد از ‌آن دیگر هیچ فعالیت عملی نداشتم.

چرا؟

کلا آدم آرامی هستم و با گروه‌ها هم به خاطر روحیه‌ام ارتباط برقرار نمی‌کنم. به خاطر همین هم محکم می‌گویم با هیچ کس ارتباطی نداشتم و تصمیمم مستقل بود. من خودم بودم و خودم. اما اعتراضاتم را در توییترم و اینستاگرامم می‌نوشتم. یعنی به تنها چیزی که ایمان داشتم حرکت خودم بود. اتفاقی و جوزدگی و ناشی از شست‌وشوی مغزی نبود. جرقه‌اش با حرکت ویدا موحد بود که احساس کردم آن حرکت باید بماند.

نتیجه این اتفاقات را چطور می‌بینی؟

نمی‌دانم چه بگویم. ولی انتظاری هم ندارم که از حرکت من به جایی برسد.

به آینده امیدواری؟

بله خیلی. همین که بعد از من دو نفر هم اینکار را کرده باشند کافی است. من به قاضی هم گفتم، گفتم درد شما اگر حجاب است که باید بگویم دیگر حجابی در جامعه وجود ندارد. گفتم اتفاقا درد من این است که حجاب در جامعه نیست ولی اسمش را می‌گذارید حجاب و می‌گویید این حجاب اختیاری است و زنان ایران خودشان تمایل به حجاب دارند. در صورتی که این حجاب انتخابی نیست. من می‌خواهم حجابم را خودم انتخاب کنم و کسی به من نگوید چه بپوش. نمی‌خواهم آن پوشش به قول خودتان فجیع و بی‌بند و بار را به اسم حجاب به خورد ملت بدهیم. من آن را نمی‌خواهم به عنوان پوشش انتخاب کنم. می‌خواهم اگر قرار است چادر یا روسری سر کنم به انتخاب خودم باشد. من خیلی تاکید کردم که نه با حکومت مشکل دارم، نه با نظام مشکل دارم، اما حقم را می‌خواهم و حق انتخاب پوشش کوچکترین حق من است. و بقیه حقوقم را وقتی که بتوانم حق انتخاب داشته باشم بگیرم.

واکنش‌ها در زندان قرچک چگونه است؟

اینجا همه می‌گویند دمت گرم… اما بالاخره زمان می‌برد. من به ۱۰ سال دیگر هم امید ندارم، اما اگر ۳۰ سال دیگر هم درست بشود من راضی هستم.

وضعیت زندان قرچک چگونه است؟ رفتار ماموران با تو چگونه است؟ وضعیت کلی زندان و زندانیان را چطور می‌بینی؟

پرسنل زندان دو گروه هستند. اکثر پرسنل رفتاری بسیار خوب و مهربانانه دارند و تا جایی که توانستند کمک کردند. اما نمی‌دانم برخی از پرسنل زندانی را چه می‌بینند که با‌ آن‌ها این برخورد را می‌کنند؟ برخوردشان خوب نیست، خیلی مقابلشان ایستاده‌ام و باز هم توهین می‌کنند. خیلی به حجابم گیر می‌دهند و رفتارشان توهین آمیز است.

شرایط زندان چگونه است؟

برای من خیلی سخت نیست. غذایش که بالاخره غذای خانه نیست ولی خب هیچ‌کدام مشکل نیست. تنها مشکل من اینجا این است که جدا از قانون‌های کلی یک سری بی‌قانونی‌ها اینجا مرسوم است. هرج و مرج‌هایی وجود دارد. اما با هیچ کدام از زندانی‌ها هیچ مشکلی ندارم.

به درددل زن‌های زندانی گوش کردی؟

تنها کاری که می‌کنم همین است…

فکر می‌کنی بتوانی صدای زنان زندان قرچک بشوی؟

حقیقتا اولین کاری که در بیرون می‌کنم رسیدگی به وضعیت خودم نیست. می‌خواهم برای این‌ها کاری بکنم. چیزهایی اینجا را دیدم و فهمیدم که در بیرون کسی نمی‌تواند بفهمد. هرچه بگویم باز هم درکش سخت است. خیلی‌هایشان به اینکه اینجا هستند افتخار می‌کنند، در صورتی که سنی ندارند. شرایط زن‌ها اینجا بد است… از یک زن ۶۰ ساله را در سالن می‌بینم تا دختر ۱۹ ساله و می‌خواهم برایشان کاری بکنم. یک دختر ۱۹ ساله اینجا خیلی زود تحت تاثیر قرار می‌گیرد و باید کاری کرد.

***

نرگس حسینی وثیقه برای آزادی خود را نپذیرفت

نسرین ستوده وکیل نرگس حسینی: «موکلم با خانواده‌اش تماس گرفته و گفته وثیقه ۶۰ میلیون‌ تومانی را نمی‌پذیرد. چون جرمی نکرده‌ام که چنین وثیقه‌ای برایش تعیین شود.»

No responses yet

Jan 31 2018

دختران انقلاب:‌ از زندان و شکنجه نمی‌ترسیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: نرگس حسینی دومین دختر خیابان انقلاب بازداشت شده و به گفته نسرین ستوده برایش وثیقه 500 میلیونی تعیین شده است

امروز، نهم بهمن ماه تصویر هشت زن در تهران و اصفهان و مشهد که روی بلندی ایستاده، شال‌های سفید و رنگی خود را به چوبی وصل کردند و در هوا تکان می‌دهند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. حرکتی که در پی کمپین «چهارشنبه‌های سفید» به راه افتاد و حالا به «دختران خیابان انقلاب»‌ یا «دختران انقلاب» موسوم شده است. این نام اشاره به ویدا موحد دارد، نخستین زنی که این حرکت را در خیابان انقلاب تهران انجام داد.

یکی از این دختران، شیما بابایی است. ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۶، وقتی شیما بابایی سر کار بود، پلیس «امنیت اخلاقی» با منزل مادر او تماس گرفت و گفت شیما باید برای «پاره‌ای از توضیحات» به دفتر این نهاد مراجعه کند. او با همسرش به این نهاد مراجعه و درخواست احضاریه کتبی کرد. احضاریه همان لحظه آماده شد و مهر خورد. چهارشنبه بود و شیما هم با شال سفید به پلیس امنیت اخلاقی رفته بود. مامور پلیس به او گفت روز شنبه مراجعه کند. روز شنبه که همراه با پدرش به پلیس «امنیت اخلاقی» رفت. ماموری به نام «رفیعی»‌ او را بازجویی کرد که «چرا با حجاب مخالفی؟» اما در پی بحث، صدای «رفیعی» بالا رفت و در پاسخ اعتراض پدر شیما، با او دست به یقه شد.

پدر شیما «جانباز»‌ جنگ ایران و عراق است: «پدرم عصبانی شد و گفت شما با جانباز مملکت این‌طور رفتار می‌کنید؟ من به جنگ نرفتم تا دخترم حق پوشش نداشته باشد و این‌گونه به اعتراضش پاسخ داده شود. هولش دادند بیرون از اتاق اما من را به دادسرای ناحیه ۲۱ فرستادند. دادستان دادسرا به من گفت “تن‌ت می‌خاره، سابقه سیاسی داری و علیه نظام تبلیغ می‌کنی.” گفتم بله، تنم برای گرفتن حق‌م می‌خاره. بهم جواب داد “برو به شعبه ۶ دادیاری و اگر امروز حال تو را نگیرم، خودم نیستم.”

دادیار که فامیلی اش “دهقانی” بوده، برخوردی ظاهرا ملایم داشته و به شیما گفته فرهنگ جامعه ما، قدرت پذیرش حجاب اختیاری ندارند و با توجه به رفتارهای شیما از طرف دادستان دستور دارد برای او قرار وثیقه‌ای سنگین تعیین کند تا نتواند تهیه کند و در بازداشت بماند. با این حال دادیار برای او قرار کفالت صادر کرد اما وقتی پدرش می‌خواست فیش حقوقی‌اش را ضامن آزادی فرزندش کند مشخص شد پلیس «امنیت اخلاقی» برای او هم به اتهام «توهین به پلیس» شکایت تنظیم کرده است. در نهایت شیما را برای ۵ ساعت بازداشت کردند تا یک وکیل ضامن او شد. در آذرماه برای پدر شیما هم «حکم جلب»‌ صادر شد.

حالا با وکیل او تماس گرفته‌اند که شیما بابایی به دادگاه مراجعه نکرده است. اگرچه او نه احضاریه‌ای دریافت کرده و نه تلفنی خبری به او داده‌اند، اما هشتم بهمن برایش دادگاه غیابی تشکیل شده:‌ «منتظریم تا حکمی که غیابی برایم صادر کرده‌اند دریافت کنم. اما برای همین رفتار، اگر باز هم احضاریه بفرستند، مراجعه نخواهم کرد.»‌

شیما می‌گوید مبارزه با «حجاب اجباری» را انتخاب کرده و به نظرش «اگر ما این حق را پس بگیریم، راه برای گرفتن دیگر حقوق‌مان هم باز می‌شود. الان که دختران انقلاب را می‌بینم که این‌قدر زیبا از حقوق‌شان دفاع می‌کنند، احساس غرور می‌کنم که توانستم سهم کوچکی در این جریان داشته باشم. بارها گفته‌ام، در راه رسیدن به ایران آزاد حاضرم جانم را هم بدهم. هزینه‌اش هرچقدر باشد می‌پردازم. اگرچه این هزینه ناعادلانه است.»‌

«شاپرک» دختر دیگری است که از آغاز کمپین چهارشنبه‌های سفید فعال بوده است. او می گوید خستگی از زندگی «دوگانه»‌، «دروغ» و «ریاکاری»‌ باعث پیوستن‌ش به این کمپین شده: «ایرانی‌ها دروغ نمی‌گویند بلکه دروغ را زندگی می‌کنند. برای همین حجاب به ما توهین می‌کنند. اگر مورد تعرض قرار بگیریم می‌گویند حتما ظاهرمان بد بوده است. اگر مردی برای طلاق به دادگاه عکس‌های شخصی زنش را که بی‌حجاب است نشان دهد، دادگاه حق را به مرد می‌دهد. حقوق‌ ما مدام نادیده گرفته می‌شود. اگر حق‌مان را از حجاب بگیریم، به حقوق دیگرمان هم دست پیدا خواهیم کرد.»‌

«شاپرک» هر چهارشنبه شال سفید در دست می‌گیرد و در شهرستان محل سکونت‌ش تردد می‌کند. می‌گوید از طریق همین کمپین و ویدیوهایی که هر هفته در صفحه اینستاگرامش منتشر می‌کند، حرف‌های دلش را می‌زند. اما مورد حمله و تهدید هم قرار می‌گیرد: «در همین اینستاگرام مدام تهدید می‌کنند که “پشت در خانه‌ات هستیم یا می‌ریزیم توی خونه‌ات.” من حتی با پای شکسته هم از این حرکت نایستادم. حتی یک‌بار آنقدر ایستادم که دستانم درد گرفته بود اما ادامه دادم.»

او اگرچه از سوی دوستان و خانواده‌اش حمایت نمی‌شود، اما همسرش مدافع اوست: «دوستانم مدام ایراد می‌گرفتند که تو مادر هستی و نباید این کار را بکنی. اما بعد از “ویدا موحد” که فرزند ۱۹ ماهه دارد، به آن‌هایی که حس گناه مادری به من می‌دادند گفتم اتفاقا فرزندان انسان‌های آزادی‌خواه از دیگر کودکان چندین گام جلوتر هستند. وقتی کاریکاتور مانا نیستانی منتشر شد که زنان از پوسته تخم بیرون می‌آیند، تمام وجودم لرزید، اشک در چشمانم جمع شد و به شوهرم گفتم، ببین ما هستیم. شجاع‌تر شدم که بروم روی بلندی و من هم شال سفید به چوبی ببندم و در هوا تکان دهم.»‌

او هم می‌گوید نه از «زندان»‌ می‌ترسد، نه از «شکنجه»‌ و نه حتی از «مردن» بلکه فقط از «لحظه بازداشت» هراس دارد و آن لحظه را در افکارش به پریدن از بلندی تشبیه می‌کند: «تنها چیزی که مشکلات ما را حل می‌کند، مبارزات مدنی و حق‌طلبی است. من می‌خواهم به زنان مثل کالا نگاه نشود. ما جنس دوم نیستیم. دلم می‌خواهد در زندگی‌ام با گشت ارشاد مداخله نکنند. برای آن‌که جلوی آزار را بگیریم، حتی اگر این کمپین هم خاموش شود، من همچنان به راهم ادامه خواهم داد و تا روزی که زنده هستم، در ایران روسری سر نخواهم کرد و تمام چهارشنبه‌ها، سفید می‌پوشم.»‌

No responses yet

Jan 29 2018

دختری دیگر؛ #دختر_خیابان_انقلاب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد بر همان سکویی که نخستین دختر معترض به حجاب اجباری ایستاده بود و با همان پرچم سفید، دختر دیگری ایستاده است.

پیش از این نیز زن دیگری بر همین سکو ایستاده بود، این زن که پیش از ناآرامی‌های ایران در دی ماه این اقدام را انجام داده بود، به یکی از نمادهای این اعتراضات هم بدل شد.

نسرین ستوده وکیل دادگستری پس از مدتی که بحث بازداشت این زن (دختر خیابان انقلاب) مطرح شده بود و کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به بی اطلاعی از وضعیت وی ابراز نگرانی کرده‌اند، اعلام کرد که او ۳۱ ساله و مادر یک کودک ۱۹ ماهه است که بازداشت شده است. خانم ستوده روز گذشته اعلام کرد که این زن آزاد شده است.

واکنش کاربران به این حرکت اعتراضی متفاوت است؛ گروهی که عمل و شجاعت او را تحسین می‌کنند. مانند ژانت، کاربر توییتری که این اقدام وی را “قهرمانانه” توصیف کرد.

بگذر از پست توییتر شماره از @dchnp9

پایان پست توییتر شماره از @dchnp9

در عین حال گروهی دیگری بر این عقیده هستند که هدف این دختران دیده شدن است.

یک کاربر توییتر با انتقاد از این اقدام نوشت.
بگذر از پست توییتر شماره از @SAliTwo

پایان پست توییتر شماره از @SAliTwo

کتی، کاربر دیگر توییتر هم در پاسخ به کسانی که می‌گویند هدف این دختران دیده شدن است، به سرکوب زنان در ایران طی سالها اشاره می‌کند.
بگذر از پست توییتر شماره از @yekvakil

پایان پست توییتر شماره از @yekvakil

عده‌ای از کاربران هم مخالف انتشار عکس‌های این دختر هستند.

سارا یکی از مخالفان انتشار عکس در توییتر خود نوشت: “با این کار هویت واو فاش و امنیت‌اش به خطر می‌افتد.”
بگذر از پست توییتر شماره از @Akaaaa1516

پایان پست توییتر شماره از @Akaaaa1516

در کنار هشتگ #دختر_خیابان_انقلاب، واکنش‌ها با هشتگ‌های #حق_انتخاب #دختران_خیابان_انقلاب و #حجاب_اجباری توییت می‌شوند.

No responses yet

Jan 25 2018

عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری “#دختر_میدان_انقلاب” شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: همزمان با شروع اعتراضات سراسری در ایران در دی‌ماه ١٣٩۶، ویدا موحد در خیابان انقلاب تهران روسری سفید خود را بر سر چوبی آویخت و بر بالای بلندی به حجاب اجباری اعتراض کرد.
.

عفو بین‌الملل، با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی فوری زن جوان معترض به حجاب اسلامی شد که از حدود چهار هفته پیش در تهران ناپدید شده است. عفو بین‌الملل در بیانیه خود با تأکید بر «تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز” بودن حجاب اجباری، موکداً از مقامات ایران می‌خواهد که از آزار، تهدید و تعقیب زنانی که صدایشان را علیه حجاب اجباری بلند می‌کنند دست‌برداشته و اجباری بودن حجاب را لغو نماید.

بانوی جوانی که منابع خبری ایرانی از وی با نام “ویدا موحد” یاد می‌کنند، در یکی از روزهای آغازین حرکت‌های اعتراضی در تهران در اوائل دی‌ماه، با ایستادن بر سکویی در خیابان انقلاب تهران، به عنوان نمایش اعتراض خود علیه حجاب اجباری، روسری سفیدش را از سر برداشته آن را بر سر چوبی گره زده و به تکان دادن آن در میان عابران خیابان انقلاب پرداخت.
به دنبال این حادثه و در روزهای بعد که اعتراضات فروکش کرد، کسی از سرنوشت این بانوی جوان باخبر نشد، که این بی‌خبری تا امروز ادامه داشته است.
خانم “ویدا موحد” ٣١ ساله و دارای یک نوزاد نوزده ماهه است

خانم نسرین ستوده، وکیل دعاوی در ایران می‌گوید: تحقیقات محلی از محل استقرار ویدا موحد، نشان می‌دهد که وی همان روز از سوی نیروهای امنتی دستگیر شده است. به گفته خانم ستوده، بانوی جوان معترض، مدت کوتاهی پس از دستگیری آزاد و برای دومین بار دستگیر شده است که در حال حاضر از محل نگهداری او خبری نیست.

عفو بین‌الملل، در بیانیه تازه خود تصریح می‌کند که حجاب اجباری بسیاری از حقوق اساسی بانوان ایران را طی چند دهه گذشته نقض کرده است.
به گفته عفو بین‌الملل، این حقوق عبارت است از آزادی عقیده و مذهب، حق آزادی بیان و حق داشتن امنیت فردی در برابر تبعیض، دستگیری و بازداشت خودسرانه، شکنجه و دیگرمجازات‌های بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز.
عفو بین‌الملل در بیانیه خود همچنین خبر داده است که در روز ششم دی‌ماه امسال، یک زن جوان دیگر نیز در ارتباط با رعایت حجاب اجباری در تهران دستگیر شده که هم اکنون در زندان “قرچک” نگاهداری می‌شود. عفوبین‌الملل می‌گوید که این بانوی جوان حدود ١٨ سال دارد.
این سازمان، رفتار مأمورین ایرانی با بانوان از جمله متوقف کردن آنان در خیابان‌ها، استفاده از الفاظ توهین‌آمیز و تهدیدآمیز علیه بانوان، دستور جلوکشیدن روسری، دادن دستمال برای پاک کردن صورت در مقابل مأمورین، هل دادن و کشیدن دست بانوان، زدن سیلی، ضرب و شتم، بزور کشیدن آنان به داخل خودروهای پلیس را تقبیح کرده و تأکید می‌کند که این رفتارها از جمله نمونه‌های آزار و خشونت فیزیکی علیه شهروندادن به حساب می‌آید.

عفو بین‌الملل، از مسئولین حکومتی در ایران می‌خواهد که فوراً قوانین مجازات اسلامی و دیگر مقررات تحقیرآمیز علیه بانوان، از جمله ماده تبعیض آمیز ۶٣٨ را که حضور بانوان ایرانی بدون روسری در اماکن عمومی را ممنوع کرده است، لغو نمایند.

No responses yet

Jan 25 2018

لغو کنسرت بنیامین بهادری در اعتراض به جلوگیری از حضور نوازندگانِ زن/ مدیر کل ارشاد کرمان: با حضور نوازنده زن روی سن مشکل نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

کلمه: چکیده :در حالی که قرار بود امروز پنجشنبه پنجم بهمن، کرمانی‌ها شاهد روی صحنه رفتن بنیامین بهادری، خواننده پاپ و ارکسترش در مجتمع شرکت هزارِ این شهر باشند، این کنسرت به درخواست این خواننده پاپ و در اعتراض به جلوگیری از روی صحنه رفتن نوازندگان زن لغو…

کلمه – گروه خبر: در حالی که قرار بود امروز پنجشنبه پنجم بهمن، کرمانی‌ها شاهد روی صحنه رفتن بنیامین بهادری، خواننده پاپ و ارکسترش در مجتمع شرکت هزارِ این شهر باشند، این کنسرت به درخواست این خواننده پاپ و در اعتراض به جلوگیری از روی صحنه رفتن نوازندگان زن لغو شد.

بنیامین بهادری در بخشی از پستی طولانی که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد، نوشت: «وقتی دعوتمون کردند که مثلا هشت نفره بریم رو استیج و بعد یهو روز قبل از اجرا بگن دو نفر به دلیل این که جنسیتشون با شما یکی نیست نمی‌تونن بیان، کلا نریم بهتره.»

او در قسمت دیگری هم نوشته است: «هر وقت با حضور بانوان هنرمندمون روی استیج ما موافقت شد و اعلام شد که هستند و بعدا به این صورت روز آخر یا لحظه آخر مخالفت شد ما به احترام زمان و برنامه زندگی زنان سرزمینمون اون برنامه رو کنسل خواهیم کرد.»

به گزارش خبرآنلاین، نگین پارسا، نوازنده گیتار و مژگان ابوالفتحی، نوازنده سازهای کوبه‌ای دو هنرمندی‌اند که بنیامین بهادری در اعتراض به جلوگیری از روی صحنه رفتن‌شان کنسرت کرمان را لغو کرد.

مدیرکل ارشاد و فرهنگ کرمان: با حضور نوازندگان زن روی صحنه مشکل نداریم
‌
در همین رابطه محمدرضا علیزاده، مدیرکل ارشاد و فرهنگ کرمان درباره کنسرت بنیامین و مخالفت با حضور زنان نوازنده گفت که مشکلی در این خصوص وجود ندارد و “من چیزی از مخالفت با حضور نوازندگان زن نشنیدم.”

‌به گزارش کرمان نو، علیزاده درباره این کنسرت گفت: “بنیامین بهادری برای کنسرت امشب در کرمان، برای اجرای گروهی پنج نفره جواز گرفته بود.دیشب به یکباره اعلام کردند دو نفر دیگر هم به گروه اجرا اضافه خواهد شد. از آنجایی که جواز برای گروه پنج نفره صادر شده بود، ما مخالفت کردیم.اصلا بحث نوازنده زن یا مرد مطرح نبوده، از آنجایی که مجوز برای اجرای گروهی پنج نفره صادر شده بود، یک شب قبل از اجرا امکان اخذ مجوز برای دو نوازنده دیگر نبود. این دو نوازنده حتی اگر مرد هم بودند، امکان صدور جواز وجود نداشت.”

مدیرکل ارشاد و فرهنگ کرمان تاکید کرد که به هیچ عنوان با حضور نوازندگان زن روی صحنه “مشکلی نداریم.”‌

اداره ارشاد اصفهان مانع از حضور زنان در روی سن شد

پیش از این خبرگزاری ایلنا خبر داده بود که در کنسرت ارکستر ملی اصفهان با خوانندگی سالار عقیلی در روزهای ۲۲ و ۲۳ دی‌ماه، اداره کل فرهنگ و ارشاد استان اصفهان از حضور نوازندگان زن روی صحنه جلوگیری کرد.

به گفته‌ی یکی از نوازندگان ارکستر ملی اصفهان، این گروه از بیش از ۱۰ سال پیش تشکیل شده و نوازندگان زن هم در آن تمرین و با آن اجرا می‌کنند. نوازندگان زن، به نوشته‌ی ایلنا، به همراه این گروه چندی پیش در شیراز به روی صحنه رفته‌اند؛ به زودی هم قرار است در شهرکرد برنامه اجرا کنند. نوازنده گروه می‌گوید تنها در اصفهان از سال‌ها پیش به نوازندگان زن اجازه حضور روی صحنه داده نمی‌شود، بدون این‌که دلیل روشنی برای آن اعلام شود.

موضوع جلوگیری از حضور نوازندگان زن روی صحنه البته مختص اصفهان نیست. یک سال پیش هم از نوازندگی ملانی آوانسیان، نوازنده ویلن سل در کنسرت بنیامین بهادری در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران جلوگیری شد. جای خالی خانم آوانسیان به همراه ساز او تا پایان کنسرت روی صحنه باقی ماند.

در مقطعی – پاییز ۱۳۹۴ – حتی ممنوعیت نوازندگی زنان به لغو اجرای ارکستر سمفونیک تهران انجامید.

در آن زمان قرار بود ارکستر سمفونیک تهران در مراسم اختتامیه دومین دوره از مسابقات کشتی آزاد جام باشگاه‌های جهان سرود جمهوری اسلامی، قطعه ‌ایران و قطعه علمدار را اجرا کند، اما تنها ۱۵ دقیقه پیش از به روی صحنه رفتن اعضای ارکستر اعلام شد که زنان نوازنده اجازه نواختن روی صحنه را ندارند. علی رهبری، رهبر وقت ارکستر سمفونیک تهران، ضمن انتقاد شدید از این تصمیم، خواست مسئولان را “اهانتی بزرگ” به ارکستر سمفونیک تهران دانست.

No responses yet

Jan 22 2018

نسرین ستوده: دختر خیابان انقلاب دوباره بازداشت شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


رادیو فردا:
نسرین ستوده:‌ حفظ جان و حقوق این دختر بر عهده مقامات قضایی و بازداشت کنندگان او است
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در تهران، اعلام کرد: دختری که در دی ماه، اقدام به درآوردن و تکان دادن روسری خود در خیابان انقلاب کرد و در شبکه‌های اجتماعی به «دختر خیابان انقلاب» مشهور شد، پس از آزادی، بار دیگر بازداشت شده است.

در دی ماه، فیلمی از دختر جوانی در خیابان انقلاب منتشر شد که روسری خود را به یک چوب وصل کرده و با ایستادن بر روی یک پست برق، آن را مانند پرچم تکان می‌دهد.

این اقدام در شبکه های اجتماعی به معنای مخالفت با حجاب اجباری تعبیر شد و فیلم و عکس آن، بازتاب گسترده‌ای یافت.

در این ارتباط، نسرین ستوده روز یکشنبه اول بهمن، در صفحه فیس بوک خود اعلام کرد که وضعیت این دختر را پیگیری کرده و به محلی این دختر این اقدام را انجام داده بود، رفته است.

این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با اشاره به تحقیق محلی خود نوشت که این دختر درآن روز «بعد از بازداشت مدت کوتاهی آزاد شده و دوباره بازداشت شده است».

خانم ستوده با اعلام اینکه هنوز نام این دختر را نمی داند، افزود که « او کودک ۱۹ ماهه‌ای دارد و 31 ساله است».

به گفته این وکیل دادگستری، این دختر پس از بازداشت به کلانتری ۱۴۸ خیابان انقلاب منتقل شد و برایش پرونده‌ای در دادسرای مشهور به خیابان خارک تشکیل شد.

خانم ستوده تاکید کرد که حفظ جان و حقوق این دختر بر عهده مقامات قضایی و بازداشت کنندگان او است.

مقامات جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی به گزارش‌ها درباره بازداشت این دختر نشان نداده‌اند.

پس از انقلاب بهمن ۵۷، استفاده از حجاب برای زنان اجباری شد وپس از مدتی نیز قانونی دراین باره به تصویب رسید.

براساس قانون مجازات اسلامی، «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دوماه یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد».

در این ارتباط، مقام‌های جمهوری اسلامی ایران از سال‌ها پیش برای مقابله با آنچه گسترش «بدحجابی و پوشش‌های مختلف غربی» در ایران می‌نامند، طرحی با عنوان «گشت ارشاد» راه‌اندازی کرده‌اند که یکی از وظایف آن، مقابله با پوشش‌هایی است که آن را «نامتعارف» می‌دانند.

با این حال، براساس گفته‌های برخی مقام‌های قضایی و انتظامی، این طرح جنجالی که مخالفان بسیاری دارد، کارایی چندانی نداشته‌است.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، از جمله مقام‌های قضایی است که شهریور ماه سال ۹۵ با ذکر این‌که نمی‌توان برای همه خانواده‌ها و افراد در کشور «مأمور» گذاشت، گفته بود که اقدامات «سلبی» در زمینه حجاب در ایران بی‌نتیجه بوده‌است.

در مرداد همان سال نیز حسین ساجدی‌نیا، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ، گفته بود که «وضعیت فعلی حجاب و عفاف، زیبنده جامعه اسلامی نیست و با رصد وضعیت حجاب طی ۱۵ سال اخیر به این نتیجه می‌رسیم که به تدریج وضع بدتر شده‌است».

در همین حال، حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران بزرگ، ماه گذشته گفت: «کسانی که شئونات اسلامی را رعایت نمی‌کنند و غفلت‌هایی در این حوزه داشته‌اند دیگر به بازداشتگاه‌ها نمی‌روند و پرونده برایشان تشکیل نمی‌شود … بلکه جلسات آموزشی برای اصلاح رفتارشان برگزار می‌شود».

آن‌طور که آقای رحیمی خبر داد، در سال جاری «۱۲۱ جلسه آموزشی در این حوزه برگزار شده و بیش از ۷۹۰۰ تن در این کلاس‌ها آموزش دیده‌اند».

صفحه فیس بوک نسرین ستوده و منابع خبری/ا.م/ب.ک

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .