اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Oct 30 2013

امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بهار: چکیده : پیام غدیر از سوی رسول آزادی و رهایی و عدل، معرفی ولی و امام مردم است تا قیام قیامت، نه تعیین و نصب حاکم سیاسی برای مدتی کوتاه. بارخدایا! در پرتو تعالیم کتابت از ظلمات، کژی‌ها و تباهی‌ها رهایمان ساز و به نور ایمان و آگاهی داخلمان گردان، تا وعده تو را محقق ساخته باشیم و بسان پیشوایمان علی، الگو برای همه مردم باشیم. خداوندا! درود

علی‌اصغر غروی:

برای ما که باور داریم پیامبر اسلام خاتم انبیاء الهی است، رحلت او معنایی می‌یابد، ورای رنج‌ها و تاثرهای عاطفی فقدانش. زیرا بسته شدن لب‌های او یعنی خاموش شدن آخرین نداهای آسمان در هدایت بشر. گرچه خداوند پیوسته بندگانش را به صراط مستقیم رهنمون است اما نزول اینچنین حقایق هستی و تبیین رموز سعادت انسانی پایان یافته است. با این وصف روشن است که آخرین کلمات چنین پیامبری، اهمیتی صد چندان می‌یابند. پس باید آخرین وصایای او در ماجرای غدیر، به عنوان بخشی از آخرین سخنانش، کاوشی جدی و عمیق را در پی‌داشته باشد. و بی‌خود نیست که این‌ها همه بحث و نظر را به‌دنبال کشانده است. این هم نظری است در میان نظرها.

یکی از مهم‌ترین مسائلی که قرآن بر آن تاکید داشته و اقدام برای به انجام رساندنش را از همه انبیاء و پیروانشان طلب کرده، امامت و پیشوایی از یکسو و تشکیل امت است از دیگر سو، به منزله گروهی که از نظر تفکر در زندگی متحدند، و از یک امام و پیشوا تبعیت می‌کنند. در فرهنگ قرآنی ما ابراهیم اولین پیامبری است که به توحید فراخوانده و سپس تشکیل امت داده، یعنی توانسته است گروهی از انسان‌ها را که دارای یک ملت (اندیشه) هستند گرد هم آورد و صاحبان آن اندیشه، به جهت طرز فکر و ملتِ واحدی که دارند، در اخلاق، ‌‌منش وکنش، متمایل، منسجم، متماسک، متحد، متعاون، همراه، هم‌مقصد، هماهنگ و هم‌پیمان هستند.

«وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَاما» (بقره ۱۲۴)

ای پیامبر به‌خاطر داشته باش که خداوند ابراهیم را برگزید و برای او کلمات خودش را به اتمام‌رسانید وگفت‌ ای ابراهیم (اکنون که کلمات بر تو تمام شده است) من تو را پیشوای مردم قرار می‌دهم» از مضون آیه چنین بر می‌آید که با اتمام کلمات بر ابراهیم، هرآنچه را که او در راستای هدایت جامعه به سوی دعوت الهی نیازمندش بوده است، خداوند در اختیارش قرار داده و اکنون می‌تواند نقش امام و پیشوا را ایفا کند. آیا مراد از این امامت، پیشوایی سیاسی جامعه است؟ برای پاسخ به این سوال، آیه فوق را در کنار آیه سوم از سوره مائده می‌نشانیم که از آن موضوع معرفی علی(ع) برای جانشینی سیاسی پیامبر(ص) استخراج شده است:

«الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِینا» (مائده ۳)

آیا برداشت مذکور از آیه فوق پذیرفتنی است؟ از چشم‌اندازهای گوناگونی می‌توان پاسخ این پرسش را جست‌وجو کرد:

۱- آیات قبل و بعد از آیه فوق موید این معنی است که خداوند پیامبر را موظف می‌کند هر آنچه بر او نازل می‌شود، بی‌کم‌وکاست، ابلاغ کند و در این میان هیچ پیشامد و گزندی وی را از انجام رسالت باز ندارد و بر طغیان و مخالفت و سرکشی کافران اندوهگین نباشد. پس، از سیاق آیات چنین به‌نظر می‌رسد نعمتی که تمام شده است، همان وحی خداوندی (قرآن) و تحقق عینی آن (اسلام) باشد. یعنی اکنون که وحی بدون هیچ نقص و گزندی به مردم ابلاغ شده است، نعمت بر ایشان تمام است.

۲- اگر موضوع«بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیک» معرفی علی(ع) به خلافت می‌بود، باید بلافاصله در همین جا آن را ذکر می‌فرمود، زیرا خداوند حکیم است و تاخیر بیان از وقت حاجت از حکیم، قبیح.

۳- تخصیص آیات کتاب به یک موضوع، باید همراه با دلائل بسیار روشن صورت پذیرد، در غیر این ‌صورت موجب بروز ناهماهنگی در آیات، می‌شود. در اینجا نیز اگر مضمون آیه فوق را همان «نصب سیاسی» بپنداریم، با آیاتی ناسازگار می‌شود که به پیامبر دستور می‌دهد در اداره دنیای مردم (یعنی همان «امر») با آنان مشورت کند: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» و «وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَینَهُمْ»

۴- علی (ع) خود در جای‌جای نهج‌البلاغه بر این نکته تاکید می‌نهد که حکومت سیاسی از طریق بیعت و رای در اختیار قرار می‌گیرد. به عنوان نمونه امیرالمومنین در نامه ششم نهج البلاغه خطاب به معاویه می‌نویسد:

«مردمی که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند، هم بدانسان بیعت با مرا پذیرفتند. پس کسی که حاضر است نتواند دیگری را خلیفه گیرد و آن‌که غایب است نتواند کرده حاضران را نپذیرد. شورا از آن مهاجرین و انصار است. پس اگر اینان بر امامت کسی گرد آمدند و او را امام خود نامیدند، خشنودی خدا هم در آن است… .»

کلمات مولی آشکارا بیانگر این حقیقت است که خلافت، امری انتصابی از جانب خداوند نیست و جانشین سیاسی رسول خدا باید توسط مردم انتخاب شود.

۵- علی(ع) هرگز از حقی در امر خلافت و حکومت که از جانب خدا برای او در نظر گرفته شده و توسط پیامبر ابلاغ شده باشد، حرفی به میان نمی‌آورد. حتی آنجا که می‌خواهد از حق خود برای خلافت دفاع کند، بر ارزش‌ها و شایستگی‌های خودش تاکید می‌کند و مردم را بر این نکته «آگاه» می‌سازد که مبادا در «انتخابِ» خود دچار اشتباه شوند. در تمام خطبه‌های نهج‌البلاغه، نسبت بین «آگاهی و انتخاب» چنان آشکار است که جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد که نگرش علی(ع) به مقوله حکومت چگونه و چیست! علاوه براین، نگاهی به گفتار،‌منش و کنش وی در طول ۲۵ سال کناره‌گیری و ۵سال حکومت، موید این مطلب است.

۶- رفتار علی (ع) با هر سه خلیفه پیش از خود و به‌ویژه ابوبکر و عمر، که در بسیاری از کتب تاریخی مکتوب شده، به روشنی نشان می‌دهد که وی آن‌ها را کسانی نمی‌پندارد که سخن پیامبر را بر زمین زده و حکومت را غصب کرده باشند! همکاری‌های شگفت‌انگیز علی (ع) با خلفا، که بارها از جانب خودشان مورد تاکید قرار گرفته، آن چنان مشفقانه است که جای هیچ شائبه‌ای باقی نمی‌گذارد. به عنوان نمونه، در کتاب الغارات ثقفی شیعی از قول امیرالمومنین علی(ع) آورده است که: «چون رسول خدا (ص) فرائضی را که بر عهده اوست به انجام رسانید، خداوند عزوجل او را از این جهان فانی به دیار باقی برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمین دو نفر امیر شایسته را جانشین او کردند و آن دو امیر به کتاب و سنت عمل کرده و سیره خود را نیکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(ص) تجاوز نکردند آنگاه خدای عزوجل ایشان را قبض روح کرد. خداوند ایشان را مورد مرحمت قرار دهد.»

۷- اگر امیرالمومنین فرمان خدا را برخلافت خود بعد از رسول اکرم(ص) می‌یافت، آیا شجاعت و شهامت و عدالت او اقتضا نمی‌کرد که یک تنه شمشیر برکشد و فرمان و عدل خدا را جاری سازد؟! و آیا از دروازه حکمت و شهر علم نبوی بعید نبود که بیان این حق را از وقت حاجت به تاخیر اندازد؟!

۸- مروری بر مجموعه دغدغه‌های علی(ع) در باب «حکومت» در آن دوران، که در کتب تاریخی و نیز نهج‌البلاغه مندرج است، نشان می‌دهد که تمام اعتراض وی معطوف به نگرش حذفی بوده است. یعنی این‌که خلیفه یا هرکس دیگری دامنه اختیار مردم را تنگ کند. مثلا این‌که خلیفه، خلیفه بعد از خود را نصب کند، یا به‌گونه‌ای عمل کند که نتیجه برآیند آرا، انتخاب فرد خاصی باشد. اعتراض علی معطوف به چنین فرآیندی است. همان چیزی که ما امروز انتخاب مدیریت شده یا هدایت یافته می‌نامیم. او به عدم انتخاب خود در شورای سقیفه هیچ اعتراضی ندارد، بلکه واکنش وی به محدود شدن عرصه انتخاب بود و نیز این‌که نتوانست خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. نگرانی علی(ع) تنها محدود شدن وسعت گزینش مردم بود و از کلماتش این امر به آسانی قابل استنباط است. بندهای هشتگانه فوق، هرچند بسیار مجمل و مختصر طرح شد، اما آشکار می‌سازد که مراد از «اتمام نعمت» در آیه مذکور، نه حکومت و پیشوایی دنیوی، بلکه اتمام بعثت نبی، نزول، دریافت و ابلاغ بدون کاستی و نقصان قرآن است. همین قرآن کامل و تمام است که قادر است امام و پیشوای امت واقع شود. این دُرُست همان چیزی است که درباره ابراهیم واقع شد. ابراهیم به مقام امامت نائل شده و اسوه ملت شد، چون نعمت بر او تمام شد. برای مسلمانان نیز به همین سان، از طریق بعثت رسول و با ابلاغ وحی و شکل‌گیری کامل قرآن، نعمت تمام شده است و اکنون باید مسلمانان به کتاب خدا و عمل رسولشان اقتدا کنند تا در اندیشه و عمل، شاهد و الگوی سایر امم باشند.

پس در راستای عمل به همین آیه است که علی(ع) تمام همت خود را مصروف تامل و تدقیق در قرآن و اجرایی کردن آن می‌سازد، تا آنجا که شیخ محمد عبده در بیان اندیشه و رفتار علی، وی را قرآن مجسم می‌نامد. ولی متاسفانه، بنا به فرموده مولی(ع)، شیعیان «به جای آن‌که کتاب را امام خود بدانند خود را امام کتاب می‌دانند» و برخلاف خواست او، بنده جهالت خود شده‌اند و مدام بر حق ضایع شده علی در حکومت چند روزه دنیوی می‌گریند! حکومتی که طبق فرموده مولی، ارزش آن از عطسه بز نزد وی کمتر بود. آیا می‌شود چیزی که از منظر امیر مومنان (ع) قدر و منزلتش از عطسه بز کمتر است، از طرف خدا باشد و تازه از این فراتر، اتمام نعمت و اکمال دین نیز باشد؟! مولی علیه‌السلام چه عالمانه از چنین روزهایی خبر داده می‌فرماید:

«و بعد از من بر شما زمانی خواهد آمد که هیچ چیز در آن زمان پوشیده‌تر از حق و هیچ چیز هم پیداتر از باطل‌ و هیچ چیز هم شایع‌تر از دروغ بر خدا و رسول نیست! در نزد اهل آن زمان هیچ کالایی کسادتر و بی‌مشتری‌تر از کتاب خدا نیست، البته اگر در جایگاه خود باشد! اما بسیار پرمشتری می‌شود، اگر از جایگاه خود تحریف گردد… کتاب و اهل کتاب دو نفر تبعیدی مطرود هستند که در راه حرکت می‌کنند و هیچ صاحب پناهی آن‌ها را پناه نمی‌دهد… مردم درآن زمان اجتماعشان بر تفرقه است، از جماعت گریزانند، گویا که این مردم پیشوایان کتابند و گویا که پیشوای آنان قرآن نیست. آنگاه از قرآن جز نامی نزد آنان باقی نماند و آنان جز خطی از قرآن نشناسند… .»

… در باور چه کسی می‌گنجد که شیعیان این علی، رسم وی و موعظه او را، که چنگ یازیدن به حبل متین الهی (قرآن) و اتحاد مسلمانان است، کنار نهاده‌اند و به جای تدقیق و تفقُّه در آیات قرآن و عمل به آنچه خداوند در کتاب از آنان خواسته، اسم علی را با فهم ناقص و ناصحیح خود از آیات کتاب و روایات مجعوله در هم می‌آمیزند و بر آتش تفرقه و اختلاف مسلمین هیزم می‌ریزند و آتش‌بیار معرکه می‌شوند و در قالب حُبّ و وَلایت امیرالمومنین، بزرگ‌ترین مظالم را در حق اهداف عالیه، الهی و انسانی شریف‌ترین و زبده‌ترین گوهر جهان بشریت مرتکب می‌شوند و بی‌آن که کوچک‌ترین سنخیتی در بینش،‌منش و کنش ایشان با علی (ع) وجود داشته باشد، مفتخرند که شیعه او هستند و منتظر شفاعت و دستگیری وی در آخرت!

البته این امر جدیدی نیست. از همان زمان نیز رسم و سنت علوی را کسی نمی‌پسندید. خطبه‌ها و نامه‌های آن حضرت در روزگار خلافتش، مبین این است که وقتی او، به انتخاب و بیعت مردم، بر مسند حکومت نشست، به‌خوبی می‌دانست که مردم تاب تحمل عدالت او را ندارند. از این رو پیوسته از پیروان و شیعیان خود گله‌مند و آزرده خاطر بود، که اسم علی را می‌خواهند اما رسمش را برنمی‌تابند.

چگونه می‌توان تصور کرد که اندیشه علی (ع) معطوف به کسب و حفظ قدرت بوده است؟! و چگونه می‌شود گزاره معطوف به کسب و حفظ قدرت را با این حقیقت تاریخی وفق داد که او می‌دانست ابن‌ملجم مرادی، به دستور خوارج، که اتفاقا همه خود را شیعه و پیرو علی می‌نامیدند، قصد کشتنش را کرده، ولی محافظی بر خود اختیار نکرد و مجرم را قبل از ارتکاب جرم مجازات نکرد؟! علی امام است و مهم‌ترین نقش او، همین امامت و پیشوایی امت است تا قیام قیامت. او حاکم سیاسی مردم برای چند روز گذرا و ناپایدار دنیا نیست. یعنی علی بیش از آن‌که حاکم مسلمین باشد، امام و الگوی بشریت است. او زعامت کبری دارد. امر خلافت در برابر این نقش یگانه امامت تا قیامت، آن‌قدر ناچیز است که علی آن را به سادگی فرو می‌نهد، تا با ریخته شدن خونش، الگویی بسازد برای رهبران و حاکمان در طول تاریخ. او بیش و پیش از هرکس و هرچیز یک امام است. امام اخلاق و شرف و کرامت و آزادی و آزادگی و عدالت و انسانیت. امامی که یگانه دغدغه‌اش تبیین راهی است که خداوند در کتابش، به وسیله کلام رسولش به او آموخته است، اما ذهنش هرگز مشغول خلافت و حکومت دنیایی نیست. حکومتی که تاکید فرموده است «زمام شترش را بر گردنش می‌افکند و رهایش می‌سازد». او که خود را تجسم کامل پیام وحی می‌دانست، آرزو داشت امام امتی باشد که نعمت هدایت از طریق همین کلام بر آن‌ها تمام شده است.

چنین عملکردی است که علی (ع) را به شخصیتی مبدل ساخته که مسلمان و غیرمسلمان و شیعه و سنی در وصفش قلم‌ها رانده و سخن‌ها گفته‌اند. پس علی نقش امامتش را به تمامی ایفا کرده و به‌راستی امام و الگوی امت‌ها شده است. مرحوم حکیم علامه غروی، در خطبه نماز جمعه ۱۸ آبان ۱۳۵۸، با توجه به عرصه‌های گوناگون حیات امام علی (ع) و نقش انکار‌ناپذیر و بی‌مثال او در تبیین و ابقاء مفاهیم بنیادین اسلام، امیرالمومنین را «جزء اخیر علت تامه دین اسلام» می‌نامد و می‌گوید: «چنان مساوات و برابری را به معنای واقعی و صحیح کلمه میان امت جاری کرد، چنان آزادی افکار و اندیشه را به مردم شناساند و به این‌ها عمل کرد به‌طوری‌که حتی از حق خودش هم صرف‌نظر کرد تا آراء مردم محترم باشد و این قانون اسلام باقی بماند و حکومت مردم بر مردم و سرنوشت مردم به دست مردم بودن، برای همیشه الگو باشد و این از مختصات و امتیازات دین اسلام است. پس همه مطالب و همه احکام را امیرالمومنین اجرا کرد، برنامه‌ها و کارهای امیرالمومنین هم همه نوشته شده است، بیاناتش همه نوشته شده است… این است که مطلب تمام است و امیرالمومنین جزء اخیر علت تامه دین اسلام است.» ‌این انسان کامل، طبیعتا شایسته این وصف نبی می‌شود که:

«مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِی مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَا» (کافی، ج۱، ص۲۹۳، باب الإشاره و النص

علی امیر المومنین) «هر که من دوست اویم علی هم دوست اوست. خداوندا هرکه او را دوست دارد دوستش بدار و با هر که وی را دشمن می‌دارد دشمن باش.»

اکنون اگر به آیه ابتدای بحث درباره امامت ابراهیم بازگردیم، خواهیم دید که ابراهیم(ع) نیز با اتمام کلمات الهی، امام می‌شود. یعنی امامت امت آنگاه میسر است که انسان پیام هدایت الهی را در خود مجسم و تمام سازد و به مقام خلیفه اللهی نائل شود. علی(ع) نیز چون تمامی کلمات خالق را در خود محقق و صفات جمال او را در خود متجلّی ساخته، به امامت امت، نائل شده است، نه فقط در حیاتش و نه تنها برای پنج سال، که تا قیام قیامت و برای همه دوران‌ها و برای همه انسان‌ها؛ و این همان زعامت کبراست. البته هر آن کس که امامش قرآن باشد و به کتاب و کلام الهی دل بسپارد، به‌مثابه الگو و امام برای تمام جهانیان است.

«هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیکونَ الرَّسُولُ شَهِیدا عَلَیکمْ وَتَکونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ» (حج ۷۸)

آیا معنای «زعامت کبری» که تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت، جز این است؟ آیا میان این زعامت و امامت، که علی(ع) مصداق اَتَمّ آن است، با خلافت و زعامت سیاسی، هیچ سنخیت و شباهتی وجود دارد؟ یا تنها اشتراک لفظی ساده‌ای است که انحراف‌های شگفت‌ به‌بار آورده؟! (ر. ک. کتاب چند گفتار/ اثر آیت‌الله سیدمحمدجواد موسوی غروی)

نتیجه آن‌که جزو وظایف رسولان الهی، از جمله پیامبر اسلام، تعیین جانشین یا خلیفه، که اصطلاحا نصب می‌گویند، برای تشکیل حکومت و اداره امور دنیای مردم نبوده است. پیامبران و به‌ویژه پیامبر اعظم برای رهایی بشر از همه قیود و بندهای جهل و بردگی و اسارت مبعوث شده‌اند (اعراف ۱۵۷). نصب یا تعیین، در خود، مفهوم سلب آزادی و نوعی از بندگی و بردگی را دارد. از این‌رو ناقض هدف بعثت رسول اسلام، مذکور در آیه ۱۵۷ اعراف است. بر این پایه حتما رسول اسلام خود ناقض پیامی که آورده است نمی‌شود. بر همین اساس است که شیعه با نصب عمر توسط ابی‌بکر و نصب عثمان توسط عمر شدیدا مخالف است و آن را مغایر با کتاب و سنت و متضاد با اصل آزادی انسان قلمداد کرده است. وقتی خدای تعالی در کتاب مجیدش انسان را در قبول دین، ماندن در آن یا خروج از آن آزاد و مخیر گذاشته است، چگونه اذن داده است حاکمان بر این مردم، منتخب و برگزیده آن‌ها نباشند و در این امر با این اهمیت مسلوب‌الاختیار باشند؟! پس پیام غدیر از سوی رسول آزادی و رهایی و عدل، معرفی ولی و امام مردم است تا قیام قیامت، نه تعیین و نصب حاکم سیاسی برای مدتی کوتاه. بارخدایا! در پرتو تعالیم کتابت از ظلمات، کژی‌ها و تباهی‌ها رهایمان ساز و به نور ایمان و آگاهی داخلمان گردان، تا وعده تو را محقق ساخته باشیم و بسان پیشوایمان علی، الگو برای همه مردم باشیم. خداوندا! درود

همیشگی ات را بر او فرست که چه نیکو امامی است برای ما و چه صالح بنده‌ای است برای تو.

منبع: روزنامه بهار

No responses yet

Oct 28 2013

درگیری خانوادگی خاندا خزعلی: جوابیه خواهرم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خزعلی: خواهرم انسیه خزعلی، رئیس دانشگاه الزهرا، امروز جوابیه ای تند ارسال فرمود تا در سایت منتشر نمایم، عین جوابیه و تیتر انتخابی مشارٌالیها حسب دستور خودشان منتشر می شود و توضیحات اینجانب بین دو ستاره قرار دارد.:

ناجوانمردی در قطع رحم به روش سایبری

حدود چهارسال پیش مطلع شدم درسایت برادرم دو نسبت غیرواقعی به بنده داده شده به برادرگرامیم عرض کردم چه خوب بود فقط برای حفظ اعتبار کلام خود نه هیچ چیز دیگر بااقدامی بسیار ساده از صحت و سقم اخبار سعایت گران مطلع می شدید :یک تلفن به خواهرتان ومشخص شدن اینکه ایشان درآن بازه زمانی در مکان مذکورنبوده ویک مراجعه به سایت وزارت علوم جهت اطلاع گیری از منبع دست اول وبه ایشان نصیحت کردم که در این موارد بدون تحقیق،عجولانه وتحت تاثیر خناسان در بند گفتار و نوشتار خویش اسیر نشوید.

*توضیح 1 در پاورقی *

برادرعزیزم ،اکنون نیز مطالبی در سایت شما از بنده نقل شده که فاقد صحت است و حداقل جوانمردی ایجاب می نمود که با یک تماس ساده تلفنی، مطلبی را که به فردی از خویشان نسبت می دهید، از منبع اصلی که زنده و در دسترس است بشنوید. آنهم کسی که اذعان دارید بیشترین تلاش را برای الفت وایجاد محبت و حفظ روابط عاطفی با شما و خانواده تان داشته است . یادآوری می­کنم، همین نقل قول­های کذب، قضاوت­های نسنجیده ، سخنان غیرمستندو بیانیه­های عجولانه است که پدر را از رفتار شما آزرده ­می­کند.

* توضیح2 در پاورقی*

لذا جهت رفع بعضی تهمت­ها، موارد کذب مذکور در چند بند اشاره می گردد:

الف) مطالب مطرح شده بین اینجانب وآقای نوراللهیان:برخی مواردسانسور، برخی تحریف شده، و برخی کذب محض است.

ب) ارسال پیام اینجانب به وزارت علوم: کذب محض است و به جد خواستار اعلام نام نقل قول کننده مذکورهستم.

ج) اخراج خانم دکتر موسوی:برخی موارد کذب محض بوده و برخی تحریف شده است.

د) تأخیر در صدور کارت فرزند تان:زمان وعلت ذکرشده کذب است.

* توضیح3 در پاورقی *

واقعیت مسائل مذکور، نه جهت اطلاع شما، بلکه برای توجه مخاطبانی که دوست دارند به عقل و فهمشان احترام گذاشته شود ذکر می شود:

الف) از آقای نوراللهیان نقل شده که بنده تلفنی هر چه دلم خواسته به ایشان گفته ام؛ازایشان بخواهید همه آنچه گفته ام رابرای درج درسایت شما ارسال نمایند.قطعاً جز تبریک عید وطرح یک سوال در مورد مطلبی که از ایشان نقل شده، به منظور اطلاع از حقیقت وعدم قضاوت پیشاپیش، چیز دیگری نخواهید یافت. ضمن آنکه بنده جائز نمیدانم سخنان تند ودور ازحدود اخلاق ایشان راذکر نمایم که شاید مصداق نسبتی باشد که به بنده داده شده وبه دنبال آن تلفن را قطع نمودند.البته ایشان بعد از دقایقی با ارسال پیامک از این برخوردغیراخلاقی عذرخواهی نمودند .

*توضیح 4 در پاورقی *

همچنین مطلبی از ایشان به عنوان “حکایتی شنیدنی” نقل نموده اید که اگر بدون تحریف و جهت گیری سیاسی و به صورت کامل، نه گزینشی و منفعت طلبانه نقل می نمودید شنیدنی تر می شد. حکایت از این قرار است :

” ایشان به دفتر اینجانب تشریف آورده و فرمودند که دخترآقای موسوی هیچ جرمی در جریانات سیاسی گذشته نداشته و صرفا به دلیل این که فرزند آقای موسوی است از تدریس محروم شده و بنده آمده ام که از این ظلم توسط شما جلوگیری شود. بنده عرض کردم که اگر چنین باشد قطعا بنده با شما موافقم و در این مسیر هر کاری از دستم برآید انجام می دهم و معتقد هستم که باید با افراد، با توجه به عملکردشان، و نه نسبتشان، تصمیم گیری گردد و همانجا به یاد خاطره ای ازعهد جوانی افتادم وبرای ایشان بازگفتم که خالی از لطف نبود برای کامل شدن قصه آن را نقل می کردید. البته شما یا ایشان مصلحت دیده اید که سانسور شود و آن این بود که در دوره اصلاحات و بعد از انتخابات دوم خرداد، رئیس دانشکده­ی ادبیات دانشگاه الزهرا، ماه ها ازامضای حکم اینجانب خودداری می کرد ومی گفت: با توجه به این که پدر ایشان با دولت جدید مخالفت کرده، ایشان باید بیاید و تعهد کتبی بدهد که سر کلاس بحث سیاسی نمی کند. بنده هم عرض کردم این کار شما غیرعلمی و غیرآکادمیک است، زیرا اولاٌ از همه ی اساتید این تعهد را نمی گیرید، ثانیا موضوع تدریس بنده سیاسی نیست وثالثاً شما هیچ اطلاعی از طرز فکر ورویکرد من ندارید و صرفاً بخاطر نسبت، قضاوت می نمایید.

شکی نیست که بنده به اینگونه نگرش،چه در قالب امتیازدهی به منتسبین افراد وچه در شکل محرومیت از حقوقشان ؛ با هر رویکرد سیاسی که مسئولان داشته باشند، مخالفم و صدمات آن را نیز متحمل شده­ام، لذا در بسیاری از مسابقات علمی و فرهنگی دوره دانشجویی، با اسم مستعار شرکت می نمودم . زیرا اولاً خائف بودم که حب و بغض ها، موجب خروج یک حرکت علمی از مسیر صحیحش شود، ثانیا اگرحائز رتبه می شدم این نگاههای غیر منطقی موفقیتم را به انتسابم مرتبط می نمودند واین شائبه را ترویج می کردند که با ارفاق چنین رتبه ای حاصل شده است.

به آقای نوراللهیان عرض کردم که بنده در کار اجرایی همین نگاه آکادمیک را داشته ام و به لطف خدا، نه تنها چنین برخوردهایی نداشته ام بلکه به شدت با آن مقابله نموده ام.

همچنین نکته ای را در انتهای مطلب خوداز ایشان نقل نموده اید که فاقد صحت است و در بند “ج” توضیح داده می شود.

* توضیح 5 در پاورقی *

ب) ارسال پیام از جانب بنده از دو کانال به سرپرست وزارت علوم نسبت داده شده،که این امر قویاٌ تکذیب می شود ونمونه ای از هزاران نقل قول غیر مستند وجعلی سایت جنابعالی است. ضمن اینکه:

1- با اینجانب در دوره جدید ودولت فعلی برخوردی نشده که نیاز به پیام رسانی باشد.بلکه مجموعه­ی وزارت علوم، همکاری بسیار خوبی را در رفع مشکلات دانشگاه الزهراء داشته وشخص آقای دکتر توفیقی، دستور رفع برخی موانع موجود را صادر نموده و از برخی پیشنهادات اینجانب برای توسعه دانشگاه به نیکی استقبال کردند.

2- چه نیازی به پیام رسانی از طریق واسطه است در حالی که بنده در ملاقات مستقیم با سرپرست وزارت علوم ضمن ارایه گزارشی از وضعیت دانشگاه ؛ مشکلات و نیازهای دانشگاه را مطرح و آمادگی کامل همکاری یا واگذاری مسؤولیت را اعلام نموده ام.

3- بسیار کوته بینانه است که کسی که سالها در مسؤولیتهای مختلف اجرائی خدمت نموده از طریق پیام اعلام موضع کند. مواضع و رویکرد افراد از عملکرد، سخنان و منش آنان در طول زمان ترسیم می گردد و کسانی که بخواهند منصفانه قضاوت کنند، می بینند که حرکت اینجانب در دانشگاه رویکرد علمی – عملیاتی صرف داشته و از همه رنگها، سلیقه ها و تفکرات متفاوت و گاه متضاد در مسیر پیشرفت دانشگاه استفاده نموده ام و معتقدم مسؤولان دانشگاه باید نگاه جامع، فراگیر و حمایتگر از همه اقشارداشته باشند و ضمن اجتناب از هرگونه جهت گیری سیاسی ؛ زمینه تضارب آراء وآزاداندیشی در محیط علمی را فراهم آورند. خود نیز، ضمن پای بندی به انقلاب ، نظام و رهبری ، هیچ گاه به حزب و گروه خاصی وابسته نبوده ام چرا که خواسته ام آزادانه حسن و عیب جریانات را ببینم و به دلیل تعلقات گروهی، مجبور به سانسور، تحریف وعدول از حق نگردم.

* توضیح 6 در پاورقی *

ج) از قول بنده در مورد اخراج خانم دکتر زهرا موسوی جمله ای نقل کرده واین بنای کذب را مبنای همه قلم فرسایی ها و نصیحتهایتان قرار داده ایدکه بنده گفته ام:”به من ربطی ندارد و بنده دستور وزیر را اجرا نموده ام!!!”

نقل این سخن از سوی اینجانب کذب محض است. چرا که اصلا مساله تعلیق ایشان در زمان مدیریت اینجانب صورت نگرفته و با وجود این که این امر را بنده به آقای نوراللهیان عرض کرده بودم. ولی ، ظاهرا بنا براین بوده که مطالب مذکور راناشنیده بگیرید تا بتوانید به راحتی به صحرای کربلا بزنید، دیگران را عمرسعد کنید و خودتان حسینی شوید!!!

در مساله مذکورنیز موارد زیر قابل توجه است:

1- ایشان از دانشگاه اخراج نگردیده است.

2- حکم تعلیق تدریس ایشان در سال 90 از سوی هیأت مرکزی انتظامی اعضای هیات علمی مستقر در وزارت علوم با ارسال ابلاغ اتهامی شامل چند بند که مرتبط با جریانات سال 88 به بعد می باشد صادر شده و توسط رئیس سابق دانشگاه اجرا گردیده است ؛ درحالی که بنده در سال 91 ریاست دانشگاه را پذیرفته ام. (البته حق این بود که ایشان درمهلت تعیین شده اتهامات مذکورراتکذیب می کردند که ظاهرا نکرده اند)

3- اینجانب از سال گذشته و پس ازقبول مسؤولیت در سه مرحله، اقداماتی برای جلوگیری از تضییع حقوق ایشان انجام داده­ام که به عرض آقای نوراللهیان رسید .به ایشان نیز اعلام نمودم که اگر چنین ظلمی انجام شده و کسی را صرفا به دلیل نسبت با پدر از تدریس معلق نموده­اند بنده وظیفه خود می دانم که حتی اگر یک روز از مسؤولیتم باقی باشد، آنرا دنبال نمایم و از ایشان خواستم که خانم موسوی نامه ای را تنظیم و برای اینجانب ارسال کنند تابنده حمایت و پی گیری نمایم ومتقابلا آقای نوراللهیان تعهد کردند که مساله لغو حکم تعلیق ازجانب وزارت علوم انجام پذیرد .اینجانب تاکید کردم، نه فقط ایشان، هر حقی از هر فردی در زیرمجموعه اینجانب تضییع شود بنده مسؤول هستم و مطمئن باشید در مسیر احقاق آن از هیچ امری کوتاهی نخواهم کرد.

* توضیح 7 در پاورقی *

د) تأخیر صدور کارت فرزندتان را به علت انتسابش دانسته اید ودرهمان تاریخ نیز درخانواده و سایت ، تبلیغات وشانتاژ به راه انداختید . بنده با وجود آن که در آن زمان مسؤولیت دانشگاه را به عهده نداشتم، پیگیری نمودم و مشخص شد که تعدادی از دانشجویان به دلیل سیستم کند و بیمار اداری دانشگاه، صدور کارتشان به ترم دوم ، نه سال دوم، افتاده است که اگر مایل باشید، لیست دانشجویان دیگری که در آن سالها با این مشکل مواجه بوده اند، برایتان ارسال شود تا با تبحر خود، سابقه ای سیاسی برای پدران آنها نیز فراهم کنید.!! البته بحمدالله از سال گذشته، صدور کارت در دانشگاه به روز گردیده و بلافاصله بعد از ثبت نام ،انجام می شود.

لحظه ای بیندیشیم: اینهمه سفارش در دین که بدون علم و تنها با ظن و گمان نباید مطلبی را مورد قضاوت قرار داد کجا رفته؟ “ان الظن لایغنی من الحق شیئا “. آنان که ادعای حق خواهی و مبارزه با ظلم دارند، آیا حقیقتا نسبتهای ناروا و غیرواقعی چه به شخص و چه به یک دستگاه یا نظام را، ظلم نمی دانند؟

آیا این از انصاف به دور نیست که اکنون، از دوران سیاه پهلوی یاد می کنید که پدر محکوم بوده و فرزندش در دانشگاه درس میخوانده است، حال آنکه فرزندان شما، در کمال آرامش در دانشگاه ها مشغول تحصیل بوده و از خدمات دولت بهره مند هستند، در حالی که پدرشان محکومیت های متعدد قضایی داشته وگاه در زندان بوده است.

آیا فرزندان محکومان یا زندانیان کنونی در دانشگاهها مشغول به تحصیل نیستند؟!

* توضیح 8 در پاورقی *

از زینبی یاد کردید که در شهاذت برادر خطابه حماسی می خواند و… شما می توانید برای شناخت صحیح او، به جای حلقه تنگ اخبارکذب اطرافیان به کارنامه علمی و اجرایی اش مراجعه نمایید. تنها با بررسی عملکرد یک سال گذشته در دانشگاه وگفتگو بااقشار مختلف این مجموعه از جریانات گوناگون ، منصفانه قضاوت کنید وبدون سانسور واقعیت رااعلام نمایید نه آنکه مبنای تحلیل وحکم خودرا یک کلام ازاساس کذب قرار دهید.

در پایان و در پاسخ به پیشنهاد شما برای جبران ظلم و محبت برادرانه شما در ارائه راهکار برای کم شدن از بار گناهانم، به عرض می رسانم:

1- اگرحقیقتا حضرتعالی به دنبال رفع ظلم ازخانم زهرا موسوی بودید،حداقل یک بار در تمام دیدارها و گفتگوهای تلفنی که داشتیم، این مطلب را از بنده می خواستید.همانگونه که در مواردی که احساس ظلم به خویش را داشتید تماس گرفته و استمداد می طلبیدید،نه اینکه از طریق سایت پیشنهاد دهید تا خود را قهرمان دفاع از مظلومان و دیگران را ظالمان یزیدی معرفی نمایید.

2- چه زیبا فرمود امام حسین(ع) که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. اگر اعتقاد به حفظ رحم و حرمتهای خویشاوندی نداریم لااقل قدرشناس محبتها باشیم. شما جز مهر ومحبت از این خواهر کمی بزرگتر از خود ندیده ایدو هنوزتشکرچندی پیش شما به خاطر وقت گذاریهای تا نیمه شب و شنیدن درددلها وچاره اندیشی ها درگوشم طنین انداز است. آیا مردانگی حکم نمی کرد به پاس آن ساعتها چند دقیقه ای بایک تماس تلفنی از خواهرتان جویای حقیقت آنچه می نگارید شوید؟

* توضیح 9 در پاورقی *

3- برادر عزیزم، مشکل اینجاست که بعضی اوقات، انسان­ها بر اثر غفلت و صوت و هورای اطرافیان در حجابی قرار می گیرند که ازدیدن خویش و حقیقت اعمالشان نیز غافل می شوند وبه هر ناروایی برای اثبات خود چنگ می زنند تا جایی که حاضر می شوند بسیاری حدود و علقه ­های دیرین و اخلاقیات را فدای نفسانیات خود کنند و زمانی متوجه می شوند که فرسنگ­ها از حقیقتی که در ابتدا به دنبال آن بوده اند ؛فاصله گرفته اند. .. امیدوارم من و شما، مشمول این توصیف نباشیم.

این همان مرزی است که علی(ع) را ازمعاویه و عمروعاصی که هدفش وسیله را توجیه می نمود، جدا می کندوحضرت دردمندانه می فرماید: به خداسوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست …اگر نیرنگ و پیمان شکنی ناپسند و ناشایسته نبود من از سیاستمدارترین مردم بودم.

4- چقدر خوب است ما قبل از آن که به گناه دیگران فکر کنیم راهی نیز برای بخشش گناهان خود یا حتی فکری برای نیفزودن به گناهان خود با نسبتهای ناصحیح بیابیم که علی (ع) می فرماید:

حاسب نفسک لنفسک فان غیرها من الانفس لها حسیب غیرک * توضیح 10 در پاورقی *

به حساب خودت برس که دیگران را حسابرسی دگر است.

انسیه خزعلی

………………………….. پاورقی: ” پاسخ اینجانب ذیل هر پاراگراف ”

* توضیح1:

ای کاش کلام را با لفظ “ناجوانمردی” آغاز نمی کردید و از قطع رحم سخن نمی گفتید، من که سوخته عنایات شمایم و تا پای مرگ رفته ام، در همان خانه گفتند: ای کاش در تظاهرات تیری بخورد و کشته شود، در همان خانه گفتند: اگر در اعتصاب غذا بمیرد به تشییع جنازه اش نمی رویم، در همان خانه بود که شما آن نامه تند و بیرحمانه را علیه برادر زندانی تان به نام مادر تنظیم کردید(پاسخ به عروس آیت الله العظمی منتظری)، در همان خانه بود که بعد از انتخابات پدر را مجبور به اعلام برائت کردید، اما من باز هم آمدم و دست پدر را بوسیدم، همین چند روز پیش (عید غدیر) علی رغم تمام تماس ها که به دیدار پدر نیا ! و این که مهمانی در منزل آقای رضا زاده است و ممکن است غائله پارسال تکرار شود! و علی رغم این که سال گذشته که من در سلول انفرادی نمور شماره 33 بند 240 در اعتصاب خشک بودم و دوستان سرای اهل قلم به دیدار پدر آمدند، همسر شما با فحش و ناسزا و تهمت و ناروا همه را بیرون ریخت و فریاد می زد هر که دوست مهدی است بیرون…!

باز هم آمدم و دست پدر را بوسدم، فکر می کنم آنقدر به صله رحم معتقدم که اگر پدر سرم را ببرد، باز سر بریده دست پدر را می بوسد!

اینکه 4 سال پیش عنوان شما به جای رئیس دانشکده اشتباهاً رئیس دانشگاه درج شده بود و با تذکر شما بلافاصله اصلاح شد، به این می گویند اشتباه تایپی یا اشتباه لپی، اما اصل موضوع که اشاره به پست و سمت بوده است سر جای خود باقی است، منظور ارتباط مواضع بعد از 88 با پست و سمت و ریاست بوده که استدلال با این دفاع پا برجاست ! شما که منطق خوانده اید*

* توضیح 2:

خواهر عزیزم، راستش حضرت حجة الاسلام و المسلمین نوراللهیان از من خواست تا قرار با شما را هماهنگ نمایم، از این کار عذر خواستم، مبادا که کار دکتر زهرا موسوی خرابتر شود و تعلیق از دانشگاه به تکفیر و اخراج از دین بیانجامد! *

* توضیح 3 :

همشیره عزیز؛ مردم ما به تکذیب عادت دارند، حتی گازگرفتگی دست سیده نرگس موسوی را هم تکذیب می کنند و احتمالاً فردا مدعی می شوند که نرگس دست زندانبان را گاز گرفته و این دست زندانبان بوده که همراه نرگس است! *

* توضیح 4 :

ایشان از جوار حرم مطهر امام رضا علیه السلام تماس گرفتند و فرمودند:” خواهر شما چون شاهزاده ها با من تماس گرفته و هر چه خواسته گفته است و شرح ما وقع را برای سایت بیان فرمودند و عیناً بدون کم و کاست نقل شد، العهده علی الراوی… همانگونه که شرح ماوقع از سوی شما بی کم و کاست منتشر شد*

* توضیح 5 :

مطلب موکداً و با تاکید عکس برای من نقل و تکرار هم شد، که ابتدا شما از برخورد با فرزند به خاطر افکار پدر گلایه کرده اید، و ایشان هم از فرصت استفاده کرده و سخن شما را به خودتان برگردانده اند که گیرم که موسوی راس فتنه، سیده دکتر زهرا موسوی چه گناهی داشته است…و الی آخر… *

* توضیح 6 :

اولاً: پیام شما از طریق دوستان به دکتر توفیقی رسیده است و از خودشان بپرسید…!

ثانیاً: دیدار شما با دکتر توفیقی بعد از این خبر بوده است و همان طور که دیدید دکتر توفیقی صرفنظر از دیدگاه سیاسی شما، بسیار با محبت و محترمانه با شما برخورد کردند، امیدوارم این برخورد دولت اعتدال و تدبیر و امید الگوی کار شود…!

ثالثاً: من سانسور نکرده ام و عین روایت آقای نوراللهیان و خانم زهرا موسوی و شما را درج کرده ام و فریاد مظلوم را باید رساند و نیازی به اذن ظالم نیست… *

* توضیح 7 :

من روز جمعه برای عیادت دختران موسوی به منزل خانم زهرا موسوی رفتم، حکایت را از زبان ایشان شنیدم، بله دستور شفاهی وزارت برای تعلیق زهرا موسوی در زمان ریاست خانم مباشری صادر می شود و ایشان مقاومت می کند و در هیأت مرکزی انتظامی هم دفاع می کند و از اجرای این دستور خودداری می کند، سپس یک ابلاغ اتهامات واهی می فرستند که بایستی به ایشان ابلاغ و دفاع نماید تا به بهانه این سیر بوروکراسی دروغین او را اخراج نمایند، باز خانم مباشری از ابلاغ این اتهامات واهی خودداری می نماید،

با ورود شما به دانشگاه، تعلیق شفاهی اجرا و سپس جهت ابلاغ یک کپی – نه اصل – اتهامات واهی تلاش زائد الوصفی می فرمایید، حتی تعبیر زهرا موسوی این بود که روزی 80 تلفن به منزل ایشان می شد مثل مزاحم تلفنی و مکرر از دانشگاه پیک می فرستادید! کاری که ماموران وزارت هم با این شدت انجام نمی دهند!

خواهر عزیزم؛ چرا دروغ؟ بخاطر دارم، قریب 8 سال پیش وقتی گفتم که احمدی نژاد در محضر آیت الله جوادی آملی از هاله نور گفته و در مصاحبه انکار کرده و این دروغ است، گفتی:” این دروغ برای حفظ نظام واجب است!” آیا الان هم برای حفظ نظام دروغ می گویید؟ این هم از واجبات است یا مستحب مؤکد…! نگویید بین خواهر و برادر نباید این حرف ها زده شود، حق و باطل که خواهر و برادر نمی شناسد، اینها که مسائل خانوادگی نیست، حقوق شهروندی یک ایرانی است و تکلیف دفاع داریم ، فراموش نکنیم که علی علیه السلام با برادرش عقیل چگونه رفتار کرد *

* توضیح 8 :

زینب سال 1388 – در بحبوحه اعتراضات مردمی – وارد دانشگاه می شود و سال 1389 پس از اعتراض رسانه ای من و پیگیری شما با هزار درد سر موفق به اخذ کارت دانشجویی می شود و این در حالی است که همکلاسی های او کارت داشتند و برای رفتن به رستوران دانشگاه باید از کارت همکلاسی ها مدد می جست…!

من از این قصه ها به عدد موهای سرم دارم، ماکیاولی می گوید:” شهریار باید تظاهر به پایبندی به پیمان بنماید و صد البته همیشه بهانه ای برای نقض پیمان خواهد جست!” چه بسیار نشریاتی که ابتدا در کامپیوتر ارشادتعلیق می شدند و اعلام وصولشان ثبت نمی شد و سپس به دلیل واهی نامنظم بودن لغو امتیاز می شدند! برای خودم پیش آمد ناچار نشریات را بردم و در اتاق آقای مهدی (مدیر کل مطبوعات) قرار دادم تا اعلام وصول شود و گفت:” دستور از بالاست که اعلام وصول نشود و تعلیق بماند و از ما کاری برنمی آید!” و ماند تا لغو امتیاز دو نشریه پزشکی در نصف کاغذ A4 ابلاغ شد!، یا چه بسیار احزابی که اجازه تشکیل مجمع عمومی ندادند و سپس با عنوان این که شما تشکیل مجمع نداده اید، غیر قانونی اعلام شدند!

خواهرم؛ دردها زیاد است، زخم کهنه ام را باز مکن… *

* توضیح 9 :

باز هم از این که وقت گذاشتید و درد دل های مرا شنیدید و از هتک حرمت و ایراد تهمت و افترا توسط همسرتان (آقای رضا زاده ) در میان جمع میهمانان غدیر و دوستان سرای اهل قلم و از تهمت های خواهر دیگر و برادر دیگر مطلع شدید و حق را به من دادید، سپاسگزارم، اما چه سود؟ چه کردید؟ آیا در جبران مافات کاری شد؟ آیا همسرتان که با مردم چنان رفتار کرد و در شرایطی که برادرتان با مرگ دست و پنجه نرم می کرد، دوستانش را آزرد و با فحاشی و دروغ آنها را از خانه راند، جبران کرد!

شما بارها و بارها مرا راهی زندان کرده اید، در 7 نوبت اعتصاب غذا جمعاً 285 روز و کاهش وزن 25 و 26 و 10 و 39 و… کیلویی برادر را دیده اید، نمی دانم چگونه غذا از گلویتان پایین می رفت! خواهر دیگرم فتوی می داد که بهتر است در زندان بماند، بیرون بیاید دورش را می گیرند و … *

* توضیح 10 و ختم کلام:

خواهرم؛ فقط می خواهم بگویم:” لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حراً” بنده دیگری نباش که خدایت آزاد آفرید.

تمام گرفتاری شما این است که بتی ساخته و فکر را تعطیل فرموده اید، بگذارید همه مردم فکر کنند و آزاد باشند. به همه اندیشه ها احترام بگذارید…

می دانم که با این نوشته باز لابی خواهید کرد که بر من تنگ بگیرند و در حبسم کنند و رحم نکنند تا بمیرم، اما من شهادت را برگزیده ام و تا رسوایی ظالمان از پای نخواهم نشست…*

برادرت : مهدی

متن نوشته اولیه خزعلی:
فرزند را به خاطر افکار پدر مجازات نکنید!
شنبه 27 مهر 1392 ساعت 20:46
نامه الکترونیک چاپ PDF

امروز حجة الاسلام و المسلمین نوراللهیان از جوار حرم ثامن الحجج تماس گرفت که همشیره شما الان با من تماس گرفت و هر چه خواست گفت…!

ماجرا از آنجا شروع شد که یکی از روحانیون اصلاح طلب از من راجع به اندیشه همشیره ” انسیه خزعلی” رئیس دانشگاه الزهرا سئوال کرد و گفت که مشارٌالیها از دو کانال به سرپرست وزارت علوم پیام داده که به خاطر افکار پدر که با فرزند برخورد نمی کنند و اندیشه من با پدر تفاوت دارد!

خبر به گوش ایشان می رسد و گمان می فرمایند که این سخن توسط آقای نوراللهیان منتشر شده است و وی را مورد عتاب قرار می دهند و موجب می شوند که آن بزرگوار حکایت شنیدنی ملاقاتش با همشیره (رئیس دانشگاه الزهرا) را برایم بگوید، خالی از لطف نیست، شما هم بخوانید، امیدوارم این حکایت درسی باشد برای همه…

آقای نوراللهیان می فرماید که به دیدار سرکار خانم دکتر انسیه خزعلی در دانشگاه الزهرا رفتم، ایشان گفت:” هر کسی مسئول اندیشه و فکر خودش است، و چرا باید بخاطر افکار پدر با من برخورد شود و این درست نیست!” و من پاسخ دادم:” بله فرمایش شما درست است، و نص صریح قرآن هم چنین است که “ولا تزر وازرة وزر اخری” و بار کسی را بر دوش دیگری ننهند و به عبارت دیگر “کسی را در قبر دیگری نگذارند” و آقای نوراللهیان بلافاصله می فرماید:” همین قصه برای فرزند میرحسین موسوی هم صادق است، بر فرض که پدر او را راس فتنه بدانید، چرا سیده زهرا موسوی که دکترای هنر دارد را از دانشگاه اخراج کردید؟! و همشیره گفته بود:” به من ربطی ندارد و من دستور وزیر را اجرا کردم…!”

همشیره عزیز؛ پدر ما زندان و تبعید و فراری بود و برادر ما در دانشگاه درس می خواند و اخراجش نکردند! اگر او را هم به دستور وزیر اخراج کرده بودند، تازه می شد مثل حالا! پس چرا انقلاب کردیم؟ انقلاب کردیم که به جاهلیت بازگردیم؟ به قهقرا برویم؟ چه شد آن زینب بروجردی که در چهلم برادر شهیدش حسین حماسی می خواند، نکند در گیر و دار پست و مقام، تمام آن آرمان ها را وانهاده و سر بر آستان قدرت ساییده باشد؟

یادتان هست که تا سال دوم، زینب فرزند من هم در دانشگاه الزهرا کارت دانشجویی نداشت…!

بگذریم، بیایید تلاش کنیم که کسی را به خاطر دیگری عقوبت نکنند و برای کسی به خاطر بستگانش مزاحمت ایجاد نفرمایند، اگر به خاطر اندیشه بخواهند متعرض بستگان درجه اول شوند، لابد همه شما خواهران و برادران من سبزید و فتنه گر!!! و و الان باید در سلول انفرادی باشید! لابد رهبری هم به خاطر خواهر و برادرش سبز است و بخاطر شوهر خواهرش ضد نظام و امام…

خواهر عزیزم؛ نگویید المامور المعذور، شما مسئولید و عذرتان به درگاه حق تعالی پذیرفته نیست که من دستور وزیر را اجرا کردم، عمر سعد هم دستور ابن زیاد را اجرا کرد و ابن زیاد هم دستور یزید را به اجرا گذاشت، بفرمایید بر آنها حرجی نیست! لابد الان هم با همین عذر در جنات نعیمند و از خوان الهی بهره مند! پیشنهاد می کنم که تا دیر نشده برای بازگشت این سیده مظلومه اقدام و بخشی از ظلم را جبران نمایید، شاید کمی از بار گناهانتان کم شود…

مهدی خزعلی

28/7/92

No responses yet

Oct 28 2013

دوران زندان آرش صادقی، از زبان خودش

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوزمانه: آرش صادقی، از اعضای ستاد انتخابات میرحسین موسوی در حالی اخیراً با تامین قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی از زندان آزاد شد، که در طول سال‌‌های گذشته بارها به وسیله ماموران امنیتی بازداشت شده و در طول دوران بازداشت خود فشارهای بسیاری را نیز متحمل شده است. او مدعی است بیشتر زمان زندان را در سلول‌های انفرادی گذرانده است.

خانواده آرش صادقی نیز به شدت تحت تاثیر فعالیت‌های او قرار گرفته‌اند، به نحوی که مادر آرش در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل او در آبان ماه سال ۸۹ دچار ایست قبلی شده و چند روز پس از آن در بیمارستان فوت کرد. در روزهای گذشته در حالی خبر آزادی این عضو دانشجوی ستاد انتخابات میرحسین موسوی منتشر شد که برای مدت طولانی اطلاعی از سرنوشت او در دست نبود.

آرش که در حال حاضر با وثیقه از زندان آزاد شده، نزدیک به بیست کیلو از وزن خود را نیز در اثر اعتصاب غذا از دست داده است. پیش از این غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه ایران حضور آرش در زندان اوین را انکار کرده و برخی از گمانه‌زنی‌ها حاکی از مرگ آرش در زندان بر اثر اعتصاب غذا بود. در گفت‌وگویی که می‌شنوید او از مشکلات سال‌های گذشته و این روزهای خود با زمانه سخن می‌گوید.

فایل صوتی را بشنوید:

No responses yet

Oct 28 2013

آیت‌الله دستغیب: شرط گذاشتن برای آزادی محصورین نادرست است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفرانسه: آیت‌الله دستغیب- از مراجع تقلید مقیم شیراز، اعلام کرد که شرط گذاشتن و تهدیدکردن برای آزادی محصورین صحیح نیست و آنها بی‌جهت سال‌ها زندانی بوده‌اند.

به گزارش تارنمای “کلمه”، آیت الله علی محمد دستغیب، با تأکید براینکه میرحسین موسوی و مهدی کروبى و زهرا رهنورد، بدون محاکمه محصور شده‌اند، اعلام کرد که معتقد است که شرط گذاشتن و تهدید کردن برای آزادی این افراد صحیح نیست.

براساس این گزارش، این مرجع تقلید مقیم شیراز که در باره شرایط پذیرش انفاق سخن می‌گفت، با ذکر این نکته که بذل آبرو براى کسانى که بى‌گناه گرفتار شده‌اند از نفقات واجب است، خاطرنشان کرد: «کسانى مثل آقاى موسوى و همسرشان و حجت الاسلام و المسلمین کروبى و دیگر زندانیان سیاسى که بى‌جهت سال‌هاست زندانى و محصور شده‌اند، مشمول این انفاق مى‌شوند.»

وی افزود: «ظاهراً قول‌هایى داده‌اند که تا عید غدیر آزاد شوند و شرط‌هایى هم گذاشته‌اند از جمله اینکه مردم آشوب نکنند و مملکت را به هم نریزند. بیچاره مردم کارى ندارند. مؤمنین نماز حاجت مى‌خواندند و اکنون خوشحال مى‌شوند که حاجتشان برآورده شده است. جوانان هم به فراخور خود شاید کمى شادى کنند؛ این کار به هم ریختن مملکت نیست.»

هفته گذشته مصطفی پور محمدی- وزیر دادگستری، در گفت‌وگو با روزنامه “ایران” اعلام کرد: «پرونده آقایان موسوی و کروبی در شورای امنیت ملی از سوی دوستان بزرگوارمان تحت بررسی است». این نخستین بار بود که در طی تقریباً سه سالی که از حصر این افراد می‌گذرد، یک مقام قضائی در این باره اظهار نظر کرده است.

پیش از این فقط اسماعیل احمدی مقدم- رئیس پلیس ایران، گفته بود که آیت‌الله علی خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، اجازه بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی را نداده و مسئولیت برخورد با آنان را خود به عهده گرفته است؛ وی تأکید کرده بود که نهادهای قضایی و امنیتی علیه رهبران معترضان پرونده تشکیل داده بودند، اما این پرونده‌ها به دلیل «مصلحت بالاتر» پیگیری نشد.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد انتخابات مناقشه برانگیز سال 1388 بودند که پس از اعلام نتایج و اعتراضاتی که نسبت به «تقلب» در این انتخابات صورت گرفت، این دو نفر به همراه زهرا رهنورد- همسر میرحسین موسوی حصر خانگی شدند.

با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، امیدها نسبت به آزادی زندانیان سیاسی و همچنین این سه تن پر رنگ شد، اکنون نیز وزیر دادگستری ایران از بررسی پرونده آنان در شورای امنیت ملی خبر داده است.

روز چهارشنبه هم محمد باقر نوبخت- سخنگوی دولت، با تأیید این خبر در پاسخ به سؤالی درباره صحت گزارش ارائه شده از سوی وزیر دادگستری درمورد بررسی موضوع حذف حصر آقایان کروبی و موسوی گفت: «من این گزارش را تأیید می‌کنم و ما هر تصمیمی که در چارچوب منافع ملی و سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود را اجرا خواهیم کرد».

آزادی‌ها با اجازه رهبر ایران صورت می‌گیرد

مرتضی کاظمیان- روزنامه‌نگار و فعال سیاسی مقیم پاریس، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید: «درصورتی که این آزادی‌ها صورت گیرد، نشان‌دهنده کلیدخوردن تغییراتی جدی در نظام است».
گفتگو با مرتضی کاظمیان گوش کنید (08:08)

وی سپس تأکید می‌کند که «مسلماً آزادی این افراد بدون اجازه آیت‌الله خامنه‌ای صورت نخواهد گرفت».

به گفته مرتضی کاظمیان، با مجموعه اتفاقاتی که در داخل ایران و نیز دیپلماسی جمهوری اسلامی صورت گرفته، دیگر ادامه حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، موضوعیتی ندارد.

No responses yet

Oct 28 2013

در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی: وزیر پیشنهادی روحانی به دریافت رشوه٬ صدور دستور شکنجه و نفوذ در ستاد موسوی متهم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: رضا صالحی امیری٬ وزیر پیشنهادی حسن روحانی برای تصدی وزارت ورزش و جوانان به دریافت «رشوه»، «صدور دستور شکنجه»، دست داشتن در «قاچاق» و «نفوذ» در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی متهم شد.

پس از طرح این مسائل درباره صالحی امیری از سوی الیاس نادران٬ نمایندگان مجلس روز یک‌شنبه (پنجم آبان) حاضر به دادن رای اعتماد به وی نشدند.

آقای نادران در جلسه امروز مجلس صالحی امیری را یکی از «متهمان» پرونده فساد مالی در شرکت بیمه معرفی کرد که ۳۰۰ میلیون تومان «رشوه» دریافت کرده است.

به گفته وی٬ صالحی امیری زمانی که مدیرکل وزارت اطلاعات در خوزستان بود٬ دستور دستگیری گروهی از «رزمندگان با گرایش چپ» به اتهام دست داشتن در انفجار لوله‌های گاز را صادر کرده بود.

نادران افزوده پس از بازداشت «بی‌ دلیل» این افراد با آن‌ها به‌ اندازه‌ای «بد رفتاری» شد که در ‌‌نهایت یکی از آنها «خودکشی» کرد.

این نماینده در ادامه گفته دفتر بازرسی علی خامنه‌ای پس از ورود به این پرونده٬ دستور توبیخ صالحی امیری و اعاده حیثیت از متهمان را صادر کرد که امیری نیز مجبور به جلب رضایت متهمان شد.

نادران در بخش دیگری از سخنان خود گفت صالحی امیری زمانی که مسئول اداره اطلاعات خوزستان بوده به همراه گروهی از دوستانش در «قاچاق» دست داشت.

این نماینده همچنین اضافه کرد که وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان در جریان وقایع سال ۱۳۸۸ دست داشته، اما بعد گفته که «از طرف نظام مأموریت داشتم و گزارش می‌دادم.»

رضا صالحی امیری نیز در دفاع از خود گفت که هیچ فعالیت اقتصادی نداشته و از قاچاق سوخت نیز بی‌خبر بوده و نمی‌تواند بگوید در مورد انفجار لوله‌های گاز «چه اتفاقی افتاده بود.»

وی همچنین اظهارات نادران درباره پرونده فساد بیمه را «ناصحیح، ناصواب و تهمت» خوانده و گفته در این پرونده نیز نقشی نداشته است.

برخی نمایندگان مجلس پیش‌تر به حسن روحانی درباره معرفی رضا صالحی امیری هشدار داده و گفته بودند در صورت معرفی و در جریان رای اعتماد به پرونده وی در زمانی که مدیر کل اطلاعات خوزستان بود٬ اشاره خواهند کرد.

No responses yet

Oct 28 2013

گویا دوران طلایی عمام هنوز پابرجاست: روزنامه بهار توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری مهر، هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه روز دوشنبه خود روزنامه بهار را توقیف کرد.

علاءالدین ظهوریان، دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر ضمن اعلام این خبر گفته است که پرونده روزنامه بهار برای رسیدگی قضایی به دادگاه ارسال شده است.

بنابر همین گزارش، دلیل توقیف این روزنامه انتشار مقاله‌ای با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی و یا الگوی ایمانی؟» بوده است که واکنش گسترده محافظه‌کاران را در ایران برانگیخت.

روزنامه بهار پیش از این ضمن عذرخواهی به خاطر چاپ این مقاله، اعلام کرده بود که انتشار خود را چند روز به طور داوطلبانه متوقف می‌کند.

No responses yet

Oct 28 2013

نظری نظری نداره!: واکنش ظریف به رخدادهای «روز غدیر» در محل حصر موسوی و رهنورد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، بدون اشاره مستقیم به نام خانواده میرحسین موسوی و زهرا رهنورد یا حمله به دختران آنها در روز غدیر و با اشاره به این‌که موضوع از حوزه مسئولیت او خارج است، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت «آنچه در روز عید غدیر اتفاق افتاد، برای همه تلخ بود».

اشاره وزیر امور خارجه ایران که به طور تلویحی به موضوع حمله نیروهای امنیتی به دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بر می‌گردد، پس از آن انجام می‌شود که گروه زیادی از کاربران در صفحه فیس‌بوک او در این مورد اظهار نظر کردند. بسیاری از آنها نیز از او خواسته بودند در این مورد کاری کند یا موضعی بگیرد.

آقای ظریف نوشته است: «نظرات و انتقادات شما را هم در این زمینه دیدم و گرچه توقع دوستان برای موضع‌گیری پیرامون مسائلی که از حوزه مسئولیت من خارج است را غیرواقع‌بینانه می‌دانم، ولی از اینکه صفحه من را برای اظهار نظرهای خود قابل می‌دانید، خوشحالم».

وزیر خارجه ایران سپس به نوشته معصومه ابتکار، از معاونان رییس‌جمهوری در صفحه فیس‌بوکش و سخنان محمود علوی، وزیر اطلاعات اشاره کرده است که چندی پیش گفته بود «برقراری امنیت باید در چارچوب باشد. خداوند از پایمال شدن حق خود اگر سهوی و غیرعمدی باشد گذشت می‌کند اما از پایمال شدن حق مردم حتی اگر سهوی هم باشد نمی‌گذرد. کسانی که دل به مهر نظام مقدس جمهوری اسلامی بسته‌اند و علاقه‌مند به رشد این نظام هستند باید در جهتی حرکت کنند که همه ملت احساس امنیت کنند و البته پیشگیری مقدم بر درمان است».

معصومه ابتکار خود پیش از این در صفحه فیس‌بوکش با اشاره به «حادثه ناگوار روز عید غدیر» به همین گفته‌های وزیر اطلاعات به عنوان «رویکردی مثبت برای رسیدگی به موضوع» استناد کرده بود.

بر اساس گزارشی که سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی منتشر کرده است، نیروهای امنیتی روز پنج‌شنبه دوم آبان ماه، دختران زهرا رهنورد و میرحسین موسوی را در حالی‌که برای دیدار از خانواده خود در روز غدیر به محل حصر آنها رفته بودند، کتک زدند.

این موضوع در خود ایران با واکنش‌هایی از سوی مقام‌های رسمی روبه‌رو شد.

از جمله محمد پورمختار، رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ایران، به دختران رهنورد و موسوی توصیه کرد به نیروی انتظامی شکایت کنند.

آقای پورمختار چهارم آبان ماه گفته بود «در اين مورد نيروی انتظامی مرجع رسيدگی است و بهتر می‌تواند در اين زمينه ورود کند».

فرمانده نیروی انتظامی ایران نیز به این سخنان واکنش نشان داده و گفته است «هر فردی می‌تواند شکایتی را مطرح کند و ما نیز آن را در دستور کار قرار می‌دهیم». با این همه این فرمانده عالی‌رتبه امنیتی می‌گوید در این مورد شکایتی از سوی دختران رهنور و موسوی به پلیس نشده است.

No responses yet

Oct 28 2013

طراح بیلبوردهای صداقت آمریکایی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

تابناک: بیلبوردهای سازمان تحت مدیریت این جوان 33 ساله، این روزها در اوج خبرها و حاشیه ها قرادارد.
به گزارش مجله مهر هفته ای که گذشت، هفته «اوج» بود. سازمانی غیردولتی و خبرساز که به واسطه بیلبوردهای نصب شده در معابر مختلف شهر تهران، روی بورس اخبار قرار گرفت. «سازمان هنری- رسانه ای اوج» که بیلبوردهای خبرساز «صداقت امریکایی» را به آن نسبت می دهند، با رئیس جوانش پرحاشیه ترین خبرهای هفته اخیر را به خود اختصاص داد. حاشیه هایی که با واکنش های متعددی روبه رو شد و حتی پس از جمع آوری این بیلبوردها در عصر جمعه هم این واکنش ها ادامه یافت.

اما این سازمان توسط چه کسانی اداره می شود و چه فعالیت هایی در گذشته انجام داده است؟
طراح بیلبوردهای صداقت آمریکایی کیست؟

حاشیه های یک «اوج»

«سازمان هنری رسانه‌ای اوج تشکل مردم نهاد و تخصصی مردمی است که توسط NGO‌ها تشکیل شده است که هزینه آن و اعتبارات تولیدات خود را با حمایت همه دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی تامین می‌کند و مسئولیتی برای پشتیبانی شدن از هیچ نهادی ندارد.سازمان‌هایی در وزارت کشور ثبت می‌شوند سازمان‌هایی هستند که بخش اعظم آن‌ها تشکل‌های سیاسی است. این سازمان به عنوان یک تشکل مردم نهاد با رزمه بین المللی که دو سال از عمر آن می‌گذرد. مجموعه ای است که با کنار هم قرار گرفتن موسسات فعال در حوزه هنر و رسانه شکل گرفته است. این موسسه شبیه به یک اتحادیه است و کار آن حمایت از اشخاصی است که در این حوزه کار می‌کنند.» این، اظهارات مدیرعامل سازمان اوج درباره سازمان تحت مدیریتش است.

«احسان محمدحسنی»  جوان 33 ساله ای که حالا مدیریت سازمان اوج را هم به مجموعه تجربیات مدیریتی اش افزوده است. او «معاون هنری» پیشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس است. چندی هم به عنوان معاونت اطلاع رسانی و تبلیغات این بنیاد فعالیت کرده و سابقه ریاست «فرهنگسرای پایداری» را هم در کارنامه خود دارد.
طراح بیلبوردهای صداقت آمریکایی کیست؟

احسان محمدحسنی در این عکس با کت و شلوار سفید، نشسته در میان محمدرضا شریفی نیا و نادرطالب زاده مشخص است

اجرای برنامه هایی همچون «شب آفتابی» که روایتی تئاترگونه و مستند از صدراسلام تا زمان معاصر داشته، در کنار تولید مستندهایی همچون «روح الله» که بارها و در مناسبت های مختلف از صداوسیما پخش شده است، از جمله فعالیت هایی است که نام محمدحسنی در میان پدیدآورندگان ان به چشم می خورد.

سازمان اوج، البته یک برنامه خبرساز دیگر هم با عنوان «شب شاعر» دارد که همین چند وقتت پیش در تجلیل از «محمدحسین جعفریان» نویسنده، شاعر و روزنامه نگار برگزار شده بود و در کانون توجه رسانه های فرهنگی- هنری قرار گرفت.

از آن بیلبورد تا این بیلبورد

در میان فعالیت های سازمان اوج، چند فعالیت به عنوان شاخص درنظر گرفته شده است . غیر از «شب شاعر» فعالیت هایی همچون «جایزه گفتمان انقلاب اسلامی»، تولید محصولان تلویزیونی از قبیل فیلم داستانی، مستند، مسابقه و نماهنگ از جمله فعالیت هایی است که برای انجام توسط این موسسه تعریف شده است. در کنار این فعالیت ها، عنوانی به نام «موج سازی تبلیغاتی» هم درنظر گرفته شده است. مسئولان اوج، این بخش را این گونه تعریف کرده اند:«تولید محصولات گرافیکی برای فضاسازی و ایجاد موج‌های تبلیغاتی در زمره‌ی پروژه‌های جاری در خانه‌ی طرح و گرافیک سازمان قرار می‌گیرد. بنرهای در ابعاد بزرگ که در نقاط مختلف شهر مثل میدان ولی‌عصر و خیابان ستارخان نصب شده است، و نیز مجموعه پوسترهای «جنگ، کار تا پیروزی» نمونه‌هایی از این پروژه‌ها هستند.»
طراح بیلبوردهای صداقت آمریکایی کیست؟

طراح بیلبوردهای صداقت آمریکایی کیست؟

طراح بیلبوردهای صداقت آمریکایی کیست؟
بیلبورد بزرگ میدان ولیعصر(عج) هم کار سازمان اوج است

ویژگی همه بیلبوردهای طراحی شده توسط این سازمان،  گرافیک متفاوت آن و پرداختن به موضوع از زاویه ای متفاوت است. این ویژگی ها دربیلبوردهای «جنگ کار تا پیروزی» نمود بیشتری داشت و  در بیلبوردهای «صداقت امریکایی» حاشیه سازی را چاشنی خود کرده بود. بیلبوردهایی که با نمادسازی های خبرساز از دوطرف ایرانی و امریکایی پشت میز مذاکره، واکنش های چهره های مختلف، از اعضای شورای شهر و روابط عمومی سازمان زیباسازی شهرداری تهران تا  برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به همراه داشت. واکنش های متفاوت و موافق و مخالفی که در نهایت به جمع آوری این بیلبوردها از معابر تهران ختم شد.

با این حال، ماجرای نصب و جمع آوری این بیلبوردهای خبرساز، چند روزی فضای رسانه ای  و شبکه های اجتماعی مجازی را به خود معطوف کرد. اتفاقی که البته اولین مورد از این دست اتفاق ها نبوده و قطعا اخرین مورد آن هم نبوده است.

No responses yet

Oct 26 2013

سیلی عید غدیر، بیانیه وزارت اطلاعات و چهار نکته

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

مجتبی واحدی: حدود بیست و چهار ساعت پس از افشای رفتار وحشیانه مأموران وزارت اطلاعات با دو تن از فرزندان میرحسین موسوی، وزارت اطلاعات بیانیه ای – اینجا – صادر کرد. مایلم چهار نکته در مورد این بیانیه بنویسم.

یک – این بیانیه به همه ابهامات در خصوص عوامل خشونت با خانم ها نرگس و زهرا موسوی پایان داد. طی بیست و چهار ساعت گذشته گروهی از حامیان دولت روحانی تلاش کردند با انتساب موضوع به قوه قضائیه، دولت روحانی را فاقد هرگونه مسئولیت در این مورد معرفی نمایند.این درحالی است که بیانیه وزارت اطلاعات با صراحت از مسئولیت آن وزارت خانه در برگزاری ملاقات زهرا و نرگس با والدین خودسخن گفته است . به عبارت دیگر برگزار کننده ملاقات و مسئول حوادثی که در ملاقات به وقوع پیوسته ، وزارت اطلاعات بوده است

دو – بیانیه وزارت اطلاعات نشان می دهد که هیچیک از مسئولان آن دستگاه ، نه صدای هزاران طرفدار و رأی دهنده به روحانی را شنیده اند که بارها شعار « روحانی یادت باشه / موسوی باید باشه» را فریاد کشیدند ونه فریاد شجاعانه خبرنگاری را که درنخستین کنفرانس خبری روحانی ، همین شعار را سرداد. ظاهرا همکاران اطلاعاتی آقای روحانی ، نه تنها این شعار را نشنیده اند بلکه به خیل کودکانه خویش ، اصرار به حذف نام میرحسین موسوی دارند. در اطلاعیه وزارت اطلاعات ، بدون آنکه نامی از میر حسین برده شود زهرا و نرگس موسوی، فرزندان خانم رهنورد نامیده شده اند.

سه – بیانیه وزارت اطلاعات در اقدامی صد در صد فریب کارانه ،از تحقیق برای کشف قصور احتمالی مأموران اطلاعاتی درحادثه روز پنجشنبه خبر داده است در حالی که در بخش های مختلف همین اطلاعیه با شفافیت کامل ، گناه حوادث روز عید غدیر به عهده فرزندان موسوی قرار داده شده و آنها به وارونه نشان دادن حقایق متهم گردیده اند. وزارت اطلاعات با این ادعا که « پس از اتمام ملاقات، یکی از دختران ایشان دست به اقدامی خلاف ضابطه و مقررات زد و در واکنش به تذکر مأمور مربوطه، نسبت به توهین به وی و همچنین ضرب و شتم او با همکاری دو تن دیگر از منسوبین اقدام نمود» در واقع پیشاپیش نتیجه هرگونه بررسی در خصوص رفتار مأموران اطلاعاتی را اعلام نموده و آنها را تبرئه نموده است . اما گروهی از حامیان افراطی دولت با نادیده گرفتن مهم ترین بخش از بیانیه وزارت اطلاعات ، به تمجید افراطی از بخش فریب کارانه آن پرداختند.

چهار- نکته پایانی ، کمک فکری من به حامیان افراطی دولت است. یقین دارم آنها اکنون به دنبال توجیه بافی برای بیانیه وزارت اطلاعات هستند . توصیه من به آنها بزرگ نمایی پاراگراف اول از بیانیه وزارت اطلاعات است که در آن با نادیده گرفته شدن نام میرحسین، از« فرزندان خانم رهنورد» نام برده شده است. آنها با تمرکز بر این پاراگراف می توانند ادعا کنند که این اطلاعیه ، نشانه ای از احترام ویژه دولت روحانی به زنان است!! با این ادعا به فریب کاری وزارت اطلاعات، کمک شایانی خواهد شد.

No responses yet

Oct 26 2013

وزارت اطلاعات و ایرنا نام موسوی را حذف کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: یک مقام آگاه در وزارت اطلاعات با گذشت بیش از یک روز از انتشار خبر سیلی خوردن دختران میرحسین موسوی در خانه امن وزارت اطلاعات٬ ادعا کرد فرزندان موسوی و رهنورد عامل درگیری روز پنجشنبه بوده‌اند.

روز پنجشنبه (دوم آبان) نرگس موسوی در صفحه فیس‌بوک خود از حمله یکی از ماموران حصر به خود و خواهرش خبر داده بود.

انتشار این خبر با واکنش‌های گسترده‌ای در فضای مجازی فارسی زبان روبرو شد به طوری که بسیاری از حسن روحانی خواسته‌اند در این خصوص واکنش نشان دهد.

در پی این واکنش‌های اعتراضی یک مقام آگاه نیز در گفتگو با خبرگزاری فارس٬ دختران میرحسین موسوی را عامل آغاز این درگیری معرفی و ادعاهایی درباره آن‌ها مطرح کرده است.

یک مقام وزارت اطلاعات نیز به ایرنا گفته یکی از دختران موسوی پس از پایان ملاقات «دست به اقدامی خلاف ضابطه و مقررات زد.»

این مقام افزوده که دختر موسوی به یکی از ماموران «توهین» کرده و پس از تذکر مامور٬ به همراه «دو تن دیگر از منسوبان» خود این مامور را مورد ضرب و شتم قرار داده است.

این مقام آگاه وزارت اطلاعات در ادامه از اینکه رسانه‌های «ضد انقلاب» متاثر از «فضاسازی خلاف واقع عناصر بدخواه و برخی فرزندان خانم رهنورد، مطالب و مواضعی کذب و ناصواب را دستمایه خبری خود قرار داده و اصل ماجرا را وارونه منعکس کرده‌اند» ٬ اظهار تاسف کرده است.

در این خبر ایرنا و اظهارات مقام آگاه وزارت اطلاعات هیچ نامی از میرحسین موسوی به میان نیامده و تنها به زهرا رهنورد و فرزندان وی اشاره شده است.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بیش از هزار روز است که در حصر خانگی به‌سر می‌برند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .