اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Nov 12 2013

یک کودک در فیشور در بازسازی صحنه اعدام کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


خبرگزاری هرانا: محمد (مروان) آشوبی فرزند عبدالله کودک هفت ساله اهل فیشور از توابع استان فارس در بازی متاثر از اجرای حکم اعدام، اقدام به اعدام خود نموده و جانباخت.

به گزارش تارنمای فیشور، روز جمعه ۱۷ آبانماه ۱۳۹۲ ، از فیشور گزارش شده است که کودکی ۷ ساله بنام محمد ( مروان ) آشوبی فرزند عبدالله آشوبی در حادثه ای اتفاقی و تلخ به کام مرگ کشیده شد.

این گزارش می افزاید ، در پی اعدام های اخیر دو فیشوری در زندان عادل آباد شیراز حس کنجکاوی این طفل معصوم در این مورد و بازی های کودکانه او را بر آن داشت تا آن را به صورت بازی کودکانه برای خود انجام دهد ولی متاسفانه باعث از دست دادن جانش شد.

این کودک معصوم با استفاده از طنابی که در گوشه حیاط خانه شان برای خشکاندن رخت، آویزان بود با قرار دادن ماشین اسباب بازی در زیر پایش از طناب آویزان شد و در پی حرکت کردن ماشین اسباب بازی در زیر پایش، باعث خفگی و از دست دادن جانش شد.

تاکنون منابع رسمی در خصوص این حادثه و علل و عوامل آن اطلاع رسانی نکرده اند.

No responses yet

Oct 29 2013

«کاپشن» پروژه‌ای از سوی جوانان ایرانی: دست به دست هم تا کودکان فقیر این زمستان از سرما نلرزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: فصل سرما در ایران در حال آغاز شدن است، حتی در برخی نقاط ایران «فصل سرد» آغاز شده. در این میان مثل هر سال بسیاری از کودکان بی‌سرپرست، بدسرپرست، فقیر و یا کودکان کار هستند که به علت نداشتن لباس گرم باز باید در این فصل طولانی، از سرما بلرزند.
عده ای از جوانان ایرانی دور هم جمع شده اند و تصمیم گرفته اند تا با استفاده از شبکه های اجتماعی و کمک مردم، با رساندن لباس گرم به خصوص «کاپشن» به کودکان نیازمند، در حد توان خود، گذر فصل سرما را برای این کودکان راحتتر کنند.
بنیانگذاران این طرح نام «کاپشن» را برای آن انتخاب کرده اند. این گروه از طریق سایت خود و یا فیسبوک برای این پروژه تبلیغ میکنند و از مردم میخواهند تا اگر کاپشنی دارند که کودکانشان دیگر از آنها استفاده نمیکنند، آن را به دست آنها برسانند و یا به اشکال گوناگون و در حد توان خود به آنها کمک مالی کنند تا آنها بتوانند در این زمستان، گرما را به کودکان نیازمند کاپشن برسانند.

عکسی که یکی از داوطلبین کاپشن ارسال کرده و شرایط بد این کودکان را در فصول سرد سال توضیح داده و خواستار ارسال کاپشن برای آنها شده است

آمار کامل و مشخصی از کودکان بی سرپرست، بد سرپرست، فقیر و یا کودکان کار و خیابان در ایران وجود ندارد.
اما طبق برخی آمارها حدود 1 میلیون 700 هزار کودک کار در ایران وجود دارند. طبق برخی از آمارهای غیر رسمی نیز حدود 20 هزار کودک ایرانی شب ها در خیابان ها زندگی میکنند که این تعداد در حال افزایش است.
از این روست که به نظر میرسد در کنار وجود ارگان های دولتی مانند کمیته امداد که مختصات کاری آنها غیر شفاف است، بسیاری از سازمان های مردم نهاد و یا جوانان ایرانی سعی در کمک به این قشر آسیب خورده اجتماعی دارند. بخشی از جامعه کودکان ایرانی که مستعد دریافت آسیب های جدید اجتماعی نیز هست.

شرکت کننده

امید رحمانیان
«اگر به کودکان کار کاپشن بدهیم یک ساعت هم تنشان نمیماند»
آقای امید رحمانیان از اعضای بنیانگذار پروژه «کاپشن» است او عنوان میکند اگر عکس دردناکی از کودکان درحال لرزیدن در فیسبوک منتشر شود کمک ها زیاد میشود اما اگر از این کارها نکنیم کمک ها کم میشود، او ازاین حالت ناراحت است و میگوید چرا فقط مردم وقتی کمک میکنند که حس ترحم در آنها برانگیخته میشود:

این پروژه در واقع زمستان سال گذشته به ذهن ما خطور کرد اما پارسال بسیار دیر بود، در نتیجه تصمیم گرفتیم امسال کار را آغاز کنیم.
ما اوایل شهریور سایت را راه اندازی کردیم و سپس صفحات گوگل‌پلاس، فیسبوک و توییتر پروژه را راه اندازی کردیم. در ادامه هم سعی کردیم از طریق گفتگو با دوستان، حتی با غریبه ها در تاکسی، مترو و اتوبوس مردم را با این پروژه آشنا کنیم که بد هم نبود. در این مدت کوتاهی که ما کار را آغاز کرده ایم عده نسبتا زیادی از مردم در جریان قرار گرفتند و تا حدی موفق بودیم تا کمک هایی جمع آوری کنیم، عده ای نیز حاضر شدند در شهر های مختلف به صورت داوطلبانه، با این پروژه همکاری کنند. افراد میتوانند یا به ما کمک مالی کنند، که این کمک مالی کاملا شفاف است. اسمشان پس از واریز پول در سایت ما با مقدار پول درج خواهد شد و از سوی دیگر نیز فاکتور و ریز تمامی مخارجی که شده نیز در سایت قرار میگیرد. از آنجایی که در این کار اعتماد مردم بسیار مهم است ما از موسسه «نیکوکاران نواندیش» که موسسه ای ثبت شده است خواستیم که روی کار ما نظارت کند. در واقع این موسسه بر روی تمامی روند دریافت تا پخش کاپشن ها نظارت میکند تا مشکلی در این زمینه پیش نیاید.

عکسی از کودکانی قرار است به زودی از «کاپشن» کاپشن دریافت کنند. این کودکان نیز توسط داوطلبین به کاپشن معرفی شده اند

روش دیگری که برای کمک به این پروژه وجود دارد این است که افرادی که کاپشن هایی دارند و از آنها استفاده نمیکنند به دست نماینده های ما در شهرهای مختلف مانند تهران، تبریز، شهرکرد، مشهد و شهرهای شمالی برسانند.
سخت ترین بخش کار میتوان گفت، نحوه انتخاب کودکانی است که ما لباسهای جمع آوری شده را به آنها باید برسانیم. تعداد کودکان نیازمند بسیار بسیار زیاد است و امکانات ما بسیار محدود. ما در هر شهر بر روی موسسه های خیره آن شهر تحقیق کردیم و با انتخاب خوشنامترین و کارآمدترینشان سعی کردیم از طریق آنها به کودکان نیازمند آن شهر دست پیدا کنیم. از سوی دیگر بسیاری از افراد در این زمینه نیز میتوانند به ما کمک کنند، به طور مثال معلمی از کردستان با ما تماس گرفت و با ارسال عکس، مشخصات و حتی سایزهای مورد نیاز، از ما خواست تا برایش تعدادی کاپشن ارسال کنیم. ما تاکنون فقط در سطح شهر تهران موفق به تامین 300 کاپشن شده ایم و از آنجایی که در اول کار هستیم امیدواریم که هر چه زودتر این تعداد افزایش یابد. ما بسیار مشتاقیم که اگر گروهی نیز کاری شبیه به این انجام میدهد، با هم همکاری کنیم.

عکس ارسالی یک معلم برای پروژه کاپشن، شاگردان این معلم که در غرب ایران زندگی میکنند در زمستان لباس گرم ندارند و نیازمند کمک هستند

اما مشکلات زیادی بر سر انتخاب کودکانی که باید کاپشن را به آنها داد وجود دارد. به طور مثال یکی از اولین انتخاب های منطقی برای اهدا این کاپشن ها کودکان کار در تهران بودند. کودکانی که صدها عکس از لرزیدن آنها را در خیابان در زمستان ها با یک سرچ ساده میتواند یافت، اما مشکل کمی پیچیده تر از این است. ما با کمی تحقیق و تجربه متوجه شدیم که این کودکان کاملا سازماندهی شده هستند. اگر ما به این کودکان کاپشن بدهیم، این لباس حتی یک ساعت هم تن آنها نمیماند. کسانی که آنها را مدیریت میکنند، این کاپشن ها را از آنها میگیرند تا آنها در سرمای زمستان بدون لباس در خیابان ها بلرزند و نوعی حس ترحم را در میان عابرین ایجاد کنند و به آنها پول بدهند. در نتیجه این گروه را از اولیت خود خط زدیم و طی طرحی در نظر داریم در خلال زمستان هرچقدر که توانستیم به این بچه ها غذای گرم بدهیم. چون غذا را دیگر کسی از دست آنها نمیتواند بگیرد.
ما تحقیقات خودمان را با استفاده از «ان.جی.او» و اعضای خودمان در مناطق فقیرنشین و مدارس آغاز کردیم تا امکانات محدودمان به دست کسانی برسد که واقعا بتوانند از آنها استفاده کنند.

No responses yet

Oct 20 2013

پاسخ فرمانده ناجا به وزیر کشور در مورد حجاب: “اصلا بگویید هیچ کاری نکنید”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

روز: گویا ناجا می‌خواهد در خط اعتدال حرکت کند. این را از آخرین اظهارنظر رسانه‌ای فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی می‌توان برداشت کرد؛ آنجا که به خبرنگار ایسنا گفت: “باید بپذیرید که عفاف و حجاب پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و در جامعه ما نیز تعارض وجود دارد به گونه‌ای که گروهی با اعمال فشار موافق و برخی مخالف هستند و اگر ناجا بخواهد در خط اعتدال حرکت کند، قطعا مورد انتقاد همگان قرار می‌گیرد.” پیش از این هم حسن روحانی، ضمن این که از جوانان خواسته بود هنجارها را رعایت کنند به نیروی انتظامی هم توصیه کرد در مقوله حجاب “اجراي قانون را با رويکرد اخلاقي و با رعايت کرامت انساني و به دور از هر گونه افراط و تفريط” در دستور کار قرار بدهد. “روزآنلاین” با مروری بر اظهارات فرماندهی و رویه ناجا در سال گذشته و همچنین گفت‌وگو با یک عضو کمیسیون اجتماعی، این تغییر موضع را بررسی کرده است.

خوشحال هم می‌شویم فقط مجری باشیم

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور و اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی با یکدیگر گفت‌وگوی تلفنی داشته‌اند. فضلی از سوی رییس‌جمهور مامور شده تا موضوع حجاب و گشت‌های ارشاد را در شوراي اجتماعي کشور مطرح و بررسی کند. آن طور که فرمانده ناجا به ایسنا گفته، وزیر کشور در جریان “سوابق” موضوع نبوده اما این سخنان را از زبان احمدی‌مقدم شنیده است: “مسئول شما هستید و از ما سوال نکنید و ما آمادگی داریم که در یک جلسه وضعیت این طرح در گذشته و حال را مرور کنیم و بسته به نظر آنها است. چرا که مسئول این طرح وزارت کشور است.”

حتی فرمانده ناجا به وزیر کشور گفته که ” شما به ما بگویید چکار کنیم؟ اصلا بگویید هیچ کاری نکنید” اما بعد توضیح می‌دهد که ” هر چند که نمی‌توانند بگویند، چرا که هر دستگاه باید به وظایف خود عمل کند و ناجا نیز 23 وظیفه دارد که وزارت کشور می‌تواند بگوید چطور انجام بده، اما نمی‌تواند بگوید که انجام نده؛ به هر حال ما آماده هستیم که از نظرات کارشناسان در این زمینه استفاده کرده و به نظرم سخنان وزیر کشور در بجنورد مبنی بر حفظ کرامت انسانی و تکیه بر ابعاد فرهنگی، سخن درست و خوبی است.”

احمدی‌مقدم از تنها ماندن ناجا و مبارزه یک تنه این نیرو در مقوله حجاب گلایه کرده و عنوان کرده است: “وقتی احمدی‌نژاد، این طرح را قبول ندارد، برای وزرایش هم هزینه‌بر بود و بر همین اساس ناجا در میدان تنها ماند.”

او از ورود دولت جدید به این موضوع خوشحال است و گفته که اگر چنین بشود “مسئولیتش با خودش[دولت] است و ما با آنها هماهنگ عمل می‌کنیم و خوشحال هم می‌شویم که عمده این طرح ایجابی باشد.”

فرمانده ناجا با تاکید بر این که ” تعیین مصادیق در صحنه عمل بسیار سخت است” پیش‌بینی کرده که این سخنان او با این تعبیر که “ناجا عقب‌نشینی کرده” منجر به “حمله” برخی بشود.

یکی از صریح‌ترین بخش‌های صحبت او آنجاست که غیرقانونی بودن ورود پلیس به بحث مصادیق بدحجابی را می‌پذیرد و می‌گوید: “ما بی‌گناه هستیم. هر چه خواستید شما ابلاغ کنید و ما نیز همان را انجام می‌دهیم و حتی خوشحال هم می‌شویم که دیگری تصمیم بگیرد و ما تنها مجری باشیم. چرا که سیاست‌گذاری و اجرا کار بسیار سختی است.”

اعتراض نرگس محمدی، زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر هم کارساز واقع شده و او که جریان برخورد ماموران نیروی انتظامی را در نامه‌ای سرگشاده به وزیر کشور روایت کرده بود، این پاسخ را از فرمانده نیروی انتظامی گرفته است: “باید بگویم اعتراضش به جا بوده و من نیز از پلیس تهران‌بزرگ درخواست ارسال سوابق را کرده و خود من نیز انتقاد کرده‌ام که اتفاقا این فرد از آن دسته مصادیق نبود که باید با آن برخورد شود و قابل اغماض بود و جزو مصادیق وقیح نبود و ماموران ما سخت‌گیری کردند و از آنها خواستم که نسبت به دلجویی از این زن اقدام شود.”

او پذیرفته که در حال حاضر برخورد پلیس به “کشف حجاب” و “پوشش زننده‌” محدود شود و در توضیح پوشش زننده می‌گوید: “گاهی دیده شده که مانتوی خفاشی یا عبایی را روی کول خود می‌اندازند و از بالا تا پایین بدنشان به شکل زننده‌ای مشخص است.”

گفت‌وگو با یک عضو کمیسیون اجتماعی

محسن علیمردانی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت‌وگو با “روز” ضمن اشاره به این که در جریان جزییات تغییرات مدنظر دولت و ناجا در طرح امنیت اجتماعی قرار ندارد، می‌گوید: “نه تنها ایرادی ندارد که در طرح‌های کلان و ملی، بازنگری و بازبینی صورت بگیرد بلکه مطالعات کارشناسی همه‌جانبه به منظور حفظ نکات مثبت گذشته و افزودن نقطه نظرات کارشناسی جدید، لازم است.”

او می‌گوید: “برخی طرح‌ها روی کاغذ خوب هستند ولی در اجرا با مشکل مواجه می‌شود. این که هر طرحی با چه شیوه و روشی باشد را سنجش امکان اجرایی شدن در جامعه تعیین می‌کند. معتقدم که طرحی یا اجرا نشود یا اگر می‌شود صحیح اجرا شود.”

این نماینده مجلس درباره ارزیابی‌اش از فعالیت نیروی انتظامی در مقوله حجاب، ترجیح می‌دهد به حوزه فرهنگ به طور عام بپردازد: “به نظرم ما در حوزه فرهنگی خیلی موفق نبودیم. نه این که کاری صورت نگرفته باشد بلکه برایند کار خیلی مثبت و راضی‌کننده نیست. علت باید آسیب شناسی شود. یکی از دلایل کارهای موازی و یا اختلاف نظر دستگاه‌های متولی است در حالی که سیاست‌گذاری فرهنگی باید از یک مرجع هدایت شود. این درست نیست که در حوزه فرهنگی، سلایق و سیاست‌های متعدد وجود داشته باشد.”

او در حوزه جوانان هم نگاه متفاوتی دارد و توضیح می‌دهد که تمام هم و غم مسوولان باید در حال حاضر، رفع بیکاری جوانان باشد که آسیب‌های زیادی به جوانان، خانواده و اجتماع وارد می‌کند و هیچ کدام از دغدغه‌ها و نگرانی‌ها در حال حاضر، به پای اهمیت این مقوله نمی‌رسد.

از مهر ۹۱ تا مهر ۹۲

از مهر ماه سال ۱۳۹۱ که سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به شکست گشت‌های ارشاد اعتراف کرد تا مهر ماه ۱۳۹۲، تغییرات بسیاری در کشور به وقوع پیوسته است. رفتار پلیس در قالب طرح امنیت اخلاقی هم در این مدت شدت و ضعف داشته و گاهی حضور ون‌های معروف گشت ارشاد در سطح شهر پررنگ شده و ماموران جلوی کنسرت‌ها و مراکز خرید، به “بدحجاب”ها تذکر داده و بازداشتشان کرده‌اند و یا این که مانند روزهای گذشته، تقریبا هیچ اثری از آنها نیست و اگر هم پیدایشان شود، به گواه شاهدان عینی، رفتارشان بسیار متعادل‌تر و ملایم‌تر از پیش است.

سخنان اخیر فرمانده پلیس همچون مهر ماه گذشته، می‌تواند آغازگر یک مسیر تازه باشد، اگر که مانند سال پیش، مخالفت شدید و تحرکات گروه‌های مذهبی تندرو و اصولگرایان را به دنبال نداشته باشد. احمدی‌مقدم هم در مصاحبه با ایسنا، این “حمله” ها را پیش‌بینی کرده است.

پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری، رسانه های وابسته به جناح تندرو و اصولگرا زمزمه بازگشت بی حجابی و بد حجابی به شهرها را سردادند و حتی اظهار داشتند که پلیس در این زمینه کوتاهی می‌کند. بعد نوبت به پوشش گسترده اخبار ضرب و شتم افرادی پخش و برجسته شد که به افرادی که نهی از منکر می کردند حمله می برند. ناظران همه این حوادث را به منزله آماده سازی برای دور تازه مبارزات ارشادی ارزیابی کردند.

سه روز بعد آن که فرمانده نیروی انتظامی در جواب منقدین به صراحت اعلام داشت بدحجابی بیشتر نشده، وبلاگ‌ها و رسانه‌های اصولگرا به شکلی پردامنه وارد میدان شدند و از ترویج گسترده “بی‌عفتی” و “بی‌حیایی” در قالب پوشیدن “ساپورت” از سوی دختران خبر دادند. تلاش‌های آنان در مقطعی به بار نشست و در ابتدای شهریور گذشته، شهروندان تهرانی از حضور گسترده گشت‌های ارشاد و برخورد شدید آنان و بازداشت‌های گسترده خبر دادند.

مفید کیایی‌نژاد، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم در گفت‌وگو با “روز” تاکید کرده بود که: “نظام، نظلام اسلامی است و باید مسائل اسلامی رعایت بشود. خدا شاهد است من در خیابان‌ها قدم می‌زنم این وضع حجاب را می‌بینم… این دیگر بدحجابی نیست، بی حجابی است. واقعا دلم آتش می‌گیرد که چرا وضع به این شکل است.”

مرتضی حسینی دیگر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم گفته بود: “ضمن کار فرهنگی نباید گذاشت کسی در جامعه فساد ایجاد کند و ما باید در این مورد به دینمان تکیه کنیم. افراد در خانه شخصی خود هر کثافت کاری که می‌خواهند انجام دهند اما حق ندارند این کار را به جامعه بیاورند.”

اما ارمغان حضور گشت‌های ارشاد در خیابان‌ها و در قالب طرح‌ “ارتقای امنیت اجتماعی”، احساس ناامنی به ویژه برای زنان، در رفت‌و آمدهای شهری بوده است. بسیاری از حقوقدانان و فعالان حقوق زن بارها نسبت به این برخوردها هشدار داده و آن را نقض حریم شهروندی خوانده‌اند. ضمن اینکه مشخص نبودن مصادیق “بی‌حجابی” دست ماموران را برای برخوردهای سلیقه‌ای و تضییع بیشتر حقوق شهروندان باز گذاشته است. آیا دولت روحانی، پایان بخش گشت‌های ارشاد خواهد بود؟

No responses yet

Oct 15 2013

مرد اعدامی پس از 24 ساعت زنده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

جام جم: مرد سی‌و‌هفت ساله‌ای که به اتهام قاچاق مواد مخدر به مجازات مرگ محکوم شده بود، یک روز پس از اجرای حکم در زندان بجنورد و تحویل جسد به پزشکی‌قانونی، در میان ناباوری در سردخانه پزشکی‌قانونی زنده و به بیمارستان منتقل شد.

به گزارش جام جم، صبح چهارشنبه یک مرد زندانی که به اتهام حمل و نگهداری یک کیلو شیشه سه سال پیش بازداشت و به مجازات مرگ محکوم شده بود، از سلول مخصوص نگهداری محکومان به مرگ به محوطه زندان منتقل شد.

مرد محکوم با دیدن طناب دار، لرزه بر اندامش افتاد، قدم هایش یارای همراهی نداشت و می دانست تا دقایقی دیگر زندگی اش به پایان خواهد رسید.

قاضی اجرای احکام، حکم متهم را خواند. «علیرضا ـ م» به اتهام حمل و نگهداری یک کیلو شیشه در دادگاه انقلاب محاکمه و به مجازات مرگ محکوم شده است.

پس از تشریفات قانونی، طناب دار دور گردنش حلقه زد و مرد محکوم 12 دقیقه بالای دار ماند. با پایین آوردن پیکر محکوم از طناب دار، پزشک مستقر در محل مرگ او را تائید کرد و با صورتجلسه ای که به امضای او، قاضی اجرای احکام و مسئولان زندان رسید، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد تا صبح روز بعد تحویل بستگانش شود.

صبح روز بعد یکی از کارگران سردخانه پزشکی قانونی در حال بیرون کشیدن اجساد و آماده کردن آنها برای تحویل به بستگانشان بوده که در یک لحظه با دیدن بخاری که مقابل بینی یکی از اجساد در زیر نایلون به وجود آمده بود، دچار وحشت شده و متوجه می شود، او همان مرد اعدامی است که هنوز نفس می کشد.

با اطلاع مسئولان پزشکی قانونی از این موضوع، بلافاصله اقدامات اولیه از سوی پزشکان این مرکز انجام و مرد اعدامی به بیمارستان امام علی(ع) بجنورد منتقل می شود.

زندگی دوباره

بنا بر این گزارش، مرد محکوم در بخش مراقبت های ویژه این بیمارستان بستری و مداوا شد و حال عمومی او رضایت بخش است.

یکی از پرستاران این بیمارستان به خبرنگار ما گفت: با انتقال مرد زندانی به بیمارستان، اقدامات درمانی آغاز شد و هر روز شرایط جسمی وی بهتر از روز قبل می شود.

یکی از بستگان مرد محکوم نیز به خبرنگار ما گفت: وقتی به ما اطلاع دادند علیرضا در زندان مجازات شده، خود را برای تحویل گرفتن جسد و برگزاری مراسم آماده می کردیم و وقتی برای تحویل گرفتن جسد به پزشکی قانونی رفتیم، باور نمی کردیم او بار دیگر زنده شده باشد و اکنون از این اتفاق بیش از همه دو دختر این فرد خوشحال هستند.

وی افزود: علیرضا هم اکنون در بیمارستان تحت نظر ماموران قرار دارد و ما منتظریم تا در این باره تعیین تکلیف شود.

سرانجام حکم چه خواهد شد؟

در ارتباط با سرانجام حکم مرد محکومی که ناباورانه زنده شده است، محمد عرفان، قاضی دیوان عدالت اداری گفت: حکم صادر شده از سوی دادگاه انقلاب، حکم مرگ بوده و اصالت رای مشخص است و در چنین مواردی حکم بار دیگر با بهبود مرد محکوم، اجرا خواهد شد.

عرفان افزود: در آیین نامه اجرایی مجازات، مصوبه سال 1382 در این زمینه توضیح داده شده و در آن آماده بودن محکوم علیه برای اجرای حکم مورد تاکید قرار گرفته و درباره این فرد نیز یکی از عوامل، داشتن حیات و درک و شعور هنگام اجرای حکم است و این گونه نیست که یک محکوم مثلا در کما باشد و حکم او اجرا شود؛ بلکه در چنین مواردی با مداوا و بهبود محکوم و تائید سلامت وی از سوی پزشک معتمد پزشکی قانونی، حکم قابل اجرا می شود.

این حقوقدان تصریح کرد: قانون مبارزه با مواد مخدر اصلاحیه سال 1389 نیز به تفصیل در ارتباط با میزان حمل و نگهداری مواد مخدر توضیح داده است و حمل و نگهداری بیش از 30 گرم شیشه مجازات مرگ را به دنبال دارد که این مجازات شامل مرد اعدامی هم خواهد شد.

ناصر صبوری – دبیر گروه حوادث

No responses yet

Oct 14 2013

آموزش و ارائه وسایل پیشگیری از بارداری در ایران متوقف شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی سنگی، مدیرکل سلامت خانواده و جمعیت ایران می‌گوید که وزارت بهداشت دیگر به زوج های جوان آموزش پیشگیری از بارداری نمی‌دهد و وسایل پیشگیری عرضه نمی‌کند. به گفته او در قانون جدید که در مجلس در دست بازنگری است برای هر خانواده ایرانی سه فرزند در نظر گرفته شده است.

دکتر سنگی گفت که حسن قاضی زاده، وزیر بهداشت ضرب‌الاجل ۱۰۰ روزه‌ای را برای اجرای سیاست‌های جدید جمعیتی تعیین کرده و در قانون جدید که در مجلس در حال بازنگری است، نرخ کلی باروری در کشور به طور متوسط ۲.۵ دیده شده است، یعنی هر خانواده ایرانی سه فرزند داشته باشد.

مدیرکل سلامت خانواده و جمعیت ایران همچنین گفت که توجه وزارت بهداشت از تنظیم خانواده به “باروری و فرزندآوری” تغییر کرده و اولویت این وزارتخانه “فاصله گذاری مناسب برای داشتن فرزند قبل از سنین ۳۰ سالگی” است.

دکتر سنگی تایید کرد که از سال پیش وسایل پیشگیری در خانه‌های بهداشت ارائه نمی‌شود و حتی عرضه وسایل پیشگیری به مادران شیرده در خانه های بهداشت متوقف شده است: “رویکرد ما ترویج شیردهی بین مادران به ویژه در ۶ ماهه اول نوزاد است.”

او افزود ارائه خدمات پیشگیری از بارداری برای افراد پرخطر ادامه پیدا می‌کند و اگر مادر شیرده “الزام” به پیشگیری داشته باشد، خدمات به او ارائه خواهد شد.

سیاست جدید در حالی اعمال می شود که سیاستهای کنترل جمعیت ایران در دو دهه گذشته بسیار موفق بوده است و نرخ رشد جمعیت از ۳.۲ درصد در سال ۱۹۸۶ به ۱.۲ در سال ۲۰۰۱ رسید.

چنین سرعتی در کنترل نرخ جمعیت رکوردی به شمار می رفت و ایران الگوی کشورهای دیگر قرار گرفت و علیرضا مرندی، وزیر بهداشت دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، به دلیل این موفقیت ایران از سازمان جهانی بهداشت جایزه گرفت.

در سالهای اخیر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق از نیاز به افزایش زاد و ولد و رساندن جمعیت به ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون نفر سخن گفت.

آقای احمدی نژاد در سالهای آخر ریاست جمهوری خود مکرر این نظر را تکرار کرد که ایران قابلیت داشتن ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد و شعار دو بچه کافی است، “سیاستی غربی و غلط است.”

مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت وقت ایران هم مرداد ماه پارسال گفت: “بودجه برنامه کنترل جمعیت به طور کلی حذف شده و اکنون چنین برنامه‌ای در وزارت بهداشت وجود ندارد.”

آیت الله خامنه‌ای هم تقریبا یک سال پیش گفت: “یکی از خطاهایی که خود ما کردیم این بوده که تحدید نسل از اواسط دهه ۷۰ به این طرف باید متوقف می‌شد. مسئولان کشور در این باره اشتباه کردند و خود بنده هم سهیم هستم. این را خدای متعال و تاریخ بر ما ببخشد.”

مقامات جمهوری اسلامی دلیل حمایت از افزایش جمعیت را لزوم نیروی کار فعال برای تامین نیازهای کشور و حمایت از نسل پیرتری دانسته‌اند که خود قادر به ادامه فعالیت و تامین زندگی نیست.

این در حالیست که برخی کارشناسان به نبود منابع و زیرساختهای کافی در کشور برای افزایش بی رویه جمعیت اشاره می‌کنند و پیامدهای این سیاست را بحران‌های اجتماعی و افت چشمگیر رفاه و آموزش همگانی می‌بینند.

No responses yet

Oct 04 2013

محبت محمودی؛ جانی که بر سر قیمت‌اش چانه می‌زنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: زنی که از ۱۲ سال پیش به جرم قتل در زندان است برای رهایی از اعدام نیازمند بخشش خانواده مقتول است. اولیای دم برای این بخشش ابتدا ۱۲۰ میلیون تومان و حالا ۲۰۰ میلیون تومان پول طلب کرده‌اند.

محبت محمودی صبح روز اول اردیبهشت سال ۱۳۸۰ در خانه خود در ارومیه مرتکب قتل مردی می‌شود که به گفته محبت قصد تعرض به او را داشته است.

در خانه غیر از محبت و مقتول، عروس محبت نیز بوده است. به گفته وکیل خانم محمودی وی به دلیل ترس از “آبروریزی” جلوی عروس‌اش، به اتاق می‌رود و اسلحه‌ای را که از سال‌ها قبل در خانه داشته برمی‌دارد، هنگام بیرون آمدن از اتاق با مقتول روبرو می‌شود و به سوی او شلیک می‌کند.

قضات دادگاه بدوی و تجدید نظر دفاعیات وکیل محبت که قتل را “دفاع مشروع” دانسته بود نپذیرفتند چرا که به نظر آنان خانم محمودی امکان فرار داشته و مجبور به قتل نبوده است.

دادگاه بدوی حکم اعدام محبت را صادر می‌کند و این حکم در دادگاه تجدیدنظر تایید می‌شود. حکم از سال ۱۳۸۹ به دایره اجرای احکام رفته و سه سال است که محبت محمودی منتظر اجرای حکم اعدام یا بخشش اولیای دم مقتول است.

از سال ۱۳۸۸ خانواده محبت محمودی تلاش خود را برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول آغاز کردند. خانواده مقتول اظهار داشتند که تنها در ازای گرفتن دیه حاضر به رضایت هستند؛ مبلغی که پرداخت آن به هیچ عنوان در توان خانواده خانم محمودی نبود.

سال ۱۳۸۹ ژیلا گلعنبر روزنامه نگار کرد برای صحبت با خانواده مقتول راهی ارومیه می‌شود. وی در آنجا می‌فهمد که ساختار زندگی خانواده‌های کرد در آن شهر کاملا عشیره‌ای است و تنها رئیس عشیره است که می‌تواند در این مورد رضایت خانواده مقتول را بگیرد.

صحبت کردن مستقیم با رئیس عشیره امکان‌پذیر نبوده و به یک واسطه نیاز داشته و واسطه نیز برای این کار از خانواده محبت تقاضای ۱۰ میلیون تومان پول کرده بود. البته به گفته خانم گلعنبر این رسم در آن منطقه کاملا جا افتاده است.

خانم گلعنبر پس از این تلاش ناکام به تهران بازمی‌گردد و با کمک گروهی دیگر از روزنامه‌نگاران، کمپینی برای کمک به محبت محمودی راه‌اندازی می‌کند.
سوسن محمدخوانی غیاثوند روزنامه‌نگار کرد دیگری که از اعضای این کمپین است می‌گوید برای کمک گرفتن از چهره‌های خوشنام سینما سراغ عزت‌الله انتظامی هم رفته‌اند اما او گفته که از سوی قوه قضائیه اخطار گرفته تا به چنین پرونده‌هایی وارد نشود.

زمستان سال ۱۳۸۹ فرزندان محبت محمودی شماره حسابی را برای جمع آوری دیه مقتول اعلام کردند اما به گفته خانم غیاثوند تا کنون تنها یک نفر در این حساب پول ریخته است.

حیدر جلیلی فرزند مجبت محمودی در گفت‌و‌گو با دویچه وله می‌گوید مجبور شده منزل مسکونی‌شان را به جای دیه به خانواده مقتول پیشنهاد کند و آنان هم پذیرفته‌اند اما خواهان ۵۰ میلیون تومان پول نقد هم شده‌اند.

خانم غیاثوند به نقل از پسر دیگر محبت می‌گوید خانواده مقتول سال گذشته تقاضای ۱۲۰ میلیون تومان وجه نقد کرده بودند که مقداری از این مبلغ با کمک مردم و مسجد محل تامین شده اما حالا تقاضای ۲۰۰ میلیون تومان کرده‌اند.

از تابستان سال ۸۹ که حکم اعدام محبت محمودی به دایره اجرای احکام ابلاغ شده سه سال می‌گذرد. عدم اجرای این حکم امیدهایی را در دل فعالان حقوق بشر روشن نگاه داشته مبنی بر اینکه قوه قضائیه خود مایل به اجرای این حکم نیست و منتظر است تا خانواده مقتول رضایت دهند.

No responses yet

Oct 03 2013

تاثیر اصلاحات ترکیه بر سرنوشت کردهای ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: بخشی از “بسته اصلاحات” رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه مربوط به حل مسئله کردهاست. تاثیر این اصلاحات بر کردهای ایران چگونه خواهد بود؟ دویچه‌وله درباره این موضوع با دو تن از کارشناسان کرد ایرانی گفت‌وگو کرده است.

دولت ترکیه و حزب حاکم “عدالت و توسعه” تلاش می‌کنند حقوق کردهای ترکیه را به رسمیت بشناسند. رجب طیب‌اردوغان پیش‌تر در گفت‌وگو با روزنامه حریت اعلام کرده بود که ۵ وزیر کابینه ترکیه از جمله مهدی اکر، وزیر کشاورزی، محمت شیمشک، وزیر دارایی و حکمت بکر بوزداغ معاون نخست وزیرکرد هستند و تنها در حزب عدالت و توسعه ۶۰ نماینده مجلس از سوی کردها انتخاب شده‌اند.

روزنامه‌های ترکیه همچنین می‌نویسند برخی از مقام‌های ارشد کشور به اقلیت‌های گرجی، بوسنیایی وعلوی تعلق دارند.

پیشنهاد حل مسئله کرد در بسته اصلاحات اردوعان

طرفداران بسته اصلاحات می‌گویند، ترکیه در آینده‌ای نزدیک شاهد تغییرات سیاسی و حقوقی نوینی خواهد بود. بر اساس اصلاحات جدید در مدارس غیرانتفاعی و با ایجاد معاونت بخش خصوصی در وزارت آموزش و پرورش، دانش آموزان می‌توانند به دیگر زبان‌های موجود در ترکیه درس بخوانند.

در ترکیه قرار است نهادی نیز برای مباره با هرگونه جرایمی که زمینه و انگیزه تبعیض نژادی دارند، تاسیس شود. با تشکیل این نهاد انتظار می‌رود در آینده با مسئله تبعیض نژادی در ترکیه برخورد جدی شود.

در برخی از دانشگاه‌های ترکیه تدریس زبان و ادبیات کردی آغاز شده است. تاسیس کانال تلویزیونی دولتی ترکیه به زبان کردی و راه اندازی بخش کردی خبرگزای آناتولی نیز از جمله اقداماتی است که پیش از این انجام گرفته است.

اصلاحات اردوغان و پیشنهاد ۱۰ماده‌ای روحانی

عبدالله سهرابی، نماینده کردستان در دور ششم مجلس هم در مصاحبه با دویچه وله از تاثیر مثبت تحولات ترکیه بر کردهای ایران صحبت می‌کند. وی در این رابطه می‌گوید: «ترکیه اقلیت کرد را تا چندی پیش قبول نداشت و آن را “ترک کوهی” حساب می‌کرد. اما واقعیت‌های امروز باعث شده است که بسته اصلاحات را ارائه کند. ما درایران هم امیدواریم آن “بسته پیشنهادی ۱۰ ماده‌ای” آقای دکتر روحانی که حداقل مطالبات ما را شامل می‌شود، اجرا بشود، تا عدالت نسبی برقرار گردد و شهروند درجه دوم و سوم در کشور نداشته باشیم و در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مشارکت برابر داشته باشیم.»

سهرابی در ادامه توضیح می‌دهد که اصلاحات و تغییراتی که در ترکیه در شرف وقوع است مورد توجه کشورما هم قرار دارد. وی خاطرنشان می‌کند: «توقع این است که حاکمیت در رابطه با کردهای ایران حساب دیگری بازکند و در سیاست‌های خود تجدید نظر کند. حداقل پابه پای ترکیه پیش برویم و اگر جلوتر نرویم، دست‌کم از ترکیه عقب نیافتیم .»

این نماینده سابق مجلس نتیجه می‌گیرد اکنون ایران در سیاست خارجی خود با دوری از سیاست‌های ۸ سال گذشته مسیر جدیدی را انتخاب کرده است. وی خوشبین است که در سیاست داخلی و در ارتباط با اقوام از جمله کردها نیز گشایشی حاصل شو و سیاست جدیدی اتخاذ گردد.

“درس روحانی از بسته اصلاحات اردوغان”

سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر کرد به واکنش کردهای ترکیه اشاره می‌کند و می گوید که در نخستین بازتاب نمایندگان قانونی کرد به بسته پیشنهادی اردوغان اعتراض کردند و گفتند که خواسته‌هایی چون به رسمیت شناخته شدن زبان کردی به عنوان یک زبان رسمی، آزادی زندانیان سیاسی و بهبود وضعیت اوجالان در بسته اصلاحات بازتاب نیافته است.
سامان رسول‌پور سامان رسول‌پور

رسول‌پور در ادامه می‌گوید: «کردهای ایران به دقت وضعیت کردهای عراق، سوریه و ترکیه را رصد می کنند، چون مطالبات و سرنوشت مشترکی دارند. ممکن است در میان کردها نظر واحدی هم وجود نداشته باشد. اما در مجموع همه نگاه‌مثبتی به این موضوع دارند.»

از دید رسول‌پور کردهای ایران الآن وضعیت خود را با کردهای ترکیه مقایسه می‌کنند و این پرسش را طرح می‌کنند که چرا در ترکیه موضوعی به نام کرد به رسمیت شناخته می‌شود و حکومت به هر دلیلی گام‌های کوچک یا بزرگ را برمی‌دارد، اما در ایران حکومت تلاشی نمی‌کند؟ زبان کردی به حاشیه رانده شده و در نظام آموزشی و حتی نهادهای مردمی و مدنی هم اجازه تدریس ندارد.

حل مسئله کرد در ایران چگونه باید باشد؟

رسول‌پور تاکید می‌کند، در ترکیه حکومت با نمایندگان جامعه کردستان در حال گفت و گو و دیالوگ است و بین کردها و ترک‌ها بحث‌های تاکتیکی وجود دارد. اما در ایران حتی از زمانی که آقای روحانی در راس کار قرار گرفته‌اند هیچ نشانه مثبتی مبنی بر این‌که در نگاه امنیتی حاکمیت به کردستان تجدید نظر بشود و یا نشانه‌ای براینکه حکومت بخواهد از نیروهای بومی استفاده کند دیده نمی‌شود. هیچ بحثی بر سر تدریس زبان مادری وجود ندارد و عملا می‌توان گفت که نیروهای امنیتی و نظامی در کردستان هنوز با ساز دولت احمدی نژاد می‌رقصند و همان رویه را دنبال می‌کنند.

سامان رسول پور ادامه می‌دهد: «اگر آقای روحانی به فکر منافع مردم ایران باشد و بخواهد ثبات، امنیت و آرامش برای مردم و حکومت به ارمغان بیاورد، باید از تحولاتی که در ترکیه اتفاق می‌افتد، درس بگیرد و خودش را تطبیق بدهد با تحولات. من فکر می‌کنم که این آمادگی برای حل ریشه‌ای مسئله کردها در ایران از سوی مردم ، نهادهای مدنی و احزاب سیاسی کرد وجود دارد و دولت می‌تواند با نمایند گان جامعه کردستان گفت و گو کند و شانس حل مسالمت‌آمیز مسئله کرد را محکی بزند و فرصتی بدهد.»

رسول پور می‌افزاید: «ما از آقای روحانی انتظار داریم که تحولات مربوط به “حل مسئله کرد” در ترکیه را آنالیز و تحلیل کند، چون وضعیت در منطقه نسبت به اقلیت‌ها اکنون دچار تحول شده است. این وضعیت در ایران هم باید تغییرکند و رئیس جمهور جدید ایران می‌تواند گام‌های تاریخی بردارد» وی معتقد است این اقدامات سبب می‌شود که حکومت ایران در آینده در مورد مسئله کردستان دچار چالش‌های امنیتی نشود.

No responses yet

Sep 24 2013

بمناسبت اول مهر حسن روحانی خواهان گنجاندن عناصر نقد و گفتگو در دروس دانش آموزان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: گوش کنید (07:33)

روحانی خواستار تشکیل کلاسی بنام ” زنگ گفتگو ” در دوره متوسطه شد که در آن دانش آموزان با یکدیگر گفتگو کنند و بحث و تضارب آراء و نیز نقد مودبانه را از دوران دانش آموزی یاد بگیرند.

امروز اول ماه مهر بیش از دوازده میلیون دانش آموز راهی مدارس شدند و سال تحصیلی جدیدی را آغاز کردند. گفته می شود که از این تعداد، حدود هفت و نیم میلیون نفر نوآموز و دانش آموز دوره ابتدائی هستند .
بمناسبت اول مهر ، حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی صبح امروز با حضور در یکی از مدارس تهران طی سخنانی از مسئولان آموزش و پرورش خواست که به دانش آموزان بیاموزند که در انشاهای خود نقد کردن و اشاره به نواقص و کاستی ها را بگنجانند و بیاموزند که برای رفع کاستی ها پیشنهاد دهند.
روحانی همچنین خواستار تشکیل کلاسی بنام ” زنگ گفتگو ” در دوره متوسطه شد که در آن دانش آموزان با یکدیگر گفتگو کنند و بحث و تضارب آراء و نیز نقد مودبانه را از دوران دانش آموزی یاد بگیرند.
آیا شواهدی وجود دارند که بتوان اول مهر امسال را آغاز دوران جدیدی در زندگی دانش آموزان کشور قلمداد کرد؟
با توجه به نظرات سرپرست جدید آموزش و پرورش –دکتر فانی- مبنی بر ضرورت تحول در این عرصه ، چه تغییراتی را در این وزارتخانه عظیم با یک میلیون و سیزده هزار معلم می توان عملی ساخت؟
دو پیشنهاد رئیس جمهوری ، یکی برای ترویج تفکر انتقادی در میان دانش آموزان و دیگری برای بحث میان دیدگاههای مختلف و” نقد مودبانه” در دبیرستان ها آیا شانسی برای موفقیت دارد؟
در گفتگوئی با سعید پیوندی استاد دانشگاه در فرانسه و کارشناس آموزش و پرورش ، وی نسبت به تحقق این خواسته های رئیس جمهوری چندان خوشبین نیست ، چرا که بعقیده او ماده اولیه کار دانش آموزان ایران یعنی کتاب های درسی فاقد چنین روحیه ای هستند.
بنظر سعید پیوندی کتاب های درسی ایران متونی نیستند که دانش آموزان را به نقد ، به فکر کردن و به گفتگو دعوت کنند. کتاب های درسی ایران گفتمانی یکسویه دارند. خیلی ایدئولوژیک هستند و حقیقت مطلقی را نمایندگی می کنند و می خواهند این حقیقت مطلق را به دانش اموزان بقبولانند. به این دلیل با وجود این نیت خوب و خیر رئیس جمهوری ، پیوندی فکر نمی کند نظام آموزشی ایران آمادگی چنین تحولی را –به این سرعت – داشته باشد. بخصوص که معلمان هم برای چنین تربیتی آماده نشده اند. سعید پیوندی البته اضافه می کند که طرح این مسائل بهر حال مثبت است.
به این گفتگو گوش کنید.

No responses yet

Sep 23 2013

وزارت بهداشت: یک مورد ابتلای به وبا در تهران مشاهده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: معاون مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت، از یک مورد ابتلا به بیماری وبا در تهران خبر داده است.

محمود نبوی، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، ضمن اعلام این خبر گفته با وجود مشاهده شدن یک مورد ابتلای به وبا در تهران، «نگران اپیدمی شدن این بیماری در مرکز کشور» نیست.

این مقام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در عین حال شمار مبتلایان به بیماری وبا در ایران را، ۱۷۰ نفر اعلام کرده و گفته است، از این تعداد، ۱۴۴ نفر تبعه افغانستان، یک نفر پاکستانی و ۲۵ نفر از آنان ایرانی هستند.

از ابتدای شهریورماه، گزارش‌هایی مبنی بر مشاهده ابتلای افراد به بیماری وبا از جنوب شرقی ایران در رسانه‌ها منتشر شد که پس از رسانه‌ای شدن توسط مسوولان وزارت بهداشت به تایید رسید.

آقای نبوی، تاکید کرده است که یک مورد ابتلا به وبا در تهران و یک مورد در کرج مشاهده شده که مورد کرج، به گفته این مقام مسوول در وزارت بهداشت، یک افغان بوده است، ولی مورد تهران، فردی ایرانی است.

معاون مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت، تاکید کرده که این وزارت «در جستجوی علت آلوده شدن بیمار تهرانی به وباست و به زودی مشخص می‌شود که منشأ ابتلای او چه بوده است.»

پیش از این در میانه شهریورماه، مقام‌های وزارت بهداشت، تاکید کرده بودند که بیماری وبا فقط در دو استان سیستان و بلوچستان و کرمان مشاهده شده است.

آقای نبوی، علت موارد ابتلای وبا در ایران را «اپیدمی شدن این بیماری در شمال افغانستان» اعلام کرده و گفته است مبتلایان که برای یافتن کار به ایران می‌آیند، «وبا را با خود به ایران آورده‌اند.»

در هفته‌های اخیر گزارش‌هایی در رسانه‌های روسیه و کشورهای آسیای میانه منتشر شد مبنی بر این که ۱۵۰۰ نفر در ولایت بدخشان افغانستان به بیماری وبا مبتلا شده‌اند.

آقای نبوی یکی از موارد انتقال وبا را مصرف صیفی‌جات عنوان کرده که به درستی ضد عفونی نشده‌اند یا با آب‌های آلوده و فاضلاب آبیاری شده باشند.

به گفته معاون مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت، تمامی اقدامات بهداشتی و درمانی به طور جدی در دستور کار وزارت بهداشت قرار دارد.

بر اساس اعلام وزارت بهداشت، تاکنون سه نفر مبتلا به بیماری وبا در ایران فوت کرده‌اند که هر سه مورد اتباع افغان بوده‌اند.

معاون مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت گفته، «هر سال ۲۰۰ هزار آزمایش کشت اسهال در ایران انجام می‌شود که مواردی از آن‌ها ابتلا به وبا را نشان می‌دهد.»

به گفته این مسوول وزارت بهداشت، «حجم ابتلای ایرانی‌ها به وبا، امسال کمتر بوده است.»

No responses yet

Sep 20 2013

دولت تدبیر و امید، گشت ارشاد و دستور روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: با روی کار آمدن حسن روحانی، برخوردها با پوشش زنان توسط گشت‌های موسوم به «ارشاد» بیشتر شده، اما وی در این زمینه تاکنون اقدام درخوری نکرده و تنها روز گذشته دستوری صوری را خطاب به وزیر کشور صادر کرد.

بیش از سی سال است که جمهوری اسلامی با داشتن همه ابزارها تلاش می‌کند پوشش مطلوب خود را بر بانوان تحمیل کند، ولی هیچگاه در این راه موفق نبوده است. این موضوع همیشه به عنوان یکی از وعده‌های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری مطرح می‌شد، اما پس از به قدرت رسیدن روسای جمهوری، این مساله هم به محاق می‌رفته است.

دو نمونه از این تبلیغات در گفته‌های روسای دولت جدید و قبل را همگان به خاطر دارند. یکی احمدی‌نژاد بود که زمانی ادعا کرد مشکل مملکت موی جوانان نیست، و دیگری هم، حسن روحانی که در تبلیغات انتخاباتی خود وعده داد که نخواهد گذاشت ماموری بی‌نام و نشان از دختران در خیابان بازخواست کند. با این حال، هر دو که به قدرت رسیدند، نتوانستند مانع سیاست‌های سختگیرانه انتظامی و برخوردهای خشن نیروهای تندرو در مقابل پوشش زنان شوند.

احمدی‌نژاد که گفته شد خود نیز در سخت‌گیری‌های بیشتر بر بانوان دست دارد و علیرغم گزافه‌گویی‌های ظاهری و وعده‌های توخالی به بانوان، در پشت پرده دستوراتی برای کنترل پوشش زنان می‌دهد؛ و حسن روحانی هم که تاکنون علی‌رغم وعده‌ی انتخاباتی‌اش گام درخوری برنداشته است. تنها با شدت یافتن برخوردهای خشن پلیس با پوشش زنان، وی دیروز وزیر کشور را مامور بررسی عملکرد گشت ارشاد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر روحانی، همچنین به پلیس تذکر داد که در اجرای قانون حجاب و عفاف، «کرامت انسانی شهروندان» را رعایت کند.

اظهارات رییس جمهوری در حالی بیان شده که دور تازه فعالیت‌های گشت ارشاد در روزهای گذشته، اعتراضات شهروندان و فعالان مدنی را برانگیخته است. در آخرین نمونه، نرگس محمدی، روزنامه‌نگار، نایب رییس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و رییس هیات اجرایی شورای صلح ایران در مراسمی با حمله ماموران گشت ارشاد و برخورد خشن آنان مواجه شد که به پوشش سبز رنگ او ایراد گرفتند. وی پس از این تعرض ماموران پلیس، در نامه ای به وزیر کشور از رحمانی فضلی خواست، مانع از جسارت ماموران پلیس به زنان شود.

نکته‌ی دیگر اینکه دستور حسن روحانی از آن رو صوری به نظر می‌آید که پلیس ایران زیر نظر رییس جمهور نیست و اگرچه در مقاطعی خامنه‌ای جانشینی خود در نیروی انتظامی را به وزیر کشور محول می‌کند، اما این جانشینی همواره ظاهری بوده است. به عبارت دیگر در تمام مقاطع جمهوری اسلامی، نیروهای نظامی و امنیتی مستقیما از رهبری و دفتر او دستور گرفته و می‌گیرند.

در همین خصوص اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی هم روز سه‌شنبه ۱۱ تیرماه گفت که با آمدن دولت جدید تغییری در روند طرح امنیت اخلاقی ایجاد نمی‌شود. او شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی را تصمیم‌گیرنده در مورد این طرح دانسته و گفت: «این شورا و نهادها تصمیم‌گیرنده هستند و تصمیم‌گیری‌های ملی، مقطعی نیست اما طبیعی است که رییس‌جمهور سلیقه بهتری داشته باشد و ما از این نگاه استقبال می‌کنیم.»

ماجرای نعیمه و نعیما!

چندی قبل نعیمه اشراقی، نوه آیت‌الله خمینی، به مناسبت آن چه «کسب مقام اول در مسابقه OCE ایالت انتاریو کانادا» توسط دخترش اعلام کرده، عکس وی را به صورت دستکاری شده و با حجاب بیشتر در فیس‌بوک منتشر کرد. به دنبال انتشار این عکس و سپس انتشار تصویر واقعی نتیجه امام (نعیما طاهری)، نعیمه اشراقی نخست مجبور شد، عکس فتوشاپی را حذف کند؛ و سپس با آسمان ریسمان بافتن از جمله اینکه دخترش در کلاس‌های تفسیر قرآن شرکت می‌کند و .. به توجیه این موضوع بپردازد.

به هر حال این موضوع جنجال‌ها و واکنش‌های زیادی را در فضای مجازی برانگیخت. اما آیا شهروندان ایرانی که این روزها مورد برخوردهای سخت‌گیرانه‌ی «گشت ارشاد» قرار می‌گیرند هم از این موضوع با خبر هستند؟ به‌طور کلی در خصوص برخوردهای پلیس با پوشش زنان بعد از روی کار آمدن دولت «تدبیر و امید» و نیز ماجرای نوه و نتیجه آیت‌الله خمینی که مرتبط با همین موضوع اس، نظر برخی از شهروندان را پرسیده‌ام:

زهرا لواسانی، کارمند ایران ایر است، او می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم بعد انتخاب آقای روحانی دیگه گشت ارشاد تو خیابون نبینیم ولی تازه الان شدید تر هم شده. یه سری بیمار جنسی عضو گشت ارشاد هستند اگر واقعا ارشاده باید اول از خودشون شروع کنند..»

از وی می‌پرسم آیا ماجرای نوه‌ی آیت‌الله خمینی را شنیده است؟ پاسخش مثبت است، اما به دفاع از نعیما طاهری برمی‌خیزد و تقصیر را به گردن مادر وی می‌اندازد. زهرا می‌گوید کاملا می‌توانم ذهن نتیجه‌ی آقای خمینی را بخوانم که چه زجری می‌کشد در کشوری مدرن نمی‌تواند هماهنگ با مردم لباس بپوشد.

یکی دیگر از شهروندان هم در خصوص برخوردهای این روزهای گشت ارشاد می‌گوید: من به روحانی رای دادم فقط برای اینکه جلیلی رای نیاورد. انتظار نداشتم که او بیاید حجاب آزاد شود. اما راستش تصور این را هم نداشتم با شروع کار او برخوردها شدیدتر شود.

وی در خصوص ماجرای نعیما طاهری هم می‌گوید: همین که خانم اشراقی علاقه دارد از فیس بوک استفاده کند و مانند دیگر شهروندان به اصطلاح پز دخترش را بدهد، جدای از جنجالی که پیرامون حجاب و فتوشاپ کاری‌اش درست شد نشان می‌دهد که تمام خانواده‌های سران جمهوری اسلامی هم مانند مردم فکر می‌کنند و دوست دارند از شبکه های اجتماعی استفاده کنند. اما آنها وابستگی‌هایی دارند که مجبور هستند با ملاحظه‌تر از مردم حرکت کنند. وی در ادامه می‌گوید که در میان خانواده‌های سران جمهوری اسلامی کم نیستند کسانی که در دل ابزارهای مدرن فرورفته‌اند.

یک شهروند دیگر هم به خودنویس می‌گوید: «هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم میشینه، کسی که به آخوند رای می‌دهد، باید منتظر گشت ارشاد هم باشه.. انتظار داشتن مردم با اومدن یک آخوند حجاب آزاد بشه!؟ مردم ما خیلی رویایی هستن..»

فرد دیگری هم با بیان اینکه اگر گشت ارشاد و برخوردهای پلیس حتی می‌توانست تمامی بدحجابی‌های ظاهری را هم متوقف کند بازهم مضر بود به انتقاد از این شیوه می‌پردازد و می‌گوید «امروزه دیگر حتی شهروندان عادی هم فهمیده‌اند دعوا سرلحاف ملا و نه حجاب زنان است و این مساله فقط بهانه‌ای برای کنترل است که هر از چندی تشدید می‌شود..»

او ادامه می‌دهد که حتی نزدیک ترین افراد به خمینی هم دیگر تمایل به رعایت الگوی مورد پسند حکومت را ندارند و فقط فشار زور است که همین «نصفه شال را سر خانوم‌ها کرده است.»

این شهروند ماجرای نعیما را بهترین مثال برای حرف خودش می‌داند و می‌گوید اگر تیپ نتیجه‌ی امام یا حتی مادرش و یا حتی زنان مقامات ایران را که در مراسم‌های مختلف شرکت می‌کنند را ببینید با این همه قشری گری که در آن وجود دارد همچون بارانی که سیل به راه می‌اندازد و سپس قحطی به بار می‌آورد بیش از آن که فایده داشته باشد ضرر داشت.

و شهروند دیگری با انتقاد از حسن روحانی که با رای ۱۸ میلیونی در برابر «برخورد وحشی پلیس با زنان» سکوت کرده می‌گوید: «می‌دانم پلیس زیر نظر او نیست،‌اما حداقل حرف که می‌تواند بزند. لااقل اگر قدرت ندارد هر روز بیاید محکوم کند این برخوردهای قرون وسطایی را..»

وی می‌گوید خطابم به همه‌ی مسوولین جمهوری اسلامی است، آیا آنها دوست دارند دختران‌شان توسط گشت ارشاد به اصطلاح مورد ارشاد قرار بگیرد؟ آیا فکر می‌کنید دختری که توسط این پلیس‌های مریض دستگیر می‌شوند و تعهد می‌دهند و بعد آزاد می‌شوند مثل اول هستند؟ نه تجربه‌ی بدی است. انصافا تجربه‌ی بدی است..»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .