اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Dec 09 2016

آرش صادقی در زندان «در آستانه مرگ قرار دارد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: یکی از نزدیکان آرش صادقی به رادیو فردا گفته که این زندانی سیاسی در چهل و پنجمین روز از اعتصاب غذا در زندان اوین، در «آستانه مرگ» قرار گرفته است.

این فرد نزدیک به آقای صادقی گفته که او همچنان حاضر نیست تا آزادی همسرش، اعتصاب غذای خود را بشکند.

کمپین حمایت از این زندانی سیاسی نیز گزارش داده که او شامگاه چهارشنبه ۱۷ آذر به دلیل «تنگی تنفس و تپش قلب شدید» به بهداری زندان اوین منتقل شد.

این گزارش افزوده که فشار خون این زندانی سیاسی «به شدت پایین بوده و در کنار تپش قلب و تنگی تنفس شدید و سایر مشکلات از جمله مشکلات معدوی و کلیوی، کاهش قدرت تکلم، پوست پوست شدن بدن، حالت تهوع، بالا آوردن مقطعی لخته خون و کاهش وزن ۱۸ کیلویی»، از وضعیت «به شدت خطرناک» او حکایت دارد.

آرش صادقی، زندانی سیاسی است که به اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی علیه نظام، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه غیرقانونی» توسط قاضی صلواتی در دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، همسر آقای صادقی نیز به علت نوشتن داستان منتشرنشده‌ای درباره سنگسار در ایران، به «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» متهم و به شش سال زندان محکوم شده است.

به دنبال زندانی شدن خانم ایرایی، همسر او، در اعتراض به این مسئله، اعتصاب غذا کرد.

آرش صادقی، دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی است که ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت شد.

این فعال سابق دانشجویی در سال‌های اخیر چندین بار بازداشت شده و بعضا برای چند ماه در سلول انفرادی به سر برده است.

مادر آرش صادقی هم در جریان یورش ماموران امنیتی به خانه آنها برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹ دچار حمله قلبی شد و پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت.

No responses yet

Dec 07 2016

همسر عالیه مطلب زاده: با حکم تعقیب ضدانقلاب و داعش به خانه ما آمدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی:

عالیه مطلب زاده ششم آذر بازداشت شد

صدرا عبدالهی، همسر عالیه مطلب زاده می گوید که بازپرس شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین، اتهامات همسرش را موارد مختلف امنیتی ذکر کرده که پس از تکمیل پرونده او اعلام خواهد شد.

به گفته آقای عبدالهی در حکمی که ماموران وزارت اطلاعات برای تفتیش منزل مسکونی او ارائه داده اند “تعقیب ضد انقلاب و داعش” عنوان شده بود و بازپرس پرونده در پاسخ به اعتراض او گفته است که “در موارد این چنینی می توان حکم تلفنی از دادستان گرفت و لابد حکم تلفنی داشته اند.”

عالیه مطلب زاده، عکاس و فعال حقوق زنان، ششم آذر بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است. به گفته صدرا عبدالهی، او در سلول انفرادی و در اختیار وزارت اطلاعات است.

آقای عبدالهی می گوید که آرشیو ۲۵ ساله عکاسی او را وزارت اطلاعات ضبط کرده و در پاسخ به پی گیری او گفته اند که این آرشیو هرگز به او بازگردانده نخواهد شد.

او می‌گوید: “عالیه قبل از اینکه فعال مدنی و فعال حوزه حقوق زنان باشد، یک عکاس بود، یک هنرمند که شغلش مناسبت به وجود می اورد همه جا حضور داشته باشد او قبل از اینکه در حوزه های مدنی و زنان کار بکند یک تعهد اجتماعی داشته به عنوان عکاس که همین تعهد وادارش کرده همه جا حضور داشته باشد. حالا بعد از ۲۵ سال و ۳۰ سال کار، همه آرشیوش را برده اند.”

“عالیه در گفت و گوهایی که داشت به آنها گفته بود که این سرمایه مادی و معنوی من است و همه هویت کاری ام در این است. به او گفته بودند هیچ چیزی به تو برنخواهد گشت. عالیه به شدت ناراحت بود و حس می کرد غارت شده می گفت من حاضر هستم بروم زندان و این آرشیو را از دست ندهم چون من دوباره چگونه می توانم این را به دست بیاورم.”

همسر عالیه مطلب زاده می گوید: “۲۶ مهرماه ساعت حدودا ۱۰ شب به منزل ما رفته بودند. عالیه تنها بود. به واسطه همسایه ها و مدیر ساختمان وارد ساختمان شده و زنگ واحد ما را زده بودند. حکمی که نشان داده بودند یک حکم کلی و برای خانه ما نبوده. ذکر شده بوده ضد انقلاب و داعش. تا ۲ صبح همه وسیله های سخت افزاری و نرم افرازی، آرشیو کاری بیست و چند ساله عالیه و همه کارهای من که در حوزه سینماست، همه اسناد کاری و بانکی و پاسپورت ها و همه قراردادهای کاری را برده بودند.”

“ششم آذر ماه از وزارت اطلاعات به عالیه زنگ زدند پیرو بازجویی های قبلی که در فاصله ۲۶ مهر تا ۶ آذر اتفاق افتاده بود، که بیا بخشی از وسیله هایی که بردیم برگردانیم درواقع یک جوری فریبکارانه و با خدعه گفتند بیا. عالیه برای بازپس گرفتن وسایل رفت و بازداشت و به دادسرای اوین و به ۲۰۹ منتقل کردند. این طور نبود که از قبل اعلام کنند که حکم بازداشت یا جلب وجود دارد در حالیکه احضاریه کتبی می دادند عالیه مراجعه می کرد.”

تفتیش منزل مسکونی عالیه مطلب زاده یک روز بعد از بازگشت او از سفر به گرجستان بود.
‘از علت بازداشت عالیه بی‌اطلاعم’
Image caption عالیه مطلب زاده در میان فعالان اجتماعی در ایران

صدرا عبدالهی می گوید: “سفر آموزشی در حوزه توانمندسازی زنان بود سفری معمولی که نه فقط زنان بلکه در حوزه های مختلف اتفاق می افتد. جلسه اول بازجویی عالیه روز یکم آبان اتفاق افتاد که حدود ۶- ۷ ساعته بود و در آن عالیه متوجه شد که بخش مهم ماجرا این سفر بوده که در جریان جزئیات آن نیستم. از علت بازداشت او هم تاکنون بی اطلاعم. اما یک نامه ای را عالیه خطاب به آقای علوی، وزیر اطلاعات نوشت در واقع شکایتی بود از نحوه ورود ماموران وزارت اطلاعات و روند غیرقانونی قضیه و اینکه همه وسیله های کاری، سفر و همه چیز شخصی ما را جمع کرده بودند.”

“۱۵ روز بعد از این نامه از دفتر بازرسی وزیر اطلاعات زنگ زده بودند به عالیه و پرسش هایی کرده بودند. یکی از اتفاقات مهم این بود که از شکایت عالیه به وزیر اطلاعات ناراضی بودند چون بعد از آن بود که به عالیه گفته بودند حالا که می خواهی روند قانونی شود قانونی می کنیم. یکجورهایی تهدیدآمیز و بعد هم بازداشت کردند.”

صدرا عبدالهی تهیه کننده سینما است و می گوید که لپ تاپ، فیلم ها و بخشی از وسیله های کاری او را ماموران وزارت اطلاعات ضبط کرده اند.

“در سیستم های جدید فیلمسازی، ذخیره فیلم ها مثل لابراتوارو نگاتیو نیست. به نوعی دیجیتال است و در هاردها ذخیره می شود. فیلم های من، مثل همه فیلمسازهای دیگر در فایل هاردها بوده دو سه فیلم اخیرم فیلم های مشترکی است با کشور آذربایجان که منتظر اکران بودیم یا فیلمی بود که در دست تهیه بود. همه مجموعه فیلم هایی که از قبل آرشیو شده بود و بخشی هنوز اکران نشده همه را بردند. حتی من توضیح دادم که بخشی از این فیلم ها شرکای خارجی دارد و اگر برگرداندنش طول بکشد من نمی توانم امروز و فردا بکنم و نهایتا باید اعلام کنم که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی این کارها را برده اگر پس ندهید.”

به گفته او پس از تماس تلفنی بازرسی وزارت اطلاعات در پی نامه شکوائیه عالیه مطلب زاده، بخشی از وسایل را ماموران وزارت اطلاعات پس داده اند اما بخشی را پس ندادند.

“اما لپ تاپ مرا پس ندادند همه فیلمنامه ها و نوشته ها و مکاتبات و نامه ها در آن ذخیره شده و برخی اسناد پژوهشی در موضوعات مختلف در آنجا آرشیو شده که دست وزارت اطلاعات است. طبیعی است در آرشیو همه چیز ممکن است باشد بخشی نوشته های منتشر نشده و چیزهایی که نتوانستیم مجوز بگیریم. در روند کارها همیشه چنین چیزی است. از وسایل دخترم هم فقط لپ تاپ او را پس دادند و بقیه وسایل او مثل هاردها و عکس ها و فیلم هایش را برنگرداندند.”

آقای عبدالهی بازداشت همسرش را غیرقانونی می خواند و می گوید که نگران وضعیت او است و در اهمین راستا درخواست ملاقات داده اما تاکنون پاسخی نگرفته است.

“به بازپرس گفته ام روندی که طی شده، غیرقانونی بوده توقیف اموال و وسیله های ما و نوع برخورد، عادی و قانونی نیست و به این معترض هستم.”

به گفته او، عالیه مطلب زاده “همیشه در چارچوب قانون فعالیت می کرد و چنین برخوردهایی با او باعث ناامیدی بیشتر می شود و به نفع سیستم حاکم هم نیست.”

No responses yet

Dec 07 2016

ورود شبانه نیروهای سپاه چناران به یک میهمانی ؛ بازداشت 9 زن و 14 مرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: شامگاه دوشنبه ماموران سپاه پاسداران با ورود به یک مهمانی در چناران 9 زن و 14 مرد را به اتهام شرکت در «پارتی مختلط» بازداشت کردند.

مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران با اعلام خبر دستگیری 23 دختر و پسر شرکت کننده در یک میهمانی شبانه، گفت: در پی گزارش‌های واصله «مبنی بر برگزاری جشنی مختلط و مبتذل و ایجاد آلودگی صوتی در یکی از باغ ویلاهای روستای کاهو، بسیجیان حوزه سلمان فارسی گلمکان مکان موردنظر را تحت نظر قراردادند و پس از تأیید صحت گزارش‌های و محرز شدن اعمال منافی عفت عمومی، هماهنگی‌های قضایی با دادگاه بخش گلبهار انجام شد و بسیجیان با همراهی نیروی انتظامی محل ویلای موردنظر مورد محاصره و در اقدامی غافلگیرانه ۲۳ زن و مرد را با حالات زننده دستگیر کردند.»

فرمانده سپاه ناحیه چناران که از این بازداشت با عنوان «اقدامی غافلگیرانه» یاد کرد بود، در این باره گفت: «در این میهمانی 14 مرد و 9 زن دستگیرشدند و مقدار 400 سی‌سی مشروبات الکلی پلمب و تعداد 5 بطری مشروبات الکلی خالی و استفاده‌شده به همراه یک دستگاه ماهواره نیز کشف‌شده است.»

به گفته مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران «افراد دستگیرشده به همراه پرونده تنظیمی تحویل مراجع قضایی خراسان رضوی شدند.»

روستای کاهو، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.

No responses yet

Dec 07 2016

محمد‌جعفر منتطری٬ دادستان کل کشور: هر هفته ۱۴ هزار شبکه را فیلتر می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمد‌جعفر منتطری٬ دادستان کل کشور گفته که هر هفته ۱۳ تا ۱۴ هزار شبکه به علت «ارتکاب جرم» در ایران فیلتر می‌شود.

آقای منتظری افزوده که «متأسفانه این فضا توسط بسیاری از جریانات خارج از کشور مسیری برای ضربه به نظام شده است.»

وی اضافه کرده «دشمن از این فضا استفاده کرده و انواع آسیب‌های اجتماعی از جمله اهانت به دین، فرهنگ و مسائل اخلاقی را وارد کرده است.»

به گفته وی «در این زمینه یک جنگ نرم راه افتاده و ما باید خود را مجهز کنیم.»

دادستان کل کشور در خصوص جرایمی که از طریق سایبر انجام می‌شود هم گفته «این جرایم ممکن است نفوذ به شبکه بانکی و ورود به حریم خصوصی اشخاص و غیره باشد.»

وی درباره علل افزایش جرایم هم توضیح داده که «تهاجم فرهنگی و نبود رد پا در انجام جرم از جمله افزایش جرم در فضای مجازی است.»

منتظری با اشاره به عدم برخورد جدی با این شبکه‌ها هم گفته «نبود سرورهای این شبکه‌ها در کشور ما یکی از علل ناتوانی در مقابله با آنهاست.»

به گفته وی «امروز مسئله شبکه‌های خارجی و فضایی که در اختیار دشمن است امری اساسی است و باید در برابر این تهدید جدی، شبکه ملی اطلاعات ایجاد شود.»

No responses yet

Dec 07 2016

حمایت ستاره‌های فوتبال ایران از مسعود شجاعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مصاحبه انتقادی مسعود شجاعی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران با رادیو فردا، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های مجازی داشت.

قاضی مرتضی تورَک رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال ایران ضمن احضار مسعود شجاعی، مصاحبه و رفتار او را با آنچه شبکه معاند نظام خوانده، دور از شان دانست.

تورک که به تازگی وارد فوتبال شده، به عنوان قاضی «جرائم امنیتی» شهرت دارد. او به سایت میزان گفت: «اتاق فکر این شبکه‌های سیاسی در خارج از کشور با برخی کارشناسان و مربیان تشکیل شده. آنها با هدفگذاری سیاسی که دارند سراغ کارشناسان، مربیان و بازیکنان داخلی می‌آیند تا آنها را جذب کرده و بهره‌برداری سیاسی خود را داشته باشند.»

رئیس فدراسیون فوتبال ایران، مصاحبه شجاعی را نامناسب دانست. روزنامه جوان هم خواستار کنار گذاشتن شجاعی از تیم ملی ایران شد. اما دیدگاه‌ها با واکنش ستارگان فوتبال در تضاد است.

اشکان دژاگه ستاره تیم ملی ایران با انتشار عکس مسعود شجاعی نوشت: برادرم، برای من یک مرد واقعی است، با قلبی پاک و درست.

علی کریمی مرد سال ۲۰۰۴ فوتبال آسیا در اینستاگرام خود ضمن انتشار عکسی از مسعود شجاعی با پیراهن تیم ملی ایران نوشته است: «مسعود از سر دلسوزی، درد و دغدغه‌هاى موجود را بیان كرد. كاش كسى بود كه پاسخگو مى‌شد! مسعود جان تو هم با ما بودى»

حساب کاربری علی کریمی با بیش از یک میلیون و هفتصدهزار عضو، پرمخاطب‌ترین صفحه مجازی در خانواده ورزش ایران است.

بازیکن سابق بایرن مونیخ در پست دیگری به حمایت از مهدی رحمتی پرداخته است. رحمتی نیز مانند شجاعی از سوی کمیته اخلاق، فراخوانده شد تا درباره انداختن عکس با یک هوادار زن در ارمنستان توضیح دهد.

کریمی نوشت: «در واگذار كردن حق فروش اینترنتى بلیت‌هاى لیگ زدوبند کردند. بر سر اسپانسر لباس در چهار سال گذشته هم زد و بند کردند و خیلی کارهای دیگر. هیچكس پاسخگو نشد. این‌ها جرمش كمتر از عكس گرفتن با یک طرفدار، یک هموطن است!»

مهدی مهدوی‌کیا نیز در حساب کاربری رسمی نوشت: «مسعود جان مانند اسمت شجاعى. اینها دردهاى جامعه ماست به خصوص ورزش. از یک جایى باید درست شود. دوستانت همه در كنارت هستند.»

وحید هاشمیان مهاجم سابق تیم ملی ایران است که در باشگاه‌های بزرگی مانند هامبورگ، بایرن مونیخ، بوخوم و هانوفر به میدان رفت.

هاشمیان از اینکه که شجاعی در مصاحبه‌اش از او یاد کرده، سپاسگزاری کرده و نوشته‌ است برایت در ورزش و زندگی، آرزوى موفقیت و سلامتى دارم.

در این بین، مجتبی تقوی سرمربی سابق ذوب آهن، سایپا و صنعت نفت آبادان، یادداشتی انتقادی منتشر کرده است.

آقای تقوی نوشته: ‎«فاصله بعضی مسئولان از مردم دارد سر به فلک می‌كشد. حرف هم كه می‌زنی باید به كمیته انضباطی بروی. مسعود انسانی بزرگ است. زمان جنگ، خود و خانواده‌اش آواره شدند. چقدر سختی كشید تا به نقطه‌ای رسید كه الان می‌بینید. بزرگترین شادی‌اش خوشحالی مردم است و بزرگترین غمش اندوه و غصه مردم.»

آقای تقوی که به عنوان مفسر فوتبال در برنامه‌های صداوسیما نیز حضور پیدا می‌کند، یادآور شده: «بگذارید حرفش را بزند تا وضعیت فوتبال و زندگی مردم، این نباشد. او پسر دوست داشتنی و فوق‌العاده‌ای است. مرامش از بازی‌اش هم بهتر است. او زنده است و حرف حساب می‌زند. ما همه چیزمان را دادیم تا بتوانیم حرف بزنیم، شاید بعضی از آقایان كمی به خود بیایند.»

مجتبی تقوی در پایان یادداشت خود نوشته است: «‎مرسی مسعود. تو زیباترین گل زندگی‌ات را به ثمر رسانده‌ای. این هیاهوى زودگذر از سایتهای رانت‌خواری است که دروازه‌شان باز شده، قصد جرزنی دارند! ‎فردا که داد و قال فرونشست، با انگیزه‌تر از همیشه در خدمت باشگاه و کشورت خواهی بود.»

خداداد عزیزی ستاره سابق تیم ملی ایران هم در حمایت از مسعود شجاعی نوشت: «آقايان، يادمان نرود دست زدنها و هورا كشيدنهايمان را بخاطر تكنيک ناب مسعود در بازيهاى نه چندان دور تيم ملى. آقايان كشيدن مسعود بپاى ميز محاكمه بخاطرگفتن حقايق، يعنى زدن مهر تأييد بر فساد در فوتبال، يعنى سكوت. كمى برخورد با فساد شايسته تر است.»

در حالی که سردبیر روزنامه خبر ورزشی، اظهارات شجاعی را به لگد زن تشبیه کرده و سایت میزان هم آن را سیاه نمایی و تخریب نظام می‌داند، برخی نویسندگان مستقل ورزشی در ایران، دیدگاه دیگری دارند.

نیلوفر کنگرانی نوشته است: مربیگری سلیقه‌ای است اما هر سلیقه‌ای، شجاعی را می‌خواهد. نمی‌شود این همه سال موج منفی را تحمل کنی اما باز بمانی. نمی‌شود در حالی که خیلی‌ها می‌گویند حقت نیست، تا ٣٢ سالگی در فوتبال اروپا بمانی.

خانم کنگرانی خطاب به منتقدان نوشته: «اگر واقعیت‌هایی که مسعود گفته به مذاقتان خوش نیامده، اینترنت‌ را قطع کنید و اخبار صدا و سیما را ببینید. هیچ وصله‌ای به او نمی‌چسبد.»

سحر طلوعی فوتبال نویس هم نوشته است: اگر فوتبال به مسعود شجاعی مربوط نیست، پس به چه کسی مربوط است؟ اگر او نباید درباره حوادث فوتبالی حرف بزند، پس چه کسی می‌تواند حرف بزند؟

به نوشته خانم طلوعی: «یادداشت‌های ناجوانمردانه و بعضاً دروغ برخی روزنامه‌های ورزشی و هجوم آنها به مسعود شجاعی، اتفاقاً تایید حرف‌های اوست درباره اینکه آنها برای اینکه کسانی را ستاره کنند، اغلب پول گرفته‌اند و می‌گیرند.»

طلوعی یادآور شده: «همین ورزشی نویسان، روی تماشاگر را در استادیوم به روی شجاعی باز کردند تا هو کنند و با هر پا به توپ شدنی آه و اوه کنند و بازیکن ملی پوش را زیر فشار بگذارند.»

فرشاد کاس‌نژاد هم نوشته است: «ویرانگر و ناامید‌کننده است که می‌نویسند شجاعی بحث‌هایی مطرح کرده که به او مربوط نیست. چه موضوعی می‌تواند به یک شهروند مربوط نباشد؟ همه حرف‌ها و همه‌ دردها به همه‌ ما مربوط است و موجش تا تخت‌خواب ما می‌آید.»

در این بین به باور علی کریمی، تشکیل اتحادیه بازیكنان فوتبال می‌تواند در تغییر این فضا موثر باشد.

مسعود شجاعی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران در مصاحبه‌اش با رادیو فردا گفته بود با وجود تمرکز کامل روی فوتبال حرفه‌ای، هرگز نسبت به معضلات اجتماعی در ایران بی تفاوت نبوده است.

تجاوز به کودکان کار، خشونت علیه زنان، تخلفات مالی و اخلاقی در فوتبال، بدرفتاری با مهاجرین و فساد در رسانه‌ها، موضوعاتی است که شجاعی با صراحت درباره‌اش صحبت کرده.

او گفت اگر بخواهد در قبال فسادهای رایج در جامعه سکوت کند؛ به نسل‌های بعدی خیانت کرده، به همین خاطر “به تشخیص خودم صلاح می‌دانم که حرف بزنم.”

شجاعی در همین زمینه، در منطقه محروم پاسگاه نعمت آباد در جنوب شهر تهران فعالیت می‌کند اما شهرداری تاکنون مساعدتی برای اسکان و تحصیل نوجوانان مورد نظر شجاعی، صورت نداده است.

No responses yet

Dec 05 2016

آقای حسن‌خمینی ! این ننگ ها میراث پدربزرگ‌ شماست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: دوشب پیش که اظهارات یکی از مدیحه سرایان رهبر- حسین‌اله کرم‌- را خواندم‌ خیلی سخت خوابیدم .‌ بغض و خشم‌گلویم را گرفته بود اما ترجیح دادم کمی بر خشم‌خود مسلط شوم‌آنگاه چند خطی بنویسم. داستان را نه از سال شصت و هشت و آغاز رهبری علی خامنه ای بلکه از سال هزار و سیصد و شصت و هفت شروع می کنم. در نیمه دوم آن سال ، فتح اله امید نجف آبادی که برای ارضای شهوات سیاسی سران‌ نظام ، دهها نفر را به سنگین ترین‌مجازات ها از جمله اعدام‌ محکوم کرده بود مورد خشم حکومت واقع شد که نتیجه این خشم‌، اعدام‌او به حکم‌علی فلاحیان- از سران دادگاه ویژه روحانیت در آن زمان – بود .‌ چند روز بعد از اعدام امید نجف آبادی ، یکی از نمایندگان مجلس را دیدم که دوست مشترک فلاحیان و امید بود. او با خشم‌فراوان ، به فلاحیان‌فحاشی می کرد . وقتی دلیل عصبانیت او را جویا شدم داستانی را از مجادله خودش با فلاحیان‌ نقل کرد . به گفته آن‌نماینده مجلس ، فلاحیان ادعا کرده بود که امید نجف آبادی پس از اینکه به او اطلاع داده بودند صبح روز بعد اعدام خواهد شد با هم سلولی خود لواط کرده است ! او می گفت به فلاحیان‌گفتم‌ او را اعدام‌کرده اید این حرف ها‌چیست که علیه او می گویید ؟ آیا اصولا در آن شرایط ، کسی توانایی برقراری رابطه جنسی با کسی دارد؟

البته گمان‌نکنید امید نجف آبادی ، تنها کسی بود که فاسدانی مثل فلاحیان آنان را مجازات و برای توجیه احکام‌صادره ، اتهامات سنگین به ایشان نسبت دادند. در دوران دهساله رهبری آیت اله خمینی ، دهها نفر در دادگاههای مخفی به اعدام‌محکوم‌شدند در حالی که رسانه های رسمی کشور یا محافل سیاسی ، بازتاب دهنده اتهاماتی از قبیل جاسوسی یا ارتباط نامشروع جنسی – عمدتا لواط- در خصوص آنان بودند. اگر از افراد ناشناس بگذریم‌ می توان به اعدام شدگانی اشاره کرد که آیت اله خمینی – یا کسانی که ازآغاز نیمه دوم دهه شصت بر او مسلط بودند- از نزدیک آنها را می شناختند .‌اما همان افراد توسط افراد فاسد و بدنام همچون‌علی فلاحیان ، محاکمه و مجازات شدند.‌رئیس صدا و سیما -قطب زاده – و فرمانده نیروی دریایی – ناخدا افضلی – از اعدام‌شدگان‌به اتهام جاسوسی و امید نجف آبادی و علینقی سید خاوری – نماینده مجلس- دو” اعدام‌شده” بودند که در محافل سیاسی و خبری ، اتهام لواط در مورد آنان مطرح می شد.‌ در همان دوره دهساله ، حداقل سه مرجع تقلید سرشناس -آیت اله شریعتمداری و آیت اله سید صادق روحانی در قم و آیت اله سید حسن‌قمی در مشهد – در حصر خانگی قرار گرفتند که اخبار بعدی نشان داد آیت اله خمینی کاملا در جریان امر بوده است. مهندس عباس امیر انتظام و برخی سران گروههای چپ با اتهامات واهی به زندان‌های طویل المدت محکوم‌شدند و از همه بدتر ، صدها نفر در تابستان سال شصت و هفت بدون طی تشریفات حقوقی ، بر اساس احکام‌ظالمانه به قتل رسیدند.

فصل مشترک‌همه احکام‌فوق ، دستور مستقیم آیت اله خمینی یا صدور احکام‌توسط‌قضاتی بود که مستقیما توسط رهبر منصوب و از حمایت بی چون و چرای او برخوردار بودند. خفقان ناشی از تسلط خمینی بر رسانه ها و محافل سیاسی نیز به گونه ای بود که نه تنها برای کسی امکان مخالفت با دادگاههای قرون‌وسطایی وجود نداشت بلکه حتی طرح پرسش نیز تقریبا غیر ممکن بود. با نگاهی به آن سال ها می توان به این‌نتیجه رسید هر کس انتقاد موثر بیان می کرد یا هر فرد‌ ، حزب و گفتمانی که می توانست رقیبی برای حاکمیت ولایت فقیه باشد مورد کینه آیت اله خمینی و مباشران اصلی او واقع می شد. در آن‌دوره ، آیت اله خمینی ، دستور حصر مراجع تقلید مخالف با انحصار طلبی ولی فقیه را صادر می کرد ، شخصا در تریبون‌عمومی‌علیه دکنر مصدق سخن می گفت – او اصلا مسلمان نبود – در برابر توصیه های محرمانه برای مداوای رقیب بیمار خود -آیت اله شریعتمداری- ترشرویی می کرد و اگر از افزایش محبوبیت کسی نگران‌می شد از همه قدرت خود برای حذف او استفاده می نمود- ابوالحسن‌بنی صدر – و…..

در سالهای پایانی عمر ، آیت اله خمینی بیش از آنکه خمینیِ دهه چهل و پنجاه و حتی خمینیِ پس از انقلاب باشد جاده صاف کن‌ مطامع حکومتی اکبر هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی بود و هر چه مرگ‌او نزدیک‌تر شد خشونت زوج‌ناکام‌رفسنجانی – احمد خمینی هم‌افزایش یافت که ثمره آن در ‌ جنایت تابستان شصت و هفت و نامه ششم ‌فروردین‌ شصت و هشت آیت اله خمینی به آیت اله منتظری نمایان‌گردید. لازم‌به توضیح نیست‌که رفتار سازمان‌مجاهدین خلق از ابتدای دهه شصت تا همراهی آنان با صدام و ارتش عراق، ملغمه ای از خیانت ، جنایت و حماقت بود اما هیچیک از موارد سه گانه فوق نمی تواند امضای آیت اله خمینی ذیل دستنویس احمد خمینی برای اعدام صدها محکوم اسیر در زندان را توجیه نماید.‌ آن حرکت آنقدر شرم‌آور بود که در ماههای بعد از کودتای انتخاباتی سال هشتاد و هشت ، بسیاری از حامیان جنبش سبز همه تلاش خود را بر اثبات بی اطلاعی سران جنبش از آن جنایت متمرکز کردند . ‌برخی وابستگان به جناح‌محافظه کار نیز برای تمسخر حامیانِ ” دوران‌طلایی امام‌” همان‌جنایت را به آنان یاد آوری نمودند. در خصوص نامه ششم فروردین‌ماه شصت و هشت به آیت اله منتظری نیز توضیح زیادی لازم‌نیست. در آن نامه ، آیت اله منتظری یک ساده لوح معرفی شده که جای او در قعر جهنم‌است و دو روز بعد در نامه دیگری با همان‌دستخط و امضا ، آظهار امیدواری شده که “ساده لوحی که مامن منافقین بوده و جایش درقعر جهنم‌است ” به حوزه و نظام گرمی ببخشد.

مسئولیت آنچه در بالا آمد به طور کامل به عهده آیت اله خمینی است ؛ هم‌ آنها که با دستور ، هدایت یا حمایت او در شرایط تعادل فکری و آگاهی کامل انجام‌ شد هم‌آنچه او با تبدیل شدن به ماشین‌امضای رفسنجانی و احمد خمینی ، فقط بار مسئولیت اخلاقی و شرعی آن را بر خود تحمیل کرد. زیرا همه آنها در غیاب ” امکان‌اعتراض به تصمیمات ولی فقیه” صورت‌گرفت. در آن‌روزها نیز هر کس اعتراض می کرد مورد تمسخر ، اهانت و تهدید واقع می شد حتی اگر نماینده نجیب مجلس – شرع پسند – بود که به خانواده شهدا انتساب داشت یا احمد کاشانی فرزند شخصیت مورد علاقه آیت اله خمینی ( آیت اله ابوالقاسم‌کاشانی ).

آنچه امروز در دوره حکمرانی سید علی خامنه ای جریان دارد بی شک‌میراث آیت اله خمینی است. خامنه ای ضعیف تر از آن بوده و هست‌که بتواند ادعا کند ” ولایت فقیه شعبه ای از ولایت رسول اله است “. اگر روح اله خمینی، مخالفان‌شورای نگهبان را ” مفسد فی الارض ” نمی نامید خامنه ای قادر نبود انتخاب همه آحاد ملت را به تایید پیرمرد مفلوکی به نام‌احمد جنتی موکول کند. اگر شخصیت حرام خواری به نام حسین اله کرم ، جرئت می کند به راحتی به یک‌بانوی نجیب ایرانی اتهامات غیر اخلاقی بزند گناه زیادی متوجه او نیست او در واقع راه امام‌راحل را پیگیری می کند که دکتر
مصدق را ” سیلی خورده از ملت “، مهندس بازرگان را ” پدر معنوی منافقین‌” ، آیت‌اله منتظری را ” ساکن‌قعر جهنم ” و آیت اله شریعتمداری را ” مستحق مرگ‌بر اثر بیماری ” می نامید.‌

روی سخنم با سید حسن‌خمینی است. او ظاهرا خود را به درس و بحث حوزوی مشغول ساخته است اما همانند پدر بزرگ‌خویش ، هیچ دغدغه ای نسبت به ” غیر خودی” ها ندارد. اکنون دیگر قانع شده ام‌که از حسن‌خمینی ، نمی توان حمایت از فعالان‌سیاسی سکولار یا مذهبیون مخالف ولایت فقیه را انتظار داشت. اما او همه وقت و انرژی خود را در راه رسیدن به عالیترین مدارج حوزوی طی می کند و لابد به آینده ای فکر می اندیشد که در جایگاه ویژه ای از مناصب حوزوی مستقر خواهد شد. در عین‌حال ، او تماشاگر لجن پراکنی علی خامنه ای علیه روحانیون‌پاک سرشت است که مخالف استبداد فقیه هستند. اگر خامنه ای امروز مراجع تقلید مخالف خویش را مروج‌” تشیع انگلیسی ” می خواند و حتی به گنجینه کتاب های ایشان رحم نمی کند دلیل آن را باید در ادبیات به جا مانده از دوران‌طلایی جستجو کرد . سید حسن خمینی در سال های حیات پدربزرگ‌خود، سن بلوغ را پشت سر گذاشته بود و قطعا ادبیات او را از یاد نبرده است که به راحتی تعدادی از نمایندگان‌مجلس شامل سید محمد خامنه ای و برخی مجتهدان دیگر را ” حنجره اسرائیل ” می نامید. حسن‌خمینی حنی اگر به وظیفه اخلاقی و شرعی خویش نمی اندیشد حداقل به آینده خود فکر کند. راهی که خامنه ای می رود همان‌مسیری است‌که پدر بزرگ حسن خمینی باز کرده است. اگر حسن‌خمینی حتی ذره ای آزادگی در وجود خویش می بیند باید مطمئن‌باشد که در آینده ای نه چندان دور با ولی فقیه یا اراذل وابسته به او درگیر خواهد شد. پس به او می گویم از میراث پدر بزرگ‌خویش بترسد و حداقل برای مصون ماندن‌خود از پدیده هایی مانند اله کرم ، راهی پیدا کند. شاید راهی که او می یابد اندکی به مردم‌نیز کمک‌کند و بار گناهان نابخشودنی پدربزرگش را سبک تر نماید.

No responses yet

Dec 05 2016

محمد ملکی: نظام ولایی در حال متلاشی شدن است و کشور آبستن تحولات چشمگیری است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان لندن: – دکتر ملکی افشاگری‌های برخی نمایندگان مجلس کنونی را با آنچه در آخرین مجلس نظام قبلی گذشت مقایسه می‌کند، با این تفاوت که اگر دیروز کسی انگشت اتهام را به سوی شاه نشانه نمی‌رفت، امروز پای علی خامنه‌ای را به میان می‌کشند
– محمد ملکی معتقد است اگرچه می‌توان افشاگری‌های این روزها را با انتخابات ریاست جمهوری بهار آینده در رابطه قرار داد، ولی وضع خیلی خراب‌تر از این حرف‌ها است
– رئیس سابق دانشگاه تهران می‌گوید امروز نیز مردم نقش اصلی را در هر تغییری ایفا خواهند کرد و بیگانگان تنها می‌توانند تاثیرگذار باشند

۱۴ آذر ۱۳۹۵

احمد رأفت – مدت‌هاست که حداقل هفته‌ای یک جنجال و رسوایی صفحات اول روزنامه‌های جمهوری اسلامی را به خود اختصاص می‌دهد.

فروش زمین‌های متعلق به شهرداری تهران به دوستان و آشنایان، تجاوز قاری قرآن به شاگردانش، و حالا هم حساب‌های بانکی به نام رییس قوه قضائیه که گویا به امر ولی فقیه دو دهه پیش باز شدند و هیچ نهاد دولتی بر آن نظارتی نداشته است. علی خامنه‌ای که بالاترین مقام جمهوری اسلامی است تنها واکنشی که به این جنجال‌ها و رسوایی‌های مالی و اخلاقی از خود نشان داده است، سکوت و دعوت دیگران به سکوت بوده است.

دکتر محمد ملکی
محمد ملکی، رئیس سابق دانشگاه تهران و از منتقدین نظام جمهوری اسلامی در گفتگو با کیهان لندن می‌گوید: «شاید دستی در کار باشد که این جنجال‌ها در شرایط کنونی یکی پس از دیگری مطرح می‌شوند، در هر حال تقابل‌های جناحی درون نظام به نقطه‌ای رسیده‌است که می‌توان از جنگ میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان صحبت کرد. هر دو جناح از مردم نیستند و به قول خودشان کمتر از نیمی از جامعه را، همان ۴۰-۵۰ درصدی که در انتخابات شرکت می‌کنند، را نمایندگی می‌کنند».

محمد ملکی در ادامه، وضعیت کنونی را با آخرین سال نظام قبلی تشبیه می‌کند. این استاد با سابقه دانشگاه به کیهان لندن می‌گوید: «با توجه به سن و سال و موقعیتی که من در سال‌های قبل از انقلاب داشتم و آن زمان دانشگاه تهران نقش موثری در انقلاب داشت و به همین خاطر هم از آن با عنوان سنگر انقلاب یاد می‌شود، در سال ۱۳۵۶ شاهد تحولاتی بودم که می‌توان به نوعی آنها را با آنچه امروز در کشور اتفاق می‌افتد مقایسه کرد. بر پایه همین تجربه می‌توانم بگویم که نظام کنونی در حال متلاشی شدن است. البته کسانی معتقدند که این روند متلاشی شدن در پیامد انتخابات سال ۱۳۸۸ آغاز شد و از آن زمان حکومت کنونی دیگر از انسجام و موقعیت قبلی برخوردار نیست.» دکتر ملکی نتیجه می‌گیرد که «نظام ولایی در حال متلاشی شدن است و کشور آبستن تحولات چشمگیری است».

در ادامه گفتگو با کیهان لندن، محمد ملکی که از جمله بنیانگذاران «لگام» یا کارزار «لغو گام به گام» مجازات اعدام است، می‌افزاید: «اگر نگاهی به آخرین مجلس نظام قبلی بیاندازیم می‌بینیم در آن سال ها نیز برخی نمایندگان مجلس حاکمیت را سخت مورد انتقاد قرار می‌دادند، چیزی که این روز‌ها نیز شاهد آن هستیم، با این تفاوت که اگر در آن سال‌ها پای شاه را به‌میان نمی‌کشیدند، امروز نوک تیز حمله به سمت ولی فقیه است». رئیس سابق دانشگاه تهران معتقد است که «وقتی رئیس قوه قضائیه می‌گوید ما ۲۰ سال پیش به دستور ولی فقیه این کار را انجام دادیم، یا آن یکی مدعی است که این کار را اگر کردم چون ولی فقیه دستور داده بود، و دیگران که معتقدند هیچ امری نیست که از نظر ولی فقیه پوشیده باشد، عملا پای او را به‌میان می‌کشند». محمد ملکی البته می‌افزاید: «شرایط کشور در این روزها از نظر فساد و فحشا اگر بیشتر از گذشته نباشد، با شدت بیشتری از سوی مردم مطرح می‌شود».
صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی از سال 1388
صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه

محمد ملکی در پاسخ به پرسشی در رابطه با ارتباط برملا شدن فساد‌های مالی و اخلاقی با انتخابات آینده ریاست جمهوری که در بهار آینده برگزار خواهد شد، می‌گوید: «می‌توان این مسائل را به انتخابات آینده نیز ربط داد، ولی وضع خیلی خراب‌تر ار این حرف‌ها است. ما که در ایران از نزدیک شاهد هستیم و با مردم ارتباط روزانه داریم، وضعیت را خیلی خراب‌تر از این حرف‌ها می‌بینیم. نارضایی مردم در حدی است که فردی مانند نماینده ولی فقیه در مشهد اذعان دارد کسانی که سنگ بنای انقلاب بودند، فرو ریختند. وقتی سنگ بنای ساختمانی فرو بپاشد، یعنی کل ساختمان در حال ریزش است، البته امیدوارم چون این جمله معروف که خرابی چون از حد بگذرد، آباد می‌گردد، انشاآلله به زودی تحولی ایجاد شود و خواست‌های مردم برآورده شوند».

دکتر ملکی در ادامه گفتگویش با کیهان لندن در اشاره به تحولی که جامعه ایران آبستن آن است می‌گوید: «این تحول تنها می‌تواند به دست مردم صورت گیرد و شخصا معتقد هستم که بیگانگان نمی‌توانند در آن نقشی اساسی ایفا کنند، اگرچه چون انقلاب ۱۳۵۷ می‌توانند تاثیرگذار باشند. اصل کار باید به دست مردم صورت گیرد و وظیفه ما آگاه ساختن مردم نسبت به واقعیت‌های جامعه و اتفاقات پشت پرده است».

چرا علی خامنه‌ای در رابطه با جنجال‌های اخیر سکوت کرده و دیگران را نیز دعوت به سکوت می‌کند، پرسش دیگری بود که با دکتر ملکی مطرح کردیم. این استاد باسابقه دانشگاه معتقد است: «سکوت علامت رضا است، بدین معنا که ایشان می‌داند که تمامی این اتهامات واقعیت هستند. وقتی که ایشان می‌گویند داستان را کش ندهید به این دلیل است که اگر افشاگری‌ها ادامه پیدا کنند کلیت نظام زیر سوال می‌رود و بقای‌ آن به‌ خطر می‌افتد».

در پایانِ گفتگو با کیهان لندن، محمد ملکی به حکم سنگین احمد منتظری که اخیرا به خلع لباس و ۲۰ سال حبس محکوم شده است اشاره می‌کند و می‌گوید: «این حکم واقعا مسخره است. ایشان را به دو بار ده سال زندان محکوم کردند. ۱۰ سال برای انتشار نوار معروف و ده سال دیگر برای افشای اسناد حکومتی که همان نوار است. آقایان باید بگویند تفاوت این دو جرم چیست؟ تنها نتیجه‌ای که می‌توان از این حکم گرفت نابسامانی در دستگاه قضایی است. تازه ادعا می‌کنند که ۱۵ سال هم در حکم ایشان تخفیف دادند چون برادرشان شهید است. کجای قانون، قانون خودشان، نوشته شده است کسی که برادرش شهید باشد شامل تخفیف در مجازات می‌شود؟!»

No responses yet

Dec 04 2016

تجمع کارکنان اتوبوسرانی تهران مقابل شورای شهر تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: ده ها نفر از کارکنان اتوبوسرانی تهران و خانواده های آنها روز سه شنبه ۱۲ مرداد ماه مقابل شورای شهر تهران تجمع کردند.

خبرگزاری های داخلی ایران گزارش دادند که این تجمع در اعتراض به مشکلات تعاونی مسکن در خیابان بهشت مقابل ساختمان شورای شهر تهران برگزار شد.

برخی از تجمع کنندگان پرده‌ای با عنوان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی در دست داشتند که در آن به اجرا نشدن مصوبات شورای مسکن شهرداری تهران درباره مسکن کارکنان اتوبوسرانی اعتراض شده بود.

خبرگزاری خبرآنلاین نوشت که کارکنان اتوبوسرانی پیشتر نسبت به واگذار نشدن خانه‌های خود با وجود سرمایه گذاری در شرکت تعاونی مسکن صنفی خود، معترض شده بودند. به گزارش این خبرگزاری، حدود ۲۰۰ نفر در تجمع امروز حضور داشتند.

فعالیت های صنفی کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران طی سال های گذشته با چالش ها و تنش هایی روبرو بود. برخی از فعالان کارگری وابسته به شرکت واحد اتوبوسرانی و اعضای سندیکای کارگری این شرکت به دلیل فعالیت‌های صنفی خود بازداشت شدند.

No responses yet

Dec 04 2016

وزیر کشور: انشاءالله هیچ سخنرانی روز ۱۶ آذر لغو نخواهد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی

خُسن آقا: انشاالله گربه است
عصرایران: با استانداری‌های سراسرکشور نیز هماهنگ شده تا با برگزاری مراسم‌های روز دانشجو همراهی کند.
وزیر کشور گفت:‌ ان‌شاء‌الله هیچ سخنرانی در روز دانشجو لغو نمی‌شود و همه سخنرانی‌ها باید مجوز شورای فرهنگی دانشگاه‌ها را داشته باشند.

به گزارش ایسنا، عبدالرضا رحمانی فضلی در حاشیه همایش ملی صیانت و گفتمان سازی اجتماعی شدن مبارزه با مواد مخدر در جمع خبرنگاران با بیان این مطلب گفت:‌همه سخنرانی‌هایی که مجوز شورای فرهنگی دانشگاهها را دارند مورد تایید وزارت کشور است و در صورتی که این مجوز و از سوی شورای فرهنگی دانشگاهها صادر شده باشد وزارت کشور با آن مخالفت نمی‌کند.

وی ادامه داد: با استانداری‌های سراسرکشور نیز هماهنگ شده تا با برگزاری مراسم‌های روز دانشجو همراهی کند.

وزیر کشور تاکید کرد:‌به طور قطع همراهی مردم در آستانه انتخابات بسیار مورد تاکید است و همه باید رعایت کنیم تا 16 آذر به نقطه قوت و نقطه عطفی بدل شود.

No responses yet

Dec 04 2016

عفو بین‌الملل خواستار آزادی بازداشت‌شدگان مراسم یادبود پوینده و مختاری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای از ایران خواست تا دستگیرشدگان در مراسم بزرگداشت پوینده و مختاری را “فورا و بدون شرط” آزاد کند. این مراسم در کرج برگزار شده و با خشونت نیروهای امنیتی از هم پاشیده شد.

در بیانیه سازمان عفو بین‌الملل که روز ۳ دسامبر (۱۳ آذر) منتشر شده، آمده است که چهار نفر بازداشت شده در مراسم “صلح‌آمیزی” به مناسبت یادبود هجدهمین سال درگذشت دو نویسنده و روشن‌فکر شناخته‌ شده شرکت کرده بودند.

بکتاش آبتین (دبیر کانون نویسندگان ایران)، فاطمه سرحدی‌زاده (عضو کانون نویسندگان ایران)، محمد مهدی‌پور (شاعر) و مزدک زرافشان که نامشان در این بیانیه ذکر شده، روز جمعه (۱۲ آذر) همراه با شماری دیگر در مراسم گرامی‌داشت محمد مختاری و محمد جعفر پوینده در امام‌زاده طاهر کرج حضور داشتند. این مراسم با حضور نیروهای امنیتی مختل شده و حاضران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و چند نفر بازداشت شدند.

بیشتر بخوانید:یورش امنیتی به مراسم یادبود پوینده و مختاری

ناصر زرافشان، نویسنده و وکیل خانواده کشته‌شدگان نیز جزو بازداشت‌شدگان بود که ساعاتی پس از دستگیری آزاد شد.

به نوشته سازمان عفو بین‌الملل چهار نفر بازداشت شده در پی “دستگیری خشونت‌آمیز” اینک در محلی نامعلوم نگهداری می‌شوند.

کانون نویسندگان ایران نیز پیش‌تر بیانیه‌ای را به همین مناسبت منتشر کرده بود. در بیانیه این کانون آمده بود که جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای “ادامه قتل‌های زنجیره‌ای و دفاع از جنایت” است.

محمد مختاری و محمد جعفر پوینده دو تن از روشنفکرانی بودند که در فاصله ۲۸ آبان تا ۱۸ آذر سال ۱۳۷۷ در تهران به قتل رسیدند. مجید شریف، داریوش فروهر و پروانه مجد اسکندری (فروهر) دیگر قربانیان قتل‌های پاییز سال ۷۷ و دوران ریاست‌جمهوری محمد خاتمی بودند که به نام “قتل‌های زنجیره‌ای” شناخته می‌شود.

وزارت اطلاعات در آن زمان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که این قتل‌ها توسط عده‌ای “از اعضای خودسر” این وزارتخانه انجام شده است. مراسم یادبود این افراد هر ساله با حضور نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی از هم پاشیده شده و حاضران مورد ضرب و شتم قرار گرفته یا بازداشت می‌شوند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .