اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Sep 27 2016

حسینعلی حاجی‌دلیگانی٬ نماینده مجلس: الحاق ایران به کنوانسیون حقوق کودک٬ بسیج دانش‌آموزی را تعطیل خواهد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: حسینعلی حاجی‌دلیگانی٬ نماینده مجلس گفته لایجه الحاق ایران به کنوانسیون حقوق کودک که از سوی دولت ارائه شده٬ عملا بسیج دانش‌آموزی را به تعطیلی می‌کشاند.

اشاره وی به لایحه «الحاق ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به‌کارگیری کودکان در منازعه مسلحانه» است که از سوی حسن روحانی برای تصویب به مجلس ارائه شده است.

حاجی دلیگانی در این زمینه گفته که با این لایحه «عملا بسیج دانش آموزی و بدنه فعال‎تر بسیج که جوانان ۱۸ سال و پایین‎تر از آن هستند و این جذب نیروها، آموزش‎ها و آمادگی‎ها به تعطیلی کشانده می‎شود.»

وی افزوده «تعریف ما با شیطان بزرگ در موضوع تروریسم به لحاظ مبنایی متفاوت است و هرآنچه را که ما هنجار و ارزش می‎دانیم، آنها مغایر آن را تعریف می‎کنند.»

نماینده شاهین‌شهر در مجلس اضافه کرده «دشمنان بنا دارند تیشه را اول به این اعتقادات ما بزنند و بعد آن بیایند سراغ اینکه هیچ جوان ایرانی نیز حرفه دفاع از خود را بلد نباشد و حق نداشته باشد یاد بگیرد تا بتوانند با یک هجومی از لحاظ فرهنگی، فکری و نظامی وارد می‎کنند، بر ملت ما فائق آیند.»

وی به صراحت گفته ما با «این لایحه که منافع کشور را تهدید می‎کند مخالف هستیم و نخواهیم گذاشت به تصویب برسد.»

حاجی دلیگانی با انتقاد از ارائه این لایحه از سویدولت نیز افزوده «متاسفانه برخی از دولتی‎ها آگاهانه یا ناآگاهانه نیز در این راستا طرح‎هایی را می‎دهند که منافع خارج نشین‎ها را که اتاق فکرشان در آنجا قرار دارد تامین می‎کند.»

جمهوری اسلامی بدنبال آغاز جنگ با عراق٬ همواره از نیروهای کم سن و سال برای پیشبرد اهاف خود استفاده کرده و بدین منظور نوجوانان را از سنین پایین آموزش می‌دهد.

No responses yet

Sep 25 2016

دری‌نجف‌آبادی(مسئول قتل های زنجیره‌ای) : کهریزک حاصل سرپیچی از من بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی، وزیر پیشین اطلاعات در دورۀ قتل های زنجیره ای، با تاخیری طولانی به عذرخواهی سعید مرتضوی در مورد قربانیان بازداشتگاه کهریزک واکنش نشان داده و می‌گوید :

اولاً عذرخواهی یا به تعبیر دری نجف آبادی “توبه نامۀ” (سعید مرتضوی) هفت سال پس از ماجراهای کهریزک بی اثر است و ثانیاً خود او به عنوان دادستان کل کشور در زمان فجایع کهریزک با انتقال زندانیان به این بازداشتگاه “صد در صد” مخالف بوده است، اما، به گفتۀ دری نجف آبادی، سعید مرتضوی و دوستانش به این مخالفت توجه ای نکردند.

دری نجف آبادی که در دورۀ ریاست وی بر وزارت اطلاعات جمعی از نویسندگان و دگراندیشان کشور (محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، داریوش و پروانۀ فروهر…) توسط اعضای همین وزارتخانه به قتل رسیدند، اکنون می گوید : “در سال ۸۸ به عنوان دادستان کل کشور مخالف انتقال زندانیان به کهریزک بودم و پافشاری کردم که این کار انجام نشود… اما، آنان دست به این حرکت خودسرانه زدند و اکنون بعد از هفت سال می گویند که اشتباه کردند.”

دری نجف آبادی نمی گوید که “آنان” چه کسانی بودند و چگونه توانستند به همراه دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی، که قاعدتاً تحت فرمان وی بوده از دستور او آنهم بر سر موضوعی مهم سرپیچی کنند و چرا خود دری نجف آبادی نه آن زمان و نه حتا در این هفت سال گذشته از این سرپیچی صحبت نکرده بود.

با این حال، به نظر می رسد که آیت الله دری نجف آبادی که امروز نمایندۀ ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک است، از عذرخواهی سعید مرتضوی ناخرسند است، زیرا، آن را بی اثر می داند.

دری نجف آبادی در سخنانش تلویحاً به قتل زهرا کاظمی، خبرنگار-عکاس ایرانی-کانادایی، در زندان اوین نیز اشاره کرده و گفته است که این مرگ نیز در دوره ای که وی دادستان کل کشور بوده و در نتیجۀ “غفلت عده ای” صورت گرفت و به قطع مناسبات ایران و کانادا منجر شد. گزارش کمیسیون تحقیق مجلس ششم سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، را مسئول قتل زهرا کاظمی دانست بی آنکه در همان زمان دادستان کل کشور، یعنی دری نجف آبادی، سخنی دربارۀ “غفلت برخی” بگوید.

No responses yet

Sep 23 2016

صدرا محقق‌ها و یاشار سلطانی‌ها در زندان؛ علیرضا پورصباغ‌ها آزاد و آسوده؛ نفوذ چیست و نفوذی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ملیون: محمدرضا شکوهی‌فرد

ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه‌ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آن وقت درک کنند صدرا محقق‌هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه‌ای و مدنی‌شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق‌شان زندان نیست

یک:
صدرامحقق، روزنامه نگار و دبیر سرویس اجتماعی شرق را بازداشت کرده اند، یکی از سالم ترین، صادق ترین و حرفه ای ترین روزنامه نگاران کشور، اتهامی هم که متوجه اش کرده اند چنان مضحک ست و لایتچسبک که حد ندارد.

چکیده ی رسما اعلام شده ی اتهام صدرا اینست: “نوشتنِ گزارش از معضلات داخلی کشور برای رسانه های بیگانه در قالب پروژه ی نفوذ”

همینقدر مضحک و مزخرف.

صدرایی که شرافت و تعهدش را هم در حرفه اش و هم درنگاه و نگرشش بارها ثابت کرده، صدرایی که جان و جهان سرشار از عشق به وطنش و تعهدش به آن همواره عیان بوده، یک روزنامه نگار به غایت حرفه ای و با اصول که حوزه ی مرکزی دغدغه هایش تهدیدهایی بود که به سبب ” سلسه ای از سو مدیریت ها، بی مسوولیتی ها و فسادهای بالادستی” منابع حیاتی کشورش را در معرض عوارض قرار داده.

(البته توی پرانتز ناگفته نماد که مراد از معضلات مبتلا به کشور و فسادهای بالادستی اصلا شهرداری تهران بزرگِِِ سردارِ رضاخانی و شرکا نیست و اصلا مگر پاک و مبرا ار اتهام فساد و فسق و فجور تر امارت خانِ خلبان تهران می توان یافت.، حاشا و کلا….
وضع حوزه ی زیست بوم و منابع طبیعی کشور هم به همین ترتیب بهشت است و بکر و برین و دست نخورده و فاقد کمترین موضوعیت برای توجه و تمرکز رسانه ای جماعت؛ به پاس زحمات شبانه ریزی مسوولان بی ربط و ذی ربط، ……..)

دو:
آنسوی آن شهر پرآشوب اما یک قلم به دست هتاکِ به نام #علیرضاپورصباغ پیدا می شود و می آید با خیالی آسوده از در پی نبودنِ هرگونه پیامد و پیگردی؛ هرزنامه ای بیمارگونه، مهوع و کثیف( چنانکه آدمی از فرط حیرت از خباثت و بی شرمیِ نویسنده خشکش می زند) علیه سه چهره ی فرهنگی سینمایی محترم کشور می نویسد و آنرا براحتی در نشریه ی فحاشی که ارشاد دو ماه پیش به اتهام یک فقره هتاکی دیگرعلیه هنرمندان و فرهنگیان کشور توقیف کرده بود منتشر می کند.

هفته نامه ی بدنام یالثارات، بنگاه هرزه پراکنیِ شناخته شده ای که بیش و کم از دو دهه پیش با رانت مستقیم گروه هایی خاص و البته با مرکزیت موسسه انتشاراتی کیهان و به نمایندگی از گروه موسوم به انصارحزب_ا… هر هفته با کوپنِ کاغذ کیهان از خورجین بیت المالِ ملت منظما منتشر می شود و حتی اگر مرجع رسمی حقوقی حکم به توقیف آن به هر جرمی از جمله هتاکی و بی حرمتی به شهروندان کشور داده باشد، انتشارش متوقف نشده و به هیچ نهاد حقوقی پاسخگو نبوده و نیست و روی گیشه ها منتظر مشتریانشً می ماند. (نمادی از یک وضعیت کمیک تراژیک هذیان آور)

یالثارات ها روز به روز دستشان را برای دهن کجی به قانون و اخلاق و عرف بازتر می بینند و هیچ اتفاقی نمی افتد،یعنی قرار نیست بیفتد؛ دست کم که نه؛ قطعا اینطور به نظر نمی رسد؛ چنانکه حمله و هتاکی و فحاشی و هرزه زبانی علنی علیه چهره های فرهنگی اجتماعی کشور را به رویه ی ثابت خود تبدیل کرده اند. آسوده و مطمین و تضمین شده ادامه می دهند و “علیرضاپورصباغ هم اکنون آزادانه دارد می چرخد و به ریش قانون و ملت و من وما و شما می خندد”.

سه:
هر چند طرح و توضیح این نکته ی سوم دست کم در شروع شاید قدری نه بلحاظ محتوا بلکه شکلا فانتزی و شلوغ به نظر برسد اما خب….

به نظر می رسد مسوولان نظریه پرداز یا دست اندرکار مبارزه با آنچه پروژه ی نفوذ دشمن عنوان می شود را باید دعوت کرد( دست کم واقعی هایشان؛ اگر اپسیلونی شهامت، صداقت و عزت نفس داشته باشند) در تعریف و فهم خود از “نفوذِ” موضوعه؛ اقلا قدری؛ چنانکه موثر افتد تجدید نظر کنند و مالا برای تحمیل این تجدید نظر بر آنهایی که باید، بکوشند چرا که شرایط شرایط خوبی نیست وبقولی در وضعیت حساس کنونی ی تری از هز زمان هستیم.

پرواضح است و منطقی که وقتی “در این موقعیت؛ و مشخصا “در این موقعیت ” از نفوذ حرف می زنیم باید در چارچوب کلانِ نزاع قابل رویتِِ قدرت یا قدرت های قدر بیرونی برای مخدوش کردن عناصر وحدت بخش دولت_ملتی به نام ” ایران ” حرف بزنیم؛ نه محدودتر، که البته در متن و حاشیه و ذیل خود ابعاد متعددی دارد.

گرنه یک امر واقعی و عینی آنهم تا به این حد محسوس و هشداردهنده را از پشت عینک (ایدیولوژِیِ صرف نگاریستن؛ انهم از نوع مطلقا کپک زده ضد سیاسی اش) نه تنها در فهم و تعریف ما از اصل مساله اختلال ایجاد می کند بلکه مالا به تقابل ما با اصل موضوع شکل احمقانه ای می دهد تا جایی که مثلا دوچرحه سواری زنان هم می شود یکی از نمادهای فعالیت هسته های دست اندرکار نفوذ (التماس شفای عاجل)، یا کنسرت استاد علیزاده می شود خود خود نفوذ! یا …..

(ده ها فعال مدنی و سیاسی و روزنامه نگار صادق و سالم و دلسوز کشور روزها، ماه ها و سالهاست قربانی همین نوع درک کاریکاتوریزه از امر امروز بمراتب واقعی تر و انضمامی تر نفوذ بوده اند و هستند).

نفوذی که مداوما در تعریفِ مراجع رسمی مطرح می شود؛ دست کم برخی محورهای حیاتی اش نه حول منافع ملی، یکپارچگی ایران و وحدت ملت بلکه با مرکزیت ایدیولوژی، نظام و هیات تعریف شده. و همین ممکن ست و محتمل که گند بزند به اول و آخر تقابل ما با اصل آن.

آنچه در این هنگامه ی نرسیده به بزنگاه در رابطه با نفوذ باید آقایان را حساس کند تدقیق عینی و نه صرفا ایدیلوژیکِ اهداف مشخص و صریج نفوذ و ردیابی پیگیرندگان آنست، “فروپاشی اجتماعی” بواسطه تهدیدهای متعدد در حوزه های مختلف؛ در واقع هسته ی مرکزی اهداف کارگردانان و پیمانکاران آنچه آقایان پروزه ی نفوذ عنوانش می کنند همین است. سرمایه گزاری تام و تمام برای هدایت کشور به سمت فروپاشی و اضمحلال اجتماعی. با استفاده از همه ظرفیت ها و فرصت های درونی و بیرونی…

در همین رابطه باید از این آقایان مسوول و متولی و نفوذ پژوه خواست به یک چند از هزاران پرسش نه چندان پیچیده ی مرتبط اگر نه پاسخ داده دست کم فکر کنند.

برای نمونه می توانند به این فکر کنند که مولفه ی ساده اما مهمِ “حفظ و گرامیداشت منابع و سرمایه های انسانی و فرهنگی کشور در جهت ارتقایِ بنیه و بنیاد وحدت؛ همبستگی؛ اعتماد و انسجام ملی” چه جایگاه مهم و تعیین کننده ای برای مقابله ی موثر با چنین #نفوذی (چنانکه کلیتش توصیف شد) می تواند داشته باشد؛ نفوذی که قاعدتا سرمایه گزارانش هدف غایی آنرا را هتک و هدم یکپارچگی ایران می توانند تعریف کرده باشند؛ که البته شواهد اخیر همین را تایید می کند.

مخدوش کردن چنین سرمایه ای اجتماعی ی در چه جهتی قابل ارزیابی ست؟ چه پیامدهای مشخصی را سبب می شود؟ جریان هایی که در این راستا حرکت می کنند، که به شکنندگی روانی و گسست و نا امیدی و تولید انزجار و بیزاری عمومی در جامعه دامن می زنند و دست کم روی آن سرمایه گزاری جدی می کنند کدامند؟

مثلا و فقط به عنوان یک مثال و صرفا یک مثال ، کمتر از ساعتی آقایان به این بیندیشند که ٱیا ردِ نفوذ و نفوذی را بهترست اول در مونیتور کردن انجام وظیفه حرفه ای و اخلاقی چند روزنامه نگار چون صدرامحقق بزنند که تمام همیت حرفه ای شان انعکاسِ معضلات حیاتی مبتلا بهِ کشور از جمله نوشتن از آسیب های تهدید کننده ی حوزه های استراتژیکی نظیر محیط زیست و میراث فرهنگی و پیگیری فسادهای کلان مسوولین بالادستی بود؟

یا نه؛ برعکس؛ دست کم یکی از رد و ربط های نفوذ و نفوذی را می توان و باید در ایجاد فضایی از سوی برخی نهادهای خاص و حکومتی زد که امکانات اطمینان بخشی را برای مانور عده ای افراد مشکوک الاحوال و عده ای لات ها و لمپنِ پشت سنگر ارزشها پناه گرفته مانند یالثاراتی ها و پورصباغ ها فراهم کرده اند تا سرمایه ها ی فرهنگی و منابع انسانی و اجتماعی ما را هدف قرار دهند و دلزدگی هنرمندان و فرهنگیان در بدو آن و تعریضِ و تسریِ بد بینی و بی اعتمادی و انزجار اجتماعی در امتدادش را موجب شوند.

واقعا نمی شود و منطقی تر نیست رد نفوذ و نفوذی را در عملکرد افراد و جریان های خاصی زد که به اعتبار جایگاه و امکانات و قدرتی که یافته اند و دارند؛ سالهاست واین اخیرا به مراتب جدی تر و مصرانه تلاش می کنند میدان عمل بازی برای تروریست های فرهنگی رسانه ای همچون علیرضاپورصباغ ها و نشریه نامحترم یالثارات و …. تعریف کنند و از هر گزند حقوقی و اخلاقی مصون شان دارند؟

کافیست آقایان در این چند روزه واکنش ها را مونیتور کرده باشند، به اینستاگرام سری بزنند، به توییتر و فیس بوک به دیگر شبکه های اجتماعی سری بزنید و ببینید چقدر ساده ظرف کمتر از یک هفته یک فرد هتاکِ بیمار که تا دیروز کسی نام و نشانی چندان از او ندیده و نشناخته بود با انتشار مطلب سخیفش در یالثارات “لابد” چه ضربه ی محکمی به نفوذی ها زده!

ظرف کمتر از یک هفته نوشته ی بیمارگونه این فرد مریض کاری کرده که هنرمندان محبوب اما بی نوای مردم که به حق احساس می کنند در برهوت بی قانونی جاری هیچ مدافعی ندارند مجبور می شوند رسما و علنا دلزدگی شان را از زندگی در چنین کشوری اعلام کنند و میلیون ها نفر از هوادارانشان هم که همین مردم ند به تبع و به حق همدل می شوند و منزجر …

پیامدهای طبیعی تداوم این نوع روندها و رویه ها در حوزه های مختلف بویژه حوزه ی فرهنگی چیست؟ آیا سلب امنیت روحی و اخلاقی و حقوقیِ از چهره های فرهنگی هنری و دلزده کردن آنان از زندگی در چنین شرایطی مصداق مقابله با نفوذ است؟ آیا ابراز دلزدگی به حق هنرمند محبوب دلزدگی مخاطبان و هوادارانش را به ما هو مردم سبب نمی شود؟ آیا دلزدگی مردم ، انزجار شان از زیستن در این وضعیت در جهت مقابله به نفوذ قابل ارزیابی ست؟

علیرضا پورصباغ ها در یالثارات ها و یالثارات ها به مدد قلم مریضِ پورصباغ ها دقیقا دارند همان کاری را می کنند که عده ای لات یا مغذور تحت فرمان لات ها در خیابان ها به اذن برخی عناصر مشکوک عالیرتبه تر در نهادهای بالادستی با دختران و پسران مردم می کنند هر دو به نام خدا و دین و ارزش ها و به کام مقابله با نفوذ لابد!

آیا این همه که جز تولید انزجار و دامن زدن به نفرت عمومی هیچ در پس ندارد مصداق تقابل با نفوذ است؟ سربازان جبهه ی مقابه با نفوذ اگر پورصباغ ها و لات های پشت ارزشها پنهان شده یالثارات باشند وای به حال ملک و ملت و خوش به حال نقوذی ها …..

نتیجتا
ای کاش ای کاش و ای کاش خیلی زود آقایان این مطلب خیلی ساده و صریح را درک کنند که هنرمندان و فرهنگیان و چهره هایی برجسته ای چون استاد بیضایی، شجریان، علیزاده و … اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و …… .منابع انسانی و سرمایه های ملی و مدنی گرانقدری برای این کشور هستند که دقیقا “ارج نهادنشان در جهت تقابل موثر با همانست که نفوذ می خوانندش؛ نه دلزده کردنشان از زیستن در سرزمینی که گویا سزای سر سنگ است و سزای آبرو دندان سگ هار.

و ایضا ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آنوقت درک کنند صدرا محقق هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه ای و مدنی شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق شان زندان نیست.

و صد البته ای کاش و ای کاش همین آقایان متولی مهار نفوذ بپذیرند امثال علیرضا صباغ زاده هایی که جز میکروب و کثافت و عقده پراکنی علیه فرهنگ و جامعه و چهره ها ی اجتماعی منتشر نمی کنند خق شان آزادانه قلم به دست گرفتن و تریبون داشتن و راست راست راه رفتن در جامعه نیست.

ای کاش ها بسیارند و اینکه…

رمز و راز حقیقی در آن چیزیست که آشکارست نه پنهان

از: گویا

No responses yet

Sep 22 2016

حضور رپرهای آمریکایی در جشنواره‌ای در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: به گفته‌ی دبیر جشنواره “افق نو” این جشنواره امسال در مشهد برگزار می‌شود و حضور چند رپر آمریکایی در آن قطعی است. او می‌گوید رپرها درباره مبارزه و مقاومت سخنرانی می‌کنند و برای کنسرت آنها “باید فرمولش را پیدا کرد”.

بنابر اظهارات نادر طالب‌زاده، دبیر جشنواره سینمایی “افق نو”، این جشنواره زمستان امسال در سه بخش سقوط اخلاقی، افول امپراطوری غرب و حمایت از سیاه‌پوستان و نگاه ضد تبعیض‌نژادی و در قالب سخنرانی و کنفرانس برگزار می‌شود.

او در گفت‌وگویی با روزنامه شرق که متن آن چهارشنبه (۲۱ سپتامبر / ۳۱ شهریور) منتشر شد، گفت: «این کنفرانس‌ها به مدت پنج شب در مشهد برگزار می‌شود. بعد از آن هم قرار است که در شهر دومی که شاید تهران یا اصفهان باشد، مرحله دوم جشنواره افق نو را برگزار ‌کنیم.»

طالب‌زاده خاطرنشان ساخت که علت برگزاری این دوره از جشنواره در مشهد “معنویت شهر” و هدف احیا کردن “سنت امام رضا در انجام گفت‌وگو” است.

بیشتر بخوانید: دادستان خراسان رضوی: فعلا در این استان کنسرت برگزار نمی‌شود

«رپرهای آمریکایی طرفدار مقاومت»

دبیر جشنواره “افق نو” درباره حضور رپرهای آمریکایی در مشهد که خبر آن پیشتر رسانه‌ای شده به روزنامه شرق گفت: «ما رضایت چند گروه را جلب کرده‌ایم که باید قطعی‌تر بشود تا بتوانیم نامشان را اعلام کنیم. الان اگر بگوییم و بعد نیایند، برای جشنواره افق نو خوب نیست، اما آمدنشان قطعی است.»

خبرگزاری مهر ۱۲ شهریور ماه به نقل از طالب‌زاده از حضور “رپرهای طرفدار مقاومت” در جشنواره افق نو خبر داده و از قول او گزارش داده بود که اگر قرار باشد رپرهای آمریکایی کنسرتی برگزار کنند، “اشعار آنها درباره مبارزه و مقاومت” است.

برگزاری کنسرت موسیقی در استان خراسان رضوی و به ویژه مشهد از مدتی پیش به دلیل مخالفت احمد علم‌الهدی امام جمعه این شهر توسط مقام‌های قضائی استان ممنوع اعلام شده است.

غلامعلی صادقی، دادستان عمومی و انقلاب مشهد ۱۵ خرداد اعلام کرد که به دلیل گلایه‌هایی که “از ناحیه اقشار مختلف مردم، حوزه علمیه و علما” نسبت به برگزاری برنامه‌های هنری شده، دادگستری استان خراسان رضوی تصمیم گرفت “تا برای پیشگیری از آسیب‌های موجود، فعلا کنسرت‌ها اجرا نشوند”.

بیشتر بخوانید: روحانی: نباید جلوی فشار و لغو کنسرت‌ها کوتاه آمد

جشنواره‌ی بدون فیلم و موسیقی

طالب‌زاده در پاسخ به این پرسش که با توجه به وضعیت شهر مشهد آیا رپرهای آمریکایی کنسرت نیز برگزار می‌کنند، گفت: «نه! به احتمال زیاد این هنرمندان سیاه‌پوست آمریکایی در کنفرانس مشهد شرکت و سخنرانی خواهند کرد، اما باید به‌دنبال فرمولی باشیم که بشود موسیقی‌شان را برای مثال به شکل کلیپ ارائه کنیم.»

او با تائید این که بدون موسیقی جشنواره به کنفرانس تبدیل می‌شود، گفت: «باید فرمولش را پیدا کنیم و ما شهر دوم را برای ادامه جشنواره افق نو داریم. به‌هرحال این گروه‌ها خواهند آمد و باید برای اجرای برنامه‌شان فکر بکنیم.»

بر این اساس احتمال دارد “جشنواره” در مشهد بدون فیلم و موسیقی برگزار شود و سپس در یکی از شهرهای اصفهان یا تهران ادامه یابد.

طالب‌زاده از پایه‌گذاران شبکه تلویزیونی “افق” و مجری و تهیه‌کننده چند برنامه تلویزیونی از جمله مجموعه “عصر” است که به گفته‌ی او “با محوریت جنگ نرم” ساخته می‌شود.

بیشتر بخوانید: “افق” شبکه تلویزیونی اصولگرایان تندرو در صدا و سیما

«ترور بیولوژیکی طالب‌زاده»

دبیر جشنواره “افق نو” چندی پیش مدعی شده بود که در جریان سفری که به عراق کرده، هدف “ترور بیولوژیکی” قرار گرفته است.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران ۲۵ خرداد ۹۵ از قول علی کرمی، رئیس پژوهشکده مجازی بیوتکنولوژی بسیج جامعه پزشکی، این ترور بیولوژیکی را تائید کرد و به تشریح جزئیات آن پرداخت.

کرمی گفت: «در دیدارهایی که بنده با آقای نادر طالب‌زاده داشتم در حالی که ایشان به شدت کسالت داشت و من نگران وضعیت جسمانی وی بودم، به طور اتفاقی صحبت‌هایی از ترور بیولوژیک به میان آمد؛ سپس آقای طالب‌زاده، درباره اتفاق‌هایی که یک سال و نیم پیش برای او در کشور عراق افتاده بود، صحبت کرد و حرف‌های عجیبی زد.»

مطابق این گزارش زمانی که طالب‌زاده در هتلی در نجف اقامت داشته چمدان او ناپدید و “۵ الی ۶ روز بعد در کربلا در نیمه شب به وی تحویل داده شد”.

علی کرمی با بیان این که طالب‌زاده از روزی که چمدان را تحویل گرفت “دچار بدحالی شد” گفت: «اگر ایشان آگاه‌تر بود، لباس‌های داخل چمدان را نمی‌پوشید و یا از چمدان استفاده نمی‌کرد.»

او اعتراف می‌کند که هشدارهایش درباره این نوع ترور حتی از سوی مسئولان حکومتی با تمسخر روبرو می‌شود: «بنده در جلسات مهم و استراتژیک کشور بارها این نوع تهدیدات را به مسئولان گوشزد کردم، اما اصلا هشدارها جدی گرفته نمی‌شود و بلکه گاهی اوقات مورد تمسخر واقع شده‌ام.»

No responses yet

Sep 21 2016

قانون‌گذاری پلیس استان فارس برای جشن‌های عروسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: نیروی انتظامی استان فارس طی اطلاعیه‌ای برای جشن‌های عروسی در این استان مقرراتی را معین کرده است؛ از جمله اینکه آرایشگاه‌ها تنها تا ساعت ۱۸ مجاز به ارائه خدمات به عروس و داماد هستند و برپایی عروسی در باغ شخصی ممنوع است.

سایت “خبر جنوب” اطلاعیه‌ای از سوی نیروی انتظامی استان فارس را منتشر کرده است که بر اساس آن مراسم عروسی در این استان از این پس باید تابع مقررات پلیس باشد.

از جمله قوانین ذکر شده، این است که آرایشگاه‌ها تنها تا ساعت ۶ بعدازظهر اجازه دارند خدمات به عروس و داماد ارائه دهند و در این ساعت باید عروس و داماد آرایشگاه را ترک کنند.

بر اساس این اطلاعیه همچنین عکاسان و فیلمبرداران نیز تا ساعت ۸ شب مجاز به عکاسی و فیلمبرداری هستند و در این ساعت باید عکاسی در اماکن عمومی تمام شده و عروس و داماد به محل برگزاری جشن بروند.

مراسم عروسی نیز باید تا ساعت ۱۲ نیمه شب تمام شود و تالارها و باغ‌ها و دیگر اماکنی که عروسی در آنها برگزار می‌شود، مجاز نیستند پس از این ساعت مهمانان را نگه دارند.

بیشتر بخوانید: بازداشت ۱۵۰ دختر و پسر در یک میهمانی شبانه در تهران

برپایی کاروان عروس و بوق زدن و “ایجاد آلودگی صوتی” نیز ممنوع است.

نیروی انتظامی استان فارس همچنین تصریح کرده که “ارائه هرگونه خدمات و برگزاری مجالس خلاف عرف و شرع و قانون توسط برگزاركنندگان جشنها به هر عذر و بهانه ممنوع است”. هرچند توضیحی درباره این بند داده نشده اما به احتمال زیاد منظور برپایی جشن‌های مختلط در سالن‌ها و باغ‌هایی است که بدین منظور اجاره داده می‌شوند.

در ادامه این ممنوعیت‌ها، پلیس فارس همچنین گفته برپایی جشن عروسی در باغ‌های شخصی ممنوع است و باید این گونه جشن‌ها در اماکنی که مجوز این کار را دارند برپا شود.

بیشتر بخوانید: بازداشت ۷۰ تن در رستورانی در فرحزاد

با توجه به ممنوعیت برپایی جشن‌های مختلط در سالن‌ها و هتل‌ها سالهاست که باغ‌هایی برای اجاره وجود دارند که با گرفتن مبلغی بیشتر اجازه برپایی جشن‌های مختلط را می‌دهند.

چندی پیش فرمانده انتظامی غرب استان تهران هم گفته بود پلیس در تابستان درصدد کنترل و بازرسی‌های سرزده از میهمانی‌های جوانان در باغ‌ها و باغ‌تالارهاست.

No responses yet

Sep 13 2016

سه روزی است که با خود در جدالم تا چیزی ننویسم از تغییر نگاه سعید مرتضوی. وسوسه اش نگذاشت.

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مسعود بهنود: اینک نامه ای را این جا می گذارم که به دوستی نوشتم

باز هم پیشدستی کردی ای شیطان. نوشته ای مبادا بنویسید نامه مرتضوی و ابراز پیشیمانیش از شرکت در فاجعه کهریزک گامی است به جلو و خوش خبری است… چرا راه را بر ما خوش خیالان می بندی. خوش خبری نیست؟

درست گفتی پنج ماه به درست و کامل اسیر او بودم، و او به ده زبان پیام می داد – گاه با همین کلمات که – همه چیز دست من است من الان قانونم و مجری. این فرمان آقاست. شاید هم در لحظاتی موفق بود و مرا قانع کرد که همه وجودم در ید با اقتدار اوست. و در این مدت کارها هست که قلم از نقل آن پروا دارد، دروغ ها گفت، شایعه ها ساخت، و همه به یک قصد. همان که هفته اول صریح گفته بود: آقا گفته اند که مطبوعات پایگاه دشمن شده. باید همین را بگویی و طلب عفو کنی. با این فتوای آقا تکلیف من قاضی و تو مجرم تکرارست و هیچ توضیحی هم قابل قبول نیست.

به کسی از دفتر رییس جمهور که رفته بود تا از پرونده من بپرسد و نظر ایشان را بازگوید به دروغ گفته بود از خانه فلانی مشروب هایی پیدا شده که کارشناسان دادگستری تعجب کرده اند. روزهای آخر که زبانم باز شده بود و پیدا بود که دیگر عادت کرده ام به اوین و جا افتاده ام در آن تخت هفتاد سانت در یک متر و هشتاد به او گفتم این بطری چیست که به هر کس می رسد نشان می دهی و ادعا می کنی از خانه من به درآمده تو که می دانی من خبر داشتم از دستور دستگیریم و از سه چهار روز قبل منتظرتان بودم به قاعده اگر خلاف قانون چیزی داشتم پاکسازی می کردم. خندید گفت خب همین را بنویس . بنویس داشتم پاکسازی کرده بودم.

در میان دادگاه که خواستم به کیفرخواست دروغ تشکری دادستان تحت امر مرتضوی اعتراض کنم مرا صدا کرد و آهسته گفت حرفی نزن که باز بمانی. با وکیلت قرار گذاشته و به حاجی خانم قول داده ای که زود با وثیقه آزاد شوی. گفتم این می گوید از خانه من مواد مخدر پیدا شده . شما که می دانی این دروغ است (دوباره تکرار کردم احتمال پاکسازی را) این بار گفت باشد بگذار بگوید من رییس دادگاهم من حکم می دهم . به قرآن برای این ها حکمی نمی دهم.

و البته نداد. در حکم زندانم اشاره ای به مواد مخدر و صور قبیحه و مانند این ها نبود. گرچه نوشته بود سه ماه زندان به جهت نگهداری مشروبات الکلی .

در شب های انفرادی جلساتی می ساخت در راهرو که صدایش به درون می رسید . همراه همان تشکری و اصلانی حقوقدان و مثلا استاد دانشگاه که هر سه با لهجه هایشان شناختنی بودند. در آن جا یک جمله تکرار می شد. این فکر می کنه این جا که هست کسی برایش سروصدا می کنه و قهرمان میشه نمی دانه خبری نیست. تازه باشه هم من در همه روزنامه ها را می بندم. آن کس با لهجه غلیظ اصفهانی می گفت شاید نمی داند که بالاسر شما فقط آقا هست. یک بار هم یکی از همکاران درباره پرونده من از آقای اژه ای پرسیده بود که رییس مجتمع قضایی کارکنان دولت و در نتیجه بالادست دادگاه های آن حوزه بود. مرتضوی به او گفته بود انگار تو نمی دانی من مستقیم از آقا دستور می گیرم. هیچ کس هم نمی تواند مرا از جایم تغییر دهد.

این نکته را به هر زبان بازها گفته بود.

وقتی هم برای یک سخنرانی در چند شهر اروپایی به این سامان آمدم و در غیبت دو روزه قاضی دادگاه تجدیدی که پرونده من در آن بود با امضای دو دادیار، حکم ۲۳ زندانش را به تایید رساند و در نتیجه حکم دستگیری و اجرای حکم را به فرودگاه ابلاغ کرد. به وکیلم گفته بود: من گفتم که کسی جرات ندارد نظر مرا تغییر بدهم من چک سفید دارم.

این ها نوشتم که اهلیت حضور در این بحث را یادآور شده باشم و فضای پانزده سال قبل را توضیح داده باشم، حرکات او در دوران همفکر و همشانش، محمود احمدی نژاد دیگر به یادها هست. آن جا که طعم رسیدن به مقام اجرایی و احیانا به ثروت به دامش کشید و از بهشتش بیرون کرد.

اینک او در نامه‌ای به دادگاه رسیدگی به موضوع کشته شدن چند نفر در بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸، از “وقوع این حادثه هولناک” عذرخواهی و ابراز شرمندگی کرده از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی کرد.

خوش خیالی

برحذرم داشته ای از افتادن به خوشدلی و خوش بینی و استقبال از این تغییر در کسی که چنان در نقش جدال فرورفته بود که انگار تا ابد همان است و مانند سرلشکر حسین آزموده «آیشمن ایرانی» لقب خواهد داشت.

گمانم درست است و نیست.

اول این که به گمان من نامه مرتضوی به دادگاهی که به اتهاماتش رسیدگی می کند حتی اگر تفاهمی با دادگاه باشد به قصد رهایی، باز می تواند مثبت باشد و نشانی از این که به او ثابت شده است که چنین نیست که نظام هزینه های همه اعمال وی را به جهت خدماتی که به خیال خود انجام داده، بر عهده خواهد داشت . یا می تواند نشانه این باشد که وی حالا دیگر دریافته است که خطا می کرده و «آقا» تنها کسی نیست که بالادست اوست.

اما در عین حال نمی توان به نگاهی که به مرتضوی وجود دارد و با هزار دلیل در ذهن ها حک شده امیدوار بود. چرا که حکایت مرتضوی فقط کهریزک نیست.پرونده زهرا کاظمی هم هست. دویست پرونده قضایی دارای بار حقوقی برای دویست نفر که برای برخی به بهای از هم پاشیدن خانواده و نفی بلد آنان شده است همچنان دارد کسانی را به ناحق شکنجه می دهد. قبل عذرخواهی برای فاجعه کهریزک اگر پذیرفته شود یک معنایش این است که فقط به یک دلیل رخ داده و آن هم وجود دکتر روح الامینی است و نزدیکی وی با بالاترین مقام جمهوری اسلامی. و می تواند پیامی دیگر هم داشته باشد که خوش نیست. این که مرتضوی درست پنداشت که فقط «آقا» باید از من رضایت داشته باشد و هیچ قانون و آیینی در کار نیست. این دفعه بد آوردم و کلنگم به سیم برق خورد . وگرنه حتی آن بار که ندانسته برادر عروس حضرت آقا را تهدید کردم و از وی خواستار شهادت غیرحق شدم باز هم با سکوت آقای خوش وقت همه چیز سر جای خود ماند.

پس چنین است که معتقدم تغییر نگاه مرتضوی می تواند مثبت بود اگر همه بدکاری های او را در برگیرد، نه یک نمونه که در آن بد آورده و دکتر روح الامینی پیگیر بوده است.

No responses yet

Sep 13 2016

واکنش خانواده‌های دو ‘قربانی کهریزک’ به عذرخواهی سعید مرتضوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: خانواده رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک، نامه عذرخواهی سعید مرتضوی از وقایع کهریزک را “سیاسی و نمایشی عوام فریبانه” می خوانند و خانواده رامین آقازاده قهرمانی، یکی از قربانیان این بازداشتگاه می گویند که اگر جامعه، عذرخواهی آقای مرتضوی پس از چنین جنایتی (کهریزک) را بپذیرد آنها هم خواهند پذیرفت.

دیروز، ۲۱ شهریور ماه رسانه های ایران متن نامه سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران خطاب به دادگاه رسیدگی کننده به پرونده کهریزک را منتشر کردند. او در این نامه از وقایع پیش‌آمده در تیرماه ۸۸ از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی و از “وقوع این حادثه هولناک” ابراز شرمندگی کرده بود.

آقای مرتضوی در عین حال نوشته که در وقوع حوادث کهریزک “هیچ عمدی” در کار نبوده است.

دادستان سابق تهران طی سالهای گذشته همواره نقش خود در اتفاقاتی که در بازداشتگاه کهریزک افتاد را انکار می کرد.

نامه آقای مرتضوی واکنش های زیادی ایجاد کرده اما خانواده های قربانیان کهریزک چه واکنشی نسبت به این نامه دارند؟

رامین پوراندرجانی به عنوان یکی از ‘قربانیان بازداشتگاه کهریزک’ شناخته می شود. او پزشک وظیفه ای بود که جانباختگان این بازداشتگاه را معاینه کرده بود و ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۸ به صورت مرموزی درگذشت. مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است.

خانواده آقای پوراندرجانی با طرح شکایتی خواهان روشن شدن چگونگی جان باختن فرزندشان شدند، اما به پرونده شکایت آنها رسیدگی نشد.

رضاقلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در واکنش به عذرخواهی سعید مرتضوی می گوید: “من دیروز از وقتی خبر را شنیدم ناراحت هستم، واقعا ناراحت شدم آخر آدم چه می تواند بگوید در این مورد؟ من چی بگویم؟ اصلا انتظار نداشتم بعد از ۷ سال با آن همه جنایت، با آن همه ظلم. مگر پدر و مادر می تواند غم از دست دادن فرزندش را اینطور با یک عذرخواهی فیصله بدهد؟ سیستم قضایی ما درست عمل نمی کند. ظاهرا مد شده هر کاری می کنند، هر جرمی مرتکب می شوند، بعد با یک عذرخواهی می خواهند هشتاد میلیون آدم یا داغدیده ها آنها را عفو کنند.”

او می گوید که عذرخواهی سعید مرتضوی را نمی پذیرد “من نامه را خواندم ما آدم های سیاسی نیستیم اما آن نامه کاملا سیاسی است، یک نوع بازی است بیشتر از رهبر عذرخواهی کرده اند تا جانباختگان و… وقتی آدم از اول تا آخر نامه را می خواند نمایشی است، یک نوع برنامه ساختگی عوام فریبانه است.”

“رامین در نظر من صد تا شهید است خیلی بزرگتر از این کلمات است متاسفانه دست ما کوتاه شد. ما ضرر کردیم ما باختیم در این مسئله.”

رامین آقازاده قهرمانی، چهارمین قربانی بازداشتگاه کهریزک بود. او دو روز پس از آزادی از این بازداشتگاه در بیمارستان رسول اکرم در تهران جان باخت و پزشکی قانونی به گفته خانواده آقای آقازاده قهرمانی، علت مرگ او را “نرسیدن خون به مغز و قلب بر اثر ضربات وارده بر نخاع” اعلام کرد.

اما پرونده او در دادسرای نظامی و جدا از پرونده سه تن از محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت حکم به پرداخت دیه داده شد.

رضا آقازاده قهرمانی، برادر رامین آقازاده قهرمانی در واکنش به نامه عذرخواهی سعید مرتضوی می گوید: “از خانواده های داغدار عذرخواهی کرده اند اما به صورت مستقیم از ما نبوده منتهی من فکر می کنم این حداقل رفتاری بود که ایشان از خود به خرج داده است، اما فکر نمی کنم دردی از اصل ماجرا دوا بکند.”

به گفته او، تلاش های عبدالحسین روح الامینی، پدر محسن روح الامینی ، یکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک باعث چنین عذرخواهی از سوی سعید مرتضوی شده “قصد اصلی آقای روح الامینی این بود که حداقل آقای مرتضوی یک عذرخواهی از جامعه بکند حالا درست است که پرونده ها به هر شکلی بود مختومه شد، اما پرونده ایشان باز است و این حداقل خواسته خانواده ها بود و به هرحال این عذرخواهی انجام شده. اما اگر جامعه پس از چنین جنایتی، این عذرخواهی را می پذیرد من هم می پذیرم. اگر عدالت بر این اساس باشد که این عذرخواهی تنبیه ایشان باشد من هم مجبور به پذیرش هستم، ولی اگر نباشد صحبتی نمی ماند و چاره ای نیست”.

واکنش ها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نسبت به عذرخواهی آقای مرتضوی عمدتا منفی بوده است و با یاداوری آنچه که در کهریزک گذشته مبتنی بر اینکه “نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم”. ( بیشتر بخوانید)

برادر رامین آقازاده قهرمانی این واکنش را معقول و منطقی می داند و می گوید : “من دنبال عذرخواهی نبودم. عذرخواهی باشد یا نباشد این قربانیان و برادر من، نه زنده می شوند نه نفس شان برمیگردد دیگر تمام شده، این بچه ها ناخواسته رفتند زیرخاک و آرزوها و جوانی شان را با خود بردند. آنها چیزهای زیادی را از دست دادند که من به خاطر یک عذرخواهی شاد بشوم یا غمگین. اما از آقای روح الامینی واقعا تشکر می کنم که در این مدت کمک کرد و ایستاد و حداقل عذرخواهی ایشان را به جامعه تحویل داد.”

اعظم آقاولی، مادر رامین آقازاده قهرمانی در دومین سالگرد جان باختن فرزندش به وب سایت روزآنلاین گفته بود که “ما شکایت کرده بودیم و پرونده مان در شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی بود و همان جا رسیدگی می شد، اما در نهایت گفتند بهتر است رضایت دهید و دیه بگیرید… گفتم ده میلیارد هم بدهید یک تار موی بچه من نمی شود. بعد دیدم بی فایده است چه چیزی را پی گیری کنم؟”

پرونده های همه قربانیان کهریزک در دستگاه قضایی مختومه شده و تنها پرونده سعید مرتضوی با اتهام معاونت در قتل باز است.

No responses yet

Sep 12 2016

نامه‌ی اعتراض فعالان استان فارس به برخورد با مهاجران افغان در شیراز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

انصاف نیوز: بیش از ۵۰ نفر از فعالان سیاسی و اجتماعی استان فارس در نامه ای به استاندار در مورد نحوه ی برخورد با مهاجران اعتراض کردند.

متن این نامه که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته به همراه اسامی امضا کنندگان در پی می آید:

جناب آقای مهندس افشانی، استاندار محترم فارس

با سلام و احترام، مستحضرید که در روزهای گذشته پلیس شهر شیراز اقدام به نمایش اتباع دستگیر شده افغان با چشمان بسته، در قفس و در کنار سایر کشفیات این نهاد از قبیل مواد مخدر کرده است. متاسفانه توضیح بیشتری در زمینه نادرست بودن این اقدام لازم نیست.

استاندار محترم!

شایسته ی نام و آوازه ی شهری که ۲۵ قرن پیش منشور حقوق بشر به جهانیان عرضه داشت، نیست که اینگونه با اتباع کشوری که از سر ناچاری و به علت جنگ داخلی به ما پناه آورده اند، برخورد شود. پذیرفتنی نیست در شهری که شاعرانش از قرن ها پیش در وصف محبت به همنوع سروده اند و مردمانش از ادیان و اقوام مختلف به آرامی در کنار هم می زندگی می کنند اخبار و تصاویری اینچنینی بر خروجی رسانه ها قرار گیرد.

از سوی دیگر قوانین جاری کشور نیز چنین اجازه ای به ما نمی دهد که به این شکل با متهمان برخورد کنیم. لذا ضمن درخواست از حضرتعالی برای اقدام قاطع در این زمینه، استدعا داریم از آسیب دیدگان این ماجرا نیز به بهترین نحو دلجویی شود. انتظار است که به مدیران تحت امر خود تاکید فرمایید که نسبت به رعایت شان و حرمت انسانی مهاجرین کوتاهی ننمایند.

مسعود احمدیان، محمد مهدی احمدی، فرود افراسیابی، حسن اقبال پور، رضا آل محمد، صادق آرامش، نیلوفر امامی، یاسر ایزد پناه، علی بحرانی، مریم بنه ای، مریم بهرمن، حسن بنام، اشکان پناه، نصیبه پارسایی، سحر پور مهراب، رسول تقوی، کامران توانگر، مینا جهانگیرفام، فاطمه جاویدی، مهدی حاجتی، سید محمد رضا حسینی رامشه، علی حسام فر، مسعود خیراتی، جعفر خوشرو، الهه دهقانیان، مسعود درکه، فرهاد دادفر، محمد رسول داریجانی، سعادت دلفانی، ایمان دستیار، نادر دیناری، توحید رزمی، محمد رضا روستایی، سید مهدی سادات شجاعی، محمد کیافر، محمد جواد کشاورزی، سید محسن فخری، محمد علی قادری، سید عظیم عظیمی فر، امیر عزمی، مهرداد عابدی نژاد، عارف عباس نژاد، محمود طراوت روی، سید محمد یار موسوی، منیژه محمدی، علی رضا محمدی، افشین مصطفوی، مهدی مصطفوی، کاوه موسوی، حسین مرادی خلج، عباس نوربخش، مجتبی وکیلی، سجاد وهابی، علی هاشمی.

انتهای پیام

No responses yet

Sep 09 2016

۸ مجموعه فعال مدلینگ در مشهد پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

سحام: معاون دادستان در دادسرای انقلاب مشهد گفت: ۸ مجموعه فعال در زمینه مدلینگ در مشهد پلمب و ۳۰ نفر احضار شدند.

حسن حیدری در گفت‌وگویی پیرامون دستگیری افراد فعال در زمینه مدلینگ در مشهد اظهار داشت: قبلاً اقدامات پیشگیرانه در مورد این افراد صورت گرفت و تذکرات لازم نیز ارائه شد اما برخی توجه نکرده و حتی لجاجت کردند.

وی با اشاره به اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حرکاتی برای تغییر هویت در ایران انجام شد بیان کرد: برای مثال فردی که نظریه پرداز قدرت نرم بود گفت باید تغییرات فرهنگی و اجتماعی در ایران را صورت دهیم و نباید سرمایه خود را در ایران به باد دهیم.

حیدری با اشاره به اینکه نگاه رهبری درباره جنگ نرم با علم و آگاهی از رخداد چنین اتفاقاتی بوده است خاطرنشان کرد: تلاش شده بنیان خانواده ایرانی حفظ شود و در همین راستا با حرکاتی که مغایر این مسئله باشد برخورد می‌کنیم.

وی افزود: امروز شاهدیم برخی به عنوان مدلینگ کارهایی می‌کنند که در غرب هم رواج ندارد برای مثال در آرایشگاه زنانه یک آقا کار آرایشگری را صورت می‌دهد و این یک خرده فرهنگ ناهنجار و غیرقابل قبول است، علاوه بر این در رابطه با بعد دیگر جنگ نرم باید گفت جنگ نرم فقط خانواده‌های پائین دست را مدنظر ندارد و حتی رده‌های بالا را نیز هدف قرار می‌دهد.

معاون دادستان در دادسرای انقلاب مشهد گفت: در این حوزه، سپاه وظیفه داشته از کیان جمهوری اسلامی دفاع کند و بحث برخورد با مدلینگ‌ها در دستور کار است و در این رابطه سه خانم و سه آقا دستگیر شده‌اند و قبلاً سابقه قضایی و بازداشتی نداشته‌اند.

حیدری گفت: علاوه بر این شش نفر دستگیر شده، حدود ۳۰ نفر را نیز احضار کردیم و ۸ مکان نیز پلمب شده است. براساس قانون مجازات اسلامی این افراد ممکن است به یک تا ۱۰ سال حبس محکوم شوند.

No responses yet

Sep 09 2016

اعتراض به نمایش مهاجران غیرقانونی «در قفس» در شیراز

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: نمایش عده‌ای از مهاجران غیرقانونی افغان در نمایشگاهی از دستاوردهای نیروی انتظامی با عنوان «مکشوفات کلانتری‌های شیراز» اعتراض چند شخصیت سیاسی و اجتماعی و کاربران فضای مجازی ایرانی و افغان را به دنبال داشت.

مقامات نیروی انتظامی و وزارت کشور جمهوری اسلامی هنوز به این اقدام واکنشی نداشته‌اند.

نیروی انتظامی روز سه‌شنبه، ۱۶ شهریورماه، نمایشگاهی را از «مکشوفات کلانتری‌های شیراز در ۴۸ ساعت گذشته» برگزار کرد که بخشی از کالاهای ضبط شده توسط این نیرو از جمله مواد مخدر، مشروبات الکلی و فیلم‌های «غیرمجاز» را نشان می‌داد.

در همین نمایشگاه تعدادی از اتباع افغان نیز که به دلیل نداشتن اجازه اقامت در ایران دستگیر شده بودند، در حالی که چشمان‌شان با پارچه‌ای سفید پوشانده شده و حصاری فلزی دورشان کشیده بودند، نیز به نمایش گذاشته شده بود.

در همان روز ناصر کشاورز، معاون هماهنگ‌کننده نیروی انتظامی استان فارس، اعلام کرده بود که طی یک عملیات دو روزه ۲۷۷ نفر از «اتباع بیگانه غیرمجاز» در این استان بازداشت شده‌اند.

نمایش اتباع افغان در حصار خشم بسیاری از کاربران ایرانی و افغان فضای مجازی را سبب شد.

عبدالله رمضان‌زاده، سخنگوی دولت محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران، در صفحه اینستاگرام خود در این باره نوشته است که «شرمنده انسانیت شدم، شرمنده مردم افغانستان».

علی جمالی، عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت، نیز در صفحه فیس‌بوک خود نوشت که «شرم بر ما كه ديديم و سكوت كرديم. با عاملان اين هتک حرمت برادران فغانم سخنی ندارم كه بويی از انسانيت ندارند. ما چرا سكوت می‌كنيم؟! چرا اعتراض نمی‌كنيم».

این اقدام در کانال‌های تلگرامی نیز بازتاب زیادی داشته و برخی از کاربران فضای مجازی از این اقدام با عنوان «در قفس کردن» افغان‌های بازداشت‌شده یاد کرده‌اند.

در همین حال وب‌سایت انصاف‌نیوز در ایران نیز گزارشی از واکنش برخی از چهره‌های فرهنگی افغان به این اقدام نیروی انتظامی را منتشر کرده است.

از جمله مصطفی هزاره، شاعر و روزنامه‌نگار افغان، در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است: «یعنی آدمی چقدر می تواند حقیر شود! ببینید دوستان ایرانی من، شما اگر به خارج از جغرافیای‌تان سفر کنید خواهید دید که ارزش آدمی آن چیزی نیست که شما فکر می‌کنید.»

به گفته این وب‌سایت، محمدرضا خوشک، نماینده هرات در پارلمان افغانستان، نیز در واکنش به این اتفاق نوشت: «می گويند در شهرى كه سعدى گفته، تو كز محنت ديگران بى‌غمى، نشايد كه نامت نهند آدمى، مردمانش انسان‌ها را داعش‌وار در قفس به نمايش می‌گذارند.»

مهدی جعفری، وبلاگ‌نویس «افغانستان سرزمین من»، نیز خطاب به مقامات دولت افغانستان نوشته است که «دولتمردان شرم‌تان باد! شماهایی که دعوای جایگاه و قدرت دارید باید از شنیدن این خبر بمیرید».

شبکه اطلاع‌رسانی افغان از وب‌سایت‌های افغان‌های مقیم ایران نیز ضمن انتشار تصویر این اقدام نیروی انتظامی از آن با عنوان «نمایشگاه افغانستانی‌های در قفس در ایران» نام برده است.

مقامات نیروی انتظامی و وزارت کشور ایران هنوز به این گزارش‌ها واکنش نشان نداده‌اند.

اما عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، پیش از این از دستگیری ماهانه «صد تا ۱۵۰ هزار» تبعه «غیرمجاز» افغان و انتقال آنان به افغانستان خبر داده بود.

دولت ایران در سال‌های گذشته مقرراتی را برای بازگشت اتباع افغان به کشورشان از جمله «آیین‌نامه تسریع در روند بازگشت اتباع افغان» تصویب کرده که محدودیت‌هایی را برای اتباع افغان که اجازه اقامت در ایران را ندارند به دنبال دارد.

در بخش‌هایی از تعدادی از استان‌های ایران از جمله فارس، اصفهان، بوشهر، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خوزستان، سمنان، فارس، قزوین، کرمان، گلستان، مرکزی و یزد نیز اقامت افغان‌ها ممنوع اعلام شده است.

تصویب این بخشنامه‌ها و قوانین موضوع بحث‌های دامنه‌داری در جامعه مدنی ایران بوده‌ و در سال‌های گذشته اعتراضات زیادی را به دنبال داشته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .