Jul 19 2020

ناگفته‌هایی درباره‌ی قاضی غلامرضا منصوری

نوشته: در بخش: اقتصادی,امنیتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

انصاف نیوز: حجت الاسلام عباس امیری فر، مسئول فرهنگی نهاد ریاست جمهوری دوران احمدی نژاد در متنی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان جمعی از وکلای پایه یک دادگستری، درباره‌ی قاضی غلامرضا منصوری نوشت:

از قاضی متخلف و فراری غلامرضا منصوری بیشتر بدانیم:

۱- غلامرضا منصوری در سالهای ۸۳ / ۸۴ به‌حکم دادگاه عالی انتظامی قضات به مدت دو سال از سمت قضائی برکنار و معلق شده بود.

غلامرضا منصوری که در طی آن سال‌ها ریاست دادگاه در مشهد بود در پرونده مفاسد اقتصادی و زمین خواری آن زمان متهم به رشوه گیری و سوء استفاده از مقام و هم چنین مفاسد مالی بوده که بعد از آن به‌حکم محکمه صالحه محکوم به تنزل مقام قضایی می‌شود و تصدی وی بالاتر از پست بازپرسی ممنوع می‌شود.

بعد از آن در تهران تا پایان ریاست قوه مرحوم هاشمی شاهرودی و دادستان اسبق فقط اجازه بازپرسی داشته و حق داشتن سمت بالاتر نداشته است.

۲- در زمان ریاست قوه صادق لاریجانی و دادستانی جعفری دولت آبادی به دلیل داوطلب شدن در پرونده فاضل لاریجانی! مورد عنایت قرار گرفته و با ابلاغ ویژه ریاست قوه قضائیه، به عنوان مسئول پرونده‌ی برادر آقای صادق لاریجانی حکم می‌گیرد که در نهایت پرونده فاضل لاریجانی را مختومه اعلام می‌نماید!

بعد از این خوش خدمتی به سمت معاون دادستان در امور اقتصادی و زمین خواری منصوب می‌شود. (بدون توجه به این امر که قبلاً شخص منصوری محکوم به زمین خواری بوده است) و در دادسرای ناحیه ۳ ونک به‌عنوان رئیس مشغول بکار شده و ارتقای مقام کسب می‌نماید.

قضات شریف می‌دانند شخصی که ابلاغ معاونت دادستانی دارد طبق قانون نمی‌تواند همزمان بازپرس هم باشد! در اینجا یک سؤال اساسی هم از جناب اقای صادق لاریجانی داریم که در تاریخ اسلام وقتی عقیل برادر بزرگتر علی ع که نابینا هم بود درخواست حقوق بیت المال کرد، حضرت علی ع آهنی را داغ کرد و در دست برادر قرار داده و فرمودند این آتش دنیا با جهنم خیلی متفاوت است!

چگونه است که حضرتعالی پرونده تخلف برادرتان را با ابلاغ ویژه می‌دهید به قاضیی که در سال‌های گذشته تعلیق شده و دارای مفاسد مالی است؟! این تذهبون؟

۳- در پرونده بابک زنجانی، اوائل پرونده با کمال تعجب قاضی منصوری مسئول رسیدگی به این پرونده شده و با توجه به رفت و آمد نامتعارف بابک زنجانی به دادسرای ونک که محل صدارت آقای منصوری بوده، با توجه به آبرو ریزی پیش آمده، پرونده بابک زنجانی را از او می‌گیرند.

۴- مدتی بعد به ریاست دادستانی منطقه یک تهران رسیده که با همکاری اکبر طبری بازپرس ویژه پرونده زمین‌های کلارک واقع در لواسان می‌شود که آشکارا برخلاف حقوق بیت المال عمل کرده و رشوه‌های زیادی دریافت می‌کند.

۵- در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد اقدام به پرونده سازی برای مدیران نهاد کرده، از آن جمله مسئول فرهنگی نهاد ریاست جمهوری حجه الاسلام عباس امیری فر که وی را بیگناه و با ابلاغ ویژه ریاست قوه صادق لاریجانی و بدون جرم محکمه پسندی با تأیید و امضای جعفری دولت آبادی، با قرار دو ماه بازداشت موقت در انفرادی بند ۲۴۱ زندان اوین متعلق به حفاظت اطلاعات قوه قضاییه با بدترین وضع شکنجه روحی … می‌نماید.

۶- در زمان ریاست بازپرسی شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و کارکنان دولت اکثر افرادی را که احضار می‌نماید با القای این مطلب به متهمین که «ما شما را به دستور رهبری و مقامات عالیرتبه نظام می‌خواهیم بازداشت کنیم»! سعی ایشان در تشویش اذهان متهمین و بدبین کردن مراجعین، به رهبری و مسئولین نظام و مراجع عظام بوده است.

به‌عنوان مثال وقتی یکی از استانداران آقای احمدی نژاد را احضار می‌کند با تهدید و تطمیع در خارج از دادستانی با قیافه کت و شلواری با ایشان قرار گذارده و به او پیشنهاد ۵۰۰ میلیون تومان رشوه برای تبرئه در پرونده داده که نام این استاندار محفوظ است.

۷- در نهایت از طریق آقای طبری به ایشان پیشنهاد ریاست دادسرای ارشاد داده شده و قاضی متخلف به این پست رسیده و مدتی در این سمت باقی می‌ماند، که البته مواردی از تخلف در این دادسرا مجدد از ایشان مشاهده می‌شود.

۸- وقتی یقین می‌کند که اقای صادق لاریجانی پیش از موعد قوه را واگذار می‌کند، باتلاش مستمر با همکاری طبری و اقناع صادق لاریجانی اول بدون مقدمه به بالاترین سمت قضائی قوه قضائیه یعنی قاضی دیوان عالی کشور با حکم آقای صادق لاریجانی منصوب می‌شود. و با دستور ریاست قوه پیش از موعد و برای فرار از اجرای عدالت آیت الله رئیسی با بالاترین حقوق بازنشسته و متعاقباً از کشور فرار می‌نماید.

۹- با توجه به اینکه سمت بازپرسی در دادسرا به‌عنوان قاضی مستقل است و سمت معاون دادستان تابع نظر دادستان است جمع شدن این دو سمت در یک فرد و همزمان مانعه الجمع است! دراین رابطه پیرامون آقای قاضی منصوری در زمان آقای صادق لاریجانی، هم معاون دادستان تهران شده و هم با حکم مستقیم آقای صادق لاریجانی بازپرس ویژه پرونده فاضل لاریجانی یعنی برادر ریاست قوه قضائیه و پرونده‌هایی که مورد نظر آقای اکبر طبری بوده شده است!

اولاً این انتصاب مغایر عدالت علوی و آموزه‌های امیرالمؤمنین (ع) و نحوه برخورد عادلانه آن حضرت با برادرشان عقیل است! زیرا خون آقای فاضل لاریجانی رنگین‌تر از مردم دیگر نبوده که وقتی متهم به رانت خواری و سوء استفاده مالی و دارای پرونده شده‌اند، اخوی ایشان به‌عنوان ریاست قوه قضائیه جهت سرپوش نهادن به این اتهامات برای برادرشان بازپرس ویژه تعیین کنند! و این قاضی متخلف با عدم رسیدگی شرعی و قانونی، محبوب قلب ریاست قوه قضاییه شود!

ثانیاً به دلیل مفاسد قبلی و بعدی آقای غلامرضا منصوری در اجرای عدالت علوی، ضرورت دارد تمام پرونده‌هایی که ایشان با ابلاغ ویژه خلاف قانون رسیدگی کرده‌اند از جمله پرونده حجه الاسلام عباس امیری فر که با ابلاغ ویژه ریاست قوه قضاییه صورت گرفته در چرخه اعمال نفوذ … بوده است، مورد بازبینی مجدد و اعاده رسیدگی عادلانه قرار گرفته و اعاده حیثیت شود تا مفاسد این باند آشکار و به افکار عمومی اعلام شود.

No responses yet

Jul 12 2020

پایان ۴ دهه حکمرانی خاندان دستغیب در شیراز

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: موافقت با استعفای «علی‌اصغر دستغیب» از تولیت شاه‌چراغ و برکناری او را می‌توان پایان قدرت ۴۰ ساله این خانواده در شیراز دانست. قدرتی که به‌مرور کاسته شده است. پیش از انقلاب ۱۳۵۷، سه روحانی در شیراز در سیاست شاخص‌تر از دیگران بودند.

آیت‌ٰالله «نورالدین حسینی الهاشمی» که مشهور به حمایت از حکومت شاهنشاهی و مخالفت با مصدق بود حزب برادران را تاسیس کرده بود.

در مقابل از آیت الله بهاالدین محلاتی» به‌عنوان رهبر «قیام ۱۵ خرداد در شیراز» نام برده می‌شود. عبدالحسین دستغیب جایگاه بهاالدین محلاتی را نداشت اما از رهبران مخالفان حکومت در شیراز بود. این دو اما پس از انقلاب راه خود را جدا کردند.

بهاالدین محلاتی در اعتراض به اعدام ۱۴ نفر در شیراز توسط «صادق خلخالی» بیانیه و نامه‌هایی در اعتراض به «انحراف» انقلاب اسلامی نوشت و تاکید کرد که «به نام اسلام و حکومت علی‌گونه و با ادعای آزادی و غیروابستگی، شاهد همان ماجراهای دردناک و تکرار مظالم گذشته هستیم.» او در ۲۷خرداد۱۳۶۰ فوت کرد.

در مقابل عبدالحسین دستغیب، امام‌جمعه شیراز به همراه علی‌محمد و علی‌اصغر دستغیب دو خواهرزاده‌اش، از این اعدام‌ها حمایت کرده و از دادگاه شیراز خواستند که «در اجرای اوامر امام راجع به پاک‌سازی محیط مسامحه نکنند.» پس از مرگ آیت‌الله محلاتی این سه عضو خاندان دستغیب قدرت مطلقه در شیراز شدند.

در ۲۰آذر۱۳۶۰ «گوهر ادب‌آواز»، یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، در یک انفجار انتحاری موجب کشته شدن عبدالحسین دستغیب و تعدادی از همراهان او شد. پس از کشته شدن عبدالحسین دستغیب، «محی‌الدین حائری شیرازی» به‌عنوان امام‌جمعه شیراز انتخاب شد. حائری شیرازی اگرچه داماد نورالدین حسینی الهاشمی» بود اما در زمان شاه از روحانیون انقلابی محسوب می‌شد.

پس از انتصاب حائری شیرازی به‌عنوان امام‌جمعه شیراز جریان دستغیب همچنان قدرت خود را داشت. علی‌محمد دستغیب امام جماعت مسجد قبا یا «آتشی‌ها» بود، هاشم پسر عبدالحسین امام جماعت مسجد جامع شیراز و مهدی برادر او تولیت شاه‌چراغ.

مسجد قبا یا «آتشی‌ها» محل اجتماع نیروهای جریان مشهور به چپ بود و به‌مرور درگیری‌هایی بین خاندان دستغیب به رهبری علی‌محمد و امام‌جمعه رخ داد. درنهایت دفتر آیت‌الله خمینی احمد جنتی را به‌عنوان نماینده خود به شیراز فرستاد اما طرفداران دستغیب در مراسمی به سمت او مهر پرتاب کردند.

در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای قدرت جریان دستغیب کاهش یافت اما این جریان در انزوا نبود و علی‌محمد و علی‌اصغر همچنان نمایندگان استان فارس در مجلس خبرگان رهبری بودند. علی‌محمد به مواضع صریح خود علیه جریان راست و آیت‌الله خامنه‌ای مشهور است و در سال ۱۳۸۸ برخی به دنبال اخراج او از مجلس خبرگان رهبری بودند. در سال‌های گذشته حامیان رهبر جمهوری اسلامی چندین بار نیز به مسجد قبا یا «آتشی‌ها» حمله کرده اند.

علی‌اصغر اما به جریان قدرت نزدیک شده بود و سال ۱۳۹۲ به‌جای مهدی دستغیب، دایی خود، به‌عنوان تولیت شاه‌چراغ انتخاب شد. شایع بود که مهدی، محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی را به خانه خود راه نداده است. مهدی دستغیب ۱۷ روز پس از برکناریش از تولیت شاه‌چراغ درگذشت.

در سال‌های گذشته گزارش‌هایی درباره فعالیت های اقتصادی حرم شاه‌چراغ و همچنین فساد اقتصادی علی‌اصغر دستغیب منتشر شده است. یکی از پروژه‌های اقتصادی پروژه « بین الحرمین»بود که اعتراض مهدی حاجتی، عضو سابق شورای شهر شیراز را به دنبال داشت. مهدی حاجتی گفته بود بافت تاریخی شیراز به اسم امور مذهبی تخریب شد اما بجای آن مجتمع تجاری ساخته شد. انتقادات مهدی حاجتی از تخریب بافت تاریخی و حمایت از بهاییان باعث تعقیب قضایی و بازداشت و برکناری او از عضویت در شورای شهر شد.

احمدرضا دستغیب، پسر علی‌اصغر نماینده مجالس هشتم و نهم بود و شایعه دخالت او در فعالیت‌های اقتصادی شاه‌چراغ مطرح شده است. سال گذشته نیز دو تن از طلاب شیرازی که در فضای مجازی نسبت به تولیت حرم شاه‌چراغ انتقاداتی مطرح کرده بودند از سوی پلیس فتا احضار شدند.

علیرضا دستغیب دیگر پسر علی‌اصغر است که اتهاماتی درباره فساد او نیز مطرح شده است. ازجمله اینکه زمین‌هایی را از مریدان پدرش برای مصرف خیریه دریافت کرده فروخته و به مصرف شخصی رسانده است. همچنین گفته شده که علیرضا اینک مقیم انگلیس است.

روز ششم تیرماه خبر استعفای علی‌اصغر دستغیب از تولیت شاه‌چراغ منتشر شد. دفتر دستغیب دلیل استعفا را توصیه پزشکان به دلیل عمل قلب باز او در سال‌های گذشته ذکر کرده است. بااین‌حال شایعه‌هایی مطرح شده که دلیل برکناری یا استعفای او گزارش‌ها درباره فساد اقتصادی فرزندانش و همچنین فساد اقتصادی در مجموعه مدیریت تولیت شاه‌چراغ بوده است.

رهبر جمهوری اسلامی «لطف‌الله دژاکام»، امام‌جمعه شیراز را به‌عنوان سرپرست تولیت شاه‌چراغ منصوب کرده و به‌این‌ترتیب، تولیت پس از ۴۰ سال از خاندان دستغیب خارج شده است. این اتفاق می‌تواند به‌منزله پایان ۴۰ سال حکم‌فرمایی این خاندان در شیراز و استان فارس باشد.

No responses yet

Jul 11 2020

کرونا ‘هفته‌ها زودتر’ از اعلام رسمی به ایران رسیده بود

نوشته: در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: یافته‌های اخیر دانشمندان نشان می‌دهد که ویروس کرونا احتمالا چند هفته زودتر از آنچه تاکنون گفته شده به ایران رسیده است. همه‌گیرشناسانی که بی‌بی‌سی فارسی با آنها صحبت کرده می‌گویند زمان ورود کرونا به ایران در تخمینی “محتاطانه و قابل‌دفاع” دست‌کم اوایل دی ۹۸ و حتی در آذر بوده است.

در اظهارنظرهای رسمی و نیمه‌رسمی تاریخ ورود ویروس کرونا به ایران از “اوایل بهمن” عنوان شده تا “سی بهمن” ۹۸ یعنی زمان اعلام رسمی حضور کرونا در ایران.

با این‌ حال، پس از بررسی ژنوم (فرمول ژنتیکی) ویروس کرونایی که در ایران شیوع دارد، دو تحقیق زمان شیوع آن را در ایران، متفاوت تخمین زده‌اند.

گزارش تحقیقی بی‌بی‌سی فارسی از ردیابی کرونا در ایران را اینجا بخوانید؛ کرونا کی به ایران رسید؟
گزارش جهانی ردیابی ویروس کرونا را اینجا بخوانید؛ کالبدشکافی یک همه‌گیری، ردیابی یک ویروس مرگبار

پژوهشگران نکست‌استرین -شبکه‌ای بین‌المللی از دانشمندان مستقل که درباره ژنتیک ویروس کرونا تحقیق می‌کنند- با بررسی ژنوم ویروس کسانی که پس از سفر به ایران به کرونا مبتلا شده بودند و چند ژنوم از داخل ایران، به این نتیجه رسیدند که آلودگی همه این افراد از یک سرایت واحد در ایران آغاز شده است و به احتمال زیاد، شیوع این بیماری در خود ایران هم از همان تک‌انتقال شروع شده است.

دکتر اما هادکرافت از پژوهشگران نکست استرین به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “ما فکر می‌کنیم این مسافران وقتی در ایران مبتلا شدند که بیماری خوب در ایران پخش شده بوده. به همین دلیل هم وقتی آنها به ایران رفتند راحت مبتلا شدند. از این رو این احتمال مطرح می‌شود که وقتی این مسافران به ایران رفتند احتمالا ویروس نسبتا خوب در ایران پخش بوده است.”

بنابراین می‌توان با “اطمینان معقولی گفت ویروس بین اوایل تا نیمه بهمن در ایران در حال گسترش بوده است.”

در تحقیقی مشابه ماهان غفاری و همکارانش در دانشگاه آکسفورد با بررسی ۱۸ ژنوم که سابقه سفر به ایران را داشتند و یک ژنوم از ایران و نمونه‌هایی که در کشورهای همسایه از مسافران ایران به دست آمده بود “مستقلا تایید کردند که احتمالا شروع همه‌گیری حوالی ۲۵ دی است.”

اما اگر ویروس در ایران اوایل بهمن خوب پخش شده بوده، آیا می‌توان تاریخ ورود آن به کشور را تخمین زد؟

این سوال را با متخصصان همه‌گیرشناسی در میان گذاشتیم. آنها گفتند پاسخ دقیق به این سوال به سه دلیل سخت است:

۱- :”خوب منتشر شده” تعریف دقیقی ندارد

۲- زمان دقیق دو برابر شدن موارد مشخص نیست

۳- نمی‌دانیم چند فرد آلوده در مجموع وارد ایران شده بودند

با این حال با این پیش‌فرض‌ها که:

۱- در اولین روز ورود ویروس فقط یک فرد آلوده وارد ایران شده است

۲- زمان دو برابر شدن موارد را در آن مقطع هر دو و نیم روز بگیریم

۳- “خوب منتشر شده” را معادل ابتلای یک نفر در هزار بگیریم

“اینکه ویروس تقریبا چهل روز پیشتر وارد ایران شده باشد تخمین معقولی است.”

آنها می‌گویند با تغییر پارامترها برای کشوری با جمعیت ایران بین ورود و خوب پخش شدن ویروس می‌توان بازه زمانی یک تا سه ماهه را در نظر گرفت و از این رو چهل روز تخمینی “محتاطانه و قابل‌دفاع” است.

اگر این چهل روز را مبنا قرار دهیم زمان ورود کرونا به ایران به آغاز دی و در تخمین‌های کمتر محتاطانه به آذر ۹۸ برمی‌گردد.

شواهد در کشورهای دیگر هم به تدریج نشان می‌دهند که کرونا پیش از اینها در گردش بوده است. در چین رد اولین بیمار احتمالی حداقل تا اول دسامبر (دهم آذر) گرفته شده است.

در آمریکا نیز در اجسادی که اواخر ژانویه در کالیفرنیا کالبدشکافی شدند، رد کرونا یافت شده است. با در نظر گرفتن اینکه برای ابتلا تا مرگ در اثر کرونا سه تا شش هفته زمان لازم است، می‌توان زمان ورود ویروس به آمریکا را به اول ژانویه، یعنی تقریبا همان زمانی که چین بیماری را گزارش کرد عقب برد، حداقل سه هفته پیش از شناسایی اولین مورد کرونا.

برخی محققان هم به شیوه متفاوتی برای ردیابی کرونا روی آورده‌اند و رد آن را در فاضلاب‌های شهری جستجو می‌کنند از جمله در ایتالیا که بر اساس آن حضور کرونا در این کشور را دست‌کم در دو شهر در ۱۸ دسامبر (۲۷ آذر) شناسایی کرده‌اند، حدود دو ماه پیش از اعلام شناسایی اولین مورد.

در فرانسه هم اکنون اولین بیمار شناسایی شده به ۲۷ دسامبر (ششم دی) برمی‌گردد، تقریبا یک ماه پیش از اعلام رسمی اولین ابتلا.

پژوهشگران دانشگاه بارسلون هم می‌گویند رد کرونا را در فاضلاب شهر در ۱۲ مارس ۲۰۱۹ (۲۱ اسفند ۹۷) یافته‌اند، بسیار پیش از زمانی که تصور می‌شود اولین مبتلا به کرونا از خارج وارد اسپانیا شده است.

No responses yet

Jul 08 2020

تتوی عاقا با دوام ۲۵ ساله

نوشته: در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jul 08 2020

China Inks Military Deal With Iran Under Secretive 25-Year Plan

نوشته: در بخش: اقتصادی,امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

oilprice.com:
By Simon Watkins – Jul 06, 2020, 7:00 PM CDT
Join Our Community

Last August, Iran’s Foreign Minister, Mohammad Zarif, paid a visit to his China counterpart, Wang Li, to present a roadmap on a comprehensive 25-year China-Iran strategic partnership that built upon a previous agreement signed in 2016. Many of the key specifics of the updated agreement were not released to the public at the time but were uncovered by OilPrice.com at the time. Last week, at a meeting in Gilan province, former Iran President Mahmoud Ahmadinejad alluded to some of the secret parts of this deal in public for the first time, stating that: “It is not valid to enter into a secret agreement with foreign parties without considering the will of the Iranian nation and against the interests of the country and the nation, and the Iranian nation will not recognize it.” According to the same senior sources closely connected to Iran’s Petroleum Ministry who originally outlined the secret element of the 25-year deal, not only is the secret element of that deal going ahead but China has also added in a new military element, with enormous global security implications.

One of the secret elements of the deal signed last year is that China will invest US$280 billion in developing Iran’s oil, gas, and petrochemicals sectors. This amount will be front-loaded into the first five-year period of the new 25-year deal, and the understanding is that further amounts will be available in each subsequent five year period, provided that both parties agree. There will be another US$120 billion of investment, which again can be front-loaded into the first five-year period, for upgrading Iran’s transport and manufacturing infrastructure, and again subject to increase in each subsequent period should both parties agree. In exchange for this, to begin with, Chinese companies will be given the first option to bid on any new – or stalled or uncompleted – oil, gas, and petrochemicals projects in Iran. China will also be able to buy any and all oil, gas, and petchems products at a minimum guaranteed discount of 12 per cent to the six-month rolling mean average price of comparable benchmark products, plus another 6 to 8 per cent of that metric for risk-adjusted compensation. Additionally, China will be granted the right to delay payment for up to two years and, significantly, it will be able to pay in soft currencies that it has accrued from doing business in Africa and the Former Soviet Union states. “Given the exchange rates involved in converting these soft currencies into hard currencies that Iran can obtain from its friendly Western banks, China is looking at another 8 to 12 per cent discount, which means a total discount of around 32 per cent for China on all oil gas, and petchems purchases,” one of the Iran sources underlined.
Related: Turkey’s Latest Geopolitical Gamble Could Result In Catastrophe

Another key part of the secret element to the 25-year deal is that China will be integrally involved in the build-out of Iran’s core infrastructure, which will be in absolute alignment with China’s key geopolitical multi-generational project, ‘One Belt, One Road’ (OBOR). To begin with, China intends to utilise the currently cheap labour available in Iran to build factories that will be financed, designed, and overseen by big Chinese manufacturing companies with identical specifications and operations to those in China. The final manufactured products will then be able to access Western markets through new transport links, also planned, financed, and managed by China.

In this vein, around the same time as the draft new 25-year deal was presented last year by Iran’s Vice President, Eshaq Jahangiri (and senior figures from the Islamic Revolutionary Guard Corps and intelligence agencies) to Iran’s Supreme Leader, Ali Khamenei, Jahangiri announced that Iran had signed a contract with China to implement a project to electrify the main 900 kilometre railway connecting Tehran to the north-eastern city of Mashhad. Jahangiri added that there are also plans to establish a Tehran-Qom-Isfahan high-speed train line and to extend this upgraded network up to the north-west through Tabriz. Tabriz, home to a number of key sites relating to oil, gas, and petrochemicals, and the starting point for the Tabriz-Ankara gas pipeline, will be a pivot point of the 2,300 kilometre New Silk Road that links Urumqi (the capital of China’s western Xinjiang Province) to Tehran, and connecting Kazakhstan, Kyrgyzstan, Uzbekistan and Turkmenistan along the way, and then via Turkey into Europe.

Now, though, another element that will change the entire balance of geopolitical power in the Middle East has been added to the deal. “Last week, the Supreme Leader [Ali Khamenei] agreed to the extension of the existing deal to include new military elements that were proposed by the same senior figures in the IRGC [Islamic Revolutionary Guard Corps] and the intelligence services that proposed the original deal, and this will involve complete aerial and naval military co-operation between Iran and China, with Russia also taking a key role,” one of the Iran sources told OilPrice.com last week. “There is a meeting scheduled in the second week of August between the same Iranian group, and their Chinese and Russian counterparts, that will agree the remaining details but, provided that goes as planned, then as of 9 November, Sino-Russian bombers, fighters, and transport planes will have unrestricted access to Iranian air bases,” he said.
Related: Saudi Arabia Hikes Oil Prices For The Third Consecutive Month

“This process will begin with purpose-built dual-use facilities next to the existing airports at Hamedan, Bandar Abbas, Chabhar, and Abadan,” he said. OilPrice.com understands from the Iranian sources that the bombers to be deployed will be China-modified versions of the long-range Russian Tupolev Tu-22M3s, with a manufacturing specification range of 6,800 kilometres (2,410 km with a typical weapons load), and the fighters will be the all-weather supersonic medium-range fighter bomber/strike Sukhoi Su-34, plus the newer single-seat stealth attack Sukhoi-57. It is apposite to note that in August 2016, Russia used the Hamedan airbase to launch attacks on targets in Syria using both Tupolev-22M3 long-range bombers and Sukhoi-34 strike fighters. At the same time, Chinese and Russian military vessels will be able to use newly-created dual-use facilities at Iran’s key ports at Chabahar, Bandar-e-Bushehr, and Bandar Abbas, constructed by Chinese companies.

These deployments will be accompanied by the roll-out of Chinese and Russian electronic warfare (EW) capabilities, according to the Iran sources. This would encompass each of the three key EW areas – electronic support (including early warning of enemy weapons use) plus electronic attack (including jamming systems) plus electronic protection (including of enemy jamming). Based originally around neutralising NATO’s C4ISR (Command, Control, Communications, Computers, Intelligence, Surveillance, and Reconnaissance) systems, part of the new roll-out of software and hardware from China and Russia in Iran, according to the Iran sources, would be the Russian S-400 anti-missile air defence system: “To counter U.S. and/or Israeli attacks.” The Krasukha-2 and -4 systems are also likely to feature in the overall EW architecture, as they proved their effectiveness in Syria in countering the radars of attack, reconnaissance and unmanned aircraft. The Krasukha-2 can jam Airborne Warning And Control Systems (AWACS) at up to 250 km, and other airborne radars such as guided missiles, whilst the Krasukha-4 is a multi-functional jamming system that not only counters AWACS but also ground-based radars, with both being highly mobile.

It is again apposite to note here that an entire EW company (encompassing the three core elements of EW) can consist of as little as 100 men and, according to the Iran sources, part of the new military co-operation includes an exchange of personnel between Iran and China and Russia, with up to 110 senior Iranian IRGC men going for training every year in Beijing and Moscow and 110 Chinese and Russians going to Tehran for their training. It is also apposite to note that Iran’s EW system can easily be tied in to Russia’s Southern Joint Strategic Command 19th EW Brigade (Rassvet) near Rostov-on-Don, which links into the corollary Chinese systems. “One of the Russian air jamming systems is going to be based in Chabahar and will capable of completely disabling the UAE’s and Saudi Arabia’s air defences, to the extent that they would only have around two minutes of warning for a missile or drone attack from Iran,” one of the Iran sources told OilPrice.com last week.

An indication of what Iran hopes to receive in return its co-operation with China, and Russia, came last week when Zhang Jun, China’s permanent United Nations (U.N.) representative, in a statement to the Security Council, told the U.S.: “To stop its illegal unilateral sanctions on Iran… The root cause of the current crisis is the U.S.’s withdrawal from the Iran nuclear deal in May 2018 and the re-imposition of unilateral sanctions against Iran.” He also opposed the U.S.’s push for the extension of the U.N. arms embargo on Iran, which expires in October. “This has again undermined the joint efforts to preserve the JCPOA [Joint Comprehensive Plan of Action],” Zhang said, and added: “The [JCPOA] agreement was endorsed by the U.N. Security Council [UNSC] and is legally binding.”

He concluded: “We urge the U.S. to stop its illegal unilateral sanctions and long-arm jurisdiction, and return to the right track of observing the JCPOA and Resolution 2231 [of the UNSC].” Securing China’s support was a key reason for the original secret part of the deal agreed last year, along with that of Russia, as the two countries have two-fifths of the total Permanent Member votes on the UNSC, with the others being the U.S., the U.K., and France. Aside from this support and the US$400 billion+ of investments pledged by China, the other reason that Iran has agreed to such Chinese (and Russian) influence in its country going forward is that China has guaranteed that it will continue to take all of the oil, gas, and petchems that Iran requires.

By Simon Watkins for Oilprice.com

No responses yet

Jun 30 2020

خوئینی‌ها بی‌گدار به آب نزده و برخورد با او هزینه دارد

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: موسوی خوئینی‌ها به خاطر انتقاد از خامنه‌ای با هجمه‌ای گسترده و بسیار تند روبرو شد. تحلیلگران علت را از جمله در وضع متزلزل حکومت، موقعیت خوئینی‌ها و تاثیر مخالفت او بر ریزش دورنی نظام یا انتخاب جانشین خامنه‌ای می‌بینند.

نامه محمد موسوی خوئینی‌ها به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی یک “هشدار” تلقی شد. هم هشدار به روش او در “رهبری” هم زنگ هشداری برای مجموعه “وفاداران” نظام. رئیس شورای مرکزی “مجمع روحانیون مبارز” در نامه‌ای که در کانال تلگرامی خود خطاب به خامنه‌ای منتشر کرد، او را مسئول وضع نابسامان فعلی کشور و مردم معرفی کرد.

این نامه در میان اصلاح‌طلبان حامیان زیادی نداشت. تعداد کمی آن را ستودند، اما بیشترشان سکوت را ترجیح دادند. برخی حتی به صف منتقدان نامه پیوستند و در انتقاد از خوئینی‌ها تا آنجا رفتند که او را “مسئول‌تر” از راس هرم قدرت دانستند. اما واکنش تندروهای حامی رهبر نظام که روزنامه کیهان زبان آنهاست، وزن و اهمیت نامه خوئینی‌ها را برملا کرد.

چرا اين حجم از حمله به خويينىها؟ این سوال را از دو تحلیلگر سیاسی، احمد پورمندی و رضا علیجانی پرسیدیم.

احمد پورمندی به موقعیت محمد موسوی خوئینی‌ها به عنوان دبيركل “مجمع روحانيون مبارز” یعنی بزرگترين و مهم‌ترين تشكل روحانيون منتقد آیت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌کند. تشكلی که «كسانى نظير آقايان كروبى، خاتمى و عبدالله نورى عضو آن هستند. برخى از مراجع قم نظير آقايان صانعى و شبير زنجانى نسبت به اين مجمع تمايل دارند. شيخ حسن خمينى و كل بيت آقاى خمينى هم نسبت به آن همدلی دارند. وابستگان به بيت آقاى منتظرى و بويژه آقاى احمد منتظرى هم با مجمع مذكور نزديك هستند.»

احمد پورمندی، تحلیلگر مسایل سیاسی

او معتقد است وقتى كسى از چنین «جايگاه رسمى، نامه سرگشاده مى‌نويسد، شيوه حكمرانى رهبر نظام را مورد نقد جدى قرار مى‌دهد و تداوم آنرا براى بقاى نظام و كشور خطرناک ارزيابی مى‌كند، طبعا خشم رهبر و اطرافيان او را متوجه خود خواهد كرد.»

احمد پورمندی این نامه را ” ابتدا به ساكن”، بدون مقدمه و اقدامى فردى نمی‌داند و احتمال زیاد می‌دهد که در پس آن با ساير سران مجمع همآهنگى‌هايى شده است و انتشار آن فقط نشانه نگرانى مجمع نيست و مى‌تواند سرآغاز حركتى ، از جمله در ارتباط با جانشينى هم باشد و طبعا اطرافيان مجتبى خامنه‌اى تحمل هيچ “حركت مشكوكى” را نخواهند كرد.

«جنگ برادران خونین‌تر است»

رضا علیجانی به دویچه‌وله فارسی می‌گوید این دعوای درون نظام است: «آقای خوئینی‌ها و خامنه‌ای هم سن و هم دوره هستند. کینه‌های قدیمی هم جاری شده است. جنگ برادران خونین‌تر است. آقای خوئینی‌ها مورد بعض آقای خامنه‌ای است. آقای خامنه‌ای به خیلی از کسانی که در مجلس خبرگان انتخاب رهبر دوم به او رای منفی دادند پست و مقام داد ولی به او نداد. بین آنها نوعی رقابت و تکبر متقابل وجود دارد. اما در هرحال موسوی خوئینی‌ها وزنه‌‌ای در درون اصلاح‌طلبان سنتی و روحانیون چپ سنتی است.»

او معتقد است در حال حاضر وضع آنقدر خراب است که موسوی خوئینی‌ها احتیاط همیشگی را کنار گذاشته و دارد هشدار می‌دهد. از نظر علیجانی “این صدای اعتراض خیلی‌های دیگر هم هست” و همین نامه را برای حکومت پرهزینه می‌کند.

اين حملات به كجا ختم خواهد شد؟

آیا از هجمه‌ای که علیه محمد موسوی خوئینی‌ها به راه افتاده می‌توان انتظار داشت با او نیز همان رفتاری شود که پیشتر مثلا با خاتمی یا دیگرانی شد که در دوره‌های مختلف از ساختار قدرت به بیرون رانده شدند؟ یا انتقاد مطرح شده در نامه او در نامه‌های انتقادی دیگر و با صداهای بیشتری ادامه خواهد یافت؟

احمد پورمندی معتقد است براى پاسخ قطعى بايد صبر كرد و ديد. او می‌گوید: «در گير شدن با مجمع شاید هزينه‌اى بزرگ‌تر از حذف آيت‌الله منتظرى روى دست آقاى خامنه‌اى بگذارد.» پورمندی می‌‌پرسد «آيا بيت رهبرى قادر به پرداخت این هزينه‌ هست؟ آيا اقدام خويينى‌ها فقط براى آزمایش واكنش بيت است و يا بخشى از يك تصميم به تعرض و ايستادگى است؟ هرچه هست، بسيار بعيد است كه خويينى‌ها بى‌گدار به آب زده باشد و اقدام به موقع او به عنوان دبير كل مجمع، بيت را در وضعيت دشوارى قرار داده است.»

رضا علیجانی، تحلیلگر مسائل سیاسی

رضا علیجانی نیز بر این باور است که هنوز برای پاسخ به این سوال زود است و می‌گوید: «این که دیگران نیز شجاعت کنند و احتیاط افراطی‌شان را کنار بگذارند و نامه‌های مشابهی بدهند یا نه، موضوعی است که برای پاسخ به آن باید منتظر بود ولی به هرحال برخورد آقای خوئینی‌ها را حتی اگر با برخورد خود آقای خاتمی مقایسه کنیم، یک گام به پیش به شمار می‌رود.»

جابه‌جایی پاورقی و متن

آنچه در این روزها اذهان عمومی را پیرامون این نامه به خود جلب کرد، واکنش اصلاح‌طلبان و منتقدان در ایران به بود. بجز تنی چند از اصلاح‌طلبان، از جمله آذر منصوری، محسن آرمین، فیض‌الله عرب سرخی یا عبدالله ناصری، بسیاری از چهره‌های مطرح اصلاح‌طلب، از جمله خاتمی سکوت کردند. برخی منتقدان حکومت مانند صادق زیباکلام حتی شیپور را از سر گشادش زده و خوئینی‌ها را مقصرتر از خامنه‌ای دانستند.

رضا علیلجانی درباره برخورد طیف اصلاح‌طلب می‌گوید: «برخی از کسانی که در صف اصلاح‌طلبان هستند بنابر جابه‌جایی پاورقی و متن وارد این نزاع شدند که به هر حال علامت دیگری از آشفتگی جریان اصلاح‌طلبی است.»

او از اصلاح‌طلبان به عنوان “لشگر در حال هزیمت” یاد می‌کند معقتد است شاید مهم‌ترین بحران آنها بحران امنیتی و هراسی باشد که به خاطر فشار بسیار در داخل کشور بر مخالفان وارد می‌‌آید. این تحلیلگر در عین حال به “مصلحت اندیشی‌های شخصی” نیز اشاره می‌کند که از نظر او در ایران امروز “سکه زمانه است”.

رضا علیجانی به سه نکته در برخورد با نامه خوئینی‌ها می‌پردازد: «برای برخی لحن نامه بسیار محافظه‌کارانه بود. برخی می‌گویند چرا اینقدر دیر انتقاد کرد، موسوی خوئینی‌ها سال‌ها سکوت کرد و بعد از این که بند را آب برد انتقاد می‌کند. نگاه انتقادی سوم به خاطر شخصیت و سوابق خود آقای خوئینی‌هاست. ایشان در بسیاری از این انحرافات نقش داشته و با اشغال سفارت آمریکا وارد مسیری شد که انتهای آن به اینجا ختم شده است. اما اگر این سه نکته را کنار بگذاریم، باید جوالدوز را به آقای خامنه‌ای زد و سوزن را به آقای خوئینی‌ها. بعضی دوستان این را برعکس کرده‌اند. ضمن این که باید دید آقای خوئینی‌ها هم بالاخره یک روندی داشته است. روزنامه سلام نقش مهمی در ریزش‌های درون حکومت و باز شدن فضا داشته است. هم‌چنین نقش او در مجمع روحانیون مبارز و برآمد آقای خاتمی.»

احمد پورمندی از زاویه دیگری برخورد اصلاح‌طبان را تحلیل می‌کند. او می‌گوید: «به نظر مى‌رسد كه تصميم در حلقه اصلى رهبران مجمع اتخاذ شده و ساير نهادها و شخصيت‌هاى اصلاح‌طلب، در جريان تدوين اين نامه قرار نداشته‌اند و واكنش آنها نشانه نوعى غافلگيرى است. برخورد زيبا كلام، تا حدود نسنجيده و شتابزده بود. محسن آرمين و عبدالله ناصری به حمايت تمام قد برخواسته‌اند و به نظر مى‌رسد كه جريانات و شخصيت‌هاى پيگيرتر جريان اصطلاح‌طلب به حمايت از اقدام خويينى‌ها و محتواى نامه سرگشاده او برخيزند و آقاى خاتمى نيز، شايد با كمى احتياط ، همبستگى خود را اعلام نمايد.»

No responses yet

« Prev - Next »