اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Aug 15 2016

خودکشی کودکان ایران به مرز هشدار رسیده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حقوق کودکان، در گفتگو با ایلنا، خبرگزاری کار ایران، تأکید کرده است که خودکشی کودکان در ایران به مرز هشدار رسیده است. او کودک‌آزاری، فشارها و اجبارات نظام آموزشی، ازدواج اجباری کودکان، تقلید صحنه‌های علنی اعدام، فقر، بی‌عدالتی، توزیع نابرابر ثروت به ویژه در شهرستان‌های مرزی را از جمله علل مهم خودکشی در میان کودکان و نوجوانان ایران دانسته و گفته است :

اولین تماشاگران صحنه‌های اعدام در ملاء عام کودکان هستند و “داربازی” از جمله شیوه‌های خودکشی در بین کودکان ایران است.

هادی شریعتی برخی قوانین کشور از جمله مادۀ ۱۱۷۹ قانون مدنی را از عوامل خودکشی کودکان تعریف کرده، زیرا، این مادۀ قانونی به پدر و مادر اجازۀ تنبیه کودک را می دهد و معیار تنبیه را حد عرف می‌داند.

این فعال حقوق کودک در عین حال تصریح نموده است که سال هاست مجلس شورای اسلامی ایران از تصویب لایحۀ حمایت کودکان و نوجوانان ایران خودداری می ورزد و وزارت آموزش و پرورش نیز از ورود مددکاران و مشاوران به مدارس جلوگیری می کند.

در اظهاراتی جداگانه نادر منصور کیانی، مدیر کل دفتر مراقبت آسیب های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش، از مصرف دخانیات، مواد مخدر، داروهای روانگردان و به ویژه خودکشی به عنوان رایج ترین آسیب ها در بین کودکان کشور یاد کرده است.

محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر شورای انقلاب فرهنگی، نیز در گفتگو با خبرگزاری “ایسنا” گفته است که در پی جلسات متعدد با حضور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، مسئلۀ آسیب های اجتماعی به مسئلۀ درجه اول همۀ مسئولان کشور تبدیل شده و آنان باید گزارش‌های کار و اقدامات خود را در این زمینه تسلیم رهبر جمهوری اسلامی کنند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی سپس تصریح کرده است که از این پس رهبر جمهوری اسلامی حاضر به پذیرفتن اظهارات کلی در زمینۀ مبارزه با آسیب های اجتماعی نیست.

محمدرضا مخبر دزفولی اعتیاد، حاشیه نشینی، طلاق و مقاومت زنان علیه حجاب اجباری را مهمترین موارد “آسیب‌های اجتماعی” در ایران دانسته و گفته است که مسئولان حکومت اسلامی ایران “نقاط آسیب و بحران‌خیز کشور را تشخیص داده و راه حل های آنها را نیز پیدا کرده اند.”

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی توضیحی در مورد “راه‌حل‌های یافته شدۀ آسیب‌های اجتماعی” ایران نداده است، اما، او می‌گوید در شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئلۀ “عفاف و حجاب” در اولویت و دستور کار قرار گرفته و قرار است وزیر کشور و شورای اجتماعی گزارش‌هایی در زمینۀ مقابله با این مسئله تهیه و ارایه کنند.

اخیراً آیت‌الله خامنه‌ای آسیب های اجتماعی به ویژه اعتیاد را مسئلۀ اول کشور خواند که به گفتۀ او در قیاس با آنها مسئلۀ “تهاجم فرهنگی غرب” در مقام دوم قرار گرفته است.
بر اساس گزارش های رسمی هم‌اکنون آمار اعتیاد دست‌کم شامل ۱۱ درصد جمعیت کل کشور می شود، در حالی که سن اعتیاد در ایران رو به کاهش و شمار زنان معتاد رو به افزایش است. شمار حاشیه‌نشینان ایران نیز هم‌اکنون به ۱۵ میلیون نفر بالغ می شود و ۶۵ درصد اعمال بزه و جنایتکارانه نیز در بافت‌های فرسوده و مناطق حاشیه‌نشین کشور صورت می‌پذیرد.

No responses yet

Aug 15 2016

از تماشاگر ایرانی در ریو خواسته شد پارچه‌نوشته اعتراضی را جمع کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: ماموران امنیتی المپیک ریو از یک فعال ایرانی، که پارچه‌نوشته ای را در اعتراض به ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه های ایران بلند کرده بود، خواسته اند آن را پایین آورد و بازی را ترک کند.

روی پارچه نوشته داریا صفایی در جریان بازی روز شنبه والیبال میان ایران و مصر به انگلیسی شده بود: “بگذارید زنان ایرانی وارد ورزشگاه ها شوند.”

زنان عموما پس از انقلاب ایران از حضور به عنوان تماشاچی در مسابقات مردانه منع شده اند.

کمیته بین المللی المپیک بیانیه های سیاسی در جریان بازی ها را منع می کند.

اما خانم صفایی از خروج از ورزشگاه خودداری کرد و پس از آن بود که ماموران امنیتی دست از تلاش برای خارج کردن او برداشتند و او برای باقی بازی پلاکارد خود را نمایش داد.

خانم صفایی می گوید قصد دارد در همه بازی های تیم والیبال ایران شرکت کند. بازی بعدی روز دوشنبه خواهد بود.

این فعال متولد ایران که در بلژیک زندگی می کند در تمام مسابقه لبخند می زد به جز وقتی که هنگام رویاروی با ماموران امنیتی به گریه افتاد.

او خطاب به ماموران گفت:‌ “من خیلی متاسفم. من برای حق زنان ایرانی برای شرکت در مسابقات مبارزه می کنم. این حق من است که اینجا باشم. این حق اساسی زنان ایرانی است.”

او گفت اشکش درآمده چون “آزارنده است که باید پی در پی توضیح دهد که این اقدام صلح آمیز نه یک پیام سیاسی بلکه یک پیام مثبت صلح و حقوق بشر است.”

او به بی بی سی گفت:‌ “من تمام مسابقه پارچه‌نوشته را بالا گرفتم. دستانم می لرزید. اما تا آخر بالا نگاهش داشتم.”

او گفت که همه از اقدامش حمایت نمی کنند و یک تماشاچی ایرانی که پشت او نشسته بود سرش فریاد زد.

صدای زنان

خانم صفایی از سال ۲۰۰۰ به این سو و پس از آنکه در سال ۱۹۹۹ در ایران دستگیر و زندانی شد در بلژیک زندگی کرده است. جرم او شرکت در تظاهرات ضددولتی بود.

او از سال ۲۰۱۴ دست به اعتراض در مسابقات ورزشی زده است.

او گفت هدفش این است “کمیته المپیک را آگاه کند که ماموریتی مهم دارد تا امکان حضور زنان ایرانی به استادیوم ها را فراهم کند.”

او گفت:‌ “کمیته المپیک قدرت زیادی در جهان ورزش دارد و امیدوارم از آن برای مبارزه با تبعیض جنسیتی استفاده کند.”

نهادهای حکومتی ایران از سال ۲۰۱۲ همزمان با محبوبیت روزافزون والیبال در میان زنان و مردان، زنان را از شرکت در این مسابقات منع کردند.

گروه های حقوق بشر می گویند که ایران زنان را به خاطر تلاش برای ورود به ورزشگاه ها دستگیر کرده است.

No responses yet

Aug 15 2016

گفتگو با احمد منتظری پس از احضار به دادگاه؛ هنوز اسناد منتشر‌نشده زیادی وجود دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

زیتون: ارش بهمنی: حدود یک هفته پیش وب‌سایت و کانال تلگرام آیت‌الله منتظری، فایل صوتی جلسه‌ای از قائم‌مقام وقت رهبری با برخی مسئولان قضایی منتشر کرد. در این دیدار آیت‌الله منتظری در ملاقات با مصطفی پورمحمدی، ابراهیم رئیسی، حسین‌علی نیری و مرتضی اشراقی از اعدام‌ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ انتقاد و آن‌ را «جنایت» توصیف کرد.

انتشار این فایل صوتی واکنش‌های مختلفی در داخل و خارج کشور برانگیخت. عده‌ای آن را کمک به احیای سازمان مجاهدین خلق توصیف کردند، برخی انتشار این فایل صوتی را سند حقانیت آیت‌الله خمینی مبنی بر «نفوذ منافقین و لیبرال‌ها در بیت» آیت‌الله منتظری توصیف کردند و برخی نیز ضمن استقبال از انتشار این فایل، خواستار عذرخواهی حاکمیت یا محاکمه عاملان این حادثه شدند.

احمد منتظری، فرزند حسین‌علی منتظری، پس از انتشار این فایل با فشار دادگاه ویژه روحانیت و اداره اطلاعات شهر قم مجبور به حذف این فایل صوتی شد و برای پاسخ‌گویی در این زمینه به دادسرای ویژه روحانیت هم احضار شد. زیتون با او درباره احضار به دادسرای ویژه روحانیت، حواشی انتشار این فایل و اسناد دیگر این چنینی گفت‌وگو کرده است.

آقای منتظری، بعد از انتشار فایل صوتی جلسه آیت‌الله منتظری با برخی مسئولان قضایی، شما به دادسرای ویژه روحانیت احضار شدید. چه بحث‌هایی در این جلسه مطرح شد؟
دومساله اصلی را مطرح کردند. اول این‌که گفتند انتشار این فایل، در واقع انتشار اسرار نظام بوده. دلیلی هم که آوردند این بود که آیت‌الله منتظری آن زمان قائم‌مقام امام خمینی بوده و این جلسه هم به همین دلیل برگزار شده است. به آن‌ها گفتم که چیز جدیدی در این فایل صوتی وجود ندارد و همه موارد مربوط به آن پیش از این در کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری منتشر شده است، در نتیجه درباره این فایل صوتی بحث «افشای اسرار نظام» وجود ندارد، اما بر این مساله تاکید داشتند.

ادامه گفت‌وگوها به هفتم شهریور موکول شد. قرار گذاشتند ۹ صبح روز هفتم شهریور مجددا به دادگاه ویژه روحانیت بروم، اما نمی‌دانم چه گفت‌وگوهایی قرار است انجام شود.

یکی هم چیزی که همیشه می‌گویند همراهی با – به قول آن‌ها – «منافقین» است؛ زمانی که عربستان سعودی با آن‌‌ها متحد شدند. من در جواب گفتم اولا اتحاد این دو به دلیل حمله بعضی افراد به سفارت عربستان است که متاسفانه هنوز مجازات نشده‌اند و باز هم متاسفانه این حمله به اسم نظام نوشته شد. اگر این‌ها مجازات می‌شدند، نظام می‌توانست حساب خود را جدا کند، اما این کار را نکردند. اتحاد این دو به دلیل آن اتفاق بوده و کاری به ما ندارد. ما در بیست و هشتمین سالگرد آن کشتار خواستیم کاری تاریخی کنیم که برای آیندگان هم بماند و همه از آن درس بگیریم. کسانی که الان هم سر کار هستند بدانند کارهایی که انجام می‌دهند مخفی نمی‌ماند و بالاخره افشا می‌شود.

و نتیجه این جلسه چه شد؟
در نهایت ادامه گفت‌وگوها به هفتم شهریور موکول شد. قرار گذاشتند ۹ صبح روز هفتم شهریور مجددا به دادگاه ویژه روحانیت بروم، اما نمی‌دانم چه گفت‌وگوهایی قرار است انجام شود.

زمانی که تصمیم به انتشار این فایل گرفتید، تصور می‌کردید که با چنین واکنشی از سوی مقام‌های حکومتی مواجه شوید؟
واکنش به این شدت، خیر. حتی انعکاس به این شدت هم فکر نمی‌کردم رخ دهد که همه خبرگزاری‌ها انعکاس دهند و حتی تبدیل به خبر اول برخی شود. مثلا نامه‌ای آیت‌الله منتظری به امام خمینی نوشتند، خب این‌جا از رو خوانده‌ و مستند کرده‌اند. من فکر نمی‌کردم این‌طور بازتاب گسترده داشته باشد و این آقایان ناراحت شوند و چنین واکنش‌هایی نشان بدهند.

مورد یا موارد دیگری از این دست فایل‌های صوتی از جلسه‌های آقای منتظری در اختیار شما هست که امکان انتشار آن‌ها در آینده وجود داشته باشد؟
کلا جلساتی که آیت‌الله منتظری داشتند، شفاف بود. برخی می‌پرسند همین جلسه‌ای که فایل صوتی آن پخش شد، آیا میکروفون مخفی بوده؟ خیر، ضبط بود و همه اعضای حاضر در جلسه هم می‌دانستند که جلسه ضبط می‌شود. عمده جلسه‌های آیت‌الله منتظری – چه جلسه‌های تدریس، چه جلسه‌های سیاسی و چه جلسه‌های تصمیم‌گیری – ضبط می‌شدند. امیدوارم بتوانیم زمانی آن‌ها برای درس‌گیری و عبرت منتشر کنیم. برای این‌که خساراتی که یک نسلی آمدند و متحمل شدند، مجددا تکرار نشود. این مساله بسیار درس‌آموز است اما متاسفانه برخی ناراحت شدند. می‌گویند اگر اتفاقی افتاده، درباره آن حتی حرف هم نباید زد. برای آن‌ها زشتی چنین اعمالی کمتر از زشتی یادآوری است، این‌که بپرسیم چرا این اتفاق رخ داد، چرا پیگیری نشد، چرا خطای چند نفر را به عنوان خطای یک جمع بزرگ و یک نظام و حکومت نشان می‌دهید.

. مثلا نوشته آقای تاج‌زاده را دیدم که نوشته بودند حکومت عذرخواهی کند، خانواده‌های قربانیان می‌بخشند و کینه‌‌ها تمام می‌شود. حاکمیت ایران باید جایزه صلح جمهوری‌اسلامی را به ایشان بدهد که چنین فضایی را پیشنهاد می دهد

الان مواردی هست که برخورد نمی‌شود، برای مثال آقای ستار بهشتی. ایشان به دلیل ضربه‌های فردی کشته شده و آن‌طور که خانواده‌اش می‌گویند به قصد کشتن هم او را زده‌اند. اگر با این فرد مماشات نشود، فرد خاطی، مانند همه دنیا، مجازات می‌شود. ولی وقتی با چنین افرادی مماشات می‌شود، بدان معناست که حکومت آن خطا را به گردن می‌گیرد. موارد از این دست زیاد است.

یعنی اسناد منتشرنشده دیگری مربوط به جلسه‌ها و ملاقات‌های آیت‌الله منتظری در اختیار شما هست؟
بله موارد زیاد است. همان‌طور که در مقدمه خاطرات هم نوشتیم این خاطرات فقط بخشی از اتفاق‌هاست. مواردی بوده که ایشان نمی‌خواستند پخش شوند. مثلا برای حفظ حقوق افراد مایل نبودند در مواردی نام بیاورند. بخشی از خاطرات گفته شده، اما چیزهایی که محفوظ است، علاوه بر خاطرات، زیاد دارند.

با توجه به اتفاق‌های اخیر، قصد انتشار آن‌ها را هم دارید یا خیر؟
بله. حتی خود حاکمیت باید این کار را بکند. بعضی افراد هستند که به عنوان اپوزیسیون و مخالف مطرح می‌شوند اما بهترین نظر را می‌دهند. مثلا نوشته آقای تاج‌زاده را دیدم که نوشته بودند حکومت عذرخواهی کند، خانواده‌های قربانیان می‌بخشند و کینه‌‌ها تمام می‌شود. حاکمیت ایران باید جایزه صلح جمهوری‌اسلامی را به ایشان بدهد که چنین فضایی را پیشنهاد می دهد. پیشنهاد آقای تاج‌زاده بسیار بزرگ و عملی است که اگر رخ دهد به نفع همه مردم ایران است.

از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که باید فایل حذف شود. پاسخ من این بود که چنین کاری منطقی نیست، چون این فایل همه جا پخش شده

شما این آمادگی را در بخش‌های مختلف حاکمیت برای انجام این کار می‌بینید؟
اگر پیگیری و حمایت از طرف دوستان و گروه‌های مختلف وجود داشته باشد، مسلما در داخل حاکمیت هم افرادی هستند که واقعیات را می‌بینند. با افراد متخصص، با جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، مشورت کنند و ببینند آیا این کار صلاح هست یا خیر. من بعید نمی‌دانم و امیدوارم.

یکی از نگرانی‌هایی که در این سال‌ها وجود داشته، حفظ این اسناد و جلوگیری از ضبط یا از بین رفتن آن‌هاست. بعد از انتشار فایل صوتی و واکنش‌ها هم در این‌باره صحبت‌هایی شد. شما برای حفظ این فایل‌‌ها، پیش‌بینی و اقدام پیشگیرانه‌ای داشته‌اید؟
هیچ فایلی منحصر به یک مکان نیست. اگر بخواهند جست‌وجو و پیدا کنند نه تنها ایران، بلکه باید همه جهان را بگردند که این کار به نظرم منطقی نیست.

آقای منتظری، زمان انتشار فایل تصور می‌کردید وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی هم چنین واکنشی نشان دهد و خواستار حذف فایل شوند؟
از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که باید فایل حذف شود. پاسخ من این بود که چنین کاری منطقی نیست، چون این فایل همه جا پخش شده. اما آقایی که تماس گرفته بودند، گفتند که وزارت اطلاعات تاکید دارد این فایل حذف شود. ما هم به آن‌ها اعتماد کردیم و برای این‌که کار خلاف قانون انجام نداده باشیم، فایل را حذف کردیم. اما متوجه نشدیم که چرا و به چه دلیلی وزارت اطلاعات چنین برخوردی کرد.

در این مدت که از انتشار فایل صوتی می‌گذرد، آیا واکنش هم‌دلانه یا موافقی با انتشار این فایل از سوی افرادی که در حاکمیت هستند، وجود داشت یا خیر؟
خیر، موردی نداشتیم یا حداقل من چیزی در این‌باره نشنیدم.

No responses yet

Aug 14 2016

احمد منتظری برای انتشار فایل صوتی اعدام‌های ۶۷ به دادگاه احضار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: در پی انتشار فایل صوتی جلسه گفت‌وگوی آیت‌الله حسینعلی منتظری و اعضای کمیته اعدام‌ها در سال ۱۳۶۷، فرزند آقای منتظری به دادگاه احضار شد.

احمد منتظری با اعلام این خبر به بی‌بی‌سی فارسی گفت صبح شنبه ۲۳ مرداد به دادگاه ویژه روحانیت قم رفته و به مدت سه ساعت به سوال‌‌های مطرح شده پاسخ داده است.

چند روز پیش سایت آیت‌الله منتظری، از مراجع تقلید شیعه که در سال ۱۳۸۸ درگذشت، فایل صوتی اظهارات این مرجع تقلید در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ را منتشر کرد که در آن، به تندی به اعدام جمعی اعضای سازمان مجاهدین خلق انتقاد شده بود. این فایل ۴۰ دقیقه‌ای یکی از مهم‌ترین اسنادی است که تا کنون درباره اعدام‌های دهه شصت در ایران منتشر شده است.

یک روز پس از انتشار این فایل، اعلام شد که به درخواست وزارت اطلاعات، سایت آیت‌الله منتظری آن را حذف کرده است.

فرزند آیت‌الله منتظری می‌گوید یکی از موارد مطرح شده در جلسه بازجویی روز شنبه “افشای اسرار نظام” بوده است؛ با این استدلال که زمان ضبط این فایل، آیت‌الله منتظری قائم‌مقام رهبر ایران بوده و اسراری که او در جریان آن قرار داشته، از اسرار نظام جمهوری اسلامی بوده و افشای آن “جرم” است.

آقای منتظری می‌گوید به دادگاه این طور پاسخ داده است که این اسناد حدود ۲۰ سال پیش در خاطرات آیت‌الله منتظری منتشر شده و “چیز جدیدی در این فایل صدا افشا نشده است.”

اتهام دیگر “کمک به اتحاد عربستان سعودی و مجاهدین” با انتشار این فایل است که او رد می‌کند.

فرزند آیت‌الله منتظری گفت که قرار است دو هفته دیگر برای ادامه توضیحات به دادگاه ویژه روحانیت قم برود.

+ بیشتر بخوانید: چرا انتشار صدای جلسه منتظری را محکوم می‌کنند؟

فایل صوتی که واکنش‌های گسترده‌ای را به دنبال داشت، مربوط به دیدار آیت‌الله منتظری در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) است که در آن جلسه، آقای منتظری به این افراد درباره قضاوت تاریخ در مورد این اعدام‌ها و خلاف شرع بودن آن هشدار داده است. اینجا بشنوید.

آقای منتظری، که در آن زمان قائم مقام رهبر ایران بود، در مورد اعدام‌های سال ۱۳۶۷ می‌گوید: “بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می‌کند به دست شما انجام شده و [نام] شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند.”

No responses yet

Aug 14 2016

احمد منتظری: اگر راست می گویید فایل واقعی را منتشر کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

پژواک ایران: فایل صوتی سخنان آیت‌الله «حسینعلی منتظری» با «هیات مرگ» جمهوری اسلامی درباره اعدام‌های سال 67 در حالی که در شبکه‌های مختلف اجتماعی بارها به اشتراک گذاشته شده، از کانال تلگرام و سایت آیت‌الله منتظری حذف شده است.

«احمد منتظری» روز گذشته در کانال تلگرامی آیت‌الله منتظری توضیح داد وزارت اطلاعات قم در تماسی، خواستار برداشته شدن این فایل صوتی شده است. فایل صوتی منتشر شده مربوط به جلسه‌ای است که در آن آیت الله منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی، در جلسه‌ای با «حسینعلی نیری» به عنوان حاکم شرع وقت، «مرتضی اشراقی» دادستان وقت تهران، «مصطفی پورمحمدی» نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین و «ابراهیم رییسی» معاون وقت دادستان کل کشور که بعدها به هیات مرگ معروف شدند، درباره اعدام‌های تابستان سال 67 صحبت می‌کند.

او به صراحت در این جلسه اعدام‌ها را زیر سوال می‌برد و می‌گوید: «این اعدام‌ها بزرگ ترین جنایتی است که در جمهوری اسلامی از اول انقلاب رخ داده و تاریخ شما را جزو جنایت‎کاران می‌نویسد.»

«ایران‎وایر» از احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری در مورد حذف این فایل پرسیده است:

چه طور شد که فایل صوتی را از روی سایت و کانال تلگرام برداشتید؟

از اداره اطلاعات قم تماس گرفتند و گفتند نظر وزارت اطلاعات این است که فایل برداشته شود. به آن ها گفتم تاثیری ندارد و منطقی‌ نیست زیرا در همه جای دنیا پخش شده است. گفتند به هرحال وزارت اطلاعات تاکید دارد که این کار انجام شود. گفتار دوستانه‌ای بود و من خواستم از قانون تخلف نکنیم، برای همین هم آن را برداشتیم. بالاخره وزارت اطلاعات مسوول امنیت کشور است و تشخیص دادند برداشته شود من هم قبول کردم. در واقع تهدید نبود، توصیه بود که نظر این است.

در کانال تلگرامی شما، مصاحبه‌های آیت الله منتظری درباره اعدام ‌های 67، نظر و نامه‌های ایشان بارها منتشر شده است. به نظر می آید وزارت اطلاعات درمورد آن‌ها تاکنون به شما توصیه ای نکرده اند چون هم‌چنان روی سایت هستند. فکر می‌کنید این فایل چه چیزی فراتر از مصاحبه‌های تصویری آقای منتظری داشته است؟

آیت‌الله منتظری خیلی از این اعدام‌ها برآشفته شده و یک جوری خواسته است جلوی آن را بگیرد. اصلا در یک جاهایی از فایل انگار التماس می‌کند و می‌گوید لااقل در مُحَرَم نکنید، لااقل خانم‌ها را اعدام نکنید. خیلی به حالت التماس افتاده و کلمات تندی به کار می‌برد. این‌ها به این کلمات تند حساس‌ هستند. مثلا در جایی می‌گوید این کار را ادامه ندهید وگرنه در آینده خواهند گفت رهبر انقلاب خون‎ریز هستند. خب، این جملات و کلمات در مصاحبه‌ها و … نبوده، احتمالا به این قسمت ‌ها و جملات این چنینی حساس هستند که چنین تقاضایی را مطرح کرده‌اند.

واکنش‌های مختلفی به انتشار این فایل نشان داده شده است؛ مثلا آقای «محمد علی انصاری»، قائم مقام دفتر نشر آثار آیت الله خمینی گفته است این نوار تحریف شده. این عکس العمل‌ها و واکنش‌ها را دنبال می‌کنید؟

بله؛ واقعا عکس‌العمل‌ها غیرمنطقی هستند. اگر فایل تحریف شده، پیدا است که ایشان اصل‌ آن را دارد که این فایل را تحریف شده می‌داند. خواهش می‌کنم اصل را منتشر کند تا مردم بدانند ما کجای آن را تحریف کرده‌ایم. اگر واقعا راست می‌گوید، بیاید و اصل آن را منتشر کند تا مردم ببینند. ما هم استقبال می‌کنیم.

«علی خمینی»، پسر «احمد خمینی» چند وقت پیش از اعدام‌های سال 67 دفاع کرده بود. پس از انتشار فایل توسط شما، دوباره سخنان او در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده اند.

هر کسی در ابراز عقیده‌اش آزاد است اما واقعا قابل دفاع نیست. دستگاه قضایی خود نظام جمهوری اسلامی افرادی را محاکمه کرده و هر کدام را به چند سال زندان محکوم کرده است. این‌ها در بند بوده‌اند، زندان بوده‌اند، اسیر بوده‌اند و جرم جدیدی مرتکب نشده بودند. اعدام این‌ها اصلا قابل دفاع نیست. صرف این که بگوییم چون به دستور امام خمینی بوده، پس کار درستی بوده، گوینده چنین حرفی زیر سوال می‌رود. امام خمینی معصوم نبوده، او هم یک فرد جایزالخطا بوده است. درست است که رهبر انقلاب یک آدم بزرگی بوده اما انسان جایزالخطا است و با استدلالی که آیت الله منتظری می‌کند، کار خطایی بوده است. حالا اگر انسان از یک شخص جایزالخطا دفاع مطلق بکند و بگوید هرکاری کرد درست است، مسلما خودش زیر سوال می‌رود.

چه طور شد که تصمیم گرفتید سند را بعد از این همه سال منتشر کنید؟

الان سالگرد این اعدام‌ها است و 28 سال از آن تاریخ گذشته است. معمولا اسنادی که محرمانه هستند، بعد از حدود 30 سال دیگر از حالت محرمانه در می آیند و پخش می‌شوند. در همه دنیا چنین رسمی هست که برای درس گرفتن و عبرت گرفتن آیندگان، این اسناد را منتشر می کنند. دلیل دیگر آن هم این است که ما خیلی مورد تهاجم هستیم. تهمت‌ها و دروغ‌هایی که نسبت به آیت‌الله منتظری گفته می‌شود، واقعا زیاد است. طرف مقابل خیلی دستش باز است و از صداوسیما و روزنامه‌ها تا تریبون‌های نمازجمعه را در اختیار دارد. هر چه دل‎شان می خواهد می‌گویند و چهره بدی از ایشان ساخته‌اند. انگار چون از اعدام مجاهدین خلق ابراز ناراحتی کرده بود، لزوما به آن‌ها وابستگی داشته است. آن ها این را جا انداخته‌اند که آیت الله منتظری فرد ساده اندیشی بوده و چون تحت تاثیر مجاهدین خلق بوده، چنین حرفی را زده است. ما برای دفاع از چهره ایشان که الان مظلوم است و نیست که از خودش دفاع کند، این فایل صوتی را منتشر کردیم که در واقع، در آن از خودش دفاع کرده است. از لحن، کلام و جملات کاملا مشهود است که حرف‌های ایشان برای خیر خواهی زده شده است. ما برای این که سم پاشی‌ها و خراب‌کاری‌های طرف مقابل را که به ایشان تهمت زده و دروغ گفته است را جبران کنیم، این فایل صوتی را منتشر کردیم.

تصور می‌کردید انتشار این فایل این همه مورد استقبال قرار بگیرد و این قدر باب بحث و گفت وگو را درباره تابستان 67 باز کند؟

واقعا فکر نمی‌کردم مردم تا این حد نسبت به وقایع تاریخی حساس باشند. فکر می‌کنم بیش تر حالت روحی و روانی آیت‌الله منتظری و لحن و کلام‎شان در فایل صوتی است که تاثیرگذار است. این داستان تاریخی برای خود من خیلی عجیب است که آیت‌الله منتظری می گوید اگر 10 دقیقه به من وقت ملاقات می‌دادند که با امام خمینی صحبت کنم، نظر ایشان را عوض می‌کردم. خیلی برای من باعث تاسف است که قائم مقام رهبری نتوانسته است با رهبر 10 دقیقه صحبت کند.

آیت الله منتظری در مصاحبه و نوشته‌های خود درباره اعدام‌های 67 هیچ وقت از واژه «منافقین» استفاده نکرد و می‌گفت مجاهدین خلق. اما در این فایل صوتی چندبار از کلمه منافقین استفاده می‌کند.

ایشان کلامی را از حضرت علی نقل می‌کردند که یک‌نفر تعبیر منافقین را درباره «خوارج» به کار برد. ایشان هم عکس العمل نشان داد و گفت کسی را متهم به شرک و نفاق نکنید، هم اخواننا بغوا علینا؛ یعنی آن ها برادران دینی ما هستند که علیه ما قیام کرده‌اند. یعنی حتی آن وقتی که این افراد قیام مسلحانه انجام داده بودند، حضرت علی اجازه نمی‌دهد نسبت نفاق به آن ها بدهند. نفاق یعنی کسی که واقعا مسلمان نیست و خودش را مسلمان جلوه می‌دهد. فکر می‌کنم ایشان در حالت عصبانیت دارد به زبان شنونده‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید همین‌هایی را که شما می‌گویید منافق… . در واقع، به زبان خود هیات تصمیم‌گیرنده اعدام‌ها صحبت کرده ‌است.

فکر می‌کنید انتشار این فایل تاثیری هم روی افرادی که در این جلسه حضور داشته اند، بگذارد؟

امیدوارم افرادی که در آن جلسه حضور داشته‌اند، بیایند و از کارشان- اگر قابل دفاع است- دفاع کنند و اگر کار اشتباهی کرده‌اند و احساس می‌کنند درست نبوده است و ای کاش این کار را نمی‌کردند، همین را مطرح کنند. الان 28 سال از آن ماجرا گذشته است. بیایند برای نسلی که دارد این را می‌بیند و برای نسل آینده منصفانه نظر بدهند. این که چون این کار را قبلا انجام داده‌اند و باید روی حرف و کارشان اصرار داشته باشند، کنار بگذارند و خودشان را نقد کنند. آیت‌الله منتظری که استاد همه این‌ها بوده، از خود انتقاد کرد و 14 مورد را برشمرد و گفت که اگر این کارها را نمی‌کردیم، بهتر بود. از آیت‌الله منتظری چیزی کم نشد، کاش چهار نفری که در آن جلسه بودند، همان جلسه را نقد کنند و بگویند ای کاش این کار را می‌کردیم. اگر هم کارشان قابل دفاع است، دلایل خود را بیاورند و به دلایل غیر منطقی متوسل نشوند.

حتما قبل از انتشار فایل، به واکنش نهادهای امنیتی هم فکر کرده بودید؟

تا حدودی قابل پیش بینی بود. البته واقعا من این مطلب را جایی تا حالا نگفته ام اما الان می‌گویم که بلکه به گوش آقایان هم برسد. به نظر من، کلا نظام، وزارت اطلاعات و حاکمیت تکلیف خودش را باید روشن کند که بالاخره می‌خواهد دشمنانه برخورد کند یا دوستانه. الان مثلا اتاقی که در منزل ما برای مراجعه مقلدان آیت‌الله منتظری بود که بیایند و مسایل شرعی‌ خود را بپرسند، نزدیک به پنج سال است که پلمپ شده؛ یعنی ما این قدر تحت فشاریم. چند سال است که من بدون جهت ممنوع‌الخروج شده‌ام. قصد یک سفر عادی داشتم که در فرودگاه و در آخرین لحظه اعلام کردند ممنوع‌الخروج هستم. هر چه پی گیری می‌کنم، اصلا جواب نمی‌دهند که چرا ممنوع الخروج هستم. فقط دادگاه ویژه روحانیت می‌گوید وزارت اطلاعات گفته است. یعنی گاهی بی جهت ما را تحت فشار قرار می‌دهند و در مورد فایل صوتی بدون تهدید و دوستانه می‌گویند این را بردارید. امیدوارم تکلیف ما را روشن کنند؛ یا دشمن باشند یا دوست. وقتی من را به دادگاه ویژه احضار کرده بودند، گفتم فرق آیت‌الله منتظری با مقامات فعلی این است که سال 68 وقتی ایشان دید که او را نمی‌خواهند، گفت: «تمام مملکت مال خودتان.»
اما شما یک اتاق در منزل شخصی خود ایشان را نمی‌گذارید استفاده کنند. این چه عدالت و انصافی است

No responses yet

Aug 13 2016

دفاع علی خمینی از اعدام‌های سال ۶۷ در ادامه واکنش به فایل صوتی منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در ادامه واکنش‌ها به فایل صوتی آیت‌الله منتظری درباره اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷، تعدادی از نزدیکان آیت‌الله خمینی از جمله علی خمینی، نوه او، محسن رضایی و حسین موسوی تبریزی به این اقدام اعتراض کردند.

بر اساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در روز شنبه، ۲۳ مرداد، علی خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، در واکنش به انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری و در دفاع از اعدام‌های سال ۶۷ سخن گفته است.

این در حالی است که در سخنان او اشاره مستقیمی به این فایل صوتی نشده و سخنان منتشر شده به نقل از علی خمینی شبیه به سخنان چندی پیش او در دفاع از اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷ است.

علی خمینی در سخنان خود «ماجرای» سال ۶۷ را «حاصل مدیریت» آیت‌الله خمینی دانسته و گفته است: «چرا معاندان نظام چشم خود را به روی جنایات بی‌شمار منافقین بسته‌اند و صرفا اعدام تعدادی از آنها را جنایت می‌دانند؟»

نوه آیت‌الله خمینی اضافه کرد: «ناجوانمردانه است اگر نظام را متهم بکنیم که چرا تند با منافقین برخورد کرده است.»

وی تاکید کرد: «امروز یک عده دلسوز شدند می‌گویند چرا با اینها برخورد می‌کنید، چرا با منافقین برخورد کردید، چرا با بی‌حجاب برخورد کردید، چرا با کودن‌ها برخورد کردید. چه می‌کرد نظام با اینها؟ باید مبارزه می‌کرد، محکم هم باید برخورد می‌شد. الحمدلله شد و کشور آرامش را دید.»

علی خمینی شامگاه سه‌شنبه، ۱۱ خرداد، نیز در دفاع از اعدام اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق در دهه ۶۰، این گروه را به ترور «بزرگان کشور» متهم کرده و گفته بود که اگر رهبر سابق جمهوری اسلامی «در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می‌داد، کشور… رنگ آرامش به خود نمی‌دید».

روز چهارشنبه هفته گذشته نیز محمدعلی انصاری، عضو دفتر آیت‌الله خمینی، در گفت‌وگو با وب‌سایت جماران فایل صوتی سخنان آیت‌الله حسینعلی منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ را «مشحون از اغلاط و تحریفات» و «به دور از انصاف» دانسته بود که توسط «اطرافیان موذی» به او «القا شده است».

محمد موسوی بجنوردی، عضو شوراى عالى قضایى در دوران آیت‌الله خمینی و پدر زن حسن خمینی، نیز روز جمعه سخنان منتشر شده آیت‌الله منتظری را ناشی از به گفته وی، «اطلاعات غلطی» دانست که «مغرضانه» به وی منتقل شده است.

در همین حال حسین موسوی تبریزی، دادستان کل کشور در سال‌های ابتدایی رهبری آیت‌الله خمینی، انتشار این فایل صوتی را «به ضرر کشور» دانسته و افزود که انتشار آن باعث «سوء استفاده دشمنان انقلاب و نظام» شده است.

به گزارش وب‌سایت تابناک، وی زندانیان اعدام شده در جریان اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ را متهم کرد که قصد داشتند همزمان با عملیات سازمان مجاهدین خلق در آن سال و ورود نیروهای این گروه به ایران، در زندان‌ها «شورش» کنند.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی منتشر شده از او، با اشاره به نقش احمد خمینی و وزارت اطلاعات برای برنامه‌ریزی این اعدام‌ها از سال‌ها قبل می‌گوید، احمد خمینی از چند سال قبل از این اعدام‌ها می‌گفته است که همه اعضای سازمان مجاهدین خلق حتی کسانی که نشریات این سازمان را مطالعه می‌کنند باید اعدام شوند.

اما محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، ضمن دفاع از احمد خمینی در صفحه اینستاگرام خود نوشت که او «بارها تلاش کرد که آیت‌الله منتظری از روبه‌رو شدن با امام کنار رود».

در همین حال احمد علم‌الهدی نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در خراسان رضوی، انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری را «گستاخانه» توصیف کرده و خواستار برخورد قاطع با احمد منتظری شده است.

در روزهای گذشته نیز برخی از رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان انتشار فایل صوتی سخنان آقای منتظری را به برگزاری همایش سازمان مجاهدین خلق در پاریس و حضور ترکی الفیصل، رئیس سازمان سابق اطلاعات عربستان سعودی، در این همایش ربط داده و آن را نشان‌دهنده «برنامه‌ریزی» برای این اقدام دانسته‌اند.

رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران، روز شنبه در یک سخنرانی بدون اشاره مستقیم به فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری اعلام کرد که «تلاش مشکوک اخیر در تصویرسازی آثار حیات» گروه مجاهدین خلق «محکوم به شکست و رسوایی است».

مقام‌های جمهوری اسلامی پیش از این به ندرت درباره اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در تابستان سال ۶۷ سخن گفته‌اند.

اکثر زندانیان اعدام شده در آن سال را اعضای گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب توده ، فدائیان و دیگر گروه‌های چپگرا تشکیل می‌دادند که پیش از آن محاکمه شده و در حال گذراندن دوران زندان خود بودند.

به گفته آیت‌الله حسینعلی منتظری، آیت‌الله روح‌الله خمینی شخصا دستور اعدام «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» صادر کرد.

بسیاری از آن اعدام‌شدگان در گورستان خاوران، به شکل گمنام و در قبرهای دسته‌جمعی به خاک سپرده شدند.

نام و تعداد دقیق اعدام‌شدگان در آن سال هنوز کاملاً مشخص نیست. گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد این زندانيان سياسی اعدام شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده است.

اما آيت‌الله منتظری در خاطرات خود اين رقم را بین ۲۸۰۰ يا ۳۸۰۰ نفر اعلام کرده است، با تأکید بر این که رقم دقیق را به خاطر ندارد.

مقامات جمهوری اسلامی گروه مجاهدین خلق را به ترور تعدادی از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و امنیتی متهم کرده‌اند.

از جمله انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال ۶۰ و انفجار در دفتر نخست‌وزیری در هشتم شهریور همان سال به گروه سازمان مجاهدین خلق منتسب شده، اما گزارش‌های متناقضی درباره نقش این گروه در این انفجارها منتشر شده است.

No responses yet

Aug 13 2016

علم‌الهدی خواستار برخورد قاطع با احمد منتظری به دلیل انتشار فایل صوتی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: در ادامه واکنش‌ها به انتشار انتقادهای صریح آیت‌الله منتظری از اعدام‌های ۶۷، احمد علم‌الهدی نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در خراسان رضوی انتشار این سخنان را «گستاخانه» توصیف کرده و خواستار برخورد قاطع با احمد منتظری شده است.

احمد علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه روز ۲۲ مرداد، انتشار فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری را جسارت به آیت‌الله خمینی و اعلام جنگ قطعی با انقلاب توصیف کرده است.

او از احمد منتظری به عنوان «عنصر ناپاکی» یاد کرده که «به ادعای دفترداری یک موجود فریب‌خورده‌ای که به جهنم نزدیک شد»، «باکمال گستاخی نوار ناهنجار نفر خودش» را پخش کرده است.

سایت آیت‌الله منتظری روز سه‌شنبه فایل صوتی سخنان وی در دیدار با کمیته چهارنفره تصمیم‌گیری درباره اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی در تابستان ۶۷ را منتشر کرد که حاوی انتقادهای صریح قائم‌مقام وقت رهبر جمهوری اسلامی از روند اعدام‌ها بود.

بر پایه این سند تازه منتشر شده، آیت‌الله منتظری از اعدام‌های ۶۷ به عنوان «بزرگترین جنایت در جمهوری اسلامی» یاد کرده، که در آینده از آیت‌الله خمینی «چهره‌ای سفاک و خونخوار» ترسیم می‌کند.

اکنون نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در خراسان رضوی، انتشار این نوار صوتی را به «پاره شدن» عکس آیت‌الله خمینی در سال ۸۸ تشبیه کرده و گفته است که «این [کار] اعلام جنگ قطعی با این انقلاب است، چون مؤسس انقلاب، بنیان‌گذار انقلاب، آن‌کسی که این مشعل را به دستش گرفت و در شعاع نور این مشعل، اسلام را به دنیا نشان داد، امام بزرگوار ما بود».

او سپس خواستار آن شد که دستگاه‌های اجرایی و قضایی با موضوع انتشار سخنان آیت‌الله منتظری برخورد قاطع کنند «به‌نحوی‌که در این مملکت کسی جرأت گستاخی به امام نکند».

نوار صوتی منتشر شده در سایت آیت‌الله منتظری، یک روز پس از انتشار، به درخواست وزارت اطلاعات از وب‌سایت او حذف شد اما بازتاب گسترده‌ای در وب‌سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی داشته، و از جمله سازمان مجاهدین خلق با استناد به آن، خواستار «محاکمه سران رژیم جمهوری اسلامی و عاملان قتل‌ عام ۶۷ به‌ دلیل نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت» شده است.

انتشار این فایل صوتی همچنین واکنش‌هایی را در میان اعضای وقت دفتر آیت‌الله خمینی برانگیخته است.

روز چهارشنبه، محمدعلی انصاری عضو دفتر آیت‌الله خمینی در گفت‌وگو با وب‌سایت جماران فایل صوتی سخنان آیت‌الله حسینعلی منتظری درباره اعدام‌های سال ۶۷ را «مشحون از اغلاط و تحریفات» و «به دور از انصاف» دانست که توسط «اطرافیان موذی» به او «القا شده است».

وب‌سایت جماران که وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار آیت‌الله خمینی است، روز جمعه نیز اظهارات محمد موسوی بجنوردی را منتشر کرد که در آن این عضو شوراى عالى قضایى در دوران آیت‌الله خمینی، سخنان منتشر شده آیت‌الله منتظری را ناشی از به گفته وی، «اطلاعات غلطی» دانست که «مغرضانه» به وی منتقل شده است.

آقای موسوی بجنوردی همچنین به جماران گفت: «نمى‌دانم که انتشار سخنان آیت‌الله منتظرى در روزهایى که منافقین جلاد و آدمکش آلت دست حکام سعودى شده‌اند و عملاً در صدد احیاى جریان نفاق هستند از کدام پشتوانه عقلى، ملى و شرعى برخوردار است».

اشاره این عضو عالی‌رتبه دستگاه قضایی به سخنرانی ترکی الفیصل، شاهزاده سرشناس سعودی، در نشست سالانه هواداران شورای ملی مقاومت در پاریس است که به شدت با واکنش مسئولان جمهوری اسلامی روبه‌رو شد.

در مورد اعدام‌های تابستان ۶۷، بیشتر مقام‌های وقت جمهوری اسلامی سکوت کرده‌اند و تنها در آستانه انتخابات خرداد ۸۸، میرحسین موسوی در یک پرسش و پاسخ گفت که او و آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان نخست وزیر و رییس‌جمهوری وقت از این اعدام‌ها بی‌خبر بوده‌اند.

در عین حال برخی از مقام‌های وقت جمهوری اسلامی، از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس و عبدالکریم موسوی اردبیلی رییس وقت شورای عالی قضایی، در خطبه‌های نماز جمعه در تابستان ۶۷ اشاره‌ای به لزوم اعدام‌ها در آن شرایط زمانی کرده‌اند، بدون اینکه این اشاره‌ها مستقیماً به اعدام‌های گروهی تابستان ۶۷ ربط داده شود.

با این حال بر اساس فایل صوتی منتشر شده، آیت‌الله منتظری در دیدار خود با کمیته تصمیم‌گیری اعدام‌ها، از آقای موسوی اردبیلی انتقاد می‌کند که با وجود موافق نبودن با اعدام‌ها در نماز جمعه به گونه‌ای دیگر شعار می‌دهد.

محمد موسوی بجنوردی، در گفت‌وگو با جماران به انتقادهای آیت‌الله منتظری از آقای موسوی اردبیلی هم واکنش نشان داده، و گفته است که «آیت‌الله موسوی اردبیلى هیچگاه مخالف عقیده‌اش عمل نکرد و همیشه شجاعت ابراز عقیده داشت».

کمیته تصمیم‌گیری در مورد اعدام‌های ۶۷، با حکم آیت‌الله خمینی و با عضویت حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، ابراهیم رییسی، و مصطفی پورمحمدی تشکیل شد، و اعضای این کمیته در دیدار با آیت‌الله منتظری سعی در توجیه روند اعدام‌ها داشتند اما سخنان آنها بارها با اعتراض آیت‌الله منتظری قطع می‌شود.

No responses yet

Aug 12 2016

موسوی بجنوردی:سخنان آیت‌الله منتظری ناشی از اطلاعات غلط بود/احمدآقا پاکترین فرد سیاسی دوران خود بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: سخنان آیت الله منتظرى ناشى از اطلاعات غلطى بوده که مغرضانه به ایشان منتقل شده بود، همانگونه که بعدا بسیارى از آنها براى ایشان هم معلوم شد.
عضو شوراى عالى قضایى در دوران امام خمینی سخنان منتشر شده آیت الله منتظری را ناشی از اطلاعات غلطی دانست که مغرضانه به ایشان منتقل شده است.

به گزارش جماران، آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی مطالب منتشر شده از بی بی سی طی روزهای اخیر را غلط و کاملا مغرضانه دانست و تأکید کرد: شوراى عالى قضایی کاملا مستقل و غیر قابل نفوذ بود و در آن، تصمیمات همیشه به رأى گذاشته مى شد و ملاک اکثریت بود.

وی با ابراز این عقیده که نظام شورایى در امر قضا از شکل فعلى که یک فرد در آن تصمیم مى گیرد به مراتب بهتر است، گفت: آیت الله موسوی اردبیلى هیچگاه مخالف عقیده اش عمل نکرد و همیشه شجاعت ابراز عقیده داشت.

آیت الله موسوی بجنوردی در ادامه گفت: سخنان آیت الله منتظرى ناشى از اطلاعات غلطى بوده که مغرضانه به ایشان منتقل شده بود، همانگونه که بعدا بسیارى از آنها براى ایشان هم معلوم شد.

وی با تأکید بر اینکه مسأله که منافقین رذل ترین و خشن ترین گروه بودند که به محاربه با نظام اقدام کرده بودند و احمقانه به آغوش صدام پناه برده بودند، گفت: من نمى دانم که انتشار سخنان آیت الله منتظرى در روزهایى که منافقین جلاد و آدمکش آلت دست حکام سعودى شده اند و عملا در صدد احیاى جریان نفاق هستند از کدام پشتوانه عقلى، ملى و شرعى برخوردار است.

آیت الله موسوی بجنوردی در پایان، سخنان منتشر شده از آیت الله منتظری را آمیخته و مملو از سخنان غلط و پیش داورى دانست و با اشاره به اتهاماتی که در این سخنان به مرحوم یادگار امام وارد شده بود، تأکید کرد: مرحوم حاج احمد آقا پاک ترین و مهربان ترین شخصیت سیاسى در دوره خود بود و آنچه درباره ایشان مطرح شده با هیچ معیارى سازگار نیست.

No responses yet

Aug 12 2016

گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایرج مصداقی: آیت‌الله منتظری در نوار منتشر شده آن‌چه در زندان‌های کشور در جریان کشتار ۶۷ گذشته را «بزرگ‌ترین جنایت در جمهوری اسلامی از اول انقلاب» خوانده و تأکید می‌کند نام اعضای هیأت «در آینده و در تاریخ جزو جنایتکاران نوشته خواهد شد».

اعضای هیئت در این دیدار به منظور فریب ایت‌الله منتظری به ایشان گزارش می‌کنند:

«مواردی که تا به حال اجرا کرده‌ایم، تماما مواردی بوده که {تصمیم‌گیری} به اتفاق آرا بوده {سه امضا} … و حتی در برخی از موارد جناب حاج آقا اشراقی احتیاط می‌کردند و با برخی از برادران دیگری که در زندان بودند مشورت می‌کردند. الان موارد متعددی داریم که دو امضا دارند و ما اصلا اجرا نکردیم … و از این بالاتر حدود ۴۰ مورد داریم که به اتفاق آرا امضا کرده‌ایم و فقط به لحاظ این‌که این‌ها یا تنها فرزند خانه بودند، یا پسری بوده که خواهرش اعدام شده یا برادرش اعدام شده {اجرا نکرده‌ایم} و حدود ۲۶ نفر هم داریم که این‌ها وقتی آمدند زندان حدود ۱۶، ۱۷ سال‌شان بوده و الان حدود ۲۳، ۲۴ سال‌شان شده »

اسامی خواهران و برادران اعدام شده

این گزارش کذب محض است. تا روز ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ خواهران و برادران زیر برخلاف ادعای اعضای هیأت اعدام شده بودند. این‌ها به جز زنان، کسانی هستند که من از نزدیک می‌شناسم و سال‌ها با آن‌ها هم بند و هم سلول بوده‌ام.

حسین و مصطفی میرزایی، (یک‌ خواهرشان در همدان و همسر برادرشان نیز در تهران در جریان قتل‌عام اعدام شد)، جواد و بهرام ناظری، سعید و مجید ملکی انارکی. سعید و ارفع جبرئیلی، احمد و مهشید (حسین) رزاقی، اکبر و مرتضی ملاعبدالحسینی، علیرضا و محمدرضا بوئینی، اصغر و حمید خضری، مسعود و منصور خسروآبادی (یک خواهرشان در سال ۶۰ خواهرشان اعدام شده بود) محسن و محمد سید‌احمدی، جمشید و حسن کیوانفر، اردلان و اردکان دارآفرین ( قبلا برادرشان اعدام شده‌ بود) رضا و مسعود ثابت‌رفتار، مجید و امیر عبداللهی، امیر و محسن رشیدی، رضا و مریم محمدی بهمن‌آبادی، فرنگیس و سهیلا محمد‌رحیمی،(یک برادر و یک خواهرزاده‌شان قبلاً اعدام شده بودند و برادر دیگرشان بعد از آزادی از زندان ربوده شده و به قتل رسید) محمود و محمدعلی بهکیش (قبلا برادران و خواهر آنها اعدام شده بودند) مریم‌گل‌زاده غفوری و همسرش علیرضا حاج‌صمدی (دو برادر مریم فرزندان آیت‌الله گلزاده غفوری قبلا اعدام شده بودند). معصومه ( شورانگیز) و مهری کریمیان، حمید و ناهید تحصیلی(یک برادر و یک خواهرشان قبلا اعدام شده بودند)، منصور و محسن حریری( دو برادرشان قبلا اعدام شده بودند) بهروز عطارزاده (قبلاً ۳ برادرش اعدام شده بودند) علی و شهباز (عباسعلی) شهبازی پدر و پسر از تهران به رشت منتقل و در آن‌جا اعدام شدند. بهروز رضایی جهرمی (سه برادرش قبلاً اعدام شده بودند). عباس فتحی (قبلا دو برادرش اعدام شده بودند). جلال کزازی(قبلا تنها خواهرش اعدام شده بود).

در شهرستان‌ها نیز اعدام خواهران و برادران در دستور کار بود. برای مثال در شیراز عصمت، فاطمه و حسین ادب‌آواز اعدام شدند. فرهاد اتراک در تهران اعدام شد می‌دانم برادرش در اصفهان اعدام شده بود.

غلامحسین مشهدی ابراهیم تنها فرزند مادرش بود که ۹ روز قبل از این گزارش اعدام شده بود. وی از بیماری قلبی شدید هم رنج می‌برد. سعید و ارفع جبرئیلی تنها فرزندان مادرشان بودند. وی از پدرشان جدا شده بود.

اعضای هیأت همچنین تأکید می‌کنند که حدود ۲۶ نفر را که در زمان دستگیری ۱۶، ۱۷ ساله بودند اعدام نکرده‌اند. این هم کذب محض است تا همان تاریخ افراد زیر که من غالب آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم و با تعدادی از آن‌ها همسلول بوده‌ام، اعدام کرده بودند. این افراد در هنگام دستگیری بین ۱۵ سال تا ۱۷ سال سن داشتند.

اسامی زندانیان اعدام شده بین ۱۵ تا ۱۷ سال

اصغر ابوتراب، محمدرضا علیرضا نیا، سهیل دانیالی، مرتضی یزدی، افشین معماران، محمدرضا مجیدی، عامل باقری، احمدرضا غلامی، اردلان دارآفرین، بهروز عطار‌زاده، عباس پورساحلی لنگرودی، علی‌رضا فضل‌علی، حمیدرضا معیری، سید حمید خضری، غلامعلی استادحسن، خسرو امین، باقر قندهاری علویجه، محمد حسن لاری لواسانی، روح‌الله هداوند میرزایی، محمدشیرخان بیک، جعفر هوشمند، مهران صمدی، همایون سلیمانی روزبهانی، احمد صالحی، علی طاهری، ناصر ابراهیمی، کورش رشیدی، کمال کلانکی، فرحناز مصلی ، شیرین فیضی شندی، زهرا عسگری شاهی، سهیلا حمیدی، فاطمه رضا سلطانی ، پروین صالحی،

آمار واقعی کسانی که در تهران اعدام شدند، بسیار بیشتر از موارد فوق است.

اعضای هیأت تأکید می‌کنند «ما به این هم اکتفا می‌کردیم که اگر این می‌نوشت که چون سازمان منافقین دارد با این نظام مبارزه می‌کند و اینجانب اگر چه اعتقاد به این نظام ندارم (این را هم به او می‌گفتیم که بنویسد)، ولی چون اعتقاد به مبارزه با نظام هم ندارم، لذا … از سازمان جدا شدم. به این هم ما اکتفا می‌کردیم».

و همچنین اضافه می‌کنند:

«ما تک‌تک این‌ها را آوردیم توی اتاق. مورد داشتیم که چهار بار با او صحبت کردیم. کرارا داشتیم که سه بار با او صحبت کردیم.»

روند کار هیئت کشتار زندانیان سیاسی

ادعای مطرح شده از سوی اعضای هیئت گوشه‌ای از واقعیت است. در ابتدا اگر کسی چنین چیزی یا حتی همچون من تعهد می‌داد که فعالیت سیاسی نمی‌کند، اعدام نمی‌شد.
من جزو کسانی بودم که دیرتر نزد هیأت برده شدم و در جریان جزئیات کشتار قرار گرفته بودم و می‌توانستم تصمیم‌گیری کنم. اما به تعهد و یا حتی بیشتر از آن اکتفا نمی‌کردند. در مرحله بعد زندانی را دوباره به دادگاه برده و از او می‌خواستند انزجارنامه مطلوب خودشان را بنویسد. در مرحله بعد دوباره زندانی را فراخوانده و از او می‌خواستند در مصاحبه تلویزیونی و … شرکت کند.
سر آخر از زندانی می‌خواستند همکاری اطلاعاتی کند. بین ۱۵ تا ۲۰ نفر از زندانیان بند ما (بند ۲ گوهردشت) در مقابل عدم پاسخ به این سؤال که در روز عید قربان و عید غدیر که مصادف با ۳ و ۱۱ مرداد ۱۳۶۷ بود چه کسی در بند شما در جشنی که به مناسبت این روز گرفته بودید، شربت داد، اعدام شدند.

برخلاف ادعای اعضای هیأت، تلاش می‌شد زندانی را فریب داده و حکم اعدام او را صادر کنند. آن‌ها خودشان را اعضای «هیأت عفو امام» معرفی کرده و از زندانی می‌پرسیدند آیا تقاضای عفو می‌کند یا نه؟

از بین ۷۵ زندانی مجاهد «ملی کش» که بین چند روز تا ۷ سال از پایان حکم‌شان گذشته بود و مقامات قضایی از آزاد کردن آن‌ها سرباز می‌زدند، ۷۲ نفر اعدام شدند. از آن‌ها پرسیده شده بود آیا شرایط دادستانی برای آزادی از زندان را می‌پذیرید یا نه؟ این افراد در سال‌های گذشته بارها به این پرسش پاسخ داده بودند و به همین خاطر در زندان باقی مانده بودند. آن‌ها مطلقا نمی‌دانستند پاسخ «نه» با اعدام همراه خواهد بود.

بیش از ۳۰ نفر از زندانیان «بند ۱ کنار جهاد» گوهردشت که تصور می‌کردند قرار است بندشان را عوض کنند و نمی‌خواستند در بند سابق‌شان باقی بمانند، به پرسش‌ هیأت «نه» گفتند و اعدام شدند. آن‌ها هنگامی که به محل اعدام برده می‌شدند تصور می‌کردند به بند جدیدشان منتقل می‌شوند.
اکثریت زندانیانی که بعد از ۱۵ مرداد اعدام شدند انزجارنامه نوشته و یا اعلام «برائت» کرده بودند اما با این حال اعدام شدند.
در روزهای اول هیچ‌یک از زندانیان، مطلقا اطلاعی از ماهیت هیئت و مأموریت آن نداشتند. سؤالات مطرح شده متناوباً در سال‌های قبل از زندانیان پرسیده شده بود.

هربار که می‌خواستند عده‌ای را اعدام کنند با خواندن اسامی آن‌ها به متصدی امر می‌گفتند این افراد را به «بندشان» منتقل کنید. این جمله به مفهوم آن بود که آن‌ها را به محل اعدام منتقل کنید.

گوشه‌هایی از بیرحمی اعضای هیأت کشتار

اعضای هیأت همچنین به آیت‌الله منتظری می‌گویند اگر کسان دیگری به جای آن‌ها بودند و مأمور اجرای فرمان خمینی بودند، اعدام‌های بیشتری صورت می‌گرفت و آن‌ها نهایت احتیاط را در این رابطه کرده‌اند. این ادعا ماهیت جنایتکارانه رژیم خمینی و دست‌اندرکاران آن را می‌رساند که افراد فوق در مقام «فرشته» نجات ظاهر می‌شوند.

اعضای هیأت دو روز قبل از این دیدار، حکم به اعدام کاوه نصاری دادند که در اثر ضربه مغزی حافظه‌اش را از دست داده بود، بیماری صرع پیشرفته داشت و یک پایش در اثر سیاتیک پیشرفته فلج شده بود. او پیش از اعدام دچار حمله صرع شد و برای رفتن به جوخه‌ی اعدام قلمدوش ظفر جعفری افشار شد، من شخصاً‌ شاهد این صحنه در راهروی مرگ بودم.

۹ روز قبل از این جلسه در ۱۵ مردادماه، اعضای هیأت، حکم اعدام ناصر منصوری را دادند که فلج قطع نخاعی بود و بیات مسئول بهداری گوهردشت که او را از بهداری به نزد هیأت برده بود، شخصاً‌ حوالی ساعت ۳ بعد از ظهر با برانکارد به محل اعدام برد. در همان روز ساعت ۵ بعدازظهر محسن محمدباقر که از دو پا فلج بود و با پاهای آهنی و عصا راه می‌رفت به دار آویخته شد.
عباس افغان (روز ۱۲ مرداد در گوهردشت) و مسعود رشتچیان (در اوین) که از بیماری شدید روانی رنج می‌بردند اعدام شدند.
هرکس را که فکر می‌کردند آثار شکنجه‌ روی بندش هست به منظور پاک کردن آثار جرم، اعدام می‌کردند. اولین سؤالی که از «م –ش» کردند این بود که آیا دستت خوب شده است یا نه؟ او با زرنگی بلافاصله دست سالم‌اش را نشان داد و گفت: بله حاج‌آقا. دست او در اثر شکنجه با دستبند قپانی عضلاتش از بین رفته بود.

هر دسته‌ای از زندانیان را که اعدام می‌کردند اعضای هیأت بین خودشان شیرینی و نان خامه‌ای تقسیم می‌کردند و جشن می‌گرفتند. آن‌ها گاه برای فشار بیشتر روی زندانیانی که در راهرو مرگ بودیم نیز نان خامه‌ای و شیرینی تعارف می‌کردند.
ناصریان (شیخ محمد مقیسه) از خوشحالی در راهروی مرگ به شکل بالرین‌ها می‌رقصید. اعدام بلافاصله پس از صدور حکم هیئت اجرا می‌شد و گاه فرصت تصحیح اشتباهشان را نداشتند. مواردی بود که نام فرد اعدام شده را دوباره برای رفتن نزد هیأت می‌خواندند.

در خاطرات رفسنجانی آمده است که حکام شرع اوین برخلاف نظر وزارت اطلاعات در مهرماه ۱۳۶۷ خواستار ادامه اعدام‌ها بودند. این اعدام‌ها در ۱۳ شهریور پایان یافته بود و خمینی برای تعیین تکلیف موضوع را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده و آن‌ها نظر «کارشناسی» وزارت اطلاعات را می‌پذیرند.

اکثریت ۲۰۰ نفری که اعضای هیأت مدعی هستند برای رسیدگی مجدد پرونده‌هایشان در سلول‌های انفرادی به سر می‌برند، در اوین و گوهردشت در شهریورماه اعدام شدند. من جزو زندانیانی بودم که زنده ماندم.

برای مثال هادی بیگی برادرزاده‌ی آیت‌الله مفید(پسر وی جان به در برد) رئیس بعدی دیوان عالی کشور، داوود زرگر برادرزاده‌ی احمد زرگر معاون دادستان انقلاب اسلامی تهران، حمید جلالی برادر زاده سرهنگ محمد‌حسین جلالی فرمانده سابق هوانیروز و وزیر دفاع دولت موسوی، جزو همین ۲۰۰ نفر بودند که اعدام شدند.

ادامه‌ی کشتار پس از دیدار با آیت‌الله منتظری

بعد از این دیدار برخلاف توصیه‌ی آیت‌الله منتظری در ماه محرم با حکم جدید خمینی در روز ۵ شهریورماه هیأت برای کشتار زندانیان مارکسیست شروع به کار کرد.
از فحوای گفتگو بر می‌آید که ابتدا قرار بر اعدام زندانیان سیاسی چپ نبوده است چون صحبت از آن است که شوشتری رئیس سازمان‌ زندان‌های وقت و وزیر دادگستری دولت‌های رفسنجانی و خاتمی ترتیب ملاقات زندانیان را بدهد. اما به جای برآورده کردن وعده‌های داده شده در این گفتگو خمینی حکم جدیدی برای قتل‌عام زندانیان چپ می‌دهد و کشتار آن‌ها نیز آغاز می‌شود.

آن‌ها زندانیان مارکسیست را با این حربه که آیا نماز می‌خوانند یا نه، اعدام کردند. اکثریت قریب به اتفاق زندانیان سیاسی چپ اطلاعی نداشتند که در صورت پاسخ منفی به اعدام محکوم خواهند شد و حکم صادره بلافاصله اجرا خواهد شد.

اعضای هیأت اعتراف می‌کنند:
«حتی در برخی از موارد جناب حاج آقا اشراقی احتیاط می‌کردند و با برخی از برادران دیگری که در زندان بودند مشورت می‌کردند»

در خاطرات زندانم تأکید کرده‌‌ام که مرتضی اشراقی ترمز هیأت بود و به همین خاطر پس از کشتار ۶۷ برخلاف دیگر اعضای هیأت کشتار، ترفیع مقام نگرفت. اما همین جنایتکار، در گفتگو با یکی از زنان میهن‌مان که با او تماس گرفته و در مورد کشتارها پرس و جو کرده و از او پرسیده بود بر اساس کدام قانون زندانیان را اعدام کردید؟ گفته بود:

فرمان امام، حکم اولویت فرمان پلیس به چراغ قرمز راهنمایی را دارد و از کشتار زندانیان دفاع کرده بود.

نکته‌ی بعد، نظرخواهی از «برادران دیگر» است. در زندان‌ گوهردشت ناصریان (شیخ محمد مقیسه)، حمید عباسی (نوری)، داوود لشکری (تقی عادلی)، مهدی نادری فرد و فاتح و در زندان اوین مجتبی حلوایی عسگر، قاضی حداد، حسین حسین زاده، زمانی (موسی واعظی)، ناصریان، سیدحسین مرتضوی، اسماعیل شوشتری، مسئولان وزارت اطلاعات و … به اعضای هیئت کمک می‌کردند.

برنامه‌ریزی کشتار از سال ها قبل

نکته‌ی مهم دیگر ادعای غیرواقعی دست‌اندرکاران کشتار ۶۷ است که گویا این قتل‌عام به خاطر عملیات فروغ جاویدان مجاهدین و یا به خاطر واکنش‌های هواداران مجاهدین در زندان صورت گرفته است. آیت‌الله منتظری در این جلسه تأکید می‌کنند که این کشتار از سال‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود:‌

«اطلاعات رویش نظر داشت و سرمایه‌گذاری کرد و شخص احمد آقا هم از سه چهار سال پیش می‌گفت که مجاهدین از روزنامه‌خوان، مجله‌خوان و اعلامیه‌خوان، همه باید اعدام شوند. این‌ها چنین فکری می‌کردند و حالا فرصت را معتنم شمردند. »

امروز که به گذشته نگاه می‌کنیم بایستی اذعان کرد چنانچه آیت‌الله منتظری منافع «اسلام» و «نظام اسلامی» را در نظر نمی‌گرفتند و اعتراض به‌حق‌شان را علنی مطرح می‌کردند، چه بسا می‌توانست مانع خونریزی بیشتر شده و لااقل خمینی از صدور فرمان جدید برای قتل‌عام زندانیان سیاسی مارکسیست اجتناب کند. چه بسا تأکید مؤکد ایشان در این گفتگو که «زن مرتده» اعدام نمی‌شود باعث نجات جان زنان مارکسیست در جریان کشتار ۶۷ مشده و دست جانیان برای به قتل رساندن آن‌ها بسته می‌شود.

با این حال آیت‌الله منتظری با دفاع از ارزش‌هایی که به آن‌ها پای‌بند بود و به ویژه تأکید روی جان مخالفان‌شان علیرغم تمامی توصیه‌هایی که به ایشان می‌شد و فشارهایی که متحمل می‌شدند، درس بزرگی به همه‌ی ما داد. تاریخ از آیت‌الله منتظری با وجود همه‌ی اشتباهاتی که داشت، به نیکی یاد خواهد کرد. او همانطور که به خامنه‌ای گفته بود: «با خمینی تا دم جهنم می‌آیم اما داخل جهنم نمی‌شوم» پای‌بند ماند و به خاطر این جنایت حسابش را از خمینی جدا کرد.

فراموش نمی‌کنم آیت‌الله منتظری نقش بزرگی در برکناری لاجوردی از دادستانی انقلاب اسلامی و بهبود وضعیت زندان‌ها بین سال‌های ۶۴ تا ۶۶ داشت. او در این دیدار نیز با جمله‌ی «گردنش بشکند لاجوردی» از این جنایتکار بعدها که خاتمی او را «سرباز اسلام» خواند یاد می‌کند.

در این‌جا لازم است یادی کنم از «زنده یاد» حجت‌الاسلام حسینعلی انصاری نجف‌آبادی نماینده‌ی ایشان در زندان‌ها.
وی پس از درگذشت آیت‌الله منتظری در یک تصادف رانندگی در اسفندماه ۱۳۸۹ در قم کشته شد.

http://www.rahesabz.net/story/34119

به نظرم مرگ وی در اثر تصادف، می‌تواند توطئه‌‌ی دستگاه امنیتی باشد، چرا که ایشان نقش مهمی در انتقال وضعیت زندان‌ها به آیت‌الله منتظری داشت و به این ترتیب از او انتقام گرفتند. (۱)

ایرج مصداقی ۲۰ مرداد ۱۳۹۵

www.Irajmesdaghi.com
irajmesdaghi@gmail.com

۱- در جریان دیداری که در مهرماه ۱۳۶۳ با آقای انصاری نجف‌آبادی داشتم، به توصیه و اصرار وی یک گزارش ۴۰ صفحه‌ای از آن‌چه بر سر خودم آمده بود و یا در زندان شاهدش بودم برای آیت‌الله منتظری نوشته و توسط وی به دست ایشان رساندم. همین گزارش بعدها باعث شد من را به عنوان کسی که آیت‌الله منتظری را فریب داده معرفی کنند.

http://www.rouzshomar.ir/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/

منبع:پژواک ایران

No responses yet

Aug 12 2016

متن نوشتاری سخنان آیت‌الله منتظری درباره اعدام‌های ۶۷

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

میلیون: غبارزدایی از آینه‌ها
ayatolah montazeri
همه موبدان سرفگنده نگون
پر از هول دل دیدگان پر ز خون
از آن نامداران بسیار هوش
یکی بود بینادل و تیزگوش
خردمند و بیدار و زیرک بنام
کزان موبدان او زدی پیش گام
دلش تنگتر گشت و ناباک شد
گشاده زبان پیش ضحاک شد
بدو گفت پردخته کن سر ز باد
که جز مرگ را کَس ز مادر نزاد
فردوسی
دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷(دوم محرم ۱۴۰۹)؛ آیت‌الله منتظری، رودرروی اعضای هیئت مرگ – حسینعلی نیری(حاکم شرع)، مرتضی اشراقی(دادستان)، ابراهیم رئیسی(معاون دادستان) و مصطفی پورمحمدی(نماینده وقت وزارت اطلاعات)، اعدام زندانیان سیاسی را که با حکم آیت‌الله خمینی، ۵ مرداد[درواقع ۶ مرداد] همان سال آغاز شده بود، شجاعانه زیر سئوال می‌بَرَد بخصوص وقتی از قاضی «شرع» هیئت مرگ می‌شنود «ما تا الان هفتصد و پنجاه نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم…»
در فایل صوتی منتشر شده، سخنان حسینعلی نیری که در آغاز جلسه، به تعداد اعدام‌شدگان (تا ۲۴ مرداد ۶۷) اشاره نموده، شنیده نمی‌شود(اصلاً نیست). دو جای دیگر نوار هم صحبت‌ها پیوستگی ندارد.
…
فایل صوتیِ منتشر شده‌ را تا آنجا که کلمات برایم مفهوم بوده، بصورت نوشتار درآورده‌ام. مطالب داخل کروشه افزوده من است.
heate_marg_67.jpg
آیت‌الله منتطری:‌ اگه غیر از شما بود من اصلا کار نداشتم، چون نسبت به شما شناخت دارم و شما می‌دونید که من نه پسر خاله‌ام جزو منافقین زندان باشه، نه پسر عموم و نه قوم و خویشم و نه با اینا رفاقتی داشتم.
بیش از همه من از اونا ضربه خوردم، هم تو زندان هم بعد زندان. پسر منو همینا به شهادت رسوندن، بزرگان ما رو همین‌ها به شهادت رسوندن، اینا همه رو من می‌دونم.
ولی معذالک، من اونی که برام مهمه، آبروی اسلام و انقلاب و آینده کشور و آینده شخص آقای خمینی[است] و اونکه تاریخ چه جور قضاوت می‌کنه. و من یک آدم صریح الهجه هستم. همیشه اونکه[اونچه] توی دلمه، نگه نمی‌دارم. بر خلاف آقایون که بعضیا با سیاست رفتار می‌کنن
به نظر من بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا این کاری است که به دست شما که چهره‌های خوبی هستید، یعنی شما چهره‌هایی که در دستگاه قضایی اگر چنانچه به ما می‌گفتند مثلاً معرفی کن مثلا می‌گفتیم آقای نیری، آقای اشراقی نفرات خوب و متدین‌اند.
به نظر من بزرگترین جنایت که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما رو محکوم میکنه به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران توی تاریخ می‌نویسند. این، بی رودربایستی.
حالا شاید از سادگی شما استفاده کرده‌اند و متاسفانه بدبختی ما این است که دستگاه قضایی ما در رأس‌اش شخصی

[عبدالکریم موسوی اردبیلی] قرار گرفته که خودش با این چیزها مخالف است، وی می‌آید آن جور شعار می‌دهد و وقتی هم که می‌خواهد از امام سؤال بکنه، به جای اینکه بروند پیش امام و بگویند آقا به این وسعت مصلحت نیست و ضرر دارد، می‌نویسد حالا توی استان‌ها اعدام کنیم یا توی شهرستان‌ها؛ این سؤال را از امام می‌کنه. این بدبختی ما است که در راس دستگاه قضایی ما، بی‌رودر بایستی، همچین شخصی قرار گرفته‌است.
…
آقای پورمحمدی؛ درست است که الان مسوول است و تو اطلاعات است اما قبل از اینکه مسوول اطلاعات باشه آخونده. جنبه آخوندیش بر اطلاعاتیش می‌افزاید.
به نظر من این یک چیزی است که اطلاعات روش نظرداشت و سرمایه گذاری کرد و شخص احمد آقا پسر آقای خمینی هم از سه چهار سال قبل هی می‌گفت مجاهدین از روزنامه خونش و از مجله خونش و از اعلامیه خونش همه باید اعدام شوند. اینا یه همچین فکری می‌کردند. و حالا فرصت را مغتنم شمردند در این جریانی که منافقین اومدند به ما حمله کردند، این رو جا انداختند پیش امام، حالا هر جوری بالاخره چه جور به امام گفتند چطوری جا انداختند، بالاخره این جور کشک و ماست کردند و از امام نوشته گرفتند، دادند دست افراد و دیگه حالا این به کجا منتهی می‌شه و در آینده چی می‌شه؟
…
هفت نفر از اینا را تو باختران به دار زدین ببینید چه الم شنگه‌ایی دنیا راه انداخته، بعد از این، اینهمه خانواده‌ها حالا شما نمی‌دونید که، جالا دو ماه شما ملاقاتها را قطع کردین تلفن‌ها را رو هم قطع کردین. بالاخره آخرش خانواده‌ها برخورد می‌کنند. وانگهی اصلا دستگاه قضایی کشور رو شما زیر سؤال بردین.
چندین سال شخص آقای نیری، این قاضی اون قاضی، تو این شهر تو اون شهر یکی رو محکوم کرده به ۵ سال یکی رو محکوم کرده به ۶ سال یکی رو محکوم کرده به ۱۰ سال یکی رو محکوم کرده به ۱۵ سال.
خب اینکه حالا ما بیآییم بدون اینکه فعالیت تازه باشه، بگیریم اعدامش کنیم این معنیش این می‌شه که ما همه‌مون گُه خوردیم. همه دستگاه قضایی ما غلط بود. معنی‌اش این نیست؟ حالا خودمونیم آخه ما می‌خودمونیم حساب بکنیم.
بعضی از قضات به ما مراجعه کردند و ناراحت بودند.
…
من یه وقتی یه نامه‌ای خدمت امام نوشتم. این نامه امام. من این نامه را[که می‌بینید] خدمت امام نوشتم.
حسینعلی نیری: همون نامه اول دیگه
– بله،
– [نامه] ۹ بندی. بله؟
– هشت بندی. من نوشتم
بعد یک نامه دوم هم به امام نوشتم. اونا شنیدین؟
– هستش…معطلش نشیم.
– اینها را می‌خوام سریع به شما بگم…
نوشتم که
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیت‌الله العظمی امام خمینی مدظله العالی
می خوام بگم ماچقدر بدبختیم…[نامفهوم]
پس از سلام و تحیت، پیرو نامه مورخه ‏۹/۵/۶۷ برای رفع مسئولیت شرعی از خود، به عرض می‎رسانم.
[آیت‌الله منتظری رو به حضار می‌کنه و میگه:] من از اون جریان تا حالا باور کنین شبی نیست که دو سه ساعت فکرم ناراحت داره[ناراحت نباشه]، خوابم نمی‌بره. سه چهار ساعت فکرم را می‌بره. شما جواب خانواده‌ها را چی می‌خواین بدین؟ اینقدر گفتین جمهوری اسلامی و اینا، اینهمه گفتین شاه و رضاخان اعدام کرد. چقدر شاه اعدام کرد؟ بیاییم اعدامای خودمونا با اونا حساب بکنیم.
نوشتم: برای رفع مسئولیت شرعی از خود به عرض می‎رسانم سه روز قبل قاضی شرع یکی از استان‌های کشور که مرد مورد اعتمادی می‎باشد. حالا بعد میگم کی بود – با ناراحتی از نحوه اجرای فرمان اخیر حضرتعالی به قم آمده بود و می‎گفت: مسئول اطلاعات یا دادستان من یادم نبود کدوما را گفت – تردید از من است – از یکی از زندانیان برای تشخیص اینکه سرموضع است یا نه پرسید:
تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ با عراق به جبهه بروی؟ گفت آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟ گفت مگر همه مردم حاضرند روی مین بروند! وانگهی از من تازه مسلمان نباید تا این حد انتظار داشت، گفت پس معلوم می‎شود تو هنوز سر موضعی و با او معامله سرموضع انجام داد و اعدامش کرد.
این قاضی شرع می‎گفت من هر چه اصرار کردم پس ملاک اتفاق آراء باشد نه اکثریت، پذیرفته نشد و نقش اساسی را همه جا مسوول اطلاعات دارد و دیگران عملا تحت تاثیر می‎باشند. حضرتعالی ملاحظه فرمایید. این نامه‌ای است که به امام نوشتم. بهشم (به او هم] رسیده. ملاحظه فرمایید چه کسانی با چه دیدی مسوول اجرای فرمان مهم حضرتعالی که به دماء هزاران نفر مربوط است می‎باشند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
…
این شخص آقای…شما حدس هم که زدید. این شخص، آقای احمدی این جریانا به من گفت. من شب تا صبح فکر کردم. دیدم خب بعد از اون نامه[اول] که نوشته بودم اینا به من گفت. آخرش من برداشتم [نامه دیگه‌ای] نوشتم. همه رفقای ما با نامه نوشتن مخالف بودند ولی دیدم من جواب ندارم روز قیامت. من وظیفه ام است…
نشستم نامه را نوشتم بعد از ظهری. اول مشورت کردم گفتند نه فایده ندارد امام است و هیچ فایده ندارد. من نهارم رو خوردم….ناراحت…[و همین] نامه را که دادم خدمتتون[کپی نامه را به نیری و دیگران نشان می‌دهد] نوشتم.
…
[این] نامه را نوشتم فتوکپی کردم. دادم به یه کسی بُرد. بعد به آسید هادی گفتم به دفتر امام تلفن بزن فلانی یه نامه فرستاده، اونجا راش بدند (بدهند)
گفت: اِ، پس بنا نبود شما [نامه را بنویسید]
گفتم خب حالا دیگه بالاخره من نوشتم.
این نامه دومی را هم، همین طور.
این نامه دومی هم… من شب تا صبح [خوابم نبرد و فکر کردم]…گفتم من مسئولیت دارم.[و نوشتم]
این نامه دوم که می‌ره. می‌دند[می دهند] به امام. احمد آقا تلفن می‌زنه به آسید هادی که امام فرمودند که منافقین همین طور که نوشتم اینا بالاخره شرورند و چطور و اینا. اما این که شما نوشتید، مورد تعجبه. این شخص رو بگویید بیاد. این شخص رو بگویید بیاد و مطمئن هم باشد کسی کارش ندارد…
منم چون می‌دونستم که بالاخره نمی‌خواند[نمی خواهند] به امام برسه این جریان. معذلک، گفتم تلفن کردند این آقا را از اهواز آمد. دو روز هم وقت گذاشتند تا پیداش کردند. آمد اینجا بهش گفتم آقا جون تو اینا را به من گفتی درسته؟ بعد گفت [درسته و] قضایای دیگری هم هست.
[از یک زندانی صحبت کرد که] اینا را توی وصیت نامه‌اش نوشته: من رو به عنوان سر موضع گرفتند در حالی که من سر موضع نبودم و به جمهوری اسلامی معتقد بودم و حالا من یه خوده اشتباه رفتم خانواده‌ام را توصیه می‌کنم که شما به انقلاب، به امام وفادار باشید.
بعداً برا من [موضوع دیگه‌ای را] نقل کرد. گفت یک کسی برادرش زندان بود در آخر گفتند که خواهرش هم متهمه. رفتند و خواهرش را آوردند، خودش رو اعدام کردند، خواهرش دو روز بود اصلا آمده بود. ۱۵ سالش بود، به خواهرش گفتند خوب چی می‌گی؟ گفت خوب من به اینا علاقه داشتم، [یکی از اعضای هیئت] گفت چون برادرش اعدام شده این رو هم اعدام کنین و اعدامش کردند. گفتم خوب تو بعداً روز قیامت جواب خدا رو چی می‌دی؟
بهر حال ما اومدیم به این آقا گفتیم آقای احمدی این حرفهایی که نوشتی [و گفتی] درست است گفت آره. گفتم همینا خدمت امام بگو. کاغذا نشونش دادم که احمد آقا…[از قول امام گفته این شخص را بگویید بیاد…]
…
[به آقای احمدی گفتم] من برای آقا نوشتم که این حرفها را زدی و تو به آنجا برو، اگر بهت گفتند مثلاً پیش امام چیزه [نمیشه رفت]، بگو نه، امام مرا احضار کرده[است].
با اینکه من تلفنی پیغام دادم. رفته آنجا. حالا اینجا هی ما تلفن زدیم گفتند احمد آقا نیست. عرض کردیم بابا این قاضی است با عزته، [از اهواز اومده]دو میلیون (نفر)معطل[اونه] حالا امام او را احضار کرده و به احترام امام او را فرستادیم والّا ما داعی نداشتیم.

آقای[محمد علی] انصاری گفته بودند نه. احمد آقا نیست برو یک ربع به هشت بیا. رفته آنجا انصاری بهش گفته با امام هیچی نمی‌شه حرف بزنی، حق نداری با امام حرف بزنی، همین آقای محمد علی انصاری،
فقط دست امام را می‌بوسی. بعد می‌آیی مطالبی که داری بنویس. عصری احمد آقا می‌آید می‌دهی به احمد آقا. من هم رفتم دست امام را بوسیدم و آمدم و منتظر احمد آقا شدم.
[آقای احمدی خیلی اونجا] معطل شده بود. به خونواده‌اش هم گفته بود من [زود]میام. [خلاصه] معطلش کردند که احمد آقا بیاد.
[بعدش هم گفت] من نوشتم دادم احمد آقا. احمد آقا گفت حاجی آقا منتظری؟ گفتم بله. دادم و اومدم.
…
من پیش بینی می‌کردم که نگذارند بروند محضر امام برای اینکه ذهن امام رو بر نگردونند.
حالا مسئله اینه، شما چهره‌های خوب بوده‌اید و از شما سوءاستفاده شد، تا حالا هم، کاراتونو کردین[حدود ۲۰ روز است زندانیان را «تعیین تکلیف» می‌کنید] من می‌دونم اینا رو،
[اما] من روی این اصل، وظیفه[خودم] دونستم به شماها بگم خب حالا همه کاراتونو کردین…
می‌گین ببینیم نظر امام چیه؟ آخه ماه محرمه، ماه خدا و پیغمبره، از امام حسین لااقل شرم بکنید.
ملاقات رو قطع کنیم و همینطور بیایم قصابی کنیم تو اونجا(در زندان)، [زندانیان را از سلولهاشون] بِِکشیم بیرون و… (و همه را از دم بُکشیم؟!)
هیچ جای دنیا همچین کاری هست؟
…
ما آدمایی هستیم که رادیو تلویزیون ما می‌گه، قاتل ایندیریا گاندی دو سال سه سال توی مرتبه دوم است، فرجام خواهی رفته حالا تازه دارن اعدامش می‌کنن.
در صورتیکه اینها[زندانیان] اغلب سر موضع شدنشون واسه برخورد تند امثال لاجوردی و افراد اینها بوده.
یه بچه‌ایی بوده که اطلاعات و اینا سرش نمی‌شده. برخورد تند اینها، [این جور افراد، زندانی را] رو سر موضع کرده من هم بودم سر موضع می‌شدم وقتی می‌دیدم اینجور با من برخورد می‌کنند. من الان فکر کردم به شما چی چی بگم. باز من نشستم نوشتم نظرمو، همینو به شما بگم، من اینجا ده تا چیز یادداشت کردم به شما بگم. من به عنوان اتمام حجت می‌گم شما دیگه خودتون می‌دونین این یه امتحانی است برای شما
۱ – من بیش از همه شما از منافقین ضربه خورده‌ام، چه در زندان و چه در خارج زندان، فرزند مرا آنان به شهادت رساندند، اگر بنا بر انتقام جویی باشد من بیشتر باید دنبال کنم، ولی من مصلحت اسلام و انقلاب و کشور و حیثیت ولایت فقیه و حکومت اسلام را در نظر می‎گیرم، من قضاوت آیندگان و تاریخ را در نظر می‎گیرم.
ده دفعه تا حالا به احمد آقا گفتم والله من بیش از تو دلم برای امام می‌سوزه، من می‌خوام پنجاه سال دیگه برای آقای خمینی قضاوت نکنند بگند(بگویند) آقا یک چهره خونریز سفاک و هتاکی بود. من نمی‌خوام در تاریخ اینجور باشه.
چهره ولایت فقیه رو ما کریه نشان دادیم به حضرت عباس پیش مردم، در ثر تندروی‌ها و بازداشت‌هایی که بوده، با این کارها چی سر اسلام[آوردیم]، این کارها که نبوده…
…
این یک.
۲ – این گونه قتلعام بدون محاکمه، آن هم نسبت به زندانی و اسیر – اسیر شماست دیگه – قطعاً در درازمدت به نفع آنهاست و دنیا ما را محکوم می‎کند و آنان را بیشتر به مبارزه مسلحانه تشویق می‎کند، مبارزه با فکر و ایده از طریق کشتن غلط است.
شخص نیستند اینا، یه فکر و ایده اینها دارند، یه رَوش است، یه منطق ولو منطق غلط، با کشتن حل نمی‌شه و بدتر می‌شه.
۳ – روش پیغمبر را با دشمنان خود در فتح مکه و جنگ هوازن ببینید به چه نحو بوده‌است؛ پیامبر با عفو و گذشت برخورد کرد و از خدا لقب «رحمه للعالمین» گرفت.
روش امیرالمومنین با اهل جَمل را پس از شکست آنان ملاحظه کنید.
درجنگ جمل، طلحه و زبیر و عایشه و اینا اومدند با امیرالمومنین جنگ کردند، بعد هم… جنگ [که] تموم شد عبدالله زبیر، عایشه، اینا یک عده تو بصره توی یه خونه بودند. به امیرالمومینن گفتند آقا یاروها اینجان (اینجا هستند]. گفت ولشون کن.
بعدش موسی ابن طلحه، را گرفته بودند، بردند زندان کردند، پسر طلحه را. امیر‌المومنین گفت موسی پسر طلحه کجاست؟ گفتند در زندان. گفت برین بیاریدش. تا اومدند گفتند که امیرالمومنین موسی را احضار کرده‌است خودش گفت انالله و انا الیه راجعون.
همه می‌گفتند انا لله انا الیه راجعون. یقبن کرد می‌کشنَش[وقتی اومد] امام [به او] گفت خوب موسی پیشیمون نیستی از این کاری که کردی؟ گفت چرا یا علی. گفت سه مرتبه رو به قبله بگو استغفرالله ربی و اتوب الیه. فرمود اموالت هم توی این چادر است بر دار و برو خونه. این برخورد اینجوریه.
پیغمبر وقتی که مکه را فتح کرد اون هم ابوسفیانی که در رأس دشمنان بود خونه‌اش را مأمن قرار داد، بر خورد اینجوری بود. در جنگ هوازن، مالک بن عوف نخری[نصری] رئیس هوازن وقتی که فهمید مکه‌ای‌ها شکست خوردند، گفت مکه‌ای‌ها عُرضه نداشتند. ما به حساب محمد می‌رسیم. سی هزار نفر جمع کرد و با محمد جنگ کرد. [وقتی شکست خورد] فرار کرد و رفت. بعد پیغمبر قوم وخویش‌هایش را اسیر کرد، زن و بچه این هم اسیر شدند، زن و بچه‌اش را فرستاد پیش صفیه عمه‌اش بود گفت اینها را نگه دار و اموالشان را هم نگه دار. به اینها گفت به مالک بگو اگر اظهار ندامت کردی و مسلمون شدی اموالت را بهت می‌دم، زن و بچه‌ات رو بهت می‌دم، صد تا شتر هم اضافه بهت می‌دم، ریاست قومت هم بهت می‌دم.
مالک ابن عوف هم در جا خودش رو به پیغمبر رسوند و پیغمبر اکرم نه این همه خون ریخته شده و این همه چیزها…
فَبِمَا رَحْمَه مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک…[به (برکت) رحمت الهی، در برابر مردم‌ نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند]
و یا
وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِینَ[و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستاده‌ایم]
اینها درس است برای ما، ما با این برخوردهایی که می‌کنیم غیر از اینکه خانواده‌ها را ناراحت می‌کنیم. همه را ازخودمون دور می‌کنیم[چه نتیجه‌ای دارد؟] همیشه که ما سر قدرت نیستیم و در آینده تاریخ روی ما قضاوت می‌کنه.
بله [در نامه] نوشتم که روش امیر المومنین با اهل جمل را بعد از شکست آنان ملاحظه کنید.
۴ – بسیاری از افراد سرموضع را، رفتار بازجوها و زندانبان‌ها، به سرموضع کشانده و الا قابل انعطاف بودند.
۵ – مجرد اینکه اگر آنان را آزاد کنیم به منافقین ملحق می‎شوند موجب صدق عنوان محارب و باغی بر آنان نمی‌شود، امیرالمومنین نسبت به ابن ملجم هم قصاص قبل از جنایت انجام نداد با اینکه خودش فرمود او قاتل من است. گفتند یاعلی پس قصاص کنیم. نقل کردند که گفت قصاص قبل از جنایت درست نیست.
۶- مجرد اعتقاد، فرد را داخل عنوان محارب و باغی نمی‌کند…
من خودم از آقا[از آیت الله خمینی] پرسیدم، شاید به شما هم گفته‌ام. گفتم آقا اگه یه کسی به شما بگه که من آقای خمینی را قبول ندارم و این جمهوری اسلامی را هم که شما درست کردین قبول ندارم و به مسعود رجوی هم علاقه دارم، به همین عبارت خدا شاهده، ولی می‌دونیم اگه ولش کنیم، می‌گه من چنانچه بروم سلاح نمی‌گرم با شما در بیافتم. می‌رم مشغول کارم می‌شم. این شخص را ما نگهش داریم[در زندان] یا آزادش کنیم؟ آقا گفت برای چی نگهش داریم؟ این تعبیری است که من از خود آقای خمینی شنیدم. گفتم یه مسعود رجوی هم بهش علاقه داره، مجرد اعتقاد [که] فرد را داخل عنوان محاربه و باقی نمی‌کند.
و ارتداد سران صرفاً، سران‌شون میان اینجا می‌گند ما مرتد نیستیم. می‌گند اسلام حقیقی ما داریم. شما اسلام آمریکایی دارین. اسلام رو هم دو قسم کردند دیگه.
[خلاصه] ارتداد سران[هم]، موجب حکم به ارتداد سمپاتها نمی‌شود.
۷ – قضاوت و حکم باید در جو سالم و خالی از احساسات باشد «لایقضی القاضی و هو غضبان» اینهمه روایات ما زیاد داریم. [اما] الان با شعارها و تحریکات جو اجتماعی ما ناسالم است،
این مسئله که آقای موسوی اردبیلی که من می‌دونم خودش از همه لیبرال تره، تو نماز جمعه می‌گه که همه اینها باید اعدام بشن، خودش از همه مخالف تره و بعد تو نماز جمعه میگن منافق زندانی اعدام باید بشه. ما که می‌دونیم اینها جو دارند درست می‌کنند. حتی منم که حرف می‌زنم میگن آی، اینم داره از منافقین حمایت می‌کنه….
بعد نوشتم: الان با شعارها و تحریکات جو اجتماعی ما ناسالم است،
ما از جنایت منافقین در غرب ناراحتیم به جان اسرا و زندانیان سابق افتاده‌ایم، وانگهی اعدام آنان بدون فعالیت جدید، زیر سئوال بردن همه قضات و همه قضاوتهای سابق است، کسی را که به کمتر از اعدام محکوم کرده‌اید به چه ملاک اعدام می‎کنید؟ حالا ملاقات‌ها و تلفن‌ها را قطع کرده‌اید فردا در جواب خانواده‌ها چه خواهید گفت؟
الان یک کم خانواده‌ها که بو برده‌اند چقدر به ما فشار آورده‌اند، به آقای خمینی که دسترسی ندارند، شورای عالی قضایی هم که کسی را راه نمیدند که، همه میان [اینجا] فشار میآرند. این خانواده‌ها که میان، چی جوابشون رو می‌دین؟
۸ – من بیش از همه به فکر حیثیت حضرت امام و چهره ولایت فقیه می‎باشم و نمی‌دانم موضوع را به چه نحوی به ایشان رسانده‌اند، این همه ما در فقه بحث احتیاط در دماء و اموال کردیم همه غلط بود؟ دما و اموال محترم است و باید احتیاط کرد و اینا؟!
۹- من چندین نفر از قضات عاقل و متدین را دیدم که ناراحت بودند و از نحوه اجرا شکایت داشتند و می‎گفتند تندروی می‎شود، و نمونه‌های زیادی را ذکر می‎کردند که بی جهت حکم اعدام اجرا شده‌است.
۱۰ – در خاتمه، مجاهدین خلق اشخاص نیستند. یه وقت یک خان است می‌گن می‌کشیمش خلاص می‌شیم. اما این شخص نیست، این…، یک منطقی است که حنیف نژاد و اینها را القا کردند، منتها اینها از آن، سو استفاده می‌کنند. این منطق رو اینها تو بچه‌ها جا انداختند.
کسی که جونش رو فدا می‌کنه و انتحار می‌کنه یعنی معتقده دیگه باباجون. این فکر را ما باید یک جوری با فکر از بین می‌بردیم حالا نداشتیم کسی رو که با منطق با اینها صحبت کنه حالا بریم اعدام کنیم؟ [با این تصور که] خلاص می‌شیم، قطعا خلاص می‌شیم!
…
به عقیده من این ضربه‌ای است به جمهوری اسلامی و انقلاب. مجاهدین خلق اشخاص نیستند یک سنخ فکر و برداشتند، یک نحو منطق‌اند و منطق غلط را باید با منطق صحیح جواب داد. با کشتن حل نمی‌شود بلکه ترویج می‌شود.
انشالله موفق باشید. این رو من نوشتم دادم خدمت شما.
حالا [من به شما] میگم [ماه] محرم است لااقل محرم این کار را نکنید. در عین حال خودتون می‌دونین.
بله من از باب اینکه شما را چهره‌های خوبی می‌دونستم و میدونم که در آینده…به دست شما اجرا شده…[نامفهوم]
[حکم امام را ]به دست شماها دادند و فردا ضربه‌اش را شما می‌خوردید.
حسینعلی نیری: اجازه بدین…
در رابطه با شیوه کار خودمان. از روز اول که ما این پیام را گرفتیم خدا شاهده که ما با این نیت که روز قیامت باید جواب این را بدیم در خدمت برادرها جلسه تشکیل دادیم و تک تک اینها را آوردیم تو اتاق. مورد داشتیم که چهار بار این را آوردیم باهاش صحبت کردیم. کرارا داشتیم که سه بار باهاش صحبت کردیم. یعنی تا اونجایی که واقعا به مرحله ی صددرصد نرسیدیم که اون عنوانی که امام معین فرموده‌اند درباره‌ی این فرد صدق می‌کند، امضاء نکردیم.
آیت‌الله منتظری: فکر کردین که این چطور سر موضع شده؟
– این شیوه کارمان بوده، مواردی که تا به حال اجرا کردیم تمام مواردی بوده که به اتفاق آراء بوده.
آیت‌الله منتظری: همه جاها که اینطوری نبوده.
– حالا ما خودمونا داریم می‌گیم.
مواردی که تا به حال اجرا کردیم تمام مواردی بوده که به اتفاق آراء بوده. حتی در برخی موارد جناب حاج‌آقای اشراقی احتیاط می‌کردند، باز با بعضی برادران دیگری که در زندان بودند مشورت می‌کردند. الان موارد متعددی داریم که دو امضا دارد و ما اصلاً اجرا نکردیم.
و از این بابت است حدود چهل مورد داریم که به اتفاق آراء امضا کردیم. فقط به لحاظ اینکه اینها یا تنها فرزند خانه بودند یا پسری بوده که خواهرش اعدام شده، یا برادرش اعدام شده، در حدود بیست و چند نفر هم داریم که اینها وقتی آمدند زندان حدود شونزده هفده سالشون بوده و الان بیست و سه چهارسالشونه. حدود چهل‌ و خورده‌ای از اینها که سه تا امضا شده اجرا نکردیم. فقط به این لحاظ که گفتیم تا آخرین روز یک اتمام حجت دیگری با اینها بشه که اگر واقعا راهی برای برگشت نبود آنوقت تصمیم گرفته بشه[حکم اجرا شود].
حالا حدود چهل، چهل و خورده‌ای از اینا داریم که سه امضائیه[نیری و اشراقی و پورمحمدی، هر سه به اتفاق آرآء امضا کرده‌اند] یعنی صد در صد ما بهش معتقدیم، فقط به لحاظ اینکه اینها یا تنها فرزند خانه بودند، یا پسری بوده که خواهرش اعدام شده یا برادرش اعدام شده. یا از اونایی بوده پونزده شونزده سالش بوده اومده تو زندان، از زمانی که آمده تو زندان پخته شده، اینها را ما باز خدا شاهده که احتیاط کردیم و الان همه برگه‌هاش توی یه پاکت جداگانه است.
آیت‌الله منتظری: در فقه ما می‌دانی که مرتد زن اگه باشه اعدام نمی‌شه. من یکبار این را خدمت امام گفتم که «ابن…» ادعای شهرت می‌کند که در محارب هم زن اگه باشه نباید اعدام کرد. بسیاری از فقها همین را گفتن منتهاش آقای خمینی می‌گن نه…
ولی ادعای شهرت می‌کنند که محارب هم مثل مرتد می‌تواند باشد زن اگر باشد نباید اعدام کرد. یک روز من به آقای خمینی سه چهار سال پیش گفتم آقا اگه می‌شه بگید زنها را اعدام نکن مگر قاتل باشند.
نیری: و در مورد دخترها باز خدا شاهده که تا اونجا که می‌تونستیم چونه زدیم. این برادر شاهده من که اعصابم قوی است، واقعاً اعصابم خیلی قوی است. من پریروز که فقط دخترا را می‌دیدیم دیگه فقط داغون شده بودم. یعنی به التماس افتادیم که این فقط دو خط بنویسه و ما بگیم برگرده زندان.
آیت الله منتظری: نگفتید می‌خوایم اعدامت بکنیم؟
عضو هیئت مرگ: نه نه نه اینها را نگفتیم. این نمیشه.
ما به عنوان یک محاکمه سؤال می‌کردیم و کار خودمونا می‌کردیم ما به این هم اکتفا می‌کردیم که فقط اگر می‌نوشت که چون سازمان محارب منافقین با این نظام دارد مبارزه می‌کند و اینجانب -این را می‌گفتیم بنویسه- اگر چه اعتقاد به این نظام ندارم ولی چون اعتقاد به مبارزه با نظام هم ندارم، لذا اعلام می‌کنم از سازمان جدا شدم. [اگر می‌نوشت] این را ما کنار می‌گذاشتیم. حتی به این هم اکتفا کردیم و در تمام این موارد خوب ما طلبه‌ایم و معتقدیم که قیامتی هست و.. من در مواردی که تا بحال اجرا کردیم، یک سر سوزن خدشه نداشت.
آیت‌الله منتظری: من یکی از افرادی هستم که هیچکس نمی‌تونه منکر بشه که از خیلی از افراد در انقلاب سهم بیشتری دارم. سابقه‌ام در انقلاب زیادتره، زندان رفتم، کتک خوردم، با منافقین هم درگیر بودم، پسرم رو هم کشتند، تو زندان هم با ما درگیری داشتند. دلم برا انقلاب می‌سوزه. به عقیده من عرض کردم از چیزایی که یا ضربه به انقلاب ما می‌زنه اینه.
…
من یک روز خدمت آقای خمینی گفتم اموال زیادی از افراد گرفته شده بیجا، این مصادره‌ها همه‌اش درست نیست، پاسدارها تندروی کردند، ما نُنُر کردیم سپاه پاسدارانمون رو، هی گفتیم سپاه سپاه، [و] سپاه هر جا رو خواست از مردم گرفت.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.[یک حکومت با کفر باقی می‌ماند، ولی با ظلم و ستم هرگز]
آقا[آیت‌الله خمینی] خیال می‌کنند و شما خیال می‌کنید با این کارتون انقلاب را تضمین می‌کنید من عقیده‌ام این است که اگر یک نفر مظلوم توش باشه، انقلاب ما شکست می‌خورد.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.
اینقدر که ما داریم می‌کشیم، شاه ده تاشم نکشت. ما مرزهایی[؟] داریم که بگوییم ما عدالت اسلامی زیادی کرده باشیم، ما می‌شد به اینجا نرسونیم.
گردن لاجوردی خرد بشه، حالا می‌گویند کسانی که در عفو شرکت کردند شریک خون یک بسیجی هستند. تندروی‌های اونها، اینها رو سر موضع قرار داد و جاذبه اون نامردا رو زیاد کرد.
…
ما یک زندانی تو زندان هست تا تونستیم بهش فشار آوردیم، آخر کارهم که آمد بیرون نه تو دانشگاه راش دادیم، نه کار بهش دادیم نه برخوردمون باهاش خوب بود، هر روز مزاحمش بودیم، خوب چه خاکی تو سرش بکنه، تو دانشگاه راش نمی‌دیم، کار بهش نمی‌دیم. من نامه داشتم… از این…به من نوشته بود از یکی از استانهای کهگیلویه نوشته [بود یک نفر که] من یک معلم بودم برای یک اعلامیه منو بردند ۱۶ ماه زندان در شیراز، بعد که آزاد شدم دیگه راهم ندادن تو فرهنگ[آموزش و پرورش]. گفتند نباید تو فرهنگ باشی. هر چه گفتم بابا من نیستم با اینها. [فایده نکرد. عاقبت] رفتم ساندویچ فروشی باز کردم و حالا هر چه می‌روم اجازه کسب بگیرم نمی‌دهند و می‌گویند نه، چون ۱۶ ماه زندان بودی.
[به وی] اجازه کسب ساندویچ فروشی هم نمی‌‌دهند خب چه خاکی به سرش بکنه. [در عوض معاندین ما] اونا، درکش می‌کنن می‌گند بیا اینجا برو دانشگاه…
…
ما اینها را سرموضع قراردادیم و اگر یکی توی اینا مظلوم به ناحق کشته بشه یا بیگناه یا کم گناه باشد این به جای اینکه تقویت جمهوری اسلامی باشه، تهدید جمهوری اسلامی می‌شه. و شما الان خودتون فکر کنید بالاخره یک ماه دیگه دو ماه دیگه در زندانها باز می‌شه، بالاخره جواب مردم رو چی میدین؟
مثلا میری تو باختران می‌گویند بچه من حالا هر کوفتی بود (بالاخره) یک عقیده‌ای داشت خوب چرا برای عقیده‌اش اعدامش کردی؟
تو آقای نیری که بچه منو محکوم کردی به ده سال، فعالیتی تازه‌ای کرده بود که اعدامش کردی؟ جواب نداره.
[خلاصه] من اونکه وظیفه شرعی‌ام بود [به شما] گفتم که بتونم یه خرده بخوابم. نه اینکه بخوام بخوابم منظورم این است که من دلم برای انقلاب، خیال نکن من دلم برای انقلاب،…
اینها قوم وخویش من نیستند و به اینا هم هیچ علاقه‌ای ندارم، از مسعود رجوی هم بیشتر بدم میآد. اگه گیرش بیاورم تیکه تیکه‌اش می‌کنم (نوار اینجا قطع میشه)
…
هی تبلیغ کردند یک بچه رو گرفتین. [خب] به خاطر یک اعلامیه بردین زندان، گذاشتین پیش سران اینا و هر چه تونستن روش کار کردن و ما هیچ کاری روی اینا نکردیم…آنوقت…
…
[بهرحال] حالا ماه محرم هست دیگه خودتون می‌دونین.
مرتضی اشراقی: بیشتر از صد تا از این پرونده‌ها دادگاهی هم…[حرف تو حرف میشه و مفهوم نیست]
نیری: اون کسانیکه در رابطه با… بود ابعاد مختلفی داره ولی اون قسمتی که در رابطه با اجرا بود خدا شاهده ما کمال احتیاط را کردیم… الان حدود ۴۰ لیست امضا هم داریم ولی فقط به خاطر احتیاط نگهش داشتیم و اجرا نکردیم.
آیت‌الله منتظری: فردا به شما بگویند آقای نیری این نفری که شما محکومش کردید به ۱۰ سال چرا اعدامش کردی؟ باید بتوانی جوابش را بدهی. باید بگی آقای خمینی گفته، میگی؟
پورمحمدی: باید بگیم آقای خمینی نوشته دیگه، یاید اینکارا بکنیم دیگه.
آیت‌الله منتظری: یا بگی اطلاعات گفته. می‌گی؟
نیری: و شما این را مطمئن باشید اگر گروه دیگری غیر از ما بود. اگر گروه دیگری غیر از ما بود آمار[معدومین] تهران سه برابر بود.
آیت‌الله منتظری: تو شهرهای دیگه همه کاری کردند. تو اهواز میگند خیلی دیگه افتضاح بوده.
نیری: نه، اگر همین مقدار می‌نوشت. فقط بنویسه همین عبارت را که چون سازمان منافقین…(حرف تو حرف میشه و مفهوم نیست)
آیت‌الله منتظری: بالاخره من وظیفه[ای که داشتم گفتم به شما]
مصطفی پورمحمدی: اون مطالبی که اتفاقاً شما در مقدمه گفتید واقعاً حرف در موردش زیاد داریم. …شدن، این یه بحث جدیه…اما…
روز چندم بود من هم حضور نداشتم. قم یه روزی بودم گفتند سریع بیا و من هم کارم چیز دیگه‌ای بود و احساسم همین بود که این دست هر کسی بیافته ممکنه تندروی بشه و امام حکم رو داده، دوباره نامه شما و ما خبر هم نداشتیم. نامه شما رفته. بعد درجواب نامه شما [هم] دیدیم باز به نحوی…[روی اجرای حکم تأکید میشه]
گفتند نه مرجع تقلیده و فقط گفته‌اند نسبت به زنها قرار است یک رعایتی بشه [که انگار شما هم موافق آن حکم بودید]
آیت‌الله منتظری: می‌دونید تو اصفهان یک زن آبستن هم توش بوده، در اصفهان یک زن آبستن ام اعدام کردند.
پورمحمدی: اون روز که مثلا چندم شد ما که عُرضه نداشتیم جلوی حکم رو بگیریم. مهم تلاشمون این بود که جلوی زیاده روی و تندروی رو بگیریم.
آیت‌الله منتظری: آقای مرعشی تلفن می‌کنه اقای منتظری بیاد[با امام حرف بزنه]. من گفتم من نامه نوشتم. اینقدر دیگه شجاعت داشتم که نامه برای شورای عالی قضاییه هم فرستادم. میگن پاشو برو پیش امام. میگم من چرا برم؟ شورای عالی قضاییه هستین[شما، خب] اگه مخالفین شما برین.
مرتضی اشراقی: درسته…متاسفانه…
نه او برخوردا که میشه…، علنی و غیر علنی‌اش خیلی وقتا زیاده رویه، (حرف تو حرف می‌شه…)
آیت‌الله منتظری: من اگه به خاطر شخص امام و انقلاب نبود نامه‌ام را پخش می‌کردم. میدونید چقدر به نفع دشمنان بود.
نیری: آره خیلی تبعاتش…
اما من گفتم به امام اقلاً بنویسم و اگر چنانچه با آقای خمینی می‌شد حرف بزنی، اگر می‌ذاشتند می‌رفتم ده دقیقه با آقای خمینی حرف بزنم عوضشان می‌کردم. من می‌فهمم آخه یک جور دیگه باید با آقا طرح کرد. آقا شرایط اینه. میگم یک احمدی که خودش می‌یاد به من میگه و امام او را احضار کرده نمی‌زارن بره با امام حرف بزنه، می‌گن به امام هیچی نگو.
عضو هیئت مرگ: آخه چه جوری گذاشتند اینجور بشه…
پورمحمدی: من تعجب می‌کنم که آقای نیری، حالا من که از روز اول همه‌اش نبودم ایشون همچنان نظارت شدید داشتند یک دونه حکم رو نمی‌ذاشتند تا خودشون بره ببینه و نظر قطعی بده، نمی‌دونم آقای احمدی این یکی را چرا شُل اومده.
آیت‌الله منتظری: نه شُل نیومده گفت نوشتم که من با این مخالفم ولی گفتن [رأی] اکثریت[است]
یکی از اعضای هیئت: ایشون چند بار تهران…
آیت‌الله منتظری: [احمدی] گفت که چند بار نوشتم….[در مورد تهران هم] که مخالف بودم.
نیری: اما یک مورد [حکم]…همه سه امضایی گرفتیم…
عضو هیئت مرگ: مشکل قضیه را این حل نمی‌کنه. بهر حال ما مجبور بودیم این حکمی را که پشت‌اش هم سفت هستند نذاریم خراب بشه، زیاده روی و تندروی و بی حساب و کتاب نشه و حالا تعداد زیادی بعضاً چیز شدن.[حکم نگرفتند]
آیت‌الله منتظری: حالا اگه اطلاعات می‌دونه تموم شد ولی ماه محرم به احترام امام حسین بسه.
نیری: من چند روز پیش به آقایون عرض کردم که ما در دادگاه ایام محرم رو قطع می‌کردیم من بهشون خواهش کردم که هر چی داریم اینا که ما دیگه نکشونیم به محرم
آیت‌الله منتظری: زود بکشیم [تا محرم نرسیده]…
[خنده بلند قاتلین]
نیری ادامه میده: اصرار من این بود که هر چی داریم تموم بشه. من هیچوقت دیگه اجازه نمی‌دادم که ایام محرم… این دیگه خلاف عرف بود.، …گفتند ما می‌ترسیم که دوباره بخواند همینطور ادامه‌اش بدند، فاصله زمانی را طولانی می‌کنیم، عجله می‌کنیم این چند شب هر چه هست دیگه تموم بشه. این دو سه روزم دیگه نبودم..
مرتضی اشراقی: ما از اول صبح می‌رفتیم حاج آقا تا ساعت ده و ده و نیم[شب] هم آنجا بودیم خدا شاهده.
آیت‌الله منتظری: شما فکر خانواده‌ها را هم کرده‌این که ملاقات می‌یاند؟ چی می‌گین، کی جواب میده به خانواده‌ها؟
برین شورای عالی قضایی معرکه بگیرین. مرده شورشون ببره، به من متوسل می‌شه میگم من نامه نوشتم به امام رضا…
رئیسی: اونها خودشون رو کشیدن کنار
اشراقی: [تکرار می‌کنه] اونها خودشون رو کشیدن کنار
آیت‌الله منتظری: بگین شورای عالی قضایی مگر شما مسئول نیستین؟ خب بیایین جواب بدین.
ابراهیم رئسی: آخه شورایی که همه‌اش میرند دنبال درس و بحث و…
(جرفها تو هم میره و مفهوم نیست)
آیت‌الله منتظری: بدبختی ما اینه. دستگاه قضایی ما، که آقای موسوی اردبیلی هنری که می‌کنه اینه بگه آقا، آیا در مرکز استان اینا رو اعدام کنیم یا همین جا تو همین شهر خودمون؟
عضو هیئت مرگ: حالا اگه شورا که مسئول این کار است بیافته جلو و کنترل کنه… تو همه کارا [این جوریه]
مرتضی اشراقی: حالا قرار شده ظرف چند روز آینده، [اینجور که] جلسه بوده و تصمیم گرفتند، اگه آقای رئیسی جزئیاتش را بگند بهتره..
[قرار شد] تا چند روز دیگه ملاقاتها آزاد بشه، تا اون بخش زیادی که زندانی هستن با ملاقاتی، اون تعداد زیاد از نگرانی در بیاند، جمع زیادی از خانواده‌ها نگرانند. اون تعداد از نگرانی در بیاند. بقیه را هم بنحوی مطرح بشه.
ابراهیم رئیسی: قرار است حاج آقا، پنج شش روز دیگه ملاقاتها کلاً آزاد بشه. یعنی نوبت به نوبت.
آیت‌الله منتظری: مُحرم حالا دو روزش گذشته الآن…احترام محرم…
ابراهیم رئیسی: ملاقاتها.. آقای شوشتری برنامه ریزی کردند که ملاقاتها، همون طور که فرمودید همه خانواده‌ها الان نگرانند. ملاقاتی آزاد بشه. خود این کلی جو شکنی می‌کنه…
یکی از اعضای هیئت: حالا چی جوری بگند با توجه به ارتباطاتی که با خارج بعضی هواداران دارند…[جمله او تموم نمیشه]
عضو دیگر هیئت: آقای موسوی اردبیلی خودشون…خامنه ای…(حرف او قطع میشه و مفهوم نیست]
آیت‌الله منتظری: نه بدتر می‌شه بالاخره ملاقات اونا هم می‌یاد دیگه. نو شهرا میگن بردنشون تهرون، تو تهرون اونوقت جوابشونو چی می‌دین؟
نیری: راجع به این ماه محرم…
آیت‌الله منتظری: من نمی‌دونم این جمهوری اسلامی اینقدر خلاف واقع بگیم چی می‌گیم من نمی‌دونم.
نیری: راجع به این ماه محرم اگه اجازه بدین حاج آقا، ما یک تعدادی از اینها را از اتاقاشون آوردیم برای همین برخورد. یه بار برخورد کردیم و نظر ندادیم، اینها الان در سلولهای
انفرادی هستن، اگر اینها را الان نظر ندیم و برگردند توی بند عمومی، اینا باز مسائلی ایجاد میکنه، اگر اجازه بفرمایید،
آیت‌الله منتظری: من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم
حدود دویست نفر هستن که اینا رو…
آیت‌الله منتظری: من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم
– حدود ۲۰۰ نفر هستند که اینا را…
من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم. من گفتم که با یکی‌اش هم مخالفم. شما خودتون می‌دونین. من نظر خودم را به شما گفتم.
– چشم اطاعت می‌کنیم و بقیه را…
عضو دیگر هیئت مرگ: اگه اجازه بدین. چون اینها[این دویست نفر] وضعیت شون نیمه کارس، نمی‌شه دوباره بخواند برگردند به بندشون، نمی‌شه. چون یکسری بهم خورده اوضاع.
تو سلولها هم نمی‌شه نگهشون داشت…
– حدود ۲۰۰ نفر هستند که اینا را…
آیت‌الله منتظری: خیر، من هیچ اجازه‌ای نمی‌دم…
– آخه اگه جداشون بگذاریم…
آیت‌الله منتظری: [گفتم که هیچ اجازه‌ای نمی‌دم]…با اینکه می‌دونم آقای خمینی نوشتند و فرمان آقای خمینی[است] حالا نمی‌دونم، آقای خمینی رو منقطع کردن از همه من دیگر نمی‌دانم. [اما] من اونی رو که می‌فهمم نمی‌تونم نگم. به انقلاب هم از شما کمتر اعتقاد ندارم. دلم برای انقلاب می‌سوزه. به احمد آقا گفتم دلم برای شخص آقای خمینی می‌سوزه. در تاریخ می‌نویسند آقای خمینی اینطوری بوده. حالا جرات نمی‌کنند بعد‌ها درآینده می‌گند. من دلم نمی‌خواست اینطور بشه، مردم از ولایت فقیه داره چندششون می‌شه، من دلم نمی‌خواست ولایت فقیه به اینجا برسه.
از: همنشین بهار

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .