اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عراق'

Mar 06 2013

پول نفت بجای سفره مردم گرسنه ایرانزمین به سر سفره دشمنان خونی ایران و ایرانی برده شد: ضریح جدید امام حسین(ع) رونمایی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب

همشهری آنلاین: ضریح جدید امام حسین(ع) با حضور جمعی از مسئولان ایرانی و عراقی رونمایی شد.

فارس نوشت: ضریح جدید امام حسین(ع) پس از گذشت 45 روز از عملیات جابه‌جایی ضریح قدیمی توسط جمعی از مسئولان رونمایی شد.

در این مراسم که در حرم حضرت سیدالشهدا(ع) برگزار شد، آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان، حجت الاسلام سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، حجت الاسلام قاضی عسگر نماینده ولی فقیه در سازمان حج و زیارت، حجت الاسلام تقوی رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی، حسن پلارک رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات و … حضور داشتند. مراسم رونمایی از ضریح جدید امام حسین(ع) ساعت 15 به وقت عراق با حضور زائران و با تلاوتی از آیات قرآن توسط قاری مصری آغاز شد و مداحان اهل بیت(ع) نیز در این مراسم به مداحی پرداختند.

کاروان ضریح جدید امام حسین(ع) 6 آذر ماه سال جاری پس از اتمام ساخت آن در قم توسط هنرمندان و مهندسان ایرانی به سمت عراق حرکت کرد.

کاروان انتقال ضریح جدید امام حسین(ع) پس از عبور از شهرهایی همچون تهران، ساوه، اراک، بروجرد، خرم‌آباد، شوشتر، دزفول، آبادان و اهواز از مرز مهران خارج و به عراق رسید. قسمتی از قطعات ضریح جدید نیز توسط هواپیما به عراق منتقل شد.

عملیات جابه جایی ضریح جدید از 27 دی ماه سال جاری با نصب مشبک در اطراف ضریح آغاز شد.

از 4 تا 10 بهمن نیز عملیات باز کردن ضریح جدید امام حسین(ع) شروع شد و عملیات کف سازی و مهندسی نیز در تاریخ 11 و 12 بهمن ماه انجام شد.

پس از گذشت حدوداً روز در تاریخ 22 بهمن پیکره چوبی ضریح جدید نصب شد و پس از آن در تاریخ 24 بهمن نیز پنجره‌های جدید ضرح امام حسین(ع) نصب گردید.

بر این اساس 2 اسفند ماه سال جاری نیز عملیات نقره کوبی و 5 تا 10 اسفند نیز عملیات طلا کوبی ضریح امام حسین(ع) انجام شد و امروز پس از گذشت بیش از 45 روز از اجرای عملیات جابه جایی ضریح قدیمی با ضریح جدید امام حسین(ع) زائران کربلای معلی ضریح جدید سیدالشهدا(ع) که گوشه‌ای از هنر هنرمندان ایرانی است را مشاهده کردند.

در ساخت ضریح جدید حدود 118 کیلوگرم طلا به همراه نقره، چوب درخت ساج استفاده شده است. همچنین قطعات ضریح جدید نیز به دلیل افزایش ماندگاری نانو کاری شده است.

No responses yet

Mar 05 2013

۴۸ سرباز سوری در خاک عراق کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: سربازان سوری که به عراق گریخته بودند، به هنگام بازگشت از یک کمین‌گاه در خاک عراق مورد حمله قرار گرفتند. گفته می‌شود ۴۸ سرباز سوری و ۹ سرباز محافظ عراقی کشته شده‌اند.

یک کاروان از ده‌ها سرباز و کارمند دولت سوریه روز دوشنبه (۱۴ اسفند/۴ مارس) در استان انبار عراق هدف حملات شدید قرار گرفت. مقامات عراقی قصد داشته‌اند آن‌ها را به خاک سوریه بازگردانند.

خبرگزاری‌فرانسه در آخرین گزارش خود از کشته شدن ۴۸ سرباز سوری و ۹ سرباز عراقی خبر داده است.

یورش به کاروان حامل سربازان و کارمندان دولت سوریه در خاک عراق و در نزدیکی مرز سوریه صورت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری عراقی “سومریا نیوز”، کشتگان از مجموع ۶۵ شهروند سوریه بودند که روز جمعه (۱۱ اسفند/۱ مارس) در پی درگیری با مخالفان مسلح رژیم سوریه در نزدیکی مرز عراق به این کشور گریخته بودند.

یک سرهنگ عراقی به خبرگزاری فرانسه گفته است که سربازان سوری از گذرگاه مرزی یعربیه در غرب سوریه به عراق گریخته بودند و مقامات عراقی آن‌ها را نخست به استان نینوا در نزدیکی بغداد برده بودند.

این اتفاق زمانی رخ داده که ارتش عراق قصد داشته کاروان سربازان سوری را راهی سوریه کند که از یک کمین‌گاه به آنها حمله شده است.

روز شنبه (۲ مارس) نیز در گذرگاه مرزی یعربیه یک سرباز عراقی نیز کشته و سه تن دیگر زخمی شده بودند.

هنوز هیچ گروهی مسئولیت این حادثه را به عهده نگرفته است. در استان انبار شایع است که مهاجمان ناشناس عراقی بوده‌اند.

احزاب شیعی عراق از دولت سوریه حمایت می‌کنند، اما سنیان این کشور با رژیم بشاراسد، رئیس جمهوری سوریه، مخالف‌اند و از مخالفان مسلح سوریه پشتیبانی می‌کنند.

هشدار دولت نوری مالکی

دولت عراق به رهبری نوری مالکی که از طرفداران بشار اسد است، در پی این رویداد هشدار داد که کشاندن درگیری‌های سوریه به خاک عراق را تحمل نخواهد کرد.

مردم استان انبار ماه‌هاست همه‌روزه دست به تظاهرات می‌زنند و مخالفت خود را با دولت مرکزی عراق که هوادار شیعیان این کشور است اعلام می‌کنند.

افسران عراقی در باره این حمله گزارش داده‌اند که مهاجمان مسلح از دوطرف با خمپاره، مسلسل و مین به کاروان نظامی‌ای که حامل سربازان سوری و محافظان عراقی آنها بودند حمله کردند.

در این گزارش آمده است که هشت سرباز دیگر سوری و چهار سرباز عراقی طی این درگیری زخمی شدند و سه خودروی نظامی نیز متلاشی شده‌اند.

No responses yet

Mar 04 2013

اخبار ضد و نقیض از انفجار تروریستی در “بین‎الحرمین” کربلا/ وضعیت مجروحان ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب

ابنا: المنار: يك مهندس عمران که كارمند شرکت پيمانکاري “المنصور” بود در منطقه “بين الحرمين” خود را منفجر کرد و 10 نفر را شهید و زخمی کرد. / آستان مقدس امام حسین(ع): یک عامل انتحاری مسبب اين حادثه بوده که منجر به کشته شدن خود و زخمی شدن 5 نفر دیگر شد اما هیچکس شهید نشد. / پلیس کربلا: یک گلوله خمپاره باقیمانده از زمان صدام، عامل انفجار است.

اخبار ضد و نقیض از انفجار تروریستی در “بین‎الحرمین” کربلا/ وضعیت مجروحان ایرانی +عکس

به گزارش خبرگزاري اهل‎بيت(ع) ـ ابنا ـ رسانه هاي عربي در خبري فوري اعلام كردند: دقايقي پيش انفجاري تروریستی در “بین‎الحرمین” كربلا اتفاق افتاده است.

شبكه “المنار” لبنان اعلام كرد: يك مهندس عمران که كارمند شرکت پيمانکاري “المنصور” در منطقه “بين الحرمين” بوده، با انفجار کمربند انتحاري خود در محدوده نزديک به حرم حضرت “اباالفضل العباس(ع)”، 10 نفر را شهيد و زخمي كرد.

خبر تكميلي 1

آستان مقدس حرم امام حسین(ع) پس از انفجار امروز در بین الحرمین اعلام کرد که یک عامل انتحاری مسبب اين حادثه بوده که منجر به کشته شدن خود و زخمی شدن 5 نفر دیگر شد.

«ولاء الصفار» مسئول امور رسانه‎ای آستان مقدس امام‎حسین(ع)، نيز اظهار داشت: شخصی با کمربند انتحاری خود را در محل کار پروژه توسعه بین‎الحرمین، در کنار نرده‎هاي آهنی منفجر کرد.

وي افزود: آستان مقدس تصیمم گرفت که همکاری خود را با شرکت مهندسی “الفاو” که در حال اجرای پروژه اي در بین‎الحرمین است، به طور کامل قطع کند؛ چرا که عملیات تفتیش فقط روی کارگران انجام می‎شد و مهندسان مورد بازرسی قرار نمی‎گرفتند.

خبر تكميلي 2

در حالی که اخبار ضد و نقیض از علت انفجار امروز کربلا و تلفات آن ادامه دارد پلیس این شهر خبر جدیدی ارائه داد.

مرکز فرماندهی پلیس کربلا در روایتی جدید از علت انفجار امروز کربلا اعلام کرد: تحقیقات اولیه نشان می دهند که این حادثه به علت انفجار گلوله خمپاره ای روی داد که از زمان نظام صدام در زیر خاک مانده بود و در طی عملیات حفاری فعال شد.

این مرکز در ادامه اعلام کرد که فقط 4 نفر در پی این انفجار زخمی شدند.

خبر تكميلي 3

سایت خبری نهرین نت اعلام کرد: انفجار در منطقه بین الحرمین کربلا بر اثر اقدام یک تروریست انتحاری و با کمربند انفجاری انجام شد و یک زائر شهید و 8 تن دیگر زخمی شدند.

خبر تكميلي 3

فرانس 24 نیز در این باره گزارش داد: یکی از مهندسین خود را در بین الحرمین منفجر کرده است. فرد انتحاری از طریق قرارداد با شرکت “المنصور” مسئول توسعه منطقه بین الحرمین وارد این منطقه شده بود و بخشی از شبکه تروریستی بود که به شهر کربلای معلی نفوذ کرده است.

این شبکه تروریستی با هدف انجام انفجارهای همزمان صورت گرفته است و در راستای اجرای توطئه سرنگونی دولت نوری المالکی به کربلا نفوذ کرده است. در همین حال شبکه المنار نیز اعلام کرد که فرد انتحاری تبعه مالزی بوده است.

خبر تكميلي 4

نماینده مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر ایران در عراق گفت: ۳ زائر ایرانی پس از عملیات انتحاری در بین‌الحرمین کربلا مجروح شدند که ۲ نفر از آنان سرپایی مداوا و یک نفر راهی اتاق عمل شد.

«ماشاءالله رضایی» اسامی زائران مجروح شده ایرانی در عملیات انتحاری را به این ترتیب اعلام کرد: حسین قدوسی، محسن رضازاده و مهدی حیدری افرادی هستند که مجروح شده‌اند که حسین قدوسی اکنون در اتاق عمل تحت عمل جراحی است و 2 نفر دیگر سرپایی مداوا شده‌اند.

خبر تكميلي 5

خبرگزاری نسیم مدعی شد: عامل انفجار انتحاری در بین‌الحرمین کربلا یک کارگر مالزیایی بوده است.

خبر تکمیلی 6

حسین قدوسی یکی از زائرانی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بود بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسید.

No responses yet

Mar 03 2013

محمد جعفری : آیا اطلاع دولت موقت از احتمال حمله عراق به ایران، به دولت بعدی و یا شورای انقلاب منتقل شده ویا نشده است، واقعیت چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

انقلاب اسلامی: اخیراً مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس آمده بود. مصاحبه با اطلاعاتی که من قبلاً در باره این موضوع داشتم همخوانی نداشت. بر آن شدم که تا حقیقت مطلب را دریابم که واقعیت مسئله چیست؟ تحقیقاتی که در رابطه با این موضوع انجام گرفته در دو بخش زمینه قبلی و اصلی، اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران به آن پرداخته خواهد شد:

1- زمینه قبلی چنین اطلاعی

در 14 سپتامبر 2010 برابر 23 شهریور 1389 میلی که همراه با خاطره ای از آقایی بنام حسین زاهدی بود، از یکی از دوستان و یا اعضای نهضت آزادی دریافت کردم که در آن آماده بود:

« پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): “امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.”

حسین زاهدی: « در یکی از سفرهایم به ایران حدود سال 1371 /1992، روزی در حضور مرحوم مهندس بازرگان ‏صحبت به جنگ ایران و عراق کشید واینکه آیا ممکن بود در آن شرایط از این جنگ پیش گیری می شد؟ ایشان ‏خاطره زیر را در این زمینه نقل کردند: “روزی در سال 1359 از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت ‏کنم. وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند. آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخی هر چند وقت یکبار و گاهی هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت ‏نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض. اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها، گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ایران میایم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند، من یک هیئت ‏عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دولت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات فیمابین حل ‏شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد.‏ شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را ‏بیان میکند. رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال می پردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است، در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم، کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود، وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با بروز مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور‏های عربی، محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنابراین باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند و از جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند. آقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت. آقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند، پس از تامل کوتاهی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند، به قسمت اندرونی وارد میشوند. آقایان به شورای ‏انقلاب برمیگردند وآقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.‏» (1)

بعد از دریافت این ای- میل، نظر به اینکه تاریخ و ترکیب افراد عنوان شده در آن تاریخ با روزنامه کیهان همآهنگی نداشت، توضیح زیر را برای ارسال کننده ای-میل که در آن روز من او را به عنوان یکی از هواداران نهضت آزادی می شناختم ولی بعداً در مصاحبه ای که امسال از او دیدم خود را عضو نهضت آزادی معرفی کرده بود- فرستادم:

مطلبی را که از قول آقای زاهدی آورده اید، نمی تواند درست باشد زیرا آمده است که:

«پنج ماه قبل از حمله صدام به ایران (30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ) تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان (به مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و شمس الواعظین): امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»

و آقای زاهدی توجه نداشته است که در آن تاریخ آقای خاتمی سرپرست کیهان نبود و آقای دکتر یزدی سرپرست کیهان بود. توضیح اینکه:

آقای خمینی در تاریخ 8/2/1359 آقای دکتر یزدی را طی حکمی به سرپرستی کیهان منصوب کرد. پس در تاریخ یاد شده آقای دکتر ابراهیم یزدی سرپرست کیهان بوده است و نه خاتمی.

مجدداً آقای خمینی در تاریخ 28/8/1359 آقای سید محمد خاتمی را به جای آقای دکتر یزدی به سرپرستی کیهان منصوب نمود.

پس آقای خاتمی از تاریخ 28/8/1359 در کیهان مشغول بکار شده است و نه قبل از آن.»

بعد از ارسال این توضیح، باز آن فرد مطلب زیر را برایم فرستاد:

«با سلام و تشکر از بابت یادآوری شما،

همانطور که اطلاع داری صحبت بر واقعیت موضوع است نه جزئیات مطلب. آقای دکتر یزدی خودش شاهد این ماجرا بوده.

با سلام و تشکر».

باز من به ایشان پاسخ دادم:

«با سلام

اگر آقای دکتر یزدی خود شاهد ماجرا بوده است، پس چرا پای آقای خاتمی و شمس الواعظین که در آن موقع در کیهان سمتی نداشتند می گذارید؟. مزید اطلاع در دوران سرپرستی آقای دکتر یزدی، آقای شهریار روحانی نقش سر دبیری کیهان را داشت».

بعد از این پاسخ من، ایشان مطلب زیر را برایم ارسال کرد.

«مجددا سلام.

هیچ کسی پای شخصی بمیان نیاورد بخصوص که افراد مورد نظر شما باشد وانگهی آقای سید محمود دعائی باید تأیید یا تکذیب نماید و شما چرا داری تلاش میکنی اصل حقیقت را انکار کنی؟ و اما جهت اطلاع شما، من همین امروز از دکتر خواستم جزئیات مطلب را برایم بفرستد. در صورت دریافت مطلب، حتما در جریان قرار خواهی گرفت».

بعد از مطلب فوق همچنانکه به من وعده داه بود « که همین امروز از دکتر خواستم [یعنی دکتر یزدی .ن. ]جزییات مطلب را برایم بفرستد در صورت دریافت مطلب حتما در جریان قرار خواهی گرفت » دیگر چیزی از ایشان دریافت نکردم. و نظر به اینکه من مطلب را آشفته و درهم برهم دیدم، دیگر آن را پیگیری نکردم و به مانند میلهائی که هر روز در فضای مجازی می رسند، به آن نگاه کردم و آن را به کناری نهادم.

2- اصل موضوع اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران:

مسئله فوق گذشت تا اینکه ماه گذشته مقاله ” مارک گازیوروسکی ” در ایران و خارج از کشور انتشار پیدا کرد و در پی آن آقای عبدالعلی بازرگان در پاسخ به آن مقاله در باره اطلاع دولت موقت از حمله عراق به ایران و چگونگی آن در سایت جرس مصاحبه ای انجام داده بود. نظر به اینکه در مصاحبه از آقایان سید محمود دعائی، دکتر بهشتی، مهندس بازرگان سخن به میان آمده بود و باز چون دکتر بهشتی و مهندس بازگان در قید حیات نبودند، بر آن شدم تا کم و کیف مسئله را که از زبان آقای دعائی نقل شده بود، جویا شوم. در این رابطه نامه زیر را همراه با بخشی از مطلب که از زبان ایشان نقل شده بود را برایشان ارسال نمودم:

جناب آقای دعائی با سلام و تحیت،

سایت جرس در تاریخ 30/10/1391 مصاحبه ای از آقای عبدالعلی بازرگان منتشر کرده است که بخشی از آن مربوط به شما و اطلاع دادن از حمله عراق به ایران به آقای خمینی است. آیا مطلبی که از قول شما بیان شده است صحت دارد؟ و اگر آری کم و کیف آن چه بوده است؟

با تشکر و سپاس محمد جعفری

«خبر حمله قریب الوقوع عراق به ایران چیزی نبود که فقط تاریخ نگار آمریکائی به اطلاع مسئولان رسانده باشد، این خبر را آقای محمود دعائی اولین سفیرجمهوری اسلامی در عراق، پیش از آن داده بود؛ ابتدا آنرا با رئیس دولت موقت و وزیر خارجه وقت مطرح کرد، به پیشنهاد دولت، این گزارش به شورای انقلاب نیز داده شد و به درخواست آنها در جلسه عمومی مشترکی با رهبر انقلاب این هشدارمورد بحث واقع گردید. آقای دعائی که از شدت ناراحتی و نگرانی به گریه افتاده بود، گفت دو بار صدام مرا احضار کرده و با ذکر اینکه ما اولین کشوری بودیم که انقلاب شما را به رسمیت شناخته و از آن استقبال کرده ایم، چرا اینقدر در رادیوهای انقلابی شما برای خارج کشوردر جهت براندازی نظام ما و صدور انقلابتان تبلیغ می کنید و ساخت کوکتل مولوتف و وسائل تخریبی تبلیغ می گردد؟ اگر بخواهید این تعرضات را تکرار کنید، ما ساکت نمی نشینیم و جواب شما را با نیروی نظامی خواهیم داد.

رهبر انقلاب که سالها در عراق بوده و ظاهرا شناختی از شخصیت او داشتند، با شنیدن گزارش آقای دعائی با خونسردی گفتند: اعتنائی به حرفهایش نکنید، من با تهدیدات او آشنایم، برخی دیگرسخنان آقای دعائی را پی گرفتند ولی بازهم تکرار کردند: گفتم که به حرفهای او اعتنا نکنید. آقای دعائی گفت: من نمی توانم به عراق برگردم و چون پاسخی برای حرف های او ندارم، مجبورم استعفا دهم. گفتند: تکلیف شرعی داری به سرکار خود برگردی ! …»

بعد از ارسال مطلب بیان شده، از قول آقای دعائی و نامه همراه برای ایشان، آقای دعائی جوابیه زیر را برایم ارسال کردند:

جوابیه:

« بنام خدا

جناب آقاي محمد جعفري

با سلام و با تشكر از انعكاس مطلب منتشرشده در سايت جرس به اينجانب و با عرض تبريك اعياد خجسته ميلاد پرافتخار پيامبر گرامي اسلام و امام جعفر صادق عليهم‌السلام.

محترماً به عرض مي‌رساند مطلب ادعائي در مصاحبه جناب آقاي بازرگان بنحوي كه نقل شده صحت ندارد و منبع آگاهي ايشان كذب محض است. حقير مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را در كتاب گوشه‌اي از خاطراتم ذكر كرده‌ام. اميدوارم مورد توجه جنابعالي و جناب بازرگان قرار گيرد.

با سپاس مجدد كوچكترين برادرتان

سيدمحمود دعائي»

نظر به اینکه آقای دعائی اطلاع بیشتری از مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي را به کتاب « گوشه‌اي از خاطرات » خود ارجاع داده بودند، پس از تهیه کتاب مشاهده شد که ایشان ص177-174 کتاب را به این موضوع اختصاص داده اند. عنوان کتاب عبارت است از: «گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی»، به اهتمام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387.

مطلب آقای دعائی از شروع جنگ عراق با ایران که به صورت سئوال و جواب است، چنین آغاز می شود:

« شما مقارن جنگ تحمیلی سفیر ایران در عراق بودید؟

نه، من مقارن جنگ در عراق نبودم. قبل از سال 59 برگشتم. اگر دقت کرده باشید من به دلیل موضعی که وزارت امور خارجه ایران گرفت قبل از عید نوروز در سال 1358 به ایران فراخوانده شدم. سفیر عراق هم از ایران اخراج شد. جنگ در شهریور 1359 آغاز شد. یعنی من 6 ماه قبل از جنگ به ایران برگشته بودم و قبل از جنگ هم از طرف حضرت امام، مسئول روزنامه اطلاعات شدم(2).

آیا شما در زمینه اختلاف ما با عراقی ها اطلاعاتی داشتید و آن را در اختیار امام گذاشتید؟

در رابطه با پیش بینی جنگ و کلاً در رابطه با عراق من چند ملاقات با حضرت امام داشتم و به ایشان عرض کردم که عراقی ها اهداف و برنامه هایی دارند و در شرایط کنونی، تاکتیکِ اصرار بر مذاکره و نشست را تعقیب می کنند. من در یک ملاقات دو ساعته در قم با ایشان وضعیت مبارزین عراقی را گفتم و از اهمیت مبارزاتشان صحبت کردم. همچنین در باره شیوه هایی که می تواند کاربرد بهتری داشته باشد سخن گفتم و بیان کردم که عراقی ها اصرار دارند یک شخصیت رسمی خارج از دولت موقت و مرتبط با شخص حضرت عالی با آنها مذاکره کند. شخصی که قرار بود با ما مستقیماً مذاکره کند خود صدام بود.

امام فرمودند: من باید فکر کنم و بعد بگویم. روز بعد که به خدمت ایشان رسیدم امام فرمودند: من تصور می کنم که عراقی ها حَسن نیت ندارند و قصد فریب ما را دارند و من مصلحت نمی دانم در این شرایط شخصی را از طرف خودم بفرستم. این مسئله باشد تا انتخابات انجام شود و کشور نظم خود را بیابد. یعنی رئیس جمهور، مجلس و دولت منتخب مجلس داشته باشیم.

در مناسبتی که در یکی از جلسات شورای انقلاب شرکت کردم تأکید کردم که اگر بنا بر حفظ روابط در سطح عالی است در برخوردها و شیوه های ارتباطی تجدید نظر کنید.

در آن روزگار هر یک از روزنامه ها، رسانه ها و بخشهای مختلف رادیو و تلویزیون، سازی جداگانه می زدند. مثلاً رادیو اهواز توسط مخالفین رژیم عراق اداره می شد و آنچه احزاب و سازمانهای مبارز عراقی می خواستند، پخش می شد. بدیهی است که این سخنان در ارتباط ما و عراق و تلقی آنها از انقلاب اسلامی تأثیر می گذاشت.

امام معتقد بودند، مذاکره فایده ای ندارد. زیرا عراق قصد فریب ما را دارد و نمی خواهد با ما و انقلاب اسلامی ما کنار بیاید. عراق از بهترین فرصت ممکن یعنی از زمانی که ما درگیر مسائل داخلی و بحرانهای بعد از انقلاب بودیم، استفاده کرد و سعی نمود تا در درون کشور اختلاف و دودستگی ایجاد کند. بنابراین با استفاده از گروهکهای سیاسی تحت نفوذ خود بعضی از استانهای مرزی ما را به جدائی طلبی و استقلال تحریک کرد تا از طریق ایجاد درگیریهای داخلی و قومی یعنی داشتن داعیه استقلال در استانهای مرزی، ما را وادار به سازش و تسلیم نماید و به نوعی به خواسته های خود برسد…. باید توجه داشت که صدام در حقیقت مقدمات جنگ علیه ایران را از آبان 57( سه ماه قبل از پیروزی انقلاب) آغاز کرد و اولین قرارگاه اطلاعاتی و عملیاتی جنگ را از همان موقع در بصره تأسیس کرد و برادرش برزان تکریتی را مسئول قرارگاه کرد. یعنی با اعلام انحلال ساواک و مراکز قدرت امنیتی و سیاسی رژیم شاه و با فروپاشی نظم سابق و از هم گسستنِ بدنه ارتش که در واقع پس از فرار از پادگانهای ایران آغاز شده بود، صدام به فکر انتقام از ایرانی ها افتاد و در صدد برآمد تا حقارتی را که در درون از زمان امضای قرارداد الجزایر به دست خودش به دلیل تسلیم در برابر شاه احساس می کرد، جبران کند…» (3)

این هم تکذیب نامه و نظر آقای دعائی که در مورد مسائل مربوط به آغاز جنگ تحميلي که در سال 1387 منتشر شده است.

آقای امیر انتظام و اطلاع از حمله احتمالی:

آقای امیرانتظام هم در خاطرات خود به صراحت گفته است که آمریکائی ها از احتمال حمله عراق به ایران به من و آقایان مهندس بازرگان و دکتر یزدی اطلاع داده اند:

آقای امير انتظام می نويسد: «نخست وزير قبل از اينکه تهران را ترک کنم مرا بعنوان نمايندۀ ويژه خود انتخاب کرد و دستور داد که در ‏استکهلم مسائل مورد نظر ايران و شوروی را با سفير شوروی و مسائل مربوط به ايران و آمريکا را با سفير آمريکا يا نمايندگان دولت ‏های شوروی و آمريکا مورد بحث قرار دهم .»(4)

وی ادامه می دهد: … جان استمپل مسئول سياسی سفارت آمريکا در تهران از واشنگتن تلفن کرد و گفت می خواهد به سوئد بيايد و در باره ‏مسائل مورد علاقه دو کشور مذاکره کند. مراتب را تلفنی به اطلاع نخست وزير رساندم و ايشان موافقت نمود. به استمپل خبر دادم که آماده مذاکره با ایشان هستم. در شهریور 1358 جان استمپل همراه با جرج کیو، کارمند اسبق سفارت امریکا در تهران در سال 1332، به استکهلم آمدند. موضوع مورد بحث آنها وضعیت ارتش های کشورهای همسایۀ ایران بود. در بین این کشورها بیشتر در مورد وضعست ارتش عراق تکیه شده بود. آنها با تهیه اسلاید از جابجایی ارتش عراق به مرز ایران و عراق ما را با خبر ساختند و استدلال می کردند که ارتش عراق با این جابجایی خیال حمله به ایران را دارد. عراق در آخر شهریور چند دهکدۀ نزدیک ایران در کردستان را بمباران کرد و ایران نسبت به این تجاوز عراق اعتراض کرد. در این حمله 6 نفر از هموطنان کُرد ما کشته شدند، در انتهای جلسه آنها پیشنهاد کردند که به ایران بروند و این مطالب را به اطلاع آقای بازرگان نخست وزیر برسانند. آنها به ایران پرواز کردند و من هم جداگانه به ایران آمدم و مراتب را به اطلاع نخست وزیر رساندم. جان استمپل و جرج کیو به دیدن نخست وزیر رفتند و با پروژکتوری که به همراه آورده بودند اسلایدهای جابجایی ارتش عراق را به آقای بازرگان و وزیر خارجه نشان دادند و چند روز بعد به امریکا مراجعت کردند. و نيز «در مهر ماه 1358مجدداً جان استمپل به من در سوئد تلفن کرد و گفت که برای طرح مسئله مهم ديگری می خواهد باتفاق همکاران خود به استکهلم بيايد. ‏برای کسب دستور به نخست وزير تلفن کردم و آقای بازرگان با آمدن آنها موافقت کرد و موضوع را به آنها اطلاع دادم که می توانند به ‏استکهلم بيايند. اين بار آنها سه نفر بودند. جان استمپل و جرج کيو و يکی ديگر از همکاران آنها که نام او را فراموش کرده ام. موضوع مورد بحث آنها این بود که اتحاد جماهیر شوروی که از صادرکنندگان عمده نفت بود به زودی به دلیل احتیاج به سوخت، وارد کننده نفت خواهد شد و دراین باره گزارش مفصل مدونی را تهیه کرده بودند. در این مسافرت دو موضوع دیگر نیز مورد بحث و مذاکره قرار گرفت:

اول – آنها اطلاع دادند که اتحاد جماهیر شوروی از طریق پرواز هوایی برای جدایی طلبان کردستان اسلحه ارسال می کند و تعداد پروازها و مقدار جنگ افزاری را که از یک ماه گذشته یعنی شهریور 1358 برای کردها ارسال شده بود، شرح دادند. دوم- در آخر جلسه در زمانی که جرج کیو خداحافظی می کرد گفت:

“راستی شما همان کسی هستی که نامۀ اعتراضیۀ نهضت مقاومت ملی را در سال 1332 به نیکسون دادی”؟ گفتم بله، من بودم. جرج کیو گفت: “آیا هنوز به مصدق و راه او وفا داری و از سیاست او پیروی می کنی”؟ گفتم بله. صد در صد همین طور است.

دراین جلسه قرار شد آنها به امریکا برگردند و ده روز بعد در تهران باشند و من هم در تاریخ مقرر در تهران بودم و به اتفاق آنها به دیدن نخست وزیر رفتیم. آنها همان مطالب سوئد را به اطلاع نخست وزیر رساندند. و بعد هم به دیدن دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه رفتیم و آنها پس از تکرار مطالب مورد مذاکره با نخست وزیر، گزارش چاپ شدۀ خودشان را در مورد نفت به وزیر خارجه دادند.» (5)

آقای امير انتظام می گويد، آمريکايی ها با من در اين دو ديدار و مذاکره چند مطلب را مورد بحث و مذاکره قرار دادند که از جمله: ‏

‏1- ارتش عراق خيال حمله به ايران را دارد و با اسلايد جابجايی ارتش عراق را در مرزهای ايران نشان دادند.

‏2- شرح ارسال اسلحه و جنگ افزار نظامی شوروی ها برای تجزيه طلبان کردستان. و اين سئوال که آيا شما ( يعنی آقای امير انتظام. ‏نادر) به مصدق و راه وی وفاداری و از سياست وی پيروی می کنی؟ که آقای امير انتظام می گويد بله. صد در صد همينطور است. (6)

و اما، بعد از انتشار مقاله ” مارک گازیوروسکی ” برای اطلاع از صحت و سقم مسئله، با ایشان تماس گرفته شد و از ایشان سئوال شد که:

شما از کجا دانستید چنین اطلاع مهمی به دولت بعدی منتقل نشده است؟ آقای گازیوروسکی پاسخ می دهد: اولا این اطلاع برای اولین بار در دادگاه امیر انتظام توسط بازرگان فاش شد و این بعد از حمله عراق به ایران بود و ثانیاً دکتر یزدی به من گفت که این اطلاع به وزیر خارجه بعدی منتقل نشده است. بنی صدر که وزیر خارجه بعد از یزدی بود، به من گفت که نه یزدی و نه کس دیگری این اطلاع آمریکائی ها را به من منتقل نکرده است و یزدی هم تأیید کرد که اطلاع منتقل نشده است.

بیش از همه من به این علت از یزدی نپرسیدم که چرا او این اطلاع را به احدی نگفته است زیرا نمی خواستم که چنین سئوال سخت و آزار دهنده ای را در برابر او مطرح کنم ( این تعارف بدی بود). اما چنین به نظر می رسید و برایم روشن بود که خطر بزرگی یزدی را تهدید می کرد [ اگردر آن موقع] چنین می کرد. من فکر می کنم که بازرگان قادر بود که در دادگاه انتظام در مورد آن صحبت بکند زیرا او مطمئن بود که دستگیر نخواهد شد زیرا او مستقیم جرج کیو[شخص آمریکائی که با امیر انتظام تماس گرفته و اطلاع را به او منتقل کرده است.ن.] را ملاقات نکرده و بعداً این اطلاع به او منتقل شده بود. اما این برای یزدی ریسک بالائی داشت. (7)

نتیجه:

اسناد ارائه شده و نیز مصاحبه آقای عبدالعلی بازرگان مسلم می کند که آمریکائیها به آقایان: امیر انتظام، مهندس بازرگان و دکتر یزدی از حمله احتمالی عراق به ایران خبر داده بودند. گفته های آقای امیرانتظام هم روشن است که این اطلاع به مهندس بازرگان و دکتر یزدی منتقل شده است. الّا اینکه آقای عبدالعلی بازرگان مدعی است که این اطلاع از طریق دکتر بهشتی و دعائی به شورای انقلاب و آقای خمینی منتقل شده است. از سه نفر نامبرده شده، دو نفر که در قید حیات نیستند. نفر سوم که آقای دعائی است، ایشان به شدت مطلب را تکذیب کرده است و اطلاع خود را از این مسئله در سال1387 یعنی 4 سال قبل از مقاله ” مارک گازیوروسکی ” منتشر کرده است و همچنانکه در بالا آمد او چنین اطلاعی را به آقای خمینی و شورای انقلاب نداده است. حال تحقیق مستدل و روشنی که انجام گرفته از نظر خوانندگان محترم گذشت. قضاوت از کم و کیف این مسئله هم برعهده شما است.

و اما آنچه در این گزارش تحقیقی عنوان شد، بار مسئولیت آقای خمینی را در باره توجه نکردن به نامه ها و گزارش فرماندهان نظامی از تدارک حمله صدام به ایران نمی کاهد ولی انحصارطلبان با اتکآء به آقای خمینی شیرازۀ ارتش را پاره می کردند و به عناوین مختلف فرماندهانش را زندانی، اعدام و یا از کار برکنار می کردند. اسناد فراوانی وجود دارد که آقای خمینی و روحانیون حاکم که در صدد تصاحب انحصاری قدرت بودند، هرچه از جانب بنی صدر و فرماندهان نظامی به او گفته می شد که صدام در صدد حمله به ایران است، می گفت این ارتشی ها اطلاعات غلط می دهند، و می خواهند دست روحانیون را از ارتش کوتاه کنند. وبعد از حذف بنی صدر، مرتب زعمای لشکری و کشوری جهموری اسلامی بنی صدر را مقصر اعلان می کردند که اطلاعات به موقع به آقای خمینی نداده است. درگزارشهای تحریر شده آقای بنی صدر تحت عنوان “روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد” آمده است که فرماندهان نظامی را برای دادن گزارش به حضور امام فرستادم. در نامه مورخ 14 شهریور 1359 آمده است: «در حال حاضر فرمانده را می گیرند و سرش را می تراشند بعد می گویند آزاد هستید، چنین آدمی چطور فرماندهی بکند؟…مقامات غیر مسئول در امور ارتش دخالت نکنند. انجمن اسلامی، اداره ایدئولوژی، مقامات کشور و… برای تبلیغ اسلام است و نه از بین بردن حاکمیت مقامات مسئول. سلسله مراتب عملاً دارد از بین می رود. آقای محلاتی حاضر بودند، وضعیت بسیار حساس است. نحوه عمل استاندار خوزستان روحیه ها را بکلی خراب کرده است. فرمانده قابل حاضر نمی شود برود. انشاء الله امروز و فردا حمله نمی کنند اما بالاخره یک روز این کار را خواهند کرد. »(8). در نامه 28 شهریور 59 به آقای خمینی آمده: « یک ماه پیش همین فرماندهان را بخدمت فرستادم اطلاعات حاصله در باره توطئه امروز را بعرض برسانند. بعد به اینجانب فرمودید باین اطلاعات باور نمی فرمائید. و امروز راست از آب درآمده اند واحتمال یک درگیری گسترده ای از مرز ترکیه تا مرز پاکستان قوی است» و مقصود از گزارش حسب کتاب نامه ها، «همان است که رئیس ستاد و رئیس اطلاعات ارتش در باب تدارک رژیم صدام برای حمله به ایران تهیه کرده بودند.» (9)

ولی حالا، و بعد از اینکه خاطرات سال 1361 آقای هاشمی رفسنجانی چاپ اولش در سال 1385 منتشر شد، معلوم می شود که حق با بنی صدر و ارتشی ها بوده است که مرتب گزارش می کرده اند، که صدام در صدد حمله به ایران است. آقای هاشمی، در خاطرات20 شهریور 61، خود می نویسد: « کتابی را که دفتر مشاورت امام [در ارتش] در مورد تجاوزهای مقدماتی قبل از شروع رسمی جنگ تهیه کرده خواندم که حدود سیصد تجاوز را با ذکر نامۀ اعتراضیه ایران به عراق در همان تاریخ آورده است. اسناد خوبی برای متجاوز معرفی شدن عراق دارد و نظرم این است که منتشر شود.» (10) اینها همان گزارشهائی است که نظامی ها به آقای خمینی می دادند و ایشان اصلاً گوشش بدهکار این گزارشها نبوده است و می فرمود که اینها را ارتشی ها می سازند برای اینکه دست روحانیت را از ارتش کوتاه کنند. و هنوز کتاب یاد شده در ایران منتشر نشده است و تا این رژیم حاکم است من گمان نمی کنم که این کتاب منتشر شود.

محمد جعفری 21 بهمن 1391

HYPERLINK “mailto: mbarzavand@yahoo.com” mbarzavand@yahoo.com

یادداشت:

1-

HYPERLINK “http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm”http://www.namir.info/home/pdf/af8/aghaz-jang.htm

2- آقای دعائی در تاریخ 20 اردیبهشت 1359 به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب شد.

3- گوشه ای از خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعائی، به اهتمام: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول 1387 ، ص 177-174.

4- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 40.

5- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46-45.

6- گروگان گیری و جانشینان انقلاب از محمد جعفری، ص181؛ به نقل از: آنسوی اتهام خاطرات عباس امير انتظام جلد 1، نشرنی، چاپ ششم 1383، ص 46- 45

7-

Yazdi told me that the information was not passed on. He said that his successors never asked. I doubt they would have believed him anyway. By the time of Entezam’s trial it was too late, of course, since Iraq had already invaded.

Bani-Sadr (who succeeded Yazdi as foreign minister) told me neither Yazdi nor anyone else told him about the US warning, and Yazdi told me he did not tell his successors about the warning snd that they never asked about anything like that. I didn’t ask Yazdi why he did not tell anyone, mainly because I didn’t want to raise a very awkward question (it would have been bad taaroof). But it seems quite clear to me that there would have been grave danger for him in doing so — what happened to Entezan could have happened to him. I think Bazargan was able to talk about it at Entezam’s trial because he was fairly confident that he would not be arrested for saying so, and also because he did not directly meet with Cave; he was told about the warning afterward. This would have been much more risky for Yazdi..

8- کتاب نامه ها از آقای بنی صدر به آقای خمینی و دیگران…،ص 147؛ «این نامه یکی از اسناد بر آگاهی از حمله عراق به ایران و هشدار به آقای خمینی است که با اتکاء به او، شیرازۀ ارتش را پاره می کردند.»

9- همان سند، ص 156 و160.

10- HYPERLINK “http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php” \t “_blank”http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145377.php

No responses yet

Feb 10 2013

موشکباران اردوگاه منافقین در عراق توسط ایران/ 6 کشته و 40 زخمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

بازتاب‌امروز: به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، صبح امروز (شنبه) ده ها موشک به اردوگاه نگهداری عناصر گروهک تروریستی منافقین اصابت کرد. خبرها حاکی است در این حمله 6 نفر کشته شده اند. تلویزیون وابسته به منافقین با اعلام اصابت 35 موشک به این اردوگاه، از کشته شدن 6 نفر و مجروح شدن 50 تن دیگر در این حمله موشکی خبر داد.

اصابت ده ها موشک به محل نگهداری عناصر گروه تروریستی مجاهدین خلق، نزدیک پایتخت عراق 6 کشته بر جا گذاشت.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، صبح امروز (شنبه) ده ها موشک به اردوگاه نگهداری عناصر گروهک تروریستی منافقین اصابت کرد. خبرها حاکی است در این حمله 6 نفر کشته شده اند.
تلویزیون وابسته به منافقین با اعلام اصابت 35 موشک به این اردوگاه، از کشته شدن 6 نفر و مجروح شدن 50 تن دیگر در این حمله موشکی خبر داد.

این اردوگاه نزدیک فرودگاه بین المللی بغداد قرار دارد.

دولت عراق برای اخراج نهایی عناصر گروهک تروریستی منافقین از خاک این کشور، سال گذشته میلادی آنها را طی چند مرحله به اردوگاه “کروپر” نزدیک به فرودگاه بین المللی بغداد منتقل کرد.

به گزارش العربیه، سخنگوی سازمان ملل در عراق هم روز شنبه از حمله موشکی ایران به اردوگاه لیبرتی در نزدیکی بغداد خبر داد.

الینا نبعه به خبرگزاری رویترز گفته است که در پی این حمله چند نفر کشته و زخمی شدند.

وی در این زمینه افزود هم اکنون شمار دقیق قربانیان این حادثه در دست نیست. اما وی درعین حال تاکید کرد که چند تن از سربازان عراقی در این حمله زخمی شده اند.

از سوی دیگر یک منبع در وزارت کشور عراق گفته است که در پی این حمله 7 نفر از اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق کشته شده اند.

وی که نخواست نامش فاش شود شمار زخمی های این حادثه را 40 تن ذکر کرد.

No responses yet

Jan 16 2013

گزارش مذاکره پنهانی: ‘آمریکا پیش از حمله عراق، دولت بازرگان را خبر کرده بود’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: بر اساس تحقیقات و مطالعاتی که مارک گازیوروسکی، تاریخ نگار آمریکایی انجام داده و اخیرا منتشر شده است، دیپلمات ها و ماموران آمریکایی حدود یک سال پیش از حمله عراق به ایران و آغاز جنگی که هشت سال به طول انجامید، دولت مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت ایران را از این حمله احتمالی مطلع کرده بودند.

آقای گازیوروسکی تاریخ نگار آمریکایی که پیش از این کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را مورد مطاله قرار داده بود نتیجه مطالعه خود را بر اساس اسناد سفارت آمریکا در تهران و گفت و گو با آمریکایی های مذاکره کننده با دولت آقای بازرگان در فاصله اردیبهشت تا مهر ۱۳۵۸، منتشر کرده است.

مجله فکری – تحلیلی اندیشه پویا که در تهران منتشر می شود، در شماره پنجم خود این گزارش را به همراه گفت و گویی با آقای گازیوروسکی منتشر کرده است.

بر اساس این گزارش “مقام‌های سفارت آمریکا از اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۷ با نهضت آزادی ایران که مهدی بازرگان رهبری‌اش می‌کرد، ارتباط برقرار کرده بودند؛ آن زمان نشانه‌های انقلاب کم‌کم هویدا شده بود. جان اِستمپل، مأمور سیاسی وزارت امورخارجه آمریکا، اوایل ماه با یکی از اعضای نهضت آزادی، دیدار کرده بود و با همدیگر در مورد شرایط موجود مملکت بحث کرده بودند. او هرازگاهی با دیگر رهبران نهضت آزادی دیدار داشت و درباره موقعیتی که داشت شکل می‌گرفت و پیش می‌رفت، بحث می‌کردند.”
تماس با نهضت آزادی پیش از انقلاب تا اشغال سفارت

بر اساس این گزارش آقای اِستمپل ۱۹ دی‌ماه ۱۳۵۷ برای اولین بار عباس امیرانتظام را دید، “عباس امیرانتظام مهندسی ۴۶ ساله و تاجری بود که ابتدا در دانشگاه تهران و بعدتر در پاریس و برکلی درس خوانده بود و پس از فارغ‌التحصیلی چند سالی را در آمریکا کار تجاری کرده بود.”

از راست مهدی بازرگان (نخست وزیر) هاشم صباغیان (وزیر کشور) عباس امیرانتظام (معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت) در دولت موقت ایران پس از انقلاب بهمن 57

با انتخاب مهدی بازرگان به نخست‌وزیری دولت موقت ایران، عباس امیرانتظام هم معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت شد.

بر اساس تحقیق تازه منتشر شده، “عباس امیرانتظام سفارت آمریکا را از اتفاقات مهم باخبر می‌کرد و هرازگاهی از آمریکا کمک می‌خواست، مثلا برای ترغیب شاپور بختیار، نخست‌وزیر، به استعفا و برنامه‌ریزی‌ها برای بازگشت مسالمت‌آمیز آیت‌الله خمینی به کشور.”

مارک گازیوروسکی می نویسد “اگرچه امیرانتظام احتمالا بیش‌ترین میزان تماس را با آمریکایی‌ها داشته اما مقام‌های سفارت آمریکا در آن برهه گفت‌وگوهای مشابهی با مقام‌های ایرانی دیگری هم داشتند، از جمله با خود مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی وزیر امورخارجه، ناصر میناچی وزیر ارشاد، احمد مدنی وزیر دفاع، و حتی رئیس شورای انقلاب، محمد بهشتی.”

در بهار ۱۳۵۸ هم‌چنان که به‌تدریج ناآرامی‌های عرب‌ها، کُردها، و دیگر اقلیت‌ها در ایران شروع می شد، رهبران ایران دچار این نگرانی شده بودند که نکند پای برخی قدرت‌های خارجی درمیان باشد.

“محتمل‌ترین متهم عراق بود اما بسیاری فکر می‌کردند محرک این ناآرامی‌ها آمریکا، اسرائیل، اتحاد جماهیر شوروی، گروه‌های چریکی فلسطینی، و یا دیگر کشورهای عرب‌نشین‌اند. بر اساس تحقیق آقای گازیوروسکی عباس امیرانتظام و دیگران در گفت‌وگوهای‌شان با مقام‌های سفارت آمریکا این نگرانی‌ها را طرح می‌کردند.”

بر اساس این تحقیق در این برهه مقام های آمریکایی چندان میلی به دادن اطلاعات حساس به ایران نداشتند و “نگران بودند چنین اطلاعاتی دست آدم‌های نامشخص بیفتد.”

اما به‌رغم این بی‌میلی، ۲۶ اردیبهشت‌ماه “گزارش کمابیش ملایم و بی‌خطری درباره وضعیت افغانستان به آقای امیرانتظام داده شد. طی دیداری در روز ۳ خردادماه، امیرانتظام به یکی از مقام‌های سفارت گفت این گزارش به دردشان خورده اما ایران واقعا نیازمند اطلاعاتی در مورد تهدیدهای پیش‌روی امنیت داخلی‌اش است.”

بر اساس تحقیق تازه منتشر شده این تاریخ نگار آمریکایی، اوایل تیرماه بروس لینگن که قرار بود صرفا مدت کوتاهی در ایران بماند ــ جای ناس را تا زمان انتصاب سفیر تازه آمریکا در ایران گرفت و سرپرست سفارتخانه شد. لینگن برای اولین بار ۱۶ تیرماه با امیرانتظام دیدار کرد . . . لینگن شفاها شرح مختصری در مورد ارزیابی کنونی آمریکا درباره‌ موضع عراق در قبال ایران داد، از جمله اطلاعاتی برگرفته از تلگرافی متعلق به اواسط خردادماه از بخش منافع ایالات متحدِ سفارت آمریکا در بغداد که گزارش شایعات و مشاهداتی از تحرکات عظیم یگان‌های مسلح عراقی از شمال‌شرق این کشور به جنوب‌شرق بود، جایی که ایران آسیب‌پذیرترین موضع ممکن را در برابر حمله‌ای احتمالی داشت.”
خروج عباس امیرانتظام از ایران با ماموریت سفارت

اوایل مرداد سال ۱۳۵۸ عباس امیرانتظام به سمت سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی منصوب شد و از ایران رفت. مأموریت اصلی او در این بر اساس گزارش تازه منتشر شده “ادامه دادن تماس‌هایش با مقام‌های آمریکایی بود، کاری که بیرون ایران راحت‌تر می‌توانست انجام دهد، و نیز ترغیب مهاجران ایرانی به بازگشت به وطن.”
از متن تحقیق مارک گازیوروسکی

مهدی بازرگان و همکارانش “اطلاعات موجود را به جانشینان‌شان ندادند، اطلاعات در مورد تدارکات حمله عراق به ایران و این‌که چه‌طور می‌توان به‌یاری آیبکس این تدارکات را رصد کرد. مقامات ایران غافل از تهدیدی که از سوی عراق متوجه‌شان بود، پاکسازی نیروهای مسلح را ادامه دادند. آن‌ها هم‌چنین به‌رغم درگیری‌های مکرر با نیروهای عراقی طی ماه‌های پیش از حمله‌، تلاشی برای تقویت استحکامات دفاعی‌در مناطق مرزی نکردند.

تماس مقام های ایران و آمریکا از همان ابتدای ماموریت آقای امیرانتظام آغاز شد. محقق آمریکایی می نویسد که عباس امیرانتظام دوباره درخواست اطلاعاتی در مورد تهدیدات خارجی علیه امنیت ملی ایران کرد و گفت این مهم‌ترین کاری است که آمریکا می‌تواند برای بهبود روابط دوجانبه‌اش با ایران انجام دهد. امیرانتظام هم‌چنین گفته بود که آیت‌الله روح الله خمینی این گفت‌وگوها را تأیید کرده، اگرچه بر اساس اسناد به دست آمده تاریخ نگار آمریکایی درباره صحبت این ادعا تردید کرده است.

پس از آن عباس امیرانتظام به اتهام جاسوسی بازداشت، محاکمه و به اعدام محکوم شد. حکم او سپس حبس ابد تقلیل یافت. آقای امیرانتظام قدیمی‌ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

بر اساس گزارش مارک گازیوروسکی اوایل شهریورماه ۱۳۵۸ بخش‌هایی از جامعه اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که عراق در حال آماده شدن برای حمله‌ای احتمالی به ایران می‌شود.
پیش بینی وزارت دفاع آمریکا از حمله عراق به ایران

“یکی از نخستین تحلیل‌ها در این باره، متعلق به هُوارد تایچِر بود، از تحلیلگران پنتاگون که در مارس ۱۹۷۹ [اسفندماه ۱۳۵۷] گزارشی تهیه کرد که نشان می‌داد ظرفیت‌های نظامی عراق به میزان قابل توجهی بالا رفته و پرسش‌هایی را در مورد مقاصد و نیات رهبران این کشور مطرح می‌کرد. ماه ژوئن [خردادماه] مرکز ملی ارزیابی اطلاعات به این نتیجه رسید که عراق برتری نظامی قابل توجهی نسبت به ایران دارد و حدس واحد منافع ایالات‌متحد سفارت آمریکا در عراق این بود که عراق احتمالا می‌خواهد ضرب‌شستی سریع به ایران نشان بدهد.”

مجله فکری-تحلیلی اندیشه پویا متن کامل گزارش تحقیقی تاریخ نگار آمریکایی را همراه با گفت و گویی از او منتشر کرده

گزارش دیگری در گزارش آقای تایچر نشان از افزایش عظیم نیروهای مسلح و خودروهای تانک‌ بر عراق، اسنادی دال بر خواست این کشور برای دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای، افزایش سریع و روزافزون درآمد نفتی‌اش، و لفاظی‌های ستیزه‌جویانه‌ پان‌عربی صدام حسین داشت.

نویسنده گزارش تازه منتشر شده مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا در سال ۱۳۵۸می نویسد یکی از مقام‌هایی که این گزارش‌ها را دید، دیوید نیوسام معاون وزیر خارجه آمریکا بود.

“نیوسام و احتمالا دیگر مقام‌های بلندپایه آمریکا که چشم‌انداز جنگ میان این دو کشور به‌ لحاظ استراتژیک مهم، گوش‌به‌زنگ‌شان کرده بود، به این نتیجه رسیدند که آمریکا باید در مورد این فعالیت‌های عراق اطلاعاتی به دولت بازرگان بدهد تا آن‌ها بتوانند برای بازداشتن عراق از این حمله اقداماتی انجام بدهند و از این طریق جلوی وقوع جنگ را بگیرند.”
آمریکا و تلاش برای فعال کردن تاسیسات دیدبانی در ایران

مارک گازیوروسکی می نویسد “در این برهه مقام‌های آمریکایی به‌دنبال راه‌هایی برای ادامه فعالیت‌های‌شان در تأسیسات دیدبانی الکترونیک تَکسمَن بودند. یکی از فکرهایی که به ذهن‌شان رسید، راه‌اندازی مجدد یکی دیگر از تأسیسات دیدبانی الکترونیک با اسم رمز آیبِکس بود تا بعد از این که دیدند آیبِکس چه‌قدر می‌تواند به دردشان بخورد، برای ترغیب‌ مقام های ایرانی به راه‌اندازی مجدد تَکسمَن تلاش کنند.”

تَکسمَن برای رصد آزمایش‌های موشکی شوروی طراحی شده بود، آیبِکس را هم برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد تحرکات نیروهای نظامی، ارتباطات رادیویی، و دیگر فعالیت‌های نظام متداول همسایه‌های ایران در کناره مرزها طراحی کرده بودند. اگرچه قسمت‌هایی از آیبِکس را در جاهای دیگری هم می‌شد استفاده کرد، اما عمده پیکربندی‌اش برای رصد فعالیت‌های نظامی داخل خاک عراق طراحی شده بود.

نقشه ای از شهرهای مورد حمله قرار گرفته در جنگ هشت ساله ایران و عراق

بر اساس این گزارش “اوایل دهه پنجاه که فکر تأسیس آیبِکس مطرح شد، رفتار عراق در قبال ایران بسیار خصمانه بود. پیش از وقوع انقلاب ایران، بیش‌تر بخش‌های سیستم آیبکس فعال شده بودند، از جمله پایگاه‌های زمینی استراق‌سمع که امکانات الکترونیک داشتند، و سه‌ هواپیمای سی‌۱۳۰ که می‌توانستند پیام‌های رادیویی را رصد کنند و از داخل حریم هوایی ایران به‌صورت مورب عکس‌هایی بگیرند.”

“مقام‌های آمریکایی تصمیم گرفتند به همتاهای ایرانی‌شان در مورد آیبکس و چگونگی راه‌اندازی آن اطلاعات بدهند، هم به این‌ قصد که به آن‌ها امکانی را برای رصد تدارکات عراق به‌منظور حمله به ایران بدون تکیه به اطلاعات آمریکا بدهند و هم به این امید که چنین اقدامی راهگشای‌شان برای راه‌اندازی مجدد تَکسمَن باشد.”

تاریخ نگار آمریکایی می نویسد که در جریان دیدار مقام های آمریکایی با عباس امیرانتظام سفیر ایران در استکهلم مجموعه کتابچه‌هایی را دربرگیرنده‌ دستورالعمل‌ها و نیز راهنماهایی را برای بهره‌برداری از آیبکس فراهم کرد و ۱۳ مهرماه آن‌ها را تحویل امیرانتظام دادند.

مقام های آمریکایی بعد “موضوع تأسیسات تَکسمَن را پیش کشیدند و امیرانتظام قول داد موضوع را با مقام‌های ایران مطرح و مقدمات دسترسی دوباره آمریکایی‌ها به تَکسمَن را فراهم بیاورد.”
دیدار با وزیر خارجه ایران در تهران

بر اساس گزارش تازه منتشر شده دو مقام آمریکایی روز ۲۳ مهرماه با پرواز به ایران با ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت و امیرانتظام که برای شرکت در این جلسه باز از استکهلم به تهران آمده بود دیدار کردند. قرار بود مصطفی چمران، وزیر دفاع، هم در این جلسه حاضر باشد اما در کردستان مجروح و بستری شده بود. هیچ‌ فرد دیگری در این جلسه نبود.

مقام های آمریکایی به دولتمردان ایرانی در این جلسه گفتند که “اسناد متقنی مبنی بر انجام مانورهایی نظامی از سوی عراق وجود دارد که فقط می‌توان با گزینه آماده شدن برای حمله‌ای احتمالی به ایران توجیه‌شان کرد.”

مورخ آمریکایی درباره مطلع بودن آیت الله خمینی از مذاکرات دولت موقت و آمریکا تردید نشان داده است

مقام های آمریکایی بر اساس این گزارش در توضیح نشانه های این رویارویی احتمالی گفته بودند “مانورهایی با حضور مشترک یگان‌هایی مختلف و تمرین‌هایی برای گسیل و حرکت سریع یگان‌هایی بزرگ در مسیر شط‌ العرب (اروند رود) رودی که مشخص‌کننده جنوبی‌ترین بخش مرز میان عراق و ایران است، در جریان است.”

“عراق هم‌چنین مقادیر عظیمی ابزارآلات و تمهیدات جنگی را در این منطقه دارد جاساز می‌کند، این ابزارآلات و تمهیدات را پنهان و استتار می‌کند، و مشغول اجرای طرح‌های مهندسی نظامی‌ای است که حمله به ایران را برایش تسهیل خواهند کرد.”

کوتاه مدتی بعد با اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ اعضای دولت موقت به همراه مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت به نشانه اعتراض به شرایط کشور، کناره گیری کردند.

مورخ آمریکایی می نویسد مهدی بازرگان و همکارانش “اطلاعات موجود را به جانشینان‌شان ندادند، اطلاعات در مورد تدارکات حمله عراق به ایران و این‌که چه‌طور می‌توان به‌یاری آیبکس این تدارکات را رصد کرد. مقامات ایران غافل از تهدیدی که از سوی عراق متوجه‌شان بود، پاکسازی نیروهای مسلح را ادامه دادند. آن‌ها هم‌چنین به‌رغم درگیری‌های مکرر با نیروهای عراقی طی ماه‌های پیش از حمله‌، تلاشی برای تقویت استحکامات دفاعی‌در مناطق مرزی نکردند.”

به نوشته این گزارش آن‌زمان ایران فقط دو لشگر از نیروهای مسلح و دو لشگر موتوریزه‌ پیاده‌نظام در غرب کشور داشت که آن‌ها هم همگی از مرزها فاصله گرفته بودند. درمقابلِ این یگان‌ها، عراق پنج لشگر از نیروهای مسلح، دو لشگر موتوریزه پیاده‌نظام، و پنج لشگر منظم و حرفه‌ای پیاده‌نظام داشت.

عراق سی و یکم شهریور ۱۳۵۹ رسما به ایران حمله نظامی کرد.

گازیوروسکی می‌نویسد: “طی دو روز اول حمله، نیروهای عراقی به هیچ یگان نظامی ایرانی که در حد تیپ باشد، برنخوردند. چند هفته نخست نبرد، هزاران کشته و زخمی ایرانی به جا گذاشت و ایران صدهاکیلومتر مربع از خاکش را از دست داد، تا این‌که سپس توانست، در پی اشتباهات عراقی‌ها و قهرمانی‌های نیروهای نظامی نامنظم ایرانی، جلوی یورش عراق را بگیرد.”

No responses yet

Jan 05 2013

تظاهرکنندگان در عراق، پرچم جمهوری اسلامی ایران را به آتش کشیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی


رادیوفرانسه: رهبران جنبش هوادار مقتدا صدر، در مراسم نماز جمعه، نمازشان را به نشانه همبستگی با سنی‌های معترض، در مسجد سنی‌ها اقامه کردند.

ده‌ها هزار نفر از سنی‌های عراق در شهرهای مختلف کشور علیه نوری‌المالکی دست به تظاهرات زدند.

بگزارش رویترز در شهر “فلوجه” واقع در پنجاه کیلومتری عراق، ٧٠هزار نفر در تظاهرات شرکت داشتند و با آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی ایران ، شعار میدادند که ایران را باید از عراق بیرون راند و کشور را آزاد کرد!
در شهرهای “موصل” و “سامره” هم تظاهرات وسیعی گزارش شده است که در آن شعار«سرنگونی رژیم توسط خلق» بر پلاکادرها نقش بسته بود.

به روایت رویترز، این روز ها تظاهرکنندگان مخالف رژیم در جریان تجمعات خود، پرچم‌های دوران صدام حسین را در دست میگیرند و نیز از پرچم‌های شورشیان سوریه استفاده می‌کنند. در شهر “رمادی”، تظاهر کنندگان عکس بزرگ رجب طیب اردوغان را که از شورشیان سوریه حمایت می‌کند و با دولت عراق روابط سردی دارد، در دست گرفته بودند.

رویترز اضافه میکند که البته در شهر شیعه نشین “نجف”، گروه کوچکی نیز علیه اردوغان دست به راهپیمائی زدند.
تظاهر کنندگان که شعار اصلیشان «آزادی زندانیان» است، خواهان لغو مقررات ویژه ضد تروریستی هستند که به عقیده آنها نخست وزیر عراق بکمک این مقررات، سنی‌ها را دستگیر می کند و به زندان می افکند.

خبرگزاری فرانسه نیز از قول خبرنگارش در بغداد، از یک تظاهرات ناراضیان در یک مسجد سنی گزارش می کند که در آنجا نیز مردم علیه جمهوری اسلامی ایران شعار می دادند. بگزارش خبرگزاری فرانسه این تظاهرات که دیروز در مراسم نماز جمعه اتفاق افتاد، توسط مقامات پلیس محاصره شده بود و آنها نمی گذاشتند مردم از محوطه مسجد بیرون بیایند.

گزارش شده است که رهبران جنبش هوادار مقتدا صدر، در مراسم نماز جمعه، نمازشان را به نشانه همبستگی با سنی‌های معترض در مسجد سنی  ها اقامه کردند.

خبر دیگری حاکی است که عزت ابراهیم- معاون صدام حسین، در شبکه تلویزیونی العربیه ظاهر شده و خطاب به مردم عراق هشدار داده است که نوری‌المالکی در دوران نخست وزیری او مجری طرح “صفوی-پارسی” شده است که ایرانی‌ها برای تجزیه عراق آماده کرده اند.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .