اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

Feb 20 2013

حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی: تیم احمدی‌نژاد می‌خواهد مردم را به خیابان بکشاند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت «ایثارگران» از تلاش تیم احمدی‌نژاد برای سازماندهی «اعتراضات خیابانی»٬ آغاز مذاکره با آمریکا و حذف بسیاری از «خیرخواهان» از فضای سیاسی کشور خبر داد.

به گزارش خبرگزاری فارس٬ آقای فدایی این مطالب را روز سه‌شنبه (اول اسفند) طی سخنانی در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله بیان کرده است.

مهمترین اظهارات حسین فدایی به این شرح است:

● جریان انحرافی به دنبال این است که مردم را به خیابان‌ها بکشاند و اعتراضات اجتماعی را سامان دهد ولی جنس آن متفاوت است، هنوز بعضی‌ها مسئله جریان انحرافی را قبول ندارند و برای آن‌ها جا نیفتاده است.

● جریان انحرافی دچار توهم شده است و فکر می‌کند خیلی هوشمند است و گفته که ما باید کاری بکنیم که قهرمان مذاکره با آمریکا ما باشیم و تابوی عدم مذاکره با آمریکا را بشکنیم.

● جریان انحرافی {قصد دارد} برای ابقای در قدرت، جامعه را دو قطبی کند و این‌گونه القاء کند که طرف مقابل ما کسانی هستند که با ما مخالف هستند و جزو فتنه‌گران محسوب می‌شوند.

● {جریان انحرافی} سعی دارد جامعه را به سمتی بکشاند که در جامعه این‌گونه تلقی شود که یک طرف پابرهنه‌ها و محرومین و مستضعفین هستند و یک طرف اشرافیت و سرمایه‌داران که سردمداران با فتنه‌گران هستند و پابرهنه‌ها و مظلومین و محرومین با احمدی‌نژاد.

● {وقتی} دستگاه قضائی و امنیتی بعضی از سران آن‌ها {جنبش سبز} را دستگیر کرد، همین جریان انحرافی نامه نوشتند که این‌ها را آزاد کنید.

● جریان انحراف بقای خودش را در وجود فتنه‌گران می‌داند و از طرفی سعی دارد خود را موجه جلوه دهد و از طرف دیگر نقص‌ها و ضعف‌ها و نارسایی‌هایش دیده نشود.

● جریان انحرافی در پی چند برابر کردن پرداخت یارانه‌هاست و مانع این کار را یک باند مخوف زالوصفت در پشت صحنه معرفی می‌کند که آن‌ها وصل به فتنه‌گران و ساکتین فتنه هستند.

● جریان انحرافی هم به دنبال دیو و دلبر کردن جامعه است و هر کسی منتقد آن‌ها باشد نقطه سیاهی است که باید روی تابلو نصب شود و امکان انتقاد صحیح و منطقی را سلب می‌کنند و فضا را به شکلی می‌کنند تا بتوانند کار خودشان را جلو ببرند و به این وسیله جمع کثیری از خیر خواهان را حذف می‌کنند.

● اگر نگاهی به کل هر سه جریان نظام سلطه، جریان فتنه و انحراف بیندازیم درمی‌یابیم که در یک نقطه مشترک هستند و آن اینکه مردم را با نظام درگیر کنند.

● در طول عمر دولت نهم و دهم حضور احمدی‌نژاد در جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسد.

● مگر می‌شود کسی که حداقل سلامتی‌ مالی‌اش در ارتباط با مسائل مالی به اثبات نرسیده با فساد اقتصادی مبارزه کند؟

● این خیانت و ظلم است که عده‌ای برای انحراف افکار عمومی از مسیر صحیح خود در مورد قاچاق کالا، موضوع اسکله‌های نامرئی را مطرح کنند که بخواهند اسم بچه‌های بسیج و سپاه را به میدان بیاورند، شما اگر می‌توانید دروازه‌های گمرک را درست کنید، چرا فرافکنی می‌کنید؟ و مردم را سرگردان می‌کنید؟

● این دانه‌درشت‌هایی که از نعمات اعتبارات و وام‌ها برخوردار شدند چه کسانی پشت آن‌ها بوده و هستند؟ بی‌شک هم از اهالی فتنه و هم از اهالی انحراف بوده‌اند. برای ما خط سیاسی مطرح نیست و هرکس چنین کاری را انجام دهد بی‌شک از نظر ما خائن است.

● نمی‌شود من از منزل خودم غذا بیاورم و ظاهر ساده‌زیست داشته باشم ولی در موقع عمل وقتی میلیارد‌ها جا به جا می‌شود حساسیت نداشته باشم.

● جریان انحرافی تحلیلشان این است که ما فضا را به گونه‌ای خواهیم کرد که امکان ردصلاحیت‌ها فراهم نشود و مجبور شوند ما را تائید کنند.

No responses yet

Feb 20 2013

پاسخ دفتر رئیس‌جمهوری به اظهارات اژه‌ای درباره بدهکاران بانکی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: دفتر محمود احمدی‌نژاد در بیانیه‌ای از تقویت شائبه نبود انگیزه در قوه قضاییه برای پیگیری ۳۰۰ بدهکار بانکی انتقاد کرد. محسنی اژه‌ای اخیرا بار دیگر دریافت اسامی ۳۰۰ نفر بدهکار بانکی کشور را رد کرده بود.

یک روز پس از برگزاری نشست خبری غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه ایران، امروز سه‌شنبه (۱ اسفند/ ۱۹ فوریه) مرکز روابط عمومی دفتر ریاست‌جمهوری در اطلاعیه‌ای از تقویت “شائبه‌ی نبود انگیزه” برای “پیگیری جدی” بدهکاران بانکی در قوه قضاییه سخن گفت.

در این اطلاعیه آمده است: «ایجاد تردید و شبهه سخنگوی دستگاه قضا درباره ارسال فهرست اسامی ۳۰۰ نفر از بدهکاران بانکی از سوی رییس‌جمهور به رییس قوه قضائیه، با وجود تصریح وی به دریافت این لیست در نشست خبری ۲۲ فروردین ۱۳۹۱، بار دیگر شائبه فقدان انگیزه برای پیگیری جدی این مساله را که ناشی از دلایل مطرح‌شده قبلی در این خصوص است، بیش از پیش تقویت می‌نماید.»

به گزارش “تابناک”، روز گذشته، دوشنبه (۳۰ بهمن/ ۱۸ فوریه) محسنی اژه‌ای در پاسخ به خبرنگاری که درباره صحبت‌های محمد شیخان معاونت ریاست‌جمهوری سوال کرد، پاسخ گفت: «جلسات قبل در این زمینه صحبت کردم و صحبت‌های آقای شیخان صحیح نیست.» پیش‌تر محمد شیخان گفته بود ما لیست ۳۰۰ نفره را به دستگاه قضایی داده‌ایم ولی قوه قضاییه به دلیل اینکه افراد خاصی در این لیست هستند آن را اعلام نمی‌کند سوال کرد.
محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، دریافت اسامی بدهکاران بانکی را رد می‌کند محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه، دریافت اسامی بدهکاران بانکی را رد می‌کند

در ادامه بیانیه دولت آمده است: «مرکز روابط عمومی ریاست جمهوری بر این اساس تاکید می‌کند، با استناد به انتشار اصل نامه رییس‌جمهور در برخی رسانه‌ها در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۹۱ درباره معرفی اسامی این افراد، از قوه قضائیه انتظار می‌رود با ورود قاطع به این موضوع، عدالت را در عمل درباره همگان بدون هیچگونه تبعیضی به اجرا بگذارد.»

سابقه نامه‌نگاری‌های دولت و قوه قضاییه

پایگاه اطلاع‌رسانی دولت پیش از این در روز سه‌شنبه (۱۲ دی/ ۱ ژانویه) متن دو نامه را که مربوط به سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ بود و گفته می‌شد که محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌ جمهوری اسلامی، از طریق این دو نامه در خصوص بدهکاران بانکی به قوه قضائیه و دادستانی اطلاع داده است، منتشر کرده بود.

تصویر منتشر شده در پایگاه دولت از متن یکی از این نامه‌ها نشان می‌داد که رونوشتی از این نامه به دفتر آیت‌الله خامنه‌ای نیز “جهت آگاهی” ارسال شده است. مخاطب نامه دوم محسنی اژه‌ای بوده است.

محمود احمدی‌نژاد در تاریخ ۲۴ آذر در سخنرانی خود در استان خراسان رضوی گفته بود که کشور با “هیچ‌گونه کمبود مالی روبرو نیست” و مشکل اصلی “معوقات بانکی” است. وی تصریح کرده بود که: «۳۰۰ نفر ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جیب گذاشته‌اند و پس نمی‌دهند.» احمدی‌نژاد همچنین افزوده بود: «تمام این افراد را در جدولی فهرست کردیم و رسیدگی به آن‌ها را آغاز کردیم.»

در پی آن، غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل جمهوری اسلامی، نامه‌ای خطاب به احمدی‌نژاد نوشت و از او خواست، فهرست مورد ادعای خود را در اسرع وقت به قوه‌ی قضاییه بفرستد. متن این نامه روز سه‌شنبه (۵ دی/ ۲۵ دسامبر) در رسانه‌های ایران منتشر شد.

اما غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، روز چهارشنبه (۶ دی/ ۲۶ دسامبر) پس از جلسه‌ی هیئت دولت در جمع خبرنگاران حاضر شد و از موجود بودن اسناد ارسال اسامی به قوه قضاییه سخن گفت. امری که هنوز محسنی اژه‌ای آن را رد می‌کند.

No responses yet

Feb 20 2013

بار دیگر برخاستن به موقع از سر میز

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: روزنامه های تهران به گمانه زنی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته اند

در هفته ای که روزنامه های تهران پر است از مقالاتی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری، شرح امیدواری گروهی از اصلاح طلبان به نامزدی محمد خاتمی، و از همه واضح تر، عطش محمود احمدی نژاد به ماندن در ریاست قوه مجریه ایران، به نظر می رسد پذیرش جابه جایی در قدرت، هنوز جاافتاده و بی خطر نیست.

نویسنده این سطور در ۲۱ دی ۱۳۷۸، همزمان با نامزدی هاشمی رفسنجانی برای انتخابات مجلس ششم، در مقاله ای با عنوان “برخاستن به موقع از سر میز” در روزنامه عصر آزادگان، با اشارت به سرنوشت چرچیل، دوگل، قوام و آخرین پادشاه ایران، بهتر آن دید که هاشمی بعد از سابقه ای طولانی در ریاست مجلس، ریاست جمهوری، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر از سر میز برخیزد. در آن زمان واکنش های موافق و مخالف با این مقاله چندان بود که گزیده ای از آنها در روزنامه به چاپ رسید.

هفت سال قبل، باز فرصتی همانند رخ داد و این بار در ضمیمه آخر هفته روزنامه اعتماد مقاله ای نوشتم با عنوان “اندر حکایت نشستن و برخاستن به موقع از سر میز” که در ابتدای آن آمد “انسان چه ازفرزی و چالاکی به موش شبیه شود و چه اززیرکی چون روباه، چه از نازکی چون مویی شود و چه از جان سختی چون کرگدن، باز از هر در که به درون می رود اول از همه بایدش راهی و موقعی برای خروج جستن”.

و این نوشته مصادف بود با خروج تونی بلر نخست وزیر مشهور بریتانیا در ۵۳ سالگی از خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت. در آن زمان کم نبودند صاحب‌نظرانی که تحول علوم آموزشی و انقلاب اطلاعات را یادآور شدند و نوشتند از این پس حکومت های مردمسالار با مشکلی روبه‌رو خواهند بود. کسانی در دهه چهل عمر به عرصه قدرت می رسند و در سنین نه چندان بالا ناگزیر به بازنشستگی می شوند، در حالی که در گذشته مردانی گاه در هشتاد سالگی پختگی رسیدن به مقامات عالی را به دست آوردند.

بیل کلینتون هم وقتی پنجاه و پنج ساله بود از کاخ سفید رفت و مانند بلر دیگر خیال بازگشت در سر نپخت. چنین بود که آن نگرانی برای حکومت های مردمسالار جدی نماند، اما از دموکراسی های با سابقه غربی که دور شویم، مگر ولادیمیر پوتین خیال ترک کاخ کرملین را دارد که محمود احمدی نژاد برود. پوتین از آن جهت انگشت نماست که خیال بازگشت را بی آنکه قانون را پشت پا زند در سر پخت؛ با دوستی قرار جابه جایی گذاشت. مدودف به جایش نشست و او نخست وزیر شد تا در پایان مهلت قانونی، باز کلید کرملین را تحویل بگیرد. گرچه کس نیست که نداند در چنین نوع رفت و آمدی زمینه دیکتاتوری پدید می آید. یک نوع بازی با قانونی است که با منع انتخاب سه باره روسای جمهور، در صدد جلوگیری از ماسیدن یک باند در قدرت و شکل گیری نوعی دیکتاتوری بوده است.

اما باید گفت حتی با وجود بازگشت وینستون چرچیل و ژنرال دوگل دو قهرمان جنگ جهانی دوم به قدرت، و تکرار چنین حوادثی در یونان و ایتالیا و اسپانیا، چنین بازگشت هایی در اروپا، برای آزادی خواهان چندان جای نگرانی نگذاشته که در شرق. جایی که انواع بازگشت و ماندگاری در قدرت در آن جا تجربه شده است. از بازگشت فرزندان در سری لانکا، بنگلادش، پاکستان و هند مردم سالار، تا همین شیوه در عراق، سوریه، آذربایجان، که سلطنت های جمهوری نما دارند.
سابقه در ایران

در ایران معاصر، یک تجربه دردناک بازگشت به قدرت متعلق به میرزا علی اصغرخان اتابک (امین السلطان) بود که بعد از سال ها صدارت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، به زحمتی از صحنه گریخت و رفت تا جهان بشناسد، دور جهان گشت تا خبردار شد که کشور به مشروطیت رسید و نوه ناصرالدین شاه بی رغبت به قانون مشروطه پادشاه شده. خطر پیدا بود اما چندان که تلگرام دعوت از سوی محمدعلی شاه رسید، اتابک دنیا دیده و با تجربه، کوتاه مدتی بعد جان خود را در جلو در مجلس تازه تاسیس، فدای این بازگشت کرد.

دیگر بازگشت غم انگیز و دردناک متعلق به همان پادشاه مستبد، محمدعلی شاه قاجار است که بعد از اتابک نتوانست تخت اجدادی را نگهبانی کند. مشروطه خواهان وی را راندند و فرزند نوجوانش را به سلطنت گماشتند و مرد باخردی را به عنوان نایب السلطنه اش تعیین کردند. اما پادشاه مخلوع یک سال بعد پولی گرد آورد و قول حمایتی از حکومت لرزان تزارها گرفت و با گذرنامه جعلی از استراباد وارد خاک ایران شد که مگر تخت (در حقیقت از پسرخود) بازستاند. نه تنها پیشانی اش به سنگ خورد و ملت تازه آزاد شد مقاومت کرد، بلکه این مرتبت را هم یافت که مجلس شورا برای سرش جایزه ای تعیین کرد و حقوق و مزایایش را هم قطع کرد. خیال بازگشت احترام و القابش را هم از او گرفت و شد اولین شاه تاریخ معاصر ایران که در تبعید درگذشت. و از این مهم تر اینکه قاجار را به بدنامی مضاعف دچار کرد.

حکایت دیگر مرتبط به احمدقوام است به تیزهوشی و درایت مشهور بود. هم او و هم برادرش وثوق الدوله سیاست‌دان و به اندازه کافی دارای انگیزه و جاه طلبی بودند. زمان نیز به یاریشان آمد، جوان و رسیده بودند که انقلاب مشروطیت شکل گرفت و آن دو نیز (به عنوان خواهرزادگان امین الدوله صدر اعظم لیبرال) به میان صحنه پریدند و حکومت، وزارت و صدارت گرفتند. اما کودتای سوم اسفند بازی را عوض کرد. در بیست سال سلطنت رضاشاه، وثوق الدوله کجدار و مریز کرد و ماند، قوام اما آرزو در سر پخت و به محض سقوط و استعفای رضاشاه به صحنه برگشت و در چند دوره نخست وزیری نشان داد سیاستمداری پخته است. تا با نام محترم و القاب شریف بعد از راندن ارتش سرخ و نجات آذربایجان به خانه رفت.

اما چنین مرغی زیرک به دام افتاد. وقتی خانواده پهلوی برای نجات از دست دکتر مصدق، وزیر قوام و منسوب وی، دست به دامانش شد، پیرانه سر و در عین فرسودگی به میدان سی ام تیر در آمد و همه اعتبار را که به عمری اندوخته بود به سه روز از دست داد. شد نمونه ای برای غفلت از برخاستن به موقع از سر میز.

در انتخابات مجلس ششم، در اوج محبوبیت اصلاح طلبان و مبارزه هواداران دوم خرداد با محافظه کاران، اعلام نامزدی هاشمی رفسنجانی برای نمایندگی مجلس، خطری بود که می توانست یادآور خاطره قوام شود. اما نشد و جناح راست که خیال داشت با یک مهره پیروزی قاطع اصلاح طلبان را سست کند، شکست خورد و دخالت شورای نگهبان در حقیقت قربانی کردن هاشمی رفسنجانی به دست همگنانش بود که می خواستند او را به عنوان نفر ماقبل آخر منتخبان تهران به مجلس بفرستند.

تا آن زمان هاشمی رفسنجانی تنها تن از گارد نخست انقلاب بود که همه سمت های خود را در انتخابات به دست آورده بود و به این می بالید.

وی به عنوان اولین رییس جمهور ایران که بعد از تغییرات قانون اساسی، با حذف سمت نخست وزیر، قوه مجریه را به تمامی در دست داشت و تصور می کرد اقدامات وی در نوسازی کشور جنگ زده وی را در تاریخ مشخص خواهد کرد، در پایان کشمکش های انتخاباتی از حضور در مجلس منصرف شد. اما با این همه بعد از پایان دوران هشت ساله محمد خاتمی، هوس قمار دیگر وی را به صحنه ای کشاند که این بار جناح راست و زیردستان پیشین، همدل و همرایش نبودند.

اگر اخباری که از سوی برخی نزدیکان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده و نشان می دهد که وی خیال نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارد، دقیق باشد، باید گفت مردی که روزگاری لوموند به وی “آسانسور” لقب داده بود، هوس قمار دیگر از سر به در کرده و از شباهت با دنگ شیائو پینگ طراح اصلاحات چین، آسانسوری که در زمان انقلاب فرهنگی به ذلت رسید ولی بزودی به قدرت برگشت، صرف نظر کرده است.

No responses yet

Feb 19 2013

آیا فاضل و زنجانی و مرتضوی و مهدی هاشمی، با مه‌آفرید برابرند، یا برابرترند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: محسنی اژه‌ای، سخن‌گوی قوه قضاییه، با اعلام احکام متهمان پرونده «اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی» گفت که دادگاه مهدی هاشمی و سعید مرتضوی به زودی برگزار می‌شود. بابک زنجانی و فاضل لاریجانی هم به تازگی احضار شده‌اند. اما آیا ترازوی عدالت نظام برای همه یکسان عمل می‌کند؟یک روز پس از اعلام احکام اعدام چار نفر از متهمان پرونده اختلاس بزرگ، دیروز، سخن‌گوی قوه قضاییه به تشریح احکام صادره و تایید شده این پرونده پر سر و صدا پرداخت.

به گفته محسنی‌اژه‌ای، مه‌آفرید امیر خسروی، و سه متهم دیگر به اتهام‌های به اتهام‌های اخلال در نظام اقتصادی و به عنوان مفسد‌فی‌الارض به اعدام محکوم شده‌اند.

با این حال، به نظر مفسران خبری مثل صادق زیباکلام، اعمال فردی مانند مه آفرید امیرخسروی را باید پاس داشت و به او نشان لیاقت داد نه آنکه با حکم اعدام او را از سر راه برداشت و حذف کرد. زیباکلام در روزنامه قانون نوشت: «من وارد جزئیات نمی‌شوم، اما، اگر حتی ثلث آنچه که مه آفرید امیرخسروی در آن ۵۰ صفحه آورده درست باشد، در آن صورت او نه تنها جرمی مرتکب نشده، بلکه باید به وی نشان لیاقت برای خدمت به اقتصاد کشور نیز داده شود.»

صادق زیبا کلام اعتقاد دارد که هدف دادگاه، بیشتر «سیاسی» و «اجتماعی» برای «ارضای افکار عمومی» است تا اینکه بخواهد دادرسی حقیقی کند و به احقاق حق اقدام کند.

این در حالی است که وکلای این محکومین به اعدام معتقدند که احکام صادر شده غیر قابل توجیه است.

دستگاه قضایی اما این روزها یک مشغله بزرگ دیگر هم دارد؛ رسیدگی به پرونده‌ای با سه بازیگری که نام‌های‌شان بیش از هر کسی در دو هفته گذشته در رسانه‌ها منتشر شده است: فاضل لاریجانی، سعید مرتضوی و بابک زنجانی.

با انتشار نوارهای «دلالی» فاضل لاریجانی و تلاش او برای نزدیک شدن به بابک زنجانی، سرمایه‌داری که با استفاده از روابط ویژه با عوامل دولتی در چند سال گذشته، ثروت زیادی اندوخته، حساسیت بر روی خانواده لاریجانی و نیز شرکای تجاری سازمان تامین اجتماعی زیادتر شده است.

عدم پیگیری پرونده مالی و «زمین‌خواری» جواد لاریجانی در سال‌های اخیر از سوی دستگاه قضایی که زیر نظر برادرش اداره می‌شود، این شائبه را به‌وجود آورده که پیگیری پرونده‌های مرتبط با خانواده لاریجانی می‌تواند گذر از خط قرمز این خاندان باشد. پخش فیلم دلالی فاضل لاریجانی نزد سعید مرتضوی، با دستگیری مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی همراه شد نه دستگیری فاضل لاریجانی و این مساله با واکنش احمدی‌نژاد که دستگاه قضایی را یک سازمان خانوادگی خواند روبرو شد.

به عبارت دیگر، این دومین بار در سالیان اخیر است که قدرت آیت‌الله لاریجانی مانع بروز اشکالی برای برادرانش شده است.

سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران که خود درگیر پرونده‌های متعددی از جمله پرونده قتل تعدادی از زندانیان در بازداشتگاه «کهریزک» است، در سال‌های اخیر به واسطه رابطه‌اش با ساختار قدرت رویین‌تن مانده و از نقطه نظر افکار عمومی، حاکمیت بسیاری از اعمال او را ندیده گرفته است.

بابک زنجانی، سرمایه‌داری که گفته می‌شود با استفاده از شرایط تحریم، به ثروتی افسانه‌ای دست یافته، تا کنون زیر ذره‌بین دستگاه قضایی نرفته است، اما با توجه به حساسیت رسانه‌هایی مخالف احمدی‌نژاد و بعضا نزدیک به هاشمی رفسنجانی از جمله بازتاب به نحوه عملکرد او و شرکایی که به خدمت گرفته، به نظر می‌رسد انتظار بخشی از ائتلاف جدید هاشمی-محافظه‌کاران، در انتظار «دراز» کردن بابک زنجانی هستند.

اما پازل دستگاه قضایی بدون بررسی پرونده مهدی هاشمی کامل نخواهد شد. به گفته محسنی اژه‌ای، پرونده مهدی هاشمی نیز آماده بررسی است و زمان دادگاه او نیز بسته به تصمیم‌ قاضی پرونده اعلام خواهد شد. مهدی هاشمی بر اساس مدارک و مستندات مختلف در طول سالیان ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۴، به‌واسطه حضور در وزارت نفت و تاثیرگذاری بر قراردادهای بزرگ نفتی، متهم به دریافت مبالغ بزرگی رشوه و سواستفاده مالی است. با این وجود، اعضای خانواده رفسنجانی معتقدند که این پرونده‌سازی‌ها سیاسی است و مهدی هاشمی هیچگونه سابقه سو استفاده مالی در هیچ دوره‌ای نداشته، چه در وزارت نفت و چه در دانشگاه آزاد اسلامی. طرفداران محمود احمدی‌نژاد، مهدی هاشمی را متهم به سو استفاده از امکانات سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و همچنین دانشگاه آزاد اسلامی برای اهداف انتخاباتی کرده‌اند. اقرارهای حمزه کرمی و مسوولان بخش‌های مالی سازمان بهینه‌سازی در پرونده‌سازی علیه مهدی هاشمی موثر بوده است. با این همه، بخش مالی پرونده، یکی از ۱۲ شکایت عمده علیه فرزند هاشمی رفسنجانی را در بر می‌گیرد که شاید به دلایل امنیتی از عنوان همه شکایت‌ها و موارد موجود در کیفرخواست جلوگیری شده است.

به این ترتیب، با توجه به تفسیر دکتر زیباکلام، یکی از حامیان همیشگی خاندان هاشمی، این نکته که دستگاه قضایی در برخوردش با عوامل اختلاس بزرگ هدفش «ارضای افکار عمومی» بوده است، باید دید که این دستگاه در مقابل افکار عمومی با چند پرونده بزرگ دیگر، چگونه برخورد خواهد کرد؟

جورج اورول، خالق «قلعه حیوانات» در بخشی از کتاب که قوانین به نفع خوک حاکم تغییر می‌کند، قانون قدیمی برابری را چنین می‌نویسد: «همه حیوانات با هم برابرند، ولی برخی، برابرترند». آیا شرایط دادرسی متهمان اختلاس بزرگ با نحوه بررسی پرونده‌های برادران لاریجانی و مهدی هاشمی یکسان خواهد بود، یا آنها نیز، «برابرترند».

No responses yet

Feb 19 2013

اسناد پشت پرده دستور احمدی نژادو لابی شمقدری برای اسکار فرهادی/ کثیریان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,هنر

هاشمی نامه: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
کیوان کثیریان در خبر نوشت:

مصاحبه جواد شمقدری با ایلنا گفت و گوی مهمی است. بخش های کلیدی دارد که در آینده نزدیک به تفصیل به آن خواهم پرداخت.(متن کامل)
اما جذاب ترین بخش این گفت و گو پاسخ به سوالی درباره اسکار سال گذشته فیلم ‘جدایی نادر از سیمین’ است. نکات جالبی دارد که برای نخستین بار مطرح می شود. بخش هایی از آن را عیناً بخوانید:

‘در رابطه با اسکار هم چندبار گفته‌ام زمانی که قرار بود مسئولیت سینمایی آن زمان را برعهده بگیرم از آقای احمدی‌نژاد پرسیدم اگر بخواهید در یک جمله من را نصیحت کنید چه می‌گویید ایشان گفتند برو سینمای ایران را بین‌المللی کن و من گفتم اولین گام این است که اسکار بگیریم و او گفت خوب اینکار را انجام بده و این اتفاق افتاد. خیلی‌ها در این سی سال تلاش کردند اسکار بگیرند اما موفق نشدند اما الان شد. آن سال که جدایی نادر از سیمین جایزه اسکار را گرفت می‌شد فیلم دیگری به جشنواره جهانی برود و اسکار نگیرد و جدایی نادر از سیمین می‌توانست در فجر انتخاب نشود و اگر انتخاب می‌شد می‌توانست جایزه نگیرد. این‌ها یک برنامه‌ریزی بوده است. … در فرآیندی فیلمی انتخاب شد رفت و حمایت شد. برنامه‌ریزی شد اما بعضی‌ها منکر هستند و می‌گویند برنامه‌ریزی شده نبود، تصادفی بود. آن‌ها ممکن است خلقت و هستی را هم تصادف بدانند البته آن‌ها در خیالات خودشان سیر می‌کنند. … و ما طراحی کردیم و حتی لابی‌گری کردیم تا این اتفاق بیفتد و برای همه ایرانیان مهم بود که یک فیلم ایرانی اسکار بگیرد. فیلمساز برای ما مهم نبود بلکه مهم این بود که فیلم از سینمای ایران جایزه بگیرد.’

ادعاهای جالب توجهی است. قصد تحلیل و رد این حرف ها را ندارم. بعضی چیزها بدیهی است. فقط به نظرم یادآوری چند رویداد و خبر به همراه چند نکته کفایت می کند.

اول: اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما وقتی جایزه ‘درباره الی’ را گرفت، حرف های جنجالی و پرحاشیه ای زد. او همان وقت ها روزهای اول فیلمبرداری ‘جدایی نادر از سیمین’ را می گذراند. پس از این حرف ها بهانه ای که معاونت سینمایی منتظرش بود از خانه سینمایی ها گرفت و معاون سینماییِ آن موقع، یعنی همین آقای شمقدری بیانیه تند و تیزی منتشر کرد که به بیانیه ‘انالله واناالیه راجعون’ معروف شد. درآن بیانیه درباره اصغر فرهادی گفته شد: ‘ بی‌خبران و غافلان، پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را آرزو می‌کنند. چه باید کرد!؟ کسی که از روی غرور جاهلانه و شاید هم غفلت چنین سخنانی بر زبان می‌راند، چه پاسخی دارد؟!… من در درگاه الهی و در پیشگاه امام حاضر مهدی موعود طلب عفو و بخشش می‌نمایم.’ (متن کامل)
{دقت بفرمایید هنوز خبری از حمایت و برنامه ریزی نیست. ضمن اینکه اگر قدرت لابی گری دوستان اینقدر زیاد است، چرا روی یک فیلمساز که بی خبر و غافل نباشد برنامه ریزی نشد؟ چرا روی یک فیلمساز متعهد که مغرور و جاهل نبود سرمایه گذاری نشد؟ و یا روی یک فیلم ارزشی؟}

دوم: پس از یکی دو روز ناگهان سجادپور، مدیرکل نظارت وقت پروانه ساخت فیلم اصغر فرهادی را لغو کرد و درحالیکه 20 درصد از فیلمبرداری انجام شده بود، پروژه متوقف شد (اینجا). بعد از آن با برخی وساطت ها فیلمبرداری این فیلم از سر گرفته شد.
{دقت بفرمایید؛ حمایت؟}

سوم: بعد که فیلم به جشنواره بیست و نهم فجر آمد و با استقبال اکثریت مطلق منتقدان مواجه شد، در اختتامیه جشنواره، داوران جایزه بهترین فیلم را به ‘جرم’ دادند! تا یکی از بزرگترین گاف های داوری در جشنواره فیلم فجر رقم بخورد. ‘جدایی نادر از سیمین’ سیمرغ های کارگردانی، فیلمنامه ، فیلمبرداری، بازیگری مکمل مرد و صدا را از داوران گرفت و سیمرغ انتخاب مردم و بهترین فیلم منتقدان را هم مال خود کرد. (اینجا)
{دقت بفرمایید از راهیابی ‘جدایی…’ به عنوان حمایت یاد شده چون می توانست در بخش مسابقه پذیرفته نشود! از سیمرغ ها به عنوان برنامه ریزی یاد شده چون می توانست به این فیلم داده نشود. البته جشنواره ما و داوران ما آنقدر کلاس شان بالا بود که فیلم بهتری نسبت به ‘جدایی…’ در آستین داشتند.}

چهارم: هیات انتخاب فیلم برای اسکار که تشکیل شد، زمزمه هایی مبنی بر تمایل برای ارسال فیلمی دیگر به راه افتاد. مثل جهانگیر الماسی که فیلم هایی چون آلزایمر و آسمان محبوب را مناسب اسکار می دانست(اینجا) و مخالفان فیلم هم بر آتش این زمزمه دمیدند. سجادپور هم این فیلم را فیلم خوبی نمی دانست و گفته بود: ‘در فیلم جدایی نادر از سیمین وقتی با 50 کارشناس صحبت کردم، تنها حدود سه نفر متوجه لایه‌های دوم و سوم فیلم شده بودند. در حالی‌که‌ بیشتر کارشناس‌ها همان لایه اول را دیدند که در آن حلال و حرام، دروغ و راست بود، بنابراین وقتی سازنده آن‌قدر محافظه کاری کرده، نتوانسته پیامش را خوب منتقل کند.’ (اینجا)
بالاخره با انتخاب درست ‘جدایی نادر از سیمین’ برای معرفی به اسکار، همه نفس راحتی کشیدند. (اینجا)
{دقت بفرمایید از این انتخاب به عنوان حمایت و برنامه ریزی یاد شده. آقای سجادپور هم دارد حمایت می کند}

پنجم: ‘جدایی…’ جایزه های برلین را برد و کم کم جشنواره های مختلف را فتح کرد، بیشتر دیده شد، جدی تر گرفته شد و روز به روز شانس اش برای اسکار افزایش یافت. جواد شمقدری در اظهارات مشهورش در گچساران به نیت تحقیر اسکار گفت: ‘اسکار هم مثل جشن سینمای گچساران است’ (اینجا)
{دقت بفرمایید که چرا باید رییس جمهور برای چنین جایزه بی اهمیتی دستور بدهد و چرا معاون سینمایی باید برای چنین جایزه بی ارزشی برنامه ریزی و لابی کند؟ و چرا بعدش باید تبریک بگوید؟}

ششم: بازار نظر دادن و پیش بینی داغ شد. همه احساس کردند برای این فیلم ممکن است اتفاقات خوبی بیفتد. جواد شمقدری هم وارد این بازار اظهارنظر شد و جمله مهمی گفت: ‘انتخاب یا انتخاب نشدن این فیلم، نشانه سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران است که می‌خواهند چه سیگنال‌هایی را بدهند. فکر می‌کنم اگر بخواهند دشمنی‌هایشان را ادامه دهند یا تشدید کنند‌، جدایی نادر از سیمین را انتخاب نمی‌کنند.’ (اینجا)
نظر سجادپور هم جالب است: ‘شخصا به دلیل سیاسی کاری و نگاه غرب زده اسکار، مسولان این مراسم ترجیح می‌دهند به نماینده سینمای ایران جایزه ندهند اما اگر این جایزه داده شود اسکار ناچار به انجام این کار شده است.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید هیچ صحبتی از ‘لابی’ نیست. با لابی که سیگنال نمی دهند! همه چیز به ‘سیاست‌های نظام حاکم آمریکا به ایران’ موکول شده است. هنوز دوستان باورشان نمی شد که فتح اسکار اتفاق بیفتد و داشتند زمینه چینی می کردند که درصورت شکست احتمالی بگویند؛ دیدید؟ ما که گفتیم!}

هفتم: فتح جایزه گلدن گلوب که اتفاق افتاد، همه چیز خیلی جدی شد. سجادپور سریع وارد عمل شد تا ثابت کند موفقیت تا دلتان بخواهد پدر و مادر دارد. او گفت: ‘وظیفه ما حمایت از این فیلم بود که انجام دادیم چون مطمئن باشید اگر حمایت های معاونت سینمایی نبود فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی و در حال حاضر گلدن کلوب را کسب نمی کردند’ (متن کامل اینجا)
{کلاً دقت بفرمایید!}

هشتم: اتفاق بسیار بزرگ فتح جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی رخ داد و فیلم اصغر فرهادی اسکار گرفت. تبریک های مسوولان دولتی سینما از سه جهت رسید. جواد شمقدری، سجادپور و میرعلایی (اینجا، و اینجا).
{دقت بفرمایید لابی گری ها به نتیجه رسیده، دستور رییس جمهور اجرا شده ولی هیچکس حاضر نیست پزش را بدهد! عجیب نیست؟ نه وزیر ارشاد پیام تبریک می دهد و نه رییس جمهور! تلویزیون هم که انگار نه انگار. مگرمهم نبود؟ مگر تنها نصیحت رییس جمهور نبود؟ مگر اولین گام بین المللی شدن سینما نبود؟ مگر برنامه ریزی شده نبود؟ مگر برای همه ایرانیان مهم نبود؟}

نهم: اظهارنظرهای مخالف مثل همیشه سرجایش بود. ‘سلحشور: جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و برای همین نمی توان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است. مثلا اگر کسی دزد خوبی باشد وبانکی را بزند وبعد به او جایزه بهترین دزد را بدهند ویا اگر دکتری متخصص تولید قرص های روانگردان باشد وجایزه بگیرد آیا واقعا باید به آنها افتخار کرد؟ جدایی نادر از سیمین هم چنین نقشی را در گلدن کلوب ایفا کرد وبرای ما پیرو رهبری ها کسب این جایزه هیچ افتخاری ندارد.’ (اینجا)
{دقت بفرمایید؛ دزد! این اظهارات هرگز با واکنشی از طرف مسوولان سینمایی مواجه نشد. انگار نه انگار که برنامه ریزی و لابی و… از سوی مسوولان رسمی دولت در کار بوده!}

دهم: بعد از کسب اسکار، اصغر فرهادی به ایران آمد. از میان مسوولان رسمی جز مدیرعامل فارابی کسی در فرودگاه دیده نشد. (گزارش کامل اینجا)
{دقت بفرمایید نه نصیحت کننده، نه برنامه ریز این جایزه، نه لابی گر، نه حمایت کننده، هیچکس به فرودگاه نیامد تا ثمره تلاش ها و حمایت هایش را ببیند و افتخار این جایزه را مال خود کند. تواضع تا کجا؟!}

یازدهم: سه چهارماه پیش جواد شمقدری شکایتی به مراجع قضایی کرد از یک منتقد سینما که با تحریم اسکار مخالف بود و در یادداشتی این تحریم را به سود سازندگان فیلم موهن علیه پیامبر اعظم دانسته بود. شمقدری در این شکایت خطاب به قاضی نوشته بود: ‘همانطور که مطلعید، اسکار و نوبل دو جایزه متعلق به لابی های صهیونیستی هستند که استکبار جهانی برای زیر سلطه کشاندن ملت های مظلوم………’
این بحث تعلق اسکار به لابی های صهیونیستی بارها و بارها از سوی دوستان و متعلقینشان تکرار شده است از جمله در همین یادداشت تبریک شمقدری به فرهادی: ‘قضاوت آمریکایی در مقابل فرهنگ ایرانی سر تعظیم فرود آورد و رای دهندگان آکادمی اسکار در مقابل لابی اسرائیل که بر طبل جنگ می‌کوبد واکنش متفاوتی نشان دادند و این ترک آغاز فروپاشی استیلای لابی اسرائیلی بر جامعه و همه نهادهای آمریکایی است.’
{دقت بفرمایید به تکرار کلمه لابی!و اینکه آقای شمقدری با چه کسانی لابی کرده؟ با صهیونیست ها؟}

وحالا بعد از یک سال جواد شمقدری خبر از لابی می دهد، از دستور و نصیحت رییس جمهور، از حمایت های بی دریغ، از برنامه ریزی، از اولین گام بین المللی شدن. معلوم نیست این جایزه اسکار چرا در یکسال گذشته اینقدر بی صاحب بوده؟ بگذریم. راستی وعده ما سه ماه و اندی دیگر پای صندوق های رای!

No responses yet

Feb 19 2013

ازسرگیری پروژه اختلاف افکنی و القای حاکمیت دوگانه توسط ‘خبرگزاری خاص’

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

شبکه‌ایران: پس از ارسال انبوه این پیامک، خبرگزاری مذکور با گزینش چند جمله از برخی وبلاگ های بی نام و نشان و پیامک کردن این جملات به مخاطبانش، تلاش کرده اتهام بزرگ خود به دولت را مستند نشان دهد.

شبکه ایران / از اولین ساعات امروز، یک خبرگزاری تازه تاسیس، با ارسال انبوه چندین پیامک، دولت را متهم کرده که به دنبال ایجاد بحرانی جدید در سطوح بالای نظام است.
این خبرگزاری که خود را منتسب به یک نهاد خاص می داند، در اتهامی ضدامنیتی به دولت، خبری جعل کرده و آورده است: “گفته می شود جریان انحرافی در دستوری تشکیلاتی خواستار انتشار مطالبی در انتقاد از رهبری در وبلاگ ها و فضای مجازی شده است”
پس از ارسال انبوه این پیامک، خبرگزاری مذکور ضمن پیگیری خط القای حاکمیت دوگانه، با گزینش چند جمله از برخی وبلاگ های بی نام و نشان و پیامک کردن این جملات به مخاطبانش، تلاش کرده اتهام بزرگ خود به دولت را مستند نشان دهد.
در همین حال، یک مقام مسئول در گفتگو با خبرنگار شبکه ایران، ضمن تکذیب صریح ادعای این خبرگزاری تاکید کرد با توجه به محتوای ضدامنیتی پیامک های این خبرگزاری، دستگاه های ذیربط باید به سرعت بااتهام زنندگان برخورد کنند تا مخالفان دولت، بیش از این جرات اتهام زنی های بدون سند را نداشته باشند.
این مقام مسئول در پایان خاطرنشان کرد؛ در گذشته نیز بارها تاکید کرده ایم، عملکرد سایت ها، وبلاگ ها و صفحاتی که گاه به اسامی اشخاص منتسب به دولت و یا به طرفداری از دولت منتشر می شوند، ارتباطی به دولت و یا شخصیت های دولتی ندارند.

No responses yet

Feb 19 2013

مهندسی معکوسِِِِ خبرسازانی که هیچگاه خود را مخاطب رهبری نمی دانند + مطلب تکمیلی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

وبلاگ آرمانشهر: ساعتی پیش (حدود ۱۲ ظهر)، بزرگواری، پیامکی را که خبرگزاری «ن» وابسته به …، به مخاطبانش ارسال کرده بود، برایم فرستاد. متن این پیامک به شرح زیر است:

«ن:: غیرقابل انتشار/ گفته می شود جریان انحرافی در دستوری تشکیلاتی خواستار انتشار مطالبی در انتقاد از رهبری در وبلاگها و فضای مجازی شده است.»

در مورد این پیامک چند نکته لازم به ذکر است:

۱- این کدام دستور تشکیلاتی است که فی المثل به بنده که وبلاگم یکی از دو وبلاگ پربیننده احمدی نژادی است، نرسیده است و بازتابی هم از آن در وبلاگم دیده نمی شود؟

۲- روشن است که سازندگان این خبر با دیدن مطالبی که در صرفاً دو سه وبلاگ از میانِ دهها وبلاگ احمدی نژادی منتشر شده است، مهندسی معکوس کرده اند. یعنی با دیدن آن دو سه وبلاگ گفته اند بگذار چنین خبری بسازیم و اگر کسی سندش را خواست به آن دو سه وبلاگ ارجاعش می دهیم. قید «غیرقابل انتشار» را هم در ابتدای خبر گذاشته اند که مخاطبِ خبر، پیش خودش فکر کند چه خبر است و به چه اطلاعات ذیقیمتی دسترسی دارد.

۳- کمافی السابق، گردانندگان این خبرگزاری، به هیچ وجه خودشان را مخاطبِ توصیه ها و دستورهای مکررِ رهبری در مورد رعایت تقوا و انصاف و پرهیز از اتهام زنیِ بدون سند و مدرک نمی دانند.

۴- باید از این حضرات پرسید با وجود چنین خبرسازیهایی که این پیامک تنها یک نمونه از آن است، چرا وقتی احمدی نژاد به آنها می گوید علیه دولت و یارانش جوسازی می کنید، به آنها برمی خورد؟

۵- اساسا این حضرات در مورد وبلاگنویسان احمدی نژادی چه خیال کرده اند؟ احتمالا قیاس به نفس می کنند که فکر می کنند فقط با دستور از بالا می توان و باید نوشت. آیا این حضرات فکر کرده اند این وبلاگها، وبلاگهایی سازماندهی شده هستند که یک مشت مواجب بگیرِ بدون فکر آنها را می گردانند و منتظر نشسته اند تا هر توصیه و دستوری از بالا به آنها رسید اجرا کنند؟ پس داشته باشند و داشته باشید لینکِ برخی از وبلاگهای احمدی نژادی را که نشان می دهد خبرسازی به اصطلاح محرمانه حضرات، چقدر پوچ است. اینها وبلاگهایی است که من دیده ام و ممکن است بیشتر از این هم باشند و اگر باز هم دیدم ان شاءالله به آنها لینک خواهم داد. ضمنا به مطالبی لینک می دهم که قبل از تاریخ و ساعت انتشار پیامک خبرگزاری «ن» نوشته شده اند تا بهانه ای دست بهانه جویان نباشد:

محب الاولیا: لاحکم الا حکم سیدعلی

نیمه خالی لیوان: سمعاً و طاعةً

محمود صارمی: منو کشتی، خوش به حالم

مهر جاودان: مالک غلاف کن… اگر برنگردی، علی را می کشند

روح بانمک: مقصر را یافتم! (پی نوشتهای مطلب)

رئیس جمهور ایرانیان: ما تا آخر ایستاده ایم

ضمیر خودآگاه: به بهانه سخنرانی رهبری معظم در جمع مردم تبریز

عمار سیدعلی: ما همه سرباز تو ایم خامنه ای

گوش قرمز: و اینک این احمدی نژادیهای غمگین

احمدی نژاد در محاصره: رهبری، فصل الخطاب نهایی

نورالانوار: اولین کارت زرد رهبری به محمود عزیز

هویتنا: امتحان احمدی نژاد و احمدی نژادیها

سایت رایحه ظهور، مورخ ۲۹ بهمن: آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت در مانده اند

باریک بین: تاملی در سخنان رهبری

مطلب تکمیلی، مورخ ۱ اسفند: وبلاگهای «همسازی» و «خطخطی» فیلتر شدند. وبلاگ «ما می توانیم» هم در اثر دلخوری نویسنده اش از نحوه پیامک سازی چند سامانه پیامکی از محتوای آن و تعمیم دادن آن به تمام وبلاگنویسان احمدی نژادی، توسط خود مدیر وبلاگ حذف شد.

No responses yet

Feb 19 2013

در واکنش به سخنان ۲۸ بهمن خامنه‌ای صورت گرفت: انتقاد صریح بلاگر‌های حامی احمدی‌نژاد از رهبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: گروهی از وبلاگ‌نویسان حامی محمود احمدی‌نژاد در اعتراض به سخنان علی خامنه‌ای٬ فعالیت خود را متوقف و انتقاد‌های بی‌سابقه متوجه رهبر جمهوری اسلامی کرده‌اند.

وبلاگ‌ «ندایی از درون»٬ «همسازی» و «خط‌خطی» از جمله وبلاگ‌هایی هستند که نسبت به انتقاد آقای خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در دیدار با گروهی از مردم تبریز اعتراض کرده‌اند.

این وبلاگ‌ها به همراه گروهی دیگر از حامیان احمدی‌نژاد به اینکه رهبر جمهوری اسلامی در سخنان خود انتقاد‌های کم‌رنگی از علی لاریجانی داشته معترض هستند.

وبلاگ «ندایی از درون» نوشته تا زمانی که معنای کلمه ‌ «دفاع» و «یک قدری» برای وی روشن نشود یا «حکمت» آن را نفهمد فعالیت‌های خود را متوقف می‌کند.

وبلاگ «همسازی» نیز با انتشار پستی از اینکه خامنه‌ای اقدام احمدی‌نژاد را «غلط»٬ «نادرست»، «خلاف شرع»، «خلاف قانون»، «خلاف اخلاق» و «تضییع حقوق» دانسته و در مقابل عمل لاریجانی را «کمی زیاده روی در دفاع از خود» ارزیابی کرده٬ انتقاد کرده است.

این وبلاگ نوشته «اعتراف می‌کنم در درک این مقایسه رهبری ناتوانم و حل موضوع برایم غامض، مسئله‌ای برایم پیش آمده که هضم آن خارج از توان فکر و اندیشه‌ام است. بنابراین تا زمان درک حکمت این کلام امام عزیزم و تشخیص حق و حقانیت دیگر در این وبلاگ مطلبی نخواهم نوشت.»

«همسازی» در ادامه آورده است: «اتفاق پیش آمده و نحوه سخنان رهبری در آن جلسه حادثه کوچکی نبود این حق را برای اینجانب قائل باشید مدتی به این اتفاق و حواشی آن فکر کنم.»

وبلاگ «خط‌خطی» هم در تازه‌ترین پست خود نوشته که سخنان علی خامنه‌ای «منصفانه» نبوده است.

این وبلاگ نوشته «از کجا می‌توان گفت که پخش فیلم طلب رشوه و کارچاق کنی توسط برادر دو تن از روسای قوای کشور، خلاف شرع و قانون است؟ اصلا کدام قانون فیلمبرداری مخفی از یک عمل مجرمانه را ممنوع کرده است؟ کدام قانون افشای چنین واقعیتی را رد کرده است؟»

این وبلاگ‌نویس حامی احمدی‌نژاد ادامه داده «آیا این خلاف قانون و شرع نیست که کارتل رسانه‌ای وابسته به یک نهاد نظامی، همچون کانون توطئه، صبح تا شب بگردد و علیه رییس جمهور سوژه سازی کند؟»

وی پرسیده «آیا توهین‌های بیشرمانه طرف مقابل تنها «کمی زیاده روی» است؟ لابد توهین‌های آن دیگری که اصلا از شیر مادر هم حلال‌تر است.»

وبلاگ «خط‌خطی» در پایان آورده است: «آخر احمدی‌نژاد را که همه می‌زنند، دیگر چه نیازی به خلاف و شرع و قانون خواندن و هشدار دادن است؟ پس کی قرار است که نهیب به این جریانات و رسانه‌های جهنمی زده شود؟»

وبلاگ «هویتنا» هم از دیگر حامیان احمدی‌نژاد است که به بروز اعتراض‌های گسترده نسبت به انتقاد‌های علی خامنه‌ای از رئیس دولت دهم اشاره کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی ۲۸ بهمن ماه پس از حدود سه هفته به وقایع رخ داده در جلسه استیضاح وزیر سابق کار واکنش نشان داد و انتقاد‌هایی از لاریجانی و احمدی‌نژاد کرد.

گروهی از حامیان احمدی‌نژاد از برخورد «دوگانه» رهبر جمهوری اسلامی با روسای قوای مقننه و مجریه ناراضی هستند و به صورت علنی نارضایتی خود را اعلام کرده‌اند.

——-
نوشته وبلاگ خط خطی:

انتقاداتی بر سخنان رهبری + پی نوشت

پیرو سخنرانی رهبری در دیدار جمعی از اهالی تبریز و مواضع ایشان در خصوص اتفاقات یکشنبه مجلس، دوستی خواست مطلبی برای روزنامه بنویسم. عذر خواستم و گفتم من با سخنان رهبری موافق نیستم و نمی توانم مطلبی در یک روزنامه رسمی بنویسم که مایه دردسر نشود. از طرفی هنوز اهل نفاق و دورویی نشده ام که در دل چیزی داشته باشم و روی کاغذ گونه ای دیگر بنویسم.

سخنان امروز رهبری را هنوز منصفانه نیافته ام. گیرم که کار احمدی نژاد یک خطای تاکتیکی باشد، اما از کجا می توان گفت که پخش فیلم طلب رشوه و کارچاق کنی توسط برادر دو تن از روسای قوای کشور، خلاف شرع و قانون است؟ اصلا کدام قانون فیلمبرداری مخفی از یک عمل مجرمانه را ممنوع کرده است؟ کدام قانون افشای چنین واقعیتی را رد کرده است؟

باری موضوع اصلی، پخش فیلم و حتی باج خواهی کردن نیست، که این مسایل متاسفانه در کشور به وفور زیاد است. مسئله اصلی آن است که رییس جمهور منتخب و قانونی کشور، حداقل سه سال است از سوی برخی ارگانهای رسمی اطلاعاتی، نظامی، قضایی، تقنینی مستقیم و غیرمستقیم، متهم به بدترین فسادها و فجایع می شود، نه تنها دادگاهی تشکیل نمی شود، که حتی فرصت دفاع و تبیین هم به متهم مظلوم داده نمی شود. روز به روز این حلقه طناب در گردن وی تنگتر می شود، و هر گاه که فریادی زند، سریع معیارها و موازین اخلاقی چماق وار بر سرش کوبیده می شود که چیزی نگو، وحدت برهم می خورد! اخلاق چه می شود!

آیا اخلاق و قانون برای عربده کش هایی که در مجلس شورای اسلامی!! رییس جمهور را به بدترین اهانتها می نوازند، حد و منعی نگذاشته است؟ آیا قاضی القضات کشور حق دارد که با جریان انحرافی نامیدن رییس جمهور و اطرافیانش، مدعی شود که آنها در فساد اقتصادی غوطه ورند و اعتقاد به روابط با نامحرم دارند؟

آیا این خلاف قانون و شرع نیست که کارتل رسانه ای وابسته به یک نهاد نظامی،  همچون کانون توطئه، صبح تا شب بگردد و علیه رییس جمهور سوژه سازی کند؟

یک مستند درباره حضرت مهدی ساخته می شود، بی هیچ دلیلی به سازندگان آن اتهام زده می شود که از دولت پول گرفته اند، سر هر کوی و برزن و تریبونی هم این اراجیف فریاد می شود، آخرش چه شد؟

….

این همه جفا و بداخلاقی قابل اغماض است، ولی یک فریاد که بلند شود، می شود خلاف شرع و قانون؟ و آیا توهین های بیشرمانه طرف مقابل تنها “کمی زیاده روی” است؟ لابد توهین های آن دیگری که اصلا از شیر مادر هم حلال تر است!

آخر احمدی نژاد را که همه می زنند، دیگر چه نیازی به خلاف و شرع و قانون خواندن و هشدار دادن است؟ پس کی قرار است که نهیب به این جریانات و رسانه های جهنمی زده شود؟

اینها تالمات امروز من بود، در خودم ریختم و فکر کردم. شاید هم حق با نظر من نباشد؛ البته مبانی فکری ام درباره ولایت فقیه باعث شد که دچار بحران فکری نشوم. شاید هم مسایل دیگری در میان باشد که من از آن بیخبرم.

به هر صورت دغدغه من این بود که اگر امام زمان (ع) در این قضیه بودند چه می کردند؟ آیا الزاما مطابق نظر من رفتار می کردند؟ هیچ یقینی در این رابطه نداشتم، یاد این جمله زیبای احمدی نژاد افتادم که “زندگی در سایه ولایت فقیه، تمرین زندگی در حکومت امام معصوم است” حتما این واقعه امتحانی الهی برای من و امثال من است، من همچنان موافق نظر رهبری نیستم، ولی مبانی ام حکم می کند که این انتقاد را نزد خود نگه دارم و بر اساس آن اقدامی نکنم.

البته کرکره وبلاگ را هم پایین نخواهم کشید، حاشا که ما میدان عدالتخواهی و مبارزه با اشرافیت فاسد را خلی کنیم!


پی نوشت:

ماده (697) قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 مقرر مي‌دارد:

«هر كس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به كسي امري را‌صريحاً نسبت دهد يا آن‌ها را منتشر نمايد كه مطابق قانون آن امر جرم محسوب مي‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي كه‌موجب حد است به يك ماه تا يك سال حبس و تا (74) ضربه شلاق و يا يكي از آن‌ها حسب مورد محكوم خواهد شد.

تبصره – در مواردي كه نشر آن امر اشاعه فحشا محسوب گردد هر چند بتواند صحت اسناد را ثابت نمايد مرتكب به مجازات مذكور محكوم خواهد‌شد.»

روشن است که انتشار اتهامات فاضل لاریجانی تنها در صورتی جرم محسوب می شود که رییس جمهور قادر به اثبات آن در دادگاه نباشد.

طبق نظر یک حقوقدان: “فلسفه اين نحوه نگارش ماده (697) قانون مجازات اسلامي بر اين اساس بوده است كه مردم عادي در راستاي كشف جرائم ارتكابي در جامعه واردعمل شده و به دادستان كه وظيفه اصلي او كشف جرائم و تعقيب مجرمان است، كمك نمايند.” +

No responses yet

Feb 18 2013

دزدی‌های کلان موتلفه: آقای احمدی نژاد، اگر جرات دارید، پا روی دم موتلفه بگذارید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

هاشمی نامه: شرکت سرمایه گذاری ایرانیان که متعلق به تعدادی از اعضای موتلفه و فعالان اقتصادی همسو با آن بود، شرکت بازگانی پتروشیمی را خارج از بورس حدود 110 میلیارد تومان خرید، در حالیکه این مبلغ حتی یک دهم ارزش واقعی شرکت مذکور نیز نبود
در حالی که محمود احمدی نژاد، در دوران تبلیغات انتخابانی دوره اول خود از مبارزه با مافیای نفتی سخن می گفت، بزرگترین مافیا در صنعت پتروشیمی در دولت دهم پدید آمده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، صنعت پتروشیمی کشور که در دوران سازندگی سنگ بنای آن گذاشته شد و در دوره اصلاحات با فعالیت گسترده در پارس جنوبی توسعه یافت، در دولت احمدی نژاد به میوه چینی رسید و صادرات محصولات پتروشیمی در سالهای اخیر به 20 تا 30 میلیارد دلار در سال رسیده است که بخش عمده درآمدهای غیرنفتی دولت را تشکیل می دهد.

گزارشهای رسمی مالی شرکت بازرگانی پتروشیمی، میزان فروش آن را در سال گذشته 5300 میلیارد تومان و 9 میلیارد دلار بوده که مجموعا در حدود 15میلیارد دلار براورد می شود و نشان می دهد حجم فروش امسال این شرکت افزایش چشمگیری دارد.

در این میان یکی از عناصر مهم در صنعت پتروشیمی، موضوع فروش محصولات است که با توجه به آن که رقم صادرات این بخش بسیار بالاست، تنها 5 درصد تفاوت قیمت در فروش محصولات به رقم هنگفتی معادل یک تا یک و نیم میلیارد دلار در سال و یا حدود 4 هزار میلیارد تومان منجر می شود. از این رو فروش محصولات پتروشیمی به قیمت بازار و نه زیر آن، یکی از مهمترین مسایل تامین مالی صنعت پتروشیمی محسوب می شد.

براین اساس تلاشهایی صورت گرفت تا عرضه محصولات پتروشیمی ایران به بازارهای جهانی با مدیریت و قیمت واحد و به صورت علمی صورت گیرد و در این راستا شرکت بازرگانی پتروشیمی مسئول این فعالیت شد.

عملکرد شرکت بازرگانی پتروشیمی که یک شرکت دولتی محسوب می شد، در فروش مناسب و با قیمت بازارهای جهانی، موجب گردید تا عناصر سودجو که از قدرت و رانت اطلاعاتی برخوردار بودند، به فکر تصاحب این قلک بیفتند و از این رو شرکت سرمایه گذاری ایرانیان که بخش عمده مالکیت آن متعلق به تعدادی از اعضای موتلفه و فعالان اقتصادی همسو با آن بود، شرکت بازگانی پتروشیمی را خارج از بورس با مبلغی حدود 110 میلیارد تومان خریداری کرد. در حالیکه اولا این مبلغ حتی یک دهم ارزش واقعی شرکت مذکور نیز نبود و ثانیا با توجه به خصوصی سازی واحدهای پتروشیمی، این شرکت جنبه حاکمیتی و ستادی داشت و لزومی به واگذاری آن به بخش خصوصی در این شرایط احساس نمی شد.

واگذاری 55درصد از شرکت بازرگانی پتروشمی به این گروه، که در پوشش سرمایه گذاری ایران وارد شده و با حفظ سهام اکثریت مطلق 51 درصدی برای خود، 4 درصد را به شرکتهای پوششی واگذار کردند، نشان می دهد چگونه گلوگاه های اقتصادی به دست باندهای خاص می افتد.

حضور علی نقی خاموشی به عنوان پدرخوانده این جریانات در راس هیات مدیره سرمایه گذاری ایران و شرکتهای تابعه و همچنین عضو دیگر این باند، عباس صمیمی به عنوان مدیرعامل سرمایه گذاری ایران نشان می دهد که یک شرکت به ظاهر در اختیار دولت، چگونه در پشت پرده توسط این طیف اداره می شود.

با این حال، شرکت مذکور به یکی از متمول ترین باندهای اقتصادی در ایران واگذار گردید، در حالی که جناح بازار و موتلفه که فاقد تخصصهای لازم برای حضور در حوزه پیچیده بازرگانی پتروشیمی بودند، با کمترین هزینه بیشترین درآمد را به چنگ آوردند.

از سوی دیگر ناکارآمدی این گروه در اداره شرکت مذکور، موجب تکروی تعدادی از واحدهای پتروشیمی در فروش محصولات و عدم کارآمدی این شرکت گردیده است.

اکنون این سوال از رییس دولت دهم وجود دارد که با وجود این همه شعار علیه مافیای نفتی، چرا گلوگاه صنعت پتروشیمی تقریبا به بهای رایگان به یکی از باندها واگذار شده است؟ و آیا وی جرات دارد پا روی دم این مافیا گذاشته و سهام اکثریت شرکت بازرگانی پتروشیمی را از دست باند موتلفه پس بگیرد؟

«بازتاب» در ادامه گزارشهای خود علیه مفسدان اقتصادی، گزارشهای مبسوطی علیه مافیای پتروشیمی منتشر خواهد کرد.

No responses yet

Feb 18 2013

تایید دیدار سه عضو دولت خاتمی با رهبری/عبدی: خاتمی به دیدار رهبری برود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: وی درباره جزییات این دیدار افزود: ملاقات بسیار خوبی بود که درباره جزییات آن فعلا حرفی نمی‌زنیم اما اصل این دیدار انجام شده است.

اعتماد نوشت: پس از سه سال و ۸ ماه از آخرین گفت‌وگوی رو در رو بین اصلاح‌طلبان و رهبری نظام، سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب به دیدار رهبری رفتند.

مجید انصاری، عبدالواحد موسوی‌لاری و اسحاق جهانگیری سه نفری بودند که شاید به نمایندگی از اصلاحات رفتند تا گزارش دهند.

این خبری بود که در میان حجم ترکش‌های ادامه‌دار ماجرای مجلس و احمدی‌نژاد کمتر مورد توجه قرار گرفت.

حال اما به نظر می‌رسد شرایط تغییر کرده است. پس از سه سال و 8 ماه از آخرین گفت‌وگوی رو در رو بین اصلاح‌طلبان و رهبری نظام، سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب به دیدار رهبری رفتند.

مجید انصاری، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری سه نفری بودند که شاید به نمایندگی از اصلاحات رفتند تا گزارش دهند. این خبری بود که در میان حجم ترکش‌های ادامه‌دار ماجرای مجلس و احمدی‌نژاد کمتر مورد توجه قرار گرفت.

انصاری: فعلاً در مورد جزئیات این دیدار چیزی نمی گویم

آن طور که روز گذشته انصاری گفت این دیدار در فضایی مناسب انجام شده است.

این عضو مجمع روحانیون گفت: دیداری داشته‌ایم که خوب بود. به هر حال خدمت ایشان رسیدیم و در رابطه با مسائل کلی کشور صحبت کردیم.

وی درباره جزییات این دیدار افزود: ملاقات بسیار خوبی بود که درباره جزییات آن فعلا حرفی نمی‌زنیم اما اصل این دیدار انجام شده است.

عضو مجمع روحانیون مبارز درباره نقطه نظرات مقام معظم رهبری پیرامون گزارش‌های ارائه شده تنها به همین که در چند بند صحبت کردیم بسنده کرد.

انصاری با رد هرگونه صحبت در این دیدار پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده تاکید کرد که این دیدار به هیچ‌وجه انتخاباتی نبوده و صرفا پیرامون مسائل جاری کشور صورت پذیرفته است.

موسوی لاری تایید کرد

عبدالواحد موسوی لاری نیز دیدار با رهبری را تایید کرد

وی گفت: درباره بیان جزییات این دیدار باید مشورت‌هایی صورت گیرد که پس از آن می‌تواند جزییات را در اختیار رسانه‌ها قرار دهد.

عبدی: خاتمی باید به دیدار رهبری برود

عباس عبدی اما تحلیل خود از دیدار سه فعال سیاسی اصلاح‌طلب با رهبری را اینگونه بیان کرد: به نظر من دوستان اصلاح‌طلب کار بسیار خوبی کرده‌اند که البته دیر هم انجام شد.

وی ادامه داد: حتی می‌توان این جلسات را در سطح بالاتری در اصلاح‌طلبان انجام داد و هیچ مانعی برای آن نیست. چه بسا اگر دیدارها توسط رهبران اصلاح‌طلب انجام شود در بهبود وضعیت موجود جامعه موثرتر باشد. این کار را البته آقای خاتمی و برخی دیگران باید انجام دهند.

عبدی با بیان اینکه اساسا در سیاست نفس موضوع شکل گرفتن گفت‌وگو یک هدف است، اظهار داشت: ایجاد گفت‌وگو بین دو طرف که اختلاف نظر‌هایی دارند می‌تواند هدف تلقی شود و آنچه در پی آن می‌آید موضوع ثانویه است.این آغازی است که می‌تواند حفظ شود و در آستانه انتخابات این دیدارها می‌تواند به تلطیف فضای عمومی میان طرفین بینجامد.

این تحلیلگر اصلاح‌طلب البته پیش‌فرض‌هایی را هم متصور است که درباره آن گفت: باید اراده‌یی برای از میان برداشتن اختلاف‌های موجود بین دو طرف وجود داشته باشد. حال کیفیت برداشتن موانع موضوع دیگری است اما اصل این است که وضعیت موجود برای کشور مطلوب نیست و کسی هم از آن سود نمی‌برد. اصلاح‌طلبان وقتی تعامل سازنده با حاکمیت نداشته باشند بنیه سیاسی کشور ضعیف می‌شود و این به نفع حاکمیت نیست. البته عده‌یی هنوز تصور می‌کنند حذف یک گروه می‌تواند موفقیت را تضمین کند اما وضعیتی که میان دولت و مجلس به وجود آمده باید درس بزرگی برای آنها باشد.

عبدی با توصیه به اصلاح‌طلبان برای کنار نکشیدن از عرصه سیاسی کشور بیان کرد: از سوی دیگر اصلاح‌طلبان هم باید به این موضوع توجه داشته باشند که با کنار کشیدن از صحنه سیاسی نمی‌توانند اهداف خود را در خدمت به جامعه محقق کنند. ساخت‌های قدرت معمولا طرف مقابل را تا این حد به رسمیت نمی‌شناسند که درباره قدرت با یکدیگر گفت‌وگو کنند. بنابراین اگر به این نقطه برسیم کمال مطلوب است.

وی با بیان اینکه گفت و گو در سطحی از عرصه عمومی در حال وقوع است، گفت: اصلاح‌طلبان باید تلاش کنند به عرصه عمومی بازگردند. وقتی این اتفاق رخ دهد خود به خود می‌توان به گفت‌و گو در اتاق‌های در بسته فکر کرد. در واقع باید اصل تفاهم در عرصه عمومی شکل گیرد تا بتوان آن را در مذاکرات پیگیری کرد.

گفتنی است سایت «بازتاب»، چند روز پیش خبر داده بود که اخیرا سه تن از اعضای دولت اصلاحات با مقامات عالی رتبه نظام دیدار کرده و در این دیدار گزارشهایی از وضعیت کشور را ارائه داده اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .