اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شکنجه'

Sep 21 2020

شاهد شکنجه نوید افکاری کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: قوه قضائیه ایران در توضیحاتی دیگر درباره اعدام نوید افکاری، این بار “شاهد بودن” شاهین ناصری بر شکنجه نوید افکاری را رد کرده و گفته این فرد ناپدید نشده و فقط در زندان به یک بند دیگر منتقل شده است.

دیروز شنبه ۲۹ شهریور، مهدی محمودیان از فعالان حقوق بشر در توییتر نوشت ۱۰ روز است که خانواده شاهین ناصری که شهادت داده بود با چشمان خود شکنجه نوید افکاری را دیده، از او خبر ندارند.

به دنبال انتشار این موضوع، دادگستری استان فارس در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که رسانه‌ها “شتابزده” عمل کردند چون “این محکوم اخیرا به لحاظ طرح‌های مقابله با کرونا و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی در زندان از بند قبلی منتقل شده است.”

اما مشخص نیست اگر دلیل انتقال او مسائل بهداشتی است، به گفته منابع آگاه چرا از همان مکان جدید “با خانواده تماس نداشته است.”

شاهین ناصری چه کسی است؟

در روزهایی که قوه قضاییه ایران تاکید داشت نوید افکاری شکنجه نشده و در شرایط عادی خودش اعتراف کرده که مأمور اداره حراست سازمان آب در شیراز را کشته، صدای فردی به نام شاهین ناصری پخش شد که این ادعا را تکذیب می‌کرد.

آقای ناصری که ظاهرا مشغول گذراندن دوره محکومیت خود در شیراز بوده، کارشناس بازرگانی است و به گفته قوه قضاییه یک “جاعل و کلاهبردار حرفه‌ای” است. او ۲۶ شهریور ماه ۱۳۹۷ در قزوین بازداشت و چهارم یا پنجم مهرماه همان سال به شیراز منتقل شد.

او درباره نوید افکاری چه می‌گوید؟

در برگه “تحقیق از شاهد” شاهین ناصری جزئیات روزی را توصیف کرده که نوید افکاری را در شیراز “هنگام شکنجه” دیده است. این برگه‌ها را مهدی محمودیان که پرونده آقای افکاری را در اختیار دارد و عضو کمیته دفاع از زندانیان است، منتشر کرده است.

بر اساس این چهار ورق شهادت‌نامه، شاهین ناصری می‌گوید هنگامی که در اداره آگاهی شیراز بوده صدای فریاد نوید افکاری را شنیده و صحنه کتک خوردن او به دست دو مامور لباس شخصی به چشم دیده است.

علاوه بر این چهار ورقه، بی‌بی‌سی صدای او را هم در اختیار دارد که در آن صحنه‌هایی را توصیف کرده که شاید خواندش برای برخی آزاردهنده باشد:

بخشی از صدای شاهین ناصری

“یک روز در آگاهی در راهرو صدای داد و بیداد و التماس شنیدم. سروان همراهم از من خواست که در راهرو بایستم تا او برگردد. رفت در یک اتاق را باز کرد. من هم از روی کنجکاوی رفتم ببینم چه خبر است. دیدم دو نفر لباس شخصی در یک اتاقی با فحاشی و باتوم و لوله نوید را با بی‌رحمی تمام کتک می‌زنند. بهش می‌گفتند هر چی ما می‌گیم درسته. چیزایی که می‌گیم می‌نویسی یا نه؟ نوید هم التماس می‌کرد نزنید، من کاری نکردم. دست‌هاش هم می‌آورد روی سرش. یکی از مامورهایی که بعدا فهمیدم اسمش عباسی است همچین کوبید روی دستش که نوید ضجه بلندی زد و از حال رفت.

من در سه دادسرا در این رابطه شهادت دادم. در دادسرای جرایم امنیتی که رفتم برای شهادت بازپرس شعبه گفت در آگاهی چه دیدی؟ من دیده‌هایم را توضیح دادم. بازپرس با لحن بدی گفت تو داری در پرونده امنیتی دخالت می‌کنی. پدرت را درمی‌آورم. همین مامورها را وادار می‌کنم که به خاطر تهمت و افترا ازت شکایت کنند. ذوبت می کنم.”

بخشی از اظهارات مکتوب شاهین ناصری

“آقایی که بالای سر وی [نوید] بود می‌گفت هرچه من می‌گویم درست است و اسم او را نمی‌دانم و فکر کنم فردی چشم رنگی با صورت سرخ و سفید و با سرشانه‌های پر و موهایی که فکر کنم کاشته بود (کلمات ناواضح) و به بالا شانه کرده بود و دست نوید روی سرش بود، او چهار تا ضربه به دست نوید کوبید و فحاشی ناموسی می‌کرد و با فحش ناموسی می‌گفت اینکه من می‌گویم درست است.”

“نوید به بغل روی زمین خوابیده بود و دستش روی سرش بود و التماس می‌کرد که کتکش نزنند.”

“بعد که وارد بازداشتگاه آمدیم نوید را دیدم و دستش باد کرده بود و داغون شده بود. نوید گفت سروان عباسی دست من را شکسته است. من تقریبا دو ماهی که در آگاهی بودم شاهد زجر و ناراحتی نوید بابت شکستگی دست وی بودم. علاوه بر اینکه خودم ضربه به دست او را دیدم.”

بر اساس برگه شهادت‌نامه، آقای ناصری از ناسزاهای “بسیار بد” و فحش‌های “ناموسی” گزارش کرده است.

همچنین به نقل از شاهین ناصری گفته شده که “ماموری به نام وحیدنیا” او را تهدید کرده و گفته: “چیزهایی را که دیدی به کسی بگویی به خانمت زنگ می‌زنیم، فلان می‌کنیم.”

بر اساس متن گزارش، آقای ناصری هنگام گفتن این جمله‌ها به گریه افتاده است.
توضیح تصویر،

بخشی از اظهارات شاهین ناصری در برگه “تحقیق از شاهد”

آیا شاهین ناصری برای شهادت به دادگاه احضار شد؟

بر اساس شواهد موجود قاضی درخواست نوید افکاری را برای شنیدن شهادت شاهین ناصری نپذیرفت.

در صدای یکی از جلسات دادگاه که در اختیار بی‌بی‌سی قرار گرفته، آقای افکاری می‌گوید برای ادعایش شاهد دارد و از قاضی می‌خواهد که شاهد را احضار کند.

اما قاضی جلسه در جواب او می‌گوید: “نیاز نیست. اگر دادگاه تشخیص داد، بررسی می‌کند. شما رسیدگی بلد نیستید. حتی اگر ما هم توجه نکنیم و بررسی نکنیم، دیوان [عالی کشور] بررسی خواهد کرد.”

نوید محمدی بر این موضوع اصرار می‌کند و به قاضی پرونده اعتراض می‌کند: “ادله‌های انتساب اتهام باید هماهنگ با جرم باشد. اعمال کنید… شاهد من را احضار کنید. پسر مقتول را ظرف نیم ساعت احضار کردید، آمد،‌ شاهد من را هم احضار کنید. خلاف قانون که حرف نمی‌زنم. کپی پرونده من را دارید. شما به عنوان قاضی میانه‌رو باید میان من و نماینده دادستان بنشینید ببینید ایشان چه ادعایی دارد…”

قوه قضائیه چه پاسخی دارد؟

در اطلاعیه‌ای که بعد از گزارش “بی‌خبری” از وضعیت شاهین ناصری منتشر شده، رئیس دادگستری استان فارس رسانه‌های به گفته این نهاد “معاند” و بی‌بی‌سی را به “جعل” و تولید “یک سریال رسانه‌ای بی‌محتوای شکست خورده برای غرب و معاندان” متهم کرده است.

کاظم موسوی، رئیس دادگستری استان فارس گفته که امکان نداشته شاهین ناصری و نوید افکاری یکدیگر را دیده باشد. به گفته آقای موسوی، تحقیقات درباره این دو پرونده یکی در دایره قتل و دیگری در اداره جعل و کلاهبرداری انجام می‌شده که در دو طبقه مختلف با فاصله مکانی بسیار زیاد است.

رئیس دادگستری از رسانه‌ها انتقاد کرده که چرا به صحبت‌های یک فرد به گفته او “کلاهبردار” مانند شاهین ناصری استناد کرده‌اند: “رسانه‌های غربی به اندازه‌ای مستاصل شده‌اند که برای اثبات اخبار بی‌پایه و اساس خود به ادعاهای یک کلاهبردار با سابقه محکومیت متعدد استناد می‌کنند.”
توضیح تصویر،

شاهین ناصری شهادت داده که دست نوید افکاری بر اثر “شکنجه” شکسته بوده است

آیا شاهین ناصری و نوید افکاری همدیگر را دیده‌اند؟

رئیس دادگستری استان فارس از دو دایره جرایم مختلف در شیراز نام برده اما اشاره‌ای به مراحل بازجویی اداره آگاهی نکرده که امکان داشته هر دو همزمان در آن باشند ضمن آنکه شاهین ناصری می‌گوید قرار نبوده او نوید افکاری را ببیند اما به دلیل صدای زیادی که از اتاق بیرون می‌آمده و کنجکاوی مأموری که با او بوده، او توانسته به اتاق بازجویی سرک بکشد.

نوید افکاری به همراه یکی از برادرانش ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ بازداشت شد و شاهین ناصری هم در همان روز در قزوین بازداشت و حدود ۹ روز بعد به اداره آگاهی شیراز منتقل شد. یعنی زمانی که حدودا ۹ روز از بازداشت نوید افکاری می‌گذشت.

آقای ناصری می‌گوید ۲۰ روز در اداره آگاهی بوده و در آن مدت نوید افکاری را دیده است.

جدا از این موضوع، شهادت درباره “شکنجه نوید افکاری” و پافشاری بر آن می‌تواند تبعات زیادی برای شاهین ناصری داشته باشد. همانطور که فعالان حقوق بشر اکنون نگران سرنوشت او در زندان هستند.

درباره پرونده برادران افکاری

No responses yet

Feb 19 2020

شکایت از «شکنجه و آزار جنسی» به دست بازجویان سپاه در نامه‌های نیلوفر بیانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: نیلوفر بیانی، از بازداشت‌شدگان پرونده مدافعان محیط زیست، در چند نامه به مقام‌های مختلف در جمهوری اسلامی، از «شدیدترین شکنجه‌های روحی و روانی، تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی» در جریان دست‌کم «۱۲۰۰ ساعت» بازجویی خود به دست بازجویان سازمان اطلاعات سپاه پاسداران خبر داد.

شرح اتفاقاتی که بر این فعال محیط زیست از زمان بازداشت خود در چهارم بهمن ۱۳۹۶ گذشته تنها ساعاتی پس از آن توسط بی‌بی‌سی فارسی منتشر شد که سخنگوی قوه قضاییه ایران تایید کرد احکام صادره در پرونده هشت فعال محیط زیست قطعی شده و این افراد در مجموع به ۵۸ سال زندان محکوم شده‌اند.

بر اساس رای دادگاه، مراد طاهباز (متهم ردیف اول این پرونده)، به جرم «همکاری با آمریکا» به ده سال حبس و رد «وجوه دریافتی» محکوم شد. مبلغ جریمه نقدی هنوز اعلام نشده است.

نیلوفر بیانی (متهم ردیف دوم این پرونده) نیز به ده سال حبس محکوم شده است.
هومن جوکار و طاهر قدیریان هر یک به ۸ سال حبس محکوم شده‌اند. سام رجبی، سپیده کاشانی و امیرحسین خالقی نیز هر یک به شش سال و عبدالرضا کوهپایه‌زاده به ۴ سال حبس محکوم شده‌اند.

پس از دو سال این نخستین‌ بار است که محتوای نامه‌های نیلوفر بیانی به مقام‌های جمهوری اسلامی منتشر می‌شود، نامه‌هایی که البته هیچ نتیجه‌ای برای او در بر نداشت.

به نوشته بی‌بی‌سی فارسی، این کارشناس محیط زیست، در شرح حالی که در اواسط بهمن‌ماه جاری تنظیم شده، می‌نویسد که ماموران در جریان بازجویی، وی را تحت فشار به «تقلید صدای حیوانات وحشی» وادار ساخته و به «تزریق آمپول فلج‌کننده و آمپول هوا» تهدید کرده‌اند.

نشان دادن عکس جسد کاووس سیدامامی به وی و تهدید به این‌ که «عاقبت خودت و تمام همکاران و اعضای خانواده‌ات نیز همین است، مگر آن که هر آن چه ما می‌خواهیم بنویسی» و نیز «تکرار مکرر کثیف‌ترین توهین‌های جنسی» از دیگر شکنجه‌های روانی است که به گفته خانم بیانی بر او گذشته است.

نیلوفر بیانی همچنین در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، مورخ ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ نوشته وی «به همراه هفت مرد مسلح به ویلایی خصوصی در لواسان منتقل شده تا با وجود امتناع، مجبور به نظاره رفتار غیراخلاقی و غیراسلامی آنها در استخر خصوصی بشود».

او در نامه دیگری به فردی به نام «حسینی»، رئیس بند دو الف بازداشتگاه سپاه در زندان اوین مورخ ۲۶ دی ۱۳۹۷، درباره رفتار ماموران و بازجویان خود نوشته است: «تکرار مکرر کثیف‌ترین توهین‌های جنسی که در بازجویی‌های طولانی با حضور تیم بزرگی از بازجوها با جزئیات چندش‌آور تخیلی مطرح می‌کردند، و درخواست (مجبور کردن) از من که تصورات جنسی آنها را تکمیل کنم.»

در این نامه همچنین درباره بی‌نتیجه بودن نامه‌نگاری‌ها و درخواست‌های وی برای رسیدگی به وضعیتش آمده است: «در کمال ناباوری، هر بار پس از افشاگری و درخواست کمک از مسئولین مربوطه با مضاعف شدن فشارها روبه‌رو شده و تهدیدها و شکنجه‌ها فزونی یافت و مکررا به من یادآور می‌شدند… کاری نکن که لج سیستم را درآوری.»
نیلوفر بیانی در متن «آخرین دفاع» خود در شهریور ۱۳۹۸ نیز که برای نخستین‌ بار منتشر شده، از ترس دائمی از امکان عملی شدن تهدیدهای جنسی سربازجوی پرونده خبر داده است.

وی می‌نویسد: «ویدئوها گواهند که بازجوی اصلی با اسم مستعار حمید رضایی، که هنوز نام او رعشه بر تن من می‌آورد، چه رفتاری با من داشته است. به دلیل رفتارهای بی‌شرمانه‌اش هربار که بازجویی‌ها به درازا می‌کشید و تا بعد از تاریکی ادامه داشت، وحشت از تعرض جدی وجودم را می‌لرزاند.»

این فعال محیط زیست نوشت: «ترس من در مورد این که اگر هر آن چه می‌خواست ننویسم دست به تعرض و خشونت جنسی بزند را تشدید می‌کرد. حضور توجیه‌‌‌نشده و غیرمنتظره او در مکان‌هایی مثل راهرو تاریک و حیاط بازداشتگاه و رفتار چندش‌آورش باعث می‌شد در هیچ جا احساس امنیت نکنم و اضطراب غیرقابل تحمل من به این دلیل هیچ وقت قطع نمی‌شد.»

او چهارم بهمن سال ۱۳۹۷ نیز در نامه‌ای به صادق لاریجانی، رئیس پیشین قوه قضاییه، نوشته بود که ماموران اطلاعات سپاه بارها به صراحت به او گفته‌اند: «بر دهان قاضی‌ای خواهند کوبید که حکمی غیر از حکم از پیش نوشته‌شده سپاه را در دادگاه قوه قضاییه قرائت کند.»

نیلوفر بیانی اواسط شهریور ۱۳۹۷ به عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان وقت تهران گفته بود که اعترافاتش زیر فشار شکنجه و تهدید بوده و کلا دروغ است، ولی آقای دولت‌آبادی به او پاسخ داده است که «اجازه پس گرفتن اعترافاتش را ندارد».

احکام فعالان محیط‌ زیست در حالی عینا در دادگاه تجدیدنظر تائید شده که وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی بارها اتهام «جاسوسی» آنها را رد کرده است.

۲۱ بهمن ۹۶ نیز به خانواده کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست که همراه با دیگر هشت فعال محیط‌ زیستی بازداشت شده بود، اطلاع داده شد که در زندان «خودکشی» کرده‌، ولی خانواده‌اش این ادعا را رد کرده‌اند.

از آن زمان تاکنون ده‌ها فعال محیط‌ زیست در نقاط مختلف ایران بازداشت شده‌اند.

وضعیت بازداشت‌شدگان این پرونده به اندازه‌ای نگران‌کننده گزارش می‌شد که پیش از این غلامرضا حیدری، نماینده تهران، به حسن روحانی، رئیس‌ جمهور، به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی درباره «شکنجه» فعالان محیط زیست زندانی و افراد موسوم به متهمان ترور دانشمندان اتمی تذکر داده بود.

منابع: وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی و رادیوفردا/ ب. ب./ ف. دو.

No responses yet

Nov 27 2019

وضعیت بازداشتی‌ها در زندان فشافویه؛ کمبود امکانات و شکنجه‌های شدید تا حد شکستن دست‌وپا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: خبرگزاری قوه قضائیه پس از بازدید دو ساعته منتظری از زندان فشافویه از قول او نوشت: «همه دستگیر شدگان حوادث سهمیه‌بندی بنزین از وضعیت زندان و نگهداری‌شان راضی هستند.»

به گفته یک منبع از داخل زندان تهران بزرگ، از مجموع بازداشتی‌های اعتراضات اخیر، نزدیک به هزار بازداشتی به زندان فشافویه (تهران بزرگ) منتقل شده‌اند.

این خبر در حالی به ایران‌وایر می‌رسد که روز گذشته رییس شورای شهرستان ری نسبت به افزایش تعداد زندانیان زندان فشافویه هشدار داد.

«حسن خلیل‌آبادی» گفته است: «در پی اعتراض‌های هفته گذشته تعداد بازداشتی‌های زندان فشافویه افزایش‌یافته و این زندان جوابگوی این حجم از افراد بازداشت‌شده نیست.»

او به ایلنا گفته: «زندان فشافویه امکانات لازم را ندارد و استقرار این تعداد بازداشتی در این مکان سخت است، از همه مسوولان به‌ویژه مسوولان قضائی خواهش می‌کنم در شرایط کنونی توجه و رسیدگی بیشتری به این زندان داشته باشند.»

به گفته منبع مطلع ایران‌وایر، عمده بازداشتی‌های اخیر در تیپ ۵ این زندان که به‌تازگی افتتاح شده است، نگهداری می‌شوند: «تیپ ۵ با همان استانداردهای نازل زندان در جمهوری اسلامی افتتاح‌شده و هنوز به حداقل امکانات تجهیز نشده و درواقع آماده بهره‌برداری نیست.»

خلیل‌آبادی نیز به کمبود امکانات این زندان اشاره‌کرده و گفته است: «کارکنان سازمان زندان‌ها در آنجا شرایط سختی را می‌گذرانند، چه برسد به زندانیان. امیدواریم سازمان زندان‌ها، وزارت دادگستری، قوه قضائیه و مسوولان دولتی و استانی کمک کنند و شرایط این زندان بهتر شود.»

«محمدجعفر منتظری»، دادستان کل کشور روز شنبه از زندان فشافویه دیدن کرد و به گفته سایت میزان وابسته به قوه قضائیه با برخی از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر صحبت کرد. خبرگزاری قوه قضائیه پس از بازدید دوساعته منتظری از زندان فشافویه از قول او نوشت: «همه دستگیرشدگان حوادث سهمیه‌بندی بنزین از وضعیت زندان و نگهداری‌شان راضی هستند.» بااین‌حال، منابع داخل زندان از شکنجه‌های شدید بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر خبر می‌دهند.

به گفته منبع ایران‌وایر، دو کانکس نزدیک تیپ ۵ برای اطلاعات سپاه تجهیز و راه‌اندازی شده است که از آن برای بازجویی از بازداشتی‌های این بند استفاده می‌شود: «بازجویان اطلاعات سپاه در بازجویی از این بازداشتی‌ها، به شکنجه وحشیانه به ضرب‌وشتم زندانیان همچون یک رویه متوسل می‌شوند و به شکلی کاملا غیرمعمول، دست و پای تعدادی از این بازداشتی‌ها در بازجویی‌ها شکسته است.»

او می‌گوید آن‌ها با چند آمبولانس زندان برای گچ‌گیری به درمانگاه و مراکز درمانی خارج از زندان اعزام می‌شوند.

معلوم نیست شکستن دست‌وپای بازداشتی‌ها در جریان شکنجه ناشی از شدت شکنجه‌ها و نتیجه یک محاسبه نادرست است یا بازجویان با یک دستور سازمانی همچون یک روش برای درهم‌شکستن بازداشتی‌ها و به حداکثر رساندن آزار و ترساندن آنان عامدانه دست و یا پای بازداشتی‌ها را در جریان بازجویی و شکنجه می‌شکنند.

یکی از افرادی که دیشب از فشافویه آزادشده نیز شکنجه بازداشتی‌های اعتراضات اخیر را تائید کرده است. او گفته مجموع بازداشتی‌ها ۱۲۰۰ نفر بوده‌اند. دانشجوها را کمتر می‌زدند اما بقیه بازداشت‌شدگان را مورد ضرب‌وشتم خشن قرار می‌دادند.

زندان فشافویه در ابتدا برای محکومان مواد مخدر ساخته شده بود اما طی سال‌های اخیر زندانیان سیاسی و امنیتی ازجمله شماری از دروایش به این زندان منتقل شدند. آن‌ها بارها به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در این زندان اعتراض کرده‌اند.

حسن خلیل‌آبادی نیز در گفت‌وگو با ایلنا به حضور زندانیان خطرناک در این زندان اشاره کرده است و گفته است: «قوه قضائیه باید بر شرایط نگهداری بازداشتی‌ها در زندان نظارت کامل داشته باشد، چراکه در فشافویه زندانیان خطرناک نیز بازداشت هستند و مسئولیت قوه قضائیه در این حوزه سنگین است و تقاضا داریم، مسئولان قضائی نسبت به این امر دقت لازم را داشته باشند.»

اظهارات خلیل‌آبادی انتقاد سید حشمت‌الله حیات‌الغیب مدیرکل زندان‌های استان تهران قرار گرفت و او گفت: «این موضوع که رییس شورای شهرستان ری گفته زندان فشافویه خطرناک است؛ باید بگویم که اولا آنجا زندان فشافویه نیست بلکه ندامتگاه تهران بزرگ است. فضای این ندامتگاه مناسب است و خطرناک نیست و مسئولین امر هم آنجا را دیده‌اند.» حیات‌الغیب در حالی از خطرناک نبودن این زندان صحبت کرده که خردادماه امسال علیرضا شیرمحمدعلی جوان بیست‌ویک‌ساله‌ای که به اتهامات سیاسی مشغول گذراندن حبش در زندان فشافویه بود توسط دو زندانی شرور با کارد دست‌ساز به قتل رسید. او چند ماه پیش از قتل خواستار انتقال از این زندان و گذراندن حبس در کنار زندانیان سیاسی شده بود.

دراویش گنابادی زندانی در فشافویه نیز بارها درباره وضعیت بد این زندان اطلاع‌رسانی کرده‌اند. پیش‌تر محمد شریفی مقدم از دراویش زندانی در فشافویه با انتشار چند یادداشت درباره وضعیت این زندان اطلاع‌رسانی کرد. او جزئیات تکان‌دهنده‌ای از اعتیاد، خریدوفروش مواد و روابط جنسی در این زندان بیان کرده است.

حالا گفته می‌شود بیش از هزار معترض گرانی بنزین پس از بازداشت به این زندان منتقل شده‌اند. منابعی از داخل زندان علاوه بر کمبود امکانات از شکنجه شدید معترضان به بنزین خبر می‌دهند. نام فشافویه و هشدارهای حسن خلیل‌آبادی رئیس شورای شهرستان ری یاد زندان کهریزک و حوادث سال ۸۸ را در اذهان عمومی زنده و موجب نگرانی بسیاری از خانواده‌های بازداشت‌شدگان شده است.

در جریان اعتراضات انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری انتقال جمعی از بازداشت‌شدگان به سوله‌ای در کهریزک که برای نگهداری اشرار ساخته‌شده بود سبب مرگ ۳ تن از بازداشت‌شدگان (امیر جوادی فر، محمد کامرانی، محسن روح‌الامینی) شد، این بازداشتگاه ظرفیت نگهداری ۲۰۰ تن را داشت اما بیش از ۴ برابر ظرفیت بازداشت‌شدگان ناآرامی‌های ۸۸ را به آنجا منتقل کرده بودند. حالا بسیاری از تکرار فاجعه کهریزک هراس دارند.

No responses yet

Oct 10 2019

روایت تازه نماینده پیشین مجلس از «اعترافات اجباری» در پرونده قتل‌های زنجیره‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: انصاری‌راد، نماینده پیشین مجلس، می‌گوید در جریان پرونده قتل‌های زنجیره‌ای برخی را شکل قاچاقچی در آورده و مجبور به اعتراف کرده بودند.

حسین انصاری‌راد، نماینده پیشین مجلس ایران گفته است در جریان رسیدگی به پرونده قتل‌های زنجیره‌ای چند نفر را «در شمایل قاچاقچیان» در آورده‌ و مجبور به اعتراف کرده بودند.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وی گفته است فیلم اعتراف این چند نفر هم موجود است.

تا کنون چند فیلم از اعترا‌ف‌های اجباری درباره پرونده قتل‌های زنجیره‌ای منتشر شده که مربوط به کارمندان وزارت اطلاعات و فهیمه دری نوگورانی، همسر سعید امامی، متهم ردیف اول این پرونده بوده است.

آقای انصاری‌راد نگفته است سرنوشت افرادی که اعتراف اجباری کرده بودند، چه شده است. وی گفته است فیلم اعتراف این افراد و همچنین همسر سعید امامی را در مجلس پنجم پخش کرده بودند.

پرونده قتل‌های زنجیره‌ای در پاییز سال ۱۳۷۷ پس از به قتل رسیدن چند چهره منتقد حکومت ایران گشوده شد. محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، اعضای کانون نویسندگان ایران، داریوش و پروانه فروهر، رهبران حزب ملت ایران، چهار نفری بودند که در فاصله کوتاهی به قتل رسیدند. وزارت اطلاعات ایران ۱۵ دی‌ماه ۱۳۷۷ مسئولیت این قتل‌ها را بر عهده گرفت و چند نفر از کارمندان این وزارتخانه به اتهام «عملیات خودسرانه» بازداشت شدند.

در جریان رسیدگی به این پرونده مشخص شد که بازجویان با شکنجه و فشار روانی شدید تلاش کرده بودند که افراد بازداشت‌شده را وادار به اعتراف کنند که با همکاری سی‌آی‌ای و موساد این قتل‌ها را انجام داده‌اند.

آقای انصاری‌راد با اشاره به این سوابق گفته است همسر سعید امامی در مجلس ششم به نمایندگان گفته که «تحت شکنجه» وادار به اعتراف شده است.

No responses yet

Oct 02 2019

طرح ‘ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات تلویزیونی’ به کجا می‌رسد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر

بی‌بی‌سی: طرح پیشنهادی محمود صادقی، اگرچه به لحاظ شکلی به “ضبط و پخش اعترافات” اشاره دارد، ولی به لحاظ محتوایی، عنصر کلیدی این رویه در دستگاه قضایی-امنیتی، “اخذ” چنین اعترافاتی است که در عمل، بدون شکنجه ممکن نیست

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، از ارائه طرح دو فوریتی “ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها” به هیات رئیسه مجلس خبر داده است.

مطابق این طرح، “ضبط اعترافات اشخاص و پخش آن از صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر رسانه های گروهی، در هر مرحله از مراحل تعقیب و تحقیقات مقدماتی ممنوع است و مرتکب، اعم از تهیه کننده و پخش کننده، علاوه بر الزام به اعاده حیثیت از متهم، به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.” همچنین، مقام ها یا ماموران حکومتی دستور دهنده پخش اعترافات، علاوه بر مجازات فوق به “انفصال از خدمت و محرومیت از یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی” محکوم خواهند شد.

بیشتر بخوانید:

طرح پیشنهادی آقای صادقی، با وجود آنکه به “ضبط و پخش” اعترافات اشاره دارد و نه “اخذ” این اعترافات، یادآور بخشی از قانون مجازات اسلامی قدیمی ایران (مصوب ۱۳۷۵) است که ۱۷ سال بعد، بی سروصدا از متن قانون مجازات اسلامی جدید (مصوب ۱۳۹۲) حذف شد.

مطابق ماده ۵۷۸ قانون مجازات اسلامی قدیم: “هر یک از مستخدمین و مأمورین قضایی یا غیرقضایی دولتی برای این که متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد”. ماده ۵۷۸ همچنین، به مجازات “آمران” اعتراف گیری تحت شکنجه هم اشاراتی داشت: “دستوردهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متهم به واسطهٔ اذیت و آزار فوت کند، مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات آمر قتل را خواهد داشت.”

لازم به یادآوری است که در اصل ۳۸ قانون اساسی ایران تصریح شده: “هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.” این اصل قانون اساسی اما هرچند اعتراف گیری تحت فشار را ممنوع می دانست، ولی طبیعتا مجازات عاملان چنین اعتراف گیری‌هایی را به وضع قانون در مجلس محول کرده بود.

بر همین مبنا بود که قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۵، مجازات های مشخصی را برای عاملان و آمران این کار مشخص کرد و حذف همین مجازات ها در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اقدامی معنی دار در جهت افزایش مصونیت عاملان شکنجه زندانیان برای وادارکردن آنها به اعترافات اجباری محسوب می شد. مصونیتی که البته، پیش از تغییر قانون مجازات اسلامی هم “در عمل” وجود داشت ولی قانون جدید، به لحاظ “حقوقی” آن را تقویت می کرد.

طرح محمود صادقی، اگرچه به لحاظ شکلی به “ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها” اشاره دارد، ولی به لحاظ محتوایی، عنصر کلیدی این رویه در دستگاه قضایی-امنیتی جمهوری اسلامی، “اخذ” چنین اعترافاتی است که در عمل، بدون شکنجه ممکن نیست.

دلیل مشخص آن هم این است که که در عالم واقع، مشکل بتوان تصور کرد زندانیانی که حکومت اعترافات تلویزیونی آنها را “به مصلحت” می داند، بدون شکنجه به اعتراف علیه خود جلوی دوربین بازجویان بپردازند. زندانیانی از قبیل مازیار ابراهیمی که دستگاه امنیتی رسما اذعان کرده اعترافات تلویزیونیش به “ترور دانشمندان هسته ای” تحت شکنجه بوده و ظاهرا سرنوشت امثال او، محرک نمایندگانی چون آقای صادقی در ارائه طرح اخیر به مجلس شده است.

به عبارت دیگر، تا وقتی حکومت ایران “مصمم” به تداوم مصونیت مسئولان و ماموران امنیتی در اعتراف گیری تحت شکنجه است، رویه ضبط و پخش این اعترافات از صداو سیما و رسانه های حکومتی، فارغ از ارائه چنین طرح هایی در دستگاه قانونگذاری، ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Sep 05 2019

داستان ‘عامل انتقال اطلاعات دانشمندان هسته ای ایران به اسرائیل’

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: ادعاهای جدید معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات معنای واضحی دارد: اینکه وزارتخانه، حتی بعد از بی اعتبار شدن کامل “پرونده ترور دانشمندان هسته ای”، کماکان بر اتهامات منتسب به احمدرضا جلالی در همین پرونده پافشاری می کندمطابق اخبار رسانه ها از جلسه دیروز معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات با خبرنگاران و مدیران مطبوعاتی، در این جلسه به برخی “پرونده های جاسوسی” -بدون ذکر اسامی و جزئیات- اشاراتی معنی دار صورت گرفته است.

در جلسه سه شنبه ۱۲ شهریور، از جمله به شخصی اشاره شده که، به گفته این وزارتخانه، “اطلاعاتی مهم را در زمینه‌ نظامی خارج کرده” و حتی “اطلاعاتی درباره‌ برخی دانشمندان هسته‌ای ترور شده از جمله مسعود علی‌محمدی به سرویس‌هایی چون موساد داده است”.

با توجه به مجموعه ادعایی که پیشتر از سوی وزارت اطلاعات منتشر شده، قاعدتا فرد مورد اشاره در جلسه دیروز، احمدرضا جلالی پزشک و پژوهشگر ایرانی مقیم سوئد است که در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ و حین سفری به تهران دستگیر شد. دادگاه انقلاب در ۲۹ مهر ۱۳۹۶ آقای جلالی را بر مبنای اتهامات مورد اشاره در نشست دیروز به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در ۱۴ آذر ۱۳۹۶ در دادگاه تجدید نظر و در ۱۹ آذر ۱۳۹۶ در دیوان عالی کشور تایید شد.

معاونت ضدجاسوسی که نشست سه شنبه را برگزار کرده، همان تشکیلاتی است که در ۲۶ آذر ۱۳۹۶، با پخش “مستندی” از تلویزیون ایران تحت عنوان “تیشه بر ریشه”، احمدرضا جلالی را متهم کرده بود که “اطلاعات دانشمندان هسته‌ای ترور شده” و مشخصا مسعود علی‌محمدی و مجید شهریاری را به سرویس جاسوسی اسرائیل داده است.

همزمان با صدور حکم اعدام آقای جلالی یعنی در ۲۹ مهر ۱۳۹۶، نامه ای از او منتشر شد که با تکذیب هرگونه جاسوسی برای اسرائیل یا هر کشور دیگر، تاکید داشت که “تیم بازجویی وزارت اطلاعات”، او را برای اعتراف گیری جلوی دوربین “به گونه‌های مختلف مورد شکنجه روحی و جسمی قرار داده است”.

قابل تامل است که جلسه دیروز وزارت اطلاعات با اهالی مطبوعات، چند ساعت پیش از آن برگزار شد که محمود علوی وزیر اطلاعات، در توضیحی راجع به پرونده مازیار ابراهیمی در کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت که ۵۳ متهم “پرونده ترور دانشمندان هسته ای”، پس از محرز شدن “عدم انتساب اتهام ترور به آنها” آزاد شده و خسارت دریافت کرده اند . آقای ابراهیمی، یک ماه پیش از آن در گفتگو با ژیار گل توضیح داده بود که چگونه او و ۱۱ نفر دیگر از آزادشدگان، زیر شکنجه شدید مجبور به اعتراف دروغ به دست داشتن در “ترور دانشمندان هسته ای” شده و به همین موضوع “اعتراف تلویزیونی” کرده بودند.

به روایت مازیار ابراهیمی، تعداد دقیق کسانی که بر سر این پرونده دستگیر، متهم، شکنجه و سپس آزاد شدند، ۱۰۷ نفر بوده، ولی حتی با ملاک گرفتن ۵۳ نفر مورد اشاره محمود علوی، سخنان دیروز آقای علوی به معنای اذعان رسمی به این واقعیت است که پرونده تشکیل شده در وزارت اطلاعات برای “ترور دانشمندان هسته ای”، یکسره ساختگی و مبتنی بر اعترافات ساختگی بوده.

پرونده ای که از قضا، احمدرضا جلالی یکی دیگر از “متهمان” آن بوده و منطقا، اعتراف گیری از او توسط همان تیمی انجام شده که مشخص شده سایر متهمان پرونده را نیز وادار به اعترافات به‌کلی ساختگی کرده اند، و حتی پیش از دستگیری مازیار ابراهیمی، یکی از آنها یعنی مجید جمالی فشی را، بر مبنای “اعترافاتش” پای چوبه دار فرستاده اند. هرچند در اظهارات دیروز وزیر اطلاعات، کوچکترین نشانه ای از تردید در مورد “نحوه تکمیل پرونده” جمالی فشی دیده نمی‌شود.

حمدرضا جلالی Image caption احمدرضا جلالی قبل و بعد از دستگیریهفته پیش، همسر آقای جلالی خبر داد که ماموران وزارت اطلاعات شوهرش را برای”اعتراف گیری” های جدید تحت فشار گذاشته اند و او این بار زیر بار نرفته. ویدا مهران نیا در مصاحبه با شاهد علوی روزنامه نگار، از قول شوهر خود گفت که از ۷ تا ۱۶ مرداد، او را به یک “خانه امن” وزارت اطلاعات منتقل کرده و وعده داده اند که اگر “اعترافات جدیدی” جلوی دوربین انجام دهد حکم اعدامش را لغو خواهند کرد. قابل توجه اینکه خانم مهران نیا، به دنبال پخش “اعترافات” احمدرضا جلالی در آذر۱۳۹۶ هم اعلام کرده بود بازجویان به همسرش قول داده اند در صورت “اعتراف تلویزیونی” او را آزاد خواهند کرد، ولی بعد از گرفتن فیلم اعترافات، حکم اعدام آقای جلالی صادر شد.

در چنین پس زمینه ای، اشاره جدید معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات به فردی که “اطلاعاتی درباره‌ برخی دانشمندان هسته‌ای ترور شده از جمله مسعود علی‌محمدی به سرویس‌هایی چون موساد داده است” معنای واضحی دارد: اینکه وزارتخانه، حتی بعد از بی اعتبار شدن کامل “پرونده ترور دانشمندان هسته ای”، کماکان بر اتهامات منتسب به احمدرضا جلالی -در همین پرونده- پافشاری می کند.

به عبارت دیگر، علی رغم موضع دیروز وزیر اطلاعات در مبنی بر اینکه “از زمان تصدی وزارت اطلاعات از طریق آموزش و بازرسی و نظارت دقیق‌تر رویه‌ها اصلاح شده و با برخی از مأموران خاطی [در پرونده] برخورد شده”، تا این لحظه و در این فقره مشخص، چیز خاصی در وزارتخانه “اصلاح” نشده است.

No responses yet

Aug 19 2019

اذعان دولت ایران به بی‌گناهی متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران امروز در نشستی خبری به اظهارات مازیار ابراهیمی یکی از بازداشت شدگان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای در گزارش بی‌بی‌سی فارسی واکنش نشان داد و گفت: “این اتفاق در دولت ما رخ نداده است. من نیز اطلاعی از این پرونده ندارم اما در گفت‌وگوهایی که در این باره داشته‌ام، اعترافاتی از سوی افرادی انجام شده که درست هم بوده است ولی اعترافاتی هم انجام شده که کار کارشناسی درباره آنها انجام نشده است.”

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، سخنگوی دولت ایران بدون اشاره به افراد این پرونده اضافه کرد: “همان موقع هم از این افراد دلجویی و عذرخواهی شده است.”

آقای ربیعی همچنین گفت: “کارشناس این پرونده‌ها کارشناس ضدجاسوسی نبوده است و کارشناسان حوزه دیگری بوده‌اند که در این پرونده کار کرده‌اند.”

در گزارشی که ژیار گل گزارشگر بی‌بی‌سی‌ فارسی چندی پیش تهیه کرد، مازیار ابراهیمی، یکی از بازداشت شدگان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای از شکنجه و فشار وزارت اطلاعات برای اعترافات ساختگی و همچنین پرونده‌سازی دستگاه قضایی علیه خود می‌گوید.

ژیار گل، خبرنگار بی‌بی‌سی

روایت مازیار ابراهیمی از اعترافات اجباری خود و دیگران، برای نهاده‌های اطلاعاتی ایران رسوایی به بار آورده است. اظهارات مازیار ایراهیمی سندی است در بر ملا کردن اعترافات ساختگی در پی شکنجه. بیش از دو هفته از پخش گزارش بی‌بی‌سی می‌گذرد، علیرغم سوال برخی از نمایندگان مجلس ایران و قول محمود علوی، وزیر اطلاعات برای پاسخگویی، هنوز جوابی روشن به این سوالات ارائه داده است. چرا افراد بی‌گناه تا حد مرگ شکنجه و وادار به اعتراف به ترور و جاسوسی برای اسرائیل شده‌اند؟ آیا عاملان و آمران شکنجه و اعترافات ساختگی مجازات شده‌اند؟ و مهمتر چه کسانی پشت ترور دانشمندان هسته‌ای بودند؟

علی ربیعی سخنگوی دولت امروز گفته دولت قبلی باید در این باره پاسخگو باشد. او در واقع صحت گزارش بی‌بی‌سی را تایید کرد اما همزمان تلاش کرد موضوع را کوچک و حل شده جلوه دهد. آقای ربیعی گفت “یک سری افراد بودند و اعتراف کردند و درست بوده” اما این با روایت‌های بازداشت شدگان مطابقت ندارد. ما با تعداد زیادی از متهمان به ترورها تماس گرفتیم، به غیر از مجید جمالی فشی (که گفته شد اعدام شده است) همه آزاد شده‌اند.

در باره صحت اعترافات و اتهامات مجید جمالی فشی هم سوالات زیادی وجود دارد. هنوز هیچ مقام رسمی در باره پاسپورت جعلی و فتوشاپ شده اسرائیلی او توضیحی نداده که در گزارش صدا و سیمای ایران ادعا شد آقای جمالی فشی با آن به اسرائیل رفته. مجید جمالی فشی دو ماه پیش از دستگیری مازیار ابراهیمی اعدام شد. سوال مهم این است آیا ممکن است یک بی‌گناه بر مبنای اعتراف اجباری اعدام شده باشد؟

پس از پخش گزارش بی‌بی‌سی محمود صادقی، نماینده مجلس ایران از مسئولان مربوط خواست درباره “کذب یا صدق اعترافات متهمان به ترور دانشمندان هسته‌ای” توضیح دهند.

محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت ایران هفته پیش وعده داد که در یک کنفرانس خبری به “موارد مطرح شده” درباره پرونده ترور “دانشمندان هسته‌ای” پاسخ دهد اما هنوز این نشست برگزار نشده است.

مازیار ابراهیمی هفت سال پیش به همراه ۱۲ نفر دیگر در یک برنامه تلویزیونی به نام “کلوب ترور” که از صدا و سیمای ایران پخش شد اعتراف کرد که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش دیده و سپس برای ترور دانشمندان اتمی ایران به این کشور بازگشته‌اند.

مقام‌های ایران می‌گوید در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ چهار تن از دانشمندان هسته‌ای ایران کشته شدند و یک دانشمند دیگر نیز از سوء قصد جان به در برده است

No responses yet

Aug 04 2019

آزادی متهمان به قتل دانشمندان هسته‌ای، معجزه یا بیگناهی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: در فرانکفورت آلمان به دیداری مردی می‌روم که زنده بودنش معجزه‌ای بیش نیست. مردی که هفت سال پیش به همراه ۱۲ نفر دیگر در “مستندی” به نام “کلوب ترور” اعتراف کرد که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش دیده و برگشته به ایران. او و دیگران در برنامه‌ای در صدا و سیما اعتراف کردند دانشمندان اتمی ایران را ترور کرده‌اند.

۶ ماه پیش مازیار ابراهیمی با من تماس گرفت. ابتدا فکر کردم کسی دارد با من شوخی می‌کند. به باور من کسانی که در تلویزیون اعتراف کردند، اعدام شده‌اند یا حداقل باید حبس ابد گرفته باشند. اما مازیار گفت او پنج سال پیش آزاد شده.

پس از چند ماه گفتگو بالاخره مازیار راضی شد داستان زندگیش را برایم تعریف کند. داستان پر از رنج، خاطرات بازجویی و شکنجه است؛ بازجویانی که او را هنوز در خواب رها نمی‌کنند.

در چند هفته گذشته سریال تلویزیونی “گاندو” سر و صدای زیادی به راه انداخته. سریالی که نشان از رقابت سازمان اطلاعات سپاه با دولت ایران دارد. این سریال نشان می‌دهد ماموران اطلاعاتی ایران چگونه از تکنولوژی و تکنینک بازجویی بدون شکنجه از متهمان به جاسوسی اعتراف می‌گیرند.

همچنین دو هفته پیش وزارت اطلاعات فیلم تلویزیونی “مستندی” به نام “سیا” پخش کرد و در این فیلم همواره از قدرت اطلاعاتی ایران و کشف شبکه جاسوسی خبر می‌دهد. اما بسیاری حقیقی بودن بسیاری از صحنه‌های این فیلم را به چالش کشیده‌اند.

داستان مازیار ابراهیمی پنجره‌ای است به واقعیت اعترافات تلویزیونی در تلویزیون ملی ایران.

در سال ۱۳۹۱ شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران “مستند کلوب ترور” را پخش کرد. ۱۳ نفر در این برنامه به جاسوسی اعتراف کردند. تعدادی از متهمان اعتراف کردند که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش ترور و استفاده از مواد منفجره را دیده‌اند و برای ترور دانشمندان اتمی یه ایران بازگشته‌اند.

اما تحقیقات بی‌بی‌سی نشان می‌دهد به غیر از مجید جمالی فشی که پیش از پخش این “مستند” اعدام شده بود، همه متهمان آزاد شده‌اند.

جاسوسی برای بیگانگان خیانت محسوب می‌شود، ترور دانشمندان اتمی محاربه و اقدام علیه امنیت ملی. این گونه جرایم قطعا حکم اعدام دارد. سئوال اینجاست چرا این افراد آزاد شدند؟


اما داستان آزادی آنها به معجزه شباهت دارد.

مازیار ابراهیمی یکی از متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای بود. او در مستند کلوب ترور اعتراف کرد که برای آموزش به اسرائیل رفته. و مسئول تیم ترور مهندس شهریاری یکی از دانشمندان اتمی بود و همچنین در ترور مسعود علیمحمدی دانشمندی اتمی نقش داشته.

مازیار مردی قد بلند است با چشم‌های رنگی. وقتی در باره خاطرات دوران زندان سخن می‌گوید بسیار دقیق و مو به مو آن را توضیح می‌دهد. حرف‌هایش دقیق است. صورت او بیشتر به آلمانی‌ها شباهت دارد تا ایرانیان. اما وقتی صحبت می‌کند لهجه تهرانی او نمایان می‌شود.

او پیش از دستگیری در سال ۱۳۹۱ صاحب یک شرکت موفق بود. کارش فروش، نصب و آموزش تجهیزات تلویزیونی بود. صدا و سیما ایران هم از طرف‌های قرارداد او بود.

مازیار می‌گوید یکی از رقبایش نامه‌ای بدون امضا در صندوق شکایات صدا و سیما می‌اندازد. در این نامه مازیار متهم به جاسوسی و بهایی بودن می‌شود. حراست صدا و سیما هم گزارش را به وزارت اطلاعات ارجاع می‌دهد. مازیار، برادر و دامادش دستگیر می‌شوند. آنها به بیش از ۱۰۰ نفر دیگر که به دست داشتن در ترور دانشمندان هسته‌ای متهم شده‌اند در زندان اوین می‌پیوندند.

از دی‌ماه ۱۳۸۸ تا دی‌ماه ۱۳۹۰ چهار تن از دانشمندان هسته‌ای ایران توسط افراد ناشناس کشته شدند و به تعدادی دیگر سوء قصد شد. مازیار یکسال بعد از آخرین ترور دستگیر شد.

مهدی مهدوی آزاد از تحلیلگران مسائل هسته‌ای و امنیتی ایران می‌گوید وزارت اطلاعات به شدت در آن هنگام تحت فشار بوده است. ” در آن مقطع صدها نفر را با هدف سناریو سازی بازداشت کردند، در واقع هدف خارج کردن وزارت اطلاعات از زیر فشارهای سیاسی بود”.

فیلم اعترافات سال ۱۳۹۱ را نشان مازیار دادم. خشم در صورت او نمایان می‌شود و مشت‌هایش گره شده و همدیگر را می‌فشارند. مازیار گفت ، ” این اعترافات پس از یک ماه تا چهل روز شدیدترین شکنجه‌ها بود. پس از ده ضربه کابل به کف پایم، پام شکست. در این مدت حدود ۶۰۰ ضربه کابل رو پای شکسته تحمل کردم. هفت ماه دست بند به دست در سلول انفرادی گلوله شدم. مهره‌های پشتم خم شده‌اند. برای رهایی از شکنجه حاضر بودم هر اتهامی آقایان می‌گفتند قبول کنم.”

مازیار نحوه ضبط اعترافات را در زندان اوین شرح داد. در صحنه‌ای از “مستند” صدا و سیما مازیار عرق کرده و دارد بریده بریده در باره نقشش در ترور دانشمندان اتمی حرف می‌زند. او می‌گوید تهیه فیلم کار خود وزارت اطلاعات بود. چون در اوین و با حضور بازجویان ضبط شد.


تصویری که به عنوان پاسپورت اسرائیلی متهمین در مستند صدا و سیما پخش شداما او می‌‌گوید که اعتراف به قتل دانشمندان اتمی تازه اول کار بود. او هفت ماه دیگر تحت شکنجه شدید در جایی نامشخص خارج از زندان اوین بود. در این مدت از او خواسته بودند که اعتراف کند پسران اکبر هاشمی رفسنجانی، و محمد امامی کاشانی با او به اسرائیل سفر کرده‌اند.

آنچه که در نهایت موجب شد مازیار به شکل معجزه‌گونه‌ای زندان برهد، نتیجه رقابت وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و تلاش وزارت اطلاعات برای اعتراف‌گیری بیشتر از او بود.

در این سالها که ماجراهای ترور و دستگیری‌ها رخ داد، در آبان سال ۹۱ و پیش از دستگیری مازیار، انفجار مهیبی در کارخانه موشک سازی سپاه پاسداران در ملارد کرج رخ داده بود. در انفجار ملارد کرج ده‌ها نفر کشته و زخمی شده بودند. انفجار به حدی شدید بود که صدای انفجار در کرج و تهران هم حس و شنیده شد.

سپاه پاسداران این انفجار را حادثه خواند. اما شایع شده بود کار موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل بوده.

اما بازجویان مازیار تصمیم گرفتند تا او مسئولیت انفجار ملارد را نیز بپذیرد؛ سناریویی که در نهایت نتیجه معکوس داشت و به رهایی مازیار و سایر متهمان از شکنجه منجر شد.

مازیار می‌گوید بازجویان نقشه پایگاه ملارد را به من دادند و گفتند، “همکارانمان از سپاه شما را بازجویی خواهند کرد. تنها در باره ملارد حرف خواهی زد. وظیفه تو زدن شاسی انفجار بوده است. نه یک کلمه کمتر یا بیشتر از چیزی که بهت گفتیم نگو. وگرنه گوشت به استخونت نمی‌ذاریم. منظورشان این بود که آنقدر کابل خواهند زد تا گوشت از استخون پام جدا بشه.”

یکی از ماموران سازمان اطلاعات سپاه برای بازجویی از مازیار به بازداشتگاه وزارت اطلاعات می‌رود. مامور سپاه پرونده را ورق می‌زند و اعترافات مازیار را می‌خواند.

مازیار می‌گوید او سرش را از پرونده بلند کرد و گفت: “اعتراف کردی که کلید انفجار ملارد را تو زدی؟ من هم گفتم بله. پرسید کجا بودید اون موقع؟ گفتم پشت فنس پادگان. گفت وقتی انفجار رخ داد، تو چیزی حس کردی؟ گوشات درد نگرفت؟. گفتم نه.”

مازیار می‌گوید: “مامور سپاه با شنیدن این حرف همچون فنر از جایش پرید. به او بد و بیراه می‌گوید و ادامه می‌دهد: ” تا شعاع ۲۵ کیلومتری یک شیشه سالم نمونده، ۱۷۷ نفر کشته شده‌اند، یک آجر رو هم بند نمونده، تو می‌گی اثری رو تو نداشته؟ چه خبره اینجا؟ کی این مزخرفات را به تو گفته؟”

مازیار می‌گوید او گیر کرده بود. از یک طرف بازجوی وزارت اطلاعات نشسته و او فکر شکنجه پس از بازگشت به سلول بود. و از طرف دیگر مامور سپاه او را تهدید می‌کرد. مازیار می‌گوید:” دل به دریا زدم. گفتم که زیر شکنجه این اتهامات را قبول کرده‌ام.”

تحقیقات بعدی ماموران سازمان اطلاعات سپاه نشان می‌دهد که مازیار روز انفجار (که پیش از دستگیری او در همان سال بوده) در منطقه آجودانیه تهران بوده نه ملارد کرج.

مامور سپاه می‌گوید همه متهمان بی گناهند و قول آزادی آنها را می‌دهد. پس از آن ملاقات، شکنجه مازیار و سایر متهمان متوقف می‌شود.

هیئت‌هایی از دفتر رهبری و مقامات وزارت اطلاعات برای دلجویی از آنها به ملاقات آنها می‌روند. مازیار می‌گوید نماینده رهبری در وزارت اطلاعات گفت ” به لطف شما و آقا امام زمان یک توطئه دولتی کشف و خنثی شد”.

در آن زمان رقابت‌های شدیدی بین وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه بود. سپاه تلاش داشت و ابتکار عمل را در زمینه ضد جاسوسی از وزارت اطلاعات بگیرد.

مهدی مهدوی آزاد می‌گوید: “بارها وزارت اطلاعات سناریوهای سازمان اطلاعات سپاه را خنثی کرده همچون اتهام جاسوسی به مذاکره کنند گان اتمی. اما بعضی اوقات سازمان اطلاعات سپاه سناریوی وزارت اطلاعات را خنثی کرده همچون متهمان به ترور دانشمندان هسته‌ای. رقابت این دو نهاد اطلاعاتی رژیم باعث نجات متهمان ترور دانشمندان اتمی شد.”


مازیار ابراهیمی می‌گوید بدون هیچ گناهی بازداشت شده و تحت شکنجه شدید به ترور اعتراف کرده‌ استپس از پخش فیلم اعترافات به ترور دانشمندان اتمی، برای مقامات امنیتی و اطلاعاتی حکومت ایران محرز شده بود که مازیار و سایر متهمان بی‌گناه هستند. اما آنان ۲۶ ماه دیگر در زندان ماندند. قاضی پرونده عوض شد و به قاضی شهریاری شعبه ۲۷ جنایی دادگستری تهران ارجاع داده شد.

مازیار می‌گوید وقتی نزد قاضی شهریاری شکایت برد و از وزارت اطلاعات و صدا و سیما و چند رسانه دیگر شکایت کرد، قاضی شهریاری گفت ” برو خدا رو شکر کن که زنده‌ای. خدا شاهده پاشنه در دفتر من رو در آوردن که چندتا از شما که اعتراف کرده‌اید را اعدام کنم برای خوشحالی خانواده شهدا و حفظ آبروی نظام.”

اما پیش از شهریاری قاضی پرونده صلواتی بود. مازیار می‌گوید: “او مرتبا متهمان را تهدید می‌کرد و می‌گفت بروید با آقایان همکاری کنید و مرتب کاغذی را نشان می‌داد و می‌گفت این حکم اعدام شماست. شما را اینجا چال می‌کنیم.”

مازیار و ۱۱ نفر دیگر که در آن برنامه تلویزیونی اعتراف کرده بودند پس از حدود ۳.۵ سال زندان همگی آزاد شدند. مازیار می‌گوید او مجبور شد ۱۳۰ ملیون تومان خسارت بگیرد و شکایتش را از وزارت اطلاعات پس بگیرد. شکایت او به صدا و سیما و کیهان و فارس به جایی نرسید.

اما تنها متهمی که در آن “مستند کلوب ترور” نشان داده شد و اعدام شد، مجید جمالی فشی بود. او نیز در کنار مازیار و دیگر متهمان به ترور دانشمندان اتمی اعتراف کرد.

مجید جمالی فشی قهرمان کیک باکسینگ بود. اهل تبریز. در اعترافات تلویزیونی او بسیار آرام و خونسرد بود. او هم همچون مازیار اعتراف کرد برای آموزش نظامی به اسرائیل رفته است.

مازیار می‌گوید بازجویان وزارت اطلاعات در باره ارتباطش با مجید جمالی فشی پرسیدند. اما او را نمی‌شناخته. آقای جمالی فشی دو ماه پیش از دستگیری مازیار با حکم قاضی صلواتی اعدام شد.

مجید جمالی فشی به ترور مسعود علیمحمدی دانشمند هسته‌ای ایران اعتراف کرد. اما تناقض‌های زیادی در فیلم اعترافات او بود.

در این برنامه تلویزیون ایران پاسپورتی اسرائیلی نشان داده می‌شود که گفته می‌شود مجید جمالی فشی با آن به اسرائیل سفر کرده. این پاسپورت فتوشاپ شده. چرا که نسخه اصلی این پاسپورت نمونه پاسپورت اسرائیلی در سایت ویکی‌پیدیاست. عکس او بر خلاف قوانین رو به دوربین نیست. بسیاری معتقدند او هم همچون مازیار تحت شکنجه اعتراف کرده است.

مازیار می‌گوید او باور ندارد جمالی فشی اعدام شده باشد و یا دستی در ترورها داشته باشد: “با توجه به شکنجه‌هایی که ما متحمل شدیم و ما را وادار به اعتراف کردند، من دیگر نمی‌توانم هیچ اعترافی را باور کنم”.

بعضی ناظران معتقدند که دستگیری مجید جمالی فشی می‌تواند نتیجه مصاحبه او در سفارت آمریکا در باکو باشد.

بر اساس گزارشی از وزارت خارجه آمریکا که سایت افشاگر ویکیلیس آن را در سال ۲۰۰۹ منتشر کرد، “مجید جمالی فشی پس از اعتراضات جنبش سبز قصد مهاجرت به آمریکا را داشته. او در سال ۲۰۰۹ برای گرفتن ویزای آمریکا به سفارت این کشور در باکو پایتخت آذربایجان می‌رود. آقای فشی در مصاحبه با یکی از دیپلمات‌های آمریکایی از خشونت دستگاه‌های امنیتی ایران در سرکوب جنبش سبز حرف زده. او از جنبش آذری‌های ایران و ظلمی به مردم ترک می‌رود می گوید. او از فشار به خود برای همکاری با نیروی‌های امنیتی و اطلاعاتی ایران خبر می‌دهد. بسیاری بر این باورند پس از انتشار این مدرک توسط ویکیلیکس مجید جمالی فشی پس از بازگشت به ایران دستگیر می‌شود. و به همین دلیل هم اعدام می‌شود.”

هفت سال از پخش اعترافات مازیار و سایر متهمان می‌گذرد. با تعدادی از متهمان که به ترور دانشمندان اتمی اعتراف کردند تماس گرفته شده. آنان آزادند و تهدید شده‌اند که نباید با کسی در باره اعترافات اجباری و شکنجه صحبت کنند. آنها به دلایل امنیتی حاضر به گفتگو با ما نشدند.

یک جستجوی ساده در شبکه‌های مجازی نشان می‌دهد بسیاری کسانی که در “مستند کلوب ترور” هفت سال پیش صدا و سیما اعتراف کردند، از سال ۲۰۱۵ در فضای مجازی فعال هستند.

شادی صدر، وکیل، فعال حقوق بشر و از بنیانگذاران سازمان “عدالت برای ایران ” می‌گوید: “برخلاف باور بعضی‌ها، بسیاری از مردم این اعترافات را باور می‌کنند. جلو دوربین به انجام اعمالی اعتراف می‌کنند که همه‌شون جرم‌های خیلی بزرگیه، اعمال تکان‌دهنده است. خانواده اون فرد بیرون از زندان با یک نوع شرم اجتماعی مواجه می‌شه که بچه‌شون همچنین خیانتی کرده‌اند.”

مازیار می‌گوید پس از این همه سال آثار جسمی و روحی شکنجه‌ها در سلول‌های وزارت اطلاعات هنوز او را رها نکرده. او شب‌ها کابوس می‌بیند و روانپزشک او را هر هفته ملاقات می‌کند. او می‌گوید در آلمان هم بازجویان وزارت اطلاعات شب‌ها او را در خواب رها نمی‌کنند.

مازیار پس از آزادی به کردستان عراق سفر می‌کند.

او دو عکس مادرش را نشان می‌دهد. یکی پیش از دستگیریش که مادرش قبراق و سر حال است. و دیگری که اشک مازیار را در می‌آورد، عکسی از مادرش پس از دستگیری مازیار و پخش اعترافات او.

مادرش سکته مغزی می‌کند و ظرف چند سال، ده‌ها سال پیرتر می‌شود.

مازیار هق هق گریه می‌کند و می‌گوید: “هر وقت مادرم و پدرم را می‌بینم از خودم خجالت می‌کشم.”
مستند ویدئویی بی‌بی‌سی

No responses yet

Feb 21 2019

اداره اطلاعات شوش از خانواده‌های بخشی و قلیان خواست اطلاع‌رسانی نکنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری


رادیوفردا: اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی

اداره اطلاعات شوش با احضار خانواده‌های اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی، از آنها خواست در مورد این دو فعال کارگری و مدنی زندانی، اطلاع‌رسانی نکنند.

بر اساس گزارش‌ها، احضار خانواده‌های بخشی و قلیان به صورت تلفنی انجام شد و مأموران اداره اطلاعات شوش ضمن تهدید آنها، ترغیب‌شان کردند که در مورد آنها سکوت کنند.

پیش از این کانال مستقل کارگران هفت‌تپه اعلام کرده بود که وزارت اطلاعات در حال تهیه اعترافات تلویزیونی اجباری دیگری از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان است.

آقای بخشی و خانم قلیان که در آبان ماه بازداشت شدند، پس از آزادی اعلام کردند که تحت شکنجه مجبور به اعترافات تلویزیونی شده‌اند. در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی با استناد به گزارش وزارت اطلاعات که آقای بخشی از آن شکایت کرده‌است، موضوع شکنجه را تکذیب کردند. پس از آن، این دو تن روز سی‌ام دی ماه و با شکایت وزیر اطلاعات بازداشت شدند.

No responses yet

Feb 19 2019

اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و امیر امیرقلی برای ‘اعترافات اجباری تلویزیونی تحت فشار هستند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

بی‌بی‌سی: گزارشها حاکی است که امیر امیرقلی، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار، اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی که بیش از یک ماه است در بازداشت هستند، برای “اعترافات اجباری تلویزیونی تحت فشار هستند.”

براساس این گزارش امیر امیرقلی از زندان اوین به اطلاعات اهواز منتقل شده است.

همچنین کانال مستقل کارگران هفت تپه اعلام کرد که براساس اخبار رسیده به این کانال تلگرامی، وزارت اطلاعات در حال تهیه فیلمی دیگر درادامه فیلم طراحی سوخته است.

طراحی سوخته فیلمی بود که صدا و سیما ایران پخش کرد و در آن اعترافات اجباری اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان، فعال مدنی منتشر شده بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .