اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Jun 11 2015

اجرای حکم اعدام دست کم پنج زندانی در قزلحصار

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: حکم اعدام دست کم پنج زندانی، در زندان قزلحصار کرج اجرا شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از جمع محکومین مواد مخدر که در انفرادی زندان قزل حصار به سر می برند، حکم دست کم پنج زندانی صبح چهارشنبه بیستم خرداد ماه اجرا شد.

یکی از اعضای خانواده رضا کارگری، یکی از زندانیان اعدام شده که امروز برای تحویل جسد مراجعه کرده بودند، در تماس با گزارشگر هرانا گفت: “۵ خانواده را که برای تحویل جسد آمده بودند شخصا دیدم ولی تعداد بیشتر از این بود که ممکن است قبلا یا بعدا آمده باشند.”

وی درباره اعدام آقای کارگری و شرایط خانواده، ادامه داد: “رضا به جرم هفتصد گرم مواد مخدر اعدام شد که از خودش هم نگرفته بودند، سه سال طول کشید تا حکمش را بدهند، ما نمی گوییم مجازات نکنند ولی اگر رسیدگی درستی می شد اعدام نداشت، دو دختربچه ۹ و ۱۵ ساله هم دارد که الان بی پدر شدند و هیچ امیدی ندارند، فامیل الان شام غریبان است، ما که در این مدت خیلی تلاش کردیم، نه قانون به داد ما رسید نه حقوق بشر.”

اسامی کسانی که در انفرادی زندان قزلحصار بودند به شرح زیر بود، که علاوه بر رضا کارگارگری، حکم اعدام چند تن دیگر هم اجرا شده است ولی تلاش گزارشگران هرانا برای یافتن تعداد دقیق و گفتگو با همه خانواده ها، تاکنون بی نتیجه مانده است:

۱.حسن نور محمدی ۲.غلامرضا سلطانی ۳.علی افشاری ۴.حسین عالمی ۵.رضاکارگری ۶.رضامنصوری ۷.محمد جنتی ۸.بهروزکرمی ۹.حسن نورمحمدی ۱۰.رضا نور محمدی، بیست ساله ۱۰.پرویز نادری ۱۱.جاسم ویسی ۱۲.سالار محمودزاده ۱۳.مصطفی کوهی

همچنین منابع هرانا از اجرای حکم اعدام چند محکوم جرائم مواد مخدر در زندان عادل آباد شیراز خبر داده اند.

لازم به یادآوری است در سکوت رسانه ای و در غیاب شفاف سازی و اطلاع رسانی مسئولین و ارگان های قضایی، اجرای احکام اعدام گروهی و اعلام نشده، مخصوصا اعدام جرائم مواد مخدر، از ابتدای سال جاری، سیر صعودی خیره کننده ای داشته است.

No responses yet

Jun 10 2015

پاسخ نماینده پارلمان اروپا به منتقدان نحوه پوشش‌اش در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه‌وله: ماریچه اسخاکه، نماینده پارلمان اروپا، در پاسخ به انتقادات از نحوه پوشش‌اش پاسخ داد: «نوع لباس پوشیدن تنها اختلاف ما با ایران نیست.» او از برانگیختن بحث در مورد زنان و نوع پوشش‌‌شان در ایران ابراز خرسندی کرده است.
ماریچه اسخاکه از مقامات ایرانی پرسیده چرا اجازه نمی‌دهند مردم خودشان برای پوشش‌شان تصمیم بگیرند

ماریچه اسخاکه، نماینده پارلمان اروپا، به انتقاداتی که رسانه‌ها و شماری از چهره‌های محافظه‌کار ایرانی در مورد نحوه پوشش وی در یک دیدار رسمی بیان کرده بودند، پاسخ داد.

این سیاستمدار هلندی که همراه با هیئتی از پارلمان اروپا به سرپرستی المار بروک، رئیس کمیسیون روابط خارجی پارلمان اروپا به تهران سفر کرده، در پیامی توئیتری نوشت: «نوع لباس پوشیدن، تنها اختلاف ما با آنها نیست.»

خانم اسخاکه در ادامه این توئیت از مقامات ایرانی این پرسش را مطرح کرده که چرا اجازه نمی‌دهند مردم خودشان تصمیم بگیرند.
خانم اسخاکه در روز دوم اقامتش در تهران

خانم اسخاکه در روز دوم اقامتش در تهران

او چند ساعت بعد پیام دیگری را همراه با تصویری از صفحه اول روزنامه “هفت صبح” در این شبکه اجتماعی منتشر کرد که در آن از دریافت پیام‌های حمایت‌آمیز خبر داده بود.

روزنامه یاد شده روز دوشنبه (۱۸ خرداد/ ۸ ژوئن) مقاله‌ای را با تیتر “دردسرهای این خانم هلندی” در صفحه اول خود چاپ کرد. تصویر این مقاله عکسی از ماریچه اسخاکه همراه با دیگر اعضای هیئت پارلمان اروپا به هنگام دیدار با علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، است؛ دیداری که نوع پوشش خانم اسخاکه آن را به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل کرد.

ماریچه اسخاکه در توئیت خود نوشت: «همچنین پیام‌های حمایت‌آمیز زیاد (دریافت کردم). خوشحالم که بحث غافلگیرکننده در مورد زنان، نحوه پوشش و احترام را برانگیختم.»

پوشش متفاوت روز دوم

در تصاویری که رسانه‌های داخلی از دیدار هیئت پارلمان اروپا با محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در روز دوشنبه (۱۸ خرداد) منتشر کرده‌اند، خانم اسخاکه با پوششی متفاوت دیده می‌شود. وی در دومین روز اقامتش در تهران دامن و پیراهنی بلند به تن دارد و شالی سفیدرنگ نیز بر سر کرده است.

پیش از این حسین شیخ‌الاسلام، مشاور بین‌الملل علی لاریجانی، در دفاع از نحوه پوشش این سیاستمدار هلندی گفته بود که حجاب “نامناسب” وی “عامدانه و از سر شیطنت نبوده است.” او تقصیر را متوجه مسئولان امر دانسته بود که در تفهیم موضوع رعایت حجاب کامل در دیدارها “کوتاهی” کرده‌اند.
نوع پوشش خانم اسخاکه در دیدار با علی لاریجانی به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد

نوع پوشش خانم اسخاکه در دیدار با علی لاریجانی به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد

ماریچه اسخاکه یکی از منتقدان وضعیت حقوق بشر در ایران است و پیش از این نیز به ایران سفر داشته است. او از جمله نمایندگان هیئت پارلمان اروپا بود که در سال ۲۰۱۳ با نسرین ستوده و جعفر پناهی در تهران دیدار کرد.

سایت‌های اصولگرا پوشش خانم اسخاکه را “تنزل استانداردهای حجاب” توصیف کردند.

سایت “جهان نیوز” نیز در همین رابطه مقاله‌ای با عنوان “دیپلمات‌های ساپورت‌پوش که آداب دیپلماتیک نمی‌دانند” منتشر کرد.

مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، با به اشتراک گذاشتن عکسی از ماریچه اسخاکه در شبکه اجتماعی اینستاگرام، لباس وی را “مناسب پارتی و رقص شبانه” خوانده و از علی لاریجانی و علا‌ءالدین بروجردی به دلیل لغو نکردن این دیدار پس از مشاهده پوشش خانم اسخاکه به شدت انتقاد کرد.

حاشیه‌های یک سفر کوتاه

سفر هیئت پارلمان اروپا به تهران البته حاشیه دیگری هم به جز نحوه پوشش داشته است. بعد از ظهر روز یکشنبه (۱۷ خرداد) نشست مطبوعاتی این هیئت که قرار بود با خبرنگاران خارجی برگزار شود، از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی لغو شد.

المار بروک در مصاحبه‌ای تلفنی به خبرگزاری فرانسه گفت، این اقدام رفتارهای پیشین تهران را به یاد می‌آورد. او اضافه کرد: «اتفاقی که روی داد گرچه خوشایند نیست اما سفر هیات را خراب نمی‌کند.»

با این همه آقای بروک در واکنش به این پیشامد، حاضر به مصاحبه با خبرنگاران شبکه دولتی و انگلیسی‌زبان “پرس تی‌وی” نشد.

سفر هیئت پارلمانی اروپا به ایران برای نخستین بار پس از سال ۲۰۱۳ صورت می‌گیرد.

No responses yet

Jun 09 2015

تهیه کننده سابق تلویزیون ایران به ۸ سال زندان محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مصطفی عزیزی از سال ۱۳۶۵، نویسنده و سردبیر برنامه‌های علمی و آموزشی رادیو ایران بود

مصطفی عزیزی، نویسنده و تهیه کننده سابق سازمان رادیو و تلویزیون ایران، در دادگاهی به ریاست قاضی ابولقاسم صلواتی به ۸ سال زندان محکوم شد.

آرش عزیزی، فرزند آقای عزیزی در صفحه فیس بوک خود نوشت که پدرش به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی” به زندان محکوم شده است.

گفته می‌شود نوشته های منتسب به این نویسنده در فیس بوک موجب صدور این حکم شده است.

دادگاه آقای عزیزی ۱۱ خردادماه در دادگاه انقلاب برگزار شد.

وی پس از دریافت حکم به آن اعتراض کرده و خواهان رسیدگی در دادگاه تجدید نظر شده است.

مصطفی عزیزی که مقیم کانادا بود یک ماه پس از بازگشت به ایران برای دیدار با خانواده‌اش در ۱۲ بهمن ماه سال گذشته بازداشت شد.

گزارش‌ها حاکی است که او حدود یک ماه در بند دو الف در زندان اوین در حبس انفرادی بوده و از اواسط اسفندماه سال گذشته به بند عمومی منتقل شده است.

وی تهیه‌کننده سابق تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، عضو آسیفای بین‌المللی (انجمن بین‌المللی سازندگان و دوست‌داران فیلم‌های انیمیشن) و به مدت چهار سال مدیر‌عامل آسیفای ایران بوده است.

مصطفی عزیزی از سال ۱۳۶۵، نویسنده و سردبیر برنامه‌های علمی و آموزشی رادیو ایران بود.

او در سال ۱۳۶۹ به تلویزیون رفت و مدیر واحد انیمیشن کامپیوتری شد. مدیریت گروه مهندسی نرم‌افزار صدا و سیما هم در آن زمان بر عهده او بود.

No responses yet

Jun 09 2015

فراخوانی به نام امام(ره)، به کام خودسرها/ خودسر ها در عمل به وصیت امام(ره) ، شرف خود را هم فروختند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

تصمیم: بانوانی که بسیار راحت در این متن با واژه ى “فحشای زنان هرزه” روبرو شده اند بخش ديگر از اطلاعيه ى غير شرعى انصار حزب الله است. و نكته مهم اين است كه ما در كدام بخش از بند ميم وصيت نامه امام(ره) توهين به بانوان ولو حرمت شكن مسائل دينى را داريم؟ تصمیم نیوز، بار دیگر فراخوان، تجمع و اردوکشی خیابانی! این بار با توسل به سخنان امام(ره)! گروه انصارحزب الله با حمایت حوزه علمیه آیت الله ایروانی، طی فراخوانی برای جلوگیری از حضور بانوان در ورزشگاه ها فراخوانی صادر کرده است، فراخوانی که بند بند متن قابل تامل است! اول از همه باید یک سوال را مد نظر قرار داد، این تجمع هایی که عموما به نام بچه های حزب اللهی برقرار می شود که قاعدتا همه شان هم بدون کسب مجوز از مراجع قانونی می باشد، از کجا و از کدام بنگاه سیاسی آب می خورد؟ چرا چنین سوالی را کردیم؟ به دلیل آن که گروه انصارحزب الله که به تندروى مشهور است ، متاسفانه به نام قشر حزب اللهی و مطیع رهبری خود را معرفى مى کند و سوابق خوبی در کارنامه خود ندارند. اما این گروه معمولا بانی چنین تجمعاتی می شوند که اکثرشان بدون مجوز قانونی بوده و در آخر هم به درگیری و ضرب و جرح می رسد و هزینه سنگینى را براى وجهه نظام مقدس جمهورى اسلامى ایجاد مى کند. همگان مى دانند وصیت نامه امام (ره) یک وصیت سیاسى الهى و راهواره ماست اما حضرت امام(ره) همیشه و در همه اعصار و حتى در وصیت نامه خود ، کسب تکلیف از ولى فقیه زمان را وظیفه ملت هاى مسلمان مى داند. بنا براین این گروه تندرو و تندروهایى همچون آنها که بند میم وصیت نامه امام(ره) را وسیله توجیه خودسرى هاى خود قرار داده اند عملاً به این بخش از وصیت نامه امام خمینى(ره) که مى فرمایند گوش به فرمان ولى فقیه زمان باشید را کنار گذاشته و به تندروى ها ادامه مى دهند و کمترین توجه را به جایگاه والاى ولى فقیه و قاضى شرع که منصوب ایشان است مى کنند. حال بدون پرداختن به صدمات گذشته فقط نگاهی به متن این فراخوان تجمع میندازیم. در ابتدای متن فراخوان به طور واضح اقدام به تهدید کرده اند. “حضور خونین”! اما آیا بند میم وصیت امام(ره) دعوت به حضور خونین و مقابله با چنین افرادى را دارد؟ آیا امام خمینى(ره) همان فردى نبود که به مخالفت با آتش زدن سینما رکس آبادان پرداخت و حضور خونین را محکوم نمود؟ بانوانی که بسیار راحت در این متن با واژه ى “فحشای زنان هرزه” روبرو شده اند بخش دیگر از اطلاعیه ى غیر شرعى انصار حزب الله است. و نکته مهم این است که ما در کدام بخش از بند میم وصیت نامه امام(ره) توهین به بانوان ولو حرمت شکن مسائل دینى را داریم؟ photo_2015-06-08_15-12-59 آیا بند میم امام(ره) به این جماعت خودسر اجازه داده است که اینگونه وجهه انقلاب و اسلام را خدشه دار کنند؟ کدام مرجع قانونی به این ها اجازه می دهد به اسم نظام و رهبری اینطور رفتارهای زشت و شنیع را انجام بدهند؟ آیا در تجمعات قبلی انصارحزب الله که بارها برای بهانه های مختلف راهی خیابان ها شدند، نتیجه درست و قابل توجهی کسب شده است؟ تجمع برای اکران فیلم های ضد ارزشی همچون “گشت ارشاد و …”، تجمع برای برخی سفارت خانه ها، تجمع برای وزارت ارشاد، تجمع برای حجاب و صدها تجمع دیگر که عاقبت تک تک این اردوکشی ها چیزی جز درگیری و دستگیری عده ای جوان حزب اللهی گمراه شده که در مسیر بازی مسئولین این جماعت خودسر حرکت کرده اند حاصل نشد و تنها وجهه نظام اسلامى ما را خراب نمود. آخر چه شد؟ فیلم های اکران شده به روی پرده های سینما ارزشی تر شد؟ حجاب بانوان ما اسلامی تر شد؟ کجا گفته اند با تهدید و اقدام خودسرانه می توان کار مفید کرد؟ وزارت ورزش خواب است، وزارت ارشاد خواب است، مسئولین مربوطه برای این امر که متاسفانه بانوان را به طور عجیب و بحث برانگیزی اجازه ورود داده اند، خواب تشریف دارند. اما آن بصیرتی که رهبر انقلاب به طور مکرر تاکید کرد اند این است که شما خودسر با تهدید و زور بخواهید چیزی را درست نمایید؟ انقلاب کم ضربه نخورده است از افراطی ها، شاید بار دیگر باید منتظر حملات ناجوانمردانه به انقلاب و امام خامنه اى از سوی دوست و دشمن به خاطر حرکات خودسر ها باشیم.

No responses yet

Jun 08 2015

وقتی مدعیان، حکم قضایی را برنمی تابند: دو میلیون کم است، اعدامش کنید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

عصرایران: آیا می توان داعش را به خاطر تکفیر دیگر مسلمانان تقبیح و محکوم کرد ولی خود از بام تا شام دیگران را – آن هم دیگرانی که هم دین و هم مسلک و همکار ما هستند- تکفیر کنیم؟!
عصر ایران – روزنامه وزین کیهان با ابراز ناخرسندی از حکم صادره درباره پرونده روزنامه «مردم امروز» – تبرئه سردبیر و محکومیت مدیر مسوول آن به پرداخت دو میلیون تومان جریمه – این تفسیر را ارایه کرده است: «صدور حکم جریمه دو میلیون تومانی به این معنی است که می توان با پرداخت این جریمه ناچیز به ساحت پیامبر اعظم (ص) جسارت کرد!»

روزنامه «مردم امروز» با مدیریت احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی در دی ماه 1393 منتشر می شد اما پس از انتشار تنها 19 شماره به خاطر تیتر صفحه اول که نقل قولی از جرج کلونی بازیگر سینمای هالیوود در اعلام همبستگی با کشته شدگان نشریه فرانسوی «شارلی ابدو» بود توقیف شد.

این روزنامه در یادداشت شماره آخر خود توضیح داد که آن اعلام همبستگی در تقبیح ترور و قرائت داعشی از اسلام بوده و اهانت مجدد نشریه به پیامبر گرامی اسلام پس از انتشار آن شماره اتفاق افتاده است. با این حال توقیف و پرونده آن برای رسیدگی به مراجع قضایی ارسال شد.

انتقاد و طعنه صریح کیهان اما در حالی است که شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران پس از 5 ماه که از توقیف می گذرد قاعدتا اتهام روزنامه را توهین به پیامبر تشخیص نداده یا نقل قول را به قصد اهانت به مقدسات ندانسته هر چند که اگر کلا مجرم ندانسته بود حکم به جریمه صادر نمی کرد. اما با این حکم در مقام تخفیف و طعنه برخورد شده و چه بسا همین اعتراض را بتوان اهانت به دستگاه قضایی تلقی کرد زیرا اتهامی را متوجه دادگاه ساخته و مدعی شده که طبق نظر دادگاه جمهوری اسلامی، می توان با پرداخت پول، به ساحت قدسی پیامبر(ص) توهین کرد!

به این بهانه چند نکته دیگر را نیز می توان یادآور شد:

1- آیا این روزنامه شاکی آن روزنامه توقیف شده بوده که حالا ناراضی است و در اصطلاح حقوقی «طرفیت» دارد؟ روشن است که طرف این پرونده این روزنامه نبوده و «مردم امروز» با حکم بازپرس شعبه 2 دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شده بود.

این روزنامه نماینده مدعی العموم هم نیست. اما خود را مجاز می داند نه تنها از جانب انقلاب و نظام و مردم مسلمان ایران که به نمایندگی از طرف یک میلیارد مسلمان نیز مدعی شود. حال آن که بعید است هیچ مسلمانی چنین وکالتی داده باشد.

2- آیا تنها این روزنامه، مسلمان و علاقه مند به وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام است و مدیر مسوول و سردبیر روزنامه توقیف شده و قاضی و دیگران خدای ناخواسته چنین علاقه ای ندارند که کیهان خود را یگانه مدافع پیامبر تصور کرده و دیگران را متهم به جسارت و قصور می کند؟ یا این که اصرار دارند هر حریف و رقیبی را با انگ اهانت به مقدسات از میدان به در کنند؟ آیا بازی های سیاسی، آنقدر می ارزد که از مقدسات هم برایش خرج شود؟!

3- شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران موضوع را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که قصد اهانت در کار نبوده و قطعاً از توضیحات سردبیر درباره قصد تقبیح تروریسم به نام اسلام و قرائت داعشی قانع شده که حکم تبرئه صادر کرده خصوصا این که اهانت شارلی ابدو، به پیامبر پس از انتشار مجدد و انعکاس سخنان بازیگر آمریکایی در اعلام همبستگی با قربانیان بوده است. در این مورد تحقیق دادگاه و تشخیص قاضی ملاک است یا نظر کسانی که اصل را بر متهم بودن غیر خودشان می گذارند؟

4- در نگاه کیهان، سردبیر روزنامه مردم امروز نه یک روزنامه نگار حرفه ای و شاخص در این عرصه که «یک مجرم حرفه ای و سابقه دار» است و از این رو خواستار برخورد قاطع با «شخص او» است. به عبارت دیگر از دستگاه قضایی انتظار داشته اختلاف سیاسی خودشان با او را در حکم خود بازتاب می دادند نه این که به یک موضوع خاص رسیدگی کنند! اتهام «مجرم حرفه ای و سابقه دار» به خاطر برخوردهای قضایی با رسانه های متبوع در گذشته است. حال آن که با این تعبیر توهین آمیز بسیاری به صرف محکوم شدن رسانه هاشان در این تعریف قرار می گیرند حال آن که می دانیم چنین نیست.

5- استقلال قاضی و تاثیر نپذیرفتن از شائبه سیاسی در این حکم شایان تقدیر است. اما با توجه به این که ماشین تهمت زنی این روزنامه برای غالب شخصیت های مستقل و منتقد و اصلاح طلب برچسب و انگی آماده دارد هر حکم غیر سنگین برای چهره های دیگر نیز از نظر اینان نامقبول است و گویا تا همه را محکوم نکنند آسوده خاطر نمی شوند.

بدیهی است که دستگاه قضایی نمی تواند آرای خود را با تولیدات این یا آن ماشین تهمت زنی منطبق کند و به عکس باید دوری کند که خوشبختانه چنین کرده است.

6- کاش تنها یک نمونه چه از تاریخ گذشته و چه در حال حاضر در دیگر کشورهای متمدن جهان معرفی شود که رسانه ای در حق رسانه های دیگر چنین کند و کاش یکی بگوید این رفتار و این تهمت زنی به هر که غیر ما می اندیشد چه نسبتی با دین و اخلاق دارد؟

از زاویه ای دیگر می توان گفت مهم ترین توصیف ما برای گروه داعش واژه «تکفیری» است. یعنی گروه یا دار و دسته ای که اسلام را در انحصار خود می داند و هر که را که با آنان نباشد «تکفیر» می کند و کافر می پندارد.

پس این تناقض هم جای تامل دارد که آیا می توان داعش را به خاطر تکفیر دیگر مسلمانان تقبیح و محکوم کرد ولی خود از بام تا شام دیگران را – آن هم دیگرانی که هم دین و هم مسلک و همکار ما هستند – تکفیر کنیم؟!

No responses yet

Jun 07 2015

تهدید احمد زیدآبادی در گناباد: کوچک‌ترین خبطی بکنید، منتظر قانون نخواهیم ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

گزارشگران: «مهدیه محمدی» همسر «احمد زیدآبادی» روزنامه‌نگار تبعیدی، در صفحه فیس‌بوکی خود از یک تهدید امنیتی درباره این روزنامه‌نگار خبر داده است. اشاره «مهدیه محمدی» به نامه سرگشاده منسوب به یک جوان گنابادی به زیدآبادی در این تبعیدگاه است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، به دنبال انتشار مطلبی از پایگاه خبری تحلیلی «ندای گناباد» با عنوان “نامه سرگشاده یک جوان گنابادی به احمد زیدآبادی”، همسر این روزنامه‌نگار که به تازگی به شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی تبعید شده در برگه فیس بوک خود، خبر از تهدید امنیتی داده و نوشته: “یعنی به غیر از زندان و تبعید، امنیت جانی هم نباید داشته باشیم؟”

در این نامه سرگشاده آمده است: “آقای زیدآبادی گیریم شما هنوز در راه باطل و ننگ‌آور خود هنوز استوار و پایداری، باش و بمان، اما بدان گناباد شهری نیست که خیانت‌های تو را نسبت به نظام اسلامی تحمل کند.”

در بخش دیگری از این نامه که به امضای فردی به نام «سعید مقدم» در سایت «گناباد شورا» منتشر شده آمده: “امیدوارم توصیه‌های یک جوان گنابادی را گوش فراداده که در این پنج سالی که در گناباد اقامت داری، تداعی‌کننده روزهای تلخ شش سال زندانی که در تهران برایت سپری شده است نباشد.”

این شخص که گفته شده نزدیک به جریان محافظه‌کاران شهر گناباد است در جای دیگری از این نامه تهدیدآمیز نوشته: “شما مطمئن باش که نیروهای انقلاب در گناباد اگر احساس کنند که کوچک‌ترین خبطی از جانب شما صورت گرفته است، منتظر اقدامات قانونی دستگاه‌های امنیتی و قانونی نخواهند ماند.”

نویسنده نامه در پایان خطاب به این روزنامه‌نگار هشدار داده و نوشته: “جوانان انقلابی در گناباد یک لحظه تحمل فعالیت‌های پنهانی شما را نخواهند کرد و شاید کابوس شب‌های شش سال زندانت، به خواب آرامت در گناباد دوباره برگردد.”

«احمد زیدآبادی» روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) است .

او پس از حوادث انتخابات ۱۳۸۸، از سوی ماموران امنیتی بازداشت و در آذرماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال زندان و ۵ سال تبعید به گناباد در استان خراسان رضوی و ممنوعیت مادام‌العمر از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث محکوم شد.

این دانش‌آموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران در مقطع دکترا و حامی «مهدی کروبی»، به دنبال انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و در اولین دستگیری‌های فعالان سیاسی و روشنفکران بازداشت شد.

No responses yet

Jun 05 2015

احمد زیدآبادی در تبعید هم “تهدید” شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: یک جوان گنابادی طی نامه ای سرگشاده، خطاب به احمد زیدآبادی، روزنامه نگاری که به تازگی به این شهر تبعید شده است، طی توصیه هایی تهدید آمیز، وی را از هر گونه فعالیت سیاسی در این شهر بر حذر داشته است.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی که پس از آزادی از زندان به شهر گناباد تبعید شده است، از سوی یک جوان گنابادی مورد تهدید قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، جوان گنابادی در نامه ای سرگشاده خطاب به احمد زیدآبادی، با توصیه های تهدیدآمیز، او را از انجام هرگونه فعالیت سیاسی برحذر داشت.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، محکوم شده‌است.

احمدزیدآبادی پس از پایان دوران حبس، بلافاصله برای گذراندن دوران تبعید، به شهر گناباد وارد شد.

No responses yet

Jun 03 2015

گفتگوی حجت الاسلام زائری با مسیح علی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

حجت الاسلام محمدرضا زائری: من مسیح علی نژاد روزنامه‌نگار هستم و چند بار دیگر هم با شما تماس گرفتم برای مصاحبه ، که موافقت نکردید ولی گفتم دوباره تماس بگیرم. اگر موافق باشید صدای شما را هم ضبط می‌کنم و مصاحبه را شروع می‌کنم.

قبل از اینکه سؤال بفرمایید من دو نکته عرض بکنم. نکته‌ی اول درواقع پیش فرضم این است که با شما به‌عنوان یک شخص دارم گفتگو می‌کنم نه با یک نشریه یا رسانه یا پایگاه خبری.

من گفتگوی شما را در وب‌سایت شخصی خودم منتشر می‌کنم(به هر حال چون من خبرنگار آزاد هستم) به شما قول می‌دهم که گفتگوی شما عیناً در وب‌سایتم منتشر شود. حالا ممکن است بعد از اینکه منتشر شد، سایت داخل ایران بردارد بازنشر کند مثل خبرگزاری فارس که مصاحبه من را با آقای ابوطالبی منتشر کرد، یا صداوسیما بازنشر کند و یا تلویزیون من و تو یا بی‌بی‌سی. ولی من به شما قول می‌دهم مصاحبه شما را اول در سایت خودم منتشر می‌کنم هرکسی هم خواست بردارد، دیگر بعد از آن می‌تواند منتشر کند.

اختیاردارید. به هرحال عرض من این است که من با شخص شما گفتگو می‌کنم. من با شخص ، طرف هستم. نه من از شهید مطهری بالاترم نه شما از متصدیان مجله‌ی زنِ روز قبل از انقلاب پایین‌ترید. لذا تکلیفم برای گفتگو خیلی روشن و شفاف است. نکته‌ی دوم و پیش فرضم باز این است که – خواهش می‌کنم این را خیلی دقیق بشنوید و اگر اشتباه می‌گویم باز تذکر دهید و تصحیح بفرمایید – شما به‌عنوان یک زن مسلمان ایرانی راجع به اصل موضوع حجاب ، به‌عنوان یک امر دینی و یک واجب دینی تردید و حرفی ندارید ،منتها در عمل کردن و در التزام شخصی خودتان ممکن است مشکل داشته باشید. مثل کسانی که اصل نماز را به‌عنوان ضرورت دین انکار نمی‌کنند ولی ممکن است تنبل باشند یا حال نداشته باشند نماز بخوانند. این فهم من درست است یا نه؟

به هر حال شما الآن در سؤالات من متوجه خواهید شد که من بسیار برای دین باوران و کسانی که حجاب را باور دارند احترام قائل هستم. منتها من خودم اعتقادی به حجاب، خصوصاً حجاب اجباری ندارم. اما می‌دانم که یکی از اصول شرع است و خانواده‌ی خودم هم ، همه‌ی زنان فامیل من باحجاب هستند و مسلمان هستند و خیلی هم به مسائل شرعی پایبند هستند. خوشحال می‌شوم که در این مصاحبه حداقل من بتوانم پرسشگری بکنم و مورد بازجویی قرار نگیرم. اگر اجازه دهید من سؤال‌هایم را بپرسم.

نه من اصلاً بازجویی نمی‌کنم. ولی فکر می‌کنم که حق دارم موضع شما را بدانم. واقعیتش این است که من با این پیش‌فرض دارم صحبت می‌کنم. شناختی هم که از شما دارم – علی‌رغم اختلاف بسیار زیاد سیاسی‌مان – این است که در مسائل حرفه‌ای خودتان پایبند و مقید هستید و اخلاق حرفه‌ای را رعایت می‌کنید و من هم با این اطمینان دارم با شما مصاحبه می‌کنم.

خیلی ممنونم که برخلاف بسیاری دیگر از روحانیونی که من زنگ می‌زنم اولاً اتهام جاسوسی نمی‌زنید و تلفن را قطع نمی‌کنید. به این دلیل که الآن ایران دارد با آمریکا مذاکره می‌کند از طرفی به ما که ناگزیر از کشورمان بیرون مان کردند اتهام می‌زنند که شما دارید از غرب و آمریکا خط می‌گیرید که این‌طور نیست و ممنونم که به سؤالاتم پاسخ می‌دهید.

اختیاردارید. اگر اجازه بدهید من یک عرض دیگر هم دارم. من فکر می‌کنم که همه‌ی ما لازم است در گفتگوهایمان خیلی صریح و شفاف باهم صحبت بکنیم. من فکر می‌کنم همه‌ی ما ایرانی‌ها – حالا چه منی که با تمام وجود به اصل انقلاب و نظام اعتقاددارم و خودم را فدایی این نظام و این کشور و این رهبر و این اعتقادات می‌دانم، چه دیگرانی که به هر دلیلی در بخشی یا همه‌ی این اعتقاد با من همراه نباشند – یکی از مشکلاتمان این است که خیلی شفاف و صریح باهم گفتگو نمی‌کنیم و همین تعارف کردن‌ها باعث می‌شود که بعداً دچار مشکل بشویم . به نظر من هیچ اشکالی ندارد که من و شما خیلی صریح و شفاف دو موضع کاملاً برعکس هم داشته باشیم ولی خیلی منطقی و انسانی هم باهم گفتگو کنیم.

من هم خیلی خوشحالم که این را می‌شنوم و خیلی شفاف هم‌عرض می‌کنم خدمت شما که من نقطه‌ی مقابل شما هستم. یعنی آن اعتقاداتی که شما دارید برای نظام و کشور و رهبری، ممکن است من نداشته باشم اما من خبرنگارم و قائل به این هستم که باید به عقیده‌ی مخالفم احترام بگذارم و پرسشگری بکنم و دخل و تصرف نکنم در مصاحبه‌ای که با کسی انجام می‌دهم و این خیلی ارزشمند است که شما گفتگو با مخالف را بر می‌تابید و اتهام نمی‌زنید. بسیاری معتقدند که این روزها شما به‌عنوان اولین چهره‌ای که در تلویزیون در مورد حجاب اجباری موضع‌گیری می‌کنید – چون هیچ روحانی نیست که در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شود و علیه حجاب اجباری حرف بزند – بسیاری معتقدند که این خیلی مثبت است و برخی دیگر هم معتقدند که چون موضوع حجاب اجباری به انفجار رسیده و هولناک شده ، شما را – چون چهره روحانی هستید و خطری هم ندارید برای نظام – با برنامه‌ریزی دعوت می‌کنند که درواقع این خشم جامعه فروکش کند. حرف عامه مردم این است که این (رفتار صداوسیما) یک نوع سوپاپ اطمینان است که شما درعین‌حال خیلی (از خطوط قرمز) عدول نمی‌کنید. خودتان چه پاسخی دارید به این‌طور نگاه‌هایی که مطرح می‌شود؟

ببینید این پاسخ من دقیقاً می‌تواند همان پاسخی باشد که شما وقتی متهم به جاسوسی می‌شوید، مجبور هستید بدهید. یعنی درواقع من اولاً خودم را می‌شناسم و از خودم مطمئنم. می‌دانم که دارم باور و اعتقاد خودم را می‌گویم. بازخوردها و واکنش‌هایی هم که دارد، به نظر من نشان می‌دهد که قضیه چطور است. متأسفانه باید اعتراف بکنیم که در سازوکار روابط رسانه‌ای ما چنین هوشمندی و درایت و دقتی نیست. ای‌کاش ما در جمهوری اسلامی در رسانه‌های عمومی‌مان مخصوصاً رسانه‌ی ملی و صداوسیما چنین درایت و تدبیری داشتیم که می‌آمدند کسی را می‌آوردند که حساب‌شده یک‌چیزی را بگوید و مثلاً برایش برنامه‌ریزی باشد که سوپاپ اطمینان باشد. آرزوی من این است که این اتفاق می‌افتاد ولی متأسفانه این‌چنین نیست.

بله ولی به‌هرحال اینکه جمهوری اسلامی به ما اتهام جاسوسی می‌زند بااینکه برخی از مردم می‌گویند آیا شما این حرف‌هایتان علیه حجاب اجباری را واقعاً از اعتقادات قلبی‌تان می‌زنید یا نه، خیلی فرق دارد. چون مردم یک‌جوری بی‌اعتماد شده‌اند. چه پاسخی دارید درواقع به مردمی که خیلی اعتماد به روحانیت ندارند، وقتی حتی از حق انتخاب و حجابشان دفاع می‌کند؟

من درواقع به آن‌کسانی که این اعتماد را ندارند حق می‌دهم به دلیل اینکه اعتمادشان مخدوش شده، ولی در مقابل آن‌ها هم جمعیت بسیار زیادی هستند، بدون اینکه بخواهم مقایسه کنم که آن‌ها هم اعتماد دارند. آن‌ها هم احساس می‌کنند که یک کسی آمده و باصداقت و صراحت و شفافیت موضع خودش رو گفته، حتی اگر اون موضع اشتباه باشد.

آقای زائری خودتان نگرانی ندارید که ممنوع‌التصویر بشوید؟ یعنی بعد از این صحبت‌ها و مصاحبه‌هایی که کردید. چون خط قرمز جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد که حجاب باشد و این را دارد به هر قیمتی حفظ می‌کند. از اینکه از صداوسیمای کشور حذفتان بکنند نگرانی ندارید که برخوردی با شما صورت گیرد؟

نه، من از بودنش نفعی نمی‌برم که از نبودنش درواقع چیزی حاصل شود برای من. من به‌عنوان یک روحانی، به‌عنوان یک طلبه، وظیفه‌ی دینی خودم را تبلیغ دین می‌دانم و الآن هم اگر دارم صحبتی می‌کنم راجع به همین موضوع، اتفاقاً از موضع دفاع از حجاب است و دوست دارم این را به‌صراحت بگویم برای شمایی که درواقع التزامی ندارید و – قبل از اینکه به بحث حجاب اجباری برسیم- برای شمایی که ترک حجاب کردید. دارم با این صراحت عرض می‌کنم من اتفاقاً از موضع حفظ حجاب و حراست از حجاب این حرف‌ها را می‌زنم نه از موضع بی‌اعتنایی به حجاب.

بحث اجباری شدن حجاب منجر به این شده است که حتی بسیاری از دین‌باوران و کسانی که حجاب دارند هم احساس می‌کنند که یک نوع توهین به آن‌ها تلقی شده، یک نوع تنش در جامعه به وجود آمده در بین کسانی که چادر دارند و کسانی که ندارند.

بله دلیلش این است که اساساً در تشریع حجاب، حجاب به‌عنوان یک عنصر حفظ کرامت انسانی زن طراحی‌شده است. ارزش و گوهری است که باید قدر و قیمت دانسته شود. آن چیزی که ماجرا را به یک نوعی دچار یک حالت پارادوکسیکال و تعارضی کرده این است که ما الزام و اجبار داریم ایجاد می‌کنیم برای چیزی که خودبه‌خود باید جذاب باشد و موردعلاقه و مورد محبت باشد.

چرا حکومت جمهوری اسلامی به موضوع حجاب، نگاهی سیاسی دارد و از انتخاب شخصی خارجش کرده و چرا این‌قدر برایش حجاب مهم هست؟ چرا شش هزار میلیارد بودجه هزینه کرده فقط برای اینکه زن‌ها را متقاعد بکند که به‌اجبار حجاب بکنند؟

حالا من اصلاً از بودجه خبر ندارم. اما اصل اینکه این الزام به وجود آمده، اجتناب‌ناپذیر است. به نظرم اگر بخواهیم قضیه را درست بفهمیم فارغ از حب و بغض، باید مسیر تاریخی شکل‌گیری این ماجرا را بدانیم. قبل از انقلاب یک اتفاقی افتاده که به‌اجبار در دوره‌ی پهلوی اول حجاب از سرزن‌ها برداشته‌شده، با خشونت و با شدت و با خاطره‌های بسیار تلخی که همه‌ی ما می‌دانیم و بی‌حجابی به‌عنوان یک مظهر و ظهور و بروز دولت شاهنشاهی و دولت طاغوت و رژیم فاسد غربی حاکم بر کشور دیده‌شده است. بعد از انقلاب حجاب به‌عنوان یک عنصر اصلی از مظاهر دین موردتوجه و استقبال و علاقه و اصرار مردم بود. اکثریت مردم هم به دنبال حجاب بودند، اکثریت خانم‌ها به دنبال حجاب بودند. فیلم‌های مستند و عکس‌ها هم این را نشان می‌دهد.

ببینید آقای زائری، من این را خودم هم توی مصاحبه‌هایم می‌گویم در بین کسانی که انقلاب کردند بخش چشمگیری از مردم بودند که حجاب را می‌خواستند ولی این‌همه‌ی مردم نبودند؛ حتی اگر بودند آقای طالقانی هم این بحث را مطرح نمی‌کرد که تیتر اولِ روزنامه‌ی اطلاعات شود مبنی بر اینکه در حجاب، الزامی نخواهد بود. اگر شما می‌گویید که اکثریت می‌خواستند پس آن بخش از زنانی که بعد از انقلاب آمدند در خیابان، آن‌ها چرا علیه حجاب راهپیمایی کرده بودند؟

ما اگر قائل به دموکراسی هم باشیم و جمعیت را هم بخواهیم حساب کنیم، همه‌مان اعتقادداریم که اقلیت بسیار بسیار ناچیزی بودند که به حجاب اعتقادی نداشتند. اگر همان روزی که برای جمهوری اسلامی رأی‌گیری شد – که معنای این رأی‌گیری بخشی هم‌رأی به حجاب بود – اگر صراحتاً راجع به خود حجاب هم‌رأی گیری می‌شد، آیا شما فکر می‌کنید که کمتر از این رأی به جمهوری اسلامی به حجاب رأی داده می‌شد؟!

سؤال من این است که آیا واقعاً فکر می‌کنید رأی به جمهوری اسلامی یک معنایش رأی به حجاب اجباری بوده؟

الآن من راجع به اصل حجاب دارم حرف می‌زنم.

آن بخشی از مردمی که رأی دادند شاید به الگوهای کشورهای مسلمان نگاه می‌کردند . . .

من اعتقاددارم اتفاقی که افتاد این بود که درواقع روحانیتی که رویکرد اداره‌ی جامعه و حاکمیتی داشت مثل خود مرحوم امام – یک رویکرد بود – با رویکردی که روحانیت سنتی داشت و حالا که انقلاب پیروز شده بود توقع داشت که نظراتش تأمین بشود یک مقداری تفاوت داشت. برای همین شما می‌بینید وقتی خود حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را از تلویزیون شروع می‌کند آن روحانیت سنتی آن برنامه را تعطیل می‌کنند. وقتی آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری می‌رسد آن روحانیت سنتی یک‌چیزهایی را بر ایشان تحمیل می‌کند، حتی در ظاهر و پوشش ایشان. این تجربه‌ای که الزام و اجبار بکند از زاویه‌ای شروع شد و از یکجایی شروع شد و تصور این بود که این الزام و اجبار می‌تواند این ارزش الهی را در جامعه فراگیر بکند. نگرانی من هم به‌عنوان یک روحانی، یک طلبه که راجع به حجاب حرف می‌زنم این است که آن ارزش الهی و گوهری که برای حفظ کرامت زن بود را الآن ما داریم با اجبار یک‌جوری مطرح می‌کنیم، که انگار ناخوشایند است. مثل‌اینکه یک شخص گرسنه – که باید خودش برای غذا التماس بکند و دنبال غذا برود – شما به‌زور بخواهی که یک چلوکباب بسیار بسیار خوشمزه و مطبوع را به‌زور به حلق او بکنید. گفتمان حجاب اساساً قبل از اینکه به‌اجبار و الزام برسد، اساساً گفتمان ضعیفی نیست. خود شما که الآن در اروپا ساکن هستید دارید می‌بینید که بعضی از زنان مسلمان برای حفظ حجابشان سختی‌هایی را متحمل می‌شوند و لطمه‌هایی می‌خورند و با مشکلاتی مواجه هستند که بسیار بسیار بیشتر از آن مشکلاتی است که یک نفر برای حجاب برداشتن در ایران ممکن است با آن مواجه شود. اگر همین الآن در تهران کسی روسری از سرش بردارد، چه‌بسا که هیچ اتفاقی برایش نیفتد.

آقای زائری، بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی روسری از سرش بردارد هفتاد ضربه شلاق دارد و بر اساس قوانینی که در کشور هست اگر کسی از هفت‌سالگی روسری‌اش را بردارد حق تحصیل در کشور را نخواهد داشت. درست است؟

من دارم در تمام گفتگویم از اول تا آخر در مورد چیزی حرف می‌زنم که در عمل دارد اتفاق می‌افتد.

در عمل آیا دختری از هفت‌سالگی بگوید من این حجاب اجباری را نمی‌خواهم، آیا می‌تواند به مدرسه برود؟!

نه. به خاطر اینکه قانون این است و قانون هم دارد اجرا می‌شود. من حالا سؤالم و خواهشم از شما این است که همین قانونی که دارد اجرا می‌شود نه آن چیزی که روی کاغذ است و عمل نمی‌شود، آن قانونی که دارد اجرا می‌شود را شما مقایسه کنید با قانونی که در بقیه‌ی کشورها دارد عمل می‌شود. بعضی‌ها به خاطر اینکه حجاب داشتند بچه‌هایشان را از آن‌ها گرفته‌اند. این درست است یا نه؟!

نه نه. آقای زائری من اولاً دارم در مورد ایران حرف می‌زنم. کشوری که هیچ‌کسی حق ندارد راجع به حجاب اجباری در روزنامه‌های داخلی بنویسد. آمریکا مثلاً رسانه‌های آزاد زیاد دارد. مردم آمریکا هم از ظلمی که به آن‌ها بشود، چه وقتی‌که پلیس به سیاه‌پوست‌ها شلیک می‌کند، چه وقت‌هایی که حتی اوباما یا هیلاری کلینتون یا هر سیاستمداری دروغ بگوید یا تخطی بکند از قانون، رسانه‌های آزاد اینجا نقدشان می‌کنند. من ایرانی هستم و دلم هم می‌خواهد داخل ایران بنویسم. حالا اینکه از آمریکا زنگ می‌زنم مسئول این نیستم که همه نقص‌های قانونی کارهای ظالمانه‌ای که هر کشوری می‌کند را من در موردش جواب بدهم. سؤال من این هست که آیا به نظر شما حکومت ایران هیچ‌وقت حاضر است بپذیرد که این اجبار از ابتدا اشتباه بوده و به تعبیر شما اعتراف بکند به این اشتباه یا نه؟

حکومت ایران که یک نفر نیست ، من نه از حکومت خبردارم ، نه یک روزی خواهد رسید که یک نفر بخواهد به‌عنوان حکومت صحبت بکند.

آیا امکان این وجود دارد که یک روزنه‌ای باز شود که کسانی مثل شما زیاد بشوند و حکومت هم به این نتیجه برسد که بیاید در مورد حجاب اختیاری موضع‌گیری صریح کند؟

جمهوری اسلامی یک حکومت دیرپا و با عمر طولانی نیست و روحانیت ما هم سابقه‌ی سیاست‌گذاری اجرایی برای حاکمیت نداشته است. سی‌وپنج سال کل عمر این حکومت است. در خیلی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی تازه دارد تجربه کسب می‌کند. ما در برخورد با خیلی از موارد از گیرنده‌های شبکه‌های ماهواره‌ای بگیرید تا خیلی موضوعات دیگر(مثل الزام حجاب) الآن داریم آزمون‌وخطا می‌کنیم. تجربه‌هایمان راداریم می‌بینم. چه‌بسا یک روزی به این نتیجه برسیم که از اول نباید این اجبار ایجاد می‌شد، کما اینکه نظر شخصی من این است. من اتفاقاً همان‌طور که عرض کردم ، بازهم تصریح می‌کنم که این را از موضع انفعال و بی‌اعتنایی به حجاب نمی‌گویم ، این را از این موضع می‌گویم که حجاب که یک امر ارزشمندی است باعث شده که امروز به اینجا برسیم که زن من، دختر من ،مادر من ،خواهر من و بسیاری از بستگان خود شما – که فرمودید که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب برایشان فرقی نمی‌کرده و به این حجاب اعتقاددارند و آن را با اعتقاددارند استفاده می‌کنند – در کنار کسانی قرار می‌گیرند که با اجبار و الزام روسری سرشان است.

به‌هرحال این حرف‌هایی که شما دارید می‌زنید و اعتراضاتی که زنان ایرانی دارند به حجاب اجباری می‌کنند در جایگاه خودش مؤثر و مفید هست. اما فکر می‌کنید چه راهکار اجرایی وجود دارد برای اینکه حاکمیت تن بدهد به سخنان بخش زیادی از جامعه‌ی ایرانی که به حجاب اجباری نه می‌گویند و هرساله گشت ارشاد نریزد در خیابان که با باطوم و زور بخواهد آن‌ها را وادار به حجاب بکند؟

من فکر می‌کنم در مسائل اجتماعی مخصوصاً مسائلی با این حساسیت ، ما اول باید یک مقداری واقع‌گرایانه و واقع‌بینانه مسئله را بررسی کنیم. مسئله، مسئله‌ای نیست که به‌راحتی با یک دستور و فرمان و یک اعلامیه حل شود. به‌هرحال در این جامعه عده‌ای هستند که دچار سو تفاهم‌هایی هستند و این‌سو تفاهم‌ها هم‌ریشه دارد. همان‌طوری که شما فرمودید بسیاری از مردم هستند که به منِ روحانی اعتماد ندارند و بسیاری از مردم هم هستند بیشتر از گروه اول و اتفاقاً ممکن است که به شما اعتماد نداشته باشند. اگر من و شما و دیگرانی باشیم که بخواهیم این‌سو تفاهم‌ها برطرف شود به نظر من راه درازی جلوی مان است. اول باید باب گفتگو باز شود، باب فهم طرف مقابل باز شود. اگر شما نسبت به من روحانی اعتقادتان این باشد که من یک آدم عقب‌مانده‌ی متحجر و خودخواه هستم، هیچ‌وقت نمی‌توانید با من گفتگو کنید. اگر من هم نگاهم نسبت به شمایی که حجاب ندارید این باشد که خدایی نکرده یک آدم فاسد و فاسق هستید طبیعتاً نمی‌توانم با شما گفتگویی بکنم. من فکر می‌کنم اول باید این‌سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. بخشی از این مردم هم از شما – شخص شما رو عرض نمی‌کنم – از بسیاری این سؤال را می‌کنند که آن‌طرف هم یک اتفاق‌هایی افتاده است. صد و هفتادوپنج غواص ایرانی را دست‌بسته زنده‌به‌گور…

آقای زائری! من در مورد صد و هفتادوپنج غواص ایرانی هم نمی‌خواستم الآن وارد شوم ولی وقتی شما این بحث را مطرح کردید مایلم بگویم که ایدئولوژیک کردن بحث جنگ باعث شده که حتی عزاداری را هم برای ما خط می‌کشند که شما نباید چنین کنید. الآن کمیته‌ی پیدا کردن مفقودین و کشته‌شده‌های جنگ، اعلام کرده که ما همدردی‌ها و همدلی‌های کسانی که بیرون از ایران هستند و برانداز هستند را نمی‌پذیریم. درحالی‌که اعضای خانواده‌ی خودِ من، جزو مجروحان جنگی هستند، و از نزدیکان خود من، برادران خود من، همه‌ی مردان خانه‌ی من در زمان جنگ جبهه بودند زخمی و شیمیایی برگشتند. چرا فکر می‌کنید که از خون شهدا استفاده می‌کنند برای اینکه بگویند که شما باید حجاب را رعایت کنید و چون حجاب را رعایت نمی‌کنید پس شما خائن به خون شهدا هستید؟

فرمایش شما دقیقاً تأیید حرف من هست. من حرفم همین است. من می‌گویم ما برای اینکه به یک گفتگو برسیم و برای اینکه مشکلات اجتماعی‌مان حل شود اول باید طرفین همدیگر را درک بکنند. همان‌طور که شما انتظار دارید – و انتظارتان هم درست است – شما و دیگرانی – که داخل خود ایران هم ممکن است باشند – بسیاری از خانم‌ها که اعتقاد به حجاب هم ندارند، اگر انتظار دارند طرف مقابل به‌صرف نداشتن حجاب آن‌ها را متهم به خیلی از مسائل غیر ارزشی و غیراخلاقی نکند، از این‌طرف هم این توقع است که این تفاهم به وجود بیاد.

سؤال من برمی‌گردد به همین بحثی که مطرح کردید. چرا استفاده ابزاری و ایدئولوژیک می‌شود از خون شهدا برای سرکوب زنان؟

آن‌کسی که استفاده‌ی ابزاری می‌کند، کارش محکوم هست ولی آن‌کسی که برادرش شهید شده و در آخرین لحظات قبل از شهادتش تمام دغدغه‌اش این بوده که عفت و حیا و نجابت و ارزش‌های اخلاقی خواهرش و دخترش حفظ شود، این ربطی به مسائل ایدئولوژیک ندارد. اگر این پیام دارد منتقل می‌شود در کانتکس و فضا و حال و هوای خاصش هست، که ما تا این را نفهمیم نمی‌توانیم درواقع با طرف مقابل گفتگو کنیم. کما اینکه من خودم دارم عرض می‌کنم قبل از اینکه شما بفرمایید، من هم وظیفه‌ی خودم می‌دانم اگر بخواهیم مسئله حل شود باید طرف مقابلم را درک بکنم و به‌صرف اینکه او حجاب ندارد متهمش نکنم. اتفاقاً بخش عمده و بلکه قریب به‌اتفاق همین زنانی که شما نگرانشان هستید کسانی هستند که شب احیا، قرآن به سر می‌گیرند. کسانی هستند که روز عاشورا گریه می‌کنند و در مجالس حضور دارند. من می‌خواهم اتفاقاً بگویم ما از این موضع دیداری‌مان است که راجع به حجاب داریم حرف می‌زنیم. من حجاب را به‌عنوان یک ارزشی کنار ارزش‌های دیگر دارم تعریف می‌کنم.

وقتی در خیابان می‌روید ، اگر خودتان ببینید که زنی حجابش را رعایت نمی‌کند و مطابق قوانین جمهوری اسلامی نیست آیا همچنان برخلاف اینکه الآن می‌گویید، عقیده دارید که باید حق انتخاب داشته باشد یا امربه‌معروف می‌کنید؟ جلو می‌روید و به آن زن تذکر هم می‌دهید؟

من هیچ‌وقت سراغ آن زن نامحرم نمی‌روم و منِ روحانی با یک خانم هیچ‌وقت در خیابان دهن به دهن نمی‌شوم. اما شرایطی بوده که همسر او بوده، برادر او بوده، شرایطی بوده که توانستم تذکر بدهم، بله وظیفه شرعی خودم می‌دانم که امربه‌معروف و نهی از منکر بکنم. اما من معتقدم یک منکری بزرگ‌تر از بدحجابی است و آن بی‌عدالتی است. من منکر بی‌عدالتی، منکر اختلاس، منکر رشوه، منکر ربا را بالاتر از بی‌حجابی می‌دانم و این را با صدای بلند فریاد می‌زنم، و اتفاقاً از موضع روحانیت و آخوندی و طلبگی‌ام وظیفه می‌دانم این را با صدای بلند فریاد بزنم و از هر تریبونی استفاده کنم و بگویم آن دینی که من می‌شناسم و آن دینی که من خودم را فدایی آن می‌دانم، آن دینی نیست که بی‌حجابی را یک منکری بداند بالاتر از همه‌ی منکرات. آن دینی که من می‌شناسم اولویت‌هایی دارد که حجاب اولویت اولش نیست. اولویت‌های مهم‌تر از حجاب هست.

به نظر شما چرا جمهوری اسلامی به مدل لبنان و ترکیه و کشورهای مسلمان همسایه نگاه نمی‌کند؟

اولاً ایران خصوصیات خودش را دارد – مثل خیلی از مسائل دیگر از مسائل جغرافیایی و آب و هوایی و مسائل زیست محیطش، تا مسائل اجتماعی و فرهنگش – که لزوماً تطبیق کاملی با ترکیه و پاکستان و لبنان و عراق نمی‌کند. اما من به جدّ معتقدم در حوزه‌ی مسائل فرهنگی و اجتماعی ما نیاز داریم از تجربه‌ی دیگران استفاده کنیم. قانون زمانی رَوایی و مقبولیت دارد که اولاً ناظر به واقعیت بیرونی باشد و بشود اجرا کرد. ثانیاً پیش‌فرض آن قانون مسبوق باشد و این باشد که در حوزه‌های رسانه‌ای، تبلیغاتی، فرهنگی کاری برایش صورت گرفته باشد. شمایی که از حجاب خوشتان نمی‌آید یا تجربه‌ی شخصی دارید – شخص شمارا نمی‌گویم – یا تجربه‌ی ناخوشایندی دارید یا تصوری که از حجاب دارید تصور منحط یا پایینی است، حجاب را مال طبقه‌ی کلفت و فقیر و بدبخت می‌دانید، حجاب را نماد جهل و نادانی می‌دانید، و من هم اگر همین تصور را از حجاب داشتم باحجاب کاری نداشتم. متقابلاً شما هم اگر تلقی‌تان از حجاب، تلقی متفاوتی بود و حجاب را یک ارزش متعالی می‌دانستید از آن فرار نمی‌کردید. اینکه من به گفتگو دعوت می‌کنم و اصرار دارم، برای این است که ماها نیاز داریم این حرف‌ها را با همدیگر بزنیم و آرزوی من این است که ما یک روزی در داخل کشور، تلویزیون ما این‌قدر ظرفیت داشت که همین موضوعات را خانم‌ها بیایند و به‌صراحت و راحتی باهم در موردش حرف بزنند.

ببینید آقای رسایی دریکی از مصاحبه‌هایش گفته که زنانی که به حجاب اجباری اعتقاد ندارند ، می‌توانند از کشور خارج بشوند. شما درواقع چه ارزیابی دارید در مورد چنین سخنانی که از طرف آقای رسایی یا خیلی‌های دیگر مطرح می‌شود که می‌گویند آن‌هایی که به حجاب اعتقاد ندارند از ایران می‌توانند بروند؟

من ادبیاتم این نیست، چون فکر می‌کنم همین ادبیات را طرف مقابل می‌تواند با من داشته باشد و ما قرار نیست باهم این‌جوری زندگی کنیم. من فکر می‌کنم که باید گفتگو کرد و سو تفاهم‌ها را برطرف کرد. البته آنجایی که قانون قرار است حاکم باشد همه باید در مقابل قانون تسلیم باشیم. یکی از اتفاقات بدی که در این سالها افتاده، این است که ارزش و قیمت و اعتبار قانون را برخی ، یک مقداری سست کرده‌اند. من فکر می‌کنم قانون یک حرمت و یک اعتباری دارد که همه‌ی ما – حتی کسی مثل من – باید خودش را در مقابل قانون کاملاً خاضع و تسلیم ببیند. اما هر خانواده‌ای هم این را درک می‌کند که با قانون نمی‌شود روابط خانوادگی را حفظ کرد. ماقبل از قانون باید فضای محبت و عاطفه و رابطه و دوستی و مهربانی را ایجاد بکنیم.

آقای زائری! من آقای رسایی را مثال آوردم که گفته بودند زنانی که به حجاب اعتقاد ندارند ایران را ترک کردند، ازیک‌طرف آقای روحانی بیرون از ایران دعوت می‌کند که همه‌ی ایرانی‌ها می‌توانند بیایند و از وطنشان دیدار بکنند. شما کتاب خاطرات آقای روحانی را شاید خوانده باشید، می‌گوید که خود ایشان ازجمله کسانی بوده که در مورد اعمال قانون حجاب اجباری در اداره‌ها مسئول بوده و می‌گفت که بعضی از زن‌ها شروع کردند به نق زدن ، بازهم پافشاری کرده و این قانون اجراشده است. الآن که آقای روحانی در قدرت هست، حرف شما خطاب به ایشان چه هست؟

من فکر می‌کنم که بزرگ‌ترین کاری که آقای دکتر روحانی باید انجام بدهند این هست که الزامات و ضرورت‌های حوزه‌ی اجرا و اداره‌ی کشور را بیشتر به دوستان خودشان گوشزد بکنند. فکر می‌کنم که خیلی از دوستان درواقع سو نیتی ندارند.

من سؤالم این است که آیا الآن که ایشان در قدرت است، حرف شما خطاب به ایشان در مورد موضوع حجاب چی هست؟

من با ایشان حرفی ندارم به دلیل اینکه نسل قبل از ما با یک دیدگاه‌هایی کشور را اداره کرده و پیش برده، الآن تجربه دارد. من از آن تجربه‌ها سعی می‌کنم استفاده بکنم. اگر قرار باشد نسل ما در ادامه‌ی مسیر، خدمتی به کشور و شهروندان این کشور بکند باید از آن تجربه‌ها استفاده بکنند و کار را هم درست‌تر انجام بدهند.
آیا این مطلب در صفحه اصلی باشد ؟

No responses yet

Jun 03 2015

بی‌آبی دربزرگترین جزیره خلیج فارس/تشنگی مردم در کنار دریا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

مهرنیوز: قشم – کمبود و نبود آب در برخی روستاهای قشم به عنوان بزرگترین جزیره خلیج فارس، مردم را دچار مشکلات زیادی کرده، مردم این جزیره اکنون در کنار دریا از تشنگی و بی‌آبی رنج می برند.

به گزارش خبرنگار مهر،کمبود آب هرروز بیش از پیش در جهان حس می شود و کسانی که این کمبود را بیش از سایرین حس می کنند بی شک ساکنان شهرهای بزرگ نیستند که هرلحظه اراده کنند شیرهای آب را باز کرده با خاطری آسوده از آن استفاده می کنند بلکه ساکنان مناطق محروم که به هر دلیل زیرساخت ها دیر به آنها رسیده اولین شاکیان کمبود این مایه حیاتی هستند.

این بار در جزیره قشم و در جنوبی ترین نقطه ایران، مردم مشکل کمبود آب با تمام وجود احساس می کنند. افزایش قطعی و کمبود آب در بندر تاریخی «لافت»، مردم منطقه را مجبور کرد با در ست داشتن پلاکاردهایی در اعلام نیاز به آب آشامیدنی، اسکله را تعطیل کرده و مانع از رفت و آمد خودروها شوند.

یکی از اهالی این بندر گفت: در این چند روز به دلیل کمبود آب مردم مجبور بودند از آب دریا استفاده کنند که این موضوع مشکلات فراوانی را برای مردم ایجاد کرده است.

وی با بیان اینکه آب آشامیدنی یکی از بزرگ ترین نعمت الهی حق اولیه مردم هر سرزمین است، افزود: مسئولان هرچه زودتر باید وارد میدان شده و مشکلات مردم را حل کنند.

رییس شورای اسلامی لافت گفت: از ۷۵۰ خانوار لافت، هم اکنون ۷۰۰ خانوار آب آشامیدنی ندارند و ۵۰ تانکری که قرار بود برای آبرسانی به مردم اختصاص یابد نیز تاکنون تخصیص نیافته است.

سواحل خلیج فارس

صالح صفاری بیان داشت: هر خانوار به طور متوسط ماهانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال باید هزینه آب سهمیه ای رابدهد؛ در غیر اینصورت برای تهیه نرخ آزاد آن باید سه میلیون ریال پرداخت شود.

وی اظهارداشت: مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم قول کمک سه میلیارد ریالی برای تامین آب این منطقه داده و امیدواریم این بودجه هرچه زودتر پرداخت شود.

یک شهروند از استان البرز که در صف خروج از قشم گرفتار شده بود نیز گفت: با اینکه چند ساعت است در انتظار عبور از این مسیر هستم؛ اما به مردم حق می دهم که برای رسیدن به آب آشامیدنی، این مایه حیات اعتراض کنند.

صفاری ادامه داد: مردم لافت سه روز در انتظار آب در صف ایستادند؛ ولی پاسخی به آنان داده نشد و این خوشایند نیست که زنی به بچه ای در بغل دنبال تانکر آب بدود.

حسین رومنده بیان داشت: آب و آب شیرین کن کنار دریا هست و توان و تخصص آن نیز نزد مهندسان ما وجود دارد و با برنامه ریزی منسجم می توان به راحتی آب را در اختیار مردم گذاشت.

یکی دیگر از ساکنان لافت گفت: مردم این منطقه به استفاده از آب برکه و آب دریا پناه برده اند.

وی بیان کرد: مردم لافت هم نمی خواهند عبور و مرور دچار مشکل شود و صف چندکیلومتری خودروها ایجاد شود واین موضوع آنها را نیز آزرده خاطر می کند که دیگران به خاطر آنها منتظر بمانند، ولی این موضوع دلیلی می شود که مسئولین هرچه زودتر به بحث آب رسیدگی کنند

وی اظهارداشت: مردم بندر لافت که نبض جزیره و سرمایه گذاری قشم هستند باید مورد توجه قرار گیرند و نیاز است مدیرعامل سازمان منطقه آزاد هرچه زودتر وارد عمل شود.

آب به لافت می رسد

در ادامه این گزارش معاون سیاسی و اجتماعی فرمانداری قشم به خبرنگار مهر گفت: جلسه حل مشکل آب به صورت اضطراری در بندر لافت تشکیل شد تا مشکل هرچه زودتر حل شود.

مصطفی برزگر ادامه داد: بر اساس مصوبه این جلسه تصمیم گرفته شد روزانه ۵۰ تانکر پنج متر مکعبی آب از محل آب شیرین کن این منطقه به مردم این بندر اختصاص یابد.

مردم لافت پس از حدود سه ساعت و با قول مساعد مسئولین، اسکله را بازگشایی کردند. با این وجود پس تعطیلی چند ساعته اسکله بر همگان مشخص شد که نیاز مردم به آب جدی است و باید برای رفع این مشکل مسئولان با قدرت هرچه تمام تر وارد عمل شوند و به تمام وعده هایی که در سالیان گذشته داده شده هرچه زودتر جامه عمل پوشانده شود.

سواحل خلیج فارس

ابوالقاسم جراره نماینده مردم بندرعباس، قشم، خمیر و ابوموسی در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد سفر یک روزه به قشم و پیگیریها برای حل مشکل آب روستاهای جزیره قشم بیان داشت: ۵۰۰ روستا در استان هرمزگان با تانکر آبرسانی می شود، نمایندگان استان برای حل این مشکل پیگیری های زیادی را انجام داده اند.

وی عنوان کرد: خشکسالیهای طولانی مدت فضای کشور را به سمتی سوق داده که انتقال آب از خلیج فارس و خزر به استانهای مرکزی کشور مطرح شد و در برخی از نقاط استانهای ساحلی هم شاهد کلنگ زنی و آغاز احداث انتقال آب هستیم.

جراره با بیان اینکه وضعیت تامین آب شرب در کشور جزو اولویتهای مهم دولت است، بیان کرد: با دستور رهبری و مصوبه مجلس پنج هزار میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی جهت رفع مشکل آب در روستاها به دولت اختصاص یافت. وزارت نیرو اعلام کرده با این اعتبار ۹۰ درصد مشکل آب روستاها حل خواهد شد.

وی با اشاره به پروژه مپنا در جزیره قشم بیان کرد: در آغاز به کار پروژه آبرسانی مپنا به روستاها سهل انگاری صورت گرفت تا آغاز کار رسمی آن به چند ماه دیگر عقب بیفتد. تمام تلاش ما برای حل مشکل آب روستاها در استان است و پیگیری برای جذب اعتبارات و تعریف پروژه های ملی و استانی ادامه خواهد داشت.

گزارش: نصیر عالیخانی

No responses yet

Jun 02 2015

۳ سال برای توهین به رهبر، مادر امید علی شناس: باید به پسر من جایزه بدهند نه ۱۰ سال زندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

روز: ده سال زندان حکمی است که به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و توهین به رهبری برای امید علی شناس صادر شده است. فعال حقوق کودکان که مادرش در مصاحبه با روز می گوید: ما انتظار چنین حکمی را به هیچ عنوان نداشتیم، هرکجای دنیا بود به پسر من مدال می دادند اما اینجا ۱۰ سال زندان داده اند، ما اصلا این حکم را قبول نداریم و تنها امیدمان به دادگاه تجدیدنظر است که این حکم نقض شود.

امید علی شناس از ۱۳ شهریور ماه در بازداشت به سر می برد و هم پرونده ای آتنا دائمی، آسو رستمی، علی نوری و آتنا فرقدانی است. هرچند پرونده آتنا فرقدانی از این پرونده جدا شده اما بقیه این ۴ نفر در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده اند. هنوز مشخص نیست آسو رستمی و علی نوری چه حکم هایی دریافت کرده اند اما مادر آتنا دائمی روز قبل به روز گفته بود برای فرزند او ۱۴ سال حبس صادر شده. مادر امید علی شناس هم از صدور حکم ۱۰ سال برای فرزندش خبر می دهد و به روز می گوید: اتهاماتی که به امید زده اند یکی اجتماع و تبانی در جهت اقدام علیه امنیت ملی است که برای این اتهام به او ۷ سال حکم داده اند. اتهام دیگر توهین به رهبری است که 3 سال داده اند. در مجموع ۱۰ سال حکم برای امید داده اند برای این ۲ اتهامی که در دادنامه آمده و هم برای ما عجیب است، هم برای وکیل. من حتی پیش برخی مقامات رفتم از جمله نماینده دادستان؛ ابتدا گفتند احتمالا اشتباه تایپی است، شاید در تجدیدنظر درست شود.

سیمین عیوض زاده می افزاید: ما اصلا انتظار چنین حکمی را نداشتیم خود امید هم انتظار نداشت به خصوص اینکه تمام این مدت به ما می گفتند مساله ای نیست و امید به زودی آزاد می شود. به ما گفته بودند نهایت ۶ ماه حکم می دهند. یکی می گفت چند ماه دیگر آزاد می شود، یکی می گفت ۶ ماه. حتی قاضی مقیسه به ما گفته بود حداقل حکم را می دهم اما با این حکم همه ما را شوکه کردند. از ما وثیقه صد میلیون تومانی خواسته بودند، وثیقه را هم بردیم اما امید را آزاد نکردند. قاضی مقیسه گفته بود با وثیقه آزاد نمی کنیم اما در حکم تخفیف می دهیم. حالا بعد از ۹ ماه بازداشت چنین حکمی داده اند.

او می افزایداین فعال مدنی از صدور چنین حکمی خشمگین است: امید تا دو سه هفته پیش حالش خوب بود ولی از این حکم خیلی ناراحت است، خشمگین است و حق هم دارد. من سعی می کنم به او آرامش بدهم و می گویم همه تلاش مان را می کنیم که این حکم نقض شود، واقعا هم همین کار را می کنیم. ما اصلا این حکم را قبول نداریم و امیدمان به دادگاه تجدیدنظر است.

او درباره فعالیت های فرزندش توضیح می دهد: کار امید فعالیت برای حقوق کودکان کار بوده، حتی عکس های او را در سایت ها ببینیدمشخص است که درباره کودکان کار فعالیت می کند. با چند نفر از دوستان اش از جمله آتنا دائمی برای حقوق کودکان کار فعالیت می کرد البته با خانواده هایی که فرزندان شان کشته یا اعدام شده اند هم دیدار می کرد. یک اعلامیه هم تنظیم کرده بودند که حکم اعدام یک زندانی سیاسی را متوقف کنید. هیچ چیز توهین آمیزی هم نداشته. اینها همه کارهایی است که امید کرده و حالا ۱۰ سال زندان داده اند. واقعا می گویم، برای کاری که امید کرده باید به او جایزه بدهند، هر جای دنیا بود به او مدال می دادند اما اینجا ۱۰ سال زندان داده اند. حتی تجمع کوبانی جلوی سازمان ملل را در دادنامه امید آورده اند، اتهام او این است که رفته جلوی سازمان ملل و به کشتار مردم کوبانی اعتراض کرده. به چنین شخصی با این احساس مسئولیت باید جایزه بدهند نه زندان.

سوال می کنم بعد از صدور حکم موفق به ملاقات یا صحبت با قاضی پرونده شده اید؟ می گوید: قاضی که عمدتا خیلی با خانواده های زندانیان برخورد خوبی ندارد که آدم بتواند با او صحبت کند. یعنی خانواده های متهم را هم به عنوان متهم می بیند.

او سپس به شرایط فرزندش در زندان اشاره می کند و توضیح می دهد: امید ۱۳ شهریور دستگیر شد ۹ ماه زندان بود که حکم دادند. یک ماه انفرادی بود، بعد وقتی او را بردند بند عمومی می گفت انگار وارد بهشت شدیم. برای من تعریف می کرد که چقدر سخت بوده دوره انفرادی، آنها را حتی به دستشویی هم با چشم بند می بردند، با چشم بند هواخوری می بردند و. . . . بند ۸ یکی از بدترین بندهای اوین است ببینید چی بوده که وقتی وارد بند ۸ شده بود می گفت انگار وارد بهشت شدیم! در بند ۸ در یک اتاق ۳۱ نفر هستند که برای ۱۲ نفر تخت و جای خواب است و بقیه روی زمین می خوابند، در راهروها و حتی درتوالت می خوابند. از طرفی جرایم تفکیک نشده و آدم های کلاهبردار و دزدهای دریایی سومالی و هرگونه جرایمی آنجا است. اصلا شرایط خوبی ندارد این بند و با اینکه بارها و بارها زندانیان نامه نگاری کرده اند برای اینکه از حداقل حقوق قانونی و انسانی برخوردار شوند هیچ رسیدگی نشده.

خانم عیوض زاده وضعیت عمومی فرزندش را خوب توصیف می کند اما در عین حال می گوید: او برای اینکه ما نگران نشویم خیلی مسائل را به ما نمی گوید، باید صد بار سوال کنیم تا یک چیزی را بگوید، ما اما از طریق سایر خانواده ها بالاخره متوجه می شویم. در حال حاضر وضعیت جسمی عمومی اش بد نیست اما خب واقعا ناراحت است.

اواضافه می کند : مساله ای که واقعا می خواستم بگویم این است که وقتی آمدند امید را دستگیر کنند اصلا نگفتند به چه اتهامی می برند، تنها گفتند برای چند سوال است. من هم اینقدر وضعیت و حواس ام پرت بود که به نامه ای که نشان دادند توجه نکردم. وسایل شخصی امید را بردند؛ از کامپیوتر تا سایر وسایل اش و بعد اتهام زدند. بالاخره توی کامپیوتر همه، چیزهایی هست از جوک تا چیزهایی که ممکن است برای شان فرستاده شده و خود آنها نوشته باشند. بعد بیایند براساس همین چیزها اتهام بزنند واقعا مسخره است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .