اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Jun 06 2017

علی خامنه‌ای با دفاع از اعدام‌های دهه ۶۰: جای جلاد و شهید عوض نشود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای همزمان با آغاز بیست و نهمین سالگرد رهبری خود٬ از اعدام‌های دهه ۶۰ دفاع کرد و گفت که باید مراقب بود در قضاوت حوادث مربوط به این دهه٬ «جای شهید و جلاد عوض نشود.»

وی دهه ۶۰ را «مظلوم» نامید و افزود این «دهه٬ تعیین‌کننده در سرنوشت ایران و ایرانی، دهه فوق‌العاده مهم و حساس و ناشناخته که اخیرا توسط برخی بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم است.»

وی در عین حال این دهه را «دهه حیات با برکت امام بزرگوار» خواند و به طور غیرمستقیم مسئولیت اعدام‌های دسته‌جمعی شماری از زندانی‌های سیاسی در تابستان ۶۷ را متوجه وی کرد.

حسن روحانی در جریان تبلیغات دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در کنایه به ابراهیم رئیسی به عنوان یکی از چهره‌های تصمیم‌گیرنده در اعدام دسته‌جمعی زندان سیاسی در آن زمان گفته بود که که مردم ایران «آنهایی را که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، قبول ندارند.»

علی خامنه‌ای در واکنش به این سخنان گفت که «در قضاوت‌ها درباره دهه شصت، جای شهید و جلاد عوض نشود؛ ملت ایران مظلوم واقع شد، تروریست‌ها و منافقین و پشتیبان‌هایشان که دائما در آنها می‌دمیدند، در حق ملت ایران جفا می‌کردند. اما ملت ایران بر آنها پیروز شد و توطئه های آنها را خنثی کرد.»

وی همچنین از آنچه «تحریف وقایع انقلاب» نامید٬ ابراز نگرانی کرد.

No responses yet

Jun 04 2017

خبر ‘دیدار خصوصی’ ابراهیم رئیسی و آیت الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

:بی‌بی‌سی حسین باستانی

رئیسی و خامنه ای
حامیان ابراهیم رئیسی، کماکان مشکلی با گره زدن وضعیت سیاسی او به رهبر ندارند. حتی اگر معنی آن، اقداماتی در حد خبرکردن رسانه ها از “دیدار خصوصی” آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای باشد

ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی اطلاعیه ای را در اختیار خبرگزاری های ایران گذاشته که حکایت دارد: “به دنبال انتشار مطالبی در خصوص دیدار حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی با رهبر معظم انقلاب اسلامی در برخی شبکه‌های اجتماعی، به اطلاع می رساند، این دیدار خصوصی بوده و رهبر معظم انقلاب اسلامی از حضور و تلاش‌های حجت‌الاسلام رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری تقدیر کردند.”

در ادامه اطلاعیه آمده: “سایر اخبار منتشر شده از محتوای این دیدار، مخدوش، فاقد اعتبار و غیرقابل استناد است.”

واقعیت این است که پیش از انتشار این اطلاعیه، رد قابل تشخیصی از خبر ملاقات آقای رئیسی و آیت الله خامنه‌ای در فضای رسانه ای ایران موجود نیست. توضیح ستاد ابراهیم رئیسی در مورد دیدار اما، طبیعتا بازتاب گسترده ای در رسانه های ایران داشته است. توضیحی که لُبِّ کلامش این است که آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای “دیدار خصوصی” داشته و در جریان آن، مورد “تقدیر” قرار گرفته است.

چنین بیانیه ای، قاعدتا باید برای تصحیح “سایر اخبار منتشر شده” در مورد محتوای دیدار ابراهیم رئیسی با رهبر جمهوری اسلامی صادر شده باشد. هرچند مخاطبان بیانیه، نوعا چیزی در مورد آن دیدار نمی دانسته اند که نیاز به تصحیح اطلاعاتشان باشد.

در نتیجه، انگار صادرکنندگان بیانیه، بی میل نبوده اند که با استفاده از آنچه می گویند در حساب‌های شخصی تعدادی از کاربران فضای مجازی منتشر شده، در مورد دیدار خصوصی کاندیدای اصلی اصولگرایان با رهبر اطلاع‌رسانی کنند.

پیش از این هم، برخی اطلاع رسانی های دیگر در ارتباط با دیدارهای خصوصی آقای رئیسی و آیت الله خامنه ای نیاز به توضیح پیدا کرده بود.

مثلا در نیمه فروردین، حسینعلی حاجی‌دلیگانی از نمایندگان حامی ابراهیم رئیسی در مجلس، بدون ذکر نام رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت که وی از آقای رئیسی خواسته تا در رقابت های انتخاباتی ۱۳۹۶ حضور داشته باشد. او تعریف کرد چون آقای رئیسی تازه حکم تولیت آستان قدس را از رهبری گرفته تردید داشته که کاندیدا بشود یا نه: “استمزاج [نظرخواهی] کردند که آیا اجازه می‌دهید من اعلام رسمی‌ کنم که نمی‌آیم، اما این اجازه را به ایشان ندادند.”

آقای حاجی دلیگانی البته بعد از خبرساز شدن نقل قول خود گفت از حرف هایش بد برداشت شده است.

رئیسی و خامنه ای فارغ از اینکه گمانه زنی های مطرح در مورد آینده سیاسی ابراهیم رئیسی تا چه حد ریشه در واقعیت داشتند، وی و حامیانش، فعالانه به این برداشت دامن زدند. نتیجه چنین وضعیتی این شد که پس انتخابات و در سطح افکار عمومی، شکست انتخاباتی آقای رئیسی – به درست یا غلط- اهمیتی بسیار فراتر از شکست “هر” کاندیدای اصولگرای دیگری پیدا کرددر یک نگاه کلی تر، ابراهیم رئیسی و حامیانش از پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ – و اساسا از زمان انتصاب وی به سمت تولیت آستان قدس در اسفند ۱۳۹۴- به گونه ای رفتار کردند که تصور نوعی نزدیکی “ویژه” میان این سیاستمدار اصولگرا و رهبر جمهوری اسلامی ایران تقویت شد.

خود آقای رئیسی در این میان تا به آنجا پیش رفت که به مشابهت سازی های ظاهرا معنی دار با رفتارهای آیت الله خامنه ای در جلوی دوربین پرداخت. در همین راستا بود که انتشار صحنه های مکرر از “دیدارهای مردمی” ابراهیم رئیسی، به حضور پذیرفتن رسانه ای مقام های حکومتی -تا حد نشاندن فرماندهان ارشد سپاه پیش پای خود روی زمین- یا حتی تقلید ظاهر و پوشش رهبر جمهوری اسلامی، همه و همه در سطح افکار عمومی مورد توجه قرار گرفت.

وجود چنین فضایی در یک سال گذشته، حتی در میان برخی ناظران به این گمانه زنی منجر شد که شاید متولی آستان قدس برای خود -و چه بسا با حمایت رهبری- آینده ای مشابه با آیت الله خامنه ای را متصوراست.

فارغ از اینکه برداشت فوق تا چه حد ریشه در واقعیت داشت، ابراهیم رئیسی و حامیانش، فعالانه به این برداشت دامن زدند. این فضا تا به آنجا گسترش یافت که حتی وقتی متولی آستان قدس اعلام کاندیداتوری کرد، بسیاری از ناظران این تصمیم را در تناسب با تاثیر احتمالی آن بر آینده رهبری نظام جمهوری اسلام ایران مورد بررسی قرار دادند و دستاورد انتخاباتی آقای رئیسی را، به معنی کامیابی یا ناکامی شخص آیت الله خامنه ای دانستند.

نتیجه این شد که پس انتخابات و در سطح افکار عمومی، شکست انتخاباتی ابراهیم رئیسی – به درست یا غلط- اهمیتی بسیار فراتر از شکست “هر” کاندیدای اصولگرای دیگری پیدا کرد.

اکنون احتمالا بخش مهمی از افکار عمومی در ایران، شکست انتخاباتی آقای رئیسی را اتفاقی بسیار فراتر از شکست مثلا سعید جلیلی یا محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۹۲ می دانند و بخش مهمی از این فرایند، نتیجه تلاش های ابراهیم رئیسی و حامیانش در گره زدن وی به آیت الله خامنه ای بوده است. تلاشی که البته، رفتار جانبدارانه رهبر جمهوری اسلامی ایران و نهادهای زیرنظرش در جریان مبارزات انتخاباتی هم، به تقویت آن دامن زده.

اینکه آینده سیاسی متولی آستان قدس، بعد از انتخاباتی با این ویژگی ها چه خواهد بود، موضوعی است که فعلا برای قضاوت در مورد آن اطلاعات کافی وجود ندارد.

اما به نظر می رسد که حامیان ابراهیم رئیسی، کماکان مشکلی با گره زدن وضعیت سیاسی او به رهبر جمهوری اسلامی ایران ندارند.

حتی اگر معنی آن، اقداماتی در حد خبرکردن رسانه ها از “دیدار خصوصی” آقای رئیسی با آیت الله خامنه ای باشد. آن هم به بهانه تصحیح خبری که مخاطبان، نمی دانند چیست.

No responses yet

May 14 2017

تأکید روحانی بر پایبندی به سند ۲۰۳۰ یونسکو «در چارچوب قوانین کشور»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در حالی که پس از انتقاد رهبر ایران از اجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو، دبیر ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور از توقف اجرای این سند خبر داده بود، حسن روحانی بر پایبندی به این سند «در چارچوب قوانین و فرهنگ ایران» تأکید کرد.

آقای روحانی روز شنبه ۲۳ اردیبهشت، در یک سخنرانی در جمع هواداران خود، به رهبر جمهوری اسلامی و مردم اطمینان داد که دولت او به سند ۲۰۳۰ یونسکو «در چارچوب قوانین و فرهنگ ایران پایبند خواهد بود».

رئیس‌جمهور ایران همچنین از کسانی انتقاد کرد که درباره این سند به گفته او «به ناروا» سخن می‌گویند، و از مردم خواست که «با هوشیاری در برابر توطئه‌هایی که از سوی گروهی طراحی می‌شود در مسیر خود بایستند».

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری همچنین از رقبای خود خواست که به «فکر پیشرفت و امید ایران» باشند، «نه به فکر فریب مردم».

پیشتر محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، نیز روز ۲۰ اردیبهشت گفته بود که مخالفان بحثهایی را درباره این سند مطرح کرده اند که در آن وجود ندارد.

او تأکید کرده بود که جمهوری اسلامی به بخش‌هایی از این سند که با «موازین شرعی و عرف» جمهوری اسلامی مغایر باشد، «هیچ تعهدی» نخواهد داشت.

در دی ماه گذشته هم سعدالله نصیری قیداری، دبیر کمیسیون ملی یونسکو، اعلام کرده بود که هیچ‌کدام از بیانیه‌ها، توصیه‌ها و کنوانسیون‌های یونسکو اجباری و الزام‌آور نیست و صورت مغایرت بیانیه‌ای با «ارزش‌ها و اهداف ملی و اسناد بالادستی کشور» عدم اجرای آن به صورت رسمی اعلام می‌شود.

با این حال منصور کبگانیان دبیر ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور، روز ۱۹ اردیبهشت گفته بود که اجرای این سند در ایران متوقف شده است.

دو روز پیش از آن رهبر جمهوری اسلامی با بیان بر اینکه «سند ۲۰۳۰ یونسکو چیزی نیست که جمهوری اسلامی تسلیم آن شود» از آنچه «اجرای بی سر و صدای» این سند در کشور خواند به شدت انتقاد کرده بود.

انتقادها در شرایطی مطرح شده‌‌اند که هیئت دولت جمهوری اسلامی در نشست ۲۶ مرداد سال ۹۵ تصویب کرده بود که «سند آموزش ۲۰۳۰» در ایران با مدیریت وزارت آموزش و پرورش تدوین شود.

در اجلاس سال ۲۰۱۵ میلادی سازمان ملل متحد، ۱۷ هدف توسعه پایدار موسوم به «طرح ۲۰۳۰» تصویب شد. هدف چهارم این نقشه راه، آموزش بود که اجرای آن بر عهده سازمان یونسکو گذاشته شد.

در این ارتباط، قرار شده است که کشورهای عضو یونسکو سندهای آموزشی خود برای ۱۵ سال آینده را همسو با اهداف توسعه پایدار تدوین کنند.

No responses yet

May 07 2017

خامنه‌ای اجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو را «غیر مجاز» دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت الله علی خامنه ای، روز یکشنبه ۱۷ اردیبهشت، اعلام کرد که جمهوری اسلامی تسلیم سندهایی مانند سند ۲۰۳۰ یونسکو نخواهد شد و اجرای آن را غیر مجاز دانست.

رهبر جمهوری اسلامی که دردیدار گروهی از فرهنگیان به مناسبت هفته معلم در ایران سخن می گفت، افزود:«اصل کار غلط است؛ اینکه برویم سندی امضا کنیم و بعد بی‌سروصدا آن را اجرا کنیم؛ مطلقاً مجاز نیست.»

او با اعلام اینکه «از شورای عالی انقلاب فرهنگی گله‌مند»‌ است، اضافه کرد: «باید مراقبت می کردند و نباید می گذاشتند کار به جایی بکشد که ما جلوی آن را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است.»

سخنان آیت الله خامنه ای و انتقاد او از شورای عالی انقلاب فرهنگی در شرایطی مطرح شد که پیش از این، به گزارش خبرگزاری تسنیم، حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز ۲۴ اسفند سال گذشته گفت که در سند ۲۰۳۰،‌«نگاه لیبرال و نئولیبرال به حقوق کودک، آموزش و پرورش و زن و خانواده وجود دارد گرچه اشتراکاتی با مفاهیم اسلامی دیده می‌شود اما تناقض‌های بنیادی هم وجود دارد.»

پیشتر سهراب صلاحی، رئیس سازمان بسیج اساتید، روز ۱۸ دی سال گذشته، در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان مجلس نوشته بود که «جاسوسان آمریکایی» در قالب پروژه آموزش «یونسکو ۲۰۳۰» مسئولان «ساده‌لوح» را فریب داده‌اند، تا در قالب این پروژه، «ظرفیت عظیم فرهنگی» ایران در اختیار آمریکا قرار گیرد.

سهراب صلاحی، در این نامه که در خبرگزاری فارس منتشر شد، پروژه آموزش «یونسکو ۲۰۳۰» را مانند منشور حقوق شهروندی «از شوخی‌های ایام انتخابات [ریاست جمهوری ۹۶]» خواند.

با این همه، رئیس سازمان بسیج اساتید، مدرک و یا شواهدی درباره به گفته او «حضور جاسوسان آمریکایی» در برنامه آموزشی «یونسکو ۲۰۳۰» و همچنین «نابودی فرهنگ و تاریخ پنج هزار ساله ایران» در قالب این پروژه ارائه نکرد.

پیشتر نیز رسانه‌های اصول گرا از جمله روزنامه کیهان و خبرگزاری تسنیم، «سند ملی آموزش ۲۰۳۰» را پروژه‌ای برای «نفوذ آموزشی» در ایران خوانده بودند.

روزنامه کیهان روز ۱۱ دی سال گذشته در یادداشتی ابراز نگرانی کرده بود که به دلیل «محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند ۲۰۳۰ یونسکو» همکاری ایران با این نهاد زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی شود.

در اجلاس سال ۲۰۱۵ میلادی سازمان ملل متحد، ۱۷ هدف توسعه پایدار موسوم به «طرح ۲۰۳۰» تصویب شد. هدف چهارم این نقشه راه، آموزش بود که اجرای آن بر عهده سازمان یونسکو گذاشته شد.

در این ارتباط، قرار شده است که کشورهای عضو یونسکو سندهای آموزشی خود برای ۱۵ سال آینده را همسو با اهداف توسعه پایدار تدوین کنند.

انتقادها در شرایطی مطرح شده اند که هیئت دولت در نشست ۲۶ مرداد سال ۹۵ تصویب کرده بود که «سند آموزش ۲۰۳۰» در ایران با مدیریت وزارت آموزش و پرورش تدوین شود.

بر اساس این مصوبه، قرار است «کارگروه ملی آموزش ۲۰۳۰» با مسئولیت وزارت آموزش و پرورش و با هدف «هماهنگی و ارایه راهکارهای تحقق اهداف و تعهدات برنامه آموزش۲۰۳۰ همسو با اهداف و تعهدات برنامه اهداف توسعه پایدار» تشکیل ‌شود.

به جز وزیر آموزش و پرورش، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده و معاونان تعدادی از وزارت خانه‌های ایران از جمله وزارت علوم، کشور، و ارتباطات و فناوری اطلاعات عضو این کارگروه هستند.

سعدالله نصیری قیداری، دبیر کمیسیون ملی یونسکو، نیز روز ۱۴ دی سال گذشته اعلام کرده بود که این سند پس از آماده شدن برای تبدیل شدن به قانون به مجلس ارسال خواهد شد.

او تأکید کرده بود که هیچ‌کدام از بیانیه‌ها، توصیه‌ها و کنوانسیون‌های یونسکو اجباری و الزام‌آور نیست و صورت مغایرت بیانیه‌ای با «ارزش‌ها و اهداف ملی و اسناد بالادستی کشور» عدم اجرای آن به صورت رسمی اعلام می‌شود.

No responses yet

Apr 25 2017

شورای نگهبان؛ ممانعت از انتخابات دو قطبی احمدی‌نژاد – خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: حسین علیزاده

احمدی‌نژاد رد صلاحیت شد، اما چرا؟ مهم‌ترین دلیل برای رد صلاحیت او چه بود؟ برای پاسخ به این پرسش، باید اول به این پرسش اصلی پرداخت که در ساختار قدرت جمهوری اسلامی احمدی‌نژاد کجا ایستاده است؟ آیا او با رهبر است یا بر رهبر؟

با توجه به رفتاری که در ماه‌های اخیر از احمدی‌نژاد شاهد بودیم و در آن احمدی‌نژاد نوک پیکان انتقادات خود را متوجه شخص آیت‌الله خامنه‌ای گرفته بود، مدعای این یادداشت آن است که مهم‌ترین وضعیتی که حضور احمدی‌نژاد در انتخابات به وجود می‌آورد وضعیت “دو قطبی احمدی‌نژاد- خامنه‌ای” بود. شرح این مدعا از این قرار است که:

محدوده ممنوعه قدرت

این مرد ریزنقش، نقش بزرگی در جهت دادن به تحولات جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۸۰ ایفا کرد. خود گفته بود که درسال ۸۴ به “محدوده ممنوعه” قدرت ورود کرده بود. اما، محدوده ممنوعه در جمهوری اسلامی کجاست؟

در میان نامزدهای سال ۸۴ هنگامی که نام محمود احمدی‌نژاد از تأیید صلاحیت شورای نگهبان گذشت، کمتر کسی می‌توانست در مخیله خود خطور دهد که این سبک وزن‌ترین نامزد بی‌نام و نشان، شانس پیروزی در میان سنگین وزن‌های انتخابات ۸۴ (از جمله هاشمی رفسنجانی) را داشته باشد.

از قضا این نامزد جسور بهترین گزینه بود که بتواند متهورانه در شطرنج جمهوری اسلامی به مصاف مهره قدرتمند نظام گسیل شود که برای خود “اکبرشاهی”(طعنه‌ای که به رفسنجانی می‌زدند) بود. از میان نامزدهای ۸۴ تنها فردی که حاضر به چالش کشیدن سنگین وزین‌ترین مهره نظام بود هم او بود. “رجایی زمان” و “معجزه هزاره سوم” نامش دادن تا به نبرد با رفسنجانی برود. احمد جنتی در ستایش از او گفت که نامه احمدی‌نژاد به جرج بوش “الهام از سوی خدا” بود، مصباح یزدی گفت “اطاعت از احمدی‌نژاد اطاعت از خداست” و خامنه‌ای در وصف “رییس جمهور دانشمند” گفت که “نظرش به نظر احمدی‌نژاد نزدیک‌تر است.”

در گمان آنان که در حمایت احمدی‌نژاد برآمده بودند او به خوبی توانسته بود که به محدوده ممنوعه حمله بی‌پروا کند. چنین شد که با تقلب انتخاباتی (آن گونه که کروبی مدعی شد و خاتمی نیز آن را “بداخلاقی” نام نهاد) پیروزی احمدی‌نژاد رقم خورد. انتخابات ۸۴ که با هفت نفر آغاز شده بود با “دو قطبی رفسنجانی – احمدی‌نژاد” به نفع پیاده سوار بی‌نام و نشان که در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی ظهور کرده بود، پایان یافت.

رفتار متهورانه و در عین حال هتاکانه او موجب شد تدریجا شکاف میان رفسنجانی و خامنه‌ای علنی شود. رفسنجانی به حاشیه قدرت رانده شد. از امامت جمعه کناره‌گیری کرد و او را از ریاست مجلس خبرگان به کنار گذاشتند تا روزی که درگذشت.

ورود دوباره احمدی‌نژاد به محدوده ممنوعه

توصیه خامنه‌ای به احمدی‌نژاد برای ورود نکردن در انتخابات ۹۶ عملا با دهن کجی احمدی‌نژاد مواجه شد. او نه تنها بقایی را جلو انداخت تا در کنار او کارزار انتخاباتی زودرس خود را آغاز کند بلکه بر خلاف نامه مصرح خود به خامنه‌ای، خود نیز در اقدامی شگفت انگیز نامزد ریاست جمهوری شد تا برای بار دیگر وارد محدوده ممنوعه قدرت شود.

با درگذشت رفسنجانی، اما، احمدی‌نژاد این بار به مصاف کدامین محدوده ممنوعه قصد ورود در انتخابات داشت؟ پاسخ این پرسش را در رفتار ماه‌های اخیر او به خوبی می توان یافت. او که با دستبوسی خامنه‌ای آغاز کرده بود در این ماه‌ها، اشارات تند و تیزی به کار می‌بست که متوجه خامنه‌ای می‌شد. جایی گفت که «این چه استکباریه؟ این چه «سلطنتیه» پیدا شده است؟…رفتی اون بالا نشستی؟!…بابا ملت «انقلاب» کرد که دیگه این آدم‌ها را نبینه! وگرنه اون قبلی [اشاره به شاه] که بود.»

از این صریح‌تر اظهاراتی بود که طی آن احمدی‌نژاد از ماجرای کهریزک سلب مسئولیت کرد. در حالی که او حادثه کهریزک را یک “جنایت” خواند به صراحت مسئولیت این جنایت را از دوش خود برداشت. او گفت: «ماجرای کهریزک چه ربطی به دولت داره؟ سازمان زندان‌ها زیر نظر دولت بود؟ نیروی انتظامی زیر نظر دولت بود؟ قوه قضائیه زیر نظر دولت بود؟»

روشن‌تر از این نمی‌توان دلیلی آورد که او دوباره وارد محدوده ممنوعه قدرت شده است. با این تفاوت که این محدوده ممنوعه دیگر پرده‌دری از رفسنجانی نبود. احمدی‌نژاد شخص رهبر را هدف قرار داده بود. احمدی‌نژاد آمده بود که دو قطبی احمدی‌نژاد- خامنه‌ای را ایجاد کند.

اگر در گردونه انتخابات قرار می‌گرفت برای جلب آرا احتمالا با خامنه‌ای همان پرده‌دری را می‌کرد که پیشتر علیه رفسنجانی، کروبی، موسوی، ناطق نوری، واعظ طبسی و برادران قاچاقچی (طعنه احمدی‌نژاد به سپاه) کرده بود. و اگر رد صلاحیت می‌شد که شد “بصیرت رهبر” را به چالش گرفته که طی سال‌های ۸۴ تا ۹۲ تمام حیثیت خود را صرف حمایت از احمدی‌نژاد کرده بود.

رد صلاحیت احمدی‌نژاد برای جلوگیری از دو قطبی شدن احمدی‌نژاد- خامنه‌ای صورت گرفت. با حذف احمدی‌نژاد اگر چه چنین دو قطبی تحقق نخواهد گرفت، اما، خامنه‌ای در برابر پرسشی سخت قرار گرفته است و آن اینکه کجاست آن بصیرتی که خود و کشور را خرج احمدی‌نژاد کردی تا امروز او را نیز از کشتی نظام پیاده کنی؟

—————————————————————

یادداشت‌ها و مقالات، آرای نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاهی از سوی رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Apr 15 2017

دو تن از اصلاح طلبان با آیت الله خامنه ای دیدار کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

سحام: دو تن از اعضای برجسته اصلاحات در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با رهبر جمهوری اسلامی دیدار و گفتگو کردند.
به گزارش سحام،‌ رسول منتجب نیا، قائم مقام مهدی کروبی در حزب اعتماد ملی؛ و محسن رهامی، از اعضای شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان؛ با آیت الله خامنه ای دیدار کردند.
در این دیدار یکساعته، رسول منتجب نیا گزارشی از جایگاه سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبان در جامعه و میزان وفاداری آنان به نظام و کشور را به رهبر جمهوری اسلامی ارائه داده است.
در ادامه این دیدار، این چهره برجسته اصلاح طلب بر لزوم وجود کانال ارتباطی میان اصلاح طلبان و رهبری تاکید کرده و از حضور دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا در جریان اداره کشور، سخن گفته است.
رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی در ادامه سخنان خود از لزوم رفع حصر از آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد سخن به میان آورده است. وی به رهبر ایران گفته که در شرایط کنونی رفع حصر موجب وحدت، ثبات و آرامش در جامعه خواهد شد و در نهایت موجب یکپارچگی جامعه شده و آن را از هر گزند داخلی و خارجی در امان نگه خواهد داشت.

به گزارش سحام از این دیدار، آیت الله خامنه ای با تایید سخنان این چهره اصلاح طلب گفته که خواهان این هستیم که اصولگرایان و اصلاح طلبان هر دو در سیاست حضور داشته و برای عزت آن تلاش کنند.

این دیدار در حالی انجام شده که حسن روحانی و ابراهیم رئیسی دو نامزد اصلی اصلاح طلبان و اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت ماه، ساعاتی قبل با حضور در وزارت کشور، برای این انتخابات ثبت نام کردند.
۸ سال پیش در چنین روزهایی، آقایان کروبی و موسوی با حضور در وزارت کشور، برای انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ نامزد شدند. این دو نامزد در اعتراض به روند سقوط همه جانبه کشور و بحران آفرینی جریانی تمامیت خواه و مورد حمایت حاکمیت در عرصه های بین المللی، در انتخابات شرکت و پس از اعتراض به کودتای انتخاباتی، از سال ۸۹ تا کنون در حصر خانگی به سر می برند.

طی روزهای اخیر و با نامزدی محمود احمدی نژاد، حقیقت گفته های رهبران محصور جنبش سبز در پیش و پس از انتخابات ۸۸ درباره وی، بیش از پیش عیان شد. حال جای این پرسش است که آیا حاکمیت پاسخ گوی افکار عمومی در موضوع حصر غیرقانونی و غیرشرعی آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد خواهد بود؟
آیا وقت آن نرسیده که حاکمیت به اشتباه خود در تغییر و مهندسی رای مردم به نفع احمدی نژاد در سال های ۸۴ و ۸۸ اعتراف کرده و از آسیب دیدگان حوادث خونین ۸۸ دلجویی و کشور را از شکاف ایجاد شده برهاند؟
هرچند شواهد امر طی هفته های اخیر در بسیج بخش اعظم نیروهای نظامی و امنیتی، صداوسیما، تریبون های رسمی و غیر رسمی حکومتی به نفع ابراهیم رئیسی، و برنامه چینی نیروهای تمامیت خواه، نشان دهنده مهندسی دوباره انتخابات توسط حکومت برای به قدرت رساندن چهره ای مشابه احمدی نژاد در کشور است. با این تفاوت که آن روزها می گفتند “بوی رجایی آمد” و حال می گویند “بوی بهشتی آمد!”

No responses yet

Mar 30 2017

احمدی‌نژاد؛ «داغی بر پیشانی» رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: ارکان قدرت در جمهوری اسلامی از سه پایگاه اجتماعی شکل گرفته است: بازاریان، سپاهیان و روحانیان. این سه به ترتیب نماد زر، زور و تزویر هستند. محمود احمدی‌نژاد در حالی به سطح یکی از مقامات عالی جمهوری اسلامی ارتقا داده شد که از اساس فاقد حتی یکی از این سه پایگاه اجتماعی بود. او تنها به لطف تعارض دو جریان اصلی حاکمیت در انتخابات ۸۴ قرعه به نامش افتاد تا با تقلب به ریاست دولت برگزیده شود.

در تمام سال‌های ریاست احمدی‌نژاد به جز دو سال پایانی که او آشکارا از رهبر شنوایی نداشت، مورد حمایت آیت‌الله خامنه‌ای بود. حمایت آشکار خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در پی انتخابات ۸۸ بر همه روشن است.او گفت که نظرش به احمدی‌نژاد نزدیک تر است تا نظرش به رفسنجانی. خامنه‌ای در روز پایانی دولت نهم و دهم (۲۳ تیر ۹۲)، دولت احمدی‌نژاد را به پاس «تحمل کار شبانه روزی»، شایسته «خدا قوت» گفتن دانسته و گفته بود: «آنچه كه من امروز بايد به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول «خداقوّتى» است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشيد. هشت سال كار كرديد، تلاش كرديد، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان داديد، يعنى ديده شد، احساس شد.»

احمدی‌نژاد در چهار سال اول محبوب خامنه‌ای بود. در اواخر چهار سال دوم مغضوب خامنه‌ای شد (از جمله با مخالفت خامنه‌ای برای معاون اولی مشایی و یا ابقا وزیر اطلاعات که احمدی‌نژاد عزل کرده بود) ولی طنز تاریخ است که عزیز دُردانه رهبر که روزگاری خامنه‌ای همه حیثیت خود را پای او خرج کرد اینک مطرود رهبر است.

به دنبال خیز دوباره احمدی‌نژاد برای کرسی ریاست جمهوری، خامنه‌ای یک بار خصوصی و بار دیگر علنی او را از از این اقدام بازداشت. او گفت که این اقدام احمدی‌نژاد موجب دو قطبی شدن انتخابات می شود. اگر تذکر خصوصی خامنه‌ای کارگر افتاده بود او نیازی به علنی کردن آن نداشت. اما، سرپیچی ها (بخوانید دهن کجی های) احمدی‌نژاد از رهبری که دوست پنجاه ساله خود (رفسنجانی) را در برابر عموم مردم وانهاد تا از احمدی‌نژاد حمایت کند، به درجه ای از تمرد رسید که خامنه‌ای ناگزیر شد مخالفت خود با نامزدی دوباره احمدی‌نژاد را علنی کند. مشابه این اقدام هنگامی رخ داد که خامنه‌ای در نامه ای خصوصی مخالفت خود با معاون اولی مشایی را به احمدی‌نژاد کتبا تذکر داد ولی از آنجایی که احمدی‌نژاد بر سرپیچی ( بخوانید دهن کجی) از فرمان رهبر اصرار داشت، نامه خامنه‌ای به احمدی‌نژاد علنی شد و او ناگزیر از معاون اولی مشایی صرف نظر کرد.

از دستبوسی تا دهن‌کجی به رهبر

در دوران نقاهت پس از عمل جراحی آیت‌الله خامنه‌ای در حالی که بسیاری برای عیادت او به بیمارستان می رفتند، از حضور محمد خاتمی برای عیادت از خامنه‌ای ممانعت به عمل آمد. اما محمد خاتمی (مغضوب خامنه‌ای امروز) با تعمد بر حفظ جایگاه رهبری، با ارسال نامه ای آرزوی سلامتی و بهبودی برای کرد.

طرفه حکایتی است که فردی همچون احمدی‌نژاد که در آغاز با دستبوسی رهبر جایگاه خود را در نظام تثبیت کرد و در پایان «خدا قوت» او شنید، در دهن کجی به رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر چنان اصرار می ورزد که به رغم ممنوعیت خودش، حمید بقایی را نامزد کرده و تمامی فعالیت های تبلیغاتی را، اما، این بار برای بقایی انجام می دهد. او گفته که این بار نخواهد گذاشت همچون سال ۹۲ که مشایی رد صلاحیت شد، تیغ رد صلاحیت بقایی را از حضور در انتخابات باز دارد. (با توجه به پرونده مفاسدی که برای بقایی گشوده است و با توجه به مخالفت خامنه‌ای با طیف احمدی‌نژاد موسوم به «جریان انحرافی» اگر بقایی بخواهد از رد صلاحیت گذر کند، ناگزیر باید انتظار داشت که احمدی‌نژاد از طریق تهدید به افشاگری سران نظام، از رد صلاحیت بقایی جلوگیری به عمل آورد.)

آنچه مهم است اینکه احمدی‌نژاد برای بار دیگر مایل است سرپیچی از فرمان خامنه‌ای مبنی بر عدم ورورد به انتخابات را علنی کند. چه نامزدی احمدی‌نژاد و چه حمایت او از نامزد دیگر از نگاه خامنه‌ای انتخابات را به انتخاباتی دو قطبی (احمدی‌نژاد-غیر احمدی‌نژاد) تبدیل خواهد کرد. گو اینکه چنین وضعیتی مطلوب خامنه‌ای نیست ولی از قضا مطلوب احمدی‌نژاد است. او با این اقدام می خواهد به مخالفانش در درون حاکمیت از صدر تا ذیل بفهماند که همچنان قدرت جریان‌سازی در کشور دارد. اما، واقعیت چیست؟

احمدی‌نژاد تنهاتر از همیشه

گفته شد که احمدی‌نژاد فاقد پایگاه اجتماعی در میان بازاریان، سپاهیان و روحانیان است. افزون بر این او به رغم یدک کشیدن عنوان «دکتر» چنان فاقد بضاعت علمی است که خبری مبنی بر فعالیت‌های علمی- دانشگاهی‌اش به گوش نمی‌رسد. «دانشگاه ایرانیان» که او در صدد راه اندازی آن بود در نطفه خفه شد. بر خلاف او، محمد خاتمی حتی پس از پایان ریاست جمهوری اش مدعو مجامع خارجی است. اندیشه «گفتگوی تمدن‌ها»ی او همچنان دستمایه فعالیت‌های اوست.

چه انتظاری از رییس دولتی که در طول هشت سال ریاستش یک بار به سفر دوجانبه اروپایی دعوت نشد و هیچ رهبر اروپایی نیز به دیدار او در تهران نیامد. او فقط راه کاراکاس را بلد بود و نیویورک را که آنهم برای صندلی‌های خالی سخنرانی می کرد.

اما، در وصف تنهایی احمدی‌نژاد همین بس که اینک از مجموع صدها تن از وزیران و معاونان و همراهان دولت نهم و دهم احمدی‌نژاد اینک کمتر کسی را می توان یافت که هنوز گرد او باشند. برای مثال صادق محصولی یار میلیاردر او (وزیر کشور)، کامران باقری لنکرانی و مرضیه وحید دستجردی (وزیران بهداشت)، محسنی اژه ای و مصلحی (وزیران اطلاعات)، منوچهر متکی و علی اکبر صالحی (وزیران خارجه) و بسیاری دیگر اگر امروز در طیف دشمنان قسم خورده احمدی‌نژاد نباشند یا در کنار او نیستند یا به جبهه پایداری و جمنا (جمعیت مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) پیوسته اند. در این میان، مرتضی آقا تهرانی (معلم اخلاق در کابینه احمدی‌نژاد) نیز به کلی از احمدی‌نژاد فاصله گرفته است.

به بیان ساده تر اگر بخواهیم بدانیم از خیل بسیار مدیران و همراهان احمدی‌نژاد کدامیک باقی مانده اند همین بس که ببینم اینک کدامیک حاضر به حمایت از او هستند. تا اینجا گویا جز مثلث احمدی‌نژاد-مشایی- بقایی چیز بیشتری باقی نمانده است.

بنگرید وضعیت بر طیف احمدی‌نژاد تا کجا تنگ آمده که مشایی (عقل منفصل احمدی‌نژاد) طی نامه ای دست دوستی به سوی خاتمی دراز کرده است. اما، خود احمدی‌نژاد از فردای ریاست جمهوری اش جز یک صندلی در مجمع تشخیص مصلحت چیز دیگری ندارد. این در حالی است که دیگر روسای جمهور (به استثنای بنی صدر و رجایی) یکی همچون خامنه‌ای به رهبری رسید ویکی همچون رفسنجانی و خاتمی همچنان در سپهر سیاسی ایران و حتی تا اندازه ای در فراتر از مرزهای ایران نقش آفرینی داشتند.

احمدی‌نژاد داغی بر پیشانی رهبر

احمدی‌نژاد گفته است که مانع رد صلاحیت بقایی خواهد شد. اما، با پرونده فسادی که بقایی دارد و انتساب او به «جریان انحرافی» چگونه احمدی‌نژاد می تواند مانع رد صلاحیت بقایی شود؟

قابل پیش بینی است که این آرزو در مجاری قانونی جمهوری اسلامی که شخصیت هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی را رد صلاحیت کرده، نامتصور است. این هدف احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت تنها از یک راه ممکن است: به چالش کشیدن شخص رهبر.

از قضا اخیراً احمدی‌نژاد در یک سخنرانی تبلیغاتی به نفع بقایی سخنان را بر زبان آورده که اگر منصفانه بنگریم ممکن است مخاطبی جز خامنه‌ای نداشته باشد. او گفته که: «بذارید حرف دل مردم ایران را بزنم! هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند؛ خودش نفهمه!…این چه استکباریه؟ این چه «سلطنتیه» پیدا شده است؟…اصلاً تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری، رفتی اون بالا نشستی؟!…بابا ملت «انقلاب» کرد که دیگه این آدمها را نبینه! وگرنه اون قبلی [اشاره به شاه] که بود.»

این سخنان اگر حتی حمله به روحانی باشد (که از محتوای سخن این فهمیده نمی شود)، سخنان دو پهلویی است که می تواند مخاطبش خامنه‌ای نیز باشد. احمدی‌نژاد تعمداً از صنعت ادبی ایهام استفاده کرده است. افزون بر اینکه او در صدد برنیامده از ایهام سخن خود که خامنه‌ای را هم شامل می شود، فاصله بگیرد. علاوه بر اینکه چنین رفتاری در حمله او به «برادران قاچاقچی» (اشاره به سپاهیان)، برادران لاریجانی، رفسنجانی، ناطق نوری و… پیشنیه دارد.

مهم این نیست که احمدی‌نژاد بگوید مخاطبش خامنه‌ای نبود مهم این است که او بی پروا جانب «احترام» رهبر را نگه نمی دارد وقتی از او می خواهد مشارکت فعال در انتخابات نداشته باشد ولی او سرپیچی (بخوانید دهن کجی) می کند.

در یک کلام رابطه خامنه‌ای – احمدی‌نژاد را می توان چنین خلاصه کرد که خامنه‌ای در حمایت از او همه سرمایه خود را مصروف کرد ولی احمدی‌نژاد در نقض احترام رهبر جمهوری اسلامی آشکارا تعمد دارد. احمدی‌نژاد هچون داغی بر پیشانی رهبری است که از دستبوسی او آغاز کرد و تا دهن کجی به او پیش رفته است.

No responses yet

Mar 30 2017

«اسکله‌های نامرئی» سپاه، مانع اصلی تحقق «اقتصاد مقاومتی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


آمدنیوز: پنج تن از اصولگرایان طی نامه‌ای، سخنان رهبری مبنی بر منع واردات را، به فتوای «تحریم تنباکوی میرزای شیرازی» تشبیه کردند!

به‌گزارش «آمدنیوز»، در حالی‌که اسکله‌های غیرقانونی و غیرمجاز کشور در دست سپاه پاسداران و بنیادهای تحت نظر رهبری است و از این اسکله‌ها برای کالای قاچاق انبوه به کشور استفاده می‌شود، پنج‌ تن از اصولگرایان تندرو، طی نامه‌ای به حسن روحانی و علی لاریجانی، سخنان رهبری درباره حرمت واردات کالاهایی که در داخل کشور تولید می‌شود را «یک الزام شرعی» نامیدند.

«علیرضا زاکانی»، «پرویز داوودی»، «حسین صمصامی»، «عطاءالله رفیعی» و «یاسر جبرائیلی» در بخشی از نامه‌ی خود خطاب به روسای دو قوه مجریه و مقننه با اشاره به صدور فتوای تحریم تنباکو توسط «میرزای شیرازی» آن را فتوای اقتصادی، حکم شرعی بی‌سابقه‌ای دانستند که برای صیانت از اقتصاد کشور اسلامی صادر شد.

آنها در این نامه مدعی شده‌اند: «همان‌گونه در زمان صدور فتوای آیت‌الله شیرازی، مردم و حتی زنان حرم‌سرا غیرتمندانه به اجرای آن مبادرت ورزیدند، امروز بر همه امت اسلام اجرای این حکم آیت‌الله خامنه‌ای واجب است.»

با وجودی‌که می‌توان این نامه واکنشی به سخنرانی نوروزی آیت‌الله خامنه‌ای در اعتراض به واردات بی‌رویه کالاهای خارجی دانست، نویسندگان در متن نامه خود ننوشته‌اند مقصودشان از فتوای رهبری مشخصا چیست و مهم‌تر از همه اساسا نمی‌توان جز سخنرانی سه‌سال پیش رهبری در آذربایجان هیچ گفتار یا نوشتاری در سایت رهبر جمهوری اسلامی ایران یافت که در آن با ادبیات فتاوای دینی و سیاسی به تحریم یا تحدید مصرف کالاهای خارجی تاکید شده باشد.

از این حیث تنها گفتار موجود با محتوای فتواگونه رهبری را دیدار سه‌سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای با مردم آذربایجان است که در آن رهبر جمهوری‌اسلامی ایران برنامه‌ریزی مناسب برای استفاده حداکثری از ظرفیت‌ها و منابع داخلی را یکی از راه‌های برون رفت از مشکلات اقتصادی برشمرده و تأکید کرده بود: «مردم و همه کسانی که علاقمند به ایران و آینده آن هستند و همچنین دستگاه‌های دولتی، باید کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن وجود دارد، استفاده نکنند.»

فارغ از اینکه مشخص نیست چرا این نامه و فتوا خواندن اعتراض رهبری به واردات کالاهای خارجی مصداق متنی تاریخ‌مند ندارد و آخرین سخنان رهبری با ادبیاتی نزدیک به فتاوای شرعی درباره کالاهای خارجی مربوط به سه سال پیش است، این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای نیز در حالی بیان شده که بخش اعظم واردات کشور به صورت قاچاق، از طریق اسکله‌های غیرقانونی تحت اختیار نهادهای تحت امر و زیرنظر رهبری صورت می‌گیرد.

در بررسی تاریخچه پرداختن رسانه‌های رسمی به موضوع واردات کالاهای خارجی، نخستین‌بار خبرگزاری‌ ایسنا، در گزارشی که در سال ۱۳۹۰ با عنوان «اسکله‌های دردسرساز» منتشر کرد، نام ۸۰ اسکله غیرمجاز در استان‌های هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، خوزستان و مازندران فاش شده که استان هرمزگان با داشتن ۴۰ اسکله غیرمجاز، بیشترین سهم این آمار را دارد. سپاه پاسداران از این اسکله‌ها به عنوان مکانی برای «صادرات و واردات غیر مجاز» و تولید «پول‌های کثیف» استفاده می‌کند.

البته نخستین‌بار بحث «اسکله‌های غیرقانونی»، در اواخر دهه ۷۰ در مجلس جمهوری اسلامی و توسط «مهدی کروبی» مطرح شد. رئیس مجلس ششم، با «نامرئی» خواندن این اسکله‌ها، با اشاره به نقش سپاه پاسداران در انتخابات گفته بود: «ما پول از اسکله‌های نامرئی نداشتیم، پول قاچاق نداشتیم، در کار بازرگانی شکر نبودیم، اما طرف‌داران من جان خود را فدا کردند. ما ماه‌ها رنج کشیدیم و در دو یا سه جبهه جنگیدیم تا انتخاباتی شرافتمندانه داشته باشیم.» در همان زمان «محمدعلی مشفق»، مشاور کروبی، انگشت خود را به سوی «شصت اسکله‌ی نامرئی بدون کنترل گمرکی» برد و گفت: «۶۰ درصد محصولات وارداتی کشور از این اسکله‌های نامرئی وارد می‌شوند.»

پس از آن محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی مشهور خود گفت: رقم قاچاق کالا «یه‌قرون، دوزار نیست». آقای احمدی‌نژاد با اشاره به ۲ هزار میلیارد تومان هزینه مصرف سیگار در ایران گفته بود: «این رقم، همه قاچاقچی‌های درجه يک دنيا را به طمع می‌اندازد، چه برسد به برادران قاچاقچی خودمان.» اشاره احمدی‌نژاد از بیان عبارت «برادران قاچاقچی» به سرداران سپاه پاسدhران باز می‌گشت.

چندی قبل نیز حسن روحانی رئیس دولت تدبیر و امید در نخستین جلسه هیئت دولت در سال ۱۳۹۶ با بیان این‌که مبارزه با قاچاق باید از مرز آغاز شود، گفت: هر کالایی توسط بخش دولتی، بخش عمومی، خصوصی و نظامی وارد کشور می‌شود، گمرک ما باید نظارت داشته باشد، ما باید بر همه نظارت داشته باشیم، ما باید با دستگاه‌های مدرن نظارت کنیم و ببینیم که در داخل کانتینرها چه هست و چه کالاهایی وارد کشور می‌شود و چه کالاهایی از کشور خارج می‌شود. نظارت کالاها در مرز کمک می‌کند که کشور ما از خطرات به دور باشد و تولید نیز رونق بیابد.»

به نظر می‌رسد با توجه به اعتراض سه مقام پیشین و کنونی ارشد کشور، این پنج‌ اصولگرا باید به موضوع «اسکله‌های غیرقانونی» و «نامرئی» سپاه پاسداران و نهادهای نظامی بیشتر توجه می‌کردند؛ اسکله‌هایی که در دست نهاد نظامی متبوع آنان است و به محلی برای نابودی تولیدات کارخانجات کشور تبدیل شده است.

علی طیب‌نیا، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت روحانی، روز ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ با حضور در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت: «در هشت ماه سال ۹۵ میزان کشفیات قاچاق کالا ۱۱۷ درصد رشد داشته است.»

همه این داده‌های اطلاعاتی درباره قاچاق کالا توسط نهادهای تحت‌امر و زیرنظر رهبری و اشاره‌های گاه مستقیم برخی مسئولان به این نهادها، هنوز کسی از آیت‌الله خامنه‌ای نخواسته تا به جای توصیه‌های شعاری، پوپولستی و فرمان‌های بیهوده از بالا، به نهادهای تحت امر خود دستور دهد تا واردات کالاهای قاچاق را – که حجم آن در سال دست‌کم ۲۲ میلیارد دلار است – متوقف کنند تا شاید از این راه نهادهایی که به‌غیر از رهبری به کسی پاسخ‌گو نیستند نیز برای تحقق فرمان اقتصاد مقاومتی رهبری اقدام عملی کنند.

No responses yet

Mar 28 2017

شایعه سخنرانی احمدی نژاد علیه آیت الله خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: حسین باستانی
بررسی مستند متن اظهارات محمود احمدی نژاد در اهواز نشان می دهد که مخاطب صحبت های او، به وضوح حسن روحانی رئیس جمهور است، و نه آنچنان که خبرساز شده، آیت الله خامنه ای.در روزهای گذشته، در رسانه های مجازی خبری در سطح وسیع دست به دست شده که مدعای آن، سخنرانی محمود احمدی نژاد علیه آیت الله خامنه ای در خوزستان است. این ادعا، مبتنی بر فایلی تصویری از سخنرانی آقای احمدی نژاد در روز ۲ فروردین در مسجدی در اهواز است که در بخشی از آن، به شدت از فردی که خوی “سلطنتی” دارد و فکر می کند “۸۰ میلیون نفر نمی فهمند و او می فهمد” انتقاد شده است.

انتشار این فایل صوتی، گذشته از فضای رسانه ای، در سطح رسمی نیز با واکنش هایی رو به رو شد. از جمله، حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس جمهور در توییتر خود این جمله را به نظرسنجی گذاشت: “سخنرانی دکتر محمود احمدی‌نژاد در اهواز را بیشتر علیه چه کسی می‌دانید؟” وی به عنوان پاسخ های احتمالی این سوال، سه گزینه حسن روحانی، آیت الله خامنه ای و اصولگرایان را پیشنهاد کرد که ۵۴ درصد پاسخ دهندگان، رهبر جمهوری اسلامی را مخاطب سخنان آقای احمدی نژاد دانستند.

حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور نیز، دیروز یکشنبه سخنان آقای احمدی‌نژاد در اهواز را “ساختارشکنانه” و ضد “امنیت ملی” دانست و گفت: “اگر سیاستمدار نیستیم، بازی سیاست نمی‌شناسیم، و راه و رسم حضور در قدرت را نمی‌دانیم، حداقل ارزیابی درستی ازنتایج اقدامات خود داشته باشیم.” واکنشی که از ظاهر آن برمی آید که گوینده، محمود احمدی نژاد را متهم به همان “ساختارشکنی” ای می داند که در روزهای اخیر، در سطح افکار عمومی خبرساز شده است.

آیا اشاراتی از جنس ‘این چه سلطنتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده’ یا ‘تو چه اختیاری داری آن بالا نشسته ای؟’ شبیه انتقادات رایج از رئیس دستگاه اجرایی است یا مقام بالاتر از این دستگاه؟ آیا آقای احمدی نژاد متوجه نبوده که ‘لحن’ این سخنان، شنوندگانش را متوجه چه سمتی می کند؟

به هر ترتیب، بررسی مستند متن اظهارات محمود احمدی نژاد در اهواز نشان می دهد که مخاطب صحبت های او، به وضوح حسن روحانی رئیس جمهور است، و نه آنچنان که خبرساز شده، آیت الله خامنه ای. درواقع، این برداشت که آقای احمدی نژاد در اهواز به رهبر جمهوری اسلامی ایران انتقاد می کند، بیش از هرچیز تحت تاثیر گزارشی غیردقیق است که از سوی یکی از همکاران پیشین محمود احمدی نژاد، یعنی عباس امیری فر رئیس اسبق شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری منتشر شده.

صحبت های محمود احمدی نژاد در اهواز، مشخصا در انتقاد از تصمیم حسن روحانی برای حذف اقشار پردرآمد از مجموعه دریافت کنندگان یارانه نقدی بوده و به ثبت نام حدود ۹۷ درصد از شهرندان برای دریافت یارانه در زمان دولت یازدهم اشاره دارد.

وی در این سخنرانی، که این روزها متن ناقص آن دست به دست می‌شود، گفته است: “هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند نفهم ترین آدم های کره زمینه. هشتاد میلیون نمی فهمه، تو می‌فهمی؟ آخه این این چه استکباریه؟ این چه سلطنتیه تو وجود بعضیا پیدا شده است؟ ۹۷ درصد ملت جمع می شوند یه چیزی را می‌خواهند، او میگه نه خیر، این چیز بدی است، اقتصاد را خراب می کند.” در این قسمت از صحبت های آقای احمدی نژاد، یکی از شنوندگان می گوید “رفتنیه، رفتنیه” که در متن آقای امیری فر، به “خامنه ایه، رفتنیه” تغییر داده شده.

در ادامه صحبت های رئیس جمهور سابق، با اشاره به مخالفت دولت یازدهم با دریافت یارانه از سوی کسانی که “نیاز ندارند” آمده: “می شه بگی… می شه یه دلیل بیاری که تو بهتر از همه ملت می‌فهمی؟ بالاخره همه تون جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه که به ملت بگید آقا این کار بده. انجام نده. ۹۷ درصد ملت رفت [اسم] نوشت گفت نه باید انجام بشود. باز هم می گی نخیر. تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری اون بالا نشستی؟”

در نهایت اینکه: “این عزت رو را کی بهت داده؟ غیر از ملت داده؟ غیر از اینکه ملت داده؟ [می گویند] نخیر آقا ما بهتر می فهمیم. ملت نمی فهمد. ماشاء الله! آقا ملت انقلاب کرد که دیگه از این آدم‌ها رو نبینه [نامفهوم] …. نه خیر… آقا به خدا ذلیل ترین انسانها کسی است که فکر می کنه نسبت به مردم عزت داره. خودش را برتر از مردم می دونه.”

بیشتر بخوانید: آیا احمدی نژاد نیازمند شکست اصولگرایان است؟

آیا مقام های دولت آقای روحانی که به “تصور” صحبت کردن آقای احمدی نژاد علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران دامن زده اند، واقعا متوجه متن دقیق صحبت های او نشده اند؟ مهمتر اینکه، آیا به راستی تصور می کرده اند که با دامن زدن به تصور رویارویی محمود احمدی نژاد با مجموعه حکومت، در حال ضربه زدن به او و کاندیدای مورد حمایتش در میان رای‌دهندگان هستند؟

اگر محمود احمدی نژاد – فرضا- به خاطر این سخنان مورد بازخواست نهادهای محافظه کار قرار بگیرد، به راحتی می تواند اثبات کند که در حال انتقاد از دولت -و نه رهبری- بوده است. اما بازخوانی متن صحبت های او، در عین حال دو مجموعه سوال مهم را نیز به ذهن می‌آورد.

نخست آنکه آیا اشاراتی از جنس “این چه سلطنتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده” یا “تو چه اختیاری داری آن بالا نشسته ای؟” شبیه انتقادات رایج از رئیس دستگاه اجرایی است یا مقام بالاتر از این دستگاه؟ آیا آقای احمدی نژاد متوجه نبوده که “لحن” این سخنان، شنوندگانش را متوجه چه سمتی می کند؟

به عبارت دیگر، آیا ممکن است که بیان این جملات، انتخاب آگاهانه سیاستمداری باشد که اثبات کرده به دنبال جذب آرای اقشار ناراضی از “حکومت” است؟

دوم اینکه، آیا برخی مقام های دولت آقای روحانی که به “تصور” صحبت کردن آقای احمدی نژاد علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران دامن زده اند، واقعا متوجه متن دقیق صحبت های او نشده اند؟

و در نهایت، آیا این مقامات تصور می کرده اند که با دامن زدن به تصور رویارویی محمود احمدی نژاد با مجموعه حکومت، در حال ضربه زدن به او و کاندیدای مورد حمایتش در میان رای‌دهندگان هستند؟

No responses yet

Mar 17 2017

مشاور روحانی بازداشت‌ اخیر فعالان سیاسی را با انتخابات ۹۶ مرتبط دانست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

مشاور حسن روحانی در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد.

پس از انتشار برخی تحلیل‌ها که هدف از دستگیری فعالان سیاسی و مدنی در روزهای گذشته در ایران را تاثیرگذاری بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ دانستند، مشاور رئیس جمهور نیز بازداشت مدیران چند کانال تلگرامی را با انتخابات مرتبط دانست.

حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی، در چند توئیت با عنوان «طرح ساده‌ای از یک عملیات ایذایی» و با ادبیاتی کنایه‌آمیز نهادهای امنیتی کشور را متهم کرد که خود یک کانال تلگرامی در خارج از کشور راه‌اندازی کرده و پس از آن افرادی را به اتهام ارتباط با همان کانال دستگیر کرده‌اند.

وی همچنین بازداشت مدیران تعدادی از کانال‌های خبری اصلاح‌طلب و حامی دولت ایران را با انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ مرتبط دانست.

آقای آشنا نوشت: «یک کانال می‌زنیم و همه خس و خاشاک را جمع می کنیم. به وقتش می‌ریزیم حال همه‌شان را می‌گیریم… با هر کس دیگری هم که مشکل داریم به اسم احتمال ارتباط با آن کانال می‌گیریم. حالا که شهر تعطیل و خلوت شده، کسی به کسی نیست که پی‌گیری کند. آقا، انتخابات حله.»

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای سپاه پاسداران در روزهای گذشته ۱۲ تن از مدیران کانال‌های تلگرامی نزدیک به اصلاح‌طلبان و حامیان دولت را بازداشت کرده و سپس نام کانال‌ها را تغییر داده و از دسترس مدیران آن خارج کردند.

اصلاحات‌نیوز، هواداران روحانی، مجمع اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبان نیوز، زنده‌باد اصلاحات، دانشجویان اصلاح‌طلب، و حامیان خاتمی در یزد از جمله این کانال‌ها هستند.

پیشتر برخی از فعالان سیاسی و تحلیلگران نیز این بازداشت‌ها را با انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در سال ۹۶ مرتبط دانسته بودند.

از جمله مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در واکنش به این بازداشت‌ها توییت کرد که «از اصول مهندسی انتخابات به خدمت گرفتن رادیو‌ و تلویزیون و سرکوب رسانه‌های رقیب است».

در همین حال وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خبر داد که تعدادی از این افراد آزاد شده‌اند، اما علی حیدر ولی‌زاده، مدیر کانال «مجمع اصلاح‌طلبان»، و علی احمدنیا، مدیر کانال «اصلاحات نیوز»، همچنان در بازداشت هستند.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز چهارشنبه به وزیر اطلاعات ایران به دلیل بازداشت این افراد و حبس دوباره احسان مازندرانی، مدیرمسئول سابق روزنامه فرهیختگان، هشدار داده و او را تهدید به استیضاح کرد.

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، نیز روز پنج شنبه از حسن روحانی و صادق لاریجانی، روسای‌ قوای مجریه و قضاییه، به خاطر «سکوت»، «بی‌تفاوتی» و «پاسخگو نبودن» مقابل «تعدی به حقوق شهروندان» انتقاد کرد.

محمدعلی وکیلی، دیگر نماینده تهران در مجلس، نیز در توئیتر خود نوشت که «در صورت عدم پاسخگویی در مورد مدیران کانال های خبری دستگیر شده وزیر دادگستری را به مجلس فرا می‌خوانم».

از سوی دیگر روز چهارشنبه، ۲۵ اسفند، نیز مراد ثقفی، مدیر مسئول مجله گفتگو، در خانه‌اش بازداشت شد.

احسان مازندرانی که به تازگی از زندان آزاد شده بود، روز یک‌شنبه با هجوم نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به خانه خود بار دیگر بازداشت شد.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، دلیل بازداشت آقای مازندرانی را ادامه و اجرای کامل حکم او اعلام کرد. این در حالی است که وکیل مدافع و خانواده احسان مازندرانی می‌گویند وی پس از پایان دوره محکومیتش آزاد شده است.

آقای مازندرانی در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده اعلام کرده که از روز دوشنبه در اعتراض به «روند غیرقانونی، سیاسی و خودسرانه» بازداشت خود اعتصاب غذای خشک کرده است.

روز ۱۹ اسفند و چهار روز پیش از بازداشت احسان مازندرانی، هنگامه شهیدی،‌ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در شهر مشهد بازداشت و به بند ۲۰٩ زندان اوین در تهران منتقل شد.

در شبکه‌های مجازی از جمله حساب توئیتری خانم شهیدی، دست‌خطی از آخرین نوشته وی پیش از بازداشت منتشر شده است که بدون اشاره به جزئیات خبر می‌دهد که از «برخی رسانه‌ها و افراد نزدیک به دولت هشدارهایی» مبنی بر احتمال بازداشت خود دریافت کرده بود.

وی اعلام کرده بود که دلیلی برای بازداشتش وجود ندارد، مگر این که قبل از انتخابات ریاست‌ جمهوری، «پروژه‌ای» برای «بازداشت گسترده فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران» وجود داشته باشد.

در همین حال ناهید کرمانشاهی، مادر هنگامه شهیدی، خبر داد که او در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد و دست بهاعتصاب غذا و اعتصاب دارو زده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .