اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

May 22 2014

تصویر رد شکایت یک دانشجوی اخراجی بهایی از وزارت علوم توسط دیوان عدالت اداری

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,مذهب


تقاطع: به دنبال انتشار نامه‌ی ۱۰۴ نفر از بهاییان محروم از تحصیل در دانشگاه‌های ایران به محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، یکی از این افراد، تصویر حکم “دیوان عدالت اداری” مبنی بر رد شکایتش از وزارت علوم در سال ۱۳۸۶ را منتشر کرد.

بر اساس این حکم که تصویر آن روز سه‌شنبه (۳۰ اردیبشهت-۲۰ می) در وب‌سایت “هرانا” منتشر شده، رییس و دو مستشار شعبه‌ی چهارم “دیوان عدالت اداری”، با بیان این‌که وضعیت تحصیلی “شایان مقیمی فیروزآباد”، «با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تطبیق و مردود شناخته شده است»، اعلام کرده‌اند وی «اعتراض موجهی ندارد که تخلف از مقررات را ثابت کند و خواسته‌ی وی را موجه سازد».

این حکم با تاکید بر این‌که «ذی‌حق بودن شاکی محرز نیست»، رای صادرشده را مطابق ماده ۷ قانون “دیوان عدالت اداری”، “قطعی” اعلام کرده است.

اشاره‌ی صادرکنندگان حکم، به مصوبه‌ی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” است که بهاییان را علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌کند.

بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبت نام بهاییان در دانشگاه‌ها جلوگیری به عمل آید بلکه چنان‌چه هویت بهایی فردی بعد از ثبت نام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.

این مصوبه ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ و در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز بار دیگر به تصویب “شورای انقلاب فرهنگی” و وزارت اطلاعات رسید.

شایان مقیمی فیروزآباد، پیش‌تر در نامه دسته‌جمعی بهاییان محروم از تحصیل ساکن شهر یزد به جواد لاریجانی، نوشته بود که در سال ۸۵ موفق به شرکت در کنکور و پذیرفته شدن در “دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد” شده اما بعد از دو ترم، به علت بهایی بودن اخراج گردیده است.

نامه‌ی این ۱۰۴ بهایی که در میان آن‌ها نام دانشجویان اخراجی و محروم از تحصیل در سال‌های دهه‌ی ۶۰ نیز به چشم می‌خورد، در واکنش به سخنان فروردین‌ماه “دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه” جمهوری اسلامی نوشته شده که در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی با رد «هرگونه تبعیض و تضییع حقوق افراد به خاطر بهایی بودن» مدعی شده بود که افراد به صرف بهایی بودن در ایران محاکمه یا از تحصیل منع نمی‌شوند.

حال، این شهروندان بهایی محروم از تحصیل در نامه خود تاکید کرده‌اند که همگی «دانشجویان اخراجی، نقص پرونده و محروم از شرکت در کنکور سراسری» هستند که به دنبال “فراخوانی برای اعاده حقوق از دست رفته” خود پای این نامه را امضا کرده‌اند.

محمدجواد لاریجانی، شامگاه ۱۷ فروردین ماه در مصاحبه تلویزیونی خود، گزارش نهادهای حقوق بشری درباره نقض حقوق بهاییان توسط جمهوری اسلامی را یک «دروغ آشکار» و اظهاراتی «نژاد‌پرستانه»، «فرقه‌ای» و «خلاف موازین حقوق بشر» خوانده بود.

سه روز بعد نیز برادر وی، صادق لاریجانی، که ریاست قوه قضاییه را بر عهده دارد، در جلسه مسوولان عالی قضایی، از بهاییت به عنوان «دین ساختگی غربی‌ها برای به هم ریختن کشورهای اسلامی» یاد کرد و مدعی شد که «برخوردهای قضایی» با بهاییان، تنها مربوط به کسانی است که «برای بیگانگان جاسوسی کرده‌اند» یا دست به «اقدام‌هایی خلاف امنیت ملی» زده‌اند.

این در حالی است که هم‌اکنون نزدیک به ۱۵۰ نفر از شهروندان بهایی در زندان‌های مختلف ایران در حال سپری کردن محکومیت‌های زندان خود هستند و بیش از ۲۰۰ بهایی دیگر نیز که با قرار وثیقه آزاد هستند، در انتظار صدور حکم قطعی و یا اجرای حکم زندان به سر می‌برند.

در یکی از آخرین موارد اجرای این احکام، الهام فراهانی و فرزندش شمیم نعیمی، که پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به ۴ و ۳ سال حبس محکوم شده بودند، روز ۲۱ اردیبهشت‌ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شدند.

No responses yet

May 21 2014

گزارش تکمیلی ایران وایر درباره بازداشت دختران و پسران کلیپ فارل

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: دختران و پسرانی که با آهنگ «شاد» فارل در تهران رقصیدند و کلیپ‌شان را در شبکه «یوتیوب» قرار دادند، روز گذشته بازداشت شدند و سر از اخبار 20:30 درآوردند.

آن ها در یک صف پشت به دوربین و رو به روی سردار ساجدی نیا، رئیس پلیس پایتخت ایستادند و اعتراف کردند که توسط یک زن و یک مرد با وعده بازیگری اغفال شده‌اند. سردار ساجدی نیا، رو به دوربین جوانان را نصیحت کرد که با وعده و وعید حضور در سینما در باند انسان‌های فاسد نیفتند و با لبخند از سرعت عمل نیروی انتظامی سخن گفت: « این افراد ظرف دو ساعت شناسایی و ظرف شش ساعت همگی دستگیر شدند.»

رییس پلیس پایتخت در شرایطی از سرعت عمل نیروی تحت امرش سخن می‌گوید که این ویدئو بیشتر از یک ماه است در شبکه یوتیوب قرار داده شد و بیش از صد هزار بار دیده شده است. البته از زمان دستگیری دست اندرکاران تهیه کلیپ فارل، دسترسی به این کلیپ در شبکه یوتیوب مختل شده است.

یک منبع آگاه در گفت‌و گو با ایران وایر نحوه دستگیری دست اندرکاران این ویدئو را شرح می‌دهد: «به همه آن ها تلفن شده و گفته‌اند یکی از دوستان تصادف کرده، هر کدام از بچه ها برای رساندن خود به دوست تصادفی به محلی که پای تلفن آدرس داده شده، مراجعه می‌کند و توسط پلیس دستگیر می‌شود.» پلیس خانواده‌های دستگیر شدگان را تهدید کرده که در صورت گفت‌و گو با رسانه‌ها از آزادی فرزندانشان جلوگیری می‌کند.

این منبع آگاه در ادامه می‌گوید: «فعلا از همه خانواده ها یک وثیقه 30 میلیون تومانی درخواست شده و پلیس گفته در صورت مصاحبه نکردن با رسانه‌ها می‌توانند فردا فرزندانشان را به قید وثیقه، آزاد کنند.» دختران و پسران دستگیر شده اولین گروهی بودند که از ایران برای کمپین آهنگ «شاد» فارل، ویدئو ساختند.

سه روز پس از انتشار این ویدئو یکی ازدست اندرکاران این کلیپ با ایران وایر گفت‌و گو کرد. او در بخشی از حرف‌هایش گفت: «ما می‌خواهیم کارمان را در ایران ادامه دهیم. در خارج از ایران هرکسی می‌تواند این کارها را بکند. ما قصد داریم صدای جوانان ایرانی را به دنیا برسانیم. ما می‌خواهیم فقط حرف بزنیم و به دنیا بگوییم ایران جای بهتری است، جوانان ایرانی با همه‌ فشارها خوشحالند و با روحیه برای بهتر شدن وضعیت‌ خود تلاش می‌کنند. آن‌ها بلدند شادی کنند؛ مثل همه‌ مردم دنیا.» این گفت‌و گو را می‌توانید اینجا ببینید.

پس از انتشار این کلیپ، گروه‌های دیگر نیز دست به کار شدند و در خیابان‌های تهران یا داخل اتومبیل و روی پشت‌بام با این آهنگ رقصیدند و کلیپ‌شان را در شبکه «یوتیوب» منتشر کردند. در حال حاضر دو کلیپ ایرانی دیگر با آهنگ فارل روی شبکه یوتیوب قرار دارد.

No responses yet

May 19 2014

قطعات پازل طرح خمینی برای قتل منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: کنار هم قرار دادن دو خاطره و ادعایی که هراتی مطرح کرده است قطعات پازل طرح قتل آیت‌الله منتظری را پر می‌کند… روشن شدن این موضوع کمک می‌کند تا دامنه خشونت در نگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بهتر مشخص شود.

۵ سال پیش، عبدالحسین هراتی در مالزی به نقل از عمادالدین باقی مدعی شده بود که آیت‌الله خمینی قصد کشتن آیت‌الله منتظری و صد نفر از یارانش را داشته است. این موضوع را بسیاری فراموش کرده بودند تا وقتی که هراتی به ریاست اداره اسناد و مدارک دانشگاه آزاد منصوب شد. طه هاشمی معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد بعد از بالا گرفتن اعتراضات وی را برکنار کرد. او مدعی بود که اداره حراست و وزارت اطلاعات صلاحیت هراتی را تایید کرده‌اند. وزارت اطلاعات علی رغم سوال علنی جمعی از نیرو‌های بسیجی در این خصوص سکوت کرده است.

معترضان که به طیف افراطی اصول‌گرایان تعلق داشتند سوابق فعالیت‌های هراتی در گذشته و به‌خصوص نامه‌اش به حجت السلام کروبی در جریان تحرک جنبش سبز را پیش کشیدند و دادن پست مدیریتی به وی را عملی خطا و در راستای عدول از آرمان‌های انقلاب و نظام به‌شمار آوردند. هراتی از فعالان انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور در پیش از انقلاب و هواداران دکتر علی شریعتی است که بعد از انقلاب به جرگه حامیان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی می‌پیوندد. وی در عین حال روابط خوبی با نهضت آزادی، میناچی و آیت‌الله منتظری داشته است.

رصد کردن سوابق او شخصیتی معما گونه را ترسیم می‌نماید که آرمان‌گرایی شریعتی را با مصلحت سنجی و مشی غیر اصولی و نوسانی رفسنجانی پیوند زده است. اما وجه معما گونه شخصیتی وی در جایی بیشتر می‌شود که او بعد از خروج از ایران و اقامت در استرالیا مطالب تندی بر علیه آیت‌الله خمینی در وب سایت ایران امروز منتشر می‌کند و در جریان جنبش سبز به موسوی و کروبی ایراد می‌گیرد که چرا دم از پیروی از مشی آیت‌الله خمینی می‌زنند.

اما بعد از انتخابات به ایران رفته و مشاور فرهنگی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌شود. حساسیت‌ها نسبت به وی نیز تا زمانی که مسوولیت در دانشگاه آزاد نگرفته بود، بروز نیافته بود. حتی مخالفان بعد از برکناری وی از دانشگاه آزاد ساکت شدند و واکنشی نسبت به فعالیت او در مجمع تشخیص مصلحت نظام نشان ندادند.

اما صرف‌نظر از چگونگی اتفاقی که برای وی رخ داد و کنکاش در شخصیتش، او یک سخنرانی در مالزی در سال ۱۳۸۸ به مناسبت فوت آیت‌الله منتظری انجام داده است که فرازی از آن موضوعی مهم در فهم مسائل مربوط به عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری است.

او در سخنرانی یاد شده به نقل از عمادالدین باقی مدعی شده است آیت‌الله خمینی قصد کشتن آیت‌الله منتظری و صد نفر از یارانش را داشته است. او منتفی شدن این ماجرا را ناشی از دخالت علی اکبر هاشمی رفسنجانی می‌داند که بعد از اطلاع از قصد آیت‌الله خمینی پیش او رفته و با گریه می‌کوشد او را منصرف سازد و همچنین با آیت‌الله منتظری ملاقات کرده و به او می‌گوید اگر به خودش رحم نمی‌کند به صد نفر نزدیکانش رحم کند و با نوشتن نامه‌ای خشم آیت‌الله خمینی را فرو بنشاند. منظور وی نامه ۷/۱ است که آیت‌الله منتظری نوشت و از عدم تمایل خود به جانشینی آیت‌الله خمینی سخن گفت.

تا زمانی که عماد الدین باقی این سخن را تایید نکرده باشد، قطعیت این انتساب محرز نمی‌شود. اگر چه بخشس از این ادعا با واقعیت تطبیق نمی‌کند اما کلیت آن قابل تامل است. در خاطرات آیت‌الله منتظری و رفسنجانی گمانه‌هایی وجود دارد که می‌توان از انها نتیجه گرفت که اراده برای کشتن آیت‌الله منتظری و هوادارانش جدی بوده است. البته این مساله در حد یک فرضیه است و صحت قطعی آن با توجه به مدارک و اطلاعات موجود مشخص نیست.

ادعای با واسطه هراتی یک ایراد دارد. رفسنجانی در نوروز ۱۳۶۸ و هنگام عزل آیت‌الله منتظری با وی دیدار نداشت. کسی که رفت و با آیت‌الله منتظری در خصوص نگارش نامه توابانه مذاکره کرد حجت السلام عبدالله نوری بود. شاید هاشمی با واسطه پیغامی را مطرح کرده باشد. اما احتمال آن کم است چون آیت‌الله منتظری در خاطراتش به این مساله اشاره نمی‌کند. رفسنجانی تا فوت آیت‌الله منتظری با او دیدار نکرد.

اما آیت‌الله منتظری در جریان گفتگو با عبدالله نوری از وجود توطئه‌ای برای برخورد امنیتی و صدور حکم اعدام برای وی سخن می‌گوید. البته ایشان موضوع را بر اساس شنیده‌ها مطرح می‌کند که صحت وسقم آن را نمی‌داند. اما موضوع ان قدر از دید وی مهم است که در خاطراتش ذکر کرده است.

آیت‌الله منتظری نقل به مضمون ماجرا را چنین توضیح می‌دهد که «عبدالله نوری پیش‌نویس نامه‌ای را به من داد تا ان را بخوانم و امضا کنم. در آن نامه مضامینی توبه آمیز نوشته و از جمله قید شده بود اما من از اینکه دفترم پایگاه منافقین شده بود از شما معذرت می‌خواهم و…» آیت‌الله منتظری اعتراض کرده و می‌گوید «دفتر من هیچگاه پایگاه کسی و از جمله سازمان مجاهدین خلق نبوده است.» نوری در پاسخ می‌گوید حتما چیزی بوده که می‌گویند. آیت‌الله منتظری عصبانی شده و می‌گوید «هر کس… می‌خورد می‌گوید دفتر من این گونه بوده است.» در نهایت آیت‌الله منتظری از پذیرفتن نامه نوشته شده توسط نوری استنکاف ورزیده و نامه خودش که در ۷/۱/۱۳۶۸ در جراید منتشر شد را می‌نویسد. اما ایشان می‌گوید بعد ‌ها از کانال‌هایی شنیده که نامه نوری دامی بوده تا وی به ارتباط با سازمان مجاهدین اعتراف کرده و به این اتهام دادگاهی شود.

البته عبدالله نوری این ادعا و توطئه بودن پیشنهادش را قویا تکذیب می‌کند و می‌گوید از سر دل‌سوزی برای کم کردن آسیب‌هایی که متوجه آیت‌الله منتظری بوده است نامه توابانه را پیشنهاد کرده است.

در خاطرات رفسنجانی هم آمده که بعد از شنیدن تصمیم آیت‌الله خمینی به خواندن «نامه موهن» ۶/۱/۱۳۶۸ از صدا و سیما در اعتراض می‌گوید آقا این نامه خوانده شود عده‌ای می‌ریزند و آیت‌الله منتظری را می‌کشند.

کنار هم قرار دادن این دو خاطره و ادعایی که هراتی مطرح کرده است قطعات پازل طرح قتل آیت‌الله منتظری را پر می‌کند. از آنجایی‌که آیت‌الله منتظری تاکید کرده بود که کتاب خاطرات منتشر شده وی شامل همه خاطرات نیست و ناگفته‌هایی هنوز وجود دارد لذا ممکن است شواهد بیشتری دال بر تایید فرضیه یاد شده در خاطرات کامل او مشاهده شود.

از سوی دیگر اگر واقعا طرح قتل آیت‌الله منتظری وجود داشته است رفسنجانی شاید مصلحت ندیده اصل ماجرا را در خاطراتش بازگو کند لذا به صورت کد وار قید کرده که عده‌ای ممکن است او را بکشند. در صورتی که در سال ۱۳۶۸ و با توجه به جایگاه آیت‌الله منتظری بدون چراغ سیز حکومت امکان تعرض به آیت‌الله منتظری وجود نداشت.

این فرضیه با توجه به کینه شخص ری شهری نسبت به آیت‌الله منتظری قوت بیشتری می‌یابد. وزارت اطلاعات برای برخورد امنیتی سنگین با آیت‌الله منتظری و هوادارانش آمادگی داشت.

البته مواردی هم وجود دارد که صحت فرضیه فوق را مورد تردید قرار می‌دهد. به عنوان مثال در جریان پرونده مهدی هاشمی تمامی نیرو‌های نزدیک به وی اعدام نشدند و برادر وی نیز تبعید شد و آیت‌الله خمینی خواست وزارت اطلاعات برای برخورد قضائی و امنیتی با هادی هاشمی را نپذیرفت.

اما از سوی دیگر سابقه آیت‌الله خمینی نشان می‌دهد او در استفاده از خشونت حد و قیدی قائل بود. رحیمیان از اعضاء دفتر وی تعریف کرده است که او حکم قتل نوه‌اش سید حسین خمینی را در صورت مقاومت در برابر نیرو‌های کمیته و انتظامی را داده بود. همچنین از محمد مهدی ربانی املشی عضو سابق و متوفی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل کشور در سال‌های اولیه دهه شصت و عضو حزب جمهوری اسلامی نیز نقل شده است که آیت‌الله خمینی، احمد پسرش را تهدید کرده بود که اگر با اعضاء سازمان مجاهدین خلق حشر و نشر داشته باشد با او برخورد سنگین خواهد کرد.

ممکن است برنامه کشتن احتمالی آیت‌الله منتظری در حالت رسمی و قضائی نبوده و قرار بوده عده‌ای به نام مردم خشمگین و امت حزب الله این کار را انجام می‌دادند.

روشن شدن این موضوع کمک می‌کند تا شدت و دامنه خشونت در نگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و منشا خشونت در جمهوری اسلامی بهتر مشخص گردد.

هراتی [2]
منتظری [3]
خمینی [4]
رفسنجانی [5]
قتل [6]
ریشهری [7]

No responses yet

May 18 2014

محمدرضا زائری٬ مدیرمسول نشریه «خیمه»: سعید مرتضوی خیلی‌ها را آلوده کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محمدرضا زائری٬ مدیرمسئول نشریه «خیمه» با انتقاد از کم‌کاری قوه قضائیه در برخورد با سعید مرتضوی٬ گفته «خطر امثال مرتضوی برای نظام با هیچ خطری قابل قیاس نیست.»

آقای زائری روز شنبه (۲۷ اردیبهشت) در گفتگو با سایت «تابناک» از «فساد» و «انحراف» سعید مرتضوی سخن به میان آورده و اظهار کرده «بنیان دادستان سابق تهران بر دروغ، ‌فریب و ناراستی بوده است.»

وی افزوده «مرتضوی خیلی‌ها را آلوده ‌و جوری دیگران را درگیر کرده که کسی نتواند به عمق ماجرا راه یابد.»

به گفته این روحانی «هنوز همه پرونده‌های مطرح درباره این فرد {مرتضوی} در قیاس با اصل مفاسد و مشکلاتی که وجود داشته، قابل قیاس نیست و اصل کوه یخی آن پایین است.»

زائری ادامه داده که «گفته‌ها و شنیده‌های فراوانی‌ از مسائل مالی گرفته تا مسائل امنیتی پیرامون این فرد {مرتضوی} وجود دارد که بسیاری از بزرگان هم درباره آن‌ها سخن گفته‌اند.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرده «امروز مرتضوی سیبل است و دیگرانی که مانند او باید محاکمه شوند، فتیله را پایین کشیده‌ و مترصدند با افتادن آب‌ها از آسیاب، بار دیگر به میدان بازگردند.»

از سعید مرتضوی٬ دادستان سابق تهران به عنوان یکی از «فاسد‌ترین» مقام‌های قضایی در جمهوری اسلامی نام برده می‌شود که تلاش‌ها برای محاکمه وی تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

علیرضا زاکانی٬ احمد توکلی و الیاس نادران سه نماینده محافظه‌کار مجلس با وجود در اختیار داشتن صد‌ها سند علیه مرتضوی و تلاش‌های گسترده تاکنون نتوانسته‌اند وی را به پای میز محاکمه بکشانند.

متن اصلی خبر از تابناک:
حجت‌الاسلام زائری در گفت‌وگو با «تابناک»:
خطر امثال «مرتضوی» برای نظام با هیچ خطری قابل قیاس نیست
سنت الهی‌ این است که «ترك السرق ایجابا للعفه» یعنی جلوگیری از سرقت و دزدی، عفت و حیا و امنیت اخلاقی در جامعه را به دنبال خواهد آورد. وقتی دزدی باب و روان شود و رواج ‌یابد، طبیعی‌ است که در خیابان فساد فحشا دیده می‌شود، پدیده دختران خیابانی به وجود می‌آید، سن فحشا و مفاسد پایین می‌آید و مسائلی از این دست؛ بنابراین، خطر امثال مرتضوی برای جمهوری اسلامی …
کد خبر: ۴۰۰۹۴۸
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ – ۱۴:۱۷ – 17 May 2014
آسیبی که آقای مرتضوی و همدستانش به آبروی جمهوری اسلامی‌ به همبستگی ملی و به اقتدار انقلاب و نظام وارد کرده‌اند، حتی اگر موارد آشکار و پنهان دیگری پیرامون آن نمی‌بود، برای محاکمه وی کافی بود.

خطر امثال «مرتضوی» برای نظام با هیچ خطری قابل قیاس نیستبه گزارش «تابناک»، هشتم اسفندماه 91، وقتی نخستین نشست دادگاه کهریزک بناگاه بدون اعلام دلیلی غیرعلنی اعلام شد، حجت‌الاسلام زائری که همراه یکی از اولیای دم به دادگاه آمده بود، پیرو این تصمیم فرجام خوبی برای دادگاه پیش‌بینی نکرد و گفت: «افرادی هستند که اگر تأمین جانی داشته باشند، سخنان مهمی درباره مرتضوی و همدستانش به زبان خواهند آورد، اما عزم جدی برای رسیدگی به این موارد وجود ندارد‌». به فاصله یک سال و چند ماه از آن روز، فرصتی دست داد تا با وی در این باره به گفت‌وگو بنشینیم و برخی زوایای مغفول پیرامون متهم آن روز را مرور کنیم.

پنج سال پس از وقوع جنایت کهریزک و یک سال و چند ماه پس از آغاز جلسات دادگاه رسیدگی به پرونده تشکیل شده به این منظور، آرای عجیب اعلام شده برای متهمان پرونده در ایستگاه تجدید نظر مانده و قطعیت نیافته تا از کسی که معتقد بود، عزم جدی برای رسیدگی به این پرونده وجود ندارد، بپرسیم چه شد آن روز آن پیش بینی را کرد و اکنون نظرش درباره آرای صادره و فرجام پرونده چیست؟

حجت‌الاسلام دکتر محمدرضا زائری با تأکید بر اینکه هم اکنون هم تنها مرتضوی سیبل است و دیگرانی که مانند او باید محاکمه شوند، فتیله را پایین کشیده‌ و مترصدند با افتادن آب‌ها از آسیاب، بار دیگر به میدان بازگردند، می‌گوید: هنوز همه پرونده‌های مطرح درباره این فرد در قیاس با اصل مفاسد و مشکلاتی که [پیرامون این فرد] وجود داشته، قابل قیاس نیست و اصل کوه یخی آن پایین است. مرتضوی خیلی‌ها را آلوده ‌و جوری دیگران را درگیر کرده که کسی نتواند به عمق ماجرا راه یابد.

وی می‌افزاید: بارها و بارها به سراغم آمدند تا اسنادی در اختیارم قرار دهند که چه بسا رسانه‌های خارجی حاضرند برای در اختیار گرفتنشان هزینه هم بکنند؛ اما چون حوزه فعالیت من سیاسی نیست، نخواستم، چون تنها مسئولیتم زیاد می‌شود و نمی‌توانم کاری انجام دهم. البته فکر می‌کنم وظیفه من هم نیست، چون بالاخره مسئولیتی هست که مسئولانی برای آن تعیین شده که ایشان اگر احتمال وجود این سر‌نخ‌ها را بدهند، شرعا، اخلاقا و عرفا وظیفه دارند پیگیری کنند. پرونده‌هایی مطرح است که کاملا آشکارند و مسئولیت آقای مرتضوی و همدستانش در آنها محرز است؛ اینجاست که مسئولان باید ورود کرده و بررسی کنند.

البته در فاصله آغاز ‌نشست‌های دادگاه کهریزک تا به امروز، مرتضوی با عملکرد خود در دولت و در مقام رئیس تأمین اجتماعی، پرونده‌های دیگری هم برای خود گشوده تا نشان دهد، اتهامات کهریزک و تشکیل پرونده‌ای با ۳۵۰۰ برگ در آن باره، ذره‌ای برایش نگرانی ‌نداشته است.

زائری در این باره می‌گوید: افزون بر این‌ها، گفته‌ها و شنیده‌های فراوانی‌ از مسائل مالی گرفته تا مسائل امنیتی پیرامون این فرد وجود دارد که بسیاری از بزرگان هم درباره آن‌ها سخن گفته‌اند و باید به آن‌ها پرداخته شود، ولی از همه مهم‌تر، آسیبی که آقای مرتضوی و هم‌دستانش به آبروی جمهوری اسلامی، به همبستگی ملی، به اقتدار انقلاب و نظام وارد کرده، حتی اگر این موارد آشکار و پنهان هم نمی‌بود، برای محاکمه وی کافی بود.

زائری که از دوران اداره نشریه «خانه»، پیه محاکمه ‌توسط مرتضوی، دادستان وقت به تنش خورده، بر این باور است که بنیان دادستان سابق تهران بر دروغ، ‌فریب و ناراستی بوده است.
او در این باره می‌گوید: این شنیده نیست که خللی بر آن وارد باشد، بلکه خود‌ شاهد آن بوده‌ام. ایشان در دادگاه به من می‌گفت، یک کاغذ بنویس «من را گول زدند تا مشکل پرونده‌ات را حل کنم‌»! این عین عبارت ایشان بود. این مدل پرونده‌سازی خودش خیانت است به جمهوری اسلامی که شما اسرائیل، آمریکا و استکبار جهانی را تا این حد تنزل بدهید که من به دروغ بنویسم عوامل ایشان با من مرتبط بوده‌اند و فریبم داده‌اند و…؛ البته مثل روز برایم روشن بود که اگر به ذلت این دروغ گفتن هم بیفتم، ایشان به عهد خود هرگز وفا نخواهند کرد.

وی می‌افزاید: تا دلتان بخواهد تخلفات قانونی و غیرقانونی از آن دوران وجود دارد. آن زمان پرونده ما گم شده بود و هر چه پیگیری می‌کردیم یافت نمی‌شد تا اینکه یکی از مسئولان که اسم نمی‌برم، خبر داد که پرونده ما و چند پرونده مهم دیگر را ـ که نام برد ـ آقای مرتضوی به منزل برده و در گاو صندوق شخصی نگهداری می‌کند. پرسیدم شما که می‌دانید چرا کاری نمی‌کنید و پاسخ داد، «همه می‌دانند این کار غیرقانونی است اما کاری از دستمان بر نمی‌آید!» جالب است بدانید آن پرونده هنوز هم بسته نشده است، چون مدل کاری مرتضوی آن بود که استخوان ‌لای زخم نگه می‌داشت.

جالب اینکه همه این برخورد‌ها با زائری در حالی رخ داده که نخستین برخورد وی با دادستان وقت رخ می‌داده؛ یعنی در اولین برخورد از او خواسته شده کاغذی به دروغ بنویسد تا پرونده‌اش بسته شود و ایادی استکبار محکوم شوند!

اما تأثیر این قبیل رسیدگی‌ها، تأثیر فرجام نیافتن امثال پرونده کهریزک پس از پنج سال و موارد مشابه در جامعه چه خواهد بود؟ آیا نمی‌توان بخشی از مشکلاتی را که اخلاق عمومی به آن مبتلا شده، برگرفته از این مسائل دانست؟

خطر امثال «مرتضوی» برای نظام با هیچ خطری قابل قیاس نیستزائری در پاسخ به این پرسش می‌گوید: به نظر من، مسئولیت قوه قضائیه مسئولیت بزرگ و سنگینی است. به‌‌ همان میزان که اگر درست عمل کند، می‌تواند به تنهایی جامعه را اصلاح کرده، نجات دهد و مشکلات را در دراز مدت حل کند. اگر خدای ناکرده در ادای مسئولیت خود سستی کند، می‌تواند همه چیز را نابود کند؛ درست مثل مسئولیتی که منِ روحانی دارم و هم می‌توانم دین مردم را نجات داده و به بهشت برسانمشان و هم می‌توان به جهنم رهنمون کنم!

وی می‌افزاید: همه مفاسد اجتماعی از اعتیاد به مواد مخدر تا فساد و فحشا، تا سقط جنین غیر قانونی که روزانه هفتصد مورد در کشورمان رخ می‌دهد، تا وضعیت حجاب در جامعه که آقایان فکر می‌کنند با تذکر اخلاقی یا برخورد انتظامی قابل حل است و…، همه‌شان با عملکرد درست قوه قضائیه ‌حل‌شدنی است؛ این حرف عین روایات و احادیث و اعتقادی است که با آیه و حدیث به آن رسیده‌ام. به اعتقاد من ریشه همه مفاسد در ‌برخورد نامناسب قضایی با فساد، در سستی و مماشات‌ است و به‌‌ همان نسبت، عملکرد مناسب دستگاه قضا در برخورد با این مشکلات و مفاسد، می‌تواند جامعه را اصلاح کند.

وی می‌افزاید: اگر امیر‌المؤمنین (ع) آن قاطعیت‌ها را در مبارزه با فساد داشت، دلیلش آن بود که می‌دانست با جلوگیری از آن فساد‌ها، جامعه سالم خواهد بود. این تعبیر خطبه فاطمیه (س)، تعبیر بسیار تکان دهنده‌ای ا‌ست که می‌گوید سنت الهی‌ این است که «ترک السرق ایجابا للعفه»؛ یعنی جلوگیری از سرقت و دزدی، عفت و حیا و امنیت اخلاقی در جامعه را به دنبال خواهد آورد. وقتی دزدی باب ‌و روان شود و رواج بیابد، دیدن فساد فحشا ‌در خیابان‌ طبیعی ا‌ست؛ اینکه پدیده دختران خیابانی به وجود آید، سن فحشا و مفاسد پایین بیاید و مسائلی از این دست؛ بنابراین، بر این باورم که ‌خطر امثال مرتضوی برای جمهوری اسلامی خطری است که با هیچ چیز دیگر ‌مقایسه نمی‌شود، ولی ‌متأسفانه برخی دوستان ما متوجه این آسیب‌ها نیستند.

No responses yet

May 17 2014

بانوی آمریکایی، روی تشک‌های کشتی سالن هفتم تیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: جام جهانی ۲۰۱۴ کشتی فرنگی در حالی به میزبانی تهران آغاز شد که یک زن سرپرستی تیم ملی کشتی فرنگی آمریکا را برعهده دارد. کریستینا «کیکی» کلی سرپرست تیمی است با هشت کشتی‌گیر و چهار مربی مرد.

خانم کلی در مراسم افتتاحیه نیز روی تشک‌ سالن هفت تیر رفت و به عنوان مسئول تیم ملی ایالات متحده آمریکا در آیین رژه تیم‌ها شرکت کرد. این نخستین بار است که در مسابقات کشتی به میزبانی ایران، زنی در این سالن و در مقام نماینده یک کشور حضور می‌یابد.

کریستینا کلی سپس در جایگاه ویژه حضور یافت و مسابقات را تماشا کرد. او سرپرستی تیم آمریکا در مسابقات جهانی ۲۰۱۳ بوداپست را هم برعهده داشت.

وب‌سایت فدراسیون کشتی آمریکا به نقل از ریچارد بندر مدیر امور اجرایی این فدراسیون درباره خانم کلی نوشته است: «ما افتخار می‌کنیم و هیجان‌زده‌ایم از این که کریستینا کلی را در چرخه مسابقات تا المپیک ۲۰۱۶ به عنوان سرپرست تیم ملی کشتی فرنگی در اختیار داریم.»

در این گزارش آمده است: «تعهد او به برنامه‌های آماده‌سازی تیم ملی، تفاوتی بزرگ با سال‌های اخیر ایجاد کرده و ما می‌دانیم که رهبری او وضعیت تیم ملی را بهبود خواهد بخشید.»

پیش از انقلاب اسلامی نیز حضور زنان به عنوان تماشاگر مسابقات کشتی در این سالن مرسوم نبود، اما در همین جایگاه ویژه، فرح پهلوی در جام آریامهر حضور می‌یافت.

پس از انقلاب و در دهه ۱۳۸۰ ماهیار رسایی از کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون کشتی و مرضیه دارابی از خبرنگاران کشتی‌نویس، همچنین تعدادی کم‌شمار از دیگر کارکنان زن فدراسیون کشتی توانستند در حین برگزاری مسابقات کشتی در محوطه سالن حضور یابند.

اخیراً هم در مسابقات نونهالان، به مادران و خواهران چند کشتی‌گیر اجازه ورود به سالن داده شد. طاهره طاهریان، مشاور امور ورزش زنان و معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، با اعلام حمایت از حضور زنان در سالن‌های والیبال، بسکتبال و ورزش‌های رزمی به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفته است که با تماشای فوتبال هم موافق است.

خانم طاهریان اما درباره حضور در سالن‌های کشتی گفته بود که هنوز درخواستی از طرف خانم‌ها به دست ما نرسیده.

در پی این مصاحبه، کمپین فیس‌بوکی برای ارسال درخواست به خانم طاهریان تشکیل و صدها امضا جمع‌آوری شد. حتی جمعی از کشتی‌گیران مرد نیز به کمپین پیوستند و گفتند این حق خانواده یک کشتی‌گیر اعم از مادر، همسر، خواهر یا دخترش است که تماشاگر عملکرد او در سالن مسابقات باشند.

الهام حیدری، نخستین داور کشتی زن ایرانی، پروانه حسینی و مریم حاجیان نیز به عنوان محقق و گزارشگر در مسابقات جام جهانی کشتی آزاد به میزبانی لس‌آنجلس حضور یافتند. آنها که گردانندگان صفحه «تاسیس ورزش کشتی بانوان ایرانی» در فیس‌بوک هستند وب‌سایتی هم دارند با عنوان “iranianwomenwrestling.com” و برای اعاده حق تماشا همچنین حق انتخاب رشته ورزشی کشتی توسط زنان ایرانی فعالیت می‌کنند.

در همین حال کریستینا کلی در مصاحبه با سایت فدراسیون کشتی آمریکا گفته است که کشتی برایم غالب شدن بر موانع است. نمایش اراده، ریسک و خطرپذیری در حین استراتژی برای حرکت بعدی و استفاده از هر موقعیت امکان‌پذیر. این همان کاری است که بیشتر مواقع در زندگی‌ام کرده‌ام.

او ۴۲ ساله است و دختری هشت ساله دارد. مدیر یک بنیاد خصوصی است که هزینه‌های مدرسه‌ای در تانزانیا، باغبانی شهری، بورس‌های تحصیلی، اردوگاه‌های جوانان و البته فدراسیون کشتی آمریکا را تامین می‌کند. برادر، پدر و دوست‌پسر او کشتی‌گیر بوده‌اند.

او میزان ترس خود را صفر درصد برآورد می‌کند و دلیل آن را بیماری خونی خود می‌داند که باعث شد مرگ را به چشم ببیند، اما بر آن غلبه کرد، در حالی که فقط دو درصد شانس داشت.

کلی در توضیحات خود پیرامون گذشته‌اش، تشابه رخدادهای وحشتناک زندگی را پیوند زده به تلاش برای حفظ ورزش کشتی در المپیک.

در مراسم افتتاحیه جام جهانی کشتی فرنگی، نناد لالوویچ رئیس صربستانی فیلا نیز حضور داشت. در این مسابقات ده تیم حضور دارند و تیم ملی کشتی فرنگی ایران تاکنون آذربایجان را هشت بر صفر، کره جنوبی را هفت بر یک و فنلاند را هم هشت بر صفر شکست داده. ایران در آخرین مسابقه مرحله مقدماتی به مصاف ارمنستان خواهد رفت.

No responses yet

May 17 2014

«مادران خاوران» و زندانی سیاسی سابق، برنده دو جایزه حقوق بشری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: هیئت داوران جایزه حقوق بشری گوانگ‌جو٬ «مادران خاوران» ایران را برنده امسال این جایزه اعلام کردند. «مادران خاوران» گروهی متشکل از مادرانی است که فرزندانشان در جریان اعدام‌های سیاسی دهه ۶۰ کشته شده‌اند.

در بیانیه‌ای که از سوی «بنیاد یادبود ۱۸ مه» -بنیاد اهدا کننده این جایزه حقوق بشری کره جنوبی- منتشر شده٬ آمده است که هیئت داوران، «مادران خاوران» را به همراه عادل‌ الرحمان خان٬ از فعالان حقوق بشری در بنگلادش٬ به عنوان برندگان آن در سال ۲۰۱۴ اعلام کرده‌اند.

این کمیته اعلام کرده است که «مادران خاوران» که فرزندانشان در جریان اعدام‌های سیاسی دهه ۶۰ کشته شده‌اند٬ در ۲۶ سال گذشته تلاش کرده‌اند تا با شناسایی بانیان اصلی نقض حقوق بشر در ایران٬ مقام‌های مسئول را به پاسخگویی وادارند.

به دنبال اعدام‌های سیاسی دهه شصت که اوج آن در سال ۱۳۶۷ بود٬ شماری از مادران اعدام‌شدگان گروه «مادران خاوران» را تشکیل دادند.

این افراد از آن زمان خواهان مجازات عاملان دخیل در بازداشت٬ شکنجه٬ اعدام و دفن گروهی و مخفیانه فعالان سیاسی دهه شصت بوده‌اند.

از تعداد دقیق اعدام‌شدگان دهه ۶۰ آمار دقیقی در دست نیست٬ اما تخمین‌هایی در مورد اعدام هزاران تن زده می‌شود. بسیاری از این افراد در گورستان خاوران٬ در جنوب تهران و به صورت گروهی به خاک سپرده شده‌اند و ماموران از نصب سنگ مزار و همچنین برگزاری مراسم یادبود برای این افراد جلوگیری می‌کنند.

بنیاد «یادبود ۱۸ مه» سال ۱۹۹۴ به یاد کشته‌شدگان اعتراض‌های ۱۸ تا ۲۷ ماه مه سال ۱۹۸۰ در شهر گوانگ‌جوی کره جنوبی تاسیس شد. در جریان این اعتراض‌ها که علیه دیکتاتوری ژنرال چون دو هوان رهبر نظامی وقت کره جنوبی برپا شد٬ ۱۶۵ تن کشته شدند.

این بنیاد از سال ۲۰۰۰ به صورت سالانه جایزه حقوق بشری‌ خود را به فعالان حوزه حقوق بشر در سطح جهان اهدا می‌کند.

معمولا مراسم اهدای این جایزه ۱۸ ماه مه برگزار می‌شود. این‌بار نیز وب‌سایت عدالت برای ایران ۲۴ اردیبهشت‌ماه اعلام کرد که مراسم اهدای این جایزه ۲۸ اردیبهشت‌ماه (برابر با ۱۸ مه ۲۰۱۴) با حضور تعدادی از اعضای گروه «مادران خاوران» در گوانگ‌جو برگزار خواهد شد.

آن سان سوچی٬ رهبر آزادی‌خواهان میانمار٬ از جمله برندگان این جایزه است.

زندانی سیاسی دهه ۶۰ برنده جایزه حقوق بشری از ژنو

در عین حال سازمان غیرانتفاعی «دیده‌بان سازمان ملل» نیز ۲۴ اردیبهشت‌ماه اعلام کرد که جایزه سالانه حقوق بشری خود را هفته آینده به مارینا نعمت٬ نویسنده ایرانی و از زندانیان سیاسی دهه شصت در ایران اهدا خواهد کرد.

هیلِل نویِر٬ مدیر این سازمان اعلام کرده است که این جایزه به دلیل شجاعت خانم نعمت در بازگو کردن «آزار و اذیت‌های مداوم» جمهوری اسلامی از جمله «زندان٬ شکنجه٬ تجاوز و اعدام» به او داده خواهد شد.

مارینا نعمت در دهه شصت شمسی و در ۱۶ سالگی به اتهام‌های سیاسی٬ بازداشت‌ می‌شود و پس از شکنجه و بازجویی در آستانه اعدام قرار می‌گیرد.

خانم نعمت اما سپس به اجبار بازجویش٬ به عقد او در آمده و از اعدام نجات پیدا می‌کند. او در نهایت موفق می‌شود در سال ۱۹۹۱ به کانادا مهاجرت کند و خاطرات خود از زندان اوین را در کتابی به نام «زندانی تهران» منتشر کند.

از خانم نعمت کتاب دیگری نیز با عنوان «پس از تهران؛ حیات بازپس گرفته شده» منتشر شده است.

مارینا نعمت سال ۲۰۰۷ جایزه «کرامت انسانی» پارلمان اروپا را از آن خود کرد.

جایزه حقوق بشری «دیده‌بان سازمان ملل» قرار است اول خرداد‌ماه در ژنو به خانم نعمت اهدا شود.

سازمان «دیده‌بان سازمان ملل» سال ۱۹۹۳ با هدف نظارت بر عملکرد سازمان ملل متحد و میزان تعهدش به قواعد و منشور حقوق بشر تدوین شده‌اش٬ از سوی موریس ابرم٬ نماینده دائم پیشین ایالات متحده در سازمان ملل٬ در ژنو سوئیس تاسیس شد.

گری کاسپاروف٬ قهرمان پیشین شطرنج و از مخالفان دولت روسیه از جمله برندگان جایزه حقوق بشری این سازمان است.

No responses yet

May 15 2014

رئیس جامع جراحان ایران: جراحان زیر خط فقر زندگی می کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایلنا: زمانی که صحبت از جراحان به میان می آید این تصور می شود که آنها ثروتمند هستند و پول زیادی دارند در حالی که این واقعیت نیست و درست عکس آن است.

رئیس جامع جراحان ایران گفت: استفاده از اعضای محکومین به اعدام برای پیوند به بیماران جز بدنامی چیزی ندارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا ایرج فاضل در نشست خبری که صبح امروز (دوشنبه برگزار شد) گفت: زمانی که صحبت از جراحان به میان می آید این تصور می شود که آنها ثروتمند هستند و پول زیادی دارند در حالی که این واقعیت نیست و درست عکس آن است.

وی با اشاره به این که اکثریت جراحان در سراسر کشور در بدترین شرایط کار می کنند افزود: با وجود تورم شش سال است که یک ریال به تعرفه آنها اضافه نشده است.

فاضل تصریح کرد: روز اول سال دیه را تعیین می کننداما هیچ کس به فکر این مسائل نیست.

رئیس جامع جراحان ایران با اشاره به این که جراحان زیر خط فقر زندگی می کنند افزود: صحبت من درباره چند جراح موفق که معروفیتی پیدا کرده اند نیست.

وی خاطر نشان کرد: نباید کسانی که این قدر زحمت می کشند زیر خط فقر باشند.

فاضل با تاکید بر این که تعرفه ها باید عادلانه باشند افزود: از نظر اجتماعی یک جریان شومی در مملکت است که می خواهد تیشه به ریشه بزند و به این موضوع که جامعه پزشکی در افکار مردم قابل احترام بوده اند خدشه وارد کنند.

وی خاطر نشان کرد مسئله آن است که هر روز یک سر و صدای جدیدی راه می اندازند که یک تعداد جراح مافیا هستند و بیان چنین موضوعاتی به این بر می گردد که یا نمی فهمند مافیا یعنی چه و یا این که مغلطه می کنند.

رئیس جامعه جراحان ایران با طرح این پرسش که آیا مشکل ممکلت این تعداد هستند یا مشکل جای دیگر است افزود: این کفایت را ندارند که بیمه ها را درست کنند و هر روز یک سر و صدایی راه می‌افتد.

فاضل با بیان اینکه به نظر می رسد که این جریان سازمان یافته ای باشد گفت: یک عده دانسته و عده ای از دوستان ابله در این وضعین سهیم هستند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به رایگان بودن بیمارستانهای آموزشی تمام سالهای قبل از انقلاب و 12 سال بعد از آن اشاره کرد و افزود این بیمارستانها به کلی رایگان بود و این ده درصد را هم مردم نمی پرداختند و این بیمارستانها هم رونق داشت و به خاطر عمل جراحی هم هیچ کس بیچاره نمی شد.

وی خاطر نشان کرد: نغمه شوم خود گردانی بیمارستانها وقتی سر داده شد هم مردم را بیچاره کرد هم بیمارستانها را از پا انداخت.

فاضل با تاکید بر این که مردم نباید هیچ پولی در بیمارستان بپردازند افزود: باید به همان دوران برگردیم تا بیمارستانها رونق بگیرند.

فاضل ادامه داد خیلی از تخت های این بیمارستانها خالی است زیرا مردم باید هزینه های هنگفتی بپردازند.

رئیس جامعه جراحان ایران در بخشی دیگر از سخنان خود به خرید و فروش اعضای بدن اشاره کرد و افزود: هیچ جای دنیا این موضوع را نمی پذیرند وبه عنوان جامعه پزشکی نگران فروش کلیه هستیم.

وی با بیان اینکه عده‌ای به اسم توریست درمانی کارهای غیر قانونی دراین زمینه صورت می گیرد افزود: در بحث خرید و فروش کلیه باید متعهد به قوانین بین المللی بوده تا هزینه ای در این زمینه نپردازیم.

فاضل به اشاره به این که پیوند کلیه از دهنده زنده غیر فانی ممنوع است افزود: اما برخی از افراد در خارج از کشور به دلیل این که پیوند کلیه در کشورشان از دهنده زنده غیر فانی ممنوع است به مملکت ما می آید و این کار برای آنها به اسم توریست انجام می شود.

رئیس جامعه جراحان ایران خاطر نشان کرد: این توریسم درمانی نیست و مایه افتخار ممکلت نمی باشد فیلیپین و هند این کار را می کردند و سالها قبل این کار را متوقف کردند.

فاضل در ادامه به استقاده از اعضای محکومین به اعدام اشاره کرد و گفت: وحشتناک تر از توریسم درمانیاستفاده از اعضای محکومین به اعدام است. که نغمه شومی در این زمینه به راه افتاده است.

وی در پاسخ به این سوال حتی اگر فرد محکوم به اعدام برای استفاده از اعضای او رضایت بدهند باز هم نباید این کار انجام گیرد؟ گفت: فردی که می خواهد بمیرد رضایت او ارزشی ندارد و هیچ جای دنیا این را نمی پذیرند و انجام آن فقط یک پرونده بزرگ حقوق بشری را برای کشور ایجاد می ‌کند.

وی تصریح کرد در چین این کار انجام می شد اما به منظور برگزاری مسابقات المپیک از این کشور خواستند که این کار نباید انجام شود و چین هم این کار را متوقف کرد.

وی با اشاره به این که این موضوع را دوست نادان یا دشمن دانا مطرح می کند افزود: استفاده از اعضای محکومین به اعدام جز بدنامی برای ممکلت و برای جامعه پزشکی تاثیر دیگری ندارد و این مطلقا به نفع ممکلت نیست.

No responses yet

May 13 2014

بازگشت فعالان سیاسی به ایران ممنوع!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی بازگشته به ایران نشان می‌دهد که سفر به ایران بدون هزینه نخواهد بود. دستگاه‌های امنیتی و قضایی با ایجاد رعب و وحشت امکان بازگشت ایرانیان خارج کشور را کاهش می‌دهند.

سال گذشته و در هنگام حضور روحانی و ظریف در نیویورک، نوید روزگاری جدید را به بسیاری از ایرانیان خارج از کشور را دادند. حسن روحانی در هتلی در نیویورک به حاضران ایرانی در سالن گفته بود که بازگشت به کشور، حق همه ایرانیان است. برخی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای که در طول دوران انتخابات در خارج از کشور برای پیروزی حسن روحانی تلاش کرده بودند، از جمله کسانی هستند که انتظار داشتند ثمره تلاش خود را بیشتر ببینند. سید ابراهیم نبوی، یکی از طنزپردازان طرفدار روحانی بعد از سخنان رئیس جمهوری ایران در نیویورک، اعلام کرد که به ایران باز خواهد گشت.

خبرگزاری رویترز همان زمان گزارشی در این باره تهیه و به ریسک‌های این نوع بازگشت اشاره کرد. در همان گزارش نام سراج میردامادی، فعال سیاسی و همکار برخی از رسانه‌های خارج از کشور به میان آمده بود: «میردامادی هنوز با اتهامات مربوط به انتقاد از مقام‌های جمهوری اسلامی و مصاحبه با رسانه‌های خارجی روبرو است. از زمان بازگشت در ماه اوت، او ممنوع‌الخروج و دو بار نیز بازجویی شده است، و هنوز اجازه کار و فعالیت در ایران را ندارد.»

میردامادی دو روز پیش، یعنی تقریبا ده ماه بعد از بازگشت به کشور بازداشت شد. این فعال سیاسی، پسر دایی رهبر جمهوری اسلامی است و موقعیتی متفاوت با بسیاری از فعالان دیگر دارد.

وقتی وزرات خارجه با احتیاط کارت دعوت می‌فرستد

معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه در اسفند ۱۳۹۲ گفت: «سیاست و تاکید دکتر روحانی باز بودن درهای کشور بر روی همه ایرانیان خارج کشور است». معاون وزیر امور خارجه تاکید کرد «به طیفی که تردید دارند، گفته ایم که ایمیل بزنند و اگر ترس کاذبی وجود دارد، ابهام را برای آنان برطرف کنیم».

وزارت امور خارجه در ابتدا این ادعا را مطرح کرد که خود ابهام زدایی می‌کند و همچنین معاون کنسولی امور مجلس مدعی شد که «اپوزیسیون در شدیدترین حالت آن بین همه ایرانیان خارج از کشور تنها بین ۳ تا ۴ درصد هستند» و سپس تاکید کرد که «اکثریت ایرانیان خارج از کشور علاقمند به توسعه ملی و خوش آوازگی ایرانیان هستند و آن را مطالبه می کنند. ایران را دوست دارند و کمک هم می کنند».

اما بعد از گذشت چند ماه در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ماه امسال معاون امور ایرانیان خارج از کشور وزارت امورخارجه گفت: «بعد از اعلام آدرس ایمیل بیش از یک‌صد ایمیل از سوی ایرانیانی که در خارج از کشور سکونت داشتند دریافت کردیم که به هر دلیلی از بابت داشتن پرونده‌ای حقوقی در داخل کشور، نگران بودند. برای همه آنها ایمیلی ارسال شده که مدارک خود را ارسال کنند تا وزارت‌خارجه‌ به‌عنوان نهاد واسط و هماهنگ‌کننده، از نهادهای ذی‌ربط استعلام کند، حدود ۴۰نفر مدارک خود را فرستادند. ما هم مدارک را برای استعلام، به قوه‌قضاییه ارسال کردیم اما تاکنون پاسخی از سوی این نهاد دریافت نکرده‌ایم. هر زمانی‌که از سوی این قوه پاسخ دریافت کنیم، به‌سرعت به ایرانیانی که برای ما ایمیل فرستاده‌اند، اطلاع داده ‌می‌شود».

«شعار» و «تعهدات پوشالی»

در مدت زمان کوتاهی وزارت امورخارجه علاوه بر آمار و نظرات متناقض، از زیر بار ادعایی را که مبنی بر پیگیری و ابهام زدایی بود شانه خالی می‌کند. وزارت امورخارجه برای سرپوش گذاری نهادهای واسط مانند قوه قضاییه  را مسئول مطرح می‌کند و مدعی است که آن‌ها در پاسخ گویی کوتاهی کردند.  این در حالی است که قشقاوی معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت امورخارجه مدعی شده بود که دبیرخانه کمیته بازگشت ایرانیان خارج از کشور در وزارت اطلاعات تشکیل شده است و او به عنوان عضو این کمیته در جلسات آنها شرکت می‌کند. قشقاوی افزود: «جلسات به صورت منظم در وزارت اطلاعات تشکیل می شود و وزارت اطلاعات به نتایج خوبی در این زمینه دست یافته است و به زودی گزارش این جلسات منتشر خواهد شد».

با دستگیری تعدادی از فعالان بازگشته به ایران، ممکن است حجم نامه‌نگاری‌ها برای «ابهام زدایی» افزایش یابد. در روزها و هفته‌های اخیر حسین نورانی‌نژاد و سراج الدین میردامادی دو تن از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب بازگشته به ایران، دستگیر شده‌اند. سید ابراهیم نبوی که گفته می‌شود در برخی محافل از بازگشت سراج میردامادی به کشور حمایت کرده بود، هنوز به ایران باز نگشته است.

در طول ۳۵ سال گذشته حاکمیت چنین برخوردهایی را با منتقدان و کسانی که گفته می‌شد «امان»نامه گرفته‌اند، کرده است. برخی به خاطر تداوم انتقاد پس از بازگشت، با مشت آهنین جمهوری اسلامی مواجه شدند. خسروخان قشقایی با پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و بازگشت او با استقبال بی‌نظیر عشایر همراه بود اما در سال ۱۳۶۱ توسط حاکمیت دستگیر، شکنجه و سپس تیرباران شد. در سال‌های اخیر نیز حسین درخشان که بدون هماهنگی به ایران بازنگشته بود، پس از مدتی کوتاه دستگیر و سپاس زندانی شد. حتی در مواردی غیر سیاسی، کسی چون فاضل خداداد برای رفع سوتفاهم‌های مالی‌ به ایران بزگشت اما با حکم اعدامی از سوی قاضی دادگاه «اختلاس ۱۲۳ میلیاردی» روبرو شد. قاضی آن دادگاه کسی نبود به جز محسنی اژه‌ای.

برخوردهای سیاسی با مهمانان فعال از فرنگ برگشته

همین هفته، یکی از مدیران تازه منصوب دانشگاه آزاد اسلامی از کار برکنار شد. عبدالحسین هراتی که انتصابش به سرپرستی اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد اسلامی خبرساز شده بود، روز شنبه بیستم اردیبهشت از مقام خود برکنار شد. هراتی که سال‌ها در استرالیا به عنوان یک پناهنده سیاسی زندگی و فعالیت می‌کرد، سال پیش به ایران بازگشت. هراتی که گفته می‌شود به خاطر سابقه انجام پروژ‌ه‌هایی با خانواده هاشمی رفسنجانی، امکان بازگشت به ایران و فعالیت در این دانشگاه را یافته بود، به خاطر نوشته‌هایش در خارج از کشور، هدف حملات اصول‌گرایان قرار گرفت و مقام‌های ارشد دانشگاه آزاد پس از «استعلام» با دستگاه‌های امنیت، به کار او در مرکز اسناد پایان دادند.

عبور بازگشته‌ها از فیلتر قوه قضائیه

دادستان کل ایران در سخنرانی خود در۸ اردیبهشت گفت: «تعدادی از جریان فتنه که در داخل کشور هستند ممنوع الخروج هستند و ۴ نفر از عوامل فتنه که در خارج کشور هستند غیابی محاکمه شدند».

به این ترتیب بسیاری از فعالان خارج کشور، غیابی محاکمه می‌شوند و دستگاه قضایی این پیام را به معترضان ایرانی خارج کشور داده است که بازگشت بدون هزینه به کشور امکان پذیر نیست. دستگیری یک از بستگان آیت الله خامنه‌ای که نگاه سیاسی‌ای نزدیک به سید هادی، برادرکوچک‌تر  آیت‌الله خامنه‌ای دارد، خود می‌تواند نشانه‌ای منفی برای فعالان سیاسی‌ای باشد که در سال‌های اخیر از ایران رفته‌اند.

باید دید حامیان دولت روحانی که بازگشت به ایران را تبلیغ می‌کردند، الان چه می‌گویند؟

No responses yet

May 12 2014

ستاره داوری، فعال سابق دانشجویی بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوزمانه: ستاره داوری، فعال سابق دانشجویی و عضو شورای مرکزی تشکل‌ اصلاح‌طلب دانشگاه قزوین، سه شنبه ۱۶ اردیبهشت، توسط نیروهای امنیتی در منزل خانواده‌اش در تهران بازداشت شده است.
ستاره داوری

ستاره داوری، عضو پیشین شورای مرکزی تشکل‌ اصلاح‌طلب دانشگاه قزوین

یک منبع نزدیک به خانواده وی که خواست نامش فاش نشود، در گفت‌وگو با «رادیو زمانه» اعلام کرد که از محل نگهداری و علت بازداشت این فعال دانشجویی، اطلاعی در دست نیست.

این منبع افزود که خانواده ستاره داوری در این چند روز بارها به مراجع قانونی مراجعه کرده‌اند، اما تاکنون پاسخی به آن‌ها داده نشده است.

No responses yet

May 12 2014

نامه ی سی و یکم محمد نوری زاد به رهبر: به شما هم آیا سفارش می دهند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

محمد نوری‌زاد: سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیة الله خامنه ای

پیشنهاد می کنم برای درکِ رنج های جوراجور مردم، خود را بجای آنان بگذارید. که اگر از ابتدای رهبری تان، به این توصیه ی شیعی و انسانی مبادرت ورزیده بودید، اوضاع امروزِ ما حتماً به از این بود که هست. من برای درکِ بهترِ رنج هایی که یک به یک اعضای خانواده ی کوچک من، تنها در این شش ماه اخیر با آن مواجه بوده اند، در وجهی تمثیلی شما و خانواده ی مکرمِ شما را از بیت رهبری برکنده و در خانه ی خود اسکان می دهم.

داستان از اینجا پا می گیرد: شما – مرد خانه – در سفرید. در خوزستان. در شوش دانیال. مردِ ناشناسی به شما زنگ می زند و از شما می پرسد: جناب خامنه ای، آیا شما اکنون در بیمارستانید؟ شما با کمی تردید پاسخ می دهید که نه، مگر خبری شده؟ آن دوست ناشناس با صدایی گرفته و درد آلود می گوید: یک سایت دولتی و حکومتی خبری درج کرده که در آن خبر، شما را بیمار و روانی توصیف کرده است. دیگر چه؟ دیگر این که…. شما – آقای خامنه ای – به دختر خود تجاوز کرده اید و همسرتان از شما شکایت کرده و اکنون شما در بیمارستان بستری و تحت مداوایید.

شما از سفر باز می گردید و در جمالِ همسر و فرزندان خود شرمی می بینید ناشی از هجومِ وقیحانِ حکومتی. از خود می پرسید: مگر می شود در یک نظام مؤکدِ اسلامی، کانون خانواده ی یک معترضِ مدنی اینچنین پلشت و نا جوانمردانه در معرضِ آسیب و حمله قرار گیرد؟ در درون اما با حاکمان حکومتی می گویید: آهای ای حکومتیان، منِ خامنه ای، هرچه هستم، بله یک معترضم. با من مطابقِ موازین قانونی ای بر خورد کنید که خود وضع شان کرده اید. نه این که لجام گسیختگانِ حکومتی را به حریم خانواده ام گسیل کنید و به کانون خانواده ام آشوب اندازید.

کمی بعد از داخل ساختمان شما فیلمی در یکی از سایت های حکومتی منتشر می شود و ریز ترین اطلاعات خانه و اعضای خانواده و حتی گفتگوهای همسایگان در نشست های فیمابین را بر ملا می کنند. یک هفته از این خبرسازی های وقیحانه نمی گذرد که همان سایت حکومتی، خبر دیگری منتشر می کند. چه؟ این که: دختر آقای خامنه ای، با همان تجاوزِ چندی پیشِ پدر آبستن شده است. انتشار آشکارِ این خبر، بی آنکه حساسیت و غیرتِ مدعی العموم و دستگاههای قانونی و قضایی را بر انگیزد و رگ های تعصب نمایندگانِ خاموشِ مجلس را متورم سازد، شما را به واقعیتِ مکرری نزدیک تر می سازد که: این حاکمیت، هیچ حریمی را محترم نمی شمرد جز بقای خود. و چون خامنه ای، تیزیِ نقدش را متوجه اصول و وعده های بی سرانجام این نظامِ بظاهر اسلامی کرده، پس لاجرم باید از حیثیت تهی گردد و دودمانش به عرصه ی فحش های حکومتی کشانده شود.

زمان می گذرد و یکی دو ماه بعد، شما ناگهان با صدای زنگ تلفنِ خانه از خواب بر می خیزید؟ به ساعت نگاه می کنید. که سه ی صبح را نشان می دهد. از خود می پرسید: چه رخ داده در این نیمه های شب آیا؟ گوشی را بر می دارید و محترمانه می فرمایید: بله؟ آن که در آنسوی خط است، می گوید: آقای خامنه ای؟ شما پاسخ می دهید: بله خودم هستم بفرمایید. مرد می گوید: ممکن است گوشی را بدهید به دست یکی از دخترانتان بشری خانم یا هدی خانم؟ کمی به هم می ریزید: این مرد، در این دیرگاه شب با دختران من چکار دارد؟ باز محترمانه از او می پرسید: شما؟ می گوید: من دوستِ هدی خانم و بشری خانمِ شما هستم.

شما ارتباط را قطع می کنید و به رختخواب باز می گردید. کمی بعد صدای تلفن همسرتان بلند می شود. بله؟ منصوره خانم خجسته؟ بله بفرمایید. لطفاً گوشی را بدهید به دخترتان هدی خانم؟ و ادامه می دهد: بشری خانم هم اگر هستند کار ما راه می افتد. همسرتان تلفن را قطع می کند. بلافاصله تلفن دخترانتان به صدا در می آید. به دخترها هشدار می دهید که پاسخ ندهند. اما یکی از آنها پیش از هشدار شما به مردِ آنسویِ خط گفته است: بله بفرمایید. کمی بعد تلفن یکی از پسرانتان آقا میثم به صدا در می آید. واین بازیِ ” برادران” نه با یک خط تلفن، که با ده پانزده خط، و نه با یک فرد مشخص، که با ده بیست نفر، آنهم طی تمامی ساعات شبانه روز بالا می گیرد. از دستِ شمایِ پدر، از دست شمایِ شوهر، چه بر می آید؟ خطوط تلفن تان را تغییر دهید آیا ؟ مخابرات، در چنگ برادران است. شما را راه گریزی نیست. در نهایت به همسر و فرزندانتان توصیه می کنید تلفن های ناشناس را بی پاسخ بگذارند. خودتان یک بار می نشینید و تعداد مزاحمت ها را شماره می کنید. هزار بار. دوهزار بار. سه هزار بار.

یک ماهی می گذرد و شما به نحوی با مزاحمین کنار آمده اید و شکایت تان از طرقِ دادسرا و کلانتری محل به مخابرات محول می شود و مخابرات رسماً و طی نامه ای به دادسرا می نویسد: ما امکان ثبت و رد یابی تلفن های مزاحم در این یک ماه گذشته را نداریم. مزاحمین علاوه بر تلفن زدن های پی در پی، به راهی دیگر نیز پای می نهند. مشخصات اتومبیل شما را به سایت های رایگان می دهند و تلفن شما و همسر و یکی از دخترانتان را نیز به اسم فروشنده پای آن می نشانند. اکنون شما با تلفن های متعددی مواجهید که خریدار اتومبیل تان هستند.

یک روز بی خبر از همه جا به تلفنی پاسخ می دهید که شماره اش معتبر و خانگی است. به خود می گویید: کسی با تلفن خانگی یا اداری و یا حرفه ای مزاحم نمی شود. پاسخ می دهید: بله؟ یکی از آنسوی خط اسم شما را می برد؟ آقا سید علی؟ بله بفرمایید. مرد با آرامش تمام می گوید: آقا سیدعلی، شما اگر یک خانم بیست و پنج سی ساله برای ما جور کنی خرجش چقدر می شود؟
تلفن را قطع می کنید و بخود می گویید: این امکان ندارد! اما وقتی تعداد فاحشه خواهان فزونی می گیرد، داستان را باور می کنید. به خانه می روید. همسرتان جلو می آید و با شرم می گوید: مرتب به تلفن من زنگ می زنند و برای من پیام می گذارند و از من فاحشه می خواهند. دخترتان هم می آید و سر به زیر می گوید: از من هم زن صیغه ای می خواهند با ذکر مشخصات زن دلخواهشان. دخترتان ادامه می دهد: حتی اسم مرا و تلفن مرا داده اند به سایت ها بعنوان نظافتچی خانه.

حساس می شوید به این که: این دیگر چه چشمه ای است! شماره تلفن خود را به گوگل می دهید تا برایتان جستجو کند. بلافاصله چندین صفحه گشوده می شود. واویلا. دست بر پشت دست می زنید و با خود زمزمه می کنید: ای وای از این برادرانِ اسلامی! مگر چه دیده اید؟ می بینید عکس های برهنه ی فاحشه های جور واجوری را در چندین سایت قرار داده اند و تلفن شما را و تلفن همسرتان را و تلفن یکی از دخترانتان را در آنجا گذارده اند که اگر فاحشه می خواهید به آقا سیدعلی و همسر و دخترش مراجعه کنید. در خلوت از خود می پرسید: این چه جامعه ای است که ظرف چند روز بیش از هزار سفارش زن صیغه ای و فاحشه به اعضای خانواده ی منِ خامنه ای داده شده است!؟ سر به زیر می اندازید و به خود می گویید: وقتی آستانه ی فاحشگی در جمهوری اسلامی به سیزده سال و دوازده سال می رسد و مافیای این کاره، انواع دختران و زنان را در امنیت کامل به دیگر کشورها صادر می کنند، سفارش فاحشه به سیدعلی و خانواده اش نباید اعجاب انگیز باشد.

جناب رهبر:
بله، خانواده ی کوچک من، تنها در این شش ماه اخیر، با بازی های پلید و ناجوانمردانه ی اینچنینی مواجه بوده است. همین اکنون ما با زنگ ها و پیام های سخیف و مستهجنِ پی در پی مواجهیم. از شما می خواهم دستور دهید هر چه زودتر این فضاحت حکومتی را از سرِ خانواده ی من بر بچینند. مأموران شما مرا بخاطر نقد ها و اعتراضات مدنی ام، طبق قانون ببرند و زندانی ام کنند و به دارم بیاویزند، اما حریم خانواده ام را محترم بدارند. این خواسته ی فراوانی نیست. اینگونه که بر منبرها گفته اند، ظاهراً یزید با خاندان امام حسین محترمانه رفتار کرد. لااقل از یزید بیاموزیم نحوه ی برخورد با خانواده ی معترضان را.

با احترام
محمد نوری زاد
بیست اریبهشت سال یکهزار و سیصد و نود و سه

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .