اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Dec 20 2013

وقتی که حقوق بشر «نسبی» می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی


خودنویس: به هوش باشیم که مافیای مدینه و مجاهدان و جهادگران اسلام برای سومین بار و این مرتبه در قالب اصلاح‌طلبان و ملی-مذهبی‌ها، با برافراشتن پرچم سبزالله و با پروژه «اسلام رحمانی» و به کمک قدرت‌های سلطه‌گر غربی که حفظ اسلام به عنوان اصلی‌ترین عامل عقب‌ماندگی جوامع مسلمان دغدغه آنهاست، قصد حمله به ایران دارند.

پس از سفر اخیر هیات نمایندگی پارلمان اروپا به تهران و دیدار و خوش و بش اعضای این هیات با نسرین ستوده و جعفر پناهی و رد و بدل کردن یادگاری با آن‌ها، بیشتر به هوای «دوربین‌ها» و «افکار عمومی جهان»، بعضی از هول حلیم توی دیگ افتادند که دغدغه اتحادیه اروپا در ایران فقط نفت و گاز و انرژی اتمی و قرارداهای تجاری نیست، و جان و رفاه و امنیت مردم ایران هم برای این اتحادیه اهمیت دارد.

خانم تاریا کرونبرگ، رییس فنلاندی گروه ایران در پارلمان اروپا که مدیر این هیات هم بود، پس از بازگشت از سفر تهران اما این‌چنین آب پاکی را روی دست همه ریخت که «باید در نظر داشت که ایرانی‌ها [بخوانید عوامل جمهوری اسلامی] می‌گویند که آن‌ها ارزش‌هایی متفاوت از اروپایی‌ها دارند. این درست است اما ما باید بنشینیم و بر سر این ارزش‌ها تبادل نظر کرده و این تفاوت‌ها را بپذیریم. البته باید کم کم برای جهانی کردن ارزش‌ها هم قدم برداشت. اما در ایران باید در نظر داشت که در مقایسه با اتحادیه اروپا، دین نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. ما یک جامعه لیبرال هستیم و ایران یک جامعه به شدت محافظه‌کار است.»

ادعایی که خانم کرونبرگ می‌کند، البته برای ما ایرانی‌ها ادعای غریبی نیست؛ و این فرمایش ایشان معلوم است که از کجا آب می‌خورد؛ چرا که در ده پانزده سال اخیر، طیف‌های سیاسی مختلفی شامل اصلاح‌طلبان حکومتی، ملی-مذهبی‌ها و برخی چپی‌ها از بام تا شام تلاش کرده‌اند همین ادعا را در گوش ما فرو کنند. آن‌چه این طیف‌ها این روزها بدان درآویخته‌اند و مدام تبلیغ‌اش می‌کنند را در علوم انسانی «نسبی‌گرایی فرهنگی» (cultural relativism) می‌گویند. مطابق این روی‌کرد، خیلی خلاصه، فرهنگ‌های جوامع مختلف با هم تفاوت دارند، و در نتیجه رفتارهای اجتماعی محمول بر آن فرهنگ‌ها هم با هم تفاوت دارند.

با این وجود، این روی‌کرد که در جای خود البته صحیح است و در طول نیم قرن اخیر به توسط روشن‌فکران، دانشمندان، فعالان سیاسی و اجتماعی و…. که دغدغه سواستفاده حکومت‌ها و اکثریت‌های اجتماعی قدرت‌مند از «یکدستی فرهنگی» به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب انواع دگراندیشان و اقلیت‌ها را داشته‌اند تبیین شده، امروز خود به شیوه‌ای کنایه‌آمیز و بلکه تراژیک به ابزار دست رژیم‌های سرکوب‌گری هم‌چون جمهوری اسلامی بدل گشته که به بهانه نسبی بودن فرهنگ، و با تاکید بر این‌که «حقوق بشر» مفهومی خارجی و غربی است و در ملک ما معنایی ندارد و ما خودمان اسلام – بعضا «اسلام رحمانی» – داریم که عین منشور حقوق بشر و حتی از آن هم بهتر است، دم به دم ابتدایی‌ترین حقوق انسانی افراد جامعه را نقض می‌کنند. با دستاویز قرار دادن این نسبی‌گرایی، این‌ها حتی کار را به جایی کشانده‌اند که «رذیلت» را به «فضیلت» تبدیل کرده و بدین ترتیب جامعه را به قهقرایی برده‌اند که امروز در آن دست و پا می‌زند.

اما، از این توضیح نظری که بگذریم، بیایید ببینیم این نسبی بودن فرهنگ برای جمهوری اسلامی و هوادارانش و برای اتحادیه اروپا «در عمل» چه معنایی دارد. بیایید این ادعا را در قالب یک مثال عینی بررسی کنیم تا ببینیم موضع خانم کرونبرگ آخرش به کجا ختم می‌شود. محمدرضا پورشجری (مشهور به سیامک مهر)، ۵۳ ساله، وبلاگ‌نویسی است که چند صباحی در وبلاگ خود به «نقد اسلام» می‌پرداخت. اگر سری به وبلاگ او تحت عنوان «گزارش به خاک ایران» بزنیم، می‌بینیم که با درک و دانش خود تلاش کرده آن‌چه که معضلی برای فرهنگ و سیاست در ایران می‌داند را با زبانی ساده بیان کند. نوشته‌های او شاهکار علمی/تحقیقی نیست؛ و حتی در جاهایی پیش‌داوری‌های تند و تیز غیرعلمی هم دارد. با همه این حرف‌ها، پورشجری نظرات و عقاید قلبی خود را در قالب مقالاتی روشن و کوتاه در وبلاگش نگاشته و با هموطنانش در میان گذاشته است.

این امری است که در یک جامعه باز و در یک کشور آزاد – بگیرید یکی از همین کشورهای اروپایی که خانم کرونبرگ نماینده آن‌هاست – نه تنها جرم نیست که در سایه اصل «آزادی بیان» به راحتی پذیرفته و حتی تشویق می‌شود، هرچند که شاید جماعتی را خوش نیاید؛ چرا که در اروپا امروز کمابیش «حقوق بشر»ی حاکم است که با همه کاستی‌هایش شهروندان را به یکسان ارج می‌نهد و جان و مال‌شان را از تعرض حکومت و دیگر اقشار جامعه مصون می‌دارد. به عبارتی، در آن‌جا مدتهاست که آدم‌ها را به هوای «اختلاف عقیده» با حکومت یا با «اکثریت» به دیرک نمی‌بندند و نمی‌سوزانند.

اما در مقابل ببینیم در ایران، که بر اساس اصل «نسبی بودن فرهنگ»، حقوق بشر در آن – حداقل به ادعای سردم‌داران جمهوری اسلامی – معنایی ندارد، و به جایش «شرع مقدس اسلام» حدود و ثغور پندار، گفتار و کردار افراد را تعیین می‌کند، چه نصیب پورشجری شده است : ماموران وزارت اطلاعات در ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ به منزل پورشجری در کرج حمله کرده وی را بازداشت کردند. او پس از بازداشت، بدون اطلاع خانواده‌ کوچکش، یعنی تنها دخترش، به مدت هفت هشت ماه در سلولی انفرادی در زندان رجایی‌شهر کرج مورد شدیدترین شکنجه‌ها‌ قرار گرفت. به گفته خودش، او را مدام با باتوم و شوکر می‌زده‌اند و جلوی چشمش بساط اعدامش را بر پا می‌کرده‌اند تا «توبه» کند و از رهبری طلب «عفو» کند؛ و او، از یک طرف برای این‌که از شکنجه خلاص شود و از طرف دیگر برای این‌که زیر بار توبه و طلب عفو نرود، دست به خودکشی می‌زند.

هنگامی که بالاخره در ۳۰ آذر ‍۱۳۹۰ پورشجری را به «محاکمه» کشاندند، در دادگاهی غیرعلنی، بدون اجازه استخدام وکیل، بدون هیات منصفه، و بدون حضور نمایندگان رسانه‌ها، بدون این‌که حتی قُل و زنجیر از دست و پای نحیفش بردارند، وی را در مدت زمان ربع ساعت به اتهام «توهین به رهبری» و «اقدام علیه امنیت ملی» به سه سال زندان محکوم کردند؛ حکمی که مدتی بعد با وارد کردن اتهامات «محاربه» و «سب‌النبی» به وی به چهار سال افزایش یافت. در خاتمه «دادگاه»، هنگامی که پورشجری – که از دفاع از خود سر باز زده بود – خطاب به قاضی می‌گوید که «بالاخره روزی می‌رسد که شما نیز همانند قذافی در سوراخی گیر می‌افتید»، قاضی به او جواب می‌دهد که «اشکالی ندارد. تا وقتی هستیم، امثال شما تاوان‌اش را پس می‌دهند؛ وقتی هم رفتیم که رفته‌ایم».

در مدتی که پورشجری در انفرادی و سپس در زندان بود، به انواع و اقسام بیماری‌ها و مشکلات روحی/جسمی از جمله بیماری گوارشی، دیسک کمر، سنگ کلیه، از کارافتادگیِ بعضی اعضای بدن، و تصلب شرایین و عروق دچار شد و دو بار هم سکته قلبی کرد، به طوری که پزشکان سند «عدمِ تواناییِ تحملِ مجازاتِ » او را امضا کرده از عواقب وخیم ادامه زندانی بودن او خبر دادند. ظاهرا هنگامی که قرار بوده پورشجری را برای درمان به بیمارستان بفرستند، او را بدون این‌که به بیمارستان ببرند از زندان رجایی‌شهر به زندان قزل‌حصار منتقل می‌کنند که زندان مجرمان اجتماعی است. در این مدت، او در محیطی با حداقل معیارهای بهداشتی و در اتاقهای کوچک چهل پنجاه نفره با برخی مجرمان خطرناک هم‌سلولی بوده و چندین بار به جان او سوء قصد شده است. این روزها وضع جسمی او در زندان قزل‌حصار چنان خراب شده که پزشکان از او قطع امید کرده‌اند، و در همین حال مسوولان بهداری زندان هم از تجویز دارو برای وی خودداری می‌کنند.

چنین به نظر می‌رسد که با توجه به فشار افراد و نهادهای حقوق بشری ایرانی و بین المللی، هزینه اعدام زندانیان سیاسی برای جمهوری اسلامی بالا رفته است؛ لذا این رژیم شیوه نوینی برای حذف زندانیان سیاسی اتخاذ کرده که همانا «مرگ خاموش » آن‌ها باشد. از قضا، جمهوری اسلامی این شیوه را معمولا روی زندانیان سیاسی‌ای پیاده می‌کند که مثل پورشجری گمنام باشند و به سازمان و نهادی وابسته نباشد؛ یعنی همان‌هایی که مثل برخی «زندانیان سیاسی» «سبز» و «بنفش» و البته بعضی رنگ‌های دیگر نه پارتی دارند تا در زندان به آن‌ها «سوییت» بدهند و دم به دقیقه برای‌شان مرخصی جور کنند، و نه نفوذ دارند تا دادخواهی‌شان را در صدها وب‌سایت منتشر کنند و در شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای با آن‌ها مصاحبه یا درباره‌شان تبلیغ کنند. نه، آن‌ها «مستضعف»تر از این حرف‌ها هستند که چنین امکاناتی داشته باشند، و جمهوری اسلامی هم به خوبی به این حقیقت آگاه است، لذا می‌خواهد مثل افشین اسانلو و هزاران زندانی گمنام دیگر آن‌ها را در دخمه‌های «اسلامیِ» قرون وسطاییِ خود خاموش‌وار به کام مرگ بفرستد. و این‌ها همه حاصل همان «نسبی بودن فرهنگ» و «غربی بودن حقوق بشر» است که خانم کرونبرگ به تبعیت از اصلاح‌طلبان حکومتی و برخی دیگر بر طبل آن می‌کوبد.

در همین راستا، هنگامی که خانم کرونبرگ چنین می‌گوید که «وقتی ما درباره موضوع اعدام با مقام‌های ایرانی صحبت کردیم، متوجه شدیم که بیش از ۸۰ درصد اعدام‌ها در ارتباط با جرائم مرتبط با مواد مخدر بوده است»، در حقیقت دارد این را القا می‌کند که اعدام افراد مرتبط با مواد مخدر – که در خود اروپا که ایشان نماینده‌اش است، تحت قوانین حقوق بشری، عمدتا به «بیمار» تعبیر می‌شوند و به جای زندان و اعدام، آن‌ها را به مراکز بازپروری می‌فرستند تا «درمان» شوند – هیچ اشکالی ندارد، و در نتیجه جمهوری اسلامی هم پرونده‌اش پاک است، پس می‌شود با طیب خاطر با آن معامله کرد و دهان مردم و افکار عمومی را هم بست. این هم بماند که ادعای جمهوری اسلامی درباره ارتباط این افراد با مواد مخدر اصلا چقدر صحت دارد. وقتی که «دگراندیش» را در ربع ساعت و به دور از تمام امکانات و لوازم عدالت چنین ناعادلانه محکوم می‌کنند، دیگر وای به حال مجرم اجتماعی.

اما به هر حال روابط حسنه و مزایای تجارت بین اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی از این خرده ریزهای «نسبی» مهم‌تر است که بخواهد خدشه‌ای بر مواضع خانم کرونبرگ وارد آورد. سرِ یک قران دوزار که معامله را به هم نمی‌زنند! لذا با اتفاقاتی که اخیرا افتاد و فرمایشاتی که خانم کرونبرگ فرمود، ظاهرا پیش‌بینی پورشجری در آخرین پست وبلاگش به حقیقت پیوسته که «به هوش باشیم که مافیای مدینه و مجاهدان و جهادگران اسلام برای سومین بار و این مرتبه در قالب اصلاح‌طلبان و ملی-مذهبی‌ها، با برافراشتن پرچم سبزالله و با پروژه «اسلام رحمانی» و به کمک قدرت‌های سلطه‌گر غربی که حفظ اسلام به عنوان اصلی‌ترین عامل عقب‌ماندگی جوامع مسلمان دغدغه آن‌هاست، قصد حمله به ایران دارند».

No responses yet

Dec 19 2013

نسرین ستوده کاردستی دوره زندان را به هیات پارلمان اروپا هدیه داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: رئیس هیات پارلمان اروپا در نشست خبری خود هدیه دریافتی از نسرین ستوده را نشان داد

نسرین ستوده کاردستی خود در زندان را به نشانه قدردانی به هیات اعزامی پارلمان اروپا هدیه داد اما چند منبع خبری در ایران از اعطای جایزه ساخاروف به خانم ستوده و جعفر پناهی در تهران خبر داده اند.

روز پنجشنبه، ۲۸ آذر (۱۹ دسامبر)، خبرگزاری فارس و چند وبسایت خبری وابسته به جناح محافظه کار در ایران، گزارش کردند که هیات پارلمان اروپا که این هفته از ایران دیدن کرده بود، در جلسه‌ای در سفارت یونان، جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه را به نسرین ستوده و جعفر پناهی، حقوقدان و فیلمساز ایرانی تحویل دادند.

نسرین ستوده و جعفر پناهی برندگان سال ۲۰۱۲ جایزه ساخاروف بودند.

این منابع تصویری از خانم ستوده و آقای پناهی در کنار تاریا کرونبرگ، رئیس هیات پارلمانی اتحادیه اروپا در سفر به ایران، را هم منتشر کرده و گفته‌اند که این تصویر از مراسم تحویل جایزه به این دو نفر برداشته شده است. این تصویر پیشتر در توئیتر خانم کرونبرگ منتشر شده بود.

هیات پارلمان اروپا روز جمعه وارد تهران شد و علاوه بر ملاقات و گفتگو با مقامات جمهوری اسلامی، در جلسه ای در سفارت یونان در تهران، با نسرین ستوده و جعفر پناهی، برندگان سال گذشته جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه ملاقات کرد. یونان عضو ترویکای اتحادیه اروپاست و ریاست دوره‌ای اتحادیه را از اول سال آینده به مدت شش ماه برعهده خواهد گرفت.

روز گذشته، خانم کرونبرگ در یک نشست خبری، دیدار با خانم ستوده و آقای پناهی را “یکی از برنامه های اصلی” سفر هیات به ایران توصیف کرد و گفت که ملاقات با آنان یک ساعت طول کشید. وی افزود که در این ملاقات، خانم ستوده یک قطعه کاردستی خود شامل طرح هایی از آرم زندان اوین به رنگ های مختلف را به او هدیه داد و از این هدیه ابراز سپاسگزاری کرد.

قرار بود سال گذشته، هیات اعزامی کمیته روابط با ایران در پارلمان اروپا از ایران دیدن کند اما به دلیل اصرار بر ملاقات با خانم ستوده و آقای پناهی، دولت ایران این برنامه را لغو کرد.
ستوده و پناهی در سفارت یونان

خبرگزاری فارس از “تحویل” جایزه ساخاروف به ستوده و پناهی خبر داده است

خانم کرونبرگ گفته است که به دلیل تحریم مالی ایران، تحویل جایزه ساخاروف، به مبلغ پنجاه هزار دلار، به برندگان ایرانی آن در حال حاضر امکانپذیر نیست. در پاسخ به سئوالی در مورد سفر احتمالی برندگان ایرانی جایزه ساخاروف به مقر اتحادیه اروپا، تاریا کرونبرگ گفت که نسرین ستوده ابراز امیدواری کرده است که روزی بتواند به مقر پارلمان اروپا سفر کند.

پارلمان اروپا در مراسمی که در ماه دسامبر سال گذشته در مقر این پارلمان برگزار شد، اعطای جایزه ساخاروف به نسرین ستوده و جعفر پناهی را اعلام کرد. این مراسم در غیاب برندگان ایرانی جایزه برگزار شد زیرا در آن زمان، خانم ستوده زندانی بود و آقای پناهی هم اجازه خروج از کشور را نداشت.

به گفته رئیس هیات پارلمان اروپا، نسرین ستوده، که حقوقدان است، گفته است که محاکمات سیاسی در ایران در دادگاه انقلاب برگزار می شود که در آن، معیارهای لازم قضایی مراعات نمی شود و خواستار آن شد که پرونده های سیاسی در دادگاه های عادی مورد رسیدگی قرار گیرد.
‘ لابی های پشت پرده’

خبرگزاری فارس در گزارش روز پنجشنبه خود با عنوان “هیات اروپایی و محکومین فتنه چه چیزهایی در سفارت یونان رد و بدل کردند” نوشته است که “در حالیکه نه وزارت امور خارجه و نه بخش تشریفات مجلس مسئولیت دیدار هیات پارلمانی اتحادیه اروپا در سفارت یونان با دو تن از محکومین فتنه سال ۸۸ (نسرین ستوده و جعفر پناهی) را برعهده نمی‌گیرند، جزئیات جدیدی از این دیدار در حال آشکار شدن است.”
ملاقات با رئیس مجلس

رئیس هیات اروپایی گفته که در ملاقات با مقامات ایرانی مسایل حقوق بشری هم مطرح شده است

در متنی که در وبسایت این خبرگزاری منتشر شده آمده است که در این دیدار “که عملا اختیار سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در آن زیر سئوال رفته، جایزه ساخاروف که پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۲ به خاطر تلاش‌های نسرین ستوده و جعفر پناهی در راه اعتلای حقوق بشر به این دو اعطا کرده بود، به آنان تحویل داده شد.”

فارس می افزاید که “در روز اعطای این جایزه در سال ۲۰۱۲ در پارلمان اروپا، جای این دو محکوم فتنه خالی بود که به نظر می‌رسد با این گشاده دستی وزارت امور خارجه و مجلس شورای اسلامی، حالا این جایزه رسما به این دو اهدا شده است.”

فارس در گزارش خود، که کمابیش با مضمونی مشابه در چند وبسایت دیگر منتشر شده، نوشته است که “البته این تنها نتیجه این دیدار دو جانبه نبود” و می‌افزاید که در این جلسه، نسرین ستوده هم جایزه‌ای به تاریا گرونبرگ اهدا می‌کند که خانم کرونبرگ در نشست خبری خود پس از پایان سفر، آن را “با افتخار به خبرنگاران نشان می‌دهد و می گوید: این را ستوده در زندان اوین بادستان خود ساخته است.” خبرگزاری فارس تصویر خانم کرونبرگ با کاردستی نسرین ستوده را نیز منتشر کرده است.
پناهی و ستوده

به دلیل تحریم بانکی ایران، تحویل جایزه نقدی به پناهی و ستوده امکانپذیر نیست

این خبرگزاری به نقل از خانم کرونبرگ نوشته که دیدار با خانم ستوده و آقای پناهی “خارج از برنامه رسمی هیات” صورت گرفت و هشدار داده است که “لاجرم خارج از برنامه ریزی های رسمی، لابی های پشت پرده هم صورت گرفته است. این خبرگزاری از وزارت خارجه انتقاد کرده است که “تا کنون از احضار سفیر یونان در تهران برای بررسی این اقدام خارج از عرف نیز خودداری کرده است.”

هیات پارلمان اروپا به دعوت گروه روابط پارلمان جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا روز جمعه گذشته وارد تهران شد و با شماری از مقامات جمهوری اسلامی، از جمله رئیس مجمع تشخیص مصلحت، رئیس مجلس، وزیر امور خارجه، چند تن از نمایندگان مجلس و دبیر شورای حقوق بشر وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی ملاقات کرد. دیدار با نسرین ستوده و جعفر پناهی روز جمعه صورت گرفت.

دیدار هیات اتحادیه اروپا از ایران روز چهارشنبه خاتمه یافت و رئیس هیات در مصاحبه مطبوعاتی خود، به تشریح اوضاع ایران پرداخت و گفت که در حالیکه دولت حسن روحانی، رئیس جمهوری، به پایان دادن به انزوای ایران و بهبود روابط با غرب تمایل دارد، اکثریت مجلس در دست “اصولگرایانی” است که مواضع سختگیرانه‌تری دارند و این باعث بروز تنش بین دولت و مجلس شده است. او این وضعیت را با اختلاف نظر بین دولت و کنگره آمریکا قابل مقایسه دانست.

خانم کرونبرگ در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران هم گفت که از زمان آغاز به کار حسن روحانی، تعدادی از زندانیان سیاسی آزاد شده اند اما بر شمار اعدام ها افزوده شده و اظهار داشت که قوه قضاییه هم تحت تسلط اصولگرایان است. وی افزود که قرار است پارلمان اروپا در ماه فوریه – دو ماه دیگر – سند استراتژی جدید در مورد ایران را بررسی و تدوین کند.

No responses yet

Dec 19 2013

درسانحه تصادف «درگذشت همسر و مادر پیمان عارفی زندانی تبعیدی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیو کوچه: همسر و مادر پیمان (امیر رضا) عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه بازگشت از ملاقات این زندانی سیاسی در یک تصادف رانندگی درگذشتند.

بنابه گزارش رسیده به «رادیو کوچه» روز چهارشنبه بیست و هفتم آذر ماه خانم «زینب صادق‌زاده» همسر «پیمان عارفی» به همراه مادر این زندانی در جاده اهواز به تهران در راه بازگشت از ملاقات وی در یک تصادف رانندگی درگذشتند.

«پیمان عارفی» که دو ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در سن ۲۱ سالگی و به همراه همسر خود به اتهام هواداری از انجمن پادشاهی بازداشت شد و در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد که حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال حبس در تبعید تقلیل یافت.

درحالی که وی دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده بود، اما در دادگاه‌، به عنوان یکی از بازداشت شدگان حوادث انتخابات ٨٨ مورد محاکمه قرار گرفت.

خانم زینب (زیبا) صادق‌زاده دو سال پیش و در آستانه نوروز ۱۳۹۰ در مصاحبه‌ای گفته بود: «اگر بخواهم به او جمله ای بگویم این است که دوستش دارم و اگر همه پانزده سال دوره زندانش هم در زندان بماند باز هم من منتظرش خواهم ماند و می خواهم دوباره با او زندگی کنم و روزهای کوتاه خوب زندگی مشترک‌مان را دوباره تکرار کنم و همان آرامش به زندگی ما برگردد».

No responses yet

Dec 17 2013

اعتراف پلیس به قاچاق دختران ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

خانه امن: قاچاق دختران، بالاخره باعث شد پلیس ایران مهر سکوت را بشکند، اوایل انکار بود و انکار، اما این روزها مقام های پلیس از جزئیات موضوعی می گویند که حتی نامش ممنوع بود . “قاچاق دختران ایرانی”.

“مقصد عمده آنها امارات است”، این را رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه نیروی انتظامی گفت.

وی می گوید: “قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی را نفی نمی ‌کنیم اما عدد آنها ، قابل توجه نیست”.

هنوز چند روز از این خبر نگذشته بود که رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا گفت: سر منشاء قاچاق دختران در آذربایجان و ازبکستان است.

او در تشریح جزئیات این قاچاق گفت: اتباع خارجی پس از ازدواج با دختران ایرانی آنها را به خارج از کشور می برند ، مورد آزار و اذیت گروهی قرار داده و بعد در اختیار باندهای فساد و فحشا قرار می‌دهند.

قاچاقچیان در نقش همسر

۱۷ سال بیشتر نداشت که به اجبار پدرش پای سفره عقد نشست، با مردی که پدرش گفته بود می تواند یک زندگی رویایی برای دخترش آن طرف آب ها بسازد .

دو ماه بعد با همسرش راهی شد تا از دبی به انگلستان بروند ولی “مارال” هیچ وقت به مقصد نرسید . ماه ها بعد، روزنامه های لندن نوشتند ” تیم قاچاق دختران ایرانی به انگلستان در لندن دستگیر شدند”.

آنها دختران ۱۴ تا ۲۰ ساله را در لندن در ازای دریافت پول در اختیار “تاجران عرب” و دیگران قرار می ‌دادند.

دخترانی که هیچ راه گریزی نداشتند، نه راه پس، نه راه پیش. خبرها می گویند دختران ایرانی قاچاق می شوند این را پلیس ایران هم اعتراف می کند .

صیادان و دلالان راه های زیادی را برای قاچاق این دختران دارند. دختران کم سن و سال شهرستانی یکی از گروه های هدف آنها هستند. دلالان طعمه های خود را در روستاها شناسایی می کنند بعد با پرداخت پول به والدین آنها و یا وعده زندگی بهتر آنها را عقد می کنند و سپس به قاچاقچیان انسان در خارج از کشور تحویل می دهند.

با حسین قاضیان جامعه شناس به واکاوی نقش خانواده ها در قاچاق این دختران پرداختیم.

قاضیان گفت : وقتی خانواده در استیصال باشد ناخواسته از فضای منطقی عبور می کند و جنبه های عاطفی را پشت سر می گذارد.

او گفت : در شرایط استیصال بعضی خانواده ها نا خواسته به سمت پیشنهاد های وسوسه انگیز گرایش پیدا می کنند.حتی اگر پیشنهاد دهنده مسن باشد، شناخته شده نباشد و حتی کمی مشکوک به نظر برسد. آن زمان خانواده فقط به این فکر می کنند که یک “نان خور” کم می شود، و در قبال بردن این نان خور یک عایدی هم برای خانواده می آید.آنها در حقیقت با این استدلال که خیر فرزندشان را می خواهند ، دخترانشان را در یک ازدواج می فروشند .

این جامعه شناس می گوید: برخی خانواده ها با دخترانشان همچون مایملک خود برخورد می کنند. برای آنها فرقی نمی کند دخترانشان کارگر خودشان باشد یا کارگر دیگری.

او ادامه داد: در خانواده هایی با روابط عاطفی تهی که از هم گسیختگی وجود دارد.دختر، به عنوان عضو خانواده محسوب نمی شود، او یک کارگر است ، عضوی از یک واحد اقتصادی که نگه داشتنش به صرفه نیست.

زمزمه ای از قاچاق دختران

ده سال پیش مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری و کمیته سازمان دفاع از قربانیان خشونت از یافته های تحقیقی گفتند که نشانگر افزایش قاچاق زنان و دختران در استان های مرزی ایران بود .

زنان و دخترانی که به کشورهای حاشیه خلیج فارس ، امارات متحده عربی ، پاکستان ، افغانستان و به طور محدود به کشورهای اروپایی و آسیایی قاچاق می شدند.

همان سال خبرگزاری سینا در یک میزگرد به بحث قاچاق انسان پرداخت . در این میزگرد مصطفی بن یحیی خلبان ایرانی تبار اطلاعاتی در زمینه قاچاق زنان و دختران داد.

گفت : از ۹ پرواز به صورت عادی و ۲۰ پرواز غیر عادی ایران به دوبی به طور متوسط بین ۱۰ الی ۱۵ دختر روزانه به امارات برای روسپیگری فرستاده می شوند. اغلب این دختران از شهرهای آبادان، اهواز، زاهدان، تبریز و کرمانشاه هستند اما بالاترین آمار مربوط به تهران و مشهد است.

این خلبان گفت: در کنار این مسئله انتقال اجساد دختران ایرانی به کشور را هم اضافه کنید که ماهانه بین ۳ تا ۵ نفر است. اغلب این دختران نیز به دلیل ابتلا به بیماری های خطر ناکی از جمله HIV و یا افسردگی دست به خودکشی می زنند ،به قتل می رسند و یا می میرند .

این آمارها هیچ گاه تایید نشد و بحث قاچاق دختران همچنان مسکوت ماند. این روزها هم گرچه این خبر دوباره سر باز کرده است ولی آمار همچنان جزء قدغن های پلیس ایران محسوب می شود و در دسترس رسانه ها و افکار عمومی نیست.

حسین قاضیان اما معتقد است: این آمار ها شلوغ بازی است.

او می گوید: ابعاد قاچاق انسان در ایران ناشناخته است و شواهدی از اندازه آن وجود ندارد.گرچه اعلام می شود ، امارات ، مقصد قاچاق دختران ایرانی است ، اما شواهد نشانگر آن است که پدیده دختران روس ، اکراین و چین بیش از قاچاق ایرانی هاست .

او ادامه داد: در دنیا انواع و اقسام پورنو وجود دارد ، اگر دختران ایرانی به قصد پرنو قاچاق شوند ، باید در بازار پرنو سهم بزرگی داشته باشند ولی آنها در این بازار سهمی ندارند .

فرار دختران، گامی به سوی قاچاق

تابو بودن قاچاق دختران سبب شده که نه تنها آماری از آنها در دست نباشد بلکه تحقیقات به روزی هم در مورد آنها وجود نداشته باشد . یافته های تحقیق ده سال گذشته مرکز امور مشارکت زنان و کمیته سازمان دفاع از قربانیان خشونت می گوید: قربانیان این پدیده در ایران عموما بین ۱۴ تا ۲۵ سال سن دارند .

بر اساس این تحقیق فقر اقتصادی و اجتماعی، در اکثر موارد کشمکش‌های درون خانواده، اعتیاد والدین، طلاق، فقر، مسکن نامناسب، سکونت در مناطق پرجمعیت و حاشیه‌نشینی شهرهای بزرگ موجب می‌شود تا دختران محیط نامساعد خانواده را ترک کنند و یا پدر خانواده مجبور به فروش دختران خود شود.

حسین قاضیان به نقش دختران در طعمه شدنشان اشاره می کند .

او می گوید: گاهی یک دختر در استیصال است، می خواهد در هر شرایطی از وضعیت موجود خود رها شود، او با هر پیشنهادی تصمیم به فرار می گیرد، می داند که شاید دراین راه ماجراجویی ها و خطراتی هم باشد ولی باز هم برای فرار از شرایط تن به فرار می دهد راهی که می تواند مقدمه ای باشد برای آن که پایانش به باندهای قاچاق انسان تمام شود.

قاضیان می گوید: فرار از ازدواج و محدودیت های اجتماعی خانوادگی بعضی از دختران را در شرایطی قرار می دهد که توانایی تصمیم درست را ندارند و تنها به رفتن فکر می کنند .

قاچاقچیان و دلال های انسان طعمه های خود را در مناطقی همچون پارک ها، مقابل مدارس کنار سفارتخانه ها، ادارات کاریابی و با دادن پیشنهاد کار پر درآمد به افراد کم اطلاع و نیازمند کار اغفال می کنند.

ایران کشور ترانزیت قاچاق انسان

گر چه نگاه امنیتی و سیاسی به پدیده قاچاق زنان و دختران باعث مخفی ماندن آمار آن شده اما زاهدیان رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا می گوید: در حال حاضر باندهای قاچاق دختران از ایران به عنوان منطقه ارتباطی استفاده می‌کنند .

او می گوید: این باندها دختران قاچاق شده از کشورهای مبداء را تحت عنوان توریست به ایران وارد می‌کنند و با استفاده از تسهیلات پروازی ایران، آنها را به کشورهای مقصد ترانزیت می‌کنند. به عبارت دیگر هم سرشاخه این باندها و هم مقصد این باندهای قاچاق در مکانی خارج از کشور ایران قرار دارند و از خاک ایران فقط به عنوان یک راه ارتباطی استفاده می‌کنند.

این مقام پلیس اما در مورد قاچاق دختران ایرانی می گوید: میزان این جرائم بسیار ناچیز است.

حسین قاضیان هم معتقد است که در زمینه قاچاق دختران ایرانی با یک پدیده اجتماعی روبرو نیستیم.

او می گوید: این پدیده تنها جنبه روان شناختی فردی دارد و اندازه آن بزرگ نیست.

به تعریف این جامعه شناس: یک پدیده اجتماعی باید به تعدادی در جامعه ظاهر شود که جامعه نسبت به آن احساس رنجش کند؛ پدیده ای که در جامعه نگرانی ایجاد کند. ولی قاچاق زنان و دختران هنوز در ایران به شکل یک پدیده و معضل رخ نداده است.

قاضیان اما می گوید: مسئله قاچاق دختران در ایران مسئله ای بالقوه است، اگر تا کنون به یک معضل اجتماعی بدل نشده به دلیل نقص و فقدان شبکه های ارتباطی است. اگر ایران از نظر جغرافیایی در موقعیت رومانی یا آمریکای لاتین قرار داشت ، به دلیل ظرفیت های بالقوه اش یکی از قطب های اصلی قاچاق دختران می شد.

در حقیقت ایران مشکل تکنیکی دارد و آن روابط و مناسباتش با کشورهای مختلف است .از این رو بهترین کشور مقصد برای قاچاقچیان امارات است.

جاذبه بسیار زیاد “خارج” به معنای کشورهای” اروپایی و آمریکا”، ناخرسندی از زندگی اجتماعی و نامتقارن بودن فرصت ها برای زنان و مردان دلایلی هستند که قاضیان از آنها برای بلقوه بودن ایران برای قاچاق دختران یاد کرد.

پلیس ایران می گوید : دختران ایرانی قاچاق می شوند شاید به قول پلیس “عدد قاچاق دختران ایرانی قابل توجه نیست” اما به قول حسین قاضیان از جهت انسانی فرقی نمی کند چه یک نفر چه هزاران نفر ، این یک فاجعه انسانی است. آنها انسان هستند و نباید آنها را تنها یک عدد دید.

منابع: http://khabarfarsi.com/ext/7434400

http://goo.gl/UqjUPI

http://tavaana.org/sites/default/files/trafficking.pdf

http://tavaana.org/fa/node/1059

No responses yet

Dec 16 2013

جلالی: متوليان پاسخگوی ديدار ستوده و پناهی با پارلمان اروپا باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: کاظم جلالی، رييس گروه روابط با پارلمان اروپا در مجلس، روز يکشنبه ۲۴ آذرماه در خصوص ديدار هیات پارلمان  اروپا با نسرين ستوده و جعفر پناهی گفته است که مجلس مسئوليتی ندارد و بايد وزارت اطلاعات و قوه قضائيه در این زمینه پاسخگو باشند.

هيات پارلمانی اروپا جمعه، ۲۲ آذر در سفارت يونان با نسرين ستوده و جعفر پناهی، برندگان جايزه آزادی انديشه پارلمان اروپا،ديدار کرد. اين ديدار واکنش تعدادی از نمايندگان مجلس را در پی داشته است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، کاظم جلالی در اين زمينه گفته است:«در روز جمعه که گروه روابط پارلمانی اروپا در روز نخست سفر برنامه ای نداشته اند برنامه ملاقات با سفرای اروپايی را در سفارت يونان داشته اند و اين افراد نيز در اين سفارت حاضر می شوند.»

رييس گروه روابط با پارلمان اروپا در مجلس در خصوص واکنش قوه قضائیه به دیدار هیات اپارلمان اروپا با نسرین ستوده و جعفر پناهی گفته است: پاسخ دستگاه قضايی نيز اين بوده است که اين افراد الان آزادند و از همين آزادی استفاده شده است و متوليان امر بايد نحوه هماهنگی آنها با اين گروه را پاسخگو باشند اما مجلس شورای اسلامی هيچگونه مسئوليتی نمی پذيرد چون هيچ هماهنگی با ما انجام نشده است.

کاظم جلالی « متوليان امر» را در اين زمينه دستگاه قضا و وزارت اطلاعات دانسته و گفته است: «آنها بايد در اين خصوص پاسخگو باشند.»

وی همچنين گفته است که يک ماه پيش «رئيس گروه سوسياليست های اروپا» در جريان سفر خود به ايران با نسرين ستوده و جعفر پناهی ملاقات  کرده بود.

به گفته رييس گروه روابط با پارلمان اروپا در مجلس، معاون قوه قضائيه اعلام کرده است که از نظر اين قوه « هيچ مشکلی»  برای ديدار  نسرين ستوده و جعفر پناهی با افراد ديگری که می آيند، وجود ندارد.

در حالی کاظم جلالی  گفته است مجلس در خصوص ديدار هيات پارلمانی اتحاديه اروپا با نسرين ستوده و جعفر پناهی پاسخگو نيست که روز گذشته جواد کريمی قدوسی، نماينده مجلس، خواستار پاسخگويی وزرات امور خارجه در اين زمينه شده بود.

با اين حال وزارت امور خارجه ايران می گويد، سفر هيات پارلمانی اروپا به تهران ارتباطی با آن وزارتخانه ندارد و اين مجلس شورای اسلامی است که دراين‌باره تصميم گرفته است.

يش از اين تاريا کرونبرگ، رئيس فنلاندی هيات پارلمانی اروپا، به راديو فردا گفته بود که اين هيات در جريان سفر خود به ايران علاوه بر نمايندگان مجلس شورای اسلامی با نمايندگان جامعه مدنی ايران نيز درباره مسئله حقوق بشر گفت‌وگو خواهد کرد.

هيات پارلمانی اروپا سال گذشته نيز با پيش شرط ديدار با نسرين ستوده و جعفر پناهی قصد سفر به ايران را داشت که مقامات جمهوری اسلامی با آن مخالفت کردند.

No responses yet

Dec 15 2013

شهادت تكاندهند حسين رونقي از جزييات شکنجه ستار بهشتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نقض حقوق بشر: زندانی سياسی حسين رونقی ملکی بار ديگر تأکيد کرد حاضر است در دادگاه شهادت بدهد که ستار بهشتی در زير شکنجه شهيد شده است. وی طی نامه سرگشاده يی اعلام کرد: در همان شب حضور ستار در بند ٣۵٠ آثار و علايم زير را مشاهده کردم:
-آثار آسيب ديدگی و کبودی بر روی مچ های هر دو دست که نتيجه آويزان کردن از سقف و دستند قپانی بود.
– تورم و کبودی شديد در بالای پيشانی، سمت چپ سر.
– آثار خون ريزی در چشم چپ.
– آثار کبودی روی صورت و جراحت روی لب ها.
– آثار متعدد کبودی در ناحيه قفسه سينه، پهلو و شکم که نتيجه مشت و لگد بازجو بود.
– جراحت روی پا ها و لنگيدن به هنگام راه رفتن.

No responses yet

Dec 15 2013

کدام حقوق، کدام شهروند، نگاهی به منشور حقوق شهروندی، فريدون وهمن

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: فريدون وهمن
دولت جمهوری اسلامی با بوق و کرنا اعلام می‌دارد که حقوق اقليت‌های شناخته شده در قانون اساسی محفوظ است. منشور حقوق شهروندی که دولت پيشنهاد کرده هر قدر هم که به اقليت‌های شناخته شده [زردشتی، يهودی، مسيحی] قدر بنهد باز دست و پايش در گير قانون اساسی است که مقرر می‌دارد آنان فقط: “در حدود قانون در اجرای مراسم مذهبی خود آزادند”

ويژه خبرنامه گويا

۱ – کدام حقوق

منشور حقوق شهروندی که چندی است با تبليغات فراوان پيش‌نويس آن را برای نظر خواهی در معرض قضاوت عموم قرار داده‌اند، با همهء رنگ و جلا و جملات دلنشينی که دارد از همان ابتدا صورت ظاهرفريب ولی بی محتوای خود را آشکار می‌سازد. مخصوصاً هم‌ميهنان ما که در زمرهء کافران و گبران و يهوديان هستند [بخوانيد همهء دگرانديشان] خواهند ديد که به قول مولانا درين صندوق نيز بهرهء ايشان جز لعنت چيزی نخواهد بود.

پيش از بحث در مورد اين منشور بايد به چند اصل مهم توجه نماييم که به اين منشور – يا هر منشور ديگری که با خوشبينی نگاشته شود – خط بطلان می‌کشد.

منشوری که دولت تصويب کند بخودی خود قوّت قانونی ندارد و حقوقی برای کسی تأمين نمی‌کند. تنها هنگامی از آن فايدتی برای ملت حاصل می‌آيد که از تصويب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، با همهء سخت‌گيری‌های فقيهانهء آنان، بگذرد و به صورت قانون در آيد. سؤال اينجاست که اين منشور چگونه با قانون اساسی جمهوری اسلامی که حقوق ملت را مشخص ساخته کنار خواهد آمد.

اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی قانون اساسی می‌گويد: «کليه قوانين و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سياسی و غير اينها بايد براساس موازين اسلامی باشد. اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانين و مقررات ديگر حاکم است و تشخيص اين امر برعهده فقهای شورای نگهبان است.»

سوای آن منشور حقوق شهروندی بايد از صافی بند پنجم و بند الف از اصل دوم قانون اساسی نيز بگذرد که قوانين و حقوق مردم ايران بر آن پايه‌ها نيز هست :

«بند پنجم: امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.»

«بند الف: اجتهاد مستمرّ فقهای جامع‌الشرايط بر اساس کتاب و سنّت معصومين سلام‌الله عليهم اجمعين.»

معنای ديگر اين بندها آنست که رهبر جمهوری اسلامی می‌تواند حتی قوانين تصويب شده را هر زمان موافق طبعش نباشد با دستوری محرمانه ‌( که مثالش در زير می‌آيد) و يا فرمان‌های آشکاری مثل حکم حکومتی از قوّت بيندازد. و ديگر آن که فقهای جامع الشرايط که تعدادشان در کشور کم نيست در هر زمان می‌توانند با فتوايی دينی رايی بدهند که مخالف هر قانون مصوّبی باشد [اجتهاد مستمر.] اين را نيز از ياد نبريم که اختيارات جامع‌الشرايط بودن و جواز بالاتر بودن از قوانين جاری کشور را علماء دست دوم و سوم و امامان نماز جمعه نيز اکنون شامل خود می‌دانند و آن را مجری می‌دارند. مثال بارزش فتوای همين علماء در انتخاب قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای و آن داستان غمبار بود که بارها گفته و نوشته شده. مثال ديگرش عناد و کينهء امامان جمعهء بعضی از شهرها با بهائيان است که مامورين امنيتی را بجان آنان می‌اندازند، مثل سمنان که امان از بهائيان بريده‌اند‌ و نيمی از بهائيان آن شهر را پشت ميله‌های زندان انداخته‌اند و در بندر عباس که در نخستين روزهای رياست جمهوری آقای حسن روحانی به عنوان نشان دادن ضرب شست، به فتوای امام جمعه شهر، عطاءالله رضوانی بازرگان خوشنام بهائی را ربودند و در بيابان‌های اطراف شهر او را با چند گلوله که از پشت در سرش شليک شد به قتل رساندند. و قاتلين البته هرگز پيدا نخواهند شد.

سوای آن در جمهوری اسلامی قوانين محرمانه‌ای وجود دارد که از شورای عالی انقلاب با امضاء و تاييد رهبر و يا مستقيما از دفتر رهبر صادر می‌گردد و امروزه مصداق عمل مامورين امنيتی است. يکی از اين قوانين در مورد بهائيان به طور اشتباه در اختيار نمايندهء حقوق بشر سازمان ملل که به ايران آمده بود گذارده شد و فاش گرديد. امروزه اگر هزاران دانشجوی بهائی از تحصيل محرومند نه به خاطر مقررات قانون اساسی جمهوری اسلامی است بلکه بر اساس بند ۳ بخش ب اين دستور محرمانه است که مقرر می‌دارد دانشجويان بهائی: «در دانشگاه‌ها چه در ورود و چه در طول دوران تحصيل، چنانچه معلوم شود بهائی‌اند از دانشگاه محروم شوند.» اين مصوّبه محرمانه نمی‌گويد اگر بهائيان دانشگاه خصوصی ايجاد کردند که حتی مدرکش به رسميت نيز شناخته نشود بريزند استاد و شاگرد را به زندان بيندازند. اما در کشوری که می‌گويند برو کلاهش را بياور می‌روند سرش را می‌آورند اين وضع اکنون به طور آشکارا و رسمی مورد عمل است و هيچ مقامی برای دادخواهی وجود ندارد. محروم ساختن بهائيان از کار و کسب و يا مشاغل دولتی نيز از بندهای ديگر همين بخشنامه است.

دولت جمهوری اسلامی با بوق و کرنا اعلام می‌دارد که حقوق اقليت‌های شناخته شده در قانون اساسی محفوظ است. منشور حقوق شهروندی که دولت پيشنهاد کرده هر قدر هم که به اقليت‌های شناخته شده [زردشتی، يهودی، مسيحی] قدر بنهد باز دست و پايش در گير قانون اساسی است که مقرر می‌دارد آنان فقط: «در حدود قانون در اجرای مراسم مذهبی خود آزادند» (اصل سيزدهم). يعنی قانون جمهوری اسلامی بايد حاکم بر چگونگی اجرای مراسم مذهبی زردشتيان، يهوديان و مسيحيان باشد. شرح ناگوار نمونه‌های سخت‌گيری «قانونی» مامورين امنيتی با اين اقليت‌ها هنگام برگزاری مراسم مذهبيشان در اين مقاله نمی‌گنجد. نمونهء بارز آن برگزاری جشن سدهء زردشتيان است که جز با حمل عکسهای تمام قد رهبران جمهوری اسلامی کنار عکس زردشت و سردادن شعارهايی مثل «جانم فدای رهبر» قابل برگزاری نيست.

۲- کدام شهروند؟

شهروندان ايران با هم مساوی نيستند و وقتی چنين حقوقی نوشته می‌شود بايد معلوم گردد شامل همهء شهروندان است يا فقط شهروندانی که مسلمان شيعهء دوازده امامی و مقلد ولی فقيه هستند. در ايران اسلامی اساس تبعيض است، اساس نابرابری است، بين مُسلم و غير مُسلم فرق است، بين کافر حربی و غير حربی فرق است، بين ذمّی و غير ذمّی فرق است، بين سیّد و غير سیّد فرق است، بين زن و مرد فرق است، بين عالم و جاهل فرق است، و همين‏طور فرق‏های بسيار متعددی هست. اين مشکل از زمان مشروطيت بود و در قانون مشروطيت حل نشد امروزه نيز در قانون جمهوری اسلامی حل ناشده باقی است. حال چگونه منشور حقوق شهروندی می‌خواهد از اين سدّ بزرگ بگذرد؟ بگذريم که دم خروس تبعيض مذهبی از نخستين بند اين منشور هويدا است آنجا که می‌نويسد: «ﮐﻠﯿﻪ اﺗﺒﺎع اﯾﺮان ﺻﺮف ﻧﻈﺮ از ﺟﻨﺴﯿﺖ، ﻗﻮﻣﯿﺖ، ﺛﺮوت، ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻧﮋاد و ﯾﺎ اﻣﺜﺎل آن از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪی و ﺗﻀﻤﯿﻨﺎت ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه در ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻣﻘﺮرات، ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ.» همهء طبقات اجتماعی اتباع ايران را نام برده‌اند اما جرأت نداشته‌اند از مذهب مردم که مهم‌ترين طبقه است و شامل اقليت‌های شناخته شده و شناخته نشده و درويشان و عارفان و سنّيان و غيره است نام ببرند… و مشکل کماکان ادامه دارد.

فريدون وهمن
استاد اديان و زبان‌های باستانی ايران

No responses yet

Dec 15 2013

وکیل خانواده ستار بهشتی: موکلانم از پیگیری پرونده انصراف دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: گیتی پورفاضل، وکیل‌مدافع اولیای‌ دم ستار بهشتی (وبلاگ نویس ایرانی که در دوران بازداشت کشته شد) اعلام کرد که موکلانش از پیگیری پرونده مرگ مشکوک فرزندشان در بازداشتگاه پلیس فتا منصرف شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، خانم پورفاضل در خصوص این تصمیم گفت: “پس از این که دادگاه عمومی قتل ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص داد به دادسرا مراجعه کردم و در آنجا گفتند که پرونده قتل عمدی بسته شده و برای پیگیری پرونده با اتهام قتل شبه عمد نیاز به شکایت مجدد اولیای دم است.من این موضوع را با اولیای دم ستار بهشتی درمیان گذاشتم و آن‌ها گفتند ما قصد دریافت دیه نداریم که بخواهیم برای آن شکایت کنیم.”

دادگاه کیفری کارکنان دولت، در ۱۲ آذرماه کلیک اتهام قتل عمد عنوان شده علیه یک مامور پلیس ایران را در خصوص پرونده مرگ ستار بهشتی وبلاگ نویس منتقد حکومت نپذیرفت و این قتل را “شبه عمد” تشخیص داد.

اخیرا حسین رونقی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اعلام آمادگی کرده که حاضر است در خصوص آثار “شکنجه” بر بدن ستار بهشتی شهادت دهد. پیش از او ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی دیگر این بند در خصوص “شکنجه” ستار بهشتی شهادت داده بود.

به گزارش سحام نیوز، حسین رونقی در نامه‌ای سر گشاده خطاب به قاضی ایزدی، رئیس شعبه ۱۰۵۷ دادگا کیفری در ۲۱ آذرماه نوشت: “اخیرا در زندان از طریق جراید مطلع شده‌ام که در جریان رسیدگى به پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى اتهام ‘قتل عمد’ را از عداد اتهامات منتسب به متهمان خارج کرده و عنوان اتهامى را به ‘قتل شبه عمد’ تغییر داده‌اید. بر این اساس به منظور تشحیذ خاطر آن مرجع محترم قضایى لازم دیدم از آنجا که در زندان محبوسم و امکان حضور در محکمه را ندارم، برخى از آنچه در این پرونده را یا به چشم دیده و یا از زبان آن مرحوم در بند ٣۵٠ زندان اوین -اندکى پیش از وقوع قتل- شنیده‌ام را براى اولین بار بیان دارم، به آن امید که در این مرحله از دادرسى به کشف حقیقت کمک کرده باشم و از این رو همین جا آمادگى خود را جهت حضور در محضر دادگاه و اداى گواهى و توضیح اعلام مى کنم.”

ستار بهشتی، کارگر ۳۲ ساله ای بود که در آبان ماه سال گذشته به خاطر مطالبی که در وبلاگش می‌نوشت توسط پلیس فتا (پلیس پیگیری جرایم سایبری) دستگیر شد و در دوران بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و جان داد.

پلیس فتا مسئول پی‌گیری جرایم اینترنتی است و آقای بهشتی به “اقدام علیه امنیت ملی” متهم شده بود.

در پی درگذشت ستار بهشتی، غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل ایران، در اظهار نظری وجود آثار کبودی بر بدن آقای بهشتی را تایید کرد.

در همین حال در مهرماه سال گذشته، پزشکی قانونی در گزارشی عنوان کرد که مرگ ستار بهشتی بر اثر “استرس” بوده است.

No responses yet

Dec 10 2013

ظریف: وضع تحریم‌های بیشتر مرگ توافق ژنو است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، گفت اگر تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع شود، از نظر این کشور “مرگ توافق‌نامه ژنو” خواهد بود.

آقای ظریف در حالی با مجله تایم، چاپ آمریکا، گفتگو می کرد که در واشنگتن زمزمه هایی درباره علاقه کنگره به وضع تحریم های بیشتر علیه ایران شنیده می شود.

در تازه ترین اظهارنظر درباره تحریم ها علیه ایران، دو سناتور آمریکایی گفته اند می خواهند تحریم هایی وضع کنند که در صورت “بی نتیجه بودن” توافق نامه ژنو در پایان شش ماه، اجرایی شود.

توافق‌نامه ژنو که بین ایران و شش قدرت جهانی به امضا در آمد، ایران را به همکاری بیشتر با آژانس بین المللی اتمی و همچنین کاستن از برنامه هسته ای اش ملزم کرد.

در ازای آن برخی از تحریم های بین المللی علیه ایران برداشته شد.

حال آقای ظریف گفته که اگر حتی تحریمی برای آینده بخواهد وضع شود، این اتفاق باعث می شود تمام توافق از بین برود.

در این گفت‌و‌گوی مفصل که روز شنبه هفتم دسامبر در تهران انجام و در روز دوشنبه در نشریه تایم به چاپ رسید، آقای ظریف درباره مسایل مورد اختلافات در رسیدن به توافق ژنو، مسئله سوریه و حمایت ایران از بشار اسد، واکنش همسایگان عرب ایران در مورد توافق ایران و گروه 1+5، اختلافات ایران و آمریکا و همکاری‌های احتمالی میان دو کشور سخن گفت.

در این گفت‌وگو وزیر خارجه ایران عمده‌ترین موارد اختلاف ایران و شش قدرت جهانی در رسیدن به توافقی پایدار را چنین بر شمرد: “موضوع نخست برچیدن تمامی تحریم‌ها و مورد دوم غنی سازی در ایران.”

وزیر خارجه ایران گفت مانعی بر سر راه رسیدن به چنین توافقی وجود ندارد. با این حال آقای ظریف از دشواری در رسیدن به توافق بر سر بعضی از موضوع‌ها صحبت کرد.

او از جمله به تاسیسات تولید آب سنگین اراک اشاره کرد و گفت مسئله اطمینان بخشیدن به طرف دیگر بر سر صلح‌آمیز بودن این مجموعه است.

آقای ظریف گفت: “نیت و خواسته ما این است که این مجموعه به طور ویژه‌ای صلح‌آمیز باقی بماند.”
‘ما هم مجلس داریم’

در روز دوشنبه، همچنین دو تن از سناتورهای آمریکا از دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه طرحی را برای ارائه به سنای آمریکا آماده کردند که بر اساس آن “در صورت بی نتیجه بودن توافق ژنو در 6 ماه”، تحریم‌های تازه‌ای علیه ایران وضع خواهد شد.

طرحی که از سوی رابرت منندز، رییس دمکرات کمیته روابط خارجی سنای آمریکا و مارک کرک، سناتور جمهوری‌خواه، تهیه و تدوین شده که نشان می دهد طرفداران تحریم های بیشتر در میان هر دو حزب عمده آمریکا وجود دارد.

نمایندگان کنگره آمریکا برخلاف رویکرد کاخ سفید به دنبال “تضمین‌های محکم‌تری” به منظور جلوگیری از گسترش برنامه‌ هسته‌ای ایران در ابعاد نظامی هستند.

محمد جواد ظریف در مصاحبه خود با مجله «تایم» تصویب هرگونه تحریم جدید علیه ایران را در شرایط حاضر در حکم “مرگ توافق ژنو” دانست و تاکید کرد “ما به مذاکره زیر فشار علاقه‌‌ای نداریم.”

آقای ظریف گفت: “اگر کنگره تحریم‌های جدیدی وضع کند فقدان جدیت از سوی آمریکا و بی‌میلی آنان برای نیل به یک راه‌حل را نشان می‌دهد.”

او همچنین تاکید کرد: “ما هم مجلس داریم. مجلس ما نیز می‌تواند قوانین مختلفی را به تصویب برساند که در صورت شکست مذاکرات جنبه اجرایی به خود گیرد.”

آقای ظریف گفت که دولت ایران در تلاش برای جلوگیری از تصویب چنین قوانینی در مجلس است: “ما ممکن است موفق نشویم. دولت آمریکا نیز ممکن است موفق نشود. اما اگر ما در این راه نکوشیم، نمی‌توان انتظار داشت که طرف دیگر بپذیرد ما در این روند جدی هستیم.”

وزیر خارجه ایران همچنین مذاکره احتمالی آینده هیئت ایرانی با طرف آمریکایی را در ژنو بسیار مهم دانست و گفت: “همکاران من در آنجا احتمالا با طرف آمریکایی مذاکرات خواهند داشت که این خود کانال بسیار پراهمیتی به شمار می‌آید.”

او تصریح کرد: “ایالات متحده آمریکا شاید مهمترین بازیگر در این میان باشد چرا که بخش زیادی از تحریم‌ها که از نگاه ما غیرقانونی هستند از سوی این کشور علیه ایران وضع شده است.”

چه در ایران و چه در آمریکا کسانی هستند که به توافق ژنو خوش‌بین نیستند.

علاوه بر افراد و گروه‌هایی در آمریکا، برخی از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی و اسرائیل هم از توافق ژنو خوشنود نیستند.

No responses yet

Dec 07 2013

امیر تتلو خواننده زیرزمینی ایران پس از بازداشت منتشر کرد: فایل صوتی اظهار ندامت از «گذشته سیاه»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: امیر تتلو خواننده زیر زمینی ایرانی، پس از آزادی خود از بازداشت چند روزه اش، فایلی صوتی منتشر کرده است که به نوعی در آن از برخی کارها و «گذشته سیاهش» اظهار ندامت کرده و اظهار امیدواری کرده است تا بتواند این گذشته را پاک کند و بتواند در آینده برای انتشار کارهایش مجوز دریافت کند.
این اولین بار نیست که امیر تتلو بازداشت میشود، او پس از اجرای یک قطعه مشترک با افشین خواننده مقیم خارج از ایران، پس از بازگشت به ایران بازداشت شد، او در یک برنامه که از یوتیوب منتشر شده بود نسبت به «عبور از خط قرمز» در این زمینه اظهار ندامت کرده بود. برنامه ای که به نوعی به زندگی خصوصی او میپرداخت.
این اولین بار نیست که خوانندگان زیرزمینی در ایران بازداشت میشوند. گروه برو بچز، هیچ کس از معروفترین گروه ها و هنرمندان زیرزمینی ایران هستند که خبر بازداشت آنها منتشر شده است. چندی پیش نیز هیچ کس در فیسبوک خود مدعی شده بود پس از انتشار آخرین آلبوم خود، این کار را رها خواهد کرد.
شرکت کننده

رضا تهران
«شرط توبه و ندامت برای تمامی افراد از خواسته های نظام است»
رضا روزنامه نگار در تهران در مورد فایل صوتی که به نوعی تنبه و پشیمانی تتلو از کارهای گذشته خود را در آن اعلام کرده به ناظران میگوید:
به نظر من بازداشت يكي از چهره هايي كه در عرصه موسيقي رپ در ايران فعاليت مي كند نميتواند به منزله تصميم كلان براي برخورد با اين قشر باشد
مي شود حدس زد بازداشت تتلو يا «هيچ كس» كه چند ماه پيش صورت گرفت شكل موردي داشته است، گمانه ديگر در واقع این است که این بازداشت ها در راستاي اين هدف باشه كه نهاد بازداشت كننده با هدف هشدار به ديگر فعالان اين عرصه دست به این اقدام زده باشد و به نوعی محيط رعب برایشان ايجاد كند. با اين حال صحبت هاي آقاي تتلو در فايل صوتي نشان میدهد، کسانی که وی را بازجويي كرده اند، از وی خواسته اند به همكاري رو بياورد و به نوعي در چارچوب رفتار كند. به نظر ميرسد اين فايل صوتي هم بيشتر تحت تاثير شرايط بازداشت بوده و مطمئنا اگر تتلو به خارج از ايران برود حرف هاي ديگري براي گفتن خواهد داشت.
بدون ترديد ندامت از گذشته بعد از يك دوره بازداشت نمايانگر مسایلی است که در جريان بازداشت گذشته. اتفاقا اين مسئله سياسي و غير سياسي هم ندارد و به خوبي نشان ميدهد كه شيوه شرط توبه و ندامت براي تمامي افراد، چه در عرصه سياسي و چه هنري از خواسته هاي نظام است.
نميشود از همه اقشار اجتماعي انتظار داشت كه مثل فعال سياسي در برابر فشارها مقاوم باشند، كما اينكه فعالان سياسي نيز همگي مقاومت يكساني ندارند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .