اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حسن روحانی'

Feb 04 2014

حسن روحانی: منتقدان سند ژنو عده‌ای بی‌سواد هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: حسن روحانی با انتقاد از فضای امنیتی دانشگاه‌ها و سکوت دانشگاهیان٬ منتقدان داخلی توافقنامه «‌ژنو» را گروهی «معدود» و «بی‌سواد» نامید که «از جایی خاص تغذیه می‌شوند.»

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای روحانی این مطلب را روز سه‌شنبه (۱۵ بهمن) در اجلاس روسای دانشگاه‌ها و مدیران پارک‌های علم و فناوری بیان کرده است.

وی در این اجلاس از دانشجویان و استادان خواست سکوت خود را شکسته و درباره مسائل مهم جامعه ایران سحن بگویند.

روحانی از استادان دانشگاه پرسیده چرا درباره توافقنامه «ژنو» سکوت اختیار کرده‌اند و اظهار‌نظر نمی‌کنند.

رئیس جمهوری ایران خطاب به دانشگاهیان گفته به فکر ISI و امتیاز نباشند و این «شرک‌ها» را کنار بگذارند و با مردم «همراه» شوند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از فضای امنیتی دانشگا‌ها و نهاد‌های آموزشی گفته که «باید اجازه داد فضای باز ایجاد شود.»

رئیس شورای عالی امنیت ملی بی‌آنکه به نام فرد یا جریانی اشاره کند افزوده «یک عده شده‌اند متولی و همه مردم از نظر آن‌ها شده‌اند مشکوک و همه مورد تردید و مورد شک هستند.»

روحانی خطاب به این افراد و جریان‌ها گفته «شما چکاره هستید که خود را متولی همه چیز می‌دانید؟ آیا تنها با یک شعار یا چهره، آدم متولی می‌شود؟ بگذارید محیط باز ایجاد شود.»

وی از منتقدان وزارت علوم نیز خواسته اجازه بدهند وزیر علوم کار خود را انجام دهد.

این سخنان رئیس جمهوری ایران یکی از صریح‌ترین و تند‌ترین مواضع وی پس از آغاز به کار دولت یازدهم به شمار می‌رود.

دولت حسن روحانی در شش ماه اخیر از سوی محافظه‌کاران تندرو با فشار‌ها و حملات قابل توجهی روبرو بود و در برابر این حملات واکنش صریحی از خود نشان نداده بود.

No responses yet

Jan 19 2014

آکسفورد را ببینید،شبیه مدرسه فیضیه است,سبك همان سبك است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ریس جمهور: رییس جمهوری درجمع علما، طلاب و فضلای استان خوزستان گفت: ملت شریف ایران با رأی خود در انتخابات سال ۹۲ به دنیا اعلام کرد که اسلام توأم با اعتدال می‌خواهد و با تندروی و افراط مخالف است.

رییس جمهور در جمع علما، طلاب و فضلای استان خوزستان:

دولت قدم بزرگی در زمینه مقابله با اسلام هراسی و ایران هراسی برداشته است

رییس جمهوری درجمع علما، طلاب و فضلای استان خوزستان گفت: ملت شریف ایران با رأی خود در انتخابات سال ۹۲ به دنیا اعلام کرد که اسلام توأم با اعتدال می‌خواهد و با تندروی و افراط مخالف است.

شناسه خبر: ۷۳۸۴۳ –

چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ – ۰۱:۱۴

– فرجاد غلام‌نیا
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی با اشاره به تصویب پیشنهاد ایران در سازمان ملل درمقابله با نفی خشونت و افراطی‌گری گفت: این پیشنهاد چنان با قاطعیت درمجمع سازمان ملل مطرح شد که بزرگترین دشمنان ایران هم هنگام رأی‌گیری جرات نکردند، اعلام کنند این طرح به رأی گذاشته شود.
متن کامل سخنان رییس جمهور به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیرا و داعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیرا
ایام ولادت با سعادت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و امام صادق(ع) و هفته وحدت و ایام شروع امامت حضرت ولی عصر (عج) را به محضر همه علما، بزرگان، نماینده ولی فقیه، استادان، نمایندگان مجلس خبرگان، قضات و همه اعضایی كه در محضرشان هستیم، تبریك و تهنیت عرض می‌كنم.
روحانیت شیعه از آغاز بار مسئولیت سنگینی بر دوش داشته و آن حراست از مرزهای دین بوده است كه فرمود “علما شیعتنا مرابطون بالثغر الذی یلی ابلیس و عفاریته ”
علما حافظ مرزهای دین و اسلام و مبین دین و انطباق دین در شرایط زمان و تبیین احكام دین در مقاطع مختلف تاریخی از طریق اجتهاد بودند.

روحانیت و علما حافظ مرزهای دین اسلام هستند
این بار بعد از دوران غیبت صغرا، به مراتب سخت‌تر و سنگین‌تر شد، چنان كه دسترسی به معصوم گاهی ناممكن و گاهی بسیار صعب و دشوار بود. خیلی مهم است كه روحانیت شیعه می‌خواهد كاری مربوط به انبیاء و معصومین و آن بار سنگین را بر دوش بگیرد.
در قرن پنجم كار بزرگی صورت گرفت و شیخ الطائفه كه ما باید بگوییم، محصول آنچه ما امروز از فقه و اصول و تفسیر و كلام و فلسفه و سایر علوم اسلامی داریم، از ایشان است چرا که در واقع منشأش تأسیس حوزه علمیه نجف در یك مقطع و تأسیس حوزه علمیه قم در مقطع دیگر بود.
چون فرصت محدود است، به تفصیل مسأله نمی‌پردازم كه خود شما بزرگان به همه آنها واقف و مبین برای مردم هستید. در قرن پنجم كاری كه شیخ الطائفه انجام داد، یعنی تأسیس حوزه علمیه نجف بسیار بزرگ بود که آثار و بركات زیادی به همراه داشت.
یكی از آثار آن شیخ اعظم، شیخ انصاری، افتخار این دیار و این استان است. واقعاً شیخ چه كرد که بعد از سالیان دراز، هنوز هم شیخ می‌درخشد. امام راحل(ره) وقتی در درسش می‌خواست از شیخ انصاری نام ببرد، می‌فرمود شیخ اعظم. بزرگانی مثل شیخ انصاری، آخوند خراسانی و خیلی از بزرگان در این حوزه تربیت شدند. امروز امکانات بسیاری مانند اینترنت، كامپیوتر و ابزارهای زیادی در اختیار ماست که آن زمان این ابزارها نبود و ببینید آنها در سختی‌ها و مشکلات چه کردند؟ آن هم با توجه به وضعی كه آن زمان حوزه علمیه داشت. در شرایط سخت، بزرگان ما در علم دین كاری كردند كه امروز هم ما باید سر تعظیم در برابر آن بزرگواران فرود آوریم.
از آن طرف در ۹۰ سال پیش شیخ بزرگ دیگری، مرحوم حائری (رض) بود که حوزه علمیه قم را تأسیس کرد. در واقع تشیع و حوزه‌ها مرهون این دو شیخ هستند؛ شیخ الطایفه در تأسیس حوزه علمیه نجف و شیخ بزرگ حائری (رض) در تأسیس حوزه علمیه قم. اسلام در مراحل مختلف و حوزه‌های مختلف فراز و نشیب‌های مختلفی داشته است.

غرب هرچه دارد از علمای اسلام دارد
دورانی بود كه كل علوم تقریباً منحصراً در حوزه‌های علمیه بود؛ ریاضیات، فلسفه، شیمی، فیزیك و حتی طب و علوم دیگر. شما بو علی سینا را ببینید، محمد زكریای رازی و خوارزمی را بینید که در قرن دوم سوم بودند. زكریای رازی بیش از هزار و صد سال پیش در قرن سوم چه كرده است؟.كتاب‌هایش در تفسیر قرآن، شیمی و طب فلسفه چه كرده است؟ یا بوعلی را ببینید که دنیا به بوعلی افتخار می‌كند. البته غرب قدرناشناسی می‌كند. غرب هر چه دارد از علمای اسلام دارد. شما حتی دانشگاه‌های قدیمی غرب را که نگاه می‌كنید حتی ساختمانش هم تقلید از حوزه‌های علمیه است. آکسفورد را ببینید، شبیه مدرسه فیضیه است. سبك همان سبك است. خیلی بحث‌ها اینجا وجود دارد. دانشمندان اسلامی خدمات بسیار بزرگی كردند. البته در مقاطعی هم انحرافاتی پیش آمد كه علمای بزرگ جلو آن را گرفتند. وحید بهبهانی كه افتخار این استان و منطقه است، یك تنه در برابر انحرافی كه اگر ادامه می‌یافت چیزی از اجتهاد باقی نمی‌ماند، ایستاد. در برابر عظمت اسلام و حوزه‌های علمیه، دنیای غرب به جای قدردانی و قدرشناسی همواره بر مبنای اسلام هراسی در برابر اسلام و روحانیت و علما ایستادگی كرده است.
اگر ما بخواهیم سه مقطع اسلام هراسی غرب را تقسیم‌بندی كنیم، باید بگوییم در دوران جنگ‌های صلیبی اسلام هراسی را شروع كردند كه اتفاقاً علوم را هم در همان مقطع از جهان اسلام اقتباس كردند. دوران عثمانی‌ها هم مرحله دوم اسلام هراسی را شروع كردند و مرحله سوم اسلام هراسی بعد از انقلاب اسلامی است. حوزه علمیه قم شخصیتی را همچون امام خمینی(ره) تربیت كرد كه به افتخار روحانیت، افتخار شیعه، افتخار حركت‌های آزادی بخش و افتخار آزادی‌خواهان تبدیل شد و کار بسیار بزرگی را انجام داد.
شما كتاب‌هایی كه غربی‌ها راجع به انقلاب اسلامی نوشته‌اند نگاه کنید، مثل کتابی که دانشگاه كمبریج نوشته است. وقتی راجع به انقلاب اسلامی صحبت می‌كند، می‌گوید روحانیت سازماندهی‌ای كرد برای انقلاب كه غرب از فهم آن عاجز ماند.
آن وقتی که از امام و شهید بهشتی نام می‌برند، می‌گویند ما سازمان مساجد را نمی‌فهمیدم. اینها را انگلیسی‌هایی می‌گویند که سالها این منطقه تحت استعمار و استثمارشان بوده است. می‌گویند ما شبكه سازماندهی مساجد را درك نكرده بودیم و نمی‌دانستیم روحانیت چه نفوذی دارد و چطور سازماندهی می‌کند و می‌گوید ما دچار حیرت شده‌ایم.
امام در پاریس با نواری که از طریق تلفن ارسال می‌شد و ظرف ۲۴ ساعت به سراسر ایران و حتی سراسر روستاها می‌رسید، فرمانی صادر می‌كرد که به گوش مردم ایران می‌رسید. حالا در آن دوران انقلاب نه ماهواره و اینترنتی بود و نه از این ابزارها خبری بود. غربی‌ها وقتی دیدند كه انقلاب اسلامی به رهبری یك عالم و مرجع تقلید و با فداكاری ملت به پیروزی رسید، همان هراسی كه یك روزی در جنگ‌های صلیبی از قدرت عثمانی‌ها پیدا كرده بودند، یك بار دیگر به لرزه افتادند، البته به غلط، چرا که انقلاب اسلامی برای كسی تهدید نبود و صدور یك فرهنگ بود نه چیز دیگر.
خوب اینها در یك مقطع دیگر نیز این اسلام هراسی را به بهانه یازده سپتامبر ترویج کردند و ادامه دادند. اگرچه آنها همواره در کنار اسلام هراسی به خاطر انقلاب اسلامی همیشه یک ایران هراسی هم بوده و آنها این را به بهانه یازده سپتامبر تشدید كردند.
دنبال چه هدفی بودند و هستند؟ اینكه نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، اگر شد نماند و اگر نشد، تضعیف شود و حداقل جلو نفوذ این انقلاب را در منطقه و جهان بگیرند.
در سال‌های اخیر دو بهانه پیدا کردند. یك بهانه به دنیا گفتند اسلام مظهر خشونت است. اسلام جوانها را تشویق می‌كند به ناامنی، تشویق می‌كند به افراطی‌گری، تشویق می‌کند به خشونت، به قول آنها تروریسم. این چیزی بود كه تبلیغ می‌كردند و خودشان هم از طریق سازمان‌های جاسوسی‌شان، یک عده مسلمانان را در گوشه و کنار دنیا به نام اسلام به همین راه تحریك می‌کردند. شما امروز در منطقه می‌بینید، چه آشوب و چه کشتاری را یك عده منحرف به نام دین و جهاد، متأسفانه با استناد به آیات قرآن انجام می‌دهند و به غلط دارند جوان‌های ما را گمراه می‌کنند. این هم بهانه خوبی شد برای غرب که این مسیر را ادامه دهند و تشدید كنند.

ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نبوده است
دومین بهانه‌شان فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز ایران بود. در دنیا تبلیغ كردند و ترویج كردند كه ایران به دنبال بمب هسته‌ای است، نه تنها ایران به دنبال بمب است، بلكه می‌خواهد آن را در اختیار گروه‌های تروریست قرار بدهد و دنیا را ناامن كند. در حالی كه جمهوری اسلامی ایران هرگز دنبال سلاح هسته‌ای نبوده است. در هیچ مقطعی نبوده است. در این‌باره مقام معظم رهبری فتوای صریح دادند بر حرمت تولید، نگهداری و استفاده سلاح‌های هسته‌ای و البته سایر سلاح‌های كشتار جمعی هم همین حالت را دارد. لذا جمهوری اسلامی ایران هرگز دنبال اینها نبوده است.
اگر ایران دنبال بمب هسته‌ای بود به قول آنها، چرا برای غنی‌سازی ابتدا رفتیم با آنها معامله کنیم و پول بدهیم و بخریم. خب کسی که می‌خواهد برود بمب بسازد که نمی‌رود با کشورهای شرق و غرب مذاکره کند که بگوید سیستم غنی‌سازی به ما بدهید. همه انهایی که دنبال بمب رفتند، مخفی کار کردند و مخفیانه به نتیجه رساندند. ما بعد از جنگ تحمیلی سراغ بسیاری از كشورهای غربی و شرقی رفتیم برای اینكه فناوری غنی‌سازی بدهند تا ما بتوانیم سوخت نیروگاه را تأمین كنیم. این چیزی است که آنها قبلا در رژیم گذشته حتی بخشی از آن را قول داده بودند. آنها به این قول عمل نکردند. كشوری كه این را می‌خواهد اما آنها نمی‌دهند و بعد خودش می‌رود دنبالش معلوم است که نمی‌خواهد کار مخفی انجام دهد. هیچ کشوری نیست که دنبال بمب هسته‌ای باشد و برود عضو ان‌پی‌تی بشود. آژانس را در کشورش راه بدهد. معلوم است که این حرف بهانه‌جویی است، اما متأسفانه غرب با تبلیغات وسیعش با دیپلماسی قوی‌اش، با تمام ابزارش توانست این را در دنیا شایع كند كه ایران و فناوری هسته‌ای، یك خطر برای صلح و امنیت جهانی است.
قطعنامه‌ای كه شورای حكام آژانس در آخر پاییز سال ۱۳۸۴ صادر كرد این بود كه فعالیت هسته‌ای ایران چون صلح و امنیت جهانی را به خطر می‌اندازد، پس این پرونده باید به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده شود. این اقدام اساساً بی‌معنا و نادرست بود ولی این كار را كردند. این كشورها فقط غربی نبودند، شرقی‌ها هم بودند. کشورهای همسایه ما هم بودند آنها هم رأی دادند. پس در تبلیغات و در كار فعالیت دیپلماسی، ایران هراسی را از این طریق هم در دنیا آمدند به غلط مطرح كردند.

پیام مردم در انتخابات این بود که اسلام را می‌خواهیم، اعتدال را هم می‌خواهیم، افراط را نمی‌خواهیم
این خادم دین كه همواره افتخارش این است كه هر چه دارد از حوزه علمیه قم و از اساتید بزرگ آن حوزه دارد، بعد از آنكه ملت شریف ایران با رأیشان به دنیا گفتند ما اسلام را توأم با اعتدال می‌خواهیم. من معنی این رأی را می‌فهمم. خب چرا به این طلبه رأی دادند؟ دیگران هم بودند، بزرگان دیگری هم بودند و خوب همه آنها هم صالح بودند. مردم می‌گفتند ما با این رأی، اسلام را می‌خواهیم. ما اسلام را می‌خواهیم، اعتدال را هم می‌خواهیم ولی افراط نمی‌خواهیم. شعار من هم این بود. به هر حال من عضو این نظام بودم. من در دوران تبلیغات انتخاباتی‌ام در بوروشور و زندگینامه‌ام اولینش این بود که من نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستم. می‌دانستند که من در طول این مدت داخل این نظام بودم، نماینده مجلس بودم یا دبیر شورای عالی امنیت ملی بودم و مسئولیت‌های دیگری داشتم، عضو خبرگان رهبری بودم. مردم اعلام كردند به دنیا ما به اسلام وفاداریم، میانه‌روی و اعتدال را هم می‌خواهیم.
یكی از اهداف اینجانب از آغاز، از قبل از اینكه انتخاب شوم این بود كه بتوانم در حد توانم و با قدرت دولت این دو بهانه را یا بگیرم یا این بهانه‌ها را كاهش دهم و كاری كنم كه دنیا به تدریج قبول كند چهره‌ای كه از اسلام و ایران ترسیم شده است، چهره نادرست است.
در زمینه اینكه اسلام مظهر خشونت است و طرفدار خشونت است، من هم در سخنرانی‌هایم و هم در مصاحبه‌هایم و نطق‌های بین‌المللی‌ام تأكید كردم و در سازمان ملل طرح دنیای عاری از خشونت یا حالا تعبیر دقیقش مقابله جهانی با خشونت و افراطی‌گری را در سازمان ملل مطرح كردم و از سازمان ملل خواستم این طرح ایران را در دستور كار قرار دهد.
آن روز كه در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح كردم، بعضی از دوستان گفتند که زود بود شما این پیشنهاد را مطرح كردید. می‌گذاشتید چند سال کار می‌کردیم و زمینه را آماده می‌كردیم، اما خداوند توفیقی داد و ملت ایران این پیروزی بزرگ را به دست آورد و این پیروزی ریشه در انتخابات دارد. ملت ایران در این انتخابات كار بزرگی را انجام داد. من نكته‌ای را به شما بگویم. در نیویورك در ملاقات با علمای اسلامی كه از ایالت‌های آمریكا آمده بودند، که بیشتر آنها اهل سنت بودند و تعدادی هم شیعه در میان آنها بود، همه آنها كه صحبت كردند گفتند این انتخابات چهره اسلام را در دنیای غرب تغییر داد و ما امروز در آمریكا سرمان بلند است و سه نفر از علمای اهل سنت در آن جلسه گفتند ما شبی نیست که برای شما دعا نکنیم. خیلی مسأله مهمی است. یك انتخابات آثارش سراسر جهان را فرا گرفت. پیداست این ملت چقدر بزرگ و ندای این ملت چقدر رساست.
ما دو سه روز که در نیویورك بودیم دیدیم واقعاً استقبال رسانه‌ها چقدر وسیع بود و بالاخره پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد. همین طرح مقابله با خشونت و افراطی‌گری. آنچنان این طرح فایق آمد که بزرگترین دشمنان ما گرچه در بیان و بحث مخالفت كردند، اما در موقع رأی‌گیری جرأت نكردند اعلام رأی كنند.
شما می‌دانید وقتی در یک مجمع بزرگ وقتی یک کشوری می‌بیند عده رأی کم است، چون وزن آنها را پایین می‌آورد و حیثیتشان می‌رود، سکوت می‌کنند و وقتی رئیس جلسه می‌گوید کسی مخالف نبود؟ چكشش را به معنی اتفاق آراء روی میز می‌زند. چند كشوری كه در مجمع عمومی مخالفت كردند، در موقع رأی‌گیری جرأت نکردند بگویند این طرح به رأی گذاشته شود. غرب، چند دهه است که تبلیغ می‌کند كه ایران مظهر خشونت و طرفدار خشونت و حتی می‌گویند پیشتیبان تروریسم است، آن وقت جمهوری اسلامی ایران پیشنهادی را مطرح می‌كند برای مقابله با افراط و با خشونت و این طرح به اتفاق آراء یعنی بدون رأی‌گیری به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد می‌رسد.

دولت تدبیر و امید دست استمداد به سوی علما دراز می‌کند
به نظر من این دولت در طول این ۵ ماه یك قدم بسیار بزرگ در زمینه مقابله با اسلام هراسی و ایران هراسی برداشته است.
امروز می‌دانید در سال جدید، دبیركل سازمان ملل هم در اولین مصاحبه خود به طرح ایران و تصویب آن در مجمع عمومی سازمان ملل اشاره کرد و این را بسیار با اهمیت در دنیای امروز تلقی كرد. ما امروز در قبال این توطئه جهانی باید بایستیم. دولت دست استمداد به سوی علما دراز می‌كند. شما بزرگان شما علما، حوزه‌های علمیه باید بیایند اسلام رحمانی را برای دنیا تشریح كنند.

ایران به دنبال فناوری هسته‌ای هست اما دنبال بمب نیست
آن پیغمبر رحمت؛ و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین، او رحمت بود. او رحمت برای دنیا آورد نه تنها برای مسلمانان، او راه زندگی و اخلاق آورد محبت و اخوت و برادری را آورد. این پیامبر با این عظمت، امروز غرب دارد توطئه می‌كند و به غلط گروه‌ها و گروهك‌هایی را هم وادار کرده به خشونت و افراط در جهان و منطقه دست بزنند و آنها هم به دروغ بگویند به نام اسلام و قرآن است. این قدم اول و مهم بود. قدم دوم اینكه این دولت تصمیم داشت به دنیا بگوید جمهوری اسلامی ایران دنبال فناوری هسته‌ای هست اما دنبال بمب نیست.
گاهی هم برخی اشتباه می‌كردند البته شاید هم نمی‌دانستند می‌گفتند ایران هسته‌ای شده است می‌دانید این کلمه هسته‌ای وقتی در دنیا گفته می‌شود معنی‌اش بمب است. شش کشور در دنیا هستند که می‌گویند ما هسته‌ای شده‌ایم و الا اگر مبنا غنی‌سازی باشد که چهل کشور الان دارند غنی‌سازی را انجام می‌دهند. بجای اینكه بگویند ما دنبال سوخت نیروگاه هسته‌ای هستیم، دنبال فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای هستیم، گفتند ایران هسته‌ای شده، آنها هم گفتند ببینید خود مسئولین می‌گویند ایران هسته‌ای شده دیگر چه می‌گویید شما؟
ما را بردند در تحریم و چه فشاری بر مردم آوردند نه اینکه ما از تحریم بترسیم، اما یك ظلم ناروا به ملت بزرگ ایران بود. حتی فشار آوردند برای خرید گندم برای خرید دارو. من به بسیاری از سران اروپا که در سازمان ملل ملاقات کردم، گفتم این تحریم که شما انجام دادید ظالمانه و غیر انسانی است.
یكی از مقامات بلند اروپایی در ملاقات با من گفت من قبول دارم این تحریم‌ها ظالمانه و غیرانسانی بوده است. یک چنین کاری کردند، ما لازم بود به دنیا بگوییم ما دنبال فناوری هسته‌ای هستیم، آن را ادامه می‌دهیم اما در عین حال به دنیا هم روشن و ثابت می‌كنیم كه این اتهام، اتهام بی‌اساسی است. این مبنای مذاکرات ما با ۱+۵ و غرب و قدرت‌های بزرگ جهانی بود. این راه مثل راه اول، راهی طولانی و پرپیچ و خم است اما هم در مسأله اول و هم در مسأله دوم اولین گام را برداشتیم.

اولین قدم برای شکستن تحریم‌ها برداشته خواهد شد
ما در تفاهم و در نقشه راه در ژنو به توافقی رسیدیم که چند روز دیگر این توافق اجرایی و عملیاتی خواهد شد. اولین قدم برای شکستن تحریم‌ها برداشته خواهد شد. ما این راه را ادامه می‌دهیم اگرچه راه بسیار سخت و دشواری است. اما غیر از بحث تحریم‌ها که فرعی است، ما می‌خواهیم با ایران هراسی و اسلام هراسی بجنگیم ما می‌خواهیم به دنیا بگوییم انقلاب اسلامی انقلاب رحمت است. اسلام دین رحمت است ما می‌خواهیم بگوییم همان راهی كه پیامبر رفت- شاهداً و مبشراً و نذیرا و داعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیرا- همان راه را دنبال و ادامه می‌دهیم. در هر دو زمینه علمای بزرگ و روحانیت معظم نقش بسیار بزرگی دارد. من این را به صراحت بگویم، نه در سیاست خارجی، دولت بر این اصل قانون اساسی؛ به غیر از مسایل فقهی و دینی، معتقد است كه سیاست‌های كلی نظام بر عهده مقام معظم رهبری است. نه به زبان بگوید، در عمل آن را قبول دارد. ما می‌دانیم عظمت رهبری یعنی عظمت ایران. این را همه باید درك كنند و همه باید بفهمند.
ما برای اینكه به اهداف بلندمان، هم در زمینه ترویج دین، تبلیغ دین، معرفی چهره واقعی اسلام و هم در زمینه سیاست خارجی، هم مبارزه با اسلام هراسی، هم مبارزه با ایران هراسی موفق شویم باید متحد باشیم و دست به دست هم بدهیم. ما یك رهبر داریم، یك قانون اساسی داریم، منافع ملی مال همه ماست، مصالح ملی مال همه ماست و همه باید زیر خیمه اسلام و ولایت و قانون اساسی و منافع و مصالح كشور كنار هم قرار بگیریم با یك اتحاد و وحدت، باید به اهداف بلندمان دست بیابیم و این كار را ان‌شاء‌الله به حول و قوه الهی انجام خواهیم داد.

دولت با همراهی ملت قادر است حماسه اقتصادی را بیافریند و ان‌شاء‌الله خواهد آفرید
من راه را دشوار می بینیم، اما بسیار امیدوارم. مشكلات كشور بسیار زیاد است اما برای حل آن بسیار امیدوارم. آنچه مقام معظم رهبری فرمود، حماسه سیاسی، این ملت به خوبی محقق كرد. آن حماسه اقتصادی را هم باید بسازیم. باید دست به دست هم بدهیم، دولت به تنهایی قادر نیست این بار سنگین را به مقصد برساند، اما دولت با ملت حتما قادر است این حماسه اقتصادی را بیافریند. و ان‌شاءالله خواهد آفرید.
و آنچه هم که در این استان من اعلام كردم و دنبالش هستم، در واقع ساختن همان حماسه اقتصادی است كه باید در همه استان‌ها باید شروع كنیم. به هرحال ما آب پشت سر را جمع كردیم، زمین زرخیز خوزستان هم وجود دارد، یک مرحله كانال كشی را هم انجام داده‌ایم با این روند بخواهیم پیش برویم. ۱۷ سال گذشته، ۱۷ سال دیگر هم باید بگذرد. این واقعاً حیف است. این بحث، همانطور که نماینده ولی فقیه در استان فرمودند این بحث تنها بحث خوزستان نیست، بحث كشور است. ما اروند را باید احیاء كنیم. این بحث کشور است. ما باید با مسأله معضلات زیست محیطی مبارزه کنیم. این بسیار سخت است اما این کار باید انجام شود. این بحث استان نیست بحث کشور است. حتی احیاء رود كارون هم تنها برای خوزستان نیست، برای كشور است. ما همه باید در این مسیر دست به دست هم دهیم. اما بدانیم هیچ كاری، چه کار اقتصادی، چه کار سیاست داخلی و خارجی و امنیتی، زیربنای همه اینها فرهنگ است. اگر نتوانیم فرهنگ را تقویت كنیم، آنها یا امکان‌پذیر نیست یا بسیار صعب و دشوار است. در بخش فرهنگ روحانیت نقش بسیار بزرگی دارد. علما، ائمه محترم جمعه، مبلغین، مدرسین و همه عالمان دینی و همه آنهایی كه اسلام را باید تبیین کنند، نقش بسیار اساسی خواهند داشت.
ان‌شاءالله به حول و قوه الهی دست به دست هم می‌دهیم. امید ما به حق و پروردگار است. امید ما به لطف ارواح پاک ائمه هدی علیهم السلام است به لطف ولی عصر عجل الله، امام زمان، به حمایت رهبری و حمایت و اتحاد كل ملت است. ان‌شاء‌الله به حول و قوه الهی این راه را به مقصد خواهیم رساند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

No responses yet

Jan 17 2014

روحانی در واکنش به انتقاد‌ها از تفاهم‌نامه ژنو: برخی‌ نمی‌دانند اختیاردار برخی امور رهبر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: حسن روحانی٬ رئیس جمهوری با حمله به منتقدان تقاهم‌نامه ژنو به صورت تلویحی اعلام کرد که این تفاهم‌نامه با نظر علی خامنه‌ای بین جمهوری اسلامی و گروه ۱+۵ منعقد شده است.

به گزارش ایرنا٬ آقای روحانی عصر روز پنجشنبه (۲۶ دی) در نشست شورای اداری استان خوزستان این مطلب را بیان کرده است.

وی گفته «برخی متوجه نیستند که رهبری نظام، نقش تعیین کننده‌ای در سیاست‌های کلی نظام دارند و اختیار برخی از امور با ایشان است و ایشان باید تصمیم بگیرند.»

روحانی در واکنش به انتقاد از «لبخند زدن» دولت یازدهم به «غربی‌ها» هم گفته که «ما لبخند می‌زنیم تا منجر به لبخند مردم شود. آیا نباید با تحریم‌های ظالمانه مبارزه کرد؟»

رئیس جمهوری در ادامه سخنان خود به افرادی اشاره کرده که در حال حاضر «انقلابی» شده‌اند در حالی که سوابق آن‌ها از قبل مشخص است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود از کسان دیگری {بابک زنجانی} سخن به میان آورده که «به علت فساد اقتصادی و دور زدن تحریم‌ها بازداشت شده‌اند» و در آینده نیز افراد دیگری در این زمینه باید معرفی شوند.

روحاتی اضافه کرده «در دوران تحریم‌ها، عده‌ای به اسم اینکه تحریم را دور بزنند، ملت و منافع مردم را دور زدند.»

رئیس جمهور روز چهارشنبه نیز گفته بود عده‌ای مخالف لغو تحریم‌ها هستند و در صورت لزوم نام آن‌ها را اعلام خواهد کرد.

No responses yet

Jan 16 2014

حسن روحانی: همه باید بفهمند عظمت رهبر٬ عظمت ایران است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: ما کر عرض کرده بودیم!
دیگربان: حسن روحانی اعلام کرد پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ به معنای رای مردم به «اسلام» است و همه باید بفهمند «عظمت» رهبر جمهوری اسلامی٬ «عظمت» ایران است.

به گزارش روز چهارشنبه (۲۵ دی) خبرگزاری «نسیم»٬ آقای روحانی در جمع گروهی از روحانیون استان خوزستان این مطلب را بیان کرده است.

روحانی گفته مردم با وجودی که می‌دانستند او نماینده علی خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی و در داخل نظام بوده در انتخابات به وی رای دادند تا بگویند «اسلام را با اعتدال» می‌خواهند.

رئیس جمهوری ایران به صراحت اظهار کرده عظمت علی خامنه‌ای به منزله «عظمت ایران» است و همه باید این موضوع را «درک» کرده و «بفهمند.»

حسن روحانی در سخنرانی صبح روز چهارشنبه خود در جمع نیرو‌های نظامی استان خوزستان با هشدار به «دشمنان» جمهوری اسلامی اعلام کرد نظام از حقوق هسته‌ای خود کوتاه نخواهد آمد.

وی افزوده «در فناوری صلح آمیز هسته‌ای از هر آنچه حق ما است کوتاه نخواهیم آمد» و «در برابر متجاوز با همه توان و قدرت از منافع انقلاب و کشور دفاع می‌کنیم و دشمن را از تجاوزش پشیمان خواهیم کرد.»

روحانی روز گذشته نیز در جمع نخبگان استان خوزستان از آن‌ها خواست انتظارات مردم از دولت وی را «متعادل» کنند.

No responses yet

Jan 15 2014

دولت روحانی؛ چپاول با افراد کار بلدتر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: علی غزالی، روزنامه نگار و از نزدیکان دولت در یادداشتی در فیس‌بوک خود نوشته است که دولت‌مردان روحانی از روز نخست شروع کرده‌اند دوری هشت سال از سفره و رانت قدرت را جبران کنند.

غزالی که از هواداران دولت «تدبیر و امید» است با نقل خاطره‌ای نوشت که «چپاولی دیگر در راه است و گشنگان نوینی و البته کار بلدتری بر برخی مسندها نشسته‌اند.»

علی غزالی نوشته است:«پس از پیروزی غیر منتظره محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ افرادی که سال‌ها در کشور تحت عناوین خاص میدان‌داری می‌کردند مجبور به ترک قدرت شدند و صرف نظر از این‌که احمدی‌نژاد و جریانش چه کارنامه‌ای داشته‌اند و چه ویرانی‌هایی را به بار آوردند این حقیقت غیر قابل انکار است که با آمدن وی عده‌ای رفتند و آن عده که به ناگاه بی‌کار شده بودند به ناچار وارد فعالیت‌های بخش خصوصی شدند و هر شخصی بنا به سوابق و تجربیات قبلی‌اش به نوعی وارد عرصه فعالیت در بخش خصوصی شد. یکی دفتر فیلم‌سازی زد، یکی به دنبال کارهای مالی رفت، دیگری ترخیص کار شد، و… و البته برخی نیز توان لابی داشتند و توانستند در بخش‌های پایین‌تر نهادهای غیردولتی مانند شهرداری و بنیادهای مختلف اقتصادی و.. مشغول فعالیت شوند. و از آن‌جایی که فعالیت در بخش خصوصی در ایران بدون حمایت و صد البته رانت‌های خاص دولتی بسیار سخت و در مواردی غیرممکن است این دوستان در بخش خصوصی خیلی موفق نبودند و اکثرا از پس خرج و مخارج دفترهای‌شان نیز بر نمی‌آمدند و به دلیلی قرابت فکری از نوع سیاسی‌اش (انتقاد از دولت احمدی نژاد) شخصا در آن مدت با برخی از این افراد هم‌نشین و مانوس بودم و به دلیل رابطه‌ای که با برخی نهادهای دولتی و حاکمیتی در آن زمان داشتم بارها می‌شد که این دوستان درخواست‌هایی از این نهادها داشته و نامه‌هایی برای گرفتن امضا از فلان وزیر و بهمان مدیرکل و… به من می‌دادند. و از نزدیک شاهد اوج استئصال این دوستان بودم که در مواردی ناراحت‌کننده نیز بود.»

این روزنامه‌نگار در ادامه خاطره‌ای را در این خصوص نقل کرده است: «برای نمونه دوستی که مدتی ر‌ییس دفتر یکی از روسای جمهور پیشین بود پس از اطلاع از ارتباط بنده با یکی از بانک‌ها با من تماس گرفت و در خصوص درخواستی که خیلی هم بزرگ نبود صحبت‌هایی را طرح نمود و در نهایت نامه‌ای به من داد برای گرفتن دستور! از آن آشنای بانکی و از فردای آن روز بعضا روزی ۳۰ الی ۴۰ بار برای پی‌گیری موضوع با تلفن هم‌راه بنده تماس می‌گرفت و … و جالب آن‌جا که آن آشنای بانکی به دلیل دوری از مواضع تهمت سفارش ما را وقعی ننهاد و با آن‌که درخواست آن بنده خدا خیلی هم خاص نبود کار را با آن شمایل انجام نداد و… و آن‌چه برایم در این مورد بسیار جالب بود این‌که فردی با آن قامت سیاسی لنگ امضایی به آن کوچکی باشد!»

علی غزالی سپس به انتخابات ۹۲، روی کار آمدن روحانی و قدرت گرفتن مجدد این افراد اشاره کرده و نوشته است که آن‌ها درصددند دوری هشت ساله از قدرت را جبران کنند.

وی نوشته است: «از قضا خرداد ماه سال ۹۲ اتفاق دیگری افتاد و بار دیگر اتفاق غیرمنتظره دیگری واقع شد و البته در جریان خلاف سال ۸۴ و آن انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری بود که این امر باعث شد همان دوستانی که در دورانی لنگ امضاهای کوچک بودند دوباره صاحب امضاهای بزرگ شوند.»

آقای غزالی با نقل خاطره‌ای نتیجه گرفته است که چپاولی دیگر در راه است: «خدمت یکی از وزرای دولت جدید بودم که با گله از یکی از معاونینش نام آورد و گفت گزارشی به دستش رسیده مبنی بر فلان فساد اقتصادی این فرد و با ناراحتی می‌گفت الان سه ماه است از دولت گذشته و خدا به داد برسد که برخی از روز اول شروع کرده‌اند و می‌خواهند دوری این هشت سال را جبران کنند! با تعجب به آقای وزیر گفتم خب خودتان منصوبش کردید! جای گله و شکایت ندارد که! عوضش کنید که با خنده تلخی گفت آدم فلانی است و انتخاب من نبوده! این‌جا بود.. که به خود لرزیدم که چپاولی دیگر در راه است و گشنگان نوینی و البته کار بلدتری بر برخی مسندها نشسته‌اند.»

یک نماینده مجلس: مجمع طرح رسیدگی به اموال مسوولان را تصویب نمی‌کند

در همین راستا یک نماینده مجلس هم امروز گفت: «اراده محکمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تصویب طرح رسیدگی به اموال مسوولان وجود ندارد.»

به گزارش خبرگزاری فارس [3]، دهقان، عضو هیات رییسه مجلس با بیان این‌که ۸ سال است طرح رسیدگی به اموال مسوولان بین مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام بلاتکلیف مانده است، گفت: «ظاهرا اراده محکمی در مجمع برای تصویب این طرح وجود ندارد.»

وی افزود: هم‌چنین عدم تصویب این طرح باعث شده کسانی که مشمول اصل ۱۴۲ قانون اساسی هستند اگر افزایش مال نامتعارف هم داشته باشند کسی به آن‌ها رسیدگی نکند.

دستگیری یکی از مدیران دولت دهم در هنگام فرار

و باز هم در همین ارتباط برخی رسانه‌ها نوشته‌اند که مدیرعامل سابق منطقه آزاد کیش، در مرز ترکیه دستگیر شد.

به گزارش دانا، بر اساس این گزارش وی در حال خروج از کشور از طریق مرز ترکیه بود.

این مدیر دولت دهم با حکم حمید بقایی معاون رییس جمهور و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد در سال ۸۹ به سمت مدیرعاملی سازمان منطقه آزاد کیش منصوب شده بود.

No responses yet

Jan 15 2014

نامه یغما گلرویی به رییس جمهور، هنرمند؛ موظف به مخالفت با سانسور است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

زمانه: یغما گلرویی؛ شاعر و ترانه سرایی که از زمان دولت‌های قبلی با ممنوعیت‌ها و ممیزی‌های فراوانی روبرو بوده، سخنان رئیس‌جمهور را در دیدار با اهالی فرهنگ و هنر، دستمایه‌ی نگارش نامه‌ای سرگشاده قرار داده که در اختیار خبرگزاری ایلنا قرار گرفته است.

او در واکنش به تصویری که حسن روحانی از هنرمند و میانه‌اش با دولت و جامعه ترسیم کرده، می‌گوید: اصلن دولت‌ها خطاب ما نیستند. انتقاد از قدرت را وظیفه‌ی خود می‌دانیم اما با کسی و چیزی سر جنگ نداریم جز جهالت و خرافه. خطاب ما مردمند. مردمی که هنوز در دستی که به دهان نمی‌رسد؛ کتاب دارند. مردمی که همچنان تشنه‌ی دانستنند و نباید پیش راهِ آگاهیشان دیوار کشید.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ متن این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریاستِ جمهوری اسلامی ایران

قریب به پانزده سال است که به نویسندگی مشغولم و حاصل کارم تا امروز انتشار حدود سی عنوان کتاب (شعر / ترانه / ترجمه / فیلمنامه و…) و نزدیک به شصت آلبوم موسیقی بوده واز ترانه‌هایم در بیش از سی فیلم ‌سینمایی و سریال تلویزیونی استفاده شده است. در تمام این سال‌ها، آثارم به انواع و اقسام مختلف از طرفِ شوراهای فعالِ ممیزی ـ که اغلب زیرمجموعه‌ی وزارتِ ارشاد هستند ـ دچار سانسور شده‌اند و چند سال ا‌ست همان روندِ کج‌دار و مریز هم متوقف شده و اثری از من – جز یک مجموعه شعر آن هم بعد از حذفِ سی شعر- نتوانسته مجوز انتشار دریافت کند. (همین تک کتابِ منتشر شده در عرض شش ماه به چاپ ششم رسیده که یعنی مخاطبینم هنوز مرا از یاد نبرده‌اند.) در سال‌های اخیر از چاپ‌های مجددِ حدود دَه عنوان از کتاب‌های قدیمی من که پیشتر مجوز گرفته و منتشر شده‌ بودند هم جلوگیری شده و این خبر از تنگ‌تر شدن دایره‌ی صدور مجوز در سال‌های گذشته می‌دهد. کتاب‌های زیادی از تالیفات و ترجمه‌های من در ارشاد معطلِ کسبِ مجوز مانده‌اند و پی‌گیری‌های ناشران درباره‌ی این آثار تا کنون راه به جایی نبرده است. در آن وزارت‌خانه، تا به حال نه کسی پاسخ‌گو بوده و نه در کل جوابِ دقیقی داده می‌شده که برای مثال فلان کتاب قابل چاپ هست، یا نیست و یا این جمله و این سطر و این پاراگرافش باید حذف شود. هر روز مراجعین را به هفته‌ی دیگر حواله می‌دهند و آن روز موعودِ پاسخ‌گویی معلوم نیست کی از راه خواهد رسید. چنان که بعضی از کتاب‌ها به سلامتی دارند تولدِ هشت ساله‌گی خود را نزدِ بررسان وزارت ارشاد جشن می‌گیرند و با اینکه اغلب زیر پانصد صفحه هستند، هنوز موفق به بررسی و اعلام موارد سانسورشان نشده‌اند. می‌نویسم «سانسور» و این خطا نیست و اگر به زعم شما باشد هم، خطای سهوی نیست و عمدی‌ست چراکه معتقدم آن چه از دیرباز در آن وزارت‌خانه اتفاق افتاده و می‌افتد سانسور است، حتا اگر خوش داشته باشند با عبارت خوش‌آهنگ‌تر «ممیزی» صدایش بزنند نیز توفیری در ماهیتِ آن نمی‌کند. شعر و هنر این سرزمین همیشه سایه‌ی سانسور را بر سر خود داشته، از دوران «رودکی» تا امروز. وقتی در دهه دوم همین قرن «صادق هدایت» یگانه، نوزادش «بوف کور» را مانندِ گربه‌ای به دندان ‌گرفت به غربت زد و در بمبئی منتشرش کرد، با سانسوری دست به گریبان بود که سایه‌اش تا امروز بر سر ادبیات ما مانده است. همیشه زیر این سایه آفرینشگری کرده و سعی در گول زدن و تاراندنش داشته‌ایم چراکه موظف به روشنگری بوده‌ و هستیم. همان‌طور که ارشاد خود را موظف به اجرای سانسور می‌داند، هنرمند هم موظف به مخالفت با سانسور است. هنرمند راستین هرگز عادت نکرده‌ به گردش این چرخ کج‌مدار و خاموشی گزیدن به دیاری که در آن حتا اگر از آلوده‌گی هوا انتقاد کنی هم هزار و یک انگ و برچسب می‌خوری و به «سیاه‌نمایی» متهم می‌شوی. بر سر عهد خود مانده‌ایم و بهایش را هم داده‌ایم و می‌دهیم. چند سال است که از طرفِ «مرکز موسیقی» هم مدالِ «ممنوع‌الفعالیتی» به بنده اهدا شده و خوشبختانه ترانه‌هایی که خوانندگان از من برای انتشار در آلبوم به آن سازمان می‌برند به دلیل نامم اصلن وارد چرخه‌ی مجوز نمی‌شوند که البته شخصن به این اتفاق می‌بالم و سرخوشم که دیگر آثارم را شورای ازکارافتاده و بی‌صلاحیت آن مرکز کارشناسی (سانسور بخوانیدش) نمی‌کنند و برای مجاز بودن و ماندن برخلافِ آن‌چه اندیشیده‌ام ننوشته‌ام و به خود و مخاطبانم دروغ نگفته‌ام.

وقتی دولتِ شما بر سرِ کار آمد، همه آمدنتان را به ما مغضوبین سابق تبریک گفتند که فضا بازتر و ممنوعیت‌ها تمام خواهدشد و مژده‌ دادندمان که به زودی ثمره‌ی ماه‌ها پشتِ میز نشستن و بر دکمه‌های رایانه زدن و فرهنگ‌سازی و تلاش در بالا بردن سطح فرهنگ جامعه‌مان را در کسوت کتابی با تیراژ مضحکِ سه، تا پنج هزار نسخه می‌بینم و دوباره یادمان می‌افتد که نویسنده‌ایم و جوابی و کتابی خواهیم برای ارائه به در و همسایه که مدام پی‌گیرکارمان که همیشه در خانه هستیم می‌شوند. من که به شخصه عطای نداشته‌ی انتشار را به لقایش بخشیده‌ام اما بسیارانی از نویسنده‌گان و شاعران و ترانه‌سرایان هنوز و همچنان چشم به راهِ رسیدنِ آن عیدِ مژده داده شده‌اند. نوشتن این نامه البته دخلی به این ممنوعیت‌ها ندارد و آن را به‌ عنوان‌ِ رنج‌نامه‌ و عریضه‌ ـ از آن‌گونه‌ که‌ در پیاده‌روی‌ دادگستری‌ نوشته‌ می‌شود ـ برایتان قلمی‌ نمی‌کنم‌. بخش‌هایی از سخنرانی اخیر شما در جمع اهالیِ هنر سببِ نوشتن این نامه شد چراکه در سخنانتان جمله‌هایی وجود داشت که در عین خوش‌آهنگی، متناقض بود و خبر از نگاهِ همسوی شما با فضای بسته‌ی فرهنگی تمام این‌ سال‌ها می‌داد که شاید آن‌ها را به ناگزیر و برای برقراری تعادل در بین جناح‌های سیاسی که همیشه شعارتان بوده فرموده باشید اما به هر حال من به عنوان یک کارورز هنر، خود را خطاب آن سخنان می‌بینم و موظف به واکنش. مثلن در ابتدای سخنانتان فرموده‌اید: «معمولن دولتمردان، سیاستمداران و حتی فیلسوفان و روشنفکران، چونان با هنرمندان سخن گفته‌اند که گویی قصدِ تعیین تکلیف برای آنان دارند. آنان نگاه هنرمندان را چونان در قالب و فرم آن خلاصه دیده‌اند که فکر کردند، هنر دستور دادنی و سفارش کردنی است.» و جالب این که خودتان به شکلی دستوری در چند پاراگراف پایین‌تر می‌گویید: «هنرمند البته در مسیر هنر، باید با مردم، ذوق مردم و خواست مردم خود را نزدیک کند.» و «باید»تان در این جمله به شدت پاراگراف قبلی را زیر سوال می‌برد. مشکل همین باید و نبایدهاست که همیشه از طرف سیاسیون به هنرمندان حقنه شده است. هنر راستین باید و نباید نمی‌شناسد. تا بوده این‌گونه بوده که حکومت‌ها برای بقای خود از لفظ «مردم» استفاده کرده‌اند و خود را نماینده‌ و قیم آنان دانسته‌اند و هرجا حرفی به نفعشان نبود تشویش مردم و خدشه‌دار شدن افکارشان را بهانه کرده‌اند برای به سکوت کشاندن آن صدای مخالف‌خوان. منظور شما از مردم کدام طبقه فکری و فرهنگی از مردمند و مگر هنرمند از مردم حقوق می‌گیرد که موظف باشد خود را به ذوق آنان نزدیک کند؟ هنرمند باید جلوتر از سطح درک و آگاهی مردم حرکت کند و اوست که می‌تواند ذوق مردم را به سمتی روشن راهبری کند. این نگاهِ دستوری هنرمندان را به حکومتی و غیرحکومتی، ارزشی و غیرارزشی، دینی و غیردینی تقسیم می‌کند. البته شما در بیاناتتان گفته‌اید: «تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیرارزشی بی‌معناست.» اما ادامه می‌دهید: «هنر یعنی ارزش و هنرمند [فرد] ارزشمندی است که با کار خلاقانه به تعالی می‌رسد و خلقت، بزرگترین مظهر قدرت خدای لایزال است، فقط در این زمینه است که فتبارک الله احسن الخالقین. هنرمند جهان را بازآفرینی می‌کند و کار او در مسیر ارزش‌های الهی است.» یعنی در کل تعریفتان از هنرمند، هنرمندِ ارزشی‌ست که کارش هم در مسیر ارزش‌های الهی‌ست. می‌خواهم بدانم با تعریف حضرت‌عالی کسی مثل «صادق هدایت» که هنوز و همچنان درخشان‌ترین و جهانی‌ترین چهره ادبیات داستانی ماست چگونه تعریف می‌شود و متولیان فرهنگی دولت شما چگونه با آثارش برخورد خواهند کرد؟ به این نام می‌توانید بسیارانی دیگر را مثل زنده‌یادان «احمد شاملو»، «غلامحسین ساعدی» و «فروغ فرخزاد» و… اضافه کنید که نگاه و تعریفشان از هنر با شما متفاوت و حتا در تعارض است و دیگرانی را که امروز به آفرینشگری مشغولند اما درکل چنین تعریفی که شما از هنرمند دارید را قبول و این‌گونه‌ وظیفه‌ای را برای خود متصور نیستند. در دوران شما و وزیری که گفته‌اید نگران کارت زرد گرفتنش نیستید، با آثار این دست از شاعران و نویسندگان و هنرمندان زنده‌ای که نگاهی این‌گونه دارند چه‌گونه رفتار خواهد شد؟

فرموده‌اید: «من گاهی اوج هنر ایرانی را در حافظ می‌بینم. حافظ شیرازی، هنرمند ایرانی می‌تواند مقتدایش حافظ باشد.» اما هنرمند راستین مقتدا نمی‌شناسد چراکه ذاتِ هنر را با اقتدارگری در تعارض می‌بیند. حالا چه آن مقتدا «حافظ» باشد، چه «فردوسی» و چه هر شاعر و اندیشمند دیگری. شانِ هنرمند بالاتر از این حرف‌هاست که در هنرمندی دیگر استحاله شود. «حافظ» هم با وجود عظمتِ قامتش در ادبیات پارسی، به دلیل ستایش و انتقاداتِ توامانش از قدرت، امروز قابل نقد است و نمی‌توان از او به عنوان سمبل هنرمندِ آزاده نام بُرد و حالا از هنرمندان توقع داشت که همان به نعل و میخ‌زنی توامان که «رندی» صدایش می‌زنند را الگوی خود قرار دهند. یعنی هم به قدرت لب‌خند بزند و هم با کنایه‌های ادبی و استعاره‌بافی از آن انتقاد کند. هنر پیشرو به پشت‌سر نگاه نمی‌کند مگر به تاسف و برای عبرت گرفتن. هنرمند راستین امروز منزه از در خدمت قدرت بودن است. در سخنرانی‌تان گفته‌اید: «هنرمند نه قرار است زینت‌المجالس باشد و نه اپوزیسیون. هنرمند نه قرار است نوک پیکان تحولات سیاسی باشد و نه قرار است گوشه‌نشین خرابات و خانه. هنرمند قرار نیست هر چه دولت یا جامعه یا حتی روشنفکران می‌گویند، به تصویر بکشد، که برداشت خود را دارد و قرار هم نیست که با دولت یا جامعه در ستیز باشد و بجنگد.» خب پس هنرمند به اعتقاد شما اصولن چگونه موجودی باید باشد؟ نه گوشه‌نشین خانه و نه در نوک پیکان تحولات؟ پس چه؟ بخشی از همان خیل فرمان‌بر؟ من برخلاف گفته‌ی زنده‌یاد «اخوان‌ ثالث» معتقدم هنرمند‌ نه «با» حکومت‌هاست و نه «بر» آن‌ها. اصلن دولت‌ها خطاب ما نیستند. انتقاد از قدرت را وظیفه‌ی خود می‌دانیم اما با کسی و چیزی سر جنگ نداریم جز جهالت و خرافه. خطاب ما مردمند. مردمی که هنوز در دستی که به دهان نمی‌رسد کتاب دارند. مردمی که همچنان تشنه‌ی دانستنند و نباید پیش راهِ آگاهیشان دیوار کشید.

در باب موسیقی مردمی فرموده‌اید: «قبل از انقلاب موج موسیقی‌های غربی و پاپ به گونه‌ای بود که در حال ویران کردن موسیقی سنتی بود، اما انقلاب شرایطی را فراهم کرد که هنرمندان بزرگی که قبل از انقلاب نیز شناخته شده بودند، در فضای امن و سالم بعد از انقلاب رشد کرده و بالیدند و تیراژ موسیقی سنتی ما بالا رفت و بازار پررونقی پیدا کرد.» و نفرمودید که این فضای سالم با به خاموشی کشاندن موسیقی مردمی (یا همان پاپ به قول شما) و فراری دادن کارورزان آن و جلوگیری از تداوم رشد این نوع موسیقی عملی شد و چه استعدادهایی که سوختند و مجال فعالیت نیافتند. مگر در تمام دنیا برای بالیدن موسیقی سنتی یک کشور، سبک‌های دیگر موسیقی را در آن تار و مار می‌کنند؟ مگر به زور و ضرب می‌توان نوعی از موسیقی را ترویج کرد؟ خطای خفه کردن موسیقی مردمی را نمی‌توان به هیچ وجه با سعی در کمک به موسیقی دستگاهی توجیه کرد. تازه همین موسیقی دستگاهی هم هرگز از طرف دولت حمایت واقعی نشده چنان که امروز هم پخش تصویر ساز از رسانه‌ها ممنوع است. آغاز دوباره موسیقی مردمی در ایرانِ زمان اصلاحات قبولِ تولدِ نوزادی ناخواسته بود که کم کم داشت جان زائو و قابله را با هم می‌گرفت. دیگر نمی‌شد برای مسکوت ماندنش، انقلابی بودن جامعه و جنگ را بهانه کرد. نزدیک به یک و نیم دهه قبل، متولیان فرهنگی بالاخره فهمیدند که نسل جوانِ نیاز به موسیقی‌ای جز موسیقی دستگاهی (که آن هم با نام بی‌مسمای عرفانی رخصت عرض اندام پیدا کرده بود) دارند و اگر در داخل تولیدات به وجود نیاید (مثل سال‌های قبل) خوراک خود را از شهرِ فرشتگان تامین خواهد کرد و این به صلاح نبود. برای همین در اوایل دهه‌ی هفتاد به یکباره سر و کله‌ی موسیقی‌ای که دو دهه دچار تعزیر بود و حتا سازهایش در خفا دست به دست می‌شدند و کارورزانش یا کوچیده و یا شغلی دیگر برای خود دست و پا کرده بودند، در سبد فرهنگی خانواده‌ها پیدا شد. بسیاری جوانان که علاقه و استعدادی در خود سراغ داشتند به سمتش کشیده شدند و با چشم برهم زدنی موسیقی پاپ به بخشی از فرهنگِ شهری بدل شد و این بذر جوانه داد، اما زمین بایر موسیقی مردمی به جای بدل شدن به باغی دل‌انگیز، به محوطه‌ای بدل شد لبریز از علف‌های هرز که در بینشان تک و توکی درخت، آن هم بی‌میوه قد کشیدند. فرزند ناخواسته‌ی موسیقی مردمی در کل کسی را نداشته تا تربیتش کند و آداب معاشرت به او یاد بدهد. پدری داشته که شب و روز کتکش می‌زده و به هر بهانه گوشش را می‌کشیده و مادری که مدام فلکش می‌کرده تا مبادا حرف زشتی از دهانش بیرون بیاید و حالا از کودکی که در این فضا بالیده چطور می‌توان انتظار داشت آدمی سالم و سخن‌ور باشد؟ بعد از آغاز دوباره موسیقی در ایران، بخش تولید آن به پخاش‌های موسیقی دستگاهی سپرده شد. البته پخاش‌های منتخبی که توجیه شده بودند و از همان متولیان فرهنگی خط می‌گرفتند و می‌گیرند همچنان. یعنی کسانی که تا آن روز تنها وظیفه‌ی تکثیر و رساندن آلبوم‌های موسیقی سنتی به کاست‌فروشی‌ها را به عهده داشتند، به چشم برهم زدنی و بدون هیچ شناخت و آگاهی و سررشته‌ای در موسیقی مردمی، تصمیم‌گیرِ تولید این آثار شدند و از آن‌جا که در اغلبشان دغدغه تولیدِ هنری وجود نداشت و تنها به برگشت و زیاد شدن سرمایه خود فکر می‌کردند، سعی کردند به کارورزان موسیقی تولید آثاری را سفارش بدهند که مخاطب عام را به خود جلب کند و این‌چنین شد که موسیقی مردمی نتوانست از چرخه‌ی مصرفی بودن قدم بیرون بگذارد، مگر در معدودی موارد که تهیه‌کننده خصوصی در پشت آثار تولید شده بود، یا خود خواننده به سلیقه و با سرمایه‌ی خودش آلبوم تولید کرده بود. از طرفی مرکز موسیقی با شوراهای ترانه و موسیقی‌اش هم دست و پای کارورزان را بست. یعنی هر نوع نوآوری در ترانه و موسیقی را غیرمجاز دانست و در هر دوی این شوراها افرادی را نهاد که شناخت و تجربه‌ای درمورد ترانه و موسیقی روز جهان نداشتند و از دریچه‌ی تنگِ آگاهی خود در مورد آثار ارائه شده نظر می‌دادند. آنان در را به روی آثار سبک و مصرفی گشودند و کم کمک آثار مجوزدار تولید داخل از آثار سطحی لس‌آنجلسی رِنگی‌تر شدند و در مقابل، آثار اجتماعی و متفاوت که ممکن بود فصل تازه‌ای در موسیقی مردمی باشند، نتوانستند مجال ارائه پیدا کنند. ممیزی سلیقه‌ای درباره‌ی ترانه و اجرا و موسیقی و حتا جلدِ آلبوم‌ها اعمال شد. دم به دم خواننده و آهنگساز و ترانه‌سرا را به دلایل مختلف و من درآوردی ممنوع‌الفعالیت کرد. سال به سال جشنواره متروکی را برگزار و به سوگلی‌های خود جایزه داد و آشِ شورِ دست‌پختِ خود را بَه‌بَه‌کنان سرکشید. در این بین کارورزانی که موسیقی و ترانه را به شکل جدی دنبال می‌کردند یا در کل بی‌خیال مجوز شدند و به تولید زیرزمینی آثار خود روی آوردند، یا به کوچ و ارائه آثارشان در خارج از کشور تن دادند. الباقی هم به همین چرخه خو کردند و اجازه دادند به شعورشان توهین و برایشان متر و معیار تعیین شود برای آفریدن و اندیشیدن. قبول کردند رعیتِ مرکز موسیقی باشند و به باریکه آبِ مرحمتیِ مجوز آلبوم‌هاشان (آن هم بعد از یکی دو سال خاک خوردن در آن مرکز) سر خم کنند. پذیرفتند به شکلی اجباری روی صحنه‌ی همان کنسرت‌های آبکی از مدیران مرکز موسیقی تشکر کنند تا مجوز کنسرت‌های بعدشان تضمین شده باشد. به انتشار آثار مثله‌شده‌شان راضی شدند و قبول کردند که اجرای زنده یعنی همین سیرکی که ماه به ماه در سالن‌های زیر دوهزار نفری پایتخت برگزار می‌شود و خوانندگی یعنی چاپِ عکس روی جلد مجلاتی که تنها با شُل کردن سرِ کیسه می‌توان روی جلدشان رفت و پدیده‌ی موسیقی لقب گرفت! تمام انتظاراتی که از موسیقی و ترانه به عنوان بخش عظیمی از فرهنگ شنیداری مردم می‌رفت در همین چهارچوبِ بسته خلاصه شد. در کل کودکِ نوپایی که امید به بالیدنش می‌رفت آن‌قدر توسری خورد که حالا برای نفس کشیدن هم باید از قیمین خود هزار بار اجازه بگیرد و بنا به آموزشی که به او داده شده چیزی جز سکوت از دهانش شنیده نمی‌شود. درواقع موسیقی امروز ما برآورده نیروی نهفته و استعدادِ پنهانِ کارورزانش نیست. نمایشی‌ست برای خالی نبودن عریضه. شبحی‌ست از آن‌چه باید باشد. متولیان فرهنگ، این ساز را به گونه‌ای کوک کرده‌اند که تنها صدای مورد نظر خود را از آن بشنوند و این با ذاتِ هنر در تناقض است. نمی‌شود برای رشته‌ی از هنر وظیفه و چهارچوب تعیین کرد. هنر با بخش‌نامه‌های اداری جهت نمی‌گیرد. امروز مخاطب جدی موسیقی دیگر به آثار مجوزدار اعتماد ندارد و موسیقی و ترانه پیشرو را از زیرزمین می‌شنود. آینه‌ی موسیقی پاپِ مجاز آن‌قدر کِدِر شده که نمی‌تواند تصویری از جامعه و مردم را منعکس کند. رنگین بودن نورپردازی کنسرت‌های دست به عصا و عکس‌های گول‌زنک خوانندگان سولاریوم رفته و بندانداخته روی جلد آلبوم‌ها که تنها مشغول کپی کردن مدل مو و لباس ستاره‌گان فرنگی‌ هستند هم نمی‌تواند به این مُرده، روحِ زندگی بدمد. موسیقی مردمی (به خصوص در بخش غیرمصرفی و اجتماعی) مُرده و تمام تقصیرها متوجه متولیان فرهنگی‌ست، چراکه از نگاه آنان موسیقی خوب، موسیقی مُرده است.

جنابِ آقای روحانی. بخش‌هایی از سخنان شما بهانه‌ی نوشتن این نامه است برای رییس دولتی که نه ادعای قیومیت دارد و نه هاله‌ی نور و مثل قبل‌ها برای انتقاد کردن از او نباید ترس از عواقبِ تلخ داشت. نگاهی به فضای فرهنگی و هنری جامعه بی‌اندازید. ببینید سینما در چه قهقرایی افتاده، موسیقی مترقی چگونه به زیرزمینی شدن تن داده، هنرهای تجسمی در چه تنگنایی دارد دست و پا می‌زند. تحقیق کنید چرا بسیاری از هنرمندان یا به سکوت و انزوا روی آورده‌اند، یا از این سرزمین کوچیده‌اند؟ چرا «برخی» که از جشنواره‌های جهانی جایزه گرفته باید ممنوع‌لفعالیت شوند؟ فکری برای این «چرا»ها باید کرد. فرموده‌اید: «هنر و آزادی رابطه مستقیم دارند. در غیرفضای آزاد، هنر واقعی خلق نخواهد شد.» هنر واقعی و متعهد اما تنگنا و دهن‌بند را برنمی‌تابد. رودی‌ست که مسیر خود را در سنگلاخ هم پیدا می‌کند و پیش می‌رود. هنرمند را می‌شود تنها ممنوع‌العرضه‌ کرد، نه‌ ممنوع‌الخلق. کارِ هنرمند در اندیشه‌ و تخیل‌ِ او شکل‌می‌بندد و دست‌ِ هیچ‌ عسس‌ و اداره‌یی‌ به‌ آن‌ نمی‌رسد. هنر، عشق‌ است‌ نه‌ حرفه‌ ـ از قبیل‌ِ تخته‌ گیوه‌کشی‌ ـ که‌ در صورت‌ِ ممنوع‌ اعلام‌ شدن‌، مجری‌ِ آن‌ بتواند به‌ چشم‌ برهم‌زدنی‌ حرفه‌ی‌ خود را عوض‌ کند. این زندگی ماست، نه حرفه‌ی ما. پس شعرها و ترانه‌هایمان را در دفترچه‌های‌ کوچکمان نگه‌ خواهیم‌ داشت، امروز اگرمجال عرضه نیابند شک نکنید که فرداروزی فرزندان ما و شما آن‌ها را خواهند شنید.

من برخلاف دیگران، درباره‌ی هنرمندانی که به همایش شما آمدند و بسیاریشان هم از دوستانِ منند قضاوتی نمی‌کنم، چراکه هر کسی در انتخابِ منشِ اجتماعی خود آزاد است اما می‌خواهم بدانید هنرمندانی که در آن همایش برایتان کف می‌زدند نماینده‌ی تمام هنرمندان نیستند. نماینده‌ی هیچ کس نیستند جز خودشان. به هر نیتی – از ساختن یک فیلم، یا انتشار یک کتاب گرفته تا دلسوزی برای فرهنگ و امید برای بازشدن فضای فرهنگی – به آن‌جا آمده باشند به خودشان مربوط است اما هستند هنرمندان بسیاری که شان هنر را ورای نزدیکی به قدرت می‌دانند. صدای سکوتِ آن‌ها را هم بشنوید. هنرمندانی هستند که به قول «شاملوی بزرگ» به نواله‌ی ناگزیر گردن کج نمی‌کنند و معتقدند سیاسیون به بقای خود می‌اندیشند اما آرمان هنر تعالی تبار انسان است. هنرمندانی که سکوتشان به معنای رضایت نیست اما آن‌قدر به دولت‌مردان بدگمانند که باور دارند با واگویی دردهاشان بیشتر به خودشان و هنرشان توهین کرده‌اند. پس در سکوت فریادهایشان را به آثاری می‌ریزند که شک ندارند روزی به گوش و چشم مخاطب خواهند رسید. ما همچنان مشغول نوشتنیم. رخصتِ انتشار و اجرایشان اگر نباشد چهارپایه‌یی در خیابان می گذاریم، روی آن می‌رویم و آثارمان را برای رهگذران جار می‌زنیم. انتظارِ مرحمتی‌ از جانب‌ِ کسی نداریم. به شخصه مدت‌ها‌ست که عطای مجاز شدن را به لقایش بخشیده‌ام. با وجود تمام مشکلاتی که عواقبِ این ممنوعیتند به جایی که در آنم راضی و به آن‌چه هستم می‌بالم. میلی هم به مجاز شمرده شدن از طرفِ ‌ ارشاد ندارم چون سال‌هاست مجوز خود را از مردم و مخاطبانم گرفته‌ام. همچنان‌که‌ پیشتر گفتم‌ این‌ نامه‌، عریضه‌ی‌ پیری‌ ستم‌‌دیده‌ خطاب‌ به‌ حاکم عادل قصه‌ها نیست‌. تنها بدهکار نبودن به خود و واگویی معضلاتِ فرهنگ و هنر سرزمین‌مان است، فرهنگ و هنری که با وجودِ بر سر داشتن سایه‌ی سانسور در تمام قرون گذشته چون درختی تناور به زیباترین و جانانه‌ترین شکل بالیده و میوه داده و نمی‌شود ریشه‌اش را سوزاند یا به گل‌خانه‌ای شدن عادتش داد. جنابِ عالی از «آشتی ملی» سخن می‌گویید. آشتی بدون گفتگو امکان پذیر نیست. گفتگو هم فضای امنی می‌خواهد که امیدواریم شما چنین فضایی را فراهم کنید. برای برداشتن کینه‌ها از سینه‌ها باید گره‌های کور فرهنگی را گشود. باید راهِ انتقاد را باز کرد. این نامه پیشنهادی برای گفتگوی انتقادی با رییس دولتی‌ست که کلید به دست آمده اما گاهی با لهجه‌ی قفل سخن می‌گوید. ثبت‌ِ این‌ لحظات‌ است‌ برای‌آیند‌گان‌. آیند‌گانی‌ که‌ فرزندان‌ِ من‌ و شما تشکیلش‌ می‌دهند و هنر تنها میراثِ نامیرای ما برای آن‌هاست. فرزندانی که امیدوارم سرگذشتشان بهتر از آن چه از سر ما گذشت باشد. جدیدن خواندم که وزیر ارشاد دولت شما گفته‌اند: «صدور مجوز کتاب سرعت می‌گیرد» اما این سرعت عمل درد را دوا نخواهد کرد. مشکل ما ذاتِ سانسور است. سرعت بخشیدن به ذبح آثار ارائه شده، یا به دوش هنرمند و ناشر انداختن اعمال سانسور، هرگز به معنی باز شدن فضای فرهنگی نیست. شما از «اعتماد» سخن می‌گویید اما از فحوای حرفتان پیداست که تنها به هنرمندان خودسانسور اعتماد دارید. با حرکات نمایشی – مثل باز کردن خانه سینما که اصلن نباید بسته می‌شد و بازکردنش کار بزرگی نیست آن‌چنان که از تعطیلی درآوردن ارکسترسمفونیک و ملی– نمی‌شود راه به جایی بُرد. نوع برخورد وزارتِ‌ ارشاد با آثار هنری را دگرگون کنید. هنرمندان وجدان بیدار جامعه‌اند و باید محترمانه با آن‌ها رفتار شود. هر کس تعریف و تفسیر خود را از هنر دارد و من می‌خواستم با این نامه به شما بگویم که من و بسیاری دیگر با تعریف شما از هنر و هنرمند موافق نیستیم چراکه می‌دانیم درچهارچوب قرار دادن هنر، همیشه به تولید فرمایشی‌اش انجامیده اما این همه دلیل نمی‌شود راهِ گفتگو را بسته ببینیم. سال‌هاست می‌کوشند در جهان «هنرِ آرمان‌خواه» را «هنرِ آلوده به سیاست» معنا کنند و «آرمانخواهی» را «جهت‌گیری سیاسی» ولی آرمان هنر متعهد و آرمان‌خواه چیزی جر عروج انسان و بازیافتنِ حرمتِ گمشده‌‌اش نیست. دولت شما «سپردن امور به اصناف» را شعار خود کرده. پس به جای سعی در فرمولیزه کردن معنای هنر و هنرمند و در قالب قرار دادن هنرمندان اجازه دهید اهل قلم و موسیقی و سایر شاخه‌های هنری صنفی مستقل تشکیل دهند که مانند صنف‌های دولتی برای عضو شدن در آن نویسنده را تفتیش عقاید نکنند و هر کس با هر گرایشی بتواند در آن عضو شود و بدون هیچ جهت‌گیری سیاسی از حقوق این صنف دفاع کند. کار را به خود اهالی فرهنگ و هنر بسپارید و به عنوان رییس دولت، امنیتِ فعالیت آزادشان را تضمین کنید. ما از شما چیز دیگری نمی‌خواهیم. حکایت هنرمندان و دولت‌ها حکایت دیوژن بشکه‌نشین و اسکندر است. کنار بایستید تا آفتابِ مخاطب بر ما بتابد.

یغما گلرویی

بیست و سوم دی ماهِ نود و دو

No responses yet

Jan 15 2014

واکنش کاخ سفید به اعلام پیروزی ایران در ژنو از سوی روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: کاخ سفید در واکنش به سخنان حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، درباره توافق‌نامه هسته‌ای ژنو و اعلام پیروزی او بر قدرت‌های جهانی با انعقاد این توافق گفت که این سخنان تنها مصرف داخلی دارد.

بر اساس گزارش روز سه‌شنبه، ۲۴ دی، خبرگزاری فرانسه، جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت: «این مسئله نه برای ما تعجب‌انگیز است و نه باید باعث تعجب شما بشود که رئیس جمهور ایران توافق‌نامه ژنو را به فراخور مخاطبان داخلی خود تفسیر کند.»

وی سپس تاکید کرد که آن‌ چه مقامات ایران می‌گویند، اهمیتی نخواهد داشت، بلکه آن‌ چه انجام می‌دهند مهم است.

حسن روحانی روز سه‌شنبه در سفر به خوزستان توافق‌نامه ژنو را به معنای «تسلیم قدرت‌های بزرگ در برابر ملت ایران» دانست و گفت که این توافق‌نامه به شکستن سد تحریم‌ها منجر شده است.

این در حالی است که برخی محافظه‌کاران نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی انتقاداتی را متوجه توافق‌نامه ژنو کرده‌اند و از جمله محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، گفته است، آن‌ چه ایران در این مذاکرات داده حداکثری و آن‌ چه به دست آورده حداقلی بوده است.

توافق‌نامه موقت ژنو ایران را متعهد می‌سازد که فعالیت‌های اتمی خود را محدود ساخته و اجازه نظارت بیشتری به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد. در قبال آن نیز قدرت‌های جهانی به صورت تدریجی تحریم‌ها علیه تهران را لغو خواهند کرد.

اما خبرگزاری فرانسه می‌نویسد که اظهارات روز سه‌شنبه آقای روحانی می‌تواند بهانه‌ای به دست برخی اعضای کنگره ایالات متحده بدهد که معتقدند توافق‌نامه ژنو حداکثر امتیازات را به ایران در برابر حداقل‌ها می‌دهد.

این گروه از اعضای کنگره در صدد تشدید تحریم‌ها علیه ایران هستند، در حالی که کاخ سفید اعلام کرده است که این اقدام معنایی جز تمایل کنگره به جنگ ندارد.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، نیز هشدار داده است که در صورت تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران، مصوبه کنگره را وتو خواهد کرد.

حامیان طرح تشدید تحریم‌های ایران می‌گویند که دست‌کم ۵۹ رای موافق از میان یک صد رای ممکن در سنا را دارند و ممکن است که تعداد موافقان به عدد ۶۷ نیز برسد که در آن صورت تهدید آقای اوباما به وتوی این مصوبه تاثیری نخواهد داشت.

No responses yet

Jan 02 2014

ما به تدبیر منتخبمان همچنان امید بسته ایم اما… آقای رییس جمهور، جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :آقای روحانی، جنابعالی را همچنان می خواهیم امین رای خود بدانیم. به تدبیر شما امید ببندیم که این جامعه واحد را با همه تکثر رنگین کمانی اش، جدای از هم نخواهیم و نبینیم. حتما به ما حق می دهید که این سوال در ذهنمان شکل بگیرد که آیا مواضعی که اخیرا از جانب شما و برخی مقامات دولت صادر می شود در دوران تبلیغات انتخاباتی جایی داشت یا نه. مسلما نه. اجازه ندهید احساس کنیم که بعد از انتخابات گازانبری با ما برخورد شده است. ما هنوز جزو امیدواران به شما هستیم و ظن بد به شما نداریم. اما باور کنید که جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است….

این یادداشت قرار نبود نوشته شود. اگر خبر سخنان آقای رئیس جمهور در هیات دولت درباره ۹ دی و عنوان روز بصیرت برای این روز منتشر نمی شد، واقعا دلیل خاصی برای پرداختن به موضوعی وجود نداشت که با همه تبلیغات سنگین پیرامون آن ، نهایتا ۲۰۰ – ۳۰۰ نفر برای بزرگداشت آن دور هم جمع می شوند.

حالا که تبیین موضع در اینباره ناگزیر شده است، در ابتدا ارزیابی اجمالی از ۹ دی داشته باشیم تا ببینیم حماسه بود یا نه. بعد هم میزان بصیرت آن را ارزیابی می کنیم.

۹ دی روزی است که ضمن مانور قدرت برای ساکت کردن اعتراضات خیابانی، یکی از اهداف دیگر آن، مقابله با شعار “یاحسین میرحسین” مردم بود که سناریوی آن در ستاد کودتا و به مدیریت طائب از مدتی پیشتر نوشته شده بود. همان طور که همین تیم امنیتی، سناریوی پخش فیلم آتش زدن عکس امام در ۱۶ آذر را در مقابله با شعار “نخست وزیر امام” کلید زد.

اما کسانی که در سناریوی ۹ دی قرار گرفتند و در راه پیمائی حکومتی آن شرکت کردند، چه کسانی بودند؟

واقعیت آن است و حتما جناب آقای روحانی بهتر از ما می دانند که نحوه مشارکت شرکت کنندگان در مراسمی که درباره آن همه گونه ابزار تبلیغات حکومتی به کار گرفته شد، آنرا مشهور به تجمع اتوبوسی – بخشنامه ای کرد. اما این توصیف برای آن کفایت نمی کند، بلکه با صراحت می توان آن را تجمع دروغ و فریب نامید. چرا؟ به این دلایل که عرض خواهد شد. ارزیابی تک تک این ادعاها را نیز به وجدان خود مخاطبان واگذار می کنیم.

اجتماع حکومتی ۹ دی در واکنش به عاشورای خونین ۶ دی برگزار شد. آقای روحانی و دیگر بزرگانی که دستی بر واقعیت اخبار دارند احتیاج به اثبات این نکته ندارند که اکثریت معترضان ۶ دی، مردمی خداجو بودند که پیراهن مشکی عزای حسین (ع) بر تن داشتند و سینه زنان در عین آرامش به راه پیمایی پرداختند که با رفتار تند و کم سابقه نیروهای حکومتی به خشونت کشیده شد. این توهین به ملت ایران و عزای سیدالشهداست که آن جمعیت وسیع در تهران را به عنوان توهین کننده به عاشورا بنامیم. هیچ زمانی چنین جمعیتی که در روز عاشورا در پی توهین به امام حسین باشد در هیچ کجای کشور پیدا نمی شود. این چه حماقتی است که آن جمعیت بزرگ و به بیانی دیگر، جمعیت بزرگ حامی جنبش سبز را به عنوان یک جنبش وسیع اجتماعی متهم به اهانت به عاشورا شوند؟

به قول میرحسین موسوی مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا است. فرض کنیم دو سه نفر آدم غیر سبز و سلطنت طلب و رجوی چی و نفوذی ستاد کودتا در آن همایش عظیم خود را در میان جمعیت میلیونی قرار دادند. اصل قرار دادن آنها و تعمیم دادنشان به سیل جمعیت مردمی و تبلیغ مکرر روی آنها مانند آن است که به فرض در جبهه ها چند جاسوس یا مزدور که قطعا حضور داشته اند را نشان دهیم و منافقانه بگوییم (با عرض معذرت از رزمندگان عزیز) جبهه های جنگ، محل حضور جاسوس ها بود!

بسیاری از سبزها حتی حاضر نیستند که اکثریت شرکت کنندگان در اجتماع ۹ دی را از خود جدا بدانند و مردم را دسته دسته کنند. ما معتقدیم که بسیاری از شرکت کنندگان در آن تجمع تحت تاثیر تبلیغ دروغ رسانه های بی تقوای حکومت بودند و بر آنها حرجی نیست. حتی اگر آنها مخالف سبزها بودند، همان طور که حتما برخی از شرکت کنندگان در آن تجمع مخالف سبزها بودند، حاضر نیستیم آنها را نه وابسته به خارج بدانیم و نه هر اتهام دیگری که واقعا در قبالشان صادق نیست.آیا از رئیس جمهوری که قرار بود به این شکل تقسیم بندی های دروغین بین مردم خاتمه دهد پذیرفتنی است که در چنین دامی بیفتد؟

آقای روحانی، خود بهتر می دانید که آن روز کذایی هرچه بود روز بصیرت نبود. روز بخشنامه بود و از ادارات و مدارس به راه پیمایی بردن. روز بازنمایی دروغ حکومتی بود. از شهرستان ها نیرو جمع کردن و اتوبوس اتوبوس به تهران آوردن که اسمش دفاع از عاشورا نیست، آن هم در برابر یک دروغ بزرگ.

حالا کارتان گیر بود و باید چیزی می گفتید و گفتید، دیگر بحث از عاشورا چیست؟ شما پیش از رئیس جمهور بودن، شخصیتی ملبس به لباس روحانیت بوده اید. انتظار از شما چه در مقام رئیس جمهور و چه به خصوص یک روحانی این نیست که شما هم در این حد وارد این بازی نخ نما شوید.

آقای روحانی، جنابعالی را همچنان می خواهیم امین رای خود بدانیم. به تدبیر شما امید ببندیم که این جامعه واحد را با همه تکثر رنگین کمانی اش، جدای از هم نخواهیم و نبینیم. حتما به ما حق می دهید که این سوال در ذهنمان شکل بگیرد که آیا مواضعی که اخیرا از جانب شما و برخی مقامات دولت صادر می شود در دوران تبلیغات انتخاباتی جایی داشت یا نه. مسلما نه. اجازه ندهید احساس کنیم که بعد از انتخابات گازانبری با ما برخورد شده است. ما هنوز جزو امیدواران به شما هستیم و ظن بد به شما نداریم. اما باور کنید که جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است.

No responses yet

Dec 25 2013

اطلاعیه رسمی دفتر روحانی درباره «اخبار نادرست» منتسب به او

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: ای بابا این خارجی ها چقدر احمق تشریف دارند! بابا آخوند اگر دروغ نگوید شب نمی تواند بخوابد!
رادیوفردا: دو روز پس از انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌ای آلمانی، دفتر رئیس جمهور ایران سه‌شنبه شب، سوم دی‌ماه، در اطلاعیه‌ای رسمی انتشار «مطالب و اقوال نادرست» به نقل از حسن روحانی در رسانه‌های داخلی و خارجی را «فاقد اعتبار» معرفی کرد.

روز دوشنبه گذشته، دوم دی‌ماه، خبرگزاری رویترز در گزارشی از انتشار مقاله‌ای در روزنامه آلمانی زوددویچه زایتونگ خبر داد که به قلم حسن روحانی نوشته شده و در شماری دیگر از رسانه‌های غربی نیز بازتاب یافت.

بر پایه این یادداشت منتسب به رئیس جمهوری ایران، آقای روحانی تاکید کرده است که ایران قصد دارد روابط خود را با آمریکا و کشورهای اروپایی بهبود بخشد.

در این مقاله همچنین آمده است: «در تلاش هستیم تا از تحمیل مشکلات جدید بر روابط میان ایران و ایالات متحده جلوگیری شود و تنش‌های به‌جامانده از گذشته نیز برطرف شود.»

به دنبال انتشار این مقاله و بازتاب آن در رسانه‌های دنیا، محمدرضا صادق، مشاور ارشد حسن روحانی، انتشار مقاله توسط او در روزنامه آلمانی را از اساس تکذیب کرده و آن را «کذب محض» خواند.

این در حالی است که در توییتر حسن روحانی نیز بخش‌هایی از مقاله نشریه آلمانی منتشر شده بود.

حال دفتر رئیس جمهور ایران در اطلاعیه‌ای رسمی که در وب‌سایت او منتشر شده «اخبار نادرست منتسب به دکتر روحانی» را «غیرمستند» و «فاقد اعتبار» خوانده و مسئولیت حقوقی انتشار آنها را بر عهده ناشر آنها دانسته است.

در این اطلاعیه بی هیچ اشاره‌ای به مقاله منتشر شده در روزنامه آلمانی آمده است: «هر آن چه به نقل یا منتسب به ایشان جز از طریق فوق‌الذکر [پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس جمهور] منتشر شود، فاقد اعتبار و اصالت بوده» است.

در همین حال وب‌سایت دویچه‌وله به نقل از یکی از مسئولان روزنامه آلمانی زود دویچه زایتونگ که مقاله منتسب به رئیس جمهور ایران را منتشر کرده می‌گوید که مقاله حاضر «بر پایه یکی از سخنرانی‌های حسن روحانی» تهیه شده است.

اما همین مقام مسئول در روزنامه آلمانی گفته است که موافقت دفتر ریاست جمهوری ایران همراه این مقاله است و او نمی‌تواند درباره تکذیبیه مشاور ارشد آقای روحانی توضیحی بدهد.

No responses yet

Dec 24 2013

مشاور روحانی انتشار مقاله‌ توسط رئیس جمهور در نشریه آلمانی را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: محمدرضا صادق مشاور ارشد حسن روحانی رئیس جمهوری ایران، انتشار مقاله‌ای توسط آقای روحانی در روزنامه آلمانی «زوددویچه تسایتونگ» را تکذیب کرد. این در حالی است که در توییتر حسن روحانی بخش‌هایی از مقاله نشریه آلمانی منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، آقای صادق گفته است: «موضوع نگارش و انتشار مطلبی با عنوان سر مقاله یک روزنامه آلمانی توسط رئیس جمهوری ایران از اساس کذب محض است.»

دوشنبه ۲ دی، خبرگزاری رویترز در گزارشی از انتشار سرمقاله‌ای در روزنامه آلمانی زوددویچه تسایتونگ منتشر کرد که به قلم حسن روحانی نوشته شده است. این مقاله در شماری دیگر از رسانه‌های غربی نیز بازتاب یافته است.

بر پایه این یادداشت منتسب به رئیس جمهوری ایران، آقای روحانی تاکید کرده است که ایران قصد دارد روابط را با آمریکا و کشورهای اروپایی، بهبود بخشد.

این گزارش افزوده که رئیس جمهوری ایران در یادداشت خود تاکید کرده است: «در تلاش هستیم تا از تحمیل مشکلات جدید بر روابط میان ایران و ایالات متحده جلوگیری و تنش‌های به‌جامانده از گذشته نیز برطرف شود.»

در این مقاله منتسب به رئیس جمهوری ایران، او همچنین از قصد دولتش برای بازسازی روابط با کشورهای اروپایی و آمریکایی شمالی، بر پایه احترام متقابل، تاکید کرد.

تکذیب انتشار مقاله‌ای به قلم حسن روحانی در روزنامه آلمانی زوددویچه تسایتونگ در حالی است که بخش‌هایی از این مقاله در توئیتر او بدون ذکر منبع، منتشر شده است. در بخش‌های منتشره هم حسن روحانی بر عزم ایران برای بازسازی روابط با کشورهای اروپایی و آمریکایی شمالی بر پایه احترام متقابل تاکید کرده است.

جمله «در تلاش هستیم تا از تحمیل مشکلات جدید بر روابط میان ایران و ایالات متحده جلوگیری شود و تنش‌های به‌جامانده از گذشته نیز برطرف شود» نیز در توئیتر منتسب به رئیس جمهوری ایران، تکرار شده است.

انتشار این مقاله در حالی صورت گرفته است که فضای مناسبات میان ایران و آمریکا پس از ۳۴ سال تاحدودی بهبود یافته است.

حسن روحانی هنگام حضورش در نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به تماس تلفنی باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا پاسخ داد و ۴۵ دقیقه با او گفت‌و‌گو کرد.

در چند نوبت محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران و جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با حضور کا‌ترین اشتون مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا، بر سر پرونده اتمی تهران گفت‌و‌گو کردند. این گفت‌و‌گو‌ها به توافقنامه هسته‌ای ماه گذشته میان ایران و گروه ۱+۵ منتهی شد.

انتشار مقاله‌ای به قلم حسن روحانی در روزنامه‌ای خارجی، مسبوق به سابقه است. ۲۹ شهریور نیز مقاله‌ای از آقای روحانی با عنوان «چرا ایران در پی مشارکت سازنده است» در روزنامه واشینگتن پست منتشر شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .