اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شارلاتانیزم'

Nov 08 2016

رئیس جمهور به توهین و افترا به قوه قضائیه متهم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: رئیس قوه قضائیه انتقاد اخیر رئیس جمهور از شکستن قلم‌ها به بهانه‌های واهی را نوعی افترا و توهین به دستگاه قضایی خواند. او از روحانی انتقاد کرد که به رغم این سخنان بارها خواهان برخورد با رسانه‌ها شده است.

رئیس قوه قضائیه انتقاد اخیر رئیس جمهور از شکستن قلم‌ها به بهانه‌های واهی را نوعی افترا و توهین به دستگاه قضایی خواند. او از روحانی انتقاد کرد که به رغم این سخنان بارها خواهان برخورد با رسانه‌ها شده است.

صادق لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضائی در روز دوشنبه، ۱۷ آبان‌ماه بدون نام بردن از رئیس جمهور، از سخنان او در مراسم گشایش بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات به شدت انتقاد کرد.

حسن روحانی در این مراسم که دو روز پیش برگزار شد گفته بود: «از قلم شکسته و دهان بسته چه کاری ساخته است؟ نشکنیم قلم‌ها را به بهانه‌های واهی، نبندیم دهان‌ها را با بهانه‌های غیراساسی. بگذاریم در این جامعه آزادی باشد و بگذاریم آزادی مسئولانه باشد.»

به گزارش روابط عمومی قوه قضائیه، لاریجانی با نقل این بخش از اظهارات رئیس جمهور گفت واضح است که خطاب او به دستگاه قضائی است.

بیشتر بخوانید: روحانی: قلم‌ها را به بهانه‌های واهی نشکنیم

افترا به دستگاه قضائی

رئیس قوه قضائیه می‌گوید سخنان روحانی درباره شکستن قلم‌ها و بستن دهان‌ها “نوعی افترا به قوه قضائیه است و بلکه توهین، و عجیب است کسانی که چنین افتراها و اهانت‌هایی را به قوه قضائیه روا می‌دارند، مدام هم دم از اخلاق و اسلام می‌زنند.”

او با بیان این که برخی فشار می‌آورند که چرا فلان روزنامه را نمی‌بندید و برخی دیگر فشار می‌آورند چرا فلان رسانه توقیف شد، ادعا کرد که قوه قضائیه راه خود را “بر اساس قوانین کشور و موازین شرعی” طی می‌کند.

لاریجانی در اشاره‌ای آشکار به روحانی گفت: «برادر بزرگوار شما خودتان شفاهاً یا کتباً با واسطه یا بی‌واسطه بارها گفته‌اید که چرا با فلان روزنامه یا فلان سایت برخورد نمی‌کنید یا نزد مقام معظم رهبری گلایه می‌کنید که چرا دستگاه قضایی با فلان روزنامه برخورد نکرده است. اما وقتی در بین اهالی مطبوعات و رسانه حضور می‌یابید ندای آزادی مطبوعات سر می‌دهید و اینکه قلم‌ها را نشکنید و دهان‌ها را نبندید!»

بیشتر بخوانید: هشدار به مطبوعات و تعقیب قضایی مدیرمسئول روزنامه قانون

شکایت‌های بی‌نتیجه از شریعتمداری

ظاهرا گلایه‌های رئیس جمهور به نشریات و روزنامه‌هایی مانند کیهان مربوط است که بارها از مدیر مسئول آن به خاطر توهین و اتهام‌زنی شکایت شده اما به نتیجه نرسیده است. مسئولیت موسسه کیهان را حسین شریعتمداری نماینده رهبر جمهوری اسلامی بر عهده دارد.

شریعتمداری ۱۶ آبان برای چندمین بار در ماه‌های گذشته برای پاسخگویی به چند شکایت نهادهای مختلف، از جمله نهاد ریاست‌جمهوری، شورای عالی امنیت ملی، سازمان بهزیستی، وزیر دادگستری، وزارت ارشاد و سازمان میراث فرهنگی در دادسرای فرهنگ و رسانه حضور یافت.

روزنامه کیهان در گزارشی درباره احضار شریعتمداری به دادسرا مدعی شد که “اخبار موثق” از فشارها و پیگیری‌های فراوان برخی از مسئولان برای برگزاری پیاپی جلسات بازپرسی مدیر مسئول کیهان حکایت دارد به نحوی که در مواردی، “عدول از قواعد شکلی آئین دادرسی مورد تقاضای جریانات حامی دولت است”.

بیشتر بخوانید: موج بازداشت روزنامه‌نگاران در ایران توسط اطلاعات سپاه، به اتهام “نفوذی آمریکا”

مصونیت آهنین کیهان

روزنامه کیهان ادعا می‌کند: «این فشارها در حالی است که توپخانه رسانه‌ای دولت دائما بر این گزاره دروغ اصرار می‌ورزد که کیهان، خود را از رسیدگی قضایی مصون می‌داند و حتی یک مقام ارشد دولتی مدعی شده بود که کیهان مصونیت آهنین دارد.»

اسدالله رازانی، استاندار کرمانشاه مرداد ماه امسال در مراسم روز خبرنگار گفته بود کاش “آن مصونیت آهنینی که روزنامه کیهان و آقای شریعتمداری از آن برخوردار است و با آن برخوردی نمی‌شود” دیگر رسانه‌ها نیز می‌داشتند.

رئیس جمهور سال گذشته در مراسم گشایش نمایشگاه مطبوعات از “حاشیه امنیتی دائمی” که برای برخی‌رسانه‌ها ایجاد شده، انتقاد کرده و آن را “غیرقابل تحمل” خوانده بود.

روحانی در مراسم سال پیش تصریح کرد که برخی رسانه‌ها به عنوان پلیس مخفی عمل می‌کنند و گاهی با مطالعه این گونه نشریه‌ها می‌توان فهمید که فردا قرار است چه کسی دستگیر و آبروی چه کسانی برده شود.

بیشتر بخوانید: هشدار به مطبوعات و تعقیب قضایی مدیرمسئول روزنامه قانون

رئیس قوه قضائیه گفته است: «ما همواره تاکید داریم که پیش از طی شدن روند قانونی یک پرونده و رسیدگی‌های قضایی و صدور حکم، نام کسی در رسانه‌ها برده نشود و آبروی کسی نرود.»

روزنامه کیهان بارها رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی و بسیاری از اصلاح‌طلبان را به خیانت، جاسوسی و همکاری با سازمان‌های اطلاعاتی بیگانه متهم کرده بدون این که با برخورد قضائی روبرو شود.

No responses yet

Nov 08 2016

یک مقام وزارت بهداشت از کشف شبکه نشر غیرقانونی مقاله علمی در ایران خبرداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: قائم مقام معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت ایران، با اعلام کشف «شبکه خرید و فروش مقاله علمی داخلی و خارجی» گفت: بخش عمده ۵۸ مقاله تقلبی ارسالی از ایران که اخیرا خبرساز شد، متعلق به دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران بوده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، شاهین آخوند زاده روز دوشنبه گفت: ما این مقاله‌ها را بررسی کردیم و متوجه شدیم که این ۵۸ مقاله همگی از طریق یک شرکت نشر غیر قانونی که در زمینه خرید و فروش مقاله و پایان نامه فعالیت می کند در خارج ایران منتشر شده است.

هفته پیش، مجله «نیچر» نوشت که ۵۸ مقاله که از سوی ۲۸۲ محقق ساکن در ایران نوشته شده بود، از سوی این ناشر که از معتبرترین ناشران مقالات علمی است، از مجموعه‌های علمی حذف شده اند.

انتشارات اسپرینگر نیچر، اعلام کرد که به نظر می‌رسد بخش «داوری» در این مقالات به درستی انجام نشده است.

No responses yet

Nov 06 2016

دانشمند، دوپینگی، نویسنده و عضو شورای شهر؛ عباس جدیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


ایران وایر: حافظه تاریخ را که مرور کنیم، کمتر نشانه روشنی از «عباس جدیدی» می بینیم. در حقیقت او یک تصویر خاکستری از خودش به یادگار گذاشته. همان فینال مشهور المپیک آتلانتا و رقابت با «کورت انگل» آمریکایی که در نهایت بات رای داوران شکست خورد و نایب قهرمان شد. همان یک تصویر، از «عباس جدیدی» یک قهرمان مظلوم در تاریخ ورزش ایران ساخت.

حریفش بدل شد به «شیطان بزرگ» که با دسیسه و نیرنگ بهخ قهرمانی رسیده بود. از «جدیدی» در حالی یک قهرمان ساختند که سه سال قبل او «ملوین داگلاس» آمریکایی را اول با لطف داوران و بعد با دوپینگ شکست داد. وقتی افتضاح دوپینگش را اعلام کردند، باید مدال طلا را پس می داد. اما گفت که مدالش را به دریاچه آزادی پرت کرده و پیغام داد که بروید خودتان پیدایش کنید.

شهیر است به طلا و نقره و برنزهای آسیایی و جهانی. در کشتی، مدال آورتر و پرافتخارتر از او کم نیست، اما دایره گسترده لابی گری های طولانی اش با احزاب راست و تندرو هم کم نبوده. مدتها با بازار و کسبه و نزدیکان حزب موتلفه رابطه صمیمانه داشت. از کشتی که کنار رفت، از نزدیکان حزب «آبادگران اسلامی» در شورای شهر تهران هم شد. رابطه صمیمانه اش با مهدی چمران، ابوالفضل قناعتی و همین طور «رحمت‌الله حافظی» او را هم به شورای شهر نزدیک می کرد و هم به دولت محمود احمدی نژاد. تا جایی که حتی چند بار زمزمه هایی مبنی بر حضورش در سازمان وقت تربیت بدنی به عنوان گزینه ریاست بر آن سازمان هم به گوش رسید.

اما ورزش برای «عباس» یک داستان تمام شده بود. می خواست سری به سیاست بزند. رابطه صمیمانه اش با «آبادگران» چندان درهای این حزب را برای او باز نکرد. سرانجام سراغ «غلامرضا حیدری کرد زنگنه» رفت. یکی از مردان پرحاشیه دولت محمود احمدی نژاد که درست در آستانه بازتاب خبری اختلاس سه هزار میلیارد تومانی خودش را با موافقت «شمس الدین حسینی» وزیر دارایی وقت، در سازمان خصوصی سازی بازنشسته کرد. «حیدری کرد زنگنه» سال 92 ائتلافی ساخت به نام «زاگرسیان ایران اسلامی»

کرد زنگنه گفته بود: «شورای شهر یک پارلمان محلی است که اگر توسط اندیشمندان و متخصصان اداره شود، می‌تواند موجب بهبود شاخص‌های زندگی برای شهروندان تهرانی شود.» به همین دلیل از دل چنین ائتلافی، دانشمندی مانند «عباس جدیدی» وارد شورای شهر تهران می شود.

جدیدی برای اثبات دانشمندی خود، ابزار کافی هم دارد. مثلا سال گذشته دو کتاب منتشر کرد به نام های «آموزش نماز و گزیده‌های اخلاقی و معرفتی» و «من و نماز و نیاز» که هر دو کتاب در نمایشگاه کتاب سال گذشته ارائه می شود. بعد شهرداری تهران اقدام به خرید نیمی از کتاب های این عضو شواری شهر می کند تا آنها را به صورت رایگان در همایش ها و همین طور روزهای مناسبتی در مترو تهران میان مردم توزیع کند.

این اولین اقدام شورای شهر و شهرداری در خرید فله ای کتب برگشت خورده نزدیکان شهرداری نیست. مثلا روزنامه ایران شهریورماه امسال خبر داد که شرکت بهره برداری مترو تهران با چک 72 میلیون تومانی، کتاب «خبرنگار ژنرال دوگل» نوشته «کامران نجف زاده» مجری و گزارشگر صداوسیما که پرونده هایی نزدیک به شهرداری هم دارد را خریداری کرده که قدرت فروش آنها را ندارد.

داستان «قهرمان کشتی» متفاوت است. او در مورد خلق آثار معنوی اش به جام جم آنلاین گفته بود: «براساس تجربه‌های شخصی، به نظر می‌رسد اگر جوان‌ها از ابتدای جوانی با نماز انس و الفت بگیرند، خطر آسیب‌های اجتماعی تا حد زیادی کاهش می‌یابد، هر چند ارشاد و راهنمایی خانواده و تأثیر محیط زندگی و جامعه نیز نباید نادیده گرفته شود.» نوشته های کتاب عباس جدیدی البته چندان تناسبی با دست خط های او و کلامش ندارد. ادبیاتی که نگارنده برای کتاب «عباس جدیدی» انتخاب کرده فاصله ای شگرف با شکل ادبیات قهرمان سابق کشتی ایران داشته.

دانشمند مورد نظر «کرد زنگنه» در شورای شهر تهران یک بار از سوی مرحوم «منوچهر لطیف» کشتی نویش پیشکسوت ایران به دلیل آن چه بی حرمتی به پدرش در فرودگاه مهرآباد در سال 1380 خورشیدی خوانده می شد به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. حالا تصاویری از او در حال بوسیدن دست والدینش در فضای مجازی منتشر شده است. همین طور تلاش او برای عکس انداختن با «امیر مقصودلو» یا همان «تتلو» در روزهای اخیر هم مورد توجه بوده. او مدعی شده که به واسطه دوستی قدیمی که با «بیژن قاسم زاده» قاضی پرونده «امیر تتلو» داشته، پادرمیانی کرده تا او از زندان آزاد شود.

این روزها، «عباس جدیدی» مرد دوربینی شورای شهر شده است. با پدر و مادرش، کنار رهگذرانی که به رستوران «فیلا استار» در خیابان پیروزی می آیند، با امیر تتلو و حالا با پیکر بی جان منصور پورحیدری روی تخت بیمارستان. این آخری، سروصدای بیشتری هم به راه انداخت.

«عباس» برای ثبت آخرین تصویر خود به بیمارستان «ایرانمهر» رفت و کنار پیکر بی جان پورحیدری ایستاد. تصویری که از او کنار اسطوره استقلال منتشر شده آن قدر مشمئز کننده بود که واکنش های سریعی را در دنیای مجازی به همراه داشت.

«دانشمند» مورد نظر «کرد زنگنه» در شورای شهر تهران، واکنش حیرت انگیزی به حملات کاربران نشان داد. او به روزنامه قانون گفت: «من عکس نینداختم. این عکس من نیست. نمی‌دانم عکس چه کسی است!» ولی بلافاصله گفته که شاید پرستارها این عکس را از او انداختند درحالی که از او اجازه نگرفتند. «عباس جدیدی» در تصویر منتشر شده به دوربین نگاه می کند و ژست یک ملاقات کننده آگاه از لنز دوربین را هم به خودش گرفته. البته در پایان گفت و گویش با قانون گفته است: «ما که جایی می‌رویم 100 تا دوربین پشت سر ماست، نمی‌دانم شاید آنها گرفته‌اند. اگر غیر ورزشی برود و عکس بگیرد شاید مشکل داشته باشد ولی من ورزشی هستم و رفتم.»

ماجرای انکار آخر عباس جدیدی، بی شباهت به همان افتضاح دوپینگ و بعد ادعای پرتاب مدال به دریاچه نیست. داستان های عباس جدیدی در ورزش و شورای شهر همواره لبریز از حاشیه های آزاردهنده بوده. نهم آذرماه سال قبل هم تابناک نوشت که خانمی همراه با فرزندش به ساختمان شورای شهر رفته و از نمایندگان این شورا خواسته تا تکلیف او را با همسر موقت سابقش (عباس جدیدی) روشن کنند. «دانشمند» مورد نظر «کرد زنگنه» البته به صورت کلی منکر وجود این زن در زندگی اش شد و ساختمان شورای شهر را به صورت و میان جلسه ترک کرد.

انتخابات شورای شهر نزدیک است و باید منتظر تصاویری جدید از جدیدی بود. او فعلا برای رسیدن به قدرت تلاش می کند.

No responses yet

Nov 05 2016

چهار نمره کلاس دینی برای راهپیمایی ۱۳ آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: می‌گوید:«معلم دینی گفته اگر بیاید این جا، چهارنمره بیش تر در امتحان اصلی می‌دهد. برای همین هم امروز که روز تعطیل مدرسه است، پا شیدم، آمدیم مدرسه تا به تظاهرات بیایم.»
جمعه, 4 نوامبر 2016

پروین نراقی، شهروند خبرنگار

دست های پسربچه با حرکت پرچم کوچک امریکا تکان می‌خورد. پشت سرش، زنی چادری دست دختر بچه‌ای شش هفت ساله را می‌کشد که با زحمت در حال نگه داشتن چادر و پلاکارد «مرگ بر امریکا» است و از کمرکش خیابان «سپهبد قرنی» بالا می‌روند. پسر پرچم را بالا می‌برد و فریاد می زند:«مرگ بر امریکا».

صدایش در صدای بلند مردی که فریاد زنان پشت بلندگو از بی اعتمادی امریکایی‌ها می‌گوید، گم می‌شود و نگاه را به سمت خیابان «طالقانی» پرت می‌کند که دسته‌های کم تعدادی از دخترها و پسرهای نوجوان به سمت شرق آن در حال حرکت هستند.

۱۳ آبان ۱۳۹۵ آفتابی است و ۳۷ سال از آن روز بارانی که گروهی از دانشجویان به اصطلاح «خط امام» از دیوارهای سفارت امریکا بالا رفتند و گروهی از کارکنان سفارت را برای ۴۴۴ روز گروگان گرفتند، گذشته است.

دو سر خیابان طالقانی مانند دو سر خیابان قرنی بسته شده و ماشینی در این دو خیابان جز خودرو‌های بسیج و سپاه اجازه حرکت ندارند. دو طرف خیابان پر از تابلوهای شعار مرگ بر امریکا است. روی زمین هم تعداد زیادی کاغذ و تابلو ریخته شده است. از این نوع تابلوها و شعارنوشت ها در دست همه به چشم می‌خورد. صدای بلند مردی که سخنرانی می‌کند، در خیابان می‌پیچد که از «برجام» می‌گوید و تهدید می‌کند که اگر امریکایی‌ها به قول‎شان عمل نکنند، زیر برجام می‌زنند.

اما دخترها و پسرهایی که در حال حرکت هستند، انگار سخنانش را نمی‌شنوند. چند پسر ۱۴یا ۱۵ ساله همین طور که به سمت سفارت سابق‌ امریکا می‌روند، به سر و کله همه می‌زنند. آن ها از مدرسه ای در خیابان «آزادی» آمده‌اند. حدود 10 نفر هستند. آن که از همه آرام تر است، می‌گوید:«معلم دینی گفته اگر بیاید این جا، چهارنمره بیش تر در امتحان اصلی می‌دهد. برای همین هم امروز که روز تعطیل مدرسه است، پا شیدم، آمدیم مدرسه تا به تظاهرات بیایم.»

یکی از هم‏کلاس‌های او اضافه می کند:«پارسال هم نمره دینی و هم نمره انضباط کسانی را که به راهپیمایی آمده بودند، 20 دادند. تازه به ما ساندویچ هم می‌دهند.»

سر خیابان «موسوی» که موزه «شهدا» است، بیلبورد بزرگی از دانش‌آموزانی زده اند که دوست دارند شهید بشوند. همان پسر دومی که شیطان تر است، می‌گوید:«عمرا. ما قصد شهید شدن نداریم. تازه، قرار نیست جنگ بشه.»

می‌ایستم و می‌گذارم همان طور که در حال شیطنت هستند، رد شوند. در دو طرف خیابان تعداد زیادی زن و مرد و بچه در حاشیه جوی آب نشسته اند. کنار زنی میان سال می‌روم و می‌پرسم شما هم برای راهپیمایی آمده اید؟
نگاهی متعجب به من می‌کند و می‌گوید:«ای خانم، این حرف ها به ما چه؟ از بدشانسی امروز باید می‌آمدم هلال احمر که داروی پسرم را بگیرم. چه می‌دانستم این جا این جوری است؟»
بعد پلاستیک دارو را نشانم می‌دهد. پسر جوانش سرطان داشته و حالا بهتر شده است اما باید دارو مصرف کند. دارویش هم خاص است و فقط هلال احمر آن را دارد. می‌گوید:«برای هر کدام از این آمپول ها باید کلی امضا بدهیم. تازه الان خوب است که دارو هست، چهارسال پیش همین هم نبود. همین برجام که این ها این طور دارند از آن بد می گویند، حداقل باعث شده تحریم ها کم تر شوند و داروی مریض ها قابل دسترس شوند. البته اگر این ها بگذارند.»

پیرمردی که کنارش نشسته اما انگار از حرف زن خوشش نیامده است:«خانم!همین برجام باعث شده تا ما برده امریکا بشویم.امام گفته راه ما از امریکا جدا است.»

نگاهم نمی‌کند اما جواب سوال هایم را می‌دهد وقتی می‌پرسم هر سال در این راهپیمایی شرکت می کنید؟
– بله هر سال تقریبا. از سال ۵۹ تا امروز هر سال آمده ام.

او شرکت در راهپیمایی 13 آبان را وظیفه شرعی خود می‌داند. وقتی می‌گویم راهپیمایی امسال به نظر کم شور از هر سال است، خوشش نمی‌آید و می‌گوید:«نه خانم، به خاطر این که دولت پنج شنبه را تعطیل کرده است، بچه ها مدرسه نیستند که آن ها را بیاورند تظاهرات.»

همین طور که مرد حرف می‌زند، سخنران باز از بد عهدی امریکایی‌ها و حمایت مردم ایران از مردم یمن و سوریه می‌گوید. چشمم به غرفه ای می‌افتد که جلوی آن شلوغ است. ماکت های مقوایی «علی خامنه ای» رهبر ایران، «روح الله خمینی» بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، «سرداران جنگ»، «مدافعان حرم» و «شهیدان هسته ای» را ساخته‌اند و مردم در حال عکس گرفتن با آن‌ها هستند.

یک دختر چادری ۱۰ساله به سمت عکس رهبر ایران می‌رود و مردی که همراهش است و به نظر پدرش می‌آید، از او عکس می‌گیرد. دختر دست مدل مقوایی را می‌گیرد. مدل «شهید همت» هم طرف‎دار زیادی دارد. پسر بچه ای با تصویر «شهید همدانی» عکس سلفی می‌گیرد.

به راهم ادامه می‌دهم. ماموران شهرداری در خیابان راه می‌روند و کاغذها را جمع می‌کنند. کارگر میان‎سال شهرداری بدون توجه به شعارهای کسانی که از کنارش رد می‌شوند، مدام خم می‌شود و کاغذهایی که روی زمین ریخته است را بر می‌دارد و به سمت سطل بزرگ آشغال می‌برد. می‌گویم خسته نباشی پدرجان. خسته است اما. از ساعت ۹صبح این جا در حال جمع کردن لیوان‌های خالی چایی و کاغذهایی است که روی زمین ریخته شده اند.

می‌پرسم:«اضافه کاری هم می‌گیرید؟»

خنده‌ تلخی می‌کند و می‌گوید:«ای خانم، شهرداری حقوق‎مان را درست بدهد، اضافه حقوق نمی‌خواهیم.»
و به سمت مقوای بزرگی که چند دقیقه بعد از دست روحانی جوانی که در حال رفتن به مرکز این راهپیمایی بود افتاد، می رود.

به سمت سفارت امریکا می‌روم. جلوی در سفارت که محل اصلی تجمع است، سکوی بلندی ساخته اند و روی زمین با رنگ، ناشیانه پرچم امریکا و اسراییل کشیده شده و شعار مرگ روی آن ها نوشته شده است. مردی بالای سر این پرچم ها ایستاده و نگاه می کند که حتما از روی آن گذر کنی. جلوی در سفارت‌خانه بسته است. صدای کسی که حرف می‌زند، نزدیک تر شده است. فرد دیگری در حال لعنت کردن آل سعود است. تجمع آدم‌ها این جا بیش تر شده است. کنار خیابان ایستگاهی صلواتی، چایی به مردم می‌دهد. سرش هم شلوغ است. صدای شعار مرگ بر امریکا هم گاه گاهی می‌آید.

از سمت سفارت به طرف دیگر خیابان می‌روم. سکوی بزرگی برای خبرنگاران و عکاسان این جا برپا شده است. دختر بچه ای با کاغذی که روی آن نوشته شده «من بسیجی هستم»، ژست گرفته تا عکسش را بگیرند. ستاره بزرگ داوود را به همراه پرچم امریکا لابه لای حرف های سخنران آتش می کشند. مردی دست پسرش را می‌گیرد و می‌گوید:«بیا پدرجان، الان باد بیاد، آتش می ریزد روی‎مان.»

دود غلیظی از پرچم آتش زده شده به هوا می‌رود. از ازدحام گذر می‌کنم. پشت این جمعیت، همهمه ای در جریان است.

چند دختر و پسر نوجوان در حال رد شدن هستند و دور از چشم بزرگ ترها با هم شوخی می‌کنند. از یکی از دخترها می‌پرسم چرا امروز به راهپیمایی آمدی؟ فکر می‌کند گزارش گر صداوسیما هستم، صدایش را صاف می‌کند و می‌گوید:«به خاطر این که بگویم مرگ بر امریکا.»

از مدرسه ای در جنوب تهران آمده است. دوستش می‌گوید:«اما من دوست داشتم بیایم تا یک کم از خانه مان دور بشوم. هی هر روز مدرسه می‌رویم… .»
بعد می‌خندد و با اشاره به دوستش اضافه می کند:«این جدی گرفته.»

کسی که بیانیه این راهپیمایی را می خواند، باز به آل سعود نفرین می‌فرستد و می‌گوید که روزی خواهد شد که شیعه مکه را می‌گیرد و آن وقت آل سعودی نخواهد بود. او از همه می‌خواهد به آل سعود مرگ بفرستند. مردی که در حال حرکت است، به دوستش می‌گوید:«اگر جرات دارند، مرگ بر اختلاس‌گر بدهند به جای مرگ به مردم دیگر.»
مرد دوم می‌گوید:«خودشان اختلاس‌گرن، به خودشون که مرگ نمی‌گن.»

به سمت متروی طالقانی می‌روم. می‌بینیم چند پسر با معلم خود پشت به جمیعت ایستاده اند و در حال سلفی‌گرفتن هستند. صدای مرگ بر امریکا می‌آید و سیب نقره‌ای پشت موبایلی که عکس می‌گیرند، زیر نور می‌درخشد.

No responses yet

Nov 04 2016

فیفا فوتبال ایران را به دلیل «برگزاری مراسم مذهبی» در بازی با کره جنوبی جریمه کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا، به دلیل رویدادهای بازی تیم ملی فوتبال ایران با قطر و کره جنوبی ضمن وضع جریمه نقدی، دو بازیکن و یک مربی تیم ملی ایران را محروم کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، فیفاروز پنجشنبه سوم نوامبر تیم ملی ایران را به دلیل برگزاری مراسم مذهبی در جریان بازی با کره جنوبی ۴۵ هزار فرانک سوییس جریمه کرده است.

بازی ایران و کره جنوبی در ورزشگاه آزادی و همزمان با روز تاسوعا برگزار شد. رییس فدراسیون فوتبال ایران به دنبال اعتراض شماری از روحانیون نسبت به برگزاری این بازی در روز تاسوعا گفته بود:«ما حسینیه صدهزار نفری در ورزشگاه آزادی تشکیل می‌دهیم.»

فیفا برگزاری مراسم مذهبی یا سیاسی در جریان مسابقات فوتبال را ممنوع کرده است.

در همین زمینه، روز گذشته رسانه‌های ایران گزارش داده بودند که احکام محرومیت دو بازیکن و مربی ایران در جریان بازی با قطر توسط فیفا تایید شده است.

به گزارش ایرنا، فیفا با ارسال نامه‌ای به فدراسیون فوتبال ایران آرای صادره خود را درباره با قطر اعلام کرده است .

طبق این گزارش« یک جلسه محرومیت سردار آزمون و احسان حاج صفی و سه جلسه محرومیت جواد نکونام، مربی تیم ایران تایید شده است.

ایرنا اضافه کرده است:« به سایر اعضای کادر فنی و بازیکنان شامل پژمان منتظری که نامش در گزارش‌های اولیه ارسالی ناظر بازی به مقامات فیفا و‌ای اف سی اشاره‌های متعدد شده بود، محرومیتی تعلق نگرفت.»

بازی دو تیم ایران و قطر تا دقیقه ۹۰ با افت‌وخیز کمی روبرو بود ولی در وقت اضافه ۲+۹۰، اشتباه فاحش دروازه‌بان قطر توپ را درست روبه‌روی دروازه به انصاری‌فرد رساند. او هم پاس خوبی به قوچان‌نژاد داد تا این بازیکن گل اول بازی را به ثمر برساند.

پس از این گل، بازیکنان دو تیم به شدت با یکدیگر درگیر شدند و فضای ورزشگاه شدیدا ملتهب شد. در این دقایق بازیکنان دو تیم با هم درگیری فیزیکی پیدا کردند.

پس از آن که درگیری‌ها خاتمه یافت و بازی از سر گرفته شد، داور، جواد نکونام، مربی تیم ملی ایران را از بازی اخراج کرد.

No responses yet

Nov 01 2016

نتایج اقدام غیراخلاقی عضو شورای شهر تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

عصرایران: آقاي حكيمي پور عامدانه و با اطلاع از محتوا و نوع اسناد، آن‌ها را به نام سند اصلي و غير قابل خدشه به ياشار سلطاني داده و جالب اينكه بعد از افشاي نامش ابتدا عنوان مي كند سلطاني را نمي شناسد و بعد سخن از صداقت وي مي كند….
در يك ماه و نيمي كه از ماجرای املاك مي گذرد اين موضوع با فراز و نشيب هاي فراواني همراه بوده و نقطه عطف اين جریانات بدون ترديد بازداشت ياشار سلطانی بود گرچه این بازداشت ارتباطی به پرونده املاک ندارد اما دستگیری وی جزو اخبار رسانه ها می باشد.

به گزارش عصرخبر، اگر اتفاق فوق را به بازي شطرنج تشبيه كنيم بدون ترديد پيش بيني نشده ترين اتفاق اين بازي افشاي نقش احمد حكيمي پور عضو اصلاح طلب شورا به رعايت نكردن قوانين رفتار سياسي و بازي دادن ياشار سلطاني در انتشار اسنادي بود که تا کنون مواضع متفاوتی در خصوص آنها اتخاذ شده است.

به عبارتي بازي منفعت طلبانه يك عضو اصلاح طلب شوراي شهر هزينه اي به اصلاح طلبان وارد آورد كه معلوم نيست دامنه آن تا كجا ادامه خواهد يافت. انتخاب روحاني به عنوان رئيس جمهور و فتح مجلس دوگام اصلي اصلاح طلبان و فتح شهرداري تهران گام آخر اصلاح طلبان بود.
نتایج اقدام غیراخلاقی عضو شورای شهر تهران
آنچه از سوي احمدحكيمي پور روي داد نمايش بي اخلاقي و ماكياوليسم سياسي بود. اصلاح طلبان را از جايگاه طلب به پايين كشيده و آنها را متهم اصلي كرد.

در اين ميان آنچه بيش از همه اسباب دلخوري است بازي كردن با خبرنگاري است كه دنبال ايفاي نقش و رسالت خبرنگاري خود است. آقاي حكيمي پور عامدانه و با اطلاع از محتوا و نوع اسناد، آن‌ها را به نام سند اصلي و غير قابل خدشه به ياشار سلطاني داده و جالب اينكه بعد از افشاي نامش ابتدا عنوان مي كند سلطاني را نمي شناسد و بعد سخن از صداقت وي مي كند….

نكته مهم ديگري كه در اين ميان نبايد ناديده گرفت نقش دوگانه رحمت الله حافظي عضو اصولگراي! شوراي شهر است. وي تاكنون نقشي جز انحراف اصلاح طلبان از مسير اصلي نداشته است. گاهي به ميخ و گه به نخ و در روز مبادا هم تار موي خاستگاه فكري خود را به همه جريان اصلاحات نفروخته است.

در نهايت اينكه آنچه مهم است پايبندي به اخلاق و رقابت سياسي در عين اخلاقمداري است آنچه اما از عملكرد برخي اصلاح طلبان مانند آنچه ذكر شد از تريبون شوراي شهر در اين روزها شنيده مي شود چيزي جز اين است.

No responses yet

Oct 28 2016

مکارم شیرازی درباره ماجرای سعید طوسی: تا گناه کسی ثابت نشود، نقل آن گناه کبیره است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید شیعه در شهر قم در واکنش به خبرها و ماجراهای مربوط به سعید طوسی، قاری قرآنی که به تجاوز به نوجوانان قرآن‌آموز متهم است، این جریان‌ها را شایعاتی دانسته که رادیو انگلستان و صدای آمریکا آن‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند تا بدبینی و سوءظن ایجاد کنند.

این روحانی شیعه گفته است که این کار نشان‌دهنده این است که این مسائل مورد پسند آنان است در حالی که هیچ چیزی بهتر از سرمایه اعتماد برای جامعه نیست.

مکارم شیرازی: تا گناه کسی در محکمه اسلامی ثابت نشود، نقل آن ولو به صورت احتمال، گناه کبیره است. چیزی که ممکن است بعدا دروغ آن اثبات شود البته اگر راست هم باشد باید در محکمه ثابت شود و حتی اگر ثابت شود نباید به رواج گناه دامن بزنیم.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد متن زندگی‌نامه سعید طوسی از صفحه‌اش در سایت شورای عالی قرآن حذف شده است.

رسانه‌ای شدن شکایت چند نوجوان قرآن‌آموز از سعید طوسی، قاری قرآن نزدیک به بیت علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، واکنش شخصیت‌ها و مقام‌های مختلفی را به دنبال داشته است. عمده واکنش‌ها از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی بوده است و بر اساس این واکنش‌ها طرح این موضوع در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران اقدامی مشکوک دانسته شده و شاکیانی که با این رسانه‌ها گفت‌و‌گو کرده‌اند به تعقیب قضایی تحت عنوان معاونت در جرم تهدید شده‌اند:

ناصر مکارم شیرازی اما روز چهارشنبه پنجم آبان، در درس خارج فقه و اصول خود در مسجد اعظم قم گفته است که یکی از بلاهای حال حاضر، شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی است که دو عیب بزرگ دارد: «اول این‌که آبروی افراد از بین می‌رود و از کاه که گاهی کاهی هم در کار نیست کوه می‌سازند و دوم اینکه در جامعه اختلاف‌افکنی می‌کنند. ایجاد اختلاف و نفاق و با آبروی افراد بازی کردن، دو اثر زشت این کار است و مجازات آن در دنیا نیز دامان انسان را خواهد گرفت و به آخرت نیز موکول نخواهد شد.»

کارتون از اسد بیناخواهی

او همچنین گفته است که چیزهایی مثل بی‌بند و باری که ضد ارزش است به نام آزادی معروف می‌شود و برخی نسبت به اسلام بی‌اعتنا هستند و اسم آن را تمدن می‌گذارند و مردم متدین را عقب افتاده می‌دانند.

مکارم شیرازی که از دشمنان فضای مجازی‌ست تاکید کرده که عده‌ای هم هستند که به‌خصوص در فضای مجازی به این مسائل دامن می‌زنند و اصرار دارند که منکرات، معروف شود و آن را خوب نشان دهند.

درباره سعید طوسی، قاری قران متهم به آزار جنسی بخوانید:

رییس قوه قضاییه: درباره برخی پرونده‌ها دروغ‌های عجیب و غریب می‌گویند

No responses yet

Oct 25 2016

مداحان ایرانی در سوریه چه می‌کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: علیرضا اخوان، از مداحانی که به سوریه رفته‌اندImage copyright Saelin18.com Image caption علیرضا اخوان، از مداحانی که به سوریه رفته‌اندمحمد فراهانی، رئیس سازمان بسیج مداحان، می‌گوید که مداحان زیادی، خواهان رفتن به سوریه بوده‌اند و برای اعزام آنها به این کشور جنگ زده با سپاه قدس هماهنگی شده است.

به گفته آقای فراهانی مداحان ایرانی در سوریه برنامه‌های متعددی را برای نیروهای شیعه مدافع بشار اسد، از جمله در آرامگاه مورد احترام شیعیان، از جمله آرامگاه خواهر و دختر حسین ابن علی، امام سوم شیعیان اجرا کرده‌اند.

رئیس بسیج مداحان می‌گوید: “طبیعتا حضور مداحان شاخص در عرصه عملیات مدافعین حرم، یک خداقوت و ایجاد انگیزه برای این عزیزان خواهد بود و در افزایش روحیه توان رزمی این عزیزان در مبارزه، ایستادگی و جهاد علیه تکفیری‌ها تاثیر مثبتی خواهد داشت.”

‘وسیله منحصر به فرد’

فرماندهان سپاهImage copyright Khamenei.ir Image captionصادق آهنگران فرماندهان سپاه را در حضور رهبر ایران به گریه انداختشاید تصور اینکه در جلسه فرماندهان نظامی کشوری با بالاترین مقام آن کشور یک سرتیپ آواز بخواند و چند سرلشگر گریه کنند دشوار باشد، اما در ایران چنین تصویری نادر نیست.

حدود یک ماه پیش بود که صادق آهنگران خواند: “جبهه یاران رهبر را ببین، قاسم و عباس و اکبر را ببین، پاسدارانی سلیمانی‌نشان…” و فرماندهان سپاه را در حضور رهبر ایران به گریه انداخت.

آغاز این چنینی جلسه عالیترین فرماندهان نظامی ایران و آیت‌الله خامنه‌ای نشانه اهمیت نوحه و مداحی به عنوان یک قالب فرهنگی در جمهوری اسلامی است.

استفاده از خوانندگان، هنرمندان و چهره‌های مشهور برای روحیه دادن به سربازان منحصر به حکومت ایران نیست. ژوزفین بیکر، خواننده فرانسوی-آمریکایی و ملقب به “ملکه جاز” برای سربازان مقاومت فرانسه می‌خواند. مریلین مونرو برای سربازان آمریکایی در جنگ کره برنامه اجرا کرد. همین دو ماه پیش چند برنده مدال طلای المپیک از روسیه به پایگاه هوایی این کشور در لاذقیه سوریه رفتند.

مریلین مونروImage copyright Getty Image caption کشورهای مختلف از چهره‌های مشهور برای تقویت روحیه سربازان استفاده می‌کنندستارگانی هم مانند جین فوندا بوده‌اند که در تبلیغات جنگ خلاف سیاست‌های حکومتشان عمل کرده‌اند.

اما مداحان ایرانی که به سوریه می‌روند، خوانندگان معمولی نیستند. کار آنها قرار است چیزی بیش از آهنگ مذهبی خواندن و به هیجان آوردن سربازان باشد.

آیت‌الله علی خامنه‌ای فروردین سال جاری در ملاقاتی با مداحان گفت: “اینکه مداحان برای مدافعان حرم می‌خوانند بسیار با ارزش است، در این شکی نیست. در کنار این، یک کار مهم‌تری هست و آن تقویت باورهای جوانان است. دشمن دارد علیه باور به اسلام، باور به کارآمدی نظام اسلامی و باور به امکان تداوم نظام اسلامی کار می‌کند.”

صادق آهنگرانImage copyright Khamenei.ir Image caption صادق آهنگران با درجه سرتیپ دو نوحه می‌خواندآقای خامنه‌ای پیشتر گفته است “از راه اینترنت هم می‌شود جواب آنها را داد، اما ما وسیله‌هایی داریم که این وسیله‌ها منحصربه‌فرد است. یکی از آنها همین شما هستید، یکی از آنها همین جامعه‌ مداحند.”

نوحه علیه نشید

در جبهه سوریه این تنها نیروهای ایرانی نیستند که برای تقویت باورهایشان از موسیقی استفاده می‌کنند، در آن سو گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) هم از آوازخوانی مذهبی در تبلیغاتش استفاده می‌کند.

داعش بیش از هر چیزی با تصاویر خشن سر بریدن و کشتار تداعی می‌شود. اما عضوگیری ده‌ها هزار نفر از کشورهای مختلف فقط با پخش تصاویر سر بریدن ممکن نشده است. سرودهای مذهبی دسته جمعی (نشید) یک عنصر ثابت تبلیغات داعش هستند و اعضای این گروه در مواردی دسته‌جمعی از این سرودها می‌خوانند.

هنریک گراترود، محقق مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، در مقاله‌ای به بررسی نشیدهای داعش پرداخته و می‌گوید که این سرودها با نمادپردازی ساده و آشنا و تکرار پیام به طور موزون، مخاطبان را به نحو موثری درگیر می‌کنند.

در این سرودهای مذهبی از ضعف و تحقیر کشورهای مسلمان در جهان امروز گفته می‌شود و “جهاد” به عنوان راه حل پایان دادن به این وضعیت معرفی می‌شود.

ستایش جنگجویان و کشته شدگان، با القاب مجاهدین و شهدا، تم غالب نشیدها هستند.

هنریک گراترود می‌گوید که مهمترین دلیل موفقیت نشیدهای داعش در جذب عده‌ای از مخاطبان این است که روی موضوعات محدودی که اقبال بالایی میان مسلمانان دارند متمرکز می‌شوند. او جایگاه کانونی جنگ و مبارزه در نشید را (در مقابل مسایل سیاسی دیگر و سایر ابعاد زندگی در قلمرو داعش) دلیل دیگر موفقیت نشید در بسیج نیروهای داعش می‌داند.

سعید حدادیان در سوریهImage copyright Tasnim Image caption سعید حدادیان در سوریهاو می‌گوید که تصویر ساده از مبارزه خیر و شر یا حق و باطلی که در نشیدهای داعش است پیام آن را قدرتمند می‌کند.

‘عشق قیمت نداره’

با وجود شباهت‌های ظاهری که بین مداحی‌های ایرانی و نشیدهای داعش وجود دارد، نباید دشمنی و عمق اختلاف ایدئولوژیک آنها را از یاد برد.

اختلافی که بیان آن به یک تم اصلی نوحه‌های سال‌های اخیر تبدیل شده، تا جایی که ترجیع بند یک قطعه “داعش برو بمیر که ما حیدر رو داریم” است.

نوحه‌ها و مداحی‌های ایرانی عموما سیاسی هستند و حتی گاه به مسایل جزئی روز واکنش نشان می‌دهند. مثلا در پاسخ به ادعاهایی که راجع به دستمزد چند میلیونی برای اعزام به سوریه مطرح شد، رضا نریمانی قطعه‌ای با ترجیع بند “عشق قیمت نداره” خواند که در آن از زبان کودکی که پدرش در جنگ کشته شده می‌گوید که جنگیدن و کشته شدن ارزش پول ندارد و “عشق” دلیل به جنگ رفتن است.

“مدافعان حرم” و “حاج قاسم سلیمانی” جایگاه ویژه‌ای در نوحه‌های سال‌های اخیر دارند. پیشتر مداحان درباره “شهدا” و “رزمندگان اسلام” در گذشته و دوران جنگ با عراق می‌خواندند، اما با آغاز جنگ داخلی سوریه و درگیری فزاینده ایران در آن، جنگی واقعی در جریان است و کشتگانی در حال حاضر وجود دارند که به موضوع شعر مداحان بدل شوند.

در حالی که واقعیت روزمره ایران هرچه بیشتر از گذشته آرمانی ترسیم شده در مداحی‌ها فاصله می‌گیرد، جنگ داخلی سوریه به احیای مضامین نوحه‌های دوران جنگ کمک کرده است.

مداحان ایرانی از فداکاری و ساده زیستی می‌خوانند، اما اخبار روزمره ایران پر از اتهامات فساد چند هزار میلیاردی است، از مدیران ارشد دولتی گرفته تا محمدباقر قالیباف، شهرداری که خود روزی سردار جنگ بود، همه درگیر اتهاماتی هستند که ربطی به ساده‌زیستی ندارند.
حتی مراسم عزاداری عاشورا نیز در سال‌های اخیر با تجملات فراوان همراه شده است
Image copyright SNN.ir Image caption واقعیت روزمره ایران هرچه بیشتر از گذشته آرمانی ترسیم شده در مداحی‌ها فاصله می‌گیرد
حتی مراسم عزاداری عاشورا نیز در سال‌های اخیر با تجملات فراوان همراه شده است.

در این میان اینکه عده‌ای از ایران حاضرند با همه سختی‌ها و خطرات به سوریه بروند و در آنجا بجنگند به مداحان کمک می‌کند که اگر تهران مثال خوبی برای ارزش‌هایشان نیست، از آنچه در دمشق و حلب می‌گذرد بخوانند.

به این ترتیب جنگ داخلی سوریه فرصتی برای بازسازی ایدئولوژیک مداحی به عنوان بخشی از تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی بوده است و مداحانی که به دمشق می‌روند سنگرها را در تهران، نه در برابر داعش، که مقابل فرهنگ مغایر با فرهنگ رسمی محکم می‌کنند.

‘مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است’

همان طوری که آیت‌الله خامنه‌ای از مداحان خواسته است، آنها کاری بیش از خواندن می‌کنند. جز سلاح به دست گرفتن مداحانی چون سعید حدادیان در سوریه و محمود کریمی در تهران، دلایل دیگری برای جدی گرفتن مداحان وجود دارد.

بعد از تشکیلات هیئت رزمندگان اسلام حالا سازمان بسیج مداحان هم به راه افتاده و قرار بوده که از مهر ماه امسال دانشکده مداحی ۴۰ دانشجو بپذیرد. گزارش‌هایی از دستمزد چند میلیون تومانی برای یک شب نوحه‌خوانی منتشر شده و مداحان گروهی هستند که سالانه جلسه‌های دیدار ویژه با رهبر ایران دارند.

در حالی که امامان جمعه و دیگر روحانیون تبلیغات رسمی حکومت را به سبک قدیم پیش می‌برند، مداحان مدام در کار خود نوآوری می‌کنند و با بهره گرفتن از رسانه‌های جدید به دنبال مخاطبان جوان و گسترده‌ای هستند.

همه اینها یعنی آن که مداحان به گروه قدرتمندی بدل شده‌اند که در شکل دادن به ایدئولوژی جمهوری اسلامی نقش ویژه‌ای دارند.

در تقابل چندجانبه میان عربستان سعودی و ایران در منطقه، مقام‌های رسمی نمی‌توانند تهدید به اشغال نظامی عربستان سعودی و انضمام مکه به خاک ایران بکنند، اما یک مداح به راحتی می‌خواند: “شمشیر عجم منتظر رخصت جنگ است/مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است”.

در نوحه‌ای دیگر گفته می‌شود: “مکه در قبضه نا اهلان است… جهل دینشان دین یزید است اینان/قبله‌شان کاخ سفید است اینان”.

ضدیت مداحان با آل سعود، خاندان حاکم بر عربستان، به رجزخوانی در چند نوحه خلاصه نمی‌شود. حسن کردمیهن که از او به عنوان دستوردهنده حمله به سفارت عربستان یاد می‌شود، خود مداحی می‌کرده و رابطه نزدیکی هم با بعضی مداحان معروف داشته است.

Image copyright Niksalehi.com Image caption “جوانان هیئتی” آمده‌اند که بمانند و گسترش پیدا کنند

رهبر ایران در عین محکومیت حمله به سفارت عربستان گفت که “این را بهانه نکنند که جوانان مومن را مورد تهاجم قرار دهند”. با توجه به حمایت او و دیگر نهادهای قدرتمند جمهوری اسلامی از مداحان و آنهایی که پای نوحه می‌نشینند، “جوانان هیئتی” می‌گویند که آمده‌اند که بمانند و گسترش پیدا کنند.

گسترشی که مایه رضایت رهبر ایران است: “سنت مداحی در بین جامعه‌ ما خوشبختانه رواج پیدا کرده است، قبلها بود، اما محدود بود؛ امروز این سفره، گسترده شده است؛ این میدان، باز شده است.”

در این میدان باز، مسیر مستحکم کردن خاکریزها در داخل ایران از جبهه سوریه می‌گذرد.

No responses yet

Oct 11 2016

حجت‌الاسلام رییسی «آیت‌الله» شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: ابراهیم رییسی، عضو مجلس خبرگان رهبری است که دادستانی دادگاه ویژه روحانیت و تولیت آستان قدس رضوی را نیز با حکم رهبر جمهوری اسلامی برعهده‌ دارد. به باور برخی ناظران، وی ازجمله گزینه‌های اصلی برای جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای محسوب می‌شود.

افزون بر پیشینه طولانی و کارنامه قابل توجه رییسی در نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی، و فارغ از اعتمادی که رأس هرم نظام سیاسی به وی مبذول داشته و رابطه نزدیک رییسی با بیت رهبری و سپاه پاسداران، سیادت وی نیز عنصر مهمی است.

اگرچه رییسی در نگاه نخست، جایگاه و عنوان معناداری در ساختار سیاسی قدرت ندارد اما به‌گونه‌ای مشهود در حال طرح مواضع سیاسی است و بخش مهمی از رسانه‌های حکومتی، دیدارها و دیدگاه‌های او را برجسته‌سازی می‌کنند.

نکته مهم و اتفاق قابل تأمل جدید در مورد رییسی در هفته‌های اخیر رخ داده است. اظهارنظرهای او نه دیگر با عنوان «حجت‌الاسلام» که با پیشوند «آیت‌الله» منتشر می‌شود. رخدادی که دست‌کم درباره رییسی نمی‌تواند معمولی و فاقد اهمیت ارزیابی شود.

چگونه حجت‌الاسلام، آیت‌الله شد

رییسی عضو مجلس خبرگان است و مطابق قانون، یکی از شرایط انتخاب‌شوندگان این مجلس «اجتهاد» در حدی است كه «قدرت استنباط بعض مسائل فقهی را داشته باشد.»

آیت‌الله خامنه‌ای در دو حکمی که برای رییسی صادر و وی را به عنوان دادستان دادگاه ویژه روحانیت و تولیت آستان قدس رضوی منصوب کرده، او را «حجت‌الاسلام» خوانده است (سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۴).

تا چند هفته پیش نیز رسانه‌های رسمی در جمهوری اسلامی، به ندرت در انتشار اخبار مرتبط با رییسی از عنوانی جز «حجت‌الاسلام» استفاده می‌کردند. اما در هفته‌های اخیر و به‌ویژه از ابتدای مهرماه جاری، رییسی به‌شکل محسوسی با عنوان «آیت‌الله» معرفی می‌شود.

خبرگزاری فارس ـ نزدیک به سپاه پاسداران ـ به نقل از «آیت‌الله» رییسی اعلام می‌کند که «نعمت ولایت فقیه بهترین نعمتی است که خداوند بر ملت ما ارزانی داشته است.»

تسنیم ـ دیگر خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران ـ نیز به نقل از «آیت‌الله» رییسی خبر می‌دهد که «در هیچ زمان و شرایطی نباید به دشمن اعتماد کرد. آنان به هیچ میثاقی پایبند نیستند؛ همچنان که امروز و پس از قضایای برجام، برای همگان آشکار شد که دشمن قابل اعتماد نیست.»

قابل تأمل‌تر آن‌که در روزهای گذشته، پایگاه اطلاع‌رسانی آستان قدس رضوی نیز دیگر رییسی را «حجت‌الاسلام» نمی‌داند و با عنوان «آیت‌الله» معرفی می‌کند. این مهم، به‌خصوص پس از اعلام خبر شروع کلاس‌های درس «خارج فقه آیت‌الله رییسی» به‌شکلی معنادار مشهود شده است.

پیش‌تر (اول مهرماه جاری) سفر وی به خراسان جنوبی و حضورش در جلسه شورای اداری استان، با عنوان «سفر دو روزه آیت‌الله رییسی» خبررسانی شده بود.

سایت شخصی رییسی نیز از ابتدای مهرماه جاری، وی را «آیت‌الله» خوانده است. اینستاگرام تولیت آستان قدس رضوی هم در روزهای اخیر وی را با عنوان «آیت‌الله رییسی» معرفی کرده است.

حجت‌الاسلام یا آیت‌الله؛ تفاوت در چیست؟

لقب‌ها و عنوان‌هایی چون حجت‌الاسلام و آیت‌الله ـ به‌معنایی که اینک رایج است ـ پیشینه تاریخی زیادی ندارد (سابقه‌ای حدود یک قرن)؛ تفاوت عمده به رسیدن روحانی به مقام اجتهاد و بعدتر ادعای مرجعیت دینی مربوط می‌شود.

زمانی (در قرن پنجم هجری) لقب «حجت‌الاسلام» برای امام محمد غزالی، فقیه نامدار شافعی مشهور شد. اما سال‌هاست که دیگر این عنوان، بسیاری روحانیان ـ به‌ویژه آن‌هایی را که دغدغه‌ قدرت دارند ـ راضی نمی‌کند و در پی نیل به عنوان «آیت‌الله» هستند.

این‌چنین، بسته به امکان‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای، و حتی مناسبات سیاسی، یک روحانی می‌تواند «آیت‌الله» خوانده و معرفی شود و دیگری حتی در خور لقب «حجت‌الاسلام» هم دانسته نشود. به‌عنوان نمونه، فقیه و مجتهد نامداری چون آیت‌الله منتظری به‌دلیل دیدگاه‌های انتقادی‌اش، دیری است که توسط تریبون‌های رسانه‌ای رسمی جمهوری اسلامی، گاه بدون هرگونه پسوند معرفی می‌شود.

مورد دیگر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی است؛ رسانه‌های نزدیک به وی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را «آیت‌الله» معرفی می‌کنند، و رسانه‌های مخالف و منتقدش، این عضو مجلس خبرگان را حتی «حجت‌الاسلام» نمی‌خوانند.

«آیت‌الله» رییسی در صف نامزدهای رهبری سوم

با «آیت‌الله» شدن سیدابراهیم رییسی، او در فهرست گزینه‌های مطرح برای رهبری سوم در جمهوری اسلامی، خود را بیشتر تثبیت می‌کند. فهرستی که چندان مطول نیست و رییسی به‌گونه‌ای محسوس در حال افزایش شانس خود در آن است.

او با تلاش برای بازخوانی اساسی‌ترین نقطه‌نظرات رأس هرم نظام سیاسی، می‌کوشد خود را در چشم و دل حامیان حکومت و رهبری، شاخص‌تر کند. چنین است که به‌عنوان نمونه، تاکید می‌کند: «الگوی غربی برای پیشرفت ما مناسب نیست»؛ نیز می‌افزاید: «مبنای انتخابات ما تکلیف‌مداری است، در جامعه دینی همه باید یک نظر داشته باشند. ولایت فقیه همان حکومت علی است و هیچ باید و نبایدی نباید برخلاف دین تصویب شود.»

رییسی که به‌طور محسوسی حضور رسانه‌ای خود را افزایش داده، «استکبار جهانی» (توصیف رهبر جمهوری اسلامی از آمریکا) را «جاهلیت اتوکشیده مدرن» می‌خواند و حقوق بشر را «ابزار دستی برای تجاوز مستکبران به حقوق ملت‌ها» می‌داند.

این درحالی است که پس از انتشار فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری در دیدار با هیأت مسئول اعدام‌های سال ۱۳۶۷ که رییسی نیز یکی از اعضای آن بود، وی تاکنون از هرگونه اظهارنظر رسمی و مستقیم پرهیز کرده است. اما دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری ـ که رییسی معاونت آن و ریاست دفترش را برعهده دارد ـ با انتشار بیانیه‌ای علیه انتشار فایل صوتی مزبور واکنش تند نشان داد و آن ‌را «نبش قبری چالش‌برانگیز»، اقدامی برای «تطهیر خائنان»، ناشی از «حقد و حسارت» به رهبر انقلاب، و با «اهداف شوم» دانست.

این دست مناسبات و اظهارنظرهای سیاسی مانع از تلاش رییسی برای تعمیق رابطه‌اش با بخش سنتی حوزه علمیه نمی‌شود. از همین زاویه است که به‌عنوان نمونه، خود و حامیانش خبر دیدار وی با آیت‌الله وحید خراسانی را به‌شکلی برجسته تبلیغ می‌کنند.

اگر رهبر کنونی جمهوری اسلامی از فردای فوت آیت‌الله خمینی و نشستن بر مسند رهبری نظام، یک‌شبه لقب «آیت‌الله» را به‌جای «حجت‌الاسلام» صاحب شد، رییسی از هم‌اینک عنوان «آیت‌الله» را با خود دارد؛ همچنان‌که هاشمی شاهرودی و صادق لاریجانی، دیگر گزینه‌های مطرح برای جانشینی رهبری نظام صاحب چنین لقبی هستند.

مستقل از این‌ نکته که بیماری آیت‌الله خامنه‌ای به چه میزان جدی است، «آیت‌الله» سیدابراهیم رییسی مستظهر به همراهی جریان امنیتی حاکم بر سپاه، همدلی بیت رهبری، و نزدیکی‌اش به تندروهای حوزه (ازجمله آیت‌الله علم‌الهدی، پدر همسرش)، خود را بیش از پیش و به‌مثابه یکی از گزینه‌های اصلی رهبری آتی در جمهوری اسلامی (در نبود رهبر کنونی) مطرح می‌کند.

…………………………………………………………………………………….

نظر نویسنده بیانگر دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Oct 06 2016

آقای حداد، کدام «همه»؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

عصرایران: یکی از نشانه های توسعه یافتگی سیاسی این است که چهره های سیاسی از طرف حزب و گروه و تشکل خود سخن بگویند نه از طرف «همه» چون «همه مردم ایران» 80 میلیون نفرند…
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- «دیروز فقط ما دلواپس بودیم اما امروز همه دلواپس هستند و حتی کسانی که ما را به خاطر نگرانی به سخره می گرفتند دلواپسی بیشتری دارند.»

این تازه‌ترین سخن غلامعلی حدادعادل نماینده بازمانده از مجلس دهم و سرلیست اصول گرایان در انتخابات هفتم اسفند 94 است.

آقای حداد افزوده است: «حرف ما دلواپسان این بوده است که تحریم‌ها برداشته نشده است.»

رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی که بیشتر به اعتبار این سمت به «نمایشگاه کالای فرهنگی، خانواده ایرانی ، مهر درخشان» دعوت شده بود همچنین گفته است: « نباید این شهر – مشهد – را به محل فروش گسترده کالاهای خارجی تبدیل کرد.»

انگیزه این گفتار طرح چند نکته است:

1- ایشان 12 سال تمام و در دوره های هفتم و هشتم و نهم نماینده مجلس شورای اسلامی و در یک دوره 4 ساله رییس آن بوده است و اتفاقا بیشترین درآمد نفتی تمام تاریخ ایران در 8 سال از این 12 سال حاصل شد و باز اتفاقا بیشترین واردات و غالبا شامل کالاهای کم کیفیت و مصرفی چینی نیز در این دوره صورت پذیرفت. پس بد نیست در کنار توصیه به دولت‌مردان کنونی یک مورد از اقدامات خود و هم فکران‌شان در هر یک از این سه دوره را برای جلوگیری از خیل و سیل واردات نیز یادآور شوند.

2- آیا کاندیدایی که در فهرست 30 منتخب مردم تهران جای نگرفته و از مجلس بازمانده است همچنان می تواند از جانب «همه» مردم سخن بگوید؟ چرا « همه» مردم در ادبیات اصول گرایان تنها همفکران خودشان را شامل می شود؟

در یک نمونه دیگر جواد ظریف به مجلس رفته بود تا به پرسش یک نماینده دلواپس درباره برجام پاسخ گوید. نماینده از توضیحات وزیر خارجه قانع نشد و ظریف را به اهانت و پرخاش هم متهم کرد.

موضوع را به رأی گذاشتند تا چنانچه دیگر نمایندگان هم قانع نشدند به کمیسیون ارجاع شود. 135 نماینده اما با نظر کریمی قدوسی مخالفت کردند و با ظریف همداستانی نشان دادند. با این حال روزنامه ای وزیر خارجه را از مخالفت «خیل عظیم توده های مردم» با آنچه انفعال می خواند انذار داد. اینجا هم صحبت از «همه» و « خیل عظیم» بود و بر این اساس هم می توان پرسید این «همه» کجایند که نه در انتخابات مجلس به رغم همه رد صلاحیت ها و نه در دولت رییس جمهوری منتخب مردم انعکاس نمی یابد؟

3- آقای حداد می گوید: تحریم ها برداشته نشده است. حال آن که به قاعده باید بداند تحریم ها بر دو گونه بودند:

یکی تحریم نفت شامل تبادل پول نفت که کار رابه جایی رسانده بود که هند به جای 7 میلیارد دلاری که بابت خرید نفت بدهکار بود برنج هندی تحویل می داد و اگر ادامه می یافت کار به فلفل و ادویه به جای ارز هم می رسید. تحریم نفت برداشته شده و موفقیت های اخیر ایران در اوپک در اجلاس الجزایر هم گواه است.

نوع دوم تحریم ها بانکی بود و می توان گفت این گونه تحریم ها هم لغو شده اما نمی توان همه بانک های خصوصی یا شرکت ها را وادار به تعامل کرد.

مثل این که خط تلفن شما قطع شده باشد و دوباره آن را برقرار کنید. اما این برقراری دوباره خط الزاما به این معنی نیست که کسانی که قبلا تماس می گرفتند باز هم تماس بگیرند. روابط بانک های ایران با بانک های کوچک و متوسط البته برقرار شده کما این که تبادلات مالی کالاهای اساسی از طریق همین بانک ها انجام می شود. بانک های بزرگ تر اما یا دیگر مایل نیستند یا زمان می برد و یا منتظر ارزیابی های مثبت نهادهای بین المللی اند. آن هم منوط به پیوستن به قرارداد شفافیت مالی و علیه پول‌شویی است. همان جناب اف.آی .تی .اف که دلواپسان با آن مخالفت کردند.

4- آقای حداد فاعدتا بهتر می دانند که اول هم قرار نبود همه تحریم ها برچیده شود چون تنها درباره لغو تحریم های هسته ای بحث شد نه درباره تحریم های موشکی با تحریم هایی که بر پایه ادعاهای حقوق بشری وضع شد و بر چیدن آنها مستلزم مذاکرات جداگانه ای است که هنوز مجوز آنها صادر نشده است. ایشان که در دانشگاه کانت درس می دهد و با فلسفه و منطق نیک آشناست می دانند که نمی توان از « مذاکرات هسته ای برای لغو تحریم های مرتبط با فعالیت های هسته ای» توقع لغو همه تحریم ها را داشت اما ناممکن نیست ووقتی این اتفاق افتاد درباره آنها نیز هر گاه که صلاح دانسته شود می توان گفت و گو کرد.

5- البته که آقای حداد عادل حق دارند مثل هر شهروند دیگری نظر موافق یا مخالف یا نگرانی و دلواپسی خود را نسبت به موضوعی ابراز کنند. اما
اولا:آیا ابراز دلواپسی و نگرانی نسبت به موضوعات دیگر و از جانب افراد دیگر نیز مجاز است یا تنها می توان درباره «برجام» دلواپس بود؟

ثانیا: این «همه» دقیقا شامل چه کسانی می شود؟ اگر «همه» دلواپس‌اند چرا اکثر مردم همچنان از دستاوردهای برجام حمایت می کنند؟ واقعا ما چند تا « همه» داریم که همه از جانب «همه» سخن می گویند؟

یکی از نشانه های توسعه یافتگی سیاسی این است که چهره های سیاسی از طرف حزب و گروه و تشکل خود سخن بگویند نه از طرف «همه» چون همه مردم ایران 80 میلیون نفرند و اگر واجدان شرایط رأی دادن از این جمعیت 80 میلیون نفری با جناب حداد هم سو بودند ایشان دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری 92 کنار نمی کشیدند و همه مردم تهران نیز 10 میلیون نفرند که البته همه حق رای دادن ندارند و از همه ای که حق رای دادن دارند نیز همه شرکت نکردند و نصف این همه پای صندوق های رای حاضر شدند و باز اکثر این حاضران به آقای حداد رأی ندادند که اگر رای آورده بودند اکنون به عنوان نماینده تهران و رییس فراکسیون اصول گرایان مجلس به مشهد دعوت می شدند.

یک راهکار هم این است که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوند و همین نکات را به قضاوت «همه» بگذارند تا بدانیم نظر «همه» مردم چیست.

سوء تفاهم نشود. این گفتار بحث محتوایی ندارد. تنها می خواهیم بگوییم از طرف «همه» نمی توان سخت گفت و اگر می گوییم باید مشخص شود این «همه» کدام است؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .