اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Oct 13 2018

عبدالحمید خواستار استخدام معلمان بومی در سیستان و بلوچستان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر

دویچه‌وله: مولانا عبدالحمید در دیدار با معلمان ومدیران زاهدان از آموزش و پرورش خواست که سیاست‌های استخدامی خود را تغییر دهد. امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت با استخدام کادر آموزشی بومی بلوچ می‌توان جلوی افت تحصیلی بلوچ‌ها را گرفت.

بیش از ۵۰۰ تن از مدیران، معاونان و معلمان آموزش‌ و پرورش شهرستان زاهدان روز پنجشنبه ۱۹ مهر (۱۱ اکتبر) با مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، دیدار کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام‌ جمعه اهل‌ سنت زاهدان اطلاع داده است که این دیدار در محل برگزاری نماز جمعه اهل‌ سنت زاهدان انجام گرفته است.

عبدالحمید در این دیدار ضمن اشاره به افت تحصیلی در منطقه سیستان و بلوچستان تاکید کرد که به علت نبود فعالیت‌های آموزشی در سیستان و بلوچستان “در بعضی مناطق حتی فردی با تحصیلات دکترا و کارشناسی و کارشناسی ارشد وجود ندارد”.

امام جمعه اهل سنت زاهدان خاطرنشان کرد: «همه اتفاق‌ نظر دارند که سیستان‌ و بلوچستان محروم‌ترین استان است، چرا که در میان مردمش بیکاری و فقر بیداد می‌کند و از لحاظ سواد و تحصیلات نیز عقب‌مانده‌ترین استان به‌حساب می‌آید.»

او گفت که باید این وضعیت را تغییر داد. عبدالحمید در ادامه ضمن اشاره به عدم استخدام بلوچ‌ها در آموزش و پرورش درخواست کرد که این اداره در سیاست‌های خود تجدید نظر کند و از نیروهای بومی و محلی استفاده کند.

در قسمت دیگری از سخنان خود عبدالحمید تاکید کرد: «ما باید فرهنگ، زبان و هویت قومی، مذهبی و دینی خود را حفظ کنیم. ملتی که به این مسائل توجه نکند در ملل دیگر هضم می‌شود و این خیلی بد است.»

دیدار۵۰۰ تن از فرهنگیان زاهدان با مولانا عبدالحمید

دیدار۵۰۰ تن از فرهنگیان زاهدان با مولانا عبدالحمید

“عزم جدی برای تغییر در آموزش و پرورش نیست”

یکی از دست اندرکاران مدرسه دینی دارالعلوم در زاهدان که نخواست نامش برده شود درباره علت انتقادهای عبدالحمید از آموزش و پرورش به دویچه وله گفت: «در منطقه سیستان و بلوچستان رده بالای ادارات از جمله آموزش و پرورش از یک قوم و یک مذهب خاصی هستند. بلوچ‌ها بیشتر در حد معلم یا مدیر یک مدرسه دورافتاده ممکن است باشند ولی عموما از افراد بومی استفاده‌ای نمی‌شود.»

او ادامه داد: «مولانا تاکید کردند که افراد بومی شناخت بهتری از مردم خود دارند و دلسوزانه کار می‌کنند و جلوی افت تحصیلی و بازماندگی از تحصیل را هم می‌توان گرفت. در مدارسی که معلمین بومی بلوچ کار می‌کردند دانش آموزان موفق بودند و ترک تحصیلی و افت تحصیلی کم‌تر مشاهد شده است. برای مثال در سراوان از یک مدرسه ۱۷ نفر در رشته پزشکی پذیرش گرفتند.»

طبق آمارهایی که نمایندگان بلوچ در مجلس اعلام کرده‌اند بیشترین آمار کودکان بازمانده از تحصیل در سال ۹۷ در ایران متعلق به استان سیستان و بلوچستان بوده است. به گفته این نمایندگان دولت تا به‌حال “عزم جدی” برای حل این مشکل از خود نشان نداده است.

No responses yet

Oct 12 2018

ارتجاع سرخ و سیاه یعنی چه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: چندی پیش، در میانه‌های ماه سپتامبر سال ۲۰۱۸ گروهی از جوانان برانداز، موجودیت شبکه فرشگرد را در بیانیه‌ای اعلام کردند. در این بیانیه، فرشگرد به عنوان شبکه‌ای برای براندازی معرفی شده است و همه براندازانی که به اصول برشمرده در آن پایبند باشند، می‌توانند با تشکیل حلقه‌ها و شبکه‌های محلی، پروژه‌های‌ خود را در راستای براندازی مستقلاً تعریف کنند. همچنین این حلقه‌های محلی می‌توانند با فرشگرد در ارتباط باشند و از پوشش آن در راستای گسترش و تبلیغ پروژه‌های خود برخوردار شوند یا با آن همفکری کنند.

یکی از اصول ششگانه‌ای که در بیانیه فرشگرد آمده چنین است: «ما با اسلام سیاسی و ایدئولوژی‌های کمونیستی (ارتجاع سرخ و سیاه) مرزبندی مشخص داریم و معتقدیم این ایدئولوژی‌ها، در گذشته، حال و آینده ایران، زیانبار و ویرانگر بوده‌اند و خواهند بود».

البته تعبیر «ارتجاع سرخ و سیاه» در سپهر سیاسی ایران، سخن تازه‌ای نیست و بیش از ۵۰ سال پیش، محمدرضا شاه فقید آن را برای اجماعی از نیروهای کمونیست و اسلامگرا که بعدها به نیروی محرک و ستون اصلی انقلاب سال ۵۷ تبدیل شدند به کار برده بود. همچنین در سطح جهانی نیز همبستگی گاه سیستماتیک نیروهای چپ غرب‌ستیز (بازماندگان کمونیسم دوران جنگ سرد همچون کوبا و کره شمالی یا سوسیالیسم قرن بیست و یکمی همچون ونزوئلا) با اسلامگرایان به این تعبیر، واقعیت امروزین بخشیده است.

مفهوم «ارتجاع سیاه» چندان آشکار است که نیازی به توضیح ندارد؛ کمابیش همه مردم ایران مفهوم حکومت دین‌سالار (تئوکراتیک) اسلامگرا را در چهل سال گذشته با گوشت و خون احساس کرده‌اند. ارتجاع سیاه به معنای هر گروه یا اندیشه سیاسی (چه درون نظام جمهوری اسلامی، چه خارج آن) است که همچنان در پی آمیختن دین و حکومت باشد و از اصول سکولاریسم[1] تخطی کند. بدیهی است که فعالان سیاسی و سیاستمداران اگر باورهای دینی خود را به زندگی شخصی محدود کنند، دینداری‌شان با سکولاریسم منافاتی ندارد و مشمول «ارتجاع سیاه» نمی‌شود. پس در بقیه این یادداشت به «ارتجاع سرخ» می‌پردازم.

مفهوم «ارتجاع سرخ» نیاز به واکاوی بیشتری دارد. بی‌گمان این مفهوم هرگز به معنای همه طیف چپ سیاسی-اقتصادی نبوده و نیست. فرشگرد سازمانی ویژه طیف راست سیاسی-اقتصادی نیست و هرگز نخواسته که با همه فعالان چپ از همه طیف‌ها مرزبندی داشته باشد و از آنان اعلام برائت کند. به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، بایسته می‌دانم که برداشت خود را از مفهوم ارتجاع سرخ شرح دهم، با این توضیح که این تنها برداشت شخصی من است، و نه لزوماً موضع رسمی فرشگرد.

امروزه در دموکراسی‌های پیشرفته غربی، ارزش‌ها و مفاهیم پایه‌ای لیبرالیسم که خود برآمده از خردگرایی دوران روشنگری است از سوی هر دو طیف راست و چپ میانه (سوسیال دموکرات، نه احزاب کمونیستی) پذیرفته شده‌اند. از جمله این ارزش‌ها و مفاهیم، چنین مواردی را می‌توان برشمرد: حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی عقیده و سکولاریسم، هویت ملی و تمامیت ارضی کشورها، حقوق مالکیت از جمله مالکیت معنوی، کلیت اقتصاد و بازار آزاد (به همراه نظارت دولت بر آن که درباره حد و مرزش جای بحث است) … البته در اسکاندیناوی یا اروپای غربی یا آمریکای شمالی، هنوز احزاب کمونیستی یا چپ/سوسیالیست تندرو هستند که چنین مفاهیم پایه‌ای را قبول ندارند و این احزاب در فعالیت سیاسی نیز آزادند، لکن عملاً وزن چندانی در صحنه سیاسی ندارند.

فراتر از این مفاهیم پایه‌ای، در دموکراسی‌های پیشرفته، بین طیف راست میانه و چپ میانه اختلاف نظرهایی درباره جزییات سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. اما این اختلاف نظرها، هرچند که تا اندازه‌ای ماهیت ایدئولوژیک داشته باشد، تا حد ممکن به مباحث فنی و تخصصی در اقتصاد یا علوم اجتماعی کاسته شده است. مثلاً اینکه چه میزان مالیات بر درآمد هم عادلانه است و هم مانع از رشد اقتصاد نمی‌شود، یا نظام مالیات تا چه اندازه باید پلکانی[2] باشد، یا کمک به بیکاران بهتر است تا چه میزان و زمان و روشی باشد … به صورت کلی و سرانگشتی می‌توان گفت که احزاب چپ/سوسیال دموکرات هوادار مالیات بیشتر (عمدتاً از صاحبان درآمد بالاتر) و خدمات اجتماعی-آموزشی-بهداشتی بیشتر و در نتیجه دولت بزرگتر هستند. هواداران راست میانه عمدتاً هوادار مالیات کمتر، دولت کوچکتر و ریخت و پاش کمتر، و کسب و کارهای خصوصی شکوفاتر می‌باشند.

در اینجا قصد ندارم وارد جزئیات اختلاف نظر میان راست و چپ میانه در دموکراسی‌های پیشرفته شوم. موضوع سخنم این نیست. خودم از دیدگاه اقتصاد، در طیف راست میانه قرار می‌گیرم. پس طبیعتاً در زمینه اقتصاد با چپ سوسیال دموکرات اختلاف نظر دارم. دوست دارم در «ایران آزاد فردا» و در «فردای براندازی» با سوسیال دموکرات‌ها رقابت دموکراتیک داشته باشم و هر یک بکوشیم رأی و نظر مردم را به سوی خود جلب کنیم. اما هرگز و هرگز چپ سوسیال دموکرات را مصداق ارتجاع سرخ نمی‌دانم. برای مثال از شخصیت‌های تاریخی ما، شادروان بختیار تا پایان عمر یک سوسیال دموکرات بود. چگونه و با کدام عقل سلیم می‌توان او را پاره‌ای از ارتجاع سرخ دانست؟

خوشبختانه در فرشگرد ما هم افرادی از طیف راست میانه داریم و هم چپ میانه (سوسیال دموکرات). اصولاً فرشگرد حزب سیاسی نیست که سیاست اقتصادی چپ یا راست داشته باشد. فرشگرد شبکه‌ای برای براندازی است. وانگهی، وقتی ایران در اشغال «فرقه تبهكار» است، جای بحث در جزئیات اقتصادی چپ و راست نیست. اولویت نخست آزادی ایران اشغالی است. در فردای براندازی، از اعضای فرشگرد به همراه بسیاری دیگر از هموطنان، شاید دو یا سه یا چند حزب سیاسی چپ و راست دربیاید که با هم رقابت دموکراتیک کنند. در آن زمان من قطعاً در حزب راست میانه (از نظر اقتصادی) خواهم بود و از تخصصم در این راستا بهره خواهم جست.

اینک شاید بپرسید که پس مصداق ارتجاع سرخ و سیاه که در بیانیه فرشگرد آمده، کدام گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی هستند؟ فهرست کردن گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی در این نوشته نه شایسته است و نه به درک مطلب کمکی می‌کند چرا که با پیدایش هر گروه تازه‌ای باید فهرست را تکمیل کرد. پس به جای آن، چهار نشانه سرانگشتی از ارتجاع سرخ و سیاه را اینجا فهرست می‌کنم. شخصیت‌ها یا گروه‌‌هایی که همه یا بیشتر این نشانه‌ها را داشته باشند، به احتمال بالا مصداق ارتجاع سرخ و سیاه هستند:

۱. دشمنی با شخصیت‌ها و نمادهای ملی ایران[3]: بخشی از چپ ایرانی تحت تأثیر دیدگاه‌های مارکسیستی-لنینیستی، از آغاز پیدایش با مفهوم وحدت ملی و ملت ایران مشکل داشته است. القای اینکه ایران کشوری چند-ملیتی است (نه مجموعه‌ای از شهروندان از اقوام و زبان‌ها و رسوم گوناگون که هر یک باید حقوق و احترام خود را داشته باشد) یکی از مهم‌ترین آموزه‌های ارتجاع سرخ بوده است؛ نتیجه عملیش هم چیزی جز ایجاد اختلافات قومی و فرقه‌سازی و گاه تشکیل جمهوری‌های خودخوانده و جعلی همچون جمهوری گیلان و مهاباد و غیره نبوده است. بدیهی است که در یک کشور، آن هم کشوری با قدرت و قدمت ایران، نمی‌توان از چند ملت سخن گفت و انتظار شکوفایی و وحدت ملی داشت. برعکس، چپ سوسیال دموکرات (برای مثال شادروان بختیار) عمدتاً دیدگاهی ملی دارد و می‌داند که بدون کمینه‌ای از وحدت ملی، نه پیشرفت اقتصادی ممکن است، نه عدالت اجتماعی.

۲. غرب‌ستیزی و آمریکاستیزی: در سیاست خارجی، ارتجاع سرخ و سیاه به جای آنکه در پی بهینه و بیشینه کردن منافع ملی ایران باشد، با دیدی ایدئولوژیک در پی آن است که از موقعیت و منابع و ثروت‌های ملت ایران استفاده کند تا هرچه بیشتر به اهداف ایدئولوژیک خود همچون شکست غرب و امپریالیسم و آمریکا نزدیک شود. درست همچون انگلی که به بدن میزبان بیافتد و از خون میزبان برای تکثیر خود بهره بجوید، ارتجاع سرخ و سیاه نیز رمق مردم ایران می‌مکد تا با آمریکا و غرب درافتد.

۳. اسرائیل‌ستیزی: در بسیاری از اقوام بدوی و باستانی، رسمی بود که هرگاه بزرگان قبیله احساس می‌کردند آن قوم مورد خشم خدایان قرار گرفته، جانوری (معمولاً بزی) را نشان کرده و آن را قربانی می‌نمودند تا با پیشکش قربانی به درگاه خدایان، قضا و بلای الهی از قبیله دست بردارد. به عبارتی آن بز حامل گناهان قبیله می‌شد تا با سر بریدنش گناهان قبیله پاک شود. اصطلاح scapegoat در زبان انگلیسی از همین رسم بدوی آمده است. برای ارتجاع سرخ و سیاه نیز اسرائیل نقش همان بز قربانی را دارد. هر بدی و زشتی را- بویژه در خاورمیانه از آن می‌بینند. دشمنی غیرمنطقی با ماهیت و کل موجودیت اسرائیل از همین دیدگاه برمی‌آید. بدیهی است که این سخن بدین معنا نیست که هر مخالفت معقولی با برخی سیاست‌های دولت اسرائیل به معنای پیروی از ارتجاع سرخ و سیاه است.

۴. دشمنی با بازار و اقتصاد آزاد: تحت تأثیر آموزه‌های کمونیستی مارکس و لنین، گروه‌هایی از چپ‌ها بر این باورند که ذات اغلب معاملات و دادوستدها در بازار آزاد بر پایه بهره‌کشی و استثمار است، چه دادوستد کالا باشد، چه خدمات یا نیروی کار. مثلاً اگر کسی کارگری را استخدام می‌کند، به صرف این استخدام، کارفرما از کارگر سوءاستفاده کرده و نیروی کار او را دزدیده است. نتیجه چنین برداشت سطحی و خامی به اقتصاد آن می‌شود که ارتجاع سرخ خواهان از میان بردن بازار آزاد و دادوستد آزادانه نیروی کار و کالا و خدمات و سرمایه است. و راه پیشرفت جامعه را در آن می‌داند که حکومت توزیع اغلب کالاها را در دست داشته باشد و همچنین بیشتر مردم برای دولت کار کنند (نمونه: کشورهای کمونیستی کنونی و پیشین یا نظام سوسیالیستی ونزوئلا). در مقابل، چپ سوسیال دموکرات وجود بازار آزاد را به عنوان نهادی نسبتاً کارآمد و سودمند می‌پذیرد، اما بر این باور است که جامعه باید با تشکیل اتحادیه‌های کارگری و همچنین نهادهای نظارتی regulatory دولتی بر سازوکار بازار آزاد نظارت کند.

نظرات طرح شده در این یادداشت بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.
شروان فشندی، کارشناس اقتصاد و مشاور بانکداری است. آقای فشندی تأکید کرده که محتوای این مقاله نظرات شخصی نویسنده است و به هیچ عنوان بازتاب‌دهنده کارفرمایان کنونی یا پیشین او نیست. او همچنین تأکید کرده که در این یادداشت، به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، تنها برداشت شخصی خود را شرح داده و به هیچ عنوان سخنگوی فرشگرد نیست، و این یادداشت نباید موضع رسمی فرشگرد تلقی شود.
پانویس‌ها:

[1] سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت است، نه دینستیزی یا دین-زدایی. در نظام سکولار، حکومت هیچ دینی را بر باورها/دینهای دیگر برتری نمی دهد و برایش امتیاز ویژه ای فراهم نمی آورد.

[2] مالیات پلکانی یا تصاعدی progressive ساختاری از مالیات است که شخص هرچه درآمد بیشتری داشته باشد، درصد مالیات بیشتری باید پرداخت کند

[3] شخصیتها و نمادهایی همچون کورش، فردوسی، شاهنامه، پرچم شیروخورشید

No responses yet

Oct 12 2018

عرب و عجم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

عبدی کلانتری:
| چاپ اول: ۱۱ اسفند ۱۳۸۵، رادیو زمانه |
| فصل دوم از کتاب آیا اسلام می‌تواند غیرسیاسی شود؟ نوشته‌ی عبدی کلانتری |
«عرب و عجم» عنوان فصل چهارم کتاب «مطالعات اسلامی»، نوشته‌ی اسلام شناس برجسته‌ی مجارستانی ـ آلمانی ایگناتس گلدتسیهر است. این اثر کلاسیک نخستین بار به زبان آلمانی در سال ۱۸۸۹ منتشرشد و ترجمه‌ی انگلیسی آن در دو جلد در سال ۱۹۶۶ به چاپ رسید. چند ماه پیش چاپ تازه ای از آن به همراه پیشگفتار بلندی به قلم محقق ایرانی مقیم نیویورک حمید دباشی در آمریکا منتشر شد.
اسلام شناسی تاریخی: ستون اصلی اسلام شناسيِ مدرن
ایگناتس گلدتسیهر (۱۸۵۰-۱۹۲۱) از مهمترین اسلام شناسان مکتب شرق شناسی آلمانی است که درکنار شرق شناسان بزرگی چون یوزف شاخت، جولیوس ولهاوزن، آگوست فیشر، و تئودور نولدکه، اسلام شناسی تاریخی را پایه ریختند. تحقیقات آنها تا این زمان از معتبرترین و مهمترین منابع شناخت دین اسلام است. در کشور ما متأسفانه مکتب فرانسوی لوئی ماسینیون و‌هانری کوربن و شیفتگی به حکمت یا تئوسوفی، اسلام شناسی تاریخی را تحت الشعاع قرار داد، به نحوی که هنوز بسیاری از منابع این رشته توسط مترجمان توانا و بی طرف به فارسی ترجمه نشده اند.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی عرب
دین اسلام در تقابل نخستین خود با طایفه‌های قدرت‌مند عرب و برتری طلبی اشراف منشانه‌ی آنها، اصل برابريِ همه‌ی انسانها را توصیه کرد. اما طبق نظر گلدتسیهر، این اصل «تا مدت‌های مدید هرگز در آگاهی اعراب رخنه نکرد و همواره در رفتار روزمره‌ی آنها نادیده گرفته می‌شد.» (بخش ۱۰۱ مطالعات اسلامی) به هنگام ظهور اسلام، فخر نژادی و قومی‌عرب وجه غالب برخوردهای نظامی و فرهنگی آنها با اقوام غیر غرب بود. بردگان غیرعرب و غیر مسلمان، حتا نومسلمانان غیر عرب (موالی)، به دیده‌ی تبعیض و تحقیر نگریسته می‌شدند. چنین برخوردی نمی‌توانست با مشکل مواجه نشود زیرا با گسترش هرچه بیشتر اسلام، سرآمدان دیوانی و فرهنگی غیرعرب، به ویژه ایرانیان، اهمیتی روزافزون می‌یافتند. بقای فرهنگيِ دینی بدوی و قبیله ای، ایجاب می‌کرد که نومسلمانان یا موالی و فرزندان کنیزانی که به تصاحب مسلمانان مهاجم در می‌آمدند، از همان منزلت اجتماعيِ مسلمان عرب بهره‌مند شوند.

روی جلد
ضرورت دوام سیاسی اسلامِ پیروزمند، ایجاب می‌کرد که اصل تساوی همه‌ی مسلمانان، بدون توجه به اصالت نژادی آنها، از سوی رهبران دین تبلیغ شود. در گفته‌های پیامبر، از جمله در خطابه‌ی حج، خطاب به بنی قریش آمده که همه‌ی انسانها فرزند حضرت آدم اند و از خاک برآمده اند و فخر فروشی به تبار اشرافی، در جاهلیت، نزد الله مذموم است. در قرآن نیز همین نکته آمده است: «ای مردم، ما شما را از نر و ماده بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هرآینه گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (سوره‌ی ۴۹، آیه‌ی ۱۳)
اما گلدتسیهر میان نکوهش فخرفروشی به تبار اشرافی در میان خود اعراب، و اصل «برابری عرب و غیر عرب»، تفاوت قائل است. در کتاب «مطالعات اسلامی»، گلدتسیهر دخالت شعوبی در تولید احادیث و متون مرجع را در سالهای پس از مرگ پیامبر، در جهت استقرار اصل برابری موالی با مسلمانان عرب، مستند می‌کند. برای نمونه، در متنی که پس از مرگ پیامبر به نام وصیت محمد از گفته‌های پراکنده‌ی او تدوین شد (بر اساس منابع اولیه‌ی البخاری، ابوداوود، ترمذی و دیگران) ــ و فرقه‌ی شیعی آن را به نام وصیت محمد به علی می‌شناسد ــ جمله ای بعدها اضافه شده که می‌گوید: «عرب هیچ امتیازی بر غیر عرب ندارد مگر به جهت خوف از خدا.» (بخش‌های ۷۱ و ۷۲ مطالعات اسلامی)
همچنین، در تفسیر سوره‌ی الجمعه (۶۳: ۲) که «پیش بینی می‌کند» اقوام دیگری در آینده به اسلام خواهند پیوست («اوست خدایی که به میان مردمی بی کتاب پیامبری از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و کتاب و حکمت شا ن بیاموزد، اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند، و برگروهی دیگر که هنوز به آنها نپیوسته اند.»)، این داستان ابداع شده که به هنگام نزول این سوره، سلمان فارسی حاضر بوده و پیامبر دست بر شانه‌ی او گذاشته و گفته است که این مردم (یعنی ایرانیان) به اعتقاد آسمانی دست خواهند یافت. (بخش ۱۱۷، مطالعات اسلامی)
اصل برابری، باعث نشد که در تهاجم به ایران و به اسارت درآوردن ایرانیان، چیزی از برتری طلبی نژاديِ اعراب کاسته شود. اگر مادر یکی از موالی، کنیزی هنوز آزاد نشده می‌بود، آن مولا حق دفاع از حیثیت قبیله را نداشت و قادر نبود وظایف «مروت» را به انجام برساند. در تفسیر آیه‌ی سوم سوره‌ی «النساء»، گفته می‌شود پیامبر اسلام سعی در جبران این رفتار کرده و میان زن عرب و کنیز تفاوتی قائل نشده است (عبارت «یا هرچه مالک آن شوید» در : «اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو، و سه سه، و چهار چهار، به نکاح در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نگردید.» ) به گفته‌ی گلدتسیهر «تنفر ملی [نسبت به ایرانیان] که پیش از اسلام آغاز شده بود سپس با شرایط و روابط تولید شده در اسلام، تشدید گردید.» (بخش ۱۰۴ مطالعات اسلامی). محقق آلمانی آلفرد کریمر کتاب مستقلی در شرح روابط سلسله مراتبی میان اعراب و موالی غیر عرب، پس از پیروزی‌های اسلام، تألیف کرده است (همانجا).
صفت «مولا» و جمع آن «موالی» به نومسلمانان غیرعرب اطلاق می‌شد. گلدتسیهر ریشه‌های تاریخی این لغت و تحولات تدریجی در معنای آن، و سپس مقایسه حقوق و وظایف موالی با مسلمانان عرب، را با جزییات کامل توضیح می‌دهد (بخشهای ۱۰۵ تا ۱۱۷، مطالعات اسلامی). تحول از اسیرِ جنگی به برده‌ی قبیله، سپس به برده‌ی آزاد شده و سرانجام ادغام در قبیله‌ی عرب، شجره نامه‌ی اکثر موالی بود. کشورگشایی‌های رو به گسترش اسلام ایجاب می‌کرد که مقام اجتماعی و حقوقی موالی به تدریج تثبیت شود.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی ایرانی
در میان قبایل عرب، باسوادان به طور غالب یهودیان و مسیحیان بودند که در مدارس تدریس می‌کردند. به جز بخش کوچکی از زبدگان عرب که به هنر شاعری می‌پرداختند و آن عده که با ایرانیان و یونانیان در تماس بودند، مردمان قبایل عرب از خواندن و نوشتن بی بهره بودند. در غزوه‌ی بدر، زندانیان جنگی که دارای سواد بودند، در مواردی با آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان، آزادی خود را بازخرید می‌کردند(بخش‌های ۱۱۰ و ۱۱۱و ۱۱۲).
با توجه به برتری فکری و فرهنگی ایرانیان به هنگام شکست، آنها پیشرفت خود را در علوم زمان و زبان عربی، تبدیل به حربه ای علیه برتری طلبی و رشک قبایل عرب کردند . بالا آمدن تدریجی آنها در دستگاه دیوانيِ امپراتوری اسلامی، خود باعث بروز برتری طلبی نژادی ایرانی و تفاخر به شجره‌ی دهگان (الدهاقین بالکبار) نزد آنها شد. اوج نفوذ ایرانیان، در دستگاه عباسیان بود که خاندان شان با همت و کمک ایرانیان مسلمان شده‌ی مخالف با اشرافیتِ نژادگرای بنی امیه، بر سرکار آمده بود.
گلدتسیهر می‌نویسد: «در حکومت اسلام، عربی شدنِ عناصر غیرعرب و مشارکت آنها در فعالیت‌ها و پژوهش‌های علمی جامعه‌ی مسلمان، با چنان سرعتی پیشرفت کرد که در تاریخ فکری بشریت نمونه‌های مشابه آن به دشواری یافت می‌شود . . . نَسَب بسیاری از سرشناس ترین مسلمانان صدر اسلام به زندانیان جنگی ایرانی می‌رسد.» (بخش ۱۱۴ مطالعات اسلامی). ابن اسحاق، که یکی از منابع اصلی زندگی نامه‌ی پیامبر و شروع نهضت اسلامی را فراهم کرده، خود نواده‌ی یک زندانی جنگی بوده است.
شعوبیه : بیداری و مقاومت ایرانی / یا فروختن روح خودی به متجاوز؟
شعوبیه یا «اهل تسویه»، نهضتی بود خواهان برابری عرب و غیرعرب در سرزمین‌های تسخیرشده به دست اسلام. گلدتسیهر اعتقاد دارد شعوبیه در وهله‌ی اول گروهی از مؤلفان و پژوهشگران بودند و نه جمعیتی شورشی از عوام. (بخش ۱۴۷). اوج نفوذ و اهمیت شعوبیه در سده‌های دوم و سوم هجری بود که برابری عرب و عجم را پرچم مبارزه‌ی خود قرار داد. حتا در مواردی از این نیز فراتر رفته برتری نژاد ایرانی را بر عرب تبلیغ کرد. یک نویسنده‌ی همان عصر (جاحظ، کتاب البیان) می‌نویسد خاندان اموی عرب بود اما عباسیان عجم یا خراسانی بودند. وزرا و دیوانیان دربار عباسی را ایرانیانی تشکیل می‌دادند که آزادانه اعراب را به سخره می‌گرفتند و برتری نژادی و فرهنگی خود را به رخ می‌کشیدند.
دو قرن نخست ورود اسلام به ایران، از لحاظ بررسی‌های تاریخی، پرسش‌های مهمی را پیش پای پژوهشگران گذاشته که تا همین امروز بر سر پاسخ آنها مجادله می‌شود. پرسش اصلی این است: واکنش واقعی ایرانیان در برابر تهاجم، یا به تعبیری تجاوز عرب، طی این دو قرن چه بود؟ پذیرش اسلام به چه صورت انجام شد، با زور و سپس تقیه؟ یا با اشتیاق و داوطلبانه، که سپس ادغام عناصر سیاست و فرهنگ ایرانی پیش از اسلام را نیز به دنبال داشت؟ تردیدی نیست که اهمیت این دویست سال تنها منحصر به تاریخ ایران نیست، بلکه برهه‌ی مهم و دورانسازی را در «جهانی شدن» اسلام شکل می‌دهد، یعنی جدائی از قومیت عرب ــ تبدیل از یک دین بدويِ طایفه ای به یک دین جهانی. در اینجا دو «تقلیب» مهم تاریخی روی می‌دهد: تقلیب اسلام از یک سو و تقلیب تمدن ایرانی از سوی دیگر.
سرداران و جنگجویان خاندانهای ایرانی در این دوره را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی پرچم قیام علیه عرب برافراشتند، مانند بابک خرم دین. و گروهی که اسلام آوردند و به دستگاه عباسیان پیوستند، مانند ابومسلم و افشین که قیام بابک را به خون کشید. از دیدگاهی ناسیونالیستی، ابومسلم و افشین خودفروختگانی بودند که تمدن ایرانی را به قیادت اسلام در آوردند، اما اکثر تاریخ نویسان، با همان روحیه‌ی ناسیونالیستی، این دو را قهرمانان واقعی نجات ایران ترسیم می‌کنند.
اما گلدتسیهر در مورد افشین می‌نویسد: «این سپه سالار دستگاه خلیفه معتصم و از اهاليِ سمرقند (سغدیانا)، انقلاب بابک را که انقلابی بس خطرناک برای اسلام بود، سرکوب کرد. از سوی دیگر، افشین، سرداری که سپاهیان خلیفه را در نبرد با مسیحیان رهبری می‌کرد و نقشی برجسته در نبردهای مهم اسلام به عهده داشت، خود چنان نسبت به اسلام سُست باور بود که دو مبلغ مسلمان را به جرم تلاش برای تبدیل یک معبد به مسجد، به شدت مجازات نمود؛ افشین قوانین اسلامی را به سُخره می‌گرفت و ـــ طبق شهادت ایرانی دیگری که اسلام آورده بود ـــ گوشت حیواناتی را که به شیوه‌ی خفه کردن،کشته شده بودند، مصرف کرده (کاری انزجارآور برای مسلمین)، و دیگران را نیز به این کار تشویق می‌کرد: با این ادعا که گوشت با این شیوه‌ی ذبح، از گوشت ذبح اسلامی تازه تر می‌ماند . . . او رسوم ختنه و دیگر آداب مسلمانان را مسخره می‌کرد. در مقام یک مسلمان، او هرگز از خواندن کتابهای مذهبی ملت خود (ایران) دست نکشید و این کتابها را در نسخه‌های اعلای مزین به طلا و جواهرات، محفوظ نگه می‌داشت. در همان حال که دشمنان خلافت اسلام را تارومار می‌کرد، رویای احیای امپراتوری ایرانی و «دین سپید» را در سرداشت. او اعراب، مغربی‌ها، و ترک‌های مسلمان را خوار می‌شمرد. افشین اعراب را همچون سگانی می‌دانست که باید استخوانی جلوی شان انداخت و سپس با چوب بر سر آنها کوفت.» (بخش ۱۵۰، مطالعات اسلامی).
در مورد تعبیر نقش تاریخی ابومسلم، جامع ترین پژوهش، توسط غلامحسین یوسفی، با عنوان «ابومسلم سردار خراسان» در سال ۱۳۵۶ منتشر شده است. سلطه‌ی عنصر ایرانی در امپراتوری اسلامی، سرانجام خود مقهور نفوذ ترکانی می‌شود که تازه اسلام آورده بودند.
جنبش شعوبی، مشوق و گسترنده‌ی آگاهی ملی نوینی علیه تفوق عرب بود. اما این نهضت فرهنگی ـ ادبی همزمان نهضتی اسلامی نیز بود. خصلت تناقض آمیر شعوبی همین دو وجه طرد عرب و باطنی کردن دین عرب است. آگاهی ایدئولوژیک نهضت فرهنگی شعوبی، معطوف به احیای عظمت تمدن ایرانی و بازگشت خسروان و تا اندازه ای نجات زبان فارسی بود. اما همین جنبش، تلاشی در راه احیای ادیان ایرانی نکرد (هرچند از نظرگاه ارتدوکسی دینی، شاخه‌هائی از شعوبیه متهم به «زندقه» و الحاد شدند.). این پدیده را چگونه می‌توان توضیح داد؟
متفکر ایرانی مقیم آلمان، آرامش دوستدار، با رجوع به کتاب گلدتسیهر تعبیری بی سابقه و تفکربرانگیز از شعوبی گری ایرانی ارائه می‌کند. او در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»، در تحلیل تاریخی اش از «برخورد و آمیزش اسلام با جامعه‌ی ایرانی» نخست با استفاده از مفهوم «جامعه زدایی» به معنيِ سترون کردن قهرآمیز محیط رشد عناصر فرهنگی غیر اسلامی و پناه بردن بالاجبار به حمایت اسلام (ص ۷۴)، ادعا می‌کند که اگر عرب با نیرويِ اسلام به ایران حمله نمی‌کرد، و در تجاوز سیاسی ـ فرهنگی خود پیروز نمی‌شد، و از «کالبد بیگانه‌ی ایرانی» تغذیه نمی‌کرد، به احتمال زیاد در زادگاه بومی خود، به تدریج از میان می‌رفت. آرامش دوستدار می‌نویسد: «این تنها مورد تاریخی است که قومی به نیروی دینش، آنهم با چنین شتابی، از نیستی به هستيِ مطلق تاریخی می‌رسد و دینی به زور تجاوز قوم حاملش نه تنها از بی تاریخی نسبی پا به عرصه‌ی تاریخ می‌نهد، بلکه در تعيّن تاریخيِ سرزمین‌های مغلوب از آن پس عامل منحصر به فرد می‌گردد.» (ص ۷۷) آنچه برخی تاریخنگاران به «دموکراسی اسلامی» و تمایل «داوطلبانه»ء ایرانیان به پیوستن به آن اشاره کرده اند، طبق این برداشت، افسانه ای بیش نیست.
اما در تعبیری که به روانکاوی تاریخی نزدیک تر است، آرامش دوستدار نخست می‌پرسد چرا ما ایرانیان، به جای «اسلام»، عرب را عامل تجاوز می‌دانیم؟ این پرسش از این رو مطرح می‌شود که جدایی تاریخی عرب از اسلام، به معنی رخنه‌ی درونيِ اسلام در تمدن ایرانی است. شعوبیه یکی از راههای این رخنه‌ی درونی است. آرامش دوستدار می‌نویسد، معنای حمایت عباسیان از گرایش شعوبی برای فرهنگ ایرانی این است که «مردم این سرزمین با فرو انداختن بار جسمی و ظاهری عرب از دوش خویش، روح خود را به اسلام می‌فروشند. ماهیت شعوبی در این است که ما را رفته رفته در استیلای دیرپای عباسیان بر ایران به اسلامیان مادرزاد تبدیل می‌کند.» (ص ۱۵۳)
به گفته‌ی آرامش دوستدار «عرب هستی خود را از اسلام دارد و بدون آن هرگز نمی‌توانسته است پا به صحنه‌ی تاریخ گذارد . . . شعوبیت به معنای واکنش مؤثر در برابر سیادت عرب، خود از منشأ قرآنی برمی‌خیزد یا بدان متوسل می‌شود . . . همه‌ی انواع و اقسام «اسلامهای راستین» بئس البدلهای این منشأ شعوبی اند.»
به تعبیر دیگر، شکست نهایی عرب از عجم همزمان به معنی پیروزی روحی اسلام بر ایرانی است. این «آمیزش وجودی» از این پس به معنی تفکیک ناپذیر بودن ایرانی و مسلمان خواهد بود.کاری که نه یونان و نه مغول توانست انجام دهد، یعنی «جعل ماهیت»، توسط دین نوین تحقق می‌پذیرد. آرامش دوستدار می‌نویسد: «دشمنی با عرب در واقع تشبثی است برای دفاع از خودمان. » (ص ۱۶۱) اگر این تعبیر آرامش دوستدار درست باشد، شعوبی خویی بخشی از کاراکتر ایرانی، یا طبیعت ثانوی ما شده است؛ از همین رو هرگز قادر نبوده ایم با نگاهی انتقادی با دین خویی تاریخی و روانی خود رویارو شویم. شعوبیت به ما کمک می‌کند که غرور ملی خود را پس از تجاوز حفظ کنیم و به «ایرانیت» خویش ببالیم.
منابع:
ایگناتس گلدتسیهر
Ignaz Goldziher, Muslim Studies, Edited by S. M. Stern; with a new introduction by Hamid Dabashi. Aldine Transactions, Us and UK 2006
آرامش دوستدار، امتناع تفکر در فرهنگ دینی، انتشارات خاوران، پاریس، ۱۳۸۳ ـ نسخه‌ی اول: «الفبا» شماره‌های یکم تا پنجم، ۱۳۶۱.
عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت (چاپ سال ۱۳۴۳، چاپهای پس از انقلاب قابل اعتماد نیستند.)
***********
پیوست :
درباره‌ی مقدمه‌ی حمید دباشی بر چاپ جدید مطالعات اسلامی گلدتسیهر
چاپ تازه‌ی کتاب گلدتسیهر پیشگفتار بلندی در حدود هشتاد صفحه دارد که بسیار خواندنی است. این پیشگفتار را پرفسور حمید دباشی، جامعه شناس و استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نوشته است. هدف این پیشگفتار، بحث درباره‌ی این کتاب یا آثار دیگر گلدتسیهر نیست. مقاله‌ی بلند پروفسور دباشی دفاعیه ای است از گلدتسیهر در برابر دوگروه که با مقاصد سیاسی، قصدِ بی اعتبار کردنِ این اسلام شناس برجسته را دارند. این حملات از یک سو، از جانب تحلیلگران محافظه کار به ویژه کسانی که تمایلات ایدئولوژیک صهیونیستی و ضد اسلامی دارند انجام می‌گیرد، و از سوی دیگر، ادوارد سعید و پیروان او ـــ که به نام پژوهشگران پسااستعماری (پُست کولوننیال) شهرت دارند ـــ بدون آشنایی با آثار گلدتسیهر، او را شرق شناسِ آلت دست امپریالیسم خطاب کرده اند.
پژوهشگری به نام رافائل پاتایی، با استفاده از دفتریادداشتهای گلدتسیهر، نخستین زندگی نامه‌ی او را به زبان انگلیسی با عنوان «تصویری روانشناسانه» منتشر کرده است. رافائل پاتایی در این زندگی نامه ضمن به رسمیت شناختن «نبوغ» و کیفیت برتر تحقیقات گلدتسیهر، به او حمله کرده و گلدتسهیر را متهم می‌کند که به دین خود، یهودیت، پشت کرده و سرسپرده‌ی اسلام شده، یا خود را به اسلام فروخته است. رافائل پاتایی، که به گفته‌ی خودش تمایلات آشکار و افراطی صهیونیستی دارد، با زندگی نامه ای که نوشته قصد تخریب شخصیت و آثار گلدتسیهر را دارد. پرفسور دباشی با استفاده از اطلاعاتی که در همین زندگی نامه آمده، تعبیری موجه تر، دقیق تر، و همدلانه تر از مسیر فکری گلدتسیهر به دست می‌دهد، از جمله آشنائی او با اسلام، سفرش به مصر (مطالعه در الازهر) و سوریه و کشورهای عربی بهنگام جوانی، مشارکت در، و همدردی با حرکت‌های ضداستعماری، فاصله گرفتن از جنبش رو به رشد صهیونی برای استقرار دولت یهود در خاک فلسطین، و بسیاری حقایق دیگر زندگی این محقق یکتا.
از سوی دیگر، در کتاب پرآوازه‌ی «شرق شناسی» (اوری ین تالیسم) نیز، ادوارد سعید، استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا، چند بار از گلدتسیهر نام می‌برد و، بدون بررسی نوشته‌های او، این اسلام شناس را در کنار دیگر شرق شناسان، مسبب تولید نوع خاصی از دانش در باره‌ی شرق و اسلام می‌داند که در خدمت مقاصد استعماری به کار گرفته شده است. ادوارد سعید با آثار شرق شناسان فرانسوی و بریتانیایی به مراتب بیشتر از مکتب شرق شناسی آلمانی آشنا بود و بسیاری از انتقادات او، نیک که بنگریم، نمی‌تواند با سهولت در مورد آثار کسانی چون گلدتسیهر به کار گرفته شود. ادوارد سعید با این کم دقتی، ناخواسته و بدون رعایت انصاف، اهمیت انکارناپذیر بررسی‌های گلدتسیهر و دِینی را که همه‌ی محققان بومی و مسلمان نسبت به او دارند، نادیده گرفت.
انتقاد آقای حمید دباشی به ادوارد سعید، ضمن همدردی با دیدگاه سیاسی دوست و همکارش در دانشگاه کلمبیا، فراتر از اهمیت گلدتسیهر، به محدودیت‌های خود رشته‌ی (دیسیپلین) مطالعات پسااستعماری، به عنوان نوعی از تحلیل گفتار، می‌پردازد و اشاره می‌کند آنچه در وهله‌ی اول در این روش (و «تبارشناسی»‌های میشل فوکو) به نظر تازه و بدیع می‌آید، در حقیقت، حدود یک قرن است که در رشته دیگری به نحو عمیق تر و همه جانبه تر کاویده شده است. این رشته، جامعه شناسی معرفت است که ریشه‌های آن به مارکس (ایدئولوژی آلمانی) و آثار ماکس وبر، ماکس شلر، کارل مانهایم، رابرت مرتون و بسیاری دیگر باز می‌گردد. شاید بتوان نتیجه گرفت که بن بست‌ها و ناکارایی‌های کنونی رشته‌ی مطالعات پسااستعماری را می‌توان با رجعت به سنت غنی و پردامنه تر جامعه شناسی معرفت (جامعه شناسی شناخت) و نیز شاخه ای از آن به نام جامعه شناسی روشنفکران، بهتر درمان کرد. ///

ارسال شده توسط عبدی کلانتری در ۱۲:۲۹ هیچ نظری موجود نیست:

No responses yet

Oct 11 2018

چرا یمنی‌ها؟ مقاومت را از آقازاده‌های ولایتی بیاموزیم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دماوند: علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل سیدعلی خامنه‌ای، در حالیکه در ویلای هزار متری خود در کنار کاخ سعدآباد در گران‌قیمت‌ترین منطقه شمال تهران نشسته و پا روی پای خود انداخته، به مردم بخت‌برگشته ایران درس مقاومت در برابر تهدید و تحریم داده و به آنها گفته از یمنی‌های پاپتی یاد بگیرید که چگونه به جای لباس، لنگ دور کمر خود گره می‌زنند و به جای غذا، نان خشک می‌خورند اما کوتاه نمی‌آیند.
البته کسی که ده‌ها شغل و مسئولیت نان و آب دار حکومتی دارد، با مدرک پزشکی اطفال و بدون یک روز سابقه دیپلماتیک ۱۶ سال وزیر امور خارجه مملکت بوده و از ویلای هزار متری خود در شمیرانات به مردم گرسنه و جان به لب رسیده درس مقاومت می‌دهد، حیا را خورده و آبرو را قی کرده است.

اما بد نیست تا ببینیم آیا «آقازاده»های خود ولایتی هم مانند یمنی‌ها زندگی می‌کنند؟

محمد ولایتی و علی‌اصغر ولایتی، دو آقازاده علی‌اکبر ولایتی هستند که هنوز ۴۰ ساله نشده، مدیرعامل و قائم‌مقام شرکتی هستند به نام «سیف بنا».
این شرکت در سال ۱۳۸۵ با سرمایه ابتدایی ۳ میلیارد تومان به ثبت رسید.
نکته: ۳ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۵ با احتساب قیمت دلار حدود ۵۰ میلیارد تومان امروز می‌شود و این تازه سرمایه ابتدایی شرکت بود.

این شرکت هم‌اکنون حدود ۱۵۰۰ پرسنل دارد و دفترش در گران‌قیمت‌ترین منطقه خیابان پاسداران تهران است.

‏پروژه ۲۰۴ واحدی جاسک، مجتمع اداری تجاری فرجام، مجتمع اداری ترکمنستان، مجتمع مسکونی یاسمن الهیه، شهرک مسکونی شقایق ساری و مجتمع مسکونی کوثر الهیه، تنها بخشی از پروژه‌هایی است که توسط این شرکت متعلق به فرزندان علی‌اکبر ولایتی اجرا شده است‌.

سود حاصل از این پروژه‌ها در بدترین حالت ده‌ها میلیارد تومان است.

علی‌اکبر ولایتی و دیگر اجامر فرقه تبهکار حاکم، به مردم بخت‌برگشته ایران، می‌گویند که از یمنی‌ها درس مقاومت بیاموزند اما ژن‌های خوب خودشان، میلیارد میلیارد پول بی‌زبان را بالا می‌کشند.

No responses yet

Oct 09 2018

چهره پشت پرده ارسال پیامک‌ به نمایندگان مجلس کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,تروریزم,درگیری جناحی,سیاسی

ایران وایر: محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی در حساب کاربری توئیتر خود درارتباط با این پیامک های تهدید آمیز نوشت و آنها را سازمان یاقته توصیف کرد.
برخی نمایندگان تصاویر پیامک های ارسالی را در فضای مجازی منتشر کردند.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی فردی به نام «خلیل موحد» را به عنوان پشت پرده ارسال پیامک‌های تهدید‌آمیز به نمایندگان مجلس شورای اسلامی معرفی کرده است.

«محمدرحیم نوروزیان» به روزنامه «ایران» گفته موحد یک عضو سابق شورای شهر مشهد است که به همراه دوستان خود اقدام به ارسال پیامک به نمایندگان مجلس می‌کند.

نوروزیان افزوده است این افراد معتقدند این پیامک‌ها تنها برای اطلاع‌رسانی و امر به معروف و نهی از منکر نمایندگان مجلس ارسال شده اند و قوه قضاییه نیز این پیامک‌ها را مصداق جرم نمی‌داند.

از موحد به عنوان یک عضو «جبهه پایداری» شاخه مشهد نام برده می‌شود که در عین حال مدیر کانال‌های تلگرامی «خط هشتم» و «حسینیه قرآن و عترت» هم هست.

در این کانال‌ها از مدت‌ها پیش حملات تندی به دولت «حسن روحانی» و گروهی از نمایندگان مجلس در خصوص «لایحه الحاق ایران به کنوانسیون بین‌المللی مقابله با تامین مالی تروریسم»(CFT) شده است.

براساس برخی گزارش‌ها، این کانال‌ها در جریان اعتراض‌های خیابانی شهر مشهد در دی ماه سال ۱۳۹۶ نیز نقش داشته‌اند.

موحد یکی از دوستان «حمید استاد»، رییس «انصار حزب‌الله» مشهد است که از مهاجمان به کنسول‌گری عربستان سعودی در این شهر نیز بود. او هم‎چنین از نزدیکان «احمد علم‌الهدی»، امام جمعه مشهد و نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی نیز به شمار می رود.

«خلیل موحدی محصل طوس»، مشهور به «حاج خلیل موحد»، فروردین ماه ۱۳۴۸ در «تپل محله»، یکی از محلات قدیمی اطراف آرامگاه امام هشتم شیعیان در مشهد به دنیا آمد. او سال ۱۳۷۲ به دانشگاه رفت و چند سال بعد در حالی که ۴۰ سال بیش‏تر نداشت، از سپاه بازنشسته شد.

حاج خلیل عضو دوره چهارم شورای شهر مشهد بود و در حال حاضر مسوول حسینیه فرهنگی «قرآن و عترت» است.

موحد با راه‌اندازی این حسینیه و فعالیت‌های تبلیغی آن، امیدوار بود نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی در دوره نهم شود اما در فهرست اصلی اصول‏گرایان قرار نگرفت. او سال ۱۳۹۲ وارد شورای شهر مشهد شد اما در انتخابات دوره بعد در سال 1396با قبول شکست، از شورا خداحافظی کرد.

از موحد به عنوان یکی از منتقدان سرسخت دولت حسن روحانی در مشهد نام برده می‌شود. او در برگزاری چندین نشست محافظه‌کاران علیه سیاست‌های دولت روحانی نقش داشته است. در ماه‌های اخیر نیز در مخالفت با لایحه الحاق ایران به کنوانسیون بین‌المللی مقابله با تامین مالی تروریسم، در اینستاگرام خود چندین ویدیو منتشر و حملات تندی متوجه موافقان این لایحه کرده بود.

او پس از الحاق ایران به کنوانسیون منع تامین مالی تروریسم، هنوز هم علیه آن فعالیت و شماره نمایندگان مجلس را در کانال خود منتشر می‌کند و از فالوئرهایش می‌خواهد به نمایندگان پیام ارسال کنند.

موحد هم‎چنین در صفحه اینستاگرام خود پاسخ معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی را داده و نوشته است اظهارات وی «سبک» بوده اند.

موحد گفته‌های این مقام دولتی در مشهد را نه‌تنها رد نکرده بلکه نوشته است دست نوروزیان برای سرکوب و مقابله با «روشن‎گری انقلابیون» و «عملکرد ناکارآمد دولت تدبیر» خالی است.

او به صراحت نوشته است:«ارسال پیامک‌های روشن‎گری به نمایندگان بی‌سواد از افتخارات ماست و چیز پوشید‌ه‌ای نبوده که شما کشف کنید.»

موحد در پست اینستاگرامی خود حملات تند دیگری متوجه نوروزیان کرده و وی را دعوت به مناظره کرده است.

این عضو سابق شورای شهر مشهد به سایت «دیده‌بان ایران» هم گفته است:«ما وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خودمان را انجام داده‌ایم. حالا پس از تصویب این لایحه ننگین (FATF) توسط نمایندگان مجلس، بنا داریم مرحله دوم عملیات خودمان را از عصر امروز (دوشنبه) اجرایی کنیم.»

موحد افزوده است:«ما تصویب این لایحه را بر ضرر جامعه و به نوعی یک کاپیتولاسیون جدید می دانیم و با همه وجود قیام کرده‌ایم و این قیام را هم ادامه خواهیم داد. با اطمینان عرض می‌کنم ارسال پیامک کار آخر ما نخواهد بود.»

او با این ادعا که پیامک‌های ارسالی وی به هیچ وجه تهدید آمیز نبوده اند، گفته است:«این که برخی از نمایندگان تصاویری را از متن این پیامک‌های ارسالی در فضای مجازی منتشر کرده‌اند، کاملاً ساختگی بوده برای این که برای ما سند سازی کنند.»

موحد در ادامه موضع‌گیری‌های خود در اینستاگرام، خطاب به معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی نوشته است: «به جای تهدید آمران به معروف و ناهیان از منکر، به وظیفه ذاتی خودتان بپردازید تا امروز شاهد پرونده‌های اتهام مفاسد شرم‌آور اخلاقی و مالی در اعضای شورا و شهرداری نباشیم.»

اشاره خلیل موحد به پرونده مربوط به «امیر شهلا»، یک عضو شورای این شهر است که چندی پیش به اتهام «مسایل اخلاقی» بازداشت شده بود.

موحد مطالب مفصلی درباره ارتباطات «غیر اخلاقی» این عضو اصلاح‌طلب شورای شهر مشهد در رسانه‌های هم‏سو با خود منتشر کرده بود اما بعد از مدتی تمامی این مطالب را حذف کرد.

گزارش شده است که موحد در بازداشت چندی پیش «رضا مهرداد»، یک عضو شورای شهر نیشابور هم نقش داشته است.

حاج خلیل اما تنها کسی نبوده و نیست که از مدت‌ها پیش سازمان‎دهی ارسال پیامک به نمایندگان مجلس را برعهده دارد. تشکیلات دیگری در مشهد فعال هستند که گفته می‌شود هم‎سو با موحد فعالیت می کنند اما نامی از آن ها هنوز در میان نیست.

این تشکیلات شاید همان مجموعه‌هایی باشند که تصویب لایحه الحاق ایران به کنوانسیون بین‌المللی مقابله با تامین مالی تروریسم را به ضرر خود می‌دانند. وجود این تشکیلات و موسسه‌های مالی در مشهد است که استان خراسان رضوی را به مهد پول‌شویی در ایران تبدیل کرده است.
تنها در خراسان رضوی هفت موسسه غیر مجاز وجود داشت که دولت حسن روحانی مجبور شد12میلیارد و 950 میلیون تومان از بیت المال به سودباختگان آن ها بپردازد.

موسسه «ثامن الحجج» بزرگ‎ترین موسسه‌ای بود که دولت چهار هزار و ۳۰۰میلیارد تومان از تعهدات و بدهی‌های آن را پرداخت.

هویت این تشکیلات و مجموعه‌ها هم‎چنان یکی از مهم‎ترین پرسش‌ها در نزد افکار عمومی است. «علی مطهری»، نماینده مجلس شورای اسلامی در این رابطه گفته است: «آقای علم الهدی شاید بتواند به کشف منشأ پیامک‌های بعضا تهدیدآمیز ارسالی از مشهد برای نمایندگان در ایام طرح لایحه مرتبط با CFT کمک کند.»

No responses yet

Oct 08 2018

درخواست نماینده خامنه‌ای برای رد لایحه کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: همزمان با «تهدید به قتل» شماری از نمایندگان مجلس به دلیل رای مثبت به لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در نیروی قدس سپاه پاسداران نیز از شورای نگهبان خواست که این لایحه را رد کند.

به گزارش خبرگزاری فارس، علی شیرازی روز دوشنبه ۱۶ مهر تصویب این لایحه را به معنای جلوگیری از حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های مورد حمایت خود در لبنان، سوریه و عراق دانست.

وی تاکید کرد که «شورای نگهبان امروز وظیفه دارد جلوی این حرکت را بگیرد».

آقای شیرازی همچنین با اشاره به سخنان وزیر خارجه ایران در جلسه روز یکشنبه مجلس مبنی بر اینکه با تصویب این لایحه «بهانه‌جویی آمریکا کم می‌شود»، افزود:«یعنی ما با فشار آمریکایی‌ها این کار را انجام می‌دهیم. غیرت ما کجا رفته؟ نباید فریاد بزنیم؟»

مجلس ایران روز یکشنبه در یک جلسه جنجالی و پس از چهار ماه، لایحه «الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم» را تصویب کرد.

آقای شیرازی در واکنش به این اقدام با اشاره به مخالفت سابق رهبر جمهوری اسلامی با تصویب این لایحه گفت: «مجلس شورای اسلامی دیروز تصویب کرد که جمهوری اسلامی به کنوانسیون اف‌ای‌تیاف بپیوندد، یعنی ما دست حمایت از لبنان، سوریه و عراق برداریم. غیر از این است؟»

سخنان آقای شیرازی درباره موضع رهبر جمهوری اسلامی در برابر این لایحه در حالی بیان شده است که با وجود مخالفت قبلی آیت‌الله خامنه‌ای، روز یک شنبه در جلسه علنی مجلس اعلام شد که او با تصویب این لایحه مخالفتی ندارد.

تا دیروز فحاشی بود.از دیشب تهدید به مرگ از سوی مخالفین تصویب لایحه مبارزه با #پولشویی و #تروریسم.
نزدیکان می‌دانند سی‌سال عمر اضافی از خدا گرفتم و از تهدیدها هراسی ندارم.با افتخار می‌گویم که رای دادم برعلیه حامیان ترور در ایران و جهان.
ضمنا استخر هم نمیروم.به فکر راه دیگری باشید. pic.twitter.com/yjaF1QVeuM

— Parvaneh Salahshouri پروانه سلحشوری (@P_Salahshouri) October 8, 2018

بر اساس نامه‌ای که از دفتر رهبر جمهوری اسلامی به مجلس ارسال شده، آیت‌الله خامنه‌ای گفته است: «آنچه که من در دیدار با نمایندگان راجع به لوایح چهارگانه و کنوانسیون‌ها گفته‌ام مربوط به اصل کنوانسیون‌ها بود و نه کنوانسیون خاص؛ لذا با بررسی این لوایح در مجلس مخالفتی ندارم.»

با این حال رسانه‌های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی همچنان شدیدا به این لایحه حمله می‌کنند.

در همین حال تعدادی از نمایندگان مجلس از جمله پروانه سلحشوری، نماینده تهران، اعلام کرده‌اند که به دلیل رای مثبت به این لایحه «به مرگ تهدید» شده‌اند.

استانداری خراسان رضوی اعلام کرده که «منشا این پیامک‌ها» یک عضو سابق شورای شهر مشهد با نام اختنصاری «خ.م» است.

رسانه‌ها نیز اعلام کردند که این فرد خلیل موحدی، عضو سابق شورای شهر مشهد، است.

آقای موحدی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته است که ارسال این پیامک‌ها «یک دستور جمعی بود. در واقع ما تصمیمات مختلفی گرفتیم که یکی از آنها پیامک بود که همه هم انجام دادند».

وی درباره اینکه این دستور از کجا صادر شده نیز گفته است: «ما یک حسینیه داریم که آنجا این تصمیم گرفته شد اما چون تشکل‌ها با ما مرتبط هستند این تصمیم را همه اجرا کردند.»

آقای موحدی اعلام کرد که از این به بعد نیز به ارسال پیامک‌ها ادامه می‌دهد.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی در خصوص منبع پیامک‌های ارسالی FATF به نمایندگان مجلس: این فردتاکنون دستگیر نشده و آشکارا اعلام کرده که کار آن‌ها بوده/این فرد خلیل موحد(عضو سابق شورای شهر مشهد) بوده که در حسینیه ای در خیابان چمران مشهد مشغول فعالیت استisna pic.twitter.com/2iMZPPF7OA

— yaghmafashkhami II (@yaghma_fashkham) October 8, 2018

محافظه‌کاران ماه‌ها با تصویب این لایحه مخالف بودند و همزمان با رای‌گیری روز یکشنبه (۱۵ مهر) درباره سرنوشت این لایحه، تظاهرات اعتراضی گسترده‌ای نیز در مقابل ساختمان مجلس در جریان بود.

​لایحه الحاق ایران به «کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم» که با عنوان «سی‌اف‌تی» شناخته می‌شود، یکی از چهار لایحه‌ای است که تصویب و اجرای آنها مانع از قرار گرفتن نام ایران در فهرست سیاه کارگروه اقدام ویژه مالی، موسوم به اف‌ای‌تی‌اف خواهد شد.

اکنون کمتر از ۱۰ روز به پایان مهلت اف‌ای‌تی‌اف برای اجرای ۴۱ توصیه مدنظر جهت شفافیت مبادلات پولی و بانکی توسط ایران مانده‌ است و این لایحه باید در شورای نگهبان نیز تصویب شود.
منبع: خبرگزاری‌های فارس، ایسنا، شبکه های مجازی و رادیو فردا؛ ا.م/س.ن

No responses yet

Oct 08 2018

افشای هویت ارسال‌کننده پیامک‌های تهدیدآمیز به نمایندگان مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی


ایران اینترنشنال: خلیل موحدی، عضو سابق شورای شهر مشهد، که ازسوی معاون سیاسی-امنیتی استانداری خراسان رضوی، متهم به ارسال «پیامک‌های تهدیدآمیز» برای نمایندگان شده است، وعده داد که به‌زودی در این‌باره نشستی برگزار خواهد کرد.

خلیل موحدی روز دوشنبه ۱۶ مهرماه، «بدون رد یا تایید اخبار منتشرشده» در مورد نقشش در این موضوع، به وب‌سایت خبری قدس آن‌لاین گفت که به‌زودی در یک نشست خبری در این‌باره صحبت خواهد کرد. او هم‌زمان در صفحه اینستاگرام خود، تلویحا ارسال این پیامک‌ها را پذیرفته و نوشته است که این «پیامک‌های روشنگری» به «نمایندگان بی‌سوادی که بعضا با لیست انگلیسی» به مجلس راه پیدا کرده‌اند، از «افتخارات» اوست و این مساله «چیز پوشیده‌ای» نیست.

View this post on Instagram

جناب آقای #نوروزیان معاون محترم #سیاسی #استاندار #خراسان_رضوی مصاحبه حضرت عالی را دوستان به اطلاع بنده رساندند گرچه مطالب شما آنقدر سبک طرح گردیده بود که مایه خجالت بنده گردید و ضرورتی به پاسخ نمی نماید لیکن از حیث تنویر افکار عمومی بیان نکاتی چند خالی از لطف نیست اولا در همین مصاحبه کوتاه شما چند تناقض روشن موج میزند که نشان دهنده دست خالی شما برای سرکوب و مقابله با #روشنگری انقلابیون است و عملکرد ناکارآمد #دولت_تدبیر شمارا مجبور به حاشیه سازی به جای پاسخگویی نموده است همانطور که اشاره کردید از امامین انقلاب آموخته ایم نه اهل #تهدید باشیم و نه #توهین بلکه اهل تکلیفیم اتفاقا این از خصوصیات حضرت عالیست که تا کنون چند بار فقط یک حسینیه کاملا مردمی(قرآن و عترت) را در رسانه ها تهدید فرموده اید و توهین شما به خانواده شهدا در دوران تصدی فرمانداری هنوز در خاطرهاست و همین خوش خدمتی های شما در دولت تدبیر بود که با وجود نا کارآمدی در پست قبلی موجب ارتقاء شما گردید وانگهی ارسال پیامکهای روشنگری به نمایندگان بی سوادی که بعضا با لیست انگلیسی به خانه ملت راه یافته اند و بار سنگین خیانت برجام بیست دقیقه ای شان امروز کمر ملت مظلوم را خم کرده از افتخارات ماست و چیز پوشیده ای نبوده که شما کشف کنید و اگر مدام در مصاحبه هایتان صحبت از بازداشت میکنید تا جو ارعاب و سکوت در مقابل منکرات ایجاد کنید سخت در اشتباهید یاد آوری میکنم سیره تهدید مردم چهل سال پیش منسوخ گردیده و ما تا آخرین قطره خون در حفظ آرمانهای انقلاب ایستاده ایم اما در پایان توصیه میکنم اولا بجای تهدید امران به معروف و ناهیان از منکر به وظیفه ذاتی خودتان بپردازید تا امروز شاهد پرونده های اتهام مفاسد شرم آور اخلاقی و مالی در اعضای شورا و شهرداری نباشیم ثانیا بجای مصاحبه های غیر کارشناسی و رفتارهای ژورنالیستی بهتر است یکی از چندین دعوت ما را بپذیرید و نترسید و در میان مردم برای پاسخگویی حاضر شوید و ما آماده مناظره در حضور نخبگان هستیم تا همگان بدانند امران به معروف بیسواد و بی اطلاعند یا نمایندگانی که از ترس رو شدن خیانت حاضر به رای علنی نمیشوند #خلیل_موحدی

A post shared by خلیل موحدی (@hajkhalil.movahedi) on Oct 7, 2018 at 2:08pm PDT

محمدرحیم نوروزیان، معاون سیاسی-امنیتی استانداری خراسان رضوی، روز یک‌شنبه با اشاره به ارسال «پیامک‌های تهدید‌آمیز» برای نمایندگان مجلس، گفته بود که «متولی اصلی» ارسال این پیامک‌ها نیاز به شناسایی ندارد و فرد ارسال کننده، «آقای خلیل موحدی، عضو سابق شورای شهر مشهد، است».

نوروزیان گفته بود ارسال‌کنندگان «مدعی هستند پیامک‌ها تهدیدآمیز نبوده و ارسال آن‌ها تنها برای اطلاع‌رسانی و امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر نمایندگان» است. به گفته او، برخورد نکردن قوه‌قضاییه با این افراد، بدان‌معناست که «ارسال پیامک‌ها از نظر دستگاه قضایی جرم نبوده است».

معاون استاندار خراسان رضوی اضافه کرد که تیرماه سال جاری نیز «یک خانم که از مشهد آنها را برای نمایندگان ارسال می‌کرد، شناسایی، احضار و با وی صحبت شد».

ارسال این پیامک‌‌ها هم‌زمان با زمزمه بررسی پیوستن ایران به FATF در مجلس آغاز شد و عموما حاوی هشدار درباره عواقب تصویب لایحه‌های مرتبط با آن و واکنش به آن‌ بود. برخی نمایندگان مجلس پیش از این، تصویر این پیامک‌های دریافتی را منتشر کرده بودند.

هفته گذشته نیز علی ادیانی‌راد، نماینده قائم‌شهر، خبر داد که پیامک‌های ارسال‌شده برای او «توهین‌آمیز» بوده است. اتفاقی که باعث واکنش علی لاریجانی، رییس مجلس، شد. لاریجانی گفته بود هیات‌رییسه مجلس این موضوع را بررسی می‌کند که «چطور شماره‌های نمایندگان در اختیار این افراد قرار گرفته» و افزوده بود که «برای آن تمهیدی خواهیم کرد».

هم‌زمان سهیلا جلودارزاده، نماینده تهران، به خبرگزاری ایرنا گفت که این پیامک‌ها «به صورت گروهی برای همه دوستان ما در مجموعه اصلاح‌طلب مجلس» ارسال شده است. به گفته او «برخی از این پیامک‌ها از شماره‌های شخصی و با الفاظ توهین‌آمیز و‌ بعضا آمیخته به تهدید بود».

به گفته این نماینده مجلس، «بعضی از پیامک‌ها با قید اسامی تشکل‌های مختلف ازجمله تشکل‌های دانشجویی بود که محتوای مودبانه داشت»، اما «سایر پیامک‌هایی که اسامی در آنها قید نشده بود هم حاوی الفاظ توهین‌آمیز و‌ تهدید بود».

هم‌زمان قاسم میرزایی‌نیکو، نماینده دماوند، خبر داد که در زمان بررسی لایحه، «حدود ۵۰۰ پیامک تهدیدآمیز» برای او ارسال شده است. پیامک‌هایی که به گفته او «از شماره‌های مختلف و بعضا شماره‌های شخصی» ارسال شده بود.

ارسال این پیامک‌ها البته تنها وسیله مخالفان نبود. روز گذشته، در زمان بررسی لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، مقابل مجلس، تجمعی در مخالفت با پیوستن به این کنوانسیون و نیز FATF برگزار شد.

هم‌زمان برخی نمایندگان مجلس خبر داده‌اند که پس از تصویب پیوستن ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم، نه تنها ارسال این پیامک‌ها متوقف نشد، بلکه‌ «تهدید جای خود را به نفرین داد و پیامک‌هایی با ساختارهایی شبیه به هم برای نمایندگان ارسال شد».

پروانه سلحشوری، نماینده تهران در مجلس نیز در حساب توئیتر خود نوشته است که پس‌از تصویب این لایحه، ارسال پیامک‌هایی با مضمون‌ «فحاشی و نفرین و پیام‌های تهدید به مرگ شروع شده است».

تا دیروز فحاشی بود.از دیشب تهدید به مرگ از سوی مخالفین تصویب لایحه مبارزه با #پولشویی و #تروریسم.
نزدیکان می‌دانند سی‌سال عمر اضافی از خدا گرفتم و از تهدیدها هراسی ندارم.با افتخار می‌گویم که رای دادم برعلیه حامیان ترور در ایران و جهان.
ضمنا استخر هم نمیروم.به فکر راه دیگری باشید. pic.twitter.com/yjaF1QVeuM

— Parvaneh Salahshouri پروانه سلحشوری (@P_Salahshouri) October 8, 2018

محمدعلی وکیلی، عضو هیات‌رییسه مجلس نیز خبر داده است که برخی نمایندگان مجلس در این زمینه شکایت کرده‌اند و «در هیات‌رییسه مجلس جلسه ای تشکیل شده، ولی مجددا باید جلسه دیگری در هیات‌رییسه برگزار شود، تا مشخص شود آیا این پیامک‌ها منشا سازمانی دارد یا فردی بوده است».

No responses yet

Oct 07 2018

حمله و اتهام‌زنی روزنامه دانشگاه آزاد به منتقدان ولایتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: روزنامه فرهیختگان، متعلق به دانشگاه آزاد انتقادهای گسترده به ولایتی را به آغاز مبارزه با فساد در این دانشگاه نسبت داد. او به تازگی گفته مبارزه را باید از یمنی‌ها یاد گرفت که به جای لباس لنگ می‌پوشند و نان خشک می‌خورند.

روزنامه فرهیختگان در مطلبی زیر عنوان “نیمه پنهان تخریب‌ها علیه دکتر ولایتی” که روز شنبه ۱۴ مهرماه (ششم اکتبر) منتشر شد ادعا کرد که مبارزه با رانت و فساد در دانشگاه آزاد که از یک سال و نیم پیش شروع شده باعث راه افتادن “موجی از تخریب‌ها” علیه علی اکبر ولایتی شده است.

ولایتی که نزدیک به ۴۰ شغل و سمت مختلف دارد و از جمله مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی است اندکی پس از مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی، بنیانگذار دانشگاه آزاد، با حکم علی خامنه‌ای به ریاست هیئت موسس و هیئت امنای این دانشگاه منصوب شد.

روزنامه فرهیختگان می‌نویسد برخی از منتقدان ولایتی کسانی هستند که دانسته یا ندانسته در زمین جریان‌های سیاسی‌ای بازی می‌کنند که با سوءاستفاده از امکانات دانشگاه آزاد حوادثی مانند کوی دانشگاه در سال ۷۸ و حرکتهای اعتراضی به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ را به وجود آورده‌اند.

این روزنامه در ادامه نوشت: «یک نمونه آن اظهارات موهن محمد دلاوری مجری صدا‌و‌سیما در برنامه پایش شبکه یک سیما است که به‌ صورت تمسخر‌آمیزی مواضع جمهوری اسلامی در قبال یمن و اوضاع منطقه را زیر سوال برد و در واقع امنیت ملی و سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی را بازیچه اغراض شخصی و گروهی کرد تا بتواند در موج تخریب‌ها علیه دکتر ولایتی برای خود نقشی دست و پا کند.»

آنچه این روزنامه “سیاست‌های اصولی نظام” می‌خواند اظهارات حدود یک هفته پیش وزیر سابق امور خارجه در مراسم “هفته دفاع مقدس” و در ستایش از شورشیان یمن است که در فضای مجازی و رسانه‌های داخلی با انتقاد و استهزاء فراوانی روبرو شده است.

“استراتژی لنگ و نان خشک” ولایتی

علی اکبر ولایتی در این مراسم با انتقاد از نارضایتی‌های مردم از شرایط کشور گفته بود: «از یمنی‌ها یاد بگیریم که چگونه در برابر تهدید و تحریم مقاومت می‌کنند. به جای لباس لنگ می‌بندد و اسلحه به دست دارند و چند تکه نان خشک دستشان است با پای پیاده و سعودی‌ها از دست این‌ها عاجز شدند.»

برخی کاربران اینترنت توصیه‌های ولایتی را به طنز “استراتزی لنگ و نان خشک” خوانده و از او انتقاد کرده‌اند که چرا با این توصیه‌ها در ویلایی چند صد مترمربعی در سعدآباد زندگی می‌کند و از “مبارزان یمن” که در مخروبه زندگی می‌کنند الگو نمی‌گیرد.

حسین شریعتمداری، نماینده خامنه‌ای در موسسه کیهان ۱۴ مهر در حمایت از ولایتی نوشت که او خانه‌اش در سعدآباد را که ظاهرا هزار مترمربع مساحت دارد وقف و بخشی از آن را به حسینیه تبدیل کرده، اما ظاهرا حتی “برخی از نیروهای انقلابی” نیز که در اعتراض به دکتر ولایتی سهیم بوده‌اند از وقف بودن خانه او اطلاع نداشته‌اند.

مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی حدود دو سال پیش که ماجرای سکونت‌گاهش رسانه‌ای شده بود در گفت‌وگو با هفته نامه پنجره تائید کرده که ویلایش هزار مترمربع بنای مسکونی دارد که حدود ۴۰۰ متر آن وقف و به حسینیه تبدیل شده است.

«منظور ولایتی سازشکاران بود»

دفتر علی اکبر ولایتی دهم مهر ماه در واکنش به انتقادها از سخنان او که “بعضا یا از سر دلسوزی و یا از سر غرض‌ورزی” بوده بیانیه‌ای منتشر کرد و در آن نوشت که منظور ولایتی نه مردم ایران بلکه طرفداران سازش بوده است.

در این بیانیه آمده است: «اظهارات ایشان بیش از آن که متوجه مردم ایران عزیزمان باشد متوجه کسانی است که دلباخته مهر و خودباخته قهر سران استکبار جهانی هستند و متأسفانه و شرم‌آورانه به جای تقویت قدرت مقاومت مردم نسخه سازش را تئوریزه می‌کنند و با خالی کردن دل مردم تنها راه برون رفت از مشکلات را تسلیم در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمنان مطرح می‌کنند.»

روزنامه فرهیختگان یکی از انگیزه‌های حمله به ولایتی را اخراج فائزه و فاطمه هاشمی، دو دختر رفسنجانی از دانشگاه آزاد عنوان کرده و مدعی است که کنار گذاشتن این دو نفر “به‌دلیل تخلفات محرز قانونی و عدم‌اعتبار مدارک علمی” بوده است.

اخراج دو دختر رفسنجانی از دانشگاه آزاد

فائزه هاشمی، استاد واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد هشتم مهرماه به روزنامه آرمان گفته بود: «مسئول واحدی که درآن تدریس می‌کنم اعلام کرد که به او گفته‌اند دیگر نیازی به حضور بنده در دانشگاه آزاد نیست که این موضوع را نپذیرفتم، چرا که باید حکم اخراج رسما ابلاغ شود و به‌صورت شفاهی قابل پذیرش نیست و وجاهت قانونی ندارد.»

او می‌گوید همین برخورد با خواهرش فاطمه نیز شده که استاد و مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب است. ظاهرا شخصی که خبر کنار گذاشتن دو دختر اکبر هاشمی رفسنجانی را به صورت شفاهی داده اعلام کرده که حکم اخراج آنها به طور رسمی و کتبی تا یک ماه دیگر ابلاغ می‌شود.

روزنامه فرهیختگان موج انتقادها از ولایتی را، که از ابتدای سال گذشته بیش از پیش به یکی از چهره‌های کلیدی اقتدارگرایان تبدیل شده، به جریان‌های سیاسی مخالف از جمله اصلاح‌طلبان و نزدیکان رفسنجانی نسبت می‌دهد که به گفته این روزنامه دست‌شان از منابع و امکانات این مرکز آموزشی برای تاثیرگذاری بر انتخابات کوتاه شده است.

دانشگاه آزاد که اردیبهشت ۱۳۶۱ به پیشنهاد اکبر هاشمی رفسنجانی و با حمایت رهبر وقت جمهوری اسلامی، روح‌الله خمینی تاسیس شد و در حال حاضر نزدیک به یک میلیون و ۴۰۰ هزار دانشجو دارد همواره از اصلی‌ترین پایگاه‌های نزدیکان و حامیان رفسنجانی بود و نقش مهمی در پیشبرد برنامه‌ها، دیدگاه‌ها و سیاست‌های او بر عهده داشت.

برخی تحلیلگران معتقدند پس از مرگ رفسنجانی در دی‌ماه ۹۵، اقتدارگرایان با حمایت مستقیم خامنه‌ای پروسه تسخیر دانشگاه آزاد و “رفسنجانی‌زدایی” از این مجموعه آموزش عالی را آغاز کردند و اخراج فائزه و فاطمه هاشمی یکی از آخرین پرده‌های این برنامه است.

تلاش برای چنگ‌اندازی بر دانشگاه آزاد از دولت دوم محمود احمدی‌نژاد و با تحمیل فرهاد دانشجو به عنوان رئیس این دانشگاه آغاز شده بود اما تا زمان مرگ رفسنجانی به خوبی پیش نمی‌رفت.

ولایتی پرچمدار “رفسنجانی‌زدایی”

روزنامه متعلق به دانشگاه آزاد علی اکبر ولایتی را پرچمدار ” تحول انقلابی” خوانده است. ولایتی را می‌توان پرچمدار “رفسنجانی‌زدایی” در بزرگترین مجموعه آموزش عالی ایران نیز قلمداد کرد.

علی اکبر ولایتی سوم اردیبهشت ۹۶ در یکی از نخستین اقدام‌های خود به عنوان رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد، حمید میرزاده رئیس این دانشگاه و از نزدیکان رفسنجانی را اخراج کرد.

پروژه “رفسنجانی‌زدایی” خرداد سال پیش با برکناری یاسر هاشمی از سمت ریاست دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد ادامه یافت. چند ماه بعد محسن هاشمی، پسر ارشد رفسنجانی هم به اجبار یا اختیار از دانشگاه آزاد خداحافظی و علت آن را برگزیده شدن به ریاست شورای شهر تهران و “مشغله‌های بسیار” ذکر کرد.

یکی دیگر از اقدام‌های ولایتی و نزدیکانش پاکسازی رسانه‌های وابسته به دانشگاه آزاد (روزنامه فرهیختگان، خبرگزاری آنا و سایت ایسکانیوز) از نیروهایی بود که به اصلاح‌طلبان و میانه‌روهای نزدیک به رفسنجانی و آنچه “رویکرد اعتدالی” خوانده می‌شود شهرت دارند.

روزنامه فرهیختگان از مدت‌ها پیش “تریبون ولایتی” قلمداد می‌شود. این روزنامه در دفاعیه روز شنبه خود از ولایتی اطلاح‌طلبان و جریان‌های سیاسی همسو با دیدگاه‌های رفسنجانی را به فساد، رانت‌خواری و تلاش برای نفوذ کردن در عالی‌ترین نهادها برای هدف قرار دادن مسئولان و متوقف کردن “اقدامات انقلابی” متهم کرد.

تا کنون حکم اخراج فائزه و فاطمه هاشمی به طور رسمی اعلام و ابلاغ نشده است. ولایتی ۱۲ مهرماه در مراسمی گفت: «بی تردید کسی که اعتقادات مردم و ارزش‌های انقلاب را زیر سوال می‌برد جایی در دانشگاه آزاد نخواهد داشت و در مورد مسائل اعتقادی و اسلامی با کسی تعارف نداریم و در این جهت گزینش و ارزشیابی در خط مقدم قرار دارند.»

خبرگزاری فارس، رسانه نزدیک به نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران می‌گوید ولایتی این سخنان را در دفاع از اخراج فائزه و فاطمه رفسنجانی از دانشگاه آزاد ابراز کرده است. مشاور امور بین‌المللی خامنه‌ای تاکید کرده که آموزش عالی باید بر اساس “اصول و ارزش‌های اسلامی، دینی و منطبق بر دیدگاه‌های انقلاب و مقام معظم رهبری” پیش رود.

No responses yet

Oct 06 2018

توضیحات احمد منتظری درباره انتقال مواد منفجره در جریان حج ۶۵

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی


بی‌بی‌سی: یک سال پس از رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان صدها نفر از زائران ایرانی در درگیری با ماموران سعودی در حج کشته شدنداحمد منتظری، روحانی شیعه منتقد حکومت ایران و فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری، می‌گوید رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان، در جریان حج سال ۱۳۶۵، توسط گروهی سپاهی انجام شده که زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی کار می‌کردند. او گفته علی شمخانی از این قضیه “مطلع” است، اما آقای شمخانی اطلاع از آن را تکذیب کرده است.

آقای منتظری به ایرنا، خبرگزاری رسمی ایران، گفته است شش نفر از نیروهای سپاه پاسداران که زیر نظر آقای هاشمی رفسنجانی بودند بدون اطلاع ده‌ها نفر از حجاج ایرانی، در ساک‌هایشان مواد منفجره جاسازی کردند.

او گفته است: “یکی از شش سپاهی، شخصا به آقای منتظری گزارش داده بود که ما با ایشان (هاشمی رفسنجانی) کار می‌کردیم.”

حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی تا پایان سال ۱۳۶۷، پیشتر در خاطرات خود نوشته بود که شش سپاهی مسئول آن کار بودند، و حال فرزندش می‌گوید آن افراد زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی کار می‌کرده‌اند.

یک سال پس از رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان سعودی با کاروان حجاج، تظاهرات زائران ایرانی به درگیری با ماموران سعودی انجامید و صدها نفر در جریان آن کشته شدند.

  • جمعه خونین مکه؛ مسیری برای صدور انقلاب
  • سابقه درگیری هوایی عربستان سعودی و ایران
  • روایت شش ‘خرابکاری تاریخی’ در مذاکرات ایران و آمریکا

احمد منتظری در حالی می‌گوید سپاهیان زیر نظر اکبر هاشمی رفسنجانی مسئول انتقال مواد منفجره به عربستان بودند که روایت رسمی در حکومت ایران، سید مهدی هاشمی را مسئول آن معرفی می‌کند.

سید مهدی هاشمی از بستگان آیت‌الله منتظری و مسئول “واحد نهضت‌های آزادیبخش” در سپاه بود که در سال ۱۳۶۶ پس از اعترافاتی اعدام شد.

احمد منتظری گفته است مقام‌های عالی ایرانی برای مواجهه با رسوایی ارسال مواد منفجره به عربستان در مشورت با یکدیگر “گفته‌اند که سید مهدی هاشمی که اشکالات دیگری هم داشته، این اشکال را هم متوجه ایشان کنیم تا پرونده بسته شود.”


مهدی هاشمی مهر ۶۶ اعدام شددر شهریور ۱۳۶۵ گزارش‌هایی از بازداشت مهدی هاشمی وجود دارد. رسوایی ارسال مواد منفجره با کاروان حجاج در مرداد ۱۳۶۵ رخ داد.

  • اعدام مهدی هاشمی؛ مقدمه حذف آیت‌الله منتظری در فروردین ۶۸
  • ایران کنترا، مانوئل نوریگا و براندازی دولت‌های چپ
  • انتقاد از خود؛ آخرین ناگفته های آیت الله منتظری
  • احمد منتظری؛ از انتشار فایل صوتی تا زندان و خلع لباس

احمد منتظری تاکید کرده است که سپاهیان مورد اشاره او ضرورتا با اطلاع آقای هاشمی رفسنجانی مواد منفجره را به عربستان نفرستادند.

او گفته است: “ممکن است خودسرانه این کار را کرده باشند… صرف اینکه با آقای هاشمی کار می‌کردند دلیل براطلاع آقای هاشمی رفسنجانی نیست.”

آقای منتظری در عین حال گفته است هرچند اکبر هاشمی رفسنجانی با عربستان روابط نزدیکی داشت، اما این هم ضرورتا به آن معنی نیست که ارسال مواد منفجره قطعا بی‌اطلاع آقای هاشمی رفسنجانی انجام شده بود.

او به ایرنا گفته است: “می‌گویم این اقدام با مشی آقای هاشمی رفسنجانی نمی‌خواند، ولی ممکن است در مقطعی کاری کرده باشند. مثلا در دادگاه میکونوس نقش ایشان چه بود؟ شما بهتر می‌دانید.”

آقای منتظری پیش از این برای افشای مطالبی با برخورد قضایی و امنیتی مواجه شده است

اشاره آقای منتظری به قتل چهره‌های کرد و چپگرای مخالف حکومت ایران در رستوران میکونوس در برلین است.

  • هاشمی رفسنجانی چگونه هنوز پس از مرگ به ایران شکل می‌دهد؟
  • مسئولیت هاشمی رفسنجانی در طولانی شدن جنگ ایران و عراق
  • هاشمی‌ها؛ خانواده خبرساز سیاست ایران

‘شمخانی مطلع است’

احمد منتظری چند روز پیش از مصاحبه با ایرنا در مصاحبه‌ای با برنامه ویدئویی “خشت خام” با اجرای حسین دهباشی، به طور خلاصه به این مساله اشاره کرد که سپاهیان عامل انتقال مواد منفجره با اکبر هاشمی رفسنجانی مرتبط بوده‌اند.

او در مصاحبه‌اش با ایرنا گفته است که رسوایی انتقال مواد منفجره به عربستان چنان بزرگ بوده که مقام‌های زیادی باید در جریان ابعاد مختلف آن باشند.

او گفته است: ” مسئله‌ای به این بزرگی در وزارت خارجه و یا وزارت اطلاعات در سپاه و ارتش مسلما خیلی‌ها اطلاع داشتند حالا اینکه تا چه حد می‌دانند و چه درباره آن بگویند موضوع دیگری است.”

او از جمله علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی در ایران را یکی از اشخاص “مطلع” معرفی کرده است.

احمد منتظری گفته نمی‌داند شخص سپاهی مرتبط با اکبر هاشمی رفسنجانی که به آیت‌الله منتظری در این زمینه خبر داده بود کیست، اما می‌گوید بر اساس یکی از نامه‌های آقای منتظری “معلوم است که آن فرد ناشناس نبوده، لابد یکی از کسانی بوده که از قدیم با ایشان (مرحوم منتظری) در ارتباط بوده است و فرد مجهول الهویه‌ای نبوده است. ولی نمی‌خواستند که نامی از ایشان ببرند.”

او اضافه کرده است: “شما می‌توانید از آقای شمخانی در این باره اطلاع دقیقی بگیرید.”

آقای منتظری توضیح بیشتری نداده و در مقابل پرسش‌های متعدد خبرنگار ایرنا تنها گفته است: “ایشان می‌تواند اطلاعاتتان را تکمیل کند. مطلع هستند. عرضم این است که مطلع هستند.”

با این حال علی شمخانی به ایرنا گفته است که از این ماجرا اطلاعی ندارد.

نقل قول‌های تاریخی مرتبط

خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری: سپاه برای انتقال مواد منفجره به عربستان از ساک‌های زائران بدون اجازه آن‌ها استفاده کرد. پس از افشای این در عربستان و رفتن آبروی ایران، در همه جا زمزمه راه انداختند که خوب است بگوییم این نیز تقصیر سید مهدی هاشمی است. این درحالی بود که سید مهدی آن موقع درگیر مشکلات خودش بود. یکی از افراد سپاه که از متصدیان این امر ناجوانمردانه بود آمد نزد من و گفت که مسئولین من اصرار دارند تا بگوییم این امر توسط سید مهدی هاشمی انجام شده ‌است.

“رنج‌نامه” احمد خمینی خطاب به آیت‌الله منتظری: اولاً معروف است که این کار را هم سید مهدی هاشمی و یا ایادی ایشان انجام داده اند. ثانیاً، آیا راهی برای کارهای انقلابی غیر از آنچه در مکه شد وجود دارد البته اینگونه کارها گاهی بدون گیر و اشکال انجام می گیرد و گاهی لو می رود. این به معنای موافقت من با این گونه کارها نیست ولی به طور کلی معمول این گونه کارها همین است.

هاشمی رفسنجانی رابطه نزدیکی با آیت‌الله خمینی و پسر او احمد خمینی داشت

خاطرات هاشمی رفسنجانی ۲۰ مرداد ۶۵: آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلان کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک‌های خود تی.ان.تی داشته‌اند… درباره کاروانی که در جده گیر افتاده و جمعی از حجاج که در ساک آنها مواد منفجره کشف و بازداشت شده‌اند، پیگیری کردم. معلوم شد. که حجاج بی‌اطلاع بوده‌اند. فقط رئیس کاروان می‌دانسته. به وزارت خارجه و اطلاعات گفتم که برای ملاقات با رئیس کاروان در حج تلاش کنند.

خاطرات هاشمی رفسنجانی ۲۹ شهریور ۶۵: پیش از ظهر احمدآقا و آقای ری‌شهری آمدند. آقای ری‌شهری گفت آیت‌الله منتظری از کشف و بازداشت مرکز و وسائل مخفی سید مهدی‌هاشمی ناراحت‌اند و می‌گویند این اشیاء را برای کار نهضتها لازم دارند. ولی آقای ری‌شهری نپذیرفته که مواد منفجره و اسناد سری دولت و وسائل جعل و… برای این کار لازم باشد، ضمن آنکه خود نهضتها هم به او واگذار نشده است. ضمناً آیت‌الله منتظری این بازداشت را با اشاره من و احمدآقا می‌دانسته‌اند که کاملا اشتباه است. امام در جریان قرار دارند.

خاطرات هاشمی رفسنجانی ۳۱ شهریور ۶۵: حاج احمدآقا آمد و گفت امام نظر قاطع دارند که گروه سید مهدی هاشمی باید طرد و تعقیب شوند. نگرانیمان این است که آیت‌الله منتظری سخت برنجند و ضرر کنیم. پیشنهاد کردم که برای تعدیل نظراتشان خدمت امام برسم.

بخشی از استعفانامه ۱۴ مهر ۱۳۶۷ میرحسین موسوی به علی خامنه‌ای: “همه جا صحبت از سیاست‌های خارجی دولت جمهوری اسلامی است بدون آن که دولت از این سیاست‌ها که در همه جای کشور و جهان بیان می‌شود، خبر داشته باشد… عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت می‌گیرد، شما بهتر می‌دانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آن‌ها برای کشور چه قدر بوده است… پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، این‎جانب از این امر آگاه می‌شوم. متاسفانه و علی رغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات می‌تواند هر لحظه و هر ساعت به نام دولت صورت گیرد.”

کروبی در مناظره ۸۸ با محمود احمدی‌نژاد: یک هواپیما از ما گیر افتاد و معلوم شد یک مشت مواد منفجره در آن بوده، نگهش داشتند. بنده هیچ خبر نداشتم . با قاطعیت ایستادم و همه را برگرداندم. سه تاشان (بازداشتی‌ها) ماندند که اصلی بودند.

No responses yet

Oct 06 2018

سکته دلاری؛ چرا بازار ارز از افزایش بازماند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: چرا افزایش مستمر قیمت دلار متوقف شد؟ چرا دلار با تعدیل نرخ، اندکی ارزان تر از روزهای اوج خود، قیمت خورده است؟

این پرسش‌ها یا پرسش‌هایی حول و حوالی این موضوع ارتباطی به این ندارد که شما فعال بازار ارز بوده‌اید یا نه؟ حتی به این مربوط نمی‌شود که شما در دوره چند‌ماهه ترکتازی دلار، دارایی‌های خود را به دلار تبدیل کرده باشید یا تنها نظاره‌گر رکوردشکنی‌های بی‌سابقه آن بوده‌اید. دانستن آینده قیمتی دلار یا دست‌کم ریشه‌یابی کاهش قیمتی روزهای اخیر، موضوع مهم این روزهاست.

برای تحلیل اینکه چرا دلار در روزهای گذشته، روندی متفاوت با هفته‌ها و ماه‌های قبل را تجربه کرده باید به حوزه‌های مختلفی فراتر از اقتصاد سرک کشید. چه افزایش قیمت دلار در ماه‌های گذشته نیز حاصل هم داستانی حوزه‌های مختلفی با اقتصاد بود از سیاست خارجی و عرصه دیپلماسی گرفته تا نقدینگی سهمگینی که در رگ و ریشه اقتصاد ایران، جاری است.

بانک مرکزی، بازارساز اعظم

بخشی از عوامل مؤثر بر نوسان قیمت دلار و دیگر ارزها را می‌توان ناشی از ساختار اقتصادی ایران دانست. واقعیت انکارناپذیر این است که چه بالا رفتن و چه پایین آمدن قیمت دلار بر مبنای مکانیسم عرضه و تقاضای بازار، نتیجه تصمیمی است که بزرگترین دارنده منابع اری یعنی بانک مرکزی به عنوان بزرگترین بازارساز، اتخاذ کرده است.

اطلاعات دقیقی از رویه‌های بانک مرکزی در عرضه دلار به بازار در ماه‌های اخیر در دست نیست، اما می‌توان حدس زد که بانک مرکزی در روزهای اخیر به عنوان بازارساز اصلی و مهم‌ترین بازیگر، تصمیم گرفته تا در بازار ارز به ویژه بازار آزاد ارز مداخله کند و با افزایش عرضه به بازار، قیمت‌ها را تعدیل کرده است.

نشانه‌های اثبات این نظریه را می‌توان در بخشنامه‌های هفته گذشته این بانک مشاهده کرد، واداشتن بانک‌ها به خرید و فروش ارز، گسترده کردن اختیارات شبکه صرافان قانونی و دارای مجوز برای فعالیت آنها، تلاش برای عادی‌سازی شرایط بازار آزاد ارز، شناسایی نیازهای جدید غیرتجاری ارز و به رسمیت شناختن مصارفی که تا‌کنون محلی برای پاسخگویی نداشتند و تفویض اختیارات بیشتر به بانک‌مرکزی که در جلسه مشترک سران قوا بر آن تأکید شد، همگی نشانه‌هایی از پررنگ شدن حضور بانک‌مرکزی و مداخله این بازیگر عمده در بازار به حساب می‌آیند.

بازارساز کجا بود؟

اما پرسشی که مطرح می‌شود این است؛ چرا بانک مرکزی در ماه‌های گذشته و زودتر از این، تا پیش از رسیدن قیمت‌ها به اوج‌های ۱۸ یا ۱۹ هزار تومانی، در بازار مداخله نکرده بود؟

پاسخ ساده به این پرسش، اشتباه بانک مرکزی در ارزیابی عرضه و تقاضای بازار آزاد یا تأثیرگذاری این بازار بر فعالیت‌های اقتصادی است. می‌توان احتمال داد که برنامه‌ریزان اقتصادی بر این باور بودند که بازار ثانویه ارز یا سامانه نیمایی، بتواند قدرت خود را بر بازار آزاد ارز تحمیل کند، بازاری که مسئولان رسمی حجم آن را یک تا سه درصد از کل بازار، اعلام می‌کنند و معتقدند که این بازار نمی‌تواند تعیین‌کننده قیمت بر دیگر بازارها باشد، اما حال معلوم شده که اینگونه نبود و چنین اتفاقی رخ نداد و از قضا این قیمت‌های بازار آزاد بوده که مبنای قیمت گذاری دیگر کالاها و خدمات قرار گرفته‌است.

این پرسش را می‌توان اینگونه نیز پاسخ داد که اقتصاد، عرصه انتخاب‌های متفاوت است، یا به تعبیری صحنه رقابت بین ترجیحات موجود است.

شاید برنامه‌ریز اقتصادی تا پیش از این، نگرانی از آینده تامین ارز برای مصارف ضروری همچون تأمین مایحتاج اصلی و کالاهای اساسی را چنان، جدی می‌دیده‌ که حاضر بوده به قیمت از دست رفتن سامان بازار آزاد ارز، دلارهای نفتی خود را برای روزهای مبادای پس از فاز دوم تحریم‌ها، حفظ و صیانت کند.

نوعاً تقاضای موجود در بازار آزاد ارز، تقاضای سفته بازی یا احتیاطی است که دولت و بانک مرکزی در دوره چند ماهه اخیر، به این جمع‌بندی رسیده بود که برای تامین این نیازها و تقاضای به زعم آنها «غیر ضروری» یا «سفته بازانه»، چوب حراج به منابع گرانبهای ارزی خود نزند.

این رویکرد را می‌توان در ادبیات عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی و تعبیر «ناموسی» او از منابع ارزی این بانک یا تکرارهای مؤکد حسن روحانی مبنی بر حفظ و حراست از منابع بانک مرکزی، مشاهده کرد.

به هر دلیلی، شاید دولت و بانک مرکزی از آن رویکرد و تحلیل پیش گفته، فاصله گرفته باشند، تشدید فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی یا شاید راهکار تازه اروپایی‌ها برای گشودن راهی برای انجام مبادلات پولی و بانکی در فردای تحریم‌های آمریکا علیه ایران، از جمله عوامل مؤثر بر این تغییر رویکرد باشند.

انتظارت تورمی با چاشنی ناامیدی از ریال

مهم‌ترین عامل در افزایش نرخ ارز در بازار آزاد طی ماه‌های اخیر، نگرانی‌های روز افزون از آینده ریال بوده که دارندگان سپرده‌های بانکی یا دیگر دارندگان دارایی های ریال پایه را به این جمع‌بندی تحلیلی رسانده بود که برای مصون ماندن از این کاهش ارزش دارایی‌های ریالی خود، هر چه سریع‌تر، با تبدیل دارایی‌های خود به دلار، آنها را بیمه کنند.

اما این روند افزایش مستمر قیمت ارز به ویژه دلار، ماه‌ها به طول انجامید و به مرور از فشار تقاضاهایی از این دست، کاسته شد.

از سویی دیگر رسیدن دلار به اوج قیمتی و افزایش مستمر قیمت این ارز، نیاز به یک اصلاح قیمتی را ضروری می‌ساخت.

در این بی‌تعادلی فشارهای دولت و بانک مرکزی برای پایین نگاه داشتن قیمت‌ها از یک‌سو و فشارهای انتظارات تورمی و همچنین تقاضاهای احتیاطی و سفته بازی برای خریدن دلار از سویی دیگر که قیمت‌ها را به افزایش بیشتر سوق می‌داد، پیداکردن یک نقطه آرامش یا تعادل نسبی و موقتی، ضرورت این بازار به شمار می‌آمد.

دیر آمده‌ها، زود رفته‌‌ها

عرضه بخشی از دلارهای خانگی به بازار، که خریداران در ماه‌های گذشته با هدف کسب سود آنها را خریداری کرده بودند، می‌تواند در تعدیل قیمت‌ها در روزهای گذشته مؤثر بوده باشد، اما بعید است این عرضه با خبرسازی‌هایی که در این روزها به شکل افراطی شاهد آن بودیم، تناسبی داشته باشد.

هم‌زمان با کاهش نسبی قیمت‌ها در بازار ارز، شمار زیادی از کانال‌های خبری در شبکه‌های اجتماعی و حتی برخی رسانه‌ها از هجوم فروشندگان به بازار برای فروش دلارهای خریداری شده در ماه‌های گذشته و زیان آنها نوشتند که به نظر می‌رسد بیش از بیان واقعیت موجود، اقدامی هماهنگ برای شکل‌دهی به بازار بود.

هرچند رسم همیشه افزایش قیمت در بازارها و شکل‌گیری حباب در بازارهای مختلف همین است که غیرحرفه‌ای‌ها در بدترین زمان به بازار ورود کرده و گران می‌خرند و در بدترین زمان از بازار خارج می شوند و ارزان می‌فروشند، اما آنچه در این روزها رقم خورد، روی دیگر سکه خبررسانی از افزایش قیمت‌ها در بازار بود که هیچ محدودیت زمانی و مکانی نمی‌شناخت، همانقدر که افزایش شبانه قیمت‌ها در روزهای تعطیل از سوی برخی رسانه‌ها، نسبتی با واقعیت نداشت، روایت شماری دیگر از رسانه‌ها مبنی بر هجوم شبانه فروشندگان به بازار برای خلاصی از دست دلار هم، بیانگر واقعیت موجود نبود.

سیاست روی تابلو صرافی‌ها

جهش قیمت دلار در ماه‌های اخیر را بی‌شک باید با تأثیر عوامل سیاسی و بین‌المللی در ارتباط دانست، هر جدال کلامی رهبران ایران و آمریکا، هر کنش و واکنشی در میان سیاستمداران تهران – واشینگتن و حتی در پایتخت‌های اروپایی، در این ماهها، مابه‌ازایی در چهارراه استانبول تهران و خیابان منوچهری داشت.

از این رو، می‌توان بخشی از کاهش قیمت‌ها را از این زاویه نیز تحلیل کرد، رسیدن پیام‌هایی مبنی بر تصویب لوایح مربوط به الحاق به کنوانسیون اف.ای.تی.اف و همچنین دیگر لوایح مرتبط با پولشویی و کمک مالی به تروریسم در مجلس شورای اسلامی، انتشار خبر طراحی ساز و کار جدید اروپاییان برای برقرار ماندن روابط بانکی و پولی با ایران، جمع‌بندی کارنامه سفر رئیس‌جمهور ایران به نیویورک، رأی دیوان لاهه در جریان پرونده شکایت ایران همگی می‌توانستند پالس‌هایی مثبت به بازار ارز برای ثبات نسبی در آینده به شمار آیند، هرچند به همین نسبت می‌توان از سرخط خبرهایی نام برد و به اظهارنظرهایی اشاره کرد که اثری معکوس بر این بازار بر جای گذاشتند.

خروج آمریکا از پیمان مودت با ایران، مخالفت تلویحی وب‌سایت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران با تصویب لوایح اف.ای.تی.اف، اظهارنظرهای اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر رد کردن این لوایح، نشانه‌هایی از این دست برای اثری فزاینده بر بازار آزاد ارز به شمای می‌آیند.

از عوامل کم اهمیت‌تر و کم‌‌دامنه‌تری که بر بازار آزاد ارز در این روزها مؤثر بوده، می‌توان به پایان فصل سفرهای خارجی و کاهش نسبی این دست تقاضاها در بازار هم اشاره کرد.

سکته ناقص تکرار می‌شود

اما اینکه این سکته در بازار ارز تداوم داشته باشد و روند کاهش قیمت دلار همچنان ادامه یابد و به تعبیری تعادل جدید در بازار آزاد ارز در سطوحی پایین‌تر، رقم بخورد بستگی به عوامل بنیادینی دارد که به برخی از آنها اشاره شد.

مهم‌تر از همه نقشی است که بانک مرکزی به عنوان بازارساز اصلی و بازیگر عمده این بازار برای خود انتخاب خواهد کرد، اعلام شفاف سازوکار اتخاذ شده برای تعیین قیمت ارز، رفع ابهام از حجم و عمق مداخله و تبیین افق میان‌مدت مدنظر سیاست‌گذار در حوزه اقتصاد از جمله این تعیین نقش است.

هرچند که در این میان تصمیم حاکمیت جمهوری اسلامی برای تعیین تکلیف پرونده‌های گشوده‌مانده‌اش با دنیای پیرامون و نقشی که برای ایران در جهان سیاست و اقتصاد، در نظرگرفته‌اند، در چگونگی رفتار بازار آزاد ارز در آینده، تعیین‌کننده خواهد بود.

تا آن زمان تکرار چنین فراز و فرودها، سکته‌ها، سردرگمی‌ها و نابسمانی‌هایی با شدتی حتی بیشتر به هر دو سوی افزایش و کاهش، چندان دور از ذهن نخواهند بود، نوسانات و نابسمانی‌هایی که برای سرمایه‌گذاری و فعالیت اقتصادی، مرگبار به شمار می‌‌آیند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .