اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسهال طلب'

Dec 09 2014

افشاگری و سپس خودسانسوری جواد امام درباره فساد مالی یک «اصلاح‌طلب»

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: جواد امام چندی پیش در فیس‌بوک خود به فساد مالی یک « اصلاح‌طلب»‌اشاره کرد، اما خیلی سریع پستش را از دید عمومی پنهان نمود. گفته می شود اشاره جواد امام به مدیر کل بانک سپه بوده است.

ماه گذشته، «جواد امام» مدیرعامل بنیاد باران و رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در استاتوسی در فیس‌بوک از فردی سخن گفت که عملکردش موجب ایجاد درآمدهای هنگفت شده است. این استاتوس سریعا حذف شد.

جواد امام نوشته بود:

– سئوال: لطفا با پاسخ خود نسبت به روشن نمودن سره ازناسره اهتمام ورزید؛

شخصی از طریق مقامات ارشد ریاست جمهوری و بانک مرکزی دردولت محمودافغان!(احمدی‌نژاد) در سال‌های۸۸ و۸۹ و در اوج فشارها و بگیر و ببندها و زندان ومحدویت‌هایی‌که برای اصلاح طلبان بود، با توصیه به یکی از بنگاه‌های اقتصادی کشور به عنوان مدیرعامل یک شرکت فاقد فعالیت در کشورعمارات (امارات) منصوب وعلی‌رغم اینکه شرکت فوق عملا فاقد فعالیت و تعطیل بوده ولیکن این شخص ماهانه با زیر فشار قرار دادن مسئولین بنگاه اقتصادی فوق، ماهانه مبلغ 30000 (سی هزار درهم) به‌عنوان حقوق و مزایا دریافت می‌نموده است و پس از آن نیز در سال‌های بعد به‌عنوان عضوهیئت مدیره یکی از شرکت‌های تولید سنگ آهن منصوب و حداقل حقوق و مزایای دریافتی ایشان درشرکت مذکور بدون …. مبلغ 200000000 (دویست میلیون تومان در سال) بوده است. و پس از آن در دولت جدید به‌عنوان مدیرعامل یکی از بنگاه‌های اقتصادی و مالی کشور منصوب می‌گردد.

نامبرده یکی از اقدامات عجیب و غریبش حفظ و حمایت نیروهای رانتی دوره محمود افغان شده است، تا جائی که هر کس به دنبال نقد و افشای روابط ناسالم و عملکرد خلاف آنها برمی‌آید ایشان با توسل به زر، زور، قدرت، جوسازی و توسل به هر نوع دروغ و تهمتی که شده سعی بر حفظ آنها و بدنام کردن سایرین می‌نماید. تا جائی که به دنبال آن برای بعضی از افراد اقدام به تشکیل پرونده‌های قضائی متعدد و برخوردهای قضائی نیز شده‌اند!

سئوالی که مطرح می‌شود؟

«واقعا اسم این شخص را چه می‌شود گذاشت؟»

آیا می‌توان نسبتی بین ایشان با اصلاح‌طلبان تصورکرد؟

البته این مطلب فقط اشاره‌ای کوچک به چند ساله دوران سختی و خانه‌نشینی ایشان بود.

انشاءا… درآینده نزدیک نسبت به معرفی و اقدامات گوهربار!!! ایشان اقدام خواهم نمود.

منبع خودنویس مدعی است که با جواد امام در این باره صحبت کرده است، و آقای امام، سید کامل تقوی‌نژاد را فرد مورد نظر خود در پست فیس‌بوک مورد نظر معرفی کرده است. گفته می‌شود تقوی‌نژاد در سال‌های ۸۸ و ۸۹ مدیرعامل شرکتی در امارات متحده عربی بوده وهم‌زمان نیز درشرکت معدنی چادرملو به عنوان عضو موظف هیات مدیره مشغول به کار بوده است. او که اینک مدیرعامل بانک سپه است، با انتصاب علی عباس شکربیگی [2] بازجوی پرونده اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی، به سمت مدیریت حراست در بانک سپه، راه را برای پیگیری این مورد کلان اقتصادی سخت‌تر کرده است. حمید پورمحمد گل‌سفیدی* نیز راه را برای تحقیق و بررسی بیشتر مسدود کرده است.

تا کنون اصلاح‌طلبان نسبت به مسائل مالی مرتبط با صفدر حسینی، رئیس صتدوق توسعه ملی دولت روحانی، سید کامل تقوی‌نژاد مدیرعامل بانک سپه وسید حمید پورمحمد گل‌سفیدی معاون محمدباقر نوبخت درمعاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهوری سکوت کرده‌اند. صفدرحسینی درسه سال اول دولت خاتمی، استاندارچهارمحال وبختیاری بود. سیدکامل تقوی‌نژاد و حمید پورمحمد گل‌سفیدی دو تن از معاونان حسینی بوده‌اند. صفدرحسینی در دولت دوم خاتمی، وزیرکار و اموراجتماعی و سپس وزیراموراقتصادی و دارایی شد به گفته منبع خودنویس، او در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به فعالیت دربخش خصوصی پرداخت و درسال ۱۳۹۰ به همراه ناصرسیدی، از مجوز اعطایی معاون پیشین خود دراستانداری و قائم مقام وقت بانک مرکزی دولت محمود احمدی‌نژاد (حمید پورمحمد گل‌سفیدی) استفاده کرد و در بحبوحه نوسان نرخ ارز درسال ۹۰، به ثروتی چندهزارمیلیارد تومانی دست یافت.

گفته می‌شود جمعی از اصلاح‌طلبان دنبال تهیه نامه‌ای برای اعتراض به عملکرد«سید صفدرحسینی» به خاطر «سوء استفاده مالی» و اخراج او از جبهه اصلاحات هستند.

ــــــــــــ

*سید حمید پورمحمد گل‌سفیدی دریافت کننده نشان درجه دو لیاقت در دولت قبلی است: «هیئت وزیران درجلسه مورخ ۱۳۹۲/۴/۳۰ بنا به پیشنهاد وزرای عضو کمیسیون بررسی اعطای نشان‌های دولتی و به استناد ماده (۷) قانون تعیین حدود وظایف و اختیارات و مسئولیت‌های ریاست جمهوری – مصوب ۱۳۶۵ – تصویب کرد: نشان دولتی درجه دوخدمت به آقای محمد عباسی، درجه دو لیاقت و مدیریت به آقایان محمد جواد محمدی زاده و سید حمید پورمحمد گل‌سفیدی و درجه دو دانش به آقای فریدون عباسی اعطا می شود.

محمدرضا رحیمی -معاون اول رئیس جمهور».

No responses yet

Aug 30 2014

«ندا»؛ اصلاح‌طلبان نسل دوم یا اصلاح‌طلبی ولایت‌پسند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

علی افشاری: اعلام تشکیل حزب ندای ایرانیان بحث هایی را در بین اصلاح طلبان ایجاد کرده است. از سویی گفته می شود ندا مخفف نسل دوم اصلاح طلبان است اما برخی از موسسان آن می گویند آنها نمی خواهند از این نام استفاده نمایند.

ندا هنوز شکل اصلی خود را پیدا نکرده است اما طبق سخنان برخی از موسسان ، یک جمع دوازده نفره هیات موسس هستند که با محوریت صادق خرازی می خواهند کار سیاسی در داخل نظام و قواعد حاکمیت انجام دهند. اکثر قریب به اتفاق این افراد قبلا در شاخه جوانان حزب مشارکت فعالیت کرده و گرایش اصلاح طلبی میانه داشته اند. تک چهره هایی نیز هستند که زمانی در دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان فعالیت می کردند ولی موضع کنونی شان با مواضع دوران فعالیت دانشجویی فاصله زیادی پیدا کرده و نوعی تنافر را به نمایش می گذارد. این جمع در سال ۱۳۸۸ مدافع معرفی خاتمی در برابر مهندس موسوی بودند.
چگونگی نزدیک شدن این افراد به صادق خرازی مشخص نیست. یکی از موسسان گفته است در حاشیه جلسات با خاتمی با وی آشنا شده و به دلیل دغدغه های مشترک تصمیم به همکاری گرفته اند. اما صادق خرازی بعد از یک دوره بیماری بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در عرصه سیاسی فعال شد و با نگاه انتقادی نسبت به عملکرد اصلاح طلبان خواهان رویکرد جدیدی از سوی آنان شد. البته وی در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد سایت دیپلماسی ایرانی راه انداخته بود و منتقد سیاست خارجی دولت های نهم و دهم بود. اگرچه او به عنوان یک دیپلمات میانه رو و اصلاح طلب شناخته می شود اما فاقد سایقه سیاسی اصلاح طلبی است.
نقطه عزیمت او و خانواده اش جناح راست جمهوری اسلامی است. روابط نزدیک و پیچیده وی با خامنه ای نیز عاملی است که تردید ایجاد می کند وی خواهان تغییر ملموس در وضعیت موجود سیاسی باشد. البته خرازی به خاتمی هم نزدیک است. اما رویکرد سیاسی او حرکت در مدار مشترک خامنه ای و خاتمی است که در بزنگاه های سیاسی شیبش به طرف بیت رهبری است. او سابقه قابل ملاحظه ای در زمینه دفاع از آزادی های سیاسی ، گسترش دموکراسی و اعتراض به سرکوب و انسداد سیاسی ندارد.
در سیاست خارجی در مقایسه با اصول گرایان دیدگاه های بهتر و کارگشاتری دارد اما در نهایت رویکرد وی از مرز های جمهوری اسلامی خارج نمی شود و به لحاظ راهبردی تفاوتی با رویکرد تقابلی ندارد. به عنوان مثال برخی از سخنان وی در زمینه سوریه که در سال ۱۳۹۱ ایراد شده روشنگر است :
« ما منکر اشتباهات بشار اسد درباره چرخش قدرت و پروسه مردمسالاری نمی شویم. ما معتقدیم که آقای بشار اسد در چند ماه گذشته ضعیف عمل کرده است. بشار باید مشروعیت اقدامات و تداوم در قدرت را به حضور مردم موکول کند. بشار اسد باید برای اجرای سیاستهای اصلاحی از گروههای مختلف مذهبی و سیاسی استفاده کند. اما اشتباهات بشار به منزله این نیست که ما متحد استراتژیکمان را رها کنیم. ما یک مساله مهمتری از موجودیت حکومت بشار در منطقه داریم و آن هم «مقاومت» است. استکبار و استعمار جهانی در تلاش است تا دولت سوریه را به عنوان نماد و عقبه مقاومت شکست دهد. بعد از آن حزبالله را خلع سلاح کنند و پس از آن سراغ ایران بیایند اما مطمئنم که در مورد ایران موفق نمی شوند. ایران بیدی نیست که با این بادها بلرزد.»
او در همان مصاحبه با انتقاد تند از اصلاح طلبان پیشرو می گوید:« اما به زعم من بزرگترین ضربات را دستگاه سیاست خارجی از تندروی خودیها خورد. برخی مواضع و رفتارهای هنجارشکنانه عده ای محدودیتهای جدی برای متولیان سیاست خارجی به وجود آورد. برخی و عدهایی که از سیاستمداران چپ کور بی منطق بودند با یک گردش یک شبه به سیاستمداران روشنفکر اصلاح طلب نمایی تبدیل شدند که مشکل همه مسائل را در خود ارعابی و وادادگی محض جستوجو می کنند؛ اقدامات خارج از ضوابط برخی از اصلاح طلبان مثل مذاکرات با برخی از گروگانهای سفارت آمریکا که خودشان عاملش بودند، در برقراری روابط با آمریکا مانع ایجاد کرد. این دسته از اصلاحطلبان با استحاله تدریجی افکار تند خودشان به قیمت نادیده انگاشتن تمام توان و ظرفیت ملی به قدری دردسر ساز شدند که از حد تحمل گذر کرد. یکی از دغدغه های عمده مسوولان کنترل غضنفرهای اصلاح طلب خواندهای بود که بی دلیل مرعوب هیمنه قدرت غرب شدند.»
وی در جریان مجادله مکتوب با عباس عبدی، بیشتر به انتقاد از اصلاح طلبان رادیکال پرداخت. خرازی در انتخابات ۹۲ با قالیباف همکاری داشت و بر مبنای برخی از گزارش ها از روحانی انتظار داشت وی را به سمت وزیر خارجه بگمارد و بعد از ناکامی با دولت یازدهم فاصله گرفت و برخوردی انتقادی با عملکرد ظریف دارد. او در ماه رمضان امسال نیز گفت اصلاح طلبان باید پوست اندازی کنند و بدینترتیب زمینه را برای فعالیت خود در ارائه چهره محافظه کار تری از اصلاح طلبی مساعد ساخت. بنابراین اگر چه اعضاء هیات موسس از جوانان اصلاح طلب هستند اما وزن اصلی در این حزب را صادق خرازی دارد و قدرت مالی و حاشیه امنیت وی او را در موقعیت اصلی سیاستگذاری برای این حزب جدید قرار می دهد.
مواضع و دیدگاه ها
این حزب با نگاه انتقادی به عملکرد اصلاح طلبان بعد از سال۱۳۸۸ می خواهد به جای نگاه آرمانی رهبران مشارکت ، برخوردی عمل گرایانه را در دستور کار قرار دهد و با برخوردی کاملا پارلمانتاریستی اصلاح طلبی محافظه کار در درون خطوط قرمز و مرز های سیاسی نظام را پیش ببرد. آنها خود را معتقد به تعریف سید محمد خاتمی از اصلاح طلبی می دانند.
تفاوت اصلی آنها در نزدیک شدن به خامنه ای و سرمایه گذاری بر روی اعتماد سازی با رهبری است و بار اصلی مشکلات در مواجهه با راس هرم قدرت را ناشی از تند روی اصلاح طلبان معرفی می کنند. آنها می خواهند در همه انتخابات ها شرکت کنند و از این طریق اهداف اصلاح طلبانه را جلو ببرند. برخی از اعضاء این گروه با رهبری دیدار داشته اند. سجاد سالک
حضور در بیت رهبری یک اتفاق نبود، یک تصمیم فردی هم نبود. بلکه حاصل مجموعه تاملات و بررسی‌های فراوان درباره شکل سیاست‌ورزی با جمعی از دوستان و در واقع یک رویکرد بود. رویکرد جمعی که به این نتیجه رسیده یکی از کاستی‌های اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته دور شدن از رهبری و نادیده گرفتن اقتدار نهادهای مختلف نظام بوده است.
  یکی از افراد یاد شده در صفحه فیس بوک خود نوشت: «حضور در بیت رهبری یک اتفاق نبود، یک تصمیم فردی هم نبود. بلکه حاصل مجموعه تاملات و بررسی‌های فراوان درباره شکل سیاست‌ورزی با جمعی از دوستان و در واقع یک رویکرد بود. رویکرد جمعی که به این نتیجه رسیده یکی از کاستی‌های اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته دور شدن از رهبری و نادیده گرفتن اقتدار نهادهای مختلف نظام بوده است.»
در وب سایت هایی چون سلام نو که مواضع نزدیک به این گروه منتشر می شود، نوع تمجید و پوشش دادن اخبار خامنه ای تفاوتی با اصول گرایان ندارد.
بنابراین گرایش سیاسی این گروه عقب نشینی به دوران ماقبل اصلاح طلبی گروه های خط امام و عقب گرد از تحولات سیاسی و نظری اصلاح طلبان از نیمه دوم دهه هفتاد است. شاید بیشتر آنان به گفتمان اعتدال نزدیک باشند. اما سر بر آوردن این گروه موید شکل گیری محافظه کاری سیاسی در بخشی از فعالان سیاسی داخل کشور است که از بن بست موجود و تنگناهای سیاست ورزی هزینه دار مستاصل شده اند.
آنها فکر می کنند با کاهش فاصله و انتقاد از بخش مسلط قدرت می توانند فضای تنفس و فعالیت پیدا کنند. اما رفتار شناسی حکومت نشان می دهد که از فعالیت این گروه و ایجاد شکاف و واگرایی در بین اصلاح طلبان استقبال می کند اما در عرصه حکومت به غیر از موقعیت های حاشیه ای به آنها میدان نمی دهد. برای حکومت کند روی و تندروی اصلاح طلبان مسئله اصلی نیست بلکه این جریان را خودی نمی داند و نمی خواهد در مناصب حساس و کلیدی قدرت حضور داشته باشند. اما در عرصه سیاسی می خواهد گرایش اصلاح طلبی محافظه کار و کم خطر وجود داشته باشد تا از این طریق فضای اپوزیسیون و نیرو های جامعه مدنی را مدیریت نماید. بخصوص بعد از تجربه جنبش سبز رهبری و بخش مسلط قدرت به صدا هایی در بین اصلاح طلبان و معترضان به وضع موجود نیاز دارند که مشکلات سیاسی کشور را ناشی از تند روی مخالفان و اصلاح طلبان صورتبندی نمایند و راه کار های سازش گرایانه با قدرت را ترویج نمایند.
از این رو فارغ از اهداف و انگیزه ها واقعی موسسان ندا، خروجی فعالیت های آنها در شکل کنونی آب به آسیاب اقتدار گرایان ریخته و در زمین رقیب بازی می کنند. البته موضو ع صادق خرازی با موسسان جوان فرق دارد. او بعد از شکل گیری گفتمان اعتدال ،قرصت را برای کسب موقعیت سیاسی و تحقق بلند پروازی های سیاسی خود مهیا دیده و برنامه هایی برای کسب مقامات بالای سیاسی دارد.
تشکیل هر گروه سیاسی به شرط رعایت الزامات کار امر مثبتی است . تشکل ندا نیز می تواند بخشی از علائق سیاسی را نمایندگی کرده و به توسعه سیاسی کمک نماید. اما نخست باید تعریف مناسبی از خود ارائه دهند. اگر چه بخش مهمی از جوانان مشارکت و مشاوران جوان خاتمی در بین آنها هستند ،اما آنها تمامی جوانان اصلا ح طلب و یا نسل دوم را نمایندگی نمی کنند . همچنین اگر قرار باشد دبیر کل آنان صادق خرازی باشد دیگر طرح نسل دوم به لحاظ سنی درست نیست. متناسب کردن ادعا ها با وزن واقعی این گروه و عدم استفاده از عنوان های عام و فراگیر ضمن اینکه لازمه فعالیت بهداشتی سیاسی است این گروه را از انتقاد ها نیز مصون می دارد.

نسبت با اصلاح طلبان
تشکیل حزب جدید و بخصوص استفاده از نسل دوم اصلاح طلبی و یا زمزمه ضرورت بازنشسته شدن نسل اول اصلاح طلبان باعث ناخرسندی چهره های شناخته شده اصلاح طلبان شده است. برخی نیز نگران هستند که آنها در دام رقیب افتاده و مورد سوء استفاده قرار بگیرند. عبدالله ناصری در مصاحبه با روزنامه اعتماد در برخوردی انتقادی اعلام داشت که نسل اول اصلاح طلبان زنده و برقرار هستند.
اصلاح طلبان میانه و رادیکال در دوران روحانی هنوز یا محدودیت های بسیار مواجه هستند. احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کماکان ممنوع الفعالیت هستند و چشم انداز روشنی برای لغو ممنوعیت آنها وجود ندارد. در چنینی شرایطی اگر حزبی از فعالان نزدیک به اصلاح طلبان تشکیل شود اگر حالت جایگزینی پیدا نکند برای آنها مفید است. اما آنها نگران هستند که تشکلی مثل ندا با توجه به مواضعی که دارد عملا به تخطئه عملکرد اصلاح طلبان در گذشته بپردازد و در عمل با تقویت گفتمان رقیب اصلاح طلبان موقعیت ضعیف تری پیدا کنند. از این رو تشکیل ندا شکاف جدیدی را در داخل اعضاء حزب مشارکت ایجاد کرده است.
موضع خاتمی با این تشکل روشن نیست. حجت شریفی از موسسان مدعی است آنها با خاتمی مشورت کرده و وی توصیه نموده است که از عنوان نسل دوم اصلاح طلبی استفاده ننمایند. اما تلاش این گروه برای گشودن باب تعامل با خامنه ای با رویکرد حداقلی این روز های خاتمی سازگار است. اما بحث زاویه داشتن این گروه با خاتمی در حدی مطرح است که هادی حیدری سخنگوی ندا ادعای عبور از خاتمی را رد کرد. محمد رضا تاجیک ارتباط بین ندا و مواضع وی در زمینه ضرورت تعریف نو اصلاح طلبی را رد کرد.
اگر چه اختلافات فوق وجود دارد اما عقب گرد اصلاح طلبان و فاصله گیری از مشی موسوی و کروبی و همراهی آنها با پارادایم تحول خواهی محافظه کار زمینه را برای شکل گیری تشکلی مانند ندا مساعد ساخته است.
فعالیت های آینده تشکل ندا نشان خواهد داد که در عمل چه سمت و سویی را خواهد رفت اما سرمایه گذاری در جلب اعتماد دیکتاتور و آب به آسیاب استبداد دینی ریختن بیراهه ای است که منفعتی برای کشور و مردم ندارد.

No responses yet

Aug 10 2014

اصلاح طلبان جوان پاسخ می دهند: چرا به بیت رهبری رفتم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

پارسینه: حضور در بیت رهبری یک اتفاق نبود، یک تصمیم فردی هم نبود. بلکه حاصل مجموعه تاملات و بررسی های فراوان در باره شکل سیاست ورزی با جمعی از دوستان و در واقع یک رویکرد بود.
به گزارش پارسینه، در مراسم عید فطر امسال در بیت رهبری، برخلاف سالهای گذشته، چند چهره اصلاح طلب حضور داشتند، سجاد سالک روزنامه نگار اصلاح طلب در یادداشتی به چرایی این حضور پرداخته است.
متن این یادداشت بدین شرح است:

درباره این جلسه قصد نداشتم توضیحی بنویسم اما چون با وجود گذشت یک هفته همچنان با سوال هایی رو به رو می شوم به ذکر چند نکته بسنده می کنم.

1- حضور در بیت رهبری یک اتفاق نبود، یک تصمیم فردی هم نبود. بلکه حاصل مجموعه تاملات و بررسی های فراوان در باره شکل سیاست ورزی با جمعی از دوستان و در واقع یک رویکرد بود. رویکرد جمعی که به این نتیجه رسیده یکی از کاستی های اصلاح طلبان در سال های گذشته دور شدن از رهبری و نادیده گرفتن اقتدار نهادهای مختلف نظام بوده است.

2- من در رابطه با حاکمیت از فرمولی به نام «قوام متقابل» دفاع می کنم. قوام متقابل ناظر به این است که بهبودخواهان در راستای تقویت حکومت گام بردارند و البته از این فرصت برخوردار شوند تا جبهه اصلاح طلبان را تقویت کنند. این اتفاق در سال های گذشته رخ نداد. یعنی تحول خواهان در مقاطعی تا جایی که توانستند حاکمیت را تضعیف کردند و در چنین تقابلی البته اصلاح طلبان و تشکل ها و بدنه طبقه متوسط را هم در نهایت تضعیف شده دیدند.

3- کاهش شکاف های اجتماعی و سیاسی، یکی از الزامات توسعه یافتگی است. در نتيجه نگاه من اين است كه رويكرد نسل دوم اصلاح طلبان بهتر است كاهش تنش و مصالحه با نخبگان اصولگرا و نهادهای پرنفوذ براي پيشبرد امور باشد. سیاست ورزی با کینه و کدورت پیش نمی رود. برای من مسئله ای به نام ایران اهمیت دارد. من دغدغه توسعه یافتگی کشور را دارم و با توجه به تنوع و تکثر حاکم بر کشور و قدرت نهادها و ارگانها، بهترین راه را ارتباط و تعامل می دانم.

4- جریان های تنگ نظر در کشور، قدرت زیادی دارند. در این شرایط یا باید از راه فشار و رفتار چریکی دنبال بهبود وضع موجود بود و خواب و خیال تحول ناگهانی داشت یا به معنی واقعی کلمه اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز رفتار کرد و امید به بهبود تدریجی بست و حتی از توقف برای همراه کردن مخالفان هم ابایی نداشت.

5- افراد و گروه ها اگر می خواهند بیرون گود بنشینند خب طبیعی است که می توانند موضع منتقدانه ای ابراز کرده؛ یا آرمان ها را برجسته کنند یا زمین و زمان را دست بیندازند اما اگر کسی یا جریانی تصمیم گرفت در یک چارچوب مشخص فعالیت اصلاحی کند نمی تواند مناسبات رسمی حاکم بر آن مجموعه را نادیده بگیرد.

سجاد سالک/روزنامه نگار اصلاح طلب

No responses yet

Apr 21 2014

نامه به یک ” ضد ولی فقیه ” از آل خامنه ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: حقیقت آنست که تاچندی پیش مطمئن بودم حکومت سید علی خامنه ای دوام زیادی نخواهد داشت و بی کفایتی های همراه با فساد گسترده این حکومت ، موجب خلاصی ملت ایران ازاین ننگ تاریخ ایران خواهد شد. اما اکنون بر این باورم تا رفسنجانی ها و خاتمی ها هستند و هرروز به نحوی مردم را از شرایط پس از سقوط این دیکتاتور حقیر می ترسانند عمر این حکومت ادامه پیدا خواهد کرد. پس فعالیت های سیاسی خود را با فرض تداوم این بلای آسمانی برای مدتی دیگر ، تنظیم می کنم .اگر چه متأسفم که بگویم تداوم این حکومت را موجب فروپاشی ایران می دانم . نامه زیر را بر همین اساس برای آقای سید هادی خامنه ای می نویسم. در ابتدا این نکته را بگویم باهمه مصیبت هایی که اختیارات نامحدود ولی فقیه بر سر کشور و مردم آورده، بعید می دانم هیچ صاحب تدبیر منصفی همچنان به ولایت فقیه معتقد باشد . در عین حال از رودربایستی ها در جناح اصلاح طلب مطلعم . لذا از اینکه سید هادی خامنه ای را ” ضد ولابت فقیه ” بنامم خودداری می کنم اما با خیال آسوده لقب ” ضد ولی فقیه “را به او می دهم و با همین تلقی با او سخن می گویم. سید هادی خامنه ای به ملاقات خانواده هایی می رود که زندانی کینه ” ولی فقیه ” هستند. سید علی خامنه ای ، با خشم بسیار در خصوص کروبی و موسوی سخن می گوید و سید هادی خامنه ای در برابر مقاومت آنان سر تعظیم فرو می آورد. سید علی ، با خود خواهی از احمدی نژاد حمایت می کرد و سید هادی از نخستین روزها ، رسوایی آفرینی های احمدی نژاد را یادآوری می نمود. سید علی ، با تحمیل نظارت استصوابی ، مجلسی از” گوسفند پیشگانِ دنباله رو” درست کرده وسید هادی از نخستین مخالفان این رویه غیر عاقلانه و استبدادی بوده است . در یک کلام بگویم رفتار سیدهادی خامنه ای نشان می دهد او در سالهای اخیر مرحله ” انتقاد از رفتار رهبر” را پشت سرگذاشته و به” ضدیت علنی با تصمیمات او “رسیده است . لذا بدون هیچ نگرانی، او را ” ضد ولی فقیه در آل خامنه ای ” می نامم و برای خلاصی ملت از ظلم برادر فاسد و دیکتاتورش ، از او استمداد می کنم. نامه زیر با همین هدف نوشته شده است. البته در این نامه سعی کرده ام با زبانی که برای خانواده های مذهبی و روحانیون آشناست سخن بگویم. آنان ، درگذشتگان خود را نیازمند طلب آمرزش و مغفرت می دانند و از نظر آنان ، یکی از مصیبت ها برای هر فوت شده ای ” لعن و نفرین عمومی ” است .

جناب آقای سید هادی خامنه ای !
سلام . این نامه را کسی برای شما می نویسد که با او به خوبی آشنا هستید. بارها در دفتر شما در خیابان هانری کربن و سپس دفتر روزنامه حیات نو در جلسات چند نفره و گاه دو نفره ، سخن گفته ایم. شناخت من از برادرتان – سید علی خامنه ای – هم با سخنان شما ، تکمیل شده است و این یکی از دلایل نوشتن این نامه است . من گمان می کنم بخش قابل توجهی از مصیبت های امروز کشورمان به خاطر ویژگی های شخصی یا به عبارت بهتر مشکلات آسید علی آقا در دوران کودکی و جوانی است و شما تنها عضو خانواده خامنه ای هستید که می توانید با افشای برخی از آنها، به مردم ایران برای خلاصی از ظلم و فساد کمک کنید. شما نه تنها دل به رانت نزدیکی با این رهبر بی کفایت نبسته اید بلکه شجاعانه با برخی اقدامات او مخالفت کرده اید و بابت همین مخالفت ها ، هم حمله چماقداران رهبر در قم به خود را به جان خریده اید هم گزاف گویی های سخنگویان او را. شما در سال دوم رهبری سید علی ، دادگاه ویژه روحانیت را تجربه کرده اید و در سالهای میانی آن ، توقیف روزنامه خود را. اینها همه نشان می دهد سید هادی خامنه ای حاضر نبوده به خاطر رانت خواری یا دلخوشی برادر ، چشم بر حقایق ببندد. اما دلیل دیگری هم برای نوشتن نامه به شما دارم. سید هادی خامنه ای بخواهد یا نخواهد برادر سید علی است .پس هر گاه یکی از میلیونها ایرانی ظلم دیده و به جان رسیده ، آهی از دل برکشد خواسته یا ناخواسته از ” پدر و مادر رهبر ” نیز یاد می کند که البته دامنگیر عزیزان سفر کرده سید هادی هم خواهد شد . به خاطر بی کفایتی و فساد گسترده ای که درسایه رهبری سید علی بر ایرانیان تحمیل شده ، صدها هزار پدر و مادر سرپرست خانوار درسالهای گذشته شرمنده فرزندان خود بوده اند. یقین دارم هر یک از آنان بارها از اعماق دل به مسببین این وضعیت ، نفرین و لعن کرده اند ودر این لعن و نفرین ، والدین سید علی را هم بی نصیب نگذاشته اند. هزاران دختر مظلوم ایرانی به دلیل نیاز مالی به کارهای نا مطلوب تن می دهند . این دختران ، تصاویر دختران نیمه عریان لبنانی را می بینند که به پاس ولخرجی های سید علی در لبنان ، تصاویر سید حسن نصراله را دردست دارند و درخیابانهای بیروت می رقصند. آیا این دختران به هنگام آه کشیدن های خود ، نزدیکان سید علی – مرده و زنده- را بی نصیب می گذارند؟ خانواده دهها هزار ایرانی که عزیزانشان در جاده های غیراستاندارد ایران جان باخته اند وقتی خبر بازسازی صدها کیلومتر جاده در لبنان با هزینه جمهوری اسلامی را می شنوند چه عکس العملی نشان می دهند ودر حق پدر و مادری که سید علی ، بازمانده آنهاست چه می گویند ؟ بعید می دانم سید هادی که من می شناسم از این عاقبت برای والدین خویش که دستشان از دنیا کوتاه است خوشحال باشد.

آقای سید هادی خامنه ای ! همه اینها را نوشتم تا به اصل خواسته خویش از شما برسم. من هرچه در رفتار سالیان اخیر برادر شما جستجو می کنم نشانه ای از تدبیر حتی از نوعی که دیکتاتورهای صاحب خرد به آن پایبد هستند نمی بینم. من و شما به خوبی می دانیم که رهبر جمهوری اسلامی از نخستین روز رهبری در تصمیمات کلان ، به شدت تحت تأثیر کینه جویی های شخصی بوده است. اما اکنون کار از کینه جویی های هزینه ساز گذشته و او همواره به دنبال مطرح بودن نام خویش است . او گاه به روشی متوسل می شود که در تاریخ به نام برادر حاتم طایی ثبت شده است . اما دغدغه غالب او آنست که گماشتگان بی هویت او در قوای سه گانه حکومتی ، عربده تبعیت بکشند. برای او فقط مهم است که عده ای ” اطاعت نامه” بنویسند یا در تریبون ها ، از حکمت مقام عظمی سخن بگویند. پس تلاش می کند هر روز بیش از گذشته ، نهادهای حکومتی و تریبون ها را از “انسان ” ها خالی تر کند و به موجوداتی بسپارد که برای آنچه ” جیفه دنیا ” می نامند دین و دنیای خود را قربانی ” اطاعت جویی ” آسید علی آقا کنند.او آنگاه که محتاج جلب توجه می شود نه به بازتاب جهانی سخنان خویش می اندیشد نه به پیامد داخلی اقدامات خود. یک روز با بی ادبی تمام ، مردم امریکا و اروپا را از نژاد وحشی ها می نامد و روز دیگر با لجاجت بر یک موضوع ، تحریم ها را به ارمغان می آورد و اقتصاد کشور را تا مرز ورشکستگی کامل پیش می برد.انتظار او از دست نشاندگان بی اراده نیز اعلام فوری تبعیت و التزام عملی به آن اعلام پایبندی است .یکی از سخیف ترین نمونه ها از این اظاعت خواهی و اعلام اطاعت ، در موضوع جمعیت کشور مشاهده گردید. در حالی که به دلیل خزانه خالی ، همه نهادهای حکومتی و تریبون های وابسته به رهبر ، حنجره می درانند تا مردم را از دریافت یارانه منصرف کنند رهبر که سخنی برای جلب توجه پیدا نکرده از لزوم ازافزایش جمعیت سخن می گوید. عده ای بی هویت هم در مجلس، سردمدار بستن راههای علمی کنترل جمعیت می شوند. یقین دارم آن شب که عده زیادی از مردم در ایران ، از میزان بلاهت نمایندگان مجلس انگشت حیرت به دندان گرفته بودند سید علی به خود می بالید که مجلس را به اعلام تبعیت دوباره از” رهبر تملق خواه ” وادار نموده است. همانطور که در جریان حمایت های هزینه ساز خود از احمدی نژاد ، تنها لذت او احساس تبعیت گوسفند وار همه ارکان کشور از رهبر بود در حالی که قریب به اتفاق عقلای وابسته به نظام از جناح های مختلف ، مدیریت احمدی نژادی را همانند سم مهلک برای کشور می دانستند و رهبر از مواضع آنان مطلع بود.

آقای آسید هادی ! می دانم که بسیاری از خوانندگان این نامه ، مرا به ساده سازی امور ایران متهم خواهند کرد. اما قطعاً شما در دل با من همراهید و می دانید که برای برخی اظهارات و اقدامات برادرتان ، هیچ دلیلی جز اثبات همه کاره بودن خودش و ناچار بودن همگان به اطاعت از او وجود ندارد. او می خواهد ثابت کند که در ایران هیچ چیز خارج از اراده رهبر اتفاق نمی افتد . حتی اگر حادثه ای پیش بیاید که او با آن موافق نبوده ، اینگونه جلوه می دهد که همه چیز تحت کنترل اوست . از خودتان شنیدم که آسید علی آقا به شما گفته : ” من به محض شنیدن خبر پیروزی انتخاب آقای خاتمی در دوم خرداد ، سجده شکر به جا آوردم “. هنگام بازگویی این سخن ، یقین کردم که شما هم این دروغ را باور نکرده اید و آن را نشانه ای از علاقه رهبر به اثبات تسلط خود بر همه امور می دانید.
اقای خامنه ای ! می دانم سایر برادران شما هم به خوبی، روحیات ومشکلات دوران جوانی و کودکی آسید علی آقا را می دانند اما به خاطر حفظ منافع خویش ، سکوت پیشه کرده اند. اما شما از نخستین روز رهبری او ، تلاش کردید سید هادی خامنه ای باشید نه برادر رهبر. در سال شصت و نه یا هفتاد که آقای کروبی رئیس مجلس سوم بود از او شنیدم که در یکی از سفرهای استانی شما با شیخ همراه بوده اید و با هم به خانه یکی از خانواده شهدا رفته اید. شیخ به هنگام معرفی ، شما را برادر رهبر معرفی کرده بود و شما بعد از ترک منزل شهید با عتاب به شیخ گفته بودید که ” این چه وضع معرفی کردن است ؟” شیخ می گفت به شوخی به آسید هادی گفتم از این به بعد هر کجا با هم رفتیم می گویم ” ایشان آسید هادی خامنه ای است که رهبر، برادر ایشان است.” شما که اینگونه بوده اید باید تفاوت خود با برادران رانت خواه خویش را نشان دهید. حال که به برکت تلاش برخی اصلاح طلبان ، قرار است چند صباحی دیگر، برادرتان بر کشور و ملت ایران مسلط باشد شما می توانید با یک اقدام تاریخی ، نام خویش را در تاریخ جاودانه کنید و آه و نفرین ها در حق پدر و مادر را به طلب آمرزش برای آنان تبدیل نمایید. کافی است بخشی از مشکلات و کمبود های دوران کودکی و جوانی رهبر را با مردم در میان بگذارید و برخی روش ها که کمبود های او را تشفی می دهد را نیز اطلاع رسانی کنید. می دانم او دیگر سید علی نیست که بسته ای سیگار اهدایی یا سفری به یک شهر ، او را خوشحال کند اما هنوز شما تنها کسی هستید که می توانید تجربیات خویش از نحوه خاموش کردن آتش حسد و کینه رهبر را با مردم در میان بگذارید.

آقای سید هادی خامنه ای ! شنیده ام که شما در عنفوان جوانی در زندان شاه ، به شدت مقاوم بوده اید و شکنجه ها ، شما را به تسلیم وادار نمی کرده است. پس اکنون که دهه هفتم عمر خود را سپری می کنید دلیلی برای ترس شما وجود ندارد. البته اگر ترس هم داشته باشید به شما حق می دهم . لابد شما هم ازکسانی که زندان دو رژیم را تحمل کرده اند شنیده اید که رفتار بسیاری از مأموران اطلاعاتی و زندانبانان شاه از همتایان آنها در جمهوری اسلامی ، شرافتمندانه تر وانسانی تر بوده است. اما بعید می دانم ترس شما در حدی باشد که در برابر اینهه هزینه سازی برادرتان برای کشور سکوت کنید و به فکر چاره در این مورد نباشید.پس لااقل به پیشنهاد من فکر کنید.

No responses yet

Mar 17 2013

تاریخ مصرفی که تمام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,انتخاباتی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: جریان اصلاح‌طلبی حکومتی و یا به تعبیر صحیح‌تر بساط مشاطه‌گری در نظام منحوس ولایت فقیه از آن‌دسته کلاه‌های گشادی بود که بر سر ملت ایران رفت به صورتی که گشادی آن اگر از کلاهی که در جریان تصویب اصل منحوس ولایت فقیه بر سر ملت ایران گذاشته شد بیشتر نباشد، قطعا کمتر نبوده است.

اشکال اساسی در جامعه روشنفکری ما که به جامعه سیاسی نیز تسری می‌یابد بروز حرکات احساسی است به صورتی که فرصت موج‌سواری را به راحتی در اختیار منفعت‌طلبان -که کم تعداد نیز نیستند- قرار می‌دهد.

به جریان انقلاب ۵۷ برگردیم، خمینی که بود؟ آیا آن آخوند مرتجع و دروغ‌گو چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد و در ادامه خیانتی در حق این مردم به انجام رساند که اثرات آن تا ده‌ها سال پس از خشک شدن شجره خبیثه ولایت فقیه همچنان بر جای خواهد بود.

به جریان سال ۷۶ برگردیم و دود و دمی که شاگرد خلف آن دروغ‌گوی بزرگ تاریخ به راه انداخت را مرور کنیم. خاتمی که بود؟ آیا این آخوند به اصطلاح روشنفکر چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که باز هم از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد. از جامعه مدنی آغاز کرد و به مردم سالاری دینی ختم نمود. مردم‌سالاری دینی چه بود؟ مفهومی برای بزک عمارت پوسیده ولایت فقیه. به چه صورت؟ جمهوری یعنی مردم‌سالاری و ولایت فقیه یعنی دینی! به همین سادگی و پس از هشت سال فریب مردم و بر باد دادن هزاران زندگی و جوانی و امید و آرزوی یک ملت با یک کلمه «تدارکاتچی» عذر بدتر از گناه آورد و به کنج عافیت خویش خزید.

در جریان پروژه اصلاح‌طلبی حکومتی و قلابی چه اتفاقی افتاد؟ یک سری حرف‌ها زده شد. پرونده میکونوس به خوشی به بایگانی سپرده شد! فرصتی برای پروژه ضد ملی «بمب اتمی» ارتجاع فراهم شد. تشکیلات تروریستی ولایت فقیه در سراسر منطقه گسترده شد و هشت سال هم آدرس غلط به مردم داده شد. در انتها خاتمی چه هزینه‌ای پرداخت کرد؟ آیا در حصر قرار گرفت؟ یا فرزندانش از مسافرت به اروپا محروم شدند؟ حقوقش کم شد؟ مشکل معیشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی برای ایشان افتاد؟ راستی برای شخصی «بی خاصیت و ثناگو» مگر می‌شود اتفاقی هم بیافتد؟

ریشه اختلاف بین ما و رژیم منحوس ولایت فقیه چیست؟ این سوالی است که باید ده‌ها و صدها ساعت درباره آن اندیشه شود. آن نیروی سیاسی که نمی‌تواند ریشه اختلاف را درک کند و یا می‌تواند ولی به علت بند ناف ارتزاقش توانایی بیان آن را ندارد اساساً صلاحیت حضور در جبهه آزادی‌خواهی را ندارد!

ریشه اختلاف ما با دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یک جمله بیشتر نیست: «حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردمی». حقی که از فردای تاسیس نهاد ارتجاعی ولایت فقیه توسط «ملایان دین فروش» به سرقت رفت.

وضعیت هر دستگاه سیاسی از دو حال خارج نیست. یا حق حاکمیت مردمی در آن به رسمیت شناخته می‌شود یا نمی‌شود. در این بین حالت میانه و وسط وجود ندارد. آن دسته از دستگاه‌های سیاسی که این حق را به رسمیت می‌شناسند با ساز و کارهای قانونی اصلاح پذیر هستند. در رژیم منحوس ولایت فقیه با پدیده‌ای روبرو هستیم که خود را اساساً زمینی نمی‌داند، سازش و چانه زنی با چنین انحراف بزرگ فکری که لباس قانون نیز پوشیده است اساساً ممکن نیست.

چه چیزی قرار است اصلاح شود؟ بر سر چه چیزی قرار است سازش شود؟ رژیم منحوس ولایت فقیه خود از پایگاه اجتماعی خویش بیش از هر کسی مطلع است. پذیرش «حق حاکمیت مردمی» از سوی رژیم منحوس ولایت فقیه یعنی عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه و عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه یعنی فرو ریختن «سلسله آخوندیان». به همین سادگی!

صحنه آنقدر روشن است که نیاز به هیچ تحلیل و زیاده‌گویی نیست. تنها یک نگاه ساده به عناصر اصلی باقی مانده در دستگاه سراسر فساد ولایت فقیه خود بیشتر از ده‌ها صفحه تحلیل گویاست! خامنه‌ای، جنتی، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، مصباح یزدی و تعداد دیگری از مفت‌خوران و فسیلان حوزه علمیه که تعدادی اوباش با نام پاسدار و بسیجی وظیفه حراست از آنان را به عهده دارند. این است تمام جمهوری اسلامی!

در چنین شرایطی که به مدد رشادت فرزندان دلیر این سرزمین، سنگرهای دروغ‌گویی و مشاطه‌گری ارتجاع در هم شکسته و ناقوس مرگ دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه بلندتر از همیشه به صدا در آمده است مجدداً جریان منحط فکری و سیاسی اصلاح‌طلبی حکومتی که یک سر آن در آخور ثروت‌های باد آورده در نظام شیطانی ولایت فقیه و سر دیگر آن در جنایت‌های هولناک ده سال اول انقلاب درگیر است در سودای برپایی بساط مشاطه‌گری است. این مردگان متحرک که هنوز از خواب بیدار نشده و از خاک‌سپاری خود در قبرستان تاریخ بی‌خبرند گمان می‌کنند بساط بندبازی و رقاصی ایشان در صحن سیرک جمهوری اسلامی همچنان قادر است تا جماعتی را چند صباحی دیگر به خود مشغول دارد. زهی خیال باطل!

اراجیفی چون بازگشت به شرایط قبل از انتصابات ۸۸ و یا حاکمیت دوگانه تعابیری هستند که باید هم از سوی شیادانی که بند ناف ارتزاق و حیات‌شان به رژیم شیطانی ولایت فقیه متصل است بیان و تبلیغ شود! اینان برای حفظ دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی خویش تلاش می‌کنند. اشکال از ایشان نیست، اشکالی اگر بوده است از سادگی جامعه روشنفکری ما است که اساساً اجازه عرض اندام به این معلوم‌الحالان داده است.

به صراحت اعلام می‌کنیم «حق حاکمیت مردمی و حق تعیین سرنوشت با محوریت همیشگی صندوق رای» حقی سازش‌ناپذیر است که در شرایط کنونی در شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ترجمه و خلاصه می‌شود. کوچک‌ترین انحراف و عدول از مسیری که این قطب نمای حرکتی به ما نشان می‌دهد موجب پرتاب دوباره ما به ناکجا آباد است. مشاطه‌گرانی که سرسپردگی فکری و عملی خود را در ده‌ها مورد نسبت به ارتجاع ولایت فقیه به اثبات رسانده‌اند اساساً بخشی از رژیم منحوس ولایت فقیه محسوب می‌شوند و هیچ سنخیتی با جنبش آزادی‌خواهی ایران نداشته و ندارند.

اعلامیه سبز تلاش خواهد کرد تا با گسترده نمودن و بسط قسمت منتشر نشده‌ی مقاله، بخش دوم آن را طی هفته‌ی آتی در اختیار سایت محترم خودنویس قرار دهد.

No responses yet

Mar 03 2013

دریوزگی اسهال طلب‌ها به درگاه سید علی گدا: ‘جبهه اصلاح طلبان’ به آیت‌الله خامنه‌ای نامه نوشته‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: آقای حق شناس گفته است که نامزد اصلی “جبهه اصلاح طلبان” در انتخابات محمد خاتمی است و آنها منتظر تصمیم او در مورد نامزدی در انتخابات هستند

محمد جواد حق‌شناس، نایب رئیس جبهه اصلاح‌طلبان (جبهه مردمسالاری سابق) اعلام کرده که این جبهه به همراه جبهه اعتدال‌گرایان دو هفته پیش نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران نوشته‌اند و از وی برای گفتگو در باره انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، درخواست دیدار کرده‌اند.

آقای حق شناس به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته که هدف از این نامه “بیان دغدغه های اصلاح طلبان نسبت به انتخابات سال آینده، فضای سیاسی کشور، رقابت های انتخاباتی و حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی است.”

به گفته این عضو جبهه اصلاح طلبان، هدف این جبهه این است که بتواند ضمن ارائه نظرات خود به آیت الله خامنه ای، از نظرات او مطلع شود.

جزئیات این نامه مشخص نشده اما آقای حق شناس به خبرگزاری مهر گفته که “در این نامه در خصوص انتخابات ۹۲ و چگونگی فعال شدن احزاب در فضای انتخاباتی به منظور مشارکت حداکثری که مورد تاکید جریان اصلاح طلبی و مقامات ارشد نظام است مباحثی طرح شده است.”

پیش از این نیز گزارشهایی از دیدار سه چهره سیاسی اصلاح طلب با آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران منتشر شده بود.

روزنامه اعتماد چاپ تهران روز ۳۰ بهمن، ۱۸ فوریه نوشت که مجید انصاری، نماینده پیشین مجلس، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری، وزرای کشور و صنعت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، با رهبر ایران دیدار کرده اند. در گزارش روزنامه اعتماد اشاره‌ای به زمان انجام این دیدار نشده بود.

پیش از این مجید انصاری نماینده پیشین مجلس، عبدالواحد موسوی لاری و اسحاق جهانگیری، وزرای کشور و صنعت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، با رهبر ایران دیدار کرده بودند

روزنامه اعتماد تاکید کرده بود که این دیدار، اولین دیدار مستقیم اصلاح طلبان با آیت الله خامنه ای طی سه سال و نیم اخیر بوده است.

احزاب و چهره‌های اصلی اصلاح طلب ایران در پی حمایت از اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ به شدت توسط حکومت تحت فشار قرار گرفتند.

مقام های قوه قضائیه، جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را “منحل” اعلام کرده اند و بسیاری از اعضای اصلی این دو حزب محکومیت قضایی گرفته اند و بعضی از آنها در زندان هستند.

گروهی از اصلاح طلبان با مشارکت در انتخابات دور آینده ریاست جمهوری که قرار است در خردادماه برگزار شود مخالفند و می‌گویند که تنها در صورتی باید در این انتخابات شرکت کرد که حکومت زندانیان سیاسی را آزاد کند، حصر خانگی رهبران مخالفان را بردارد و آزادی رسانه ها را تضمین کند.

مقام های حکومتی تا کنون به این درخواست ها واکنش منفی نشان داده‌اند.

با این حال در هفته های گذشته بحث در باره حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده بالا گرفته است و از برخی چهره های سیاسی اصلاح طلب نیز به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری نام برده می شود.

آقای حق شناس گفته که نامزد نهایی مورد تایید جبهه اصلاح طلبان سید محمدخاتمی رئیس جمهور سابق است و افزوده است: “ما این موضوع را برای انتخابات سال ۹۲ مصوب کرده ایم و اکنون منتظر پاسخ ایشان به تصمیم خود هستیم.”

No responses yet

Feb 08 2013

يك روزنامه لبناني: حاكميت ايران به اصلاح‌طلبان چراغ سبز نشان داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران‌آباد: مقامات حكومتي در ايران با تاكيد بر اين موضوع، از آزادي ميرحسين موسوي و شيخ مهدي كروبي پيش از انتخابات خبر داده است
يك روزنامه لبناني در گزارشي در مورد آخرين تحولات سياسي ايران در آستانه انتخابات رياست جمهوري سال آينده به نقل از منابع نزديك به حاكميت نوشته كه اصلاح‌طلبان در انتخابات آينده مي‌توانند نامزد مدنظر خود را ارائه كنند.

به نوشتهروزنامه الاخبار، مقامات حكومتي در ايران با تاكيد بر اين موضوع، از آزادي ميرحسين موسوي و شيخ مهدي كروبي پيش از انتخابات خبر داده است. هر چند به گفته الاخبار در جبهه اصلاحات هنوز تصميم نهايي براي مشاركت در انتخابات گرفته نشده است و مشخص نيست كه آيا سيدمحمد خاتمي وارد كارزار انتخابات خواهد شد يا نه!

در اين گزارش آمده است كه احمدي‌نژاد و تيم همراه او همچنان مي‌خواهند دولت را در اختيار داشته باشند و در اين زمينه از هيچ تلاشي دريغ نخواهند كرد، كما اينكه سياستمدار پخته و باسابقه‌اي مانند هاشمي رفسنجاني نيز در حال رصد تحولات سياسي براي ورود مناسب به اين عرصه است.

الاخبار تاكيد مي‌كند كه احمدي‌نژاد براي رسيدن دوباره به رياست جمهوري يكي از نزديكان خود را نامزد خواهد كرد اما در اين زمينه با مشكل اساسي مواجه است و آن نيز وجود سد بزرگي بنام برادران لاريجاني است كه به صورت گسترده در حاكميت حضور دارند.

محمدباقر قاليباف نيز به نوشته اين روزنامه تيم خود را آماده كرده تا وارد عرصه انتخابات شود. نكته مهم در اين گزارش ْآن است كه كشورهاي غربي به شدت بر اين انتخابات تمركز داشته و انتظار دارند كه بتوانند فرداي آن، حوادث سال 1388 را بار ديگر تكرار كنند، مساله اي كه به نوشته نويسنده اين گزارش مقامات ايراني را نگران كرده و آنها تلاش دارند اين مرحله را نيز با آرامي پشت سر بگذارند.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .