اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرنگونی'

May 10 2018

ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» و بی‌اخلاقی «ایران‌وایر»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,شورش

ایران وایر: من هیچ گلایه‌ای نه از خانم شیما شهرابی که با ایشان گفتگو با ایران‌وایر را انجام داده‌ام دارم و نه از هیچ‌یک از همکارانشان که اساساً به‌جز خانم شهرابی هیچ‌کدامشان را نمی‌شناسم. مشارالیها هم نزدیک به دو سالی است که از آمریکا تماس می‌گیرند و راجع به مسائل ایران مصاحبه می‌کنند و بعداً هم در ایران‌وایر منعکس می‌کنند. یکی دو بار هم گفته‌اند که در ایران دانشجوی بنده بوده‌اند. فی‌الواقع نمی‌توانم هم گلایه‌ای از ایشان یا ایران‌وایر داشته باشم چون حسب ظاهرش مرتکب خطایی نشده‌اند؛ اما این یک روی سکه ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» است. روی دیگرش آن است که آن‌ها دروغ ننوشته‌اند اما آنچه نوشته‌اند یا درست‌تر گفته باشم تنظیم کرده‌اند، در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای خبرنگاری بوده. از قریب به نیم ساعت گفتگو پیرامون اهدای جایزه «آزادی بیان دویچه‌وله»، چند ثانیه از دل آن را بدون رعایت صدر و ذیلش تیتر مصاحبه کرده‌اند، به‌گونه‌ای که هر کس که به آن مصاحبه به روایت ایران‌وایر نگاه می‌کند، تنها تصوری که می‌کند آن است که محور و موضوع آن گفتگو این بوده که من از چه نوع اسلحه‌ای برای رویارویی با مردم به‌منظور حفظ و حراست از نظام استفاده خواهم کرد! زهی بی‌اخلاقی حرفه‌ای.

آن‌ها دروغ ننوشته‌اند اما آنچه نوشته‌اند یا درست‌تر گفته باشم تنظیم کرده‌اند، در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای خبرنگاری بوده.

آیا به‌راستی نیازی به تأکید وجود دارد که من که کارم جز پژوهش و نوشتن نیست هرگز و در هیچ شرایطی اسلحه را راه‌حل ندانسته‌ام، چه رسد به آنکه خود بخواهم آن را به دست بگیرم؟ آنچه در آن مصاحبه گفته‌ام چیزی جز این نبود که در شرایط کنونی ایران و منطقه، به گمان من به‌عنوان یک استاد علوم سیاسی، فروپاشی نظام سیاسی مستقر به فروپاشی کشور و میهن ما خواهد انجامید. همه استدلال من این بود و هست که بگویم برای حفظ استقلال و یکپارچگی ایران، حتی گاه باید به سخت‌ترین انتخاب‌ها تن داد و آن مثال اسلحه است. قبلش می‌گویم که چقدر از تفنگ و فشنگ یا به‌عبارت‌دیگر خشونت، متنفرم. منتهی مثالم برای نشان دادن میزان دشواری این انتخاب و تصمیم‌گیری بود، نه اینکه آن‌طور که ایران‌وایر سهواً یا تعمداً خواسته نشان دهد و برخی از مخالفین یا منتقدینم هم فرصت را برای بهره‌برداری سیاسی علیه‌ام مناسب دیده‌اند. من در مصاحبه با دویچه‌وله که اسباب شکایت علیه‌ام در دادگاه و محکومیتم شده صراحتاً گفته‌ام که نظام در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت از حمایت ۳۰درصد از مردم برخوردار است. آن‌وقت چگونه ممکن است که خواسته باشم جلوی آن ۷۰درصد با اسلحه بایستم و به آنان شلیک نمایم؟ عقل هم چیز شریفی است. بازهم تأکید می‌کنم که فروپاشی نظام راه را برای خطر فروپاشی و تجزیه کشور فراهم می‌آورد. یک نگاه سطحی به وضعیت اقلیت‌ها حکایت از عمق و گستردگی نارضایتی‌های قومیتی و دینی گسترده می‌نماید و آوردن استعاره تفنگ همان‌طور که گفتم به معنای آن است که مسئله حفظ تمامیت ارضی کشور آن‌قدر اهمیت دارد که لیبرالی مثل من که از تفنگ متنفر است و در تمام عمرش با آن سر کار نداشته ممکن است به آن متوسل شود. والا به‌عنوان یک معتقد به لیبرالیسم معتقدم که حتی مقدس‌ترین نظام‌ها را هم نمی‌توانیم وقتی اکثریت آن را نمی‌خواهند به‌زور حفظ نماییم. ایضاً هیچ قوم، ملیت و اقلیتی را به‌زور نمی‌توانیم وادار به تن دادن به حاکمیت اکثریت نماییم.

بغض، سرخوردگی و ناامیدی‌های نسل‌های جوان همچون آتشی به زیر خاکستر تلنبار شده و اگر روزی فوران کند معلوم نیست که چه بر سر تمامیت ارضی کشور خواهد آمد.

من اصل گفتگو را جهت قضاوت عزیزان آورده‌ام و مشخص است که موضوع گفتگو اساساً در چه خصوصی است. حتی قرائت چند سطر از مصاحبه هم برای مخاطب روشن می‌سازد که اساس و بنیان آن مصاحبه در خصوص موضوع دموکراسی و آزادی بیان در ایران است. همه دغدغه‌ام آن است که اگر نظام فعلی به هر دلیلی سقوط نماید همین مختصر دموکراسی و فضای بازی که در کشور وجود دارد هم دست‌کم در کوتاه‌مدت از میان خواهد رفت. حتی یک نگاه سطحی به مصاحبه روشن می‌سازد که اصرارم برای حفظ نظام به‌هیچ‌روی به‌واسطه آن نیست که مدافع آن بوده و آن را بی‌عیب و نقص می‌دانم. بلکه به‌واسطه آن است که معتقدم هر آسیبی که به نظام وارد شود نهایتاً باعث تنگ‌تر شدن عرصه بر آزادی‌های مدنی، خراب‌تر شدن وضعیت حقوق بشر و محدودتر شدن آزادی بیان می‌شود. در جایی از گفتگو اشاره می‌کنم که بغض و کینه‌ای که در دهه هفتادی‌ها در ناآرامی‌های دی‌ماه گذشته ظاهر شد، دارد به‌تدریج به دهه هشتادی‌ها هم می‌رسد. می‌گویم بغض، سرخوردگی و ناامیدی‌های نسل‌های جوان همچون آتشی به زیر خاکستر تلنبار شده و اگر روزی فوران کند معلوم نیست که چه بر سر تمامیت ارضی کشور خواهد آمد؛ و در مصاحبه اصرار می‌ورزم که به‌جز اصلاحات و تغییرات ولو اندک گزینه دیگری نداریم. ایران‌وایر بجای انعکاس این مطالب، آن را به‌گونه‌ای منعکس نموده کانه موضوع مصاحبه بر سر حفظ و حراست نظام از سوی بنده با اسلحه است.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

May 02 2018

“رز سفید ایران”؛ مبارزه برای دموکراسی با اسکناس‌های سخنگو

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی,شورش


دویچه‌وله: گروهی به نام “رز سفید ایران” در شبکه‌های مجازی آغاز به فعالیت کرده و می‌گوید هدفش فعالیت مسالمت‌آمیز برای گذار ایران به دموکراسی است. نخستین شکل فعالیت این گروه که آن را “نخستین چالش” نامیده‌اند، “جنبش اسکناس‌نویسی” است.

در چند روز اخیر تصاویر زیادی از اسکناس‌هایی که بر روی آن‌ها شعارنویسی شده در شبکه‌های اجتماعی از سوی تعدادی از کاربران ایرانی با هشتگ #صدهزار_اسکناس_سخنگو انتشار یافته‌اند. “من براندازم”، “نه به جمهوری اسلامی” و “نه به حجاب اجباری” از جمله شعارهایی هستند که در تصاویر منتشر شده می‌توان دید.

مبتکر شعارنویسی بر روی اسکناس‌ها گروهی به نام “رُز سفید ایران” است. این گروه به تازگی و با انتشار مرام‌نامه‌ کوتاهی در شبکه‌های اجتماعی مجازی از جمله توییتر، تلگرام و اینستاگرام فعالیت خود را آغاز کرده است. هدف گروه “رُز سفید ایران” مطالبه دموکراسی با روش‌های خشونت‌پرهیز است.

این گروه در معرفی خود می‌گوید: «گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه میهن هستیم که با وجود نگرش‌های سیاسی متفاوت یگانه راه ممکن برای گذار به دموکراسی را مطالبه‌گری و مبارزه‌ی مدنی عاری از خشونت می‌دانیم.»

به اعتقاد این گروه، برای “گذار به دموکراسی” برداشتن چهار گام اساسی لازم است؛ آگاهی و خردورزی، اتحاد مردمی، اجرای هماهنگ مبارزات مدنی و خشونت‌پرهیزی و ایجاد جایگزینی مناسب برای حکومت آینده.

در ادامه بیانیه مرام این گروه آمده است: «رز سفید ایران می‌کوشد تا با معرفی و گسترش نافرمانی‌های مدنی و مبارزات خشونت پرهیز، روشی مسالمت‌آمیز برای گذار به دموکراسی را پیش روی بگذارد و پیوندی قوی‌تر بین مردم و اپوزیسیون آزادیخواه، برقرار سازد و مردم را در حرکتی صلح‌آمیز به سوی دموکراسی یاری رساند.»

 Iran Sociale Medien

“رز سفید ایران” می‌گوید به هیچ گروه و شخص و مرامی، وابسته نیست، اما حامی تمامی جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی است که برای دموکراسی به صورت خشونت‌پرهیز تلاش می‌کنند.

یادی از خواهر و برادر شول

گروه “رز سفید ایران” نام خود را از یک جنبش مقاومت آلمانی در زمان حکومت نازی‌ها گرفته است. رهبری این گروه را جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاه مونیخ آلمان بر عهده داشتند. این گروه فعالانه علیه رژیم هیتلر فعالیت می‌کرد.

 Iran Sociale Medien

سوفی شول و برادرش هانس شول، دو چهره نامدار گروه “رز سفید” در آلمان بودند که ماموران گشتاپو هر دو آنها را با گیوتین اعدام کردند. سوفی شول، دانشجوی دانشگاه مونیخ، هنگام اعدام ۲۲ سال داشت.

امروزه خواهر و برادر شول در شمار قهرمانان مقاومت آلمان‌ها در برابر رژیم نازی هستند و در اکثر شهرهای آلمان خیابان و یا یک مکان عمومی به نام آنها نامیده شده است.

“صدهزار اسکناس سخنگو”، نخستین چالش

یکی از اعضای گروه رز سفید ایران به دویچه‌وله فارسی گفت این گروه فعالیت خود را در قالب پروژه‌هایی به عنوان “چالش” پیش می‌برد و “صدهزار اسکناس سخنگو” اولین چالش علنی این گروه است.

 Iran Sociale Medien

به گفته وی: «در این چالش مدنی و خشونت‌پرهیز تمام هم‌میهنان را دعوت به نوشتن پیام‌ها و سخنان خود بر روی اسکناس می‌کنیم. موضوع پیام‌ها کاملاً آزاد است. از مسئله بیکاری، آب، حقوق کارگری تا بیان مسائل اجتماعی و سیاسی نظیر پوشش اجباری و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی را می‌تواند در برگیرد.»

در دعوت‌نامه رز سفید ایران برای نخستین چالش آمده است: «اسکناسِ نافرمان، اولین چالش ماست در راستای نافرمانی مدنی. درد و دل اسکناسی ما، صدای مردم است تا به گوش حکومت برسد. ما مردم ایران خواهان صلح و دوستی و آزادی به معنای واقعی کلمه و جامعه‌ای نوین هستیم. پس وعده‌ی ما در شبکه‌های مجازی با چالش “صدهزار اسکناس سخنگو” در ایران!»

Iran Sociale Medien,

No responses yet

Apr 28 2018

جوادی آملی: اگر مردم قیام کنند ما را به دریا می‌ریزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: آیت‌الله جوادی آملی نگران است که مردم قیام کنند و “همه ما را به دریا بریزند”. او می‌گوید: «اگر ملت به‌خاطر همین مسائل نامطلوب شورید دیگر همه را می‌شورد و کنار می‌گذارد».

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، از روحانیون بلند‌پایه قم که روابط تنگاتنگی با حکومت دارد، در دیداری با علی ربیعی، وزیر کار و امور اجتماعی، گفته است که مردم شاید اختلاس‌ها و بی‌عرضگی‌ها را تحمل نکنند و شورش آنها همه ارکان و اعضای حکومت را “بشورد و کنار بگذارد”.

برخی محافل حکومتی در ایران اخیرا از فساد سیستماتیک در حکومت حرف می‌زنند که می‌تواند بقای حکومت را به مخاطره بیاندازد. جوادی آملی اما اشاره‌ای به نمونه‌ها و نمادهای فساد نمی‌کند و نوک تیز حمله‌اش از جمله متوجه دولت است که در قالب واژه‌هایی مانند “دو تابعیت بودن مسوولان و پر کردن جیب برخی افراد” بیان می‌شود.

جوادی آملی سپس با اشاره  به تجربه چین شکوه می‌کند که «کشور ۸۰۰ میلیونی که نظامی کمونیستی و بی‌دین دارد می‌تواند کشور خود را اداره کند اما ما یک کشور ۸۰ میلیونی هستیم و این همه امکانات و آب و خاک مناسب داریم در مشکلات خود می‌مانیم؟ آن کشور با کفر ۸۰۰ میلیون را اداره می‌کند اما ما با داشتن امام حسین و امام علی نتوانسته‌ایم.»

استاد حوزه علمیه قم بعدتر ابراز نگرانی کرده است که فقر کمر ملت را بشکند. او می‌گوید که ملتی که “ستون فقراتش شکست و ویلچری شد” توان مقاومت ندارد و زیر بار دیگری می‌رود.

“ما جای فرار نداریم”

منتقدان تسلط نهادهای نظامی و امنیتی و دولتی بر اقتصاد و فسادی را که نظام اقتصادی و مالی ایران را فرا گرفته مانع رونق این اقتصاد و توسعه آن به سود ایجاد اشتغال و پیشرفت کشور می‌دانند. مناسبات تنش‌آلود با غرب نیز که مانع اتصال طبیعی اقتصاد ایران به بازار جهانی و افزایش سرمایه‌گذاری در این کشور می‌شود از دیگر عوامل رکود و عدم پیشرفت اقتصادی ایران به شمار می‌رود.

بیشتر بخوانید: سال ۹۶؛ سالی که با “رای به نظام” آغاز و با بیم فروپاشی تمام شد

آملی اما به این موارد اشاره نکرده و صرفا به بیان بخشی از مشکلات بسنده کرده و گفته است: «کشوری که این همه منابع و آب و خاک دارد چرا باید این همه گرسنه داشته باشد.»

او سپس بعید ندانسته که این همه مشکلات درنهایت مردم را به سوی قیام سوق دهد که در آن صورت “همه ما را به دریا خواهد ریخت. به همین جهت حواس‌تان باشد. البته بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم”.

بحث قیام و رویگردانی کامل جامعه به گونه‌ای که فروپاشی حکومت را رقم بزند بعد از ناآرامی‌های دی‌ماه ۹۶ حتی در میان محافل حکومتی نگرانی‌ها را تشدید کرده است. آن ناآرامی‌ها که در اعتراض به مشکلات اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت، به ده‌ها شهر کشور سرایت کرد. اظهارات جوادی آملی هم ظاهرا بی‌ارتباط با این رویدادها نیست.

بیشتر بخوانید: نهضت آزادی نسبت به خطر فروپاشی در ایران هشدار داد

پیش از این آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز درباره ناکامی حکومت در اجرای عدالت گفته بود که “اعتراف میکنیم که در عدالت مشکل داریم و عذرخواهی میکنیم”.

بیشتر بخوانید: خامنه‌ای: در زمینه عدالت باید از مردم عذرخواهی کنیم

No responses yet

Apr 13 2018

خبر بازداشت شهروند ایرانی مقیم سوئد در بازگشت به ایران تائید شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: «پیاده از سوئد تا ایران با پرچم شیر وخورشید برای آزادی، با درخواست برگزاری انتخابات آزاد» توضیحی است که کامران قادری در توییترش به عنوان بیوگرافی نوشته است.

کمپین حقوق بشر ایران با تائید خبر بازداشت کامران قادری، شهروند ایرانی مقیم سوئد به نقل از یک «منبع مطلع»، اتهامات مطرح‌شده علیه وی را «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و توهین به رهبر و مسئولان جمهوری اسلامی» اعلام کرد.

به گفته این منبع مطلع که به هویت وی اشاره‌ای نشده، قادری که فروردین ماه ۱۳۹۶ با شعار «راهپیمایی برای آزادی ایران» و با پرچم شیر و خورشید پیاده‌ از سوئد به سمت ایران حرکت کرد، ۱۶ اسفند ماه سال گذشته، از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شده است.

وی پس از بازداشت، ابتدا به اداره اطلاعات و سپس به زندان تبریز منتقل شده و دادسرای تبریز او را به «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و توهین به رهبر و مسئولان جمهوری اسلامی» متهم کرده است.

یکی از نزدیکان آقای قادری که هویت وی نیز اعلام نشده، به کمپین حقوق بشر در ایران گفته که این شهروند ۴۸ ساله ایرانی از ۱۵ سالگی به سوئد مهاجرت کرده و دارای همسر و دو فرزند سوئدی است اما خود برای دریافت تابعیت سوئد اقدامی نکرده است.

کامران قادری ۲۹ بهمن سال ۹۶ پس از عبور از ۱۱ کشور، از مرز ترکیه وارد خاک ایران شد و «موقع ورود به خاک ایران به دلیل پرچم شیر و خورشید توسط مرزبانی بازداشت شد و بعد چند روز آزاد شد.»

اما در اسفند ماه بار دیگر و این بار از سوی وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان تبریز فرستاده شد. وی در تماس تلفنی همچنین گفته که احتمال دارد او را به تهران منتقل کنند.

به گفته این منبع مطلع، آقای قادری «قصد داشت با ادامه سفر پرچم شیر و خورشید را در پاسارگاد و مقبره کوروش، یکی از شاهان باستانی ایران برافرازد.»

آن‌طور که این منبع مطلع به کمپین گفته وی «سفرش را در حساب اینستاگرام و توییترش مرتب گزارش می‌کرد و علاوه بر آن چند مصاحبه نیز با رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی انجام داده که در بازجویی‌های وزارت اطلاعات به عنوان مدرک اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی استفاده شده است.»

«پیاده از سوئد تا ایران با پرچم شیر وخورشید برای آزادی، با درخواست برگزاری انتخابات آزاد» توضیحی است که این معلم در توییترش به عنوان بیوگرافی نوشته است.

آقای قادری ۱۵ مهرماه سال ۹۶ نیز در گفت‌و‌گو با رادیو فردا گفته بود که «مقصدش آرامگاه کوروش است و هدفش درخواست برای برگزاری انتخابات آزاد.»

وی که آن زمان در شهر کایسری ترکیه بود، گفته که در لحظه سال تحویل ۹۶ اولین قدم خود را برداشته و افزوده قصد دارد به سوی سوریه و عراق برود و اگر امکان داشته باشد، از آنجا وارد ایران شود.

قادری در پاسخ به خبرنگار رادیو فردا مبنی بر اینکه آیا فکر نمی‌کند ورود به ایران با پرچم شیر و خورشید برای او مشکل ایجاد کند نیز گفته که در صورت بروز مشکل، همان موقع به آن فکر خواهد کرد.

آن‌طور که کمپین حقوق بشر ایران گزارش کرده، علاوه بر کامران قادری، «شهروند دو تابعیتی ایرانی-اتریشی ۵۵ ساله دیگری نیز به همین نام در ایران زندانی است که به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شده و در زندان اوین تهران نگهداری می‌شود.»

مقام‌های جمهوری اسلامی به افراد دوتابعیتی نظر مثبتی ندارند و گاه به آنها به عنوان «جاسوس» نگاه می‌کنند.

باقر و سیامک نمازی (پدر و پسر) و آفرین نیساری و کارن وفاداری (زن و شوهر) از جمله شهروندان ایرانی-آمریکایی و نازنین زاغری و کمال فروغی دو شهروند ایرانی -بریتانیایی زندانی در ایران هستند.

آبان‌ ماه سال ۹۶ خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت که سپاه پاسداران ایران در طول دو سال گذشته دست‌کم ۳۰ نفر از شهروندان دو تابعیتی ایرانی را به اتهاماتی از قبیل جاسوسی بازداشت کرده‌ است.

بر اساس این گزارش، در حالی که در گذشته اغلب بازداشتی‌ها را ایرانی-آمریکایی‌ها تشکیل می‌دادند، اما ۱۹ تن از مجموع این ۳۰ نفر، دارای تابعیت‌های اروپایی هستند.

خانواده و وکلای این افراد به رویترز گفته‌اند سپاه پاسداران از یک سو در حوزه روابط بین‌المللی از آنها به عنوان ابزار چانه‌زنی بهره می‌برده و همزمان شرکت‌های اروپایی علاقمند به راه‌اندازی تجارت در داخل ایران را از عملی‌کردن قصدشان دلسرد می‌کرده است.

مسئولان جمهوری اسلامی پیش‌تر باج‌گیری از طریق گروگان گرفتن این افراد را رد کرده و دولت‌های غربی را متهم می‌کنند که شهروندان ایران را به اتهامات واهی در بازداشت نگه‌ می‌‌دارد.

با استفاده از گزارش‌های کمپین حقوق بشر ایران و رادیو فردا؛ ب.ب/س.ن

No responses yet

Mar 18 2018

نماینده مجلس: معتقدم اگر یک نظامی رئیس‌جمهور شود کشور را نجات خواهد داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

الف: محمدعلی پورمختار که در مجلس نهم رئیس کمیسیون اصل 90 بود و در مجلس دهم با توصیه علی لاریجانی راهی کمیسیون حقوقی و قضایی شد ناگفته های زیادی از بررسی پرونده ها در کمیسیون اصل 90 داشت. او حتی از تهدیدهایی که شده بود سخن گفت و تعریف کرد که در جریان بررسی ها، برخی به او می گفتند مراقب باش زمانی با کامیون تصادف نکنی.

محمدعلی پورمختار در گفت‌وگو با خبرآنلاین از تهدیدها بر سر رسیدگی به پرونده‌های تخلف در کمیسیون اصل نوه روایت کرد. او همچنین علت مماشات با احمدی‌تژاد را تلاش نظام برای حفظ او معرفی کرد.

آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفت و گو است:

آقای پورمختار! شما در مجلس نهم که دور اول حضورتان در مجلس هم بود در راس یک کمیسیون حساس قرار گرفتید و به شدت هم عملکردتان حساسیت برانگیز بودید، کمیسیون اصل نود بخاطر ماهیت فعالیست کمیسیونی است که در هر صورت شما را در معرض یک سری فشارها و لابی های پشت پرده قرار می داد، حتی شما در این دوره هم گفتید که توصیه شده بودید برای حفظ جانتان دیگر به این کمیسیون نروید. شما باید خیلی خوب اینها را لمس کرده باشید. چقدر تحت فشار قرار می گرفتید یا پیشنهاد مالی یا سمت بالاتر به شما می دادند، درباره پرونده هایی که بسیاری شان با اسم چهره هایی از جمله رئیس جمهور سابق گره خورده بود؟

خوشبختانه هیچ گیری نداشتم و ندارم. چون خوشبختانه من این بداخلاقی ها را دیدم و می بینم و چه رقبای انتخاباتی و چه اشخاصی که باید پیگیری می کردیم در جهت مفاسدی که مرتکب شدند یا رفتارهای سیاسی غیرمنظم و خارج از سیاست های اصولی کشور و نظام داشتند، طبیعتا آنها هم برمی گردند به شما تنه می زنند و سعی می کنند شما را ساکت کنند یا از میدان به در ببرند، آن هم با رو کردن مثلا بعضی از رفتارهایی که غیرمنطقی بوده یا جامعه نمی پسندد یا خلاف بوده. خب من خوشبختانه در این حوزه خودداری و خویشتن داری کردم و گزکی در اختیار هیچ کس نیست که بخواهد چیزی را رو کند و الان هم همین است. گرچه در کمیسیون اصل نود نیستم ولی همان رفتارهای دوره گذشته را دارم، برهمین مبنا هیچ نگرانی ندارم، قاطعانه کار را دنبال می کنم و خیالم هم راحت است. در عین حال فشارها هم وجود دارد، آن دوره خیلی بیشتر بود، چون برآیند اقدامات کمیسیون هم به خود من برمی گشت، مضافا اینکه عمده کارهایی که در کمیسیون صورت می گرفت خودم پیشگام و پیگیر بودم، برهمین اساس تهدیدها، فشارهای مختلف، گزارش های نادرست علیه من به مراجع مختلف می دادند، امثال شورای نگهبان و مجلس و دستگاههای دیگر برای اینکه بتوانند ذهنیت منفی درست کنند.

مصداقی می گویید؟

نمی خواهم اسم ببرم.

مثلا در پرونده آقای احمدی نژاد چقدر تحت فشار بودید؟ چون پرونده در دوره شما به جایی رسید.

فی المجموع همه اینها بود و در بخش های مختلف هم مطرح و دنبال می شد و ادامه دار هم بود. مهمتر از همه اینها من که به هیچ وجه اهل ترس نیستم و این در وجود من است و فکر کنم ناشی از حضور من در سن 18سالگی در جبهه های جنگ است که از روزهای اول جنگ پیشگام بودم و تا آخرین روزها هم آنجا بودم و به همین مناسبت هیچوقت نترسیدم و همان هم روحیه این چنینی در این کسوت هم برای من ساخته. برای همین نگران نبودم که من را بزنند، بکشند، شهید کنند…

در این حد هم تهدید شده بودید؟

بالاخره خیلی ها به من غیرمستقیم می گفتند مواظب باش که در رفت و آمد یک باره یک کامیون از رویت رد نشود. چون من تا امروز هم، راننده نگرفتم و تنها رفتم و تنها آمدم و از این جهت هم نگران این موضوعات نیستم ولی رفتارهایی که وجود داشته و الان هم وجود دارد، موجب شده که نمایندگان هم یک مقدار نتوانند آزادانه وظیفه شان را انجام دهند، اینها یکی از دلایل کاهش کارایی مجلس به شمار می رود. غیر از آن بخشی که ممکن است نخواهند نظارت یا پیگیری و برخوردی کنند یا براساس رفاقت یا براساس نیاز، نه نیاز شخصی که نیاز منطقه.

متاسفانه مجموعه نمایندگان شهرستان ها دچار مصیبت و بلیه ای هستیم و آن اینکه باید در منطقه کار اجرایی کنیم از حل مشکلات شخصی تا مشکلات عمومی از آب و برق و گاز و آسفالت و بهسازی و ایجاد اشتغال و توقع اینکه کارخانه بسازیم یا پاساژ بسازیم و … فلذا مجبوریم با دستگاههای اجرایی تعامل داشته باشیم. این را به تجربه می گویم، الان هم شاهدش هستیم، هر جا که نقد، پیگیری، تحقیق و تفحص یا سوالی بوده از آن سو هم عکس العمل در محدودسازی این کار بوده. راه حل و راهکارش این است نمایندگان برای اینکه به وظایف اصلی و اصولی خودشان بپردازند و مخصوصا در حوزه نظارت که خیلی ضعیف الان عمل می کنند، این است که از قید و بندها خارج شوند و یک راهکار اصلی استانی شدن است. اگر استانی شود که امیدوارم ظرف یکی دو سال آیینده که انتخابات بعدی هست ما بتوانیم این کار را انجام بدهیم، بار عمده ای از این موضوع از دوش نمایندگان برداشته می شود،

مسوولان اجرایی خودشان باید پاسخ بدهند و پیگیر باشند و مجلس و نمایندگان بتوانند با تحقیق و پژوهش قوانین درست و کارآمدی را تصویب کنند و هم اینکه نظارت درستی داشته باشند که مشمول تحریم نشوند.

یعنی شما امیدوار هستید که به سمت انتخابات استانی پیش برویم. برخی معتقدند بهترین حالت این است که ما به سمت یک مجلس راهبردی پیش برویم چرا که الان مجلس آنقدر درگیر مسائل منطقه ای است نمی تواند به مسائل کلان برسد. یعنی به جای استانی شدن، چیزی شبیه مجلس سنای پیش از انقلاب ایجاد کنیم؟

دیدگاههای مختلفی وجود دارد. این دیدگاه را هم در نماینده ها می بینیم ولی من اعتقاد دارم می توانیم بدون اینکه نیاز به اصلاح قانون اساسی داشته باشیم که بخواهیم مجلس دومی را تاسیس کنیم، از ظرفیت شوراها باید استفاده کنیم. ما می توانیم شوراهای استان ها و شهرستان ها را به مجالس محلی تبدیل کنیم. آنها اختیارات بیشتری داشته باشند کما اینکه در قانون اساسی چنین اختیاری داده شده که مصوبات شوراها، باید توسط استاندار و فرماندار و مدیران اجرا شود. این ظرفیت بالایی است ولی شوراها به لحاظ اینکه مسائل حاشیه ای در این 4دوره بر آنها عارض شده و ضعف رفتاری که داشتند و ضعف تصمیم گیری ها، یک مقدار کنار زده شده اند و این ناخواسته اتفاق افتاده. کسی هدف نداشته آنها را کنار بگذارد ولی رفتارهای خودشان باعث شده اعتماد نسبت به شوراها کاهش پیدا کند. اگر ما شوراها را تقویت کنیم و تبدیل به مجالس محلی و استانی شود و کار قانونگذاری هم داشته باشند، منتهی نه قانون گذاری مصطلح، بلکه برای حل مشکلات استان و شهرستان، می تواند جایگزین کارهای ما نماینده ها شود که الان گرفتار آن هستیم. این نزدیک ترین راه است.

آقای پورمختار! سال 88 که خیلی از اصولگراها پشت آقای احمدی نژاد بودند شما جایی گفته اید که به ایشان رای ندادید، این یعنی به آقای رضایی خیلی اعتقاد داشتید یا اعتقادی به احمدی نژاد نداشتید؟

من به لحاظ شناختی که از محسن رضایی داشتم ایشان را یک آدم استراتژیست و دارای تفکر می دانم و برهمان مبنا اعتقاد دارم که اگر ایشان رئیس جمهور می شد نه به لحاظ تعصب نظامی گری و پاسداری، بلکه به خاطر شخصیت خودش، با همین نگاه به ایشان رای دادم و روی همین اساس ولی خب دیدگاهی که وجود دارد و بعضا هم رسانه ها این را تشدید می کنند و گسترش می دهند که نظامی ها نباید رئیس جمهور شوند، من اعتقاد دارم که اگر یک نظامی رئیس جمهور شود حتما می تواند کشور را از مشکلات نجات بدهد.

یعنی باید منتظر باشیم یک نظامی رئیس جمهور شود؟

انشالله.

واقعا احمدی نژاد چقدر برای نظام هزینه ساز شد؟

هزینه های احمدی نژاد بیشتر از دو سال دوم دوره آخر ریاست جمهوری اش شروع شد.

البته این توجیه برخی اصولگراهاست چون خیلی ها می گویند احمدی نژاد در استانداری و شهرداری هم همین بوده؟

من خودم تا زمانی که ایشان شهردار شد، شناختی از او نداشتم. رفتارهایش در شهرداری به اینکه با مردم و کنار مردم باشد، به جای اینکه در صف اول نماز جمعه تهران بنشیند در میان مردم بود، روحیه اش این بود و باعث شد مردم به او گرایش پیدا کنند ولی از لحاظ سیاسی و رفتاری در همین دو سال آخر ایشان به انحراف رفت و خیلی از اصولگراهایی که از او حمایت کرده بودند جدا شدند. کسانی که در کنارش ماندند با این نگاه بود که ایشان را حفظ کنند. با بعضی که صحبت می کردم می گفتند ما باید کنارش باشیم اجازه ندهیم منحرفین ایشان را از راه به در ببرند و بیشتر خرابش کنند.

نتیجه ای هم داشت؟

نه. آنها نتوانستند این کار را بکنند و احمدی نژاد الان یک راه کاملا انحرافی را طی می کند.

اینکه شما می گویید نه دور اول و نه دور دوم به او رای ندادید یعنی مطابق صحبت آقای فیروزآبادی به باطنش پی برده بودید؟

نه.

آقای فیروزآبادی می گویند ما بعدها به باطن ایشان پی بردیم.

ایشان هم درست گفته. ما همیشه به ظاهر، رفتارها، صحبت ها، اعمال نگاه می کنیم. ما که از باطن کسی خبر نداریم و مسوول نیستیم، برهمین اساس ظاهر افراد ما را به این سمت می برد که حمایت کنیم یا نکنیم.نه ایشان بلکه هر رئیس جمهوری. آقای روحانی هم خارج از این بحث نیست. ما که از باطن ایشان خبر نداریم. کسی که به او رای داده که خبر ندارد. شما از باطن من خبر ندارید ولی همین رفتار و حرف و صحبت من نشان دهنده بخشی از آن مکنونات قلبی من است ولی یک وقتی ظاهرسازی ممکن است بکنم. من معتقدم احمدی نژاد ظاهرسازی نداشت بلکه در همین دو سال آخر توسط بعضی از عواملی که در کنارش بودند اغوا شد و ایشان را منحرف کردند.

یعنی بقایی و مشایی منحرفش کردند؟

من اسم نمی آورم.

خب چرا نظام با احمدی نژادی که منحرف شده مماشات می کند؟

خیلی ها این سوال را می پرسند اگر سوال هم نکنند من در سخنرانی ها به آن اشاره می کنم. دیدگاه نظام، مخصوصا شخص مقام معظم رهبری جذب حداکثری است. بارها و بارها این را اعلام کردند و حفظ افراد و شخصیت ها در دایره نظام است و جلوگیری از سر خوردن آنها به سمت دشمنان. پس برداشت خود من این است که وقتی مقام معظم رهبری ایشان را عضو مجمع تشخیص می کند، می خواهد او را حفظ کند. یعنی این یک پیام به خود او هم هست که تو عضو مجمع هستی و در این چارچوب باید رفتارهایت را تنظیم کنی. وقتی فعلا با او برخورد نمی شود باز هم برای حفظ او است، کمااینکه با خیلی ها هم همین رفتار صورت گرفته.

یعنی نظام از احمدی نژاد نمی ترسد؟

احمدی نژاد چیزی نیست که کسی بخواهد از او بترسد.

آقای پورمختار! یکشنبه سیاه هر چقدر هم بگوییم آقای لاریجانی توانست خوب آن جلسه مجلس اداره کند ولی در نهایت یکشنبه سیاه و یک اتفاق خیلی بد در نظام بود. احمدی نژاد می تواند چنین مانورهایی دوباره در نظام بدهد؟

ممکن است نسبت به بعضی از افراد اطلاعاتی داشته باشد ولی این اطلاعات شما مطمئن باشید اگر هم افشا شود تاثیری در اصل نظام ندارد. ممکن است نسبت به بعضی افراد ذهنیت هایی را به وجود بیاورد. منتهی اساس و پایه نظام ما رهبری و ولایتش است که دوست و دشمن از او تعریف می کنند که کاملا سالم، ساده زیست و بدون هیچگونه نکته منفی یا نقطه ضعفی است. مردم هم رهبری را قبول دارند و هر وقت تقاضایی از مردم کرده و خواسته ای داشته مردم پای کار آمدند. حالا مثلا از من چیزی بگوید یا از فلان مسوول بگوید، مردم او را طرد می کنند به این سمت نمی روند که اصل نظام را تغییر دهند.

مردم می گویند شورای نگهبان در تایید صلاحیت او اشتباه کرده….

شورای نگهبان حکم به ظاهر کرده. رفتارهای ایشان در 6سال اول تحسین برانگیز بود. تقابل با دشمنان، مقاومت، روحیه خدمت، روحیه جهادی، حضور در استان ها، وزرایش را دیوانه کرده بود. بعضی ها با آن که دعوت شده بودند برای دور دوم نیامدند چون می گفتند ما نمی توانیم پا به پای ایشان کار کنیم. 4ساعت بیشترنمی خوابید، بارها و بارها به خاطر خستگی زیر سرم رفت تا حدی که خود مقام معظم رهبری به او تذکر می داد که بیشتر مراقبت کن. آن احمدی نژاد مورد تایید شورای نگهبان در 88 هم بود ولی احمدی نژاد به اعتقاد من از سال 90 منحرف شد.

خب این انحراف یک باره که به وجود نمی آید؟

چرا نیاید؟ اعتقاد کسی را کسی بدزدد، بعد بگوید من 24 میلیون رای دارم، با امام زمان ارتباط دارم و وقتی با امام زمان ارتباط دارم چه نیازی به ولایت فقیه و روحانیت دارم؟

توهم نماینده امام زمان بودن را بعضی از روحانیت اصولگرا در ایشان ایجاد کردند.

من بعید می دانم و نشنیدم که کسی چنین چیزی گفته باشد.

از تریبون نماز جمعه گفتند اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست.

درباره آقای هاشمی می گفتند.

آن که شعار مردم بود.

آنجا هم از تریبون نماز جمعه گفتند.

اینکه شما می گویید اغوا شد، شاید واقعا اینطور نبوده و آنقدر حامیانش او را بالا بردند که به آن درجه از خودشیفتگی و توهم سیاسی رسید.

همین شد دیگر. بالاخره یک تعدادی دور و اطراف آدم هستند که مدام در آتش این جهنمی که در درون انسان است که خودشیفتگی و نفس است می دمند. لذا انسان خودش باید هشیار باشد که ببیند واقعیت چیست.

پرونده های احمدی نژاد در اصل 90 چطور شروع شد و به کجا رسید؟

قبل از اینکه به این بپردازم مقایسه ای با بعضی دیگر بکنم، برادر آقای احمدی نژاد که فوت کردند رئیس بازرسی اش بود و بعدا از او جدا شد. روابط خانوادگی و برادری اش را به هم زد. شما برو در زندگیش ببین چه دارد؟ در این دو سال آخر زندگی اش داخل خانه افتاده بود و هیچ کس هم سراغش را نمی گرفت.

چه زمانی کمیسیون اصل 90 به پرونده های احمدی نژاد ورود کرد؟ شما خودتان پیشقدم بودید؟

بله.

یک سری پرونده های بقایی بود و یک سری هم برای خود احمدی نژاد.

اینها سه مورد بود.

از چه زمانی فکر کردید باید کمیسیون اصل 90 روی یک سری از رفتارهای احمدی نژاد و اطرافیانش زوم کنید؟

همان دو سال آخر گزارشاتی از بعضی از تخلفات می آمد. نه تخلفات خودش بلکه کسانی که دور و برش بودند و بر همان مبنا اینها را پیگیری می کردیم و به سازمان بازرسی ارجاع می دادیم، بخش هایی که تکمیل می شد به قوه قضاییه می فرستادیم. درباره خود ایشان هم این سه پرونده ای که مفتوح شد و به قوه قضاییه فرستادیم در همین دو سال آخر مسوولیت ایشان بود.

هنوز به سرانجامی هم نرسیده؟

نمی دانم چه شده. چند جلسه غیرعلنی هم در قوه قضاییه تشکیل شد ولی ایشان نیامد. گرچه نمایندگانی از مجلس شرکت می کردند ولی ما از سرانجامش خبر نداریم.

*در آن پرونده ها تحت فشار نبودید؟

می دانستند که من گوش به حرف کسی نمی دهم.

*مثلا آن زمانی که گفتند آقای رحیمی بین نماینده ها سکه یا کارت هدیه پخش کرد، چقدر به خاطر این موضوع پرونده ای از احمدی نژاد در کمیسیون اصل 90 بود؟ به خودتان درباره این قضیه پیشنهادی شد؟

نه در این قضایا هیچ پیشنهادی نبود که بخواهند و ما پیگیری نکنیم.

اخیرا آقای کدخدایی از واژه مهندسی انتخابات استفاده کردند و کنایه زدند که احمدی نژاد دنبال مهندسی انتخابات بوده است و …

مهندسی انتخابات این است که شما صفر تا صد کار را طرح و برنامه داشته باشی، قدم به قدم و مرحله به مرحله؛ بگویی این آقا باید نماینده مجلس یا رئیس جمهور شود. در صورتی که چنین چیزی نبود. اگر احمدی نژاد گفته شما زود تایید کنید که مهندسی انتخابات نیست.

احمدی نژاد معتقد است شورای نگهبان مهندسی انتخابات می کند. اگر در سال 88 دو نفر چنین حرفی زدند الان احمدی نژاد هم همان حرف ها را می گوید.

آنها گفتند در انتخابات تقلب شده و البته اعتراض به حقی هم درباره دخالت بعضی از اعضای شورای نگهبان و سخنرانی برای احمدی نژاد داشتند. از جمله آقای الهام که در مصلی برای احمدی نژاد سخنرانی کرد. این یک تخلف آشکار بود و نباید این کار را می کرد. چون بالاخره شورای نگهبان در مقام و مسوولیت قضاوت است لذا کسی که طرفدار باشد معلوم است که هر مساله ای که پیش بیاید نمی تواند خیلی قضاوت بی طرف داشته باشد بنابراین من اعتقاد ندارم که مهندسی می کند که چه کسی رای می آورد یا نمی آورد. روی همین مبنا اگر امروز احمدی نژاد می گوید که مهندسی شده که من نیایم این خیلی روشن است و نیاز به مهندسی ندارد. ایشان از حرف رهبری خارج شد. رهبری گفتند شرکت نکن، بعد نامه نوشت که من شرکت نمی کنم و بعد گفت نظر من امروز عوض شده، خب معلوم بود شورای نگهبان باید او را رد می کرد. اگر ایشان گوش می کرد در دوره بعد می توانست شرکت کند. مثل دیگری که اگر آن رفتارها را نمی کرد چه بسا الان رئیس جمهور بود به جای در حصر بودن.

احمدی نژاد به حصر نمی رسد؟

امام همیشه یک جمله می فرمود که ما با کسی عقد اخوت نبستیم. لذا کسی فکر نکند که رئیس جمهور بوده یا نزدیک رهبری بوده پس هر کاری می تواند انجام بدهد. احمدی نژاد هم باید به هوش باشد و توجه داشته باشد که این رفتارها نه مورد پسند و رضایت مقام معظم رهبری است و نه مردم رضایت دارند. البته یک تعدادی او را تشویق می کنند و دورش کف می زنند و االله اکبر می گویند. اینها همان چهل، پنجاه نفری هستند که هستند. ایشان باید توبه کند.

در برخی جلسات مجمع آقای احمدی نژاد غیبت داشتند الان یک احتمالی وجود دارد که می خواهند او را کنار بگذارند.

احمدی نژاد که می رود یا نمی رود بالاخره همینطوری است. روی همین اساس در دوره قبل زمان مرحوم آقای هاشمی چون با ایشان زاویه جدی داشت خیلی کم شرکت می کرد. اگر هم می آمد ساکت یک گوشه می نشست و حرفی هم نمی زد. الان شرایط فرق می کند و بیشتر شرکت می کند.

یعنی الان احساس نزدیکی به آیت الله هاشمی شاهرودی دارد؟

تقریبا. برای اینکه اعضای حقیقی مجمع را خود مقام معظم رهبری تعیین می کند پس کسی نمی تواند بگوید چه کسی صلاحیت دارد یا چه کسی باید کنار برود. اگر یک زمانی مصلحت ایجاب بکند و بحث توجه به عدم عقد اخوت حتما موجب این خواهد شد که یک تصمیم از سوی مقام معظم رهبری گرفته شود.

الان مجلس طرح اعاده اموال مسوولین بعد از 40 سال را مطرح می کند. شما خودتان حاضر هستید این کار را انجام دهید؟

بله.

خب همین الان لیست اموالتان را به ما بگویید.

بنا باشد بدهم می دهم هیچ مشکلی ندارم.

چقدر این امکان هست که برای مسوولان 40 سال اموال را بررسی کنند و مثلا یک مقداری را پس بگیرند؟

بالاخره این در طرح هست اینکه چقدر اجرایش ممکن باشد یا نباشد اما و اگر وجود دارد ولی من اعتقاد دارم این بیشتر به سال های اخیر می تواند برگردد نه 40 سال پیش. اینکه سی سال یا 25 سال پیش یک نفر وزیر یا نماینده بوده و بعد رفته پی کار اقتصادی…

No responses yet

Feb 11 2018

ایران بی آیت الله، دور از تصور نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

صدای آمریکا: یادداشتی در واشنگتن اگزمنر از آیون ساشا شهین، مدیر برنامه «امور جهانی و امنیت بشری و مذاکره و مدیریت مناقشه» در دانشکده امور عمومی و بین الملل دانشگاه بالتیمور

این هفته مصادف است با سی و نهمین سالگرد بازگشت آیت الله خمینی به ایران برای ربودن یک جنبش مردمی که به برکناری پادشاهی ایران و دیکتاتوری منجر شد.

اما گسترده ترین قیام سراسری از سال هشتاد و هشت به این سو حاکی از این است که مردم ایران آماده اند فصل دیگری را در تاریخ شان رقم بزنند و این مهم ممکن است زودتر از آن که لابی تهران در واشنگتن تصور می کند، اتفاق بیافتد.

مدافعان جمهوری اسلامی سال ها استدلال کرده اند که رژیم ایران:

  • از حمایت عمومی خصوصا در میان فقرا برخوردار است
  • ثبات و قدرت کافی برای مداخله در دیگر کشورها را دارد
  • تمام مخالفت ها را سرکوب کرده و مخالفان به اپوزیسیونی بدون نفوذ در خارج محدود شده اند
  • سپهر سیاسی ایران در رقابت میان میانه روها و تندروها تعریف می شود
  • سپاه پاسداران کنترل کامل امور برای جلوگیری از قیام مردمی را در دست دارد
  • و توافق هسته ای و منافع مالی ناشی از لغو تحریم ها به بهبود زندگی طبقه متوسط ایران و در نتیجه جایگاه میانه روها کمک کرده است

برخلاف تظاهرات جنبش سبز اکثریت غالب شرکت کنندگان در اعتراض های دی ماه و بهمن ماه در ۱۴۲ شهر ایران از بخش های فرودست جامعه بوده اند. آمار خود رژیم نشان می دهد که نیمی از معترضان بین ۱۹ تا ۲۵ سال و یک چهارم دیگر ۲۵ تا ۳۲ سال سن دارند.

اعتراضات اقتصادی به سرعت لحنی سیاسی به خود گرفت. حتی یک فروشگاه یا موسسه خصوصی در این تظاهرات هدف حمله قرار نگرفت. به مکان هایی مانند مراکز سرکوب، ساختمان های دولتی و دفاتر امامان جمعه حمله شد که مروج افراط گری و بنیادگرایی رژیم هستند.

تنها رقابتی که اینک در ایران اهمیت دارد رقابت میان قدرت مردم و کنترل رژیم است.

اینک یک ایران به دور از حاکمیت آیت الله ها که تا همین یک سال پیش دور از تصور بود سرانجام به یک امکان واقعی بدل شده است و زمان آن است که سیاستگذاران در واشنگتن خود را با این واقعیت جدید تطبیق بدهند.

* برگردان فارسی این گزارش تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

No responses yet

Jan 23 2018

پیام پنس به مردم ایران؛ «روزی که از حکومت کنونی رها شوید، دوست شما خواهیم بود»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: معاون رئیس‌جمهور آمریکا، دوشنبه دوم بهمن در نشست ویژه مجلس اسرائیل گفت از این تریبون یک پیام برای مردم ایران دارد؛ روزی که شما از حکومت کنونی حاکم بر کشورتان رهایی یابید، ما دوستان شما خواهیم بود؛ آن روز خواهد رسید.

مایک پنس، در این سخنرانی جمهوری اسلامی ایران «رژیم ظالم» و «سرکوبگر» ملت ایران و «بزرگ‌ترین تأمین‌کننده تروریسم»؛ «تروری که به اسرائیل نزدیک شده»، توصیف کرد.

معاون رئیس‌جمهور آمریکا برجام، توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی را یک فاجعه نامید و گفت این توافق تنها زمان دستیابی ایران به بمب هسته‌ای را به تعویق انداخت و آمریکا دیگر آن را تأیید نخواهد کرد.

آقای پنس گفت که «به اسرائیل، به همه خاورمیانه و جهان قول می‌دهم، آمریکا هرگز نخواهد گذاشت که ایران به بمب اتمی برسد».

آقای پنس که سخنرانی‌اش مستقیم از رسانه‌های عمده اسرائیل پخش می‌شد، با تأکید بر اینکه اسرائیل «همپیمان» آمریکاست، رسماً خبر داد که سفارت آمریکا در اسرائیل پیش از پایان سال میلادی آینده، ۲۰۱۹، به اورشلیم منتقل می‌شود.

سخنان آقای پنس با یک نیایش به زبان عبری، همراه با شادباش او در آستانه هفتادمین سال استقلال اسرائیل، و توصیف‌هایش از اورشلیم به عنوان حقیقت حضور چند هزار ساله یهودیان در این شهر باستانی، با تشویق‌های پی در پی رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، نمایندگان مجلس و سایر مقام‌های بلندپایه اسرائیل روبه‌رو می‌شد.

سفر آقای پنس به اسرائیل که از یکشنبه اول بهمن آغاز شده و سخنرانی ویژه او در کنست برای تأکید بر حمایت از تصمیم پانزدهم آذر دونالد ترامپ در به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل انجام شده است.

مایک پنس در سخنرانی‌اش در مجلس اسرائیل گفت تصمیم آقای ترامپ در به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل «در راستای صلح» بوده است؛ او بر ادامه تلاش آمریکا برای رسیدن اسرائیل و فلسطینیان به صلح تأکید کرد و محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی را به بازگشت به میز مذاکرات با اسرائیل فرا خواند.

آقای پنس همزمان از اورشلیم دو بار به عنوان شهری که «حرم شریف» مسلمانان نیز در آن قرار دارد، یاد کرد. «حرم شریف» در بخش باستانی اورشلیم در جوار «دیوار ندبه» یهودیان، شامل مسجدالاقصی، قبه الصخره و دو مسجد دیگر تاریخی مسلمانان است. کلیسای قبر عیسی مسیح نیز در نزدیکی این اماکن است که از جمله مکلن‌های مقدس مسیحیان به شمار می‌آید.

اما سخنرانی آقای پنس در مجلس اسرائیل، تنها لحظاتی پس از آغاز آن، با اقدام نمایندگان عرب مجلس در نشان دادن عکسی با نقش مسجدالاقصی همراه با نوشته عربی و انگلیسی در این مورد که «قدس شرقی، پایتخت فلسطین» است، با جنجال روبه‌رو شد؛ محافظان امنیتی مجلس بلافاصله این نمایندگان را از جلسه بیرون راندند؛ در این لحظات حضار اسرائیلی ایستاده و برای آرام کردن فضای نشست کف می‌زدند.

آقای پنس البته بدون توجه به این رویداد به سخنان خود ادامه داد.

نمایندگان «فهرست مشترک عربی» از پیش گفته بودند، حضور در سخنرانی آقای پنس را در اعتراض به تصمیم آمریکا در ارتباط با اورشلیم، تحریم می‌کنند؛ رفتاری که نخست‌وزیر اسرائیل یکشنبه نیز آن را «شرم‌آور» خوانده بود.

پیش از سخنرانی آقای پنس، یولی ادلشتین رئیس کنست، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر و همچنین اسحاق هرتسوگ رهبر اپوزیسیون اسرائیل در نشست ویژه پارلمان اسرائیل سخنرانی کردند.

آقای نتانیاهو در حالی که از معاون رئیس‌جمهور آمریکا با عنوان «مایک، دوست عزیزم» یاد کرد، افزود که آمریکا «بزرگترین دوست اسرائیل است و این دوستی در دوره اخیر بیش از هر زمان دیگری ثابت شده است».

نخست‌وزیر اسرائیل یادآور شد که آمریکا «نخستین دولت جهان است که حق تاریخی ملت یهود را در سرزمین باستانی‌اش، اورشلیم، به رسمیت شناخته است… شما به این حق ایمان واقعی دارید… من به نام همه مردم، دولت و اپوزیسیون، به شما می‌گویم که ما هرگز این رفتار بزرگ آمریکا را فراموش نخواهیم کرد».

او همچنین از دونالد ترامپ و نیکی هیلی به خاطر «حمایت قاطع از اسرائیل در سازمان ملل متحد، در برابر دروغ‌ها» قدردانی کرد.

آقای نتانیاهو همچنین یادآوری کرد که در خاک ایالات متحده آمریکا، یازده شهر به نام «جروزالم» (اورشلیم) وجود دارد که نشان دهنده ایمان عمیق مردم آمریکا به تقدس اورشلیم و جایگاه ویژه آن است.

نخست‌وزیر اسرائیل در بخشی از سخنانش در مورد ایران نیز گفت «سیاست ما و آمریکا این است که ایران به بمب اتمی نرسد؛ ما ایران را از رسیدن به هدف‌های مخربش باز خواهیم داشت».

آقای نتانیاهو از یاری آمریکا به اسرائیل در امور امنیتی و عرصه اقتصادی قدردانی کرد و گفت با این کمک ها اسرائیل به یک قدرت مبدل شده است.

یولی ادلشتین رئیس پارلمان اسرائیل نیز در سخنرانی‌اش با تأکید بر تاریخ چند هزار ساله حضور یهودیان در اورشلیم، افزود که «آمریکا بیش از هر کشور دیگر جهان، شریک اسرائیل در بِنای یک اورشلیم مدرن است».

آقای ادلشتین افزود، این گفته که در طول چند دهه در منطقه و جهان تکرار شده و مدعی است که صلح خاورمیانه در گروی نزاع اسرائیل و فلسطینیان است یک «دروغ» است؛ به گفته او، معضل اصلی خاورمیانه «وجود رژیم کنونی ایران است که مردم خود را به ستیز با اسرائیل تشویق می‌کند و می‌خواهد در منطقه تا به یمن نفوذ کند».

آقای ادلشتین به سخنی اشاره کرد که محمود عباس رئیس تشکیلات فلسطینی هفته گذشته در نشست شورای مرکزی سازمان آزادیبخش فلسطین خطاب به دونالد ترامپ بیان کرد؛ «خانه‌ات خراب شود». اما رئیس پارلمان اسرائیل به معاون رئیس‌جمهور آمریکا گفت ما در کنست به شما می‌گوییم که «خانه‌ات آباد باد».

این نخستین بار از آغاز کار دولت دونالد ترامپ است که معاون او از اسرائیل دیدار رسمی می‌کند؛ او در سال‌های پیش چهار بار دیگر از اسرائیل دیدار کرده بود. دونالد ترامپ بهار سال جاری خود از اسرائیل و نیز از کرانه باختری دیدار کرد اما نطق در کنست در برنامه آقای ترامپ نبود.

آخرین بار در سال ۲۰۰۸ جرج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا در پارلمان اسرائیل سخنرانی کرده بود؛ باراک اوباما رئیس‌جمهور پیشین و جو بایدن معاون او در سفرهای خود به اسرائیل سخنرانی در پارلمان این کشور را در دستور کار قرار نداده بودند.

آقای پنس پیش از سخنرانی در مجلس اسرائیل، با بنیامین نتانیاهو دیدار کاری داشت؛ سفر رسمی او سه شنبه سوم بهمن نیز ادامه خواهد یافت.

محمود عباس که ملاقات با آقای پنس را در اعتراض به تصمیم آمریکا در مورد اورشلیم رد کرده بود، همزمان با حضور معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اسرائیل، به بروکسل مقر اتحادیه اروپا رفته بود تا با وزیران خارجه این اتحادیه در مورد راهکارهای فلسطینیان برای استقلال فلسطین گفت‌وگو کند.
با استفاده از پخش مستقیم و گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی؛ ف/.ر./م.ا.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .