اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سینما'

Oct 11 2019

«هاچ‌بک قرمز»؛ رسول اف، سینماگر اجتماعی و نقد اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا: محمد رسول اف نمونه سینماگری اجتماعی است که انتقاد اجتماعی‌اش -با چاشنی انتقاد سیاسی- از درون فیلم‌هایش بیرون آمده و شخصیت سینماگری را شکل داده که به رغم تجربه زندان، ممنوع‌الخروجی، ممنوع‌الکاری و حکم قضایی برای زندان طولانی‌مدت، از پا ننشسته و به طور مداوم به اشکال مختلف به کارش ادامه می‌دهد.
حال که رسول اف امکان کارگردانی در ایران را ندارد (همین‌طور امکان خروج از کشور را ندارد)، در مقام تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس مشترک، انتقاد اجتماعی‌اش را در فیلم «هاچ‌بک قرمز» (و البته «پسر-مادر» با فیلمنامه ای از او) ادامه می‌دهد.
این فیلم به کارگردانی اشکان نجفی، به تازگی در جشنواره ‌هامبورگ نمایش داده شد؛ فیلمی که چه در ساختار و فضاسازی، و چه در داستان و روایت، شباهت‌هایی به آخرین فیلم رسول اف، «لرد»، دارد.
این جا هم همان مایه اصلی روبه‌رو هستیم: یکی در برابر جمع. روایت شخصیتی که شباهتی به دیگران ندارد و نمی‌خواهد همرنگ جماعت شود.
عصاره فیلم در سکانس‌های نزدیک به انتها گنجانده شده، جایی که این آبدارچی شرکت، پیشنهاد معامله رئیس احتمالاً دزدش را نمی پذیرد و ترجیح می‌دهد «شریف» بماند و احتمالاً به زندان برود.
از این رو فیلم روایت احوال شخصی فیلمسازی هم هست که می‌خواهد تن به خواسته‌های ناصواب یک سیستم ندهد و از تیزی انتقادش نکاهد؛ انتقادی که در فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» به طور مستقیم متوجه نیروهای امنیتی و قتل‌های زنجیره ای بود؛ بدعتی تازه و جسورانه در سینمای ایران.
«هاچ‌بک قرمز» داستان زندگی ساده این مرد را تصویر می‌کند؛ مردی که با پسرش زندگی می‌کند و به او قول داده تا یک اتوموبیل‌ هاچ‌بک قرمز برایش بخرد.

این قول، محور اصلی فیلم را شکل می‌دهد و پیش می‌برد؛ جایی که نوسانات اقتصادی و گران شدن دلار و سکه طلا -الهام‌گرفته از مناقشات سیاسی که به طور مستقیم در پس‌زمینه جریان دارد و ما با صدای اخبار تلویزیون در جریان آن هستیم- مانع از به ثمر رسیدن این قول می‌شود و تلاش یک تنه این مرد برای عملی کردن قولش، ناخواسته مشکلات متعدد دیگری را پیش می‌آورد که پایان تلخی را رقم می‌زند.
فیلم در کنار یک سیم‌خاردار آغاز می‌شود. پدر و پسر در کنار آن قرار دارند. جایی که این سویش -وطن- پر از اتوموبیل است (با آروزی یک ‌هاچ‌بک قرمز) و سوی دیگرش هواپیماها در حال رفت و آمدند با وسوسه رفتن (به یک معنی روی زمین ماندن یا روی هوا رفتن). فیلم یک چرخه تلخ را روایت می‌کند تا باز به همین نقطه می‌رسد در کنار همان سیم‌خاردارهایی که به بخشی از این سرنوشت بدل می‌شوند.
اما فیلمساز با فاصله می‌ایستد و نمی‌خواهد تماشاگر را در صحنه‌های احساسی شریک کند. حاصل تلاش او روایت سردی است از جامعه که در آن فیلمساز می‌خواهد تنها به عنوان ناظر عمل کند. اما این نوع فاصله‌گذاری گاه به فیلم آسیب می‌زند و فضای سرد آن -با بازی‌هایی عمدتاً عاری از احساس- مهم‌ترین مشکل فیلم را رقم می‌زند.
جز این مساله دزدی به عنوان گره فیلم، بسیار دیر اتفاق می‌افتد. در واقع شروع این ماجرا -که سرنوشت شخصیت‌ها را دگرگون می‌کند- در چهل دقیقه پایانی است و پیش از آن (حدود یک ساعت و ده دقیقه)، در شکل فعلی طولانی به نظر می‌رسد. هرچند بخش اول را نباید تنها یک مقدمه برای فصل دوم تلقی کرد، اما خواه‌ناخواه، مساله دزدی، فیلم را به سمت و سوی دیگری می‌برد که به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود.
بچه اما به نمادی از نسلی بدل می‌شود که با حسرت و آرزو رشد می‌کند و پدر و مادری که یا به دلیلی غایب هستند (مادر) یا در حسرت زندگی بهتر برای فرزندشان هستند. حسرتی که تصمیم نهایی را شکل می‌دهد بی آن‌که فیلم به ما می‌گوید اساساً آینده بهتری در انتظار اوست؛ آینده ای مبهم، پرخطر و احتمالاً توام با تنهایی.

No responses yet

Nov 19 2018

هدیه ۱۲۶ میلیاردی وزارت ارشاد به «نیرو‌های کمکی‌» فرهنگ و هنر!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی,هنر

کیهان لندن: – بخش عمده‌ای از سلبریتی‌های نظام اسلامی، به حقوق‌بگیری، سکه و بن‌های وزارتخانه‌ها عادت کرده‌اند. اینها را اگر از جواد شمقدری نمی‌گرفتند، از خانه‌سینما می‌گرفتند، اگر از خانه‌سینما نمی‌گرفتند از صدا و سیمای رژیم می‌گرفتند.
– کاری را که دولت محمود احمدی‌نژاد برای طرح رفاقت هنرمندان اصولگرا و اصلاح‌طلب نتوانست اجرا کند و یک شکاف عمیق پدید آورد، وزارت ارشاد و نهادهای خصوصی زیر نظر سپاه پاسداران از پس آن بر آمده‌اند. چه کسی فکرش را می‌کرد که یک روزی از همانجایی که مسعود ده‌نمکی فیلمساز استراتژیک نظام بودجه می‌گیرد، امثال خواص روشنفکرنمایی تأمین شوند که از کنار کاخ سعدآباد هم رد نمی‌شدند تا مبادا سایه‌ی شاه بر آنها بیفتد!
– اما مردم همواره منتقدان خوبی هستند، همانقدر که صفحه نفتی‌ها و رانتی‌ها را فالوو می‌کنند، حواس‌شان به اعتباری هم هست که روز به روز از دست می‌دهند.

یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ برابر با ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸

آزاده کریمی – وزارت ارشاد می‌گوید تا پایان مهرماه سال جاری به ۶۴ موسسه ۱۲۶ میلیارد و ۵۵۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان کمک مالی کرده است. فقط در یک فقره، صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و هنرمندان مبلغ ۲۸ میلیارد تومان پول گرفته، با این اوصاف شاید خیلی هم عجیب نیست که هنرمندان حامی نظام نمی‌خواهند بدانند، دارو جزو تحریم‌های آمریکا نیست!


گروهی از هنرمندان به عنوان «سلبریتی‌»ها و بخشی از جامعه هنری ایران همواره در تلاش برای جداسازی سهم خود از دولت و حتی نشستن در جایگاه اپوزیسیون خودیِ نظام هستند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نهادهایی چون حوزه هنری و سازمان تبلیغات نیز هنرمندان نزدیک به وزارت ارشاد را در مقام اپوزیسیون خودیِ نظام تلقی می‌کنند و با اینهمه بر این باورند که این سلبریتی‌ها که «آلوده» به اینستاگرام و توئیتر هستند، از محمد خاتمی، میرحسین موسوی و حتی حسن روحانی حمایت می‌کنند، جایی در چارچوب تعریف شده نظام اسلامی و خصوصا دم و دستگاه بیت رهبری ندارند.

این اتفاق البته در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد هم افتاد و جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی وقت، خودی و غیرخودی هنرمندان را تعیین کرد و برخی را حتی تا ۴ سال ممنوع‌الکار و ممنوع‌التصویر کرد. اما پس از اعتراضات دی‌ماه ۹۶، مسیر دیگری هم پیش پای هنرمندان قرار گرفت؛ با مردم بودن و حامی مردم بودن.


کمک‌های مالی دولت به موسسات حقیقی فرهنگی و هنری در سال ۹۶ منبع

مسیری که نه تنها در میان این «سلبریتی‌»ها حامی ندارد، بلکه بسیار پردردسر، خطرناک و بدون مزایاست. می‌گوییم بدون مزایا چون حداقل از سال ۸۸ تا کنون، بخش عمده‌ای از سلبریتی‌های نظام اسلامی، به حقوق‌بگیری، سکه و بن‌های وزارتخانه‌ها عادت کرده‌اند. اینها را اگر از جواد شمقدری نمی‌گرفتند، از خانه‌سینما می‌گرفتند، اگر از خانه‌سینما نمی‌گرفتند از صدا و سیمای رژیم می‌گرفتند.

حالا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جزئیات کمک‌هایش به نهادها و اشخاص حقوقی در سال ۹۶ و ۹۷ را منتشر کرده است. این وزارتخانه در سال ۹۶ به ۱۹۱ موسسه مبلغ ۳۶۲ میلیارد و ۹۹۸ میلیون و ۹۰ هزار و ۹۱۱ تومان پول پرداخت کرده است. تا پایان مهر ۹۷ هم به ۶۴ موسسه ۱۲۶ میلیارد و ۵۵۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان کمک مالی کرده است.

جزئیات این کمک‌ها به این شرح است: صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان و روزنامه‌نگاران و هنرمندان ۲۸ میلیارد تومان، انجمن موسیقی ایران ۵۵۰ میلیون تومان، انجمن شاعران ۲۰۰ میلیون تومان، انجمن قلم ۳۰ میلیون تومان، انجمن هنرمندان حاجی‌آباد ۵۷ میلیون تومان، بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان ۷۰۰ میلیون تومان، خانه هنرمندان ایران ۲۰۰ میلیون تومان، موسسه انجمن هنرهای نمایشی ایران یک میلیارد و ۷۸۲ میلیون تومان، بنیاد فرهنگی رودکی ۶ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان، خانه موسیقی ۱۸۰ میلیون تومان، موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر حدود ۱۶ میلیارد تومان، موسسه مطبوعاتی نشرآوران ۲ میلیارد و ۴۳۴ میلیون تومان و موسسه هنرمندان پیشکسوت ۷۰۰ میلیون تومان تا پایان مهر ۹۷ از وزارت ارشاد کمک دریافت کرده‌اند.


پروژه‌های سینمایی که با بودجه سپاه و مشکوک به پولشویی تهیه شده‌اند

همچنین وزارت ارشاد در سال ۹۶ به ۱۹۱ موسسه و شخصیت حقوقی کمک مالی کرده است از جمله انجمن سینمای جوانان ایران ۲۷ میلیون و ۱۴۴ هزار تومان، خانه هنرمندان ایران ۱۰۰ میلیون تومان، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ۵۰ میلیون تومان، خبرگزاری رسا ۱۰۰ میلیون تومان، خبرگزاری سلامت ۵۰ میلیون تومان، دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی یک میلیارد، دفتر شعر جوان ۲۵۰ میلیون تومان، موسسه شهر کتاب حدود ۵۰۰ میلیون، موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران بیش از ۱۷ میلیارد تومان، صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و هنرمندان ۵۸ میلیارد تومان و موسسه فرهنگی هنری توسعه هنرهای معاصر ۳۶ میلیارد و ۶۸۰ میلیون تومان.

اگرچه وزارت ارشاد در مقایسه با نهادهای نیمه‌خصوصی زیرمجموعه سپاه پاسداران فقیر به نظر می‌رسد ولی یک مو از خرس کندن هم برای جماعتی غنیمت است. نهادهایی که در بالا نام بردیم، سینما، هنرهای تجسمی، حوزه نشر و کتاب و موسیقی نفتی و رانتی را تشکیل می‌دهند. همچون آدم آهنی به برقِ، پول و نفت وصل هستند و حالا که هرکدام اینستاگرام و کانال تلگرامی دارند، می‌توانند بیش از عکس یادگاری با کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر و وکیل مجلس، با یک پست اینستاگرامی، به داد دولت مورد حمایت خود برسند. کما اینکه پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا، سینماگران سینمای نفتی، بودجه‌بگیران و آنها که همیشه سر تقسیم پول‌ها به موقع می‌رسند، نامه نوشتند و اعتراض کردند.

اما چه اعتراضی؟ مسعود ده‌نمکی، بهمن‌ فرمان‌آرا، رضا کیانیان، پرویز پرستویی، باران کوثری، امیرمهدی ژوله، مهتاب کرامتی، سحر دولتشاهی و… با انتشار ویدئوی مشترکی از یک کودک سرطانی با هشتگ «هدف تحریم من هستم» به‌تحریم‌های آمریکا اعتراض کردند، آنهم وقتی وزیر بهداشت پیشتر از جوّسازی‌های کنونی گفته بود که «تحریم تاثیری در میزان و قیمت داروها ندارد!»

اساسا کاری را که دولت محمود احمدی‌نژاد برای طرح رفاقت هنرمندان اصولگرا و اصلاح‌طلب نتوانست اجرا کند و یک شکاف عمیق پدید آورد، وزارت ارشاد و نهادهای خصوصی زیر نظر سپاه پاسداران از پس آن بر آمده‌اند. چه کسی فکرش را می‌کرد که یک روزی از همانجایی که مسعود ده‌نمکی فیلمساز استراتژیک نظام بودجه می‌گیرد، امثال خواص روشنفکرنمایی تأمین شوند که از کنار کاخ سعدآباد هم رد نمی‌شدند تا مبادا سایه‌ی شاه بر آنها بیفتد! شاید اصغر فرهادی هنرمند با استعداد رو به افول، از اولین کسانی بود که برای تهیه فیلم «درباره الی»، محمود رضوی تهیه‌کننده اصولگرای هفت آتشه را انتخاب کرد که بعدها «معراجی‌ها»، «ماجرای نیمروز»، «لاتاری» را ساخت و سرپرست کل تبلیغات ستاد انتخاباتی شد.


کمک‌های مالی وزارت ارشاد تا پایان مهر ۹۷

حالا این اصغر فرهادی را ضرب‌ در رقم قابل توجهی از هنرمندان کنید که امروز در صف گرفتن بودجه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هستند، فردا با حوزه هنری وقت ملاقات دارند، هفته آینده برای اکران فیلم خود در برلین از بنیاد فارابی نامه می‌گیرند. جای تعجب هم ندارد چطور در بازار پرتلاطم ارز و گران شدن قیمت بلیت و هتل و سفرهای خارجی، پروژه‌های ایرانی که خارج از کشور تولید می‌شوند به فراوانی زیاد شده. از فیلم و سریال‌های درجه یک تا دو و سه صدا و سیمای رژیم بازیگر خارجی استخدام می‌کنند، برای تماشای فوتبال جام جهانی بازیگر برای بوق زدن روانه می‌کنند و همه اینها را روی پوست نازکی از شرافت و مردمداری و با منت غیرقابل تحمل کار فرهنگی زندگی می‌کنند. اما مردم همواره منتقدان خوبی هستند، همانقدر که صفحه نفتی‌ها و رانتی‌ها را فالوو می‌کنند، حواس‌شان به اعتباری هم هست که روز به روز از دست می‌دهند.

تینا پاکروان تهیه‌کننده و بازیگر امروز سینما از واکنش منفی مردم به سلبریتی‌ها انتقاد کرده و گفته که «خیلی متاسفم از اینکه مردم ما اینقدر حالشان خوب نیست و اینقدر فکر می‌کنند ما از خودشان نیستیم. اما ما هم حالمان خوب نیست و به نظرم این مهمترین مسئله‌ای است که مردم هم باید بدانند. همه ما حالمان خوب نیست، چون در شرایط، دوران تاریخی و موقعیتی زندگی می‌کنیم که به لحاظ اقتصادی، سیاست بین‌المللی و اجتماعی فشار روی همه ما خیلی زیاد است. ما در تحریم‌های بین‌المللی در شرایطی ویژه هستیم، در شرایطی که الان قرار است بعضی از اقلام اساسی کوپنی شوند، بنزین گران شود و از همه لحاظ فشار روی‌مان است. دلار و طلا بالا رفته، وضع معیشت مردم سخت شده، امکان رفاه الان جزو شوخی‌هاست ولی زندگی عادی هم مسئله‌ای شده که همه ما تقریبا برایش چالش داریم و برای اینکه بتوانیم زندگی خودمان و خانواده‌مان را پیش ببریم باید تلاش کنیم.»

او گفته که «شما اعتمادتان را از دست دادید، اطمینان‌تان کم شده، حال‌تان خوب نیست چون مثلا به یک بانکی اعتماد کردید و پولتان را گذاشتید و بالا رفتن تورم باعث شده همه سرمایه‌تان را از دست بدهید اما الان من نوعی می‌خواهم یک جای دیگر کار دیگری کنم. مثلا زلزله شده و می‌خواهم کمک جمع کنم، این فعالیت باید تشویق شود، چون کسی که برنده این قضیه است که خانه‌اش را از دست داده، آن کسی که زیر آوار مانده، آن بنده خدایی که مسکن‌اش را در زلزله از دست داده و تمام دارایی‌اش زیر آوار مانده. من می‌گویم به کسانی اعتماد ندارید، اما حالا یک سلبریتی می‌گوید که این کار را می‌کند و واقعا هم انجام می‌دهد. اما بعد آن سلبریتی باید برود دادگاه یا عده‌ای شروع می‌کنند به حمله کردن به او. این عده‌ای که حمله می‌کنند بخش زیادی‌شان در فضای مجازی عکس پروفایل ندارند، تعداد پست‌هایشان صفر است، کسانی هم آنها را نمی‌شناسد که فالویشان کند، اساسا اسم واقعی هم ندارند.»

بازخواست سلبریتی‌ها و هنرمندان از مردم پدیده تازه و البته نابجایی نیست، خصوصا که در چند سال اخیر مدام توصیه و تشویق‌هایشان، مردم را به بیراهه برد و امیدوار کرد بدون آنکه نتیجه‌ای داشته باشد! ولی وقتی از سفره‌نشینان خوان گسترده‌ی نظام هستند، چطور می‌شود باورشان کرد؟! حتی اگر بگویند که تحت فشارند، مجبور به همکاری هستند و بازجویی و تهدید می‌شوند! اما اگر حتی چنین هم باشد، خوشرقصی دیگر چرا؟!

No responses yet

Jul 11 2018

عبدالرضا کاهانی: دیگر تن به سانسور نمی‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

ایران وایر:کاهانی در گفتگو با ایران وایر:«فیلم‌هایم را به یک پخش‌کننده خارجی واگذار کرده‌ام و پخش کننده فرانسوی برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد.»
«حتی اگر تا پایان عمر فیلم نسازم، دیگر به سانسور و مجوزهای نداده‌ی #وزارت_ارشاد فکر نمی‌کنم. آزادانه فیلم خواهم ساخت و می‌دانم در جهان مدرن راههای مختلفی برای ارتباط با تماشاگران وجود دارد.» این جملات عبدالرضا کاهانی؛ کارگردان ایرانی در توئیتر است. او تا کنون ده فیلم سینمایی ساخته و بارها فیلم‌هایش سانسور شده و چند بار طعم توقیف فیلم‌هایش را چشیده است. کاهانی هیچ‌گاه تسلیم شرایط نشده، با وزارت ارشاد بارها وارد دعوا شده و قتی جدال‌اش به نتیجه نرسیده، فیلم بعدی را کلید زده است، اما حالا او تصمیم گرفته به هیچ وجه تن به سانسور ندهد.
جریان توئیتی که نوشتید چه بود. چطور شد تصمیم گرفتید که دیگر به سانسور و مجوز تن ندهید؟

واقعا نمی‌شود با سانسور فیلمی ساخت که از آن لذت برد. مرتب باید فکر بکنی چطور می‌شود از مجوز عبور کرد، چطور می‌شود سر مردم کلاه گذاشت و فیلم غیر واقعی ساخت، برای این که پول درآورد. هر روز دارد فاصله ما با تماشاگر بیشتر می‌شود، برای این که تماشاگر در دنیای واقعی سیر می‌کند و ما نمی‌توانیم همان دنیای واقعی را نمایش دهیم. بگذارید یک مثال بزنم. اگر یک دوربین در خیابان کار بگذاریم و خودمان برویم. فردا راش‌های همان دوربین را به وزارت ارشاد بفرستیم و درخواست مجوز کنیم. ارشاد می‌گوید: چرا این آدم‌ها این لباس‌ها را پوشیده‌اند؟ چرا اینطوری حرف می‌زنند؟ تا یک زمانی می‌شد فیلم‌هایی ساخت که با واقعیت جامعه منطبق باشد اما الان پوشش مردم در خیابان با پوشش در فیلم‌ها کاملا فرق دارد. حرف‌های مردم با حرف‌های فیلم‌ها فرق دارد. فیلم تخیلی می‌توان ساخت اما فیلم واقعی که مردم خودشان را در فیلم‌ها پیدا کنند و حرفی برای گفتن داشته باشد، نمی‌شود ساخت.. من زحمت کشیدم با بدبختی و پول کم فیلم ساخته‌ام که آدم‌ها خودشان را با حداقل سانسور روی پرده ببینند. وقتی امکان ساخت آن فیلم‌ها هم مهیا نیست، این سوالات برای خودم پیش می‌آید. اصلا چرا من فیلم می‌سازم؟ آیا فیلم می‌سازم برای این‌که اموراتم را بگذرانم؟ برای این‌که امورات را گذراند می‌توان کارهای دیگر هم کرد. کارهایی که نیاز به گرفتن مجوزهای سخت فیلمسازی نداشته باشد. وقتی فیلم می‌سازیم، می‌خواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و لذت ببریم. الان اینقدر حساسیت سانسور و مزاحمت وجود دارد که دیگر لذتی در کار نیست. این که مدام فکر کنی چه بسازم که ارشاد مجوز بدهد. دو ماه وقت می‌گذاری و فیلمنامه می نویسی، بعد ارشاد مجوز نمی‌دهد و می‌بینی عمرت است که دارد تلف می‌شود. در این مواقع این به ذهنت می‌رسد که چرا اصلا وزارت ارشاد هست؟ در اساسنامه وزارت ارشاد آمده که این وزارتخانه برای این که کار فیلمسازها را ساده کند، به وجود آمده اما الان فقط می‌بینیم که ارشاد دارد کار فیلمسازها را سخت می‌کند. بنابراین احساس می‌کنم وزارت ارشاد مزاحم من است. و من می‌خواهم قبل از این که آن‌ها من را حذف کنند، من آن‌ها را حذف کنم. وقتی وزارت ارشاد فقط مانع من است، جلوی فکر کردن و حرکت‌های بزرگ را می‌گیرد و به دردم نمی‌خورد، پس باید حذفش کنم.

حذف وزارت ارشاد به این معنا است که شما دیگر در ایران فیلم نخواهید ساخت؟

اتفاقا بعد از اکران«استراحت مطلق» در فرانسه، حاشیه‌هایی در جاهای مختلف شنیدم و خواندم، مثل این که به نظر می‌آید کاهانی نمی‌خواهد برگردد و … من می‌خواهم تاکید کنم که هر وقت اراده کنم ایران خواهم بود و هر وقت اراده کنم در ایران فیلم خواهم ساخت اما با وزارت ارشاد کاری ندارم و حتما فیلم بدون سانسور خواهم ساخت. یعنی نه خودم را سانسور می‌کنم و نه اجازه می‌دهم کسی فیلم را سانسور کند، اینطوری است که لذت خواهم برد. تماشاگر هم پیدا می‌کنم،،چون در دنیای مدرن پیدا کردن تماشاگر کار سختی نیست. تماشاگرهای ایران و کسانی که فیلم‌های من را دنبال می‌کنند، با روش‌های ساده‌تر فیلم‌های من را خواهند دید. ما باید خودمان را با دنیای مدرن هماهنگ کنیم. عجیب است که مسئولان ما اینقدر کهنه فکر می‌کنند و انتظار دارند که من بروم وزارت ارشاد، دست به سینه بنشینم و هر چه آن‌ها می‌گویند اجرا کنم. اما من چنین کاری نمی‌کنم. آخرش این است که چشمم را روی بیست سالنی که همیشه به زحمت و با شرایط سخت و سانس‌های بد در اختیار من می‌گذارند، می‌بندم و با خودم می‌گویم در دنیای به این بزرگی آن بیست سالن را نخواهم داشت، در عوض وزارت ارشاد را ندارم، سانسور و خودسانسوری را ندارم. می‌توانم به جهان بزرگتری فکر کنم. اگر هیچ کدام از این کارها را هم نتوانم انجام دهم. یک گوشه می‌نشینم و از آزادی که برای خودم ایجاد کردم، لذت می‌برم.

شما قبلا هم بدون مجوز ارشاد فیلم ساخته‌اید؟ جایی خواندم توصیه نمی‌شود را بدون مجوز ارشاد ساخته‌اید.

من در ایران تا الان فیلمی بدون مجوز نساخته‌ام. یک فیلمی به اسم «توصیه نمی‌شود» ساختم که مجوز داشت. فیلم درباره دو تا سانسورچی بود که به یک ویلایی می‌روند و مشق‌هایشان را به آنجا می‌برند. فیلم که تمام شد، ارشاد گفت: چرا این فیلم را ساختی؟ گفتم: من از شما مجوز گرفته بودم. الان هم می‌خواهم فیلم «ارادتمند…» را بسازم. گفتند: از آن فیلم انصراف بده، تا مجوز «ارادتمند…» را بدهیم. «توصیه نمی‌شود» یک فیلم خیلی خودمانی بود که با هزینه کم در یک ویلا ساخته شد. من از آن فیلم انصراف دادم. فیلم مجوز ساخت داشت ولی برای مجوز نمایش اصلا اقدام نکردم. الان هم فیلم را دور نریخته‌ام و هر وقت اراده کنم می‌توانم آن را نمایش دهم. اما الان تصمیمی برای نمایش آن ندارم. به هر حال فیلم با مجوز ساخت، ساخته شد. اما تاکید می‌کنم که از الان به بعد تن به هیچ سانسوری نمی‌دهم نه خودم ، خودم را سانسور می‌کنم و نه اجازه می‌دهم وزارت ارشاد فیلم را سانسور کند.

از سانسور وزارت ارشاد صحبت کردید. فکر می‌کنید سخت‌گیری‌های ارشاد درباره فیلمسازهای مستقل مثل شما بیشتر است؟

سخت‌گیری‌ها برای امثال من بیشتر است. من الان فیلم‌های بسیار بسیار معمولی هم نمی‌توانم بسازم. اگر بخواهم در مورد گل فیلم بسازم، وزارت ارشاد فکر می‌کند منظورم از گل یعنی فحش یا یک بوی بد. حالا هر چه بگویی این گل است، خوشبو است، در ذهن آن‌ها این وجود دارد که حتما چیز خوبی نیست، چون کاهانی می‌خواهد آن را بسازد. برای همین یک جور به بن بست رسیده‌ام. وقتی متوجه می‌شوند تو به عنوان فیلمساز خط فکری خودت را داری. برای آن‌ها و مطابق خواسته آن‌ها فیلم نمی‌سازی، مشکلاتت شروع می‌شود. فیلمسازهای مورد علاقه آن‌ها کسانی هستند که حرف گوش می‌دهند، همراهی می‌کنند در مقاطع و اشکال مختلف با وزارت ارشاد و حاکمیت هماهنگ هستند. من اصلا کاری با این چیزها ندارم. من به مرور دچار این مشکل شدم. فیلم اول‌ام را نشان ندادند. فیلم دوم را نشان ندادند. فیلم سوم را جایزه‌باران کردند. اما از فیلم سوم به بعد که همزمان با سال 88 و حرف‌هایی که آن زمان در فستیوال کارلووی واری در حمایت از مردم زدم، دیگر اجازه نمایش فیلم‌هایم در فستیوال‌ها و اکران‌های خارجی داده نشد.

عدم اکران در فستیوال‌ها و نمایش‌های خارج از کشور را چطور به شما ابلاغ کردند؟

سر فیلم «هیچ» خودم تهیه کننده بودم. گفتند فیلم را به فستیوال و اکران‌های خارجی ندهید. من گفتم: چنین قانونی نداریم. همه دارند فیلم‌ها را می‌فرستند، حتی فیلم‌های توقیفی هم در خارج از کشور نمایش داده می‌شود. گفتند: این قانون وجود داشته و اجرا نمی‌شده. ما از الان می‌خواهیم این قانون را اجرا کنیم. داخل پروانه نمایش که صادر می‌شود. نوشته شده اجازه نمایش داخلی و خارجی. این‌ها روی نمایش خارجی فیلم‌ خط کشیده بودند. من پرسیدم اگر فیلم را به خارج بفرستم چه می‌شود؟ گفتند: یکسال از فیلمسازی محروم می‌شوی و از کمک‌های دولتی هم محروم می‌شوی. کمک دولتی که هیچوقت به من نشده بود و من هم نمی‌خواستم. اما من آدمی بودم که دوست داشتم هر سال فیلم بسازم. کما این‌که ساختم. بعد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» و «بی‌خود و بی جهت» دچار همین مشکل شدند. من از دیگران که سوال می‌کردم متوجه شدم به همه مجوز اکران خارجی می‌دهند انگار این قانون فقط برای من ساخته شده بود.

مشکلات دیگری هم پیدا کردید؟

یادم می‌آید در جشنواره کارلووی ورای، یک فیلمساز ایرانی خیلی معروف هم حضور داشت. خبرنگارها بعد از جایزه من را دوره کرده بودند و می‌گفتند: با این حرف‌ها که زدی می‌خواهی به ایران برگردی؟ من می‌گفتم: حرف عجیب غریبی نزدم که اینقدر آدم را نگران می‌کنید. آن دوست کارگردان به من گفت: نه تو الان راحت به ایران می‌روی اما برای فیلم‌های بعدی‌ات به شکل نامحسوس مشکل درست می‌شود و هر وقت دیدی مشکلاتت زیاد شده، بدان دلیل‌اش همین حرف‌‌ها و جشنواره است. ایشان راست می‌گفت. بعد از آن همیشه مشکل داشتم. حتی وقتی احساس می‌کردم هیچ مشکلی وجود ندارد، باز هم چیزی درست می‌شود. ریتم من را گرفتند. در داخل تبدیل به فیلمسازی شدم که دائم با جشنواره فجر دعوا داشتم و فیلم‌هایم سانسور می‌شد. از فضای بین‌المللی هم دور ماندم. الان پخش‌کننده فرانسوی فیلم‌هایم را به ترتیب برای اکران گذاشته تا این عقب‌ماندگی من از فضای بین‌المللی جبران شود.

آیا الان که فیلم‌ها در فرانسه به نمایش در می‌‌آیند برای اکران خارجی مجوز گرفته‌اید ؟

اجازه اکران خارجی نداده‌اند. اما دولت فعلی همیشه در لفافه حرف می‌زند. شفاف نیستند. من هم از این موضوع استفاده کردم. فیلم‌هایم را به یک پخش‌کننده خارجی واگذار کرده‌ام و پخش کننده فرانسوی برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد. در دوره احمدی‌نژاد آقای شمقدری و آقای سجادپور به من می‌گفتند که فیلم‌ها را برای فستیوال و اکران خارجی نده،اگر بدهی مجازاتت این است. اما این دوره شفاف حرف نمی‌زنند. مدام می‌خواهند در ظاهر دوست باشند اما پشت سر متوقف‌ات می‌کنند. من هم وقتی دیدم فرصت این را دارم که فیلم‌ها را به پخش ‌کننده فرانسوی واگذار کنم، استقبال کردم و الان پخش‌کننده برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرد.

فکر کنم وزارت ارشاد دولت آقای روحانی جلوی اکران فیلم «ارادتمند…» را در کانادا گرفت؟​

آن زمان پخش‌کننده فرانسوی نبود. خودمان با نیروی خودمان و یک پخش مستقل در کانادا می‌خواستیم فیلم را اکران کنیم. به خاطر این‌که به این نتیجه رسیدم که دو سال و نیم از ساخت فیلم گذشته و وزارت ارشاد علی‌رغم شعارهایی که داد، مجوز نداد. فکر کردم شاید با اکران در کانادا بتوان یک بخشی از پول هنگفتی که برای فیلم خرج شده بود، زنده کرد. اما به شکل عجیبی از وزارت ارشاد تهران به من مسیج رسید که نمایش فیلم را کنسل کن وگرنه فیلم «یایا»؛ فیلم جدیدی که در تایلند ساخته‌ام، مجوز نمی‌گیرد. من به دلیل این که فشار به سرمایه‌گذاران دیگر فیلم وارد نشود، تصمیم گرفتم نمایش فیلم را کنسل کنم.. آقای خانی شریک من در فیلم «ارادتمند…» در حال تهیه فیلم دیگری بود و تحت فشار قرار گرفته بود، بلیط‌ها برگشت داده شد. کانادایی‌ها تعجب کرده بودند. تلویزیون‌شان برای مصاحبه آمد و می‌گفتند: مگر می‌شود که ایران فیلم را در کانادا توقیف کند؟ در اکران «استراحت مطلق» در فرانسه هم بعضی‌ها به من می‌گویند: چطور پناهی خودش نمی‌تواند بیاید بیرون اما فیلم‌هایش می‌آیند و شما بر عکس اش هستید. من می‌گویم شما دارید از یک کشور پیچیده به نام ایران حرف می‌زنید. این‌جا برای هرکسی یک قانونی وجود دارد. گرفتاری من منحصر به خودم است و گرفتاری پناهی و رسول‌اف وفرهادی منحصر به خودشان. حالا من می‌خواهم با حذف وزارت ارشاد، مشکل خودم را حل کنم.

الان چه تصمیمی دارید، می‌خواهید «ارادتمند…» را هم اکران کنید؟

راستش شریک من آقای خانی، هنوز هم فکر می‌کند شاید فیلم در ایران اکران شود اما من دیگر امیدی ندارم. اما فیلم در اختیار پخش کننده فرانسوی است و می‌دانم برنامه‌هایی برای اکران فیلم، دی وی دی و ارائه به کانال‌های تلویزیونی دارد.

No responses yet

Mar 26 2018

نتایج یک تحقیق: فیلم‌های سال ۹۶ جامعه ایران را در آستانه اضمحلال نشان می دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

ایران وایر: «مرکز بررسی‌های استراتژیک» ریاست‌جمهوری با بررسی 22 فیلم به نمایش درآمده در بخش مسابقه سی و ششمین «جشنواره فیلم فجر»، به این نتیجه رسیده که سینمای این دوره جشنواره، سینمای «جامعه آسیب‌­زده» است.

گروه پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری پس از بررسی محتوای ۲۲ فیلم به نمایش درآمده در این جشنواره در ۱۳ قالب، نظر کارشناسی خود را در مورد محتوا و فضای به تصویر کشیده شده در این فیلم‌ها ارایه کرده است.

یافته‌های کلان این پژوهش، ذیل مفاهیم «جامعه»، «خانواده»، «انسان»، «زنان»، «تکنیک و تکنولوژی»، «آینده/امید/رویا»، «تقابل نسلی»، «قانون»، «عقلانیت و پیشرفت»، «اخلاق/دین، امنیت و آزادی»، «ما/هویت ملی» و «آسیب‌ها و مسایل اجتماعی» به تازگی از سوی این مرکز منتشر شده است.:

نخستین یافته این پژوهش نشان می‌دهد تصویر جامعه ایران در مجموعِ فیلم­‌های جشنواره فجرسال ۹۶، تصویرِ جامعه‌ای «درهم»، «بی­‌نظم» و «در آستانه اضمحلال» است و در آن ها «تضاد طبقاتی» به بیانی سطحی ارایه شده‌ است.

یافته پژوهش این مرکز حاکی از آن است که این فیلم‌ها جامعه کنونی ایران را جامعه‌ای نشان می‌دهند که هیچ نشانه‌ای از «گذشته افتخارآمیز» ندارد، «زمان حال» در آن به حالت تعلیق درآمده و «آتیه روشنی» از خلال فیلم‌ها ترسیم نمی‌شود.

براساس یافته های این پژوهش، تصویر جامعه ایران در فیلم‌های فجر۹۶ نشان‌دهنده آن است که بحران در جامعه و خانواده، در نهایت به گونه‌ای حل نمی‏شود که دوباره اعضای خانواده و جامعه در کنار هم قرار بگیرند.

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری در گزارشی که از این پژوهش منتشر کرده، آورده است تصویر نمایش داده شده خانواده در فیلم‌های جشنواره سی و ششم فجر، تصویری «ناقص»، «در حال اضمحلال» و به صورتی «غیرطبیعی» است.

براساس جمع‏بندی این مرکز، تصویر خانواده در فیلم‌های فجر ۹۶، تصویری «نافرجام» و «بی­‌انتها» است.

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری اضافه می‌کند در اغلب این فیلم‌ها، جایگاه شخصیت زنان و دختران ذیل موضوع خانواده طرح نشده و تصویر آن ها در قالب افرادی «پرخاش‎گر و عصبانی» به نمایش درآمده است.

نتیجه این بررسی هم‏چنین نشان می‌دهد دختران نیز در فیلم های راه یافته به جشنواره فجر سال گذشته در چارچوب‌های مردسالارانه، قربانیِ «غرور»، «تعصب»، «کامیابی» و «جبران ناکامی مردان» به تصویر کشیده شده‌اند.

در بخش دیگری از این بررسی مشخص شده که در فیلم‌های این جشنواره انسانِ «راضی» و «خوشحال» نادر است.

نتیجه این بررسی تاکید می کند عموم شخصیت‏های این ۲۲ فیلم، «ناتوان در تعریف وضع موجود»، «ناتوان در پیدا کردن راه حل معقول» و «ناتوان در برقراری ارتباط سالم با خود و جامعه» هستند.

براساس این پژوهش، در فیلم‌ های بخش مسابقه جشنواره فجر سال ۹۶، به ویژه در ژانر «دفاع مقدس»، حرکت به سمت «بهره‌گیری از تکنولوژی» دیده می شود.
در نتیجه گیری پژوهش فوق آمده است که فیلم های این جشنواره تصویری از جامعه ارایه داده اند که گویا سیطره «ابزار» در سینمای ایران در حال بسط و گسترش روزافزون است.

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری نتیجه گیریکرده است که مجموع فیلم‌های جشنواره فجر ۹۶ فاقد «رویا و فانتزی» هستند.

براساس یافته این مرکز، در این فیلم‌ها اغلب آسیب‌ها و مسایل اجتماعی برجسته و در سبک و سیاقی عریان و در قالب نوعی «رئالیسم بسیار تلخ»، «کور» و «بی‎‌انتها» ارایه شده‌اند.

این گزارش می‌افزاید که فیلم‌های جشنواره فجر در سال ۹۶ فاقد «افق» هستند و «بی‌آیندگی»، «ناامیدی» و «دنیای بدون فانتزی و رویا» در این فیلم‌ها نقش پر رنگی دارند.

گزارش این پژوهش اضافه می‌کند که مشاهده و بررسی فیلم‌های جشنواره سی و ششم نمایان‏گر حضور اندک «مناسک» و «نمادهای دینی» است که در نوع خود کم‌سابقه است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است در فیلم‌های فجر ۹۶ تمایزی میان «گسست نسلی» و «تفاوت نسلی» به چشم نمی آید و «تغییرات فرانسلی» نیز نادیده انگاشته شده اند.

براساس این گزارش، «قانون» در فیلم‌های جشنواره سی و ششم نیز نه به عنوان متن، بلکه به عنوان موضوعی اغلب در حاشیه نمایش داده می‌شود. در این فیلم‌ها، قانون «گره‌گشا و حلال مشکلات» شخصیت‌های فیلم‌ها نیست.

بخش دیگر این بررسی، درباره مقوله «پیشرفت» هم می‌گوید این شاخص در فیلم‏های بخش مسابقه جشنواره فجر۹۶ غایب است:«اساسا پرسشی از توسعه و پیشرفت در آن ها مطرح نمی‌شود.»

جامعه تصویر شده در این فیلم‌ها براساس یافته های پژوهش فوق، جامعه‌ای «ایستا»، «بدون پیشرفت» و «فاقد الگوهای عقلانی لازم برای نیل به آینده روشن» است.

یافته های این بررسی نشان داده اند در فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره فجر ۹۶، مفهوم «آزادی» بیش از هر چیزی به «آزادی اجتماعی» محدود شده است و تقریباً در هیچ فیلمی موضوع «آزادی سیاسی» مطرح نمی‌شود. در این فیلم ها اساسا موقعیتی که آزادی در آن معنا پیدا کند، به مخاطب ارایه نشده است.

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در پژوهش انجام شده نتیجه گرفته است در فیلم‌های راه یافته به جشنواره فجر سال گذشته، الگویی جمعی برای رویارویی با مسایل و مشکلات وجود ندارد.

این مرکز در پایان گزارش خود ‌آورده است که سینمای جشنواره سی و ششم فجر، سینمای جامعه آسیب‌زده بوده است.

جامعه ایران سال‌ها است با بسیاری از آسیب‌های فردی، جمعی و تشکیلاتی متعدد دست و پنجه نرم می‌کند. بسیاری از این پدیده‌ها را می‌توان نتیجه پوست‌اندازی جامعه ایران در گذار از یک جامعه سنتی به جامعه در حال توسعه یا مدرن ارزیابی کرد. ناامیدی، سرخوردگی، افسردگی، کم‌تحرکی و بسیاری دیگر از وضعیت‌های منفی افراد در جامعه ایران را می‌توان ناشی از عملکرد‌های کلان ۴۰ ساله جمهوری اسلامی در ایران دانست.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، وضعیت وخیم کنونی جامعه‌ ایران و ایرانی‌ها بی‌ارتباط با عملکرد و سیاست‌های حاکمان مذهبی در این کشور نیست که نتیجه آن تنها در بخشی از فیلم‌های به نمایش درآمده در جشنواره سال گذشته به نمایش درآمده است.

No responses yet

Dec 19 2017

محمد رسول‌اف فیلمساز ایرانی: می‌گویند باید منتظر بازجویی‌های بیشتر باشم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد رسول‌اف می گوید که با دو اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام روبرو است

محمد رسول‌اف، سینماگر ایرانی که از خروج او از ایران جلوگیری شده، به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که مقام‌های امنیتی به او اطلاع داده‌اند که باید منتظر بازجویی های بیشتر باشد.

در همین حال، بیش از ۱۷ هزار نفر با امضای یک تومار خواهان رفع محدودیت‌ها علیه این فیلمساز ایرانی شده‌اند. اسامی کارگردان های شناخته شده جهانی همچون کن لوچ، برادران داردن، فاتح آکین، اولیویه آسایا، اتوم اگویان، گوستاو گاوراس و میشائیل هانکه در بین امضا کنندگان این تومار است.

آقای رسول‌اف به بی‌بی‌سی فارسی گفت که با دو اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام روبرو است.

این فیلمساز ایرانی می‌گوید: “در بازجویی های قبلی به من گفته‌اند برای تکمیل پرونده احتیاج به بازجویی های بیشتر است که نمی دانم چه وقتی است و فقط باید منتظر باشم.”

گذرنامه آقای رسول‌اف در روز ۱۵ سپتامبر در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی ضبط و سپس به دفتر دادستانی احضار شد. او پس از اکران تازه ترین فیلمش در جشنواره فیلم تلورید در آمریکا به ایران باز می‌گشت.

در توماری که در تقاضای برای رفع محدودیت‌ها علیه محمد رسول‌اف امضا شده، آمده است که “این سینماگر ایرانی که جایزه بهترین اثر سینمایی را در بخش نوعی نگاه جشنواره کن برای فیلم لرد برده، مدتی است که از آزادی کار و رفت و آمد در ایران محروم شده است”.

به گفته امضا کنندگان تومار، ماموران حفاظت اطلاعات سپاه طی این مدت، بارها آقای رسول‌اف را بازجویی کرده‌اند و قرار است این بازجویی ها به مدت نامعلومی ادامه داشته باشد.

سینماگران و امضاکنندگان تومار خواهان آزادی آقای رسول‌اف برای رفت و آمد و دیدار با اعضای خانواده اش که چند سالی است در آلمان زندگی می کنند، شده اند.

فیلم سینمایی ِلرد مدتی است که در حدود هفتاد سینمای فرانسه با نام “مرد درست‌کار” به نمایش در آمده است.

فیلم لرد پس از حضور موفقیت‌آمیز در کن در جشنواره های متعدد دیگری به نمایش در آمد. آخرین حضور این فیلم در جشنواره دبی بود که تهیه کننده فیلم در جشنواره بود اما کارگردان آن، آقای رسول‌اف نتوانست در آن حضور داشته باشد.
بی بی سی

آقای رسول‌اف قبلا در سال ۲۰۱۰ به دلیل اتهامات مشابه به شش سال حبس محکوم شده بود. دلیل آن محکومیت ساختن مستندی درباره اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بود.

او به ۲۰ سال ممنوعیت از ساخت فیلم محکوم شد اما مجازات زندان او در دادگاه تجدید نظر به یک سال کاهش داده شد.

محمد رسول‌اف برنده چندین جایزه بین‌المللی برای فیلم‌هایش است که از جمله می توان به فیلم “دستنوشته ها نمی سوزند” اشاره کرد که درباره قتل های زنجیره ای روشنفکران در ایران است.

پیش از این فیلمسازانی همچون جعفر پناهی و کیوان کریمی هم با احکام قضایی در ایران روبرو شده‌اند.

تعدادی از کارگردان های مطرح سینمای ایران مانند بهرام بیضایی و محسن مخملباف هم به علت محدودیت ها، مدتها است که در خارج از ایران زندگی و فعالیت می‌کنند.

No responses yet

Dec 28 2016

ارشاد به قاچاقچیان فیلم پیوست: ارشاد نسخه‌ بازبینی فیلم فروشنده را به قاچاقچیان فروخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی,هنر

پرسش: قرار بود فیلم «فروشنده» ساخته تحسین‌شده اصغر فرهادی در شبکه خانگی هم توزیع شود. اما نسخه‌ای از این فیلم که برای بازبینی و سانسور به وزارت ارشاد تحویل داده شده بود، سر از بازار سیاه درآورد و به طور انبوه به طور قاچاق در سراسر کشور و در سایت‌های اینترنتی دانلود غیرمجاز فیلم توزیع شد.

پرسش:قرار بود فیلم «فروشنده» ساخته تحسین‌شده اصغر فرهادی در شبکه خانگی هم توزیع شود. اما نسخه‌ای از این فیلم که برای بازبینی و سانسور به وزارت ارشاد تحویل داده شده بود، سر از بازار سیاه درآورد و به طور انبوه به طور قاچاق در سراسر کشور و در سایت‌های اینترنتی دانلود غیرمجاز فیلم توزیع شد.
عرضه‌کننده فیلم «فروشنده» در شبکه خانگی، توزیع آخرین ساخته اصغر فرهادی را متوقف کرده است.

در نسخه‌ای از فیلم فروشنده که در بازار سیاه عرضه شده، این عبارت به چشم می‌خورد: «بازبینی وزارت ارشاد ۹۵/۹/۳». این نسخه‌ای‌ست که در اختیار وزارت ارشاد قرار داشته. هم‌ ازین ‌روی، علی اسدزاده، عرضه‌کننده فیلم «فروشنده» در شبکه خانگی، وزارت ارشاد اسلامی را مسئول انتشار نسخه قاچاق فیلم می‌داند. او می‌گوید: «آنچه که امروز منتشر شده قطعاً از مجاری وزارت ارشاد خارج شده است.»

اسدزاده ماجرا را به این شکل روایت می‌کند:

یک ماه پیش نسخه‌ای که اصغر فرهادی برای بازبینی و سانسور در اختیار وزارت ارشاد قرار داده بود که برای فیلمش پروانه سینمایی صادر شود، سر از کاشان درمی‌آورد. فرهادی با حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی کشور تماس می‌گیرد. ایوبی هم به «ستاد صیانت» مأموریت می‌دهد که موضوع را پیگیری کند. وظیفه این ستاد این است که از حقوق شهروندان در حریم عمومی دفاع کند. با این‌حال اتفاقی نمی‌افتد. نامه‌نگاری‌های متعدد دست‌اندرکاران فیلم به وزارت ارشاد اسلامی هم بی‌پاسخ می‌ماند. به همین جهت عرضه‌کننده فیلم که حقوق این اثر را خریداری کرده، خودش اقدام می‌کند و به زودی از طریق تحقیقات محلی پی می‌برد که یک فرد ناشناس و غیر محلی نسخه‌ای از فیلم «فروشنده» را که به امانت در وزارت ارشاد بوده در کاشان به قاچاقچیان فروخته است.

اسدزاده می‌گوید: «روی نسخه‌ای که هم‌اکنون به صورت قاچاق عرضه شده، حتی تصحیح رنگ، موسیقی و کارهای فنی هم صورت نگرفته است.»

این نخستین بار نیست که ممیزی وزارت ارشاد در قاچاق فیلم‌های سینمایی مشارکت می‌کنند. فیلم موفق «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی و فیلم «یک دزدی عاشقانه» ساخته امیر شهاب رضویان نیز از طیق وزارت ارشاد اسلامی به دست قاچاقچیان رسید و به طور قانونی توزیع شد.

این فیلم‌ها از فیلم‌های پرفروش و اجتماعی و نسبتاً مستقل سینمای ایران بوده‌اند. «فروشنده» تنها در نخستین روز نمایش عمومی‌اش در سینماهای تهران ۶۱۰ میلیون تومان فروخت. «ابد و یک روز» و «یک دزدی عاشقانه» هم پرفروش بودند. «ابد و یک روز» در پنج روز اول نمایش‌اش ۲۵۰ میلیون تومان و «یک دزدی عاشقانه» در طی فقط ۱۸ روز ۵۰۰ میلیون تومان فروش داشت.

آمار فروش فیلم‌های نسبتاً مستقل و اجتماعی ایران از این نظر اهمیت دارد که در سال‌های پیش از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، برخی سینماگران رانت‌خوار که از بودجه‌های بسیار کلان دولتی برخوردار می‌شدند، همواره به فروش فیلم‌های خود در گیشه استناد می‌کردند با این قصد که گفته باشند سینمای تبلیغی و شعاری در بین مردم محبوبیت دارد.

یکی از سیاست‌های حوزه هنری با در اختیار داشتن بیش از ۱۲۰ سالن سینمایی در کشور و تحریم برخی فیلم‌های سبنمای اجتماعی ایران این است که ذائقه و سلیقه سینمایی مردم را تغییر دهد. قاچاق فیلم‌های خوش‌اقبال سینمای مستقل ایران، از نظر اقتصادی این فیلم‌ها را زمینگیر و وابسته به اعانه دولتی می‌کند.

در سال‌های گذشته، گزارش‌های جسته و گریخته‌‌ای از سرقت آثار ترجمه شده توسط ممیزان ارشاد اسلامی هم در محافل ادبی دهان به دهان می‌گشت. اما هرگز درستی یا نادرستی این روایت‌ها ثابت نشد.

No responses yet

Oct 13 2016

کویتی‌پور: حق‌الناس بهروز وثوقی چه می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

دیگربان: غلام کویتی‌پور٬ از مداحان شناخته‌شده٬ نگاه هنری مسئولان فرهنگی ایران را «اساسا کور» معرفی کرد و از آنها خواست بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب «چشم‌شان را باز کنند.»

وی افزوده «به ما تلقین شده بود موسیقی حرام است و بهره‌گیری از آن را بد می‌دانستند. من نمی‌دانم این چه نگاهی است؟ مگر محمدرضا شجریان یا محمد اصفهانی در کنار خواننده بودن قاری قرآن هم نبوده‌اند؟»

کویتی‌پور اضافه کرده «ما ۳۷ سال است دافعه‌مان بسیار بیش از جاذبه‌مان است. چرا تا این حد راحت از قدرت استفاده و هنرمندان‌مان را دربه‌در می‌کنیم؟ بهروز وثوقی چه گناهی در حق هنر ایران کرده است که باید بیاید پشت مرز ترکیه بایستد، پدر مریض‌اش را که در حال احتضار است ببیند و خداحافظی کند؟ این حرف بسیار بد است که شما به یک ریش‌سفید، به یک پیشکسوت هنر بگویید ببخشید ما برای راه دادنتان به کشورتان مشکل داریم. حق‌الناس این انسان هنرمند کجا می‌رود؟»

No responses yet

Oct 11 2016

واکنش ارشاد اسلامی به پوستر دو روحانی و یک زن بی‌حجاب در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوزمانه: در شرایطی که شایعه برکناری علی جنتی، وزیر ارشاد اسلامی بعد از تاسوعا و عاشورا در رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران قوت گرفته است، در شبکه‌های اجتماعی پوستر فیلم «پارادیس» به تهیه‌کنندگی علی عطشانی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود. ارشاد اسلامی با انتشار بیانیه‌ای از خود رفع مسئولیت کرد.

در این پوستر دو روحانی عمامه‌سفید در کنار یک دختر آلمانی با موهای طلایی در کرانه رود راین سلفی می‌گیرند.


پوستر فیلم «پارادیس» دو روحانی با یک دختر موطلایی. بهشت؟

اداره کل سینمای حرفه‌ای وزارت ارشاد اسلامی در واکنش به انتشار پوستر فیلم «پارادایس» اعلام کرده است که این فیلم هنوز پروانه نمایش نگرفته و به همین جهت تهیه‌کننده و صاحبان فیلم مسئول محتوا و اقلام تبلیغی هستند.

وزارت ارشاد در این بیانیه خاطرنشان کرده که « هرگونه انتشار این مواد تبلیغی قبل از دریافت پروانه نمایش، تخلف محسوب شده و عواقب آن متوجه صاحبان آثار خواهد بود.»

فیلم «پارادیس» یک فیلم عام‌پسند درباره دو آخوند است که برای شرکت در سمیناری دانشگاهی پیرامون ادیان الهی می‌خواهند به آلمان سفر کنند، اما رئیس حوزه علمیه، شخصی به نام حاج‌آقا فراستی قصد دارد مانع از سفر آن‌ها به آلمان شود. آخوندها برای او ویزا می‌گیرند و به اتفاق رییس حوزه علمیه به آلمان می‌روند.

در این فیلم که در سال ۱۳۹۴ ساخته شده مهران رجبی، جواد عزتی، محمدعلی نجفیان، سامان صفاری، بیتا عطشانی، الیویا بورکارت، ماتیاس متس، کلاتسیدا روبرت و کا‌ترین فلوس بازی می‌کنند.

علی عطشانی اردیبهشت سال جاری اعلام کرده بود که نسخه نهایی فیلم سینمایی «پارادایس» برای دریافت پروانه نمایش به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل داده شده است تا در نوبت اکران عید فطر قرار گیرد.

تهیه‌کننده و کارگردان «پارادایس» این اثر را یک فیلم دینی نامیده بود که با نگاهی طنازانه به برتری مسلمان‌ها در اروپا اشاره می‌کند.

در سال ۱۳۸۳ فیلم مارمولک به کارگردانی کمال تبریزی، تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی و با بازی پرویز پرستویی درباره یک آخوند قلابی حاشیه‌ها و بحث‌های زیادی را به وجود آورده بود.
«زیر نور ماه»، «او»، «طلا و مس» و «رسوایی» از اندک فیلم‌هایی‌اند که درباره روحانیت شیعه در ایران ساخته شده و به نمایش درآمده.

No responses yet

Oct 05 2016

دکتر میر جراح کیارستمی: من قصوری نداشتم/ گویا کیارستمی در فرانسه ضربه مغزی شده بودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,هنر

عصرایران: ما هیچ اطلاعی از روند درمان و اتفاقات در فرانسه نداریم، اما شنیده‌ها حاکی از این است که سر ایشان به جایی برخورد کرده و دچار ضربه مغزی شده‌اند و به این علت فوت کرده‌اند.
پس از آنکه حکم پرونده پزشکی عباس کیارستمی منتشر شد، و طی آن مشخص شد تیم پزشکی قصور در درمان داشتند، پزشک خاطی به سه ماه عدم فعالیت در بیمارستان مربوطه محکوم شد که ابعاد انتشار این حکم واکنش های متفاوتی را در بین اهالی سینما در پی داشت.

به گزارش عصرایران، روزنامه سپید در تازه ترین شماره خود گفتگوی مفصلی را با دکتر احمد میر پزشک معالج عباس کیارستمی انجام داده است. گفتگویی که ابعاد تازه ای در پرونده پزشکی فیلمساز فقید کشورمان پیش روی مخاطب باز کرده است. در ادامه این گفت و گو را می خوانید.

آقای دکتر احمد میر شما پزشک معالج مرحوم عباس کیارستمی بودید و در این دوران هرگز پاسخ و یا واکنشی در جراید از شما ندیده و نشنیده ایم . دلیل این سکوت طولانی چیست ؟

پیش از هرچیز باید یادآور بشوم که درگذشت عباس کیارستمی ضایعه جبران ناپذیری برای فرهنگ و هنر این مرزو بوم است و فقدان چنین فرد و استعدادی برای همه ما تأثر انگیز و دردناک است. لذا وظیفه خود میدانم که به همه هنرمندان و هنردوستان و کلیه جامعه هنردوست ایران تسلیت بگویم .چرا من تا امروز سکوت اختیار کردم.

پایان سکوت پزشک عباس کیارستمی: گویا آقای کیارستمی در فرانسه ضربه مغزی شده بودند

این سکوت به این دلیل بود که گفته ها ونوشته های زیادی درباره بیماری ، روند درمان و مرگ مرحوم عباس کیارستمی وجود دارد و پاسخ به آنها نیاز به کارشناسی علمی داشت و هدف من این بود که اجازه بدهم کارشناسان ذی صلاح و کارشناسان نظام پزشکی کشور به این موارد رسیدگی کنند و درکمال استقلال بتوانند رأی خود را اعلام کنند.

به این دلیل من در مقابل تمام سخنان شایسته و ناشایسته درست و نادرست و حتی اهانت آمیز سکوت کردم تا بتوانیم به نتیجه ای درست و عادلانه ای برسیم.مضافاً اینکه برخى اظهار نظرها به منظور جواب گرفتن و جواب دادن و مطرح بودن به هر قیمت بود.مطلقاًبنده نمى خواستم و نمى خواهم وسیله این فرایند باشم . در ضمن من فکر می کنم که پزشک وظیفه دارد در هر حال و حالتی رفتاری نمونه داشته باشد و بیماران ما نیز از ما چنین انتظاری را دارند . وظیفه من سکوت و احترام به مرحوم کیارستمی بود .

گفته شده است که آقای کیارستمی قرار بوده است توسط پدر جنابعالی مورد عمل جراحی قرار بگیرد آیا این ادعا صحت دارد ؟

این ادعابه هیچ وجه صحت ندارد . آقای کیارستمی با بنده از قبل آشنایی دوری داشتند و پس از بررسی خودشان به من مراجعه کردند . ایشان اصرار داشتند که حتما قبل از تعطیلات عید این عمل انجام بشود چون بعد از عید برنامه مسافرت خارج از کشور داشتند و قرار بود در خارج از کشور فیلمی را تهیه بکنند . در ضمن جای یادآوری است که پدر من دکتر علی محد میر سالها است ، شاید بیش از ۱۰ سال است که عمل جراحی انجام نمیدهند و الان ۹۳ سال دارند و هیچ جای تردیدی باقی نمی ماند که ایشان به من مراجعه کردند و نه به پدرم .

مرحوم کیارستمی با چه علایمی به شما مراجعه کردند ؟

آقای کیارستمی به دلیل کم خونی در بیمارستان دیگری مورد آزمایش و بررسی قرار گرفته بودند ونتایج این آزمایشها نشان میداد که به علت کم خونی و نتایجی که از کولونوسکوپى و بافت شناسى حاصل شده بود باید موردعمل جراحی قرار بگیرند . تمام همکارانی که ایشان را دیده بودند پیشنهاد عمل را داده بودند . به همین علت وقتی به من مراجعه کردند درباره این مسأله با هم صحبت کردیم و به توافق رسیدیم تا پس از قطع داروهای ضد انعقادی که مصرف میکردند به بیمارستان بیایند و در بیمارستان مورد عمل جراحی قرار بگیرند .

بیماری دقیق مرحوم عباس کیارستمی چه بود ؟

به عنوان یک پزشک مثل هر پزشک دیگری ما به قسم نامه ای که سوگند خوردیم پای بندیم. افزون بر این قانون هم حفظ اسرار پزشکى را مقرر کردهاست. بیماری جزء اسرار پزشکی افراد است ، یک بار دیگر این سوال از من شد واز پاسخ به این سوال سرباز زدم چون تا آن زمان اقاى کیارستمی چنین اجازه ای را به من نداده بود تا درباره نوع بیماری ایشان با کسی صحبت کنم.

امروز هم به همین قسم نامه و به همین حفظ اسرار پزشکی پای بندم . چنانچه خانواده مرحوم عباس کیارستمی چنین اجازه ای به من بدهند، من باکمال میل نوع بیماری و درجه بیماری و کل مسائلی را که مربوط به بیماری ایشان است در اختیار همگان قرار میدهم ولی تا قبل از اینکه اجازه به من داده شود من متأسفم که امروز هم درباره نوع دقیق این بیماری اجازه ای ندارم با کسی صحبت کنم .

بیمار در چه تاریخی و به چه علتی بستری شد ؟

مرحوم عباس کیارستمی پس ازتمهیدات لازم و ویزیت ها و مشاوره های لازم بعدازظهر ۱۷ اسفند مورد عمل جراحی قرار گرفتند . آقای کیارستمی به مشکلی دچار بودند که چنانچه عمل نمیشدند در آینده ای نزدیک خطرات زیادی تهدیدشان می کرد. در تاریخ ۱۷ اسفند عمل شدند. عملشان با موفقیت به انجام رسید و به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شدند.

عمل دوم بیمار به چه علت بود ؟ در کیفرخواست آمده است که شما در این عمل تأخیر کرده اید ؟

عمل دوم به علت بروز خونریزى بود. بیمار به مدت دو روز داروى ضد انعقاد خون دریافت کرده بود و ما مدت ۴٨ ساعت به بیمار فرصت دادیم تا اثر این دارو از بین برود. در طول این مدت من ،همکارم دکتر ناصرى وهمه پزشکان مشاور و مسؤلین icu بر بالین بیمار حاضر بودیم. خون و فراورده هاى خونى به بیمار تزریق شد ،ودر این مدت هرگز افت فشار خون، کم کارى کلیه یا علایم DIC نداشتیم. بررسى بالینى ، سونوگرافى و سى تى اسکن انجام شد و روز ٢٠ اسفند بیمار دوباره عمل شد. خونریزى مهار شد بدون اینکه منشأ خونریزى واضحى یافت شود. از ان به بعدنیز دیگر با مشگل خونریزى مواجه نشدیم. توجه بفرمایید که اقدام جراحى در بیمارى که داروى انعقاد دریافت کرده است ، پیش از قطع دارو امرى بسیار خطرناک است.

شما در چه شرایطی بعد از عمل دوم به مسافرت رفتید ؟

آقای عباس کیارستمی بعد از عمل دوم یک روند بهبودی کاملا رضایت بخشی داشتند . بعد از عمل دوم فقط یک واحد خون تزریق کردیم و دیگر نیازی برای تزریق خون نشد . هموگلوبین رفته رفته به حد نرمال برگشت و از لحاظ کلیوی- قلبی – ریوی و عمل کرد روده کاملا خوب بودند. تغذیه بامایعات شروع شد ، راه می رفتند و هموگلوبین ۱۱ داشتند. در چنین شرایطی بود که بعد ازظهر روز ۲۹ اسفند ، ۹ روز بعد از عمل دوم در حالی که در موقعیت پایدار و مطلوب قرار داشتند، با ایشان صحبت کردم من اعلام کردم که من فقط با موافقت ایشان به سفر خواهم رفت و گفتم چنانچه با سفر من موافق نباشند من در کنار ایشان خواهم ماند. و این صرفاً به خاطر ارادت خاص به اقاى کیارستمى بود و الا پزشک در صورتیکه جانشین صلاحیتدارى به جاى خود معرفى نماید مکلف نیست براى سفر از بیمار اجازه بگیرد.

آقای کیارستمی و برادر ایشان و پسرشان با سفر من موافقت کردند . من برای این سفر به جای خود جانشینی انتخاب کردم . آقای دکتر ناصری متخصص جراحی عمومی که از روز اول ، از عمل اول و دوم در کنار من بودند و هر روز آقای کیارستمی را دیده بودند ، از ریزه کاری بیماری و تحول و پرونده ایشان مطلع بودند . آقای دکتر ناصری را بعنوان جانشین معرفی کردم و آقای کیارستمی با این جانشینی کوچکترین مخالفتی نشان ندادند و با اجازه بیمار و خانواده و تعیین جانشین به سفر رفتم . تکرار میکنم زمانی که من به مسافرت رفتم شرایط آقای کیارستمی ۱۰۰ درصد پایدار و خوب بود و خونریزی نداشتند . هیچ جراحی بیمار خود را در شرایط بد رها نمیکند وجایى نمیرود.

No responses yet

Sep 25 2016

اعتراض به پخش غیرقانونی یک فیلم از صدا و سیما

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: فرشته‌ طائرپور در نامه‌ای به مسئولان رادیو و تلویزیون، بی‌اعتنایی به حقوق مالکان آثار را عمدی خوانده و می‌پرسد چطور پخش تیزر فیلم‌ها از شبکه‌های خارجی کراهت دارد اما پخش بدون اجازه فیلم‌ها در تلویزیون سراسری حرام نیست؟

فرشته طائرپور، تهیه‌کننده فیلم، در نامه‌ای به صدا و سیما به پخش غیرقانونی فیلم “وقتی همه خواب بودند” اعتراض کرده و گفته که این کار نشاندن مخاطبان پای سفره‌ای حرام است. این فیلم به تاکید تهیه‌کننده آن، چند مرتبه در سال‌های اخیر و بدون توجه به اعتراض‌های شفاهی و مکتوب او به نمایش در آمده و مناسبت پخش آن در مرتبه آخر، عید قربان بوده است.

فرشته طائرپور نوشته است: «در شرایطی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مالکان آثار را در ازای پخش خلاصه تیزرهای ده ثانیه‌ای و گرانقیمت خود ملزم به امضای تعهداتی مبنی بر عدم استفاده مطلق از شبکه‌های غیرقانونی و پذیرش پیشاپیش خسارت‌های سنگین تخلف‌شان از این تعهد می‌کند، خود از همه قوانین شرعی و مدنی و احتیاط‌های واجب در رعایت حق الناس عبور کرده و نسخ امانی فیلم‌های موجود در آرشیوش را اموال مصادره شده‌ای فرض کرده که برای انواع جرح و تعدیل‌ها، یا نمایش‌های تلویزیونی و ویدیوئی، در موردشان اختیار تام دارد.»

وزارت ارشاد ایران شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی را ابزار رخنه فرهنگی در داخل کشور می‌داند و هر گونه همکاری یا مشارکت در تولید برنامه از جمله پخش آگهی ‌فیلم‌های سینمایی از این شبکه‌ها را قابل پیگرد معرفی می‌کند. فیلم سینمایی “آااادت نمی‌کنیم” از جمله فیلم‌هایی بود که در هفته اول اکران خود به خاطر پخش آنونس تبلیغاتی‌اش از شبکه‌های ماهواره‌ای از ادامه نمایش منع شد.

بیشتر بخوانید: “ممنوع‌الفعالیت شدن، حق سینماگران ایران نیست”

این تهیه‌کننده سینما، مسئولان صدا و سیما را ملامت کرده که در بزنگاه تعامل با سینماگران مستقل همواره در نقش “معامله‌گری بدحساب” ظاهر شده‌ و از درک وظایف حمایتی خود عاجز مانده‌اند: « در شرایطی که مدتی است جمع کثیری از سینماگران -در داخل و خارج- دست به دست هم داده‌ایم و وکیل استخدام کرده‌ایم تا شکایت قانونی خود از نمایش غیرقانونی آثارمان را در محاکم قضایی ایران، اروپا و کانادا پیگیری کنیم، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در جوار خودمان، با بی‌اعتنایی عمدی به حقوق مسلم و مصرح مالکان آثار، فیلم‌های ما را بدون داشتن قراردادی معتبر، بارها از شبکه‌های مختلف خود پخش می‌کند و مخاطبانش را پای سفره‌ای حرام، به تماشا می‌نشاند.»

طائرپور گفته که بارها به دلیل “رفتار مصادره‌ای” با فیلم‌هایش، از مسئولان صدا و سیما شکایت کرده ولی این فیلم‌ها هم در حوزه نمایش خانگی توزیع و هم بارها از شبکه‌های مختلف سراسری و استانی پخش شده‌‌اند.

بیشتر بخوانید: “ممنوع‌الفعالیت شدن، حق سینماگران ایران نیست”

در یادداشت اعتراضی خانم طائرپور که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده، او به فشاری اشاره کرده که فیلمسازان ایرانی از سوی مراجع قانونی و قضایی به خاطر پخش تیزرهای تبلیغاتی در شبکه‌های خارجی تحمل می‌کنند و می‌پرسد کراهت پخش غیرقانونی فیلم‌های خوب ایرانی از صدا و سیما بیشتر است یا آگاهی‌رسانی یک شبکه خارجی به هموطنان در مورد تولیدات مجاز که موجب رونق بازار سینمای ایران می‌شود؟

او در پایان نوشته است: «تسویه حساب ما با صدا و سیما بماند برای آن دنیا؛ که نه سازمان اینهمه دستش باز است و پشتش گرم و حکمش نافذ… و نه ما اینهمه دست‌مان بسته و پشت‌مان خالی و حرف حق‌مان، تف سر بالا!»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .